رفتن به محتوای اصلی
بررسی تولد زبان فارسی

بررسی تولد زبان فارسی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

" بی گمان اگر بی مایگانی، بدون جذب کامل مدخل، قصد کنند تا به این مبانی نگاه کج قوم پرستانه و متعصبانه بیاندازند، جز امحاء آبروی فرهنگی خویش حاصلی نخواهند برد. زیرا عمق این داده ها به میزانی است که بدون آموزش ملاحی استادانه ورود به آن با غرق کامل برابر می شود" «پورپیرار»

اسلوب این بررسی ها بر دو پایه قرار دارد :
• بررسی نقادانۀ هر مدخل(پاپیروس به خط عرب، درباره ی منابع زبان فارسی و بررسی متون یهودی - فارسی)، بر اساس فرض های موجود
• بررسی ماهوی و نهائی هر مدخل ، بر اساس برداشت های جدید

یادداشت بی بدیل ، کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها»، ۲۶۰ قطعه پاپیروس مصری را شناسانده است که تمام پاپیروس های یافت شده از قرون نخست اسلامی را شامل می شود. در میان این یادگارهای گران بها، گرچه مطالب فراوانی است که به فهم درست تر از اوضاع اجتماعی و تاریخ اسلام نیز کمک می کند، اما قصد من از طرح مسئله در این مبحث نه بررسی اجتماعی - تاریخی، که کنجکاوی فنی است.حقیقت مسلم و بی تردید این که گذر از مقدماتی برای رفع خامی از خط عرب، تدوین قواعد صرف و نحو، نقطه و علامت گذاری بر حروف، تا حدی که بتوان قرآن را برای ده ها ملت متنوع غیرعرب از صورت محفوظات به مکتوبات قابل قرائت بدل کرد، تنها با تلاش طاقت فرسا و طولانی ممکن شده و قرون متمادی زمان برده است. این مطلبی است که علاوه بر اعتراف کافّه ی محققین، نمونه های به جای مانده از خط عرب در قرون نخست اسلامی نیز، نه فقط تأیید می کند، بل زمان این بلوغ را، لااقل تا اواخر هزاره ی نخست اسلامی، به درازا می کشاند. «خطاطان و خوش نویسان تا اواخر قرن چهارم، قرآن را به خط کوفی می نوشته اند و خط زیبای نسخ در اوایل قرن پنجم جای خط کوفی را گرفت. از این قرن به بعد در خط قرآنی، تمام نقطه ها و نشانه هایی که هم اکنون، کم و بیش، معمول و متداول است. نوشته می شد».
(محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص ۴۸۴)
بدین ترتیب و فقط بر مبنای تحقیقات ناکافی کنونی، بلوغ خط عرب برای کتاب نویسی در پایان قرن چهارم و اوائل قرن پنجم را پذیرفته اند، این نوشته در پی ارائه ی اسنادی است که ثابت کند این بلوغ تنها پس از قرن هفتم و بل هشتم هجری میسر شده است. اینک به کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها» می پردازم که انحصار به پاپیروس نوشته ها دارد.

سند ۱ سند ۲ : «این دو سند به یک نفر با نام عبدالله بن حنان مربوط می شود. سند اول درباره ی وصول ۱۳ میش شیرده است. (سند ۱)
بسم الله الرحمن الرحیم. سند ترک دعوای عبدالله بن حنان از بابت ۱۳ میش شیرده سلیمان بن کلب العلوی. میش های شیرده را جریر بن نمیر برای سلیمان بن عطیه آورده است. صبر بن... مسلم بن ابوایلا و عبدالرحمن بن ابوایلا، دو عامل او شاهد بودند. در تاریخ شنبه سال ۱۰۴ هجری نوشته شد.
دومین سند، رسید دریافت است. گویا عبدالله بن حنان نامی مبلغی از شخصی که اینک فوت کرده، قرض گرفته و یکی از وارثان به نام سلیمان بن احوض الحذرمی مدعی سهم خود شده و گویا وارث دیگر به نام حریث بن سریج الحذرمی هم مرده و وارثی باقی نمانده و عبدالله از باقی مانده ی بدهی بری الذمه شده است: (سند ۲)
بسم الله الرحمن الرحیم. این سند برائت عبدالله از بدهی است که به عهده ی او بوده است. سلیمان بن احوض الحذرمی آن را دریافت کرده و عبدالله بری الذمه است. عبدالله بن سلیمان و سلیمان بن احوض و عبدالملک بن ایوب شاهد بودند و در شنبه سه روز [مانده از؟] شوال سال ۱۰۴ هجری نوشته شد. پس از کلمات «ثلاث ایام» کلمه ای حذف شده و معلوم نیست منظور نویسنده سه روز اول یا آخر ماه شوال بوده است. پس تاریخ ثبت سند احتمالا یا سوم یا بیست و ششم ماه شوال سال ۱۰۴ هجری است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۷۷، متن اصلی)
در این جا تفسیر مولف کتاب از تاریخ نگارش سند نادرست است، زیرا که ماه شوال ۱۰۴ هجری از یک شنبه آغاز و به چهارشنبه ختم می شود، پس با قول قوی، کلمه حذف شده، به جای سه روز «مانده از» شوال، باید سه روز «پس از» شوال خوانده شود، تا تطبیق آن با روز شنبه درست درآید. در مجموع و از آن که غالب این برگ نوشته های پاپیروسی در طول زمان آسیب بسیار دیده است، غالب تفسیرهای متن آن ها، به خصوص در جزییات، مبنای احتمال دارد، اما به هر حال نمونه های بالا قدیم ترین سند تاریخ خورده در میان اسناد پاپیروسی تاکنون یافت شده پس از اسلام در آن گنجینه است، که روشن می کند کاتبان و نام بردگان در ماجرا، با عنایت به زمان و اسامی، عرب اند، زیرا می توان پذیرفت که در آن مقطع هنوز فرهنگ و خط و نگارش عرب در میان مصریان قبطی، در حد کتابت و نثر این گونه اسناد مکتوب ممکن نبوده است.

سند ۳ سند ۴
«روی پاپیروس: باقی مانده ی سیاهه ای است که طبق آن اجاره ی ماه محرم سال ۲۸۴ هجری به نصر بن اسحاق پرداخت شده است. (سند ۳) «دفع الی نصر بن اسحاق ارزاقه الجاریه له للمحرم سنة اربع و ثمنین و مأتین». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۹۹ متن اصلی)
متن پاپیروس به این شرح است: (سند ۴)
«بسم الله الرحمن الرحیم. شاهد بودم که میان یعقوب بن اسحاق بن اسماعیل البغدادی و هارون، بنده ی آزاد شده اسحاق بن اسماعیل البغدادی قراری بود و آن بنده، ۹۰ دینار به یعقوب بدهکار است. در ذی القعده سال ۲۳۰ هجری از من شهادت خواستند». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۰ متن اصلی)

سند ۵
روی پاپیروس: نامه راجع به یک موضوع خانوادگی است: (سند ۵)
«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند عمر طولانی و با عزت و سربلندی به تو عطا کند و در دنیا و آخرت مشمول رحمت و مغفرت و فضل او باشی. چندی است نامه ای از تو دریافت نکرده ام و... نگران شده ام. امیدوارم با سلامتی یکدیگر را ملاقات کنیم که خدا بر همه چیز قادر است. اما بعد، خداوند لطف اش را شامل حال تو کند ـ آن قدر گرفتار بودم که نتوانستم برایت نامه بنویسم. امیدوارم به سلامت بازگردم. برایم نامه بنویس و مرا از حال راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ و مادرت و امین و عباس ـ خدا حفظ شان کند ـ با خبر کن.
برایت یک روسری خریده ام. فقط یکی یافتم. از خودتان خبر بده که ان شاءالله از شنیدن خبرهاتان خوش حال خواهم شد. فقط یک ماه و تا پایان طوبه از شما دور خواهم بود. امیدوارم با سلامتی همدیگر را ملاقات کنیم. ان شاءالله بسته ام به دست ات می رسد. سلام مرا به راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ مادرت و خواهرت و عباس برسان. احوال صاحب خانه ی یهودی را هم برایم بنویس». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۲۶متن اصلی)
سرریز احساسات انسانی و توجه به مبانی و مهربانی، تنها نشانه هایی نیست که از این نامه نمایان است. تاثیر نحوه ی بیان و بلوغ کلام، که سایه ی فصاحت و وصایای قرآن را بر سر الفاظ آن گسترده می بینیم، تاریخ نگارش این نامه را، گرچه تصریحی در آن نیست، اما منطقا به پس از قرن سوم هجری منتقل می کند، که بیان قرآن به جان مسلمان مصری رخنه ی کافی داشت و نگارش چنین نامه ی غنی از کلمات به زبان عرب را بر آن مردم میسر کرده بود. در پایان این نامه نیز، باز هم کرایه بگیر و صاحب خانه، یهودی معرفی شده است.

روی سند۶، نوشته شده بر طول پاپیروس پشت سند ۶، نوشته شده بر عرض همان پاپیروس
روی پاپیروس: رسید دریافت مبلغ ۵ و پنج ششم دینار است: (سند ۶)
«بسم الله الرحمن الرحیم. از ابوالخریل حصیر فروش.۶ دینار، یک ششم کم تر، دریافت کردم. این مبلغ را ابوالرفیع و ابراهیم ابن محمد العلایی در جمادی الاخر سال ۲۸۵ به من رساندند. این رسید را محمد بن عبدالجبار با دست خود نوشت».
«پشت پاپیروس: آغاز یک رسید است که با عبارت «الذی قبض یوم الاربعا»، به این معنا که روز چهارشنبه دریافت شد...». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۲متن اصلی)

پشت سند ۷ روی سند ۷
«روی پاپیروس: بنا بر متن، خراج تا آخر ماه ربیع الاول سال ۵۲۸ هجری پرداخت شده.» (روی سند ۷) «دیوان الخراج استوفا الی سلخ ربیع الاول سنة ثمانین و عشرین و خمس مئه».
«پشت پاپیروس: رسید رسمی مالیات بر اراضی. پس از یادداشت های اولیه مربوط به ثبت رسید در محضر رسمی و بسم الله، متن با عبارت «صح ا...» آغاز و حروف به صورت گرد و منحنی نوشته شده است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۲۸۳متن اصلی)
در متن سمت چپ برخی از حروف مانند حرف ت و ن نقطه دارند و بر دیگر حروف، مانند ف و ب و ی و ث و ش و خ نقطه ای نمی بینیم.
ادامه دارد ....

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

77 دیدگاه
كشف

بررسی تولد زبان فارسی

ویژگی های زبان تورکی و مقایسۀ کوتاه بین تورکی و فارسی , متأسفانه در دورانپهلوی، به پیروی از افکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی، بیش از نیم قرن دراین باب سیاست جبر و تحمیل اعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکیجلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی هم بصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی درآمد! در نتیجۀ این سوء تدبیر و انحصار طلبی و سیاست زور گویی، زبانهای غیرفارسی مردم ایران، بویژه تورکی رسماٌ ممنوع شد. البته اینگونه رویه و اعمالغیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی که زبانشان ممنوعاعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیخت وخواه و نا خواه از شیرینی لهجۀ فارسی هم در مذاق آنها کاسته شد!؟
بعد از سقوط رژیم پهلوی ورفع ممنوعیت دولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپو منتشر شد و دیوانهای شعرای تورکی گوی قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبانتورکی مجدداٌ ولو بطور نسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت.
در حال حاضر 25 لهجه یازبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق، ترکستان شرقی(چین)، ترکیه و بالکانزبان رسمی مردم است و در حدود 20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیاتکتبی است.
ادبیات شفاهی تورک هابسیار غنی است و در هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی رانیز در بردارد. ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی ازغنی ترین آنها در نوع خود میباشد.
کتاب »ده ده قورقود» که داستانهای اقوام اوغوز را بازگو میکند، یکی از قدیمی ترین آثار ادبیاتشفاهی است و بطوریکه اغلب دانشمندان معتقدند، همچنانکه از متن کتاب هم برمی آید مهمترین وقایع تاریخی این داستانها در آذربایجان و در قسمت شرقیآناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی و قبیله ای مردماین سرزمین سخن رفته است.
طبق آمارهای اخیر در دنیاشش هزارزبانموجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یکهزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن میگویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشدبنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند.
اینترنت، حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهای ملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند.پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطی نوین نیز به نابودی زبانها کمکمی کند .زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نوین»دیگر وجود ندارد»،این زبان مورد استفاده قرار نمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.
در حال حاضر هر سال دهزبان از بین می رود، افق آینده نیز تیره تر به نظر میرسد. برخی چنین پیشبینی کرده اند که 50 تا 90 درصد زبانهای فعلی در این قرن از بین می روند وبدین سبب حفظ آنها امری ضروری به شمار میرود.
مسئلۀ زبان در قرن21 ام دوسئوال را مطرح میسازد. از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابرپیشتازی زبان انگلیسی مقابله کنند؟ از سوی دیگر، زبانهای فرعی یا محلی چگونهمی توانند از خطر نابودی نجات یابند و در جهت توسعه پیش بروند؟
برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادرکرده اند . از جمله:
در18 دسامبر 1992مجمع عمومی سازمان بین الملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق بهاقلیت های قومی یا ملی، مذهبی و زبانی را به تصویب رساند. این بیانیه کشورهارا موظف کرد تا از موجودیت و هویت اقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند.از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق به اقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان/ حق استفاده از زبانشان/اجازۀ شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و زندگیعمومی و نیز در تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./اجازه تاسیس و ادارۀ موسسات مربوط به خودشان، حق ایجاد ارتباط صلح جویانه وخالی از تبعیض با اعضای گروه خودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که باآنها پیوندهای مشترک قومی، مذهبی و زبانی دارند.ایننخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاص وابسته بهاقلیتهاست و از همین رو بر نحوۀ اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیرخواهد گذاشت.
شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظر بررسی میشود:
1-منشأ زبانها
2-ساختمان و شکل خارجی زبانها(موروفولوژی)
زبان تورکی از نظر منشأ جزو زبانهای اورال- آلتای و یا به بیان صحیحتر، از گروه زبان های آلتائی است.
زبانهای اورال-آلتای بهمجموعه زبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بینکوه های اورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلفبه نقاط مختلف مهاجرت نموده اند.
این گروه زبانها شامل زبانهای فنلاند، مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهای آلتائیک)میباشد.
از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها به سه دسته تقسیم میشوند:
1-زبانهای تک هجائی ویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانها کلمات صرف نمی شوند و پسوندو پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر به نحو و ترکیب و ترتیبکلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکان یااسترس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جملهبسیار مهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تکهجایی هستند.
2-زبانهای تحلیلی یا صرفی : دراین زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرف تغییر می نماید مانند:گفتن – می گویم.زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروه می باشند.
3-زبانهای التصاقی یا پسوندی : دراین زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای مخصوص به ریشهکلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی میگردد.در این زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد. پسوندها تابهآهنگ ریشه بوده و به آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروهزبانهای اورال- آلتائی جزو این دسته می باشند.
در زبانهای هند و اروپائیاز جمله فارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که درتورکی پیشوند وجود ندارد. مثلا در برابر کلمه یانترناسیونال (فرانسه)و بین الملل عربی)در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسی)گفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود، چون در تورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا می کنند.
در زبانهای هند و اروپائیعنصر اصلی(مبتدا و خبر) در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یهشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوندساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعلهم در آخر قرار می گیرد.مثال در فارسی= من به شیراز رفتم تا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.
حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل طب اوخویاندان سونرا فرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازا گئتدیم.
جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جمله تورکی را به ترتیب زیر می شمارد:
1-فاعل 2-قید زمان 3- قید مکان 4-مفعول غیر صریح5 -مفعول صریح 6-قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییر دهد7-فعل.
هر چیز معین بر غیر معین مقدم است، یعنی اگر مفعول صریحمعین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتب تورکیچنین است:
نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردییعنی نقاش روز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشان داد.
بعلاوه هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد.
در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جمله معکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کار میرود.
هماهنگی اصوات:یکیاز بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگی اصوات است. اصوات یا آواها در زبان بهعنوان عناصر بسیط تشکیل دهندۀ کلمات دارای نقش اساسی هستند در زبان تورکیبین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجود است.
هماهنگی اصوات سبب میشود که کلمات تورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجاد نماید.
حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند که از آنها 9صائت و بقیه صامت هستند.
در تورکی بر خلاف فارسی وعربی صدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی بهاجبار از کلمات فارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها راکشیده تلفظ می کنند.وزن عروضی بر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسبنبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را از دست داده است.شعر تورکی قبل ازپذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده و »قوشوق»یا »قوشقی»نامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب و فارسی زباناننزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعر تورکیقرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی، قوشما و…)را با وزن هجائی سروده اند.
در بررسی مقایسه ای زبانها از چهار نقطه نظر تحقیق میشود:
1-از نظر جمله بندی یا نحو
2-از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی و پسوندها
3-از نظر آوائی یا فونتیک(صداها)
اینک درباره لغات و مخصوصا» افعال تورکی در مقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود.
در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سال قبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثالیکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیستمطرح نموده است ،همچنین تعداد زیادیاز افعال تورکی را که فارسی نداردبرشمرده است.
نوائی می گوید معادل اینکلمات که صد تای آن بعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد، بنابراین اگربخواهیم معانی این کلمات را به فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمکجمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربی متوسل شویم.
لغاتی را که نوائی در کتابخود بعنوان مثال بکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورکزبانان ایران نا آشناست از اینجهت در این رساله بهجای آنها لغات مشابهتورکی آذربایجانی بکار برده شده است.
در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درجشده که در فارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمناٌ بعنوان نمونهدر حدود 350 کلمه تورکی نقل شده که عیناٌ در فارسی بکار میرودمانند: آقا، خانم، سراغ، اوغور، قاب، قاشق، قابلمه، دولمه، بیرق، سنجاق و امثال آنها.
در مقایسهدیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکی ترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشاندر فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکی نبوده و در بیش از 30%لغات باهم متفاوتند. از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکر شده، در صورتیکه درتورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنی بخصوصیدارند. ضمنا» باید خاطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقلتورکی وجود دارد که 20 لهجۀ آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدامدارای لغات مترادف بیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با اینترتیب معلوم میشود کههزاران کلمه در تورکی موجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.
در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود استکه در فارسی نیست.مثلا»برای انواع دردها کلمات:
آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک،بکار می رود که هر کدامدرد بخصوصرا بیان می کنند.
آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).
سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،
آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.
سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود.
یانغی معادل سوزش میباشد.
زوققودرد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.
گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.
اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.
گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد.
در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.
در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا»:
آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن.
بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.
دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.

كشف

بررسی تولد زبان فارسی

آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.
هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن وهؤککولده مکگریه با هق هق میباشد.
بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.
ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است .
کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.
در تورکی جغتائی اینگره مک وسینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن واؤکورمکبه معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنینییغلاماقبه معنی گریه کردن واینجگیرمکبه معنی با صدای نازک گریه کردن است.
در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند. بیقماق، بئزیکمک، بئزمک و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا»:چییریمکبیشتر بمعنی زده شدن میباشد.
ترپشمک به معنی تکان خوردن
وترپتمک به معنی تکان دادن است
ولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)
قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن
وقاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.
ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندن
وسیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.
در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد.
ایمرنمک، قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن ونیسگیلبه معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.
برایدعوا کردنکلمات متعددی بکار می رود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان می کنند مانند:
دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن
ووُروشماق:همدیگر را زدن
ساواشماق:با یکدیگر دعوا و جنگ کردن و گلاویز شدن
دیدیشمک:دعوا همراه چنگ زدن همدیگر
چارپیشماق:دعوا و برخورد به یکدیگر،تصادم
دالاشماق:با هم دعوای لفظی کردن
دارتیشماق:با هم مشاجره کردن
چاخناشماق:با هم سر شاخ شدن
تؤتوشماق:دعوا با گرقتن همدیگر
بؤغوشماق:دعوا همراه یقه ی همدیگر را گرفتن و خفه کردن
تیپشمک و تیپکلشمک:دعوا همراه لگد انداختن به هم
خیرتدکلشمک یا فیرتیلاقلاشماق:دعوا همراه گلوی همدیگر را گرفتن
سؤیوشمک:همدیگر را دشنام دادن
دیرشمک:دعوا کردن،رو در روی هم ایستادن
بؤغازلاشماق:گلوی همدیگر را گرفتن،رو در روی هم قرار گرفتن،دعوا کردن
چیرپیشماق:زدوخورد
دُروشماق:مناقشه،مجادله،رو در رو شدن
سؤپورلشمک:گلاویز شدن،در هم آویختن
همچنین برای اینکه بگوئیدفلانی از در وارد شد، بسته به شخصیت فلانی و نحوه ی ورود و مناسب گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:
قاپی دان گلدی(از در آمد،بطور متعارف)
قاپی دان ایچری بویوردولار(از در تشریف فرما شدند)
قاپیدان گیردی(از در وارد شد،بطور خودمانی)
قاپی دان گئچدی(از در گذشت)
قاپی دان سؤخولدو(از در خودش را چپاند)
قاپی دان تپیلدی(از در خودش را به زور تو کرد)
قاپی دان دوروتولدو(از در یواشکی تو آمد)
قاپی دان سؤروشدو(از در سر خود آمد تو،بمعنی مجازی)
در تورکی به مرغابی «اؤردک» گفته میشود ولی برای انواعآنها اسامی مختلف بکار میرود.مثلا» به اردک ماده«بورچین» و به اردکنر«سونا» و همچنین «یاشیل باش» گفته میشود
در تورکی برای اسب و اغلب حیوانات اهلی در هر سنی ناممخصوص وجود دارد.مثلا»«قولون»برای اسب نوزاد،«دای» به اسب دوساله و «یولان»به اسب پنج ساله گفته میشود
برای صداهای حیوانات مختلف و عناصر طبیعت لغات ویژه ای بکار میروند مانند:
سو شیریلتیسی:صدای شرشر آب
یارپاق خیشیلتیسی:صدای خش خش برگ
اوت پیچیلدیسی:صدای افتادت باد در سبزه
گؤی گورولتوسو:صدای غرش آسمان
قافلان نریلتیسی:صدای غرش پلنگ
قوش جیویلتیسی:صدای جیک جیک مرغ
اینکلرین بؤیورمه سی:صدای گاوها
شلاله نین چاغلاماسی:صدای ریزش آبشار
همچنین در برابر کلمه«کندن»فارسی شش کلمه تورکی موجود است که هر کدام در محل و مورد خاصی بکار می رود:
قازماق:بمعنی کندن زمین و امثال آن
یولماق:بمعنی کندن مو و کندن از ریشه
سویماق:بمعنی کندن پوست و رازهزنی
اویماق:بمعنی کندن چوب و امثال آن برای منبت کاری و در آوردن چشم بکار میرود.
قوپارماق:برای کندن جزئی از چیزی
قیرتماق:برای کندن و برداشتن جزئی از چیزی و نشگون گرفتن است.
بطوریکه مشاهده میشود در فارسی به جای کلمات مستقل تقلید صداها بطور مکرر بکار میرود.
در تورکی لغات مشابه(اومونیم)یا لغاتی همانند با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات برای جناس و ایهام بکار میرود مانند:آت بمعنی اسب و آت بمعنی بیانداز.
زبان تورکی از نظر لغاتبرای مفاهیم مجرد بسیار غنی است.افعال تورکی بطوری که خواهیم دید از نظرنوع،وجه و زمان بسیار متنوع میباشد.در نتیجه زبان تورکی برای بیان اندیشهبطور دقیق بسیار مناسب و رساست.
نا گفته نماند با آنکه لغتباعث غنای زبان است ولی غنای زبان بیشتر تابع تحرک و قابلیت لغتسازی، افاده و بیان مفاهیم جدید وغنای مفاهیم مجرد همچنین تنوع بیان قدرتبیان تفرعات و تفاوتهای جزئی(نوآنس)کلام است.
با در نظر گرفتن مراتبفوق، نوائی و بسیاری از شرقشناسان معتقدند که نثر زبان تورکی برای بیاناندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی، فلسفی، اجتماعی و … رساتر ومناسبتر از زبانهای دیگر است.
مفاهیم و اندیشه هایی را که می توان در تورکی با یک جمله بیان نمود، جملات و شرح مفصلی را در آن زبان ایجاب می نماید.
در زبان یا همان لهجه فارسی واژه های بسیط سخت گرفتار کمبود است زیرا بیشتر آنها به مرور زمانها رها گشته و از یاد رفته است. واژگان زبان فارسی برای مفاهیم علمی مجهز نیستو مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس می کنند و از این، عذاب می برند .گاهمیشود که انسان یک ساعت، یک روز و حتی یک هفته تمام درباره بهمان تعبیرزبان خارجی می اندیشد، مغز و اعصاب خود را می فرساید و از هم می گسلد و سرانجام نیز راه به جائی نمی بردو خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمههای فارسی ناخشنودی می نمایند.
افعال:افعال، کار، حرکت و حالت را بیان می کند و عنصر اصلی جمله محسوب میشوند، بطوریکه بدون فعل ،جمله نا تمام و معنی آن نا مفهوم خواهد بود.
زبانهایاورال-آلتائیعموما»و زبان و زبانهای تورکی خصوصاٌ از نظر افعال غنی هستند بعلاوه دارایانواع، وجوه و زمانهای متعدد و متنوع اند بطوریکه ممکن است مفاهیم و مطالبیرا با یک فعل بیان نمود در حالیکه برای بیان همان مفهوم و مطلب در زبانهایدیگر نیاز به جملات مشروح و مفصل می باشد مثلا»:اوسانمیشامیعنی من از او به تنگ آمده و بیزار شده ام،خوسانلاشدیقیعنی ما با هم بطور خصوصی درد دل کردیم،قوجاقلاشدیلاریعنی همدیگر را در آغوش گرفتند وآغلاشدیلاریعنی با همدیگر گریه کردند،گئچیندیریریعنی اعاشه را تامین می کند و …
افعال تورکی همه با قاعده اند جز فعل ناقص فراموش شده ی ایمک به معنی بودن که بجای فعل معین بکار میرود.
در خاتمه این مقالهبه جا خواهد بود اگر نگاهی مقایسه آمیز هر چند گذرا به چند و چون اصطلاحاتو تعبیرات فعلی در زبانهای فارسی و تورکی بیاندازیم. اصطلاحات و تعبیراتفعلی که از آن در اصطلاح لغت شناسی به ترکیبات ثابت فعلی زیان نیز نامبرده میشود،یکی از جالبترین و پرمایه ترین شقوق لغوی و ترکیبی زبان درارائه معانی مجازی و تشبیهی است.
زبان فارسی که در عین حالیکی از زبانهای ترکیبی است و کلمات آن انعطاف زیادی برای تشکیل اصطلاحات وتعبیرات فعلی دارد و از وسعت و شمول زبان تورکی در ایجاد و کاربرد این نوعترکیبات برخوردار نیست. در زبان تورکی تنها در رابطه با اعضای بدن انسانیاز نوع :
باش(سر)، گؤز(چشم)، آغیز(دهان)، آیاق(پا) و امثال آن صدها اصطلاح و تعبیر وجود دارداینک برای اینکه در این باب نموداری به دست داده باشیم به نقل تعدادی ازاصطلاحات وتعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی که از یادداشتهای آقایم.ع.فرزانهاقتباس شده در رابطه با کلمۀ دیل(زبان)بسنده می کنیم:
1-دیل- آغیز ائله مک: (دلداری دادن، با لحن ملایم خواستار پوزش شدن، رفع رنجش و کدورت کردن).
2-دیل آچماق:زبان باز کردن(طفل)، درد خود را باز گفتن، التماس کردن و خواهش کردن.
3-دیل بوغازا سالماق:وراجی کردن، پشت سر هم و بدون وقفه حرف زدن.
4-دیل اؤیرتمک : چیزهای ندانسته را یاد دادن،حرف یاد(یکی)دادن،راه و چاه نشان دادن.
5-دیل تاپماق:تفاهم پیدا کردن،جلب رضایت و اعتماد کردن،زبان مشترک یافتن.
6-دیل تؤکمک:خواهش و تمنا کردن،اصرار ورزیدن.
7-دیل چیخارماق:استهزا کردن،ادای یکی را در آوردن.
8-دیل وئرمک:راضی شدن،قبول دادن*دیل وئرمه مک: امکان حرف زدن به دیگری را ندادن.
9-دیلده توک بیتمک: از تکرار و بازگویی یک مطلب خسته شدن.
10-دیلدن دوشمک:خسته شدن،از پا درآمدن.
11-دیلدن سالماق: خسته و درمانده کردن،از پا انداختن.
12-دیلدن دوشمه مک:ورد زبان بودن،از یاد نرفتن،فراموش نشدن.
13-دیله گتیرمک:یکی را به حرف وا داشتن، کاری را که در حق کسی انجام شده را به زبان راندن.
14-دیله توتماق:با حرفهای شیرین یکی را رام کردن،بچۀ در حال گریه را با زبان ساکت کردن.
15-دیله گتیرمه مک:یارای گفتن حرفی را نداشتن، حرفی را که گفتن آن ممکن است نگفتن.
16-دیلی آغزینا سیغماماق:خود ستائی کردن، حرفهای گنده گنده گفتن.
17-دیلی باتماق:نطقش خاموش شدن.
18-دیله گلمک: زبان و شکوه و شکایت گشودن، به ناله و فغان آمدن.
19-دیلی قیسا اولماق:به خاطر داشتن قصور، جرأت حرف زدن نداشتن .
20-دیلی دولاشماق:حرفها را اشتباه گفتن، در نتیجه اشتباه و یا دستپاچگی حرفها را قاطی کردن.
21-دیلی دؤنمه مک:قادر به تلقظ و ادای صحیح حرف نبودن.
22-دیلی توتولماق:توان و یارایی گفتن را از دست دادن، به هنگام سخن گفتن لکنت پیدا کردن.
23-دیلینه وورماماق:از چشیدن چیزی امتناع کردن.
24-دیلیندن دوشمه مک:مرتبا» تکرار کردن، بطور مدام بر زبان راندن.
25-دیلیندن قاچیرماق:بی هوا و بی حساب از دهانش در رفتن.
26-دیلینی باغلاماق:وادار به سکوت کردن.
27-دیلینه باغلاماق:به گردنش گذاشتن، حرف بر زبان کسی گذاردن
28-دیلینی بیلمک (باشا دوشمک):از حال و مقالش با خبر شدن، راز دلش را حالی شدن.
29-دیلینی قارنینا(دینمز یئرینه قویماق): از زیاده گویی خودداری کردن، زبان در حلق فرو بردن.
30-دیلینی دیشله مک:حرف را نا تمام گذاشتن، در وسط حرف تأمل کردن.
31-دیلینی کسمک:به سکوت وا داشتن، جلو حرف یکی را به زور گرفتن.
32-دیلینی ساخلاماق:از گفتن چیز خاصی خودداری کردن، سکوت را ترجیح دادن.
33-دیلینی ساخلاماماق:در گفتن بی پروائی نشان دادن، حرف زیادی و بی موقع زدن.
34-دیللر ازبری اولماق:به دلیل خوشنامی و به زبانها افتادن، ذکر خیر داشتن.
35-دیللرده گزمک (دولاشماق):همچون امثال در زبانها گشتن.
36-دیللره دوشمک:ورد زبان خاص و عام شدن، سر زبانها افتادن، شایع شدن.
نتیجه:
زبان تورکی یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از نظرلغات،مخصوصاٌ افعال بسیار غنی است. وجود قانون هم آهنگی اصوات، کلمات تورکیرا موزون و آهنگدار نموده و به آنها نظم و ترتیب خاص داده است. در تورکیعلاوه بر اسامی ذات لغات زیادی برای مفاهیم مجرد وجود دارد. بعلاوه لغاتمترادفی با اختلاف جزئی در معنی موجود است که میدان قلمفرسائی را وسیعتر وقلم نویسنده را تیزتر و دقیقتر میسازد.
افعال تورکی به قدری وسیع و متنوع اند که در کمتر زبانینظیر آنها را میتوان یافت. گاهی با یک فعل تورکی اندیشه و مفهومی را میتوانبیان نمودکه در زبان فارسی و زبانهای دیگر نیاز به جمله و یا جملاتی پیدامی کند.ا ز طرفی وجود پسوندهای سازنده سبب شده که قابلیت لغت سازی برایبیان مفاهیم مختلف و تعبیرات فعلی بسیار زیاد است.
نحو و ترکیب کلام در تورکی با زبانهای هند و اروپائیمتفاوت است. در تورکی عنصر اصلی جمله یعنی فعل اصلی در آخر جمله قراردارد. زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی جمله در ابتدا قرار می گیرد وعناصر بعدی با ادات ربط بشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگرعناصر بعدی قطع شوند سازمان جمله ناقص میشود ولی در تورکی ترتیب عناصرجمله کاملاٌ بر عکس است یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفتهشود و قسمت اصلی در آخر قرار گیرد و از همینجاست که هر نویسنده و یاگوینده تورک زبان نمایان میشود.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

هاهاها این یکی را خوب امدی خوشم امد ولی باور کن اگر قدرت داشتم یک شبه تمامی اخوند ها را از بین می بردم حوزه های علمیه را تعطیل میکردم حتی تردد با لباس اخوندی را ممنوع اعلام میکردم مذهب را از سیاست بیرون می راندم و قوانین صحیح مدنی را جایگزین ان میکردم تا به تو ثابت کنم باعث همه این نابسامانی ها فقط ایئها هستند نه چیز دیگری , با هر زبان و فرهنگ و مکتبی میشود در کنار یکدیگر همزیستی مسالمت امیز داشت وقتی که مدنیت حاکم باشد نه جهل و خرافات کا ری که که غربی ها انجام دادند و به نتیجه رسیدند و پیشرفت کردند.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

تو که میگویی در ایران پان فارسها حاکم هستند خامنه ای بعنوان دیکتاتور که در راس حکومت قرار دارد کجایش فارس است؟ همه میدانند که خامنه ای اذری است .

حکمت

بررسی تولد زبان فارسی

جناب کشف، ظلم و ستم فارس های فاشیست در ایران بر ترک های آذری، ربط به فارس زبان های افغانستان ندارد. رنج و درد ترک زبان و فارس زبان در افغانستان یکی است و آن استبداد قبیله گرایان است. ترک زبانها و فارس زبانها سالها در کنارهم برادر وار زندگی کرده اند. کوبیدن بر طبل نفاق میان ترک زبانها و فارس زبانها در افغانستان کار بیهوده واحمقانه است.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

حکمت, فاشیست خودت هستی!صد بار گفتم برای صد و یکمین بار میگویم حکومت اخوندی ربطی به ترک و کرد و فارس ندارد همه در این حکومت در عذابند. اگر به قومیت باشد اصلیت خود خامنه ای اذری است اگر سواد داری در سایت ویکیپیدیا نگاه کن تا ببینی شهر خامنه کجاست.

كشف

بررسی تولد زبان فارسی

کاوه گاوی است بی‌نهایت کودن، در کودنی فامیل احمدی‌ نژاد تاند باشد، میگوید ملاها عرب استند، اگر بگویید احمدی‌ نژاد فارس ملا نباشد، میگوید اشکال از اسلام باشد، خلاصه اشکال از همه باشد غیر از فارس، کاوه گاو میگوید خامنه‌ای ترک باشد، این گاو میگوید به ویکیپدیا نگاه کنید، ویکیپدیا یک مرجع قابل اعتماد نباشد، هر کسی‌ با کمی‌ اطّلاعات اینترنتی میتواند در ویکیپدیا مطلب گذارد، خامنه‌ای از مادری فارس در خراسان تولد شده باشد، از طرف پدری شاید ترک باشد، ولی‌ زبان مادری این ملا فارسی‌ باشد، اگر هم ترک بوده باشد، دلیل کافی‌ نباشد که ایران دست ترک‌ها باشد، در مخیلهٔ گاوی کاوه، این شک ایجاد نشود که استالین نیز گرجستانی بوده باشد، ولی‌ شوروی دست روس‌ها بود.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

کشف,خامنه ای به خوبی ترکی حرف میزند و حتی شعر میگوید در اینترنت جستجو کن فیلمهایش را پیدا میکنی اگر چه من هم میگویم اینها اهمیتی ندارد خامنه ای فقط یک اخوند دیکتاتور است و بس, زبان و ملیت ملاک خوبی و بدی کسی نمی باشد؛پزشکی که جان انسانها را نجات میدهد یا هر فرددیگری که درهر شغلی به بشریت خدمت میکند چه فرقی میکند چه ملیتی دارد؟ تو با این حرفهایت فقط نژاد پرستی را اشاعه میدهی حتی به قومیت خودت هم اهانت میکنی برای همین است که حتی جرات بیان اصل و ئسبت را نداری چون بخوبی میدانی که خوانندگانی از همان قوم جوابت را خواهند داد. کاری ندارد امتحان کن اگر ترک زبان هستی و یا ترکی بلدی برو در سایتهای ایرانی و به زبان ترکی این خزعبلات را بنویس خواهی دید که همان اذری ها چگونه به خدمتت خواهند رسید.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

بیچاره از خواب غفلت بیدار شو کسی دیگر به این مسائل اهمیت نمی دهد همه انسانها با هر رنگ وزبان و ملیتی در ارامش کنار یکدیگر زندگی میکنند فقط کودنهایی مثل تو هستند که مثل هزار سال پیش هنوز غرق افکار قومگرایی هستند و کمبودهای ذاتی خود را اینگونه بروز میدهند. گناه نداشته های خود را به گردن این و ان می اندازند. اگر بدنبال عقب ماندگی جامعه ات میگردی برو و خودت را در اینه نگاه کن مقصر را پیدا میکنی.

کاوه

بررسی تولد زبان فارسی

بعنوان اخرین کلام اگر منطق داری به این سوالات من جواب بده تا قانع شوم که درست میگویی. تو که صحبت از پان فارس میکنی و رژیم جمهوری اسلامی را پان فارس مینامی چگونه است که در این سی و چهار سال حکومت اخوندی هزاران نفر از جوانان فارس بدست این رژیم اعدام یا زندانی شده اند و عده بیشماری جلای وطن نموده اند؟ ایا رژیمی که مخالف جشنها و سنتهای فارسی و ایرانی و بر عکس مروج فرهنگ عاشورایی است میتواند فارس باشد؟ رژیمی که مردم ایران را گرسنگی میدهد و ثروت انان را خرج لبنان و فلسطین میکند میتواند پان فارس باشد؟ اخر چیزی بگو که با عقل جور در بیاید. چگونه است که من فارس و میلیونها فارس دیگر مثل من از این رژیم متنفریم؟

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 77 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس