من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.
اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.
1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.
2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟
3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.
4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.
5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.
6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.
ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.
نظرات
73 دیدگاهافتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
اگر عشق باشد، آنهم با اشپش
بود نبود یک بوله بود. در مغلستان زنده گی میکرد. نام این بوله مغل چنگیز بود. بوله چنگیز بنابر مخالفتی با افغان ها اعلان جنگ کرد. چون این بوله چنگیز یک شخص بسیار شپشین بود، با کش کش کردن شپش های خود بسیاری از مناطق افغانستان و عراق را تصرف کر
د. عساکر افغان از اشپش های او می ترسیدن و میگریختند زیرا این اشپش ها باعث کثیف شدن آنها میشد. چنگیز هزار هزار بوله را قطار میکرد و به افغانستان میاورد. بناً زمانی که این چنگیز مرد، این قوم بوله چنگیز بنام هزاره مشهور شد. رفته رفته دوران داکتر نجیب الله رسید. این بوله ها هر چی میکردند از جوالی گری و ضابطی پیش نمی رفتند. بناً نطفه اصلی چنگیز که عبارت از خر پیر هزاره ها مزاری میباشد، بر خواست و تجارت اشپش را در شاهراه های افغانستان آغاز کردند. این تجارت اشپش رونق روز افزون داشت و قیمت این اشپش ها روز به روز در حال افزایش بود. حتی قیمت یک اشپش به مبلغ بیست لک افغانی رسیده بود. هر هزاره بین یک هزار الی یک ملیون اشپش در جان خود داشت و در حال حاضر این رقم در حال افزایش است. هر جای که میرفتند تمام عساکر حتی تانک های جنگی از این ها میگریختند. زیرا طاقت این اشپش ها را صرف هزاره داشت و بس . بلاخره یک روز مزاری به فکر این شد که این تجارت خود را در سطح دنیا رونق بدهد و برود با طالبان معامله کند تا از راه پاکستان این تجارت را به هندوستان و سایر کشور های دیگر وسعت بدهد. رفت که با طالبان معامله کند. طالبان اول او را خوب دوا پاشی کردند و تمام اشپش های او را کشتند. بعد از کشته شدن تمام اشپش هایش خر پیر هزاره ها مزاری بدون بادی گارد شد. طالبان اول بینی او را ، دوم گوش های او را و به همین ترتیب تمام بدن وی را پرزه پرزه کردند. بعد از این تجارت اشپش هزاره با کشته شدن خر پیر شان از بین رفت و مردم تمام چوچه های مغل هزاره ها را دوا پاشی کردند و از شر این اشپش بازی شان خلاص شدند.
آنلاین : http://www.eforosh.com
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام به همه افغانهای محترم من بسیار افتخار میکنم که در افغانستان زنده گی نمیکنم و ازینکه یک افغان هستم بسیار می شرمم مردم درجای که زنده گی میکنم به من میگویند افغانها هیچ چیز ندارند برعلاوه که اقتصاد درست ندارند ....................... وقتی این ویب سایت را خواندنم راستی هم برایم خیلی عجیب معلوم شد که حتی طرز استفاده از انترنت را هم نمیدانند ازینکه تمام وقت خود را صرف تبصره های بیهوده علیه همدیگر بسازید بهتر نیست که مصروف تحقیقات علمی و مطالعات خود شوید اصلا چه ضرور که خود را مصروف همچوچیزهای بیهوده میسازید شما میدانید خارجی ها به خاطر تحقیقات به افغانستان میروند و با مواد پر محتوا و با ارزش ازآنجا برمیگردند وپروژه های تحقیقاتی آنها بخاطر افغانستان موفق میشود درحالیکه این وظیفه شما استادان و محصلین دانشگاه های افغانستان است به نظر شخصی من اینکه که چه کاری میکند این مربوط به شخصیت همان نفر میشود شاید شما برایم پیام بدهید که گویا از برج عاج پیام میدهم نخیر من در سال 2005 با فامیلم اینجا آمدم من در اینجا تولد نشدم ......متاسفانه ما چرابسیار عقب هستیم زیرا دردانشگاه های افغانستان درس کمتر تبصره ها بیشتر است وای برحال شما قشر روشنفکر جامعه افغانستان
بااحترام
بهار بلخی فارغ التحصیل بلخ یونیورستی در سال 1377 وفارغ التحصیل جورج واشنگتن یونیورستی2010 باشنده فعلی کالفیرنیا امریکا
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام به همه دوستان عزیزوتشکرازینکه این صفحه را با همه دوستان در فیس بوک شریک ساختید.
در دوره که ما محصل پوهنتون بلخ بودیم متاسفانه یکی از بد ترین دوره در افغانستان بود هرلحظه امکان جنگ در مزارجان بود ودیگر مشکلات کمبود مواددرسی وهمچنان صنف های درسی و میزوچوکی وجود داشت ما به صنف میرفتم تا آخر پاردرسی دریک گوشه صنف ایستاده میبودیم روز ها بخاطردارم که همصنفی های ما با حالت ایستاده پا نوت میگرفتند ولی باوجود همه مشکلات صمیمیت بین استادان ومحصلین و محصلین واستادان بود هیچ کسی بخود حق نمیداد که به شخصیت دیگری تعرض کند ولی باخواندان سایت نزد من این سوال خلق شد که درتشکیل پوهنتون از همان زمان تاحال چند فیصد تغیرات آمده؟؟؟ فکرنکنم که اضافه از20 فیصد دریک دهه تغیرات رونما گردیده باشد همان شخصیتی های محترمی که ما میشناختیم آیا آنقدر تغیر کردن؟؟؟چه شد که آن زمان جنگ، نفاق، گرسنگی و خشم بالای شان تاثیرگذار نبود حالا که درشرایط کاملا امن زنده گی میکنند به یکبارگی دست به جنون زده اند و وقت خود را به کار های بیهوده میگذرانند؟؟؟؟؟؟آیا محیط آنقدر آلوده گردیده که به هیچ کسی نمیتوان اعتماد کرد هم از دختر وپسر دریک محیط اکادمیک؟؟؟جای بسیارتاسف است و خداراسپاسگذارم که دراین زمان درآنجا محصل نیستم پس دوره محصلی ما یکی ازدرخشان ترین دوره ها بوده با وجود همه مشکلات
لیله از مسکو
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام دوستان : من همان جانباز کهنه کار هستم ؛ جانبازیکه شاخ دیکتاتور وقت را شکستم و به این فکر بودم که شاید پروسه خاتمه یافته باشد . اما در این اواخر متوجه شدم لاشخواران دیکتاتور وقت با استفاده از شعار های جدید چون کادر محل و کاکای ما (کاکای ولایت )که واقعا یک مرد مجاد ؛ پرکار و صادق است ؛ استتفاده جویی نموده و با هزاران حیله و نیرنگ چوکی را قایم گرفته و شب روز به غم گرفتن وند به شکل خیلی ماهرانه استند .
من هدفی خاص ندارم ولی میخواهم که حق و عدالت در این نهاد پاک تامین شده و هیچ کسی نسبت به دیگری خود را برتر نداند .
تاجائیکه مطالب بالا مورد مطالعه قرار گرفت دوستان فاعلین اصلی جرم و جنایت را اصلا فراموش کرده و معرفی چهره های شان نپرداخته اند . از اینکه دوستان استفاده جو یکبار دچارآشفتگی نشوند به ترتیب آهسته آهسته پرده جرم از روی شان برداشته خواهد شد .
حال اولین سوال مطرح میشود که چرا پوهنتون مثل تعمیر کانکریتی توسط سیم خار دار از قرار فی متر مربع گویا 2750 افغانی سیم تابی شد ؛ موثریت آن چی بوده فقط از صنف ماهران و متخصصان نابکار مالی میخواهم جرئت نموده سوال مرا جواب بگویند تا ببینم با جوابی که نزد من است چه مقدار مطابقت دارد . اصل مبلغ قرار داد را همه کس میدانند و .........
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
برادر عزیز و یار قدیم جانباز جان سلام :
وقتی نام سیم خار دار در متن تو خواندم خیلی جگر خون شدم . زیرا این موضوع هرشخص با وجدان را واقعا رنج میدهد در این اواخر ما تصیم داریم از زنگ خطر دعوت نماییم تا یک تصویر جانانه از این گوانتا نا مو بردارد و بعد از نشر شاید تمام مسوولین دلسوز و حتی ارتشا و فساد اداری و اعضای محترم پارلمان را به ابراز نظر وا دارد . ادامه دارد
با احترام
ثنا ولله ثنا گوی
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
اجمل شریفی من جانباز هستم : سلام دوست عزیز ؛ خیلی خوشحال شدم با لالای کلان ات همسفر و همنظر عمل میکنی آدرس ایمل ات را لطف کن خیلی چیز ها پیش من است برایت روان میکنم . با خبر که ناسنجیده چیزی نگویی فقط تلاش کن مستند صحبت کنی
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام دوستان :
پوهنتون بلخ مانند سایر نهاد ها ی اکادمیک یک نهاد اکادمیک و مردمی است ولی مدیریت مرموز و پشت پرده دستان آلوده به فساد اخلاقی و..... اصلا مدیریت و صلاحیت رئیس پوهنتون را زیر سوال برده و یکتعداد اشخاص فاشیست و قوم پرست با استفاده از نام پاک بزرگواران این مرز بوم که اوشان اصلا از موضوع آگاهی ندارند سو استفاده مینمایند . جناب رئیس صاحب یک مقدار جرئت نمائید و با بزرگان مشکل دانشگاه را مطرح کنید تا را حل برای این اداره دریابید . زیرا در حال حاضر پوهنتون کاملا در دست مافیا است از فساداخلاقی گرفته تا ..... و بیداد میکند .
جناب رئیس یک بار حرف دل منسوبین هر بخش ها را در نبود مدیران بلی گوی چویا شو هنوز هم خیلی مشکلات و جود دارد با این رقم خو اداره نمیشه تو فقط به گپ کیسه مالان و چاپلوسان گوش نکن .
جانباز جان سلام تقدیم ات باد !
تورا به خدا قسم یک چند دانه سند این انکبوت صفتان لاشخوار را به نمایش بگزار در غیر ان اینها به این گپ ها آدم نمیشوند
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام !
من یکی از کارمندان این پوهنتون هستم : مشکلات این اداره خیلی زیاد ولی مشکل سازان انگشت شمار اند. اگر خداوند تبارک و تعالی لطف نموده و منسوبین این اداره صرف برای یک روز همت نمایند بیخ و بنیاد اینها کنده خواهد شد .
موضوعی که خیلی تازگی دارد موضوع به اصطلاع اصلاحات اداری است که این پروسه صرف یک پروسه نمایشی غیر شفاف و غیر عادلانه بود . نخست رئیس این پروسه رئیس پوهنتون بود ولی نظربه مداخله های مستقیم حلقه استفاده جوی ؛ از ریاست صرف نظر کرد که واقعا به نفع این باند تمام شد . بعدا موضوع امتحان اصلاحات اداری واقعا مسخره بود جناب مدیر صاحب تدارک نام مطلق امتحان بود اما بعدا کامیاب شد علت کامیابی آن مداخله مستقیم معاون اداری و اعتماد بی مورد کارمندان اصلاحات اداری بود زیرا هر بار که امتحان سپری میشد پارچه های امتحان در میز جناب معاون صاحب قفل شده و چند شب روز سپری میشد و بعد از چند روز کارمندان اصلاحات اداری جویای احوال کامیابان و ناکامان از معاون صاحب میشدند که این موضوع دور از توقعاتی است که مردم از اصلاحات اداری دارند . امتحان چانس دوم و سوم چند بار از افراد مورد نظر اخذ شد تا به زور کامیاب شوند . بخاطر ثبوت قضیه من پیشنهاد میدارم که یک قاضی با وجدان مرتکبین این جنایت را به قرآن پاک قسم بدهند انشاالله اقرار خواهند شد در غیر آن دو عضو لاغری که در این بخش مصروف وند گیری اند به هزاران استعلام جواب نوشته وبه ساخت و بافت هیچ سندی مشکل نداشته و حتی لاغری دوم ابلیس را درس میدهد . که تمام پوهنتون این چهره را میشناسند که به او قهرمان نجات دوسیه های اختلاس و حلال مشکل های اسنادی میگویند .
با احترام
مامور به اصطلاح ناکام مانده اصلاحات اداری
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
برادر ناکام مانده از پروسه اصلاحات اداری : اول خوب کلان تهمت به مدیر تهیه و تدارک وارد کردی که من کاملا رد میکنم بعدا که فهمیده واسطه نداری چرا امتحان دادی و ناکام ماندی و گذشته از آن کوشش میکردی دهن جوال را برای مسوولین مربوطه میگرفتی کارت جور بود مثل کسی که واسطه اش رئیس پوهنحی تعلیم وتربیه بود رشته اش ادبیات و از محاسبه الف در جگر نداشت ولی تعیین شد چون قافله سالار ........ میخواست و تعیین اش کرده واصلاحات اداری را نام شه ...... گذاشت
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
ثصقفثقصفثقفثقفثقفثقفثقففث