رفتن به محتوای اصلی
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بعداز سقوط رژیم طالبان خوبترین اقدام که میتوانست افغانستان را به یک کشور مترقی وپیشرفته مبدل نماید، تقویت نهاد های تحصیلی بود. گاهی عنوان میشود هرگاه جامعه جهانی به جای این همه هزینه های گزاف نظامی در سالهای اول حضور شان بالای تحصیل نسل جوان سرمایه گذاری میکرد، برخی جوانان را برای تحصیلات مسلکی خارج از کشور میفرستاد ونهادهای تحصیلی داخلی را با افراد متخصص مجهز میکرد. شاید بعداز سال 2014 مشکلات این کشور آنقدر جدی نمی بود ویاهم خیلی ثبات سیاسی وارزشهای مدنی متزلزل نمیشد. با نیروی متخصص میشود یک بخش عمده از مشکلات کنونی افغانستان حل شود. شما میدانید که امروز بیشترین کمکهای جامعه جهانی اختصاص یافته است به معاش مشاورین ادارات دولتی که از دیدگاه یک وطندوست واقعا فاجعه است دراین کشور یک مشاور که هیچگونه آشنایی با وضعیت اجتماعی وفرهنگی افغانستان ندارد. اما بلندترین معاش را میگیرد. پس برخی ازاین عوامل بیشتر برمیگردد به دولت افغانستان که با سرنوشت نهادهای تحصیلی بازی میکند ویاهم نهادهای تحصیلی را آنقدر مهم نمیگیرد . چون رهبران حکومت کنونی بیشتر به قدرت سیاسی – نظامی باور دارند تا قدرت فرهنگی – اجتماعی .

من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.

اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.

1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.

2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟

3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.

4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.

5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.

6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.

ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

73 دیدگاه
ناشناس

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

برادران افغان سلام ها نثار تان باد :
بخاطر افشای حقایق و روشن شدن مراتب ذکر شده بیاید راه حل را به کمک اداره فاکولته جستجو کنیم :
1. تمام معاشات اجرا شده سال 1391 دانشکده اقتصاد را با راپور حاضری ؛ حضور استاد در صنف و استحقاق معاش مطابقت بدهیم .
2. مطابقت اسناد تبدیلی ها و معیار قبول شده به تفکیک ولایات
3. شرایط تقرر و تدریس استاد خارج کدر را که خود سرانه به حیث استاد تعیین شده
4. در یافت جواب به ارتباط اتهام رئیس صاحب فاکولته به جلسه در تکیه خانه
5 . ادعای ناحق یک تعداد محصلین مانند رشوت 2500 دالری
6. صلاحیت یک نامزد پوهیالی و توظیف آن از طرف رئیس به منظور باز نگری کریکولم یک فاکولته در موجودیت استادان بلند رتبه و با تجربه
7. مجازات آنعده از محصلین که ادعای ناحق دارند
8 . مجازات مسوولین حسابی و اداری که وارد فساد شده باشند .
با احترام فایقه
بنده مخلص و بیطرف نیکجو
کاپی به شورای محترم ولایتی
کاپی به مقام ولایت بلخ
کاپی به وزارت محترم تحصیلات عالی
کاپی به شخص رئیس بی پروا و بلی گوی
کاپی به زنگ خطر
کاپی به سلطان محمد انصاری بجل باز

شربت خان

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

قابل توجه محصلین عدالت خواه اقتصاد !
رنج زیاد کشیده ام من مفت رئیس نگشته ام ....... من مزه اش نو دیده ام ایلا نمیتوم چوکی ره
هرکس اگر تهمت زند یا حق گوید صد هزار ........ صد چل و بل میکنم ایلا نمیتوم چوکی ره
عبدالرحمن غدار تو بابایم است ای ساده لوح ....... ملا عمر کاکایم من ایلا نمیتوم چوکی ره
کرزی شوهر خاله ام ابلیس بود استاد من ....... حبیب بود یازنه گکم ایلا نمیتوم چوکی ره
ماموره بوده واسطه ام تا برکرسی تکیه زنم ...... بهتر زاین جانان کجاست ایلا نمیتوم چوکی ره
دولت کجا پرسان کجا تامن ز آن تشویش کنم ........ صد بار تو گویی استعفی ایلا نمیتوم چوکی ره
گویند مرا استعفی کن بهر آبرو بهتر بود ......... من ز آبرو بریده ام ایلا نمیتوم چوکی ره
حلقه کند ازمن سوال من چی جوابش میدهم ......... عزت رود بهتر بود ایلا نمیتوم چوکی ره
رئیس شما

حسن غمکش

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

ریس محترم اقتصاد و همکاران بدنام آن !
تو که با سرودن شعر بی شرمانه به قدرت ننگ آور خود فخر کرده و پا به گلوی صدای برحق ما میگذاری واقعا دور از کرامت انسانی بوده به شدید ترین الفاظ قابل تقبیع است .
او مسخره گروپی را بنام هیت حقیقت جو تعیین کردی و ما با وجودی که از طرف نفر دستوری تو ( مداح ) چندان مجال به سخن گفتن نداشتیم ؛ ثبوت کردیم که واقعا اداره تو فاسد ترین اداره است ولی هیچ اجرات مثبت از طرف تو نشده و فقط ما را گپ دادی حالا منتظر محاکمه خود و همکاران فاسد خود در موارد مطالب ذیل باشد که راپور آن الی وزارت رفته باش .
1. موضوع امتحان داکتر فینک و خیانت تو در مورد ما
2. تبدیلی محصلان خلاف نورم قبول شده
3. گرفتن معاش توسط خودت از چهار طریق( شبانه - روزانه - تدریس دزدانه شبانه و فیصدی از معاش استادان بی بیخ و بنیاد )
4. استفاده جویی ها تو از خریداری های فاکولته
5. ایجاد تبعیض و چند دسته گی توسط تو بین محصلین و استادان بنام کدر محل و خارج ولایت
6. 1000 دالر کریکولم پوهنتون فاریابی از طریق دستکی ات
7. جعل و تذیر در اجرات اداری و امتحان کادری در چند مورد . خاطرت جمع باشد از دادن نمره های اضافی برای نفر مورد نظر ات با در قبظ گرفتن نمره چهار مضمون و کم کردن نمره دیگران مانند نورالحق بیچاره و جنایت نابخشودنی تو در این مورد .

نجیب الله جعفری محصل سال چهارم اقتصاد

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

از کابل پرس? تشکری می کنیم زمینه این را مساعد می سازد تا صدا خود را در برابر ناسزا بلند کنیم. میایم سر فاکولته اقتصاد پوهنتون بلخ . در این فاکولته اکثریت استادان کهنه پیخ آن خصوصاً پوهاند ها، همه ی اینها بیسواد مطلق هستند. از عبادالله عباد گرفته ، تا اکرمی و از واثق ترایی گرفته تا داکتر صاحب نیکجو بد جو . همه ی اینها بی سواد هستند. عبادالله عباد اصلاً در صنف درسی هیچ کنترول ندارد. زمانی که در ریاست فاکولته جلسه ی گرفته می شود و تاکید بر این می شود که کیفیت درسی بالا برود، عبادالله عباد یک رقم سر غیرت می آید و می خواهد که دیگر درست تشریح کند، زمانی که داخل صنف می شود، یک رقم غال مغالک را می پرته که محصلین فکر می کنند که دیوانه شده است. در حالیکه عبادالله عباد پیش خود فکر می کند که چه خوب درس می دهم. خلاصه اینکه نه اینها چپتر دارند و نه هم کله . در این روز ها می گویند که عبادالله عباد ریس پوهنتون شبرغان شده است. این عبادالله عباد یک صنف درسی را اداره کرده نمی تواند، چی برسد که یک پوهنتون را اداره کند.
از اکرمی خو هیچ شکایت نمی کنیم. او بیچاره هیچ در خود نیست که چی می کند و چی می گوید. خود را بی آب می کند ویا کسی دیگر را .
در اقتصاد یک داکتر وجود دارد که آنهم داکتر صاحب نیکجو بدجو ی لوده و دیوانه و احمق و وحشی می باشد که قانون نظامی را در پوهنتون تطبیق می کند. هیچ امکان ندارد که حتی یک محصل اقتصاد از این قهرمان بوکس ، بوکس نخورده باشد. زمانی که سر صنف می آید. چیز های از زبان این قهرمان بوکس می برآید که موهای جان انسان ایستاده می شود. اصلاً درس این قهرمان نه مطابقت به اقتصاد دارد، نه به حقوق دارد ویا کدام رشته دیگر. فقط مثل اجاره دار ها و جلاب ها واری حرف می زند. کسی که محصل اقتصاد باشد، از داکتر نیکجو کرده خوب درباره اقتصاد حرف می زند. محصلین خو در جا خود باشد، حتی بسیاری از استادان اقتصاد از این داکتر صاحب بوکس خورده است.
میایم سر عبدالقاسم واثق که مشهور به واثق ترایی می باشد. لقب ترایی را مردم بخاطر ترایی دزی واثق برایش داده است. البته رتبه علمی قاسم واثق پوهاند است و این واثق به کلی بیسواد است. بیچاره زمانی که سر صنف می آید ، درس را روخوانی می کند. یعنی تشریح و توضیح هیچ چیزی وجود ندارد. فقط درس واثق روی خوانی چپتر است. زمانی که امتحانات می شود ، از همان طرز سوال جور کردن آن بی سوادی این پوهاند صاحب واثق معلوم می شود. این واثق اینقدر بی سواد است که فرق میان بسیاری از اصطلاحات اقتصادی را که معنای شان نزدیک به هم دیگر است، نمی فهمد. واثق ترایی موهایش تیخ تیخ است و بسیار قوم پرست است.
نجیب الله جعفری محصل سال چهارم فاکولته اقتصاد دیپارتمنت مالی

نجیب الله جعفری محصل سال چهارم اقتصاد

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

“بیسوادی استادان اقتصاد از خود هیچ اندازه ندارد”
از کابل پرس? تشکری می کنیم زمینه این را مساعد می سازد تا صدا خود را در برابر ناسزا بلند کنیم. میایم سر فاکولته اقتصاد پوهنتون بلخ . در این فاکولته اکثریت استادان کهنه پیخ آن خصوصاً پوهاند ها، همه ی اینها بیسواد مطلق هستند. از عبادالله عباد گرفته ، تا اکرمی و از واثق ترایی گرفته تا داکتر صاحب نیکجو بد جو . همه ی اینها بی سواد هستند. عبادالله عباد اصلاً در صنف درسی هیچ کنترول ندارد. زمانی که در ریاست فاکولته جلسه ی گرفته می شود و تاکید بر این می شود که کیفیت درسی بالا برود، عبادالله عباد یک رقم سر غیرت می آید و می خواهد که دیگر درست تشریح کند، زمانی که داخل صنف می شود، یک رقم غال مغالک را می پرته که محصلین فکر می کنند که دیوانه شده است. در حالیکه عبادالله عباد پیش خود فکر می کند که چه خوب درس می دهم. خلاصه اینکه نه اینها چپتر دارند و نه هم کله . در این روز ها می گویند که عبادالله عباد ریس پوهنتون شبرغان شده است. این عبادالله عباد یک صنف درسی را اداره کرده نمی تواند، چی برسد که یک پوهنتون را اداره کند.
از اکرمی خو هیچ شکایت نمی کنیم. او بیچاره هیچ در خود نیست که چی می کند و چی می گوید. خود را بی آب می کند ویا کسی دیگر را .
در اقتصاد یک داکتر وجود دارد که آنهم داکتر صاحب نیکجو بدجو ی لوده و دیوانه و احمق و وحشی می باشد که قانون نظامی را در پوهنتون تطبیق می کند. هیچ امکان ندارد که حتی یک محصل اقتصاد از این قهرمان بوکس ، بوکس نخورده باشد. زمانی که سر صنف می آید. چیز های از زبان این قهرمان بوکس می برآید که موهای جان انسان ایستاده می شود. اصلاً درس این قهرمان نه مطابقت به اقتصاد دارد، نه به حقوق دارد ویا کدام رشته دیگر. فقط مثل اجاره دار ها و جلاب ها واری حرف می زند. کسی که محصل اقتصاد باشد، از داکتر نیکجو کرده خوب درباره اقتصاد حرف می زند. محصلین خو در جا خود باشد، حتی بسیاری از استادان اقتصاد از این داکتر صاحب بوکس خورده است.
میایم سر عبدالقاسم واثق که مشهور به واثق ترایی می باشد. لقب ترایی را مردم بخاطر ترایی دزی واثق برایش داده است. البته رتبه علمی قاسم واثق پوهاند است و این واثق به کلی بیسواد است. بیچاره زمانی که سر صنف می آید ، درس را روخوانی می کند. یعنی تشریح و توضیح هیچ چیزی وجود ندارد. فقط درس واثق روی خوانی چپتر است. زمانی که امتحانات می شود ، از همان طرز سوال جور کردن آن بی سوادی این پوهاند صاحب واثق معلوم می شود. این واثق اینقدر بی سواد است که فرق میان بسیاری از اصطلاحات اقتصادی را که معنای شان نزدیک به هم دیگر است، نمی فهمد. واثق ترایی موهایش تیخ تیخ است و بسیار قوم پرست است.
نجیب الله جعفری محصل سال چهارم فاکولته اقتصاد دیپارتمنت مالی

ناشناس

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

همان که گفته اند تا نباشد چوب تر فرمان نبر گاو و خر !
برای این جانیان نه شرم است و نه حیا اگر واقعا همت داشته باشند روز اول باید استعفی دهد ولی نمیدهند و نمیدهند مگر اینکه مثل حبیب آخرین بی عزتی را ببیند

شریف

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

قابل توجه هیت رهبری وزارت محترم تحصیلات عالی !
این پیام آخرین پیام ما به منظور اصلاح و تغییرات مثبت بخاطر رفع معضلات دانشگاه بلخ است :
1. یکبار یک هیت با صلاحیت و کاملا بیطرف به منظور تحقیق روی فساد اداری و مالی ارسال بدارید تا موضوعاتی را مانند : توزیع معاش برویت استحقاق و مطابقت آن با حاضری و حضور استاد در صنف ؛ تدارکات و تطبیق آن با اجناس خریداری شده از قبیل خرید یکپایه یخچال به فاکولته شرعیات ؛ خریداری کمپیوتر دسکتاپ به قیمت 35000 افغانی خرید یکدانه قلم به قیمت 25 افغانی ؛ حواله معاش برای سرپرست معاون تعلیم و تربیه قبل از منظوری ؛ تغییر نکردن شخص قراردادی برای 12 سال ؛ دریافت سهمیه مواد خوراکه توسط مسوولین مربوطه از قرار دادی و .......
2. شرایط استخدام استادان و منسوبین به شکل غیر قانونی بنام قراردادی وغیره
3. برخورد سلیقه مسوولین با مراجعین دانشگاه به مانند اینکه ریاست و مدیریت ملک شخصی پدرشان باشد .
4. مطالبه رشوت از هر قرار داد و پروگرام آموزشی مانند مطالبه 2000 دالر توسط یکی از مسوولین دانشگاه بنام خرید کوچ و فرنیچر
5 . شخصی شدن کرسی ها و دوام کار آنها به میل دل شان و عدم اجراآت معاون اداری در قسمت معاش استاد رحمانی از فاکولته انجنیری چنانچه در تالار واضعا برای گفته شد

ملا نبی زاخیل وال

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

افشای حقایق :
1-بلاک لیلیه با رنگ پوفکی و بی کیفیت در سال گذشته بیشتر از 200000 هزینه داشته است ! اگر اینکار یک خرکار هم اگر مدیریت میکرد بیست هزار مصرف نداشت .
2- دو دانه تشناب لیلیه انصاف که سر آن هم پوشانیده نشده 2000 دالر مصرف خورده در حالیه بیش از 600 دالر مصرف ندارد
3- برای رنگ پوفکی و سیم خار دار دیوار اطراف پوهنتون 1450000 افغانی سند مصرفی ترتیب شده درحالیکه قرار دادی یک بار 400000 باردوم 500000 و بارسوم 200000 افغانی که جمله 1100000افغانی میگردد دریافت کرده و 11000 افغانی هم حق مسعود معتمد بنام وند مستوفیت درسال گذشته گرفته شده است متباقی مبلغ 339000 افغانی بین معاون صاحب علمی که قرار داد کننده از دوستان تاشقرغانی اش بوده ؛ معاون صاحب اداری و سایر مفسدین تقسیم شده است .
4- جواب برای یک سوال که همه دارند !
سوال :مصرف خریداری تحفه برای مفتشین و هیت وارده به دانشگاه از جیب کی تامین میگردد ؟
جواب :نخست تحفه و مصرف توسط قرار دادی به وساطت معتمد نقده کار سازی میگردد بعدا این پول یا با توزیع مواد خوراکه بی کیفیت جبران میگردد و ترتیب اسناد جعلی بنام قرطاسیه و سایر اجناس یکبار مصرف .
ادامه دارد

نصیر احمد

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

اسب ها مرد خر ها قا ضي شد :
استاد اكرمي : اين اكرمي كه قواره شان به پودري ها و الاغ هايي سال كرده مي ماندوشما وزبك هايي بي منطق كه ازيش حما يت مي كنيد ببنيد كه اين الا غ تان خو دش از تميم صد يقي رشوت گرفته و به عنوان استاد جذ ب كرده .
استاد فدا : كه در پو هنخي اقتصاد به مرج سرخ معروف است گذ شته شان به كله گي معلوم است كه چه كار هايي فجيع را در زما ن كه مسئو ليت امنيت پو هنتو ن را دا شت و با را كت و پيكا مجهز بود انجام داد ند . و بقدر غلط است كه هم به نل ميزند هم به ميخ ما هو شيار از آن هستيم كه تو فكر ميكني مورج.
استاد هما يون تان : كه در پو هنخي اقتصاد به استاد خيلم خور معروف شده در صنف كه ميا يد فقد خيلم خود كش ميكند پيش رويي ده ها محصل ؛ و اگر يك كمك عميق تر شويم بيشتر قواره شان به مرغ باز ها مي ما ند و ريشك خودرا با وجود كه سنت
پيامبر است مي تراشد ما نند كو ني بچه ها كه اصلا يو نيفورم استا دي را ندارد باز سري ديگرا انتقاد ميگره كه مو هاييت دراز است ؛ جو راب نپو شيدي همراي بوت و غيره گپ هايي كه به درد هيچ انسان عاقل نمي خورد به جز الاغ ها و حيف محصلين كه اين الاغ هارا اصلا دا خل صنف اجازه ميدهد ....
استاد عباد : استاد عباد تان به كله گي معلوم است كه كا ملا بي سواد كه قدرت خو اند ن را ندارد .اما در باره شان با يك وا قعيت كه همه بچه ها و دختر هايي كه هم صنفان بچه شان است بهتر معلوم است كه يك روز استاد عباد به صنف آمده كه زيب شان باز است چون دختر ها در جلو است ودختر شان نيز در چوكي دوم بوده دخترا به دختر شان اشاره كرده پدر تان را ببين دختر شان هم ميبينه ميگه استاد مه كار دارم عباد ميگه به دخترش طرف مه ببين ؛ بچه ها متوجه به تخته باشيد چون معمو لا به قول بچه ها نظم صنف را گرفته نمي توا نيست بعدا بچه ها متوجه ميشه يكي به ديگري همهگي خبر ميشه. بچه ها با تمسخر استاد دري صنف باز است ميگه خير است حميد بسته ميكند .بچه ها خنده ميكند با يگديگر حميد برو مادري خود را بيار كه در پدر تان را ببندد...اما بيشتر از اين تبصره نمي كنم .
اما عا مل اين جنا يت بزرگ تفرقه اندازي پو هنخي اقتصادعباد بي سواد است .كه نمو نه خوب بچه شان است كه با سا ير افراد كه از تبار شان است بصورت ساختگي نمرات شان با لا ميبرد اما با افراد با استعداد كه هم صنفان بچه بي سواد شان است نها يت ظلم ميكنند كه نمرات شان را كم ميكنند كه به همگي معلوم است كه بچه شان بي سواد و ليا قت اول نمره گي را ندارد اما با آن هم سه سال است كه با كسب نمرات تقلبي از طرف استادان چون ف؛ع؛الف؛ز؛هآو غيره متوا تر اول نمره است ولي اگر باور ندا ريد با نفر بيستم ويا پا يين تر يك امتحان شفاف بگيريد نتيجه برايي شما معلوم خوا هد شد ...
استاد نجم الدين : ترا فيك دختر ها چندين بار با دخترا محصلين ديده كه چه كرده ... با وجود كه يك ديوانه محض است همين لقب زيبايي الاغ برايي همين طبقه بيسيار دقيق ومعقول است ....
با احترام نصيراحمد

نصیر احمد

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

اين خوديك افترا است شما كه استاد اكرمي را ميگوييد استاد جليل شمارا كه ميگه كه شمارا جهت ميدهد خودرا داكتر معر في ميكند اما خط دري درست خوانده نمي توا ند وسا بقه خاد دارد .
اما در مورد استاد فدا كه اين همه افترا بستيد آن زمان شرايط همان را تقا ضا ميكرد و به خا طر حفظ پو هنتون اين كاررا ميكرد ما به ايشان آفرين ميگوييم . اما شما كور وا حد تان را بيبنيد كه امروز پو هنتون را چورو چپاول ودزدي ميكند كه در يك قرار داد پنج لك افغا ني را به جيب زده اين خا ين كور اگر خا ين نم بيود كور نمي شد واستاد حكيم تان شا گرد كه مثل اولاد است سرش عشق بازي ميكند با توجه به اينكه مردم ا ولاد خودرا به خا طر آ مو زش روان ميكند نه به خا طر كه حكيم صا حبزاده سرش عشق بازي و عياشي نمايد . با نقل اززبان زحل كه استاد حكيم مرا دعوت كرده بود در هو تل مه نرفتم اما روز ديگر مرا استاد حكيم ميگه زحل جان مرا از خود خفه كردي چرا هو تل نيامدي مه بيسيار منتطر بودم كه خود ت حتما مي آيي اين استاد فا سد تان اين كار هارا مي نما يد ..شما خود قضا وت كنيند ...... وها رون كه به حما يت شما موز دوران خارج وطن فروش هايي بي غيرت آمد ..بچه هايي كوچه شان در پو هنتون است ميگه برايي ما جايي تعجب است كه بي ريش همه بچه هايي كوچه ما استاد شده جايي تعجب سال ها بي ريشي كن وچه بيده ولي استاد شو اين دنيا بايد بر عكس آدم كوني رسمي كه در شار معروف است استاد پوهنتون........ ديگر زياد تبصره نمي كنم خود تان حا لا گپ گرفتيد... ,
الكو زي ما شيني تان گو ميش كه چند گو ساله نمايد حالا شايد مرده شانرا بيارد از دست خيا نت بيش از اين خايين ملي تان به عذاب جا نش گرفتار شده....

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 73 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس