رفتن به محتوای اصلی
بررسی تولد زبان فارسی

بررسی تولد زبان فارسی

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

" بی گمان اگر بی مایگانی، بدون جذب کامل مدخل، قصد کنند تا به این مبانی نگاه کج قوم پرستانه و متعصبانه بیاندازند، جز امحاء آبروی فرهنگی خویش حاصلی نخواهند برد. زیرا عمق این داده ها به میزانی است که بدون آموزش ملاحی استادانه ورود به آن با غرق کامل برابر می شود" «پورپیرار»

اسلوب این بررسی ها بر دو پایه قرار دارد :
• بررسی نقادانۀ هر مدخل(پاپیروس به خط عرب، درباره ی منابع زبان فارسی و بررسی متون یهودی - فارسی)، بر اساس فرض های موجود
• بررسی ماهوی و نهائی هر مدخل ، بر اساس برداشت های جدید

یادداشت بی بدیل ، کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها»، ۲۶۰ قطعه پاپیروس مصری را شناسانده است که تمام پاپیروس های یافت شده از قرون نخست اسلامی را شامل می شود. در میان این یادگارهای گران بها، گرچه مطالب فراوانی است که به فهم درست تر از اوضاع اجتماعی و تاریخ اسلام نیز کمک می کند، اما قصد من از طرح مسئله در این مبحث نه بررسی اجتماعی - تاریخی، که کنجکاوی فنی است.حقیقت مسلم و بی تردید این که گذر از مقدماتی برای رفع خامی از خط عرب، تدوین قواعد صرف و نحو، نقطه و علامت گذاری بر حروف، تا حدی که بتوان قرآن را برای ده ها ملت متنوع غیرعرب از صورت محفوظات به مکتوبات قابل قرائت بدل کرد، تنها با تلاش طاقت فرسا و طولانی ممکن شده و قرون متمادی زمان برده است. این مطلبی است که علاوه بر اعتراف کافّه ی محققین، نمونه های به جای مانده از خط عرب در قرون نخست اسلامی نیز، نه فقط تأیید می کند، بل زمان این بلوغ را، لااقل تا اواخر هزاره ی نخست اسلامی، به درازا می کشاند. «خطاطان و خوش نویسان تا اواخر قرن چهارم، قرآن را به خط کوفی می نوشته اند و خط زیبای نسخ در اوایل قرن پنجم جای خط کوفی را گرفت. از این قرن به بعد در خط قرآنی، تمام نقطه ها و نشانه هایی که هم اکنون، کم و بیش، معمول و متداول است. نوشته می شد».
(محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص ۴۸۴)
بدین ترتیب و فقط بر مبنای تحقیقات ناکافی کنونی، بلوغ خط عرب برای کتاب نویسی در پایان قرن چهارم و اوائل قرن پنجم را پذیرفته اند، این نوشته در پی ارائه ی اسنادی است که ثابت کند این بلوغ تنها پس از قرن هفتم و بل هشتم هجری میسر شده است. اینک به کتاب «نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها» می پردازم که انحصار به پاپیروس نوشته ها دارد.

سند ۱ سند ۲ : «این دو سند به یک نفر با نام عبدالله بن حنان مربوط می شود. سند اول درباره ی وصول ۱۳ میش شیرده است. (سند ۱)
بسم الله الرحمن الرحیم. سند ترک دعوای عبدالله بن حنان از بابت ۱۳ میش شیرده سلیمان بن کلب العلوی. میش های شیرده را جریر بن نمیر برای سلیمان بن عطیه آورده است. صبر بن... مسلم بن ابوایلا و عبدالرحمن بن ابوایلا، دو عامل او شاهد بودند. در تاریخ شنبه سال ۱۰۴ هجری نوشته شد.
دومین سند، رسید دریافت است. گویا عبدالله بن حنان نامی مبلغی از شخصی که اینک فوت کرده، قرض گرفته و یکی از وارثان به نام سلیمان بن احوض الحذرمی مدعی سهم خود شده و گویا وارث دیگر به نام حریث بن سریج الحذرمی هم مرده و وارثی باقی نمانده و عبدالله از باقی مانده ی بدهی بری الذمه شده است: (سند ۲)
بسم الله الرحمن الرحیم. این سند برائت عبدالله از بدهی است که به عهده ی او بوده است. سلیمان بن احوض الحذرمی آن را دریافت کرده و عبدالله بری الذمه است. عبدالله بن سلیمان و سلیمان بن احوض و عبدالملک بن ایوب شاهد بودند و در شنبه سه روز [مانده از؟] شوال سال ۱۰۴ هجری نوشته شد. پس از کلمات «ثلاث ایام» کلمه ای حذف شده و معلوم نیست منظور نویسنده سه روز اول یا آخر ماه شوال بوده است. پس تاریخ ثبت سند احتمالا یا سوم یا بیست و ششم ماه شوال سال ۱۰۴ هجری است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۷۷، متن اصلی)
در این جا تفسیر مولف کتاب از تاریخ نگارش سند نادرست است، زیرا که ماه شوال ۱۰۴ هجری از یک شنبه آغاز و به چهارشنبه ختم می شود، پس با قول قوی، کلمه حذف شده، به جای سه روز «مانده از» شوال، باید سه روز «پس از» شوال خوانده شود، تا تطبیق آن با روز شنبه درست درآید. در مجموع و از آن که غالب این برگ نوشته های پاپیروسی در طول زمان آسیب بسیار دیده است، غالب تفسیرهای متن آن ها، به خصوص در جزییات، مبنای احتمال دارد، اما به هر حال نمونه های بالا قدیم ترین سند تاریخ خورده در میان اسناد پاپیروسی تاکنون یافت شده پس از اسلام در آن گنجینه است، که روشن می کند کاتبان و نام بردگان در ماجرا، با عنایت به زمان و اسامی، عرب اند، زیرا می توان پذیرفت که در آن مقطع هنوز فرهنگ و خط و نگارش عرب در میان مصریان قبطی، در حد کتابت و نثر این گونه اسناد مکتوب ممکن نبوده است.

سند ۳ سند ۴
«روی پاپیروس: باقی مانده ی سیاهه ای است که طبق آن اجاره ی ماه محرم سال ۲۸۴ هجری به نصر بن اسحاق پرداخت شده است. (سند ۳) «دفع الی نصر بن اسحاق ارزاقه الجاریه له للمحرم سنة اربع و ثمنین و مأتین». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۹۹ متن اصلی)
متن پاپیروس به این شرح است: (سند ۴)
«بسم الله الرحمن الرحیم. شاهد بودم که میان یعقوب بن اسحاق بن اسماعیل البغدادی و هارون، بنده ی آزاد شده اسحاق بن اسماعیل البغدادی قراری بود و آن بنده، ۹۰ دینار به یعقوب بدهکار است. در ذی القعده سال ۲۳۰ هجری از من شهادت خواستند». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۰ متن اصلی)

سند ۵
روی پاپیروس: نامه راجع به یک موضوع خانوادگی است: (سند ۵)
«بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند عمر طولانی و با عزت و سربلندی به تو عطا کند و در دنیا و آخرت مشمول رحمت و مغفرت و فضل او باشی. چندی است نامه ای از تو دریافت نکرده ام و... نگران شده ام. امیدوارم با سلامتی یکدیگر را ملاقات کنیم که خدا بر همه چیز قادر است. اما بعد، خداوند لطف اش را شامل حال تو کند ـ آن قدر گرفتار بودم که نتوانستم برایت نامه بنویسم. امیدوارم به سلامت بازگردم. برایم نامه بنویس و مرا از حال راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ و مادرت و امین و عباس ـ خدا حفظ شان کند ـ با خبر کن.
برایت یک روسری خریده ام. فقط یکی یافتم. از خودتان خبر بده که ان شاءالله از شنیدن خبرهاتان خوش حال خواهم شد. فقط یک ماه و تا پایان طوبه از شما دور خواهم بود. امیدوارم با سلامتی همدیگر را ملاقات کنیم. ان شاءالله بسته ام به دست ات می رسد. سلام مرا به راصد ـ خدا حفظ اش کند ـ مادرت و خواهرت و عباس برسان. احوال صاحب خانه ی یهودی را هم برایم بنویس». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۲۶متن اصلی)
سرریز احساسات انسانی و توجه به مبانی و مهربانی، تنها نشانه هایی نیست که از این نامه نمایان است. تاثیر نحوه ی بیان و بلوغ کلام، که سایه ی فصاحت و وصایای قرآن را بر سر الفاظ آن گسترده می بینیم، تاریخ نگارش این نامه را، گرچه تصریحی در آن نیست، اما منطقا به پس از قرن سوم هجری منتقل می کند، که بیان قرآن به جان مسلمان مصری رخنه ی کافی داشت و نگارش چنین نامه ی غنی از کلمات به زبان عرب را بر آن مردم میسر کرده بود. در پایان این نامه نیز، باز هم کرایه بگیر و صاحب خانه، یهودی معرفی شده است.

روی سند۶، نوشته شده بر طول پاپیروس پشت سند ۶، نوشته شده بر عرض همان پاپیروس
روی پاپیروس: رسید دریافت مبلغ ۵ و پنج ششم دینار است: (سند ۶)
«بسم الله الرحمن الرحیم. از ابوالخریل حصیر فروش.۶ دینار، یک ششم کم تر، دریافت کردم. این مبلغ را ابوالرفیع و ابراهیم ابن محمد العلایی در جمادی الاخر سال ۲۸۵ به من رساندند. این رسید را محمد بن عبدالجبار با دست خود نوشت».
«پشت پاپیروس: آغاز یک رسید است که با عبارت «الذی قبض یوم الاربعا»، به این معنا که روز چهارشنبه دریافت شد...». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸۲متن اصلی)

پشت سند ۷ روی سند ۷
«روی پاپیروس: بنا بر متن، خراج تا آخر ماه ربیع الاول سال ۵۲۸ هجری پرداخت شده.» (روی سند ۷) «دیوان الخراج استوفا الی سلخ ربیع الاول سنة ثمانین و عشرین و خمس مئه».
«پشت پاپیروس: رسید رسمی مالیات بر اراضی. پس از یادداشت های اولیه مربوط به ثبت رسید در محضر رسمی و بسم الله، متن با عبارت «صح ا...» آغاز و حروف به صورت گرد و منحنی نوشته شده است». (جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۲۸۳متن اصلی)
در متن سمت چپ برخی از حروف مانند حرف ت و ن نقطه دارند و بر دیگر حروف، مانند ف و ب و ی و ث و ش و خ نقطه ای نمی بینیم.
ادامه دارد ....

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

77 دیدگاه
پرویز "بهمن"

بررسی تولد زبان فارسی

آيا اين وحشتها ريشه در زبان پشتو دارد؟

پرویز "بهمن"

بررسی تولد زبان فارسی

در بارهء اين جعلكاري اوغان چه گفتيد كه با افتخار كلوخ استنجاي ناصر پسر پيرار را نوش جان كرده است

كشف

بررسی تولد زبان فارسی

پان ایرانیست‌ها مثل احمدی‌ نژاد از طالبان نیز بدتر تاند بود، طالبان در خیابان خلق‌ها را سر به نیست تاند کرد، احمدی‌ نژاد در زندان، پرویز بهمن تاجیک احمدی‌ نژاد و طالبان یکی‌ استند.

كشف

بررسی تولد زبان فارسی

یک کشور پیشرفته فارسی‌ زبان در دنیا نتاند وجود داشته باشد، این دلیل دارد، هوش آریائی امثال احمدی‌ نژاد پارس ایران را عقب برده باشد، میدانید هوش آریائی چیست؟ همه كساني كه تا كنون از تبليغات فاشيسم پان ايرانيسم بهره اي برده باشند حتما شنيده اند كه اين افراد ادعا ميكنند "ما با هوشترين نژاد دنيا هستيم! نصف ناسا ايراني هستند!" و از اين قبيل.
ولي اين ادعاها تا چه حدي صحت دارند؟ اخيرا نتايج ارزشيابي ميانگين ضريب هوشي كشورهاي دنيامنتشر شده است كه با دقت در آن ميتوان به نتايج ارزشمندي دست يافت!
عددي كه در اين مقاله در مورد مردم ايران ارائه شده است امتياز 84 است. ولي اين همه ماجرا نيست. از آنجائي كه ميدانيم بخش بزرگي از مردم ايران از تبار تورك هستند بايد قبل از پذيرفتن اين رقم تعمق بيشتري به خرج داد.
اگر به امتياز ارائه شده در مورد كشورهاي توراني دنيا مانند (براي مثال) ازبكستان، مجارستان، فنلاند، آذربايجان، تركيه و..... دقت كنيم ميبينيم كه ضريب هوشي مردم اين كشورها تقريبا عددي بين 90 تا 100 است. با تخمين قابل قبولي كه متوسط اين ميزان يعني 95 را به عنوان متوسط ضريب هوشي مردم ترك در نظر ميتوان گرفت.
حال اين نكته را هم در نظر بگيريم كه يك چهارم مردم ايران (حداقل) از نسل ترك هستند پس ميتوان با يك محاسبه ساده متوسط IQ فارسهاي آريائي! را به دست آورد:
(0,25x95+ 0,75xA)= ضريب هوشي كل مردم ايران = 84
كه متغير A مجهول اين مسئله و معرف امتياز IQ آقايان آريائي است! و ميزان آن برابر با 80 تا 75 ميتوان به دست آورد. (با توجه به تخمين ارائه شده از درصد تركهاي ايران).
خوب اين از ضريب هوشي نژاد برتر عاريائي! كه از آخر دوم و بعد از ميزان ذكاوت مردم كشورهاي آفريقاي مركزي قرار ميگيرد!
حال به بررسي ادعاي بعدي اين افراد در مورد هزاران! دانشمند ايراني كه كل تشكيلات ناسا و دانشگاه ها و مراكز علمي آمريكا را اداره ميكنند ميپردازيم.
با نگاهي به ليست افراد سر شناس ايراني در كشور آمريكا متوجه ميشويم كه جمع تعداد اين افراد حتي با در نظر گرفتن وكلا و روزنامه نگاران و ورزشكاران و گويندگان و غيره به زحمت به دويست نفر ميرسد! كه البته بايد اين را هم در نظر داشت كه معلوم نيست اين افراد از چه اجدادي زاده شده باشند و البته ايران يكي از بالاترين نرخهاي ميزان فرار مغزها در دنيا را دارد در حالي كه بطور مثال اغلب قريب به اتفاق تحصيلكرده گان و نخبگان كشور تركيه در همين كشور مشغول به كار و فعاليت هستند.
حال نگاهي به ليست افراد هندوستاني مهم در آمريكا مي اندازيم كه مشخصا بسيار طولاني تر از ليست قبلي است و البته اين را هم ميدانيم كه آقايان فارس از لحاظ نژادي و تاريخي با مردم هندوستان قرابت زيادي دارند

پرویز "بهمن"

بررسی تولد زبان فارسی

كشف محترم ! پشت احمدي نژاد چه ميگردي؟ خودت اين را جواب بده كه اوغانهاي با غيرت مثل خودت وجناب محترم انجنيير صاحب شير چرا اينقدر از تناول نمودن إيراني ها خوش تان مي آيد؟

پرویز "بهمن"

بررسی تولد زبان فارسی

البته منظورم از خوردن چتلي إيراني ها بود

شیر ساپی

بررسی تولد زبان فارسی

" بی گمان اگر بی مایگانی، بدون جذب کامل مدخل، قصد کنند تا به این مبانی نگاه کج قوم پرستانه و متعصبانه بیاندازند، جز امحاء آبروی فرهنگی خویش حاصلی نخواهند برد. زیرا عمق این داده ها به میزانی است که بدون آموزش ملاحی استادانه ورود به آن با غرق کامل برابر می شود" «پورپیرار»
این یادداشت در پیشانی مقاله درج است که برای خردمند قابل تهفیم می باشد ، مگربرای آقایانی " حکمت و بهمن" کافی نبود.
در این جا صحبت از جعل و دروغ و نمایشی از اهداف جاعلین و دروغ سازان در جریان است.
اینک فقط سخن بر سر تفکیک دروغ و راست و سالم و مجعول است. همین!
بقول استاد نازنین " پورپیرار"
این کوته اندیشان ، به راستی که مستوجب دل سوزی و ترحم اند.
"طبیعت آن جامعه ی روشن فکری که استعداد هضم مطالب ندارد، به پخته خواری عادت کرده و بر آن گنجینه ی فرهنگی تکیه داشته، که داخل آن باد هوا بوده است، اینک که با دست تنگی و بی پیشینگی و مقوایی بودن بت های خیالی خود در تمام زمینه ها مواجه شده به عکس العمل های مختلف روی کرده است: یا خود را به کری زده و تظاهر می کند که چیزی نشنیده، یا به تمسخر مطلب، یعنی تمسخر خویش روی کرده و یا مشغول ایراد گیری بنی اسراییلی است."
"من به نوبه خود انجام وظيفه ی مستقل و منفرد خويش در ارائه ی اسناد و منقولات بيدارگر ادامه می دهم، پاسخ گو و پی گير اين نوشته ها نسل ديگری است که در مکتب های روشن فکری پيرکهنه انديشان کنونی ننشسته باشد ."
قابل یاد آوری میدانم : تمامی مقالات " ایران شناسی بدون دروغ " که شامل کتاب سوم "پورپیرار" بنام « برآمدن صفویه » در هفت جلد و کتاب اول (پنج جلد) کتاب دوم ( دسه جلد)استاد را مطالعه واز ایران اوردم ، بحیث شاگرد این مکتب "من" راه حویش را یافتیم .

شیر ساپی

بررسی تولد زبان فارسی

اقای حکمت من تمامی آرشیف و پاسخها و یادداشت های "استاد"را به دوستان و مخالفین در ذهن خود دارم و حاجت به یاد آوری نیست . ای کاش این تجسس را راه روشنگری مردم هزاره بیان کنی تا شاهد متون بیشتری از تو نباشیم که بیش از بالندگی خرد و اندیشه در آن پشیمانی قد می‌کشد!!!

كشف

بررسی تولد زبان فارسی

فساد مالی‌ و کشور‌های فارس زبانی‌ که در دزدی، سرقت از همه جلو فتاده باشند، تا به حال اخبار زيادي در مورد مفاسد مختلف در ايران احمدي نژاد و افغانستان حامد كرزاي ولي مفاسدي كه در تاجيكستان يعني سومين كشور افغاني زبان روي ميدهند ماوراء همه آنچه است كه تا كنون مطرح شده!
به گزارش واشينگتن پست مقامات پليس آلمان و ليتواني پس از رديابي موقعيت صدها ها اتومبيل ساخت شركتهاي آلماني كه در سالهاي اخير دزديده شده اند متوجه شده اند كه بسياري از آنها در كشور تاجيكستان مورد استفاده قرار دارند آنهم نه فقط توسط مردم عادي!
بنابر اين گزارش تقريبا تمامي افراد مرتبط با كابينه و مقامات رده بالاي دولت تاجيكستان كه تعدادشان هم كم نيست مشغول به استفاده از اين اتومبيلهاي دزدي هستند كه توسط دولت تاجيكستان شماره گزاري شده اند!
البته چندين مورد نامه نگاري و درخواستهاي وزارت دادگستري و امور خارجه آلمان با دولت تاجيكستان بي پاسخ مانده اند و بنابر اطلاعات واصله دولت ((((((((((((((((((((تاجيكستان)))))))))) به هيچ يك از اين مكاتبات حتي پاسخ هم نداده است.
آنچه كه تاكنون در مورد مفاسد مالي ميشنيديم مختص تخلفات اداري و بانكي و اختلاس و البته در ابعاد بزرگ بوده اند كه البته تاجيكستان در اين زمينه ها نيز داراي پيشينه اي درخور است ولي اين يكي ديگر بيسابقه است. دولت تاجيكستان مشغول آفتابه دزدي ميباشد!
تحقيقات گسترده تر توسط ديگر دولتهاي اروپائي نشان داده اند كه در واقع اكثر قريب به اتفاق اتومبيلهاي موجود در تاجيكستان از خيابانهاي شهرهاي اروپائي دزديده شده اند! افتخاري ديگر براي فرهنگ و زبان عريائي! يكي از كشورهاي عريائي رسما مشغول به مالخري از سارقان خرده پا است.

htt

پرویز "بهمن"

بررسی تولد زبان فارسی

جناب محترم شير ساپي!
شما ثابت كرديد كه واقعا يك افغان استيد، يعني اينكه هيچگونه شرم وحيا را من درشما نديدم، بناء اصالت افغاني تانرا شما ثابت كرديد، شما در جواب خيلي كوتاه قبلي تان كه آنرا محترم حكمت، أصل آنرا از مرجع اصلي آن پيدا كرد هيچ اشاره اي ننموده ايد كه جناب عالي اين جملات را از محترم ناصر پور پيرار وام گرفته ايد، اما حالا كه دزدي تان به إثبات رسيد جناب عالي ميفرماييد كه من تمام جملات ناصر پور پيرار را در حافظه ام دارم وغير از آن هيچ چيز ديگري بياد من نيست، آيا اين دليل شما معقول است؟
حالا اگر من به سايت عبدالكريم سروش بروم واز هر مقاله يك يك جمله را مطابق ضرورت خودم دركابل پرس بگنجانم ولي زمانيكه يكنفر اصل آن نوشته ها را بمن نشان دهد كه عالي جناب چرا از مغز وكلهء خودتان چيزي نمي نويسيد؟ آنگاه من دليل بياورم كه من تمام جملات وادبيات عبدالكريم سروش را در حافظه دارم آيا اين دليل معقول است؟
درحاليكه جناب عالي دروغ گفته ايد: اين شما نيستيد كه عين جملات وعبارات پورپيرار را به حافظه داريد بلكه اين حافظهء تخنيك پيشرفتهء جهان معاصر است كه هر چيز را به حافظه دارد ولي اين شما استيد كه خيلي آسان وراحت بدون هيچگونه زحمتي با خيال راحت فقط با فشار دادن دوبار دكمهء كامپيتوتر حتي يك مقاله را مي توانيد بنام خودتان نشر كنيد، درحاليكه آن بيچاره پور پيرار سالها خون دل خورده است، تحقبق كرده، موهاي سرش ريخته است، بينايي چشمانش ضعيف شده است ولي شما بدون هيچ درد سر حاصل رنج شان را زير نام (شيرساپي) از آن خود ميكنيد وبعد هم زمانيكه افشا گرديديد ادعا ميكنيد كه هو بهو تمام جملات وعبارات ناصر پور پيرار را به ياد دارم، اين درحالي است كه در عملكرد خجالت آور يعني دزدي آخري تان كه آنرا جناب حكمت آشكار ساخت، شما جملات ناصر پور بپيرار را نه بلكه ازيك شخص ديگري كه ناصر پور پيرار را ستايش كرده است جملات اورا سرقت كرده وبنام خودتان آورده ايد، پس حالا شايد بگوييد كه جملات آنها را نيز در حافظه ام دارم آيا اين دليل تان معقول است؟
حالا اگر من بروم به سايت بينوا وتول افغان ولر وبر ودعوت وغيره ومقالات باري جهاني ومجاور احمد زيار ويا معصوم هوتك يا مرحوم نوميالي را كه سالها قبل نشر شده هركدام رانظر به ذوق خودم اينجا بياورم وبگويم كه من پشتون هستم واين هم سند پشتون بودن من . ولي زمانيكه أصل نوشته ها را بمن كسي نشان دهد كه من آنرا از جاي ديگري برداشته ام ، آنوقت من ادعا كنم كه من از بسكه به اين بزرگواران اخلاص وارادت دارم تمام جملات آن نويسنده ها را در حافظه ام دارم، آيا اين كار از نظر شما منطقي وعلمي است؟
حالا پرسش قبلي ام را تكرار ميكنم :
اگرجنابعالي اتهام سرقت ادبي را قبول نداريد من پرسشم را اينطور مطرح ميكنم :
كسانيكه به افكار وعقايد جناب پور پيرار باور وإخلاص دارند ميتوانند كه به همان سايت رفته ومقالات قبلا نشر شده ايشانرا درهمان سايتها بخوانند، حاجت به نشر مجدد اين نوشته ها از نام شير ساپي در كابل پرس چيست؟
دوم اينكه جناب عالي با اين همه اخلاص و ارادت تان چه كار اضافه ايي انجام داده ايد كه با كارهاي جناب پورپيرار فرق داشته باشد؟ آيا شما شارح مقالات پور پيرار براي افغانستاني ها استيد؟ آيا شما آن مقالات را ازكدام زبان بيگانه ترجمه كرده ايد آيا شما خواسته ايد كه در حاشيهء نوشته هاي او نظريات خودتان را بگنجانيد؟ پس نقش جناب عالي اگر سرقت ادبي نباشد چه چيزي جز كاپي برداري مقالات پورپيرار در كابل پرس ميتواند معنا شود؟
تشكر

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 77 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس