من در این نبشته به یکی از این نهاد های مهم تحصیلی می پردازم که مهمترین وبا اهمیت ترین نهاد در سطح نه ولایت شمال کشوراست. پوهنتون بلخ که بیشترین محصلان آن از ولایتهای شمال کشور است.
بعداز سقوط رژیم طالبان تاکنون این نهاد از ضعف مدیریتی برخوداراست، مدت طولانی این نهاد تحصیلی درگرو وانحصار حبیب الله حبیب قرار داشت که با سلیقه شخصی خودش هر روز با استادان و محصلان مشکل ایجاد میکرد، وی بالاتر از7 سال این نهاد را مدیریت کرد، اما مدیریت که توام بود با فساد، با انواع از فساد، درعین حال یک شخص مریض و عقده ای ازنکته نظر روانی که با استادان بیشتر درخصومت قرار داشت، وی بورسیه های زیاد را حیف ومیل کرد. هنوزهم این نهاد تحصیلی بیشترین استادانش لیسانس می باشند، این میراث انجینر حبیب به این نهاد است، بعداز تقرری چراغ علی چراغ این نهاد بازهم شاید تنش های مختلف میان جریانات وفرکسیون ها بود. آقای چراغ نیز درزمانش مدیریت اش هیچ دست آورد قابل محاسبه برای این مرکزی تحصیلی ندارد.
اما بعداز تقرری آقای مکمل الکوزی تصور برآن بود که اشتباهات گذشته شاید تکرارنشود، با آنکه توجه حل به مشکلات گذشته صورت نگرفت اکنون با مقرری مکمل الکوزی این نهاد روزگار بدی را تجربه میکند. مشکلات مختلف با گونه های متفاوت در این نهاد در جریان است.
1- ضعف مدیریتی در این نهاد باعث شده است که این نهاد با سلیقه های مختلف اداره شود، کسانیکه اطراف آقای الکوزی را حلقه کرده اند وی را ازخیلی مسایل دور نگه میدارند چون کابینه به میراث مانده آقای حبیب بیشتر دخیل درمسایل مدیریتی هستند. مکمل الکوزی که ازنظر جسمانی یک فرد ناتوانا است توانایی رهبری و مدیریت سالم را ندارد، من یک نمونه دراین قسمت ارایه میکنم که وزارت تحصیلات عالی تاکنون بیش از 4 مرتبه مکتوب هدایتی روان کرده است که استادان پوهنتون نمیتوانند درنهادهای تحصیلات عالی خصوصی به سمتهای رئیس موسسه، معاون علمی، رئیس فاکولته ها و مدیر تدریسی وسایر مدیریت ها ایفای وظیفه نمایند. اما اکنون درموسسه تحصیلات عالی آریا پوهاند محمد ظاهر حیدری به صفت معاون علمی، این موسسه اجرای وظیفه می نماید. درحالیکه استاد برحال پوهنحی طب پوهنتون بلخ میباشد. همچنان درموسسه تحصیلات عالی خصوصی تاج آقایان بصیر عارفی بعنوان رئیس فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدا محمد فرزام بعنوان رئیس فاکولته اقتصاد ومعاون اداری، آقای گل احمد فیضی به حیث معاون علمی اجرای وظیفه میکنند. درحالیکه بصیر عارفی استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی، فدامحمد فرزام استاد برحال فاکولته اقتصاد وآقای فیضی استاد کیمیا فاکولته طب پوهنتون بلخ می باشند. اما تاکنون آقای مکمل الکوزی یا جرآت ندارد که این اشخاص را ازسمت شان مطابق مکتوب های مکرر وزارت تحصیلات عالی برکنار نماید ویاهم شاید در زد وبندهای مختلف از ایشان پول میگیرد، پس هرگاه اینگونه هم نباشد، ناشی از بی خبری باشد، درآنصورت ایشان یک مدیر ضعیف است که قابل توجیه نخواهد بود.
2- در بررسی که چند پیش نهاد جامعه مدنی بلخ انجام داد عنوان شده بود که درپوهنتون بلخ محصلان از فساد اخلاقی سخن گفته اند، این گفته ها خشم مسوولین دولتی و مسوولین پوهنتون بلخ را برانگیخت. اما من یک مثال بسیار واضح دراین قسمت ارایه میکنم سال گذشته استاد فاکولته حقوق وعلوم سیاسی بنام عارف رحیم افتضاح بزرگی را خلق نمود که باعث رسوایی وی و فاکولته حقوق درسطح شهرمزارشریف شد. عارف رحیم دختری که (بلحاظ فرهنگ منحط جامعه افغانستان ازگرفتن نام اش صرف میکنم) اکنون در صنف چهارم این فاکولته درس میخواند درخانه اش دعوت میکند، این دختر فکرمیکند که استاد حیثیت پدرمعنوی را دارد درعین زمان ازنظر قومیت دختر متذکره و عارف رحیم ازبک تبار هستند، تصور میکند مشکلات درسی که وی دارد چون یک دختر مسافر ازاندخوی فاریاب است، میتواند با استاد هم تبارش حل کند، چون عارف رحیم نیز سن بالاتر از 45 سال دارد، دختر مذکور دعوتش را می پذیرد. اما زمانیکه در خانه عارف رحیم میرود، متوجه میشود که وی شراب نوشیده و حالت غیر نارمل دارد، وی قصد میکند که برگردد، اما عارف رحیم مانع برگشت وی میشود، وچندین مرتبه به وی دست اندازی میکند، این دختر میداند که عارف رحیم نشه است، توسط موبایل صدایش را ضبط مینماید، این صدا واقعا یک جنایت را نشان میدهد که برای یک استاد بی نهایت شرم آور است، این محصل مکررآ به استادش میگوید، تو پدر معنوی مه هستی،نباید اینگونه برخورد کنی، اما عارف رحیم درپاسخ دخترک میگوید، حالا مه پدر معنوی نیستم یک شیطان هستم. سرانجام دخترک موفق میشود که ازخانه عارف رحیم فرار کند، مراجعه میکند به اداره پوهنتون بلخ وثارنوالی، اما پوهنتون بلخ توانست بدون کدام مساله فشار دوباره عارف رحیم را با خود داشته باشد وقضیه این دختر را با مکر وفریب خاموش بسازد. درعین زمان رسوایی حدود دوماه پیش تحت مدیریت بصیر عارفی که استاد برحال فاکولته حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون بلخ است ودرکنارآن بصورت رسمی رئیس پوهنحی حقوق وعلوم سیاسی موسسه تحصیلات عالی تاج می باشد، یک دختر (ازهویت ونام اش صرف نظرمیکنیم) که اکنون محصل سال دوم سمسترچهارم تبدیل شده از موسسه تحصیلات عالی تاج به موسسه تحصیلات عالی مولانا است، با ایجاد رابطه نامشروع با یکی ازمحصلین حامله میشود. که بعداز یک عالم رسوایی قضیه اش بدون بررسی های قانون بسته شده است، چون دلیلش این بود که بصیر عارفی ازنظر شخصیت یک انسان ضعیف نفس است شایعات وجود دارد که ازطرف مقابل دختر پول گرفته است، چون وی درگرفتن پول ورشوت ستانی شهره پوهنتون و خارج پوهنتون است. وی درسالها 1386/ و1387 که بخاطر سوء استفاده ازنام والی بلخ ورشوت ستانی از برخی افراد که بعنوان مدیر ثبت نام افراد در پروسه دایگ درولایت بلخ وظیفه ایفا می نمود ازطرف والی بلخ برکنار شد. بهرصورت تصاویرو فلم های خلاف ورزی های وی زیاد نزد محصلان است، تصاویر از حالت نشه گی گرفته، تا قمار بازی، شراب نوشی، پول خواستن از محصلین، کسانکه درپوهنتون بلخ محصل باشند میدانند که بصیرعارفی چقدر ازآنها سوء استفاده میکند، همین اکنون از برخی محصلان فاکولته حقوق موسسه تحصیلات عالی تاج زیرنام قرض پول گرفته است. مساله اساسی دراینجاست درصورتیکه اینقدر رسوایی و فساد اخلاقی جریان داشته باشد، آیا مردم جرآت خواهند توانست که دختران شانرا به پوهنتونها وموسسات تحصیلات عالی خصوصی بفرستند. آقای مکمل الکوزی بعنوان نماینده وزارت تحصیلات عالی که بالاتر نهاد دانش وعلم در سطح کشور است و ریس عمومی نهادهای تحصیلات عالی درحوزه شمال تقرریافته است. حالا من از وی می پرسم به کدام یکی از این پرونده ها رسیده گی شده است، درکدام مراجع قانونی آنرا دنبال کردید وچند نفر تاکنون دراین زمینه ازپوهنتون بلخ رسوایی آن تنها به اقتضاح بصیرعارفی وعارف رحیم خلاصه نمیشود بازجویی شده اند ویاهم ازوظایف ضمنی شان درموسسه خصوصی منفصل گردیده اند؟
3- محصلان پوهنتون بلخ از زمانیکه وارد این نهاد میشوند با معیارهای کهنه درسی که اکثریت مطلق استادان این پوهنتون شایستگی تدریس را ندارد مواجه میشوند. شماری از استادان نزدیک به رئیس ومعاون علمی پوهنتون بلخ در نهادهای تحصیلات عالی خصوصی ویاهم درکارهای شخصی شان مصروف هستند، عده یادشده آنها نه تسلط در تدریس را دارا هستند ونه هم توانایی تدریس را دارند، بیشتر با حرفهای روزمره گی وقصه های شخصی، فکاهی وحکایت های خنده آور اوقات درس را سپری میکنند. شما زمانیکه به این وضعیت نظر می اندازید به سرنوشت فرزندان این کشورو سرنوشت این جامعه گریه تان میگیرد. محصلان فاکولته های مخلتف دریک سمستر در اکثر مضمون ها بیش از 15 الی 20 صفحه چپتر درسی را مطالعه نکرده اند، برخی استادان اکثرا حاضر نیستند ویاهم درسها را کاملآ بوسیله محصلین زیر نام سینمار پیش میبرند.
4- ازاوضاع و حالتی که در لیلیه این پوهنتون جریان دارد وقتیکه مشاهده میشود،برخی محصلین با نبود سیستم نظارت رو آوردند به استفاده از چرس، سگرت ومشربات الکولی، برخی موقع در لیلیه پوهنتون بلخ ساز وموسیقی برپا میشود. اکثرآ ولگردهای مشهور ولایت های همجوار بلخ و شهرمزارشریف را در لیلیه میتوان پیدا کرد.
5- محصلان ازعدم معیاری نان، جای وسیستم درسی کهنه به شدت انتقاد میکنند.این انتقاد اکنون نو نیست از ده سال تاکنون محصلان انتقاد کرده اند، کمتر توجه دراین زمینه صورت گرفته است.
6- بورسیه های علمی که از طرف وزارت تحصیلات عالی به پوهنتون بلخ اختصاص داده میشود، یا مثل گذشته کسی فرستاده نمیشود،هرگاه به میل اطرافیان رئیس پوهنتون ، معاون علمی وهمچنان روسای همسوی شان باشد درآنصورت صرف توسط همین گروه استفاده میشود وافراد مستحق حذف میشوند. که این ادعا میتواند با مراجعه به ثبت نام ومکاتب وارده ازسوی معاونیت علمی در ریاست ها به اثبات رسد.
ادامه این وضعیت دراین نهاد تحصیلی همچو پوهنتون بلخ که از پوهنتون بزرگ افغانستان می باشد بی نهایت نگران کننده است، چون اکثر جوانان ولایت های شمال دراین نهاد مراجعه میکنند ویا پوهنتون بلخ حیثیت مادر را برای سایر نهادهای تحصیلات عالی خصوصی در شمال کشور را دارد. در فرجام یکبار دیگر به آقای مکمل الکوزی پیشنهاد می نمایم که زمان را ازدست ندهد به ایجاد یک مدیریت سالم اقدام و افراد استفاده جو را ازکنارش دوربسازد. همچنان از شخص وزیر تحصیلات عالی میخواهم که به وعده هایش که درشورای ملی هنگام اخذ رای اعتماد داده بود وفا نماید.
نظرات
73 دیدگاهافتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
سلام دوستان!
میگن دنیا را اگر آب بگیره مرغابی ره تا بند پایش. لطفآ دنیا به کجا رسید ما هنوز هم تاجک و پشتون داریم. در کشور های دیگر همه یک افغان هستیم. در اینجا بحث از فساد استاد های مجتمع های علمی است, پس بیایید یکا یک از اوصاف این محترم ها حرف بزنیم.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
زمانیکه بصیر عارفی مسوول پروسه دایاک در ولایت بلخ شده بود، وفتیکه محصلین ایشانرا درجریان درس سوال میکردند، بصیر به دانشجویان اخطار میداد، اگرکسی آرام نباشد، توب وتانگ را برعلیه شان میآورم. این جمله است که همه به خاطر دارند.
دیگراینکه وی یک کلپ پرورش اندام ساخته بود، همه محصلین را بزور درانجا میبرد و از ثبت نام شان پول میگرفت، وی وظیفه خانگی محصلین را در صورت تایید که در کلپ حضور می داشتند و داخله میگرفتند.
خصوصیت دیگر بصیر این بود که با محصلین پول دار خود را رفیق می ساخت، از ایشان پول میگرفت و یاهم از آنها چیزی میخواست، خصوصا برای خانمش.
بصیر محصلین را کوشش میکرد که چانس کند و از چانس محصلین پول میگرفت. وی در دانشگاه بلخ یک لقب دارد همه اورا بصیر سگ میگویند.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
ستایش علی
نور ارجمند ترا بیش از این نورانی تر می خواهم و دست تان را می فشارم. حرف شما بکلی به جا است. بهتر است به هر زبانی که می نویسیم واژه های همان زبان را بکار بریم اما به کار بردن واژه های هر زبان در همان زبان به معنای این نیست که هرگاه یکی به جای "دانشگاه" "پوهنتون" نویشت و یا برعکس، دو دسته به جان او پچسپیم و او را به "کفر" بگیریم. واژه ها را زهرآلود کردن و یا از آنها خنجر و دشنه ساختن و به جان همدیگر افتیدن خردمندانه نیست. هرکی چنین کند با خرد بیگانه است. ما به همدلی و وصل ساختن بیشتر نیاز داریم تا فصل کردن و بزر کینه افشاندن.
من دوستان نازنین زیادی از هر قوم و تابار دارم. با این حال از شرم آب خواهم شد هرگاه یک سخن نا به جا و اهانت امیز برخلاف زبان و تبار آنها بکار برم. باور دارم که شما نیز دوستانی خوبی از هر قوم و تبار خواهید داشت که می خواهید دوستی شان را پاس دارید.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
یک تعداد دوستان صادقانه که بی حد افراطی وفاشیست هستند، به همان پیمانه اگر یک پشتون فاشیست مانع دانشگاه گفتن میشود برخی شما مانع پوهنتون گفتن میشویدکه شما دیگر باآنها فرق ندارید. در اینجا اصلا پوهنتون ودانشگاه نیست، اما چرا روی محتوی نبشته بحث نمیکنید؟ اگر به آزادی بیان ارج میگذارید بگزارید یک کس پوهنتون بگوید وشما دانشگاه بگویید.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
با کوشیش استادان دانشگاه های جهان منجمله ممالک همجوارافغانستان ، دانشجویان آن ممالک به فراگیری تکنالوژی امروزی پیشرفت خوبی کرده اند دانشمندان و عالمان آنها به درجه ای رسیده اند که درراه انرژی هسته ای ساختن کشورهای
خویش کوشا و موفق هستند ، اما متاسفانه درافغانستان برعکس است شاید بعضی استاد ها ی دانشگاه بلخ به جای تربیه
و دانش خوب دادن به محصلین شان که حیثیت فرزندشان را هم دارند ازآنها سوی استفاده نا مشروع کنند بسیاربی حیایی
ونا انسانی و نا مسلمانی و بسیارخجالت آ وراست که افغانستان را به دنیا اینجوری معرفی میکنند برای وزارت تحصیلات
عالی افغانستان هم شرم باد نتیجه تعصب و بی توجهی شا ن است . احوالات درگاه عالی دانشگاه بلخ چنین باشد وای
برحال مملکت و برحال ملت . ومن الله توفیق
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
هرجه بگندد زنندش نمک .......وای به روزی که بگندد نمک
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
جنایات کمی از بصیر عارفی گفته شده است، او اصلا شایستگی استاد بودن را ندارد، هیچ برازندگی دربصیر دیده نمیشود غیراز رسوایی و لوچکی. وای براین ملت که فرزندان شانرا بصیر تربیه کند. کاش یک حکومت مطلوب وجود میداشت که استادانی بی شخصیت مثل بصیر عارفی را از دانشگاه منفک میکرد تا محصلین نفس آرام میکشید. همین حالا در دانشگاه با ما بسیار برخورد زشت وبد دارد. درسها را بالای محصلین تقسیم کرده است که سینمار بدهید و درجریان سینمار محصلین را زیاد توهین میکند. اگر یک جمله بگویم بصیر بیشتر ازاین نوشته پست وکثیف است. رسوایی عارف رحیم هم واقعیت است که سال گذشته بالای یک دختر دست درازی کرده بود، عارف رضایی هم سابقه خوب ندارد درگذشته ها محصلین را زیاد آزار داده است، اما ازنظر اخلاقی فاسد نیست.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
کاش همه جانبه نوشته میشود، دید قومی دخیل نمیبود اگر بصیر بد است عارف رضایی هم خوبی ندارد. بازهم قصد دفاع از بصیر را ندارم چون کدام شهرت خوب در دانشگاه بلخ ندارد و قابل دفاع نیست. اما در مورد دیگران هم نوشته میکردید آقای اجمل شریفی.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
زمانیکه در دانشگاه محصل شدم وبصیر را شناختم از انسان ناامید شدم، هرچقدر دوست گرامی آقای شریفی درمورد اوباشهای دانشگاه نوشته کنی کم است. این بار لطف ایمیل تانرا این جا بگذارید که من حرفهای نو برایت درمورد این لوچک ها بگویم وبنویسی. بصیر رشوت میگیرد، لوچکی میکند، بدماشی میکند، بی سوادی خود را زیر ظلم پوشش داده است. نمیدانم چه گونه حکومت است که بصیر را استاد دانشگاه قبول کرده است. او درکنار اینکه با محصلین پول خودرا رفیق میسازد، برخی دختررا نیز زیر فشار قرار میدهد. یک آدم دروغگو، قمار باز، اوباش .... رشوت خور بی حیثیت است که هیچ حیا ندارد. خداوند محصلین را حفظ کند از شر بصیر لوچک. به بصیر اخطار میدهم منتظر باشد حتمی یک مطلب نو این بار مه برایش نوشته میکنم. لوچکی که در دوران محصلی کردی فراموش نشده است، به حقت میرسی.
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
خواننده گان محترم موضوع جالب دیگری را باید خاطرنشان کنم که استاد بصیر را فراموش نماید و همچنان دوستی گفته بود که یک طرفه قضاوت میکنید.
پسر معاون صاحب علمی که یک پسر معیوب و بد اخلاق و شاید هم هفتم یا هشتم نمره از دانشکده حقوق فارغ گردیده و در جمع اساتید بد اخلاق دانشکده حقوق دانشگاه بلخ می پیوندد. وای برحال مستحقین و کاندیدان که تمام معیار ها را دارند. اما چنان سوال ساخته میشود که خودشان جواب آنرا دفعتاَ نمی دانند و برای نور چشمانش قبلاً سوالات داده میشود. وزارت محترم تحصیلات عالی چرا سکوت کرده است آیا در چنین فاجعه شما هم سهیم هستید؟ و اگر نیستید پس چرا اقدام نمیکنید؟ آیا گرفتن ایرج جان دختر باز یک فاجعه نیست.......... شما از دوران تحصیل و مکتب او از همه پرسان کنید همه در باره اخلاق و دانش او میدانند...........
افتضاح و رسوایی جدید پوهنتون بلخ
دوستان عزیز حال که مسله از سر بصیر عارفی البته به گفته خودش(شاشوک) گذشت و بالای ایرج جان رفت باید یک کمی توضیح دهیم در باره اش که بعضی از دوستان ما خوب بشناسند.
شخصیت ایرج جان در زمانیکه در یک لیلیه بودیم (افغان ترک) قسمی بود که: زمانیکه شاگردان صنوف بالا شهوت بالایشان غلبه میکرد و باید برایش جواب میداند دنبال ایشان را میگرفتند خداوند گناهش را به گردن خودش بیاندازد چون به چشم خود ندیده ام ولی نزدیک ترین دوستان و هم صنفی های من مرا چندین بار دعوت نمودند بخصوص روزهای پنجشنبه که اکثر اساتید و شاگردان بعد چاشت به خانه هایشان و مهمان خانه هایشان میرفتند در لیلیه بسیار کم اشخاص موجود میبود باز همان اشخاص مسلکی که با سیرت و صورت ایرج جان اشنایی داشتند دنبال اطاق ۴۷ را میگرفتند و با یک اشاره وی را به میدان فتبال دعوت میکردند و از انجا به نحوی وی را تعمیرک کوچک که عقب تعمیر بزرگ قرار دارد میبردند......دیگرش را خودتان میدانید.
زمانیکه داخل پوهنتون شد وی دنبال عیاشی گری را گرفت و با استفاده از موفق پدرش (داکتر ناصر) نمرات بلند را میگرفت و بالای دختران و همقطران خود فشار میاورد تمام روز سر و کارش عیاشی بود تا بلاخره پدر لعنتی وی که خودش هم گذشته خوب ندارد از مدیریت فامیل خود عاجز بود این پسر فاسد خود را به نحوی داخل کدر ساخت امروز همه محصلین اناث و ذکور از بیسوادی و بد اخلاقی وی شکایت دارند ولی به دلیل اینکه پدرش در راس معاونیت علمی قرار دارد کسی زبان شکایت باز کرده نمیتواند. من به شخص الکوزی ریس پوهنتون-نورالله محسنی ریس فاکولته اخطار میدهم که اگر جلو این پسر بچه ای فاسد را نگیرید روزی خواهد رسید که نتایج منفی این فساد دامنگیر شما خواهد شد. بااحترام بلخی