رفتن به محتوای اصلی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یک کارتون

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

74 دیدگاه
ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهانگیر خان! شما چطور فهمیدید که آن طرف خط در تیلفون هالند است؟

حقنگر یمگانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

قهر خدا بادا
سید منصور کیانی سرت قهر خدابادا
کُلُفت گردنت را ذولفقار مر تضی بادا
شراب سرخ به رگهایت بجای خون در گردش
تورا دایم خمارش گفت، مدام اندر زِنابادا
سرِ طاعت نمی آری به مولای زمان دیگر
به چشمانت چو تیری از حسن ابن صباح بادا
زنی طعنه به علمُ حکمت شاه ناصر خسرو
به آن فرزانه دستانت الهی نارسا بادا
تو از کبرُ غرورُ خدعه میدانی چها کردی
به اصل ُ نسل تان روزی گرفتار بلا بادا
همین زور آزمایی بند از بندت جدا سازد
به پشت جاهلُ نادان چو پالان جفا بادا
عزیز مصر گرباشی زآه یعقوبش غافل
بسوزد روح، تا هفتاد پشتت در سما بادا
به مکرُ حیلهُ نیرنگ یقین که دُکترا داری
به شیطانُ عزازیل رهبرُ هم پیشوا بادا
دمی آخر مثال مورچه آسا بال بکشودی
به هفتم خانه ای دوزخ تورا باشد بقا بادا
زفرزندان ماده زاد خود آخر چه میخواهی
ازان دوشیزگان مست یکی بر من روا بادا
نشستی بر سرِ کشتی شکسته، در عقیده خلق
مگر طوفان شود روزی چو این کشتی تبا بادا
ایا ای قاتلُ جانی الا ای خانه ویرانگر
به گوشت آه مظلومان رسد دایم صدا بادا
نمی بینی که ازوحشت قبای تایمنی چاک هست
به قلبُ جگر "داود" سرطان بلا بادا
سید " جعفر"را دیدم به چرسُ بنگ رودارد
شگون بد نمو کرده شود روزش سیاه بادا

حقنگر یمگانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

28 آوريل 23:50, بوسيله ى حقنگر یمگانی

قهر خدا بادا
سید منصور کیانی سرت قهر خدابادا
کُلُفت گردنت را ذولفقار مر تضی بادا
شراب سرخ به رگهایت بجای خون در گردش
تورا دایم خمارش گفت، مدام اندر زِنابادا
سرِ طاعت نمی آری به مولای زمان دیگر
به چشمانت چو تیری از حسن ابن صباح بادا
زنی طعنه به علمُ حکمت شاه ناصر خسرو
به آن فرزانه دستانت الهی نارسا بادا
تو از کبرُ غرورُ خدعه میدانی چها کردی
به اصل ُ نسل تان روزی گرفتار بلا بادا
همین زور آزمایی بند از بندت جدا سازد
به پشت جاهلُ نادان چو پالان جفا بادا
عزیز مصر گرباشی زآه یعقوبش غافل
بسوزد روح، تا هفتاد پشتت در سما بادا
به مکرُ حیلهُ نیرنگ یقین که دُکترا داری
به شیطانُ عزازیل رهبرُ هم پیشوا بادا
دمی آخر مثال مورچه آسا بال بکشودی
به هفتم خانه ای دوزخ تورا باشد بقا بادا
زفرزندان ماده زاد خود آخر چه میخواهی
ازان دوشیزگان مست یکی بر من روا بادا
نشستی بر سرِ کشتی شکسته، در عقیده خلق
مگر طوفان شود روزی چو این کشتی تبا بادا
ایا ای قاتلُ جانی الا ای خانه ویرانگر
به گوشت آه مظلومان رسد دایم صدا بادا
نمی بینی که ازوحشت قبای تایمنی چاک هست
به قلبُ جگر "داود" سرطان بلا بادا
سید " جعفر"را دیدم به چرسُ بنگ رودارد
شگون بد نمو کرده شود روزش سیاه بادا
ندیدم خنده ی اندر لبان نازک " زهرا"
همیشه خشمُگین باشد به غمها مبتلا بادا

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أاز حد وحدود خود تجاوز كردى برايت معلوم فزيكى خواهم كرد زيرا كار وجنايت شما ازهمين سه حلقه درتفاهم هم قرار دارند وجانب مقابل را كه از هالند كفت كه براى ان نيك ئى همكارت وان كسى كى توبه نعوذ وبالله زبانم سوخته باد حضرت رسول كريم ص را بنام سياه كنك ياد ميكنند كه خاك ها بدهنش وأز همان كثافت شنيدم كه بجانب مقابل خود كفت هالند همه دوستان خوب است وبعد هه هه خنده هاى مسخره كفت كه إستاد زنده باشد دانستم كه كدام ادم قابل احترام كه فاعل اين جنايات است ميباشد يرسنده محترم دوست هستى وياهركى ديكر به جكرت كار كرد جانم جهانكير تورنتو

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهانگیر جعلی یاجاسوس سیدمنصور.
هیچ گویی خورده نمی تانی اگرزیادکونت میخاره درکانادا دوستان زیاد استن که بامراجعه به پولیس بااین
تهدید احمقانه ات پیدا وچوب به کونت درون کنند وهم منبع جمعاوری پول که ازکانادا خصوصاازتورنتو
ومونتریال بری منصورجمع وفرستاده میشود رابه بازخاست قانون بکشند.دیگر ازاین گوه ها نخوری
کثافت احمق.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جطور جنائت كاران خلقى مركز توطئه شما كه در هالند تورنتو ويك سكك قديخش بى بينى در كلكرى كشف شديد ؟وحال كونهاى تانرا جرب كنيد واماده جوب خوردن باشئد واكر جند نفر ازين خوش باوران لوده كه اعضاى خانواده اين خانواده است با نيك ئى دوستى وروشنفكر خواهى ازين دشمنان خانواده شان دفاع نكند كه انشأ الله كار شان بى نمك هم شده وبراى شان جندان ارزش هم قائل كسى نيست ولى انها درنسل جوان بى تأثير هم نستند.كه مايه نكرانى ما است .كه من تمام اين هذيان هاى شمارا با نام ومحل سكونت تان كأيى كرده إرسال كرده ام وحالا ازطريق وزارت خارجه وداخله افغانستان منتظر بوليس انتر يول به دروازه هاى خود باشئد ولى يك مردانكى كنيد كه به مدافعهاى فريب خورده خودبه اين خانواده متوصل نشويد واكر خيانت أينها نمى بود وقت كار شما جور بود وحال هم دغدغه بخاطر راه مدهيد كه باتين إسناد انها هم أزشما دفاع كرده نميتواند ومادسته جمعى انها را مهار خاهين كرد.كسى كه درين تورنتو شمارا وبى حرمتى كه به قران نموده ايد تحت نظر كامل دارد جهانكير شمادوستان معلوم الحال من

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اي همو خاندانت را با همين شعر بد أخلاقى وبى تربيكى ات ارزوى روا بودن دختر سيد را دارى وشايد حق هم داشته باشى كه اكر از مادرت سوال كنيد كه ميشود تاريخ وروز اوكور رفتن خودرا با كدام سيد كه شما بوجود امده باشئد بدور از واقعت هم نيست زيرا جندين سال قبل كه موسفيدهاى رباط واسكار والى شتر جنكل از دست مرحوم سيد علا الدين شكايت وجود داشت كه تمام.زنهاى ان دوره را كاركرفته بود واين را إقرار كنيد وما دست أزبد كفتن شما ميكشم وشمارا زيحق تثبيت ميكنم وفعلا تا إقرار ساختن مادرت واين شعر را حواله بين دو ياى زنت نموده طومار بسازيد . جهانكير 

سنگ شکن
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

واه واه ارشاد..........

زفرزندان ماده زاد خود آخر چه میخواهی
ازان دوشیزگان مست یکی بر من روا بادا

کاش یکی نصیب من هم شود.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اين حرف بالايم سنك شكن جان شامل شما هم است وهر كى خواهش روابودن را كند غير از سيد خودش شامل انها است وار خطا نباش زود مهمان دار ميشويد همه تان كه اكر يكى تان را انتر يول كابل خواست بلبل كونه هم فكرانت را افشا ميكنى همان قسميكى در سوير ماركيت از هه هه وخنده فضولانه يكى از قومهايت سر نخ بدست امدو باميانى هويت خودرانيك ئى نميداند وفردا ازهمه هويت ديكرش را إنكار ميكند زيرا زكفتن تا نمودن خيلى دور است. كلو يور باد كردن ازغرور است جهانكير شما تورنتو

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای احمد روشنگر! بادرود و تحیات فراوان، خدمت جنابعالی عرض می گردد اینکه، نظریه یا مشوره ارزنده ی شما که مطابق موازین و ضوابط طریقه ی اسماعیلی در باب فرمانبرداری و اطاعت مرید نسبت به امام عصرفوقاً ارایه شده است،بخصوص طرف صحبت طبقه ی سادات اسماعیلیه می باشد و مطلقاً برای مریدان واقعی وپند پذیر امام آموزنده شمرده میشود؛ ولی درین چند روز منتظر بودم که پیرامون نظریه ی نیک شما طبقه ی سادات یا لا اقل طرفداران و حامیان ایشان تبصره ی ارزنده می کنند، متأسفانه بجز از بگو مگو های زنانگی که هرروزه مانند آن در گوشه و کنار جهان زیاد رخ میدهد و موقعیت طرفداران داعیه دار رهبری و لیدر شیپ جماعت را تا حد خبر چینی تنزل میدهد که فلانی در گوشک تیلفون چنین گفت و فلان نمی دانم از کجا و کجا در تیلفون چنین یاچنان گفت، چیز دیگری دیده نشد.
اما همانطوریکه قبلاً بارها در جواب اینها تذکر داده ام، از آوانیکه امور جامعه ی اسماعیلیه در پهنای گیتی تحت قانون اساسی اسماعیلیه صورت همسانی را بخود گرفت و به رهبری فردی، خانوادگی وموروثی اگر در گوشه وکنار دور افتاده ومنزوی جهان تا به آنروز به نحوی از انحا باقی مانده بود، خاتمه داده شد. گرچه امام مانند اسعد شاه خلیلی ایران به این خانواده نیز مهلت داد تا در خط امام وجماعت قرار گرفته نام نیکی در دنیا و رستگاری در آخرت را نصیب شوند، لکن اینها از لجاجت، خیره سری، تفتین،عُربده، اغوا گری، تحریک عوام الناس جهال و سر انجام از گانگستریزم عریان کار گرفتند. در حالیکه این گونه رفتار خلاف شیوه ی دینداری و روش روحانیت بوده بلکه در واقع تبیین کننده عمل دکانداران دین راکه از زمان معاویه شروع وتا حال تداوم دارد، به نمایش می گذارد. پی آمد منفی این دکانداری دین یا وسیله ی ابزاری ازدین واعتقاد دینی مردم را همه به چشم مشاهده میکنند.
امیر حسین شاه خلیلی پسر شاه خلیلی مبارزه ی خود را بر ضد امامت اسماعیلی اما تحت پوشش و قبای تیزس خوجه ستیزی سمت و سو داده بود، این خانواده نیز عین پالیسی رادر مقابل امامت اسماعیلی اماظاهراً بخاطر فریب عوام الناس در قبال ادارات امامتی راه اندازی کرده است. وقتی امامت اسماعیلی وضع و شرایط کشوری را که پیروانش دران سکنادارند، با قانون اساسی اسماعیلی مساعد تشخیص میدهد، به تاسیس ادارات، نهاد ها و موسسات عدیده امامتی، جماعتی وبشردوستانه مبادرت می ورزد که هدف ازان ترقی وپیشرفت مادی ومعنوی اسماعیلیان ودیگران میباشد. حال ازانجا که بجز خدا، انسان پرفیکت یا کامل نیست، امکان دارد در برخی ازین ادارات کوتاهی، عدم کارآئی و یا هم غفلت در برخی از امور دیده شود، یا اگرکسی خودرا در امر رهبری ولیدر شیپ جامعه ذیحق و سزاوار تشخیص میدهد،یا به ادعای حامیانش حقوق خودرا ضایع شده می پندارد، راه حل یا احقاق حقوق بر پاکردن غوغا، جدل، منازعه، اغوا گری، اتهام، تفتین وتحریک عوام الناس جاهل نیست بلکه نوشتن منطقی و مستدل وهمه جانبه به امام است،زمان ناصر خسرو نیست که رسیدن به امام از محالات باشد بلکه در اثر پیشرفت محیر العقول تکنالوژی میتوان در هر موقع مشکل خودرا با امام در میان گذاشت ودروازه ی امام برای ملاقات سازنده به نفع جماعت همواره باز است. چنانچه امام طی فرمان مفصل حضوری به نمایندگان هر سه گروه موجود آن ایام بشمول دونفرنماینده از خانواده ی نادری ونیز سید سعدی نادری در داکه پائیتخت بنگلادیش بتاریخ 20 نومبر 1987 فرمود: " بعنوان امام، جماعت من باید به قضاوت های من وبه تصمیماتی که من اتخاذ مینمایم معترف باشند. چرا که در امر مذهب تنها قضاوت های من حجت نهایی است و من بهمۀ جماعت خود اطمینان میدهم که همه وقت می توانید برای حل مشکل خود بمن مراجعه نمایید."
ولی این هدایت مصرح،واضح وبدون ابهام که کلیه زوایای زندگی دینی ودُنیوی جماعت رادر کانون توجه قرار میداد، از سوی این خانواده رد گردید. بار دیگر در سال 1983 که امام از پاکستان دیدن میکرد سید ناصر نادری از لندن به کراچی رفت، ودر خواست ملاقات خصوصی را از امام نمود،ولی امام شرط ملاقات را حضور نمایندگان دو گروه دیگر قراردادکه در اثر تلاش همه جانبه ای دفتر مرکزی امام، سید امین که درانهنگام در پاکستان بود به نمایندگی از جماعت خانۀ نخستین، از طرف جماعت حانۀ جدید دوتن محصل به نام های علی احمد و نیک محمد که در پرو گرام درس واعظین در اسماعیلیه ایسو سیشن کراچی درس میخواندند حاضر میگردد. سید ناصر با یکتن از پیروان خود به نام عید محمد، سید امین، علی احمد ونیک محمد درین ملاقات خصوصی حضور رساندند.

درین هنگام، سید ناصر داو طلبانه بحضور امام عرض می دارد که من فرمان بنگله دیش را قبول کرده و عملی میسازم. امام میفرماید:" بسیار خوب. اما فرمان امام همینکه ارشاد میشود، مرید باید بدون تامل ودرنگ آنرا به منصۀ اجرا بگذارد." لکن سید ناصر علل عدم تحقق آنرا مشکلات خود که در زمان جمهوری داود خان و رژیم خلقی در زندان بود، وانمود کرده و متعهد میشود که از هم اکنون بدون کدام تعلل در راه تحقق آن مساعی خود را بکار می اندازد. ضمناً سید ناصر در بارۀ جهت گیری جامعۀ اسماعیلیۀ افغانستان در قبال رژیم کمونیستی و احزاب جهادی اسلامی که در برابر رژیم می جنگیدند، هدایات امام را خواستار می شود. امام میفرماید:" شما مطلقاً باید بیطرف باشید."چون درین هنگام نیروی فرقۀ نظامی سید منصور روبه استحکام میرفت او هوس لایزالی این نیرو واقتداررا در سر می پروراند، لذا به هدایات امام ترتیب اثر نداد، وتحقق فرمان امام در محاق فراموشی سپرده شد. به نظر من اغوا گری کنونی را بجز ناشی از استقرار دوباره ی دکان دین فروشی به چیز دیگری نمی توان حمل کرد. با احترام گل احمد.

احسان
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهانگیر جان! با این پیام تربیت خانوادگی وادبت را نشان دادی، آخر مرد عاقل چیز منطقی بجز از فحش ودشنام بنویس تا عزت وآبروی سید را نبرد، دَو زدن و دشنام دادن از دست هر کوچه وبازاری ساخته است. انسان با سواد ومکتب خوانده آنست که از روی عقل ومنطق جواب طرف را میدهد نه با دشنام گوئی. تو هم شعر به مدح سید منصور اگر قابل مدح است انشاء و مخالفین اورا هجو کن و نقاط ضعف ویا کار های نادرست آنهارا اگر ثبوت کرده می توانی بر ملا ساز، اینست راه مبارزه نه فحش ودشنام دادن.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد !
من نوشته شمارا درمورد تبصره كوجكم بخوانش كرفتم وأنجه كه ازاعماق قلبم نأشى شده بود بدون اغراض خوش بينى ويا بد بينى نقاط نظرم را به سادات عظام عرض كردم كه درهر دور وزمان بتاسى ازباور هاى مذهبى بيش ازيك امام مستقر كه ازجانب امام قبل ازخودش وجود ندارد وأمام نيز ازفزندان ذكور امام باشد جنانجه امام سلطان محمد شاه كبير (ع)ته فرمانى كه فرمود( نوه خودم كريم راكه فرزندفرزندم على سلمان خان است به عوض خودبه عنوان إقاخان جهارم تعين نمودم كه شيعهان مرا بعد ازمن امام ويير باشد) امام سلطان محمدشاه.كه با اين نص سريع اطاعت او براهل شيعه إسماعيليه هم از برادران وبستكان وسائر سادات واجب ميكردد وبه استناد حديث متفق عليه نبى مكرم كه فرمود( مثل اهل والبيت كمثله سفينته نوح ركب نجى تخليفه غرق هلك ليس منى )كه مثال اهل وبيت من مانند كشتى نوح(ع)است كسى كه دران سوار شد نجات يافت وكسى كه مخالفت كرد غرق شد وهلاك شد ونيست ازمن .وحال هم امر اين امام منصوص را كسى كرفت ناجى است وكسى كه نكرفت ولو سيد باشد غرق ميشود ومقام سيادت خودرا ازدست ميدهد. وانطوريكه مورد احترام شيعان است .وبرادران امام وفرزندان امام با سائر سادات مانند سادات كيان ،سنكلاخ . باميان .كنر وهر جاى ديكر ازيك نطفه ييامبراكرم ازبطن مطهر فاطمه (س)وعلى مرتضى (ع)هستند وكوجكترين فرقى ندارند وفرق شان در امريذيرى صاحب امر همان امام حاضر است و در طهارت وتقواى شان .كه به موقع به جماعت خانه روند ودر صف جماعت مانندجماعت دعابريا كند ومال واجبات خودرا به مكى وكامرياى كه ازجانب امام تعين شده بيردازند. واخلاق خانواده عصمت وطهارت را تعقيب كند .ان سيد كه عضو خانواده امام باشد ويا با امام داراى يك نسب دور ويا نزديك كه مخرج مشترك شان فاطمه وعلى ع باشد نورجشمان من است .
أقاى كل احمد اكر نيت شما براين اصول استوار باشد كه درجواب نامه من ارائيه كرده ايد .كه من با ان موافقم .وأما درنامه هاى ماضيه ات كه ابراز كينه ونفرت وتهمت وبرجسب زنى هاى دور ازاخلاق وتربيه دران جا دارداست كه همه سادات را دريك بسترى از امراض جاداده وخشونت هاى كه مولد جامعه أسيب يذير وجنك ديده مانند افغانستان كه جامعه ما نيز ازان متاثر است. وما دفاع مشروع ازخود را كه يك اصل فقى أسلامى است نه تنها رد كرده نميتوانيم بلكه انراوجيبه حمايوى خودميدانيم .مانند قتل هاى كه صورت كرفته وجناب شما يك طرفه وغير عادلانه عقده مندانه وارث كونه مطرح كرده ايد .وعوامل انرا بى انصافانه به بحث نكرفته ايد ونسب سادات را دشمنانه ادعاى يوج نموده تأكيد داشته ايد كه ازاولاده صفوىها است وفكر ميكنيد غير أزشما همه بيسواد اند وهرجه ازنوك قلم نفرت انكيزت تراوش كند انرا بايد قبول كرد .همانطوريكه جرم يك عمل شخصى است به يدربرادر خانواده ارتباط نميكيرد وانتقاد سالم وإصلاحى را نيز كسى أزشما سلب نميتواند.اين يك حقيقت مسلم است كه دربين اين سادات كيان أفرادسالم أنديش امر يذير كه متضرر مادى وكوشه نشين عزلت شده است كه داراى كارفهمى وكذشته روشن نيز است شده اند وهمه را دريك ديد قرار دادن بى عدالتى نيست؟ كه من نه تنها مقالات قبلى ات راموافق نيستم وانرا شديد امحكوم ميكنم برجسب زنباره كى وشرب وغيره را كه خودت نيز صفائى داده نميتوانى وبرف بام جامعه نارسائ افغانستان را بد بينانه به بام يك قوم ونثرادى كه به دروغ ادعاى ارادت داريدمى اندازيد . ودست را بالاى سينه ات بكذار كه جى كلى را به اب داده ايد وجامعه را به كدام ييمانه ازتعصب وافترا ى لايتناهى خود متضرر ساخته ايد وهمين ادعا هاى واهى خودرا به ميزان منتها بدبينى عقده كشائى كرده واين شعر هاى فحش كونه را كه شما ونظرات منفى شما يك كروه فكرى سبب كرديده ايدو فردا جوابكوى اين زلت أقرينى كه درخوردعوام الناس داده ايدكه كفاره انرا مردم فقير وأسير جامعه اقليت بيدفاع مذهبى دربرابر عصيان عصيان كران تاريك أنديش وايس كرا طالب كونه خواهند يرداخت وشما بأ كدام وجدان درزير لحاف ير قو در تورنتو ميخوابيد؟عفوه ميخواهم كه نظريات مغرضانه وجهت كونه ات را انتقاد كردم با احترام (احمدروشنكر)

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

إحسان جان عزيزم حرفيست عام كه ميكويند سختكورا سخن سخت به إصلاح ارد جرك ييراهن فولاد به صابون نرود . من خدمت شما احترامانه وبادرنظر داشت اصول وموازين اخلاق عمل ميكنم وان كسى كه زشت وخواستار هوسها ى واهى شد ناكزير هستم جواب را انرا مانند أدب خودش بدهم ورنه من حق بد كفتن كس را ندارم ومشوره دوستانه شمارا قبول دارم وانرا مييذيرم وإيكاش درجواب سنك شكن وسروركه سيد هم ممكن نباشد از بد كويان خلق وستا ره سرخ انقلاب هستند مينوشتى وحيف است كه يكبار قضاؤت دروجو خودت نيز نيست جهانكير

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای گل احمد !
بخاطر که چند وقت خدمت برایم انجام داده اید نمیخواهم نام اصلی ات را بنویسم واگر از این زیاد شود مجبورم که تو را
افشا. نموده این نویشته های بیاساس مزخرفت را نه بخاطر طرف داری از این وآن بلکه بخاطر وظیفه یک مرید به حضور امام پیش نموده وشما منافقان که در هر دوطرف بخاطر منافع قرار گرفته اید معرفی نمایم .
و بطور نشانه برایت یاداور میشوم که پدری خدا بیامرزد تو را بخاطر همینکارهایت آق نمود .
چون از او کینه بدل داری که نام اورا به خود نام مستعار قرار دادی که همه او را لعنت کند.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای روشنگر! هدف پیام بنده در ارتباط نوشته ی شما روی این ملحوظ بود که سید منصور یا حامیانش روی نکات مثبت نوشته ی شما ونیز از من تامل و غور نموده بجای مبادرت ورزیدن به پیام های فحش و دشنام گونه، علل وعوامل عدم تحقق فرامین امام عصر را که متضمن سعادت دُنیوی و نجات اُخروی پیروان است مورد بحث ومُداقه قرارداده به یک نتیجه ی نیکو ومثبتی برسند.ولی با تأسف که از ورای نوشته ی جناب شما علی الرغم تظاهر به اندرز گوئی و مصلحیت یکنوع طرفداری عریان بر علاوه ی خانواده ی نادری از سید های کیان به چشم می خورد. در ضمن جناب عالی غیب گوئی خودرا بکار انداخته و بنده را خوابیده زیر لحاف پرقو در تورنتو پنداشته است، لذا فهمیده نتوانستم که این غیب گوئی ملهم از تلقینات شیطانی بوده یا تاثیر کدام مواد نشه آور. بهر صورت، اینکه فرموده اید من همه ی سید های کیان را توهین یا نقد کرده ام، نه خیر، من بجز از سید نادر خان وسید منصور که خود را رهبر مذهبی فرقه ی اسماعیلیه در افغانستان عَلم کرده اند، با بقیه سید ها هیچ مشکلی ندارم، زیرا قرار فرموده ی قرآنی" هیچکس جز برای خود کار نمی کند، وهیچ کس گناه دیگری را بر دوش نمی کشد." (الانعام/164) ولی نقد سید نادر خان مشهور به سید کیان( نه سید های کیان) بخاطر آنست که موصوف ضمن دعوی نمایندگی از امامت اسماعیلی ــ طریقه ای که ارزشها و ضوابطش خیر و فلاح انسان وبرد باری وتحمل افکار و عقاید دگران و سخاوت وخدمت به هم نوع وهمزیستی مسالمت آمیز را تشکیل میدهد ــ ونیز مدعی پیشوائی ورهبری دینی عقب مانده ترین، نا آگاه ترین و اقلیت ترین قشر جامعه را داشت، و با سوء استفاده از معتقدات مذهبی همین اقلیت نا آگاه، شمشیر برّانی گردیده بود در دست آل یحی و پیشوای دینی قهاری شده بود برای مریدانش. موصوف سهم بر جسته ی خودرا در قلع وقمع سران مردم مخالف رژیم سفاک سلطنتی با افتخار چنین بیان میکند :" آرزو قل نام از دیر باز با نفری زیادی در آیبک (سمنگان) میباشند و گزمۀ شان نیز تا خرم و سر باغ گردش دارند جهانگیر خان غند مشر و فقیر محمد خان غند مشر را فرمودم ازین نفر موجود هزار سوار جوان ودلاور وشجاع بر گزیده معه اسلحه و یراق وطنی با خود گرفته شبا شب... طرف آیبک عزیمت نماید... و خود من نیز با دو هزار سوار و پیاده طرف آیبک عزیمت نمودم." (تاریخ غریب ص 224) همچنان در سر کوبی ابراهیم بیگ لقی نیز سه هزار تن از عساکر دلاور وجوان خودرا فرستاد که منجر به کشته شدن 50 ـ 40 تن ازین بردگا ن عقیدتی نیز گردید ( تاریخ غریب ص 227) ابراهیم بیگ لقی مبارز آزادیخواه از بیک بودودر سالهای اول دۀ بیست میلادی در رأس سوار کاران ماهر ازبک بر ضد دولت نادر خان ( یعنی پادشاه افغانستان ) می جنگید. دولت با همکاری افراد قبایلی او را مجبور ساخت تا از آب آمو به خاک شوروی عبور کند. وی در آنجا بدست افراد اردوی سرخ افتاده با همکارانش اعدام شد ند.( میر محمد صدیق فرهنگ: افغانستان در پنج قرن اخیر جلد اول قسمت دوم ص۶۰۸ )
حال قهاریت اورا نسبت به مریدان جفادیده و نگون بختش به خوانش می گیریم وی می نویسد: "چونکه طبیعتم متغیر و خراب بود باعث تبدیل هوا تصمیم گرفتم که چند روز در میان جماعت نیک پی گردش نمایم...با معیت خود عازم نیک پی شدم...شنیدم که عقاید و مذاهبهای جدیدی روی کار شده که چنین سوء رفتارو عملیات ناشایسته به هیچ مذهب جایز نبا شد اجرا میشودو ازین خبر ها نها یت متفکر و متحیر شده فرمودم که نفری رفته هرجای که ازین طایفۀ گمراه باشد مردم را براه ها ی نا ثواب دلالت نموده تلقین و ترغیب مینمایند بیاورند... ( چند سط پائین تر ازانها چنین نام میبرد):"نظر بای فیروز شاه شادمان بیگ نیاز علی ملا جمعه و غوله بای و پیوند و زنان شان سیاه موی عرب بیگم زبیده گلشاه... ازین خبر وحشت اثر نهایت اندوهناک و متفکر شدم و بآوردن آنها نفر مقرر نمودم و تمام آن ملحدان را آوردند دانستم که سوء رفتار اینها( یعنی قایل نبودن رتبۀ پیری) بواسطۀ فیروز شاه میباشد که نیاز علی نام مدت بسیار بخانۀ فیروز شاه بود خدمت میکرد( فیروز شاه برادر زادۀ سید گوهر خان بود واز تمام رمز وراز این خانواده آگاه) نهایت ملول و در غضب شده فرمودم که این ملحدان را چوب بسیار زنند و بر روی شان گِل سیاه مالیده و بمرکب ها سوار کردند و بتمامی قریۀ کیان گردانیدند... و بهر منطقه که چنین اشخاص ملحد را می شنیدم خواسته تعدی نموده و جزا میدادم." ( تاریخ غریب نوشته ی سید نادر خان صفحات107 ـ 108) ازانجا که افرا د ناراضی در هر رژیم، مرجعیت وحاکمیت وجود داردو اختلاف آراء یک امر قبول شده و عام است که باید در پرتو گفت و شنید وبر اساس رو حیۀ اخوت اسلامی واصل عدالت و انسانیت حل و فصل شود، آیا آنرا صبغۀ مذهبی وعقیدتی داده و مبارزۀ سیاسی را در شکل فتوای مذهبی مطرح کردن بدور از عدالت وانسانیت نیست؟ آیا چنین عملی خلاف کرامت انسانی و شایسته ی مقام پاک روحانیت وپیشوائی معنوی تلقی نمی گردد؟ آیا چنین انسانی که نقش ژاندارم دربار سفاک آل یحی رادر منطقه ایفامیدارد ودر حوزه ی دینی خلاف ضوابط و قواعد دینی عملی را نسبت به پیروان جفا دیده اش روا میدارد ودر واقع تاریخ خلفای ظالم اموی وعباسی را که مخالفین وناراضیان خودرا بر چسپهای هیبت ناک وترس آور الحاد، ملحد وزندیق زده و فتوای قتل و سر کوب آنهارا صادر میکردند،به یاد نمی آورد؟ پس چنین کسی سزاوار نقد و نکوهش است یا در خور تقدیس؟ موضوع را به قضاوت خودت محول میکنم. در پیام بعدی کارنامه های سید منصور که نقش قدم پدر را تعقیب کرد به خوانش میگیریم.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد !
اول ازلحاظ كميت اكر نظر أندازيم اسماعيليان يك اقليت محض نسبت به سائر مذاهب ديكر است كه در هر شرائط دست نكر ديكران بوده است وبعد ازتحول ثور١٣٥٧شرائط نورمال كشور دكر كون شد كه ازانجمله تعداد از جوانان اسمعيلى به صفوف اردو ويوليس ييوست ودركران تا كران به جبهات مصروف جنك شدند واين سلسله بعد از شش جدى ٥٨ كما كان ادامه داشت وفرقه ٨٠ عرض وجود كردودربسا نقاط كشور به جنك كشانده شدند ودوران حاكميت ال يحي نيز همانكونه بود واكر درهردو مرحله يك اقليت محكوم اكر به بغاوت كرائش كند عواقب انرا جه كونه ارزيابى ميكنيد ؟ واين جزادادن فيروز شاه وشجاع خان ومنوجهر خان موضوع خانوادكى خودشان است كه من به ان كارندارم اكر درنبشته ام درست توجه كرده باشئد هدفم بلند شدن فحش ودشنام از هردو طرف وان هم درسائت إنترنيت طرف تائيد من نبوده ونيست .اينكه ما خودما بدست مخالفين خود سند ارائيه كنيم ودسايس را به أدرسها درخورد بيكانه ها دهيم به نفع كى خواهد بود ؟وتحرير جهل نسب سادات كيان وازنسل صفويها ادعا كردن ايا شرم اور نيست ويس شما ازمن انتظار داريد كه نوشته هاى شمارا مهر تائيد كذارم واين يك حقيقت است كه من سادات راكه مطابق امر امام خودرا وقف كند درجماعت خانه بوقت وزمان حاظر كردد ومال واجبات خودرا به مكى وكامريا مربوطه. تسليم كندوداراى اخلاق حميده عصمت وطهارت باشد ويس جى حق داريم كه حرف هاى ناروا ونا جائز را به ادرس شان كوئيم درحاليكه اكر با امام برادر ونزديك ترين عضو فاميلش بغاوت كند اهميت مقام سيادت خودرا از دست مى دهد ولى ما حق نداريم كه نياكان اورا بد ورد كويم زيرا اين نياكان يك سيد مظلوم سنكلاخ ويا غزنى كيان با اين خانواده امام ازيك نطفه على مرتضى وزهرا أضهر س نيست ؟ وجى فرق دارند جزبه امريذيرى وتقوا ؟. وهمين أشعار ضعيف را به ادرس يك جمعيت با أراجيف ايا شائسته يك نويسنده است ؟ومن اينكه شما را درتورنتوى كانادا درزير لحاف ير قو كفته ام نظر به ادعا هاى كه درين سايت صورت كرفته است .كه اكر در ائنده يعنى ٢٠١٤كدام تحول منفى وايس كرايانه طالبى بوجود ايد وبا اين كل هاى كه همه بشمول شما ومن به اب ميدهيم وهر رنجى راكه اين مردم بيدفاع به ان رو برو كردد عامل ان من وتو نيستيم ؟زيرا من وشماهم ازنوشته ات معلوم است كه بارخودرابمنزل ميرسانيم ويا شايد درهمان مكان امن ذكر شده قرار داشته باشئد وأما منظورم ختم اشتعال اين دودمتعفن فراكير است كه ضررش همه كير است .واينكه ازانتقاد من ناراحت شديد ادامه دهيد ومن به سادات احترامى كه ييامبر اكرم امر فرموده احترام دارم ولى سادات محترم وعظام نيز مسؤليت خودرا درك كنند كه درامر بذيرى نمونه به ديكرانرا باشند وبا اشتباكات خود خودرا خوار وحقير سازند وبدست مخالفين خود شمشير بدهد كه اين شرم اور ترين است ،اكر انتظار داشته باشئد كه من نيز راه ديكران راتعقيب كنم برداشتم ومواصفاتم اجازه انرا نميدهد ،كه حتى طالب واقاى حكمتيار راحرف ضعيف به ادرس شان از زبان خودبيازارم وبس واينكه درمورد من جى قضاؤت داريد به افريدكارم معلوم است كه مردمم را دوست دارم وطرفدار خشونت هيجكاه نبوده ام ونيستم واحتمال دارد كه با اين سايت وداع خواهم كفت واكر به اين كونه ادامه دهيد وشما وجانب مقابلت هردو ازمسابقه عقب نمانيد ( .احمد روشنكر ) 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بینام! تو راست میگوئی بیائید هر دوی ما به دروغگو لعنت بفریستیم. من هرگز در زندگی ام در کنار فاسق و فاجر نبوده ام ونخواهم بود. لطفاً نام اصلی ام را اگر میدانی بنویس تا دیگران نیز با من آشنا شوند. ادعای مشمئز کننده ای کرده ای، زیرا مرید امام کسیست که هرگز از خط امام عدول نمی ورزد. همه پدر هارا " دیدار " بی خبر قیاس نکن که به آدرسش " عاقنامه " نوشته شود. برخی پدر های وجوددارند که تهدید ها و تفتین ها،وعده ووعید های ارباب زرو زور رابه خاک پای پسرانش هم برابر نمی کنند.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

روى تو سياه كل احمد همكى شى دروغ هسته كيهاى ازتو قابل باورنيه

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

تجاوزعریان شوروی در افغانستان موجب شد که قیام های ملی بخصوص جنگ های چریکی در اغلب نقاط کشورشعله ور گردد وعرصه بر رژیم مزدورو قوای متجاوز شوروی روز بروز تنگتر شود، و این وضع رژیم را به سراسیمه گی و دست و پاچگی رساند. لذا رژیم مزدور به جلب و جذب و همکاری افراد و اشخاص با نفوذ، روساء قبایل و طبقات بالایی روحانیت و غیره که دارای یک تعداد نیروی انسانی بودند، خواه در مقابل رژیم میجنگیدند و یا نه، پرداختند. در اثر پیشکش نمودن پول قابل ملا حظه، مقام و ارایۀ قدرت و اقتدارفراوان به سر کردگان متذکره، آنان به ایجاد کندک ها، غند ها و لواهای ملیشۀ مبادرت ورزیده اسلحه، جنگ افزار، مواد لوژستیکی و سایر کمک های مالی به قدر کافی از دولت به دست آوردند.
بزودی ملت بد بخت و محکوم کشور شاهد عرض وجود طبقۀ نو ظهور و خود کامه به نام " تسلیمی ها " و "ملیشه های قومی" گردیدند، که مانند غدۀ سرطان در پیکر جامعۀ افغانی به رشد و نمو پرداخت. چون این طبقۀ تفنگ بدوش بنا به مصالح دولت مزدور به و جود آمده و از صلاحیت و خود مختاری فوق العاده بر خور دار بودند، ازین رو به هیچ قانون و ضوابط اخلاقی و انسانی پابند نبوده و با دست باز عمل میکردند و از انواع تحقیر و اهانت نسبت به ارادۀ ملت و دست اندازی به مال وناموس مردم بیدفاع باک نداشتند. از جمله ی اینها میتوان از عصمت مسلم، سید احمد هراتی، گلم جم و غیره را نام برد.
چون پرستیژ خانواده ی نادری در زمان رژیم داود خان و خلقی ها فوق العاده ضربه خورده و حیثیت آن به صفر تقرب کرده بود، بناءً سید منصور با اغتنام از فرصت پیش آمده همین راه را برگزید ودر خدمت رژیم مزدور قرار گرفت.با تشکیل نظامی فرقه (80) اعادۀ حیثیت نموده توسط نیروی انسانی جوانان جماعت محکوم از منافع رژیم مزدور دفاع کرده و ازانطریق این خانواده را از خطر محو فزیکی نجات داده و از برکت این خدمت گذاری کسب اقتدار نموده و صاحب دم و دستگاه و جاه و جلال گردید. موصوف برتوانمندی،نیرو و تصور لایزال این فرقه آنچنان غرّه میشود و تکبر و انانیت بر او مستولی میگردد که به " شخصیت سازی " و " شخصیت دهی " خود مبادرت میورزد، و در عرصۀ دینی علناً خود را با حسن بن صباح همطراز تصور میکند. موازی با این مانند سازی خود بینانه و دهن پرکن، در عمل نیز تمثیل نقش حسن صباح یا بزعم او " عقاب الموت " را به نمایش می گذاشت. در مر کز فرمان دهی خود در درۀ " کیان " اعمار یک قصر بزرگ و افسانه ای را به نام " آشیانۀ عقاب " – کنایه از قلعۀالموت مرکز فرماندهی حسن صباح – طرح و روی دست گرفت.
پسران اقارب و نزدیکان خودرا به مقام های مهم و پر در آمد گماشت و در آمد عظیم و سرتاسری جامعۀ اسماعیلیه را خرچ پسران، و خانواده ی نادری کرد. پسران و اقارب و نزدیکان او به اتکاء این نظام علاوه از زندگی طفیلی وار زیاده روی های مفتضحانه نسبت به ناموس و عصمت افراد جامعه کردند که قلم از تحریر آن عاجز است. این جنون قدرت گیری جامعۀ بی آزار و فوق العاده اقلیت اسماعیلیه را عملاً در زدو بند های کثیف سیاسی و دسته بندی های نظامی عمیقاً داخل گردانید؛ که در نهایت جامعۀ اسماعیلیۀ افغانستان بر علاوۀ داشتن بر چسپ کمونیستی صبغۀ یک فرقۀ جنگ طلب و چپاولگر را بسان سایر تنظیم های بد نام و رسوای " جهادی " در صحنۀ سیاسی و اجتماعی افغانستان نیز کمایی کرد.در عین حال این جنون قدرت گیری باعث ایجاد محیط خصومت و دشمنی از حد فزونی در بسیاری از مناطق شمال بین جماعت اسماعیلیه و همسایگانش اعم از سنی و شیعه گردید، و در بعضی مواقع منتج به جنگ های خونین نیز شد.
علاوه بر مناطق شمال، در موقعی که جنگ های ضد دولتی از سوی احزاب اسلامی به اوج شدت خود رسیده بود، سربازان و افسران این فرقه نیز در پهلوی قوای دولتی در جنگ های پغمان، میدان شهر، لوگر، گردیز و غیره جاها سهم گرفت و به سر کوبی آنان پرداخت، و این واقعیتی است که هر گز کسی آنرا فراموش نخواهد کرد.
بدین قرار این جنون قدرت گیری در دورۀ از حساس ترین دوره های جامعۀ اسماعیلیۀ افغانستان سر بالا کرد که سخت ترین اثر را در مقدرات فعلی و آیندۀ جامعه بر جای گذاشت، بجای بر گزیدن خط فاصل بین کمونیست های مهاجم و بنیاد گرایان اسلامی، بدون در نظر داشت بیطرفی اسماعیلیه، پو تنسیال و نیروی جامعه را به نفع رژیم ضد ملی که به او اقتدار و قدرت موقتی ارزانی می داشت، بسیج کرد؛ و با جوامع برادر و مردم همجوار داخل نبرد و کار زار شد. در عین زمان به تبانی با احزاب اسلامی سیاسی پرداخت، با آنان خود را طرفدار " جهاد " قلمداد کرد. درقبال کمونیست ها اعمال دورویی خود را مصالحه و کشاندن آنان به جرگۀ رژیم، وا نمود ساخت. و به ائتلاف هاو پیمانهای مقطعی و جناح بندی های ضد منافع مردم اسماعیلیه دست یازید ، مثلاً گاهی نیروی جامعه را در خدمت رژیم دست نشانده قرار داد، زمانی آنرا قربانی بلند پروازی های دوستم کردوجنبش نامتناجس شمال را پی ریخت. وقتی جنبش شمال با احمد شاه مسعود پیمان و ائتلاف جبل السراج را امضا کرد ، از توانایی و قدرت جنبش شمال در راه سقوط دولت داکتر نجیب و تضعیف نفوذ پشتون ها استفاده بعمل آمد، در نتیجه دولت نام نهاد اسلامی دو ماهۀ صبغت الله مجددی در کابل استقرار یافت. پس از صبغت الله قدرت دولتی از طریق ایجاد " شورای حل و عقد " تقلبی به ربانی رسید. جنبش شمال از استقرار دولت ربانی پشتیبانی کرد. زمانی که جنگ بین دولت ربانی و حزب اسلامی گلبدین در کابل شعله ور شد، جنبش شمال به نفع دولت ربانی در مقابل حزب اسلامی داخل جنگ گردید. اما آنگاهی که مطالبات و خواسته های سیاسی جنبش شمال را دولت ربانی نادیده گرفت، جنبش شمال با حزب اسلامی گلبدین طرح اتحاد ریخت و بر ضد دولت ربانی به محاذ آرایی و نبرد پرداخت که بجز از تخریب وحشتنا گ کابل کدام موفقیت دیگردر پی نداشت. درین نبرد لوای ۲۶فرقۀ 80سید منصور درتایمنی به وضع بدی سقوط کرد. این لوا که ظاهراً حافظ مال وناموس جماعت بود ولی فعالیت این لوادر چور وچپاول و بی عصمت ساختن زنان مردم اعم از جماعت وغیرجماعت خلاصه می شد وحتا ملا خان محمد ملای جماعت خانه ی نخستین را که از عملکرد این لواانتقاد کرده بود، به طرز فجیعی به قتل رساند. پس از سقوط این لوا مردم تایمنی نفس راحتی کشیدند. بهمین ترتیب فرقه ی (54) سید منصور در سمنگان که در اثر رفتار کجدار ومریزش با دوستم توسط ازبکان اشغال و جماعتهای که در مرکز سمنگان سکنی بودند مورد چورو چپاول قرار گرفته برخی در منطقه ی کوهستانی پسابند رفته وبعضی هم راه مزاررا در پیش گرفتند.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اشغال کابل از سوی ملیشه های طالبان در سال 1996باعث شد که جنبش شمال تغییر جهت داده، با دشمن سر سخت خود احمد شاه مسعود وارد معامله شود و در نتیجه معاهدۀ نظامی و سیاسی خنجان بین ایشان به امضا رسید.
در ماه اگست ۱۹۹۸، طالبان تهاجم وسیع و گستردۀ را از طریق ولایت باد غیس به صفحات شمال راه اندازی وبسوی پلخمری پیش روی کردند. اما قوای نظامی سید منصور که بار سنگینی بود بر دوش جامعه و به پول جامعه نگهداری شده بود، کوچکترین مقاومتی در قبال طالبان از خود نشان ندادند. گرچه مناطق آنها دارای استحکامات قوی طبیعی بود که اگر یکتعداد افراد با ایمان و یک فرمانده مدبر، لایق و با خرد وجود میداشت، با استفاده از موانع طبیعی و قله های سر بفلک کشیده که هر کدام سنگر تسخیر ناپذیربود میتوانست ماه ها طالبان را مصروف نگهدارد. اما این قوای که صرف بخاطر محافظت خانوادۀ نادری و سرکوب مردم بیدفاع نگهداری شده بود، قبل از رسیدن طالبان به منطقه، همۀ استحکامات و خطوط دفاعی خویشرا ترک گفته و طالبان بدون کدام مقاومت به نقاط سوق الجیشی ایشان مسلط گردیدند. طالبان بعد از تسخیر بدون مقامت پلخمری، کیله گی و دوشی و عازم کیان پایگاه و مر کز تسخیر نا پذیر سلالۀ نادری گردیدند. سید منصور و خانواده اش قبل از رسین طالبان به دره کیان ذریعۀ هلی کوپتری که احمد شاه مسعود برایش فرستاده بود فرارکرد.
در کیان عده ای از راه های کوه و مخفیگاه ها موفق به فرار شدند، اما تعداد دیگر بشمول افراد مُسن و سالخورده، اطفال و زنان که موفق به فرار نشده بودند، در معرض تهدید طالبان قرار گرفتند. طالبان در سه روز اول کشتار عمومی را براه انداختند و بی محابا به هر زنده جانی که حرکت میکرد، فیر کردند. تعداد تلفات انسانی پلخمری ـ کیان رابین 450تا 500 تن بر شمرده اند.
دردرۀ کیان سید منصوربرای آینده خویش مخفیگاه ها و ذخیره گاهای عظیمی در دل کوه ایجاد کرده ودران سلاح و مهمات از حد فزون که از باداران شوروی های شان در کیله گی بجا مانده بود، مواد غذایی فراوان ومواد سوخت و رو غنیات نقلیه باب، ذخیره کرده بودند. همۀ این ذخایر عظیم دست ناخورده در تصرف طالبان در آمد ، آنچه را طالبان از کیان بدست آوردند، برای آنها کاملا مبهوت کننده بود. در طی یک هفته پنج صد نفر مصروف بار کردن اموال "غنیمت اسلامی" بودند،( جریده ی ضرب مومن28 اگست 1998)

بعد از فرار این خانواده، مقدار زیادی آثار قبیحه و علایم شنیعه منجمله عکس های برهنه و سکسی شان با دختران و زنان جوان و فلم های ویدیویی سکسی از محافل عیش و سر گرمی شان بدست طالبان افتید و این آثار و فلم ها بحدی وقیح و بیشرمانه بود که طالبان مخالف هم از نشر و تکثیر آن احساس خجالت کردند و صرف یک قسمت جزیی آن که عبارت از بوتل های شراب رنگارنگ بود ودر جریدۀ اردو زبان پاکستانی ضرب مومن مورخ ۴ سپتمبر ۱۹۹۸ انتشار یافت و در زیر عکس بوتل های شراب بزبان اردو نوشته شده بود:

" افغانستان مین آغاخان کی سب سی بری خلیفه سید منصور نادری کی محل سی بر آمد هونی والی غیر ملکی شراب کی بوتلین." بزرگترین خلیفه ( یعنی نماینده ) آغاخان در افغانستان سید منصور نادری که از اقامتگاهش بوتل های شراب ساخت خارج کشف گردید."

بدین ترتیب این خانوادۀ روحانی نمای هوسران و عوام فریب در طول زمام داری و قدرت نظامی خویش جامعۀ نا آگاه و فاقد معلومات اسماعیلیه را به نام مذهب فریب داد و خود را یکی از عاملین مقتدر مذهب اسماعیلیه در افغانستان جازد به اعمال نا موجهۀ خویش رنگ مذهبی و صبغۀ دینی بخشیدو به مبادی و اصول مذهب اسماعیلیه در افغانستان لطمۀ شدید و ضربۀ کاری وارد آورد.
– مذهبِ که رعایت وظایف دینی، تقوی، فلاح و بهبودی انسان و زندگی صلح آمیز و با حسن نیت را توصیه میدارد – این ادعای دروغین و رسوایی وقیح او به نام مذهب اسماعیلیه در افغانستان تمام شد؛ بیگانگان اورا بعنوان نمایندۀ مقتدر و با صلاحیت امام به جوامع خود معرفی کردند، و به جهانیان چنین نشان دادند که این مذهب، مذهب زنباره و شرابخواره است که در محور آن بجز هرزه گی، فساد، ترور و آدم کشی چیز دیگری راه ندارد.

ولی اگر این "پیر" خود ساخته طرف قرار نمی گرفت، فکر بلند پروازی وجنون قدرت گیری را از مخیله خویش دور میکرد وواقعیت وجودی جامعۀ بی نوا و بی آزار اسماعیلیه را در نظر می گرفت که جمعیت اسماعیلیه در افغانستان یک گروه بسیار اقلیت ناچیزی مذهبی را تشکیل میدهد، که مردم اسماعیلیه از فقیر ترین جامعۀ کشور محسوب میشود، که فیصدی باسوادان آن به دوفیصد هم نمی رسد، که علما و دانشمندان مذهبی آن تقرب به صفر میکند. آیا درانصورت باز هم بجا میبود که یک چنین اقلیت مذهبی ناچیز، فقیرو بیسواد در ترفند های سیاسی و دسته بندی های نظامی در گیر شده همۀ هست و بود خود را روی قماری که برنده ندارد، بگذارد. این چراها و ده ها چراهای دیگر منوط به مردم اسماعیلیه است که از خود سوال کند و قادر بدریافت جواب آن گردد.با احترام گل احمد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اقای گل احمد!
من هم به این حرفت موافقم وبه این چرندهاوجهلیات که از مغز گندیده ات نظربه عقدهئ که داری تراوئش شده لعنت میفرستم.واگر نمیشناسی منظورت از دیدار چیست؟
آقائ با خرد وچیزفهم !
از نویشته های خودت هویدا میگردد که از فرمان مبارک امام سریعاسرکشی نموده اید ودر اینجا سوال مطرح مگردد که امام درکجا ودر کدام فرمان به کدام تاریخ دستور داد که به ادرس این خانواده ویا تمام سادات توهین نماید که من انرا نخواندم.اگر چنین فرمان دردست دارید لطف نموده برایم ارسال نماید که ما هم اگاه شده به شما کاری نداشته باشیم
واگر کدام دستوری از جانب امام نداری پس معلوم میگردد که شما یک مشت خائنین هستید که نه به خدا.پیامبر خداوامام زمان باور داریدونه به انسان وانسانیت .دستور امام زمان چنین کاری که شما انجام میدهید نیست.
پس لطفا مذهب وامام ومردم را بخاطر عقده وکینه توزی شخصی خود مورد استفاده قرار ندهید.شما نه حامی مذهب ونه نماینده امام درین امور ونه وارث مردمهستید. پس به فکر خود وخانواده ئ خودباشید بهتر خواهد بود .ازین کار چی سودئ خواهید برد..................

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

كل احمد جان ديداراكه ميشناسى نيك ئى جان هستى ورنه محمد ديدار بيك خودش مرد با وفائى بود ومحمد ناصر واولاده أش طاهر جان مرد بى إزار است ضررش به كس نرسيده است .وشما نام ما مردم را بد وسأزيد . نيك ئى وال

سید جواد سیغانی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سیمای حسن امیری "سیغانی "درآئینۀ تاریخ

(بخش اول)

حسن جان امیری ،سیغانی یکی از برنامه سازان کینه توز وبد نام " تلویزوین آریا نای افغانستان" بوده که بخاطرحصول چند دالراز ارباب پیشینش ،امروز به حنجره رسای استعمار مبدل شده ودر زادگاه و سرزمین خویش پیوسته "زهر " می پاشد . زهر خصومت، کینه وعقده حقارت،که کراراًملت ستمدیده افغانستان وبهترین نیروهای وطنپرست را آماج خشم قرارداده وبه آتش بازی های سیاسی، ملی و قومی نقش هیزم کش را درحوادث بحرانزای کشورایفا مینماید.

هر گاه به کارنامه های ننگین این عنصرفرومایه وسوابق خانوادگی این انسان نا بکارنگاه شود ، نمیتوان انتظاری اعمالی جزازاین جنس ،از چنین انسان جفاپیشه وماوئیست جلاد وآدمکش داشت.

با معرفی گرفتن اصلیت این رقاصه سیا سی وعوام فریب محیل میتوان پی برد که این "نطفه" در کجا وتوسط چه کسی گره یافته ودرکدام محیط آلوده پرورش یافته وامروز چگونه به حیث یک دانه یی تعفن زا درخدمت دشمان مردم افغانستان قرارگرفته ودرنقش یک شیاد تنها به هدف تغیير مسیرافکار عامه از جریان جنایاتی که درکشوردرجریان است وبرای خاک پاشی وپرده پوشی آن،یک بازی کثیف را درخط منعکس تاریخی به دوران انداخته است.

حسن سیغانی (امیری ) که پدراصلی اش تا کنون درزیرانبارازحدس وگمانها در عشرتسرای سلطنتی ،بی هویت مانده است ظاهراًپسریوسف (کور)میباشد . یو سف کور بنا بر خصایل ویژه وانجام نقش معین جاسوسی به حیث یکی از مهره های کارسازسلطنت درعهدصدارت هاشم جلاد ،به حیث نماینده نظام استبدادی درولسوالی سیغان قرارگرفت ودر کار زارجا سوسی وکشا نیدن مردم ستمدیده با میان به جوخه های اعدام وکوچ های اجباری مردم ودردام کشیدن ومجازات شنیع مردم در زیرچکمه های خونین نظام خون آشام وقت نقش معین داشت . وی درهمدستی با امیران وقت ومجازات مردم ازقبیل تیل داغ نمودن خلایق ، در ولایت با میان افغانستان، بویژه ولسوالی سیغان شهره گردید. بیشترین قربانیان این گرگ خونخوارعبارت بودند از عناصر آگاه وچیز فهم جا معه که یا زنده سربه نیست می گردیدند ویا اینکه در سیاهچالهای نظام خون آشام هاشم خان جلاد درزندان می پو سیدند.از اثرشیطنت وظلم این "کلانتر" (!) ولسوالی سیغان ،مردمان آن ولا، دسته دسته به کوچ های اجباری تن داده و درکویته پاکستان ره می گشودند.باغها،زمینها ورمه های مردم بوسیله این نوکرنظام ،به گونه های متعدد از نزدشان چپاول شده وبرای اراکین بلند پایه سلطنت به کابل ارسال می گردید.

در ازای این خدمات ارزشمند خویش که یوسف( کور) نثارقصرنشینان دربارنمود ،ازطرف درباریان "کنیزه یی" حامله یی به مثابه تحفه ازمیان خوبان یکبارمصرف عشرتسرای سلطنتی برایش ارسال گردید ولحظات بعد این کنیزه در اثر پا فشاری نماینده های سلطنت به عقد نکاح یوسف بای در آمده وبا تعویض نام "امیربی بی " زندگی زنا شوهری میان این دو موجود نا متجانس آهسته آهسته رنگ اختیار نمود وبعد از سپری شدن پنج ماه ازعقد نکاح ، طفلک نا زیبای بنام "حسن جان "در دنیای هستی قدم رنجه فر مود، که مهُرونشانی اراکین نظام وقت را در پیشانی خویش به نمایان کشیده وتا کنون واضحأ این نشان حرام را درجبین دارد.

یوسف کورباخاک پاشی گناهان قصرنشین وپوشش این شرم عیان ، بیشترمورد تفقد در باریان واقع گردید ولقب "سناتور"آن دیار را از آن خود نمود.وی با تغيیر نام از یوسف (کور) به یوسف( سیغانی) چهره بدل کرد؛ اما درنزد مردم شجاع وغیرتمند آن وادی هرگز از موقف یک "دلال " ذلیل بر نتابید.

در لحظا تیکه اعلی حضرت هما یونی محمد ظاهرشاه در تخت سلطنت قد می کشید وشوق سفر به تفرجگاهها وشکارگاهها می کرد؛ همگام با آن یوسف سنا تور نیز با آما دگی کامل ومشایعت کمنظیر ودلفریب شاه ، آهو بره های نا زنینی را بنام های (رخشانه جان) ،(نادیه جان )و(لطیفه جان )، که از حصول این عقدحرام بدست آورده بود طورسخا وتمندانه برای ولینعمت خویش تقدیم نموده وپیوسته دل نازک اورا بدست می آورد. در گشایش این باب، پدریوسف کور نیز به نام "میرشکار "ملقب گردید ودر رکاب شاه جوان مجموعه یی زمینه های تفریحی وخوش گذرانی آن را فراهم مینمودند. سطح عمیق این دلربای های مهمان نوا زانه آنقدر دهن شاه را شرین نموده بود که این شاه تشنه، به عشق آهو بره های یوسف سناتور ، عازم دیاردره "هاجر" شده ودست از انتقام آهوهای بیگناه درکوه های سر به فلک هاجر برنمی کشید ،که بسیاری ها، لکه های خونین آهوان بیگناه اصلی را در دا مان آلوده "آهو بره های "یوسف(کور) می نگریستند.

گفتیم زمانیکه حسن مشهور به امیری سیغانی دیده به جهان گشود وپا به مکتب گذاشت، طعنه های همقطاران خویش را نسبت به چگونگی ازدواج مادرش وفقدان پدراصلی خود پیوسته با گوشت وپوست خویش حس نموده وهمینجا بود که عقده های حقارت تن وروح آن جوان را درهم پیچا نیده وآن را پالایش میداد.

حسن سیغانی با کاوش وپی بردن اسرار ازدواج مادرش با مرد نا شناسی مثل یو سف که بعد از تشکیل جنین در رحم صورت گرفته بود پی برده وبا تو جه به رهیا بی طبیعی ووابستگی به ذات اصلی ،منبعد با توجه به اسم مادرش که" امیر بی بی "نام داشت ،به امیری ملقب گردید.

شنیدن افسانه های ترا ژیک این داستان غم انگیز پیو سته روح وی را آماج قرار داده وحس کینه را در وجو دش پرورش میداد.هکذا برای فرونشاندن فوران این آتش بغض وکینه ، حسن امیری راه سا زمان جهنمی ما ئویستی را بر گزید ودر پا داش آن به (عاق) پدرمواجه گردید واین نفتی بود که با لای آتش انداخته شده وامواج جنون بیش از پیش در بدنش راه بازکرد، تا اینکه این عنصر عصیانگر وانتقامجو وظیفه آلوده ساختن میوه با زهر وزهری ساختن مخازن آب، تیزاب پاشی بر رخسار دختران جوان را در شهر کابل برگزید وصدها قربانی را دراین را بجا گذاشت.

در وابستگی با سا زمان خون آشام ما ئویستی وبرای انجام ما موریت های جنا یتکارانه ،حسن امیری بسوی منا طق کوهستان ره گشود وبا غلام حضرت که در آن زمان از یا غیان آن دیار بود همنواشده ودرنزدیکی با ملک طاهر همجنس باز والماس قره باغی در بسا قتل ها،آشوب ها وسرقتها مشارکت داشت .

حسن امیری که دوره های نوجوانی خویش را درآغوش (غلام کور )سپری نمود، در ایام جوانی دست به حصول بدهکاری های خویش زده ودر محیط زیست خویش واقع کا رته پروان کا بل ،با عث ازیت دختران مکاتب می شد که لاجرم به یورش یکی از همسا یگان باغرور وجسورکا رته پروان مواجه شده وداغ های چاقو را بر سرین خویش به یاد گارکشید!

سید سرورشاه

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

هیولای امروز

این هیولایی که بینی این زمان """" نام خود بنهاده منصور کیان
خون مردُم ریخته رهبر شده """" او نه رهبر بلکه درد سرشده
از ترورُ از دروغ قتلُ خون """"" روزروشن پیش چشمش نیلگون
رفته رفته کار او آنجا رسید """"" تیغ را در روی عالیجا کشید
یا اللهی ده نجات از شر او """"" تا شود مردُم خلاص از زهراو
او مثال مار باشد در کمین """"" مارُ گژدُم عادتش باشد چنین
حیلهُ نیرنگ او سالهای سال """"" جیب خود پُرکرده از مالُ منال
ازچه نیرنگ بدست آورده پول """"" پیر گفته پیش مردُم آن جهول
گر کسی پرسان نموده از قضا """" از ره اخلاصُ تسلیمُ رضا
او دیگر پدرود گفته این جهان """"" تا دیگر مردُم نفهمد راز آن
درگذشته هرچه بود بگذشت آن """"" ماشکایت داریم حاضراین زمان
این چه شوراست که نو برپاشده """" قد علم بر دفتر مولا شده
این نه تهمت بلکه باشد چشم دید """" شیوه کارش شده مثل یزید
سالها کرده خطاب پیشواه ُ پیر """" حمله کرده جانب کونسل دلیر
کس نداند پرتو نور مبین .. """"" وقت خود ضایع نماید اینچنین
آب دریا کم نگردد با سبو .. """"" چشم نا بینا نه بیند آب رُو
حُب دنیا از خدا غافل کند """"" پیروی از کار عزازیل کند
سر بپیچد از اَوامیر امام .. """"" در پی تخریب باشد صبحُ شام
فکرُ ذکرش در اُمور دنیوی .. """"" جاه طلب افراد نماید پیروی
شیخُ ارباب داروغهُ مولوی """"" بی بصر دارند اورا پیروی
پول قارون قدرتِ فرعون چه شد """ چند روز خوش بودند نابود شد
این نباشد قدرتش بیشتر ازان """" قتلُ غارت کرده بیش ازفرعونیان

آنلاین : شرشیطان کم نمایی

سنگ شکن
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در وصف سید منصور

این نه انسان، بلکه یک گاو نراست
راست گویم، او ز حیوان بد تراست
شاخها باشد اورا از کبر و غرور
حمکت او منحصر در قتل و چور
بی خبر از مذهب و ایمان و دین
24 ساعت نشه باشد آن لعین
قتل و کشتار بهر اواست افتخار
دین و مذهب صرف از روی شعار
مرگ براین مرد پر از کبر وکین
زنده باد آن دختران نازنین

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى سنك شكن زمانيكه خرد سن بوديد والده محترم ونيك طينت خودت همين نوع برخورد را با يك موسفيد سيد وكلان يك خانواده به شما توصيه كرده بود ؟فكر كنم نه وازاولاد خودت با جنين نوع نكرش وادب جى أميدى بفرداى شان داريد؟واكر تثبيت شديد همين شعر را زشتر به ادرست كدام انسان مانندخودت سرايد بكدام اندازه منقليب خواهيد شد؟واكر كدام ظلم مشهود برايت رسيده كه من ازان واقف نيستم .انرا واضع به داد كاه جرا معروض نمى كردى ؟واكر يك لحظه با خود محاسبه نمائيد كه كار خوب انجام داده ايد ويا بد إنكاه قانع خواهيد شد .زيرا يك عالم حقوق را براين باور است كه كار سالم وشفاف انست كه بعد ازانجامش أحسا س آرامش كنيم وكار زشت وقبيح انست كه بعد از عملش إحساس خجلت نمائيم .وازمن يك نصيحت بود وان بستكى بطرزرشد فكرى شمادارد .فريدون قشلاقى

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى فريدون سلام .
ممكن شما كدام سيد وسردار باشئد زيرا وقتى كه من همين نظر شمارا خواندم از جواب هاى زشتم نادم شدم كه خود را هم سطح سنك شكن وكل احمد سازم ونظرات دانشمندانه وعلمى روشنكر صاحب را نيز معتبر والكوى زندكى ام قرار ميدهم ومطابق به ان خودرا عيار ميسا زم جهانكير ازتورنتو

سنگ شکن
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای قشلاقی از نصیحت های دوستانۀ تان جهان سپاس. آنقدر انسان بی تربیه و نامودب هم نیستم که تو فکر میکنی. اگر متوجه شده باشی حتی به پاسخ دشنام دیگران خاموشی اختیار میکنم زیرا میدانم که آنها از نادانی این دشنام هارا برایم میدهند ولی سوال اینجاست که چرا سید منصور را دشنام میدهم با وجود که درین بحث مخاطب مستقیم نیست. زیرا معتقدم که سید منصور وخانواده سفاکش سالهای سال، با پول، زندگی، سرنوشت، حتی ناموس و مذهب مردم بازی کرده اند و افشا کردن هویت اصلی آنها عبادت شمرده میشود زیرا این دقیقاً آنها کسانی اند که مخالف اسلام و انسان است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى سنك شكن !
جهان امروزى از انكشا فات سائنس وتكنالوجى بيك دهكده كوجك مبدل شده است ومن نظريه احمد روشنكر را بدقت مطالعه كردم كه مسوليت يكدست به دست ديكر ارتباط نمى كيرد واين خانواده رادر مجموع جنين منفى فكر نمودن به ان با ورمند نيستم زيرا تا جائكه معلومات دقيق دارم هستند كسانيكه با طرز برداشت شما زمين تا اسمان فرق دارد ومن مانند خودت تاريك أنديش نيستم وميزان جهان بينى مدرن دنيا را محدود وازيك زاويه نمى بيند اكربامنطق هستيد ازين فكر ها بدر شو ومطابق حكم وجدانت اكر اسمعيلى هستيد نظريات وجهان بينى امام را مورد مطالعه قرار دهيد ومن بتو توصيه نكرده ام كه كسى را دشنام مدهيد وان مربوط به تربيه جناب خودت است اكر فائده دارد ادامه دهيد قشلاقى

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى جهانكير جان !
من تمام جواباتها ى شمارا خواندم ازينكه نصيحت مراقبول نموديد أزشما تشكر وأمامن هر كه باشم ضرور به معرفى نيست ولى يك نظر ديكر نيز برايت دارم وان اينكه درين سائت ها هركه مينويسد بدون اينكه هوئت ان معلوم شود ولى حدس وكمان ها غالبا إنسانرا به بيراهه ميكشاند وبسيار انسانها بيك اطلاع غلط كشته شده كه كناه ان دراخرت بكردن اطلاع دهنده است وبعد ثواب اخرت شما جيست ؟درصورتيكه غلط واشتباه حدس زده باشئد بكذاريد هركى را به فعل واعمالش .واضافه ازين خود دانيد فريدون قشلاقى

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى فريدون سلام
من خو نصيحت شمارا قبول دارم نديدي كه كه اين كل احمد نيك ئى ازاصلاح نيست ومن اين ادم را شناخته ام او در تورنتو نيست همكارانش در تورنتو است دوستان ازالند أنشب تيليفونى لست اين جنائت كارمردم را روان مميكند وامروز همان كسى كه در تيليفون كه كشف كردم رنك رويش خراب بود سر نخ بدست است غم نخوركار شان جور است مكر ازين سائت كريختند ده فس بوك سيل كن جهانكير

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقایون سنگ شکن.سیدسرورشاه.وحقنگریمگانی!
شما بااین اشعاررسای تان لرزه برپیکر اهریمن کیان افکنده اید .این بت کبر وغرور وتزویر چه خوب
میریزدوآب میشود.
صدای اسمعیلیان اصیل همچوشمارارساورساترمیخواهم.

نوروز

سنگتراش
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

به پندار من, آقای سید منصور هر گاه در جا معه سنتی ا فغا نستان یک کوه نه بلکه یک کوهپا یه است وی در قلوب ملت خود جا یا فته است ,شما امینی های جلاد وآدم کش که کثا فات تان تمامی کشور را پو شا نیده است یک راه دارید تا مثل بادار تان امین جلاد ,قلوب مردم را باز ووی را از درون آن بیرون نماییند.لطفا به ویدیو کلیپ های منتشره سایت آریائی مراجه نموده وبا دیدن سیل خروشان مردم به دور آن مرد روحانی وخدمت گزار جا معه نتیجه بگیرید.شما باشعر نه بلکه با وسایل عملیات وجراحی سینه های مردم میتوانید به عظمت اجتماعی وی پا یان ببخشید.ودرین عملیه باید ملیون ها انسانرا به قر بانی گرفت.وی از آزمون پیروزمند جا معه مو فقانه سرکشیده است وبه یک درخت ریشه دار مبدل شده است .تبلیغات واتها مات بی مایه ,بر بلندی های وی افزود خواهد کرد.امروز جا معه در خط مقدم هیو لای وحشتناک طا لب وحزب خو نخوار گلبدین وآی اس آی قرار دارد اگر مهر وطن بر دل دارید بگذار اول با این لشکر وحش مبارزه قلمی نمود ,سپس با دشمنان شخصی تان .باید او لا جلو این سیلاب واین طو فان را گرفت قر بانم!
قدرت سید منصور قدرت جا معه وتضمینی معتبر برای صلح است .یکبار دوران وی را با دوره یی دزدان وغارتگران مقا یسه نموده در می یا بید که وی چگونه یک انسان بود واست,وآنگاه با ضمیرروشن ووجدان سالم قضاوت خواهیندکرد!
والسلام

نوروز
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سنگتراش جان!
درجواب نوشته بی مسمای تان که به یک نامه عاشقانه میماندبه منصورتایک نوشته منطقی بایدگفت.
این شعرکهنه خلقی ها وامینی ها وفلانی ها سالهاست که دیگرنه خریداری دارد ونه مبرمیتی دران است وبایگانی شده است .مسله سیدنادرخان کیانی وپسران (حالاباید نواسه هارانیزعلاوه نمود)مسله ایست کاملا مربوط ومنوط
به جامعه اسماعیلیه افغانستان.همه منتقدان این خاندان شیاد که مینویسند ازاین زوایه به آن نگاه میکنند.
ماجامعه اسماعیلیه افغانستان با خاندان ظالم وتبه کارکیانی مشکل دیرینه تاریخی -اجتماعی -مذهبی وانسانی داریم
ریشه این مشکل برمیگردد به آغازنفوذو جاگزینی انها درکیان.
ازآن زمان تاکنون این خانواده باتمامی حیله ونیرنگ درپی غصب زمین مردم .مواشی مردم پول مردم حتی فرش
مردم .زیورات مردم بوده وهرچه که اندکی ارزش داشت ازخانه وکاشانه مردم به هزاران حیله ونیرنگ جمع وبه کیان انتقال میافت .خاندان کیان به این هم بسنده نکرده ازمرده ها هم باج میگرفتند که من وارد جزییات آن نمیشوم.
درنتیجه این خاندان صاحب تمولی شدند که درزمان ظاهرشاه وداودخان به احتمال زیاداولین ثروتمند وزمیندار
وملاک افغانستان به شمارمیرفتند.خاندان نادرخان کیانی اندک اندک ساحه اسایش ورهایش اش را ازدره کیان ومنطقه اسمعیلیه نشین توسعه دادو به دیگرمناطق افغانستان کشانید.بطورمثال :
تفرجگاه ها درولایت توریستی بامیان(آنزمان ها توریست های بیشماری ازاقصا نقاط دنیا به دیدن جاهای دیدنی
بامیان وخاصتا بودا ها ومغاره های ان که ازعجایب زمان محسوب میشد می امدند).
تفرجگاه وقصربزرگ درپغمان که بیشتر محل بودوباش تابستانی سید نادرخان واولاده بود.واین برعلاوه قصر های
متعددی دارالامان بود.قصرهای چندگانه درجلال آباد.خاندان نادرخان برای فرار از سرما وبرف زمستان ها را کنار درختان نارنج ولیمومیگذشتاندند.
قصر های کندزکه بیشتر مورد بیزنیسی وتجاری و اهمیت سیاسی داشت وهم برای تحت نظرداشتن جماعت اسمعیلیه خاناباد وخود ولایت کندزکه یکی ازولایات زرخیز افغانستان به شمارمیرفت بود.که اهمیت آن ولایت
کاررا به خویشاوندی با یکی ازسرشناس ترین خاندان پشتون آن ولایت کشانید .یعنی دختر لوی خان کندزی را خواستگاری وبعدازجنجال های زیاد ومصارف سرسام آورکه داستان های زیادآفرید لوی خان به این وصلت تن داد واما مناسبات هیچگاهی بین آنان بهبودنیافت.(اینکه پسران نادرخان پشتون هاراماما میگویند ریشه دران وصلت دارد.خصوصا ازاین پالیسی عبدالعیاث خان پشتون پل کنده سنگ استفاده های زیادی برد.که منصور همیشه اوراازخودبه جلوراه میداد ووقتی بلند شدن چپن اش رابه شانه اش میگذاشت ومیگفت اش ماما.)
به این ها هم بسنده نکردند درکابل زمان شاه دوهوتل بزرگتر درمقیاس آنزمان بنام های الفت هوتل وهمایون
هوتل زذندکه عایدسرشاری نصیب شان میگشت.که بعدهاهردوهوتل رافروختندیکی رابه تجارمحل والفت هوتل
رابه وزارت تعلیم وتربیه که حالا هم درجنب تعمیر اصلی وزارت تعلیم وتربیه قراردارد.
این پیشوایان قلابی مذهبی همیشه درفکر جمع آوری ثروت بودند ودرسالهای بعد که وضع رایکمقداربه نفع
ندیدند شروع کردند به انتقال پول به خارج.که سیدناصر وپسرش سید همایون ودیگران درلندن قرارگاه گرفتند
وبه سرمایه گذاری ها ی بزرگ دست زدند.(که بعضا گفته میشود این خاندان درمجتمع جهانشمول
لکشمی میتال که یکی ازبزرگترین صنعت چندین ملیاردی دنیااست سهامدار قابل ملاحظه آن میباشد.)
سیدمنصور تمامی مردم اسمعیلیه افغانستان راقربان جاه طلی ها وخودخواهی ها وبلندپروازی های خود نمودکه
اوج ان بدست گرفتن ولایت بغلان تشکیل فرقه هشتاد ومفرزه ها خورد وکوچک خاد وبدست آوردن
رتبه جنرالی خاد وعضویت کی جی بی ورفت وآمد هرهفته به دوشنبه وتاجکستان وماسکو وعضویت
به لصطلاح شورای انقلابی رژیم آنوقت وغیره مثال های است ناتمام........
تمامی آن ثروت های بادآورده را به دالرامریکایی تبدیل وهرروزه به بانکهای لندن انتقال میداد که برادر
بزرگ وبرادرزادگان مانند عقربه ساعت درکار وپیشه گرداندن سرمایه ها آرامی نداشتند.
آقای منصور وپسران وخانواده آنقدرظالم وبی انصاف وبی رحم بودند که نه به سربازان وافسران معاش
میدادند ونه غله گی وحتی اعاشه واباطه راهم بدوش خود آنها گذاشته بود.ازالبسه عسکری خبری نبود از
بوت عسکری خبری نبود.هرانسان آگاه وبااحساسی که به حال ان خدایی خدمتگاران که جان های شانرا
هرروز ازدست میدادند تا خاندان کیان مقتدرترازپیش باشد اشک میریخت.
بااین همه مردم فداکاروازخودگذشته آنگاهیکه زمان آزمون رسید یعنی درزمان جنگ هاباشورای نظار
وبعدها هجوم طالبان خون آشام منصوروخانواده بااستفاده ازهیلیوکوپتر خودرابه ترمذ ازبکستان رسانیدندو
مردم رابه چنگ اهریمن دیگری بنام طالب رهاکردند که عده ای زیادی مردم ما وحشیانه قتل عام شدند.
وتا سقوط طالبان منصوروخانواده به عیش وعشرت وباده گساری وزنبارگی درتاجکستان وازبکستان وماسکو
غرق بودند وبعد ازسقوط طالبان دوباره به وطن برگشتندوحالا به جای یک نفرسه نفر درپارلمان دارندو
حزبی ساخته اند وبیزنس هاراه انداخته اند مسجدی رادررقابت باجماعت خانه های ما اعمارنموده وشبانه
روزی درپی تخریب جماعت خانه ها ونهادها امامتی و کارهای خیررسانی وسازندگی نهادها امامتی اند.
همه روزه خود ومزدورانش به تخریت برادران خواجه اسماعیلی به عناوین مختلف میپردازند.باتخریب
خواجه ها امام زمان راونهادهای امام زمان راوطریقه رانشانه گرفته اندکه همه باید هوشیارآگاه وبیدار
بودواین خانواده که هزاربارازآزمون ناکام بدرشده اندرانباید آزمود.
تشکر
ادامه درآینده

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

عجب داستانى را درين سايت ميبينم !
دوستان عزيز من يكى از مردمان تخار شهر تا لقانم وازلحاظ مذهبى سنى حنيفى هستم ومن نيز كيهاى در مورد سيدكيان ومريدانش شنيده بودم ومن نيز اين قوم را كافر ميدانستم ولى ازقضا تخار بدست شوراى نظار اقتيد وما اواره ومهاجر شديم واز وكيل محمد نظر بيك تا لقانى يك خط اوردم براى سيد منصور أغا وقتى كه خط را برايش فرستادم بنام أرباب ثنا يك نفر اعتمادى أش مر ادر كلوب معدن خواست خود أغا از جاى خود ايستاد شد أحوال وكيل را ازمن سوال كرد ومن مريضى اورا قصه كردم نان خواست وبعد به فرقه ٨٠به امير سياسى خود زنك زد كه يك نفر را روان ميكنم مشكل اورا حل كنيد به خداوندقسم كه امر سياسى مرا در فرقه هدايت داد كه تنظيم شوم يك بلاك را دركيله كى به اختيارم قرار داد وازان روز تاسقوط شان من در فرقه بودم ومن انهارا مردم حق شناس وخدا جو يافتم وهمين حالا در سويدن زندكى دارم اكر ميخواهيد تيلفون خودرا براى تان نوشته ميكنم كه بأمن ميتوانيد در تماس شويد وحرف هاى ضعيف شمارا رد ميكنم وقراريكه اين جرو بحث ها را خواندم كه اكثريت برادران قوم نيك ئى هستند واين سخت ناجوانى است كه در وقت كه همه به خارج امديم كذشته را فراموش كنم ومن دران وقت كه در فرقه٨٠بودم نا صر خان معاون فرقه وغلام حيدر رئس اركان بود وهمه قدرت ييش برادران نيك ئى بود وقوماندان فرقه كه همو امير سياسى بود مانند يك برادر با ما مهربان بود معاش واعاشه وحتى بخشيشي ما به وقت وزمان ميرسيد وانجينر معراج مدير لوجستيك بود مشكل تراشى ميكرد وادم مغرور وظالم بود وقتى كه يئش امير سياسى ميرفتم واورا سخت ميكفت ومشكل مارا حل ميكرد وقوماندان صاحب عمومى وداكتر صاحب همه مردم خوب بودند وحال كه اين كيهاهارا ميشنوم همان قصه هاى دروغ يادم مى ايد در تخار شنيده بودم و اكر سوال داشتيد من ادرس خودرا نيز ميدهم ونام بدلى خاصيت زنان است( عبد الغفار تا لقانى ) 

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادر تالقانی! بخاطر کمک های که سید منصور برایت کرده حق داری از او تعریف نمایی زیرا آنگونه که از سخنانت هویداست برایت خانه و دیگر امکانات را فراهم نموده است. سید منصور به اصطلاح مشهور "دوست کش و بیگانه پرور بود". او با دیگران بسیار با مهربانی رفتار میکرد و مریدانش را برابر سگ هم اهمیت نمیداد. تعجب میکنم باوجود اینکه او را از نزدیک میشناسی چگونه از جنایات او بیخبر مانده ای. برادر، کوشش مکن دیگران را فقط به این خاطر که سید منصور به خودت کمک کرده است دروغ گو معرفی نمایی . اینقدر مردم همه دیوانه نیستند که به یک انسان خوب به ناحق تهمت بزنند. امید وارم در مورد سخنان مخالفان سید منصور نیز کمی درنگ نمایی و بعدا قضاوت کنی

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادد محترم باميانى صاحب احترام تقديم است وخدمت شما بعرض ميرسانم كه درانوقت جنرال صاحب ناصر خان كه معاون فرقه بود وازطرف شب قطعات مركزى را كنترول ميكرد وشب ديكر جنرال صاحب محمد حيدر خان رئس اركان فرقه كه نوبت او ميرسيد هردو بسيار نزديك ازلحاظ قومى هم بودند جنرال صاحب ناصر خان ازيايش تكليف داشت وهردو شخصيت خوب بود وبه اين خانواده سخت احترام داشتند وقوماندان فرقه جنرال صاحب سيدظاهر أغا بود ودرجلسه هاى قراركاه منصبداران را امر ميكرد كه شما وظيفه داريد كه درغياب من معاون فرقه ومخصوصا ريس اركان امرش مانند امر من است ومن دران وقت إحساس ميكردم كه رئس اركان را سخت دوست داشت ولى حال صادقانه مطرح كرديد انجينر معراج مدير لوجستيك هم با قوماندان وهم بأهمه مخالفت داشت ورايور قوماندان را هر روز به أغا صاحب ميداد ومن فكر ميكردم كه اكر قوماندان فرقه نباشد اين معراج همه را خراب ميسازد وبأوركنيد كه من همين سه نفر ئكه دايم درفرقه بودند ومردم را دوست داشتندووقتى كه قوماندان فرقه مزار تبديل شد وجنرال سيد غيبى شاه أغا سر يرست شد كه معراج درولايت بود وازامر سيد منصور اغاكرده مردم ازامر معراج خوف داشت كه شيطان بود وأهسته اهسته در فرقه كروهاى جهادى نهضت يار حزب أسلامى در فرقه أمد كه ناصر هم وجنرال صاحب حيدر خان هم تبديل شدند ومن ده سال درين فرقه بودم دروغ نمى كويم وضرورت هم ندارم وفعلا دريك كشور اروياى زندكى دارم واكر شما قوم جنرال صاحب حيدر خان باشئد قصه مرا ازانها سوال كنيد وبدكفتن وبى ياسى بسيار بد است ودروقت مقاومت درخواجه بها الدين خدمت مولوى افغان وسيدغيبى شاه را وسيد علاالدين أغا برادر قوماندان صاحب عمو مى را انجام داده ام ومن از اين مردم خاطره نيك دارم ودر هر جاى باشم احترام دارم وفراموشم نميشود اكر ما سنى هم هستيم ييش اين مردم تعصب مزهبى وجود نداشت .ور شهر يلخمرى ازوطن داران خان ابادى ما يكان شكايت وجود داشت واكر دكير قوماندان كارنيزيون كه نواسه اغاصاحب سيد منصور وجزاي شانرا ميداد ومن غير ازمعراج ازهيج كس خاطره بد ندارم وجنرال حيدر خان را سخت دوست دارم كه اكر قوماندان نميبود مرا حمايت ميكرد خانه همه شان اباد باشدغريب ازار نبودند . مهاجرين كابل را دروقت حكومت طالبان خدمت كردند وازان مردم سوال شود كه من راست ميكويم ويا دروغ ومن اخرت خودرا ازييمبر بزرك وجها ريا كبار ميخواهم نه ازديكر كس ولى تهمت نمىتوانم با احترام (عبدالغفار تا لقانى ) 

سنگ شکن

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منصور تو خار بوستانی
سیه رو، بی حیا و بی زبانی

ز دستت گر سخن گفتن نیاید
چرا کشته و مرده پارلمانی

به نیرنگ و جفا و ظلم و بیداد
مخور غصه که فرعون زمانی

خدارا حیرتم با این گونه خلقت
بصورت آدم و سیرت حیوانی

مراد سنگ شکن از حق همینست
خدایا عادل و گر مهربانی

جسد لززنده بینم برچوبه ی دار
به حلق آویخته باشد ریسمانی

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

Long live Mr. Sang Shekan. You are not less than Sayed Nadir. Keep it up

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من ازشعرهاى مزخرف سنك شكن كه با اين اراجيفش سر و. زير خودرا شكستانده ميرود ببينيم كه كه ازين سر شكنى به كفتن سر ماران أفعى كه دروجود جوانان خوابيده است به جى نتيجه ميرسد ؟ 

احمدی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مباحثات فوق را خواندم و خواستم من هم واقعه را که از زبان یکی از دوستانم شنیدم درین جا بیان کنم. واقعه ازین قرار است که وقتیکه طالبان از بغلان شکست خورد سید جعفر دوباره به کیان برگشت. سید جعفر از غرور سراز پا نمیشناخت. زیرا تعداد کثیر مردم بدور او جمع شده بودند و حاضر بودند که تا دم مرگ با طالبان جنگ نمایند.از جانب دیگر امریکای ها کمک های مالی و تسلیحاتی بی دریغ مینمودند. سید جعفر در یک محفل که ده ها نفر حاضر بوده چنین گفته است "اینبار دیگر شکست نمیخوریم زیرا امام خودش کمرم را بسته و بمن گفته است که اهر دنیا را هم بخواهی میتوانی تسخیر کنی". دیری نگذشت که از طرف مردم اندرابی ها شکست خود.

سید سرورشاه

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

عاجز شدن شیطان از سید منصور

اگرگویم که شیطان است مشهور----- اورا استاد بود سید منصور
اگرگویم که شیطان گشته پنهان ----- ورا یابی پیش منصور کیان
اگرگویم که شیطان گشته بیکار ----- ورااست جانشین منصورغدار
اگرپرسی که شیطان است نالان ----- سید منصورنمود اورا پریشان
اگرپرسی که شیطان گشته حیران---- پریشان کرده است منصورکیان
اگرپرسی که شیطان درخطرشد ----- سید منصورزکارهایش خبرشد
پریشان گشته است بیچاره شیطان---- گرفته منصبش منصور کیان
ازان روز که این دنیا بنا شد ------ عزازیل منکر (آدم حوا) شد
زمان (نوح) بود نام او کنعان ------ (خلیل الله) را نمرود به دوران
بیامد (حضرت موسی) درین دهر---- مخالف بود ورا فرعون سراسر
ظهور(حضرت عیسی) عیان شد ---- به خردجال اسم او بیان شد
(محمد مصطفی) آمد به دنیا... ----- ابوجهل لعین گردید هویدا
بهروقتُ زمان خود را تغیر داد ------ ابوسفیان بُد یزیدُ و شداد
به دور هر امام اسمش تغیر کرد ----- عداوت ها در خُم غدیر کرد
درین دنیا همیش دجال باشد ..----- اورا با (اهِمه) جنجال باشد
تغیر نام بنماید فراوان .....------ گهی شمراستُ گاه منصورکیان
که فعلأ نام خود بنهاده منصور ------ دوگوشش کرشده چشمهاشده کور
نموده سرکشی از امرُ فرمان ------ لقب داده به خود منصورکیان
ندارد دانشُ نه فهمُ ادراک ..------- سید منکربود این مرد سفاک
درین عصرُ زمان کمپیو تر.. ------ هنوزهم خواب می بیند سراسر
به کوش کرصدا هیچ کارگرنیست----- اورا ازدینُ مذهب هیچ خبرنیست
ندارد چشم که خواند امرُ فرمان . ----- که همیارش بود مولوی افغان
فرامرز هستُ بازک هم نشینش ------ ندارند آگهی از بهر دینش ..
بود در دورُ بیش احمق فراوان ------- نه بیند مفلسی منصور کیان
هنوز هم آن خیال پرداز احمق ------- خودش را جلوه داده پیربرحق
اگر پرسی ورا از دینُ مذهب ..------- بماند بند به گل مانند مرکب
بود او عاجز از کسر زبانش ...------- به مشکل حرف گوید باکسانش
اواز کسرزبان خود ملول هست ------- ازینرو همقطارانش جهول هست
اگر میداشتی او فهمُ دانش ... ------- نمیکردی ستم با فامیل خویش
درین اوقات شده بیحد پریشان ------- حسام الدین شده جدا از ایشان
نمیداند کسی از باطن کس .. ------- منم حقبیننگویم پیر ازین پس
نمایم لعنت این شیاد سفاک .. ------- برای مذهبش گشته خطر ناک
بکردم سالها خدمت برایش .. ------- ندیدم راستی در کارهایش..
خطا کردم که بودم هم نشینش ------- مراافسوس که هستم قومُ خویشش
اگر گویم کمی از کار این مرد -------- مر اورا کشتن انسان خشین کرد
به آسانی کُشد انسانُ حیوان -------- ازین رو سرپرست منصور کیان
پسر دارد یکی با اسم جعفر.. -------- شده او با پدر هم یارو یاور ..
نهاده سرپرست او نام خویشرا -------- نگهبانی کند دو گرگ میش را
ترا شد افتخار این چالُ نیرنگ -------- بگیرتو مال مردُم را به هررنگ
همین چالُ فریبت از قدیم هست ------- ابوجهلُ یزید تورا صمیم هست
تو هستی بی نظیر در کارهایت ------- نمیداند به زودی چال هایت ..
مگر امروز مردُم با خبر شد ..------- فریبُ چال تو قسم دیگر شد ..
به آخر برملا گردید چالت .. ------- تو عاجز ماندی از فکرُ خیالت
چه گویم ای لعین گمراه شدی تو ------ به پیش مردمان رسوا شدی تو
ندارد فرق به تو این نام بدی ها ------ به خر فرق ندارد بار کشی ها
لگد کوبی نمایی تو همیشه ... ----- مزن در دستُ پای خود تو تیشه
ضرورت داری توعینک بچشمت----- فراموش کردهِ تو راهُ رسمت

آنلاین : عاجز شدن شیطان

کهگدای

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

"امینی "ها به نیکپی خا نه کرده --- به وجدان کسانی لانه کرده
به وجدان کسانی قا تل خلق --- که در پای جنون مستانه کرده
همان مار های زهر داربدیدی --- به افسونش که مذهب بهانه کرده
مگراین بی خدا یان راکه نشناخت --- تفنگ را بهر کشتن شانه کرده
بیاد داری که ایشان در کیان تاخت --- شماری بیگنا هان زولانه کرده
برای کشتنش تا جو خه مرگ --- همان کیان ببین ویرانه کرده
همان معبد گه زیبا بدیدی --- به خاک هموارمثل تانه کرده
درویدند به داس کند انسان --- کله منار را زیر پاشنه کرده
همه کشتاربد ستور امین بود --- بلند یک پیکک جا نانه کرده
درینروزهاچوکرم گوربشورید --- به زیر مقبره ها فانه کرده
مگر تاریخ خونین اش بیاد برد --- که بازهم شوقکی تازیانه کرده
تودیدی چهره های این سفا کان --- زسیا هی رنگ شبانه کرده
کی نشناخت باند امین خون آشام --- وطن را کوکب بیگانه کرده

مختار
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

کهگدای !
چنین معلوم میشود که درد زایمان کشیده ای ولی آنچه را که زایده ای شاید هرچه باشد
به جز شعر:
نشنیده ای یک ضرب المثل پشتو است که میگوید: ترکانی دبیزوکارندی!(یعنی نجاری کارشادی نیست چون شادی وقتیکه تخته هارا میخ میکند دمب اش رالای تخته میخ میکند.)
خودت قابل دلسوزی اهستی چون این همه درد کشیدن وبعدش هیچ!!!؟

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای کهگدای!
این شعر بی وزن وبی قافیه ات بیشتر به "عرعر" میماند تا به شعر. شاعریی تو داستان زاغ سیاه کلیله ودمنه را به یاد می آورد که زاغ سیاه خرامیدن کبک را تقلید کرد ولی یاد نگرفت، آخر الامر هم رفتار خودشرا فراموش کرد وهم خرامیدن کبک را یاد نگرفت.
آقای کهگدای! آیا با خانواده محترم وباعزت "کهگدای" کدام قرابت داری یا اینکه تحت این نام مستعاری مدح وثنای جنگ سالار فاجر و مشهور کیان را پیشه ساخته ای؟ اگر به آن خانواده محترم قرابت داری که اهانت آشکار به آن خانواده است زیرا ازخلال نوشته ها ویادداشتهای مرحوم محمد نوروز کهگدای چنین مستفاد می شود که وی عفت قلم را در خدمت ارباب زور وزر آلوده نساخته است. اگر به آن خانواده کدام علایقی نداری نام مستعاری دیگری برایت انتخاب کن و قلم را در شهادت دروغین آدم کشان و فاسقان معلو م الحال آلوده بساز و در هر قلم زدنت پول هنگفت در اختیارت می گذارد، زیرا پول عُشر ، دست بوسی ونذر و نیاز باد آورده ی مردم بینوا ومحروم اسماعیلیه باید به همین راه ها مصرف شود، نه در امر خیر و ساختن مکتب ومدرسه و تربیه عالم ومعلم ودانشمند و ادیب و روشنی وشعور دهی جامعه. آری کسی که خودش در تاریکی قدم میزند چطور می تواند د یگری را روشن کند.و بفرمودۀ مولاعلی:
" برسر راه مردم دامها نصب کرده، از طریق خود خواهی و ایجاد غرور در دیگران و زدن حرف های نامربوط در مردم نفوذ میکند... حق را بطرف میل خود می کشاند. مردم را در انجام گناهان بزرگ جرأت میدهد، جرم های بزرگ را کوچک منعکس میکند. می گوید از بدعت پرهیز میکنم ولی در آن می غلطد. چنین فردی بصورت انسان است با قلب حیوان."

سید سرورشاه
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

خدایا شر شیطان کم نمایی(سیدمنصور)

خدایا شر شیطان کم نمایی --- جماعت را ازان بیغم نمایی
جماعت شدپریشان چندسال است --- به حال زار مایان رحم نمایی

خدایا رحم کن بر حال مایان --- زدست شراین ملعون شیطان
نماید حمله او هر گاهُ بیگاه --- جماعت گشته ازدستش پریشان

تو منکر گشته بی عقلُ نادان --- اگرداری سواد تاریخ همیخوان
نمیدانی ز تاریخ بی سوادی --- نداری تو شُعورُ عقلُ عُرفان

مکن دیوانگی مانند (منصور) --- به پایت میروی تا با لب گور
بترس از آه سرد بی گناهان --- زآه سرد شان چشمت شود کور

اگر منکر شدی از امرُ فرمان --- جماعت را نباید کرد پریشان
بیا برخیز از خواب جهالت ---- مکوب تو آهن یخ را به سندان

مبر شک توبه آیتُ احاد یث ---- وگر نه میشوی امُ الخبا ییث ...
مطیعِ امرُ فرمان امام باش ---- به امر حق مکن بحثُ المباحیث

چطور ظُلمُ ستم کردی به مردُم ---- بکشتیُ نکردی هیچ ترحُم
کسی بیچاره بد بختُ یتیم شد ---- کسی بی خانمان آواره شد گم

شدی تو خود ستاهُ هم ستمگر ---- نداری عقلُ هوشُ فکردرسر
نمیترسی ز فردایی قیامت .. ازین بیدادیُ ظلمُ ازین جبر

نمودی ثبت تاریخ نام خود را ---- ندانستی تو هیچ انجام خود را
چطورمنکر شدی از امرُ فرمان ---- ببین در آخرت فرجام خود را

پدر کُشتی فشاندی تخم کینه ---- مساعد کردی برخود این زمینه
پدر کُشته نخواهد کرد آشتی ---- تباهی خانه دان تو قرینه

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مى شود سيد سرورشاه كه اسم يدرت كه كشته شده است جيست ؟جون همه ما تاريخ روشن زمان خود ودرشرائط زيست وزندكى هستيم كه ميتوانيم حقائق را بدون ترس وامتياز بنويسيم ومراعات هيج احدى را نكنيم ومشروط بر اينكه راست كوئيد وازعقده مندى بطرف حقيقت مسلم كه عبارت ازعدالت نكرى است نظر أندازيم ودرين بحث بسيار كينه توزانه مسائل را درك ميكنم كه با جشم ديد ما بكونه اى درتفاوت است ميشود ازطريق كأوش هاى تحقيقى برزواياى مبهم وتاريك تاريخ با حقيقت نكرى رؤشن اداى دين وجدانى كرده باشيم تا ودرقضاوتهاى خود با كتمان حقايق محكوم نكرديم (حق نكر ) 

مختار
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

لیست کشته شده گان ومفقودشدگان ومعیوب ومعلول شدگان خاندان کیان خیلی زیاداست ولی چندین کامنت بالاتر اگر بروید اگرچه لیست نه چندان طولانی ایراکه یک بنده خدافهرست بندی کرده است شاید برای بیداری وجدانی هرقدرتنبل وکم کارهم اگرباشد کافی خواهد بود ودرآینده کوشیده خواهد شد تا لیست بالنسبه مکمل هم ازطریق همین سایت خدمت برادران وخواهران اسمعیلیه تقدیم گردد تاباشد به اهریمن سیرتی یک روحانی نما بطوردقیق ومستندآگاه گردند.
خدایارهمه

کهگدای
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

گل احمد خان سلام!
دوفرق است میان قلم من وتو .قلم تو هنوز به خون انسان وشهدای مقتول باند تبهکار امین جلاد شما می نویسد .وقلم من در پی این خون ها هنوز می گریدوناله مینماید .این قلم هنوز این توان را ندارد تا به نوای عا شقی دست یازیده وبرای شما شعرهای عاشقانه بسراید.من هرگز شاعرنبودم ونیستم تا به مصداق آرزو های جنون آمیز شما ,ودر رسای ستاره سرخ انقلاب ,مدح وثنا بنویسم ,اما آوا نیکه برگورستان های شهدای خویش ,که دست شما نا بکاران تاریخ در خون ایشان رنگین شده است,سر می زنم ,این ابیات را برای تسکین قلب شکسته خویش زمزمه مینمایم .شما وجنایت تاریخی وفراموش نا پذیر شما آدم کشان حرفوی ,به مثل من, ملیون ها انسان غمباده را بسوی سرایش این اشعار سوق داده است ,که در طول این ایام سه دهه, بسا شاعران ازمیان این لشکریان جگرداغ وبا زماندگان این اردوی بر باد رفته ,از میان این دشت های لاله زار,سر بیرون نموده اند.هنوزما نند دوران اقتدار خونین خویش,بسیارمتکبرانه اکت لگد زدن خر را بدون حفظ کرامت قلم , پیو سته تکرارمی کنید اما بیاد داشته باشی که دیگر تکرار آن زمامداری وحشتناک وخونین شما باند خونخوار امین جلاد ,برگشت ناپذیر است! هر گاه به نبرد آقای سید منصور میروید ,اولا باید این شها مت را داشته باشی که از زیر چادری بیرون شوی,بعدا با درفش معین این پیکار را به انجام برسان.در خصوص گزینش تخلص خود با یدبرای تان ابلاغ نمایم که تخلص من کهگدای است ومن همین اکنون در شهر پلخمری ولایت بغلان زندگی مینمایم ومردم همه با این تخلص آشناست .توکه در شهر تو رنتوی کا نادا زندگی مینمائی واز امنیت کا مل بر خوردار استی لطفا از زیرما سک چهره خو نین خود را بیرون کن وبه زهر پاشی فطرت مآبانه خود مبادرت نما ! در خصوص منا سبات خویش با آقای سید منصور باید عرض نمایم که به مفدسات این قلم سوگند که من کوچکترین منا سبات ومرا ودات با وی ندارم ,تنها وجدانم بر من حکم میراند تا آنچه که در ایام زمامداری وخدمات این خا ندان دیده ام ,بازگونمایم.طو ریکه قبلا عرض کردم,از دید من حا کمیت کیان از بساجهات ,از برتری های معین با تناسب نظام فساد سا لار کرزی ,طا لبان وجها دیون ونظام خون آشام امین جلاد ,بر خوردار میباشد.این تصویریست که در درو دیوارولایت بغلان نقش بسته است. این بدان معنا نیست که هیچ عیبی در آن وجود نداشت .هر گاه شما حساب خاص وخصومت مذهبی وقومی با ایشان دارید کاریست که به خود شما تعلق دارد ,اما امید وارم تا بسان گذشته قوم زحمتکش وشریف نیکپی را برای ارضای خواهشات خویش بر قول قدم علی خان نیکپی گوشت دم توپ نسازید !

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى مختار من جندى قبل يك لست طويل را كه دران سه تن ازاعضاى خانواده به إسماى سيد كوهر خان ٢سيد نورالدين رونق شاعر
٣سيد عبدالقادر
٤ميرزانوراحمد خان نيك ئى ٥
٥عبدالاحمد يسر أرباب حكيم دوشئ قوم نيك ئى
٦ميراحمد جان شيبر
٧عبدالحكيم يسر كل احد قوم شيخ على
٨ملا خدائنظر قوم شنكران
٨غريب ميزا يسر ملا خدائنظرشنكران
٩معلم عبدالنظر تأله وبرفك
١٠انجينر علا الدين
١١سيد جمالدين ولد سيد جلال قوم سيد كندهارى كزار
١٢عبدالصمد شيبرى دكاندار طوره باز خان

١٣معلم عبدالحميد دايميرك
١٤فتح محمد خياط شيبرى
١٥عزيز دكاندار قوم شيبر
١٦سيد منصور دره تركمن كامريا
١٧عزيز يسر جمعه خان خياط قوم شيبر كه تنها به ادعاى نويسنده توسط سيد احمدبرخودار رئس تفتيش وزارت داخله امين قوم نيك ئى به شهادت رسيده اند وتعدادبيشمار زندانى كه أينها همه انتقام جوها دارند واحتمال تعدادى ازمردم نيك ئى نيز كشته شده باشند كه كشتار اول را سيد أخمد برخوردارشروع كرد وانهم در ضرف يكسال حاكميت ترهكى وحفيظ الله امين وبعد ازاين واقعا ت ايا وارثين اين شهدا انتقام نمى كيرد كه يقينا ميكيرد ويس اين جهان كوه است وفعل ما ندا. سوى ما ايد نداهارا صدا ازمكافات عمل غافل مشو. كندم ازكندم برويد جو زجو .وهركه جزاي را ميبيند كيفر أعمالش است وزمانيكه به قتل رسانديد منتضر بده كاريت باش واز كسى انتقاد مكن جز ازنيت بد خود .(جهانكير تورنتو )

سربیدگی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

امین کی بود؟
امین یک شخص بی رحم وبی مروت وبی عاطفه ای بود که دست به کشتار وحشیانه ای زد وبسا آدم های
معصوم وبی گناه راددمنشانه به کام نابودی کشانید.اویک روانی بود که باقبظه کردن قدرت حتی به رفقا و
نزدیکانش وهمقطاران حزبی اش فروگذاشت نکرد.
من خوب بیاددارم تعدادی زیادی خلقی های اسمعیلیه را که دران آوان که کسی نام این میرغضب را به آسانی
وکم قدری بزبان آورده نمی توانست اورا درنشست های خود محکوم میکردند.من خودبارها شاهد بوده ام که
همه آرزوی سرنگونی این جانی روانی راکه ازیکسر درپی نابودی همه بود میکردند ودرتلاش آن بودندکه
اگرروزنه ای پیداشودکه امین خون آشام رابه تزلزل اندازد ازاولین کسانی بودندکه به همکاری میشتافتند.
طوریکه ازفرقه های هفت وهشت چندحرکت ناکام برای سرنگونی این جلاد صورت گرفت که محرکین
همان خلقی هابودند نه کسانی دیگری.
به هرصورت امین به عنوان یک فرصت طلب وشیاد آمد ومیدان دار شد ودیگر همه را راند کسانی رابه زندان
افگند وکسانی را تعبید نمود وکسانیراهم شکستاند.تاریخ باتاسف ازاین بازی های تباه کن زیادداشته که جای
تحلیل وتجزیه آن دراین جانیست.
همه روشنفکران دیروزخلقی وغیرخلقی جنایات این میرغضب را باتمام قوت مدتهاست که محکوم نموده اند
دیگرتردیدی دراین نیست که این عنصر شوم به ملت چه هاکرد به اندیشه هاوآرمانهای هزاران هزارجوان
ارمانگرا وترقی پسند چه کردو........
ولی بحث کنونی ما باخاندان سفاک دیگر با جانی دیگری است که اورا منصور گویند.
این بحث رابرای چه به جنایات امین ناامین ربط میدهید؟
دراین بحث بسیاری های اند که باامین دشمن بوده اند ولی دشمنی باان جلاد دلیل تبریه جلاد دیگر نیست.
وما کساینکه آمده ایم وواقیعت ها ی جامعه خودرا به میدان میکشیم به کدام دلیل وبه کدام شناخت اتهام امین
وفلانی وفلانی را برای بستن دهن های ما بکارمی بندید؟
ما ازیک دوران تاریخی درد آور جامعه اسمعیلیه سخن بمیان آورده ایم نه دفاعییه امین جلاد وعبدالرحمن
جلاد وطالبان وحشی راپیش کشیده ایم.
ما برای ازادی مردم و مذهب خود ازچنگ اختاپوت کیان پای بحث را بمیدان کشید ه ایم که بدون شک زمان
آن رسیده است وشما آب راگل آلود میکنیدتابه عمر استبداد وشیادی این خاندان بیفزاید.
هربهتان ودروغ ودعواهای نامردانه ای راسرهم بندی کنید دیگر راه بازگشت به سکوت نیست.
ومن الله توفیق

خ.نبیل (مزاری)
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای مختار ! شما به سروده های دوست ارجمند ما کهگدای صاحب نوشتید : ... شاید هرچه باشد به جز شعر! فکر میکنم با این داوری ، شما حتمأ به وزن و قافیه شعر بلدیت دارید که چنین حکم نموده اید . پس اینک نظر و دیدگاه جناب عالی را پیرامون این اشعار پائینی خواهانم تا ببینیم که چقدرکچکول تان وزن دارد .

من دشمن اورنگ زیب شاهم، + سر به کوه وبیابان نهاده،
در پی نام وننگ پشتونانم + اما آنان دنبال مغلان را گرفته اند
چون سگ پرسه میزنند + در پیرامون مغولان به بوی آش ونان
به امیدترقی جاه، در پی من اند + دست من به آنان نمی رسد،

ویا :

هر يو کار د پښتون تر مغل ښه ده ++ اتفاق ور سره نشته ډير ارمان دي
که توفيق د اتفاق پښتانه مومى ++ زوړخوشحال به دوباره شى پدا ځوان
چې دستار تړى هزار دى ++ ددستار سړى په شمار دى

کهگدای
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بلی گل احمد خان مشهور به سر بیدگی!
پس شما که با مثا لهای قیامهای فرقه هفت وهشت مخا لف مرشد خویش امین جلاد بودید ,پس این لست 17 نفری که در پا یان صفحه بوسیله اقارب مقتولین شما ,نگارش یا فته است قاتل اش کیها اند؟آیا حفیظ الله امین شخصا به کیان رنجه فرمود وچون آفت وبلای وحشی این خلایق را به دیار نیستی کشاند ویا شما ها بودید که این فاجعه هولناک را با قتل این افراد بیگناه انجام دادید؟؟؟؟؟؟

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مختار اهريمنً زاده !
درلست ارائيه شده شما ٨٠درصد دروغ محض است زيرا افراد ذيل درسقوط طياره شهيد شدند
امير رسول يسر أرباب رحمت بغلانى ازقوم نورانى ها
٢مدير صادق غوربندى
٣عبد الصمد يويا والى اسبق سمنكان
٤داكتر نصر الدين أشرفى تأله وبرفك
٥سخى طاهر منشى جنبش بغلان
٦شاه قدم خان امير امنيت بغلان
٧أنعام الدين يسر قربان افغان قوم نيك ئى
٨رئس دستكير كندز امير يك لوا قومى دركندز
قوماندان شاد محمد قومندان قطعه كشف فرقه ٨٠درجنك سالنك كه با صوفى ياينده شهيد شد .
فخر الدين خان درسال ١٣٦٨در منطقه ظهرابى كيله در اثر زدوخورد توسط خان أبا دى ها شهد شد كه ازلحاظ حزبى خلقى ولى ازخواجه زيد دوشى بود كه به قوم نيك ئى ارتباط ندارد وسخى مر جان را درين ليست كشته قلمداد دروغ نموده ايد وفعلا در كشور ناروى مهاجر است .
سيدمراد وقوماندان عمرعلى كيان موقع كه عازم سمنكان بودند درجشمه شير يلخمرى در اثر تصادم ترافيكى با تقليبه سياسنك اردوشهيد شدند
محبت شاه خواجه زيد دوشى در اثر انتقام جوئى مردم خان آباد كه ٨تن ازجوانان انها در سياه دره طور مرموز ازجانب حزب اسلا مى شهئد ومردم خان آباد كه درين قتل جوانان شان مردم خواجه زيد دست داشت كه انهم درست نبودكشته شدن وشما لست كسانيكه ازمرك خود مرده اند ويا در بغلان صورت كرفته همه را به كردن يك خانواده انداخته ايد واز جنائت نيك ئى كه كيان سقوط كرد وبه رهنمايى عده از خلقيان نيك ئى وارد كيان شدند ٤٧٥ نفر قتل عام شدند كه همه سببش خلقيان وأبسطها به امين نيك ئى هستند وقابل خنده اينكه برادر سيد احمد برخوردار أرباب محمد رحيم در اثر نوشيدن شراب دركابل درسال ٢٠٠٥ميلادى فوت نموده وانرا نيز به اين لست افزوده ايد ولى يك اشتباه ديكر كه از ذكر ننه كلان خود كه شايد يك قرن قبل مرده باشد جيزى نكفته ايد كه من ليست شهداى كه ذريعه طالب به رايؤر وراه بلدى شما خلقيان وأبسطها به جنرال تنى در همكارى با isiياكستان در دره كيان مر تكب شده ايد كه نه تن از اقوام نزديك به سيد منصور أغا است به اين سايت نشر ميشود كه جهره هيولايى را شما داريد ويا اين خانواده ؟با احترام جهانكير تورنتو

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مختار من از سيد سوال كردم وحال جواب أزشما است ويا بنام سيد سرور ومختار وسنك شكن همه همان شخصى كه در سوير ماركيت تو رنتو در تيليفون مكالمه شما را تشخيص داد ومنتظر يرو سيجر مكتوب انتر يول باشئد كه دروازه هاى اين حلقه سياه كار را دق الباب خواهد كرد وبه ميز محاكمه خواهند كشاند وان روز نزديك است عجله نكنيد .

شیبری
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب مختار خان وگل احمد خان !
شما تنها به وزن وقا فیه شعر از دید غیر شا عرانه نظر انداختید ,نه به مفهوم ومعنای صریح آن که آئینه تما م نمای ایست که تصویر واقعی جلا د ان خونخور امین را که خا ستگاه شان همین قوم نیکپی است,به میدان می کشد .اراجیف بی ربط وبی وزن وبی قا فیه ایکه تا کنون در همین سا یت بنام شعر در مخا لفت با سید کیان انتشار یافته است ,کدام یک با میارها واصول شعر ,همخوانی دارد؟انها همه تافته های جدا با فته ایست که فقط چرک وبخار متعفن وبوی ناک سرایش گران اش را بیان نموده وبه عو عو سگانی میماند که متحدانه با لای فقیر حمله مینمایند.

خیر زاده
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای جهانیگر تورنتو !
ابراز نظرها ونیزلیست افرادی نا پدید شده ی را که از دوره ی رژیم خلقی ترتیب داده ای یاناشی از سطحی نگری شماست و یا هم مبتنی برکینه، عقده ودشمنی های شخصی بین خودتان است که آنچه از دهن مردم کوچه وبازارشنیده ی بروی کاغذ آورده ا ی و ماهیت رژیم خون آَشام خلقی را که از جای دیگری دیکته می شد وعامل اصلی این فضای خفقان و گیرو گرفت بود، مد نظرقرار نداده ای، پالیسی ضد مردمی که به کار گردانی کاخ نشینان مسکو ومشاورین مرئی ونامرئی شوروی در عمل پیاده می شد، محو ونابودی فرهنگیان، علما، روحانیون، تاجران، سرمایه داران، متنفذین، مخالفان وناراضایان رژیم را در صدر امورخود قرار داده بودند. راپور چیان و جاسوسان رژیم از هر قوم وقبیله در تمامی شهر، بازار ، کوچه و منطقه پراگنده بودند و ازدهن هرکه جزئی ترین شکایتی بیرون می شد، یا کسی تبصره میکرد ویا حرف کنایه آمیزی می گفت، مورد پیگرد قرارمی گرفت. بعضی ها که از ناحیه ای ارباب، ملک و قریه دار وخان ملا ومولوی و دستگاه روحانیت متضرر شده بودند ، با اغتنام از فرصت در صدد انتقام گیری بر آمدند. حفیظ الله امین جلاد بیش از یک مهره ی سیاست شوروی چیز دیگری نبود، وقتی تاریخ مصرف او سپری شدنوکر دیگرخودکارمل را بجای او نصب کردو بعد ازو نجیب را، شوروی ها با تجزیه و تحلیل شکست سیاست قبلی وشرایط پیش آمده ، پالیسی ضد مردمی خودرا روی کتله ها و گروهای قومی متمرکز ساخت، افراد شقی، بیرحم، فاسد وبقول ایرانی ها قُلدُر وگردن کلفت وقدرت جوی مانند رشید دوستم، سید منصورنادری، عصمت مسلم، سید احمد هراتی، گلم جمع و ده ها تن دیگر را که دارای ډاره وگروه بودند در خدمت گرفته وبر مردم ستمدیده ی افغانستان مسلط گردانیدواین گروه دذد و طرار وبیرحم از هیچ نوع دست درازی بر مال وجان مردم دریغ نورزیدند. یک نمونه ای از دذدی، اخاذی، چور وچپاول، بی عصمتی و آدم کشی ملیشه های سید منصور را مردم در تایمنی کابل به چشم دیدند.
اما ادعای شما در مورد کامریا سید منصور سرپرست جماعت خانه ای نخستین مطلقاً دروغ است.او بر خلاف دستور امام که پیروان خود را از دخالت در سیاست منع کرده است، خیره سرانه در سیاست های غلط قدم گذاشت وقربانی آن گردید،ودرین مورد معلومات دقیقی دارم.
در بهار سال ۱۳۵۸ غالب منا طق هزاره جات دستخوش شورش گردیده و حکومت های محلی یکی پس از دیگری رو به سقوط رفتند که از همه مهمتر اغتشاش و قیام در مربوطات ولایت بامیان بود. برای آرام ساختن آن مناطق ، مقامات امنیتی و حزبی یک تعداد از ملا های جامعۀ اثناعشری و اسماعیلیه را در قو ماندانی عمومی ژاندارم و پولیس وزارت داخله احضار کردند. قوماندان شخص پشتون نژاد، و حزبی تند رو به نام علی شاه "پیمان" بود که بجز از زور گویی خود در برابر حرف عقلانی و منطقی و یا استد لال گوش شنوا نداشت. قوماندان مذکور مسؤلین هرسه جماعت خانه را با یکعده از ملاها و اداره چیان تکیه خانه های اثناعشری جبراً به رفتن بامیان وادار کردتا مردم به کوه بالا شده را از کوه پائین کنند.درین میان ملاهای اثناعشری به قوماندان پیشنهاد کردندکه دو نفر یکی آغای مصباح که قبلاً در ولایت بامیان والی بود ودیگری دگروال متقاعد عبد الرئوف ترکمنی وسابق مدیر مسؤل جریده پیام وجدان که سران مخالفین را خوب می شناسند باید ایشانرا همراهی کنند. آقای مصباح در دسترس قرار نمیگیرد ولی عبدالروف ترکمنی را حاضر می سازندهمینکه عبد الروف کامریا را در دفتر قوماندان می بیند، اورا به حیث یک شخصیت روحانی مقتدر و سید متنفذ دارای پیروان فداکار به قوماندان معرفی میکند؛ وبه قوماندان تذکر میدهد که شما میتوانید در این نوع مسایل از وجود آقای حاجی ( کامریا) استفاده کنید.اعزام این هیت در بامیان صورت نگرفت، اما دو سه روز بعد پولیس های مخفی کامریا را از خانه اش کشیده بصوب نا معلومی انتقال داد. عبد الروف یگانه شخص مطلع و با فرهنگ در تمام و لسوالی سرخ و پارسا بود و نیز اعضای خانواده اش همه تحصیل یافته بودند و ضمناً وی از خاندانهای اعیانی همان ولسوالی به حساب می آمد. او هنگام انتخابات شورا دو بار خود را کاندید کرد، بار اول در مقابل عبد الرزاق که شخص نیمه با سواد اما پول داری بود، خود را کاندید نمود. کامریا سید منصور به حمایت از عبد الرزاق بر خاست، به پیروان خود دستور داد که کلاً به او رای دهند، درنتیجۀ حمایت او یا خریداری رای جعلی توسط او، عبد الرزاق برنده شد. بار دیگر در مقابل حاجی نادر علی الله داد خود را کاندیدکرد واین بار نیز در اثر همکاری همه جانبه ای کامریا، حاجی نادر به وکالت شورا رسید و عبد الروف شکست خورد و متقبل ضررهای مالی فراوانی گردید.، ازینرو کینۀ کامریارا بدل گرفت و در صدد بود که آنرا تلافی کند. امکان دارد برخی از افراد نام نویس شما نیزعین سرنوشت کامریا سید منصور را داشته باشند. خیر زاده

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهانگیر(پاچه گیر)!

جنایات وقتل ووحشی گری های سید منصور زیاد است که فرصت هاخواهیم داشت تا به آن بپردازیم .میشود گفت ازحد وحدود بیرون ولی علل عجاله خودت موظفی تا ازمادرکلان ویاهم مادرجان ات بپر س که فکرمیکنم شوخی های بااعضای خاندان کیان
داشته اند حتما.زیرا به وضاحت دیده میشود که خون سید دررگهای شما نه تنها جریان که فوران دارد.
وکه تاییدی آنها راگرفتید انشالله شما را به اسم پدری تان یادمیکنیم یعنی آقای سید زاده.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حفيظ الله جان خيرزاده يسر خرك خركوس !
وحال شما درسطع معائنه خون ازفرزندت ادعا كردى كه خون فلان سيد است وبه انهم اكتفا نكردى إستاد فيروز را معائينه كردى زيرا بى غيرت لعنتى بودى وحال بيا وببين كه كدام سيدجشم سبز است غير از تو ؟وفكر كنيد كه كأيى تو نرخر بى وجدان را در تورنتو ميبينم وازلحاظ تربيه به تو وفاميل خرك نميماند .ولى ازلحاظ قواره عين خودت است كه دلم برايش سوخته كه تو يدرلعنت جقدر سنكين دل مثل يدر خوانده ات تر ه كى هستيد؟ كه اين يسر خودرا ازمهر يدرى أش محروم كردى ومن اين نوشته را برائش نشان ميدهم ونمره فرانسه ات راازقوما خواستم وكفتند كه با تو بى شرف ارتباط ندارند.ورنه برايت زنك ميز دم واكر ديكر جفن كفتى عكس تو ومسعود را نشر ميكنم كه اين يسر و يدر را ببينيند كجايش به كس ديكر ميماند غير از تو ؟(جهان كير )

مجید
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

پاچه گیر!
واقعا که یک بی ناموس وسیدزاده اهستی وآنقدربی ناموس اهستی که مانند توکثیف فقط به
دیوث خانه ها می رویند وسربلند میکنند.
کامنت بالا را من مجید نوشته بودم که واقعا از اعما ل وگفتار وخون چرکینت و همه روان مریضت
و.... سید بودن فوران دارد نه تنها خودت همه اعضای فامیل ات وهمه دوستان ات .زیرا آن جاییکه
پای خاندان کیان میرسید دیگر فاتحه ناموس وناموس داری خوانده شده بود .
وتو بی ناموس سید زاده حالا آمده ای وبه یک آدم بیچاره ای دیگری دشنام میدهی که اصلاروح اوهم خبری ندارد
که کشف سادات بودنت رامن انجام داده ام.
واقعا اگر حرامزاده ودیوث رسمی ومعلوم الحال نمی بودی واگر ازپدرت میبودی چنیین سگوار به هرسو
دهن نمی انداختی .
من خوب میدانم که خاندانت بعد ازمرگ جاوید (پسر منصور که دراثرعیاشی وافراط درباده نوشی مردارشد)
وعلاوالدین ودیگران حالا درآغوش نسل تازه به دوران رسیده های سیدمنصور می رقصند.
واقعا بی ناموسی ومرده گاویی از سروصورت بی ننگ تو پاچه گیر میریزد.برودرپی نسل گیری ازبادارانت
باش تادروسعت جمعیت بادارانت افزوده شود.

مجید

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مجيد خير ترا يسر خرك امر كرده است ودرغير ان جى حق دارى خير زاد تخلس ميكنيد ?وحال هم تو از همان سكها هستئد وتمام خلقى هاى تره كى وأمين با هم متحد هستند وزن همه شمارا تمام شيبر بكايد وتوهم نيك ئى كوستيزن مادر زنا هستى خواهرت را سك بكايد انشأ الله ترا هم ييدا ميكنم وخواهر ومادر كوسى ات راخاهم كايد وزن تو ويسر خرك وخاندانش را كايم( .جهان كير زدنى والايت ) 

خیر زاده
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهان کیر! تو بهر طرف دهن می اندازی، هرکه تخلص خیر زاده را داشت برایش پاپوش درست کرده ادب و تربیه ی فامیلی ات را به نمایش میگذاری. آب را نادیده موزه ات رانکش اول تحقیق کن که این خیر زاده همان خیر زاده ی که ادعای خون سید بودن پسرش راکرده بود، است یا کسی دیگری میباشد. فکر میکنم که خیر زاده ی مورد نظر شما اصلاًاز قریه ی شیخعلی بود، در حالی که من از جای دیگری هستم وتخلص خیر زاده از نام پدر کلانهایم گرفته ام. نخواستم خودرا در ردیف تو قرارداده مانند تو به بی ادبی و فحاشی مبادرت ورزم، ولی برایت میگویم بی ادبی و فحاشی ناشی از شکست است کسی که منطق واستدلال درست نداشت به فحش و دشنام متوسل میشود و به زعم خود گویا طرف مقابل را مجاب میکند. در آینده اگر پیام میگذاشتی فکر کرده پیام بگذار وبه هر طرف دهن نینداز. خیر زاده

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

تا حدودى به اين طرز نوشتار موافقم كه خالى ازاين برداشت هم نيست واقاى خير زاده با قصه واقعى يكى از حوادثات رابدرستى توضيع داده است كه همان طورهم است كه رقابت هاى منطقوى وهم جشمى هاى بين قريه حتى سبب محو فزيكى عده اى شده است مثلا مير زا نو راحمد شهيد دراثر منازعه حقوقى جار جريب زمين با سيد احمد برخوردار سبب نا بوديش كرديده وأمين وتره كى را مقصر دانسته اند كه اكثريت اين قربانيان بدون كور وكفن از عقده هاى افراد تازه بدولت رسيده وصلاحيت بدون حدود وثغوردادن ازجانب دولت وقت به اعضاى حزب وسواستفاده جوئى ان اعضائ ناسالم ومريض حزب جامعه را به يرتكا ه كشاند (.احمد روشنكر) 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى خير زاده !
درصورتى كه شما همان شخص نباشيد بصد ها مراتب معذرت ميخواهم كه ان شخص واقعا از قريه شيخ على است وبا بزركوارى مرا عفوكنيد لطف كرده نمير تيليفونت را به سايت بدهيد كه رسما از شما معذرت بخواهم وزبانم بريده باد كه شمارا نادانسته فحش كفتم وزيرا اكر جناب شما همان يسر را بينيد فكر ميكنيد كه جوانى يدر نا لا يق أش است بازهم معذرت .جهان كير تورنتو

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اطلاعيه ازجانب احمد روشنكر !
خدمت همه دوستان وقلم بدستان وفرزندان جامعه اسمعيلى مجدانه تقاضا ميكنم كه ازوارد كردن اتهامات زهر ا كين ومتعفن كه دامن مذهب مارا اولوده ميسازد ومن در مقالات قبلى ام با دلائل موضوع اتحاد واتفاق همه را ارزو برده بودم وبكمال تاسف كه أقاى باميانى وكل احمد ان را طور دفاع از سادات كيان تعبير كرده بود ومن در مقالات خود تمام سادات عظام را ازبطن مطهر فاطمه ع وعلى مرتضى قابل احترام دانسته وحرف هاى دروغ واتهامات نتجاوز را نسبت به همه سادات مردود وكفريت كفته بودم واكنون كه دشمنان مشترك ما ازين جدال بى ربط ومضر ما استفاده كرده ودرداخل ما بنام باميانى كه مقالات تفريقه انكيزانه اورا قبلا انتقاد كرده بودم واكنون بنام باميانى وبا جهره أصلى أش درهمين سائت تحت عنوان حسن صباح مذهب جرس وحشيش با شخص أيرانى بنام جعفر رضائى به ياشيدن زهركشنده اغاز نموده اند واز تمام فرزندان روحانى امام ميخواهم كه همه مخالفت هارا كنار زده وازيكديكر يوزش ومعذرة خواسته ومتفقانه با قلم رستا ى تان با استدلا لا ت منطقى خود جواب اين دو دهرى ملحد را داده ممنون سأزيد.زيرا ملت متحد قوى است ودر افتراق دشمن ازما ضعف ماواختلافات ما سؤ استفاده ميكند وقسمى كه ديديم وبنا هوشيار بايد بود .سعادت خواه شما (احمد روشنكر )

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای احمدروشنگر! گرچه نمیخواستم در زمینه ی سید های نام نهاد شما وارد بحث شوم ولی این اطلاعیه ی توهین آمیز وفتوای تکفیری شما مرا وادار ساخت تا از نقطه ی براهین اسلامی وقرآن ادعای سیادت وسید بودن را که شما ازان حمایت می کنید، بروشنی بکشانم که شما در بیراهه قراردارید وسخت اشتباه می کنید.منظور شما ازین دسته سادات این است که به محض آنکه کسی به سیادت انتساب پیداکرد و عنوان سادات را به خود گرفت، شرافت ذاتی پیدا میکند و قدرو احترام شان بر دیگران لازم است، هرچند مفسدوبد کاره باشد. آفرین بر این استدلال ومنطق وهرکه به این عقیده نبود اومرتد وملحد است باید مثل سید کیان که اورا " پیر" نمیدانستند،با آنان بر خورد شود. این فتوای تکفیری بیشتر در خور حال شماست تاآنانیکه میخواهند دامن مذهب پاک اسماعیلیه را از لوث بد کاران، مفسدان ومدعیان نسبنامه های جعلی پاک گردانند وبه همه نشان دهند که این مدعیان دروغین مذهب اسماعیلیه را در افغانستان بد نام، آلوده و لجن مال کرده اند از دین ومقدسات دینی برای خود دکان های پردرآمد ساخته ومذهب وعناوین مذهبی را وسیله ی فریب و تحمیق مردم وابزار آقائی وبرتری جوی خود قرارداده اند.
از نظر اسلام، نسب به ارتباط خونی و نژادی چه به بنی هاشم تماس پیدا کند و یا سایر نژادهای عرب، مردود شناخته شده است. زیرا اسلام آنرا مولود دوران جاهلیت بشر شمرده و آیین احساب و انساب و افتخارات خانوادگی و موهومات طبقاتی را ملغی قرار داده است. در اسلام سیاه حبشی و سید قریشی برابر شناخته شده، تنها افضلیت را در گرو تقوی و خصایل نیک قرار داده است. چنانچه بلال بردۀ آزاد شدۀ سیاه پوست را در اثر وفور تقوی و اخلاصش به اسلام که نسبت لکنت زبان " ح " را درست تلفظ کرده نمی توانست و " حی " را " هی " می گفت، بر سرداران و سروران عرب مرجح شمرد و حضرت پیغمبر به وی امر فرمود تا اولین آذان اسلام را به گوش مردم جزیرت العرب برساند. این امر پوچی فلسفۀ نژاد برتر و تیوری حسب ونسب را تبیین میدارد. خداوند هیچکس را با نشانی بر سینه یا پیشانی اش که معرّف برتری یا فروتری اوباشد، نیافریده است. هیچ اصول و مبادی انسانی ویا کتاب مقدس که در آن افراد بشر بخاطر وضع تولد خود، یا نژاد و خون خود بر تر شمرده شود نمی تواند مورد قبول قرار گیرد. قرآن مجید کتاب مقدس مسلمانان این موضوع را چنین بیان داشته است:" گرامی ترین شما در نزد خدا متقی ترین شما است." (الحجرات، 13) وبقول آن دانشمند:واماتقوا تنها در عمل است که درک میشود .زیاد اند ایماندارانی که در عمل بی دین اند. خوب می اندیشند، اما زشت عمل میکنند، زیبا وخدا پسند وعظ می کنند، اما در عمل پابوس قدرت وپول اند؛ قشنگ نصیحت میکنند، اما خود مصداق پلیدی اند، دیگران را به توبه دعوت میکنند، اما خود با توبه پذیری بیگانه اند. اینست که تقوا در عمل روئیت پیدا میکند وتثبیت می گردد.
بهمین ترتیب وقتی به فرمایشات بی مانند حضرت مولانا علی نظر می افگنیم نیز این حقیقت بدست می آید، آنگاه که بر خی از روساء قریش به مجادله بر خاسته و از عقیدۀ بی اساس خود طرفداری میکردند (ومی گفتند که آنان " میراث بر " افتخارات و فرزندان عزت و شرف هستند) امام علی با لحن تندتری به آنان اخطار کرد وواقعیت ریشه دار تری را گوشزد آنان نمود و این نکته را تذکر داد که آنان به " مرگ و گذشته " افتخار میکنند در حالیکه باید به " زندگی " افتخار نمود. زیرا که زندگی انسانرا وادار به کار و کوشش مینماید و باعث پیشرفت انسان صاحب همت میگردد و فر مود:
" افتخار و عزت از آن همت های عالی است نه به استخوانهای پوسیده" یا " ارزش انسانی در کار نیکی است که انجام میدهد" ویا هم " شرف و افتخار با عقل وادب است نه به اصل و نسب. "(جرج جورداق امام علی صدای عدالت انسانی ص60)

بنابر این، مطابق احکام قرآنی و فرمایش حضرت امام علی اصل و نسب نمی تواند ملاک اعتبار و مایۀ افتخار باشد و باعث مباهات و شرف گردد. اگر پیغمبر و امام سزاوار عزت و افتخار گردیده دلیلش فیضان نور خداوندی است که به آن مفتخر می باشند، و بجز از پیغمبر و امام دیگر کسی حتا از خانوادۀ امام هم نمی تواند نسبت قداست را بخود ببندد، قداست و بزرگی منحصر به " نور " است. در غیر آن از حضرت امام علی چهارده پسر و چهار دختر بجای ماند، اگر ملاک بزرگی و قداست را قرابت خونی و نژادی تشکیل می داد، درانصورت میبایستی همۀ آنان سزاوار اکرام و اجلال معنوی می بودند.در حالیکه چنین نبوده است، از کلیۀ آنان صرف کسیکه به تشریف فیضان "نور " امامت متصف گردیده بود، در خور اکرام و اجلال معنوی بود؛ بقیه در شمار افراد عادی. چنانچه محمد حنیفه پسر غیر فاطمی نسب امام علی به هوای نفس دعوی امامت کرد،عدۀ امامت اورا تایید کردند و پیروانش در تاریخ اسلام به نام کیسانیه شناخته شدند.لکن این دعوی از سوی حضرت امام زین العابدین تایید نگردید. بهمین ترتیب زید ابن امام زین العابدین وبرادر ناتنی امام محمد باقر، صاحب ملل و نحل درین باره می نویسد:": میانۀ زید و برادرش محمد بن علی باقر: مناظره ها شد، به سبب علم آموختن او از کسی ( یعنی واصل بن عطا) که نسبت به جد او علی مرتضی کرده بود، واصل بن عطا رییس معتزله اعتقاد فاسد در شان علی مرتضی داشت که علی مرتضی در جنگهای که با اصحاب جمل و اصحاب شام کرد و اوبه یقین از صواب نبوده" ونیزدر بارۀ شرط دیگری مذهب زیدیه یعنی خروج کردن و شمشیر بدست گرفتن امام، تا آنکه روزی امام محمد الباقر بوی گفت:" پس بنا بر مذهب تو، والد تو (امام زین العابدین ) امام نیست، زیرا که او هرگز خروج نکرد و این کار را پیش نگرفت.(ملل ونحل صفحات 203ـ 208)
عقیل فرزند ابو طالب برادر حضرت امام علی نیز اصل و نسب و نژاد بنی هاشم را داشت آنگاهی که مطالباتش از سوی امام علی برآورده نشد نزد معاویه رفت و مورد استقبال او قرار گرفت. علاوتاً اگر نژاد و ارتباط خونی ملاک برتری و افضلیت آدمی را تشکیل میداد، درانصورت اموی ها و عباسی ها که نژاد ونسب هردو سلاله به عبد المناف تماس می گرفت، نیز در قطار قدسین و بزرگان معنوی قرار گرفته و اطاعت از ایشان بر همه واجب می بود.
آقای روشنگر! یک چلنج دیگر هم بشما میدهم بیائید خون وDNA سید نام نهاد شمارا در آزمایشگاه علمی امروز به آزمایش بگیریم اگر کدام نشان بر تری، افضلیت ویا فرق بارزی نسبت به خون ویا DNA یک فرد غیر سید دران مشاهده شد، فتوای تکفیری شما قبول.در غیر آن بروید در پهلوی کتب فقهی و روایات ناکار آمد وبی بنیاد یکی دو جلد کتاب وظایف الاعضا یا انتروپولوژی را نیز بخوانید، زیرا ما در قرن بیست یکم زندگی میکنیم نه در قرون وسطی اسلامی.فهمیدن عیبی نیست، رنگ زردی ونفهمیدن عیب است.با احترام گل احمد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد !
أكنون بصورت كامل متيقين كرديدم كه شما تكليف روانى داريد وازتحليل موضوع ترفه رفته به اتهامات موهوم مانند سوفسطائيان يونان باستان به جدل هاى بيهوده ومغرورانه شاد هستيد زيرا با دلائل وبراهين حرف هاى كاذبانه شمارا ذيلا به بر رسى ميكيرم !
1دركدام جاى ازنوشته ام ادعاى قداست را به تمام سادات انجام داده ام جز اينكه تقاضا كرده ام كه ازتوهين يكديكر اجتناب كنيد وعليه ادعاى يوج جعفر رضائى وباميانى كه درين سايت بنام مذهب جرس وحشيش حسن صباح همه تان دست بكار كرديد. درحاليكه غير ازنوشته شما كه أداى دين كرده اى ومرا دران صحبت خود قلبا خوش ساختيد .ديكران درين بحث اصلا سهم نكرفتندو.ولى درين صحبت نوعى ازخود خواهى تام وبايك عقده كه ديده ندارى كسى ديكر نيز غير از شما ابراز سخن كند .وخودرا نابغه دوران جلوه داده ايد .
٢دركدام نوشته وبر رسى ام ادعا كرده ام كه سادات خوب وبد را برابر به امام بدانيد وبرعكس كفته ام وبلكه حرف خداوند ورسول كرامى اورا مصداق ادعائم قراردادم كه سيد امر وفرمان يذير نور جشمان من است وسيد كه با امام مخالفت كند وحتى مقام سيادت خودرا ازدست ميدهد ولى هفتاد يشت اورا كه درهجويات بد كو يان كه نكوهش كرده اند مزمت كرده ام كه اين هفتاد يشت ازحضرت بهترين عالم نيز ميكذرد ولازم نيست كه توهين وتحقير أميز به دو ودشنام أقدام كنيم ومن دران صحبت سادات را كه در أ قصاى دنيا زندكى دارند ولو برادر وفرزند امام باشد با سيد كنر وارزكان وكندهار وكيان وغيره ازيك بطن مطهر فاطمه وعلى مرتضى است ميدانم ولى ازبين يكى ازين سادات يك نفر امام روزكار است كه خورشيد نما احترامشً بالاى تمام سادات وبستكان وخانوداده امام متحقق ميكردد ودرغير ان أكر يكى از برادر ان امام باشد جنانجه در ادوار كذشته بارها اتفاق افتاده است .با امام مخالفت كند وفرقش با يك سيد كه در أفريقا باشد واو نيز امام را نشناسد يكى است ويس ميزان قرب وبرترى ان أكرمكم عند الله اتقاكم است وبس وايا درغير اين كدام ادعا قداست ديكر راكه اتهام نموده ايد ادعا كرده ام وحتى به سادات عظام يشنهاد كرده ام كه در امريذيرى وتقوا وأمام شناسى ورفتن به جماعت خانه ودادن مال واجبات به مكى وكامرياى كه امام بركذيده الكو ونمونه باشئد ايا اين صحبت هايم مخالف كدام اصول يذيرفته دينى است وتنها احترام به مقام انسان وانسانيت را تأكيد ميكنم ونمى خواهم به احدى توهين صورت كيرد .
٣درين اطلاعيه همه را بطرف اتحاد وقطع مخاصمت ها ويوزش خواستن ها ازيكديكر فرا خوانده ام كه خداوند امر فرموده است واعتصو بحبل الله جميعا ولا تفرقو را يشنها دكردم كه همه دست بدست هم داده عليه اين دودحرى كه بنام جعفر رضا ئى وباميانى است متحد شويد .كه در ان سائت عملا به مقام منيع امامت وتاريخ مصفامذهب توهينات صورت كرفته است . كه خوشبختانه نظريات مستدل شمارا خواندم واين مقالات علمى شما سبب شد كه ازهمه بخواهم دست بكار شوند به عوض دشنام به كل احمد لازم است در دفاع ازتاريخ ما درهمكارى واتحاد از تخريشات قبلى فاصله كيريم كه دشمنان مشترك ما از فاصله هاى ايجاد بين ما استفاده ابزارى ميكند وايا اين نظريات كجايش به مذاق جناب عالى خوش نخورده است وشما به جاى إحساس درد مشترك تقاضا داريد كه هيرو ئى ميدان معركه را به شما دودسته مبارك باد كويم وبلكه هرانسان قلم بدست وأهل تحقيق وظيفه دارد وبا خود بيايد كه جنجالهاى ذات البينى ما به جى اندازه مارا درخورد سبكسران فاسدكه مانند كفتار امادكى ضربه زدن را بما دارد كرده اند .وما ناكذير هستم كه از مواضع خود مصممانه دفاع كنيم وبه قطع حركات تخريش كرايانه كه عامل فاصله كردد كرديم ودر انجام يكبارديكر أزشما خواهش دارم كه يك نظر ويا أرتيكل را درست ازريابى كرده وسيس موضع كيرى نمائيد ومن با نظريات وكاوش وتحقيقات تاريخى كه ريفرينس كونه به بحث ميكيرى ارج ميكذارم وتنها طرفدار موضع تند وشتابنده نيستم به اميد توانائى دوستان در دفاع قاطع عليه نظريات مخالفين با احترام (احمد روشنكر )

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بيائد كل احمد با اين مخالفت با سيد راكه داريد dnaشمارا لا برتوار كنيم كه نباشد همين هم جشمى ورقابت غير سالم شما كدام سيد خونش در ركهاى خودت فوران وغليان داشته باشد كه كفته هم نمى توانيد ودردلت هم أشكار است كه من هم سيد هستم ولى جرا مردم به من احترام ندارد ولطفا اين مشكل را با مادرخودحل بسازيد ودرغير ان جى خيانت. جسمى اكر درحق خودت صورت كرفته وانرا نيز ازخود سوال كنيد ومانند حيوانات زنجيرئ جرا بالاى سيدها عصبي هستيد ؟ورنه همه نوشته هارا كه من ديدم ثبوت احترام به امام است كه امام سيد است وسيد بى مانند ويكانه سيد كه نور است وبركت وسيد مخالف امام مرتد است ومخالف سيد بدون دليل هم ديوانه وعقده مند .زيرا اين سيد است كه امام ميشود وغير ازنسل سيد كدام هزاره امام نمشود .جهان كير 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوستان عزيز مخصوصا كل احمد خان !
حرف مشهور است كه با مردم جاهل كوجه بدل كردن حرفيست مدبرانه وسنكى راكه توان بلند كردنش رانداشتى انرا درجايش بكذار وراهت را تعقيب كن كه از منزل مقصود باز نمانيد ومن تلاش خود را نمودم وبدور باطل بر خوردم كه نه تحمل هذيان جهانكير شيبرى را دارم ونه هم فحش يكديكر را ونظر يات شما كل احمد خان نيز به مردم جاهل اثر كذار نيست وبهترانكه خودرا با اين مخمصه كرفتار نسازم در حاليكه به همه فأميل هاى محترم احترام دارم وازاين سائت جز تعفن وزهر ديكر كدام فضيلتى را سراع ندارم ومن منحيث يك ادم مستقل وغير جانب دار در لجن زار أضداد ويارادوكس مبطل خودرا غرق نميسازم وتنها به تعقيب أثر ات علمى وتاريخى اكتفا ميكنم ووظيفه اتنيك شناسى را به جهانكير ومجيد واكذار ميكنم .زيرا به مبحث مورد نزاع ما كه هما نا موضع كيرى علمى ومدلل عليه جهليات وبرجسب جعفر رضائى وباميانى در مورد حسن بن صباح حجت مبتكر وارمان كراى عصرفاطميان والموت سر افراز است ارتباط نداردو زيبنده ييروان راه ان راد مردان زنده نام نميباشد واين بنظرم درست خواهد بود كه از دشنام كران خودرا فاصله دهم ونمى خواهم استد لا لات اكادميك را با حرف هاى بازارى ولجام كسيخته مخلوط كنم زيرا بقول معروفى ( با بدان منيشين كه در مانى. خويذير است نفس إنسانى) به اميد رشد شائسته سالاربأعوام با ادب واخلاق نويسندكى .!زيرا كفته اند( أدب كاهيست زير اسمان از عرش نازكتر. نفس كم كرده مى ايد جنيد وبا يزيد اينجاه با احترام( احمد روشنكر )

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای احمد روشنگر! اگر نوشته ی من باعث ناراحتی شما گردیده باشد معذرت میخواهم. در معتقدات امروزی اسماعیلیت مقام، منصب، درجه وحدود اصلاً جای ندارد.بلکه صرف دو مقام وجود دارد:" امام وجماعت" در بالا امام است ودر پائین جماعت، بین این دو هر اندازه القاب وعناوین ماننددیوان، وزیر، اعتمادی، رای، مکی،وکامریا و اداراتی همچون کونسیل غیره وغیره وجود دارند همه وهمه خدمت گذار امام وجماعت اند هیچگونه قداست معنوی وروحانی ندارند، البته ارج ومنزلت خدمت صادقانه و بی شایبه ی خدمت گذاران از نظر امام پوشیده نمی ماند، و پیام فوق نیز همین نظر را به توجیه میگیرد وآنانی را به نقد میگیرد که در صدر محفل می نشینند و دست خودرا برای بوسیدن درازمی کنند ومردم عوام نیز با برداشت قدسیت سیادت دست بوسی میدهند و صلوات که مختص پیامبر وامام است به او صلوات میفرستند.
امادرمورد نوشته ی آقای جعفر رضائی در مورد حسن صباح که اصلاً اقتباسی از کتاب درخشش های تیره نویسنده ی ایرانی آرامش دوستدار در سایت کابل پریس بود که پیام های له وبر له ی آن نیز به نشر رسید. کسی به نام مستعار بامیانی انتقادهای کرده و از قول احسان طبری تیوریسن حزب توده ی ایران مطالب ضدو نقیضی را در باره ی حسن صباح اقتباس کرده بود، در جواب او من نیز پیام های گذاشتم و مطالبی را که احسان طبری در باره ی سازماندهی عالی، وکارنامه های قابل قدر حسن صباح نوشته بود و بامیانی عمداً آنرا از قلم انداخته بود، در سایت نوشتم. و لی در آنوقت این همه نویسندگان سینه چاک خانواده نادری که سید منصور زمانی خودرا همانند حسن صباح تراش میکردو حالاتبلیغ چیانش اورا با حسن صباح مانند میکند وصلوات میفرستند، کجا بودند که به ردنظر اومی پرداختند. شما آقای روشنگر که بامیانی پیا م دهنده ی فوق را با آن بامیانی یکی دانسته اید آیا متیقن هستید که این فرد نیز همان بامیانی است؟ آیا فتوای تکفیر شما تحت عنوان "دودهری ملحد" ودعوت از نویسندگان که بر ضد آنها مطالب بنویسند،آنهارا تحریک وجری نخواهد ساخت که بر ضد آئین ومعتقدات اسماعیلیت که در کتب جدلی مذهبی به وفرت وجود دارد، مطالب ضدونقیض بنویسند. آیا برچسپ وحشتناک واژه ی "ملحد" را که خلفای اموی وعباسی ازان بحیث چماق کفر وتکفیر وابزاراعدام برضد آزاد فکران، دانشمندان، حکما ی آزاد اندیش و مخالفین آن دو خلافت بکار میبردند مطمح نظر قرارداده ای؟ چه ضرور که امروز در حالیکه امام ما پلورالیزم را در سرلوحه ی بر نامه ی کار های خود قرارداده است، با دیگران مناظرات مذهبی را راه بیندازیم. امروز دین وعملکرد دینی شدیداً تحت سوال واقع گردیده ودر همین سایت مناظرات وتخطه ی ارزشهای دینی عملاً دیده میشود، لازم نیست که مناظره مذهبی برضد طریقه ی خود مان را نیز موجب شویم. اگردرباره ی خانواده ی کیانی ما مطالبی نوشته ایم ومینویسیم، این خانواده در حالیکه در تشکیلات امروزی اسماعیلیه هیچ ارتباطی ندارد، دست به اغواگری زده، سبوتاژ را پیشه ساخته، به عنوان سید به خود قداست مذهبی قایل شده وخودرا سزاوار صلوات فرستادن می پندارد، تحت پوشش خوجه ستیزی وادارات امامتی علناً بر ضد امامت اسماعیلی مبارزه ی دروغین و ابلیسانه ی را راه اندازی کرده است. حزب و حزب سازی در طریقه اسماعیلیه جداً منع گردیده، ولی این خانواده ی روحانی نمای ریاکار حزب ساخته و با وجود این ضدیت علنی با دساتیر مذهبی خودراعلناً رهبر روحانی فرقه ی اسماعیلیه ی افغانستان در مدیا و مطبوعات جامیزند. سید وسادات ساخته وپرداخته دکانداران دین و مغازه داران ارزاق است هیچگونه توجیه ی دینی وعقلانی ندارد. تبصره وارایه ی نظر در ین مورد و قایل شدن ارجحیت نسبت به آن ره بجای نخواهد برد. با احترام گل احمد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد خان !تشكر ازنظرياتت وبا تفاوت كمى طرز ديد شمارا موافقم ولى در كامنت اول اين اقاي جعفر عليزاده به كففريت ما نظر داده است كه من أبعاد اعتقادى خودرا درجواب ان نوشتم واورا ملحد به اين معنى كفتم كه شخصا من إمامان ١٢كانه شعيان را تا شش امام نخست كه يكجا هستيم وبربرحق بودن شان استدلال فكرى مشترك داريم ودربعد عبادى نيز در كلمه توحيد وأقامه نماز روزه وحج واذان نظر موافق داريم ودعائم السلام ذكر إحلال والحرام مؤلف القاضى نعمان المصرى را با توضيع المسايل موافق ميدانم وامامان مابقى انهارا نيز فرزندان زهرا اظهر س ميدانم وبه انها احترام قائل هستم وبا كار نامه هاى شان تا حدودى اشنائى دارم ولى غير از امام اسمعيل كه خودم معتقدم كه امام برحق ومنصوص است وسير تحولات ويئس أمد هاى ان ايا م راخوانده ام ولى هيجكاه مانند اين متعصبين بى احترامى نكرده ام ويلوراليزم را نيز باور مندم وموضوع صلوات مخصوص إمامان است وساير سادات متقى وامر يذيرراشامل ان ميدانم ولى خاص براى افراد وأشخاص را صلواة فرستادن نوعى ازبرداشتهاى غلو أميز محض ميدانم كه با اين طرز كار بدون موقف ومسؤليت بذيرى را صلاح ندانسته وانرا محكوم هم كرده ام ولى هيجكاه سادات را خودتراش نميدانم وبه جهل نسب شان مخالفم وشرط اساسى را كه امر امام احتوا ميكند باورمندموومخالفت با إمامان را( بغى )ميدانم وعقائد شرك الود غلو كرانه را رد كرده ام واين را نيز تأكيد كرده ام كه سيد انست كه هم ازنسل ونثراد وهم ازكردار واعتقادات سيد باشد واكر بخش دوم را نداشته باشد به نياكانش نفرين را حق ندارم وشخص خودش راانتقاد ميكنم ودرين اصول فكرى خود بدون ريا وترس ادامه ميدهم وبا نظريات اكادميك شما دربعد تحقيق سخت مائلم وخوش مى شوم ولى سيد ستيزى شديد را طرفدارش نيستم وكوشش كنيم كه خط فكرى فراكير درجهت اعتقاد خاص وبى مانند را به إمامان رادرجامعه تلقين كنيم وسادات امر يذير را از راه احترام نه به مفهوم قداست تشويق بيشتر در يابندى به اصول وموازين سازيم شراب وزنا وظلم را كه عامليش سيد ويا هرديكر باشد محكوم كنيم واز اتهامات وجعل كارى ها عليه تمام فرزندان روحانى امام بير هيزيم ونكذاريم كه در اثر برخورد هاى سليقوى ما افتراق را درجامعه خود سبب كرديم وازدوروي وفريب فاصله داشته باشيم صداقت وراستى را درجامعه بيك اصل مدرن تبديل سازيم وهذيان كويان سبكسر را جلوكيرى كنيم حرف مشهور است كه يخن بشكافيم وتمبا ن كشى را طرفدار نياشيم ودر تعهدات خود وفا بهد را ملاك قرار دهيم .با درود وتحيات (احمد روشنكر )

حقنگر یمگانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شمه ی ازکار نامه ی ننگین سید منصور
ندیدی که ایزد چگونه گرفت xx عقابت به خفاش شب گشت جفت
همان تسبیحی با ریاو دروغ xx به جانت شده آتش و دود وقوغ
تو از نصف شب تادم نصف روز xx بودی در ریاکاری و سازو سوز
به ظاهر عجب جلوه ها میکنی xx به باطن روی خود سیاه می کنی
نترسیدی تواز خاطر تیز چنگ xx به سرعت عقاب و به تندی پلنگ
ندانی تو فرق حلال و حرام xx اگر بوده گویش جواب سوال
نییه همسرت دختر بختیار xx قسم میخورم من به پروردگار
بود دختر ناصر رهنما xx که ناصر برادر بود بر شما
خبردارم از قصه ی خُرد وریزxx زِ طفلی به خود داشتم ذهن تیز
همیشه سید ناصر عشوه گر xx به آغوش معشوقه شب را سحر
حقیقت همین است نباشد دروغ xx شرابُ کباب بود خالی زدوغ
قسم بر خداوند ارضُ سما xx اگر حق نگویم شوم روسیاه
دی اِن اِن نما خون خانم خود xx شوی آگه از اُخوت شوم خود
زوحشت کشی آن زمان بالُ پرxx به انسان روانیست جز گاو خر
همین شیوه ی زندگی شماست xx نکاحت بدخت برادر رواست
شما سبقت از کار هارون رشید xx که او لذت عمهِ خود چشید
من ازتو نمایم سوال دیگر xx به شورا چه کردی تو ای بی هنر
نشینی به کرسی به مانند بت xx نیه ارزش کارت یک برگ توت
بود حیف آن موتر نام دارxx که منصور منفور اورا سوار

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من به عنوان یک فرد غیر اسماعیلیی با شناخت نسبی که از خانواده سید منصور داشتم باعث شد تا نظریات که درینجا گذاشته میشود بدقت بخوانم. در گذشته ها هم حکایات در مورد اینها شنیده بودم. اکنون تقریباً صد در صد مطمئین شده ام که فامیل کیانی از دایره انسانیت و اسلامیت خارج اند. نصر الدین از پلخمری

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ازین احمق که نامش را "جهان کیر" بجای "جهانگیر" مینویسد چه توقع استدلال منطقی داشته باشیم.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

احمق إيه ككشه كوست بى نامك مردار وشايد مرا كول زده باشئد همان نسل خر هستى ميدانم مجيد نام بدلى تو است واكر مردى ادرست را معلوم كنيد ومانند زنها از زير حجاب اي ات بيرون شو( جهانكير )

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادر محترم نصر الدين خان ازيلخمرى !
خوب است كه دريلخمرى زندكى داريد وهمه اين خانواده را ازخرد وبزرك ديده باشئد وبعد ازانها مجاهدين وطالبان واندرابى ها امده اند وحال هم نوبت جور به مردم خوست وفرنك است اكر وجدانى قضاؤت كنيد بيك نتيجه مثبت ميرسيد ولى ما مر دم هزاره اكر خود ما خوب مي بوديم وبيكى ديكر خود دست كيرى ميكرديم وكارهاى بى معنى مارا ازحاتم أرباب اسلم درجشمه شير هم ديديم وازشما خواهش دارم كه به حرف وادعاى ما مردم باور نكنيد كه ما قوم ارجل هستيم وأب صد دره را خورديم ومن يك مدت درغندتويجى فرقه ٨٠وظيفه داشتم ومردم يلخمرى را مي شناسم مردم خوب هستند ومن خاطره نيك ازمردم شريف يلخمرى رادارم وخداوند اززبان بد كويان ودروغكويان همه را حفظ كند ..برادر شما تورن( دلجمع )فعلا در منتريال كانا دا

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى شاعر ناحق نكر بمكانى ،
شما مردم اكثر دركراجهاى محمد زائى ها وبرادران اهل هنود تولد شده ايد ومادر وزن تان خانه خدمت شان بود وطبعا ان مردم ثروتمند وعياش هم بودند ودران وقت دى ان اى نبود وشما هم جديد بنام ان اشنائى داريد. واكر فرزندان خود وشمارا دى ان اى كند. كه به فكر من اكثريت قاطع شما ممكن نثراد محمد زائى وأهل هنود باشئد .زيرا درين شعر قسم خورده ايد ومردم شيبر تا من ياد دارم دركابل صاحب خانه كلى بودند واست. ولى شما مردم بهسود كالو ونيك ئى درين كراجها زندكى داشتيد ومن منتظر دى ان اى شما هستم درمعائينه خانه ام درتورنتو .دوكتور جهانكير متخصص دى ان اى

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای نصر الدین!
درشعر فوق که عملکرد سید منصوررا نسبت به دختر برادرش "گلچهره" بیان میدارد،جای تعجب نیست زیرا وی میراث بر پدرخوداست. طوریکه قبلاً نیز تذکر داده بودم سید نادر خان پس از یک مبارزه ی شدید خانوادگی شجاع خان مشهور به شیر آغا را از حق جانشینی پدرش محروم ساخت واورا تبعید کرد ووی مدت 17 سال در قلعه ی در شیبر زندانی بود، زنش را به نا م "بی بی حریره" که برادر زاده اش بود واز زیبائی ومقبولی بر خوردار در حرم خود آورد و تا پایان عمر شهوت حیوانی خودرا توسط او مرفوع می ساخت.
پدرگلچهره به نام بختیاری از منطقه ی شیبر مرد نسبتاً آرام ومطیع وبقول عامیانه گوسفندی ومادرش به نام آفاق زنی زیبا،مجلس آرا، غزلخوان ومعشوقه ی سید ناصر بود، و هوای همسری اورا در سر می پروراند. ولی سید نادر خان نسبت نژاد هزاره بودنش اورا ظاهراً به عقد بختیاری در آوردو در عمل معشوقه ی سید ناصر باقی ماند. وقتی سید ناصر از موضوع گلچهره و برادرش سید منصور آگاه شد اورا از عروسی با گلچهره بر حذر داشت که او دخترش است ، ولی سید منصور در جوابش گفت نیمی از مردمی شیبر از نسل توست، حالا اورا از نامزادش جداکرده وبا او همبستر شده و به نام "مستوره"مسمی کرده ام
آقای نصر الدین! درینجا باید متذکر شوم که مذهب راستین اسماعیلیه ازینگونه اعمال نکوهیده وفاجرانه که اخلاق و معنویت جامعه را به خرابی می کشاند، مطلقاً بیزار است. اصل پاکی و صداقت، برادری و خواهری واقعی، روح وحدت و یگانگی و خدمت گذاری در سرلوحۀ برنامۀ این مذهب قرار دارد.
ولی تراژیدی جامعه ی اسماعیلیه ی افغانستان درینجا است که مدیریت نالایق و عیاشی که خود را ازطریق زور وزر در رأس این جامعه ی ناآگاه وبی سواد عَلم ساخته جامعه را به سوی بیراهه میکشاند، ودر نتیجۀ رهبری منحرف جامعه نیز راه انحرافی را می پیماید، و این مدیریت منحرف بجای تعمیل و تحقق راهنمایی امام به تعمیم و رواج " کیش شخصیت " خود درلباس مذهب مبادرت ورزیده است. و با اغتنام از موقعیت نا آگاهی جامعه، از جهل و بیدانشی جامعه کمال استفاده را نموده و با پوشیدن حجاب مذهبی و نقاب دینی افراد و آحاد جامعه را بیرحمانه بر مدار خود می چرخاند و به استثمار و استحمار آنان پرداخته ومی پردازد.
درینجا این سوال پیش می آید که چگونه حجابی؟ البته حجاب باور به مبادی، به عقیده و به مذهبی که در باطن به آن ایمان نداشت وندارد، ولی به اقتضای مصلحتی از ایمان دم میزد ومیزند؛ در موازین اسلامی به این نوع عمل اصطلاح " منافق " بکار رفته است. منافق کسی است که در باطن به چیزی و امری ایمان ندارد، اما به اقتضای مصلحت از ایمان دم میزند و خود را مؤمن وانمو د میسازد. بخاطر اغفال جامعۀ فاقد تفکر و تعقل، در انظار مقدس بازیرا در می آورد؛ در حقیقت و نفس الامر دشمنی است در لباس دوست و منافقی است در لباس تقوا که احساس مذهبی مردم مغبون را در دست داشت ودارد و بر جامعۀ مغبون حکومت میکرد ومیکند.

اما اگر جامعه سنن گوناگون جاهلی و افکار غیر مذهبی و عقاید مسخ شده از مذهب را که دران محبوس و محصور مانده ، شکستانده بتواند، وهم اگر ادراک و تفکر را که متمایز کننده ی انسان از حیوان است به کار گیرد ، تمیز نیک و بد، منکر و معروف را پیدا کند ، آنگاه از نحوۀ زندگی اشرافی این مرجعیت که جز بزم و طرب و خوشگذرانی، فسق وفجور چیز دیگری در مدار آن راه ندارد، به چنین نتیجه و بر داشتی میرسد که عیاشی و خوشگذرانی وفسق و فجور با مذهب راستین ملازمه ندارد، باید در تحقق مبادی و اصول حقیقی مذهب تلاش ورزید، وبر سینۀ این مرجعیت عیاش و هوسران دست رد نهاد.
مبارزه و تلاش وروشنگری ما نیز درهمین راستا قراردارد که خانواده ی نادری یا کیانی با این گونه اعمال ضد دینی واسلامی خود ازدایره ی انسانیت واسلامیت بکلی بدور اند، لذا افراد وآحاد این جامعه ی نا آگاه باید بخود آیند وبه شناخت برسند زیرا شناخت عامل اصلی زدودن جهالت وناآگاهی است. با احترام گل احمد.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد يس ازادعاى كاذبت كه يكى از داعيه داران محرومى شير أغا يسر سيد تيمورخان برادر سيد نادر خان بود كه موصوف نسبت ضعف عقلش به سيد ديوانه معروف بود وسر حلقه اين داعيه داران صاحب داد مهرى است كه با اين رندى خود خودرا افشا ساختيد وازما دور هم نيستى وسوابق خودت وخانوادكى بمامردم شيبر معلوم است وحرف بى تميزى ونالايقى شما به همه معلوم است بحرف فردوسى زدى تيرو يكتيرراكوش كن. .غم وشادى أز دل فراموش كن. .دلجمع قوم شيبر مانتر يال واكر مرد هستى با مردم شيبر با اين دسيه تثبيت نطفه مقابله كن

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادر محترم دلجمع خان بسلامت باشئد !
اين صاحب داد مهرى تنها نيست ومن جندى قبل تعداد ديكر ازين سك هارا كشف كردم ولست شان نزدم است وبا اتهام به سيد نادر خان ودختر بختيارى تنها ضديت ودشمنى را بأ. سيد ها نى بلكه هر شيبرى كه غيرت ناموس دارى را داشته باشد متحد شويد ويك قيام نيستى وفيصله كننده را با مريدان غلام شاه انجام دهيم واين كل احمد صد درصد صاحب داد مهرى بى ناموس است برادرت( جهانكير)

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای دلجم خان قوم شیبر مونتریال! اول حدس دانی ات را پاک ومصفا گردان تا خوبتر وبهتر تر به کمال مطلوب برسی. دوم یکی دو جلد کتاب دستور نویسندگی را پیداکن و سطح فارسی نویسی ات را کمی ارتقا بخش تا درک گردد که پیام های بی سرو ته ات چه مفهومی را میرساند. مثلاً ازین کلمات " یکی از داعیه داران محرومی شیر آغا" چه چیزی را میتوان استنباط کرد. سوم اینکه این صاحب داد مهری کی است که سر حلقه ی این داعیه داران می باشد، آیا کدام " مرجعیت " جدید است. بار اول است که نام مبارک اورا می شنویم از نوشته ی شما چنین معلوم می شود که اورا می شناسید لطفاً مارا با شخصیت یا با آراء و نظریات اونیز آشناسازید.
همچنان به آقای جهانگیر خان! اگر فرموده ی شما درست است که این گل احمد صد در صد صاحب داد مهری است، ما که تا حال با او معرفت نداشته ایم از برکت کشفیات شما با او آشنا می شویم، امید میرود مارا مرهون این کشفیات بکر تان ساخته ممنون سازید. اما در مورد دختر بختیاری ومادرش لیلی بای که زن با سوادو دارای حسن خط خوب بود ونیز شوهرش میر غلام محمد خان وکیل که در به قدرت رساندن سید نادر خان نقش برجسته ی داشت ونیز پسر ش وکیل احمد جان که در زمان دموکراسی تاجدار یک دوره در ولسی جرگه وکیل بود ونیز در زمینه ی مراتب وفاداری وخدمت گذاری ایشان به خانواده ی سید کیان معلومات زیادی دارم که بعداً به آگاهی تان خواهم رساند. ولی این نکته را نباید ناگفته گذاشت، هتک حرمت ناموسیی واضح و معلومی را که سید منصور نسبت به این خانواده از قوم عادل انجام داده، بجای اینکه شما علیه او به افشاگری وبرملا ساختن اعمال و کردار او همت بگمارید، فحش دانی خودرا بالای دیگران خالی میکنید، گاهی مانند انسانهای خیالپرور مرا از گروه سید احمد بر خوردار دانسته و فحش ودشنام نثار میکنید و اینک مرا صاحب داد مهری نام تصور کرده خط و نشان می کشید وعامل را بجایش گذاشته ومعلول را مورد تهمت وبهتان قرار داده و واژه های رکیک و بازاری را زینت بخش نوشته ی تان می گردانیدکه به هیج نتیجه ی منجر نخواهد شد. علاوتاً نه مانند شما تربیه ی فامیلی دارم ونه مرام رو شنگری ام به من اجازه میدهد که به فحش ودشنام بالمثل متوسل شوم، البته خوانندگان سایت خود قضاوت خواهند کرد. بااحترام گل احمد

بامیانی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حکایت دیگر ازخاندان سید منصور!

قبل از دست گیری برادران سید منصور توسط افراد حفیظ الله امین، این خانواده در کابل به خانۀ شخصی بنام غلام سخی که از مردم بهسود پشت بند بود پنا برده بودند و بالاخره از همانجا اسیر شدند. کمک های غلام سخی باعث شد که خانواده سید منصور بعد ها هم با پسران غلام سخی روابط فامیلی داشته باشند.

رفته رفته، سید جعفر پسر سید منصور عاشق زن شیر احمد پسر غلام سخی که از مردم پشتون کابل بود، گردید. کار بجای کشید که زن شیر احمد را سید جعفر بخانۀ خود برد و برنامه قتل شیر احمد را ریخت. شیراحمد نزد سید منصور عارض شد ولی نتیجه نداد تا اینکه آن بیچاره از ترس و ننگ زمانه به کویته پاکستان مهاجرت کرد و فعلا هم آنجا زندگی میکند.

خانم دیگر سید جعفر که دختر سید ناصر است، ازین مسئله وقتی آگاه میشود که بعد از اشغال کیان توسط طالبان، تمام خانواده سید منصور به هلیکوپتر که احمد شاه مسعود ارسال کرده بود سوار میشوند. سید جعفر اول او را نوکرش معرفی میکند ومیخواهند او را با خود نبرند ولی آن زن فریاد میزند و مسئله را افشا میکند که سید جعفر از او بدون نکاح شرعی صاحب چند فرزند شده است. بالاخره خانواده سید منصور مجبور شده و وی را باخود میبرند.

آیا نیکی کردن به این خاندان جفا بخود نیست؟ کسی که جانش را بخطر انداخته و اینهارا در خانه اش پنهان نموده بود کارش بجایی کشید که ناموسش را به زور به خانه خود بردند. این نه تهمت است و دروغ، حقیقتی است که همه میدانند.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بجواب باميانى !
ما ازين جرنديات تو هيج ندانستم كه ازكجا دست مزد.جعليات خودرا بدست مى أوريد ؟كه درهمين سائت دربخش مقاله جعفر رضائى در مورد حسن بن صباح جعليات شاخدار وحتى ادعاى كفريت نمودى كه كل احمد وروشنكر هردو بجواب شما با استفاده ازمنطق واستنادتاريخى يرداخته است وهيج ادعاى كاذبت قابل باور نيست ومن سيد جعفر را ميشناسم جز ازيك خانم وسه اولاد وانهم ازيك خانمش ديكر سراع ندارم اكر مشكوكيد ازخانم خود واولاد هايت دى ان اى كرفته ميتوانيد وانكاه مطمئن خواهيد شد .وشما كفريت خودرا دران مقاله ثابت ساخته ايد ضرور به روسياهى بشيترت نيست .دلجمع از مانتريال

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای دلجمع! تخلص و نام مردم زیاد باهم شباهت دارد. کسی که در جای دیگر با استفاده از تخلص "بامیانی" نظر داده است، من نیستم و من مقاله را که در مورد سخن گفته ی اصلا نخوانده ام و نمیدانم که چه نوشته شده. اگر فرصت بود آنرا خوانده و جواب خواهم داد.

ولی سخنان را که در مورد بادارت گفته ام صد در صد راست است. اگر در مورد جاپان معلومات نداری این بدین معنا نیست که جاپان وجود ندارد. بجای اینکه بمن تهمت دروغ گویی بزنی، از بادارت بپرس که این دروغ است یا راست.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى باميانى !هركى باشئد ولى عقده مند هستيد جراكه دربين قوم بسيار كيها است ولى هيج كس به انتر نيت نينداخته وشما ديديد كه درمورد خير زاد كه شناخته شد از زبان جهانكير جى نبود كه نشنيديم وان ادعايش دروغ هم نيست واكر شما شناخته شديد سير ويياز شما نيز اكر مائل به ادامه جنين اتهامات باشئد معلوم خواهد شدولى در مورد سيد جعفر كه برايم بادار كفته ايد اكر جهره مباركت معلوم شد إنكاه من دانم وشما اكر من غلام باشم يروانيست .وشايد شما غلام زاده وكنيز زاده خواهيد برامد با احترام دوست شما( دلجمع )

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای دلجمع! در مقاله ی آقای جعفر رضائی راجع به حسن صباح کسیکه پیام گذاشته بود "جعفر علیزاده" از بامیان بود، اما آنانیکه به جواب جعفر علیزاده پیام گذاشتند بطور خلاصه بامیانی نوشتند که تا پایان نوشته ها به نام بامیانی تذکر رفته بود. مقاله متذکره در همین سایت موجود است وشما میتوانید روی نوشته های برجسته ی " عقاید وباورها " کلیک کرده ومقاله و پیام مورد نظر را به خوانش بگیرید. فرضاً اگر پیدانتوانیستید دوباره بهمین سایت پیام بگذارید من تمامی آن نوشتها و پیام هارا دون لود کرده ام و شمارا درجریان میگذارم. ولی چه بهتر که اول موضوع را درک کرده وبعداً ازروی ادراک به نوشته یا پیام مبادرت ورزید. زیرا وجه امتیاز انسان از سایر جانداران کره ی زمین خرد یا نیروی ادراک است. موفق وموئید باشید.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

به يقين كه درست ميكوئيد أقاى باميانى من ان سائت را كاملا خوندم وممكن اوشخص ديكر است وجى خوبست ماوشما قوم هستيم وهر مسله را با منطق وحرف ادبانه وبدور از تعصب وتنك نظرى مانند عضو يك جامعه روحانى كه داراى باور هاى مشترك هستيم .حل كنيم .دوست شما( دلجمع )

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 74 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس