نمونه ای از تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم
دو شنبه 11 آوريل 2011, بوسيله ى کابل پرس | افغانستان پرس
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
حذف هویت شهروندان جایی که اکنون نامش افغانستان است، پروژه ای نیست که تنها در دولت حامد کرزی و وزرایی چون امیرزی سنگین و یا کریم خرم آغاز شده باشد. حذف هویت مردم تاجیک، هزاره، اوزبیک، تورکمن، ایماق، بلوچ، پشه ای و...بیش از یک قرن است که در افغانستان آغاز شده و در جریان دهه ها، این حذف هویت، همراه با پاکسازی قومی، نسل کشی، کوچ اجباری، غصب زمین و تبعیض بوده است.
پنج شنبه 16 دسامبر 2010, بوسيله ى کابل پرس
کابل پرس: روز دوازدهم دسامبر سال روان، وزارت مخابرات افغانستان قرارداد صد و یک و نیم میلیون دالری را با یک شرکت خصوصی نزدیک به امیرزی سنگین برای ایجاد و صدور تذکره الکترونیکی به امضا رساند. این قرارداد را امیرزی سنگین سرپرست وزارت مخابرات و شخصی بنام میرویس علی زی از طرف شرکت "گراند تکناولوژی رسورس" امضا کردند. شرکت گراند تکناولوژی رسورس پیش از این توانسته بود، با توجه به رابطه مدیرانش با برخی از مقامات بويژه شخص امیرزی سنگین پروژه های مختلف را در زمینه آی سی تی با مبالغ هنگفت از وزارتخانه های مختلف در انحصار خود درآورد. وزارت مخابرات افغانستان در هنگام امضای قرارداد برای تذکره الکترونیکی اعلام کرد که این شرکت، در یک مزایده موفق به دریافت پروژه ی تذکره الکترونیکی شده است. این در حالی ست که هیچ نوع مزایده ای در رسانه های جمعی برای چنین پروژه ای از طرف وزارت مخابرات افغانستان اعلام نشده بود و تنها رابطه های شرکت گراند تکناولوژی رسورس با مقامات بويژه امیرزی سنگین چنین امکانی را برای این شرکت فراهم آورد.
کرزی و علی زی / عکس از سایت گراند تکناولوژی رسورس
از سوی دیگر منابع مختلف به کابل پرس گفته اند که تذکره الکترونیکی که دولت افغانستان تهیه می کند، به زبان پشتو و انگلیسی ست و هویت مردم با قومیت های مختلف به اسم "افغان" درج خواهد شد. طبق قانون اساسی
افغانستان زبان های فارسی یا دری و پشتو هر دو زبان های رسمی افغانستان محسوب می شوند. در حالی که حدود نود درصد شهروندان افغانستان زبان مادری شان یا دری/ فارسی یا تورکی می باشد و یا توانایی صحبت به زبان فارسی را دارند اما وزارت مخابرات افغانستان بصورت برنامه ریزی شده این زبان را از اسناد رسمی حذف می کند. پروژه ی حذف زبان فارسی در اسناد وزارت مخابرات افغانستان با ورود آقای امیروزی سنگین به وزارت مخابرات آغاز شد و در طی چند سال اخیر، خط دهی های تیم کریم خرم وزیر پیشین فرهنگ، نقش اساسی را در این امر داشته است. امیرزی سنگین از سال 2002 فعالیت خود را در بخش صدور جواز برای شرکت های مخابراتی و موبایل آغاز کرد. در سال 2003 کار خود را به عنوان مشاور ارشد در زمینه آی سی تی و فناوری معلومات و قوانین مخابراتی ادامه داد. از سال 2004 او به عنوان مدیر شرکت دولتی افغان تلکام منصوب شد و دست به تصفیه کارمندان سابق این بخش زد و بصورت گسترده نزدیکان خود را
جایگزین نمود. در اواخر سال 2004 نیز به عنوان وزیر مخابرات افغانستان انتخاب شد و فرصت بیشتری برای پاکسازی در وزارت مخابرات پیدا کرد. او اکنون سرپرست غیر قانونی وزارت مخابرات می باشد و در سایت وزارتخانه نام او همچنان به عنوان وزیر آمده است.
حذف زبان فارسی از سیستم وزارت مخابرات تقریبا با ورود وی به وزارت مخابرات آغاز شد و هنگامی که عبدالکریم خرم به عنوان وزیر فرهنگ از سوی کرزی گماشته شد، روند حذف زبان فارسی شتاب بیشتری بخود گرفت. برنامه ی فیلتر سایت های اینترنتی و سانسور، از ایده های آقای کریم خرم محسوب می شود که به وزارت مخابرات افغانستان راه یافت. وزارت مخابرات افغانستان حتا سایت های فیلتر شده را به صفحه ای به زبان انگلیسی و پشتو ارجاع می دهد که در کنار آن علامت ورود ممنوع می باشد.
حذف هویت شهروندان جایی که اکنون نامش افغانستان است، پروژه ای نیست که تنها در دولت حامد کرزی و وزرایی چون امیرزی سنگین و یا کریم خرم آغاز شده باشد. حذف هویت مردم تاجیک، هزاره، اوزبیک، تورکمن، ایماق، بلوچ، پشه ای و...بیش از یک قرن است که در افغانستان آغاز شده و در جریان دهه ها، این حذف هویت، همراه با پاکسازی قومی، نسل کشی، کوچ اجباری، غصب زمین و تبعیض بوده است. حکومت های دیکتاتور افغانستان به صورت برنامه ریزی شده در کنار حذف زبان فارسی و تورکی از افغانستان و آتش زدن کتابخانه ها، آثار فرهنگی، آثار تاریخی و نشانه های هویتی مردم را نیز تخریب یا غارت کردند. حتا به اصطلاح روشنفکران و نخبگان و یا سازمان ها و گروه هایی با قیافه ی روشنفکری و حقوق بشری که در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با حکومت های ظالم می باشند نیز به بهانه ی واهی ملی بودن، دست به جعل گذشته، فرهنگ، تاریخ و هویت مردم می زنند.
اگر چنانچه وزارت مخابرات و سایر نهادهای دست اندر کار در پروژه تذکره الکترونیکی، زبان فارسی را همراه با هویت اصلی باشندگان جایی که نامش امروز افغانستان است در تذکره الکترونیکی لحاظ نکند، از همین اکنون باید منتظر شکست این پروژه بود.
معمای ثبت هويت « افغان » در تذكره
ميخواهم برای سیاست سازان و سیاست بازان افغانستان خاطرنشان سازم ، اشتباه نبايد كرد كه تعويض هويت اتنيكی اقوام به مفهوم شرط ايجاد « ملت » نبوده بلكه ميتواند سرآغاز جنگ های بين القومی جديد و تجزيه احتمالی افغانستان باشد . بنآ نبايد مردم را وادار نمود تا به عنوان آخرين علاج برای دفاع از هويت خود به قيام برضد ظلم و فشار مجبور گردد .
دو شنبه 29 نوامبر 2010, بوسيله ى داکتر همت فاریابی
نظرات
30 دیدگاهتذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
متاسفانه سیاستمداران غیر پشتون در مورد تبعیض های زبانی و قومی که بر اقوام غیر پشتون افغانستان تحمیل می شود به شدت بی اعتنا هستند. سیاست در کشور ما به وسیله ای برای رسیدن به پول و پله مبدل شده. سیاستمداران ما آرمان های ملی خود را فراموش کرده اند و به اهداف زودگذر می اندیشند. شعری که واصف باختری سروده بهترین وصف الحال سیاستمداران مزبور است، آن جا که می گوید:
ننگ برمن باد!
نفرین برمن باد!
اگر از شما چیزی بخواهم
تنها خواهشی که دارم اینست که به روسپیان سیاسی نیز
قرض ضد حامله گی بدهید
تا نسل بی شرفان افزونی نیابد
برای جلوگیری از پیشروی فاشیسم قبیله بهترین راه این است که افراد چیزفهم ما بسیج شوند وجلو سیاست های قبیلوی را سد کنند. نمی دانم تا کی ما باید بی عاری را زیر نام مدارا ادامه خواهیم داد؟
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
kasafat ha yak andaza ryazi tanra khub besazed 90dar100 yane che kasif. ke megi 90 dar 100 mardomr afghanistan farsi zaban astan magar kar wa kori?
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
Dear friends sorry for writing in English as i don’t have Farsi program and skill to type.
If Hazara,Tajik,Uzbek and other tribes in Afghanistan do stay weak and incompetent as they are now, the Pashtunist fascism will,in its even morebarbaric form, return to Afghanistan.
My message which comes deep down from my aching heart to the Tajiks, Hazaras and Uzbeks is to wake up to horrific,chilling reality of Pashtunization of the country and form a true , workable coalition in order to foil highly risky Pashtun plottings agaisnt you and the future of your ethnicities.
How long you want to suffer at their fascist, cruel and ruthliess hands.???? Enough is enough please wake up and do not surrender the fate of your tribe and your people to the fascist,barbaric pashtuns anymore.
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
کسانیکه به زبان پرستی و نژاد پرستی دامن میزند انها جاهیلان و جاسوسهای خارجی(ایران و مرداریستان ) استند ما همه افغان هستم یک جسم و جان هستیم
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
ما می توانیم در سطوح مختلف و در همه جا و با به کار گیری تکنولوژی در هر سایت و هر وبلاگ علیه این تبعیض بنویسیم. هر کسی که توان نوشتن دارد و هرکسی که تاکنون به حیث نویسنده شناخته شده است، باید با یک مقاله، یک نوشته، شعر، طنز و هر ژانری که برایش مناسب است، به نشر اعتراضات خود بپردازند.
از سایت وزین کابلپرس تمنا می رود که تا بار دیگر همانگونه که برای برکناری کریم خرم امضا می گرفت، برای مخالفت با درج "افغان" در تذکرهء هویت امضا جمع کنند. همچنان زبان تذکره باید به هردو زبان فارسی و پشتو باشد. بیایید، بسیج افکار عمومی علیه فاشیزم را از همینجا آغاز کنیم. ما دو خواست را می توانیم مطرح کنیم:
1- هویت قومی در تذکره شامل شود
2- تذکره به هردو زبان فارسی و پشتو باشد.
توزیع تذکره بهترین فرصتی است که می شود سرشماری نفوس را نیز به سر رساند و ترکیب قومی کشور را نیز مشخص کرد.
پارلمان آیندهء افغانستان باید روی این موضوع بحث کند. بدون این که از هیاهوی قومگرایان و فاشیست های بالقوه و بالفعل هراسی به دل راه بدهند....
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است
ببنید اقای عصر دولت شاهی وقاضی زاده!
ببنید ما وشما خیلی ساده استیم ازیکطرف فغان ما ازبیدادگریهای زبانی فاشیسم قبیله بالا گرفته است وازتمام نویسنده ها وشعرا وطنزنویس ها میخواهیم که درین راستا آنچه درتوان دارند بنویسند ولی ازطرف دیگر خود سردبیر سایت که نویسنده ای این مضمون بی سر وپا است ودرعین زمان کلکینچه سایت را به چرندیات افرادی مثل شبیر کاکر ولمر مشایع بازنگهداشته است و لاف آزادیخواهی اش گوش ها را کر کرده است مضمون مرا به دلایل نامعلومی سانسور کرد همان مضمون که جز درسایت جاودان حتی خاوران نیز از نشر آن ابا ورزید چگونه می توانید برفاشیسم زبانی غلبه نمائید؟. آقای ضیا رهین درنامه ایکه برایم ارسال داشت نوشت که:
آقای چنگیزی ازاینکه ما درسویدن زنده گی میکنیم ازنشر این مقاله افشاگرانه شما معذرت میخواهیم. پس اگر کامران ورهین وتو ومن اینقدر ترسو وچبون وبی غیرت استیم چرا مانع کار دیگران میشویم بگذارید که دیگران بخاطر ارمان وعقیده ای که دارند کار کنند
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است. درخواست از آقای چنگیزی
سلام آقای چنگیزی
اگر لطف کنید لینک یا پیوند آن مضمون منتشره خود در جاودان را اینجا بگذارید تا ما هم ببینیم موضوع چی بوده و چرا نشر نشده. آیا حق با شما است یا دیگر دوستان.
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است. درخواست از آقای چنگیزی
محترم هروی اینک لینک مضمونیکه شما ازمن درخواست نموده اید.
http://www.jawedan.com/index.php?option=com_content&view=article&id=3429:-q-q-&catid=52:1388-03-15-21-34-04&Itemid=578
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است
آقای چنگیزی، سلام!
حرف تان به جاست، اما چه باید کرد؟ آیا به راستی بگذاریم آنها هرچه دل شان می خواهد به سر برسانند؟ من می خواهم که به جای اینهمه حرف بیایید کار جمعی بزرگی را آغاز کنیم. بیایید قطره ها را به هم پیوند بدهیم تا دریا شود.
اگر کابلپرس نی، جای دیگر می توانیم این کار را بکنیم. می توانیم یک سایت تازه بسازیم. بیایید به هم ارتباط برقرار کنیم، پول جمع کنیم، حد اقل پول یک سایت را که می توانیم جمع آوری کنیم و با راه اندازی آن کار های خود را به پیش ببریم.
برای این کار، اگر مردم عمل هستیم، بیایید ایمیل همهء کسانی که را که می خواهند در جبههء عدالتخواهی و فاشیزم ستیزی با ما همنوا استتند، بدون در نظر داشت پیشینه های فکری و ایدیولوژیک قبلی شان، یکی شوند. آرمان ها برنامه های خود را مشخص بسازند و به کار عملی آغاز کنند.
حرف بسیار شد، نوحه بسیار شد، شکایت بسیار شد، حالا وقت عمل است که کارد به استخوان رسیده است...
آدرس ایمیل من:
raheelsaboor@hotmail.com
دوستان دیگر نیز باید آدرس خود را بنویسند و کار جمعی را آغاز کنند. شاید دوماه، سه ماه یا شش ماه وقت را بگیرد تا بتوانیم به ترتیب خط مشی و برنامهء کاری موفق شویم. اما در هرصورت باید کار آغاز شود...
بگذار آنهایی که " بار و ریشه را از بیم وغوغای گرانباری " بر می افشانند، با ما نباشند. اما باید برای آرمان مردم خود و پیروزی حق و عدالت قربانی داد. ورنه کسی حق ما را در بشفاب گذاشته برای مان پیشکش نمی کند...
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است
I fully support Mr Daulatshai’s call. We cannot remain silent. We have to move
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است. درخواست از آقای چنگیزی
چنګیزی صاحب، ما از ترس همی تخلص شما کابل پرس را رها نمودیم مګر امروز باز یک سری زدیم که بیبنیم چه ګپ ها است، دیدیم که باز سر و درک شما بود. از کدام نوشته تان یاداوری نموده بودید که حتی کابل پرس و خاوران حاضر نشده اند که آنرا نشر نمایند، یکبار دیګر این حقیر و فقیر وارخطا شد که این دیګر چه رقم مقاله باشد که هیچ کس جرأت نشر آنرا نمیکند. وقتی روی لینک ګذاشته شده توسط جنات عالی کلیک نمودم و آنرا وارخطا وارخطا خواندم دیدم که خدا و راستی اګر هیچ ګپ باشد، خیر وخیریت است. در همین کابل پرس و باز در سایت خاوران چیز های را مردم دیده و شنیده و خوانده اند که از هر کدام آن بوی خون میامد. این نوشته ګګ شما که یک قصه ګګ بیش نبود. ما خدا و راستی بیجا ترسیده بودیم.
عرض آخر بنده:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
خوش باشید
لمر سرخرود
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است
نظر نيك است محترم دولت شاهى.از يك دست صدا نميبرايد.ما حاضر و اماده يك قدم بيشتر برويد . از صفر شروع و بايد قدم هاى بعدى برداشته شود. ما از حق خود بايد دفاع كنيم.
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است. سلام دوباره به آقای چنگیزی
هموطن عزیز
من آن مقاله افشاگرانه شما را قبلا خوانده بودم . بسیار جالب بود.
اما اینکه چرا کابل پرس و خاوران از چاپ آنها خود داری کردند می خواهم نکاتی خدمت شما عرض کنم.
1 _ شما میدانید کابل پرس مقالاتی را نشر میکند که تنها به این سایت روان شده باشد. البته گاهی وقتها مقالاتی نشر میشود که میبینیم در جای دیگر هم نشر شده. این به این معنا است که مدیریت کابل پرس متوجه نشده که آن مقاله در جای دیگر هم نشر شده. اگر متوجه شوند حتما نشر نخواهند کرد.
2_ شما خود آگاه هستید در مقاله تان به مسائل خانوادگی هم تماس گرفته اید. سخن شما درست است اما باید آدم سند داشته باشد. به هیمین دلیل سایت خاوران هم ازنشر مقاله شما اباورزیده اند. چون آقای ضیاء رهین هم در سویدن اقامت دارند امکان دارد آن افراد به دادگاه از ایشان شکایت کنند که چرا در این مقاله منتشره شما در خاوران به ما اتهاماتی زده شوده .
البته امکاندارد در دادگاه آقای رهین پیروز شوند اما بدرد سرش نمیرزد. باز هم برای آینده اگر که چنین مسائلی پیش نیاد شما یک راه دارید. شما با روان کردن عکس و مشخصات دقیق و آدرس خود و پذیرفتن مسئولیت مقاله تان همراه با مقاله کار خود را محکم کنید. یعنی با قاطعیت مسولیت مطلب را به عهده بگیرید.
باز هم براسی توضیحات بیشتر در خدمت هستم.
پیروز باشید.
فرهنگ دوست.
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است سلامی به آقای دولت شاهی
آقای عصر دولت شاهی سلام بر شما
احتیاجی به درست کردن سایتی دیگری نیست. ده ها سایت درست شده که میتوان هرطور مقاله را در آنها انتشار داد. فقط باید وقت داشت مطالعه کرد و نوشت.
از جمله چندتای از آنها
تاجیک مدایا
http://www.tajikmedia.com/
کوکچه پرس
http://www.kokchapress.com/
آریانانت
http://www.ariananet.com/
خراسان زمین
http://www.khorasanzameen.net/
جمهوری سکوت
http://urozgan.org/
اینجا هم بروید سایتهای مختلف را خواهید دید که بسیاری از آنها با صلیقه شما حتما جور در می آید.
http://www.faratarazmarzha.org/Links/Links.htm
هریک از این سایتها قوانینی دارند که باید قبل از روان کردن مقاله مطالعه کرد.
بازهم اگر خواستید پیوند های بیشتری میگذارم .
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است سلام به آقای دولت شاهی
آقای دولت شاهی سلام
احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.
این هم چند نمونه از آنها
تاجیک مدیا
http://www.tajikmedia.com/
http://www.msmpress.com/
آریانانت
http://www.ariananet.com/
خراسان زمین
http://www.khorasanzameen.net/
کوکچه پرس
http://www.kokchapress.com/
شبکه اطلاع رسانی افغانستان
http://www.afghanpaper.com/
جمهوری سکویت
http://urozgan.org/
اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
http://www.faratarazmarzha.org/Link...
هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.
باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است
آقای دولت شاهی سلام
احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.
اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
http://www.faratarazmarzha.org/Link...
هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.
باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است سلامی به آقای دولت شاهی
آقای هروی، سلام!
حرف شما کاملاً بجاست. سایت های زیادی وجود دارد و الحق که تاکنون کارهای بس مفیدی هم کرده اند. من گفتم که در پهلوی کار های دیگر، یک سایت بسازیم. هدف ازین سایت این بود که کار منسجم و عملی را آغاز کنیم و تنها یک سایت بازتاب دهندهء کار ما (ارگان) باشد. سایت های زیادی وجود دارند اما کار به گونهء هدفمند و برنامه ریزی شده وجود ندارد. منظورم از برنامه، معنی دقیق و علمی برنامه است. یعنی این که باید اهداف دراز مدت کوتاه مدت تشخیص شوند، برای بدست آوردن آن امکانات، افراد و زمان آغاز و انجام معین گردد. این اهداف پیگیری شوند....
ما بسیار مقاله نوشتیم و بسیار شکایت کردیم، که ضرورهم بود. اما حالا وقت آنست که برای درمان دست به کار شویم. مقاله بس است باید فراخوانی برای عمل داد. ما باید راه های مدنی مبارزه با فاشیزم را جستجو کرده و عملی کنیم. به جاده ها براییم، اعتراض کنیم، بست بنشینیم، در مبارزات پارلمانی شریک شویم....
همهء کسانی که از بیعدالتی و نژاد پرستی و هویت ستیزی و تحمیل و امتیاز گیری بیزارند باید گرد هم بیایند.. اینست هدف من از ساختن یک سایت نو.
اما اگر دست اندرکاران یکی از سایت هایی که شما یاد کرده اید، حاضر باشند برای بدست آوردن همین اهداف کار کرده و سایت شان را محملی برای برآورده ساختن همین اهداف بسازند، ازان باید استقبال کرد. اما اگر این سایت ها از قبل و روی برنامهء دیگری ساخته شده است و نمی توانند حامل دیدگاه های ما باشند، بگذار به کار خود ادامه بدهند. ما سایت دیگری می سازیم. حتی یک وبلاگ هم می تواند این هدف را برآورده سازد.
کار باید از یکجایی آغاز یابد. کار عدالتخواهی برای همه.
حرمت
آقای امیرزی سنگین بهترین وانسانی ترین قدم را برداشته است. درخواست از آقای چنگیزی
سلام بدوستان .
دوستان ما کسانی هستیم که سالها به ملا انگلیسی اقتدا کرده ایم ... این پاچه گیر سویدنی چنگیزی شده با یک تیر دوفاخته را شکار کرده اول اینکه زبان اوغانی گویا اکثریت و باید همه انرا بیاموزد دوم لهجه اوغانی غلجایی که با پنجابی مخلوط است بنابر اینکه گویندگانش بیشتر از قندهار بزرگ اند باید جای اوغانی قندهاری یا رسمی کنونی را که بزور بر دیگران تحمیل شده است را بگیرد !!
باچه گیر صاحب اول جرگه های نصوار تان را دایر به یک نتیجه نهایی برسید که زبان کدام گله تان خالص و خوبتر و گویندگانش بیشتر بطور حقیقی رسمیت!!!
باز تمثیل ایل های تان در قدرت را عادلانه تر متعاقب ان تاریخ سازی و قهرمان سازی تان را تول و ترازو کرده زمانیکه بین خود یک مشت یکپارچه و عدالت را تامین کردید باز بیاید سراغ اقوام اصیل وبومی این کشور!!!!
این افسانه های سر منگسک تان را برای انا و نیکه های تان پف کنید ....
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
پشتوسازی در بلخ[۵]
در زمان امانالله شاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایبالحکومه ولایت بلخ شد. وی سیاست پشتوسازی را در این ولایت پیشه کرد و اقدامات زیر را انجام داد:
غصب ۵۰ هزار جریب زمین آبی تاجیکان و ازبکان و توزیع آنها میان پشتوهای آوردهشده به منطقه. اختصاص مالچرها (مراتع) به پشتوها.
نابودسازی آثار تاریخی بلخ از جمله سنگنوشتهها و سنگ مزارهای زرتشتی و سغدی پیش از اسلام.
سوزاندن ۲۳۷ دستنویس کهن فارسی، عربی و ترکی.
مدارس منطقه تا سال ۱۳۴۵ تنها مجاز به آموزش به زبان پشتو بودند.
تغییر بیشتر نامهای جغرافیایی منطقه از فارسی و ترکی به پشتو از جمله: چارباغ گلشن (شینکی)، دلبرجین (شلخی)، پلاسپوش (زوزان)، چهلستون (غندان)، بوینهقره (شولگره)، آدینهمسجد (چاربولک)، سمرقندیان (زرغونکوت)، کدوخانه (باندهگی)، دهدراز (غشی)، چقیش (استولگی)، یولبولدی (لیندی)، کول انبونه (مندتی) و...
در آن دوره، پس از پشتوسازی نامها در ولایتهای بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب، هر فرد بومی که نام بومی مکانها را به زبان میآورده جریمه نقدی میشدهاست
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B4%D8%AA%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Languages_of_afghanistan-provinces.jpg
تاریخ افغانستان از واقعیت های ظالمانه مشبوع است - زمامدار در جامعه قبیلوی مظهر وخلیفه دین و روحانی مجری احکام – تلقین گروتفسیر کننده دین است تا ریخ قبیلوی گنجا یش نو پذیر ی را ندارد ومعبد کهنه ها و مدفن نو ها است. بایاد آوری این رویدادهای تلخ تاریخ به این نتیجه روشن میتوان دست یافت که بدون تأمین برابری حقوق سیاسی میان گروههای قومی واقلیتها ی ملی ومذهبی افغانستان جامعه ء بلادیده ما از ستم اجتماعی ونابرابری ملی نجات ورهایی نمی یابند فرآیند رشد مستقل ملی ووحدت ملی کشور کثیرا لملة ما کند و رنجهای مردم ما دراز تر میشود. - رویدادهای چنددهه اخیر بوضوح کامل آشکار ساخت که سلاطین، شاهان وامیران به مقصد جاودانه ساختن تاج وتخت و قدرت برای خاندان خود ها و برای بهره کشی ازتوده های مردم کشور، فرزندان وطن را در جهل وتاریکی قرون وسطایی نگه میداشتند.
طوریکه امیر عبدالرحمن بیش از شصت ودو فیصدنفوس مردم هزاره را قتل عام کرد و عده کثیری خانواده های مردم هزاره را از مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان – زابل - قندهارو هیلمنداز زاد گاه وسرزمین آبائی شان مجبور به کوچ اجباری نمودند. بدون شک امیر عبدالرحمان سیاه ترین چهره و جابر ترین فرد در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است.او برای تثبیت و استحکام قدرت خویش بیشترین کشتار و بد ترین جنایات را مرتکب گردید. 62فیصد جامعه هزاره به دست او قتل عام گردید. هزاره جات با تمام منابع اقتصادی، انسانی و فرهنگی آن نابود و تاراج شد و بیشترین ساحات و زمینهای های حا صل خیز آن توسط لشکر امیر پس از نابودی و فرار ساکنان آن برای همیشه غصب شد. · نسل کشی و بدرفتاری عبدالرحمن خان در مقابل مردم زحمتکش هزاره و آواره ساختن آنها از محل بود و باش شان و مباح ساختن تصاحب دارايی منقول شان بنام غنيمت و توزيع زمين مزروعی وعلفچر آنها به فاتحين، گناه نابخشودنی و خصومت نژادی است و چگونه اين زيان به بازمانده گان آن مردم جبران می گردد ؟! چنانچه که اکنون هم تنازعات و اختلافات برسر همان علفچرها که پيامد عملکردهای زمامداران پيشين است وجود دارد. جنون و جنایت عبدالرحمان تا آن حد بوده که از سر انسان کله منار بسازد.در کتاب" کله منار ها در افغانستان" موارد متعدد از کشتار و کله منار های که توسط امیر عبدالرحمان بنا شده ذکر گردیده است ولی عبدالرحمان در خاطراتش فقط به یکی از آنها اعتراف نموده است.در جنگهای هزاره جات "از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد...من حکم دادم منار از سر های مقتولین دشمن سا زند تا بقیه خائف شوند."(تاج التواریخ ص 39
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
سکوت در مقابل این جنایت ننگ است.
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
Uomat Musalman man !! chizi ra ke midanam shoma ni pashton wa ni ham tajek hasteed , az sang andazi bian Pashton wa Tajek parhiz koned !
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
مشکل ما با دولت و حزب فاشیستی افغان ملت است نه با پشتون ها. پشتون ها چه نفعی می برند اگر تذکرهء ما به فارسی هم باشد. ما که منکر زبان پشتو نیستیم. این دولت قومگرا و سنگ اناز است که با انکار از زبان فارسی حق ما را پایمال میکند. این دولت است که میان تاجک و پشتون می خواهد درز و نفاق بیندازد. سروکار ما دولت است نه پشتون ها. هیچ پشتون عاقل و با انصافی حاضر نمی شود حق دیگران را بخورد.
هویت قومی ما اگر در تذکره بیان شده بود، چه نقصی برای پشتون ها دارد. چه فاید می کنند پشتون ها اگر مردم دیگر از هویت خود انکار کنند و خود را پشتون بخوانند. انکار هویت ما انکار از حقیقت است و منکر حقیقت کافر (پوشاننده) است.
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
عصر دولتشاهی صاحب، با وجودی که با همه نظریات شما موافق نیستم اما از نوشته های تان بوی خوش وطنداری و انسایت میاید. با این طرز تفکر که دارید فکرم میکنم که زیاد طرفدار همه نداشته باشید. به طور مثال پوهندوی بصیر کامجو که فعلاً «دکترنت» بصیر کامجو شده باالکل منکر زبان ارجمند پشتو است و همانطوری که به عوض کلمه «پوهندوی» که پشتو است، لغط جدید «دکترنت» را کشف نموده، به زبان پشتو نیز به عوض زبان پشتو «ګویش» پشتو خطاب منماید؟؟؟
صرف یک عرض دوستانه بود کامیاب باشید،
لمر سرخرود
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
آقای لمر، احتراماتم را بپذیرید!
باور من اینست که ما بخواهیم نخواهیم افغانستان امروزی (هر نامی که سرش می گذارید) سرنوشت ماست، خانهء مشترک ماست. درین خانه هم پشتوزبان است و هم ترکی زبان و هم فارسی زبان. انکار از حضور و هویت یکدیگر در نخستین گام بی ادب ما را می رساند. ادامه و پافشاری برین انکار جهالت ما را ثابت می سازد و دست به کار شدن برای از میان بردن هویت های دیگر جنایتکار بودن ما را... وخداوند ما از این شرور حفاظت کند.
اگر ما داد و فریاد بلند داریم که زبان دری را انکار می کنند و هویت ما را انکار می کنند و آنرا ناحق و غیر انسانی و جنایت و وحشیگری می دانیم، پس چگونه خود نسبت به زبان و هویت قومی دیگران همچو کاری را بکنیم. فاشیزم را فاشیزم و جهالت را با جهالت پاسخ دادن کار ما نیست.
از لطف شما تشکر که نیتی را که در پیام من وجود داشت است دریافته و شناخته اید. این خود ثابت می کند که ما می توانیم زبان یکدیگر را بدانیم و درک کنیم.
جناب لمر! گفته اید طرفدار زیاد ندارم. خدمت شما عرض شود که من مهم نیستم، دیدگاه باید طرفدار داشته باشد. همین که شما از پیام من "بوی خوش" می یابید، برای من کافیست.
شما به سلامت باشید!
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود سلام به آقای دولت شاهی
آقای دولت شاهی سلام
احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.
این هم چند نمونه از آنها
تاجیک مدیا
http://www.tajikmedia.com/
http://www.msmpress.com/
آریانانت
http://www.ariananet.com/
خراسان زمین
http://www.khorasanzameen.net/
کوکچه پرس
http://www.kokchapress.com/
شبکه اطلاع رسانی افغانستان
http://www.afghanpaper.com/
جمهوری سکویت
http://urozgan.org/
اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
http://www.faratarazmarzha.org/Link...
هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.
باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .
تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود
درود بر مهمان یاران گرامی ! از آن روزگاریکه اوغان شدیم.... بریده ز فرهنگ انسان شدیم ؛؛؛ بلی هم میهن گرامی ، حد اقل صد سال است که قبیله گرایان متعصب کمر بسته اند تا هویت وزبان شیرین فارسی دری را از گهواره اش به زمین زده ، بعدآ نابود سازند؛ محمود طرزی وشخص امان الله خان دراین راه از مبتکرین نخست بودند،بعدها نادر غدار علمبردار این راه نا انسانی قرار گرفت وخلف با وفایش مهمند فاشیست تا اندازه ای مرام شوم این قبیله گرایان را با شیوه های وحشیانه اش عملی کرد ؛ این بار اوغان ملتی ها با گلبدینی ها و دیگر فاشیستهای وحشی وطالبی دست به هم داده اند و با استفاده از امکانات بین الملی میخواهند هویت تاریخی ملی وزبانی باشندگان این سرزمین را یا از راه نیرنگ ویا از راه زور آهسته آهسته از بین ببرند و ملت اوغان را زنده بسازند واین سرزمین را در چوکات واژه اوغان ملت سازی کنند وبعدها زبان پشتو را کاملآ جانشین زبان فارسی دری نمایند و این کشور را بسوی یک زبانی شدن بکشانند وباز ظلم و استبداد پدرانشان را ده باره زنده کنند ومصیبت فاشیستی را بر شانه غیر پشتونها تا ابد بخوابانند؛ اگر این مردم واین نخبگان غیر پشتون بیدار می بودند وهوشیار ، پول ملی را نمی گذاشتند که صرف با زبان پشتو معرفی شود ودر مورد واژه دانشگاه مانند آقای قانون نمی گفتند که پدر پدر مارا پوهنتون کشته است ودانشگاه یعنی چه؟ حالا به این روز بیهویتی نمی رسیدیم ! بهتر اینست که مردم تحریم کنند وپیشا پیش بگوش فاشیستها بزنند که چنین کارت هویت که از هویت وزبان ما در آن یافت نشود بدرد ما نمی خورد وهرگز ما این کارت را قبول نداریم وبهتر است که برای اوغانها توزیع گردد ومتباقی را بگذارید تا با هویت وزبان خویش زندگی کنند ونام را که در خور کشورشان است ، آنرا بر گزینند؛ ملت که هویت نداشته باشد ، اصلآ در حقیقت موجود نیست ؛ اگر زبانش گرفته شود ، بر چنین ملت چه خطاب باید کرد؟ ننگ بر آن کسانیکه بنام تاجیک ، هزاره ، اوزبیک وغیره امتیاز می گیرند ولی در برابر این هویت واین زبان بی تفاوت هستند ، ننگ بر چنین کسان که از جمله نا کسان خواهند بود !
چه باید کردتازشر فاشیستان درامان باشیم
چه باید کرد تاطلسم فاشیستان بشکنیم
چه باید کردتادهن این غولان بشکنیم
چه بایدکردتا زشرشان درامان باشیم
چه بایدکردتا مفکورهءشومشان بشکنیم
بااین همه گفتارونوشتارچیزی نمیشود
بااین همه سخن گفتن بسیارچیزی نمیشود
درپس میزکمپیوترنشسته تاکی گله کردند
بااین همه گله زفاشیزم غدارچیزی نمیشود
دست به کار شویدکه اختیارازدست رفت
آن فرهنگ دیرینهءاین دیارازدست رفت
خاموشی ننگ است برشما ای عزیزان
برپاشوید که ین اعتبارازدست رفت
آقای دولت شاهی اگربااین نوشتار و گفتار میشد امروز از شرفاشیست درامان میبودیم ولی متاسفانه که عزیزان شنوایی خودشان را ازدست داده وفاشیستان هم اعتنایی ندارد.
چه باید کردتازشر فاشیستان درامان باشیم
جمعیت کفر از پریشانی ماست.
من فکر می کنم نخستین مشکل ما عدم همبستگی ماست. ما هیچگونه تشکل قومی نداشته ایم و نداریم- درهیچ سطح و قدمه یی. حتی آنچه به نام "ستم ملی" یاد شده است، یک تشکل قومی نبود بلکه متشکل از ازبک، هزاره و تاجک بود. حتی پشتونی را هم می شناسم که با دیدن ستمگری های حکام در شمال عضویت ستم ملی را پذیرفته بود. به این معنی که کار ما در سازمانیافته ترین شکلش، انفعالیست. یعنی وابسته به فعل دیگران است و بنیاد ذاتی ندارد. انگیزهء ما از جمع شدن ظلم و فاشیزم است. هر وقت فاشیزم کم شود و رنگ بدل کند، تشکل و مبارزات ما هم از نفس می افتد.
فکر می کنم ما باید تشکل های فرهنگی خود را تقویه کنیم. فرهنگ و زبان فارسی فاشیزم و قومپرستی را برنمی تابد. به سخن دیگر اصلاً مبارزه به نام قوم در فرهنگ ما جای و ریشه ندارد. اما اگر مبارزه به نام معنویت ها، انسانیت، آزادی و حق طلبی باشد، به گفته افسر رهبین اولین گردن از ماست که زیر ساطور دژخیم می رود. اگر تاریخ مبارزات آزادیخواهی و مبازرات مشروطه خواهی و مبارزات علیه اسبتداد کبیر (نادر، هاشم، محمد گل مومند) را در نظر بگیریم، اکثریت این مبارزین فارسی زبانان اند....
شما تصور کنید که فاشیزم برای تحمیل، زورگویی، تلف کردن و غصب ملکیت، دارایی و حتی هویت دیگران توانسته است یک حزب بسازد و پیوسته و دوامدار کار کند. اما ما برای بدست آوردن حق، تامین عدالت، جلوگیری از ظلم و استبداد نمی توانیم جمع شویم. افغان ملت از فاشیست بودن خود نمی شرمد اما اگر ما را ستمی بگویند، تصور می کنیم متهم به کفر شده ایم. مگر ستم ملی چه خواسته است جز عدالت اجتماعی؟ بگذریم ازین که با اشغال کشور توسط شوروی با حزب خلق همنوایی کرد. حزبی که به نوعی داغ همنوایی با بیگانگان ندارد کدامست؟
به نظر من باید دست به جای کار و مبارزهء فردی، دست به دست هم بدهیم. به همدیگر بپیوندیم و با ایجاد حلقات و گروه های کاری به کار جمعی، هدفمند و پیگیر بپردازیم. درین میان ما به چند قلم و یک سایت، یک روزنامه و یک موسسهء نیاز داریم. این کار را می توانیم با کمیت 10 تا 20 نفر آغاز کرده به راه بیندازیم و مرکزی برای بدست آوردن پشتیبانی مادی و معنوی همهء کسانی بسازیم که با اهداف تعیین شده از این موسسه همنوا اند. البته این موسسه نظریات آسمانی و حزبی ارائه نمی کند. بلکه باید تنها و تنها گردآورنده، جمعبندی کننده و بازتاب دهندهء آرای پشتیبانان خود باید باشد.
پس در نخستین گام، ما به ده تا بیست نفر آدم متعهد، پرکار و فداکار نیاز داریم. اگر همین بیست نفر جمع باشند و کار جمعی کنند، باور کنید فاشیزم را به لرزه می آورند. چرا که بنیاد فاشیزم بردروغ، ظلم و حق تلفی و تحمیل استوار است. فاشیزم در بطن و ضمیر خود گنهگار است. کافیست به بیداری وجدان فاشیست ها کمک کنیم.
اینست آنچه به نظر بنده می شود به آن پرداخت. اما این را هم می دانم که نباید چشم به راه کدام قطب زمان و رهبر آسمانی و یا خواجهء خضر نشست. هرکس از ما که با عدالت باور داریم و از از ظلم و اجحاف و تحمیل بیزاریم، با هرچه در توان داریم در برابر ظلم و بیعدالتی کار کنیم: به دمی یا درهمی یا قدمی یا قلمی...
بیایید با نام اصلی خود در میدان بایستیم. دیگر مستعار بازی ها را باید خیر باد گفت. اگربه آنچه می گوییم باور داریم باید آنرا به نام خود ارائه بداریم. اگر ما خود نمی خواهیم پای نظریات خود بایستیم و ازنام خود ازان دفاع کنیم، چگونه از دیگران بخواهیم که آنرا ارزش بدهند.
نخستین کار در سطح انترنت، نوشتن با نام خود ماست. من دوستانی را می شناسم که با نام مستعار می نویسند و اگر از نگاه سطح و سویه و دانش و قدرت نویسندگی آنها را در نظر بگیریم، در تمام قلمرو فاشیزم کسی نیم توانایی آنها را ندارد. اگر این دوستان از آدرس مشخص خود شان مسوولیت نوشته های شان را بگیرند، هریک شان، منحیث یکی از اقطاب عرصهء مبارزه ضد فاشیزم عرض وجود خواهند کرد.
البته همین شخصیت های عزیز ما هریک صاحب گنجینه های بزرگی از دانش و فرهنگ اند. آنها می توانند در عرصه های فرهنگی نیز به رهنمایی و رهگشایی و خدمت بپردازند.
مشکل ما اینست که بیشترین شمار کسانی که عشق به مبارزه علیه فاشیزم دارند، حاضر به حضور حقیقی در صحنه نیستند و آنهایی که در عرصهء فرهنگ و سیاست توانایی کاری را دارند، جرئت پرداختن به مبارزه علیه فاشیزم به گونهء پیوسته و هدفمند نیستند.
پس باید فرهنگیان شناخته شدهء ما علیه فاشیزم بنویسند و کار کنند وهم فرهنگیان مستعار نویس نیز با نام خود به میدان آمده و به کار منظم و برنامه ریزی شده آغاز کنند......
این پیام را با عجلهء نوشته ام. خدا کند پراگندگی آنرا به گردن طبیعت پیامخانه و پیامنویسی در انترنت بیندازید و این پراگنده مطلبم را القا کرده توانسته باشد.
نمونه ای از تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم
به نام هستی بخش یگانه
با سلام وادب
تنها راهی جلوگیری از این خیانت نژاد پرستان ابا از گرفتن چنین تذکره توسط غیر پشتونها میباشد
در غیر آن ما خیانت بزرگی به نسل آینده ای خود کرده ایم
هرکس از غیر پشتونها حاضر به گرفتن این تذکره شود خیانت کار میباشد
و ما باید این کار را از حالا شروع کنیم و نگذاریم که این عمل فاشیستی این قوم خودخواه جامه ای عمل بپوشد
من از تمام رسانه های غیر پشتونی تقاضا می کنم که از همین حالا دست به کار شوند و مردم غیر پشتون را بسیج کنند در غیر آن ما یک خیانت بزرگی به نسل آینده ای خود کرده ایم
آرشام