رفتن به محتوای اصلی
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بعداز سقوط رژیم طالبان خوبترین اقدام که میتوانست افغانستان را به یک کشور مترقی وپیشرفته مبدل نماید، تقویت نهاد های تحصیلی بود. گاهی عنوان میشود هرگاه جامعه جهانی به جای این همه هزینه های گزاف نظامی در سالهای اول حضور شان بالای تحصیل نسل جوان سرمایه گذاری میکرد، برخی جوانان را برای تحصیلات مسلکی خارج از کشور میفرستاد ونهادهای تحصیلی داخلی را با افراد متخصص مجهز میکرد. شاید بعداز سال 2014 مشکلات این کشور آنقدر جدی نمی بود ویاهم خیلی ثبات سیاسی وارزشهای مدنی متزلزل نمیشد. با نیروی متخصص میشود یک بخش عمده از مشکلات کنونی افغانستان حل شود. شما میدانید که امروز بیشترین کمکهای جامعه جهانی اختصاص یافته است به معاش مشاورین ادارات دولتی که از دیدگاه یک وطندوست واقعا فاجعه است دراین کشور یک مشاور که هیچگونه آشنایی با وضعیت اجتماعی وفرهنگی افغانستان ندارد. اما بلندترین معاش را میگیرد. پس برخی ازاین عوامل بیشتر برمیگردد به دولت افغانستان که با سرنوشت نهادهای تحصیلی بازی میکند ویاهم نهادهای تحصیلی را آنقدر مهم نمیگیرد . چون رهبران حکومت کنونی بیشتر به قدرت سیاسی – نظامی باور دارند تا قدرت فرهنگی – اجتماعی .

من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.

اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.

1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.

2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟

3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.

4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.

5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.

6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.

ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

73 دیدگاه
نور

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

محترم ا جمل شریفی سلام شما هم حق و حقوق ملیت های باشنده ولایات سمت شمال یا ( تورکستان افغانی را ) مراعات نکرده اید
براساس قانون نا م تحصیلات عالی به دوزبان رسمی یادمیگردد ونوشته میشود یعنی ( دانشگاه ) و ( پوهنتون ) ا ست معمولأ د ر
سمت جنوب و شرق افغانستان بیشترگفتارو نوشته شان به زبان پشتو است نام پوهنتون را استعمال میکنند اما دربقیه ولایات باید از
نام دانشگاه یاد و نوشته شود بناء شما درحق باشنده های ولایات شما ل افغانستان جفا روا داشته اید . شما هم ازخیل آقایان حبیب
والکوزی خواهید بود . درولایات شمال خصوصأ بلخ ، فاریا ب ، دانشمندان عالی قدری زیاد موجود اند حکومت قوم گرا نمیخواهد
دانش این ولایت ها پیش و بالا برود وزیرتحصیلات عالی هم از همین قماش خواهدبود. رییس دانشگاه باید ازدانشمندان پاک نفس و اداره چی خوب ازخود منطقه انتخاب گرد د مردم اورا بشناسند و او مردم را بشناسد حیای حضور و دارای عاقبت اندیش باشد الله هدایت نیک کند بااحترام نور

fetrat

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

از معاش مشاورین به طور کلی یاد شد ولی میشود گفت که فعلا معاش برای یکی دو نفر مشاور نا مشاور که فقط میخواهند در چوکی باقی بمانند اخذ شده، توانایی کار عملی راندارند صرفا فرصت ها را از دست میدهند و بس. همه روزه مصروف روز گذرانی اند. بسته گان ایشان جواب ایمیل ها را میدهند خود انها اصلا انگلیسی و کمپیوتر بلد نیستند حال امده اند مشاور شده اند.

ناشناس

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

شریفی خیلی خائن استی ، خیانت یعنی غضب حقوق مسلم مردم.وتوخائن به لحاظ کاربرد پوهنتون بجای دانشگاه درمتن نوشتاری فارسی.
هنگامیکه فارسی می نویسید باید ازاصطلاحات وکلمات ناب فارسی استفاده کنید.
فرهاد از لندن

safi
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

فرهاد لعنتی، میدانی که بی بی جانت وتمام قومت از کلمه پوهنتون استفاده میکنند و در آینده هم خواهد کرد،پس مشکل خودت چیست؟ ما بسیاری از کلمات مشترک در هر دو زبان داریم و بدون کدام تردید آن را بکار میبریم. ولی خودت مانند کثافت تعصب از کثافت دانی واریز میشوی و محیط زیست را کثیف میسازی.

فرودس نور

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

درود آقای شریفی آنچه درمورد استاد عارف رحیم و بصیر عارفی نوشته کرده اید کاملا درست و دفیق است.

جاغوری

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

آین اوغان ها آنقدر غول استند که اصلا جای بحث نیست با ایشان چون خودشان یک زبان درست ندارند بنا حسرت میبرند که چرا زبان فارسی پاک و سچه صحبت شود. بدین خاطر کوشش میکنند تا کلمات کثیف خود را با فارسی یکجا کنند. لعنت برکسی که فارسی صحبت کنند وکلمات تحمیل پشتو را استفاده کنند.

شعیب

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

دوستان عزیز! دراین جا اصل بحث دانشگاه و پوهنتون نیست، اگر شما هدف اصلی نوشته را متوجه شده باشید، بشتر به بداخلاقی و نارسایی در دانشگاه اشاره شده است

مسعود کامور

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

آینده این جامعه چه خواهد شد، کفر اگر از کعبه خیزد کجا ماند مسلمانی. لعنت بر شما آدم نماها کثیف

fetrat

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

در پوهنتون ننگرهار اجرای برنامه ماستری روی دست گرفته میشود ولی در اینجا در پوهنتون بلخ ببینید مصروف چی هستند. مرگ بر مدیران این دانشگاه باد.

ستایش علی

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

ستایش علی
به دیگران کاری ندارم، نیم نگاهی به آنچه جاغوری عزیز فرموده اند می افگنم. جاغوری عزیز بر "اوغانها" خرده گرفته اند که دریغ دارند زبان فارسی "پاک و سچه" گفته و نبشته شود. بسیار خوب جاغوری عزیز؛ "اوغانها" را، که فارسی زبان شان نیست، به دریا بریز اما بیایید نگاه کنیم فارسی ای را که جناب شما در نقد آنها نویشته اید چند درصد فارسی "پاک و سچه" است.
"آنقدر" عربی (قدر، عربی)
"اصلآ" عربی
"بحث" عربی
"بنآ" عربی
"حسرت" عربی
"صحبت" عربی
"خاطر" عربی
"کلمات" عربی
"کثیف" عربی
"لعنت" عربی
"تحمیل" عربی
"استفاده" عربی
بیایید شما خود داور باشید و بین خود و "اوغانها" به داوری بنشینید و بگویید که هدف تان از "پاک و سچه" نویشتن فارسی چه خواهد بود؟
کامگار باشید
ستایش علی

ستایش علی

افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

ستایش علی
جناب اجمل شریفی درود بر شما،
سپاس بیکران از پرده برداری های تان ازفساد و مدیریت ناکار آمد دانشگاه بلخ. جا دارد که خوانندگان گرامی نگاهی عاری از غرض و مرض به متن نویشتهء افشاگزانهء تان داشته باشند نه به این که شما "دانشگاه" را "پوهنتون" نویشته اید. زیرا شما به همان پیمانه حق دارید که "دانشگاه" را "پوهنتون" بگویید و بنویسید که دیگران حق دارند "پوهنتون"را "دانشگاه" بگویند و بنویسند. دانشگاه و پوهنتون، هرگاه اعمال زور در به کار بردن آن در کار نباشد،
هردو زیبا اند و هردو پذیرفتنی. ستیزه داشتن با هرکدام این دو واژه ستیزه با دانش و فرهنگ است و دیگر هیچ.

نور
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ

آقای ستایش علی سلام ، محترم باید درهر زبان مضمونیکه نوشته میشود ، لغت هما ن زبا ن به کاربرده شود ، هم نوشته زیبا میآید و هم خواننده مضمون ازآن آگاه میگرد د ، تعصب جاهلیت است ، نوشته شما به زبان پشتوباشد پوهنتون
بنویسید ، اگرنوشته شما به زبان د ر ی باشد دانشگاه بنویسید . عالم گلستان میگرد د . ومن الله توفیق

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 73 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس