یادداشت بی بدیل ، کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها»، ۲۶۰ قطعه پاپیروس مصری را شناسانده است که تمام پاپیروس های یافت شده از قرون نخست اسلامی را شامل می شود. در میان این یادگارهای گران بها، گرچه مطالب فراوانی است که به فهم درست تر از اوضاع اجتماعی و تاریخ اسلام نیز کمک می کند، اما قصد من از طرح مسئله در این مبحث نه بررسی اجتماعی - تاریخی، که کنجکاوی فنی است.حقیقت مسلم و بی تردید این که گذر از مقدماتی برای رفع خامی از خط عرب، تدوین قواعد صرف و نحو، نقطه و علامت گذاری بر حروف، تا حدی که بتوان قرآن را برای ده ها ملت متنوع غیرعرب از صورت محفوظات به مکتوبات قابل قرائت بدل کرد، تنها با تلاش طاقت فرسا و طولانی ممکن شده و قرون متمادی زمان برده است. این مطلبی است که علاوه بر اعتراف کافّه ی محققین، نمونه های به جای مانده از خط عرب در قرون نخست اسلامی نیز، نه فقط تأیید می کند، بل زمان این بلوغ را، لااقل تا اواخر هزاره ی نخست اسلامی، به درازا می کشاند. «خطاطان و خوش نویسان تا اواخر قرن چهارم، قرآن را به خط کوفی می نوشته اند و خط زیبای نسخ در اوایل قرن پنجم جای خط کوفی را گرفت. از این قرن به بعد در خط قرآنی، تمام نقطه ها و نشانه هایی که هم اکنون، کم و بیش، معمول و متداول است. نوشته می شد».
(محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص ۴۸۴)
بدین ترتیب و فقط بر مبنای تحقیقات ناکافی کنونی، بلوغ خط عرب برای کتاب نویسی در پایان قرن چهارم و اوائل قرن پنجم را پذیرفته اند، این نوشته در پی ارائه ی اسنادی است که ثابت کند این بلوغ تنها پس از قرن هفتم و بل هشتم هجری میسر شده است. اینک به کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها» می پردازم که انحصار به پاپیروس نوشته ها دارد.
سند ۱ سند ۲ : «این دو سند به یک نفر با نام عبدالله بن حنان مربوط می شود. سند اول درباره ی وصول ۱۳ میش شیرده است. (سند ۱)
بسم الله الرحمن الرحیم. سند ترک دعوای عبدالله بن حنان از بابت ۱۳ میش شیرده سلیمان بن کلب العلوی. میش های شیرده را جریر بن نمیر برای سلیمان بن عطیه آورده است. صبر بن... مسلم بن ابوایلا و عبدالرحمن بن ابوایلا، دو عامل او شاهد بودند. در تاریخ شنبه سال ۱۰۴ هجری نوشته شد.
دومین سند، رسید دریافت است. گویا عبدالله بن حنان نامی مبلغی از شخصی که اینک فوت کرده، قرض گرفته و یکی از وارثان به نام سلیمان بن احوض الحذرمی مدعی سهم خود شده و گویا وارث دیگر به نام حریث بن سریج الحذرمی هم مرده و وارثی باقی نمانده و عبدالله از باقی مانده ی بدهی بری الذمه شده است: (سند ۲)
بسم الله الرحمن الرحیم. این سند برائت عبدالله از بدهی است که به عهده ی او بوده است. سلیمان بن احوض الحذرمی آن را دریافت کرده و عبدالله بری الذمه است. عبدالله بن سلیمان و سلیمان بن احوض و عبدالملک بن ایوب شاهد بودند و در شنبه سه روز [مانده از؟] شوال سال ۱۰۴ هجری نوشته شد. پس از کلمات «ثلاث ایام» کلمه ای حذف شده و معلوم نیست منظور نویسنده سه روز اول یا آخر ماه شوال بوده است. پس تاریخ ثبت سند احتمالا یا سوم یا بیست و ششم ماه شوال سال ۱۰۴ هجری است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۷۷، متن اصلی)
در این جا تفسیر مولف کتاب از تاریخ نگارش سند نادرست است، زیرا که ماه شوال ۱۰۴ هجری از یک شنبه آغاز و به چهارشنبه ختم می شود، پس با قول قوی، کلمه حذف شده، به جای سه روز «مانده از» شوال، باید سه روز «پس از» شوال خوانده شود، تا تطبیق آن با روز شنبه درست درآید. در مجموع و از آن که غالب این برگ نوشته های پاپیروسی در طول زمان آسیب بسیار دیده است، غالب تفسیرهای متن آن ها، به خصوص در جزییات، مبنای احتمال دارد، اما به هر حال نمونه های بالا قدیم ترین سند تاریخ خورده در میان اسناد پاپیروسی تاکنون یافت شده پس از اسلام در آن گنجینه است، که روشن می کند کاتبان و نام بردگان در ماجرا، با عنایت به زمان و اسامی، عرب اند، زیرا می توان پذیرفت که در آن مقطع هنوز فرهنگ و خط و نگارش عرب در میان مصریان قبطی، در حد کتابت و نثر این گونه اسناد مکتوب ممکن نبوده است.
سند ۳ سند ۴
«روی پاپیروس: باقی مانده ی سیاهه ای است که طبق آن اجاره ی ماه محرم سال ۲۸۴ هجری به نصر بن اسحاق پرداخت شده است. (سند ۳) «دفع الی نصر بن اسحاق ارزاقه الجاریه له للمحرم سنة اربع و ثمنین و مأتین». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۹۹ متن اصلی)
متن پاپیروس به این شرح است: (سند ۴)
«بسم الله الرحمن الرحیم. شاهد بودم که میان یعقوب بن اسحاق بن اسماعیل البغدادی و هارون، بنده ی آزاد شده اسحاق بن اسماعیل البغدادی قراری بود و آن بنده، ۹۰ دینار به یعقوب بدهکار است. در ذی القعده سال ۲۳۰ هجری از من شهادت خواستند». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۰ متن اصلی)
سند ۵
روی پاپیروس: نامه راجع به یک موضوع خانوادگی است: (سند ۵)
«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند عمر طولانی و با عزت و سربلندی به تو عطا کند و در دنیا و آخرت مشمول رحمت و مغفرت و فضل او باشی. چندی است نامه ای از تو دریافت نکرده ام و... نگران شده ام. امیدوارم با سلامتی یکدیگر را ملاقات کنیم که خدا بر همه چیز قادر است. اما بعد، خداوند لطف اش را شامل حال تو کند ـ آن قدر گرفتار بودم که نتوانستم برایت نامه بنویسم. امیدوارم به سلامت بازگردم. برایم نامه بنویس و مرا از حال راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ و مادرت و امین و عباس ـ خدا حفظ شان کند ـ با خبر کن.
برایت یک روسری خریده ام. فقط یکی یافتم. از خودتان خبر بده که ان شاءالله از شنیدن خبرهاتان خوش حال خواهم شد. فقط یک ماه و تا پایان طوبه از شما دور خواهم بود. امیدوارم با سلامتی همدیگر را ملاقات کنیم. ان شاءالله بسته ام به دست ات می رسد. سلام مرا به راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ مادرت و خواهرت و عباس برسان. احوال صاحب خانه ی یهودی را هم برایم بنویس». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۲۶متن اصلی)
سرریز احساسات انسانی و توجه به مبانی و مهربانی، تنها نشانه هایی نیست که از این نامه نمایان است. تاثیر نحوه ی بیان و بلوغ کلام، که سایه ی فصاحت و وصایای قرآن را بر سر الفاظ آن گسترده می بینیم، تاریخ نگارش این نامه را، گرچه تصریحی در آن نیست، اما منطقا به پس از قرن سوم هجری منتقل می کند، که بیان قرآن به جان مسلمان مصری رخنه ی کافی داشت و نگارش چنین نامه ی غنی از کلمات به زبان عرب را بر آن مردم میسر کرده بود. در پایان این نامه نیز، باز هم کرایه بگیر و صاحب خانه، یهودی معرفی شده است.
روی سند۶، نوشته شده بر طول پاپیروس پشت سند ۶، نوشته شده بر عرض همان پاپیروس
روی پاپیروس: رسید دریافت مبلغ ۵ و پنج ششم دینار است: (سند ۶)
«بسم الله الرحمن الرحیم. از ابوالخریل حصیر فروش.۶ دینار، یک ششم کم تر، دریافت کردم. این مبلغ را ابوالرفیع و ابراهیم ابن محمد العلایی در جمادی الاخر سال ۲۸۵ به من رساندند. این رسید را محمد بن عبدالجبار با دست خود نوشت».
«پشت پاپیروس: آغاز یک رسید است که با عبارت «الذی قبض یوم الاربعا»، به این معنا که روز چهارشنبه دریافت شد...». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۲متن اصلی)
پشت سند ۷ روی سند ۷
«روی پاپیروس: بنا بر متن، خراج تا آخر ماه ربیع الاول سال ۵۲۸ هجری پرداخت شده.» (روی سند ۷) «دیوان الخراج استوفا الی سلخ ربیع الاول سنة ثمانین و عشرین و خمس مئه».
«پشت پاپیروس: رسید رسمی مالیات بر اراضی. پس از یادداشت های اولیه مربوط به ثبت رسید در محضر رسمی و بسم الله، متن با عبارت «صح ا...» آغاز و حروف به صورت گرد و منحنی نوشته شده است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۲۸۳متن اصلی)
در متن سمت چپ برخی از حروف مانند حرف ت و ن نقطه دارند و بر دیگر حروف، مانند ف و ب و ی و ث و ش و خ نقطه ای نمی بینیم.
ادامه دارد ....
نظرات
77 دیدگاهبررسی تولد زبان فارسی
با الله توبه! يا الله ! انت العليم القدير
استغفر الله ثم استغفر الله، أعوذ بالله من شر هؤلاء السراق الأفغان الذين ليس لهم حياء ولا إيمان ولا شرف ولا ضمير ولا كرامة ولا أخلاق ولا عقل ولا علم ولا انسانية
از براي خدا! من براي اولين بار در تاريخ كابل پرس چنين دزد بي دانش را مي بينم كه نه تنها مقالات بزرگ إيراني ها سرقت ميكند كه حتي به قول عوام : خز دزد هم بوده و كوتاه ترين پيامهاي إيراني ها را هم دزدي ميكند، لعنت خدا بر سرت باد اي شير؟؟؟؟؟؟! ساپي ، كه در أصل روباه مكار وبي غيرتي بيش نبوده ايي ، تو إنسان رسواي تاريخ كه نه از خودت هويت داري، نه تاريخ ونه هم فرهنگ، همين تو وهمتياران بد ذات تو بودند كه با همين دزدي هاي شرم آور ، يك كشور تاريخي را بي هويت ساختيد ونام سگ يعني افغان را گذاشتيد وبرايش مانند همين دزدي هاي ادبي ات برايش تاريخ جعلي درست كرديد
واقعا كه طشت رسوايي ات از بام به زمين افتاده ولي تو هيچ شرم وحيا وضمير و وجدان نداري، هيچ نميدانم كه تو سگ ، يعني افغان اصيل را چي خطاب كنم وبكدام زبان اين چهرهء كثيف وجعلي كه زير نام پژوهشگر، پنهان شده بودي بمردم دنيا معرفي كنم.
بزبان عربهاي بادارت برايت ميگىويم:
لعنة الله عليك وعلي هويتك المجعولة ، أيهالسارق الجبان
بررسی تولد زبان فارسی
بار ديگر از جناب محترم حكمت جهان سپاس ، واقعا اين خدمت شان در جهت إظهار حقيقت هرگز فراموش نميگردد، عمرتان پر بار باد وقلم تان نويسا باد جناب حكمت گرامي،
بررسی تولد زبان فارسی
طشت رسوائی تاریخ و زبان فارس و فارسی با تحقیقات جدید چنان از پشت بام فتاده باشد که پرویز بهمن را دیوانه کرده باشد، دیگر پرویز بهمن تاجیک نتاند به ننه خود نیز فخر بفروشد.
بررسی تولد زبان فارسی
جناب محترم بيمار رواني به اسم مستعار كشف يا همان سيد خليل هاشميان و يا همان ماليخوليايي خلقي سراج وهاج ، يا هرحرامزاده اي محترمي كه تشزيف داري!
تو بيچارهء بي مايه قبلا نيز زير نامهاي مختلف بادت را در كابل پرس ايلا كردي ولي با منطق قوي متكلمان اين زبان مواجه شده ومانند سگ زخمي فرار كردي ولي چند روزي نگذشت كه باز آمدي وفكر كردي كه اين بار شايد چيز جديدي براي گفتن داري، ولي من از فأصلهء هزار كيلو ميتري تشخيص ميدهم كه همان سگ زخمي استي كه بخاطر آخوندهاي ايران تمام فارسي زبانان جهان را دشنام ميزني ولي براي گدايي از خوان فكري همين فارسي زبانان ، حتي زيبا ترين قشر اناثيهء تان را در خدمت جوانان خوشگل شان ميگذاريد تا ازيكطرف نفوس فزيكي أيل افغان زياد شود واز طرف ديگر به اين اميد مي باشيد تا مگر چيزي از پس خورده هاي آنها را مخفيانه در چانته انداخته وآن را بحيث يك سند مجعول بر ضد خود متكلمان همان زبان بكار بنديد. من اين كار شما أيل جليل را حتي نميتوانم گدايي بنامم، زيرا گدايي نيز مانند اين شغل شما بدو قبيح نيست، من اين كار شمارا دعارت يا به اصطلاح إيراني ها جا كشي يا به اصطلاح فارسي زبانان افغانستان مرده گاوي هم گفته نميتوانم ، زيرا مرده گاو ها نيز نسبت به شما با شرف تر مي باشند، اما شما منظورم كسانيكه مانند جنابعالي ازنظر تباري اوغان ولي از نظر زباني فارس بوده و همچنان تمام قلمبدستان پشتون اند كه پيشرفت وترقي زبان شانرا در نا بودي زبان ديگران جستجو ميكنند، اما همين غيرتي ها دختران شوهر داشته ونكاحي شانرا از شوهران پشتون شان جدا كرده آنها را به جوانان خوشگل إيراني ميسپارند ولي ديگران را متهم به ايران پرستي ميكنند، منظورم همان رفيق جاناجاني تان كانديد اكادميسن سيستاني صاحب ميباشند كه همين اكنون خانه اش ميزبان دامادان إيراني مي باشد، در الماري كتابهايش به غير از فارسي ديگر به هيچ زبان ديگر كتابي به چشم نميخورد، همچنان داعيه دار ديگر افغانيت، محترم چا چا معروفي غير از زبان فارسي بديگر زباني بلديت ندارد، از آثار إيراني ها استفاده ميكند ولي لاف جدايي ميان دري وفارسي ميزند، سيدخليل هاشميان زبانشناس معروف كه در ايام جواني ازطرف يك ضابط پنجشيري بنام ضابط گل محمد مورد تعرض جنسي قرار گرفته بود و او ازهمان روز به بعد بيرق انتي پنچشيريها را به اهتزاز درآورده هنوزهم از خوان فارسي زبانان ميخورند، از اوغانهاي تازه باسواد شده ات مانند عبدالباري جهاني ، مجاور احمد زيار و معصوم هوتك وغيره بگذرم كه به اعتراف خودشان شب وروز شان را با فرهنگ دهخدا و روضة الصفا وتاريخ گرديزي و بيهقي وغبار وفيض محمد كاتب ميگذرانند، زيرا همين زبان فارسي است كه به آنها منبع آگاهي است ، اگر فارسي نبود، امروز به گفتهء آقاي معصوم هوتك شايد او يك چوپان وشبان كوچي در حومهء قندهار بيش نمي بود، ولي با تمام استفاده هاي معنوي كه اين ذوات محترم ازين گنج خدا داد ميكنند، بازهم از هيچگونه تعصب ونفرت عليه اين زبان ومتكلمان آن دريغ نمي ورزند ، از همين جا است كه من به تيوري مولوي بجليگر وقلندر شاه مومند مرحوم باور دارم كه آنها خود اعتراف نموده اند كه نسل پشتون با نسل خر در امتداد تاريخ پيوند بيالوژيكي دارد.
من فبلا مناظرهء تانرا با خودم زير نام هويت بياد دارم وتا هنوز همان مناظره در كابل پرس موجود است كه شما درهمان مناظره : بر روي زبان پشتو وهويت افغاني شاشيديد ولي بعد پشيمان شده خواستيد راه فرار جستجو نماييد كه نتوانستيد، واز جانب ديگر شما با تمام شاشيدن تان بر روي شاعران فارسي گو، الترناتيف معقول نيز در برابر آن شاشيدن تان هم به زبان پشتو وهم به زبان فارسي نداشتيد، ولي حالا ميخواهيد كه بالاي مرداري اين اوغان تان خاك انداخته وبحث را به بيراهه بكشانيد
اين هم سمبول هويت ملي وتاريخي تان
بررسی تولد زبان فارسی
صدور فساد مالی فارس به کشورهای منطقه چون بمب ترکیده، پروندههای فساد مالی در جمهوری اسلامی ایران یکی پس از دیگری در رسانهها و افکار عمومی مطرح میشوند، ولی سرنوشت هر یک از آنها در تاریکی و ابهام فرو رفته و پس از چندی به دست فراموشی سپرده میشود.
اختلاس در بیمه ایران و نقش معاون رئیسجمهور وقت محمدرضا رحیمی در آن، اختلاس مشهور ۳ هزار میلیارد تومانی و حضور نزدیکان احمدینژاد در این پرونده، حاتمبخشیهای سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی در نمونه هدیههای میلیونی وی به کارکنان دولت احمدینژاد، و یا افرادی جوان مانند شهرام جزایری و امروز بابک زنجانی که از قبل نظام جمهوری اسلامی در کوتاهمدت به ثروتهای نجومی و میلیارد دلاری دست یافتند، به نظر میآید حکایت از رسوخ فساد در پیکرهی نظام جمهوری اسلامی دارد.
بیشتر بخوانید: "مرتضوی اموال بیمهشدگان را به مسلخ برد"
نه در قوه قضائیه این پروندهها به طور جدی پیگیری میشوند و در قوه مقننه. به نظر میآید که پای بسیاری از سیاستمداران جمهوری اسلامی در این پروندهها گیر است.
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود در روز شنبه (۷ دی/۲۸ دسامبر) مینویسد که در جمهوری اسلامی "حساسیتی" برای مقابله با فساد اقتصادی وجود ندارد.
در این سرمقاله میخوانیم: «متأسفانه، طی یک دهه اخیر فسادهای مالی متعددی در بدنه اجرائی کشور رخ داد که در طول تاریخ ایران بیسابقه بود. از ماجرای شهرام جزایری تا فساد سه هزار میلیاردی در نظام بانکی، پرونده بیمه، سوءاستفاده در سازمان تأمین اجتماعی، ماجرای بابک زنجانی و... همگی فسادهای بزرگی هستند که نه تنها از رخ دادن آنها جلوگیری نشد، بلکه برملا شدن آنها هیچ تغییری در مدیریتهای مرتبط اجرائی کشور پدید نیاورد! نه وزیر عوض شد، نه رئیسجمهور استعفا داد، نه دولتها تسویه شدند، نه وکلا تکان خوردند و نه تغییر و تحولی در سازوکارهای موجود برای محکم کاری پیش آمد.»
امروز فساد مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران به کشور همسایه ترکیه نیز رسیده است؛ یک نماینده مجلس میگوید که سر اصلی فساد اقتصادی ترکیه، در ایران است.
بیشتر بخوانید: نقش سه ایرانی در دور زدن تحریمها و "فساد مالی ترکیه"
به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمدرضا تابش، نماینده مردم اردکان در مجلس در این رابطه میگوید: «در ترکیه ۱۰ نفر از وزرا در ارتباط با این پرونده مستعفی یا برکنار شدند و برخی وابستگان آنها نیز بازداشت شدهاند، مردم هم تظاهرات کرده و خواستار برکناری دولت هستند در حالیکه سر اصلی قضیه در ایران است اما هیچ مقام رسمی و مسئولی در داخل کشور به این موضوع واکنش نشان نداده است. ما که منادی اسلام ناب محمدی هستیم و دیگران را سلفی و تکفیری میدانیم، باید نسبت به ادعاهایمان صادق باشیم و ملاک تصمیمگیریها و برخوردهایمان تعالیم منبعث از اسلام ناب باشد.
بررسی تولد زبان فارسی
واه واه!
من گفته بودم كه اين شخص همان سگ زخمي سابق اوغان است كه حالا از بي پدري پدر مي پالد وبخاطر خاك پاشاندن بالاي مرداري همجنس خود ؛ ، بار ديگر ميخواهد مردم را به سوي ايران وفساد اداري آن ببرد، يعني اينكه چون احمدي نژاد درفساد مالي دست داشته، پس اين نقص زبان فارسي است، اما اين را نميگويد كه اگر يك كانديد اكادميسن اوغان دخترش را زير پاي جوان إيراني مي اندازد ودرعين حال لاف افغان بودنش گوش خلايق را كر ميكند مگر اين بي غيرتي وضعف نفسي ، نقص زبان پشتو است؟
شايد جوابش را من داده نتوانم
بازهم يك سمبول ديگر هويت اوغاني ، تحفه براي محترم ( كشف)
اين عكس پدر كلان پشتونها أمير حبيب الله در هند بريتانوي است كه براي تأييد قردادهاي وطنفروشانهء پدرش به آنجا سفر كرده بود
بررسی تولد زبان فارسی
جعلیات پان ایرانیستهای متوهم پایانی ندارد,
حالا که دستشان رو شد، میروند ادعا میکنند که زیباترین بازیگر هالیوود یک ایرانی است. و برای این ادعای خود نیز، عکس جسیکا آلبا را ارائه میدهند..
.من خواستم رقم حماقت و عقده جماعت پان ایرانیست را با ماشین حساب ابرکامپیوتر داشنگاه شریف محاسبه کنم، لکن متاسفانه سیستم هنگ کرده و من نیز از محل حادثه متواری شدم.
حال نمیدانم اشکال از اَبــَرکامپیوتر آریایی دانشگاه شریف بود یا واقعا تعداد بینهایت ارقام باعث این اختلال شد؟
بررسی تولد زبان فارسی
لیونل مسی هم یک پارس بود که بعدها بدلیل انکار هویت پارسی خود، مورد حمله سایبری دلیرمردان سرزمین پارس قرار گرفت و شواهد نشان میدهد که لیونل مسی از انکار هویت پارسی خود نادم شده و میخواهد به پاسارگاد برود تا کوروش کبیر به رویش بول کند تا با آرمانهای آریاییان میثاقی دوباره بسته و به آغوش ملت لیونلمسیپرور و همیشه قهرمان و اسطوره و کلا افتخارانگیزپرور ایران بازگردد!
در واقع هر چیزی که میتوان به آن افتخار کرد و دربارهاش گندهگنده حرف زد، پارس ها آن را به جهان ارائه کردهاند و هرچه جعل و دروغ است از جانب پان اوغان است!
بررسی تولد زبان فارسی
محترم كشف عزيز آيا شما هم مثل محترم سيستاني صاحب دامادان إيراني داريد؟
بررسی تولد زبان فارسی
آيا اين وحشت وبربريت هم كار پان ايرانيستهاست