من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.
اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.
1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.
2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟
3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.
4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.
5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.
6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.
ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.
نظرات
73 دیدگاهافتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
در مورد ببصير عارفي هر قدر بگويم كم است چون وي لقب سگ را در پوهنتون كسب كرده بود من زماني نيز از جمله شاگردان وي بودم زماني كه موضوعات را از ايشان ميپرسيديم در جواب ميگفت " مشكل من نيست" پس كي بايد تشريح ميكرد و گذشته از آن ما مضمون بنام كريمينالستيك داشتيم كه تدريس آن بر ايشان سپرده شده بود موصوف به عوض اينكه كريمينالستيك را تدريس نمايد فورم شانزده گانه كه مربوط سارنوالي بود ميخواند و ميگفت خانه هاي خالي آن را شما پر كنيد خوب در نهايت محصلين همين دوره شاخش را شكست و چنان مطيع شد محصلين سالهاي گذشته به حيرت آمدند و بعد از فراغت ما دو باره به سگ گري خود ادامه داد .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
اما در باره عارف رضایی چیزی نگفتید؟
ویا که کدام رابطه ویا مناسبتی دارید؟
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
نخیر من کدام رابطه یا کدام مناسبتی با عارف رضایی استاد درنده پوهنحی حقوق و علوم سیاسی پوهنتون بلخ ندارم . آقای عارف رضایی هم بعضی گل های را در سابق و در حال حاضر به آب داده است که از گفتنش واقعا خجالت میکشم. در باره شخصیت جناب عالی (عارف رضایی) اگر نمی دانید پس بشنوید.
عارف رضایی یکی از بیسواد ترین و بد اخلاق ترین اساتید پوهنتون بلخ می باشد که این موضوع برای تمام محصلین و اساتید معلوم است . به گفته بعضی از دوستان من عارف رضایی آنقدر بیسواد است که ازینکه محصیلین از وی در رابطه به درس سوال نکنند خود را در داخل صنف قهر میگیرد و محصلین را با سخنان از قبیل اینکه از پیشم تیر نمی شوید ، یا چانست می کنم سرکوب می کند. وی که به روی خویش نقاب شرافت را پوشیده است در اصل یک گرگ تشنه به ناموس و چشم به جیب مردم است . هزار ها بار دختر های پوهنحی حقوق از جناب عالی عارف رضایی نزد معاون صاحب محصلان اسبق دانشگاه بخلخ شکایت کردند که عارف رضایی از ما توقع نا مشروع می کند و از ما خواسته است تا به خانه وی رفته سوالات مضون را که چانس خوردیم حل کنیم . شما میدانید که هدف این جناب عالی از دعوت دختران به خانه اش چه بوده است .
یکی از اقارب من مدت 9 سال پیش شاگرد جناب عالی عارف رضایی بود وی ازین که توانایی مالی نداشت که پول بدهد از وی به حیث مردکار استفاده میکرد. دوستان حیران نمانید این حویلی که جناب عالی عارف رضایی در کارته آریانا دارد در حقیقت تهداب آن توسط محصیلن حقوق مانده شده است و 80 ٪ مصارف آن از پول محصیلن پرداخت شده است زیرا اگر پرداخت نمی کردند چانس می شدند و آنهای که پول نی داشتن باید به حیث کاگر کار میکردند .
من یکی از محصلین بر حال فاکولته حقوق هستم آخرین کارنامه جناب عالی عارف رضایی که امثال قابل شاهد هستم آن عبارت از چانس کردن بیش از 80 محصل صنف اول پوهنحی حقوق است . خوب حالا شما قضاوت کنید که این بیکفایتی یک استاد را نشان نی دهد که آنقدر درس بی کیفیت بوده که 80 نفر چانس خورده است . نخیر دوستان در پهلوی ضعف درسی بعضی اهداف شوم دیگر هم است که جناب عالی میخواهد به آن دست پیدا کند از قبیل جمع آوری پول و نیز شکار کردن دختران جدید ........
در اخیر از مقام پوهنتون بلخ و نیز از ریس صاحب پوهنحی حقوق و علوم سیاسی می خواهم که اگر واقعا می خواهند که جلو فساد گرفته شود یک اقدام جدی در قبال این گرگ درنده ( عارف رضایی) کنند. شرم است که خود را پدر معنوی می گوید و دو چشمش به سوی دختران خود می باشد ..........
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
بلخی صاحب :نادیده قضاووت کردی عارف رضایی شخص بادانش وباتدبیر بوده ومنحیث پدربامحصل رویه میکند.شماخودتان که یک شخص بیسوادهستین حتماذریعه تلیفون به دانشگاه رایافته اید لذاچانس شدید وبعداهم شکایت می کنید؟
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
دوستان عزیز، جنجال شما بالای چی است؟ اصلاً بی کفایتی وزارت تحصیلات عالی است و از آنهم مهمتر بی توجه مسولین دانشگاه است که همچو بی نظمی مشاهده میگردد...
از عارف رضایی کتابها می توان گفت و نوشت خونخوار ترین و کثیف ترین انسان در دانشگاه بلخ اگر قبول ندارید بروید از محصلین که فارغ شده در سالهای قبل بپرسید قیمت مضمون او در روز های امتحان یک موتر سمنت، بیست هزار خشت، 20 تن سمنت.... یا دوهزار دالر نقد میباشد... و اگر هم امتحان اش را اخذ نکند دستور میدهد تا از همه صنف مبلغ 50 افغانی از هر محصل بنام مصارف فوتبال جمع شود تا بعداً مصرف نامردانه مصرف خانواده اش نماید. خلاصه در هرام و مردارخوری دیپلوم دارد...هم میدانند که چقدربی کفایت و بی سواد است اما هیچکس به او چیزی نمیگوید ..تا که بود ریس سابق دانشگاه حبیب اله از او حمایت میکرد بعداً چراغ علی بخاطر قومی گرایی او را چیزی نمی گفت و ریس فاکولته هم که با او خویشاوندی دارد همیشه او را حمایت میکند. بار ها محصلین از او در ریاست فاکولته شکایت کردند اما هیچکس چیز نگفت و نمیگوید... یکدفعه محصلین را به چای صبح به خانه اش می خواهد بعد از چای چندین موتر خاک را بالای آنها بیرون کشید... خلاصه نه درس اش به دزس دادن میماند و نه امتحانش به یک امتحان استاد دانشگاه از دانشگاه محل سو استفاده ساخته و بس...
شما را چی درد سر بدهم که با این وضعیت چی را انتظاردارید: همه فاسد شده اند از بصیر عارفی گرفته تا رضایی انسان های درنده هستند .. و راستش این است که ریس یا امر که بی کفایت باشد این دزدان باید همی قسم چور وچپاول بکنند دیگه....
در یک کلام همی ریس دانشگاه را که ما می بینیم که بیچاره فقط یک لاش است و بس از ای هیچ چیز ساخته نیست غیر از خوردن و او خاین های کابل هم او را فقط بخاطر پشتون بودن روان کردن در غیر آن آدم کاملا بی اتوریته و بی صلاحیت است....
پناه به خدا و وای به حال ده هزار دانشجوی بیچاره که هر روز وضع درس و تعلیم شان بدتر شده میرود......نایب
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
برادران عزیزشریفی صاحب واحمدی صاحب تشکربی پایان ازشما واقعاً آن فجایع وبی عدالتی را بگوش مسولین وهموطنان ما رساندید که به گفته بعضی ازاستادان باعزت وشریف پوهنحی حقوق بسیاراندک گفته شده، من ازدوستان خواننده ونویسنده خواهش مند م تا سرمسایل زبان،مذهب وملیت خودرا درگیر نسازند. نمیدانید که وطن عزیزما طی بیش ازسی سال است که بخاطرچنین بد بختی میسوزد صحبت درچنین موارد آب ریختن درآسیاب دشمن است. اگرواقعاً کدام هدف دیگر ندارید وبخاطر تربیه سالم اولاد وطن میندیشید بیایید چهره اصلی افراد استفاده جو، بداخلاق، رشوت خور، ناتوان وابن الوقت راکه بحیث استاد درپوهنتون بلخ ایفا وظیفه میدارند برای مردم ما برملا بسازیم بیایید صادقانه بخاطر بهبود دانشگاه بی اندیشیم . به عقیده من هم برای ریس پوهنتون وهم برای رهبری وزارت تحصیلات عالی کمک خوبی است تا درمورد چنین افراد اگر تصمیم بگیرند.
شریفی صاحب محترم شما از تعدادی ازاستادان نام بردید که درموسسات خصوصی تدریس میدارند . ازشما سوال میکنم آیا وزارت تحصیلات عالی فعلاٌ تمام کدرهای مورد نیاز دانشگاه های دولتی را تکمیل نموده ؟ چگونه وزارت تحصیلات عالی درعدم داشتن استادان معیاری جواز فعالیت برای موسسات تحصیلات عالی خصوصی داده وهم اکنون میدهند. شما میدانید که استادان اکثر پوهنتون های خصوصی که درکابل ویا سایر ولایات فعالیت میدارند کی ها اند؟ آیا بیشتراینها ازرهبری وزارت تحصیلات عالی ویا دانشگاه های دولتی نیستند؟ بازهم ازشما سوال میکنم اگر وقت بیکارخود را ااستادان درتدریس اولاد این وطن مصرف کنند بهتر است ویا کارهای غیراکادمیک دیگر.........
شما درساعات رسمی سری به پوهنحی انجنیری بزنید وببنید که معاون صاحب زورآور پوهنحی کجاست؟ وقتی اورا جستجو کنید دراطراف محکمه با کمیشن کاران دعوا جلب مصروف معا مله وچاله زنی است تا زمانیکه کارش درآن ساحه رونق داشته باشد اصلاً پوهنتون نمی آید سالیان زیادی میشود که همین کار آن ادامه دارد(ازاستادان دانشکده انجنیری پرسیده شود) معمولاً روزهای که پوهنتون می آید قبل ازساعت 10 ویا 12 بجه نمی باشد آن هم با یک تعداد اوراق ودوسیه های محاکم وگاهی هم افراد دوسیه دار.....درحالیکه درسهای پوهنحی انجنیری ساعت 7 صبح آغاز وبه ساعت 10 ختم میگردد. حالا خود تان بگوید که کدام راه برای دریافت پول بهتر است.... . شما ازکسی نام نمیبرید که چندین ماه قبل شورای علمی پوهنحی انجنیری نظر به تکالیف متعددی که دارد با اتفاق آرا (کتاب ثبت شورای علمی ملاحظه گردد) آنرا سلب صلاحیت نموده است چندین مراتبه با چندین استاد چنان برخورد فزیکی ودشنام را روا دانسته که اصلاً گفتنش بزبان یک فرد ولگرد هم زیبنده نیست . خوی وبوی بصیرعارفی دروجودش بشکل عصری ، مرموزو زیره کانه آن وجود دارد که کمتر مردم آنرا میدانند .....چرا در مورد آن آقا تصمیم گرفته نمیشود چرا آن آقا چوکی را رها نمیکند، بس نیست اینقدر استفاده جوی ها....
آیا پوهنحی ها ودیپارتمنت ها که تعدادی ازاستادان آنها درموسسات خصوصی تدریس میدارند ویا محلات دیگر(دفاترخارجی، دفاترداخلی، دفاترشخصی، رهنمای معاملات ........وغیره) مصروف اند حاضری، پروگرام درسی، نوع تدریس، ساعات درسی وچگونگی تدریس شان کنترول میگردد ویا خیر...... بیایید با همه یکسان برخورد کنیم.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
به ادامه نظر برادر عزیز ما !!!
برادر محترم شما یک مشت نمونه خیروار از پوهنحی انجنیری فرمودید..... پوهنحی انجنیری در فساد اداری و هم در فساد بعضآ در فساد اخلاقی ریکارد قایم کرده است. حیران هستم زود تر از کدام آن شروع کنم ..... برای تمام محصلین انجنیری معلوم است که نمره گرفتن از پیش استاد پارسا که خود را همیشه سرمایه ملت میگوید کاری بسیار دشوار است ولی اگر پول بدهید کار بسیار آسان... پارسا در رشوه خوری جوره ندارد در حقیقت هر امتحان او بر اکثریت شاگردان به قیمت صد دالر امریکایی تمام میشود. حویلی که به سرک دشت شور آباد کرده است از پول رشوه محصلین بیچاره و نادار است. یکی از دوستان من در مضون پارسا نگران بود و کسی برای او گفته بود که پول پرداخت کن کامیاب می شوید. ازینکه همیش پارسا پول های محصلین را به وسیله پسرش جمع آوری می کرد این دوست من نیر نزد پسر وی رفت که پول بدهد. ازینکه دوست من بسیار غریب بود مقدار 50 دالر امریکایی را به پسر او داد ولی پسر پارسا آنرا رد کرده گفت که نه این مقدار پول کم است و گفت: پدرم نقص می کند) خوب دوستان حالا شما بگوید آیا استادی تجارت است یا خیر .... پس من حالا درک می کنم که چرا پارسا خود را سرمایه ملت می گفته......
رحمانی و لطیفی هم در رشوت خوری نام دارند... رحمانی زمانیکه ریس معارف ولایت بلخ بود به جرم دزدی روغن از پست خود اخراج شد یعنی تمام روغن های که به معلمین مکاتب کمک شده بود توسط وی دوزدی شده به بازار عرضه گردیده بود..... بدون آن که جزای خود را بیبیدن وارد پوهنتون بلخ شد و در اینجا زاه عاید دیگر را برای خویش پیدا کرد مانند جذب کردن محصلین انجنیری به حزب خود ( افغان ملت) و از طریق این کارش به تجارت خود ادامه داده و تا هنوز هم ادامه دارد به بشکل سری ..... وای به حال آن محصل انجنیری که دعوت رحمانی را رد کند...........
و از فساد اخلاقی دو استاد انجنیری در سطح بین المللی انجام دادن اگاه هستید ......بلی دوستان آن دو شخص کسی دیگر نی بلکه دو استاد نام دار پوهنحی انجنیری هستند که عبارت ان از داکتر پیمان و نعیم مشهور به نعیم گاوووووووووووووووو...... این دو کثیف چند سال قبل جهت برنامه های علمی رایی کشور تایلند شدند و در آن جا در حال نشه مرتکب تجاوز بالای یکی از خدمه های هوتل شدند که نام افغانستان در سطح بین المللی به خاک کشاندند . قرار بود این دو کثیف در آن جا زندانی شوند ولی به اساس سعی و تلاش مقامات پوهنتون و نیز برادر داکتر پیمان که در یکی از وزارت خانه ها کار می کرد آنها رها شدند و با روی سیاگی طرفی افغانستان آمدند.... خوب حالا قضاوت به دست شما دوستان است که به کدام روی این دو استاد کثیف به صنوف درسی می روند و تدریس می کنند ..... با وجود این کثافت کاری های شان هنوز هم داکتر پیمان عضو کمیته تضمین کیفت در پوهنتون بلخ است....... یک شخصکه خودش بی کیفت است چطور می تواند در پوهنتون بلخ کیفت را تضمین کند ..... بنا از ریس پوهنتون بلخ خواهش می کنیم که جلو هم چون اشخاص بی کیفت را بگیرد......... با احترام
بلخی ...
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام دوستان:میدانید تمام گفتنی های دانشکده حقوق درمورد سه نفریعنی آقای رضایی ٰبصیروعارف رحیم ختم نمیشود.
اولا داکترطاهرمنگل :یک شخص متعصب ملیت پرست ونِزادپرست بوده واگرپشتوزبان باشی نمره ات 100است اکرتاجیک بودی صدفیصدچانس هستی
دوم:همایون تاتو:هیچ چیزرانمی داندبه صنف آمده فقط روز گزرانی می کند.
سوم:حفیظه تنبل:به صنف آمده فقط به نظریات محصلین گوش میدهدوبازمیگویئدکه من یک جمع بندی کلی میکنم بعدادرامتحان محصل راآنقدرمی جوراند که خودش فقط یک ماسترباشداصلا لیاقط استادی راندارد
چهارم :شکیباتنبل:ازسوادش کرده آرایش اوزیاداست .
پنجم :ایرج لوده :یک شخص که خودرانگهداری کرده نتواندچگونه صنف راکنترول خواهدکرد.
خلاصه دوستان چی بگویم ازریس دانشکده حقوق شروع وبه کاکاسلطان وزینب لچرختم که تمام شان بی سوادٔرشوت خورواست تزدهزکدامش بروی میگه برووخت ندارم .دوستان این همه واقعیت است من یک محصل برحال هستم بخدا قسم که اگرقدر ت به من برسد تمام اینهاراخانه نشین میکنم .درمورد این بیسوادان هرچی بگویم کم است.وای برحال محصل بیچاره آخر وطن چی خواهدشد.
آنلاین : http://shabnam,husaini@yahoo.com
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
پسام من این است که مقام محترم دست اندکاران کابل پریس لطفا عطف توجه فرمایند کسی باکسی خصومت شخصی دارد و روبرونه حرفی برای گفتن دارد و نه جراات گفتن . وفقط از طریق همین نشریه شما عقده ئ دل خود را خالی میکند وبس . بناء توقع من درمورد این است که لطفآ مسایل آب رو ریزی یک شخص از طرق خویش که صرف عقده دشمنش بوده ودیگر مفهومی ندارد منیحث یک رسانه وبا هر عنوان ایکه دارید مساعد نسازید و سخاان دور ازچوکات و بیهوده را لطفآ نشرنکنید .
بنده نه در پوهنتون مسئولیت دارم و نه مدافع آن آقایون ایکه واقعآ به زبان بسیار فجیح والفاظ رکیک متهم شده اند شاید ثبوتی هم درمورد نداشته باشند و صرف برای عقده گشائی گفته است و انسانیت و شرافت نویسنده و رسالت نشرکننده ایجاب نمیکند. با عرض احترام وحرمت به آزادی بیان ایکه هدفش عقده گشائی نباشد . فتح
آنلاین : http://no
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
درابتدا سپاسگزارم از وبسایت کابل پروس که همیشه در راستایی اصلاح سازی گامهای استوار وبلند می بردارد، از شخصیت مبارز و مقاوم وطن آقایی میرهزارکامران دوست بی نهایت عزیزم که در نشر این مطلب مارا صمیمانه همکاری نمود یک عالم سپاس.
از دوستان خواننده خواهش میکنم که افتراء و دورغ درمورد شخصیت ها نه بندند. بخاطر دشمنی و خصومتی های شخصی دیدگاه ارایه نکنند. دیدگاه شان باید استوار به اصلاحات واصلاح سازی باشد. بازهم تشکر بی نهایت ازهمه دوستان که نظر ارایه کردند. برایشان این بار قول میدهم، که بزودی ، همه جانبه بررسی های مارا از فاکولته های مختلف دانشگاه بلخ آغاز میکنیم. درمورد تمامی افراد استفاده جو که خاین به سرنوشت نسل جوان است یکایک به معرفی میگریم. داستان افتضاح و رسوایی پوهنتون بلخ را بگونه سریال ادامه میدهم. تا حداقل اگر دولت به اصلاحات اقدام نمیکند مردم چهره های پسف این مرکزمهم تحصیلی را بشناسند. مه به زودی آدرس ایمیل ام را خدمتان می نگارم تا اسناد ومدارک که در اختیار دارید بامن شریک نمایید. برای چهرههای پست و استفاده جو وعده میدهم که این بار داستان رسوایی تانرا که مرکز تحصیلی شمال کشور را به مسخره کشانیده اند بزرگتر از آنچه تاکنون درمورد شما نوشته شده می نویسم. واین بار سعی دارم که افتضاح و رسوایی شمارا گسترده تر به نشر بسپارم.
برای موسسات خصوصی نیز هشدار میدهم، که باسرنوشت اولاد مردم باز نکنند و متوجه اعمال شان باشند، گرنه خودشان میدانند که بقا ودوام شان به حضورو شمولیت محصلین است، هرگاه رسوایی شان بلند برود به همان پیمانه سقوط شان نزدیک میشود.
از آقای مکمل الکوزی و وزارت تحصیلات خواهش دارم که لطف نمایند موارد نوشته شده را مورد بررسی همه جانبه قرار بدهند.
بامهر
اجمل شریفی