من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.
اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.
1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.
2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟
3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.
4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.
5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.
6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.
ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.
نظرات
73 دیدگاهافتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
من یکی از محصلین لیلیه هستم ؛ زمانیکه موارد نوشته شده را به ارتباط پوهنتون خواندم خیلی خوشحال شدم زیرا افشای چهره های کثیف و استفاده جو در هر سطح و سویه که باشد به خاطر اصلاح خوب است اگر واقعا انسان باشند یا خود را اصلاح میکنند و یا اینکه بلاخره از اریکه قدرت پائین کشانیده خواهد شد . در پوهنتون واقعا تمام موارد منفی وجود دارد از فساد اخلاقی گرفته تا فساد تشکیلاتی ؛ فساد مالی و فساد پارتی بازی و قوم پرستی و فرزند پرستی .
در ارتباط به مشکلات لیلیه باید یاد آور شوم که قرار اطلاع لاغری دوم که بنام استاد ابلیس در متن جانباز یاد شده واقعا درست است زیرا او اصلا نان خوردن نداشت و یک رنگمال بود و با جور آمدن با مفسدین اداری امروز صاحب چند تعمیر شخصی ؛ موتر های لوکس که اکثرا به دفاتر خارجی به کرایه داده شده از کجا شد از برای خدا یک معتمد که این قدر استفاده کرده واقعا از دوکانداری چیزی ساخته نیست و کار این نابکار دیگران را از دوکانداری کشیده است غیر از آن اگر فایده دوکانداری از این زیاد بود اصلا ترک دوکانداری نمیکرد . مدیریت این بخش خیلی ضعیف است و فقط مواردی چون توزیع بدل اعاشه ؛ خریداری ها و وند مطرح شود خپ چپ متخصصین وند خپ و چوپ پلان میگرند و تمام .
یک موضوع قابل تذکر است که مسوولین محترم هر لحظه از سیم خاردار 35000 دالری خبر میگرند و در صورت خرابی با پلاس و ولدینگ ترمیم میکنند ولی از ..... شان که میدان مقابل طعام خانه را گرفته رسوا ساخته خبر نمیگرند زیرا در آنجا وند وجود ندارد و گرنه هر کدام شان سر یک دیگر را می شکستند .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام باز مجبورم می کنند که بنویسم. از بی عدالتی ها گفته شد و از قوم پرستی ها. را ست می گویند یکبار کتاب حاضری فاکولته حقوق را ببینید متوجه خواهید شد. چند سال پیش استاد خوگیانیوال را 20 روز غیر حاضر کردند و منفک نمودند. اگر داکتر طاهر منگل چندروز به خاطری اجرای کارش به وزارت برود غیری حاضرش می کنند. اما وقتی که ذاکر حسین رضایی دو ماه است که به ایران رفته و اصلاً بالای درسهایش حاضر نیست ولی چون از قومای رئیس فاکولته است همه روزه حاضری اش را امضاء می کنند و معاشش هم برایش حواله می شود. نمی دانم که معاشش را رئیس فاکولته می گیرد یا معاون اداری که آنرا حواله می کند. اگر می گوئین دروغ میگم از استادان فاکولته و از محصلان بپرسید که ذاکر حسین را چند ماه می شود که ندیده اند و اینکه چرا او مثل خوگیانیوال منفک و یا مثل طاهر منگل غیر حاضر نمی شود. یک استاد جدید هم گرفته اند که در فاکولته حضور ندارد به نام اسحق که همکاران هم ردیف او از بس که درس زیاد دارند فرصت سرخاریدن هم ندارند مثل بسم الله و ایرج جان که حتی به خاطر اشتراک در ورکشاپ ها به کابل و هرات هم فرستاده می شود. جناب رئس صاحب پوهنتون این مضوع را قبلا بری تان در ایمیل پوهنتون هم تذکر داده بودم اما مثل اینکه شما اصلا گوش تان به این حرف ها بدهکار نیست و یا شما هم بلی!!
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
ضمن تبریکی عید سعید قربان سلام تقدیم میدارم :
او برادرها الکوزی را چرا ملامت میکنید او بیچاره را این جانیان قدرت واقعا مریض کردند حتی ممکن است که تکلیف روانی پیداکند زیرا این حلقه هر هفته ضمن دایر نموده جلسات نوبتی شان به ریاست تعلیم و تربیه و ریختن طرح های خرابکارانه به فکر این هستند چی وقت بخیر این رئیس تبدیل خواهد شد تا جایش را گرفته و به اهداف شوم و فاشستی شان برسند خصوصا حارث صاحب لحظه شماری میکنند .
دیگر اینکه رئیس پوهنتون را اصلا مجال نمیدهند که کار خود را بکند بی شرمانه از بزرگترین کار گرفته تا کوچکترین کار برایش مانع ایجاد کرده و هر لحظه گزارشات را از پوهنتون جمع کرده و به سرکرده کمیته شان انتقال میدهند که سرکرده این باند بی شرمانه مسایل پوهنتونی و اکادمیک را به اشخاص و حلقات غیر پوهنتونی و حتی بیسواد انتقال میدهد .
قرار اطلاع رئیس پوهنتون بعد از استعفا استاد نور احمد قرار بود جهت رعایت مسایل ملی یکی از استادان سابقه دار را به حیث معاون تعلیم و تربیه تعیین کند اما جناب حارث صاحب با معاون صاحب اداری به رئیس پوهنتون گفتند که پوهنتون را تنظیمی نسازید و در عوض سلطان محمد انصاری را پیشنهاد کردند . اینها فکر میکنند که دیگران هیچ چیز نمیدانند در حالیکه کور هم میداند که دلده شور است .
سوال اینجا است که دو معاون پوهنتون انصاری باشد بهتر است یارعایت مسایل ملی ؟ عجب قضاوت غیر منطقی و فاشستی . فکر میکنم اگر امکانات موجود باشد به عوض معاون علمی (داکتر ناصر )هم یک انصاری دیگر پیداکنند نام پوهنتون را هم به بنام پوهنتون انصاریان مسمی ساخته و مثل پوهنتون تعلیم و تربیه کابل این پوهنتون را نیز به چالش کشیده و پروسه درس و تعلیم مختل خواهند کرد .
استادان و منسوبین عزیز ما و شما به یک وحدت کلی بخاطر نجات پوهنتون اشدا ضرورت دارم بیائید به اتفاق علیه این معامله گران وارد عمل شده و پوهنتون را از بدبختی و رسوایی نجات دهیم . در غیر آن در انتظار خفه شدن فریاد های برحق خود باشید .
نزن در کسی را به انگشت که درت را می زند به مشت
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
برادر عزیز خوب شد که موضوع معاونیت را یاد کردی طوریکه من اطلاع دارم پیشنهاد تقرر انصاری به حیث معاون تعلیم و تربیه از کابل رد شده در صورتی که پاس شد بی چون چرا پروژه روی معاونیت علمی تطبیق و عبدالقیوم انصاری معاون علمی جدید خواهد بود .تشویش نکنید که عبدالقیوم انصاری را هنوز هم شوق جوانی دوره تحصیل اش مانده
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
برادران عزیز لطفا از آدرس پوهنتون یاوه گوی را بس کرده و دیگر از پشت معاون اداری و دیگران چیزی نوشته نکنید در غیر آن از دست تان شکایت میکنم بس است دیگه ! همین معاون صاحب بود که از روزگار شخصی خود گذشته و در خدمت خلق الله قرار دارد شب و روز تلاش میکند و زحمت میکشد . شما فکر کنید یک شخص چه ضرورت دارد از چهار فروشگاه شیک فروشی گذشته و در این پوهنتون پر جنجال و چتل کارکند . او برادر فقط نیت شان خدمت است و بس .
اینکه برخی اوقات یگان وند مند میگیرد اینرا کرزی هم میگیرد خود فکر کن شراب مفت را قاضی خورده این خو .... است . بروپشت گپ نگرد با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی
خدا بزند رفقای نا حل و مفسد را خصوصا کسانیکه انسان را به فساد تشویق میکنند .
دعا کنید خداوند خانه اینها را خراب کند .
قرار دادی پوهنتون ؛ تحویلدار نقدی و جنسی ؛ مامورین وندانه گیر وند باز ؛ نماینده بانک جهانی ؛ برخی روسای فاکولته ؛برخی مدیران مفسد و چاپلوس دور از لطیف خان ؛ مفتشین خواب برده تحصیلات عالی و ارتشا و فساد اداری را .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
براد ران عزیز وگرامی سلام : تشکر از همه درد دل های تان ، از رئیس های پوهنحی یاد آوری نموده اید آیاخبر دارید که رئیس پوهنحی هم در پوهنتون بلخ وجود دارد که یک پیشنهاد ویا استعلام ومکتوب را نوشته کرده نمیتواند وفقط با لچری وچیغ چیغک به اصطلاح خودش ریاست میکند ؟؟؟؟؟ بیچاره استادان که ........ دور ازشرافت شان باشد مثل اینکه شتر را بار کنی وتشنه وکشنه به صحرای ریگزار ویا گل ولای و بلندی وپائینی با خروار بار بالایش کار کنی وحمیلش به دنمب خر بسته باشد این است منجمنت واداره — ای ملت بیچاره ، با این رئیس بیکاره — یخن کی را کنیم پاره ؟؟
اگر اصلاح نشوی باز با تمام کوایف مستند تر درباره ات خواهم نوشت . یکتن از فارغین 1390 پوهنتون بلخ .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
از برای خدا او برادر سنگ کم را به یاد بقال نتی که در بدر میشویم ؛ واقعا اگر قیوم انصاری معاون علمی شود پوهنتون نیاز به جمعه احک قوماندان زون شمال اسبق پیدامیکند مانند اینکه مردم را از شر ایشان های روضه نجات داده بود پوهنتون را نیز نجات دهد .
یک زمانی قیوم انصاری از یکی از دختران خواهش بی شرمانه میکند که در آن زمان دختر مجبور میشود به فامیل خود موضوع را بیان نموده ضمن راه اندازی یک دعوت انصاری صاحب را از زردک و ترب بی نیاز میسازد که تا امروز دل شان از زردک و ترب بد است .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
واقعأ متأسف هستم که وقایع غیر اکادمیک در پوهنتون بلخ جریان دارد و هیچ کسی به دنبال حل آن و یا پشنهادات مؤثر برای این اقدامات ارائه نمی کند
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
دوستان عزیز سلام وعلیکم وبا ابراز امتنان و تشکر از هریک شما : یک سوال بسیار جالب ، هرکس جوابش را دریافت جایزه دارد
سوال ؛ جنابی را که محصلین به صنف نمانند چگونه باید این جناب عالی مکافات شود ؟؟؟؟ آدرس این موضوع وعمل انجام شده را هم برایتان میگویم گرچه نقل است . آدرس : منزل سوم پوهنتون بلخ . برو یک نقل دیگه هم - سال ایکه این عمل که واقعآ محصلین عزیز حق بجانب هم بودند ( 1391) یعنی سالیکه بنده از دیپلوم خویش دفاع میکردم یعنی محصل سمستر دفاع پروژه دیپلوم بودم . خدا کند همتا هایم ازین موضوع خبر نشوند که به آسانی جواب میدهند زیرا آنان به چشم خود دیدند که عالی جناب که محصلین موصوف را درصنف نمی ماندند چگونه مکافات شد ؟ تعجب نکنید در همان روز ما فارغین جشنواره داشتیم و روز اول امتحان فاینل بهاری 1391 بود .
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
بنده یکی از محصلین پوهنحی اقتصاد هستم :
با خواندن مطالب بالا افسوس و صد افسوس میگویم . مایان که میخواهیم در این پوهنتون تحصیل کنیم واز استادانی چیزی را یاد بگیریم که همه آغشته به فساد اخلاقی بوده و حتی سواد کافی ندارند . خدا بزند این رئیس خواب برده پوهنتون و این رئیس پوهنحی دیکتاتور را . چندی پیش یکی از هم مسلکان ما بخاطر سوال کردن از رئیس پوهنحی لت کوب خورد و ازاینکه معاون شورای ولایتی واسطه اش بود با توبه کردن رئیس پوهنحی نزد وکلای شورای ولایتی بالای موضوع آب پاشیده شد .
قرار معلوماتیکه داریم استادیکه دارای رتبه علمی پوهندوی باشد میتواند صلاحیت تدریس پیداکند و پاینتر از آن منحیث اسیستانت . قبول داریم نسبت نبود امکانات استادان شامل کدر پائینتر از پوهندوی در صورتی که استعداد و توانایی داشته باشد تدریس کند .
اما اما اما در این پوهنحی کسانی از طرف رئیس پوهنحی بشکل مرد کار روز مزد استخدام شده که اصلا شامل کادر نبوده و فارغ التحصیل پوهنحی اقتصاد بوده اما مضمون ریاضی را که مواد شامل چپتر آن را در دوره مکتب خوانده ایم تدریس میکند و از ریاضی مسلکی اصلا چیزی را نمی داند . شاید ازاینکه از جمله دوستان و خویشان جناب رئیس بوده استخدام کرده اند .
کسی دیگری را بنام استاد انگلیسی استخدام کرده بودند که اصلا قیافه اش به استاد نمی ماند نه شامل کدر است نه چیزی میداند .
موضوع خدمت معاون صاحب علمی ؛ تعلیم و تربیه و رئیس خواب برده پوهنتون عرض شد تا در این باره اقدام نموده از به عوض استاد ریاضی یک استاد از پوهنحی انجنیری و یک استاد از دیپارتمنت انگلیسی استخدام بدارند .
جناب رئیس شاید سرما خیلی قهر شوی ولی بدان اینجا خانه شخصی تو نبوده و زمان هم زمان ملا عمر و امیر عبدالرحمن خان نیست . ما میخواهیم درس بخوانیم و تحصیل کنیم
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
محصل عزیز در پوهنحی شما از دیگر پوهنحی ها استاد نمی آیند زیرا ازسرنوشت بصیر عارفی که رئیس اقتصاد گپ اش را به والی کشانیده بود میترسند و از طرف دیگر رئیس تو یک پشتون فاشیست و حلقه به گوش است فقط قوم و خویش خود را حمایت کرده و به فکر کیفیت درس تو نیست وگرنه کدام منطق اجاره میدهد کسی را که اصلا شامل کدر نیست به صفت استاد ریاضی که از ریاضی بوی نمی برد به صنف روان کند.
در تمام بورس های تحصیلی بیدون سروصدا محصلین طرف علاقه خود را روان میکند چنانچه در پروگرام آموزشی دختران تمام قومان خود را معرفی کرده است .
اگر امکان داشته باشد به عوض تمام استادان سابقه دار قوم و خویش خود را تعیین میکند و حق نان نمک استادان خود را ندانسته و چندان احترام و حرمت هم ندارد .