رفتن به محتوای اصلی
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد

چه کسی در موقعیت های دشوار،به یاری رژیم ایران میرسد؟
بقلم : کمباور کابلی

پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تراژدی برج های دوگانه نیویورک، جورج بوش( پسر) به افغانستان
لشکر کشید ، طالبان را سرنگون کرد و حامد کرزی را به تاج وتخت رساند! امریکا مدعی شد، القاعده ، طراح این حملهء مرگبار است و رهبر آن، بن لادن ، در افغانستان، زیر چتر حمایت طالبان به سر میبرد!
هنوز مدتی از تهاجم امریکا به افغانستان نگذشته بود، که جورج بوش، بصورت ناگهانی، بدون مجوز شورای امنیت ملل متحد، به بهانه وجود اسلحهء شیمیایی ، به بغداد ، حمله ور شد؛ صدام حسین را سا قط و ویرا در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم کرد! پس از هلاک صدام ، نوری المالکی ، با تبانی پشت پردهء جمهوری اسلامی ایران و امریکا، در عراق به قدرت برداشته شد !
خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد
نوری المالکی، از شیعیان سکولار،به تدریج، بقایای حزب بعث و اهل سنت عراق را از حکومت ، کنار گذاشت و با حمایت جمهوری اسلامی ایران،تا هفته های اخیر ، بصورت یک حاکم مطلق العنان ، در آن خطه، حکمرانی کرد!
صدام حسین ، رهبر معدوم عراق، در تمامی سال های زمامداریش،اجازهء خود نمایی و رشد به گروه های افراطی اسلامی را در قلمرو عراق، نداده بود؛وی به سپاه پاسداران تحت قوماندهء آیت الله خمینی نیز اجازه مداخله وخرابکاری در سرحدات عراق نداد و وقتی خمینی ، تصمیم گرفت، بصورت علنی، به« صدور انقلاب اسلامی ا یران» در آن سوی مرز هایش بپردازد؛ صدام، ناگزیر شد ، با ایرانیان وارد جنگ دراز مدت شود!
با اشغال عراق بوسیله جورج بوش و نابودی دولت قانونی عراق، موازنه قوا، در خاور میانه به هم خورد ؛ و ایران اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای یکه تاز و باغی، قد بر افراشت و مداخلات آن نه تنها بر کشور های همجوار ، که تا شاخ افریقا، پیش رفت

تظاهرات و جنبش مردمی سال ۸۸ در ایران: در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، به دنبال پیروزی غیر مترقبه محمود احمدی نژاد( دوره دوم) در انتخابات ایران،مهندس میر حسین موسوی و چند کاندید دیگر پست ریاست جمهوری که با احمدی نژاد رقابت میکردند، نتایج شمارش آراء را زیر سوال بردند؛ دوروز پس از اعلام نتایج، در تهران ، تظاهراتی عظیم ، با اشتراک در حدود سه و نیم میلیون جمعیت ،بر پا شد؛ این جنبش و خیزش کم سابقه ،در حدود ده کیلومتر امواج خروشان انسانی را در بر می گرفت ، میدان تجریش، میدان امام حسین، میدان انقلاب و میدان آزادی، همه در اشغال تظاهر گران بود، درین نمایش عظیم مردمی ، در ۲۵ جوزای سال ۸۸،از پگاه تا بیگاه٬ در حدود پنجاه نفرزخمی و کشته شدند
هرچند ،جهانیان، در برابر این خیزش پهناور که شکل و شمائل ویرانگر و مخرب نداشت؛ یعنی مسالمت آمیز و با شعار های معتدل بود؛ سر تحسین فرود آورد؛ اما دولت اوباما، برای تقویت روحیه ء مخالفان رژیم خامنه ای ؛ هرگز اعلامیه ای صادر نکرد؛ گویا نقش یک« ناظر بیطرف» را بازی کرد
به این صورت، رژیم استبدادی خامنه ای، توانست، پس از چندی ،مخالفان را تار مار کند، و جمع بزرگی را به زندان ا فکند!
دولت امریکا که از مخالفان رژیم ایران، با یک تکه کاغذ و چند سطر نوشته، پشتیبانی معنوی نکرد؛ در زمان حرکت های تحول طلب کشور های عرب، مصر ، تونس ، لیبی و یمن، نه تنها، به سود این نهضت ها و حرکت ها، اعلامیه ها صادرکرد، بلکه عملا در کنار تظاهرکنندگان، گام زد، حتا در لیبی، مستقیما علیه دولت معمر قذافی داخل جنگ شد
خامنه ای ، دیکتاتور ایران اسلامی، بدین گونه با یاری پشت پردهء امریکا ، ازین معرکه ء مهلک ، باز جان سالم بدر برد
داعش و ایران اسلامی:
برای بقای رژیم اسلامی ایران، داعش که اینک خود را « دولت اسلامی»میخواند، پس از صدام حسین،بزرگترین خطر است؛داعشی ها، در عمل نشان داده اند، با شیعه یان ، میانه ای نیک ندارند؛ داعش ، نوری المالکی و جانشین او را دست نشاندهء حکومت ایران می داند و مداخلات بی حدوحصر ایران را در امور عراق، سبب ازهم پاشیدن نظم سنتی در عراق، تحریک کرد ها به کوبیدن طبل استقلال و دربدری جامعهء اهل سنت عراق، ارزیابی میکند.هییچ شکی وجود ندارد که نخستین تخته خیزفرامرزی داعش ، قلمرو ایران خواهد بود ! دولت اسلامی ( داعش قبلی) میداند که بدون تصرف ایران و انهدام رژیم خامنه ای؛ امکان دسترسی این جنبش به مرز ها و سرزمین های آرمانی ، دشوار است. داعش تا گام بر ایران نگذارد، رویای تصاحب، ترکیه و هند وسند و قفقاز ، مستبعد خواهد بود!
پس چرا خامنه ای دست به الا شه ، نشسته است؟
خامنه ای ، وقتی کتاب حوادث سهمگین ایران دوره اسلامی را ورق میزند، در می یابد،ایالات متحده، یک بار با اعدام صدام حسین؛ دگر بار،با اعلام بیطرفی در جنبش میلیونی مخالفان،( جنبش سبز)، برای بقای رژیم آخوندی،اشتیاقی محسوس ، نشان داده است ( هرچند به زبان نمی گوید)٬ پس از کجا معلوم است این بارنیز، امریکا، به استعانت رژیم ایران از شر« دولت اسلامی» ٬داعش، بر نخیزد!
آیت الله ۷۵ ساله درست حدس زده است. بارک اوباما ، برای شکست داعش، مجموعه ای از همپیمانان خویش را در صحنهء جهانی بسیج کرده است
این احتمال وجود دارد که با یورش نظامی امریکا به قلمرو سوریه، به بهانه ء نبرد با داعش،رژیم بشار اسد ، یگانه متحد رژیم ایران در جهان عرب، نیز ازسراشیب فروپاشی ، رهایی یابد و رجز خوانی چندین ساله غرب برای سرنگونی اسد، که متهم به استفاده از سلاح شیمیایی و جنایات جنگی علیه بشریت است ، سراپا نقش برآب گردد
رژیم خامنه ای٬ حفظ نظام بشار اسد را، برای ایران واجب تر از نماز و روزه می انگارد ، دولت ایران، باری گفته بود،اگر قرار باشد ، برای دفاع از خوزستان و سوریه ، من ، یکی را انتخاب کنم، بدون تردید٬ سوریه را بر می گزینم!
در میان مخالفان و تهدید کننده گان رژیم اسد،جنبش دولت اسلامی( داعش)،از بقیه ء گروه ها ٬ منسجم تر و قوی تر است؛ بشار اسد ،در دل خوشنود خواهد بود که مار آستین او( یعنی داعش) بوسیله دشمن دیگر او( یعنی امریکا)، درهم کوبیده شود؛ هرچند در ظاهر می گوید ، باید این عملیه ، با هماهنگی ، اطلاع و اجازهء رژیم دمشق ، باشد

داعش را چه کسی داعش ساخت
به نظر من، اشغال عراق به وسیله امریکا و سپس واگذاری این کشور به حکومتگران ایران و تحقیر جامعهء سنی در عراق، یک فاکتور متبارز برای ایجاد داعشی ها بوده است.جنگ فرسایشی در سوریه و موش و گربه بازی امریکا با رژیم علوی بشر اسد ، نیز پای داعش را به سوریه باز کرد
عبدالحلیم خدام معاون سابق بشار اسد و یکی از بازیگران مهم سیاسی در جهان عرب که اکنون در فرانسه، اقامت دارد، به این باور است که رژیم ایران ، داعش را به سوریه آورده است. خدام در مصاحبه با شرق الاوسط میگوید:
«ایران “داعش” را به سوریه آورد. کسی در این حقیقت شکی ندارد. ایران یک بخش اساسی در جنگ در سوریه است… سازمان های اسلامگرای شیعه و سپاه پاسداران و حزب الله (لبنان) در کنار بشار اسد می جنگند. سرنگونی رژیم ضربه دردناکی به رژیم ایران وارد می کند. شاید بپرسی چرا؟ پاسخ من این است: سرنگونی رژیم اسد به نقش ایران در عراق پایان داده و نقش “حزب الله” را در صورت عدم پایان به آن، کمرنگ خواهد کرد. کما اینکه شبه نظامیان ایران و شاخه های وابسته به آن ها کاهش می یابد. باور کن، در صورتی که این اتفاق رخ دهد نفوذ ایران در منطقه کاهش می یابد. به این دلیل است که ایرانی ها با حمایت تسلیحاتی و ارسال جنگجویان به پشتیبانی از رژیم اسد می پردازند. اگر بگویم “داعش” مستقیما از سوی ایران هدایت می شود سخن گزافی نیست.» ختم نقل قول
منظور خدام٬ شاید این است که رژیم ایران، وقتی دریافت، « ارتش آزاد سوریه» توسط جهانیان به عنوان یگانه « اپوزیسیون مدنی و اعتدالی » ضد بشار اسد شناخته شده است و این نهاد، سرنگونی اسد را تنها هدف استراتیژیک خویش میداند؛ بطور عاجل دست به کار شد و این گروه افراطی( داعش) راوارد معادلات جنگ سوریه کرد، تا جنگ مقدس ضد استبداد اسد را یک نبرد« ملوث و کثیف » نشان دهد و مقدمهء « جنگ داخلی» یا « جنگ بین گروه های متخاصم» را در سوریه ، پایه گذاری کند، که در نتیجه برای استمرار حکمرانی بشار اسد وقت و فرصت، باز خرید شود!
همین اکنون نیز رژیم خامنه ای از بسیج جهانی علیه « دولت اسلامی = داعش» بسیارخوشحال و هیجان زده است اما این انبساط خاطر رابروز نمی دهد٬ گویا با تبلیغات وسیع رسانه ای میکوشد، برای رژیم اسد، نیز کسب مشروعیت کند یعنی با یک تیر ، دو نشان بزند

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

98 دیدگاه
محمد

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

آقای سادات نیامده توهین را شروع کردی معلوم میشود خیلی احمقی . تو مرا هیچ نمی شناسی تا آمدی بجای اینکه منطقی بحث را شرع کنی چنان عقده وجودت را پرکرده که اون باطن چرکین پلیدت را پنهان نتوانستی تو همین حالا دورغ گفتی مرا حجت السلام گوزی خواندی من این شخص را نمی شناسم شاید کدام رابطه نا ...... با شما داشته که خیلی از دستش ناراحتی به هر حال کلامت را با دروغ آغاز کردی این همه زحمت کشیدی این افسانه را نوشتید که
بدرد عمه ات میخورد هیچ مدرکی هم ذکر نکردی شاید این قصه مادر بزرکت است که در روزهای سردی زمستان برای خواب رفتن ات گغته است حدیث های را که جعلی خواندی در صحیح ترین کتاب های شماست اگر جعلیست حذفش کنید تو انقدر بی عقل وعقب افتاده هستی که بجای اعتراض به کتابهای خودت سری من ناراحت شدی چه توهین کردم حدیث از کتاب خود شماست انتحاری گفتم مگر دروغ گفتم انتحاری غیر شما مگر کسی دیگر هم میکند؟ گفتم مواد مخدر کاشت می کنید مگر دروغ گفتم؟ گفتم مدرسه را اتش می زنید مگر دروغ گفتم؟ اگر اینها را توهین میدانید خوب انجام ندهید .از یک طرف صحیح بخاری و مسلم را صحیح ترین کتابهای تان میدانید خواهر وبرادر قران .. اگر کسی از این کتابها حدیث اورد میشود توهین .. من یک کار گر ساده هستم که در یک کشور بیگانه در حال کار کردنم در این کار خانه 40 نفر کار میکند مسیحی مسلمان و4 نفر بودایی از تایلند هم هست سر کار گر ما یک خارجی هست که به خدا عقیده ندارد ولی میگوید وقتکه من القاعده وطالبان و داعش را میبینم از انسان بودنم خجالت میکشم. یک نفر مسیحی که از کشورهای عربی هست هم با ما کار میکند خیلی ادم خوب است روزی در باره اسلام باهم بحث کردیم این شخص یک جمله گفت که واقعا خجالت کشیدم این جمله را از صحیح بخاری شما گفت من هم ان را پیدا کردم سنت اش را هم خود اسماعیل بخاری تصحیح کرده.......

نزدیکی با عایشه در حال حیض! سند

2030 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ، عَنِ الأَسْوَدِ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «يُبَاشِرُنِي وَأَنَا حَائِضٌ.(صحيح البخاري ،ج3ص 48 ،المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي،المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر،الناشر: دار طوق النجاة،مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي،الطبعة: الأولى، 1422هـ)

پیامبر با من نزدیکی(جماع) میکرد در حالیکه من حیض بودم!......

300 - وَكَانَ يَأْمُرُنِي، فَأَتَّزِرُ، فَيُبَاشِرُنِي وَأَنَا حَائِضٌ .(صحيح البخاري ،ج1ص 67،المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي،المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر،الناشر: دار طوق النجاة،مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي،الطبعة: الأولى، 1422هـ)

عایشه می گوید: رسول خدا صلی الله علیه وسلم به من فرمود که ازار (نوعی پوشش) بپوشم و با من نزدیکی(جماع) می کرد؛ در حالی که من حایض بودم!...

302-حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ خَلِيلٍ قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ مُسْهِرٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو إِسْحَاقَ هُوَ الشَّيْبَانِيُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْأَسْوَدِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ كَانَتْ إِحْدَانَا إِذَا كَانَتْ حَائِضًا فَأَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يُبَاشِرَهَا أَمَرَهَا أَنْ تَتَّزِرَ فِي فَوْرِ حَيْضَتِهَا ثُمَّ يُبَاشِرُهَا قَالَتْ وَأَيُّكُمْ يَمْلِكُ إِرْبَهُ كَمَا كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَمْلِكُ إِرْبَهُ تَابَعَهُ خَالِدٌ وَجَرِيرٌ عَنْ الشَّيْبَانِيِّ .(صحيح البخاري ،ج1ص 67،المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي،المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر،الناشر: دار طوق النجاة،مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي،الطبعة: الأولى، 1422هـ)

عايشه ميگوید: هرگاه يكي از همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم دچار قاعدگي ميشد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم مي خواست در كنارش بخوابد، به او دستور مي داد كه در حين شدت حيض، ازار (نوعی پوشش)بپوشد. آنگاه در كنار او ميخوابيد. عايشه رضي الله عنها افزود: چه كسي از شما مي تواند مانند رسول الله صلی الله علیه وسلم در چنين حالتي خود را كنترل نمايد؟!
این حدیث تقریبا در 3کتب معتبر شما امده من بعنوان یک مسلمان میگویم این دروغ است وتوهین به جضرت محمد(ص) ولی یک فرد غیر مسلمان مثل من فکر نمی کند .. از ایجاست که شما عمری ها به عمل نا شایست چون انتحار و 90% در صد کاشت مواد در مناطق تان ابروی مسلمانها را بردید و با این کتابهای دورغین و افسانیه تان ابروی پامبر را بردید .. رسیدیم بر سری نوحه وغیره عزیزم این یک عمل شخصیست که به هیچ کسی ربط ندارد اگر صحیح باشد ثوابش مال کسی است که انجام میدهند اگر اشتبا باشد خود انها مواخذه میشود اگر من گناه را انجام میدم فردای قیامت من پاسخگوی اعمالم هستم نه تو . نیاز نیست که تو ناراحت شوی . مثلا نماز تراویح در زمان پیامبر نموده ولی شما الان انجام میدهید این هیچ ربط به ماندارد چون ضرر وفائده اشن متوجه انجام دهنده هست ولی انتحار و کاشت مواد و آتش زدن مکتب این ضررش تنها متوجه انجام دهنده نیست .اگر یک عمری برود درگوشه که کس نباشد خودش را انتحار کند تا به بهشت برود ربط به ماندارد اعتراض هم نمیکنیم اما در باره شیعه دروغ های را نوشتی که خر را هم خنده میگیرد اول اینکه هییچ عالمی شیعی با نوحه سرایی و عزاداری مخالف نیست فقط با قمه زدن آره اکثر علمای شیعه مخالف است در باره شیعه من از کتاب خود اهل سنت مدرک دارم که شیعه در زمان جضرت محمد (ص) هم بوده ........در وقت رحلت، پيامبر (ص) درحالي كه پشت مباركش به سينه اميرالمومنين بود، فرمود:
يا علي الم تسمع قول الله تعالي: ان الذين آمنوا و عملو الصالحات اولئك هم خيرالبريه جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابدا رضي الله عنهم و رضواعنه. هم شيعتك و موعدي و موعدكم الحوض اذا اجتمعت الاممم للحساب تدعون غرّا محجّلین.
يا علي! آيا شنيده‌اي آيه فوق را؟ ايشان شيعيان تو هستند و وعده‌گاه من و شما كنار حوض كوثر خواهد بود. وقتي كه جمع مي‌شوند خلايق براي حساب، شما را سفيد رويان مي‌خوانند»
اين حديث را، ابوالمويد موفق بن احمد خوارزمي در فصل هفدهم مناقب، حاكم ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله الحسكاني در كتاب شواهد التنزيل، محمد بن يوسف گنجي شافعي در كفايت الطالب، ص١١٩ ، سبط ابن حوزي در تذكره خواص الامه في معرفه الائمه، ص ٣١ نقل كرده‌اند.

همچنين جلال الدين سيوطي كه در قرن نهم او را مجدد طريقه سنت مي‌دانستند، از جابربن عبدالله انصاري نقل كرده است كه گفت:
در خدمت پيامبر بودم كه علي (ع)‌وارد شد. پيامبر فرمود:
«والذي نفسي بيده ان هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامه فتنزل: ان الذين آمنوا و عملو الصالحات اولئك هم خيرالبريه»
قسم به كسي كه جانم در دست اوست. اين مرد و شيعه او روز قيامت رستگارانند و آنگاه بود كه آيه فوق نازل شد.

ابن حجر عسقلاني در باب ١١ صواعق از حافظ جمال الدين محمد بن يوسف زرندي مدني نقل كرده است كه: چون آيه مذكور نازل شد، پيامبر فرمود: يا علي انت و شيعتك خيرالبريه تاتي يوم القيمه انت و شيعتك راضين و ياتي عدوك غضبانا مقمحين فقال: من عدوي؟ قال: من تبرء منك و لعنك
يا علي تو وشيعيان تو خيرالبريه هستید. مي‌آييد روز قيامت تو و شيعيانت در حالي كه از خدا راضي و خد اهم از شما راضي است و مي‌آيند دشمنان تو خشمناك: دست‌هايشان به گردنشان آويخته. پس اميرالمومنين عرض كرد: كيست دشمن من؟ فرمود: كسي كه بيزاري مي‌جويد از تو و لعن مي‌نمايد تو را.
این حدیث قبول کنی یا نکنی در کتب خود شماست گفتی پرویز شیعه است چقدر جاهل و احمق هستی تو بخدا از او کرده یک حیوان چنگل مازون بیشتر عقل دارد این هم مثل ان مردک بلوچ در تلویزیون (کلمه) شیعه است اره هاهاهاهاهاهاها برو عمری دورغ در ذات شماست

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

واقعا بي منطق استي! او بي عقل! منظور پيامبر از شيعيان علي پيروان عبدالله ابن سبا يهودي نيست، تو بي عقل ؛ شيعهء علي نيستي تو شيعهء عبدالله ابن سبا يهودي استي، تو خودت إقرار ميكني كه علماي ؟؟ ما با قمه زني مخالف استند ، درصورتيكه علماي تان مخالف استند چرا اين عمل مخالف علماي تانرا انجام ميدهيد؟ فرق بين يك انتحاري با يك شيعهء قمه زن بي عقل در چيست؟
تو احاديث را دربارهء جماع وأحكام جماع از صحيح بخاري ذكر كرده ايي وبعد نوشته ايي كه از بيان آن خجالت ميكشي ، اما سوال من از تو اين است كه از فتواي خميني ملعون دجال دربارهء جواز استمتاع از ران هاي طفل شير خوار هم خجالت ميكشي؟

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

اين فتواي خميني ملعون دجال در زمينهء استفادهء جنسي از كودكان شير خوار

کسیکه زوجه اى کمتر از نه سال دارد وطى (۱) او براى وى جایز نیست چه اینکه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ (۲) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد … – تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای – (۱- وطی یعنی آمیزش جنسی – . ۲- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران –

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

داستان را از زبان نويسنده کتاب «لله ثم للتاريخ» آقای السيد حسين الموسوی از علمايان نجف بشنويد: او مي گويد كه وقتي خميني در عراق بود به يكي از شهرهاي عراق دعوت شد و از موسوي خواست كه با او همراه باشد، سفر انجام شد و در راه بازگشت آنها خواستند كه استراحت نمايند تا خستگي سفر را برطرف كنند، خميني فرمان داد كه به منطقه عطيفيه بروند چون آن جا فردي ايراني الاصل بنام (سيد صاحب) بود و او و امام دوستي و آشنايي زيادي با همديگر داشتند.
موسوي مي گويد: سيد صاحب از آمدن ما خوشحال شد … و سيد صاحب خواست كه آن شب را پيش او بگذرانيم، امام موافقت كرد … و هنگامي كه وقت خواب فرا رسيد … چشم خميني به دختر بچه‌اي افتاد كه چهار سال يا پنج سال داشت اما خيلي زيبا و قشنگ بود، امام از پدرش خواست كه دختر بچه را بياورد تا امام او را صيغه كند، پدرش با خوشحالي زيادي موافقت كرد و خميني در حالي شب را سپري كرد كه، دختر بچه در آغوش او بود و ما گريه و فرياد دختر را مي شنيديم.
نويسنده در ادامه می‌نويسد به نظر شما چرا پدر از تماس بدن خميني با دختر بچه‌اش و از اينكه خميني دختر بچه او را صيغه می كند خوشحال می‌شود، بله، چون او معتقد است كه نزديك شدن به امام شرافت است گرچه با همين صورت زشت انجام بگيرد؟!
مرجع کتاب «لله ثم للتاريخ» نويسنده السيد حسين الموسوی صفحه 33-34 در بخش » المتعة وما يتعلق بها.

کتاب به زبان عربی است اما براحتی می‌توانيد متوجه شويد، می‌توانيد از مترجم گوگل هم براي ترجمه آن استفاده کنيد.
در ادامه عرض شود که خمينی حتی به ازدواج متعه با دختر شيرخوار اعتقاد دارد همانطور كه در كتاب تحرير الوسيله ذكر كرده است. تحرير الوسيله جلد سه.

ناشناس

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

محمد جان ادامه بده زيرا حالا ديگر بسيار واقعيت ها در مورد مذهب رافضه كذب و ملاهاي آن بيان شد و ميشود انشاالله بيشتر از اين رسواي عام و خاص خواهيد شد، ادامه بده ها ها ها

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

پیروان عبدالله بن سبا یهودی که با دروغ وریا وعوامفریبی خودشان را پیروان واقعی اهل بیت پیامبر جا زده اند در واقعیت امر کینه توز ترین د شمنان اهل بیت پیامبر همین گروه کثیف می باشد.
درحدیث ساختگی که آنرا از جعفرصادق روایت میکنند چنین نقل قول نموده اند:
»ما و دوستان ما از جمله کسانی هستیم که هر زمانیکه واقعیت دین مانرا آشکار سازیم ذلیل ورسوا میشویم وهر وقتیکه آنرا پنهان نمائیم سربلند وعزیز خواهیم ماند»
این حدیث را آیت الله محسنی یکی از رهبران شیعه مذهب افغانی که در پاکستان با رهبران جهادی اهل تسنن بیشتر حشر ونشر داشت نیز از باقر مجلسی تایید کرده وبر باقر مجلسی اعتراض نموده که چرا چلوصاف شیعه ها را از آب در آورده است. اصلا این حدیث ساختگی از جعفر صادق بلکه از همان صفوی های کینه توز صفوی که یا یهودیان هم قرابت وخویشاوندی دارند ساخته شده است.
باهمه حال؛ چنانچه که دکتور علی شریعتی نیز این موضوع را پذیرفته است کسانیکه در عصر امروز خودشان را تشیع می نامند منافقان بیش نیستند. مگر منافقت شاخ دارد ویا دم زمانیکه شما در حالت ضعف قرار دارید به یاران پیامبر لعن وطعن نمی فرستید ولی زمانیکه قدرت در دست تان افتاد آنگاه بدتر ازکافر ومرتد بریاران واصحاب پیامبر تاریخ جعل میکنید؟
در افغانستان که شیعه ها در اقلیت استند از نزدیک شدن مذاهب و وحدت کلمه داد میزنند ولی در ایران سنی ها را بجرم سنی بودن قتل عام میکنند . آیا این روش یک مسلمان است؟
باهمه حال ؛ حالا نسل بیدار هزاره نیز فهمیده است که شیعه گری همان منافقت است هزاره ها که سالها بنام شیعه به آخوندها خمس وزکات میدادند حالا دانسته اند که این آخوندها آنها را استحمار نموده است.
به نوشتهء یکی از قلمبدستان هزاره بنام عزیز رویش دربارهء آیت الله محسنی توجه نمايید:
من شخصاً، با محسنی، نه دشمنی معاندانه ونه عشق کور دارم. ومعتقدم که آقای محسنی، نقاب های پرلایه در چهره دارد وشناخت واقعی ایشان زمانی میسر است که آن نقاب های پرلایه از چهره ایشان کنار زده شود.

شهید مزاری، بعضی از آن نقاب های پرلایه را کنار زد اما طبق شنیده های از نزدیکان آقای محسنی، آیت الله محسنی، کتاب خاطراتی دارد که طبق وصیت ایشان، قبل از مرگ ایشان نباید منتشر شود.

براساس همان شنیده ها، آقای محسنی در کتاب خاطرات خود به سخنرانی های شهید مزاری درباره خود پاسخ داده است. لذا بعد از مرگ ایشان نیز جامعه هزاره، با چهره دیگر از محسنی، روبرو خواهند شد وچه بسا که کتاب خاطرات ایشان صف بندی های جدید ونفاق وشقاق از نوع دیگر،ایجاد کند.

آیت الله العظمی منتظری، خاطراتش را در زمان حیاتش منتشر کرد وناگفته های بسیاری را بیان کرد که بعضی از افراد به ایشان اعتراض نموده بودند که آقا صلاح نبود که چنین خاطراتی را در زمان حیات خود منتشر کنید.

آقای منتظری، باهمان صداقت وسادگی مخصوص به خود پاسخ داده بود: برای آن منتشر کردم که تاخودم زنده هستم، خاطرات من در معرض داوری قرار گیرد واگر کسانی حرف های دارند حرف خودرا بزنند ومن سخنانشان را مورد مطالعه قرار داده، به منتقدان پاسخ بدهم ویا تذکراتشان را لحاظ کنم تاتاریخ تحریف نشود.

آیت الله محسنی، هم اگر واقعا وحدت امت اسلامی وعزت جامعه شیعه را می خواهد، خاطراتش را قبل از مرگش منتشر کند تا کتاب خاطراتش منشأ نفاق وشقاق جدید نشود.

به سخنان شهید مزاری درباره محسنی از آن نظر ایمان دارم که شهید مزاری قبل از شهادتش ودرمیان مردم، شفاف سخن گفته وازمردم وشخص ایشان خواسته بود که اگر درباره او خصما نه وبر خلاف واقع وناحق، سخن می گوید؛ آقای محسنی با مردم سخن بگوید.

ازآنجا که آقا ی محسنی در کابل بود وپا سخی به شهید مزاری نداد وتاکنون نیز که بسیاری ازسران حزب وحدت زنده هستند،سخنی نگفته ومدرکی دال بر دروغ وناحق بودن سخنان شهید مزاری منتشرنکرده است تااگرسخنان ودلایل آقای محسنی درباره ی شهید مزاری قیل وقالی داشته باشد، رهبران حزب وحدت، شخصیت های هزاره در حرکت اسلامی، محققان ونویسندگان جامعه هزاره پاسخ بگویند وآقای محسنی نیزپاسخ دیگران رابدهد تا در نبود ایشان وآگاهان، حقیقت ها قربانی کعب الاحبارها نشود.

این چنین است که سخنان شهید مزاری درباره ی آقای محسنی ازنظرتاریخی ارزش واعتباردارد وهرانچه راکه آقای محسنی درپاسخ شهیدمزاری درکتاب خاطراتش بنویسد وبعدازمرگش منتشرشودازنظرتاریخی واندیشمندان اعتباروارزش ندارد.

چهره اول محسنی

بلخی شکمباره

برای چندین سال میان « کانون مهاجر» و«سازمان نصر» پیرامون تصاحب انحصاری نام سید اسماعیل بلخی رقابت تنگاتنگ جریان داشت، هریک ازآن دوگروه تلاش داشت تابلخی را پدر خوانده یاپیر وپیشوای منحصر به خود قلم داد نماید...

در این میان حرکت اسلامی وآیت الله محسنی از بلخی خوش شان نمی آمد؛ به همین نمط، سادات بهسودی ازخاندان آقای سید سرور واعظ که در آن زمان درچارت تشکیلات حرکت اسلامی قدرتی زیاد داشتند، از بلخی خوب نمی گفتند؛ گو این که در گذشته روابط میان آقایان واعظ وبلخی، حسنه نبوده وجناب واعظ، بلخی را به دلیل رفت وآمد به دانشگاه وسلام وعلیک بادختران وزنان سرلچُ تفسیق می کرده است.

به خاطر دارم درسال1364دریک مورد، سید عبدالحمید ناصری مقاله ی بلند بالا در توصف وتشریح قیام بلخی نوشته بود؛ قراربود آن مقاله دریکی از شماره های مجله ی «استقامت» چاپ شود.

در آن موقع من ویراستار وسردبیر مجله مذکور بودم. مقاله آماده شد به عنوان مطلب دوم(بعد از سرمقاله که همه گاه اختصاص به خود آیت الله محسنی داشت) درج گردید. طبق معمول به منظور بررسی نهایی حضور آیت الله تقدیم شد. اومقاله ناصری را پس کرد، مامجبور شدیم به جای آن مطلب دیگری بگنجانیم.شخصا از آیت الله محسنی شنیدم که:

«بلخی را کسی نکشته است، اودر اثر پرخوری جانش را از دست داد. بعد از آزادی اززندان باظاهرشاه آشتی کرد، اغلب اوقات درمهمانی های ظاهرشاه همراه اوبود، خیلی چاق شده بود، غذای شاهانه چرب ولذیذ بود، بلخی هم نتوانسته بود خودرا کنترل نماید، زیاد خورد ومرد!... بلخی پلورا باظاهرشاه می خورد، خنده و عشق اش باتاجیک ها بود وگریه اش باهزاره ها.(ناگفته های جنبش روشنفکری افغانستان- سید محمد رضا علوی- ناشر: مؤسسه خدمات فرهنگی باران- تاریخ ملی3- دفتر نخست چاپ اول(چاپ طلوع) تابستان1389 صص97،98 و99»

آنچه راآقای سیدمحمد رضاعلوی (معروف به علوی بی خط) درکتابش« ناگفته های جنبش روشنفکری افغانستان » اززبان آقای محسنی درباره ی شهیدبلخی گفته است تازمانی که آقای محسنی پاسخی منفی نداده است گفته های آقای علوی،ویراستار وسردبیر مجله ی «استقامت»آیت الله محسنی، سخن محسنی محسوب می شود .

چهره دوم محسنی

بلخی، فلقی بود که سیاهی شب را درید

آیت الله محسنی: گرامی باد ياد و خاطره شهادت مرد اندیشه و تقوا، سمبل مبارزه و جهاد شهید سید اسماعیل بلخی. مرد نبوغ، اندیشه، جهاد و حماسه در تاریخ خونبار تشیع و بنیانگذار نهضت اسلامی افغانستان. یک بار دیگررهپویان خطه توحید در فقدان بزرگ مردی به سوگ می نشینند، که نقش پیشگامی و پیشاهنگی آنان را درنبرد همواره در جریان مستمر راهیاران اردوی هابیلی بر ضد سپاهیان و چکمه پوشان قابیلی عهده داربود، و پرچمدار آگاهی بخشیها و رهایی طلبی های مستضعفان مؤمن خلق در گستره جهان و بستر انقلابی آن به حساب می آمد. زندگی و مرگش، حقیقت جهادرا بر صفحه خونین تاریخ مظلومان افغانستان رقم زدو پرده از روی نفاق و دو رنگی برداشت. او جهادگرراستینی بود که یک تنه با بیدا دگران و زالوصفتان عصردر آمیخت و تا شهادت از پای ننشست. در برابردیگران که یا به خواب رفته بودند یا به دور کباب درعشرت کده های به اصطلاح دینی سرگرم... !

آري سید اسماعیل بلخی در همان شب ها که دیگران در بستر گرم آرمیده بودند، در خرابات زندان زمزمه رهایی انسا نهای در قید و بند ستمگران و نوکران غرب ویرانگر را داشت. و محیطی را که از سردی یخ بسته بود با عمق واندیشه و ژرفائی دید، باحرکت هاوخیزش هایش در جهت ایجاد یک تحول بنیادین وپرعظمت اسلامی در تاریخ کشو ر ما به شکل زنده مجسم نمود. علامه شهید بلخی، تک شمعی بود که محافل را روشنی می بخشید و در آن زمان میدان به دست تاخت و تاز سودجویان باز بود، هرگونه که می خواستند می تاختند، می کوشیدند تا مردم خواب رفته، از خواب بیدار نشوند. اما زندان و شهادت علامه بزرگ بلخی، فلقی بود که سیاهی شب را درید وراهیان او خورشید و ستارگان شب شکنی بودند که قلب طاغوتیان را مانند شهاب ثاقب که سیاهیها وپلشت یهای شب را پاره می ‌کنند، درید و شبان ظلمت نیوش را یک سره غرق آفتاب خداوند نمود.

آری شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار نهضت اسلامی ما بود، او تحصیلاتش را در حوزه علمیه مشهد مقدس، قم و نجف اشرف به پایان رساند ومدت 15 سال در زندان مستبد ظاهر شاه خائن درافغانستان گذراند و بیش از 75000 هزار بیت شعرانقلابی و اسلامی از خود به یادگار گذاشته است.

«ویژه نامه شاهد یاران، « يادمان شهيد علامه سيد محمد اسماعيل حسيني بلخي »ناشر بنیاد شهید ایران،شماره 64 / اسفند ما ه 3891 صفحه 92و93»

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

چهره سوم محسنی

زاهد سجاده نشین

...تا این وقت جنگهای داخلی که بود. هر مخا لفتی که می شد،سرفا جنبۀ شعا ری. علیه جنگ داخلی هر کس می تواند شعار مفت بد هد و محکوم کند، ولو خود ش هم به این شعار معتقد نباشد آقای محسنی در سخنرانی های خود مکرراَ می گفت واعلان می کرد که اگر روزی در افغا نستان آتش بس شود، من در مکٌه رفته دوصد رکعت نماز می خوانم و اگر روزی در بین شیعیان وحدت شود، من در مکّه هزار رکعت نماز می خوانم. این رادرسخنرانی های خود شعار می داد ومی گفت. مرد می هم که مهاجرشده ودر بیرون رفته بودند وفشار دیده بودن این حرف راخوب استقبال می کردند. امَا روزی که ما به خاطر حفظ موجودیَت تشیَع وهزاره در افغا نستان تصمیم گرفتیم که وحدت کنیم، آقای محسنی می گفت که اوَ لین شرط ما در وحدت بی شرط بودن وحدت است؛ یعنی کسی شرط قا ئل نشود. شش نفر از اعضا ی شورای مرکزی اش دربامیان آمد، وحدت را امضاء کرد وبر گشت. آقای محسنی که تاحالا خلاف مبنای فکری اش شعار می داد، فکر کرد که تا حالا که جنگ راتقویَت می کرد م واختلاف بود، من وحدت را شعار می دادم، حالا که اینها آ مده وحدت کرده اند. دیگر چه بگویم؟این بود که از بی شرط بودن وحدت گذشت؛ سه شرط ما ند! اعضای شورای مرکزی در بامیان نشستند هر سه شرط راقبول کردند. امَاوقتی خارج رفتیم، نه شرط شد، دوازده شرط شد، آخرش به این نتیجه رسیدیم که ایشان نمی آید.

چهره چهارم محسنی

مسلمان ناب

حرف از اینجا شروع می شود. آقای محسنی می رودپاکستان وبه کسانی که موجودیَت مارادرافغانستان نفی کرده بودند می گوید که این حزبی که در بامیان تشکیل شده، حزب هزاره ها ست ودر آینده ازشما حقوق می خواهد!اینها مسائلی است که شما باید بد انید ونسلهای آینده ی تان هم بدانند.

آقای محسنی به آنها می گوید که شماباید مرا تقویَت کنید؛ من از نگاه تشکیلاتی چهارده سال مبارزه کرده ام، آیت اللَه هم هستم، امکانات بد هید، از اینکه وحدت جا بیفتد، جلوش رامی گیرم، من با شما هیچ اختلاف ندارم. وقتی که این مسأ له پیش می آید، درپاکستان به تقویّت کردن آقای محسنی می پر دازند. مولوی خالص هم که قبلاٌشعار هایش را داده است در یک مصاحبه ای که با خبر نگار انگلیسی دارد، آقای محسنی درکنا رش نشسته است. این خبرنگار از مولوی خالص باز خواست می کند که تومی گوفتی: من شیعه هارا قبول ندارم، حالا که آقای محسنی درکنا رت هست، چطور است؟ مولوی خالص واضح می گوید که محسنی ازماست! مردم مابا ید این نکته راتوجّه کنند و بدانند که برای چیست؟ استنباط من از اینجاست که عمل مولوی خالص – بر خلاف شعارش – نژادی است، نه مذهبی. چراکه مولوی خالص بگوید: آقای محسنی از ماست؟ بلی، آقای محسنی هزاره نیست ومولوی خالص باهزاره ها اختلاف داشته است. راست می گوید.

بعداً وقتی که وحدت به وجود می آید، تبلیغات به راه می افتد که این وحدت رانجیب به وجود آورده. شما دیدید، تعدادی که آلۀ دست اجانب قرار گرفته بودند، آنروز درمقابل، پول، مصاحبه هاو سخنرانی های زیادی کردند که این وحدت،وحدت دولت کابل است. آقای محسنی دراین رابطه، علیه قومندانان داخل افغانستان ( کسانی که بادولت تماس گرفته اند) صحبت می کند وآنها را محکوم به اعدام می نماید ومر تد می گوید.

چهره پنجم محسنی

قرآن در دست وخنجر در آستین

قبلاً گفتم که در افغانستان شعار مذهبی است، امّا عمل نژادی است. درپشاور مذاکرات ادامه داشت.ازطرف حرکت اسلامی، آقای جاوید مذاکره می کرد وازطرف ما هم آقایان خلیلی وبلاغی. جلسات ده، پانز ده روز ادامه پیداکرد. بحث بر سر این بود که ما یک حزب کلان هستیم که ازنه حزب تشکیل شده است؛ فقط یک قسمتی از حر کت جدا شده، احزاب دیگر همه در وحدت هستند، لذا ما به عنوان یک حزب، سهم نمی گیر یم، باید به ما سهم بیشتر داده شود. در شورای قیادی نفر بیشتر بدهند، در شورای جهادی، نفر بیشتر بدهند و... امّا اینها فیصله کردند و گفتند که حرف شیعه ها را بعد اً می زنیم. در اینجا موضعگیری ها باز خلاف انتظار مر دم ما بود ونا فهمی اینها یکبار دیگر در تاریخ تکرار شد که بعد از سه سال وبعد از این حضور نظامی فوق العاده، باز هم می گو یند که بعداً حرف اینها رامی زنیم. در اینجا هم آقا ی جا وید مو ضع گرفت وهم آقای خلیلی. آقای صبغت الله مجددی مصاحبه کرد و درآن مصا حبه اش معذرتخواهی نمود. شما همه ی تان راد یوها را گوش کردید وشنیدید که گفت: این مساُ له اشتباه بوده و ما برای این برادران خود، حقّ قا ئل هستیم. امّا وقتی که باآقای محسنی وارد مذاکره شدند، اومصاحبه کرد که ما اختلاف نداریم، سوء تفاهم شده ! یعنی آنهایی که در پا کستان تصمیم گرفته اند، تبرئه شدند، درحالیکه فیصله بر این بود که این دو جریان، روی مصالح تشیّع در اینجا مشترکاً یک موضع بگیرند، ولی ایشان این فیصله را زیر پاکر دند ومعا مله کردند، خو ش برادران بیاید یا بد شان بیاید، این را ما در تا ریخ می گو ئیم که با سر نوشت مرد م ما معامله کردند.

آقای یو نس خالص که شیعه ها را نفی می کرد، وقتی که شورای قیا دی در کابل تشکیل شد، با حضور آقای محسنی اعتراض نکرد، یا خودش یا نما ینده اش مر تب در شورای قیا دی شر کت می کرد. شما شاهد این مساٌ له بود ید. باز ببینید که اگر در اینجا مساٌ له مذهب مطرح است، آقای محسنی شیعه است، کسی منکرش نیست. پس چرا اعتراض نکرد، جلسه را ترک ننمود؟ ولی وقتی که حزب وحدت وارد جلسات شد، از آن تاریخ به بعد جلسه را ترک کرد و دیگر نیامد؟ از این مسا ئل هم می گذ ریم.

آقای مجد دی از شورای قیا دی هیاٌ ت تعیین کرد که با ما مذا کره کند. به هشت نفر در شورای جهادی موا فقت کردیم، به دو وزارت خانه ویک و زارت خانة کلیدی ( که وزارت امنیت بود). به محض موا فقت روی این مساٌ له، تا هنوز در بیرون اعلا م هم نشده بود که آقای سیاف بر ما حمله کرد.

بعد از آنکه جنگ اوّل خا تمه پیدا کرد، این توافق از رادیوی بی بی سی اعلا م شد. بلا فا صله در چهلستون شورای قیا دی دایر شد، در این جلسه آقای محسنی پیشنهاد کر د که وزارت امنیت باید منحل شو د و همان بود که منحل شد!

شما اینها را شا هد بوده وبه دقت دنبال کرده اید، برای اینکه بطور مسلسل در تا ریخ بیا ید، من دو با ره یاد آور می شوم.

وقتی که وزارت امنیت منحل شد، ما گفتیم که معا دلش را قبول داریم، هر چه که هست. عضویت هشت نفر را که در شو رای جهادی پذیر فتند، آقای جاوید از جلسه بر خاست که اگر شما به وحدت اینقدر امتیاز می دهید، ما دیگر در کنا رشما نیستیم ! شما و وجدانتان ؛ این را چه فکر می کنید؟ آیا به مر د م شیعه ای که حذف شده بود و با تصمیمی که گر فت، دیگران را وا دار کرد که مو جود یّت شان را جبراً قبول کنند، خد مت صورت گر فته است یا خیا نت؟

چهره ششم محسنی

یک رنگی در خلوت و جلوت

در این دورا نی که سیزده جنگ بر سر شما تحمیل شد وبیش از بیست هزار نفر تان زخمی شده وسه هزار نفر شهید دادید وشا ید ده هزار خانۀ تان خراب شد، ما یک بار از آقا ی محسنی و آقای جاوید نشنید یم که گفته با شند ما عا ملین این جنگهای تحمیلی را محکو م می کنیم. وچه بسا که آقای محسنی اینجا صحبت کرده وگفته است که این جنگها بی مفهوم است واین جنگهای کور است.

شما سخنرانی ها یش را شنیده اید ولی همین آقای جا وید و آقای محسنی، که برادر مان آقای صادق مد بر هم این مساٌله را یاد آور شدند،به سر یک موتر با حزب اسلامی جنگیدند.

من تا این زمان که مو ضعگیری های آقای محسنی را ندیده بو دم، نمی دا نستم که تصمیم ایشان یک چیز است وشعار شان چیزی دیگر. بخاطر خشنودی حزب اسلامی، آقای محسنی مصاحبه کرد واین جنگ را محکوم کرد. به همایون جریر گفته بود که شورای نظار قومندانان مارا خریده واینها در تحت تسلط ما نیستند وما کشته ی شان را مرتد می دانیم. جریر آمد واین مساٌله را برای من بیان کرد وگفت که آقای محسنی با این جنگها وکسا نی که جنگ افروزی می کنند،اختلاف فوق العاده دارد، ما باید به او بها بدهم. من خندیدم وگفتم که فکر نمی کنم این طور باشد. بعد هم وقتی که آقای محسنی در مد رسه مهدیه آمد وصحبت کرد. این جنگ را بطور ضمنی رد کرد، ولی ( برادر مان داکتر صادق اینجا هست) به شکل خصوصی به شورای مر کزی حرکت گفته بود که این جنگ برای ما افتخار آفرید... این جنگ برای آقای محسنی وجاوید افتخار آفرید... برای مردم ما فا جعه بود، شما شاهید گرسنگی در اینجا بودید، شاهید قحطی بودید ، شما شاهید بودید که دراینجا مواد غذایی پیدا نمی شد، شما خساراتی راکه در ظرف سه ماه بسته شدن بازار دوغ آباد بر داشته اند، مقایسه کنید که چند برابر پولی که اینها از دولت گرفته اند وچند برابر بهای مو تر آنها می شود. مااینها را خلاف منا فع مردم خود می دانیم.

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

چهره هفتم محسنی

برمسند فتوا

آقای محسنی در صحبت اخیری که کرده است، باز روی بی معیاری وبی قانونی و لجام گسیختگی که فعلا در افغانستان حاکم هست – که فتوا دادن یک چیز معمولی ورایج شده است– مارا«محارب» و« متجاوز» داده ودر بیانیه خود گفته که اینها مخالف سید ها هستند!!«[1] »

شما این حرف های اورا شنیدید وخوب گوش دادید؛ ما این حرف واین قبیل تبلیغات را به نفع جامعه افغانستان، به نفع جامعه تشیع نمی دانیم که کسی بنام هزاره، سید،قزلباش، بلوچ وتاجیک، چیزی را مطرح کند و نفاق اندازی نماید وهر کس هم که این مساٌله را دامن بزند من یقین دار م و اعلان می کنم که مز دور بیگا نه است. این موضع ما است.

از نگاه تشکیلاتی هم شمامی دانید که این حرف آقای محسنی – که گو یا من مخالف سید ها هستم – تا چه حد راست است. فعلاً مسؤول عمومی نظامی من سیّد است، رئیس ارکانش هم سیّد است در دفتر سکر تر م نیز سید است!

بلی،در ست است که من مخالف خیانتکاران و معامله گران هستم (تکبیر مر د م) و اگر خائن و معامله گر از قثر و هر طایفه هر مر دمی با شد، هیچ مراعات ندارم.

چهره هشتم محسنی

بر هزاره دفاع واجب، بر قند هاری نه

از سوی دیگر آقای محسنی که این حرف رامی گوید، بیائیم یک نظری در تشکیلات حر کت اسلامی بیندازیم که آیا او تبعیض نژادی اعمال کرده یا ما؟اوّل که انقلاب شروع شد وحرکت اسلامی بو جود آمد.( خود برادران قند هار این مساٌله را بمن گفتند واکنون من به عنوان یک اما نت برای شماباز گومی کنم تا در تاریخ شما ثبت باشد) از هزاره های قند هار، رفته بودند، پیش آقای محسمی که خوب، حالا جنگ شده، تکلیف ماچیست؟ آیا ما ازآنجا بیرون شویم یا بمانیم؟ ایشان شش قسم آیه وروایت برا یشان می خواند که دفاع واجب است. اگر شما از آنجا بیرون بیائید عنعنات مذهبی ازبین می رود، رسو مات دینی از بین می رود، باید مقاومت کنید. امّا از قومای آقای محسنی که هزاره نبوده، پیش ایشان می رود، ایشان می گویند که من برایت کمک می کنم، از قند هار بیرون بیا، آنجا جنگ است، اولا د وزندگی تو تلف می شود!!«احیای هویت-مجموعه سخنرانی های شهید مزاری- جلد اول- مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان- ناشر انتشارات سراج چاپ اول زمستان1374 صفحات 171تا183با کمی تلخیص»

چهره نهم محسنی

مجتهد نقل – مرشد عقل

می خواهم تصویر آیت الله محسنی را در آینه آثارش نیز مصورکنم تا معلوم شود که ایشان شخصیت چند لایه دارد همانطور که در عرصه های سیاست مردمیدان است در عرصه های کتابت نیز مرد میدان می باشد ودر بیان منویاتش جسارت دارد وهمین جسارت ایشان است که پیروان درس ناخوانده اش بدون آن که بدانند در عرف حکیمان، حکیم متأله بر چه معیار واساسی بر حکیمی،حکیم متأله اطلاق می شود، او راحکیم متأله می نامند وفقیه زاهد.

نگاهی به آثار آقای محسنی نشان می دهد که او در بسیاری از رشته ها کتاب نوشته است که در بعضی از آن رشته ها تخصص متعارف ندارد مثلا در رشته اقتصاد وفلسفه کتاب نوشته اما تخصص ندارد. تخصص ایشان در کلام سنتی وفقه مقارن است وتخصص ویژه ایشان در علم رجال وحدیث می باشد.

در علم کلام « صراط الحق » را نوشته است اما در همین کتاب وقتی به جان فیلسوفان چون فارابی، بوعلی سینا وملاصدرا، می افتد ومی خواهد کفریات آنان را ثابت کند، دست آیت الله رو می شود ومعلوم می گرددکه ایشان از فلسفه فقط نامی شنیده واز حکما اختاپوسی در ذهنش خلق نموده وسر همان مخلوقات ذهنیش را می تراشد وانسان را بیاد متکلم اشعری چون امام غزالی وکتاب «تهافت» ایشان می اندازد.

کتاب« روح از نظر دین» آیت الله محسنی، به شیوه وسبک تفکیکیان نوشته شده وبه پندار شخص ایشان روح،ازنگاه دین وفلسفه مانع الجمع است. وخود ایشان به گونه ی تحلیل نموده که روح یک موجود جسمانی است والبته این برخلاف مبنای خود ایشان هم است.

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

1 - کتاب صراط الحق - سه جلد در علم کلام

2- کتاب حدود الشریعة فی محرماتها و واجباتها - در چهارجلد مربوط به علم فقه

3- کتاب حدود الشریعة فی واجباتها - در دو جلد

4- فوائد رجالیة

5- متافیزیک

6- قرآن یا سند اسلام

7- فوائد دین در زندگانی و عقاید اسلامی

8- اقتصاد معتدل

9- معجم الاحادیث المعتبرة - در شش جلد

10- الفقه و مسائل طبیة

11- حکومت اسلامی

12- مشرعة بحارالانوار - در دو جلد

13- الضمانات الفقهیة و اسبابها

14- القواعد الاصولیة و الفقهیة

15- روح از نظر دین

16- عقل و علم روحی جدید

17- تقریب مذاهب از نظر تا عمل

18- روش جدید اخلاق اسلامی

19- توضیح المسایل طبی (پزشکی)

20- زن در شریعت اسلامی

21- جنگ در تاریکی (شیعه و سنی چه فرقی دارند)

22- مهدی موعد(عج)

23- تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان

24- الارض فی الفقه

25- نظرة عابرة

26- خواست شیعیان افغانی

27- وظایف اعضای بدن

28- همبستگی اسلامی

29- خواست شیعیان افغانستان

30- حل ۶۶ سئوال دینی

31- گوناگون- در دو جلد

32- عقاید، فقه واخلاق

33- عدالة الصحابه

34- توضیح المسایل جنگی

35- جهاد اسلامی- در دو جلد

36- عقاید برای همه

37- خداشناسی منهای دین

38- جوان و دوره جوانی

39- قضاء و شهادت

40- دین و اقتصاد

41- روابط انسان

42- راه ترقی ما

43- دین و زندگی

44- خود را بسازیم

45- وحدت امت

46- مقالات

آیت الله محسنی علاوه بر این کتاب ها چند کتاب بر رد مذاهب ونحله های فکری جهان اسلام نوشته است که بانام های مستعار است ومن هم بناندارم که آن ها را در این مجموعه آثار ایشان لیست کنم.چون شرعا معذورم.

1- صحبت آقای محسنی در نواری در پاکستان ضبط گر دیده و به کابل فر ستاده شده است، وبعد هم همان مطالب را در مصاحبه با بی بی سی بیان داشت.

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

کتاب جنگ در تاریکی « شیعه وسنی ازهم چه فرق دارند» اوج منافقت محسنی را نمایان می سازد. درست درهمین کتاب است که آیت الله محسنی حدیث باقر مجلسی را مبنی به پنهان نمودن عقاید باطنی هم تايید نموده وهم به او انتفاد کرده که چرا چنین حدیث مهم را در کتاب خویش آورده است.
حالا آقای محمد نام کذایی میخواهد با چرندیات تکراری اش که هر روز آنرا در تلویزیون بیت الخلای خویش زمزمه میکند بر عقیدهء اهل سنت وجماعت خورده بگیرد. برو بچیم که تو هنوز خیلی خورد تر از آن استی که حقانیت مذهب باطل خودرا ثابت نمایی

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 98 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس