چه کسی در موقعیت های دشوار،به یاری رژیم ایران میرسد؟
بقلم : کمباور کابلی
پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تراژدی برج های دوگانه نیویورک، جورج بوش( پسر) به افغانستان
لشکر کشید ، طالبان را سرنگون کرد و حامد کرزی را به تاج وتخت رساند! امریکا مدعی شد، القاعده ، طراح این حملهء مرگبار است و رهبر آن، بن لادن ، در افغانستان، زیر چتر حمایت طالبان به سر میبرد!
هنوز مدتی از تهاجم امریکا به افغانستان نگذشته بود، که جورج بوش، بصورت ناگهانی، بدون مجوز شورای امنیت ملل متحد، به بهانه وجود اسلحهء شیمیایی ، به بغداد ، حمله ور شد؛ صدام حسین را سا قط و ویرا در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم کرد! پس از هلاک صدام ، نوری المالکی ، با تبانی پشت پردهء جمهوری اسلامی ایران و امریکا، در عراق به قدرت برداشته شد !
خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد
نوری المالکی، از شیعیان سکولار،به تدریج، بقایای حزب بعث و اهل سنت عراق را از حکومت ، کنار گذاشت و با حمایت جمهوری اسلامی ایران،تا هفته های اخیر ، بصورت یک حاکم مطلق العنان ، در آن خطه، حکمرانی کرد!
صدام حسین ، رهبر معدوم عراق، در تمامی سال های زمامداریش،اجازهء خود نمایی و رشد به گروه های افراطی اسلامی را در قلمرو عراق، نداده بود؛وی به سپاه پاسداران تحت قوماندهء آیت الله خمینی نیز اجازه مداخله وخرابکاری در سرحدات عراق نداد و وقتی خمینی ، تصمیم گرفت، بصورت علنی، به« صدور انقلاب اسلامی ا یران» در آن سوی مرز هایش بپردازد؛ صدام، ناگزیر شد ، با ایرانیان وارد جنگ دراز مدت شود!
با اشغال عراق بوسیله جورج بوش و نابودی دولت قانونی عراق، موازنه قوا، در خاور میانه به هم خورد ؛ و ایران اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای یکه تاز و باغی، قد بر افراشت و مداخلات آن نه تنها بر کشور های همجوار ، که تا شاخ افریقا، پیش رفت
تظاهرات و جنبش مردمی سال ۸۸ در ایران: در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، به دنبال پیروزی غیر مترقبه محمود احمدی نژاد( دوره دوم) در انتخابات ایران،مهندس میر حسین موسوی و چند کاندید دیگر پست ریاست جمهوری که با احمدی نژاد رقابت میکردند، نتایج شمارش آراء را زیر سوال بردند؛ دوروز پس از اعلام نتایج، در تهران ، تظاهراتی عظیم ، با اشتراک در حدود سه و نیم میلیون جمعیت ،بر پا شد؛ این جنبش و خیزش کم سابقه ،در حدود ده کیلومتر امواج خروشان انسانی را در بر می گرفت ، میدان تجریش، میدان امام حسین، میدان انقلاب و میدان آزادی، همه در اشغال تظاهر گران بود، درین نمایش عظیم مردمی ، در ۲۵ جوزای سال ۸۸،از پگاه تا بیگاه٬ در حدود پنجاه نفرزخمی و کشته شدند
هرچند ،جهانیان، در برابر این خیزش پهناور که شکل و شمائل ویرانگر و مخرب نداشت؛ یعنی مسالمت آمیز و با شعار های معتدل بود؛ سر تحسین فرود آورد؛ اما دولت اوباما، برای تقویت روحیه ء مخالفان رژیم خامنه ای ؛ هرگز اعلامیه ای صادر نکرد؛ گویا نقش یک« ناظر بیطرف» را بازی کرد
به این صورت، رژیم استبدادی خامنه ای، توانست، پس از چندی ،مخالفان را تار مار کند، و جمع بزرگی را به زندان ا فکند!
دولت امریکا که از مخالفان رژیم ایران، با یک تکه کاغذ و چند سطر نوشته، پشتیبانی معنوی نکرد؛ در زمان حرکت های تحول طلب کشور های عرب، مصر ، تونس ، لیبی و یمن، نه تنها، به سود این نهضت ها و حرکت ها، اعلامیه ها صادرکرد، بلکه عملا در کنار تظاهرکنندگان، گام زد، حتا در لیبی، مستقیما علیه دولت معمر قذافی داخل جنگ شد
خامنه ای ، دیکتاتور ایران اسلامی، بدین گونه با یاری پشت پردهء امریکا ، ازین معرکه ء مهلک ، باز جان سالم بدر برد
داعش و ایران اسلامی:
برای بقای رژیم اسلامی ایران، داعش که اینک خود را « دولت اسلامی»میخواند، پس از صدام حسین،بزرگترین خطر است؛داعشی ها، در عمل نشان داده اند، با شیعه یان ، میانه ای نیک ندارند؛ داعش ، نوری المالکی و جانشین او را دست نشاندهء حکومت ایران می داند و مداخلات بی حدوحصر ایران را در امور عراق، سبب ازهم پاشیدن نظم سنتی در عراق، تحریک کرد ها به کوبیدن طبل استقلال و دربدری جامعهء اهل سنت عراق، ارزیابی میکند.هییچ شکی وجود ندارد که نخستین تخته خیزفرامرزی داعش ، قلمرو ایران خواهد بود ! دولت اسلامی ( داعش قبلی) میداند که بدون تصرف ایران و انهدام رژیم خامنه ای؛ امکان دسترسی این جنبش به مرز ها و سرزمین های آرمانی ، دشوار است. داعش تا گام بر ایران نگذارد، رویای تصاحب، ترکیه و هند وسند و قفقاز ، مستبعد خواهد بود!
پس چرا خامنه ای دست به الا شه ، نشسته است؟
خامنه ای ، وقتی کتاب حوادث سهمگین ایران دوره اسلامی را ورق میزند، در می یابد،ایالات متحده، یک بار با اعدام صدام حسین؛ دگر بار،با اعلام بیطرفی در جنبش میلیونی مخالفان،( جنبش سبز)، برای بقای رژیم آخوندی،اشتیاقی محسوس ، نشان داده است ( هرچند به زبان نمی گوید)٬ پس از کجا معلوم است این بارنیز، امریکا، به استعانت رژیم ایران از شر« دولت اسلامی» ٬داعش، بر نخیزد!
آیت الله ۷۵ ساله درست حدس زده است. بارک اوباما ، برای شکست داعش، مجموعه ای از همپیمانان خویش را در صحنهء جهانی بسیج کرده است
این احتمال وجود دارد که با یورش نظامی امریکا به قلمرو سوریه، به بهانه ء نبرد با داعش،رژیم بشار اسد ، یگانه متحد رژیم ایران در جهان عرب، نیز ازسراشیب فروپاشی ، رهایی یابد و رجز خوانی چندین ساله غرب برای سرنگونی اسد، که متهم به استفاده از سلاح شیمیایی و جنایات جنگی علیه بشریت است ، سراپا نقش برآب گردد
رژیم خامنه ای٬ حفظ نظام بشار اسد را، برای ایران واجب تر از نماز و روزه می انگارد ، دولت ایران، باری گفته بود،اگر قرار باشد ، برای دفاع از خوزستان و سوریه ، من ، یکی را انتخاب کنم، بدون تردید٬ سوریه را بر می گزینم!
در میان مخالفان و تهدید کننده گان رژیم اسد،جنبش دولت اسلامی( داعش)،از بقیه ء گروه ها ٬ منسجم تر و قوی تر است؛ بشار اسد ،در دل خوشنود خواهد بود که مار آستین او( یعنی داعش) بوسیله دشمن دیگر او( یعنی امریکا)، درهم کوبیده شود؛ هرچند در ظاهر می گوید ، باید این عملیه ، با هماهنگی ، اطلاع و اجازهء رژیم دمشق ، باشد
داعش را چه کسی داعش ساخت
به نظر من، اشغال عراق به وسیله امریکا و سپس واگذاری این کشور به حکومتگران ایران و تحقیر جامعهء سنی در عراق، یک فاکتور متبارز برای ایجاد داعشی ها بوده است.جنگ فرسایشی در سوریه و موش و گربه بازی امریکا با رژیم علوی بشر اسد ، نیز پای داعش را به سوریه باز کرد
عبدالحلیم خدام معاون سابق بشار اسد و یکی از بازیگران مهم سیاسی در جهان عرب که اکنون در فرانسه، اقامت دارد، به این باور است که رژیم ایران ، داعش را به سوریه آورده است. خدام در مصاحبه با شرق الاوسط میگوید:
«ایران “داعش” را به سوریه آورد. کسی در این حقیقت شکی ندارد. ایران یک بخش اساسی در جنگ در سوریه است… سازمان های اسلامگرای شیعه و سپاه پاسداران و حزب الله (لبنان) در کنار بشار اسد می جنگند. سرنگونی رژیم ضربه دردناکی به رژیم ایران وارد می کند. شاید بپرسی چرا؟ پاسخ من این است: سرنگونی رژیم اسد به نقش ایران در عراق پایان داده و نقش “حزب الله” را در صورت عدم پایان به آن، کمرنگ خواهد کرد. کما اینکه شبه نظامیان ایران و شاخه های وابسته به آن ها کاهش می یابد. باور کن، در صورتی که این اتفاق رخ دهد نفوذ ایران در منطقه کاهش می یابد. به این دلیل است که ایرانی ها با حمایت تسلیحاتی و ارسال جنگجویان به پشتیبانی از رژیم اسد می پردازند. اگر بگویم “داعش” مستقیما از سوی ایران هدایت می شود سخن گزافی نیست.» ختم نقل قول
منظور خدام٬ شاید این است که رژیم ایران، وقتی دریافت، « ارتش آزاد سوریه» توسط جهانیان به عنوان یگانه « اپوزیسیون مدنی و اعتدالی » ضد بشار اسد شناخته شده است و این نهاد، سرنگونی اسد را تنها هدف استراتیژیک خویش میداند؛ بطور عاجل دست به کار شد و این گروه افراطی( داعش) راوارد معادلات جنگ سوریه کرد، تا جنگ مقدس ضد استبداد اسد را یک نبرد« ملوث و کثیف » نشان دهد و مقدمهء « جنگ داخلی» یا « جنگ بین گروه های متخاصم» را در سوریه ، پایه گذاری کند، که در نتیجه برای استمرار حکمرانی بشار اسد وقت و فرصت، باز خرید شود!
همین اکنون نیز رژیم خامنه ای از بسیج جهانی علیه « دولت اسلامی = داعش» بسیارخوشحال و هیجان زده است اما این انبساط خاطر رابروز نمی دهد٬ گویا با تبلیغات وسیع رسانه ای میکوشد، برای رژیم اسد، نیز کسب مشروعیت کند یعنی با یک تیر ، دو نشان بزند
نظرات
98 دیدگاهچه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
مردی که دو امپراطوری روم و فارس را از جغرافیای زمین برچید و پس از ساختن یک تمدن جدید، که بشریت نظیرش را ندیده بود، امروز به پیروری بزرگ (شهادت) نایل گشت!
پیروزی از برای خودش، اما ضایعه ای بزرگ و جبران ناپذیر برای امت اسلامی!
بلی! اميرالمومنين عمربن الخطاب (رضي الله عنه) پس از "ده و نیم" سال خلافت در سن 63 سالگي به شهادت رسید. وی پس از آنكه بروز چهارشنبه 26 ذی الحجه در هنگام امامت نماز صبح توسط ابولولوی مجوسی (فيروز) مورد ضربه خنجر زهرآلود قرار گرفت، در روز اول محرم سال 24 قمری رحلت نمود.
بلی! اسلام عمر(رضی الله عنه) جهان كفر و شرك را به لرزه در آورد اما صاحبان خرد و اهل ايمان را به توفيق الهی به مسیر عزت و افتخار برد.
عدالت عمر فاروق (رضی الله عنه) آن چنان آشکار و واضح بود که حتی دشمنان اسلام شیفته آن شده بودند. از شرق تا غرب ولوله و غوغا برپا بود و هر جا سخن از "عدالت عمر" می رفت. به همین علت کفار و منافقین که طعم تلخ شکستهای پیاپی را چشیده بودند در فکر انتقام برآمدند که از ناجوانمردانه ترین شیوه شان استفاده برده و در حالی که همه غرق در راز و نیاز با پروردگار شان بودند به وی حمله بردند.
بلی! عمر فاروق امپراطور "خاک نشین" که تاج و تخت قیصر و کسرا را به هم ریخت و د ر حالی با این جهان وداع گفت که لباس های پیوند خورده بر تن داشت و نان جوی فقیرانه صبح در انتظارش بود.
بیاید! تا با آشنایی "تمدن عمر"، یادی از وی نمایم!
واقعاً اگر از دوستدارانش هستیم، هر روز کمتر از یک ساعت از وقت خویش را در طول ماه محرم با دیدن این گنجینه، پُربار تر گردانیم و خویشتن را در مسیر عدالت وی جهت دهیم زیرا وی از بهترین شاگردان نبوت بود!
درود و سلام خداوند بر او باد!
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
سادات هغته فهم من قبلا این را گفته بودم که من شما را بخاطر اعمال بن لادن وملا عمر نقد نمیکنم تو خیلی دیر متوجه میشوی گناه من چیست ؟ من میگویم بنا بر حدیث های که در کتب خود شماست عمر کافر است مناقق بوده بی سواد بوده چلپاسه خور بوده حتی تیمم اش را هم بلد نبوده این همه در کتب خود شماست نه شیعه من قبلا حدیث کتاب وشماره صفحه اش را دادم تو یک سال دیگر متوجه میشوی عمری این ملای عمری در الازهر مصر است مفتی هست ادم مفت نیست خودت میدانی هر کس وناکس فتواداده نمیتواند ان هم در سطح عموم که در تلویزون هم شرکت کند واز فتوایش هم دفاع کند سادات ابوجهل من که گفتم چرا مصر مرزش زا بسته بخاطر جواب شما بود چون شما عمری ها به اسرائیل نزدیک ترین وشاید از نسل یهود باشید چون چندین کشوری عمری اسرائیل را به رسمیت شناخته ترکیه مصر امارات تقریبا همه عربها این نشانه این است که شما عمری از اول اله دست یهودی ها بودید ..اما میخواهم امروز باز شما را از کتابهای تان اگاه کنم ..فرار ابوبكر و عمر در جنگ احد و ساير جنگها
بزرگان محقّقين و اعلام اهل سيره و تاريخ و حديث از اهل سنّت تصريح كرده اند كه در جنگ احد، در شرايطى كه مشركين بعد از شكست ابتدائى، برگشتند و قصد قتل رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم و انهدام قواى مسلمين را داشتند، ابوبكر و عمر نيز چونان ديگران، آن سرور را در درياى دشمن رها كرده و تنها گذاشته و براى حفظ جان خودشان پا به فرار گذاشتند، براى نمونه به مدارك زير در باب جنگ احد مراجعه شود:
1 ـ ابو داود طيالسى در كتاب «سنن».
2 ـ ابن سعد در كتاب «الطّبقات الكبرى».
3 ـ طبرانى در كتاب «معجم».
4 ـ ابوبكر بزّار در كتاب «مسند».
5 ـ ابن حبّان در كتاب «صحيح».
6 ـ دارقطنى در كتاب «سنن».
7 ـ ابو نعيم اصفهانى در «حلية الاولياء».
8 ـ ابن عساكر در «تاريخ مدينة دمشق».
9 ـ ضياء مقدسى در «المختارة».
10 ـ متّقى هندى در «كنز العمّال»(1).
و امّا در جنگ حنين، حاكم نيشابورى به سند صحيح از ابن عبّاس نقل مى كند كه تنها كسى كه در آن جنگ با رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم ماند و استقامت كرد، علىّ بن ابيطالب عليه السّلام بود، و همه پا به فرار گذاشتند(2).
امّا در جنگ خيبر، اعلام و محقّقين از اهل سنّت فرار ابوبكر و عمر را ذكر كرده اند كه از آن جمله:
1 ـ احمد بن حنبل در كتاب «المسند».
2 ـ ابن ابى شيبه در «المصنَّف».
3 ـ ابن ماجه قزوينى در «سنن المصطفى (صلّى الله عليه وآله وسلّم)».
4 ـ ابوبكر بزّار در «المسند».
5 ـ طبرى در «تفسير و تاريخ».
6 ـ طبرانى در «المعجم الكبير».
7 ـ حاكم نيشابورى در «المستدرك».
8 ـ بيهقى در «السّنن الكبرى».
9 ـ ضياء مقدسى در «المختارة».
10 ـ هيثمى در «مجمع الزّوائد».
ومتّقى هندى در كتاب «كنز العمّال»(3) واقعه فرار را از افراد فوق الذّكر نقل مى كند.
امّا در جنگ خندق كه معروف است كه رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: لَضَرْبَةُ عَليٍّ في يَوْمِ الخَنْدقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ: ضربه علىّ بن ابيطالب عليه السّلام در جنگ خندق، از عبادت جنّ و انس نزد خداى تعالى برتر است، و در بعضى از نقلها اين چنين آمده است: اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الاُمَّةِ إلى يَوْمِ القِيَامَة(4): برتر است از عبادت تمامى امّت تا روز قيامت.
شرط شجاعت از يكطرف، فرار شيخين در اين مواقف حسّاس از زندگانى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم از طرف ديگر، اهل سنّت را دچار گرفتارى كرده است، فكر كردند و كردند تا اينكه شيخ الاسلامشان يعنى جناب «ابن تيميّه» كه در چنين مواردى حلاّل مشاكل!! آنان است فكرى بكر و چاره اى معقول!! انديشيده، چنين مى گويد:
شكّى نيست كه ما در خليفه و حاكم اسلام به لزوم وجود صفت شجاعت قائليم، ولكن شجاعت بر دو قسم است:
1 ـ شجاعت قلبى
2 ـ شجاعت بدنى
و ابوبكر درست است از شجاعت بدنى بى بهره بوده، ولى او داراى شجاعت قلبى بوده، و همين مقدار از شجاعت براى حاكم اسلامى كافى است!! و در ادامه سخنانش مى گويد:
و اگر شما مى گوئيد على اهل جهاد و قتال بوده، ما مى گوئيم: عمر بن خطّاب نيز اهل قتال و جنگ در راه خداوند بوده است، ولى بايد دانست كه قتال بر دو قسم است:
1 ـ قتال با شمشير
2 ـ قتال با دعاء
و عمر بن خطّاب با دعاء، در راه خداوند قتال كرده است. هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها واقعا بجای درست کردن آبرو چشم را هم کور کرده .عجب استدلال احمقانه خدایا به تو پنا میبرم از دست این جاهلان
سپس ابن تيميّه براى اثبات شجاعت بدنى ابوبكر ابن ابى قحافه ـ در قبال شجاعتها و مبارزه هاى محيّرالعقول اميرالمؤمنين عليه السّلام با مشركين ـ تمسّك به واقعه زير نموده، چنين مى نگارد:
بخارى و مسلم در كتاب خودشان آورده اند كه: عروة بن زبير مى گويد: من از عبدالله فرزند عمرو بن عاص پرسيدم كه: سخت ترين رفتار مشركين با رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم كدام بود؟ جواب داد: روزى رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم مشغول نماز بودند كه عُقْبَة بن ابى مُعَيْط آمد و رداء آن حضرت را به دور گردن مبارك پيچيده و به شدّت فشار داد، در همين حال ابوبكر آمده و شانه عُقْبه را گرفت و او را به كنارى زد و گفت: آيا مردى را مى كشيد كه مى گويد: رَبِّيَ الله؟(5)
قضاوت در گفتار ابن تيميّه را به اهل انصاف واگذار مى كنيم.
اين بود موقعيّت ابوبكر در ارتباط با صفت شجاعت كه به اجماع اهل سنّت، در جانشين پيامبر و خليفه مسلمين معتبر است.
(1) كنز العمّال: ج10/424.
(2) المستدرك: ج3/111.
(3) كنز العمّال: ج8/371.
(4) المستدرك على الصحيحين: ج3/32.
(5) منهاج السنّة: 8/85.
عمر و ابابکر در هیچ جنگی حتی بنی یک کافر را خون نتوانستند این ادرس های که دادم همه اش از کتابهای خود شماست عمری از معتبر ترین کتب شما باز نگویی کتب شیعه است چون تو واقعا هفته فهمی مجبورم 10 بار تکرار کنم
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
دوستان وعزيزان! مرا بسيار زياد ببخشيد كه درين چند روز ازقلم من برضد اصحاب پيامبر خدا خاصتا حضرت عمر فاروق خيلي حرفهاي زشت و نا مناسب بيرون رفته است ً از خداوند طلب مغفرت مينمايم ، زيرا امشب خيلي خواب خطرناك ديده ام كه نميدانم در چند روز آينده چه بلايي بر سر من يا خانواده ام خواهد آمد. اما تا آن هنگام از همهء دوستان التماس دعا دارم واز آقاي سادات نيز خواهش ميكنم كه مرا ببخشايد و بيشتر ازين به اين مسايل دامن نزند، من درين چند روز واقعا درك كردم كه در برابر اصحاب وباران پيغمبر وقاحت نموده ام. خدا اين ايرانيهاي كثيف و آتش پرست مجوسي را لعنت كند كه باعث گمراهي ما وبسياري از جوانان هزاره وشيعه شده اند
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
خدا لعنت کند بتو عمری وقتکه نتوانستی منطقی از این خلفای دروعین خود دفاع کنی دست به حیله زدی به اسم من این چرندیات را نویشتی من میگویم خدالعنت کند ابوبکر وعمر را این دو کافر قاتل دوختر پیامبر است کسی که قاتل زهرا باشد زهرا که مثداق ایه تطهر است چطور میشود مسلمان باشد هاهاههاها من خواب خطرناک دیدم چه دروغی دورغ گفتن یکی از کمالات عمر بود تو که پیرواش هستی باید دروغ بیگویی من عمر و ابوبکر را کافر میدانم مطمئنم حالا در اتش جهنم میسوزد ..چون قاتل زهراست ...
روایت«فاطمة بضعة منی» در منابع اهل سنت اجماع شیعه...
اجماع شیعه وبسیاری از کتب معتبر و دست اول اهل سنت از جمله صحیح مسلم وصحیح بخاری که از کتابهای اهل سنت هستند و بعد از قرآن صددرصدبرای اهل سنت معتبر وصحیح هستند.نقل کردندکه پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است هرچه اورابیازارد مرا آزرده است.اینک تعدادی از این روایات را از منابع اهل سنت ذكر می كنیم :
1- درکتاب معتبر صحیح بخاری: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : فَاطِمَةُ بَضْعَةٌمِنِّى ، فَمَنْ أَغْضَبَهَاأَغْضَبَنِى .(1) یعنی پیامبرفرمود: فاطمه پاره تن من است .پس هرکس اورا غضبناک کند مرا غضبناک نموده.
2- درکتاب معتبر صحیح مسلم: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ :إِنَّمَافَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا .(2) فاطمه پاره تن من است هر که اورا اذیت کند مرا اذیتنموده.
3- .النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ إِنَّمَافَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَاآذَاهَاوَیُنْصِبُنِی مَاأَنْصَبَهَا .قَالَ أَبُو عِیسَى هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ(3)
4- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِنَّمَافَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَاآذَاهَا(4)
5-.. النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ إِنَّمَافَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَاآذَاهَاوَیُنْصِبُنِی مَاأَنْصَبَهَا(5)
6- پیامبر به دخترش فاطمه (س ) فرمود : انالله یغضب لغضبك و یرضی لرضاك (6) خداوند با غضب تو غضبناك می شود و با رضایت تو خشنود می گردد .
7- .. قال إن فاطمةبضعة منی یؤذینی ماآذاهاویریبنی ما رابها (7)
8- المسور بن مخرمة یقو ل أنه سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول إنما فاطمة إبنتی بضعة منی یریبنی ما أرابها ویؤذینی ماآذاها .(8)
9-قال علیه الصلاةوالسلام : إنما فاطمة بضعة منّییؤذینی ما آذاها، وینصبنی ماأنصبها.(9)
10- قال النبی : إنما فاطمة بضعة منى یؤذینى ماأذاهاوینصبنى ما أنصبها .(10)
11- أن رسولَ الله -صلى الله علیه وسلم- قال : «فاطمةُ بَضْعة منی . فمن أغْضَبها فقد أغضبنی .(11)
12-قال رسول الله - صلى الله علیه وسلم - إنمافاطمةٌبضعةٌ منی، یؤذینی ما آذاهاوینصبنی ما أنصبها) صحیح (ترمذی وأحمد والحاكم).(12)
13- قال رسول الله إنمافاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاها وینصبنی ماأنصبها.(13)
14- ومنه قوله صلى الله علیه وسلم : « إِنَّما فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یَرِیبُنِی مَا رَابَهَا .(14)
15- قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ :إنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یَرِیبُنِی مَارَابَهَاوَیُؤْذِینِی مَاآذَاهَا.(15)
16- قَالَالنَّبِیُّ إِنَّمَا فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی ،فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی(16)
17- قَالَ النَّبِیُّ إنمافاطمة بضعة منى فمن أغضبها أغضبنى (17)
18- قَالَ النَّبِیُّ إنمافاطمة بضعة منى یؤذینى ما أذاهاوینصبنى ما أنصبها (أحمد ، وابن منیع ، والترمذى - حسن صحیح - والطبرانى ، والحاكم ، والضیاء عن عبد الله بن الزبیر)(18)
19- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَنِیعٍ حَدَّثَنَاإِسْمَاعِیلُ ابْنُ عُلَیَّةَ عَنْ أَیُّوبَ عَنِ ابْنِ أَبِى مُلَیْكَةَ عَنْعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَیْرِ أَنَّ عَلِیًّا ذَكَرَ بِنْتَ أَبِى جَهْلٍ فَبَلَغَ ذَلِكَ النَّبِىَّ -صلى الله علیه وسلم- فَقَالَ « إِنَّمَا فَاطِمَةُبَضْعَةٌ مِنِّى یُؤْذِینِى مَا آذَاهَا وَیُنْصِبُنِى مَا أَنْصَبَهَا ». قَالَأَبُو عِیسَى هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ(19)
20- فقال النَّبِیُّ إنمافاطمة بضعة منی یؤذینی ما آذاهاوینصبنی ما أنصبهاقال أبو عیسى هذا حدیث حسن صحیح قال الشیخ الألبانی : صحیح (20)
21- فَقَالَ النَّبِیُّ إِنَّمَافَاطِمَةُ بِضْعَةٌمِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَاوَیُنْصِبُنِی مَا أَنْصَبَهَا(21)
22- قال رسول الله صلى الله علیه و سلم لفاطمة : إن الله یغضب لغضبك و یرضى لرضاك هذا حدیث صحیحالإسناد(22)
23- قال صلى الله علیه وسلم : إنما فاطمةبضعة منی(23)
24- رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی . فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آوردمرا به غضب آورده است.(24)
25- رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دخترش فاطمه سلام الله علیها فرمودند : یافاطمة انالله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک .(25)پی نوشت ها:
1- صحیح بخاری جزء12 ص 484و..
2- صحیح مسلم ج 12 ص 203
3- سنن ترمزی ج 12ص370
4- صحیح مسلم( فضل فاطمه بنت النبی) ج 12 ص203و141
5- مسند احمد جزء 32 ص349
6- مستدرك الصحیحین حاكم نیشابوری ج 3 , ص 154
7- سنن کبری للنسائی ج5 ص 147
8- حلیه الاولیاء جزء2 ص40
9- تفسیر الایات الاحکام ج1ص203
10- جامع الاحادیث ج10 ص 4
11- جامع الاصول فی احادیث الرسول ج 9ص126
12- صحیح کنوز سنه النبویه 1ج ص163
13-کنزالعمال فی سنن الاقوال ج 12ص107
14- تفسیر الثعالبی ج 4 ص3
15- احکام القرآن لابن العربی ج2ص492
16- الاحاد والمثانی ج 5ص132
17- أخرجه ابن أبى شیبة (6/388
18- جامع الاحادیث ج10 ص 4
19- سنن ترمزی ج 14 ص24
20- سنن ترمزی ج 5ص698
21- مسند احمد ج32 ص 349
22- المستدرک علی الصحیحین للحاکم ج 3ص167
23- مجموع فتاوی ابن تیمیه ج 2ص276
24- ابوالقاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) محاضرات الادبا ج2 ص 214
25- ابن حجر عسقلانی در صفحه 375 جلد 4 اصابه.
بنابر این حدیث ابوبکر وعمر فاطمه را عضبناک کرده کسی فاطمه را غضب ناک کند پیامبر را غضب ناک کرده کسی پیامبر را غضب ناک کند خدا را غضب ناک کرده کسی خدا را غضب ناک کند در اتش جهنم میسوزد این دو ملعون خانه زهرا را اتش زند دل زهرا را خون کردند حدیث صحیح است که فاطمه تا اخرین روز های زندگی اش با این دو ملعون قهر بوده تاجای که زهرا اطهر وصیت میکند مرا شبانه دفن کنید نمی خواهم این دو دشمن خدا در تشریح جنازه ام شرکت کند آیا میدانید که ایه صریح قران است که پیامبر هیچ وقت از هوی وهوس سخن نمیگوید هر سخن پیامبر مثل وحی است ..وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ-إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ"..سوره نجم
از این آیه اینگونه برداشت می شود که پیامبر هرگز از روی هوی و هوس حرف نمی زده و همه سخنانشان وحی بوده است..خدا لعنت کند شما عمری ها را که از دشمن خدا و رسولش پیروی میکنید چقدر بی شرم مردم هستید که که بنام دیگران مینوسید از این جا معلوم میشود که پایه مذهب عمری بر حیله ونیرنگ وستوار هست سادات میدانم کار توست خجالت بکش عمری ابوجهل من خدای احد واحد را گواه میگیرم که این نوشته که بطور ندامت نوشته شده نوشته من نیست من هیچ وقت از گفته هایم پیشیمان نیستم چون صد در صد مطمونم که ابوبکر وعمر عاصب است حق مولایم علی را غصب کرده وقاتل ام ائمه فاطمه زهراست ..زاهر که پیامبر میگوید پاره تن من است
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
محمد كاذب! اين جعليات صفوي هاي فارس مجوسي را زياد تكرار كردي كه حالا تمام كابل پرس را بويش گرفته است ، اين تاريخ اسلام نيست بلكه تاريخ ساخت ايران هاي صفوي است كه هر مرداري را بنام تاريخ اسلام جعل كرده اند ، چنين أكاذيب بدرد سينه زنهاي صفوي جاهل ميخورد كه آنها را به شور وجذبه بياوري وبعد بنام خمس از جيب شان پول در آورده وصرف تلويزون بيت الخلا نمايي چنين خرافات هرگز بدرد اهل تحقيق نميخورد، در هيچ جاي تاريخ اسلام جز تاريخ هاي ساختگي وجعلي ايراني هاي مجوسي عليه دو خليفه وجانشين پيامبر حضرت ابوبكر الصديق وعمر فاروق چنين خزعليات نيامده است.
فارس هاي مجوس همان هاي اند كه پدران شان از بركت سرنيزهء عمر مسلمان شدند و كينه هاي فارس هاي مجوسي كه بعدا به قول شريعتي در قالب شيعه تبارز نمودند دربرابر عمر فاروق وابوبكر الصديق قابل درك است.
صفوي مجوسي كه از مقابلهء رويا رو با مسلمانان عاجزند، خودشان را زير عبا وقباي تشيع پيچاندند وبنا به قول شريعتي تشيع را هم ايراني ساختند، اين ها به قرآن خدا باور ندارند، اصحاب وياران پيامبر را كه جامعين اين قرآن اند لعن مينمايند،
از مساجد استفادهء ابزاري براي نمايش هاي مضحك قمه زني وسينه زني استفاده ميكنند، در هيچيك از نماز هاي پنچگانه خصوصا نماز فجر در تهران يك نماز گذار پيدا نميشود، تشيع قلابي آنها به قول مرتضي مطهري همان است كه: اينها صرف بخاطر لعن نمودن ياران پيامبر وأشك ريختن بخاطر آتش گرفتن خانهء فاطمه به بهشت ميروند، كفايت ميكند كه سال يكبار در عزاي حسين بگريند وسينه بزنند وقمه بزنند.
جالب اين است كه : اينها جانشيني ابوبكر الصديق وعمر الفاروق رضي الله عنهم را بعد از رحلت پيامبر خدا مطابق برداشتهاي جاهلانهء شان قبول ندارند ولي دربارهء جانشيني خامنه ايي بعد از خميني سكوت خجالت آور ميكنند. چند روز پيش حجت الاسلام الا ياري گوزي در تلويزون خود اعلام نمود:
خامنه ايي در دوران جواني اش در حمام منصور كون ميداد. حالا. كه شما يك كوني را بجاي يك نائب امام زمان برگزيده ايد وخود نيز بدان اعتراف داريد كه چنين چيزي واقع شده است براي اصلاح اين كار چرا دست بكار نميشويد؟ شما كه مدعي عدالت علوي استيد چرا دربرابر اين غصب آشكار خامنه ايي كوني سكوت معنا دار كرده ايد؟
خلاصه اينكه :
اين چنين مذهب مزخرف واين چنين راه وروش جاهلانه كه براساس جعليات تاريخي، پنهانكاري، دروغ ومنافقت استوار باشد بدرد هيچ انسان عاقل نميخورد
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
اصلا جنگ کربلا بين خاندان معاویه و محمد بخاطر کسب قدرت بود. امام حسن برادر بزرگ حسین در برابر ۱۰۰۰۰ سکه طلا به به یزد بيعت نمود ولی امام حسین از بیعت به یزید که خود را خلیفه مسلمين قلمداد می نمود امتناع ورزیده زمينهء جنگ را فراهم نمود تا اینکه بدست سپاهیان يزید به قتل رسید در سیاست، به خصوص در کشور های اسلامی و ديکتاتوری کشتن دشمن و مخالف بنام های کفر ، لامذهب ، مداح دم ، باغی ، قرمطی، ضد انقلاب يک روش معمول است به خاطر جرم دیگران نباید خود را به زنجیر زد
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
منظورم پدر يزيد معاويه بود
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
خر عیسی اگر به مکه رود....چون بازگردد هنوز خر باشد..... من یک ماه میشود از کتب خود شما ادرس میدهم تو تا هنوز نفهمیدی . که صحیحی بخاری از شیعه است یا سنی ...
سادات ابوجهل من از کتب خود شما ادرس دادم نه از کتب شیعه بی سواد ولاغ تو انقدر بی سواد که از کتب خود هم اگاه نسیتی صحیح بخاری کتاب شیعه است ؟..مثل خر لجوج اگر سوره یاسین هم بگوشش بیخواند از جوی نمی پرد ...تو هم مثل ولاغ لجوج هستی من هزار بار گفتم من از کتاب شیعه حدیث نیاوردم تو فقط یک کلمه بلدی ایرانی مجوسی اسماعیل بخاری مجوسی بود ؟ من از کتاب خود شما ادرس دادم همه مثل تو بی سواد نسیتند همه میداند بوی حیله تو کابل پرس? را گرفته عمری نمونه اش را همه دیدند وقتکه هیچ دلیل جهت دفاع ار عمر نداشتی دست و پاجه شدی به اسم من ندامت نامه نوشتی واقعا بی چشم رو هستی عمری اگر کسی دیگر جایت بود دیگر هرهز در این سایت نمی امد من از همه عزیزان که در این سایت سر می زند عاجزانه خواهش میکنم همه نظرات من را بیخوانید من همه حدیث ها را کتاب سنی ها اوردم یانه؟ از صحیح ترین کتاب عمری ها اوردم .. من خدا را شکر میکنم که شما را همیشه رسوا کرده این بار هم رسوا شدی خجالت بکش برو دیگه تو حتی صحیح بخاری و صحیح مسلم را نمیدانی از شیعه است یا سنی با تو چطور میشود بحث کرد ؟برو یک ادم را بیاور که حد اقل یک کتاب خود عمری ها را خوانده باشد یا بیداند کدام کتاب از شیعه است کدامش از سنی من تقریبا در هر نظرم تکرار میکنم که کتب خود شماست تو تاهنوز نفهمیدی بی سواد من 21 کتاب از عمری ها را ادرس دادم تو فقط بلدی لفاظی بی معنی کنی هاهاهاهاهاهاهاها صحیح بخاری از ایران های صفوی است که جعل کرده با چنین ادم بی سواد چطور میشود بحث کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بخدا تو باید با (ازاربندت ) خود را اعدام کنی و از عمری انتظار غیر این هم نمیشود داشت عمر چندین سال با پیامبر اسلام بود حتی تیمم اش را یاد گرفته نتوانیست توهم یک ماه میشود وارید بحث شدی تا بحال نمیدانی صحیح بخاری از شیعه است یا سنی هاهاهاهاهاهاهاها
در اخر فقط میگویم با این بی سوادی و این همه لجاجت بی جا خدا بدادت برسد کور کورانه به اسلام چسپیدی ارگر یک مسیحی با تو در مورد اسلام بحث کند از کتب شما ادله بیاورد چه کار میکنی ؟ شاید بیگویی اسماعیل بخاری مسیحی بوده چون یک ادم بی سواد چیزی دیگر بلد نیست .مگر مجبوری بحث کنی تو؟
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
طارق می دانی که شيعيان هر سال يک پنجم سودشان را به متولی دينی خودشان می بخشند و بنابراين از نظر گذران امورات خودکفا هستند و نان خور دولت ايران نيستند حتی در داخل ايران هم چنين هست.
حتی در صورت مصادره ی اموالشان هم ظرف يک سال تشکيلاتشان را بر پا می کنند.
منظورم اين بود که چون از نظر مالی وابسته به دولت های داخلی و خارجی نيستند پس مطيع اوامرشان هم نيستند و آلت دست اين و آن قرار نمی گيرند.
بنابراين برو خوشحال باش که کسی نمی توان از پيروان تشيع استفاده ی ابزاری کند چون بيش از هر مذهبی مستقل هستند.
اگر ميان ايشان همسويی ديده شده به خاطر خطرات مشترک و تعلقات مشترک هست نه دالرهای نفتی.
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
اين شخصي كه بنام محمد اهل تسنن را عليه تشيع تحريك ميداند اهل افغاتستان نيست، حتما همان جاسوس آي اس آي پاكستان است كه ميخواهد اختلاف فرقه ايي شهرهاي كويته وكراچي را به افغانستان منتقل سازد.
عاشورای کابل، مدارای افغانی و پرخاش پرسشگران
در روزهای محرم، سه چیز برای من بسیار جالب است. من برای مدت طولانی در مورد این سه مساله با خود می اندیشم و برای فهم بهتر شان به خواندن رو می آورم، پای سخنان دوستان می نشینم و کنجکاوانه تماشا می کنم. این سه مساله:
1. تندروی بی حساب : هر آدم منصفی با دیدن عزاداری های شیعیان در کابل، متوجه می شود که این عزداری ها، فراتر از عزاداری است و به نوعی نمایش قدرت می ماند. شکی نیست که تعدادی در پی سود جویی، استفاده ای سیاسی و ... از سوگواری های شیعیان افغانستان اند، اما سادگی است اگر عوامل ریشه ای تر دیگر را کاملا نادیده بگیریم. من فکر می کنم، محرومیت، حاشیه نشینی و ستم دوامداری که بر شیعیان افغانی و مخصوصا هزاره ها، در بیشتر از یک قرن گذشته، تحمیل شده است، به لحاظ روانی زمینه ای رو آوردن به " خودی نمایاندن افراطی " را فراهم کرده است. از یاد نبریم که اکثریت شیعیان افغانستان، مدت بسیار کوتاهی است که می توانند هویت مذهبی شان را بی هیچ دغدغه ای تبارز بدهند. این سرکوب به دست دولتها انجام شده است و کاری به مردم ندارد.
وجود گروههای تندرو ضد شیعه ای سلفی در کشور و منطقه هم کمکی به برگزاری آرامتر این مراسم نمی کند، بلکه برعکس، مردم با تاکید بیشتر و افراطی تر، این مراسم را برگزار می کنند. این تاکید، برای شیعیان، نوعی مقاومت و نه گفتن به جریانهای قدرتمند ضد شیعه است، نوعی بی اعتنایی. هر چه رویارویی فرقوی تشدید شود، به همان اندازه، برگزاری این مراسم هم افراطی تر و پر هیاهوتر می شود. بسیار بعید است که یک طرف با حساب و کتاب، عقب نشینی کند. در نتیجه، تا وقتی که رویارویی های شدید فرقوی از میان نرود، امید زیادی به برگزاری مراسم آرام عاشورا در کابل نیست، مخصوصا که اقلیت و ضعیف بودن شیعیان افغانستان، و استفاده ای سیاسی از مراسم را هم را هم در نظر بگیریم. کوبیدن بر طبل افراط اما در شرایط منطقه ای ما، می تواند بنیاد برانداز باشد.
2. بردباری و مدارای اکثریت سنی های افغانستان: با تمام هیاهو و افراط در سوگواریهای عاشورای کابل، اکثریت مردم سنی مذهب افغانستان، به صورت آرام و بردبارانه با آن روبرو می شوند. این بردباری فرقوی اکثریت سنی های افغانستان، بسیار تحسین برانگیز است، اما کارکرد بسیار بیشتر از برانگیختن تحسین دارد. بردباری اکثریت سنی های افغانستان، روابط فرقوی در این کشور را با روابط فرقوی در بسیاری از کشورهای که در آن شیعه و سنی با شمار قابل توجهی حضور دارند، متفاوت کرده است. روابط فرقوی در پاکستان، عراق، ایران، سوریه، لبنان، عربستان سعودی و بحرین را اصلا نمی شود با روابط فرقوی افغانستان مقایسه کرد. در بسیاری این کشورها، یا کشتار عملی فرقوی جریان دارد، و یا پیروان یک فرقه بر پیروان فرقه ای دیگر به صورت بی رحمانه ستم می کند. در سوریه و عراق، بدترین نمونه ای کشتارهای فرقوی را می بینیم. در بحرین ستم بی رحمانه بر شیعیان را می بینیم، و در ایران ستم بی رحمانه تر بر سنی ها را. جا دارد که شیعیان افغانستان، قدر مدارا و بردباری اکثریت سنی های افغانستان را بدانند، و با آرامتر و مدنی تر کردن بیشتر مراسم عزاداری شان، فرصت گفتگو و داد و ستد سازنده ای فرقوی را با هموطنان مداراگر سنی شان فراهم کنند، و این رابطه ای فرقوی انسانی و دوست داشتنی را به الگویی برای مردمان منطقه تبدیل کنند.
3. نزاع درونی هزاره ها بر سر مراسم عزاداری: هر سال با فرارسیدن محرم و عاشورا، گفتگوی معمولا آرام و مدنی درونی جامعه ای هزاره، تا حدودی به نزاع درونی تبدیل می شود. بخشی از روشنفکران و نخبگان هزاره، از تندروی در مراسم، انتقاد می کنند و این انتقاد رفته رفته به پرسشهای ریشه ای تر در مورد مذهب و مخصوصا امامت شیعه می کشد و در نهایت به فحش و دشنام و کنایه پرانی. تعدادی هم ایام محرم را برای طرح پرسشهای ریشه ای تر شان مناسب می یابند.
به هر اندازه که دانش در جامعه گسترش می یابد و افقهای دید آدمها فراختر می شود، به همان اندازه پرسشگری در مورد مسایل پیرامون شان هم بیشتر می شود. از پرسشگری و همه گیر شدن آرام آن فراری نیست. جامعه ای هزاره و هر جامعه ای دیگر افغانی ناچار است که به صورتی با آن کنار بیاید. بافت اجتماعی افغانستان هم به صورتی است که خوشبختانه جامعه ای هزاره، قدرت چندان لگام زدن به دهان آدمهایش را ندارد. جامعه ای هزاره ناچار خواهد شد که پیامدهای حرکتش به سوی آینده را بپذیرد، اما منصفانه آن است که پرسشگران ما هم از آن سوی بام نیافتند، و پرسشگری را با توهین، دشنام و هیچ انگاری آدمها، یکی نگیرند. مثلا اگر کسی بگوید که در فلان منطقه ای شهر، " خرها " زندگی می کنند، نمی تواند نام این توهین و دشنام زننده را روشنگری و یا پرسشگری بگذارد. خوب، آنهایی که ریختن خون یک شیعه را واجب می دانند و برای این کار، جاهلانه و صادقانه تلاش می کنند، فحش ها و توهین های بسیار محکم تر و زننده تر به کار می برند. آیا نباید تفاوتی میان رویکرد و شیوه ای کار یک پرسشگر خودی و یک دشمن باشد؟
نکته ای آخر اینکه، پرسشگری های ما بیش از اندازه محدود به تشییع و ایمان مذهبی جامعه ای هزاره است. من شخصا نمی توانم درک کنم که چطور یک کسی که شیعه بوده است ( داستان یک سنی مذهب و باورهایش فرق می کند) می تواند مثلا عقلانیت ایمان به امامان شیعه را زیر سوال ببرد، اما همچنان به پیامبر ایمان داشته باشد. مگر نه اینکه ایمان به پیامبر نیازمند همان شیوه ای اندیشیدن است که ایمان داشتن به امامان شیعه؟ با هر منطقی که شما بتوانید مثلا ایمان به غیبت و حضور امام دوازدهم شیعه را نادرست و غیر عقلانی ثابت کنید، با همان منطق، کسی دیگری می تواند باور شما به مثلا " معراج " پیامبر را نادرست و غیر عقلانی ثابت کند. به همین دلیل است که در بخشهای زیادی از جهان امروز پذیرفته شده است که ایمان یک مساله ای شخصی است، چون امکان اثبات درستی و نادرستی ایمانهای مذهبی به صورت قطعی، ناممکن است. گذشته از اینها، در جامعه ای مذهبی مثل افغانستان، ایمان مذهبی هزاره ها هم کارکردهای خودش را دارد. فقط فرض کنید که اتهام کافر هم بر اتهامهای بسیار دیگر این مردم افزوده شود. در ایران، اولویت مردم، ستیز با استبداد دینی است، لذا تعداد زیادی با کل مذهب در افتاده اند، اما در جامعه ای هزاره، چنین اولویتی وجود ندارد. من کمتر کسی را می شناسم که مثلا به دلیل باور به امامان، دموکراسی، رای دادن و یا نظام سیاسی فعلی افغانستان را قبول نداشته باشد. شیوه ای ستیز ایرانی با مذهب و ایمان مذهبی، اگر شیوه ای درستی هم باشد، در افغانستان نه نیازی به آن وجود دارد و نه سودی دارد.