رفتن به محتوای اصلی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یک کارتون

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

74 دیدگاه
معاشر

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من خود شاهدم که یکی از پسران آقای سید منصور بنام جاوید آغا ,کسی را آزار رسا نیده بود,وی نزد آقای سید منصور عارض شد,آقای سید منصور جر یان رابطور عا دلانه تحقیق کرد , وپس از بازجویی ,دسته های چوپ را با لای پسرش شکست وپسر خویش را برای مدت بیش از یکماه زندانی کرد ومن یکی از شاهدان این روش عا دلانه جناب سید منصور بودم .اینکه مهندسانی پیدا شده است که با گِل خشک ویا کلوخ دیوار مینمایند ,بسته به مهارت ایشان دارد!
به عقیده من هر گونه سر ما یه گذاری برای فرو ریزی این خا ندان ووجاهت شان کاریست عبث ,چرا که مردم افغا نستان بخوبی با این خا نواده آشناست .ودر زمان سور اسرافیل در زمان حا کمیت مجا هدین وطا لبان وکرزی ,اقتدارآقای سید منصور آمیخته با عدالت وخدمت وحراست دا رائی های ملی از آزمون تاریخ بیرون شد لذا هرگونه بهتان در مورد این خا نواده ,کا ریست نا صواب.اما برخی شکستی ها در کار این اداره زمانی مشهود گردید که مدیران مجرب وکار آزموده مثل آ قای سید ظاهر ,داکتر شها ب الدین وقوماندان عمومی جناب سید حسام ا لدین که میخوا ستند اصلاحات لازم در طرز اداره ایجاد نمایند ,از حلقه کاری رانده شدند ومحیط برای افرادی نا شا یسته مثل معراج معاون والی وبرخی افراد فرصت طلب ایجاد شد,اما در هر صورت خط السیر خا ندان در جهت خدمت گذاری, لا ینتغیر باقی گذاشته شدوآنا نیکه در حریم حا کمیت جناب سید منصور زیست نموده اند خاطرات خوب به یاد گار کشیده اند!
معاشر.

جان محمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای معاشر!
شهادت شما در زمینه ی " تحقیق عادلانه " ی سید منصور قبول ، ولی همین جاوید آغا که محافظ جوان خود از مردم "کالو" ولایت بامیان را با خوراندن شراب از خود بی خودساخته و بیرحمانه به اوتجاوز جنسی کرد وجوان مظلوم فردای آن پطلون بدست با حالت وخیم وشرمساری به حوزه یاماموریت پولیس عارض گردید. آقای سید منصور این بار به عوض تحقیق عادلانه و شکستاندن دسته های چوب بالای پسرش بسته های دالر را نثار قدمش کرد و جاوید آغارا باعزت از ماموریت پولیس کشید. این "تبرّک" سازی یا به اصطلاح هزارگی "گائیدن مرید" تا مدت ها نقل مجالس بود.ازین گونه "تبرک سازی" در تاریخ این خانواده روحانی وراهنمای مردم بسیار زیاد وجود دارد آگر معلومات ندارید یا عمداًتجاهل میورزید ، اگر موافق باشیدبه تدریج برای تان نقل خواهم کرد. از ایام دور تراز خاطرات مدیر اسماعیل وآقای صیام گرفته تا عریضه ی آن جوان تحصیل کرده به ادارات جنائی که "طفل که در شکم خانمم است از من است یا فلانی؟ "وحتا خون هردو پدر وپسر به لابر اتواری های دهلی نیز فرستاده شد غیره وغیره واینکه به گوشه ی از کارکرد های جناب آغای شما اشاره شد فوراً دادو بیداد کرده به آن مارک کار " مهندسی" شده میزنید وگاهی هم "سرمایه گذاری برای فروریزی وجاهت این خاندان " بر چسب مینمائید. نه کار مهندسی شده است ونه هم سرمایه گذاری، عتیق شاهد کیست، یک کارتونیست که خلاها وبی عدالتی ها وتحجر گرائی های جامعه افغانی را از طریق کارتون به نمایش می گذارد، فکر نکنم کسی به او سفارش ویا اورا وادار ساخته باشد که کاریکاتور آقای سید منصور راترسیم کند. در همین سایت قبلاً کاریکاتور آیت لله! محسنی را به شکل زننده ترش همه دیدند و نظر به آزادی مطبوعات بعضی ها تبصره ی هم کردند، درهمین سایت مدارک فراونی از کار کرد های جناب آغای تان ارایه شده وکسانی هم تبصره کرده اند که خود شاهد آن کار ها بوده اند و جناب آغای تان تا حال هیچ یک ازآنانرا رد نکرده است. ضمناً در همین سایت نوشته ی تجت عنوان " چه فرق است بین انسان واهریمن" کسی نظر داده که اول باید جایگاه ومقام سید منصور معیین ومعلوم شود که او آیا رهبر مذ هبی اسماعیلیه است یا رئیس حزب پیوند ملی، بعداً در پرتو این روشنی بحث وتبادل نظر شود. حال نیز این گفته دارای اهمیت است.

فضل اکبر
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

این همه چتیات گپ مفت و دروغ محض است کمی از قهرت پاهین بیا بیادر به نا حق خوده رسوایی مردم نساز ما این فامیل شریف را از نزدیک میشناسیم والله برای همه مردم افغانستان چیزی که از دست شان امده خدمت نموده اند تو که عقده و حسادت شخصی داری کار خودت است

فتاح
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادر تمام این مطالب از خودت است چی خوده د کوچه حسن چپ میزنی و جوابهای تان را هم مردم با شرف ما دادند اما شما قسم خوردگی ها استید و بار بار از پاچه میگیریید

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شاهد عتیق کارتونیست یعنی هنرمند بسیار موفق، وقتی که به یک هنرمند پول بدهی هنر خود را برایت تقدیم مینماید وگرنه شاهد عتیق جناب سید منصور نادری را چی میشناسد؟ویا چی دشمنی با جناب ایشان دارد؟این واضع است که خریدار هم شما مفسدین فی الارض استید و بخاطر شخصیت کشی جناب ایشان از هیچ چیزی دریغ نمینماییداما خداوند همه چال های شما را افشا مینماید

کمال الدین
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مقامش وزیر مولانا حاضر امام و به اصطلاح سابق حجت خراسان

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من درمورد كفته هاى شما همينقدر معلومات دارم كه همان طفل فعلا دركانادا است ومن اورا ازنزديك ميشناسم وازلحاظ شكل وقواره خداوند بحق كه معجزه أسا است كه با شكل وقواره يدر بى ناموسش كوجكترين فرق ندارد واكر اورا ببينيد خواهيد دانست كه حلال زاده ترين انسان است وفكر ميكنيد كه يدر اورا در جوانى ديده باشى با جشم سبز الكوى فزيكى يدر خود است وازين مثال خودت ثابت است كه به كدام اندازه دروغباف ميباشيد شرم وننك به شما باد ومن شنيده بودم كه دروغ كويان از كاه كوه ميسازد الحق كه درنوشته هاى برادر كل احمد جان اين شنيده را به حقيقت مبدل سأخت كه در هر وقت جهل كاران به وفرت وجود دارد .ميكويند كه دريك ده دروغ كوئى وجود داشت كه از ساختن دروغ مزد ميكرفت روزى او بمسا فرت رفت وبرادر او شروع بدروغ كفتن كرد كه ديدم سك در هوا مى جفيد .حاكم محل اورا به زندان افكند كه سك نا ممكن است كه در هوا بجفد .برادر او ازسفربر كشت وبه دفتر كار حاكم مراجعه كرد كه برادارم را براى جى زندانى كرديد؟حاكم درجوابش كفت كه برادرت ادعا دارد كه سك را در هوا ديدم كه مى جفد ودروغكوى كفت كه حاكم صاحب برادرم درست كفته است .زيرا عقابى جوجه سكى را با خود به هوا بلند كرده وجو جه سك در جنكال عقاب مى جفد .حاكم اورا خلعت داد وبادرش را ازاد ساخت وكفت كه در ائنده دروغ نكويد ودروع برادرت باور كردنى است .واكنون كل احمدجان دروغى را بنويس كه قابل قبول باشد وأما دروغهاى جناب شما به دروغكوئى برادر دروغكوى حرفوي شباهت داردكه مستحق مزد نميباشد ومانند خود دروغكوى مسلكى دروغ را اماده باور ساخته بنويسد اميد است كه دروغ موزون شمارا بشنوم. 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در مورد شخص وفات كرده هر كى بد و رد بنويسد مرتكب كناه بزرك ميشود زيرا او رفت حسا بش با افريدكارش است وأما شنيده ام مرد غريب نواز وخير بود يك سلسله نكات مثبت نيز داشت ولى كناه ديكرشرا شما با غيبت خود كاهش ميدهيد 

شیبری

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جهت معلومات بیشتر در مورد کارنامه های سید منصور نادری به لینک های ذیل مراجعه فرمایید:

http://kabulpress.org/my/spip.php?article52648

http://www.afghanistanpress.com/my/spip.php?article103242

امید وارم برای تان جالب و آموزنده باشد.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شیبری ها چطور شد که صدای شانرا کشیدند وگر نه خانواده سید منصور شوی زن و مرد شان است وگنای شان هم نیست زیرا احترام به شوهران هم لازم است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یک شاعر مردمی متخلص به "دروازی" در حدود هفت سال در جزو تام های فرقۀ 80 سید منصور تا سقوط قول اردوی نمبر 6 او ایفای وظیفه کرد، او شاهد بود که چگونه سید منصور ایندشمن علم و عالم به اتکاء فرقۀ آلوده اش که از برکت نوکری به رژیم کمونیست صاحب شده بود، روشنفکران، تحصیل کردگان، شخصیت های نامدار مردمی ولایت بغلان و نیز سایر ساحات تحت نفوذ عقیدتی خود ساخته اش را بیرحمانه کشت، سر به نیست کرد، کمین زدودر زدو بند های کثیف باباندهای آدم کش معامله نمود ودر خدمت دستگاههای جاسوسی بیگانه کمر بست. موصوف بخش کوچکی ازان جنایات و معامله گری ها را در قالب شعر ساده و عام فهم انشأ داشته است، درین اواخر نسخۀ اشعار وی بدستم افتید و خواستم که علاقمندان این سایت را نیز دران شریک سازم. ابیات چندی ازان شعر درینجا آورده میشود:
ای سید منصور بگو که شوکت و شانت چه شد ــــــــ قول اردو فرقۀ هشتاد غندِ کیانت چه شد
میزدی چوب ستـــم بر پیــکر اهـل خـرد ــــــــــــــــ دیو اندر کرسی والی بدورانـت چه شـد
مزد کار افسرانت جزدوُدشنام چی بود ــــــــــــــــــ مشت و سلیهای آن جاوید بدنامت چه شد
مال مردم را چپُ راست میزدی در جیب خود ـــــــــ اینقدر گو در دل کوه از طلا، کانت چه شد
بود مال شخصی ات دیگر کسی حقِ نداشت ـــــــــــ کوهُ صحرا دشتُ وادی جمله در کامت چه شد
پول نا مشروع ترا کی از کفت بیرون شود ـــــــــــ دذدیُ رشوه گری قاچاق کاروانت چه شد
درحریم جنگلستان دلقکانت بود پلنگ ـــــــــــــ ضربُ قضیه فکان معراجُ افغانت چه شد (مولوی میر افغان
درکمینگاه بود نشسته گرگ کفتاران دیگر ــــــــــــ بازک و پاینده و ناظر قربانت چه شد (تروریستان مشهور وی)
آنکه تورا شهره و مشهور عالم ساختن ــــــــــــــــ حقبین آزاده بود یار نگهبانت چه شد
در همه جا گفته بودی افتخارم حقبین است ــــــــــــ افتخار و آّبروی مرد میدانت چه شد
حقبین اندر راه حق، حق با حقبین بود ــــــــــــــــ دُرّه زن بی شخصیت دکتور حیوانت چه شد (داکتر شهاب الدین)
بیخبر ازوضعُ احوال عطامیر مانده ام ــــــــــــــ هیچ پروانی، بگو اقبال زندانت چه شد (جنرال اقبال شیخمیری)
یا الهی دیــگری چله نشی داشتی ــــــــــــــــــ تسبیح کذبُ ریا و اشک چشمانت چه شد
اشک از چشمان تمساح ساریُ جاری چی سود ـــــــ درکمین آهوان رحمان دندانت چه شد
میل داشتی جانشین ناصر خسرو شوی ـــــــــــــــ میدیدی بالا زحد آن راه عرفانت چه شد
از حسن ابن صباح کم نمی گفتی خودت ــــــــــــ آن خیال پردازیهای بی برو خامت چه شد
از جناب خود کُش بیگانه پرور این سوال ــــــــــ دشمنی با پور حیدر(ع) صدقُ ایمانت چه شد
خود گزیدی حزب سادات بر دفاع خویشتن ـــــــــ از تعصب بر جماعت امرو فرمانت چه شد
لحظه لحظه خون ناحق است سوالی دیگری ـــــــــ میتوان پرسان زتو قاضی وجدانت چه شد
آیت الکرسی به حق که خوانده نتوانی درست ــــــــ درردیف فیلسوفان نام و عنوانت چه شد
با همین دستخوان پهنت خُرد گردیدی چرا ـــــــــ رنگ رنگ ویسکی و ودکا از سر خوانت چه شد
میزدی لاف دیگر از طالبان گیرم دمار ــــــــــــ جنگ ناکرده گریزان توپ و هاوانت چه شد
شیر برفی یا عقاب آهنی چادر بودی ــــــــــــــ کمتر از روباه شمارش شیر مردانت چه شد (آشیانۀ عقاب)
تایمنی تپه نشاط و طمطراقت تا بکی ــــــــــــــ هریکی از گوشه ای مدح و غزلخوانت چه شد
تحصیلُ دانش بدرگاهت حقیر و بی صفت ـــــــــ بیسواد و بی خدا افراد نادانت چه شد
دلقکان گویند خداوند گاه امام روز گار ــــــــــــ پهلوی فرعون جایت گو که یزدانت چه شد
مینمودی از غضب یارانت راهستان گور ــــــــ سید مرادُ سید احمد اهل دوستانت چه شد
ازقفا تیر جفا بر سینۀ قیوم زدی ـــــــــــــــ مرغ وحشت جاگزین بام آشیانت چه شد (قیوم نواسۀ آخوندصافی )
طرحریزی بر ترور شاه قدم تکرار ها ــــــــ گشت افشا بمبگذاری راز پنهانت چه شد
خان محمد قاتلش افغانُ دستورش زتو ـــــــــ نابودی اقوام پشتون راه سلطانت چه شد ( راه حضرت سلطان سمنگان)
برسر دستر خوان خود تور را کردی ترور ـــــــــ هم طبق همسایگی با قوم بغلانت چه شد
مولاداد آگاه چگونه قتل در فرمان تو ــــــــــــــ زیر پا مشتُ لگد احساس انسانت چه شد
در سراغ آرزو نورمحمد خان شبر ـــــــــــــ جاهلُ پستُ رذیل خاین وغولانت چه شد
ناشماری تاختُ تاز های دوران کرده ای ــــــــ رایگان اموال مردم خواجه الوانت چه شد
شاد میگشتی به حرف دشمن دنیا و دین ــــــــ دلگیر بالا نشین پر شورو پترامت چه شد ( جلیل پر شور)
حرف حق هرگز بگوشت هیچ تاثیری نداشت ـــــــ تاثیری میداشت اگر آن اکه قربانت چه شد
درصف تاریخ بنویشتم و ماند یادگار ــــــــــــ الفتُ جاویدُ جعفر، می پرستانت چه شد
میکند سربازی این "دروازی "از گفتار خود ـــــــــ میخلد مانند نی خار مغیلانت چه شد
عرض خلق از ظلم تو در دفتر سیما سمر ـــــــــ از گلوگیرد ترا گوید بدورانت چه شد.

ظاهرامیری
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ای تریاکی ره مه میشناسم یک درجه بی غیرت بی وجدان است تا وقتیکه در فرقه هشتاد بود خوده بچه خاله سید جعفر معرفی مینمودو چی نیرنگ های که نمیزد حالا که چیزی برایش نمیرسد از طرف دیگه با یک قطعه شعرش خوده شاعر مردمی معرفی نموده و خدا میداند با هزار نیرنگ و حیله چی استفاده جویی های مینماید خدا ایتو اشخاص ره د راهی راست هدایت کند

سیاه سنگی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوستان عزیز!!!!
جای تعجب اینجاست مردمانیکه انتقاد مینمایند و باصطلاحی خود شان خود را چیز فهم وشاعر مردمی هم قلمداد مینمایند مثل دروازی صاحب! چرا همانزمان هفت سال در خدمت کسیکه از آن بدو رد گفته ایفای وظیفه نمود وبنا به اظهارات نویسنده تا سقوط آن قول اردو هم با ایشان همکار بوده اند؟
سوال حل است این چنین انسانها را میگویند استفاده جویان و فرصت طلبان هر زمانیکه هر طرف باصطلاح عامیانه پله گرنگ بود همان طرف پهلو میگیرند.
با احترام
سیاه سنگی

جاوید
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بلی دوستان شما بکلی صیح نقد نموده اید اگر گفته های این دروازی نام درست است پس نظر به قانون این شاعر هم شریک و همکار در این همه اتهامات است چون در همان اداره و چهار چوکات وظیفه اجرا نموده

جاوید
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بهانه جو کی بی بهانه میماند.

اگر کسی این فامیل دجال را از نزدیک نمیشناسند، میگویید که او از نداشتن معلومات این حرفها را میزند و کسیکه هفت سال با آنها کارکرده میگویید که او چرسی است ویا اگر بد بود چرا همرای شان کار کرد. خوب من شخصاً دفاعیه های منطقی تر از شما انتظار دارم زیرا میدانم که پیر تان بشما پول میدهد تا حق و ناحق بدیگران جواب بدهید و هویت کثیف آنها را بپوشانید. ولی اکنون همه چهره های واقعی و کثیف آنها را شناخته اند.

صوفی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

این قانون دنیا است تا وقتیکه زور و زر داشتی مردم های استفاده جو وپله بین همه مانند موروملخ در دوروبرت جمع استند و وقتی فهمیدند که امکانات و استفاده در طرف دیگر زیاد تر است نه تنها از همه احسان ها انکار میکنند بل ملاق زدنهای شان پیش چربتر ها زیاد میگردد ولب به بد گویی های که شایسته هیچ انسانی نیست باز مینمایند خصوصآ در شرایط فعلی که پول و ثروت ایمان مردمان استفاده جو گردیده است و برای دریافت آن از عزت،آبروو حیثیت خود میگذرند

جاوید
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

الحمدالله من اهل ایمانم نه اهل مادیعات عزیزم من ایمان و صداقت به مذهبم و راهم را به مادیعات کثیف دنیا انشا الله نه فروخته ام و نه خواهم فروخت مردانی ام در این دنیا پیدا میشوند که هیچ قیمت ندارند لطفآ مرا در آهیینه خود نبینید

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حالا میخواهی برف بام خوده د سر بام دیگران باندازی با دشنام دادنت انشآ الله کولی و مخو موشی باز بنگر به توکل مولا دم

جلال
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آغایون که پیرامون شعر فوق کامنت گذاشته اند بعضی شاعر را همکار زدو بند های دستگاه سید منصور، برخی اورا پله بین ویکی هم اورا ناسپاس خوانده اند، ولی هیچ کدام نخواسته اند که در باره ی محتوا ی شعر یکی دو سطر ی بنویسند که آیا براستی سید منصور مخالفین وحریفان سیاسی وناراضیان کیش عقیدتی خود خوانده و قدرت مستعجل که از برکت خدمت گذاری کمونیست ها و ارتش اشغالگر سرخ نصیب شده بود به چنین بیرحمی ونا مردانه از بین برده است؟ اگر چنین بوده است آیا این مثل که:" خدمت گذاری بر اجانب آقائی بر اقارب." نسبت به وی صدق نمی کند؟ بهر صورت این شعر از جنایات بیشمار آقای سید منصور پرده بر میداردکه چگونه وی مخالفین سیاسی خود ونیز منتقدین دستگاه روحانیت یا روشنفکران ومنورین که وجود آنانرا برای دستگاه روحانیت خودساخته اش ونیزآتیه ی فرزندان خود به نحوی از انحامضر تشخیص میداد ازبین برد وخیال خودرا از ناحیه ی آنان بکلی راحت ساخت. شاید برخی از خوانندگان این شعرنیز به این نتیجه برسند که سکوت آقای سید منصور درین مورد شایدمصداق این واقعیت باشد که آنچه درین شعر جنایات پلان شده وطرح ریزی شده نامیده شده است، تهمت وبهتان نه بلکه حقیقتی است که مستقیم از طرف خودوی وبرخی هم توسط تروریستان او عملی گردیده است.

ناصر
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای ظاهر امیری!
"دروازی" تخلص شعری این شاعر است اگر براستی تو اورا می شناسی نام اصلی اوچیست، از کدام منطقه است وبه کدام نژاد تعلق دارد، تا ماهم مدلل گردیم که ای انسان تریاکی یک درجه بی غیرت وبی وجدان که در فرقه ی هشتاد خودرا بچه خاله سید جعفر معرفی می کرد واز نام وموقعیت سید جعفر سوء استفاده میکرد، حال در چه موقعیتی قراردارد تا دیگران نیز مانند شمابه ماهیت چنین اشخاصی استفاده جو پی ببرند و به آنان فرصت تبارز ندهند.

ناصر
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بچه گگ سیا سنگی!
وقتی قیوم نواسه ی آخوند صافی مرحوم که موقعیت سر پرستی شما سیا سنگی هارا در زمان حاکمیت تنظیم های خود سر ونام نهاد جهادی بر عهده داشت و سعی وتلاشش درین راستا متمرکزبود که هم مذهبانش از تعرض، باج دهی های روا وناروا وده ها عوارض دیگر مصؤن بماند،و تا آنحد وی درین راستا پیشرفت ومصدر کارهای ارزنده ونیک گردید که همه او را آخوند مرحوم ثانی تلقی میکردند ، وقتی این جوان با احساس وبادرک وقوم دوست توسط فیضی آمر حزب جنایت کار حرکت وعمال سید منصور به شهادت رسید. آیا شما سیاسنگی ها کوچکترین اعتراضی کردید؟ آیا شما نیز " گرنگی پله" را در نظر نگرفتید؟ که حال به آقای " در وازی "اعتراض دارید که گویا او فرصت طلب بوده و پله ی ترازو میدیده است. برخی سخنان و حرف هابه وقت وزمان مناسب نیازدارد، بعضی ها شاید محافظه کار باشند، یا هم شاید برخی ها ابن الوقت وبه گفته ی شما فُرصت طلب. ولی این یک اصل کلی است که هر انسان می کوشد عملی را که انجام میدهد نتیجه ی آن عمل به ضرر وزیان خود وخانواده اش تمام نشود. یا شاید هم آقای "دروازی" از سرنوشت سید احمد بر خوردار وابراهیم آرزو پند گرفته و در موقع خدمت در فرقه ی هشتاد دم فرو بسته باشد. شاید از سرنوشت غمناک سید احمد برخوردار وابراهیم آرزو با خبر نباشی یاباشی، بهر صورت وقتی سید احمد بر خوردار محصل فاکولته ی حقوق بود در آنهنگام یک هیت با صلاحیت حکومتی در اثر عرایض عدیده ی منوچهر پسر کاکای سید منصور که اورا بیگناه متهم به قتل دو جوان دلداده کرده بود،روی دوسیه ی جنایت های خانواده ی سید کیان در ولسوالی دوشی تحقیق میکرد، سید احمد وچند تن از منورین دوشی آدم کشی ها وجنایات بی شماراین خانواده را در جراید غیر دولتی بطور مستند نشر کردند. وقتی سید منصور از برکت خدمت گذاری کمونیست ها به تشکیل فرقه ی ملیشه ی هشتادخاد موفق گردید، مخالفین مکتب دیده ی خودرا یکی پس از دیگری بدیار عدم سپرد. سید احمد را که دران هنگام استاد فاکولته ی حقوق بود ترورستان سید منصور که پوشش خاد را با خود داشتند شبانگاه در خانه اش در خوشحال مینه ترور کرد.ابراهیم آرزورا که ماموردر کمیته ی مرکزی بود عصر روز در ساحه ی پل محمود خان ترور کرد. بهر حال می توان ایفای وظیفه ی شاعر را دران هنگام ظلمانی همین ترس از محو فزیکی اش تلقی کرد. قضاوت یک طرفه و عاجلانه یا بر اساس حب وبغض شاید راه بجای نبرد، امروز شرایط ملی وجهانی تغییر کرده و موهبت تکنالوژی جدید سهولت های زیادی را در خدمت انسان قرارداده که میتوان ازان طریق به جنگ سیاه کاریها رفت و نسل بی خبر نو را در جریان تاریخ وگذشته ی شان قرارداد.

مهدی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بی عقل کودن با این کامنت گفته ی دیگران را که جامعه ی بد بخت وبی سوادت سالها با پوست وگوشت خود حس میکردند ودم زده نمی توانستند راست کردی که میگفتند مریدان سید کیان .....خودرا برای تبرک به او تقدیم میکردند. در همین سایت قبلاًکسی بنام سر پلی به جواب یکی از شماها همین موضوع را نیزنوشته بود.

مهدی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

با معذرت، من کامنت فوق را به جواب کامنت بینام کسی که شیبری هارا مورد خطاب قرارداده بود نوشته ام سوء تفاهم نشود. ازینکه در زیر کامنت او ظاهر نگردید پوزش می طلبم.

سیاسنگی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

قیوم نواسه آخوند صافی بخاطر چی جنایتی وچی روابط نا مشروعی کشته شده این را همه سیاسنگی ها خوب میدانند،
هر قتل،هر جنایت،هرترور و هر آدم کشی را بدون کدام ثبوت که شما ادعا مینمایید حکایه ای ازنهایت جهالت و کینه و حسادت بی نهایت شما میباشد.
گاهی شما از دولت کمونیستی باصطلاح خود تان وهمکاران آن گلایه مینمایید و گاهی شما از کمونستان جانبداری مینمایید قراریکه در پیام بالای خویش از کسی نام برده اید که در کمیته مرکزی بوده اند و ترور شدند،البته جا دارد در این جا قلبآ از رهبر خردمند مان الحاج سید منصورنادری تشکری نمایم با فرقه که تشکیل نموده بودند و خدمات نهایت ارزنده را برای مردم ما انجام دادند در همان زمان صد در صد ایجاب مینمود تا مردم ما فرقه نظامی داشته باشند و از خود دفاع نمایند چون شرایط جنگ و انقلاب بود میگویند وقتی جنگل سوخت ترو خشک را با خود میسوزاند،انقلاب بود جنگ بود کس نمیگفت که تو خوب استی مقابلت بد است و هر کسی در این وطن متوطن بود اگر در ساحه دولت بود و یا مجاهد باید همکار میبود اصلآ آدم بیطرف را کسی کار نداشت که در این وطن باشد پس در همان مقطع زمان که ما فرقه داشتیم دراصل ما استقلال داشتیم،عزت داشتیم،ناموس داشتیم و مطرح هم بودیم

بهسودی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اگراین بزرگمرد تروریست میبود امام هیچگاهی لقب وزیر خویش را برایشان نمیداد این لقب به پاس خدمات شایسته ایشان بمردم و مذهب اسماعیلی داده شده است

ظاهرامیری
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من خودم شاهدم که دروازی خود را بچه خاله سید جعفر میگفت و بسیار استفاده جویی ها میکرد یعنی برایتان بگویم که کدام شخصیتی هم نداشتند و حالا چطور شما پشتیبانی این آدم را مینمایید فردا که از شما خوبتر را یافت باز خوده د دامن از او مندازه

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اوبرادرظاهر جان!!!
همی شعرهم از جولوکیانی،شیرافگن،گل احمد،جان محمد،بغلانی،جاوید،جلال، احسان،فرقانی و یا نقیب که در اصل همه اش یکنفراست و بنام های مستعاربرضد الحاج سید منصورنادری این شخصیت بزرگ مذهبی و سیاسی افغانستان و بخاطرشخصیت کشی ایشان که باشاره باداران خود درامه ها میسازد و سناریو نویسی میکند میباشد وحالا این بیچاره حیران شده که نشود که مرا کسی شناخته باشد چون میگویند که خایین خایف است، شما اگر متوجه شده باشید از روزیکه این نویسنده که قبلآ زیر عناوین چون اسنادتقلب و استفاده جویی سید منصورنادری و نا امنی های دره نیکپی راکه خودش اقرارنمود که بقلم من نوشته بودم افشا شد بکلی بنام گل احمدحالا چیزی نمینویسد و حالا بنام ناصر از خودت سوال نموده است که دروازی اصل نامش چی است؟

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

عزازیل هم مقام مقرب ترین فرشته را نزد خداوند داشت مگر خداوند نعوذ باالله از اول نمیدانست که او در فرجام چه خواهد کرد. بناً اعطاء لقب متذکره به دجال منصور بدین معنا نیست که حالا هرچه بکند آزاد است. ثانیاً امام شاید جنایات دجال منصور را ببخشد ولی ما که حق خود را داریم که ببخشیم یانه نظر به فلسفه حق العباد در فقه اسلامی

کمال الدین
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دجال بامیانی!
اگر ادعای خودت واقعیت دارد که از خودت حقی بالای جناب ایشان باقی مانده چرا به دولت از ایشان شکایت نمی نمایی؟ واگر میگویی من آماده ام که همرایت پیش ایشان بخاطر حق تان بروم بیا بسم الله در کجا میآیی؟

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من اولین باریست که در باره کیان خیل ها چند جمله یی مینویسم.

گناه کیان خیل این است که به شرق و غرب کشور در جنگ ها اشتراک نکرده اند , تمام کش فش و خیز و جست این اقلیت حفظ مردم اسماعیله بوده است , گناه عظیم این گروه این است که با ایتلاف شمال و احمد شاه مسعود ظاهرا یکجا شد, از این رو قبیله و کاسه لیسانش دنبال این اقلیت مذهبی و قومی را گرفته اند کسانی از تاجک های اسماعیلیه و هزاره های اسماعیلیه نیز در پی بد نام کردن انان بر امده است ..

تا جای که من خبر دارم در زمان مجاهدین در حاکمیت کیانی ها در بغلان یا پلخمری از هر قوم مذهب در پل خمری جمع و بعد مزار شریف جمعیت بزرزگ مهاجرین را جا داده بودند اوغانها ی دو اتشه تاجک ها هزاره ها ... در نظام محلی و نیز شامل بودن ...

درست است که کسانی از بی خردی جوانی حماقت با اعمال شان کیانی ها را بد نام میساختند .........

دوستان نباید اب را به اسیاب دشمن سرازیر بکنید ببینید این جلال بایانی دم بریده شده بنام های مختلف تفرقه افگنی میکند .

فیض محمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بامیانی دین گشته... شما خو از چهل سال و پنجاه سال پیش را مینویسید که سید منصور نادری جنایت کرده او بی وجدان لعین امام خو در همین سالها لقب وزیر خود را برایشان آشکارا اعطا نمود آیا ؟؟؟؟؟

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای فیض محمد! دجال منصور در گذشته بصورت مخفیانه علیه ادارات امام کار میکرد ولی از سال 1389 به اینطرف بصورت علنی فعالیت میکند. مثالات شانرا هم در لینک های که قبلاً ذکر گردیده ببین. من شخصاً از دهن مردار این سگ شنیده ام که گفت اگر من زنده بودم یک جماعتخانه هم در افغانستان نمیمانم. حالی بگو که دین گشته مه هستم، توهستی، یا آن سگ پیر.

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

منظورم این بود که سید منصور زن نامزاد دار شیبری را بخود گرفت و پسرش جاوید آغا (به گفته شما) به پسر جوان شیبری تجاوز کرد. اگر این کار را با دیگر مردم میکرد، پاسخ دندان شکن میدادند ولی شبیری ها سکوت کردند. جگر مه خون میشه که سکوت این قوم را میبینم

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

زنی تو دجاله خر بگایه قدی همی دروغ هایتو دجال منافق کسی ره که هر دم یاد مولا ره موکنه تو دردو بلایشی ره د جانخو موکنی تو خو خوب منافق کته استی که کی زنتو باز گایده شوه خری پیر د فکر مه که مه توره شناختم مه یک را د چشم های بنگرم باز موفاموم

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بی شرف! مجبور میسازی که مه هم دشنام بتم. زن خودت ره و فامیل سید منصور ره خربگایه بی شرف رزیل

صفی الله از کابل
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

خدمت تمامی برادران گرامی!
لطفآ کامنت گذاری های تانرا در همین جا خاتمه دهید.
چون ضرب المثل یست که میگوید: اگر در هوا تف نمایی پس بروی خودت برگشت میکند.
موفق باشید.

قطغنی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شیخ آصف محسنی و سید منصور نادری دو چهرۀ مترادف در یک سکه اند. هر دو خلیفۀ شیطان میان هزاره های افغانستان. طوریکه همه میدانیم شیخ آصف و سید منصور نادری چگونه از موقف مذهبی شان سود می برند. و چه جنایاتی را علیه مردم مرتکب شده اند.
اما در اینجا خیانت و تجاوز جنسی آنها را که بالای دو دختر انجام داده اند، مینگارم. هرچند مطبوعاتیان از این موضوع آگاه اند، اما اکثر مردم کشور ما تا اکنون از آن اطلاعی ندارند!
موضوع را از تجاوز سید منصور آغاز میکنم:
گل چهره دختر زیبایی است از منطقه ی شیبر بامیان جایکه اکثریت باشنده گان آنرا هزاره های اسماعیلیه مذهب تشکیل میدهد. گل چهره نامزد وزیر احمد بچه کاکایش است. طبق رسم و رواج های خرافات معمول، زمانیکه موعد عروسی فرا میرسد مادران دختر و پسر هردو با گلچهره نزد این پیر میرود تا از وی دعا نیک بختی و سعادت بگیرد زمانیکه گلچهره نزد سید منصور برده میشود تا دستان مبارک آن سید بالای سر این دو (عروس و داماد) کشیده شود تا خوشبخت گردند. اما سید منصور بهانه جویی کرده آنها را مجبور به ماندن شب می نماید. مادران میروند به مهمانخانه زنانه. گلچهره شب هنگام توسط زنان سید منصور [ شاید توسط چاکران درباری نزد این سید] نزد وی برده می شود. سید منصور بالای گلچهره عمل تجاوز جنسی را در آن شب انجام میدهد. البته در آن وقت گلچهره زیاد اصرارکرده است که تو پیرم هستی و تو حیثیت پدر را دارید. اما با آن هم سید منصور کار خود را انجام میدهد. فردای آنروز به مادران گلچهره و وزیر احمد میگوید که گلچهره دختر خوش خلق است باید مدتی خدمت پیرش را کند بعد از چند روز سرو صدا قضیه این دو بین درباریان ومردم بالا میگیرد.
سیدمنصور با تلاش زیاد گلچهره را راضی ساخته و ویرا به نکاح خویش در میآورد و به آن شکل قانونی می بخشد. که گویا گلچهره طوری اجباری به بچه کاکایش نامزد شده است. سید منصور در طی یک جلسۀ از خانواده اش میخواهد تا گلچهره را بنام جدید«مستوره» یاد کنند و از گلچهره خواسته میشود تا خود را دیگر هزاره نگوید و خویشتن را مقدس احساس نماید چون دیگر از جمع سید ها است.
تنها از نظرسنی تفاوت گلچهره با سید منصور بیشتر از 35 سال است. این در حالیست که سید منصور 3 زن دیگردارد یکی از ولایت کندز ودوتا خواهر از ولایت بدخشان.

اندکی بعد نظام افغانستان درحال تغییر شد و با گذشت هرروز سید منصور از لحاظ نظامی قوت بیشتر میگرفت تا اینکه وزیر احمد را توسط جلاد هایش کوشش کرد تا بکشد ولی یکبار تا پاکستان فرار کرد. بعد معلوم نیست که آیا وزیر احمد از پیگرد های سید منصور جان به سلامت برده است یا خیر.(قرار شنیده گی فعلاً موصوف در جرمنی است) چون منصور نادری بعد از شکست داکتر نجیب الله که در آن نقش خیلی بارز داشت و بعدا صاحب یک حکومت مستقیل محلی در ولایت بغلان گردید و آنقدر به کشتن و ترور ماهر شد که حتا به یک اشاره چشم بسیار انسانها را راهی گورستان می نمود. قرار معلومات یک میل تفنگچه از خارج تفحه داده شده بود که هنگام فیر نمودن از خود صدا و آواز بروز نمیداد که توسط آن در روز روشن قوماندان تور بغلانی را در داخل شهر پلخمری ترور نمود. گفتنیست که سید منصور یک پسربنام عطاش از گلچهره دارد که فعلاً در ازبکستان همرای مادرش زندگی می نماید.
اما قصۀ شیخ آصف محسنی این پیر فرتوت. از آنجا که چاکران و درباریان محسنی و مطبوعاتیان میدانند. کسی بنام مشتاق در دوران جهاد که دیگر کسی نداشت مجبور می شود تا به این روحانی مراجعه نموده و خواهر کوچکش را با اخذ اعتماد از جانب محسنی نزد وی میسپارد و خود میرود به ایران. اما این شیخ بالای این دختر 14 ساله تجاوز میکند. بعد از گذشت یکسال مشتاق به سراغ خواهرش میاید میبیند که خواهرش حامله است. می پرسد که این چه ماجرا است. خواهرش جریان را برای برادرش(مشتاق) تعریف میکند. برای اینکه موضوع بین مردم و رسانه ها کشیده نشود، مشتاق را توسط باندهای تروریستی اش به قتل میرساند.( البته در سیاه خاک گلوله از پشت به مشتاق اصابت میکند ) پیش ازاینکه طفل خواهر مشتاق بد نیا بیاید، محسنی وی را به عقد نکاح خویش در میاورد و به آن شکل قانونی می دهد. از انجا که برای مطبوعاتیان و به مردم هویدا است. که چگونه سلیم فهیمی خبر نگار چیره دست کشور به دستور محسنی توسط انوری والی هرات در آنجا ترور گردید. چون فهیمی افشاگری میکرد.
ارباب یوسف یک متنفذ قومی از هزاره دوشی توسط سید منصور احضار میگردد و بعد به دهان سگ های جنگی اش اوراپاره پاره میکند و خود آن صحنه رابه نظاره مینشند. چون ارباب یوسف مخالف عملکرد و رفتار سید منصور بود و همیشه از عملکرد های غیر انسانی اش انتقاد میکرد.
چند جنایت مختصر این دو روحانی جنایت پیشه را مشت نمونه خروار بیان نمودم در حالیکه هر دو جنایات بی شماری را مرتکب شده اند و لی در اینجا ذکر آن از حوصله این قلم خارج است.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در نوشته ی فوق سخنی از محسنی و سید منصوربعنوان دو روی یک سکه گفته شده ولی گرچه هردو تحت نام مذهب وبا استفاده از جهالت وناآگاهی مذهبی مردم هزاره استفاده ی اعظمی کرده ومی کنند، اما یک فرق فاحش از نگاه علم ودانش ومعلومات دینی بین این دووجود دارد. محسنی تحصیلات دینی دارد که به تدریج کلیه مدارج علمی را پیموده وتا درجه ی آیت الله ی رسیده وحال دارای رسانه است واز طریق تلویزون موعضه های دینی وسیاسی میکند وبه مسئله های دینی وعقیدتی مردمش جواب ارایه میدارد.
ولی سید منصور نه تحصیل مکتبی دارد ونه تحصیل دینی، اودر محیط عیش ونوش وفسق وفجور خانوادگی بزرگ شد، حاصل عمراو شراب و کباب بود وزن ، آنچه را مدیر اسماعیل وآغای صیام دو مرید تحصیل یافته وموقتی وی در باره ی او میگفت واقعیت داشت، آندو می گفتند که:" وصف در بار یزید را در تاریخ خوانده ایم ولی دربار سید کیان وپسرانش را به چشم دیدیم که دست کمی از در بار یزید نداشت." در اینجا این سوال پیش می آید که چگونه چنین انسان بی دانش وعیاش بالای عده ی از مردم رهبری میکند وهم چگونه یک عده مردم لیدر شیپ اورا قبول میکند. اگر بتاریخ مراجعه کنیم میبینیم آن جامعه ها توانستند در مسیر ترقی وتحول مادی ومعنوی گام بردارند که در جوامع شان افراد دانشمند وآگاه پیدا شدند ودر حقیقت این علم وعالم مکتب ومدرسه است که سبب آگاهی توده می شود و توده را بیدار می سازد وموجب می گردد که در توده شعور پیدا شود وحق وحقوق خودرا بشناسد وبین حق وباطل فرق بگذارد.
اما درتمام قلمرو حاکمیت این خانواده یعنی از سال 1303 هجری که سید نادر خان پدر سید منصوردر یک مبارزه ی شدید خانوادگی برادزاده خودسید شجاع خان معروف به شیر آغارا که او مدعی جانشینی پدرش سید تیمور خان بود، شکست داد تا سلطه ی طالبان نه یک مکتب ومدرسه ساخته شد ونه یک عالم طراز اول عرض وجود کرد دو سه ملای خود ساخته و کتابخوان هم که اینجا وآنجا دیده می شد همه از برکت مکتب های برادران اثناعشری بودند که ایشان با استفاده از همسایگی چند صباحی باوجود تحمل طعنه وتملقهای آنان درس ابتدائی مذهبی را خواندند وبه اصطلاح سواد خوان شدند. این خانواده در پهلوی استفاده ی سر شارمادی از جامعه اگر جزئی ترین احساسی نسبت به مردم بینوا ومحروم اسماعیلیه میداشتند میتوانستند ایشانرا از سواد مکتبی و دینی بهره مند بسازند، زیرا از نفوذ زیادی دردربار شاهی ونیزنزد مقامات حکومتی برخوردار بودند، چنانچه سید نادر خان بار ها به تبختر میگفت اعلا حضرت مرا پیر تمام افغانستان میخواند. اما واقعیت این است که این خانواده خوب درک کرده بود که جامعه ی تحت حاکمیتش باید چیزی بالاتر از "اغا صاحب" و"بادارها" ندانند. ومذهب را دروجود اینها خلاصه کنندوسالانه باج وخراج مذهبی شانرا دو دسته تقدیم کنند وبس. درک اینها از اوضاع وشرایط فکری وذهنی جامعه کاملاً درست بود زیرا حکومت کردن وبهره کشی واستثمار یک جامعه ی منورالفکر وتحصیل یافته ازمحالات است. اینها روحیه ی جامعه را درست تحلیل وبررسی کرده بودند, چنانچه چند نفر محدود از ولسوالی دوشی که به نحوی از انحا موفق گردیدند تا در مکاتب دولتی درس بخوانند درد سر فو ق ا لعاده برای این خانواده شدند، در زمان دموکراسی نیم بند وآزادی جراید دولتی مقاله های چندی رااین طبقه از منورین دوشی در زمینه ی بی عدالتی ها، استثمار و جنایات بی شمار خانواده نادری نشر کردند که سر انجام منجر به اعزام هیات بلند مرتبت حکومتی تحت ریاست دگر جنرال سعد الله صافی وتحقیق روی جنایات سید کیان در دوشی شد. سید منصور، نور الدین رونق وقادرخان بعنوان مجرمین اصلی و28 نفر دیگر از پیش خدمتان، نوکران واربابان بعنوان معاونین جرم در زندان ولسوالی دوشی برای 28 ماه زندانی شدند. در اثر وساطت شاه ولی خان عموی شاه و برخی مقامات در بار وحکومتی که همیشه مشمول بخشش های ذیقیمت ایشان قرار میگرفتند، دوسیه ی نسبتی ایشان محول محکمه نگردید وتحت ضمانت رها گردیدند

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

پیوسته به گذشته
در زمان جمهوری داود خان کلیه پسران سید نادر خان به استثنای سعدی که در لندن بود بندی شدند، این بار نیز دوسیه های ایشان که بالغ بر 6000 صفحه میگردید در اثر فساد که در حکومت وجود داشت محول محکمه نشد. کود تای ثور شرایط دیگری را بوجود آورد. در زندان سه تن از برادرانِ نه چندان معروف وشناخته نشده ی سید منصور یعنی نورالدین رونق؛ گوهر خان یاملنگ آغا وقادر خان سر به نیست شدندواین دو تن شناخته شده ودارای نام ونشان یعنی سید ناصر وسید منصور زنده ماندند. این معمائیست که تا حال رمز کشائی نگردیده. این دو پس از تعهد مبنی بر خدمتگذاری به رژیم دست نشانده آزاد و سید ناصر پس از بیانیه ی تلویزیونی ومحکوم کردن مجاهدین به نام اشرار وعناصر ضد انقلاب وغیره وغیره وبا اغتنام از فرصت عازم دیار فرنگ یعنی لندن شد. بعد از اندک مدتی نائره های جنگ ضدحکومت دست نشانده و ار تش متجاوز سرخ در سراسر مملکت شعله ور شدوحکومت در تنگنا قرار گرفت. درین هنگام حکومت مزدور از پالیسی دیگری کار گرفت واز متنفذین محل، اربابان سابق، روحانیون با نفوذ وشکست خورده استمد اد جست ، پول وجنگ افزار فراوان در اختیار این طبقه گذاشت. بزودی ملت بد بخت افغانستان شاهد بوجود آمدن طبقه ی تسلیمیها و ملیشه ها گردید که همچون غده ی سرطانی در پیکر این ملت محروم وبداقبال رشد ونموکردو این طبقه ی تفنگ بدست که به هیچ قانونی پابند نبود چنان کام روائیهای نسبت به مال وناموس مردم بیدفاع کردند که تاریخ بعد از حمله ی مغول ها نظیرش را ندیده بودند،سید منصور که موقف اجتماعی ونیز مذهبی دروغینش به صفر تقرب کرده بود نیز همین راه را بر گزید. با کمک کشتمند تشکیلات ملیشه ی در چوکات خاد را بدست آورد. آنطوریکه ثابت گردیده وی ازین خدمت گذاری به رژیم منفور و ضد مردمی دو هدف داشت: یکی اِعاده ی حیثیت وپرستیژ ازبین رفته ودیگری بدست آوردن پول ومنافع بیشمار مادی. چنانچه خودش باری به تبختر در محضر عده ی از موسفیدان ومتنفذین مردم اسماعیلیه گفته بود که بخاطر مصارف فرقه ام ماهانه دو ملیارد افغانی از دولت میگیرم و یک ملیارد آن مصرف فرقه می شود ویک ملیارد دیگرآن بخودم میماند. همین قدرت ونیروی ملیشه های خادیست وی ونیز شرایط پیش آمده بود که بلند پروازی هایش را متحقق گردانید. همانندی با حسن صباح و ساختن آشیانه ی عقاب، رهبر تراشیدن مذهبی، نمونه های کوکچیست از ین بلند پروازیها. نارو زدن به نجیب و پیوستن به جنبش و فرستادن ملیشه به نفع مسعود وجنگ با گلبدین، وقطع روابط با مسعود وائتلاف با گلبدین، شعله ور ساختن جنگ در تایمنی که پس از دو ساعت جنگ منجر به سقوط قوایش شد، خصلت ابن الوقتی یا به اصطلاح عوام "در سایه ی شتر راه رفتن "اورا تبیین میداردیعنی هدفش قدرت و اقتدار بود وفرقی نمی کرد که صاحب قدرت کی است،دشمن دیروز دوست امروز ودوست امروز دشمن فردا تا حال همین پالیسیرا دنبال کرده است.
همین قوا و فرقه ی که نوکرانش به افتخار ازان یاد میکنند و آنرا نقطه ی عطف در تاریخ این خانواده می شمارند وخودش به اتکاء آن مخالفان سیاسی وناراضیان کیش شخصیت خودرا بیرحمانه سر به نیست کرد ونیز پسرهایش زیاده روی های ناگفتنی نسبت به جان وناموس مردم اسماعیلیه وغیره کردند، وقتی طالبان به پلخمری رسیدند همین قوای مدافع کذائی مال وناموس مردم بدون کدام مقاومت سنگر های تسخیر ناپذیر را یکی پس از دیگری ترک ومردم بیدفاع را در چنگ ودندان طالبان خونخوار رها کردند و تلفات مردم بیدفاع در همین سایت قبلاً ذکر شده است. سید منصور وخانواده اش با هلی کوپتر ی که مسعود برایش روان کرده بود در دل شب بسوی از بکستان فرار کرد. رهبر واقعی مردم آنست که در اوقات بد ومصائب در کنار مردمش بماند تا رنج وزحمت غم مردمش را با جان و روحش لمس کند. آری این جامعه است که باید کفاره وتاوان رهبری بد را بپردازد. غنیمت بیشمار اسلامی که به دست طالبان افتید در هفته نامه ی اردو زبان "ضرب مومن " نشر گردید که یک قسمت آن در همین سایت نیزنقل شده است.فلم های سکسی وسایر کار نامه ها واعمال قبیحه ودستگاه های شراب سازیی که از خانه های وی ونیز ازبین پیروانش بدست طالبان افتید در چوک پلخمری به مردم نشانداده شد وهمه به چشم دیدند که چه فجایعی را این خاانواده روحانی نما نسبت به مردم بی سواد وبد بخت اسماعیلیه ونیز دیگران مرتکب شده اند. این تهمت نیست مردم پلخمری ، بغلان، اندراب ودهنه شاهدبودند.حال نیز وی همان خواب را می بیند که از کدام طریق وبه چه نحوی اقتدار گذشته را بدست آرد. حزب وحزب سازی اش، ائتلاف با این گروپ وآن گروپ سیاسی وحزبی، شارلاتانیها، خرید افراد کمی مشهور ولی بی ایمان در مقابل موتر ودالر، وکیل ووکیل بازی غیره وغیره همان مَثل گاو پیر وخوابدیدن کنجاره را در ذهن تداعی میکند. باقی حرف ها باشد برای بعد

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

پیوسته به گذشته
جنون قدرت گیری سید منصور برای مردم اسماعیلیه ی سمت شمال که جوانانش هست وبود خودرا در راه استحکام فرقه های "پیر" به قمار گذاشتند بسیار گران تمام شد. مردان وزنان پیر وسالخورده ونیز اطفال و زنان مریض ومعیوب که به فرار موفق نشده بودند یا کشته ویاهم اسیر ومورد استنطاق وباز جوئی قرار گرفتند که محل اسلحه ومواد لوژیستیکی افراد فرقه و نیز " پیر " را نشان دهند. در پسابند ولایت سمنگان که محل کوهستانیست واز تعرض طالبان تا حدی مصؤن ماند، مردم اسماعیلیه در تقابل همسایگانش قرار گرفتند. در زمان قدرت فرقه های "پیر" آنانیکه مورد دست برد واقع شده بودند، با استفاده از فرصت اِعاده ی اموال ومواشی وغله تاراج شده ی شانرا کردندو هرچه آنها مطالبه کردند ناگزیر از تادیه شدند. رقم دقیق پول، مواشی و غله باب که مردم اسماعیلیه بعنوان غرامت به همسایگان خودپرداختند نسبت عدم دسترسی به یادداشتهای روزانه فعلاً در اختیارم نیست.بهر صورت عده ی کثیر از مردم اسماعیلیه ی سمت شمال راه فراررا در پیش گرفته واز طریق راهای غیر قانونی خودرا به پاکستان رساندند. در پشاور اداره کمک بشری فوکس به کمک این کتله ی عظیم بشری شتافته درمهمان خانه های موقت ایشانرا جابجا، و احتیاجات اولیه از قبیل ا عاشه ودوا وداکتر ونرس برای اینها تدارک دیده شد. سپس اینها در دفتر مخصوص فوکس راجستر وکارت معتبر فوکس که نزد دولت رسمیت داشت توزیع و از طریق قطار به کراچی اعزام شدند. شیخ صادقی دو پوسته واَلَچه مذهب که در اثر خیانت به هم مذهبانش از کویته فرارودر پناه داکتر نجیب خودرا یافت و سپس معاون وزارت شؤن اسلامی واوقاف مقرر شد وبا سقوط کابل از سوی طالبان به پلخمری رفت ودر خدمت سید منصور در آمد، نیز ازین پروسه سود جست، حتا در شفاخانه بسیار مجهز آغا خان هاسپیتل تداوی شد. مردم اسماعیلیه سمت شمال که در نهایت تعداد آنان به هفتادو پنج هزار نفر بالغ گردید، در اول سه ماه معاش برای ایشان مقرر شد وبعداً به شش ماه تمدید گردید. مریض های آنان در شفاخانه تداوی شدند. حتا یک جنرال فرقه ی هشتاد که فشارش کفیده بود ودربین مرگ وزندگی قرارداشت متخصصین شفاخانه آغاخان اورا معالجه کردو صحت مند شد. اطفال وجوانان ایشان در مکتب ها ومراکز کمپیوتر شامل گردیدند. بعد از شش ماه آنعده ی که نیروی کار داشتند به ایشان کار تدارک دیده شد. آنانیکه شوق وعلاقه ی دروس مذهبی را داشتند در طریقه بورد پیوستند. خلاصه آنچه یک جامعه به آن نیازدارددر دسترس جامعه ی مهاجر اسماعیلیه گذاشته شد.
واقعه ی 11 سپتمبر که مسیر زندگی را در افغانستان تغییر داد وزمینه ی عودت مهاجرین مهیا گردید، اسماعیلیان مهاجر با عزت واحترام در موتر های لکس به مملکت خود بر گشتند درین جا نیز فوکس در خدمت اینها قرارداشته پس از راجستری هریک را به زاد گاهش رسانده و کمک لازمه را در اختیار شان قرار دادند. جوانان ایشان از برکت تعالیم که در مکانب پاکستان فرا گرفته بودند در ادارات جدید، انجوها ونهاد های عدیده استخدام شدند. برای ایشان چاهها حفر گردید، مکاتب بنیان گذاری شد، جماعت خانه ها در دست اعمار قرار گرفت. کمک های پولی جهت کار وفعالیت در دسترس شان گذاشته شد. اما دست غرض و فتنه وحدت وترقی و پیشرفت مردم را که حاکمیت مطلق العنانی 90 ساله را زیر سوال میبرد، بفعالیت همه جانبه دست یازید، افراد ابن الوقت وفرصت طلب و آموخته خور که منافعش را در نفاق و هرج ومرج وعدم آگاهی توده جستجو میکنند، در پهلوی وی قرار گرفته به دروغ پراگنی، بد نام سازی، اتهام های نا درست متوسل شده ومیخواهند بهر نوعی شده جلو آگاهی وترقی وپیشرفت جامعه را بگیرند. اینست شرایط امروز مردم اسماعیلیه که باز هم " پیران " سنتی دست از سر کل جامعه بر نمی دارند.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای گل احمد!
همینقدر که اضافه روی ویا اغراق در اتهام بندی درقسمت این شخصیت بزرگوارو فامیل شان نمودید خیر به هر صورت مردم خودشان قضاوت شانرا دارند،اگر این فامیل خدمت نمیکرد هزاران هزاردوستدارو دعا گوی همین حالا نمیداشت مردم از روی ترس نه بل از نظر خدمات شان این همه احترام را بایشان دارندو همچنان جای افسوس در این جاست، هزاران زحمت و خدمتی که الحاج سید منصور نادری برای این جامعه و مردم این جامعه انجام داده اند آیا گاهی یکی از آنها را شما یاد نموده اید؟ نخیر!!!!چون شما آله دست دیگران استید و از خود هیچ صلاحیتی ندارید حتی قبل از درج نمودن این همه شایعات در این سایت هم من متعقدم که نوشته های شما خوب چک میشوند و شما تنها همینقدر صلاحیت دارید تا ردو بد بنویسید و در مقابلش پول اخذ نماید ویا تحسین شویدو کاریتان ادامه پیدا کند ووظیفه شما همینطور معلوم میشود که تمام قضایا را یکطرفه و جانبدارانه به نفع یک طرف بنگاریداما این عادلانه نیست،ببینید من منحیث کسیکه با هیچ طرفی ارتباط ندارم بغیراز یک دعا وسلام من عادلانه میگویم واقعآ مردم جماعت پاکستان با کمک ادارات امامتی برای مردم افغانستان در زمان مهاجرت کمک نموده اند،چون امر امام بالای شان بود و باز هم ما شاید بعضی استفاده جویی های از طرف ادارات بودیم چون انسانها فرشته نیستند هرانسان گناه و خطا دارد بطور مثال رییس فوکس پاکستان وقت وبسیاری کسانی دیگر و درواقعیت امر این یک وظیفه ایمانی و وجدانی برادران اسماعیلی ما هم بود تا در آن شرایط خطیرو سخت با مردم اسماعیلیه افغانستان انجام میدادند این یک فرض دینی و اسلامی برای همه مسلمانان تلقی میگرددتا در مواقع ضرورت به برادران خویش کمک نمایند، در قسمت تحصیلات پاکستان و کشور های جنوب آسیا در مجموع کشورهایست که در آن کشور ها تحصیل اهمیت خاص خود را دارد ومردم اهمیت تحصیل را بخوبی درک مینمایند در یک کشوری چون پاکستان اگر یک کسی هیچ علاقه ای هم به درس و تحصیل نداشته باشد باصطلاحی ما وشما اگرافغان ما به سوی درس و تعلیم میرفت سیالش از سیال داری مجبورآ به درس و تعلیم روی میآورد و یا اگر یک فامیل طفل خود را به مکتب میفرستاد فامیل دیگر هم به رقابت فامیل دیگر طفل اش را به مکتب میفرستاد من هیچ جماعت پاکستانی را ندیده بودم که بزور بخاطر تحصیل یافته شدن اولاد جماعت افغانستان کوشش نموده باشند و در ضمن فیصدی فیس هم از طرف مکاتب ایشان بطور جبری از مردم مهاجراخذ میگردید و همچنان اکثر مردم ما بخاطرآرزویکه به کانادا رفتن را هم داشتن به کورس ها زبان انگلیسی را آموختن و واقعآ آنعده مردمی که نتوانستن به آن آرزوی شان برسند امروز برایشان مفید واقع شد.
بر عکس در افغانستان تعلیم هیچ اهمیتی چهل سال پیش و سی سال پیش در افغانستان نداشت مردم پول میپرداختند و خود را از مکتب خلاص مینمودند و در زمان مهاجرت از مزایای تعلیم هر تبعه عزیز کشور ما مربوط به هر قوم،ملیت و زبانی که استند و در خارج از افغانستان رفته اند با دانش تر و با سواد تر گردیده اند.
حالا بیایم سر خدمات الحاج سید منصورنادری آیا در همان شرایط سخت،جنگی و انقلاب بر علاوه ذمه داری بزرگ این همه جماعتیکه به ضم شما بی سواد هم استند و از کجا تا کجا البته ازنقطه نظر جغرافیایی قرار داشتند وهم در زیر حاکمیت احزاب مختلف بودوباش داشتند شما خود خوب میدانید سرپرستی یک فامیل به چی اندازه مشکل است و سر پرستی یک جماعت بزرگ میلیونی چقدر مشکل بوده؟ باز هم آیا در همان زمان این شخصیت بزرگ فعالیت های فرهنگی نداشت؟آیا شفاخانه ها و کلینیک های صحی ایجاد نکرده بود؟ آیا در مناطقی چون عراق،سیاسنگ وکالو و بعضی جای های یگر جماعتخانه ها را تآسیس ننموده بود؟آیا با هر کسی همکاری و یا پول نمیدادند تا مردم ما آرام باشند؟آیا در همان شرایط عده کثیری از جوانان را بخاطرتحصیلات عالی در خارج از کشور نفرستاد؟ و صد ها خدماتی دیگر نموده اند که ذکر همه آنها بدر اینجا به درازا خواهد کشید.
البته با اظهار سپاس ازآن همه خدمات که مردم عام جماعت پاکستان نمودند ای کاش بزرگان این جماعت که در پست های بلند ادارات امامتی یعنی برادران خوجه ما که مانند یک زنجیر در رآس ادارات امامتی از افریقا گرفته تا امریکا از اروپا الی آسیا قرار دارند خدمات این فامیل خدمتگار را نا دیده نمیگرفتند و توطیه ها بر علیه شان نمیساختند خود افغان را بالای افغان استفاده نمینمودند و بی اتفاقی ها را دامن نمی زدند امروز ما شاهد شاید این بد بختی ها نمیبودیم وبا داشتن این ادارات ترقی بسیار هم مینمودیم خدا کند حقایق را درک نماید.
با احترام

فردوس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

گل احمد بلیاذ خدا چرا نام خوده نوشته نمیکنی که باز بنام قطغنی مینویسی خوب بازیگر قطغنی ام استی

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بینام!
قبل از شما شخص با سواد دیگری به نام عارف الف نیز همین اشتباه یا تهمت را نسبت به من بسته بود، در جواب او در همین سایت دلایلم را واضح ومشرح نوشتم وخدمت جناب عالی نیز عرض میدارم که من اصلاً وابداً با هیچ یک از اداره، ادارات، نهادهاو سازمانها ی کشورارتباط، همکاری فکری، زبانی، مشوره ومشوره دهی نداشته و ندارم نه به پول ومعاش آنها ضرورت دارم ونه به تحسین وتمجید آنها ویا دیگران... باور کنی یانه حتا با آدرس و منطقه ی بود وباش هیچ یک از ادارات بلدیت وآشنائی ندارم. آنچه می نویسم معلومات شخصی خودم است که در باره ی این خانواده ،سیستم خلیفگان این خانواده، جماعت هر منطقه،سطح دانش وآگاهی دینی مردم اسماعیلیه، کتاب وکتاب خوانی وامثالهم، دارم. آنچه نوشته ام همه واقعیت است وکوچکترین دروغ، تهمت، مبالغه وطرفداری از کسی نیست، خواه هر طور کسی تحلیل و تبصره کندیا خوشش بیاید یانه. در نوشته ی آخری ام که در ارتباط به فوکس است اگر شما آنراجانبدارانه تلقی میکنید،جانبدارانه نیست بلکه آنچه من خود به چشم دیده بودم نوشته ام.
حال بیائیم سر اصل مطلب یعنی خدمت وقتی قضاوت روی خدمت متمرکز می شود خدمت زبانی بدون وجود فزیکی ارزش ندارد، لذا هر مکتب، هر نظام وسیستم وآیدیالوژی را انسانها از نتیجه وپی آمد یا آن چیزی که از آنان به یاد گار مانده در معرض قضاوت قرار می دهند. اگر ازین خانواده در طی این سالهای طویل تقریباً نودساله با مریدان یا نیروی کار فدائی که اگر به روز امر میکردند مریدانش شب هم کار میکرد، چند باب مکتب در مناطق اسماعیله نشین برای مریدان بیسوادش اعمار کرده است. چند مدرسه ی دینی برای آنان که رقم آگاهی تاسفبار مذهبی مردمش را 99/99 تشکیل میداد، پی ریخته است. از نظر قدرت واقتدار در نزد دولت دست بالای را داشت واز نگاه منابع مادی نیز کم و کسری نداشت. چند نفر را برای تحصیل علوم دینی در مراکز اسماعیلیه فرستاد، اگر در دوران بعدی سه نفر را در قم روان کرد دران هنگام پالیسی دیگریرا در پیش گرفته بود. از جماعت خانه که یاد کردی در کالو متعلقین کاریا سید منصور ترکمان در سال 1348 هجری آنرا ساخت، در عراق وسیاسنگ در زمان تنظیم های جهادی مردم آن مناطق بخاطر طعن ولعن مردم ناچار به ساختن جماعت خانه شدند تا منحیث مسلمان شناخته شوند. درست در کابل یک کلینیک ساخت که داکترانش اغلب اسماعیلی و دوایش را اولاً وزارت صحیه وبعداً از طرف داکتران بدون مرز تهیه می شد. همچنان در کیان یک کلینیک معتادین را اعمار کرده بود. بجز همین دو سه مورد چیز دیگری ما ندیده ایم اگر از نظر ما پنهان مانده باشد لطغف کنید. آری یک نتیجه وپی آمد بر جسته ی که این خاندان و خلیفگانش به مردم اسماعیلیه به ار مغان گذاشت عادت شراب خوا رگی وزنبارگی بود که این جامعه ی فلک زده ومحروم را آلوده ساخت. درین مورد نیز یاد داشت های مستند دارم که اگر مایل باشی نوشته می کنم.
در زمینه ی تحصیل که فرموده ای مردم رشوت می دادند تا پسرانشانرا از مکتب خارج کنند، آنهم تبلیغ ملاهای نیمه با سواد این خانواده بود ور نه اگر کمی تشویق می کردند پسر ودختر مردم اسماعیلیه یکسان بسوی دانش رو می آوردند زیرا ازین نظر محرومیت زیادی را می کشیدند. ما بعداً دیدیم که علی الرغم تبلیغات منفی اینها تعداد زیادی ازنو جوانان مردم اسماعیلیه با الهام از همسایگانش رو به مکتب آوردند وحتا به مقامات بلند نیز رسیدند. خلاصه اگر کدام خدمتی این خانواده نسبت به مردم اسماعیلیه میکردند امروز همه ی ما وشما شاهد آن میبودیم مثل همان دو جماعت خانه ونیز فرقه هشتاد که هدف ومرام مادی، سیاسی ونظامی داشت که البته بعداٌ درین باره باز هم صحبت خواهیم کرد.
در مورد مردم خوجه که نوشته ای من علاقه وارتباطی با آنها ندارم البته معلوماتی در مورد دارم وهم این رانیز میدانم که خوجه ستیزی رااولاً کی وروی چه عللی در ایران براه انداخت و نوشته هایش را برای آقای شما میفرستاد وجناب هم تکثیر و در بین جماعت پخش میکرد.درین مورد نیز بعداٌ معلومات ارایه خواهم کرد. بااحترام

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

فردوس جان گول موره بیا به پیشم بخور نخود دانه دانه. تو را چی به قطغن یا جای دیگه . تینگ ته تیت تینگ!

با احترام - ملا صاحب بی نام
( از ترس وحشت خان آغا دمممممم - نمی توانم اسمم را بینیوسم. نشود که ترور شوم) چون بسیار نا انسان خونخوار است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

كل احمد جان من نوشته هاى شمارا با دقت مطالعه كردم اما بواقعت برايت توصيه ميكنم كه هر دو طرف جز رسوائى ورزالت ودربدرى را به تمام اسمعليان سبب ميكرديد زيرا نوشته هاى خودت فكر ميشود كه كدام تجاوز درحق خودت ويا خانواده ات از جانب يكى از سادات زنكه باز صورت كرفته كه خودرا كرفته نميتوانى وبا يد هر مسائل بى ادبى راكه نمايندكى از تر بيه فأميلى شما مينمائد انجام ميدهى وطرف مقابلت نيز إد عا هاى مبالغه أميز را در مورد كسى كه از او دفاع ميكند بعمل مي اورد تا سر كرمى به انسانهاى رزيل مانند خود وخودت كردد وهر دو طرف زمينه تطويل لا طائلات را فرآهم ساخته ايد كه مسخره كى وسطح نازل سويه شمارا به تمثيل ميكذارد واين مذهب مصفا را نزد دشمنان شان به اندازه اخر كم مياوريد وشما غافل از عواقب اعمال نا بخر دانه خود ها هستيد وتنها خوش هستيد كه مرداريها يت مردم طالعه كنند درحاليكه ارزوى قلبى مولا نا حاظر امام ع تنها وتنها اتحاد واتفاق فرزندان رو حانى أش است كه هر دو طرف مخالف أر شادات امام اتش تفرقه را دامن ميز نيد خودرا نزد امام سيا رو خواهد كرد وشما از نوشته همان حجته اسلا م انتباه نكرفتى كه مذهب را توهين كرد كه عا مل دشنا م ان رزيل شما كر ديديد كه حيف بر أنست كه بالاى ان نام حجهته اسلام را كذاشت ومن از زبا ن بسيارى از علماى عظام جامعه تشيع ١٢إمامى شنيده ام كه خدمات خلفاى فأ طمى مصر وعلما ودانشمنادان وحجتان اسمعيلىرا جز افتخارات خود دانسته وازقدسيت إمامان اسمعيلى به افتخار نام برده اند وأما با مطالعه ارآزيل شما ها شاهد موضع كيرى خصما نه انها خواهم بود كه مرتكب اين ام ا لخبا يث نوشتارى شماهاخواهيدبود زيرا تنها شما قاصر نيستيد وكسا نيكه برضد شما نيز مينويسد درواقع سبب أدا مه اين بحث مسخره كرديده است. كه لعنت خدا وند بتو وبه كسانيكه سبب بد نامى مذهب ما ميكردد.شرق 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شما قطغنى بى ناموس قومهاى أرباب يوسف نيك بى هستيد كه واقعا شما قوم بى ناموس وديوس هستيد كه نه به سر وكون خود مقيد هستى ونه هم به ابروى ديكران ومن ياداشت يك ولسوال خلقى را خوانده ام كه در مردم نيك بى يك انسان درست وجودندارد به اسم ولسوال اختر او ميكو يد در شراب نيك بى اول درجه ودر بى ناموسى هم مرده كاو هاى سر جوك كابل از شما خوبتر است كه حد اقل شرم وعزت دارد وأما شما كوستيزنترين مردم دنيا هستيد زن ومرد شمارا خر بكايد وحق شما مردم را مردم كرم على تأله خوب ميداند كه با زنان شما انديوال شده بودند ورباط را موتر وأنها معدن اشيش ته نيك ميداند

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شاعر دروازى خودش مرده كاو أقاى حقبين بود وهمين أكنون هم به اين وظيفه أش افتخار ميكند واو خودش بى عزت ترين ادم روى زمين بود كه يشت سر يك شخص كه درين دنيا نيست شعر ميسازد وهمين شعر را به زن ودختر خود بساز بى ناموس تر ياكى ير لعنت

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مردم قطغن را بد نگو که خان آغا دمیت باز سریت قهر میشه. هر چه نباشه خان آغا مرید قطغنی زیاد داره.

فردوس جان نامت از یادت رفته که مینویشتی.

الله فردوس جان لب شکر بیا از سر سامانم چشک بیگیر ... تینگ ته تیت تینگ... واه واه میده میده.

با احترام - ملا صاحب بینام. خودتان شاید بفهمین که چرا اسمم را نمینویسم. لول هاهاها

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

فردوس جان!
مرا قسم داده ی که چرا به نام خود نمی نویسم وبه نام قطغنی مینویسم، بچه جان من تا حال به نام کسی دیگری نوشته نکرده ام واز نوشته هایم تا حال دفاع کرده ومیکنم. مطلبی را که در باره ی " گلچهره " دیده ای کدام کسی آنرااز همین سایت کاپی پیست کرده است، لِنک همین نوشته در چند کامنت بالاتر است به آن مراجعه وببین که دران نام کیست.اگر من نوشته میکردم معلومات دقیقتر نسبت به قطغنی درین باره داشتم و میدانستم که خانه ی وی در کدام ناحیه ی کابل است واسم پدرش چیست ومادرش چه نام دارد وهم از نظر بیالوژیکی با خان آغا چه قرابت دارد. ونیز روزی نکاح وی نامزاد ش موتر جیپ خان آغارا سنگباران کرد وشیشه اشرا شکستاند که باتهدید جدی خان آغا روبرو شد وناگزیر کابل را ترک گفت و مدتی به روسیه رفت و سر انجام خودرا به آلمان رساند.
فردوس جان! به نظرم اول سواد فارسی ات را کمی انکشاف بده، و سطح دانش خودرا ارتقا بخش زیرا معیار آدمی را دانش او تبیین میدارد. از دنبال روی این و آن چیزی بدستت نخواهد آمد. گود لک

نیک خواه
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

این آقای گل احمد یک دشمن به لباس دوست اصلأ اسمعیلیه نیست و تنها مقصدش نفاق افگنی است و قسمیکه دیده میشود از اعمالش خرسند بوده و به نفاق افگنی بیشترو بیشتربین جماعت وا دارات جماعتی میپردازد . از تمام اسمعیلیان تقاضا میشود که هیچگونه لفظی با این شخص موهوم الحویه رد و بدل ننموده و با سکوت خویش صدا را در گلویش خفه بسازید.

نیک خواه

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

تا جائكه ازنوشته جأت استنباط كرديد همين نيكخواه ،شير أفكن،جولوى كيان ،بغلانى همه يك نفر است .درين سائت مطالعه كردم كه از افشا شدن خود درهراس است وبه يقين كه نه مربوط به ادارات أمامتى است ونه هم افراد ماجرا جوى دفاع كران ،وحتى از فهواى جملات بى ادبانه اى كه درمورد مقايسه كتاب اسمانى قران عظيم الشان را با بت هاى باميان ويا هم توهينات كفر يت او در مورد حضرت بهترين عالم محمد مصطفى ص بخوبى نمايانكر أنست كه از جانب دشمنان اسلام وبويثره جامعه تشيع وبالأخص شيعان اسمعيلىرارا بى اعتمادى خلق ساخته وجوانان احساساتى كم تجربه را به افشاكرى هاى توام با دسايس را دامن زده كه اكثريت قاطع ادعاهات واهى ودوكمرا درخورد سبكسرترين جوانان عقده اى خلقى نيك ئى كه در طول زندكى شان بر ضد مذهب بوده ومقام إمامت راسياسى فكر كرده اله دست كشور هاى غربى ميدانند كه كار نامه هاى سيد احمد برخوردار وشركاى اين قماشي أش دروجود ثناى نيك ئى درتورنتوى كانادا ونجيب الله جويا جمعا خلقيان دروازوشغنان كه در انتخابات رياست جمهورى بنفع خائين ترين ومفسد ترين كانديد جنرال شهنوازتنى كودتاكر به نفع ياكستان عليه شهريان بيدفاع كابل بمب ريخت رأى دادند ودر شغنان بدخشان با ذبح كاو و كوسفند ازاو استقبال بعمل اوردند ميباشند كه باعث نفاق افكنى كرديده مسؤلين ادارات أمامتى وطرفداران وداعيه داران مقابل بااستفاده ازجوى حاكم بى اعتمادى طرفين براى زيحق جلوه دادن وحق بجانب بودن خويشتن فريب اين داره ماران إلحادى را خورده جامعه يكيارجه ومتحد دامن كير أمام رادر استانه خروج قواى خارجى ازكشور ووضع نابسامان مملكت أسيب يذير ساخته اند .در حاليكه امام يكانه مرجع أتكاوباورمندى جامعه روحانى اسمعيليه است ودرشرائط تقابل با نيروهاى وايس كرا اوست كه مريدانرا حامى ودستكير است وجنانجه موقع تسلط لشكريان جاهل طالب در افغانستان همين ادارات حضور امام بود كه در زير جطر حمايوى اقتصادى وتاميناتى قرار داد وجماعت افغان نسبت به سائر مهاجران داراى هر نوع امكانات بودند ودر صورت بروز حوادث مماثل عقوبت زندكى اين قوم بى اتفاق را تنها معجزه امام ميتواند كار ساز باشد ورنه با اين روند ووقوع حوادث ناكوار رسيدن به زندكى در خور امن ورفاع نكران كننده ارزيابى ميكرددولذا به تمام برادران عرض است كه در مورد اهداف دشمنان مذهب در نقاب مذهب به فرمائش نيروهاى تعصب نكر هوشيار بودوبيدار ونكذاريد از شما قلم بدستان انتر نيت شناس وفيس بوكدار منحيث وسيله جهت نائل شدن شان به اهداف رزيلانه دسيسه افرين ازطريق أنقيطاب وتفريقه دست يابند و خداى نخواسته باعث خشم امام قراركيريم كه إنكاه يشيمانى سود نخواهد داشت .با احترام دعا كوى شما 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در کامنت قبلی متذکر شدم که موضوع خوجه ستیزی از ایران نشأت گرفته است زیرا این فورمول اولاً از سوی دکتر امیر حسین شاه خلیلی اختراع و بعداً در دسترس سید منصور قرار گرفت ووی ازان پیراهن عثمان ساخت. علل آن چنین بود که سرهنگ اسعد شاه خلیلی نماینده ی املاک امام در ایران که پشتنا مه ی خودرا به امام شاه خلیل الله میرساند حیثیت سر پرست امور جماعت ایران را داشت، وقتی در اواسط ده ی شصت هجری کمیته ها ی اسماعیلی تاسیس گردیدو در رأس آن اشخاص فاضل وتحصیلکرده قرار گرفت ورهبری فردی به رهبری جمعی جا خالی کرد، با این پیش آمد موقف شاه خلیلی روز بروز رو به تضعیف رفت، لذا به تحریکات، سبوتاژ وتخریبات علیه کمیته هادست یازید. امام، شاه خلیلی را بحضور فرا خواند ولی او امتناع ورزید، بعداً وی پشیمان شده و از امام تقاضای ملاقات کرد، لکن این بار امام به در خواست او ترتیب اثر نداد. خلیلی با عده ی از نزدیکان، شرکاء تجاری و افراد ذینفع خود عملاً از چوکات امور دینی جماعت اسماعیلیه ی ایران مجزا گردید کلیه ی دارائی و مایملک امام وجامعه را به تصرف شخصی خود درآورد. بعد از فوت وی پسرش بنام دکتر امیر حسین شاه خلیلی را طرفدارانش بحیث جانشین پدر ش برسمیت شناختند. امیر حسین خلیلی که تحصیلات داشت مبارزه ی فکری وقلمی خودرا درقبال امامت اسماعیلی تحت پوشش نام خوجه راه اندازی کرد، رسالات چندی همچون " خوجه بد عت نو" نوشت، دلیل این خوجه ستیزی آن بود که شخص دانشمند،محقق و فر هیخته ی به نام جعفر علی لاخانی ازبمبئی هندوستان که در تصحیح وچاپ آثار قلمی اسماعیلی با پروفیسر ایوانف محقق واسماعیلیه شناس معروف همکاری داشت، ومدت ده سال در ایران بود و از سوی امام بعنوان سر پرست امور جماعت ایران توظیف شده بود، لذاخلیلی نقش اورادر ایجاد کمیته ها برجسته می پنداشت. ولی چون طبقه ی روشن فکر و تحصیل یافته ی اسماعیلیه از برکت مکتب ها ومراکز آموزش وپرورش امامت اسماعیلی رقم بالای را تشکیل میدادند،لذا تبلیغات منفی و تحریکات خوجه ستیزی او مؤثر واقع نشد، زیرا آنها میدانستند که خوجه یک مسلک عقیدتی نیست بلکه جامعه یا نژاد اِتنیکی است مشتمل بر اسماعیلیه نزاری، مستعلوی ونیز سنی و شیعه ی اثناعشری پس نمی توان بر چسپ مذهبی به آنان زد و همه را به یک چوب راند، مانند نژاد هزاره که مرکب از اسماعیلیه، اثناعشریه و نیز سنی هستند. واز طرف دیگر موصوف در فعالیت های خود وگول زدن مردم تا حال از نام امام اسماعیلی استفاده میکند.
در افغانستان عین صحنه تکرار شد، سید منصور که عیناً در موقف شاه خلیلی قرارداردو ارتباط تنگاتنگی نیز با خانواده ی خلیلی دارد و مواد تبلیغاتی از سوی امیر حسین خلیلی برایش میرسد چون علناً نمی توانست بر ضد امامت اسماعیلی مبارزه خودرا قوام بخشد زیرا به نام همین امام وبا سوء استفاده از نام امام وطریقه ی اسماعیلی تا حال توانسته است عوام الناس را استثمار واستحمارکند. ازینرو مبارزه ی خودرا علیه خوجه سازمان داده و هذیان آلود به بدو بیراه گفتن پرداخت وافترا های عدیده را به آنان نسبت داد. دلیلش اینست که اداره و مدیریت وتشکیلات ونهاد های امامتی را خوجه ها پیش میبرند، زیرا آنها از تخصص، کارآئی وتجارب خوب بر خوردار هستند. علاوه بر افغانستان، آنها تشکیلات عظیم و پیچیده ی جامعه ی اسماعیلیه را در سراسر جهان اداره ومدیریت می کنند. هدف ازین تبلیغات منفی آنست که عوام جامعه ی اسماعیلیه ی افغانستان در قبال خوجه ها تعصب، بدبینی و حساسیت پیدا کرده و به ایجاد موانع پرداخته تا حد نهائی کار شکنی کنند. تا در جامعه شرایط خصومت و بدبینی کماکان مسلط مانده و آگاهی های دینی و گسترش فرهنگ و عقلانیت تعمیم نیابد. در واقع ونفس الامر خوجه ستیزی، اصلاً یک بهانه وروپوشی است برای مبارزه و ستیز نسبت به امامت اسماعیلی که باید اصلاً وابداً تشکیلات نوین امامتی درین سر زمین ایجاد نگردد ومردم مانند سابق در تاریکی بمانند. چون در افغانستان از یکطرف سطح آگاهی های مذهبی جماعت نسبت به اسماعیلیه ی ایران فو ق العاده پائین است، واز طرف دیگر فساد لجام گسیخته سرا پای اپارات دولتی را فرا گرفته، لذا این موضوع باعث شد که این سبوتاژ و تخریب کاری تداوم یابد.
حال که آقای بینام گله دارد که" خوجه ها این فامیل خدمتگار را نادیده نمی گرفتند وتوطیه ها بر علیه شان نمیساختند" اگر براستی در حق این فامیل ظلم شده و خدماتش نادیده گرفته شده، در وازه امام بروی همه باز است، پس مستند، راست وبری از شائبه موضوع را به امام بنویسند، زیرا امام در هدایتش به نمایندگان جامعه ی اسماعیلیه در بنگله دیش ارشاد داشته است که" من به همه جماعت خود اطمینان میدهم که همه وقت می توانید برای حل مشکل خود به من مراجعه کنید." در باره ی هیت اعزامی جامعه ی اسماعیلیه به بنگله دیش و عدم قبول هدایاتش از سوی این فامیلی بعداً نوشته خواهد. با احترام

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

باميانى بى ناموس سخت رزيل هستى كى يك مو سفيد وانهم سيد أولاده ييامبركه ازبطن فاطمه ع است وقوم وهم نثراد امام يكى ازفرزندان زيد بن على زين العابدين ع برادر كوجك حضرت امام محمد با قر را بنام حيوان خطاب كردن ديكر به انسانيت تو نالائق هرزه شك دارم شايد ازنسل ابليس باشيد ويا هم ازنسل حرام كدام سيد هستيد كه سيد را دروقت معامله بامادر قحبه ات درزمان كه نو كشتنى شده بوديدديده أيد كه ان خاطره دادن مادرت رافراموش نكرده اى كه اينقدر عقده اورابدل دارى اكر تمسك دارى كى جنين است لطفا ازمادر جلبت انتقام بخواه درغير ان به كدام تربيه مرد ٧٨ساله اى را كه بهاران زندكى أش را در زندانهاى مخوف كذشتانده اكر كناه هم ازاو بود ولى منا صفه تكليفش مسله عقيده أش به امام بود واكر أكنون او ازردكى با أمام خودرا دارد بكذار كفاره انرا خودش بر كرداند وأمام افتاب است .كس نداندكه كى يس يرده كى خوب است وكى زشت ?تنها امام ميداند نه من ونه تو سك جفنده نا انسان لعنتى كوسمادر مادرقحبه اكر نيك يئ هستى حتمى ازنسل جندين سيد هستى كه در برابر سادات بى تفاوت وجسور هستى وشايد مفعول هم باشى كه شرم وحيا دروجود تو كونى وجود ندارد خواهر وماطر تولامذهب را بجه هاى بيكار وسيد علاالدين بكايد وحتمى ان مرحوم بحساب إيه كوسى ات رسيده است زيرا سيد ها يك اندازه زن دوست است 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

شرق جان!
نصیحت شمارا بخوانش گرفتم گرچه ارزش جواب گفتن را ندارد به آنهم خواستم در مورد استنباط شما از مذهب یکی دو نکته بنویسم. تصور جناب شما از مذهب چیست؟ اگر مذهب مورد نظر شما کبک جنگی، سگ جنگی، سلاح بدوش گرفتن، تهدید این وآن، کمین زدن حریفان سیاسی، محو فزیکی اشخاص چیز فهم ومردم دار، شراب و مسکرات و زنبارگی ، تفتینُ خانه جنگی، اتهام زنی، تحمیق واستثمار توده،و در حوزه ی کثیف سیاست روزی در خدمت یک سازمان جاسوسی بیگانه وروز دیگر در گروسازمان جاسوسی دیگر قرار گرفتن ، غیره وغیره است که بزعم شما باید نقد نشود، بلکه مقدس پنداشته شود. باید بگویم که نوشته هایم فقط وفقط بر ضد همین مذهب یا بهتر تر کیش شخصیت است که از ابتدا تا حال صرف همین مذهب نام نهاد وساختگی را به نقد کشیده ام. از نظر بنده سمبول مذهب راستین علم وعالم متعلم ومکتب ومدرسه و وعظ، تعمیم ضوابط اخلاقی،احترام به ارزشهای نیک انسانی، صلح وصفا و پلورالیزم است. اگر در نوشته هایم نقد چنین مذهبی را دیده اید لطفاً نشان دهید تا در محضر همه قلباً پوزش بخواهم وبه نقد ونقد گذاری نقطه ی پایان بگذارم. در غیر آن بگذار تا مذهب نام نهاد وساختگی را که در طی این سالهای متمادی به خورد مردم نا آگاه ، بیسواد وبی خبر از همه جای اسماعیلیه داده اند، نقد شود ودر معرض دید وآراء مردم قرار گیرد تا در ک گردد که "پیران سنتی" این قشر خوش باور ومحروم را سوگ مندانه در جعبه ی سربسته نگهداشته و از احساسات ومعتقدات مذهبی آنان عمیقاً سوء استفاده کرده، عیش و خوشگذرانی شانرا از طریق نذر و نیاز ، عُشر ، خراج و باج مذهبی ودست بوسی این محرومین تمویل نموده اند. مردم اسماعیلیه در طول سالها به نام همین مذهب خرافی یا درست تر کیش شخصیت کوبیده شده اند، طعنه وتملق وزخم زبان این و آن را با گوشت وپوست شان لمس کرده اند.
اینکه هدایت امام را مبنی بر اتحاد واتفاق تذکر داده ی،مطلقاً درست است که اتحاد و اتفاق در امر خیر ودرراه بهبود ورفاه جامعه بکار گرفته شود نه درامرتعرض وتجاوز به دیار و خانه،مال وناموس وحیثت دیگران، همچنان هدایت امام ما ست که اسماعیلیان همچون برادران وخواهران هستند پس ایجاب میکند که برادران را نباید کشت و به خواهران نباید تجاوز کرد.
شرق جان! اما در زمینه ی فحاشی تان من با ادبیات مستهجن وفحاشی میانه ی خوبی ندارم آنچه گفته ی برای خودت نثار می کنم.

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بی نام!

میگویند:

چوکنعان را طبیعت بی هنر بود
پیامبر زاده گی قدرش نیافزود

اولاً قسمیکه در شعر فوق حضرت سعدی فرموده، پیامبرزاده گی به قدر و ارزش کسی نمی افزاید. قابل هم فرزند حضرت آدم بود و خودت میدانی که بکدام سرنوشت گرفتار شد. و خداوند (ج) هم برتری انسان را در تقوای آن میداند نه در نسل آن. دوم سگ های کیان (سید کیان) در اصل سید نیستند آنها اعراب های فراری هستند که خود را سید قلمداد میکنند. میدانم تو قبول نمیکنی زیرا تو هم از جمله ی همین سگ ها هستی. در مقالات بعدی انشاالله با اسناد و مدارک این را اثبات خواهم کرد.

ازینکه تا حد توان دشنام دادی، فکر میکنی که من ناراحت میشوم. هر گز چنین نیست زیرا تو دیگر استدلال منطقی نداری. راستش در ابتدا میخواستم که من هم مثل تو دشنام کار بگیرم ولی اینکار را نمیکنم. زیرا من مستقیماً داستان های سکسی خودش، پسرانش، دخترانش، نواسه هایش، و عروسانش را مینویسم. دیگر از شاید و باید حرف نمیزنم.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

واقعآ شما راست میگویدبرادر"سگ دصحرا بی ادبی بسیار معاف گو د صحرا" وسگ را هرچی کش کش کنی آدم خور شده میرود بگذاریید تا سگ واری روز تا بیگاه وشب تا صبح غوغو کنه ویا گو واری بوی بته به خوب گفتن کس کس خوب نمیشه و به بد گفتن کس کس بد .
شاعربزرگوارفرموده اند.
به خوی بد مشو چون سگ نمودار
نگیری راه مردم قصد آزار
دل خودش که راه انسان را انتخاب مینماید یا از؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

همین بچه جانت زن و دخترت را بگایه
کلان گفته نشود من در دانش تو را شاگرد هم نمیگیرم

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى باميانى نخست سلام به انانيكه احترام بمقام انسان رادر سر لوحه كفتار وكردارش قرارميدهد وبا زبان أدب ومنطق رسا بجواب مييردازدونه مانند أقاى بينام كه احساساتى وطفلانه يأسخ شمارا با دشنام داد بهرحال .
خدمت شما احتراما كلايه دارم كه متكى بكدام مدرك وريفرينس حكم سيد ونا سيد بودن يك جميعت را كه مربوط به اين خانوادهرا قطع نظر ازكبك بازى وسك بازى وزن باره كى كه ان ارتباط به محيط اجتماعى كه رشد نموده ميباشد زيرا من نيز يكى ازين اتنيك هستم كه ذيلاسير وسفر مهاجرت نياكانم را با استفاده از تاريخ معتبر كوثر النبي يثروهشى درتاريخ سادات افغانستان تحقيق داكتر سيد جعفر عادلى مورخ نامور كشور نشريه قم بطور امانت بسمع شما ميرسانم !
براي نخستين بار درسال٧١٠ه ج به اسم سلطان سيد احمد كربلائئ معروف بشاه برهنه ازعراق عازم افغانستان شده است سلطان سيد احمدكبير ( ملقب به شاه برهنه )سيد عالم مبارز عابد ومجتهيدجامع الشرائط بود كه قصص الانبياء ازجمله اثار اوست كه مدت سه سال درشمشير سنك يكاولنك باميان بطور اختفا زندكى كرده وأمير تيمور كور كانى درين غار بحضورش مشرف وشاه دخت حليمه دختر خودرا ب تزويج او در مياورد كه خودش جكونكى امدن خودوهمراهانش به زبان ساده شعرى جنين بيان ميكند !كمربست إخوان به ما شش نفر. زايران رسيديم اين جا نكر از أنجمله سه تن على نام داشت. يكى بود أعرج بخودكام داشت. يكى يوست يوشيده اندر بدن. دكر داونز مجنون يا وه سخن. جهارمجلالاست وينجم حسن. ششم كمترين عبد الله من. به سه ماه وده روزوينج دكر. رسيدم ز خاورسوى باختر صفحه٨١تاريخ فوق نظر به ادعاى مورخ كه نسخه خطى كتاب قصص الانبياء بخط سيد درنزد يك تن ازسادات يكاولنك به اسم سيد اكبر شاه موجود است كه مقبره أش درهرات باستان است ص٨٥ثمره ازدواج شاه برهنه باشادخت حليمه يك يسر ويك دختر كه يسرش سيد شاه محمد شاعر نامداشت كه ازاو دويسر مانديكى سيدشاه حسين عارفين (ملقب به عاقلين)بود كه جد سادات كيان است ويسر دوم ان سيد عابدين كه أولاده شان سادات سنكلاخ وشاه قبادمشهور ترين شان است ص٩١همان مرجع كه سيدشاه حسين ٤فرزند كه كوجكترين ومعروفترين انها سيد تراب است كه در دائزنكى به شهادت رسيد ومقبره أش انجا است از شاه تراب نيز ٤يسر ازجمله سيدقاسم ص٩٣همان مرجع كه فرزند أوسيد ناصر وفرزند أوسيد منصور وفرزند او سيد على وفرزنداوسيد سيد حارث وفرزنداو سيدشاه صالح معروف به إبدال كه مقبره أش در دره زارغه دوشى است وفرزند او سيد مرسل وفرزنداو سيدسليمانوفرزند أوسيد شاابوالهادى نخستين مكى ازجانب امام روزكار شاه حسن على إقاخان اول كه درمحلات وكرمان ايران زندكى داشت توظيف ميكردد كه مقبره أش دردره أسكار است كه اين سادات را قبل براينكه دردره كيان مسكن كزينشوند بنام سيد أسكار نام ميبردند كه همين أكنون نيز دربين ديكر سادات أولاده سلطان سيداحمد كبير سادات أسكار ميكويند كه اوداراى ٤يسر بود كلانتريت فرزنش سيد مهدى است وخردترين فرزندش سيد شاه حسين معروف به شاه سيد است واوهم داراى٤يسر كه سيد ميرزا ٢سيدجعفرخان٣سيد يعقوت شاه وخرد ترين ان سيدكوهر خان است واز سيد كوهر خان ٣يسر ١سيدفريدون شاه كه مقبرهأش دركولاب تاجكستان است كه درزمان امير عبد الرحمن اواره بوده است ٢سيدتيمور شاه كه در شاه حسن كيان مدفون است ٣سيدنادرشاه خان كه نيز دركيان مدفون است اينس سلسله اين سادات
دوستان محترم اين عرائض راجهت معلومات مزيد شما وباميانى صاحب تقديم كردم كه اكر با هر كس مخالفت داريد وان مربوط به طرز برداشت شما است واكر يك موضوع را در سائت نشر مينمائيد لطف كرده سند علمى وتاريخى انرا ارائيه داريد ونه جهليات محض عقده مندانه را اميدوارم دوستان از نوشته ام انتباه منفى نكرانه نكيرند وبه تاريخ مراجعه كنند زيرا از وارد كردن اتهامات وبه زبان اوردن فحش كه نمايانكر ضعف منطق وعدم سويه ابراز كننده رامتبارز ساخته فضاى بى اعتمادى را أرمغان جامعه ميدهد زيرا تمام روابط اجتماعى بر يايه اعتماد استواراست .كرجه سيد بودن ملاك نيست جز تقوا ودر أئين مقدس اسلام جرم يك عمل شخصى است واتهام تازمانيكه محكمه حكم صادر ننمايد جز ادعا محض نتيجه ان صفر است ونيز برائت الذ مه حالت أصلى است واين اتهامات وارده را تنها محكمه ميتواند ثبوت كند ومن به اين باورم كه يك ملت متحد موفق در امورات خود است واكنون اكر منصفانه بر رسى شود تمام نارضايتى ها ازبيعدالتى ها است اكر جامعه ما متحد باشد وجرا نتوانيم مانند سائر أقوام در جامعه سياسى افغانستان جائكاه بدست اورده كادرهاى تحصيل كرده وبا تجربه خودرامطرح سازيم وهمين حالا جند نفر وزير،والى،معين وسفير داريم ?ازكدام ملئت ما كم هستيم ؟وجرا عقب مانديم ؟وجرادربازسازى موزون مناطق ما مورد بى مهرى دولت است ؟وجرا كادرهاى مطرح ما بى سرنوشت است؟مقصر كيست ؟به عقيده من بى اتفاقى وحسادت بين خودما ودولت نيز درموجوديت جنين فضاى حاكم برسرنوشت جامعه ما براى ما ارزش قائل نيست واكر همين وكلاىانتخابى ما دولت بأمير فشار قراردهند جرامردم ما به كرفتن يك تذكره ويا ياسيورت رشوت بيردازداكر ميخواهيد كه اين وضع آدامه يابد ومردم بما خنده كنند با قلم رسا بون هراس همديكر خودرا توهين كنيد كه ديكران نيز بتو ومن با جشم حقارت نظر اندازند.با احترام يكى ازسعادت خواه شما
 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سلام كل احمد جان !
اولا أزشما تشكر كه حرف بد را جواب بد ندادى وثانيا كدام مذهب به سك بازي ومرغ بازى وفعل هاى زنا توصيه كرده است؟وأفعال بد انسانها مربوط به محيط اجتماعى است ازانست كه ميكو يند اكر انسانها زاده به محيط اجتماعى است يس بايد محيط را إنسانى سأخت وثالثا جه خوب است كه ازحرف بد من بد شما نيز أمد واكنون خودت دست را بالاى سينه ات بكذار وباخود محاسبه نمائيد همين مسائل راكه به ادرس يك شخص موسفيد وكلان يك قوم ومنطقه به سائت هاى ميكشانيد وايا ان شخص متأثر وما يوس نمى كردد كه من به اين شخص جى مصيبت افريده ام؟اكر براي شخص خودت خداى نخواسته كدام ضرر رسيده است ميتوانيد به دادكاه مراجعه كنيد ودرغير ان تفتيش عقائد انتقاد بيمورد بدون انكيزه كارييست جرم وغير أخلاقى كه عدم سويه يك إنسانرا نمايندكى ميكند مثلا من شما را هيج نميشناسم وجرا بدون دليل بشما درد سر خلق نمايم كه اين عملم نوعى ازنقص فكرى محاسبه ميشود وبه همين شكل نقاط نظر شما بدون موجب به ادرس ان شخص به عدم سويه فكرى ات نميكند؟به يقين كه ميكند ازينروبكمال احترام تقاضاى من أزشما اينست كه با دامن بالا كردن ورسوايى ها به دشمن مشترك ما وسيله اهدأ ميكنيد اكر مكتب خوانده باشئد به جه اندازه متأثر از زخم زبان جهال به ادرس مذهب ومردم ما شده ايم وبر عكس درمورد سائرمردم ومذاهب نيز حرفهاى وقصه هاى جاهلانه شنيده بوديم مثلا در مورد مجاهدين بما تبليغ نهايت خصما نه صورت كرفته وبعد ازسقوط مرز بندى ها همين أكنون معلوم شد كه همه مجاهدين يك نوع نيستند زيرا ينج انكشت برادر است وبرابر نيست اميد وإرم مطلب قلب خودرا بشما فهمانده توانسته باشم دوست انتر نيتى ات شرق

مهدی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

مرحبا! دانشمند بزرگ، سطح دانش ات از طرز کامنت گذاری ات پیداست، دانشمندان کذائی " پیرها" تا حرف های بی ادبی نزند چگونه دانشمندی او معلوم گردد. ولی آنطوریکه در علم اخلاق اسلامی آمده است " عالِم قبل از عالِم شدن باید انسان شود، پناه بر خدا از کسیکه قبل از آدم شدن اوعالِم گردد". شاید تو مثل پیرها یت به این مقوله ی اسلامی باور نداشته باشی، بهر صورت خوانند گان این سایت شاید سطح اخلاقی شما وامثال شما ونیز از گل احمد وامثال اورا به قضاوت خواهند گرفت.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای نیکخواه!
فکر میکنم در کدام یک از شعبات شورای علما پیاده هستی و فتوا دادن را از آنها یاد گرفته ی، ورنه کسی بدون تحقیق و علم آوری در یک مورد خواه حقوقی ویا غیر حقوقی فتوا صادر نمی کند. یا شاید تصور من درست نباشد و منظور شما از اسماعیلیه، همان اسماعیلیان نام نهاد کیانی ها باشد. اگر چنین است گفته ی شما صدق میکند،زیرا من ازاسماعیلیان نام نهاد کیانی ها فرسخها فاصله دارم. و معتقدم که این فرموده ی ناصر خسرو بزرگ مصداق حال این گروه ی استثمار گر واستحمار سازاست آنجا که میفرماید " پیشروان ناحق خویشتن را مانند پیشروان حق کرده اند واندکی از سیرت ایشان گرفته اند بظاهر حال رواج کار خویش را کنند ولیکن ایشان در دعوی خویش بر باطل اند" ( وجه دین گفتار اول ص 10) در مورد نفاق افگنی بین جماعت وادارات جماعتی که مرا عامل آن تصور کرده ای، حاشا که من چنین کرده باشم ویا در مخیله ام گاهی چنین تصوری خطورکرده باشد. من به جماعت عزیزی که هدایات امام شانرا سر لوحه ی برنامه ی زندگی شان قرار میدهند احترام وتکریم فوق العاده قایلم و فقط دکاندارن دین را نقد کرده ومیکنم. خواه کسی را خوش آید یانه ولی خوش می شوم که نوشته هایم بدون حب وبغض نقد شود که آیا خلاف واقعیت است یا واقعیتها به تصویر کشیده شده است. با احترام گل احمد.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

یکشخص پیش خانم خود آمد و گفت:
امروزهمه مردم مرا ملامت کردنداما من خود را ملامت نکردم،البته باصطلاح عامیانه مرغ آن شخص یک لنگ داشت.
آقای نویسنده گل احمد!
آیا خودت پدر و مادر دارید؟خدا کند که ایشان حیات باشند اگر ایشان حیات دارند من پیشنهاد مینمایم که:
لطف نموده همین موضوعات که به ضم خودتان درست و اصولی شمرده میشوند را با ایشان در جریان بگذارید من مطمین استم که آنها شما را رهنمایی خوب خواهند نمود و انشآالله راه درست و صراط المستقیم را نظر به تجاربی دینی و مذهبی و زندگی شان که دارند بشما خواهند فهماند.
اگر خدا نخواسته ایشان در قید حیات نیستند چرااین قدر باعث میگردید تا مردم آنها را دو و دشنام دهند؟ مشوره این حقیر بشما اینست تا از علمی که دارید از آن در جهت اتحاد،اتفاق و یک دلی و صمیمیت بکار برید با بدی و اتهام بستن کار به هیچ جایی نخواهد رسید بغیر از ندامت و پشیمانی.
شما میتوانید نظرات مرا امتحان نماید و ببینید تا چی اندازه برایتان مثمر تمام میشود و ازعذاب وجدان هم دور میگردید

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در پاسخ پاهین تان که عنوانی آقای نیکخواه نوشته اید لطفآ به جای کلمه "ح" در استعمار کلمه "ع" را استعمال نماید باید یاد آورگردید که این بار اول شما نیست که این کلمه را در لغت استعمار غلط استفاده نموده اید بلکه چندمین بار است آقای مهدی مشهور به گل احمد.
خداوند برایتان عقل سلیم عطا بدارد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

از نگاه گرامر اگر شما نقد گردید ببینید!!! اولآ لغت کامنت English یا انگلیسی است خودت باید اول زبان مادری ات را خوب بیاموزی بعدآ انگلیسی را یک.
دوم لغت دانشمندان و پیران جمع میباشند نه مفرد.
سوم در آخر جملاتی که برای (جمع اشخاص)استفاده نموده ایدحرف های بی ادبی نزند، نه بلکه نزنند استفاده میشود.
بعد از آموختن این همه از دین،مذهب و انسانیت مثال ارایه بدارید.
با معذرت گر چی دینداری شما هم خوب برای همگان معلوم و هویدا است

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادرم نهايت توصيه خوب را.به اين شخص دلسوزانه وبامحبت انجام داده ايد ومن نيز درجندين نظرم برايش يشنهاد كرده ام زيرا كسى كه داراى فأميل وعزت فأميلى باشد قطعا بفاميل وشخصيت يك انسان مشهور ومردمدار ومو سفيد بدون كه برايش ضرر رسيده باشد بدو بيراه نمينويسد ومن تشخيص داده ام كه اين شخص ميخواهد نام خودرا بكشد ومانند همان شخصى كه در خانه كعبه مردارى خودرا بى تربيانه انجام داد .وكسى ازاو سوال كرد كه جرا اين عمل را درين مكان مقدس نمودى ؟واو درجواب كفت ازاينكه هيج كس مرا نميشناسد ودرهيج محفلى ازمن نام كرفته نميشود وخواستم كه نامم را هميشه ورد زبان سازم وخواستم اين عمل را درين مكان نمايم كه همه تبصره كنند كه اين ادم يسر فلان وباشنده فلان منطقه اين كار بد را انجام داد ومن بخاطر تبليغ وشناختى كه ازمن داشته باشند وكناه ان بمن ارزش ندارد وحال اين دوست ما شايد ادم بد نباشد ازينكه ازيك فأميل محروم وبى نام ونشان است وبايد همين اعمال بى احترامى را به كلان قوم ويك ريش سفيد انجام دهد تا مردم بكوئيند كه يسر فلانى نام يدرو نياكان خودراكه كم نام تاريخ بودمعروف سأخت ومن فكر ميكنم كه اين اعمال از بى تجريبكى عده كه كلان وبزرك كه اورا از عواقب أعمالش ممانعت كند محروم است . ازينرو از شما تشكر ميكنم كه خوب نصيحت برادرانه را برايش انجام داديد وخداوند همه را بصراط المستقيم كه همنا معرفت حقيقى امام زمان كه او كامل وتمام است وما نا تمام توفيق هدايت كرداند زيرا ازخصومت وخشونت جز اب را به أسياب دشمن ريختاندن است وهمه جنك به رسن خدا ودامن امام كه جانشين ييامبر بزر كوار اسلام حضرت محمد ص است بزنيم وجز استان ودركاه او رستكارى وجود ندارد. برادر شما شرق 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اين كل احمد دريك جا مهدى نام كذارى شده وأما نهايت.ضربه كوشتى ازكدام سيد ديده كه سخت عقده اى است إ در غير ان جى علت است كه اينقدر موضع ضد سيد را اتخاذ وحتى به جهل نسبى انها بدون ريفرينس اكادميك سيستم ريسرج كه يك علم مثبت است كه ادعا را مستند ميسازد ولى بدون ارائيه اين مستندات ادعا ويا مقاله قابل قبول اكادميك قرار نكرفته وحيثيت نويسنده لكه دار شده بنام ماجرا جو بخود بد بينى هارا فرآهم ميسازد اميد نويسندكان جوان اصول وموازين علمى را ملاك عمل قرا داده از بافت جهليات دست وردارند تا با با شد كه سبب نفرت اجتماع قرار نكيرد

سید دربنده گی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منکر(سیدمنصور) امروزو خردجال زمان حضرت عیسی علیه السلام

سید منصوروخردجال یکسان بکرده مخلوق الله پریشان
مبین خواب خیال سر پرستی تراآخر شده آن باده مستی
جماعت شد ز اعمال تو آگاه دروغ میگفتی هر گاه وبیگاه
دیگراین بازیها فرسوده گشته درین عصر اتوم فهمیده گشته
به مثل گاوپیرکنجاره درخواب به جیب مردم بیچاره بیتاب
نماصرف نظراین خواب خرگوش توازخواب ضلالت آی درهوش
نه بیتوانی توپنهان نور آفتاب به چشم کورکی بینی تو مهتاب
نفهمیدی هنوز معنیی کونسل بمال دنیوی کردی توکل
تورا رانده امام وقت ز درگاه تومنسوخ گشته هیچ نیستی آگاه
سگ دیوانه گر حمله نما ید اوبیمار است در هر وقت شاید
سید منصورشده مانند آن سگ نماید حمله بر هر کس یکایک
گهی حمله به دفتر امامت نخواهد دید دیگر روی سلامت
نماید حمله گاهی در جماعت ازین بد تر نخواهد شد خیانت
گهی او بشکند دروازه را .. نماید پخش دروغ آوازه را
کسی گمراه شود هرکار نماید ازین بدبختی ها بسیار نماید
سیدمنکرنه دین داردنه مذهب لگد کوبد گهی مانند مرکب
دودست اوخطاخورده زریسمان اواستمداد کند با چشم گریان
نماید گریه ها و عذر و زاری بدست آرد دل چند بی وقاری
اوباید پول دهد هرروزبه احمق خطا کاری شان یابد رونق
شودروزی نه پول باشدنه مردم نه پالان باشد نخطه نه پردوم
توهرچه کشت کنی بینی درآخر به باطن تو یزید سلمان بظاهر
اگرجلوه دهی خود را تو زاهد همه اعمال زشتت است شاهد
به بین تو بیدینی و بی کتابش ضررکرده به مردم التهابش
کسی احمق شودکارش همین است نشان شمربن جوشن چنین است
اوهم تیغ را کشید در روی مولا به خود القاب گرفته لعنت الله
سید منصورشمرراهست برادر کشیده تیغ این هردو برابر
یزید بود سرپرست شمر کافر سید منصورصفت بودند رهبر
به ایران است کسی اسمش خلیلی سید منصورازوخواهد دلیلی
هدایت میکند او را از ایران .. بود او نا قبول امر و فرمان
اوهم سید بود مانند منصور زفرمان امام چشمش شده کور
چه خوش گفته کسی این شعرطناز (کندهم جنس باهم جنس پرواز).
کند اورهبری این مرد بد بخت سید منصورگرفته یار سرسخت
مرام ومقصد هردو یکی است به کار حضرت مولا شکی است
زیک روفرق این هردو زیاداست خلیلی باسواد این بی سواد است

سید دربنده گی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید منکر(سیدمنصور) امروزو خردجال زمان حضرت عیسی علیه السلام

سید منصوروخردجال یکسان ­­<> بکرده مخلوق الله پریشان
مبین خواب خیال سر پرستی <> تراآخر شده آن باده مستی
جماعت شد ز اعمال تو آگاه <> دروغ میگفتی هر گاه و بیگاه
دیگراین بازیها فرسوده گشته <> درین عصر اتوم فهمیده گشته
به مثل گاوپیرکنجاره درخواب <> به جیب مردم بیچاره بیتاب
نماصرف نظراین خواب خرگوش <> توازخواب ضلالت آی درهوش
نه بیتوانی توپنهان نور آفتاب <> به چشم کورکی بینی تو مهتاب
نفهمیدی هنوز معنیی کونسل <> بمال دنیوی کردی توکل
تورا رانده امام وقت ز درگاه <> تومنسوخ گشته هیچ نیستی آگاه
سگ دیوانه گر حمله نما ید <> اوبیمار است در هر وقت شاید
سید منصورشده مانند آن سگ <> نماید حمله بر هر کس یکایک
گهی حمله به دفتر امامت <> نخواهد دید دیگر روی سلامت
نماید حمله گاهی در جماعت <> ازین بد تر نخواهد شد خیانت
گهی او بشکند دروازه را .. <> نماید پخش دروغ آوازه را
کسی گمراه شود هرکار نماید <> ازین بدبختی ها بسیار نماید
سیدمنکرنه دین داردنه مذهب <> لگد کوبد گهی مانند مرکب
دودست اوخطاخورده زریسمان <> اواستمداد کند با چشم گریان
نماید گریه ها و عذر و زاری <> بدست آرد دل چند بی وقاری
اوباید پول دهد هرروزبه احمق <> خطا کاری شان یابد رونق
شودروزی نه پول باشدنه مردم <> نه پالان باشد نخطه نه پردوم
توهرچه کشت کنی بینی درآخر <> به باطن تو یزید سلمان بظاهر
اگرجلوه دهی خود را تو زاهد <> همه اعمال زشتت است شاهد
به بین تو بیدینی و بی کتابش <> ضررکرده به مردم التهابش
کسی احمق شودکارش همین است <> نشان شمربن جوشن چنین است
اوهم تیغ را کشید در روی مولا <> به خود القاب گرفته لعنت الله
سید منصورشمررا هست برادر <> کشیده تیغ این هردو برابر
یزید بود سرپرست شمر کافر <> سید منصورصفت بودند رهبر
به ایران است کسی اسمش خلیلی <> سید منصورازاو خواهد دلیلی
هدایت میکند او را از ایران .. <> بود او نا قبول امر و فرمان
اوهم سید بود مانند منصور <> زفرمان امام چشمش شده کور
چه خوش گفته کسی این شعرطناز <> (کندهم جنس باهم جنس پرواز).
کند اورهبری این مرد بد بخت <> سید منصورگرفته یار سرسخت
مرام ومقصد هردو یکی است <> به کار حضرت مولا شکی است
زیک روفرق این هردو زیاداست <> خلیلی باسواد این بی سواد است

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

و پیر شما با کشتن مردم خود را مشهور می سازد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بد کردی تو بیدین لا مذهب همراه همی دروغ پراگنی و شعر های مزخرف ات و باید همین حالا گفته شود که این اعمال شیطانی تان دیری دوام نخواهد نمود بترسید از روزیکه باز از شما حساب این همه جنایات تان پرسیده شوند و نظر به این اعمال تان دست ترحمی هم طرف تان دراز نگردد باز هم باید گفت که به چل چل شما سگ های خوجه ها که بدون شک این رجز خواهنی های تان بنآ به هدایت آن سگ های ملعون و پیرو کار های امیرالجیوش ها میباشد هیچ تآثیری بالای مریدان بر حق مولای زمان وپیر بزرگوار نخواهد داشت وبرعکس نفرت ونفرین این جماعت خدا پرست بشما و عامیان مرتد شما هر چی بیشتر خواهد گردید.
میگویند بیننده عقل چهل وزیر را دارا میباشد،مردم خیانتکاران و خدمتگذاران را خوب تفکیک نموده اند ومیدانند کیها خدمتگاربوده و استند و کیها دلالان و تجاران بنام مذهب و یک نفرشان چند اداره.... را به سود خود و باداران خود میچرخانند.
لعنت خدا بشما، یک روز در دنیا و آخرت روی سیاه میشویید

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

قبلآ تا سال 1389مخفیانه علیه ادارات امام کار مینمود و حالا آشکارا،،،،،،و وقتی مخفیانه کار مینمود امام زمان نظر به دلیل تو بی منطق هیچ نمیدانستند وبه اصطلاح خدا ما را ببخشد در عالم نا فهمی لقب وزیر خویش را برایشان اعطا نموده اند توبه توبه استغفر الله عجب دلیلی و عجب عقیده ای......
واقعآ دوستی که شما را لقب الاغ را داده اند برای شما بجا است شما یک مومن نه بلکه یک شیطان استید.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای گل احمد،

اگر واقعأ اسمعیلیه هسثی در آن صورت ارشادت امام زمان حضرت نور مولانا شاه کریم الحسیی (ع) را قدرگذاشته وبجای شعله افگنی احساسات جماعت بخاطر دشمنی شخصی ات، به دفتر عدلی و حقوقی در همین تورنتو مراجعه نموده و با پیشکش اسناد و شواهد دست داشته، شکایت خود را رسمأ و بشکل انسانی تر بعرض میرساندی و طلب حق مینمودی!

جناب شما با فخر فروشی بی حد و اندازه فقط خود را دانسته، باسواد و آگاه هر مطب جلوه داده و تمام اسمعیلیان افغانستانرا بیسواد و یک مشت فریب خورده قلمداد میکنید که این هم در تضاد با هرگونه شرافت انسانی قرار گرفته و نیز بدور از خرد میباشد.

در خاتمه آقای گل احمد، من در خود توان آنرا میبینم که شما را بشکل رسمی وبا تضمین مصئونیت نزد سید منصور نادری همراهی نمایم تا بوانید بدون کدام ترسی دادخواهی نمائید.

و اگراین پیشنهاد را قبول نمیتوانی، سپس از داد و فریاد زیر پوشش نام مستعار و از پشت پرده چه مطلب دیگری جزء تحریک احساسات جماعت که در واقع برخلاف هدایات، ارشادات و توقعات امام است، میتوان داشته باشد؟

آهسته آهسته از پیام دیگران چنین برداشتی میشود که گویا این آقا چه یک انسان پررو!!؟ است و با آنکه میداند خنده لطیفه سرائی اش تمام شده ولی بازهم رهاکن لطیفه سرایی نیست.

خرد مند باشید آقای گل احمد،

نیکخواه

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بی نام!
انتقاد شما بجاست و آنرا میپذیرم زیرا نسبت کمی وقت نتوانسته بودم موضوع را بصورت واضح بیان کنم. میخواهم درین رابطه کمی وضاحت بدهم. منظورم این بود که تا سال 1383او با ادارات نی همکاری داشت ونی مخالفت و لقب را که تو میگویی هم در آن سال برایش داده شد ولی او مخالفت اش را از آن به بعد الی سال 1389 بصورت تبلیغات ادامه داد و بعد از سال 1389 مخالفت هایش را شدت بخشید و عملاً برای از بین بردن ادارات اقدام نمود. نمونه های از فعالیت های شوم اورا در نظریات قبلی ام نوشته ام. همچنان باید متذکر شوم که لقب حجت برای عبدالله شیعی و حمدان قرمطی هم داده شد در صورتیکه انها بعدا با مخالفت علیه امام به پا ایستادند درست مثل همین پیر مرد. به نظر من الاغ کسی هست که تمام جنایات سید منصور را نادیده میگیرد و الاغ وار درخدمت او قرار دارد.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

كل احمدخان من ترا خوب ميشناسم وحتى ادرست را ميدانم زياد نوشته هايت راكه بنام خودت نشر كرده اى مطالعه كرده ام مطالب علمى ات خيلى مفيد است وبه اصول ريسرج نكارش يافته است واكر اين كامنت هاى خودرا نيز بران وفق دهيد بهتر است .واين داستان ضعيف وبى سويه به تحصيل وفهمت مطابقت ندارد اين مسائل كه اكثرا ارزش كرفتن وقت را ندارد ونمايندكى أز تعصبا ت بى مفهوم وزايد كه حشو أدبيات است به خودت مناسبت ندارد وخودرا به دهن مطبوعاتى ومجموع جامعه ات را درخورد هذيان كويان بى فرهنك نداده وخود را درقطار انسانهاى لاوبالى قرا رندهيد وبه تحرير مقالات مفيد واموزنده كه سبب غرور ملئت ومردمت كردد أقدام كرده وبا اين ميتود ضد بازى ومضحك وداع كرده با نوشتن دوسطر از كسانى كه أزشما متأثر شده معذرت خواسته واين كار شمارا خرد نميسازد وبرعكس به وجهه علمى ات مي افزايد زيرا زخم زبان بد تر از زخم شمشير است ونبايد أنسانان فرهيخته ونخبه خودرا درجوال مردمان كه از مدرنيت وتمدن لا يتناهى فاصله دارند داخل سازد .ومردم را توهين كند .زيرا اين سيتم راكه بخود مسير قراداده ايد وجدان خودرا مى ازاريد ومردانه مانند جوان مردان وعياران به حيث عنصر مثبت أنديش جامعه. خودرا مطرح كنيد كه مردم همسويه خودت علاقه ديدن شمارا داشته باشئد ومن فكر ميكنم بد ترين انسان انسانهاى اند كه زبان شور وكنده داشته باشدوإنسان معقول وشيرين زبان وباادب تاج سر مردمش است من أنجه شرط بلاغ است با تو ميكويم تو خواه ازنصحتم يندكيرى وخواه ملال دوست شما ارش 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

این چتیات و دروغ ها ی شما هیچ جایی را نمیگیرد،بدون شک الحاج سید منصور نادری یک مرید سرسپرده امام زمان نور مولانا شاه کریم الحسینی حاضر امام است،و من چیزی را که میگویم هیچ تردیدی در آن ندارم و برای من ثابت است و از شما تقاضا مینمایم تا منحیث یک انسان آنقدر ذلیل نگردید که برای بد نام نمودن یک شخص به این اندازه پست فطرت شوید همه میدانند مبارزه عادلانه این شخصیت بزرگوار بر علیه چی کسانی و چی بی عدالتی ها و خود خواهی ها است ؟کسیکه شب و روز در یادو لطف امام زمان خود باشد احدی من النا سی با اغراق و بد گویی به ایشان آسیبی رسانیده نمی تواند.
از نگاه مذهبی من میتوانم سوال های خیلی مشکلی را از خودت داشته باشم اما باور کنید با در نظر داشت بسیاری مثایلی که منجر به بد نامی همه خواهد گردید از سوال نمودن آنها منصرف میگردم ای کاش روبرو میبودیم و همه چیز را شعوری وعادلانه صحبت مینمودیم.

کامران
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

واقعیت میگوید برادر عزیز و دانشمند!
این انسان خود خواه و استفاده جو که از روی منافقت و دو رویی و بد گفتن به این مقام رسیده و بنام مستعار گل احمد مینویسد فکر میکند عقیده همه را اغفا خواهد توانست شاید این دروغ های شاخدار شان که مانند اسپ گادی که دو طرف چشمش را پوشانده اند و تنها یک جهت را میبیند بالای مردم ما اثرگذار واقع شود اما نه مردم ما تاریخ دارند،مطالعه دارند و درک دارند.
من باز هم از شما قلبآ تشکری مینمایم بخاطر آگاه نمودن این شخص خودخواه ومن هم به این آقای خدمتگار توصیه مینمایم که بس است و دیگر دست از اینقدر خود خواهی و منافقت بردار و آتش کینه و کدورت را در بین جماعت مشتعل نگردان از خدا و از امام زمان بترس.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى باميانى من در موارد يشنهاداتم به شما الاغ خطاب نكرده ام زيرا انسان را اشرف مخلوقات ميدانم وحتى امتياز انسانهارا بتاسى ازارشادات إيه مباركه وان أكرمكم عند الله آاتقاكم ميدانم كه جز تقوا ديكر جيز نيست باورمندم ومنظورم ان بودكه انسانهاى قلم بدست وانتر نيت شناس مردمان ساده بومى متعصب نيست بلكه منورين جامعه اند واين منوريترا درقالب أدب وتربيه مدرن بايد كنجانيد ومن بشما يشنهاد نيز نكرده ام كه كسى را دشنام مدهيد ولى كفته ام كه شائسته مقتضيات ميتود نويسندكى خودت نيست ووظيفه مردمان كوجه وبازار است نه مردمان با فرهنك عصر وزمان واز جانبى دفاع ازادارات را ميتوان در روشنائى اوامر مولا نا حا ضر امام وطريقه ييشبرد ياليسى مثبت همه شمول بدون اغراض خصومتهاى مولد جامعه نمونه افغانستان كه داراى هزاران عيب ومعائيب كه ازمجموع عقب مانى هاى مملكت الهام كرفته است يكجا كرد واز موقعت ييش امده باد وبخار خودرا خالى كرد كه اين نوع اقدامات سو استفاده جوئى از نام مبارك امام ومذهب ميباشد وازينرو من به مخالفت وموافقت أشخاص وافراد كار ندارم وشريفانه سوكند ميخورم كه اوامر امام را ميتوان بدون خشونت تطبيق كرد ونه با خشن وتعصب وقوم نكرى وسمت يرستى وغيره وغيره كه من وخودت طور كامل ميدانم وكذشته هاى مخالفت جوانان روشنفكر هاى بهسود وخلقى هاى احساساتى مرحله اول تحول ثور ١٣٥٧كشور را كه نا عا قبت انديشانه عده اى را بكام مرك كشاند وبعد ازمرحله دوم سلسله انتقام كيرى ها نيز صورت كرفته كه همه اين تخطى هارا دروجود تطبيق اوامر امام وكار كذاران دست اول را جكونه رنك ونماى مذهبى داد وكدام يك ازين حركات انتقام جويانه را قابل توجيع دانست ولذا لازم است كه خرابكارى هاى دوران كذشته با استفاده افزارى از فضاى بوجود امده جز بد نامى ديكر جى نتيجه دارد زيرا مخالفت هاى سياسى را بايد كنار كذاشت وهمه متفق وبا إيمان راستين درتطبيق اوامر امام مانند فرزندان روحانى أش عمل كرد ونه جنكهاى حقوقى را دربستر مذهب خوا باند وبا اين افشا كريهاى طفلانه ابرا به أسياب دشمنان مشترك ريخت سير وييازخودرا بمردم عرض حال كنيم وازمن يشنهاد دوستانه بود ونبايد اينرا ماجراجويانه جانب دارانه أزيكى طرفهاى درحال دعواى كلم ملا نصرالدين سازم واكنون لزوم ديد خود شما است كه ادامه ميدهيد خود مخير يد .سعادت خواه شما 

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادر عزیز!
ازینکه صادقانه و اخلاصمندانه مطالب فوق را نگاشتی جهان سپاس. باور کن که من هم میخواهم مطالب ذیل را صادقانه بنویسم. من با سید منصور و دیگر اعضای فامیل او هیچ دشمنی شخصی ندارم. در گذشته ها احترام زیاد به این فامیل قایل بودم. در سالهای اول تشکیل ادارات جماعتی در افغانستان، این فامیل را حق بجانب فکر میکردم و خوجه های پاکستانی را برای نادیده گرفتن حقوق این فامیل مقصر میدانستم. ولی رفته رفته کار بجای کشید که تصمیم گرفتم تا در مورد فامیل سید منصور تحقیقات ابتدایی داشته باشم، تا برایم واضح گردد که کدام جانب مقصر است. بعد از جستجو و جمع آوری اطلاعات در مورد کارکردهای این فامیل، برایم روشن گردید که این فامیل نه به مذهب اسماعیلی و نه به کدام مذهب دیگر پابند است و بخاطر ماندن به قدرت از هیچ رفتار ناشایست دریغ نکرده است. بطور مثال، قتل و کشتار بزرگان جماعت اسماعیلیه، قطع روابط با امام و جنگ دعوا با نمایندگان امام (هرچند خودش سال یک دروغ میگفت که من از نزد امام آمدم و دوساعت بهمرای امام خصوصی ملاقات کردم)، جمع آوری مال واجبات مردم و استفاده شخصی از آن، مخالفت با ساختن مکاتب، و ده ها موارد دیگر. مایلم که هر یک از موارد فوق را که دروغ و دسیسه میپنداری با شواهد و مدارک ثابت نمایم.

برای شما هم برادرانه توصیه میکنم که اگر واقعا میخواهی حقایق را بدانی، خود را کاملاً بی طرف قرار داده در مورد فامیل سید منصور تحقیق کن. در مجالس هم خود را طرفدار این فامیل قرار مده، و برعکس ازین فامیل گلایه کن تا مردم حرف دلشان را بگویند. بعدا مطالب را که بدست می آوری، تحلیل کن و ببین بکدام نتیجه میرسی.

هیچ کسی مایل تفریقه اندازی در بین جماعت نیست ولی جنایات این فامیل را نمیتوان نادیده گرفت. در رابطه به موضوع روشن فکری که شما اضافه نموده اید، روشنفکری این نیست که حقایق را نا دیده بگیری و از کسی کور کورانه اطاعت کنی. روشنفکری حقیقی اینست هرچه را غیر جانب دارانه ببینی و در مورد بی طرفانه قضاوت کنی.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بدون شک شاید خودت با این خاندان هیچ کدام دشمنی شخصی نداشته باشید شاید هم کدام غلط فهمی در قضاوت های شما در باره این هاندان صورت گرفته باشد چنانچه شما نظر داده بودید که این خاندان سادات نیستند ودر همین سایت یکی از دوستان بتاریخ 14 اپریل بساعت 17:06حقایقی را درباره این خاندان وپشت و پشتنامه ایشان نشر نمودند که آن واقعآ و بدون شک پشت نامه خاندان سید نادر خان میباشد همانطوریکه آن تحقیقات شما که نا سنجیده و عجولانه صورت گرفته بود، باطل برآمد این ادعا های شما نیز غلط و عاری از حقیقت خواهد بود دوست عزیز چون بسیاری کسان به دوستی دوستی هم انسان را گمراه مینمایند

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

این کاملاً دروغ است که سید منصور لقب وزیری را گرفته است این همان گونه دروغ های است که زمان قبل خودش بخاطر عیش و نوش به خارج از کشور سفر می نمود اما در میان جاهلان خود ادعا می نمود که من نزد امام رفتم این چنین گب ها جز دروغ و فریب دادن چیزی دیگر نیست.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى باميانى احترام تقديم است ومن مدتى با اين ير خاش هاى بى ماهيت وداع كفته بودم وامروز برحسب تصادف سر ى به ان زدم وسخت متاثير شدم كه جناب شما نيز خودرا همرديف دشنا م زنى هاى عده ازجوانان احساساتى نموده ايد. وكرجه بايد اينرا اعتراف كنم كه در اصول ونبشته تحرير نكارشات شما تنها جمله بندى ها ازنضج ومحتوا برخور دار است. ولى سياق افاده مقصد تحقيقت با مزاياى اين ميتودعلمى ساز كارى ندارد .طور مثال يك جوان احساساتى احمقانه وعاقبت نه انديشانه به شما دشنام داده است.وشمابدون اينكه برايش يأسخ عالمانه ارائيه بداريد. كه جانم وعزيزم اين دشنامت نمايندكى ازتربيه محيط اجتماعى شما مينمايد وحتى به خانواده محترم شما ارتباط ندارد.كه با اين برخورد خود ادامه فحش را قطع ميكنيد . واين روشت جوهر نويسندكى ات را بر جسته ودر قضاؤت بيطرفان خواننده وزن معنويت خودرابااين كذشت ارتقا مى بخشيديد .ولى بكمال تاسف شما نويسنده ودشنام دهنده را رها وجواب فحش نهارابه ادرس خانواده مورد بحثت بى انصافانه وغير عادلانه حواله داده ايد .وازين أقدام شما ثابت ميكردد كه شما با انها ودرمجموع اتنيك شان كه سادات است عقده مندى شخصى داريد.كه من ازان بى اطلاعم كه درين ارزيانى بازكوئى داستانها وانتقادات راكه ارائيه ميكنيد جانب دارانه وغرض الود جلوه ميكند ودرحاليكه كروه كه جواب شمارا با فحش ودشنام ميدهند در حقيقت دوستان نادان اين خانواده نيز هستند كه ظرفيتخودرا به نمائش كذاشته .كه سبب تطويل وأطاله اين لجنزار كرديده اند.كه كدام اهداف عقيدوى را نيز دنبال نكرده بلكه ازخواندن ان ملذوذ شده به ادامه ان تلاش دارند .كه شمارا با دشنام وفحش تحريك كنندوشمانيزبوون اينكه متوجه نيات شوم بازاريهاى بى هويت شده باشيد. نا جوانمردانه به ذكر حرفهاى كه به وجهه علمى شما سخت ضربه ميزند مانندانها عمل ميكنيد. درحاليكه اكر ازين اصول منفى خودرا نجات دهيد .سبك نكارش شما بيك مكتب خوانده واهل تحقيق درسطح اكادميك وفق دارد. وجانب مقابل شمابه استثنى جند نفر محدود كه نوشته واستدلا ل شان وسطح نكارش شان تقريا موازى ويا بالا ويا يئن بانبشته شما فرق نميكند كه مسوليت داورى انرا ندارم قراردارند.ولى داخل جوكات و موادبانه است .واما غالبا جوابات ديكران با حرفهاى كوجه وبازار همخوانى دارد.كه انها نيز به اين خانواده مفيد تمام نميشوند. وبا ادامه اين بحث فاقد ازرشمندى اهداف تحقيق وبررسى شمارا نيز خصمانه وبد بينانه تثبيت ميكند.واين بود برداشتم كه خدمت شما ودوستانيكه دفاعيه مينويسند. كه به دوطرف مفيد نيست بالاترازين شماها خود مخيريد با احترام سعادت خواه.مردم وملت سالم أنديش ومتفق

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سلام و احترام!
حدود هشت و نه ماه قبل، تیتر درشت در کابل پرس? زیر نام عبد القهار عاصی نشر گردید که شخصی به نام آقا و یا خانم ( پن والا ) در آنجا پیام های متکرر گذاشتند، و در یکی از این پیام های آخر، این آقا و یا خانم ( پن والا ) وضعیت سوق الجیشی منطقه تایمنی در زمان حکومت نامیمون مجاهدین را به برسی گرفته است، و ایشان در این بررسی سرک هشت را حایل یاداشت کرده اند، صرف خدمت این دوست می خواهم یادهانی نمایم که امتداد سرک هشت به استقامت غربی یکی از پوسته های امنیتی فرقه هشتاد زیر قوماندانی شخصی به نام سردار پسر سیف الله و جود داشته است و به گمان اغلب حادثه و قتل فجیع موهن لال بجاج هم به تحرک شخصی و بالفعل همین شخص از فرقه هشتاد صورت گرفته باشد که بعدأ به خاطر پاک نمودن جنایت، این شخص از طرف اشخاص پاینده مزاری در مزار ترور شد.. و همچنان قوماندانی مخوف و ترسناک، جنرال سکندر از فرقه هشتاد و قوماندانی جنرال فیض علی از حزب وحدت را فراموش کرده اند. لطفأ به لینک زیر برای موخذ بروید

http://kabulpress.org/my/spip.php?article82383

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

در کامنت بالا در باره ی پوسته های امنیتی فرقه ی هشتاد و قوماندانی مخوف و ترسناک جنرال سکندر از فرقه ی هشتاد سید منصوردر تایمنی کابل ذکری رفته است، خواستم درین مورد روشنی بیشتری اندازم.
پوسته های چندی ازفرقه ی هشتاد در اطراف تایمنی افراز شده بود که ظاهراً اهداف آنان حفظ امنیت مال وجان مردم اسماعیلیه بود، ولی تفنگ بدوشان فرقه هشتاد بجای حفظ امنیت به چور چپاول، دذدی و تجاوز به عصمت زنان مردم مصروف بودند. انتقاد از آنان برابر بود با محو فزیکی انتقاد کننده. چنانچه ملا خان محمد ملای جماعت خانه ی نخستین که انسان ساده وبیغرضی بود و عضویت کمیسون نام نهاد سید منصور را داشت، در کمیسون شکایت کرده بود که ما بخاطر عملکرد منفی افراد فرقه ی هشتاد خود مان سر خود را نزد برادران اثناعشری و همسایگان خود بالا کرده نمی توانیم، فردای آن جنازه ی اورا از عقب جماعت خانه نخستین دربین خریطه کشف کردند که به نحو فجیع وبیرحمانه ی کشته شده بود. خانمش ازدیدن جسد وحشتناک شوهرش شوک دید که حتا در پاکستان هم تداوی نشد.
جنرال سکندر پوسته ی خودرا در چهارراهی اخیر سرک تایمنی و سرک پروژه جدید تایمنی افراز کرده بود، عده ی از دکانداران مندوی جدید در اثر جنگ های تنظیمی اموال خودرا در تایمنی توسط بایسکل های کرائی و کراچی های دستی انتقال ودربین کانتینر ها جابجا و فروش میکردند. جنرال سکندر اولاً نصف قیمت کانتینر را از صاحبش اخذ وسپس جای کانتینر را که سرک دولتی بود ماهانه کرایه تعیین میکرد. برای تنفنگ بدوشانش معاش جداگانه مقرر وبرای چوکی دارهایش هفته وار مبالغی را بالای صاحب کانتینر می قبولاند، در اخیر غذای روزانه ی لاشخوران کمیسون را نیز میبایستی مالکین کانتینر هاتدارک میدیدند بعداً به تعداد کانتینر ها افزایش رخداد ودر حدود 200 باب گردید و کمیسون برعلاوه غذای روزانه ماهانه 500 افغانی از هر کانتینر اخذ میکرد. بسا اوقات خریدان یا معامله داران این دکانداران را در سنگر های سر پوشیده حبس و می گفتند باید قیمت خون خودرا بپردازی، در غیر آن روی خانواده ات را نخواهی دید.
وقتی نیروهای فرقه ی هشتاد جنگ را با شورای نظاردرداد وکلیه پوسته های فرقه درطی دو سه ساعت سقوط کرد و منطقه از تسلط فرقه هشتاد خارج شد مردم منطقه نفس راحتی کشید. این بود یک گوشه ی جزئی از جنایات تفنگ بدوشان فرقه ی هشتاد.

کامران
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

انجام بدی ها مربوط میگردد به کننده کار،آیا خودت که خویشرا اینقدر بمردم فهمیده توجیه میدهید آیا فکر میکنید که آن همه مسایلی را که خودت نقد نموده اید همه آنها به هدایت مقام بالا صورت پذیرفته آن عالی مقام خوب به یاد دارم که در رابط به تایمنی و مردم گفته بودندکه:
در یاد خدا و امام باشید بالای کسی تجاوز نکنید اگر هر قدرشما خداوند را یاد نماید به داد شما میرسد مثال داده بودند که:
اگر یک فقیر پشت دروازه شما را چندین بار بکوبد شما مجبور میگردید که به آن کمک نماید اگر اراده کمک را هم نداشته باشید و طبعآ یک مسلمان اگر از خداوند خویش پناه از دست زیان کاران بخواهد حتمآ کمک خدا همرایشان میباشد،سلاح بگیرید تنها بخاطر دفاع از خود نه تجاوز بالای دیگران اسلام دفاع از خود را جایز پنداشته است ،مردم ما از دوران فرقه هشتاد در شاهراه های شمال کشور خوب بیاد دارند که افراد مربوط به این فرقه بنا به امر و دستور سطح رهبری آن فرقه چقدرانسان دوست و خدمتگار بوده اند و هر کسی چی از مجاهد و چی از دولتی و چی مردم عام خود را مانند اینکه در شکم مادر باشند احساس امن مینمودند این راه همه مردم این کشور خوب بیاد دارند.
باز هم اگر شما مانند دیگر دروغ های شاخدار خود که همیشه بر واقعیت بودن آنها پافشاری دارید و میگوید که بلی،پس من از شما یک سوال دارم که آیا امام زمان ما را به تفرقه اندازی تشویق نموده اند که شما این رزالت را انجام میدهید،شما کی استید که اینقدر ایراد میگیرید هرکسی خوب کرده و یا بد خودش پاداشش را میگیرد معلوم است که شما بخاطر منافع شخصی خود این همه را انجام میدهید.
زنده باد سید منصور نادری این ابر مرد تاریخ
از طرف یک مرید نا چیزت هزاران درود و دعا ،کسی که هیچگاهی از خودت تقاضای بجز از دعای خیرت ندارد
انشا الله دشمنانت رو سیاه خواهد شد چون خدا وامام با خودت استند
در نا امیدی بسی امید است//////// پایان شل سیه سپید است

بامیانی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

نظریات فوق را بدقت مورد مطالعه کردم و متوجه شدم که بعضی از دوستان از زن بارگی های سید منصور و خانواده اش به افتخار یاد نموده اند. چند بار احساساتی شدم و تصمیم گرفتم که در رابطه به زن بارگی این خانواده نیز چند سطر بنویسم تا به دوستان که این نظریات را میخوانند آشکار گردد که نه تنها مردان این خانواده زن باره هستند بلکه زنان آنها نیز مرد باره اند. قسم میخورم که معلومات دقیق درین مورد دارم ولی تابحال از عذاب وجدان ترسیده و ننوشته ام ولی اگر یکبار دیگر این افتخار را ملاحظه کنم دیگر نمیتوانم خودم را کنترول کنم.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بامیانی صاحب لطفا ما را آگا بسازید.

با احترام - ملا صاحب بی نام

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

درین کامنت از دوره ی مرجعیت وزمام داری سید نادر خان ذکر کوتاهی کرده ودر کامنت های بعدی زمامداری پسران اورا پی میگیریم دورۀ مرجعیت و زمام داری نیم قرنۀ او تاریکترین دورۀ عبودیت فکری در تاریخ مردم اسماعیلیۀ افغانستان بحساب می آید. بخاطر تحکیم موقعیت و تداوم بلا منازع کیش شخصیت خود آحاد و افراد جامعه راکلاً در شرایط تاریک قرون وسطی نگهداشت، ازتعمیم دانش ، تعلیم وتعلّم، تحصیل حکمت و معرفت عمداًجلوگیری کرد؛ زیرا میدانست که حکومت کردن یک مرجعیت بیسواد بر یک جامعۀ منور الفکر از محالات است.چه، آگاهی و بیداری جامعه مترادف می بود با پایان عمر شیره کشی این خانواده. از جانبی مردم اسماعیلیه از نظر اقتصادی پایین ترین طبقه را تشکیل میداد و با تبعیض های مذهبی، نژادی و اقلیتی روبرو بود. این عوامل با عوامل منحوس پیری ـ مریدی باعث شد که سطح بیسوادی و نیز آگاهی مذهبی رقم وحشتناک 99% را تشکیل دهد و واضح است که جامعۀ محروم از علم و عالم ومعلم و مکتب هر گز نمی تواند سرنوشت خودرا در راستای ترقی وکمال رقم زند.
در دهۀ 30 هجری مردم اسماعیلیۀ مناطق مرکزی کشور به شهر رو آوردند، چون محیط شهری در بیداری و آگاهی مردم رول اساسی دارد، لذا اینها با مدنیت و پیشرفت آشناشده و در نتیجه به عقب ماندگی اسفبار مادی و معنوی شان پی برده ودر سال 1341 عدۀ از بزرگان جامعه از مقام مرجعیت دینی خود یکرشته سوالات عقیدتی و مذهبی را از قبیل نداشتن عبادتگاه، معلم و طلبه های دینی، مدرسه و نحوۀ مصارف بیت المال و غیره مطرح ساختند. اما این خانواده بجای ارایۀ جواب مقنع ناجوانمردانه وبدور از انصاف مریدان خودرا بنام اشرار، دذد و چپاولگر به مقامات امنیتی ـ که آنها همواره مشمول الطاف و همبزم این خانواده بودند ـ معرفی کردند. ولی دستگاه امنیتی پس از یکسلسله تحقیقات ابتدایی پی برند که موضوع جرم وجنایت و چورو چپاول دربین نبوده بلکه مسایل عقیدتی پیری ـ مریدی مطرح بوده است، لذا بدون پیگرد قانونی آنهارا رهاکردند. این برخورد غیر عادلانه منجر به انشعاب جامعه گردیده و ایادی و فداییان این خانواده مزاحمت ودرد سرهای فراوانی را نسبت به این گروه اقلیت خلق کردند. ودر نتیجه عرایض متعددی مبنی بر ظلم، اجحاف و تعدیی این خانواده در ادارات مهم دولتی حتا تادربار شاه پیش گردید که موضوع جداگانه را می طلبد.( این مسأله به اکثریت مردم افغانستان معلوم است)

در سال 1343 گروه اقلیت موفق میگردد که با نهاد های امامتی و مرکز امامت اسماعیلی تماس بر قرار کند، که بالاثر در سال 1965 نمایندۀ امام برای اولین بار وارد افغانستان شده هدایات و راهنمایی های امام را به مردم اسماعیلیه رساند و آنهارادر جریان ترقی و تحول جامعۀ جهانی اسماعیلیه قرارداد. این رفت و آمد هشت سال متواتر ادامه یافت و هر بار با کار شکنی، عدم همکاری و سبوتاژ این خانواده روبروشد.و تمام پلانهای نیک وارزندۀ که ازان ارتقاء کیفیت زندگی مادی ومعنوی مردم اسماعیلیه متصور بود، خنثی گردید.درسال1347ـ 1968گروه جدا شده از خاندان نادری برای نخستین بار در کابل موفق گردید که جماعت گانه یا محل طاعت وعبادت وبندگی برای خود تاسیس کند، لذا دارای هویت مذهبی گردیده از زخم زبان وطعنه و اهانت بقیه هموطنان خود رهائی یافتند. این ضربه ی بود که تا حدی لرزه بر حصار تخدیر، و سیستم بهره کشی خاندان نادری پدید آورد.عارف بالله بودن، دارای اعجاز وخرق عادت، ومرشد بودن او در مظان شک وتردید قرار گرفت.
در سال 1355 یک هیت با صلاحیتی از سوی امام به همین منظور به کابل آمد، اما این خانواده ظاهراً تعهد همکاری ارایه داشت ، ولی مثل گذشته به کار شکنی پرداخت.در سال 1356 که امام اسماعیلی مصروف باز دید از بنگله دیش بود، عدۀ از بزرگان و نمایندگان جامعه را جهت ملاقات در داکه فرا خواند ودو نفر نمایندۀ این خانواده به نام های ناظر حسین ونادعلی نیز اشتراک ورزید و برای نخستین بار حضوراً هدایات امام را که متضمن ترقی و تعالی مادی ومعنوی آنان بود،شنودند. امامت اسماعیلی لیست نام نویسی یکتعداد افراد بادانش، خبیر، چیزفهم و خیر اندیش را توام با سوانح مختصر ایشان مطالبه داشت تا از آنان در تشکیلات نوین مردم اسماعیلیه افغانستان استفاده شود. اما نمایندگان این خانواده موضوع را به مشوره و صلاحدید رهبر سنتی خود موکول کردند. این دستور مصرح، واضح و بدون شایبه این بار نیزاز سوی این خانواده رد گردید.
بار دیگر در اوایل سال 1957نمایندۀ دفتر مرکزی امام برای بررسی و نتیجه گیری ملاقات بنگله دیش بکابل آمد، اما به کدام نتیجۀ مثبت منتهی نگردید.
کودتای ثور همه چیز را دگر گون کرد، بزرگان و نام داران جامعه یکی پس از دیگری نا پدید شدند. لشکر کشی شوروی گرچه به این گیروگرفت بی موجب پایان بخشید، اما برای مردم اسماعیلیه فرق بارزی نیاورد زیرا امور ایشان تحت سلطه و سیطرۀ خانوادۀ نادر ی که در خدمت رژیم بود، قرار گرفت. در طول این مدت خفقانی، مردم اسماعیلیه از هدایات امام خود محروم نماند و به نحوی از انحاهدایت امام میرسید که چگونه بزرگان جامعه مصلحت مردم خودرا در نظر گرفته ودر زمینۀ تامین امنیت جانی مردم همت گماشته ودر همه حال بیطرفی خودرا حفظ کنند. سقوط رژیم طرفدار شوروی، شعله ور شدن جنگ های تنظیمی ونیز سلطۀ طالبان منجر به مهاجرت دسته جمعی مردم اسماعیلیه به روسیه، هندوستان و پاکستان گردید. این مهاجرت باعث شد که مردم ما با مزایای علم ودانش، کمپیوتر و لسان انگلیسی آشنا شده وبا عودت محترمانه بوطن، نسل نوی که با لسان انگلیسی و کمپیوتر مجهز گردیده بودند توانستند به ادارات نوبنیاد امامتی و نیز موسسات بین المللی جذب شده و کیفیت زندگی شانرا ارتقا بخشند.
ولی اگر قبل برین به هدایات و پلانهای نیک امام ما ترتیب اثر داده میشد، این مردم سالها قبل به سطح موفقیت کنونی نایل می آمدند. بخش های ازین کامنت قبلاً نیز در همین سایت نشر شده بود.

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

گل احمد خان من کاملاً با خودت موافقم. سید نادر به مراتب خایین تر و سنگ دل تر از سید منصور بود. مردیکه خود را فقیر پشمینه پوش خطاب میکرد ولی رمه و گله هایش به اصطلاح در کوه جای نمیشد. مردیکه خود را شاعر و عارف قلمداد میکرد و ما می بینیم که شعر هایش نه وزن دارد و نه قافیه. در ظاهر چنان روحانی و صادق جلوه میداد که گویا بهترین مرد در دنیاست ولی در عمل جز ظلم و ستم کاری دیگر نکرد. کار های را که سید منصور میکند، ابتکار خودش نیست، بلکه از پدرش به ارث برده است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

حضرت رسول اکرم(ص)فرموده اند تا به دوستان تان به لطف هدیه دهید وازدوستان تان هدیه اخذ نمایید،اگر مردم با لطف و دوستی هدیه های شان را ادآ مینمودند آیا آن هدایا که از مریدان شان بود باید آنرا نمیگرفتند؟شما اگر به لطف واخلاص یک هدیه را بکسی بخواهید بدهید وشخص مقابل شما از گرفتن آن با وجود آنکه بفهمد که از روی اخلاص شماست و از گرفتن آن انکار نماید شما چی عکس العملی درهمان زمان به دوست تان نشان خواهی داد ودر آینده با آن دوست تان آیا دوستی خواهی داشت؟
آیا شما فراموش نموده اید که در ماه ها وسالها در روز ده ها دیگ گوشت و برنج و غیره برای مخلصان و دوستان در هر شبانه روز از طرف این فامیل محترم پخته شده وبمردم توزیع میگردید و حالا هم جریان دارد.
و دیگر در مال حلال همیشه برکت است وکم شدنی نیست چون نظر امام و دعای امام بالای ایشان است ورنه براستی اگر مال قارون هم باشد ختم میگردد و اگر کوه ام باشد ذوب میشود.

فخرالدین
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

راست میگی ای بیدین حکیمی،عاشوری ومهری شما د غضب خدا شوید آمین کار نامه های شما به همه معلوم است و حالا قصد بی عزتی که از طرف مردم به خاطرتوهین و بی حرمتی شما به قرآن کریم شده بودید این برنامه را راه اندازی نموده اید

شیر
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

روباه دم خوده شاید میگیره فرق بین بامیانی و گل احمد در کجاست دوستان؟

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

خورده گیری و انتقاد گرفتن بسیار آسان است مثلیکه چندی قبل یک جوان با پدر و مادر خود جنگ نموده بود و بایشان میگفت که شما به مه چی خدمتی کدین؟به دنیا آوردین نمی آوردین گناه شما است اگر به مه شیر دادن بیاین که مه پیسه شیری تان ره برایتان بتم و مادرو پدر بیچاره شاید در همان لحظه آن همه فداکاری ها و زحمات که برای آن اولاد نا خلف خود از تولد وی الی آنزمان نموده بودند چقدر پشیمان بوده باشند اما من فکر میکنم که اولاد باز هم اولاد است اگر نا خلف هم باشد باید گذاره کرد ورنه شما خود فکر نماید که کدام پدر و مادر بهترین چیز ها را برای اولادهای خود نمی خواهند البته اگر شرایطش مهیا باشد،باز آموختن علم وتحصیل یک امر فردی است ببینید بعضی کسانی استند اگر به آنها صد ها بار هم توصیه گردد چی از طرف فامیلش باشد چی از طرف دوستانش که علم بیاموز و تحصیل نما هیچ اثری بالای شخصی که علاقه به درس و تحصیل ندارد نمی داشته باشد شاید من خودم بسیار کسان را فهمانده باشم اما همه گفتنم بیفایده بوده،سید نادر خان هم وظیفه مقدس خویشرا و فامیل گرامی ایشان هم همیشه نصایح پدرانه ومادرانه خود را در قسمت خداشناسی،معرفت امام زمان،تعلیم و تربیه ایفا نموده اند 57 جلد کتاب سید نادر خان یک پوهنتون خداشناسی و تعلیم و تربیه انسانی و اسلامی میباشد من خودم چندین بار شایدم که اعضای محترم این فامیل خصوصآ شخص سید منصور نادری مردم ما را به آموختن علم و هنر تشویق نموده و مثال های زیادی ارایه فرمودند همچنان مراکز آموزشی را تآسیس نمودند پس دیگر چی کنند آیا شخصآ به خانه های مردم بروند و به زور تعلیم را برایشان بیاموزانند در قسمت بد گویی های شما باید نوشت که امروزه مردم بالای خداوندج،پیغمبر،قرآن و غیره مثایل اسلامی انتقاد مینمایند آیا مردم با گفته های ایشان از خدا(ج )و از اسلام روی گردانند؟نه به هیچ وجه!
شما هم اختیار خود را دارید راه راست یا راه غلط و منافقت

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آنطوریکه ذکر گردید سید نادر خان پس از یک مبارزه ی شدید و خشن خانوادگی توانست برادر زاده ی خود شجاع خان پسر سید تیمور خان را که مدعی جانشین پدرش بود، شکست داده و قدرت بلامنازع خودرا در سراسر جماعت شمال مسلط گرداند.ازان زمان تا حال این پالیسی نامیمون رُعب، وحشت وترور درین خانواده نهادینه شده است. اگر گاه گاهی نارضایت های نسبت به عملکرد وی بین جماعت دیده می شد، او مانند خلفای ستمگر سابق افراد ناراضی را به نام های وحشت ناک ملحد، زندیق وبیدین به سیاست بیرحمانه میرساند. در حالیکه خودش مفهوم ومعنی اصطلاحی این برچسپ هارا نمی فهمیدولی تفاله ی فقهای خلفای عباسی را نشخوار میکرد. وی اساس مرجعیت مطلق ا لعنانی و کیش شخصیت خودرا بر تهدید، تخویف و ارعاب پی ریخته بود؛ تا اینکه هیچ فردی مخالف عقیدتی وی نتواند صدای خود را حتا در خفا بلند کند. این موضوع را خودش در تاریخ غریب چنین تذکر میدهد:
"چونکه طبیعتم متغیر و خراب بود باعث تبدیل هوا تصمیم گرفتم که چند روز در میان جماعت نیک پی گردش نمایم...با معیت خود عازم نیک پی شدم...شنیدم که عقاید و مذاهبهای جدیدی روی کار شده که چنین سوء رفتارو عملیات ناشایسته به هیچ مذهب جایز نبا شد اجرا میشودو ازین خبر ها نها یت متفکر و متحیر شده فرمودم که نفری رفته هرجای که ازین طایفۀ گمراه باشد مردم را براه ها ی نا ثواب دلالت نموده تلقین و ترغیب مینمایند."( ص 108 تاریخ غریب) چند سطر بعد تر نام های آنهارا ذکر میکند: " نظر بای فیروز شاه شادمان بیگ نیاز علی ملا جمعه و غوله بای و پیوند و زنان شان سیاه موی عرب بیگم زبیده گلشاه."(ایضاً ص 108) البته اینها کسانی بودند که سید نادر خان را پیر نمی دانستند. هنگامیکه این خبر وحشت ناگ و بهت آور به مو صوف رسانده میشود که عدۀ هستند که مقام و مرتبت پیری را به وجود شما قایل نیستند ، مزبور ازین خبر نا خوش آیند تکان میخورد که چگونه این مردم بیسواد و جاهل به این آگاهی دست یافته اند. وی مینویسد:
" ازین خبر وحشت اثر نهایت اندوهناک و متفکر شدم و بآوردن آنها نفر مقرر نمودم و تمام آن ملحدان را آوردند دانستم که سوء رفتار اینها( یعنی قایل نبودن رتبۀ پیری) بواسطۀ فیروز شاه میباشد که نیاز علی نام مدت بسیار بخانۀ فیروز شاه بود خدمت میکرد( فیروز شاه برادر زادۀ سید گوهر خان بود) نهایت ملول و در غضب شده فرمودم که این ملحدان را چوب بسیار زنند و بر روی شان گِل سیاه مالیده و بمرکب ها سوار کردند و بتمامی قریۀ کیان گردانیدند... و بهر منطقه که چنین اشخاص ملحد را می شنیدم خواسته تعدی نموده و جزا میدادم."(ایضاً ص 109) از ورا ی این نوشتۀ مزبور چنین مستفاد میشود که وی به افرا د ناراضی که در هر رژیم، مرجعیت وحاکمیت وجود داردو اختلاف آراء یک امر قبول شده و عام است که باید در پرتو گفت و شنید وبر اساس رو حیۀ اخوت اسلامی واصل عدالت و انسانیت حل و فصل شود، آنرا صبغۀ مذهبی ، عقیدتی وسیاسی می دهد والبته مبارزۀ سیاسی را در شکل فتوای مذهبی مطرح کردن بدور از عدالت وانسانیت است. اما سید نادر خان به ناراضیان کیش عقیدتی خود بر چسپ مذ هب مخالف و طایفۀگمراه را می زندکه برضد مذهب مو جود قیام کرده، که بایستی علی ا لفور سرکوب شود، تا خدشه در کیش شخصیت وی پدید نیامده و در آینده هم کسی جرأت نکند که بر ضد او وخانواده اش جز یی ترین حرفی بزبان آرد. ورنه موجودیت چند نفر انگشت شمارِ ناراضی چگونه میتواند ایجاد گر عقاید و مذاهب های مختلف باشد. آنهم نه یک عقیده و مذهب مختلف و متفاوت، بلکه عقیده ها و مذهب های متفاوت.
بدین قرار نه ابداع مذاهب جدیدی در کار بوده ونه اختراع عقاید نو ونه هم سوء رفتارو عمل کرد که در هیچ مذ هب جایز نیست. فقط چند نفر انگشت شمار به "پیر" بودن سید نادر خان اعتقاد نداشته اند. البته اینها نه از روی مطالعه و تحقیق به این درک رسیده بودند یعنی پیر که بالا ترین مرتبت حدود را تشکیل میدهد واین قبا هرگز نمی تواند بر اندام ناموزون سید نادر خان جور آید، بلکه سید فیروز شاه نام که عضویت این خاندان را داشته یعنی برادر زادۀ سید گوهر خان بوده( ایضاً ص 110 ) و از رمز وراز او باخبر، لذا به نیاز علی نام مستخد م خود می گوید که سید نادر خان"پیر" نیست. این موضوع از وی بدیگران دهان به دهان نقل میشود و سرانجام جاسوسان و خبر چین هایش موضوع را بوی گزارش میدهند. و او هم که ابداً نمیخواست جزیی ترین سخن و یا اظهار نظر مغایر خواست و اراده اش از دهان کسی بیرون آید تا مبادا بر کیش شخصیتش خدشه وارد شود، لذا تصمیم میگیرد که از همان ابتدا قهراً جلو اینگونه سخنانرا بگیرد و عاملین این گونه خبر ساز هارا بطرز بیرحمانه و فجیعی در ملاء عام به کیفر رسانیده و عبرت دیگران سازد؛ و آنهارا پس از چوب زدن روی های شا نرا سیاه نموده بر مرکب ها سوار به قرا و قصبات و دهات دور ونزدیک گردش داده و بهمه نشان میدهند که اگر کسی او را پیر نشمرد بهمین سر نوشت دچار میگردد. بعداً هم امر میفرماید که در هر جای از حیطۀ قلمرو نفوذ ش که حا کمیت وی در آنجا نافذ است تجسس کنند که اگر ازین طایفۀ "ملحد" و" زندیق "وجود داشته باشد رد یابی و بوی اطلاع دهد تا بسزای اعمال ملحدانۀ خویش برسد. بعداً که پسرانش قدرت را قبضه کردند عین پالیسی منحوس پدر را نسبت به ناراضیان کیش عقیدتی خود اعمال کردند و میکنند.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بینام که فرموده ای سید نادر خان 57 جلد کتاب تصنیف کرده ودر حکم یک پوهنتون خدا شناسی و تعلیم و تربیه انسانی واسلامی میباشد. ما هم قبول داریم که 57 کاغذ پاره ی فاقد محتوا ومفهوم نوشته که اکثر آنان سرقت شده از کتب دانشمندان و نویسندگان سلف است. نوشته های شخصی خودش به حدی بی مایه ، مستهجن ومزخرف است که حتا شاگرد صنف پنج ابتدائی هم آنانرا استهزا میکند. فعلاً به یک مورد آن در زمینۀ طاعت و عبادت از دید گاه سید نادر خان پرداخته میشود که موصوف طاعت و بندگی جامعۀ اسماعیلیۀ ماورای سر حدات افغانستان را بزعم خود به تشریح میگیرد، ولی تفسیر مذکور بیشترنفی ارزش های مذهب اسماعیلیه را تبیین میدارد تا حسن و خوبی های آنرا. موصوف در کتاب تاریخ غریب صفحه 280 مینویسد:
" مردمی که در عبادت خانۀ اسماعیلیه شمولیت داشته باشند از همه افعال های رزیله (یعنی رذیله) توبه کار بوده از اکثر نعمتها پر هیز گار میباشند خصوص از طعامهای که بجسم قوت می بخشد و منفعت بوجود داشته باشد از اقسام گوشت ها نمی خورندمثل گوشت گوسفند و گوشت گاو و گوشت مرغ و غیره اقسام گوشت که بوده باشند بر ایشان ممنوع است از قسم پلو و شوربا و سالن امثال اینها هیچ نمی خورند که گوشت و روغن دارند به جهت آنکه شهوت را قوت منفعت می بخشد برای پیروان خود مولانا ممنوع گردانیده از خوردن اکثر میوه جات نیز ممانعت نموده که بغیر از شیر گاو ونان گندم دیگر غذا ندارند برایشان امر داده که اکثر به غذایشان شیر گاو ونان گندم است آنهم بقدر احتیاج صرف میشود از طرف صبح و شام در وقت غذا اجازت دارند که مقصد از شیر و نان از دیگر انواع نعمت ها و حلاوت ها بی بهره اند و از انواع شکار و ذبح حیوانات نیز عاری بوده زنهار دارند حتا کشتن مار و زنبور ومگس و شپش بر ایشان ممنوع است."( به بی مایگی دستور ادبی اش کاری نداریم)
به عبارات مستهجن و مبتذل فوق توجه شود که نا خود آگاه و لا یشعر میخو اهد که با جهالت خود جامعۀ اسماعیلیه را از چوکات اسلام خارج سازد. زشت تر از هر چیز تهمت به امام بسته و دستوری از قول امام ساخته که گویا امام به پیروان حود نعم مادی را حرام گردانیده یعنی جهان را که بوستان الهی است بمثا بۀ یک زندان تاریک در آورده است. وا اسفا! ازین بی خردی، بی دانشی و مزخرف گویی. در حالیکه هرگز چنین دستور مغایر ضوابط اسلام از سوی هیچیک از امامان این مذهب صادر نشده است. در واقع، مذهب اسماعیلیه با الهام از دستور آسمانی اسلام یک شاهراه برای زندگی کشوده که متضمن سعادت و رفاه و آسایش مادی و معنوی پیروان است. ولی اکیداً هدایت داشته که توازن و تعا دل منطقی بین مادیت و معنویت بر قرار باشد و افراط و تفریط در هیچیک از موارد را صحه نگذاشته است. در کامنت های بعدی به بر خی ازکاغذ پاره های دیگرش نیز اشاره های خواهیم داشت تا براستی دیده شود که یک پوهنتون خداشناسی و تعلیم تربیت است یا خیر.

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

پیوسته به گذشته
سید نادر خان در تاریخ غریب خود مینویسد که:" در سنه ۱۳۱۲ هجری بکا بل رفتم روز شنبه بقصر دلکشا ه اعلا حضرت نادر شاه را مخصوص ملاقات نمودم به نسبت این فقیر خیلی نوازش و مهربانی نموده از احوال این فقیر جویا شدند." سپس به تلافی زحمت وزجری که هنگام رژیم سقاوی دیده و نیز کوشش های صادقانه و سهم عمدۀ را که در امر استقرار دولت جدید گرفته بود، نادر شاه مقام و منصب دولتی را بوی پیشنهاد میکند، ولی موصوف قبول نکرده و چنین دلیل می آورد:
" خصوص مراینقدر مریدان سر کار آقا خان که بزیر اثر این فقیر بوده و نذورات شانرا برای من تسلیم مینماید یک ممره مهم و خطری ( البته خطیر) میباشد اجرا حات و سرانجام آنها خیلی محال است فرمودند که چه قدر از مریدان سر کار آقا خان بزیر اثر شما خو اهد بود بجواب شان گفتم که از حساب تمام آنها علم ندارم لاکن اینقدر عرض کرده میتوانم که از مریدان سر کار آقا خان بهر خط و منطقۀ افغانستان بوده میباشند کامل باین فقیر تعلق دارند از ولایت بدخشان که در آن علاقه مکی وداعیان بسیارند تخمیناً بیست و چهار مکی بولایت بدخشان و توابعات آن خواهد بود نادر شاه تبسم نموده فرمودند که عقاءید آنها چون است برایم بیان نمائید عرض کردم که از عقاید اسماعیلیه علم تمام ندارم امیر نادر شاه فرمودند که افغانستان کامل بشما تعلق داشته باشد پیر و پیشوای طایفه اسماعیلیه میبا شید چون است که از عقاید آنها خبر ندارید عرض کردم که الیوم ازین نرد بان پر پیچ و تاب بالا گردیده بحضور شما مشرف شده ام تا هنوز خاطرم پریشان بوده بحال طبع خودنیستم بار دیگر ملاقات اعلیحضرت باین فقیر مسیر شود ممکن است از عقاید اسماعیلیه کما حقه بیان نمایم نادر شاه متبسم گردیده دیگر چیزی نگفت."(تاریخ غریب ص 242 ـ 243)
افسوس که بازما ندگان بوعلی سیناها، ناصر خسرو ها، جلال الدین بلخی ها، سید سهراب ولی ها و خیر خواه ها در نتیجۀ جهل وبی خبری از مقام شامخ انسانی و از سریر عظمت آدمی تا آنجا تنزل کرده که شخص بیچاره و زبو نی را به عنوان رهبر و " پیر" شناخته و سر بکف از اوامرش پیروی مینمودند که با جهالت مذهبی خود آبروی این مذهب را بلجن می کشا ند. خوب دقت شود نقل قول فوق حرف دیگران نیست، اعتراف شخص " پیر"است، که پرده از روی جهالت و نادانی خود بر میدارد. بدیهی است که این اعتراف تا آنجا برای شاه عجیب و باور نکردنی بوده که از وی میپرسد که:" پیر و پیشوای طایفه اسماعیلیه میباشید چون است که از عقاید آنها خبر ندارید."
رهبرِ که از عقاید مذهب مورد ادعای خود علم نداشته و غافل و بی خبر باشد، اصول کلی و مبادی آنرانداند،از جهان بینی آن در زمینۀ روابط انسانها، از فلسفۀ صلح و جنگ، تعصب و تسامح و مناظرات کلامی که اغلب طریقه های اسلامی را در طول تاریخ بخود مشغول داشته و جنگ های خونینی را موجب شده چیزی نداند، در حقیقت نه فقط توهین بخود او میباشد بلکه اهانت بزرگ به آبروی مذهب نیز شمرده میشود که مسبب آن مر جعیت جاهل و بی دانش آن بوده است.
لکن برعکس، جای آن داشت همانطوریکه این آقا سنگ دعوی رهبری و پیشوایی این مردم را به سینه میزد،با استفاده از علمیت مذهبی خود شخص اول مملکت را در جریان معتقدات مذهبی خود گذاشته، صلای فلسفۀ صلح جویانه و اصول تسامح را که درین هنگام از سوی حضرت امام سلطان محمد شاه (ص ع) به جها نیان در داده شده بود، به شاه ارایه و ازان طریق ذهنیت مقام عالی دولت را در قبال مذ هب اسماعیلیه خوب روشن گردانیده و شخصیت مذ هبی خو درا بیش از پیش واجد احترام ساخته و به احترام و عزت مذهب خود نیز می افزود. ولی متأسفانه القاب بخود بسته و زورکی داعی، پیر و شیخ نمی توانست بیدانشی این مرجعیت جاهل را بپو شاند؛ و به گفتۀ ناصر خسرو:
" پیشروان ناحق خویشتن را مانند پیشروان حق کرده اند و اندکی از سیرت ایشان گرفته و بظاهر حال رواج کار خویشرا کنند” ( وجه دین ص 10)
در پیام های بعدی به دیگر کاغذ پاره های موصوف نظر خواهیم افگند. تا ماهیت ومحتوای پوهنتون خداشناسی موصف روشن تر شود.

امیری
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

گل احمد خان!
آیا نوشته های داخل قوس ناخنک بصورت مستقیم از کتاب تاریخ غریب سید نادر خان نقل قول گردیده؟ اگر او واقعاً چنین مینویشته، نه تنها که معلومات کافی نداشته بلکه از دستور نگارش هم بکلی محروم بوده است.

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بنظر میرسد در هرزه گوی و بی منطقی یکی از دیگری کم نیستند.
"این ناک تنها نه، جزء این باغ است."
این یکی از شعار های مبارزات انتخاباتی فرخنده زهرا نادری دختر سید منصور نادری بود. ازین چرند شما چه برداشت میکنید؟ این مایۀ تمسخر برای همه شده بود. چنانچه در برنامه "تلک" تلویزیون نورین با تمسخر ازآن یاد نموده و میگفتند که این شعار یک وکیل است ویا شعار یک باغبان.

"چادری دریچۀ قدرت"
این شعار دیگر خانم نادری بود. خانم محترم ازین شعار هایش چه میخواست؟ تمام روشنفکران افغانستان بالخصوص خانمها با همکاری جامعه جهانی کوشش دارند که این عنعنه که نه ریشته اسلامی دارد و نه انسانی از سر زنان مظلوم افغانستان بدور کنند، اما این خانم از آن بمثابۀ دریچه قدرت یاد میکند. ناگفته نباید گذاشت که بین چادر و چادری فرق وجود دارد . اگر چادری اینقدر خوب است و نشانۀ هویت زنان افغانستان میباشد (طوریکه در وبسایت اش دعوا دارد) پس چرا خودش از آن استفاده نمیکند؟ این واضح و آشکار است که کوشش میکند که با استفاده ازین روش خود را باحجاب و محافظ حجاب جلوه بدهد.

از همه جالب تر اینکه خانم نادری لینک های عکس های سکسی را به وبسایت اش گذاشته است. اگر باور نمیکنید به این سایت مراجعه نمایید.
http://www.chadari.af

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای امیری ! نوشته های داخل قوس یا ناخنک صفحات تاریخ غریب سید نادر خان را نشان میدهد و مستقیماً از تاریخ غریب گرفته شده است، کتاب تاریخ غریب مطابق اصول نویسندگی و موازین ادبی نوشته نشده و فاقد دستور زبان فارسی است. از مطالعۀ آن بر می آید که مؤلف آن شخص عامی و بی خبر از فنون ادبی بوده و شرح حال خود را بسان افسانه بزبان عامیانۀ سمت شمال باز گو و میرزا بنویس نیمه باسواد، ویا هم خودش به قید تحریر در آورده است. سید نادر خان نه شامل مکتب دولتی شده بود ونه هم مدرسه ی دینی را دیده بود تا حد اقل از آداب ابتدائی نویسندگی بهره می جست. وقتی سید تیمور خان بخاطر رفع خستگی های دوران مهاجرت در کیان رفت، برادر جوان خود سید نادر خان را که درانهنگام 24 ـ 25 ساله بود در کابل گذاشت تا بین او ومقامات دولتی نقش واسطه را ایفا نماید. بخاطر اداره ی امورزندگی اش بر علاوه ی مستمری که از دولت می گرفت سید تیمور خان مال نذورات جماعت کابل، کوهدامن، جلال آباد ونیز سیاسنگ را بوی سپرده بود تادچار مشکل مالی نگردد. چنانچه خودش در تاریخ غریب مینویسد: :" سید تیمور خان جماعت کابل و کوه دامن و جلال آباد(را) جهت مخارج من داده بود و فرموده بود که بملک مسا فری بدون تعلق داری دشوار است گذاره کردن... خلیفۀ سیاسنگ ملا صافی هم مال نذر ا لله خلق خودرا برای من میداد آرد و روغن هم از باعث خرچ ملا صافی روانه میکرد و سر رشتۀ خرچ ما بدست لاله مبارک ( هندو) بود چونکه خود من هیچ کار نمیدانستم بزمان آقای موصوف بجز شعر و غزل و گریان و دیوانگی دیگر از کار و سر رشتۀ خانه هیچ خبر نداشتم."(ص 32) این آقای شاعر منش تا آنجا در زندگی اشراف گونه اش پیش میرود وزبان زد خاص و عام می شود که وقتی به وزارت مالیه جهت اخذ مستمری سالیانه ی خود میرود، مقامات مسؤل در جواب در خواست وی می گوید:" هر وقتی شمارا می بینم که با اسپان مست سوار به کوچه ها دوانیده چه فایده دارد." یعنی شما به تنخواه یا مستمری احتیاج ندارید. بنا بر این او دردنیای عیش وعشرت غرق بود وخواندن ، درس و مکتب اصلاً در دایره ی زندگی اش راه نداشت. چنانچه خودش درین باره چنین اعتراف میدارد:
" مهمانی که از مردم کابل بدیدن من می آمدند با من خیلی بد خلقی می کرد و اگر ریش سفیدان مردم اطراف مثل چاریکار و غوربند ویا هزاره جات می آمدند همراه شان خیلی گرم جوشی نموده از بنده شکایت میکردکه به کابل به عیش و عشرت با جوانان و عیا شان و شراب خواران بکیف وعمل زیست میکند."(ص 35) سرزنش ها، ملامتها و پندواندرز سید تیمور خان به این جوان شاعر مسلک و بزم آرا تاثیر نکرده تا آنجا که سید تیمور خان را به مرض دماغی یعنی مالیخولیا متهم مینماید، خودش درین مورد مینویسد:" ازین مالیخولیا بسیار اظهار میکرد."(ص37)
نوت: تاریخ غریب بار اول در سال 1359 هجری قمری توسط ملا بر خوردار وسید حسین ازروی نسخه ی دستنویس اصلی بدون نقطه گذاری در بمبئی چاپ گردیده وبار دوم در سال 1379 در کراچی پاکستان توسط ملا غیب علی و ملا عیوض ( البته عوض ) با اصلاحات جزئی به چاپ رسیده است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمد مييابد شما درسيستمهاى نقد وبررسى از اثار كذشتكان ماموريت بكيريد مانند اثر فلسفى سوفسطايئان را درسير حكمت در فلسفه نوشته فروغى را نيز .زيرا درسطر سطر ان را مورد ازريابى قراردهيد زيرا نبوغ شما قابل تحسين است وتا كنون هيجيك از دانشمندان جنين ميتود اختراعى را كه شما ييشه نموده ايد ييشه نكرده است ومستهجن نام ننهاده اند ومخصو صا كسى كه نه مكتب رفته و نه هم إستا دى داشته است. واز لحاظ شعرى نيز به سطع بالاى قراردارد .واكر نميبود در كشور فرهنك زاى ايران بنشر نميرسيد .وأينهم درست نخواهد بود كه از شخص يك قرن قبل افغانستان اميد فيس بوك وانتر نيت را داشت وشخصى كه فاقد سواد بوده يك كتله عظيمى ازمردم را بدور خود متشكل ومردم نيز بطور إغراق أميز به او باورمندى داشت ودارد ساده نبايد فكر كرد. وبه مهارت وكار دانى او بمنظور تشكل وهمبستكى انها ازيك جانب واز سوى هم ارامى اين ملت على الرغم تعصبات جامعه متعصب وبيسواد انزمان كه در خور تحسين است ونه توبيخ وبى احترامى .وثالثا شخص كه مورد احترام مردم است واكنون درقيد حيات نيست .مانند اينكه به نياكان وكذشتكان خود خرده بكيريم كه زندكى كه دراعصركميوترً ماداريم وأنها جرا نداشت ؟اين حرفها شائسته سطع فرهنكى شماها نيست ونسل جوان ما به برداشتهاى ما وجكونكى اعمال ما نيز انتقاد خواهند كرد. اميد وإرم حركت قلم خودرا درين مسير متوجه بود. وخطرات اين بيابان را درنظر داشت .با احترام هنر يار 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای بامیانی!
شعار مبارزات انتخاباتی زهرا نادری تحت عنوان " چادری دریچه قدرت" یک شعار حساب شده و بجای بوده است، زیرا چادری نماد عقب ماندگی وواپس گرائی و سمبول جهل و تاریکی است. منظور این خاندان آ نست که زنان محروم و زجر کشیده جامعه ی ما در همان حالت قرون وسطی بماند و هوشیار وبیدارنشود وبه آگاهی نرسد ووجایب و مکلفیتش چار دیواری خانه، فرو نشاندن شهوت مرد و آوردن بچه باشد. اگر زن توانست این قیودات را زیر پابگذارد و به نعمت دانش و آگاهی رسد، صاحب استقلال فکر ورای شود، درا نصورت مورد استثمار، استحمار و بهره کشی قرار نمیگیرد و چنین زنانی دست رد بر سینه ی "پیر" زنباره و شرابخواره می نهد. ازانجا که اساس وبنیاد هر جامعه را خانواده تشکیل میدهد، اگر خانواده تحصیل یافته بود بر جامعه نیزتاثیر می گذارد. سالها قبل که مسلمانان شبه قاره هند در شرایط کنونی جامعه ی ما قرارداشت، امام سلطان محمد شاه به مسلمانان ومردم شبه قاره صلا درداد که اگر من دو فرزند می داشتم یکی پسر ودیگری دختر، اگراز عهده ی تحصیل یکی از آنان بر آمده می توانستم به تحقیق دختررا با سواد می ساختم، زیرا اگر دختر باسواد باشد او می تواند تمامی اعضای خانواده را با سواد بسازد. ازان به بعد این گفته حیثیت شعاررا بخود گرفت و طبقه ی اناث بسوی تعلیم وتعلّم رو آوردند. اگر این خانواده به دعوی اسماعیلیت خود صادق می بودند درانصورت با پیروی از هدایت امام به جای شعار فاقد مفهوم چادری، لوگوی دانش، حکمت وخرد را شعار خود قرارمیداد. چادری مبادی و اساس قرآنی ندارد بلکه ممثل کهنه فکری، عقب گرد و قبیله گرائی است.در قرآن کریم نه از چادری ذکری شده ونه هم از حجاب بلکه از " جلباب " که نوعی از لباس دراز چپن مانند است تذکر بعمل آمده است. در سوره احزاب آیه 59 و 58 چنین آمده است:" ای پیغمبر به همسران و دختران خود و زنان مومنان بگو جلباب بپوشند. تا بدینوسیله شناخته گردند و آزار نشوند و خدا آمرزنده ومهربان است." درعربستان آن زمان بیت الخلا وجود نداشت و زنان شبانگاه در دشتها برای رفع حاجت می رفتند و چون از طبقه ی کنیز وبرده تفکیک نمی گردیدند لذا از سوی افراد اوباش وولگرد مورد آزار واذیت قرار می گرفتند. برای اینکه زنان پیامبر و بقیه مومنین از کنیز وبرده تفکیک گردند آیه فوق نازل شد ازان به بعد زنان حضرت پیامبر و مومنین با پوشیدن جلباب از اذیت وآزار مصؤن ماندند و به مرور ایام مردم هر محل بنا به رسم و رواج وعنعنه ی محلی شان جلباب را به انواع حجاب، بُرقعه،چادر، چادری وغیره تبدیل کردند.بنابراین چادری که یک رسم وعنعنه ی کهنه ی محلی است هرگز نمی تواند شخصیت زن را تبارز دهد بلکه این دانش، تحصیل، خرد و آگاهی است که شخصیت زن را بر جسته می سازد.

آزاد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

واقعا گل احمد این را قبول کن که بسیار پست،مرتد و فرومایه استی تو باید معنی نام خود را میدانستی که گلی احمد یا گل سیدالمرسلین حضرت محمد مصطفی صلی الله و علیه وسلم معنی دارد اما افسوس ولعنت خدا بر تو باد که تو اولاده آن پیامبر بزرگوار را و دست نشانده امام وقت را با عقیده کفری ات چنین داوری مینمایی او داعی دعات بود و بزرگترین شعرا افغانستان از طرز شعری آن عالیمقام تمجید نموده اند مانند خلیلی،بیهقی ملک الشعرا بیتاب وغیره
لعنت خدا به غلام شاه و چنین مریدان پست فطرت او

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای هنر یار! از تحسین استهزا گونه ی تان یکدنیا تشکر.از اینکه به اشعار سید نادر خان واژه ی " مستهجن " را بکار برده ام ناراحت شده وگفته اید" که تا حال هیچ یک از دانشمندان چنین میتودی را اختراع نکرده اند". فرموده شما درست ولی درینجا صرف دوبیت موصوف را می آورم خود تان قضاوت کنید که آیا مستهجن است یا بالاتر از مستهجن و حتا کفر گوئی. در کتاب پیام شمال خود در گفتار تاویل بسم الله که از کتاب وجه دین نا صر خسرو اقتباس کرده وبه نظم در آورده به چنین عبارات کفر آمیز بر می خوریم:
رموز ب و واوُ سین بدانی xx الفُ لامُ ح و میم خانی
دیگر رِ آمده ح نونُ واو است xx نداند هرکه این کمتر ز گاو است
در تر کیب بسم الله اصلاً " واو" وجود نداردو ناصر خسرو هم در کتاب فوق الذکر خود ابداً چنین بدعتی را مرتکب نشده است. ولی سید نادر خان که آنرا به نظم در آورده، با آوردن حرف واو و کلمۀ گاو قافیۀ شعری خود را برابرکرده و در صدد فهمید ن و درک آن نبوده است. یعنی نمی دانسته که چه میگوید و به اصطلاح هرچه بد هنش می آمده آنرا روی کاغذ می آورده، فقط میخواسته قافیه برابر شود.ورنه چنین کلمۀ زننده و زشتی را بکار نمی برده که گویا کسیکه در بارۀ " واو" بسم الله جاهل باشد، او در مرتبت پایین تر از گاو قرار دارد. و از طرفی هم این یک تهمت و کفر گویی مبرهن به یکی از مقدس ترین متون اسلامی است که همۀ مسلمین این عبارت مقدس را در شروع قرائت قرآن کریم و سایر کلام های مقد س دینی میخوانند. نظر به مقررات دینی او با این کفر گوئی مستلزم توبیخ و سزا بوده است.
اینکه اشعار سید نادر خان را در سطح بالا شمرده اید که گویا اگر در سطح بالا نمی بود کشور فرهنگ زای ایران آنرا چاپ نمی کرد. خدمت جناب عالی عرض شود که چند دفتر چه ی شعری موصوف که اکثراً بیش از20 ـ 25 صفحه نیست در یک چاپ خانه ی شخصی و با تادیه ی پول هنگفت توسط دوستان ایرانی اش چاپ گردیده و در روی جلد آن پس ازنام دفترچه نوشته شده است شاعر افغانی،نه از تائید کمیسون وزارت ارشاد نامی است ونه از چاپ خانه ونه هم ناشر کدام مقدمه ی بر آن نوشته است.
امادر مورد شعر و شاعری، موصوف تا اندازۀ قریحۀ شاعری داشته ، ولی چون فاقد تحصیلات مرتب بوده و ضمناً در عرصۀ ادبیات پربار وغنی فارسی مطالعه و معلومات نداشته است، لذا اشعاری را که انشأ داشته غالباً سفیهانه و فاقد محتواست. چه، الفاظش نا هموار و قافیه هایش نا استوار و پایه های آن نا مطبوع است.اشعارش از صداقت بری و از حسن و هنر شعری تهی، زیرا هیچ چیز تازه و بدیع دران دیده نمی شود. نه دارای هدف و رسالت بیداری مردم و نه هم دارای مفهوم علمی، فلسفی و یا محتوای اخلا قی. بجز از آنچه از دواوین شعرای سلف بعاریه گرفته ویا بعبارت ادبی "سرقت" نموده و در هم آمیخته، بقیه همه با ترهات باطل و بلا هت آلوده شده است. یک بخش از اشعارش گفتار صاحب دعوتان سلف این مذهب مخصوصاً ناصر خسرو است که به نحو مغلوط و بی سرو ته به نظم آورده است. پرو فیسر ایوانف در کتاب ادبیات اسماعیلی در بارۀ اشعار مو صوف چنین نوشته است:" از مطالعۀ اشعار و غزلهای سید نادر شاه چنین مستفاد میشود که زبان فارسی برای او زبان بیگانه بوده است."(ص155)
از نگاه علوم ومعارف دینی، تاریخ و فرهنگ اسلام، معتقدات مذاهب، آرا و نظریات نحله های فلسفی، تاریخ و اصول عقاید اسماعیلیه و نیز تصوف و عرفان در حد یک فرد سواد خوان عادی بوده ، با الخاصه در زمینۀ تاریخ وعقاید اسماعیلیه چنان رأی سخیفی را اظهار می دارد که انسان در سلامت فکری او دچار تر دید میشود. بعداً اشارات بیشتری در مورد آرا و نظریات موصوف در باب اسماعیلیت خواهیم داشت.
اینکه گفته اید:" یک کتله عظیمی از مردم را بدور خود متشکل ومردم نیز بطور اغراق آمیز به او باورمندی داشت ودارد ساده نیاید فکر کرد." باید بگویم که اولاً جهل ونا آگاهی مذهبی ونیز بیسوادی مردم که رقم وحشتناک 99/99% را تشکیل میداد و بجز ازهمان دو سه ملای سواد خوان بقیه افراد باسواد حکم کیمیا را داشت، عامل اصلی سلطه ی او محسوب می شد.ثانیاً از قول خود سید نادر خان قبلاً آورده شد که ناراضیان کیش عقیدتی خودرا بیرحمانه چوب زد، روی ایشان را سیاه نموده بر خرها سوار ودر تمام دهات اسماعیلیه نشین گرداند وآنهارا عبرت دیگران ساخت وحتا به زنانش هم رحم نکرد. آیا با اجرای چنین عمل بیرحمانه و دون شان انسانی کسی مجالی بجز از توصیف اغراق آمیز دیگر چاره ی هم داشتند؟ ثالثاً او فرمان دولت را مبنی بر سر کوب مخالفان بدست داشت ودولت نقش ژاندارم را به او داده بود و هر آن میتوانست مخالفان خودرا به نام اشرار، راهزن وآشوب گر از صفحه ی روز گار محو کند. چنانچه صفر سرتیب دهن غوری را با فرزندانش بطرز فجیع و بیرحمانه ی بقتل رساند وچنان زهر چشم از مردم منطقه گرفت که کسی تا آن زمان نه دیده بود ونه هم شنیده. مردم فرستادن سه هزار عسکر اورا در سرکوبی آرزو قل سمنگانی ونیز بیش از سه هزار عسکر برای سرکوبی ابراهیم بیگ لقی مبارز وآزادی خواه ازبگ رااز یاد نبرده بودند.( خود سید نادر خان در کتاب خود ذکر کرده)
رابعاً ملا برخوردار بدون اجازه ی او به دیدار امام در بمبئی رفت ووقتی بر گشت برسم جهان دیده گی ترقی وپیشرفت مادی ومعنوی جامعه ی خارج را نقل کرد. سید نادر خان اورا احضار ومورد زجرو شکنجه بیرحمانه قرار داد ، او علت زجر وشکنجه ی خودرا از شیخ ها یا آدمکشانش می پرسد، جواب می شنود که برخلاف امر آغا صاحب به خارج رفته ی و نقل ها ی تو آغا صاحب را خشم گین کرده است حال اگر زندگی را میخواهی مطابق در س که به تو داده میشود عمل کن. روز دیگر سید نادر خان در حدود سه ـ چهار صد تن موسفیدان وکلان هر قوم را فراخوانده وملا بر خورداررا میگوید در خارج رفته ی چه دیدی؟ ملای بیچاره میگوید فدا گردم در خارج هم تورا دیدم، سپس رو بطرف مردم کرده می گوید مانند من احمق نشوید پول خودرا مصرف نکنید کسی را که در خارج دیدم همین آغا صاحب بود. سپس ملا برخورداررا بحیث خلیفه مقرر میکند تا همیشه تحت مراقبت او باشد. ملا برخوردار بعداًمواجه بااِ ستروک یا پاره شدن رگ اعصاب می گردد وسید نادر خان امر میکند که وی مبتلا به مرض ساری شده واورا دور ازمردم در یک ویرانه می اندازد تا به سختی جان میدهد. علت اختلاف ودشمنی سید احمد برخوردار نواسه اش با این خانواده نیز همین رفتار ظالمانه ی سید نادر خان نسبت به پدر کلانش بود. آقای هنر یار! ما به گذشتگان خود خرده نمی گیریم بلکه عمل وکردار اورا که چه خدمتی نسبت به این جامعه ی بیسواد، نا آگاه و محروم کرد، نقد می کنیم تا نسل جوان بدانند که بر سر این مردم بد اقبال به نام مذهب و معتقدات مذهبی چه آمده است.

فوزیه
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

فرخنده زهرا نادری امروز خودش برای زنان جامعه خویش یک نمونه است از نگاه علم وترقی و همچنان از نگاه اسلامیت وانسانیت او یک عضو فعال اجتماعی و جامعه حقوق مدنی افغانستان میباشد شعار های مبارزات انتخاباتی شان یک نمادی واقعی جامعه اسلامیما میباشد این را شما فراموش ننماید که افغانستان یک کشور اسلامی و سنتی است و ارزش های اسلامی و سنتی ما برای ما منحیث زنان مسلمان افغانستان بسیار ارزشمند میباشد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب باميانى سلام به شما ولى كلايه ام أزشما اينست كه يك مرد بزرك وداراى معنويت را كه برابر وزنت اثار ى دارد و درعرصه امام شناسى شايد بخوانش كرفته ويا اكر نكرفته باشئد لطفا بدون تعصب مطالعه وبه عمق انديشه أش دسترسى خواهيد كر د .و خائين خطاب نمودن به تربيه فأميلى شما ارتباط دارد. وإظهارا ت شما عقده مندانه است. واكر از كدام بستكانش بشما احيانا كدام تجاوز صورت كرفته كه من بى اطلاعم. ودرغير ان اين صلاحيت را كى بشما داده است؟ كه مر بزركى كه اخلاصمندان دارد واورا داراى مكتب خاص خودش معتقد هستند. جكونه جنين حرف بى ادبانه را به إدرسش انجام ميدهيد؟ اكر جرئت داريد نام أصلى خودرا بنكاريد زيرا تاحدودى من شمارا تشخيص داده ام. ولى عده را براين باور اند كه شما درخارج كشور طور مطمئن به مزخرفات خود مبادرت مى ورزيد زندكى داريد واكر ارزيابى دوستان ما درست از اب در ايد مشكل نيست كه يك روز دروازه ات دق الباب خواهد شد واز شما سوال خواهد شد كه جى ضرر را ازين خانواده ديده ايد ؟كه به اين اندازه نفرت داريد وازاحتمال دور نخواهد بود كه حدس وكمان من به واقعت قرين خواهد كرد وازين زياد قطع ميكنى جنك انتر نيتى ات را ويا ادامه ميدهيد كه من نام .وقوم . محل زندكى ات را .با كار كرد هاى ديروزت ميتوانم خدمت شما وبينندكان معلومات ارائيه كنم زيرا اين شخص تنها بيك نفر ودونفر وخانواده أش ارتباط نداردحيثيت عزيز ترين مرا نيز دارد . العا قل ويكفى الاشاره .اميد وإرم كه مطلب خودرا عرض كرده توانسته باشم با احترام ارش

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى كل احمدوخان طوريكه ازنقد وبررسى ات معلومات بدست أمد ومسائل املا وانشأ كتابهاى فوق را ازينكه كدام موسسه تحقيقاتى وشايد هم اكادمى علوم برايت ممكن دربدل حق الزحمه مسوليت كر فته با شيد كه با اين همه سطر سطر ان شما محاسبه داريد وخوب است كه از امتياز باز نمانيد واينكه ملا برخوردار كى بود وجى كارروائى داشت كه اعمال نواسه أش رفيق را در زمان طالبان كه به زنان مردم نيك ئى تجاوز مينمود وجريمه هاى نقدى كه از مردم شما به زور ميكرفت نقل هر مجلس قوم نيك ئى است كه از بابا بزركش ارث برده است وازاين نسل هر نوع كار بعيد نيست مراجعه كنيد به مردم نيك ئى وأما درمورد شخص برخوردار كلان بستكان عبدالرسول بيك اسكار وعزيز احمد بيك شتر جنكل از خانواده سيد نادرشاه خان كله مند اند كه درزمان سقاو وإبراهيم بيك لقى خدمات اين دونفر كلانهاى نيك ئى ارزنده بود ومكر اغايون ادم كمنام وبد نامى كه در اعمال كفريت وزنا يعنى ملابرخوردار سر أمد روزكارش بود وباعث بد نامى جامعه ما دربين ساير مذاهب وأقوام شد مورد حمايت قرار داد ومحمد ديدار را أرباب ومحمد ناصر برادرش را ناظر رباط ولختوغى تا حيات داشت توظيف وصلاحيت داد وسيد احمد فرزند محمدديدار أرباب رابا يسر محمد ناصر درحويلى شير يور خود جهت ادامه تحصيل شان جابجا ومصارف انهارا به عهده كرفتند ويكى از تعميرات خود را تحت ضمانت دولت أنوقت قرار داد وسيد نورالدين رونق اورا بحيث برادرزاده خود نيز تضمين نمود كه عازم امريكا كردد وبعد ازختم تحصيل وبازكشتش بوطن از يشرفت وترقى امريكا وعقب مانى مناطق نيك ئى نشين حكايت داشت وعامل ان را سادات كيان را مسول ومقصر زمزمه مى كرد تا اينكه دعواى حقوقى را بالاى شركت سها مى دوشى كه ملكيت سيد شاه ناصر وبرادران بود اعلان ودر دولت داود خان مرحوم مخبيرى اين خانواده را أغا ز ودرحادثه ٧ثور ١٣٥٧كه دوست نزديك او حفظ الله امين قدرتمند شد وهمين سيد احمد برخوردار را بحيث رئس تفتيش وزارت داخله مقرر دركا در انتقام دست بالا را در يافت وبا لا تر از ٧٥ نفر از سران اسمعيلى را به دستكاه جهنمى اكسا وبعدةمصونيت ملى ازطريق حمايت امين وبه كمك امين رواته زندان مخوف نمود كه بد بختانه سبب اعدام سيد نور الدين رونق شاعر تواناى كشور سيد كوهر خان وسيد عبدالقادرفرزندان سيد نادر شاه خان كرديدوسيد منصور كامريا ومير زا نوراحمد خان نيك ئى ومير احمدجان شيبر ملا خدائنظر وغريب مير زاعبد الحكيم كل احمد .عزيز وعبدالصمد دو نفر دكانداران شيبر عزيزاحمد خياط ويسر خليفه جمعه خان خياط معلم عبدالنظر تأله علا الدين اهنكران وده ها تن ديكر شدند بصد ها انسان با نفوذ ديكر را به زندان محكوم نمود وسيد احمد برخودار ازشكنجه رونق وسيد عبد القادر با وقاحت وبيشرمى تام لأفهاى نيزدر حلقات نزديك خود نموده است كه اينست يا داش تشكرى اين كونه أشخاص از كسانيكه او راةدر عرصه تعليم وتحصيل مساعدت كرده بود وشما را به شرافت انسانيت كه كدام يك ازين داستان افترا است وايا برخور دار به اين أفعال شرم اور دربين مردم نيك ئى معروف نيست ?
دوست عزيزم نابسامانى ها زياد بوده در كذشته ها وأما برف بام همه را بيك بام حواله كردن بى انصافى وبدور از عدالت نيست ؟در مورد ادعاى نعوذ بالله خدايى ملا نصر الله وخانمش را جز خر سوارى وسيله كردن روى سياه كرن ديكر خودت جه جزا را لازم ميدانى ؟وشما منحيث يك دوكتور حقوق برايت يشنهاد كردم ونكذاشتى ومجبورشدم كه اختيصارا بحضورت داكتر جان عرض كردم واكر در مورد نيك ئى وسادات ادامه ميدهيد من حاضرم ولى اكر شما خواسته باشئد ويك يشنهاد دارم كه در قسمت جنايات وادم كشى هاى سيد احمد برخوردار را به ادارات حضور مبارك امام نسبت نداده كه من با ان موافق نيستم با احترام هنر يار 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سيد نادر خان همتاى نداشت وهركس را با او مقايسه نفرما ولو فرزندش باشد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

باميانى صاحب لطف كرده همين ملاى كوخى را با درافشانى ات جواب بدهيد كه خيلى بيتاب است وشايد ...........داشته باشد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب باميانى فكر ميكنم كه خودت نه به خواهرت ارزش قائل هستى ونه هم بمادر خود زيرا نشنيده اى اكر ميخواهى كه ديكران درمورد شما حرف خوب كويد وشما نيز به ادرس ديكران حرف خوب را نثار كنيد ونه اينكه همه را توهين كنيد عفو ميخواهم همه بعدا شمارا توهين خواهد كرد اكر خانواده ات را دوست دارى بديكران حرمت بكذار .لطفا .

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای آرش!
کتابهای سید نادر را در گذشته ها شاید من از شما بیشتر خوانده باشم. اگر از دیدگاه مطالب به کتابهایش دیده شود، %90 کاپی آثار ناصر خسرو، اقبال لاهوری و سایر دانشمندان دیگر میباشد و اگر از دیدگاه ساختار شعری دیده شود، اشعارش کاملا نا موزون و بی محتوا است. ولی پسرش، رونق واقعاً قریحه شعری بسیار خوب داشته و شعرهای بسیار زیباه سروده است. وی از جمله شاعران دوره معاصر شمرده میشود ولی شعر سید نادر را فقط چند نفر مریدان بی سوادش که نه از شعر میداند و نه از نثر، میخوانند.

گلایه داشتی که چرا شخصی بزرگی را توهین میکنی؟ خواهش میکنم، برو از محاسن سفیدان مردم کیان، نیک پی و پشت بند بپرس. مردم را بزور میاورد و کارهای دهقانی اش را توسط آنها اجرا میکرد. در حقیقت از مردم مثل برده استفاده مینمود. حتی برای کارگرانش نان نمیداد، سید منصورخو حد اقل یک شوله میداد.

 .شجاعی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بنام خدا وباعرض سلام وادب خدمت تمام قلم بدستان موادب وباورمند به ارزشهای والی انسانی.عزیزان گرامی نظریات ,پشنهادات ,وموعظه باارزش وسودمند شما را که به این نا بخردان نموده اید خواندم از شما متشگرم که همان وجیبه ایمانی وانسانی خودرا انجام داده اید. اما متسفانه اینها از جمله کسان هستند که نه به خود وفامیل خود ونه به دگران ارزش قایل اند چونکه از نوشته های شان معلوم است.حتی ذهن تمام خوانندگان محترم را نسبت به خواهر مادر خود مشکوک نمودند کدام ضرری بسیار زیاد از طرف کدام سید ویا شخص دیگری به این ها وخانواده شان رسیده که اینقدر با دشمنی وکینه توزی برخورد میکنند. با احترام ش ع

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى شجاعى من با شما موافقم كه اين نوع ابراز نظر ها ازاحتمال يك فيصد دور نبوده وشك را به يقين قاطع مبدل ميكند كه بدون اينكه كسى مادر خودرا درحالت معامله با يكى از همين افراد نديده ه باشد جنين ضديت ودشمنى توام با عقده را ابراز نميكند ودرضمن أينها با اين أش دهن سوز فكر ميكنم زبان وكلوى خودرا ابله مند خواهند سأخت زيرا از فهواى شان در مورد قران عظيم الشان را كه ساخته عربها بداند وإيمان وباورمندنباشد كه كلام قديم رب العلمين است وبه حضرت رحمته العلمين بى احترامى كند أينها باور دارم ازجمله كلمه كويان اسلام نيست وتحت يوشش به احتال كرفتن نقد از استخبارات ستؤدى ويا هم يهوديت وظيفه تفريقه وتفتين جامعه أسلامى را دارد جنانجه شبكه بزرك شان تحت عناوين عيسى مسيح ع شديدا فعال بوده وأزنام مبارك امام استفاده ابزار ى ميكند ازينروبه همه جوانان اهل تدبير يشنهاد دارم كه متوجه عمق توطئه بايد بود موفق وموحد باشئد ارش 

احسان
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

تا هم اکنون اکثر پیام ها ی که درباره ی خاندان نادری نوشته شده مطالعه کرده ام و از خلال آنها چنین معلوم می شود که جانب مقابل گل احمد هر بار به تجاوز جنسی فامیلی متوسل می شود. ضرب المثلی است که دذد در کلاه خود پردارد، یا هرکس به آینه خود می بیند. اگر ادعاهای گل احمد درست نیست ایجاب میکند که جانب مقابل با منطق و استدلال سخنان اورا رد کند و حقیقت را در محضر خوانند گان بکشاند، زیرا فحش دادن و دو زدن خود ثابت میکند که جانب مقابل حرف منطقی برای گفتن ندارد و اتهامات گل احمد واقعیت دارد. از طرفی اگر خاندان نادری خودرا مبرا ازین اتهام ها میداند به دفاع از خود بپردازد در غیر آن : تا نباشد چیزکی مردم نگوید چیز ها. وسلام

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

إحسان جان بواقعت ميكويم كه جوانان اين خوانواده جنان مصرف جمع اورى ثروت است كه اصلا حوصله مراجعه به اين سايت هارا ندارند وازجانبى اهل قلم واستد لآل جز زوركويئ نيست وشما باور كنيد شايد انها همين بحث زائد ومزخرف واحمقانه دور از أدب وانسانيت را نخوانده باشد وبجواب كل احمد نيز جهت تحريك ان نابخرد افراديكه علاقه مندى به اين جفنها دارد طور ماهرانه خودرا دوست اين خوانواده جا زده وبا إدامه اين بحث إشارتا شايد به اعضاىاين خوانواده تلقين كند كه دشمنان شما دست به تخريب شما زده ومن با منطق رسا از شما دفاع كرده ام وأنها بدون اينكه فكر كنند كه همين دوست مدافع ما بجى اندازه غمخوار حيثيت وابروى ما است انهارا بادادن جند دار با د اورده تشويق بدفاع خود ميسازنند كه در حقيقت نسبت به كل احمد اين مدافعان مزور وشيطان بازار خودرا رونق مى بخشند وسبب بد نامى ونا بودى وقار اين خوانه وأده شده واين كل احمد بدون اينكه به نفع مادى دست يابد عامل كرم شدن بازار فتنه انكيزى مدافعان اعمق بظاهر دوست ودرحقيقت استفاده جويان كلا بردار ميكرد ودرخورد مردم أ لقاع ميكند كه كويا كار عا شوريها است وبه عاشوريها دشمن خلق ميكند بدون اينكه انها نيز متوجه با أقدام سر سختانه نا كوار شان باشد وبعقيده من دشمنان خائن اينوخانوده وعاشوريها كه عا مل اين فتنه هستيد اكر هر بى كناهى قربانى اين ماجرا كردند ممسولش همين كل احمد ومدافعين هر دو است واستفاده جو ها كيسه شان مالا م خواهد بود وبدون اينكه درايت تشخيص جنين داستان جاهلانه باشند ومن بهردو طرف قطع اين جنك خطر ناك انتر نيتى را دارم در غير ان سبب بى عزتى دروغين اين خوانواده وبربادى كل احمد هاى بيكار وعقده اى خواهد شد با احترام هنر يار

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

برادرهنریارعزیز!
از نظرات حق ونا حق ات یک جهان سپاس،اما باید بشما خاطر نشان نمایم که خودم از جمله کسانی استم که نظرات شخصی خویش را با تجربه شخصی که از جناب الحاج سید منصور نادری و خدماتش دارم آگاهانه وخاص بخاطر یاد آوری حقایق نگاشته ام و این ادعای که شما نموده اید از دادن پول ویا تشویق از جانبی کسی را در باره خودم بکلی عاری از حقیقت میدانم و این را همه میدانند که وظیفه یک مسلمان است در صورتی که میبیند که یک چاه است و یک کور باید وظیفه انسانی و اسلامی خویش را انجام دهد ونیز قابل تذکرمیدانم که من منحیث یک فرد مخلص اسماعیلی به راه و مذهب پاکم از گل احمد نام چندین بار تقاضای بند نمودن تبلیغات سو ایشان را بطور مستقیم و غیر مستقیم از طریق همین سایت نموده ام ،اما با افسوس زیادباید بگویم که بالای شخص نامبرده نه تقاضا های من و نه از مومنین خیر اندیش دیگر اثری نکرد،در اینجا جا دارد تا یک بار دیگر ازاین جناب تقاضا نمایم تا دست از همچو تبلیغات بکشند
و این را بیاد داشته باشند که ادامه همچو کاری شان به همه خوب وبد صدمه بزرگی را وارد خواهد نمود و
دور اندیش باشند و خدای نا خواسته زمینه این را مساعد ننمایند تا برادران دیگراگر بطور شفاف بگویم باز هم از الف تا به ی ما را توهین ننمایند.
بیایید بخاطراتحادواتفاق واقعی بین همه ما دعا نماییم و این شاید آخرین پیام این بنده باشد
خدایا همه ما را به راه راست هدایت فرما که در آخرخودت خوشنود باشی و ما رستگار انشآ الله

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

إحسان جان كدام حرفم ادعا وكدام حرفم ناحق است?
أيا شما مدافين اين خانوداده با كرفتن يك مقدار دالر باد اورده كه غير منطقى إغراق أميز مينويسيد .و با ادامه اين مزخرفات خود در برابر ادعاى كل احمد كه همان داكتر ثناى نيك ئى است .كه در همسايكى ما در تورنتو كانادا زندكى دارد دشمنان حقيقى اين خانواده وعاشوريها هردو نيستيد ؟كه در حقيقت باعث بى عزتى جامعه خودميبا شيد ؟وعا شوريهاى احمق نيز اين را ندانسته أندكه دشمن خلقى شان جطور درين مقطع زمانى با مهارت وتجربه بطور تكتيك كوتاه مدت از يرجمى هاى عضو خاد عاشوريها در شعله ور نمودن اتش نفاق با اين خانواده بهره بردارى نميكند ؟وايا عاشوريهاى مغرور وفراموش كار از دشمنى سا بقه شان با اين فرزندان حفيظ الله امين قسى القلب وسك تاريخ غافل شده اند؟وايا جوانان احساساتى وفاقد استعداد منطق جواب اين خانواده عواقب نا كوار اين أراجيف را سنجيده اند ؟وايا جز از ثر وت اندوزى بفكر حيثيت قوم وخانواده شان است ؟اكر شما دشمن اين خانواده نيستيد اين سايتهاى متعفن وكذاب ودسيسه كر را با معرفى هويت حقيقىى نويسندكان ان درجريان قرارداده ايد؟ تا تحت نظر يكى از افراد تحصيل كرده شان كه به سياست ومردمدارى بطور منطقى وارد باشد تدابير قطع اين داستان مصيبت افرين را كرفته علت هاى اين حوادث را مطالعه وبطور كامل خودرا از زبان بد كويان عقده اى برها نند ؟ ويا اينكه شما نيز با قطع شدن اين جريان دكان شما بسته ميشود؟در غير ان كدام طرح من كه ارزويم أاتحاد واتفاق جامعه ام وحفظ ابروى وحيثيت مردمم ميبا شد .وكدام طرحم بمنافع شما برخورد كه عليه من نيز تاختيد ؟ اميد يك بار ديكر نيز نوشته هايم بطور دقيق مطالعه فرمائيد ودرقضاوت وداورى خود حساس باشئد تا از سو تفاهمات جلوكيرى بعمل ايد .با احترام دوست شما هنر يار 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای هنر یار!
متاسفانه شما راه خطا رفته اید، اینکه مرا " داکتر ثنا نیک ئی ( یا نیکپی ) که در همسایگی شما در تورنتو کانادا زندگی میکند" پنداشته اید، کلاً نادرست است. من داکتر ثنارا اگر همان داکتر ثنای که در حقوق دکترا دارد و نوشته هایش توأم با عکس های وی در همین سایت انتشار یافته است باشد، من او نیستم. شما که ماشاءالله هنر یار هستید هنر تانرا بکار اندازید ونوشته های ضعیف وسست مرا با نوشته های پرمحتوا وپخته ی حقوقی او مقایسه کنید، آنگاه درگ خواهید کرد که گل احمد ابداً نمی تواند داکتر ثنا نیک ئی یا نیکپی باشد. به آرزوی درک شما از واقعیت. گل احمد

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوست عزيزم همين احترام فوق العاده شما به داكتر ثناى نيك ئى ثابت ميكند كه جناب معظم شما همان دوكتور با استعداد كه يك حقيقت مسلم است ميباشيد. وبرادرت دولت جان درحالت نشه ابراز كرده كه برادرم مخالف من حرفم را نمى كيرد خودش ميداندوكارش ،.واكر ازين زياد شهادت ميخواهى كه من خدمت شما بنويسم. ومن به شما منحيث قوم خودت صادقانه يشنهاد ميكنم ونشانه هم روز جمعه شمارا ديدم كه تيز تيز راه ميرفتى ونوعى وار خطائى ازجهره مباركت مشاهده ميشد. وحالا شما دوكتور حقوق جكونه طرز نويسندكى خودرا كه درين عصر دربزكترين كشور دنيا با دسترسى به مدرنترين وسائط كه جهان موجوده را بيك دهكده كك كوجك مبدل كرده است. با يك انسان روحانى يكصد سال قبل ازخود درجامعه افغانستان انزمان مقايسه ميكنيد. ومن به تحصيل ومنطق علمى واكادميكت احترام دارم وازينرو نام شماراسهوا كرفتم زيرا از روى دشمنى نيست وفقط منظورم است كه اكر شما شرم وحيا كنيد مرد بزركى راكه نياكان من وترا رهبرى كرد با يك سلسله جنجالهاى فرزندانش اورا مذمت نكنيد كه ان مرد با فرزندانش فرق داردوادم ساده اى نيست لطفا حساسيت قضه وميزان محبتم را واحترامم را بروح بزرك انمرد كه زندكى اش را به توصيه واندرز من وتو به امام با يك جمله اش كه كفته من وتو ناتماميم اوتمام است كه اين جمله عالمى از امام شناسى را واندازه صدق واخلاص اورا به امام ميرساند لطفا متوجه بود كه با فاميل نادرى تنها مواجه نيستى وكرفتن نام او به عقيده هزاران انسان برميخورد وتنها درمورد شخصى كه مخا لفت با امام دارد ضرور است در جوكات ادب بد ون دشنام انتقاد انسانى حق شما است بااحترام هنر يار 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای عزیز هنریار صاحب!
من در پیام بالای خود تمام مقاصد خیر اندیشانه خود را تذکر داده ام و این را باید یادآور گردم که مانند من هزاران هزار انسان اینجا در افغانستان مرید،عقیده مند و مخلص الحاج سید منصور نادری و فامیل گرامی شان بپاس خدماتی که ایشان به مردم و جماعت این سر زمین نموده اند میباشند واین هم گناهی بزرگی برای شما خواهد بود که شما شک نموده اید که من در مقابل پول این همه واقعیت ها را مینویسیم نه جانم این را بپذیرید یا نپذیرید مولا خود شاید و گواه است این یک وظیفه ایمانی،وجدانی و اسلامی من بوده وبس الحمدالله ما در اینجا در افغانستان بسیار مردم باسپاس مذهبی داریم که با مردار خوری ورزالت سخت مخالفندووجدان وعقیده مذهبی خود را در مقابل پول نمیفروشند.
و باید بشما واضع نمود هنر یار صاحب عزیزکه شما مرا بنام احسان جان یاد نموده اید من احسان جان نه بلکه شخصی دیگری میباشم لطفآ مرا با ایشان اشتباه نگیرید همچنان من صادقانه برایتان واضع نمایم که با شما وعده نموده بودم که دیگر هیچ در این سایت نخواهم نوشت بخاطریکه با وجود تقاضاهای مکرر من و دیگر دوستان دین پرست و مولا دوست آقای گل احمد نه چشم بیناه داشتند و نه گوش شنوا و تنها به روی هدف مشخص خویش که آنهم تفرقه اندازی و بی اتفاقی انداختن در بین جماعت است بکارش متآسفانه ادامه داد و من هم تصمیم به این داشتم که از گپ بدل کردن کرده با جاعل کوچه بدل نمودن بسیار خوب است اما صرف بخاطر آگاهی شما نوشتم
نوت:نظرات و معلومات های شما در باره عاشوری وهمکار های آنها خوب بود اما نظر به حجم بسیار،بسیار و بسیاربزرگ گناه های شان که در بی اتفاقی جماعت انجام داده اند و میدهند بسیار کم است.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوست عزيزم به سلامت باشئد!
منضورم خدمت شما ان بود كه ادامه اين بحث به نفع هيج طرف جز بد نامى وبى اعتبارى مردم وخلق فضاى بى اعتمادى كدام فائيده نداردواينكه شما احسان باشئد
ويا هركه ديكربمن فرق نميكند زيرا يكان دلسوزى زياد نيز سبب تحريك انسانهاى حسود ميكردد وازينرو خواستم از شما وهمه دست اندر كاران اين سائت بخواهم كه به اين مزخرفات خاتمه دهيد و اينكه من از عاشوريها دفاع كرده ام بخطأ رفته ايد وخوب نظرم را لطفا با دقت مطاله فرمائد كه به انها كفته ام كه هوشدار باشند كه خلقى هاى طرفداران امين أزشما يرجمى هاى عضو خاد با مهارت دفاع مقطعه به نفع تان استفاده افزارى را از شما بااين جنك أنداختن انجام ميدهد واينكه شما جه برداشت از حرف من داريد وان مربوط به سطح درك خودت است بكمال احترام هنر يار 

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای هنر یار! باز هم دو پارا در یک کفش کردی و به اتهام واتهام بازی دست یازیدی که گویا من داکتر ثناهستم برای اینکه از وی به احترام یاد کرده ام، بنازم به این استدلال ومنطق، شخصی اگر از کسی به هر دلیلی به احترام یاد کرد به زعم شما احترام کننده میشود احترام شده، باز هم من از داکتر ثنا به احترام یاد میکنم بخاطر اینکه با هویت اصلی خود به سایت حاضر میشود و مطلب می نویسد، نه مانند جناب شما به تقیه وبی هویت از خانواده یی روحانی نمائی ریاکار که ننگی است بر دامان مقدس روحانیت، به دفاع غیر منطقی وعقلانی متوسل می شود. البته با طرز تفکر و آیدیالوژی موصوف و نیزرقابت آیدیالوژیکی، قومی ومنطقه ی شما و او کاری ندارم، نه من برادری دارم به نام رجب ونه با نشه و نشه سازی میانه ی خوب، ونه با نشانی شما که روز جمعه تیز تیز وار خطا راه میرفتم همخوانی زیرا من هزار ها کیلو متر با محل زندگی جناب شما فاصله دارم،نکند خودت هم دران روز جمعه کذائی نشه بودی ومخیله ات رانام داکتر ثنا اشباع کرده بود هر کرا شبیه او میدی تصور می کردی داکتر ثنا است. بهر صورت اینکه فرموده ای خودرا با یک انسان روحانی یکصد سال مقایسه میکنی، نه خیر موضوع مقایسه در بین نیست، بلکه جهات کار های منفی او که توأم با خدمت گذاری به دربار و گرفتن فرمان سر کوبی از دربار وایفای نقش ژاندارم در منطقه، اما سوگمندانه به نام امام، مذهب پیر وپیشوائی افراد وآحاد جامعه را بیرحمانه، ظالمانه وبه شکل اسفباری گول زد، فریب داد، استحمار وتحمیق کرد. او موسس وبانی عمل وکردار نادرستی بودکه تا امروز اولاده اش پالیسی منحوس اورا پی گرفته است.حال هم اگر آقای سید منصور همّ خودرا به همان حزب پیوند ملی اش ونیز به دایره ی سیاست و سیاست بازی محدود بسازد و ادعای دروغین روحانیت و پیشوائی مذهبی را کنار بگذارد ـ زیرا طریقه ی اسماعیلیه با سیاست و سیاست بازی منافات دارد ـ ما هم با او کاری نداریم وبه فرموده ی قرآنی : دین او برای او ودین ما برای ما.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اي جان برادركى كويد كه شما محمد ثنا خان دانشمند وداكتر حقوق را نميشناسىيد واينكه شما داكتر ثنا نيستيد. درست وأما اكر كوئد كه اورا تنها درسا ئت ديده ام دروغ مطلق است وأما اكر ثنا دست بدين رزالت ودشنام وشور زبانى را كه شما ييشه خودساخته ايداو به فهم ودرايت خود باور ندارد ومن ميدانم كه او مبرا ازينكونه منفى كرائى است نيز قبول دارم وزيرا معتقد به انم كه ميكويند توانا بود هركه دانا بود. ز دانش دل يير بر نا بود وبه يقين كه من نيز تحليلها وبر رسى هاى اورا به استثنى مضمونى كه در مورد ايت الله محسنى نوشته وبا سائير مقالات أش موافق هستم وبرايش توفيقات مزيد را ارزودارم وبمثابه يك دانشمند مردم من اورا ارج ميكذارم واكر او نيز مانند شما دست به أراجيف ولا طائلات غير أخلاقى زنداز ميزان محبتم را درمورد خود كاهش ميدهد. كه اميد وإرم أنطور نباشد. زيرا حرفى كه أزمغز يك انسان اكادميك ترا وش كند با نوشته هاى نفاق افكننانه شما فرق ميكند .ومن باور دارم كه شخصيت ها ملكيت عامه است وازينرو ثنا خان يك شخصيت مثبت انديش است وعده مى كفت كه اين كارها كار اوست كه من تقريبا مطمئن نبودم واكنون ثابت شد كه اونيست وعده از حسادت با او مخالفت دارد مانند ير طاووس كه منطق او نيز سبب حسادت مردم نادان شده است واميدمندم شما نيز خودرا در قالب أدب جاداده وازهمين بد أخلاقى ها كه جز رسوائى كدام نفع را درقبال خود نداردبير هيزيد ومن نيز در طول زندكى ام مخالفت با كسى نكرده ام وخشونت را تقبيح ميكنم وجامعه را بطرف محبت وصميميت فراخوانده ام وارزودارم كه همه نيت خودرا فلتريشن كرده بطرف دوستى وبرادرى در حركت باشند سعدت خواه شما جمشيد 

 .شجاعی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

هوالشافی,
سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی و همه خوانندگان نویسند گان محترم که دارای شرافت ووجدان انسانی هستند تقدیم داشته واز بارگاه اخدا وند متعال 
برای شماصحت وسلامتی کامل استدعا دارم.
عزیزان گرامی ٕهر انسان باورمند رسالتمندند که ازارزشها ,باورها واعتقاد خود در هر لحظه وثانیه 
در مقابل حوا دث 
ورویدادهاکه دران میحط زندگی شان رخمیدهد مردانوار برخاسته ازخود ,فامیل, خویشو قوم ومردم خود دفاع نماید.
اما
این گل احمد,بغلانی,بامیانی وقطغنی که خود را حامی وپشتبان مردم میداندکه به گفته شان مردم در زیریوغ 
استعمارهستندچرا مثل دیگر انقلابیون دربطن اجتماع خود حضور ندارید واز حق خود وخواهر,مادرو
 کسانیکه بنظر تان ظلم وتجاوز شده در محاکم دفاع نمیکنید. بقول سعدی شیرازی شما ان عزیز هستید که
 بار دشمنا ن راحمل میکنید وبس.سعدی میگوید
﴿خری بیچاره گرچه بیمیز است چون بار همی برد عزیز است﴾

سید ملنگ

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

 .........................(صفات سید منکر(سید منصور).........................
 سیدمنصور شدی تو صاحب زر.........زجان افشانیی مردان سنگر
 نمودند جان فشانی بهر نامت............درآخربی کفن رفتندازین دهر
 شهید شدازبرای ننگ وناموس...........به سال و ماه بود مابین سنگر
 فراموش کردی آن روزهای سخت را....که شب تاروزبود تنبان توتر
زنیرنگ و فسادت گربگویم.............عزازیل را تویی استاد و رهبر
چه گویم مرتراای مرد سفاک...............تودجال زمان خوب بنگر
شدی منکرحق درروزروشن...............ابوسفیان بودهمیار و یاور
نمودی قتل آن افراد مظلوم...............برای باده نوشی قدرت و زر
زدوشی وسمنگان و زنیکپی...............گریبان گیرتودر روزمحشر
چه گویی تو جواب بیگناهان...............نمیترسی که است الله اکبر
فراموش کرده اجدادخویش را...............شدی منکر ز اولاد پیمبر
به ظاهر جلوه دادی مثل سلمان.............چوبوجهل زمان دور پیمبر
چوخردجال فرعون و ابوجهل...........تو هستی جمله رامنشی و رهبر
چوشیخ نوروزشیخ عوض بازک..........ثنا گوید تورا از خاطر زر
زمان قطع گردد پول ایشان..............سزاگوید تورا از پا تا سر
زر و قدرت نمیماند همیشه ...............مکن تو دشمنی با پور حیدر
چشیدی خون آن مردان حق را ............خریدی موتر ی از بهر جعفر
تورا بودی پسر اسم او جاوید ...........بودی باقوم (لوط)هم یارو یاور
شب وروزش بودی بابچه بازی............زبهرباده نوشی رفت ازین دهر
چه گویم این لعین باده نوش را ...........که ازویسکی و وودکا بود معطر
(چه خوش گفتست فردوسی طوسی.........(پسر گر ندارد نشان از پدر
چه گویم ای سیدمنصورصفاتت..........ترا دعویی نا حق است در سر
 

آنلاین : چه گویی تو جواب بیگناهان

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اين شعر نيست قذف است وانهم توسط سيد ملنك نام كه در واقع سيد نيست كوينده ان ويا هم حرامى است ويا قلماش كو هاى بيكار 

سید ملنگ
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

(با ادب باش که سرمشق جوانان ادب است)

مده فحش بکس ای مرد عاقل ---- ترا گوید که هستی یار جاهیل
ادب آموز بشنو حرف حق را ---- تجسس کن ادب در شعر بیدل
بود این فحشُ دشنام کار قحبه ---- نثار خود نما از جا نُ از دل
کسیکه خشت اول کج بما ند ---- نما یا ن با شدش دیوار او کِل
نبا شد شکوه از تو درین جا ---- تو هستی پیرو آن مرد جا هیل
ندارد او سواد بیچاره هست او ---- زفحش گفتن نگر دد حل مشکل
بکا ر اندا ز آ ن عقل غریزت ---- نما دوری تو از فعل عزا زیل
چرا تلخ است حرف حق شنودن --- اگر داری سواد بنو یس دلا ییل

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بیشرف از اول فکر میکردی وآنطور شعر مزخرف نمی سرودی حالا بعد از گوز ردن چهار زانو میشینی وانتقاد مینمایی اگر بد گفتن به خود را قبول نداری یک شخصیت دیگر را چرا میخواهی بی وقار بسازی هر عمل عکس العمل دارد در دنیا و آخرت

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

با أدب باش كه سر مشق جوانان أدب است. زينت روى زنان مايه طفلان أدب است درست شعر با مسمى را تحرير داشتى وأما بكفته حرف مشهور كه ميكويند قاضى همه رانصيحت مى كند وخودش (. ...)را مى دهد ملنك جان شاعر شماهم به ان قاضى شبيه نيستى ؟وبا اين جفن قوم خودرا مذمت ميكنيد اكر واقعا سيد واولاد ييامبرخود شما باشئد ؟؟ بشما مناسبت ندارد كه اينكونه شعر بسرائد .بكذار ديكران هرجى ميخواهد كند امام زور خودرا دارد ، كس نداند كه يس يرده كى خوب است وكى زشت ؟اينرا خالق يكتا ميداند وبس

سید ملنگ
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

ای وای برای خودت که تا هنوز خودرا از دیگران پست فکر مینمایی . در پیامت فرموده که اگر اولاد پیامبر خود شما باشید . بشما مناسبت ندارد که اینگونه شعر بسرایید
جناب عالی اگر خوب دقت نمایید به تاریخ در همه وقت و زمان منافق از نزدیکان پیامبر وامام در مقابلش قیام نموده. این را ذهن شما درست کرده که ما سید ها بزرگ هستیم نخیر اشتباه محض است.
بنگر در زمان حضرت آدم علیه السلام. هابیل و قابیل را .. درزمان نوح علیه السلام پسرش کنعان شقی
چو کنعان شقی از نسل نوح بود --- پیمبر زاده گی قدرش نیفزود .. در زمان حضرت یوسف برادرانش
و غیره وغیره ..وهمچنان در زمان حضرت خاتم النبیین پسر کاکایش ابوجهل.. در زمان حضرت امام مولانا
مستنصرباالله پسرش مستعلی .. ودر زمان حضرت مولا نا سلطان محمدشاه آغا جنگی شاه. در تاریخ نظر انداز همه واقعیتها برایت هویدا میشود نه کسی بزرگ است بجز ذات مبارک امام .. هرکس میتواند با تقوا به پیشگاه خداوند نزدیک شود در آیه مبارک قرآن کریم بخوان قوله تعالی .( ان اکرمکم عندالله اتقکم)
هیچکس از کس دیگر بزرگ نیست وبرتری ندارد نه سید ونه دیگر اقوام این فقط نام است .. همه مخلوق اولاد پیمبر است این ذهن برادران هزاره است که سیدهارا بزرگ دانسته و میداند نگاه بنما به حدیث جناب رسول ..

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم.
لا فضل لعربی علی اعجمی ولا عجمی علی عربی ولا الاسود
علی احمر ولا الاحمرولا الاحمرعلی اسود. الا بااتقوی کلکم
لادم وآدم من تراب..
آیا درین حدیث مبارک شما میبینید نام قوم طایفه ونژاد که برتری داشته باشد..

منحرف شدن سید منکر(سیدمنصور)از راه حقیقت

سید منکرشدی بیدین و گمرا --- شدی تومنحرف امروزازین را
چطورملعون شدی ای کورنادان --- جماعت رانمودی تو پریشان
نداری چشم باطن حق به بیند --- امامُ هادی مطلق شناسد
دوچشمت کورگشته گوش تو کر--- صدایت غورشده مانند نرخر
ازاول روی تو بیدین سیاه بود --- تمام کارت ازروی ریا بود
دراول تو کدام آدم نبودی --- ره بیدین و گمراهی ستودی
خداکه میزند مرده بدبخت --- رود(گویش)دوباره برسرتخت
بود(چلپاسه) نام یک خزنده --- دمش قطع شود باز است زنده
سید منکر بود ماننده آن --- هنوزهم زنده است مانندحیوان
بکرده خانه و جایش مجلل --- ندارد (دُم) مگر گشته مکمل
نموده اسم خود رهبراو رسوا --- به دریایی ضلالت غرق اوگمرا
به گرداب فناغرق گشته تو --- چطور رهبر ناحق گشته تو
تو رهبر گشته ما نند نمرود --- به دوروزمال دنیا هستی خوشنود
نمیدانی که قارون مال زرداشت --- کجاشدمال زر بیچاره بگذاشت
بشدغرق ازبرای مال اموال --- بودی اوبیخبر ازحال واحوال
به مقعدآمده(بول) گفتی چربی --- به چشم کور هرگز راه نیابی
شدی مانندآن مرغک گرفتار --- به پیش کارد پنجال است بیکار
فراموش کرده توامر حق را --- نخواندی تو زاول آن سبق را
صدادرگوش کرهیچ کارگرنیست — کسیکه خصلتش مثل بشرنیست
گذاشتی نام نو تو (ناصریه)... --- به تاریخ کس ندیده (ناصریه)..
نکردپیرخراسان یادازین نام --- کتابهایش بود حاضر درایام
کتاب وجه دین که رهنمااست --- که تصنیفش به امرپیشوا است
امام وقت بود (مستنصرباالله) --- حکیم دعوت نکرد دراسم مولا
به نام (اسمعلیه) کرد دعوت --- بُِِد اوپیر خراسان وهم حجت
بکردی جمع چنداحمق به دورت --- ترا گوید بلی بهر ضرورت
کسی رانده شود از امر فرمان --- به بیند او همیش خواب پریشان
ابوجهل گفت محمدرادرآنوقت --- خطاب کردجادوگرنشناخت حقیقت
گرفت سنگی بمشت خوداواحمق --- بپرسیدچیست بگومیباشی تو حق
زدست اوگواهی داد رسول است --- بینداخت دوربگفتا ناقبول است
بخواستی معجز دیگر اونادان --- بدید شق القمر گردید هراسان
سیدمنصور بود مثل ابوجهل --- شده اونا قبول بند مانده درگل
سیدمنصور نمرود یک برابر --- که دعویی خدایی داره بر سر
سیدمنصورزفرعون نیست کمتر --- خودش دررود نیل کرده برابر
سیدمنصورزخردجال سرسخت --- تعرض کرده درکونسل اوبدبخت
شده او رانده دربار مولا .... --- اورا لعنت کند هر شیخ و ملا
چه گویم مرترا ای کور ملعون --- بودآن دست نا پاکت پراز خون
گرفته پول ز تو آن مرد احمق --- نماید تبلیغات در راه نا حق
شده این بازی کهنه هویدا ... --- همیشه حق زباطل گشته پیدا
تو فکر کهنه را از سر بدر کن --- خودت از علم امروزی خبرکن

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بجواب سيد ملنك اول من از سيد منصور دفاع نميكنم زيرا امام امام است وخورشيد با امام ستيزه كردن واوامر امام را نكرفتن از دائره اسلام حتى برامدن است وكسى كه امام را نميشناسد همسوئى با او كار غلط است وأما أغا جان توهم شعرت به شعر نميماند نه وزن دارد ونه قافيه با اين شعر هاى بى معناى خود إمكان دارد مكتب نخوانده باشئد خودرا مسخره عالم وادم كرده اى ومن برايت توصيه ميكنم كه ازين نوع شعر بى محتوا خود دارى كنيد ولى شما ازعلوم دين نيز كوجكترين اطلاعى ندارى كه نسل ييامبر بزركوار خيلى قابل قدراست واحترام وأما اكر يكى از سادات با امام برحق مخالفت كند تنها حق دارى كه درجوكات أدب انتقاد سالم را انجام دهيد وتعداد از دوستان نادان ودرحقيقت دشمن به همه سادات تعرض ميكند درحاليكه الأهم صلى على محمد وعلى ال محمد اول شامل صاحب الز مان است وثانيا شامل همه سادات ولو كه سنى هم باشد ونيز شامل شما اكر سيد باشئد ميشود ومن تنها خودرا از انانيكه درمسايل امامت دركير ميكندولو هر كه باشد دور نكهميدارم وموافق بصورت قطع ويقين با جنين كارات نيستم وأما فحش را نيز رد ميكنم زيرا اكر أنان اين شعر هاى ضعيف تراجمع وبا مقالات كه مملو ازفحش است به حضور امام ويا كدام مرجع حقوقى ارائيه كند كه من يك مو سفيد هستم واين مردم مرا قذف ميكويد اول اين شعر شما قذف است .كه محكوم ميشويد ودرضمن با اين شعر نزد شاعران وأهل أدبيات رسواى دهر ميكرديد واينست مشوره من خدمت أقاى شما زيرا سيد هستيد ومقام سيد نهايت افضل است أغا جان ازينرو اكر وقت داشتم در فضيلت سادات يك مضمون مينويسم وخواهش دارم كه همه سادات عظام را حرف بد نزنيد كه كناه بزرك دارد وفقط انتقاد وبس ابولفضل ازبلخ باستان 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

به جواب سيد ملنك لعنتى !
اول سيد ره با ابو جهل مقايسه نكن زيرا ايت انما يريدالله ليذهب عنكم الر جس يطهر كم تطهيرا)وحديث أنى تاركم فيكم الثقلين كتاب الله وعترتى )در مورد خاندان ييمبر امده است نه ابوجهل كه مشخص به ذات مبارك امام است وساير فرزندان كه أزحسن وحسين ع باقى مانده باشد ميباشد وأما اينكه يكى ازين سادات را توهين كردن بى حرمتى به اين ايت وحديث ييامبر است كه خودت اكر واقعا سيد باشئد شامل ان هستيد واكر نباشيد خود دانيد وكلمه نر خر به يك سيد محسن ازكناهان قبيح است عباس 

بامیانی
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

سید ملنگ جان چشم ته صدقه همرای این شعرت! راستی که سید حقیقی هستی ولا. این احمق های دیگر که سید را از دیگران بهتر میدانند، نه از انسانیت و نه از اسلامیت خبری دارند. سطح فکری این کوتا نظران از طرز نگارش و تحلیل آنها هویداست. اگر احمق و کوتا نظر نیستند، با این چرندیات خویش میخواهند اذهان عامه رامخشوش کنند ولی اینها در حقیقت خود را فریب میدهند. در قرن بیست و یک هیچ انسانی برتری و کمتری خویشرا وابسطه به اصل و نسل خود نه بلکه به اعمالش میداند. به شعرهای زیبایت ادامه بده. غوغای سگان کم نکند رزق گدارا

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اي همو زن ودختر تو باميانى دغل وبدل كه درحقيقت همان نيك ئى بد سكال هستى خر بكايد ومن خودم ازباميانم وسيد نمى باشم وبه خاك ياى سيد را ميبو سم كه فرزندان زهرا اظهر ع سيدة والنسا ه هستند ومن سيد را افضل واعلم ميدانم وتو كمونيست لعنتى خلقى انديشه ات ضد امام است و امام سيد ووارث جد خوداست توسك قوم دارى وبه امام قوم را ديده ندارى وحال از عاشوريهاى يرجمى استفاده ابزارى ميكنيد وجند كمراه ازين خانواده سيد راكه نادان اند را هم بازى داده ايد خوشبختانه وحال دانستم كه سيد ملنك أغا كنا هنداشته وشما سكان به كلاهش ير زديد واكر ديكر جفن كفتى اين سادات كه همراى شما نى بلكه انها هم با شما دشمن. ديروز سياسى است وبا عاشوريها متاسفانه هميارى وهم مفكوره بودند وبا اين سيد ستيزى شما خلقيان كه برضد امام بوديد وهمان عاشوريها كه شما باند امين جلاد را بشناسد به ماهيت جنك إندازىشما هردو هم سادت فريب خورده وهم عاشوريهاى يرجمى واقف خواهد شد امين

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

دوستان بيننده من بهمه عزيزان صميمانه عرض ميكنم كه اين اقايون كل احمد باميانى واحسان وشجاعى وغيره بازار ساعت تيرى وسر كرمى طفلانه براى مردم با اين دشنام دادن هاى خود بوجود اورده است .ازانجائيكه وقت براى انسانهاى مسؤول ازرش دارد .لهاذا از شما تقاضا دارم كه اصلا ديكر اين سايت مزخرف ومنفور را با همين انسانهاى بيسويه كه جديدا به كميوترً وانتر نيت دسترسى ييدا كرده اند وخودنمائى كرده أنجه سويه ملى ومنطقوى شان كه ازيك سطع نازل جامعه نمايندكى ميكنند قطعا تماس نكرفته وبكذاريد درفكر وقلب مردار وضعيف شان نام كميوترً وطريقه فرهنك استعمال اين صندوقجه اسرار أميز بشريت را بد ميسازند واينها قوم كمراه وجا هلى اند كه هر جيز را ببازيجه كرفته اند ومقيد به هيجيك ازمعيار هاى إنسانى اخلاقى وفرهنكى نيستند وبا وداع با اين سايت بازار اين لوج مرغهاى نادان را كه بحرف مشهور خداوند روز ناديده را روز ندهد وسم تر قيده را موزه. به كساد بكشانيد ودر مورد هر جفن شان جواب ارائيه نكنيد كه خود از لودكى هاى شان دل سرد كردد وزيرا أينها با جوابهاى يكى ديكر عجيب انتر تائمنت را بخود تخصيص داده اند با احترام أرسلان 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

هوالله
برادر نادان با علم وبامعرفت وعاری از تمام میعارهای انسانی واخلاقی(....) جناب ارسلان
نامه بزرگ منشانه شما را خواندم .باابراز تشکر وامتنان ازین نظر بظاهر پرمحتوا وبا ارزشتان
مرا درقالب خود ننگر .بنده هم وقت زیاد ندارم که مثل جناب عالی خود را به هر نام مسما نموده به چرندیات نوشتن وقت خود را عبث کرده ساعت تیری نمایم.واین نامهای که من نوشتم نام عالیقدر هم درآن قرار گرفته چون اهسته -اهسته نقاب بظاهر دوست ودرباطن دشمنتان آشکار میگردد . موضع خود را تغیر داده اید ویا اینکه کدام انگیزهءدیگر دارد .
ای مرد باخرد ودانش بنده دو نامه نوشتم . من سوال دارم از شما مدبر خودنما که ازین پیش درکجا بودید وچرا درمقابل نوشته های شرکایت که اسامی شان در نوشته ها قبلی ام درج گردیده است چیزی ننوشتید.......؟
پس خودت هم یکی از آها هستی.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

أقاى بينام مانند دينوارنم كش هر جيزرابخود جرا نسبت مى دهيد ؟درين سايت تنها شما مصروف ساعت تيرى نيستيد بلكه بحرف مشهور بجه هاى بيكار زياد است.وازحق نكذريم نوشته هاى خودت بر اصول نويسندكى وفق دارد وأما در محتوا ومضمون تعصب وعقده كه اين سيتم درين سايت يكان إنسانرا تقريبا جلا لى ميكرداندومانند ميز كرد كفتمان طلوع .ازينرو به عقيده من نيز از راه تفاهم بايد عمل كرد زيرا كذشته كذشت زومكن ياد امروز به مفت مده بربا د توهين وتحقير ى كه من شمارا وشما من را اصلا ديدار نداشته ايم جه منفعت دارد من فرزند اين عصرم وازمزاياى امروز بايد برخورداركردم ومرا بدوره جاهليت عرب قبل ازاسلام جى ؟ كه من خوب بودم وتو بد.مانند كسى لاف زد كه من از هندوستان ٤٠متر خيز زدم ،جانب مقابل كفت بفرما وأوكفت درهندوستان نه درينجا ازينرو انهمه جدل هاى كيج كننده وواهى مرجم كذاردرد بيمار نيست .ما براى وصل كردن امديم نى براى فصل كردن امديم . 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

يأسخ بنامه 15.15.19april
جناب نويسنده بينام با اين نوشتار بى مايه ات فكر ميكنم فاقد سابقه خوب أخلاقى وتربيتى هستيد كه طور وار خطا وماجرا جويانه ونابخردانه بمانند افراد مريض وعقده مند كه از نارسائى هاى زندكى دركذشته ات الهام كرفته واكنون دستت به لبى نانى رسيده وازبركت فير هاى راكت حكمتيار مهاجر بديا ر خارج شده زمينه فراكيرى انترنيت برايت مساعد شده است ولى اخلاق وفرهنك استعمال انرا متا سفانه نداريد وهر بد وبيراه كه أزمغز كنده ات برائد به ادرس همه مانند راكت هاى كور مجاهدين الله توكلى هر جا كه خورد وهر خرابى راكه نمود بتو جناب بى فرهنك كه معنى دوست ودشمن را نيز درك نكرده اى بى تفاوت است. وبا جفن هاى مكروبى ات مكروب را صادر محيط ميسازى وبا حركات نا سنجيده بظاهر دوست ودر حقيقت دشمن خودو جامعه ميباشيد وجانب دارى تو به رفاقت همان خر سى كه با ادم زاد دوست شده بود ميماند.درنامه ام ازهر دوطرف بيكار با اخلاص وبدون كدام مدعا خواستم كه دامن خودرا بلند نكنيد واكنون كه به حفظ ابروى خود وجامعه ات طرفدار نيستى شروع كن هر جتيات واوباشى راكه ديكران نيز از وضع ييش امده لذت ببرند وبماهيت وجوهر ميان خالى ات وارد كردد.ودرين وظيفه مقدست موفق باشى وعواقب انرا منحيث درونمايه قوم وملتت دودسته تقديم هم كلاسى هاى خود سا زيد .أرسلان 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

هوالله
آقای با بام ونشان جناب ارسلان بایدخدمت شما خاطر نشان کرد که بنده دیوار نم کش نبود بلکه جناب عالی بینا به گفته صائب
تبریزی(درحافظه نقصاندارید)شمادر نوشته قبلی خود از بنده نامبرده اید ومقایسه با همکاران عزیزت نمودید .من تنها چیزهای را که نوشتم درباره گفته ها ونبشته های خود شماست.
من بهر نظریه وعقیده که به دیگران توهین آمیز نباشد احترام قائل ام. واگر داشته باشد هم آن بستگی به جهان بینی آن شخص دارد.اگرشما فرزند امروزید من هم فرزند دیروز نیستم.عالیقدری محترم شما نوشتید که در نوشته هایم رنگ تعصب وعقده دیده می شود درست است .چرا؟؟؟؟؟؟ولی ایکاش درنوشته های خودشما نمیبود.باید یاد اورشوم که درا ینجامقایسه بین عرب وعجم نیست.شما در باره تفاهم صحبت میکنیدبسیار خوب است آیا همکاران جناب عالی هم در همین نظر هستند یا خیر؟ ومنظورشما ازین خودنمائ لاف زدن چیست اگرکدام شخصیت خارق العاده هستید بفرما که شخصیت محترم شما را بشناسیم.(...)

ناشناس

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

غالى هاى كافر شيعه هاى لامذهب ازبسكى ام المومينين عائشه صديقه را درشبكه الله يارى لعنتى توهين ودشنام داده اند واين معجزه ييمبر ص است كه كسانيكه به حريم مقدس بى احترامى كند رسوا ميسازد وهر دو طرف شيعه هاى غالى هستند خداكند اين كأفران خودرا زياد افشا كند يا جهار يار كبار

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

بد كردى شيعه خوبترين ومقدس ترين مذهب است دركذشته بين شيعه ١٢أمامى وشيعه إسماعيليه وشيعه زيدي در اثر شيطانى دشمنان خانواده ييامبر ص تهمت وافترا زدنها وجود داشت وحال همه ميدانند كه هر سه مذهب داراى يك اصول مشترك بوده وإمامان بزركوار كه ازبطن مبارك زهرا اظهر ع وسلب على مرتظى اند ايمان وباور مشترك داشته حضرت امام اسمعيل ع وحضرت موسىى كاظم فرزندان امام جعفر صادق ع هستند وحضرت زيد ع فرزند زين العاب الدين بيمار ع هستند وهر سه مانند روح وتن يك ديكر فريب شما را نخواهد خورد

بامیانی

سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

نگاهی به پالیسی های خانواده سید منصور بخاطر حفظ قدرت!
اول، سید منصور نمیخواست مردم اسماعیلیه فرصت آنرا بدست آورند تا در مورد مسایل درونی و اجتماعی شان فکر کنند و به همین دلیل با جهت گیری حق و ناحقش مردم را همیشه سرگرم جنگ نگهمیداشت. او بیشتر طرفدار جنگ بود تاصلح. این جنگ ها برای شان زیاد مهم نبود و شخصاً اشتراک نمیکردند، زیرا در صورت ناکامی رو به فرار نهاده و خود و خانواده اش را نجات میداد. طوریکه بارها بی غیرت آمیز فرار کردند. ما شاهد هستیم که در طول ده ها سال جنگ، حتی یک عضو فامیل شان هم باثر جنگ کشته نشد با وصف اینکه شاید کمتر خانواده اسماعیلیه پیدا شود که عزیران شانرا در جریان جنگ از دست نداده باشند.
دوم، سید منصور مردم اسماعیلیه را با تمام همسایگانش دشمن ساخت که دیگر نتواند ائتلاف را بوجود آورده و قدرت مطلقه آنهارا به مخاطره اندازند.
سوم، این خانواده از باسواد شدن مردم سخت هراس داشت. چنانکه همه میدانند که در زمان حکومت شان حتی یک باب مکتب و یا مدرسه ی هم نساخت. ازین حقیقت همه آگاه هستند که زمانیکه سید سعدی بعد از تحصیلاتش به افغانستان باز گشت به سید منصور پیشنهاد ساخت مدارس و مکاتب را نمود، ولی سید منصور کلاهش را از سر برداشت و برزمین زد و گفت " فکر میکردم در خارج تحصیل کرده هوشیار تر شده ای، ولی هیچ گوی را هم نمیفهمی. اگر مکاتب و مدارس را بسازیم و همه تحصیل کنند، به من و تو کی احترام میکند."
چهارم، توصل به دروغ یکی از ابزار های اصلی این خانواده است. وی حد اقل سال یکبار مردم را جمع میکرد و از ملاقاتش با امام سخن میگفت. ولی امام در یکی از فرامینش در سال 2000 میلادی در کراچی پاکستان فرمودند "که در 50 سال گذشته با جماعت افغانستانم در تماس مستقیم نبودم." بعد از برگزاری یکی از همین محافل یکی از بزرگان مردم پشت بند از او شدیداً انتقاد و سخنان سید منصور را با استدلال های منطقی غیر حقیقی خواند. سید منصور در جواب چنین گفته است " یک مهمانی برایت میدهم ولی این سخنان را برای دیگران نگویی."
پنجم، خانواده سید منصور بصورت درست از پالیسی های خلفای اموی وعباسی پیروی میکرده است. یکی از آن سیاست ها این بود که به چاکران و سگ بانانش قدرت میداد تا دیگران را آزار و اذیت کنند، تا مردم نادان حتی از چاکری با این فامیل افتخار نمایند.
بقیه بحث را میگذاریم به بعد!

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اين خانواده دراثر مخالفتهاى داخلى تكه تكه هستند ازدعواى حقوقى با سيد حسام الدين غصب ملكيت شخصى وتروربرادر زاده او دختر سيد علا الدين أغا ى مرحوم تا غضب ملكيت سيد ظاهر يكى ازبستكان ديكرش در يلخمرى كه ميكويند براى يسر مير احمد ديوانه يكى از جاكرانش بخشش نموده وآورا از كر زى خواهش كرده كه مقرر نشود وقبلا او در يكى ازكشورهاى أسيائى سفير بود وتحصيل كرده خانوده أش هم است يسر أغا بادار كه در ايران درس خوانده بود نيز نزد سيد منصور قرب ندارد ودر أيران است سيد منصور جنان حسود است كه تحصيل يافته فاميلش كه از برادران ويا خواهرانش باشد تنك نظرى داردوفقط دامادش سيد شهاب راكه سخت به او وأبسطه است هم حمايت مادى ميكند وهم اورا سفير تاشكند مقرر كرده است واكر ما هزاره ها بد هستيم فاميلش جى كرده كه اين هر دو نفر شناخته شده را خرد وخمير ساخته درين شرائط اكر كسى را ميخواهى بكشى نانش را بكير وشايد روى ملحوظات كه فأميل كشى را بين خانواده خود رواج نسازد ازكشتن شان صرف نظر وجايداد هاى شانرا غضب كرده كه اولاد شان بيسواد ودستنكر يسران سيد منصور كردند. واكر فرصت بود ادامه دارد ملأى بينام 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

خانوادۀ نادری چگونه از مردم اخلاص مند ودرعین حال نا آگا ۀ اسماعیلیه بهره برداری سوء کردند؟ درین راستا در رسالۀ جوانان پیشگام اسماعیلیه مطالب مستندی ذکر شده که درینجا نکات چندی از صفحۀ 6 آن بدون دخل و تصرف نقل میشود:
" نادریها عناصر فاقد اید یالوژی مذهبی و عناصر لا قید بوده معتقدات آنهارا صرف مسایل سبعانۀ زر اندوزی، شهوت رانی وقدرت نمایی تشکیل میدهد. آنها نه تنها معتقد و مومن به امام ویا کسی دیگری نیست، بلکه اصلاً عناصر نا ساز گار به اصول اسماعیلیه و هر سنت انسانی دیگر است. آنان از عقاید به ارث باقیماندۀ مردم که به آن" فقیر پشمینه پوشی " که رمه ها و گله های از مواشی و کمندی از اسپ و املاک زراعتی پهناور و گدام های از مال ومتاع و دیگر اندوخته بود، درست بهره جسته واز ارادت مردم که نسبت به دین و آیین آبایی خود داشتند سوء استفاده واز همه مسایل ارادتمندی مردم بر ضد خود مردم کار گرفتند. اینها چون گرگانی که در رمه اندر شده باشد هرچه خواسته بودند کردند. در اندرون خانواده ها نفوذ کرده به ناموس مردم تعرض کردند. عدۀ را به دهقانی و چوپانی و مزدوری گماشتند. کسانیرا در تولید طلا ( معدن طلا قره ذغن از توابع ولسوالی دوشی ) و غنیمت کردن دارای های عامه چون تصرف عواید تولیدات فابریکات پلخمری و انتقال سامان و پرزه جات تحویلخانه های فابریکات گماریدند. شماری را در گارد های مسلح تروریستی و پاسداران تنظیم و عدۀ را در بخش های قاچاق وازین قبیل توظیف واز وجود هر کسی مطابق استعداد و سلیقۀ آنها کار گرفتند و آنانی را که از اجرای اعمال پست سربازمیز دند، سرزدند ویا جلای وطن شدند."
در تاراج دارایی های عامه انجینر معراج که بعد ها لقب انجینر تاراج را بخود گرفت واز طرف سید منصور بحیث معاون اقتصادی ولایت بغلان توظیف شده بودرول عمده داشت. همچنان ارباب محمد ثنا که از سوی موصوف گاهی به صفت مسؤل زراعت تعیین میشد و گاهی هم ولسوال دوشی ،نیز نقش اساسی را در اختلاس دارایهای عامه وغارت اموال مردم ایفا داشت. (صفحۀ 10 رسالۀ فوق)

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

جناب ملأى بى نام ولى شما نيز ازجمله همان كروه جنائت كار باند ستاره سرخ انقلاب هستيد از شما سوال دارم كه اين اعضاى خانواده سيد حسام الدين وسيد ظاهر شما را وكيل خود مقرر كرده است كه از أنان جانب دارى كرده ميخواهيد أنان را تحريك كنيد وموضوع فأميل را خودشان ميدانند كه جى به مصلحت شان است زيرا همه أينها بركى يك درخت اند به من وتو داور فكر كنم ارتباط ندارد زيرا شما أبله اى بيش نيستيد كه اختيار قضاؤت را به عهده بكريد و دانستى كه از توطئه شما كه به نام هاى كوناكون تحرير ميكنيدكه يك نفر بيش وانهم كل احمد ويا باميانى مرتد هستيد كه كدام نفعى بدست اورده نتوانستيد وحال امده شده اى كه داعيه دفاع اين دوشخص را بعهده كرفته ايد كه به به انها ظلم وبى توجهى شده كه من قاضى دادكاه هستم ولطفا از خود نمايندكى كنيد نوشته هاى مزخرفت مرا وسائرين را خسته سأخت ولى درمقابلت ادامه ميدهم .امين

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای امین! من بجز از نام خود به نام دیگری ابداً پیام نگذاشته ونمی گذارم. اینکه بنده را" مرتد" خطاب کرده ای،آیا معنای آنرا میدانی یانه؟ بهر صورت " مرتد" یعنی از دین بر گشتن یا به اصطلاح مذهبی از مذهب مورد نظر تبرا جستن. بلی ما از مذهب سید کیان و فرزندانش تبرا جسته ایم، اگر سید کیان وپسران فاسقش مذهب است هزاربار لعنت به این مذهب. مذهبی که اخلاق و انسانیت از مدار آن عملاً برداشته شده است وهرگونه قبح وزشت کاری مباح دانسته شده است. مذهبی که آنچه معروف است ازان بدور وآنچه منکر است بدان آلوده و ارزش های مذهبی خود ساخته اش به سطح پائین تنه تنزیل یافته است. چنانچه درین راستا تا آنجا افراط کارانه پیش رفتند که داستانهای گوناگونی از اعمال قبیح و شنیع این متولیان مذهب ساختگی بر سر زبانها افتید و مردم کوچه وبازار، شهری ودهاتی ازان با خبر شدند. کَوس رسوائی این دین بازان محدود به خودش نماند بلکه سرا پای جامعه ی بد بخت و محروم اسماعیلیه را نیز فرا گرفت که حتا در کتب ورسالات دیگران نیز انعکاس یافت. چنانچه در کتاب( پژوهشی در تاریخ هزاره ها ص۵۲ نوشته ی محقق هزاره حسین علی یزدانی (حاج کاظم) می خوانیم که :" شیعیان اسماعیلی افغانستان از محروم ترین و مظلوم ترین طبقات این کشور بوده اند. اکثریت ملت افغانستان آنانرا یک فرقۀ غالی تا حد مشرک پنداشته انواع تحقیر و توهین وآزاررا در حق شان روا میداشتند. حتا شیعیان دوازده امامی که خود مورد توهین و تحقیر از طرف اکثریت قرار میگرفتند، اسماعیلی هارا از خود طرد می کردند." به همین ترتیب در مجله ی عصری برای عدالت شماره دوازدهم 11 ثور 1376 هجری با این کلمات بر میخوریم:" درد انسانی هزاره ی اسماعیلی سنگینتر از درد انسانی سایر شقه های جامعه ی هزاره است... شقه ی اجتماعی ـ مذهبی هزاره ی اسماعیلی محکوم به نا انسانی ترین محکومیت درون اجتماعی شده است."
براستی این متولیان مذهب ساختگی اگر جامعه ی اسماعیلیه را به نا انسانی ترین محکومیت درون اجتماعی محکوم نمیکرد، جامعه را در خواب سنگین و تخدیر آور فرو نمی برد و اسیر خورد وخواب نمی کرد، جامعه را در چارچوب های از سنن گوناگون جاهلی و باور های خرافی و عقاید مسخ شده از مذهب محبوس و محصور نمی ساخت، وهم اگر می گذاشت که اندکی تفکر و شعور ، تمیز نیک و بد، منکر و معروف دربین جامعه پیدا می شد ، آنگاه جامعه خواه نا خواه از نحوۀ زندگی اشرافی این مرجعیت که جز بزم و طرب و خوشگذرانی، فسق وفجور وجنایت وبیرحمی چیز دیگری در مدار آن راه نداشت، چنین به نتیجه و بر داشتی میرسید که عیاشی و خوشگذرانی وآدم کشی با مذهب راستین ملازمه ندارد، باید در تحقق مبادی و اصول حقیقی مذهب تلاش ورزید، وبر سینۀ این مرجعیت عیاش و هوسران جنگ سالار دست رد نهاد.

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

به جواب باميانى مرتد برداشت من ازارتداد بحزب كمونيستى شامل كرديدن است كه شما خلقى ستاره سرخ جنائت كار هستيد عاشوريها وس ظ ه يرجمى هستندكه همه شما مرتد هستيد وحال عاشوريهاى خاديست وقبل هم س ظ ه مسوليت رهبرى مذهب را دارند كه نزد من هر سه يك حكم را دارند وفرقى باهم نداردوموضوع تخطى ازامور مذهب بشتر شما قوم نيك ئى دره بوديد كه درهفت ثور ٥٨ با مشك هاى شراب دردوشى انفلاقي امين را جشن كرفتيد كه مردم كرم على ازين برداشت عليه شما نيك ئى خلقى مرتد قيام كرد وحال برف بام خلقى هاو ملا برخوردار وملا نصر الله خ ن وميده ما خ م را ببام ديكران انداخته وازيادبرده ايد ؟ودر واقع شما قوم كافر مطلق بوديد كى شمارا مسلمان واسمعيليه سأخت جواب من را بدهيد زيرا من أزشما سوال كردم كه اين اقايون راكه ازايشان دفاع كرديد كه اين هاشمارا وكيل كرفته كه داورى شانرا ميكنيد وجواب خودت مبحث را دور داديد وتر فه رفتيد كه تخطى هاى دينى غالب از يدران ونياكانانت بود وبرفى بام أهانوا نيز ما هيراانه ببام ديكران انداختيد وشا يد سخت خا ديست هم باشئد امين 

ناشناس
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

اين نوشته انجينر تاراج است كه كيف دزدى هاى نساجى وسمنت بدلش مانده است واو خاينترين ودزد ترين دزدان سيد منصور است خداوند اين كيسه بر لعنتى را بشرماند .قاتل سيد مراد همين است جنانجه دريشقراولان به تفصيل شرح كرديده است بعضى فعل هاى ديكر اورا درهمين سايت خواهيد خواند.ملأى بينام

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای امین! شما معلول را بجای علت گرفته وکینه و بغضت را نثارمعلول میکنی ، ایجاب می کرد از خود میپرسیدی که چرا و به چه سبب یک جوانی که در خانواده ی اسماعیلی متولد شده ورشد ونمو یافته وقتی جهت سواد آموزی به مکتب سرکاری داخل می شود جذب احزاب سیاسی میگردد. و جوان دیگری که در خانواده ی اسماعیلی تولد ، رشد و تکامل می یابد ولی شامل مکتب سر کاری نمی شود همچون الاغ زیر فرمان مرجعیت خود ساخته وفاجر خانواده نادری قرار می گیرد.
طوریکه بررسی گردیده در دهه ی چهل هجری نفوذ افکار و اندیشۀ کمونیزم شوروی و چین با الترتیب بین طبقۀ با سواد کشور پیداشده و فعالین کمونیستی به جلب و جذب طبقۀ جوان در مکاتب و مؤسسات فرهنگی پرداختند. علی الخصوص، آنعده ی که از یکطرف ازنگاه اقتصادی در فقر و تنگدستی جانکاه بسر می بردند، و ازجانب دیگر در زمینۀ معتقدات اصیل مذهبی آگاهی نداشتند، و نیز بین خرافاتی که به نام دین به خورد مردم داده میشد و مبانی اصیل دینی نمی توانستند درک وتمایز بگذارند، لذا به سهولت تحت تاثیر افکار کمونیستی قرار میگرفتند.
طبقۀ با سواد اسماعیلی که درین هنگام در مکاتب دولتی بودند و از نقطۀ نظر اقتصا دی طبقۀ فوق العاده عقب مانده و ازنگاه اجتماعی طبقۀ محروم وبا انواع اهانت ها روبرو ودرزمینۀ مذهبی فوق العاده بی خبر بودند، و ضمناً اعمال ناشایست، رفتار قبیح وشیوۀ شیره کشی و استثمار گرانۀ مسؤلین نام نهاد مذهبی خود را که به نام مذهب اعمال ضد مذهبی خودرا توجیه میکردند، به عین مشاهده مینمودند که بر جان، مال و ناموس این طبقۀ محروم ومغبون بادست باز تصرف داشتند و عملکرد اینها با هیچ اصول و موازین انسانی و مذ هبی منطبق نبود، لذا به آسانی به ایدیالوژی کمونیزم گرایش پیدا کرده و برضد مذ هب خود ساخته قرار گرفته و به فعالیت ضد مذ هبی دست یازیدند، و از همین جهت بود که این گروه از باسوادان جماعت مذهب را " افیون مردم" می گفتند و الحق که بر چنین مذهبی مؤجه نیز میبود. در واقع این یک ضربۀ جبران ناپذیری بود که برپیکر نحیف جامعۀ فقیر اسماعیلیه فرود آمد؛ و اثرناگوار آن در طول سالهای زیادی زدوده نشدو تاثیر منفی اخلاقی آن شاید در طی نسل ها باقی بماند.
امادر سایر دنیای اسماعیلیه موازی باتعلیم و تربیت دُنیوی، تعلیم وتعلّم مذهبی از همان ابتدا برای فرزندان جماعت آماده ومهیا است، بدین رو خلاء فکری آنان توسط آیدیا لوژی های این و آن پر نمی شود. فلهذا، اینکه جوانان اسماعیلیه مکتب دیده ی ما برعلیه روحانیت دروغین خانواده نادری عُمال وایادی گوش بفرمانش یا در واقع دستگاه شیره کشی این خانواده قرار گرفتند، مسؤل واقعی واصلی همین خانواده است، پس بجای نقد معلول باید اعمال و رفتار نا هنجار "علت" مورد نقد قرار گیرد تا نسل های آینده فریب نیرنگ های اینگونه روحانی نماهای فاجر و فاسق را نخورند.

کهگدای
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

من با اینکه هیچگونه علاقه وروا بطی با خا نواده آقای سید منصور ندارم,اما برداشتم از پندار های اپو زیسیون وی چنان است تا آقای سید منصور با معجزات الاهی , مجوععه نیاز مندی های پیروان واها لی بیشمار مستمندان کشور را بسان یک نظام دولتی سراسری باید حل مینمود,وعمدتا چنین تحولات در حوزه معارف وبساط فر هنگی ومادی جا معه بدون در نظر داشت هزینه های کمکی آن بیشتنر متبلور می گردید .در یک نگرش بیطر فانه هر گاه خد مات آقای سید منصور با تناسب پتنا سیل اقتصادی وتوا نی های مادی وی بطرز منصفانه به کنکاش گرفته شود,با تو جه به بنیاد های مادی باد آورده مادی جناب حا مد کرزی که ملیارد ها دالر بر باد رفته را احتوا مینماید , نهایت چشمگیر است .بر خلاف ادعای نو یسنده ,من به یاد دارم که در زمان اقتدار جناب سید منصور ,در تما می قلمرو حا کمیت اش نه تنها دروازه های معارف بر روی ههمه وبدون تبعیض وتمایز ملی ومذهبی باز بود ,بلکه وی مو سس دانشگاه ولایت بغلان ,وده ها مو سسه فر هنگی دیگر نیز میباشد.در زمان تسلط اش در بغلان که من به حیث یک مهاجر شاهد بودم ,همین آقای سید منصور نا دری با بر هم زدن تعادل ملی ومذهبی ,حتی رمه چران ها ودها قین قلمرو مذهبی خویش را بو یژه برا دران نیکپی مان را در تما می مقا مات دولتی ,ملکی ونظامی وبخش های معارف گما شته بود,که در میان ایشان یک دزد نامی ومشهور بنام انجینر معراج شیبری , نیز راه یافته بود که نمیتوان از سوء استفاده جوی های مو صوف که تفر یبا چنین تخلفات زاده مجموع نظام های اجتماعی است چشمپوشی نمود
.اما در کل از نگاه من مدریت آقای سید منصور با تناسب بسیاری نظامها ,از عدالت وانصاف بیشتر بر خوردار بود,ما نظام خون آشام وجلاد امین را به یاد بیاوریم ,نظام های تاراجگر مجا هدین را به خاطر بیاوریم ,نظام خونتای طا لبان ونظام چپاول گر وفا سد کرزی را به مقا یسه بگیریم ,درک مینماییم که جناب سید منصور نا دری در زما نش خدمات جا ویدانی را برای این کشور بو یژه بخش فر هنگیان این جامعه وبصورت اخص مریدان خویش انجام داده است.نظام سید منصور زمانی به سمت قهقرا راه خویش را پیمود که نقش استا دانه عناصر مردم دوست ووطنپرست چون سید ظاهر وقو ما ندان عمومی سید حسا م الدین کاهش یافت وافرادی فاسد چون معراج ودیگران در آن, افسار رهبری را بدوش گرفتند.در هر صورت هنوز موجودیت این خا ندان از دید اینجا نب شمعیست که باید پیرا مونیان خویش را رو شنائی بخشند وچنا نکه این خا ندان پیو سته در برابر جهل ,بر بریت ,استبداد ,ستم وافکار تحجر گرا یانه وفند منتلیستی ,قدعلم نموده اند ,امید وارم تا جناب سید منصور نا دری ,در تحر کات سیا سی آینده کشور نقش فعال بازی نموده ودر برابر این سیلاب ها وطو فان های ترو ریستی ,چون دژ استوار استادگی نماید.من از کسا نیکه تلاش مینمایند تا با حس انتقام وکینه ,در برابر این خا ندان صف آرائی نمایند ,صمیمانه تقا ضا مینمایم تا قلم خویش را در برابر کسا نیکه برای قلم شکستن کمر بسته اند بکار ببرند ! وهر گاه توان روشن نمودن شمعی را ندارند برای خا موش سا ختن آن نیز اراده ننمایند,ودر برابر کوهی از سیا هیها وتاریکی های جا معه مجا دله نمایند!

گل احمد
سید منصور نادری، شراب و کباب و بزرگترین قرآن در جهان

آقای کهگدای! شخص واقع بین دیگری نیز مدت ده سال در ادارات پلخمری ایفای وظیفه کرده و از تمام کارنامه های درخشان سید منصور معلومات کافی داشته است، پیام او قبلاً نیز درین سایت آورده شده و برای آگاهی شما بار دیگر درینجا آورده می شود تادیده شود که بین یک نفر بیغرض و غرض ورز چقدر تفاوت است.
"بعد سلام - نمیخواستم درین بحث شرکت کنم ولی سماجت آقای الف در مورد معصومیت سید منصور نادری مرا واداشت تا نکاتی را خدمت شما بعرض برسانم:
اینجانب که بیشتر از 10 سال در ولایت بغلان دارای وظیفه ملکی رسمی بودم با سید منصور و فرزندانش از نزدیک آشنایی داشتم. گذشت زمان بسیار مسایل را از خاطرم زدوده ولی جسته و گریخته حقایق و اتفاقاتی را که به یاد دارم وشاهد ان چه حضوری و چه نقل قول هایی که در صحت ان هیچ شکی ندارم مینویسم.
با اینکه هم کیش سید منصور نیستم ولی در چندین نشست شخصی با سید منصور از نزدیک نشسته و در مجالسش حضور داشته ام.
سید منصور شخص خوش لباس خوش سلیقه باده خوار بیسواد ودل بسته به شکوه و جلال واشعار تملق آمیز (به قول شما مجالس ادبی) است.
به هیچ قول و قرار خود ایستاده نبوده و اگر ضرورت شود شاید فرزندان خویش را هم فدای کیش شخصیت خود میکند.
فرزندانش:
جاوید آغا( مرحوم) شرابخواره و کاکه طبیعت خراج وجوانمرد ولی سخت بی بند وبار که از همین سبب مورد بی لطفی سید منصور قرار گرفته بود( حتی یکروز سید منصور به جواب یکی از دوستان که گفته بود در مورد جاوید آغا چرا بی تفاوت هستی گفته بود که مثل جاوید هزاران فرزند دارم به غم کدامش باشم تو بیکار هستی) و به همین سبب جاوید خود را سخت توهین شده میدانست و با پناه بردن به شراب به حد افراط زندگیش را بر سر ان گذاشت.
سید جعفرآدم هوشیار شرابخوار و سخت زنباره که لیست تجاوزاتش به زنان چارا و ناچار شاید به هزار برسد و دست یافتن به چنین امکانی برایش بواسطه اردلی وی ( ضربه) زمینه سازی میشد.
جعفر در نیرنگ و فریب دست سید منصور را از پشت بسته.
الفت آغا جوان خوش قیافه خوش تیپ با ادب و دور از دغدغه خانوادگی که گاه گاهی سر به افغانستان میزد.
سید منصور تا جایی که موثق خبر دارم افراد ذیل را که مانع بزرگی در راه تحقق اداره مطلق العنانی خویش در بغلان میدید با ترور توسط جلادان خویش چون قومندان شیرداد غوربندی قومندان حکیم ضربه و..از سر راه خویش برداشت:
قومندان مامور غیوراز فابریکه قند بغلان مربوط حزب اسلامی
قومندان تور بچه حاجی عبدالحکیم از قریه بالادوری بغلان
حاجی نواب قوماندان غند قومی از قریه حسین خیل که یکی از با شخصیت ترین و وطندوست ترین افراد در بین قوماندانان محلی بود.وی شخص تحصیلکرده و خدمتگذار مردم بود.
شاه قدم نیکپی یکی از جوانان تحصیلکرده پولیس از ولسوالی دوشی ازجمله منورین مردم اسمعیلیه که با یکه تازی سید منصور مخالفت میکرد.
صمد پویا قبلا معاون کمیته ولایتی بغلان که تلاش زیادی بخاطر ختم جنگهای تنظیمی بین جنبش و شورای نظار میکرد. حادثه طوری ساخته شده بود که سید جعفرشخصا با ایشان همسفر بود و داخل طیاره منتظر پرواز بودند.با شروع پرواز سیدجعفر به بهانه یی از طیاره پایین شده و متباقی مسافرین بشمول شاه قدم نیکپی پرواز کرده و بعد از ساعتی پرواز طیاره سقوط میکند و همه مسافران به قتل میرسند. شاید بمی در طیاره تعبیه شده بود!! قابل یاد اوریست که طیاره مربوط سید منصور بود.
بار سوم قصد ناکام علیه سید حسام الدین پسرکاکایش مشهور به قوماندان عمومی که موصوف انسان نیک و خلاف حکومت خود کامه سید منصور بود.
سید منصور تمام دارایی های عامه در بغلان را به یغما برد. وی توسط پیش خدمت خاصش انجنیر معراج تمام موسسات دولتی خصوصا نساجی پلخمری و سمنت غوری را تاراج کرد.
مواردی را که نگاشتم عاری از هر نوع ذهنی گری حقایق محض است و بس."
با احترام
ماما فرید

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 74 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس