رفتن به محتوای اصلی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یک کارتون

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

74 دیدگاه
20 may 2012

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آوازه پراگنی سیدمنصور(نادری)که نیرنگی رابنام بازکشایی قرآن عظیم الشان براه انداخته

قصه یی است بحیرت فگندانسان را ---- خنده کردی اگرش درک بودی حیوان را
گفته منصورمرا هفت پدر بوده غلام ---- پرورش دیده نعمت کند این کفران را
در اهانت به حریم حرم ذکرُ دعا .. ---- می گمارد گله ابله بی ایمان را
وزحماقت همه اوقات کندسعیُ تلاش--- سازد همکاربه خود بیخردُ نادان را
مشت اوباش که دردورُبرش حلقه زده --- جاهلانند نیرزندهمگی یک نان را
بردرش غف زده خوابیده پی پاره نان--- درکف آرند مگرریزه دسترخوان را
چون نمونه است ازانجمله که بایست شناخت--- شیخُ داروغه دوسرنرخربی پالان را
بخت برگشته چوتمساح کندگریه همیش --- لیک داند همه این حیله بی وجدان را
چارده قرن مسلط بجهان قرآن است ---- نیست حاجت که کسی معرفی نمایدآن را
گفته خوش حافظ شیرازمرین کار ورا--- (دام تزویرمنه چون دیگران قرآن را).
باده خوریی شبش راکه عبادت گویند --- کی بود باورهر با بصر افغان را...
غرق دریای معاصیُ سیاه رویی خود --- درگمان است کزان پوش دهد عصیان را
وین فضولیُ جنایت که ازوسرزده است--- منتخب کرده بخود زمره مردودان را
پرسشی است چراکرده چنین رو سیهی --- پاسخش طرح شده معرکه عریان را
کاندرین باره است اینک به بیان می آید--- مینماید به وضوح مصدراین پلان را
اختلافات میان دو برادر بوده ..........--- جمع فرموده بهم چند تن ازبغلان را
وقت دربین که گردیده شروع گفتُ شنود--- اصل موضوع شده معلوم صلاح کاران را
گفته منصوربه تیلفون زلندن گفتی .... ---- جان بده لیک مده مرتبتُ عنوان را
من به اندوه که ازکارتو مطرود شدی ---- هرچه توگفتی بجاکردم یکایک آن را
آنچه ازدست من آمد به عمل آوردم.. ---- وای رفتم ره بدکیشُ بد اندیشان را ..
حال چون شدکه سخن را زصلاح میگویی--- ریشخندکرده مراپشت دیهی میدان را
نام تو ناصرُ افزودی دران رهنما .....---- هستی تو راهنما راهرو شیطان را
تابه فحش هم شده دربین سخن ردُبدل --- گفته ابلیسی تواین وقت زمان آلان را
رهنما باعث این کارمشخص گشته ---- مصلحین گفته برای همه این جریان را
ناصرراهنما بوده که باخیره سری.. ---- تا به این مرحله آورده ره ایشان را
خودازان عقده چوموریانه که دردل دارد--- می کشد آه دل سوخته سوزان را
هردوهستند به تبلیس همانند دیگر ..---- هم که درنوبت خودمرتکبند خسران را
حرمت داشت گراجداد به گفت خودشان--- زیرپا کرد همان عزت اسلافان را
ازهزاران یکی این بودکه تذکرگردید ---- قابل فهم دقیق است سخن سنجان را
بوده ازتالهُ دوشی همه خییرُ خبیر ---- برملا کرده حکایت ز سرُپایان را...
من زدروازدرین باره تاسف دارم ---- کاش نشنیدمی این قصه نامردان را
بین ماسابقه دیر مودت بوده .....----- زان به خود عیب شمارم عمل اینان را
یارها غصه این قصه زخودمی بردم--- گویم اینک سخن راست خطاکاران را
ازعمل هایی که کردید پدیدار بود ----- باردیگر نرسد کار بد افعالان را ...
هرچه کردید شده درج باوراق زمان--- باز درخواب نه بیینید دیگرآن دوران را
چون زفقدان کفایت شده ایدطرد زکار--- هیچ سودی ندهد نالهُ یا گریان را...
غیراعمال شماهیچ دیگرموجبی نیست---- تهمت است اینکه ببندید فلان بهمان را
آن شکایات بهربارکزان کتله کنید ...---- کی پسند کسی گردد که کنید بهتان را
یک سرمونتوانید کم ازعزت شان .. ---- راست کاراند خدا یار بود آنان را ...
دستُ پادر ره این قصدُ تمنا نزنید ..----- خواهُ ناخواه زجهان میبریداین حرمان را
آخ ازین ابلهیُ وای ازین بی خردی ---- کردید ازبیخ بیرون ریشه خانُ مان را

20 می 2012

آنلاین : آوازه پراگنی سید منصور

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

او بیادر، به زبان ساده و عامیانه نوشته کو ما بی سواد ها هم بفامیم.

کبیرهزاره
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

چی گفتی قند بیادر تنها اگر خودت بفامی ما خو چیزی نفهمیدیم تره ولله ای هم شعر است ؟

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

كبير جان قند!
مى كويند (خطى دارم كه كور مى خواند::::::::::ولى ملا به زور مى خواند)شعر اين برادرم كرجى قابل فهم است ولى ازان يك نوع رنك وبوى تعصب ,حسادت وتنك نكرى إفراطى بوضاعت استشمام مى كردد كه درجنين حالات شعر شاعر محتوا ومضمون بد بينانهيه اى با يك إغراق خود خواهى نمايانكر انست كه فرمايش داده شده باشد درحاليكه شعر ى كه در اثر يك انكيزه الهام كيرنده باقلب وذهن مصفا باشد بطرف يك رنكى وتفاهم بكار برده ميشود وغالبا درهمجو سايت ها تعريف هم مصداق واقعت هانمى باشد وكسانيكه درمخالفت هم قرار مى كيرد ودست به هجويات مى زند ازاسمان وستاركان كار ميكيرد مانند اينكه كفته شود (نه كر سى فلك نهى زيريا :::::تابوسه بر ركاب قزل أرسلان زنى )ويا هم كفته شود كه (كتاب وصف ترا اب بحر كافى نيست ::::::كه سر انكشت تر كنى وصفحه بشمارى )ازينرو شعر برادرم ازبسكه إفراط وتفريط دران بكار برده شده است كه محتوا ومضمون شعررافداى هوا هوس خود نموده است ازينرو در بوكيرنده غامضا ت ضد ونقيض است مصلح طرفدار اوامر امور مذهبى را با متمرد دريك بسترتعصب خوابانده ودرحقيقت به هر دو يك نوع مجازات را يشنهاد كرده كه خود خودش را مسخره عالم وجهان أدبيات معاصر ساخته است كه احتمال در برابرمزد ويا هم طورفرمايشى ازجانب كتله ازبدانيشان نثرادى سفارش شده است كه در هر حالت خالى أزبد بينى نيست !بااحترام( كوثرى ))x

21.05.2012

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مکرحیله وگریان (سیدمنصور).
سیدمنصورشدی بیدینُ گمرا ---- اللهی غرق شوی درقعردریا
اللهی غرق شوی مانندقارون --- تمام فامیلت گردد جگرخون
شوی در چاه بابُل تو آویزان ---- مثال هاروتُ ماروت نالان
بمانند ظحاک باشی تودرغار --- زدست مارخود یابی تو آزار
نباشی کمترازظحاک ماردوش--- فریدون راببینی گردی بیهوش
برفتی مثل نمرودسویی آسمان---- ترا منگس کند آخر پریشان
چوکنعان شقی رفتی تودرکوه ---- در آخرگم شدی در بین انبوه
توفرعون گشتیُ نشناختی موسی--- شدی توناقبول از(ید بیضا).
دوچشمت بسته شدگفتی دلاییل ---- سرانجام غرق گشتی تو دران نیل
شدی منکرتو از یوسف کنعان ---- گهی چون کایین اعظم به زندان
شدی یکبار رها از بندُ زندان ---- بودی گمراه نیاوردی توایمان
چراگوش توکرگشته درین وقت--- شدی توناقبول امر سرسخت
نمایی تابکی این جارُ جنجال ---- نباشدبس مگراین جمله تمثال
ترا فکر خدا در سر نباشد .. ---- زتو بد تر کسی دیگر نبا شد
بکردی جلب بخودعطاش احمق--- ترا توصیف نماید او بناحق
بکردی گریه در پیش مردم ---- نمایی بازجماعت راتوراه گم
ازان چالُ ازان نیرنگ چه حاصل --- مگرعطاش صفت بند مانی درگل
ازان عهدُازان پیمان عطاش ---- اوباشد سرنگون مانند خفاش
کند دیوانه وارحرف خودآغاز --- سخن گویدگهی ازروسُ قفقاز
نمیداند چه میگوید او نادان .. ---- او توصیف میکند نادر کیان
اورا گوید که پیرُ راهنما بود ---- مثال (ناصرخسرو) نُما بود
نمیداند چه میگوید او جاهیل ---- ازان بد تر نمیباشد عزازیل.
حسن ابن صباح خواند شمارا--- کند خورسند آن جمع ملا را
دهد تمثال کیان رابا (الموت) --- تراگوید که دعوت کردی اینوقت
نمیدانم که را دعوت نمودی---- توبودی روس چه وقت عودت نمودی
اگرپرسد ترا از دینُ ایمان ---- نمیدانی یقین میگویی هذیان
همه دانند الف در جگرنیست --- تراازدینُ مذهب هیچ خبرنیست
تماشاه کن چه میگویی بمردم --- نه سر دارد نه آخرُ نه مفهوم
بخوانی چند شعراز پدر را ..--- به خودتشویق کنی چندبیخبررا
توازدست داده نور بصر را ---- ندانی تقسیم جَو دو خر را
به مکرُحیله توخرمهره داری---- بشیطانی دیگر جوره نداری
عزازیل پیش توشاگردنشسته ---- ابوجهل دست تا آرنج بشسته
به پیشت هردوشان تعظیم نماید--- تا از اُستاد خود تعلیم یابد
توهم بنشسته مانند (نمرود) .. --- ازان بیماری گریابی توبهبود
نماتوخون خود تبدیل هر بار ---- زخون خوردن شده خون تومردار
اگرصدبارخونت تبدیل نمایی ---- جهنم را به خود واصل نمایی
برادرها زتو گشته گریزان ..---- هنوزازکارخود نیستی پشیمان
نباشدهیچکس مثل توسرسخت---- بخون آلوده دستهای توبد بخت
ترا گویم شوی مانند کفتار .. --- شودآن جمله حیوان ازتو بیزار
بودآن خوی زشتت مثل کفتار --- توهستی قاتلُ هم هستی خونخوار
هنوزهم مست آن خوابُ خیالت--- تُرورُ قتلُ خون باشد خصالت
تکبُرُ غرور کردی تو پیشه ..--- بدست خود زدی پایت به تیشه

آنلاین : http://www.kabulpress.com

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

إلهى دربدركردى تو شاعر xxxx دكون تو درايد كيرخران وقاطر
شب وروزت همين أشعارباشد xxxدكونت كيرعطاشى بيكار باشد
كه هستى دائماًدردودشنام xxxxترا من دانسته ام عرفانيت نام
كه فقه وتفسيرخواندى درقم xxxx به جندجلد كتاب كشتى تو راه كم
تراقوم نثراداست شيخ على xxxxعجب رسواكدي وزردرنك كشتى 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شعر اول شعر است ودوم ان قافيه بى معنى است ومن به نيت شاعر كارى ندارم ولى درشعر دوم يك جيز را علاوه ميكنم كه در قات ياى مادر عطاش كير بجه هاى بيكار هركه وخراج شاه بكريزد بار كش غول بيابان شود وبس

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بحق كه بسم الله عطاش خبيث ازخبيثان عالم است وبمثل او شداد ديكر درين زمانه نباشد اوبفكر كر سى ومقامةعليه مذهب قرار كرفته وتمام قلم بدستان عليه اين شقى بى مقدار بسيج كردند واورااز أجتماع بشرى ترخيص دهند تا جامعه را فاسق نسازد 

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بس نما این کشمکش
ای سیدکارتوختم است بس نمااین کشمکش --- یکزمان بود فرقه هشتادغُندُ لِوا کشُ فش
کارد نیا این بود گاهی نشیبُ گاه فراز ---- صبرُقناعت پیشه کن باشدکه یابی آن درفش
ازجهان رفت پورذال بازُورُبازُواسپُ رخش
جارُجنجال بس نما بسیار شد این غلُ غش
وقت آن باشد نُما بیعت زموکی کامریا ---- تا بیابی قدرُعزت در جماعت داییما ....
خلق میشناسدکه(عطاش)دینُ مذهب رافروخت--- جاه ندارد اوبه کونسل آمده پیش شما
او بگوید بدُ رد در ضد کونسل از دغا
چون ندارد آب رو روز بگوید مرترا
این چنین مردودُ گمراه هست بسیاردرجهان--- مینمایدچرب زبانی چون عزازیل زمان
خلق میداند که هست مانندآن بختک وزیر ---- تاشود رویش سیا درپیش شاه نوشیروان
اوجفن گوید به هرجا پیش هرپیرُجوان
اوفقط دارد ضرورت نُختهُ زین کلان
ای برادر در حقیقت این سید هست بیگنا ---- مابه دست خودنمودیم روی خودهاراسیا
مابرای او بگفتیم که (تو داری معجزات) ---- ماهمیشه گفته ایم هستی (تو پیرُ رهنما).
سالیان سال خطاب کردیم به اوما پیشوا
پس چرا او را ملامت میکنیم هربارما
درگذشته هرچه بودبگذشتُ کردیم پیروی ---- ماخطاب کردیم به آن پیشواهُ پیرُ رهبری
هیچ گاهی اونخواهد گفت که من رهبرنیم ---- اونمیگوید ندارم امرُ فرمان پیری .....
امروز هرجا در جهان کونسل بودهم دفتری
پس چرا(منصور)کنداین کارهایی خودسری
ای جماعت مابه قرن بیستُ دونزدیک شدیم--- ماهنوزچون قرن ده خوش باورُتاریک شدیم
وای بحال آن جماعت راه خودگم کرده است--- بارهاازدست(منصور)رنگ رنگ تحریک شدیم
بعضی ماباچالُ نیرنگش به آن شریک شدیم
اوکه بود گمراه چرا ما گمراهُ هالک شدیم
بس کنیدای دوستان این جارُجنجال را دیگر--- ما هنوزهم بی خبر ازما بساخته او سپر..
مازدست خود تباه . ای دوستان بیدار شوید --- این (سید) که میزند مارا به دست همدیگر
ناخود آگاه میشویم بیچارهُ هم در بدر
تا بکی با دست خود تیشه زنیم برپاهُ سر

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شاعركرامى شعر باقريحه شما قابل تحسين است ولى كنجانيدن نام بسم الله عطاش كه يك نمك ناشناس دحرى است وبعداز ييوستن اين نابكار به أنجا وقطع وبريد ان از خدمت امام اين كشمكش ها اتفاق افتاد كه سبب تخريب وتخريشات بى مفهوم شد واين جاسوس سبكسر عامل خشونت كرديد وشما نبايد اسم اورا درشعر جا دهيد زيرا جامعه نارسا است با اين تبليغات ولو كه توهين او هم باشد سبب رشد شخصيت اين انسان لاوبالى بى مقدار خواهد شد ازينرو من شخصا لازم نميدانم كه تعداد از روشنفكران روشنكر ذهن مصفاخودرامصروف موجودفاسد وفاجر دوران كرداندزيرا عده از مردم باطل يرست است وفكر ميكنند كه اين عطاش نام كى خواهد بود كه جنين مورد مزمت قراركرفته معكوسا جلب توجه بى خردان زمانه خواهد شد وبايد همه بداندكه او داراى بكروند درست كه ازتربيه سالم خانوادكى برخوردار باشد نيست وفرزند بابه كك كيلدى است ويك الاغ زاده عصرش است وخبيثى از ام الخبايث اين زمان است وباذكر وتحريرنام اين هرزه زمان كلك كهر بار خودرازحمت مدهيد واورابرابر به يك خفاش كور ارزش مدهيد كه از عدم درك واقعات مردم فاقد علم ودانش اورا به يك فيكوركاذب مبدلش خواهند سأخت با احترام( جمشيد برومند) 

سربیدگی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حرف این برادر خیلی منطقی وبجاست !
نباید به آدمک های بی مقدار وهرزه ودلقک گونه اصلا توجه نمود ,زیرا منظور این آدمک ها فقط تبارزو
شهره شدن است وچگونگی رسیدن به آن برای شان فرقی ندارد.از همه آدم های آگاه ,بامسوولیت ,روشن ودلسوز خواهش است که برای همیش ازپرداختن به این تیپک های هرزه اجتناب فرمایند.
باحرمت فراوان

هراره

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حقیقت تلخ بود
بیابس کن سیداین جارُجنجال --- نمیماندکسی هیچوقت بیکحال
خدا را حاضرُ ناظر بنگر . --- چه داری کم بگو از زیورُزر
چه داری کم بگو ازمال دنیا ---- نما حاجت طلب از بهرعقبی
تقاضامیکنم ازجمله دوستان ---- نباید کرد طعنُ لعن به ایشان
خردمندباش جویایی خرد شو--- که بی عقلان نیرزد دانه جو
بکن توانتقاد سالم از آن ....---- شکایت مینمایی داییم از آن..
مده توهیچگاهی فحش بمردم ---- شود عادت ترا مانند گژدم ..
نکرده کیست گناهی رادرین دهر---- شده او مرتکب آن بیشُ کمتر
کسی کرده گناهی یا خطاهی---- نباید کرد قضاوت هیچ گاهی
نمی ماندکسی اورا بیک حال --- بودعطاش صفت جویای اموال
نبُد این جارُ جنجال سال اول --- دفاتیر جمله برپا شد مجلل ..
ازان بعدمشت اوباش گیردُپیشش--- برای نفع خودگردیدخویشش
حقیقت این بودای مردهوشیار --- برفتند دم به دم گفتند بادار
حقیقت تلخ بودگرگویی کس را --- سرت پرتاب نمایدخارُخس را
درین اوقات وید یوی را بدیدم --- رکیک الفاظ عطاش راشنیدم
درآنجادادعلی نیزچندسخن گفت--- زالفاظش فقط انعام میجُست
به دورُ پیش بُد چند موسفیدان ---- بُد ندش منتظر لقمه نان ..
زسیمای همه بودند هویدا ....---- به نان چاشت خود بُدند شیدا
بُدند درپُشت سرآن دویی دیگر--- به کونسل کارمیکردند دفتر..
بود قاری عزیزاسم همانشخص--- شده شیطان صفت گویم مشخص
دیگرخفاش صفت اسمش امام بخش--- برای پول بود اودررکابش
ازین هرسه نیاید بوی خوبی ..---- بجزازشیطنت چیزی نجویی
نداردرویُ آبرویی به کونسل . ---- نموده پهلوی سید توکل ....
چرا اورا ملامت می نماییم . ---- حقیقت خودحماقت می نماییم
مراورادادعلی پیرش خطاب کرد--- بظاهرجان فداخودراحساب کرد
بظاهرچاپلوسُ جان فدا هست ---- تمام کارش ازروی ریا هست
بگو حالا ملامت کیست اینجا ---- مگوهرگزبکس توحرف بیجا
زدست خودشدیم زارُ پریشان ---- سخن پُرگشته ازمنصورکیان
به دور ُپیش او ما حلقه بستیم ---- به صدافسوس زدست خودشکستیم
بجزازماهزاره یک سیدنیست ---- بغیرازفامیلش اورا نوید نیست
نه بینی یک سیدازقومُ خویشش--- شدیم ماهریکی نوکربه پیشش
اوداردقومُ خویش هم بیشُ کمتر--- همیگویند ما هستیم برابر..
بهرجاییکه می بینیم سید را. --- خطابش میکنیم پیرُ مرید را
ازان فامیل کسی گردد پدیدار ---- برای ما بود آن جمله بادار..
برای ما شده تعظیم عادت ----- زسید می شویم جویایی حاجت
نکردیم هیچگاه خودرا ملامت---- برای ما شده این کار عادت
فراموش کرده ایم ما اصل خویشرا--- همیشه کم شمردیم نسل خویشرا
نباشد برترهیچ قومُ نژادی .---- توجُه گرکنی درشعر(سعدی).
حدیثُ آیت باشد درین باب . ---- برای فهمُ درک خویش بشتاب
نهال دشمنی افشانده بر ما .. ---- زدست خود تباه گشتیم سالها
درخت اتحاد ما شکسته ... ---- نفاقُ کینه را بر ما بُبسته ..
یکی شیبرشُد ُیکی سیاسنگ ---- عراقُ کالووُ نیکپی در جنگ
دیگرازقول خویشُ شیخعلی شد--- کدورتُ حماقت ها جلی شد
بیا بنگرتوامروز این مصیبت --- جماعت بین خود دارد عداوت
به بهسود تخم کینه شد اضافه --- به پُشت همدیگرگفتیم کذافه
نباشد اتحاد در بین ما یان .. --- ازین بد ترشویم زارُپریشان
درختی دوستی باهم بشانیم ----- نهال دشمنی از بیخ بچینیم
دران اوقات نمیبینی نفاق را---- به بینی اتحادُ اتفاق را ....
بوداین مُخلص از قوم هزاره --- به فکر اتحاد باشید دوباره
24 می 2012

آنلاین : http://www.kabulpress.com

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب شاعر درافشان به شما سلام ودرود !
جى خوبست نصايح عالمانه ات .من با نوعيت شعرت كاملا موافقم كه دران وحدت ويكانكى محبت وصميميت ومثبت أنديشى ظريفانه بكار رفته است كه نمايندكى اولهم ودرايت شما وتربيه سالم خانوادكىيت مىنمايد .وبا اين شعرت هجوكويان بد اخلاق وبى تربيه را جنان ملامت نمودى كه اكر انسانيت وعقل كرائى است همين است زيرا مى كويند (أدب كاهيست زير اسمان إزارش نازكتر xxxxxx نفس كم كرده مى ايد جنيدوبايزيداينجاه ) حرف مثبت ومنطق رسا يسند وموردتائيد همكان است وانانيكه بواقعت اتحاد وهمدلى مردم خودرا دوست داردوبرضد خرافات وجهليات ودسايس وافترا صادقانه مى رزمد وبدرستى كه ملت متحد موفق ميدان معركه وكارزار است .وملت بى اتفاق بسى مصيبت ديكررا استقبال ناميمون ميكند وخداوندبزرك وييامبر اكرم ص وامامان عظام كه مظهر نوراندوروشنائى سعادت اند وبركت خورشيد اند عقل كل اند ونفس كل ،همه بلا استثنا بتاسى از إرشاد ملكوتى إلهى كه فرمود( واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا )معيار ومهك قرارداده اند وبروكن جينان واستفاده جويان كه ملت ومردم را تقسيم كندويرئشانى را عامل كردند عذاب دردناك را انتظار ميكشند ومن خيلى از خودت سياس كذار هستم كه مسوليت دينى ووجدانى خودرا بصورت درست ادانموديد وآجر انرا خداوند به خودت وخانواده ات إعطاء ميكند واين عطاش ودادعلى كه سبب اشتعال شعله هاى اتش نفاق مى كردند ويا انانيكه در نوشته هاى شان هم سيد مى كويد وهم قذف دسايس مى افرينند ودسيه ،به افترا غرق اند وسبب بى عزتى مى كردند ياداش وخيم وحتى مصيبت علاج نايذير وغير قابل مهار را منتظر باشند كه عذاب دردناك را خواهند ديد من دست دعا به دركاه قاضى الحاجات بلند ميكنم والتجأ ميكنم كه وحدت ويكانكى را اتحاد وهمدلى را تحت رهبرى امام عصر وارث حقيقى زهرا اظهر وعلى مرتضى اند برحق اندولحظه بدون وجود مقدسش به استناد حديث موثوقه لوخلت الارض من امام ساعته لمادة بأهلها كه صاحب زمين وزمان است همه ييروانش را قلب مصفا إعطاء كرداند وانانيكه اتش نفاق را بين جماعت شيعه اسمعيليه مشتعل ميسازد بصراط المستقيم هدايت بفرمايد واكر سزاوار هدايت نيست نابودش نموده ومارا از شرش در أمان بسازى يا اولا أولين ويا اخر الاخرين از يرعوا هدايت خود يا قايم القيامه كه مارا شرمسار وخجالت مكردانى واين شاعر دل سوز را حفظ نمائى وزبان كويا اورا بكاريدن تخمه وفاق ويكرنكى وصميميت برهان بكردانى (دوستت روشنكر ) 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اصلاح ١نمايندكى از علميت وتربيه خانودكى
٢از يرتؤ ىهدايت خود يا قايم القيامه

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یا مولای زمان سایه بلند پایه پیران ما هریک وزیر سیدشاه ناصررهنماه،سید منصورنادری و سید سعدی نادری پسران راشد داعی و دعوات مکی سیدنادرشاه الحسینی الکیانی و فامیل عزیزشانرا از سرجماعت مردم افغانستان کم و کوتاه مگردانی و جماعت اسماعیلیه افغانستان را اتحاد،اتفاق،برادری و محبت از دربار فیض آثار خویش عطا و ارزانی بفرمایی آمین
وکسانیکه برضداتحادواتفاق در بین جماعت استند هدایت فرمایی اگر اصلاح نمیگردند در قهروغضب خویش گرفتارشان نمایی.
آمین یارب العالمین

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

نويسنده محترم بى نام دعاة شما نيز نيك است ويك حرف را اكر اضافه فرمائى كه همين سه وزير صاحب را با خانواده أش امام برحق هدايت فرمايند كه مطيع اوامر فيض أسأ ى امام حاضر باشند وعكس هاى خود را مغاير تعليقه امام در جماعت خانه ها نصب نكنند وافراد شيطان وخبر كش را كه سبب نفاق ميكردند ودريك جاى سياه رو شده اند موقع ندهد ودر جماعت خانه حاضر شوند وجماعت را تشويق به امر بذيرى نمايند وهمه را به اتحاد واتفاق فرا خوانندوتعليقه هاى امام را كه اصول كارجماعت است احترام نمائد وازافزود نظريات أشخاص غير مسول در امور مذهب مداخله نفرمايند وعده ديكر نيز عليه أنان دست به جهليات نسب واتهمات ناشايسه كه سبب تخريشات وتفرقه اند نزنند حضرات وزيرصاحبان ومسؤلين قونسلى به افراد ماجراجو موقع رشد را ندهند ويك راستى وصميميت را همه ملاك ومهك قرار داده ومقام تقديس را صرف به امام خلاصه كردانند. ونسب سادات را به امر بذيرى وتقوا ومفيد واقع شدنها مورد احترام قرارداده وسادات كرامى نيز به نثراد خودمغرور نشده وخودرا شريك مقام امامت قرار ندهند ونيز به سيد ستيزان توصيه مى كردد كه سيد ستيزى با اصول شرعى شيعه ناسازكار است ونميشودكه هم ادعاى شيعه نمود ومخالف اصول ان به تحريكات ضد سادات دست زد سادات امر يذير وبا تقوا ومريد امام تاج سر ونور جشمان اهل تشيع وتسنن است . ولى بيك معيار كه انهم سيد درتقوا وامر بذيرى صاحب امر نمونه والكو باشد سيد امر يذير ومتقى وخدمت كار را با سيد نا اهل دريك غلاف تنك نظرى كنجانيدن حد ناشناسى به همه سادات وحتى بمقام امام كه امامت نيز در انديشه هاى محكم تشيع يك معيارش سيد بودن است بى احترامى مى كرددوازنام كه يك صفت اساسى اش سيد بودن ازبطن فاطمه ع وعلى مرتضى است وبدون اين صفت ديكر امامتى از لحاظ اصول دين اسلام ايات قران عظيم الشان واحاديث موثوقه ومتفق عليه دركار نيست ويشوايان غير اين صفت غاصبين وخطا كاران است بنا بران برضدنسل ونثراد امام مخالفت كردن نيست جيست ؟فلهذا دست دعا بلند ميكنيم كهخداوند بزرك همه مارا توفيق وهدايت بفرما يد كه امام وقت وزمان رابشناسيم ودر روشنائى هدايات واوامر امام عصر اتحاد واتفاق ويكانكى را بما ارزانى بفرما خدايا خداوندا انانيكه به اتحاد وهمرنكى صادقانه ومخلصانه جماعت مى كوشند اجر جميل إعطاء بفرمائى خدايا خداوندا جماعت اسمعيليه افغانستان را از حوادثات سياسى مصون بفرمائى خداياةخداوندا همه را به صراطالمستقيم خود تحت ذعامت بينظر حجتت فرزند برومندزهرا اظهر نور مو لنا شاه كريم الحسنى هدايت بفرمائى .خدايا توان كن كه يايان كار xxxxxx توخوشنود باشى ومارستكار( يعقوت نثراد) 

ثاقب
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان


هان! زهی فخر بر تو ای سید های کذائی کیان که در عصر انترنت و اقمار، باژست تقدیس مآبانه، کردی جامعۀ مفعول را هپتونیزه و استحمار. باری ای مداح خرد باخته دست دعا برداشتی که " سایۀ بلند پایه پیران فاجر و فامیل فاسق شانرا" از سر جماعت نه بل از سر شما کم و کوتاه نگردانی.بی خبر از تاریخ اسماعیلیه پدر فاجرش را به مقام " داعی ا لدعواتی" رساندی. منصبی که از دور الموت و انجودان به بعد ملغا گردیدی. القصه بر امام عصر تهمت بستی که بر این فاسقان لقب "وزیری" دادی. اما این لقب ایشانرابسنده نکرد، بر امام عاصی شد ، شرارت ومنازعت پیشه کرد، شرط و شرایط ارایه کرد. چون " پسر هنده" حجت و محاجه کرد. لیک بدان که امام را دو چیز است بر پیروان. " امر است و نهی" اگر اطاعت کردی مومنی، ورنه منافق، اینست قول خدای در قرآن. ای مداح، نخواندۀ تاریخ را که نسبت ایشان نمی رسد به حسین و علی مرتضی، بل میرسد به فراری های سنی و خوارج زمان صفوی ها. "نسبنامۀ" جعلی که نتواند تمیز پدر و پسر و نتواند فرق نام شیعی و یهودی از یکدیگر، کی می تواند بفریبدعاقلان را ای بی خبر.
حاشا لله! ممدوحان توبا تخطه ای سنت فرهنگ دینی ، جامعۀ سربسته بسان کبریت ساختی که نه از دانش روز بهره داشتی و نه خبری ازدین داشتی. اما گوش کن ای بیخبر، تا بگویم برگی ازین دفتر. چندی قبل این پروردۀ دبستان " ماکیاول" کرد سازش با تنظیم های بنیاد گرا ونا مدلل. گویند که مهار آنها بود بدست سازمانهای جاسوسی بیگانه، این بیچارگان میرقصیدند به ساز آنان میده میده. القصه سر "پیرت" بود در اختیار پهلوان دوستم و ترکیه، یکدست چسپیده بود به عبای آخوند های ایران، دست دیگر دراز بود بسوی روسیه و ازبکستان. یکپا زولانه بود در زنجیر حزب وحدت و حریم سادات و حکمتیار، پای دیگر بند بود در گرو شورای نظار.حال این " پیر" کذائی ات دانس میکند زیر دُهل سلطان" کرزی "خان مذب ذب وار.
گویند که روحانیت نه بل کیش شخصیت او چنان است که هرچه " معروف " است ازان بدور و برکناره و هرچه " منکر " است بدان آلوده.یک زمان بخاطر رقابت گروهی ساخته بود جماعت خانه که در مذهب بود ستاد عملیات خرابکارانه.اما حال اکت میکند بر ضد جماعت خانه. دارد مسجد پر نقش و نگار که شبیه است به "مسجدضرار". میکند مناسک سنی، شیعه و اسماعیلیه را قطار که بر اخلاق کریم اسماعیلیت است خال عار. میکند خدمت مریدان بسیار بایکدست مینهد مرهم بزخم افراد شقی و نابکار، میزند خنجر زهر آلود بر پهلوی عناصر فهمیده و نامدار. میکند خرید افراد پول پرست وقُلدرو رانده شده را، میکند ترور و سر می برد اشخاص دانسته را. اما بخود میگیرد قیافۀ صالح و نیکو کارانه را. آوخ برتو ای روز گار که مقام ارجمند قلم و "دُر لفظ دری" شده بسی خوار که گاهی بمدح این میکند افتخار و زمانی بر حمد دیگری کند نشخوار.
ای مداح بی مقدار! صلۀ که بر قامت موزونت جور آمدی و هم شانت بودمی، درین ملک خراب آباد نیافتمی، ناگزیر سطری از تاریخ را بعنوان برگ سبز و تحفۀ درویش "کوت" کردمی. آورده اند که مبارز " بصره" ای در میدان " جمل" مهار جمازه صاحب " هودج" را سخت چسپیده بودی، حماسه میخواندی و بر مهارداری جمازه سوار فخر ها کردی. رجامندیم که درجۀ ادارت آن جوان پاکباختۀ "بصره" ای و فهمیدگی آن "شامی" که بین "شتر نرو ماده " فرق نتوانستی بشما نیز فرج باد.
آمین ثم آمین.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

با احترامات نهایت عمیق بشما دوست عزیز یعقوت جان!
نظرات شما بکلی درست و بجا است واقعآ ای کاش از ابتدا آن عده کسانیکه (داخلی وخارجی)برضد سیدها و اولاد های پیامبر ،علی(ع) وحضرت بی بی فاطمه زهرا که سالهای سال به جماعت افغانستان خدمت نموده بودند کینه و کدورت نمی ورزیدند و متوجه اعمال شان میبودند ودر فکردسیسه سازی و دور ساختن شان از ادارات امامتی و همچنان در پی بدنام سازی شان در بین جماعت افغانستان و جهان با استفاده از نام مبارک امام زمان و ادارات امامتی نمیشدند و همچنان اگربا ایشان در هر مورد قبل از قبل مشوره میکردند شایدامروز این همه بدبختی های که در بین جماعت ما وجود دارد وجود نمیداشت.
بفکر بنده بازهم دیر نشده است اگر هر چیز صادقانه و بدون کذب و ریا کاری وحاصل نمودن رضای امام زمان همین حالا هم با پذیرش اشتباهات از سر نو شروع گردد ممکن است این بد بختی ها بزودی خاتمه یابد ورضای پروردگار و امام زمان حاصل شود.

یزدانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ثاقب خیانتکاررجز خوانی ات است مانند دشمنان حیدر کرار،اگر روزی روبروشوی خواهی گریختی مانند موشی در یک غار،تو دغل راستی استی از مریدان یزید پسر دشمن ایمه عطار

یزدانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ببخشید دوستان................ ایمه اطهار
اگر او منافق بدست مردم بیفتی ریشک تره میکنن تار تار،برو ای گپ هایته بکو د پیش پیروآنت قطار،که شوند از خود بی اختیارو د جیبت بریزند جند دینار.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب ثاقب از موضع تندوكج ومريضت ثابت است كه عقده مند ومشكل يسندهستى ورنه من در مقاله قبلى خود انجه اصول بود تذكر دادم وأما به كفت شما درين عصر كميوترً وانتر نيت وماخذ ومدارك متعدد جطور يك ادعاى كاذب را با جنين عقده كه به خود إحساس كمبود وحقارت مى كنيد با طمطراق وتطاول كه نو بدولت رسيده باشئد ابراز كرديد زيرا ازخود خواهى ودماغ كنده ات معلوم است كه در هر كروه باشى يكى ازين شارلتانهاى دادعلى نما وعطاش حقه كر در سايت مقابل شان هستيد كه وظيفه شماها هيزم كشان كه اهداف اشتعال خصومترا در اجتماع ما از جانب يكى از سازمانهاى استخباراتى عهده دار شده ايد كه نفاق را ييكرئ وبسان عطاش ودادعلى ازين مدرك به يك اهداف غير مشروع دست ويا دارى در حاليكه نسب ونثراد سادات كذابى شده نمى تواند همان قسمى كه خلفاى عباسى با تبليغات كسترده وتوزيع مبالغ هنكفت نثراد ائمه اطهار را مى خواست به عين الفاظ جناب شما جعل نمايند ولى أنان دريك اشتباه بود كه خورشيد را با ابر مصنوعى مكتوم سازند كه نشد واين سادات را كه شما كذابى ميدانيد يك هدف داريد كه به اهداف خود در برابر يك حقييقت توفيق نمى يابيد ولى مشكل اساسى دران است كه اين سادات متوجه اين نقطه باريك نشده اند كه سيادت تو در امر بذيرى تست كه امام را اطاعت نمائيد وامر اورا باعث نجات خود دانيد ودر نسب مشترك با امام كه ستون زمين واسمان است مغرور مباشيد تقوارا مهك قرار دهيد ونجات خودرا در سوار شدن به كشتى نجات نوح كه همان امر باريك امام است جستجوكنيد واكر اين @مواصفات را دارا نباشد حتى سيادت شخص خودرا ازدست ميدهىيد وهر اسمعيله ياك نيت حق انتقاد سالم را از تخطى هاىشماسادات كه اكر خداى نخواسته در تقابل با امام قرار كرفتيد دارند ودران خوشى وخفكى شما معنى ومفهوم ندارد وانانيكه در تقابل قرار دارند كه شخص متخطى بايد مورد خطاب منتقدين قرار كيرد ونه همه سادات .ورنه اين حق را نه شما ونه من دارم كه شما ادعا نمايند كه ساداتى كذابى اند به كدام مدرك واستناد ؟ يك جمعيت غفير را كه من معتقدم به سيادت شان كه شما جنين جهالت را ازخود بروز داديد مانند اينكه عده شما ثاقب را نسل يهود ادعا كنند كه در انصورت ضرور است كه اول شمارا بشناسند ووجود فزيكى شمامنحيث شخصيت حقيقى در ديد ديدكان همكان قرار كيريد .ودرحاليكه ازطريق انتر نيت بدون از حدس وكمان كه انهم مطلق نيست كه عده شمارا صاحب دادمهرى كفته اند اكر اين شك به يقين مبدل كردد در انصورت با شما محاسبه ديكر وجود دارد زيرا همان رساله ات بدسترس عده قراردارد كه بفرمايش ملا رمضان عاشورى كوجك به نكارش اورده بوديد وعده ديكر هم كه فعلا در افغانستان است به شما مشوره ميداد كه اين مشوره دهنده شما درسالهاى ٥٨،٥٩ اين سادات نماينده امير ياليزم ميدانست مراجعه شود در ارشيف تلويزيون تاجكستان وحال جهره عوض كرده مانند يشك صوفى شده وبه اعتكاف مشغول است واين نمى شود كه نام وتايتل را تغير داد ولى اصول نكارش وشطارت وعقده مندى ميرساند كه اين ثاقب نيز همان مهرى با يد باشد اكر بعد از تحقيق همان فرد مطلوب باشيد ومن عده را وظيفه ميدهم كه در مورد شما تحقيق كند كه نباشد شما نيز( Iove child ) يكى ازين سادات نباشيد زيرا تا جائكه از شير أغاى محروم جانب دارى شما معلوم است بازهم به تكرار ميكويم كه اكر مهرى باشئد ودر ديكر نوشته هايت به كمان اغلب ازاين سه برادر خون أنان در وجودت است نخست شجاع خان ،حسن خان ومنوجهر خان وياهم سيد منصور كامريا كه او نيز يكى ازفرزندان شاه قباد است كه با اين سادات كيان از يك نثراد اند كه در انصورت شما نيز سيد زاده غير مشروع كه عقده مند ى ات ازانست و يس با اين سادات شما نيزاز يك ريشه ميباشيد واكر ديكر هم به بى اتفاقى دست زديد معلومات مستند از خويش وقومت وجود دارد كه درين سايت جهت معلومات مزيد شما ارائيه ميكردد خدايا خداوندا سيارو وشرمسار بكردان نفاق افكنان وشر طلب هاى فاسد را (يعقوت) 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ها ها. ها من ميدانم اين صاحب داد مهرى برادر اندرى سيد منصور كامريا است ومادر اين صاحبداد مهرى عاشق سيد بودازجانب زن هاى منطقه سوال كنيدوازين خاطر سيدهارا كذابئ ميداند واكرإسناد مى خواهيد سيد رضا أغا همه ميداند (جواد )

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

يس ديكر كله ازين ثاقب نام تقلبى وصاحبدادومهرى أصلى كله نيست كه با سيدان عموك بجكى دارد وهم جشمى كه دروجود أينها سيد ستيزان خون سادات فوران دارد وحال دانستم كه حق داريدودشنام هم بدهيد وهر جهل وجعل را بنام شان بسازيد ازينكرده خيانت بزرك كه مادرت را معامله نموده باشد نيست مثلى كه همه سيدان قرضدارت است حق بجانب هستيد (دلجمع )

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب ثاقب ديوانه! جامعه جطور مفعول ميشود؟ وثانيا سواد واملايت را شما بيسواد درست بسازيد وبعد نقد بنويسيد . ثالثا .جامعه را اكر بنويسى استثمار درست است واستحمار كه نوشتى غلط است وان استعماراست كه بهره كشى يك كشور از كشور ديكر است را معنى ميدهد ،ودرمقاله ات از نثر مسجه قديم درى استفاده كرده ايد وانهم طور ناقص مانند ادعاى كاذبت درمورد نسب سادات كيان كه ديكر به هذيان كوئى ونقص مغزى ات شك وترديد نيست واكر اينطور نيست كدام خودخواه خام متكبر وفضول ولوده اى بيش نيستيد منتقد املا وانشأ ات

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

٣ أدب كاهيست زير اسمان از عرش نازكتر xxxxx نفس كم كرده مى ايد جنيد وبايذيد اينجاه

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بعد از إيه بر سخن جينان

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوستان جند روز بود كه همه قانع شده بودند كه از دو ودشنام صرف نظر كنند وهمه را بطرف صميمميت ويكرنكى فرا خوانده بودند كه همه بايد امام عصر خودرا سياس مى كفتند وهمه باخلوص نيت مانند برادران روحانى هم باهم اختلافات را كنار مى زدند متاسفانه كه عده از انكولك كران نامرد دوباره عده از قوخى هاى دشنام دهنده را به خوانش اورد او اوباشان نالائق اكر انتقاد داريد ادم وارى مدلل وبا أدب در قالب وجوكات ا خلاق انتقاد سالم نمائيد كه ان حق همه است انجام ودرد دل كنيد اكر امام ومذهب را دوست داريد درغير ان جى مى خواهيد سر دركريبان خود كنيد كه جى خيانت را در حق أتحادواتفاق ملت مرتكب شده ايد ؟ويا با دشنام غير أخلاقى فتنه جويانه مخالف تعاون ودوستى مردم هستيد وبه منظور شنيدن حرفهاى خلاف لذت مى بريد و مى خواهيد كه براى خود يك مصروفيت در خور تربيه خانوداكى خود را بوجود اوريد كه اين قماش افراد مثال شما خائين ترين وبى مقدار ترين وبى عزت ترين مردم اند كه اول دعا كويان ودوم ثاقب نام عامل اين صفحه خطر ناك جديد شديد كه لعنت ونفرين به افراد كه نيت خراب وأنديشه منافقت دارند واين منافقين وفادار به هيج طرف نيست مانند دادعلى لنك نادان وماجرا جوى فتنه وعطاش قاطر زاده وهمين ثاقب لوجك هيزم كشان اتش نفاق اند واستفاده جو هاى كنده مزدور نابكار أندكه هردوطرف را خراب مى كنند إلهى عذاب دردناك شماخايئن را فرا كيرد ( على يور ) 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

علی پورجان عزیز!
از حسن نظرت یک جهان ممنون ویک دنیا تشکرکه جماعت را بطرف همبستگی دعوت مینمایی خداوند همه را توفیق عطا نماید که مانند شما فکر درست پیدا نمایند و من هم همیشه همین آرزو را دارم که در بین جماعت ما اتحاد و اتفاق باشد ویکی از همان دعا گویانیکه شما فکر میکنم یاد نموده اید من هم استم باید واضع سازم که کدام استفاده جویی هم از هیچ طرفی از فضل و مرحمت مولای زمانم تا امروز از کدام طرفی ننموده ام و به اصطلاح عام دان پر اویی کسی هم نیستم اما حقیقت را میتوانم بفهمم و تحلیل نمایم ،من هم دعای شما را که هرکسی که بر ضد اتحاد و اتفاق در بین جماعت مظلوم و بیچاره ما استند به غضب خدا و امام زمان شوند.
کاش بعد از این همه حقایق را بپذیرند خود را اصلاح نمایند و بطرف اتحاد و همبستگی قدم بگذارند

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 74 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس