رفتن به محتوای اصلی
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد

چه کسی در موقعیت های دشوار،به یاری رژیم ایران میرسد؟
بقلم : کمباور کابلی

پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تراژدی برج های دوگانه نیویورک، جورج بوش( پسر) به افغانستان
لشکر کشید ، طالبان را سرنگون کرد و حامد کرزی را به تاج وتخت رساند! امریکا مدعی شد، القاعده ، طراح این حملهء مرگبار است و رهبر آن، بن لادن ، در افغانستان، زیر چتر حمایت طالبان به سر میبرد!
هنوز مدتی از تهاجم امریکا به افغانستان نگذشته بود، که جورج بوش، بصورت ناگهانی، بدون مجوز شورای امنیت ملل متحد، به بهانه وجود اسلحهء شیمیایی ، به بغداد ، حمله ور شد؛ صدام حسین را سا قط و ویرا در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم کرد! پس از هلاک صدام ، نوری المالکی ، با تبانی پشت پردهء جمهوری اسلامی ایران و امریکا، در عراق به قدرت برداشته شد !
خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد
نوری المالکی، از شیعیان سکولار،به تدریج، بقایای حزب بعث و اهل سنت عراق را از حکومت ، کنار گذاشت و با حمایت جمهوری اسلامی ایران،تا هفته های اخیر ، بصورت یک حاکم مطلق العنان ، در آن خطه، حکمرانی کرد!
صدام حسین ، رهبر معدوم عراق، در تمامی سال های زمامداریش،اجازهء خود نمایی و رشد به گروه های افراطی اسلامی را در قلمرو عراق، نداده بود؛وی به سپاه پاسداران تحت قوماندهء آیت الله خمینی نیز اجازه مداخله وخرابکاری در سرحدات عراق نداد و وقتی خمینی ، تصمیم گرفت، بصورت علنی، به« صدور انقلاب اسلامی ا یران» در آن سوی مرز هایش بپردازد؛ صدام، ناگزیر شد ، با ایرانیان وارد جنگ دراز مدت شود!
با اشغال عراق بوسیله جورج بوش و نابودی دولت قانونی عراق، موازنه قوا، در خاور میانه به هم خورد ؛ و ایران اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای یکه تاز و باغی، قد بر افراشت و مداخلات آن نه تنها بر کشور های همجوار ، که تا شاخ افریقا، پیش رفت

تظاهرات و جنبش مردمی سال ۸۸ در ایران: در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، به دنبال پیروزی غیر مترقبه محمود احمدی نژاد( دوره دوم) در انتخابات ایران،مهندس میر حسین موسوی و چند کاندید دیگر پست ریاست جمهوری که با احمدی نژاد رقابت میکردند، نتایج شمارش آراء را زیر سوال بردند؛ دوروز پس از اعلام نتایج، در تهران ، تظاهراتی عظیم ، با اشتراک در حدود سه و نیم میلیون جمعیت ،بر پا شد؛ این جنبش و خیزش کم سابقه ،در حدود ده کیلومتر امواج خروشان انسانی را در بر می گرفت ، میدان تجریش، میدان امام حسین، میدان انقلاب و میدان آزادی، همه در اشغال تظاهر گران بود، درین نمایش عظیم مردمی ، در ۲۵ جوزای سال ۸۸،از پگاه تا بیگاه٬ در حدود پنجاه نفرزخمی و کشته شدند
هرچند ،جهانیان، در برابر این خیزش پهناور که شکل و شمائل ویرانگر و مخرب نداشت؛ یعنی مسالمت آمیز و با شعار های معتدل بود؛ سر تحسین فرود آورد؛ اما دولت اوباما، برای تقویت روحیه ء مخالفان رژیم خامنه ای ؛ هرگز اعلامیه ای صادر نکرد؛ گویا نقش یک« ناظر بیطرف» را بازی کرد
به این صورت، رژیم استبدادی خامنه ای، توانست، پس از چندی ،مخالفان را تار مار کند، و جمع بزرگی را به زندان ا فکند!
دولت امریکا که از مخالفان رژیم ایران، با یک تکه کاغذ و چند سطر نوشته، پشتیبانی معنوی نکرد؛ در زمان حرکت های تحول طلب کشور های عرب، مصر ، تونس ، لیبی و یمن، نه تنها، به سود این نهضت ها و حرکت ها، اعلامیه ها صادرکرد، بلکه عملا در کنار تظاهرکنندگان، گام زد، حتا در لیبی، مستقیما علیه دولت معمر قذافی داخل جنگ شد
خامنه ای ، دیکتاتور ایران اسلامی، بدین گونه با یاری پشت پردهء امریکا ، ازین معرکه ء مهلک ، باز جان سالم بدر برد
داعش و ایران اسلامی:
برای بقای رژیم اسلامی ایران، داعش که اینک خود را « دولت اسلامی»میخواند، پس از صدام حسین،بزرگترین خطر است؛داعشی ها، در عمل نشان داده اند، با شیعه یان ، میانه ای نیک ندارند؛ داعش ، نوری المالکی و جانشین او را دست نشاندهء حکومت ایران می داند و مداخلات بی حدوحصر ایران را در امور عراق، سبب ازهم پاشیدن نظم سنتی در عراق، تحریک کرد ها به کوبیدن طبل استقلال و دربدری جامعهء اهل سنت عراق، ارزیابی میکند.هییچ شکی وجود ندارد که نخستین تخته خیزفرامرزی داعش ، قلمرو ایران خواهد بود ! دولت اسلامی ( داعش قبلی) میداند که بدون تصرف ایران و انهدام رژیم خامنه ای؛ امکان دسترسی این جنبش به مرز ها و سرزمین های آرمانی ، دشوار است. داعش تا گام بر ایران نگذارد، رویای تصاحب، ترکیه و هند وسند و قفقاز ، مستبعد خواهد بود!
پس چرا خامنه ای دست به الا شه ، نشسته است؟
خامنه ای ، وقتی کتاب حوادث سهمگین ایران دوره اسلامی را ورق میزند، در می یابد،ایالات متحده، یک بار با اعدام صدام حسین؛ دگر بار،با اعلام بیطرفی در جنبش میلیونی مخالفان،( جنبش سبز)، برای بقای رژیم آخوندی،اشتیاقی محسوس ، نشان داده است ( هرچند به زبان نمی گوید)٬ پس از کجا معلوم است این بارنیز، امریکا، به استعانت رژیم ایران از شر« دولت اسلامی» ٬داعش، بر نخیزد!
آیت الله ۷۵ ساله درست حدس زده است. بارک اوباما ، برای شکست داعش، مجموعه ای از همپیمانان خویش را در صحنهء جهانی بسیج کرده است
این احتمال وجود دارد که با یورش نظامی امریکا به قلمرو سوریه، به بهانه ء نبرد با داعش،رژیم بشار اسد ، یگانه متحد رژیم ایران در جهان عرب، نیز ازسراشیب فروپاشی ، رهایی یابد و رجز خوانی چندین ساله غرب برای سرنگونی اسد، که متهم به استفاده از سلاح شیمیایی و جنایات جنگی علیه بشریت است ، سراپا نقش برآب گردد
رژیم خامنه ای٬ حفظ نظام بشار اسد را، برای ایران واجب تر از نماز و روزه می انگارد ، دولت ایران، باری گفته بود،اگر قرار باشد ، برای دفاع از خوزستان و سوریه ، من ، یکی را انتخاب کنم، بدون تردید٬ سوریه را بر می گزینم!
در میان مخالفان و تهدید کننده گان رژیم اسد،جنبش دولت اسلامی( داعش)،از بقیه ء گروه ها ٬ منسجم تر و قوی تر است؛ بشار اسد ،در دل خوشنود خواهد بود که مار آستین او( یعنی داعش) بوسیله دشمن دیگر او( یعنی امریکا)، درهم کوبیده شود؛ هرچند در ظاهر می گوید ، باید این عملیه ، با هماهنگی ، اطلاع و اجازهء رژیم دمشق ، باشد

داعش را چه کسی داعش ساخت
به نظر من، اشغال عراق به وسیله امریکا و سپس واگذاری این کشور به حکومتگران ایران و تحقیر جامعهء سنی در عراق، یک فاکتور متبارز برای ایجاد داعشی ها بوده است.جنگ فرسایشی در سوریه و موش و گربه بازی امریکا با رژیم علوی بشر اسد ، نیز پای داعش را به سوریه باز کرد
عبدالحلیم خدام معاون سابق بشار اسد و یکی از بازیگران مهم سیاسی در جهان عرب که اکنون در فرانسه، اقامت دارد، به این باور است که رژیم ایران ، داعش را به سوریه آورده است. خدام در مصاحبه با شرق الاوسط میگوید:
«ایران “داعش” را به سوریه آورد. کسی در این حقیقت شکی ندارد. ایران یک بخش اساسی در جنگ در سوریه است… سازمان های اسلامگرای شیعه و سپاه پاسداران و حزب الله (لبنان) در کنار بشار اسد می جنگند. سرنگونی رژیم ضربه دردناکی به رژیم ایران وارد می کند. شاید بپرسی چرا؟ پاسخ من این است: سرنگونی رژیم اسد به نقش ایران در عراق پایان داده و نقش “حزب الله” را در صورت عدم پایان به آن، کمرنگ خواهد کرد. کما اینکه شبه نظامیان ایران و شاخه های وابسته به آن ها کاهش می یابد. باور کن، در صورتی که این اتفاق رخ دهد نفوذ ایران در منطقه کاهش می یابد. به این دلیل است که ایرانی ها با حمایت تسلیحاتی و ارسال جنگجویان به پشتیبانی از رژیم اسد می پردازند. اگر بگویم “داعش” مستقیما از سوی ایران هدایت می شود سخن گزافی نیست.» ختم نقل قول
منظور خدام٬ شاید این است که رژیم ایران، وقتی دریافت، « ارتش آزاد سوریه» توسط جهانیان به عنوان یگانه « اپوزیسیون مدنی و اعتدالی » ضد بشار اسد شناخته شده است و این نهاد، سرنگونی اسد را تنها هدف استراتیژیک خویش میداند؛ بطور عاجل دست به کار شد و این گروه افراطی( داعش) راوارد معادلات جنگ سوریه کرد، تا جنگ مقدس ضد استبداد اسد را یک نبرد« ملوث و کثیف » نشان دهد و مقدمهء « جنگ داخلی» یا « جنگ بین گروه های متخاصم» را در سوریه ، پایه گذاری کند، که در نتیجه برای استمرار حکمرانی بشار اسد وقت و فرصت، باز خرید شود!
همین اکنون نیز رژیم خامنه ای از بسیج جهانی علیه « دولت اسلامی = داعش» بسیارخوشحال و هیجان زده است اما این انبساط خاطر رابروز نمی دهد٬ گویا با تبلیغات وسیع رسانه ای میکوشد، برای رژیم اسد، نیز کسب مشروعیت کند یعنی با یک تیر ، دو نشان بزند

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

98 دیدگاه
پرویز "بهمن"

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

آقای محمد!
چرندیات وجعلیات جنابعالی در اتهام زنی و ساختن روایات کذایی وبی اساس را پایانی نیست بهمین نسبت من وقت خودم را بالای این چرندیات ضایع نمی سازم. از نظر اصول اعتقادی تمام مذاهب اسلامی: تاریخ مصدر تشریع نمیتواند باشد. روایت های تاریخ احتمال صواب وخطا را دارا می باشند. تعصب ورزیدن کورکورانه به یک روایت ضعیف وموضوعی کار انسانهای متعصب وکور مغز مانند جناب عالی می باشد. نزد من همهء یاران واصحاب پیامبر چه آنانی که شامل اهل بیت پیامبر بودند وچه آنانیکه خارج از اهل بیت پیامبر بودند مسلمان ومومن بودند. هیچ آیهء قرآنی دلالت به کفر ونفاق وارتداد یاران واصحاب باوفای پیامبر نمیکند وهیچ نوع قصه های ساختگی صفوی ایمان مرا در بارهء پیامبر ویاران پیامبر متزلزل نمی سازد. خودت این افسانه های ساختگی را میتوانی برای کسانی بیان کنی که تمام وجودش پر از نفرت قومی وعرب ستیزی باشد. برای من کفایت میکند که یک افترای بزرگ شما را که تایید آنرا به ابن حزم اندلسی نسبت داده بودید غلط ثابت نمودم. جناب عالی که قبلا مدعی بودید که ابن حزم ترور پیامبر را توسط ابوبکر وسعد وطلحه وعمر تایید نموده ولی زمانیکه متن کتاب ابن حزم را آوردید خجالت ورو سیاه گردیدید. بدون شک اگر تمام این افسانه های بی پایهء شما را ردیابی نمايیم همان قصهء ابن حزم اندلسی تکرار میشود.
در قسمت احادیث من نظر خودم را داده ام وبر نظر خویش تا هنوز ایستاد می باشم هیچ نوع تناقض و تضاد را شما درحرفهایم نسبت به حدیث پیدا کرده نمیتوانید.
شما با این چرندیات تان زیاد تقلا بخرچ میدهید که تا از گفته های من درقسمت حدیث تناقض را کشف نمایید. این کوشش شما بیجا است. من همانطوریکه قبلا خدمت شما عرض نموده ام یک بار دیگر تکرار می نمایم که:
در احادیث احتمالات صواب وخطا وضعف وقوت موجود است ولی باور نمودن مطلق به روایات ازنظر من کار یک مسلمان عاقل ؛ با انصاف و باجدان نیست.
خصوصا آن نوع روایات جعلی که برتری طلبی قبیلوی میان اصحاب تاکید دارد. بخش از یاران پیامبر را معصوم وپاک و شایستهء جانشینی پیامبر وبقیه را منافقان ومرتدها گزارش میدهد. این نوع احادیث وروایات ازهرطرف واز هرمرجع وازسوی هر راویی که روایت شده باشد مردود است.
اینجا مسالهء نفع گروهی وضرر گروهی مطرح نیست. این خیلی احمقانه است که جنابعالی بار بار تاکید میکنید که : احادیث که به ضرر شما باشد آنرا قبول نمیکنید.
بلی! هرحدیث که بوی تفرقه ونفاق وافترا وجعل از آن بمشام برسد نزد بنده بحکم آیهء قرآن مردود است.
یا ایها الذین آمنو ان جاء کم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین
در طول این چهارده صد سال فاسفان زیادی بنام علی ومعاویه کتابهای زیادی نوشته اند واز نام وآدرس اصحاب ویاران پیامبر روایتهای را ذکر نموده اند که فقط به خنده می ارزد.
من در بالا بطور ضمنی خدمت جنابعالی اشاره نمودم که : بسیاری از کسانی را که شما آنها را ایمهء معصومین نامگذاشته ایدآنها ازطرف مادر ایرانی تبار اند. امروز از حضرت امام رضا درمشهد وبالاتر از آنها در دامان مادران ایرانی تولد وبزرگ شده اند. بعداز حملات مغول و متعاقب آن استقرار دولت صفویه در ایران امروزی سلسله روایات جعلی واختراع احادیث جعلی رونق بیشتر یافت. بهمین ترتیب خلافت عثمانی در قلمرو ترکیهء عثمانی کمتر از صفوی های ایرانی در اختراع احادیث جعلی دست کم از صفوی های ایرانی نداشتند.

درقسمت آیهء سورهء نسا وصفات اولی الامر که جناب عالی تاکید دارید که باید خصوصیت معطوف ومعطوف علیه باید یکسان باشد این مساله صرف به یک خنده می ارزد.
این اصلا یک قاعدهء نحوی است که معطوف ومعطوف علیه إعراب یکسان باید داشته باشند. اما اینکه ازنظر خصوصیت های باطنی هم باید معطوف ومعطوف علیه یکسان باشند پس باید خدا ورسول واولی الامر همه یکسان اطاعت شوند. آیا این ادعا مسخره نیست.
ضمیر « منکم» اضافت بسوی مسلمانان دارد نه بسوی الله ورسول.
اگر قول شما می بود بخداوند چه مشکل وجود داشت که میفرمود که: اطیعوالله واطیعوالرسول و اولی الامر من جانب الله و ومن جانب الرسول علیکم» می آمد. درحالیکه ضمیر جمع مخاطب مذکر؛ اشاره بطرف مسلمانان دارد. این موضوع ؛عقل افلاطونی نمیخواهد ونه هم میتواند بحث را بسوی کج راهه ببرد. پرسش من از شما این است آیا چنین تفسیر های من درآوردی شما تحریف آیات قرآن نیست ؟
خداوند گفته است که : از الله اطاعت نمایید واز حضرت رسول اطاعت نمایید واز صاحبان امر خود اطاعت کنید. شما میفرمایید که صاحبان امر را هم الله ورسول او بما قبلا تعین نموده اند. کجای این آیت دلالت بر تعین جانشین از جانب پیامبر دارد؟
اگر شرط «اولی الامر »تعین آن ازجانب پیامبر می بود چرا این موضوع در آیهء مذکور اشارتا دلالتا وصراحتا به چشم نمیخورد؟ شما این برداشت غیر منطقی را از آیهء مذکور چگونه گرفتید که ضمیر « منکم» عطف به الله و رسول دارد. چرا داشته باشد؟ خداوند چه ضرورت دارد که اینگونه منافقانه با بنده گان خودش حرف بزند.
«منکم » یعنی« من بینکم»
طبعا زمانیکه الله ؛ مومنین را مخاطب می سازد که از اولی الامر خود اطاعت نمایند این اولی الاوامر ازمیان مسلمانان می باشد ومسلمانان نیز بحکم بشر بودن شان خطاکار و اشتباه کار اند ؛ برای تعین اولی الامر درقرآن شرط آن معصومیت وپاکی مطلق درنظر گرفته نشد ونه هم پیامبر چنین تفسیر از این آیت دارد.. اگر می بود چرا این را قرآن صراحت نداد چه مشکل بود که خداوند این موضوع را گنگ گذاشت تا آنرا جناب عالی کشف نمايید؟

محمد

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم؛‏(1 اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را چرا آیه قران را تحریف میکنی این کفر نیست ؟وقتکه خدا امر بر یک شی میکند اطاعت ان واجب میشود اگر توایه را بااون مغز پوگ خود معنی کنی ومنکم را بجای عطف بر رسول به مؤمنیین کنید پس اطاعت از یک مسلمان ولو خطا کار واجب میشود بنا بر این نظر احمقانه جناب عالی کرزی یک مسلمان است اولوالامر هم هست اطاعتش واجب اگر زره عقل در سر داشتی میفهمیدی که آطیعو تکرار شده است این برای تاکید در وجوب است .حالا فهمیدم که شما عمری ها چرا به اشاره یک عرب بی عقل چون بن لادن و آبوبکر البغدادی خودرا در بین مردم بی گناه و اطفال زنها در مسجید وبازار هیچ فرقی هم نمیکند انتحار میکنید چون ولوالامر شمافتوا داده اطاعتش هم بنا به تفسیر غلت شمااز ایه قران واجب .کار شما ساخته است پس چرا نشستی برو انتحار کن تا بزودی عمر را در جهنم ملاقات کنی همین دو روز پیش در بروری شهری کویته پاکستان وفتکه مردم بیچاره در حال خرید عید بودند بی خبر ار اینکه یک عمری اهنگ بهشت رفتن را کرده برای خرید آمده بودند بیرون دیگر به خانه هایشان بر نگشتند چشم مادران شان به دروازه که شاید عزیزان شان برگردد ولی این آروزورا باید به گور بیبرند این نتیجه تفسیر غلت شما از قران است . شما کسی را که خدا صریحا در قران میگوید من از انها رجس وپلیدی را دور گردانیدم معصوم نمیدانید نه اعوذبالله شاید بیگویید خدا هم اشتباه کرده بی شعور وقتکه خدا میگوید من انها را از همه پلیدی ونا پاکیها دور گردانیدم پس تو چیکاره هستی؟ آیا کسی را که خدا پاک گردانیده گناه میکند ؟اگر چنین باشد پس نقض بر اراده خداوند به وجود نمی آید ؟خداوند آراده پاکی انها را کرده پس از اینده انها هم باخبراست معصوم یعنی چه معصوم یعنی اینکه خطانکند گناه نکند باک باشد . اره تو دروست گفتی صحابه برای شما فرق نمیکند چه عمری که خانه زهرا یگانه دوختر پیامبررا اتش می زند یا یزید که از یک پدر که دوشمنی اش با پیامبر از هیچ کس پوشیده نیست اوجنگ جمل را راه انداخت در این جنگ 10 هزار نفرکشته شد مادر این یزید هند جگرخوار که جگر حمزه سدالشهدا را بر دهان میگیرد وخودی یزید سرفرزند رسوالله را بریده از کوفه تا شام حمل میکند درانجا هم باچوب بر لب ودندان فرزند روسوالله ازش پذیرایی میکند برای شما عمری ها همه اینها یک سان است چون شما ها فرزند همان آبامکرهای هستید .تو اگر این همه جنایت را افسان و جعلی خطاب نکنید پس چه کارمیکنید؟ از شما انتظار غیر این هم نیست .یک دوزد نمیگوید من دوزدم ..... شما اگر اینها را قبول کنید که دیگر پایه های دین مزخرف شما بهم می ریزد یک شب داشتم تلویزیون پیام افغان رانگاه میکردم یک بی سواد عمری بنام سادات میگفت همه انتحار میکند المانیها هم خودکشی میکند هاههاهاها این احمق میخواست انتحاری را کوچک جلوه دهد فکر میکند همه مثل عمریها خرند خود کشی کجا؟ انتحاری کجا؟ کاش شما عمری ها که اینقدر به عاشق انحاری هستید بروید در گوشه خود را انتحار کنید . حالا تو هم همه جنایات آبوبکر وعمر را افسانه میگویی همه را مثل خود فکر کردی در دونیا انسان های روشن و با وجدان هم پیدا میشود در اخر نگفتی که دروغ که علی (ع)باان 3 خلیفه دروغین شما بیعت کرده از کجایت در آوردی ؟یا عثمان بی سواد جامع قران بوده ؟

ناشناس

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

هرچه قابل گفتن بود گفته شد قضاوت به خوانندگان محترم مربوط میشود تا مگر باستفاده از ان راه را از چاه فرق دهند.
با احترام

ناشناس

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

محمد جان با خواندن کتاب خطابه های علی اگر باز معتقد به عصمت (مبرا از گناه بودن) علی باور داری دیگر میشود گفت که خری.
خوب خر صایب اول روی اطیعو که دو مرتبه آمده دقیق شو بعد ببین اولی الامر به بقیه آیه ربط دارد که شما خر صایب تحریفش کردی. رافضی برو مسلمان شو.

ناشناس

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

خدا را شکر، اهل سنت به این بالندگی فکری رسیده اند که رافضی ها را غیر مسلمان دانسته به ساختگی بودن احادیث ایشان پی ببرند. یاالله شکر هزار ها بار شکر.
برای شناسایی حدیث صحیح و درجه ان میباید به یکی از وبسایت های مثل dorar.net سر زد تا قانون دروغ از غیر دروغ شناسایی گردد.
با احترام

پرویز "بهمن"

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

آقاي محمد! داري هذيان نويسي وسخنان بي ربط ونا سنجيده را به آخرين حد آن رسانده ايي، تا جاي كه اين سخنان بي ربط به زيان خود تان تمام شده است . خوانندهء زيرك وآگاه ازين هذيان نويسي هايتان فقط بر جهالت ولجاجت جنابعالي ميخندد. حالا بخوانيد كه اين هذيان نويسي تان چگونه بر ضد خودتان تمام شده است.
اين اعتراف خودتان است بخوانيد: :" اگر ذره عقل در سرداشتي ميفهميدي كه أطيعوا تكرار شده است ، اين براي تاكيد در وجوب است" اين سخن جنابعالي نقض كنندهء گفته هاي قبلي جناب عالي است ، زيرا خداوند براي وجوب اطاعت از الله واز رسولش محمد صلي الله عليه وآله دوبار فعل امر اطيعوا را تكرار نموده است درحاليكه در اطاعت اولوالامر فعل أطيعوا ديده نميشود، اين نظريهء جنابعالي تاييد كنندهء نظر بنده است نه از شما. به اين خاطر جا دارد كه از شما يك تشكري جانانه هم نمايم كه ناخود آگاه به اين حقيقت مسلم تن در داديد كه اطاعت از اولوالامر معادل اطاعت از الله ورسول او نمي باشد. بناء بيرون آوردن معناي اوصياي پيامبر از اولوالامر ومعطوف ساختن ضمير ( منكم) به سوي الله ورسولش يك حماقت آشكار وسرتمبه گي بيش نيست كه براساس همين معيار جنابعالي بخودي خود منتفي گرديد.
بازهم درقسمت عمليات انتحاري وترور ؛ جنابعالي خزعليات گذشتهء تانرا تكرار نموده ايد. موقف من همان است كه خدمت شما بيان داشتم : ترور، وحشت، انتحار ، دين ومذهب معين ندارد.

محمد

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم؛‏(1 اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] عزیزان خواننده خود شما قضاوت کنید آیه قران است که ای کسانکه ایمان آوردید اطاعت کنید خدا را پس اطاعت از خدا واجب هست یانه؟ بعد گفته آطاعت کنید رسول خدارا پس اطاعت از رسول خدا هم واجب شد بعد بیدون استثنی گفته اطاعت کنید از والوالامر پس اطاعت از ولوالامر هم واجب شد چون از جانب خدای متعال استثنی نشده پس معلوم میشود آطاعت از ولولامر هم واجب است .تو آقای پرویزعیر وجوب را از کجای این آیه در آوردی؟ حالا مشکل ما در این جاست که عمری ها میگویند (منکم/ بر میگردد به آمنو اگر جنین باشد اطاعت از همه مؤمنین واجب میشود چون آمنو مطلق است شامیل عمر و یزید هم میشود چون انها هم به ظاهر مسلمان بودند یا هر ولولامری دیگر .. ولی ما میگویم نه ولول امر بر میگردد به رسول بنا بر این این اولو لامر را باید رسول الله تعیین چرا چون هر کسی را که پیامبر ولوالامر تعیین کند 100 در صد رضای خداوند هم در ان هست چون خود خدای بزرک میگوید : «(وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى); او هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد» ااز این جااین نتیجه هم گرفته میشود که حدیث قرطاس خلاف گفتار عمری ها تضاد با قران نیست بلکه مطابق با قران است پیامبر با وجودیکه ولوالامر را تعیین کرده بود در غدیر خم ولی این بار میخواست کتبا این امر را برای مسلمین ابلاع کند که عمر نگذاشت چون میداست پیامبر چه کسی را والولامر تعیین میکند شما را بخدا اگر زره وجدان دارید خود شما قضاوت کنید برای تعیین والولامر خدا و پیامبر شایسته است یا آدم های مثل عمر که حتی تیمم اش را هم بلد نبود ؟ خوش هالی بی جای این عمری را بینید شما را بخدا میگوید اعتراف خودتان تو کجاگفتتی که اطیعو تکرار شده است بمعنی وجوب است این حرف خود من است .. توچنین گفتی من الان عین عبارت را که تونشتی میارم..اطاعت از اولوالامر بخاطر معصوميت او نه بلكه بخاطر مومن بودن او بالاي مسلمين واجب است. زيرا اينجا ضمير ( منكم) خودش مي فهماند كه اولي الامر بايد ازميان مسلمانان ومؤمنين باشد ... این جمله را تو نوشتی کجای این گفتی تکراراطیعو بمعنی وجوب است تو نوشته مرا برضد خوم تحریف کردی نوشته مرا بیخوان من کفتم برگردادن منکم اگر بر مؤمنین باشد اطاعت هر مومیننی واجب میشود مثال زدم کرزی را خوب دقیق بیخوان بعد خوش حالی کن مثل دیوانها خودت خیالات خودت را تآیید کرده خوشحالی میکنی ..اینکه من گفتم اطیعو تکرار شده است این برای تاکید بر وجود است چه نقضی کننده گفتهای قبلی من است؟من قبلا هم گفته بودم که ولوالامر عطف بر رسول است چنانجه اطاعت از رسول واجب است از ولولامرهم واجب است تو نفهمیدی عمری دوباره بیخوان نظر خود را ونظر مرا هم .هفته فهم از بسکه رویت فشار امده اصلا نه میفهمی چه مینویسی .. یک دیکواندو کار بود در مسابقه شکست خورده بود از بسکه ناراحت شده بود حودش دست هایش را بالا کرده بود میگفت اگر کسی دست مرا بعنوان برنده بالا نمی برد خودم دستی خودم را بالا میکنم . تو هم حالا خودت دست خودت را بالا میکنی هاهاههاهاهاهها تاهنوز هر چه حدیث از کتب معتبر شما اوردم جواب منطقی داده نتوانستید فقط گفتید دروغ است افسانه است پس چنین حدیث های دروغین را چرا از کتابهای تان خذف نمیکنید نام صحیح بخاری را هم بدل کنید به جعل بخاری .. چند حدبث در باره عمر از کتب عمرهای دشمن اهلبیت پیامبر برای شما می آورم تا ماهیت این مذهب ضد پیامبر را خوب بشناسید این است نتیجه انتخاب ولولامرتوسط یک مشت جهال....احمد بن حنبل در مسند و ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق چنین نقل می کنند :

فقال سالم : فسمعت عبدالله بن عمر یقول : قال عمر : إرسلوا إلی طبیبنا ینظر جرحی هذا . قال : فأرسلوا إلی طبیب من العرب فسقی عمر نبیذا فشبه النبیذ بالدم من الطعنه التی تحت السره .

سالم می گوید : از فرزند عمر شنیدم که گفت : پدرم عمر بن الخطاب فرستاد تا دکتر او را حاضر کرده تا به جراحتش (همان جراحتی که ابولؤلؤ به آن زد) نگاهی بیندازد . طبیب شراب به عمر داد و او خورد و از آن جراحتی که زیر نافش ایجاد شده بود ، خون همراه شراب خارج شد .

مسند احمد بن حنبل ، ج1 ، ص42 ، مسند عمر بن الخطاب ، دارصادر ، بیروت

تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساکر ، ج44 ، ص414 ، رقم 6/52 ، شرح حال عمر بن الخطاب
ابن سعد در طبقات همین جریان را نقل کرده است ، اما با این اضافه که بعد از آنکه عمر مجروح شد ، مردم به خلیفه گفتند :

یا امیرالمومنین لو شربت شربة ، فقال إسقونی نبیذا و کان من احب الشراب الیه .

مردم گفتند : ای خلیفه ، خوب است مایعی بنوشی . عمر گفت : برای من شراب بیاورید . راوی می گوید : شراب دوست داشتنی ترین نوشیدنی نزد عمر بوده است .
طبقات ابن سعد ، محمد بن سعد ، ج3 ، ص270 ، طبقات البدریین من المهاجرین ، طبقة اولی ، ذکر استخلاف عمر ، دارالکتب العلمیة ، بیروت
آقای پرویز به اون (دم آت که از اسمش خجالت میکشد بی فهمان که این کتابهای شیعه نیست از سنی هاست من چندین بار گفتم ولی فکر کنم ایشان مغز خر خورده اصلا در مغزبوکش جا نمیگیرد ...نوشته اهل سنت به این بالندگی فکری رسیده هاهاهاهاهاها این همه انتحار از بالندگی فکری شماست 90% درصد مواد مخدردر مناطق اهل جهالت کاشت میشود تمام دونیا را به لجن کشیدید این در منطق عمری ها بالندگی فکریست از چرا نباشد شما که ماهیت دین تان ترور است قتل وکشتن بالندگی نباشد پس چه باشد ؟/ مکاتب را اتش زدن هم از بالندگی فکری شماست اره راست میگویی غیر از عمری این کارها از کس دیگر بر نمی اید . طالبان تازه افغانستان را گرفته بودند حکومت که روی بشر سیا کرده بود هم تشکیل داده بودند از نماینده انها در اسلام آباد پاکستان یک خبرنگار سوال کرد که سازمان ملل شما را به رسمیت نمی شاسد نماینده طالبان جواب داد سازمان ملل چیس وی ما سازمان ملل را به رسمیت نمی شناسیم هاهاهاهاها وا بر پدر عمری خر را لعنت با این بالندگی فکری .. داعیشیها هم اهل سنت است تمام دونیارا به وحشت انداخته از مسلمان گرفته تا مسیحی و بزیدی این بالندگی ساخت عمری هاست

پرویز "بهمن"

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

آقاي محمد!
تمام نوشته هاي جنابعالي واز من در همين صفحه موجود است، هيچ جاي براي اتهامزني ودشنام وتوهين وكج بحثي وجود ندارد. جناب عالي دعواي مسلماني وإيمان وصداقت داريد درحاليكه مسلمان ؛ دروغگو وجعال ومفتري نمي باشد، آيا اين تو نبودي كه دعوا نموده بودي ابن حزم أندلسي ترور پيامبر را توسط ابوبكر وسعد وعمرو طلحه تاييد كرده است؟
آيا بعد از آوردن متن كامل ابن حزم روي جنابعالي سياه نشد؟ دركجا ابن حزم أندلسي ترور پيامبر را تاييد كرده بود؟
شما بحيث يك مسلمان صادق چرا ابن حزم أندلسي را متهم به تاييد ترور پيامبر ساخته بوديد؟ آيا جنابعالي جعلكار ومفتري ثابت نشديد؟
اينكه بازهم تاكيد داريد كه نخير، اين موضوع بيشتر شمارا در نظر مردم حقير وبي وزن ميسازد.
اما دربارهء عطف ( منكم) به الله ورسولش كه حتي يك مبتدئ در زبان عربي هم بحال تان ميخندد بايد خدمت تان عرض شود كه : ( منكم) اي ( من بينكم) اي( من جنسكم) .
يعني يك اولوالامر كه از ميان خودتان واز ازجنس خودتان باشد.
ضرورت اينكه خداوند درظاهر ( منكم) بگويد ولي در باطن ( من جانب الله والرسول) را اراده داشته باشد چيست؟
چرا ذات الله چنين چيزي را به شكل متضاد براي بنده گانش القا نمايد وبنده گانش را درحرج بيندازد؟
آيت قرآن صراحت دارد كه اولوالامر كه ازبين خودتان باشد درين جا هيچ جاي براي تحويل و تأويل وجودندارد.
اما اينكه شما پرسيده ايد كه آيا اطاعت از كرزي وملاعمر و يزيد وحسين وعلي ومعاويه يكسان است يا نه، اين بحث به آيهء مذكور ارتباط ندارد، اين بستگي به درايت وفهم جنابعالي دارد كه چه كسي را بحيث اولوالامر بر گزيده ايد.
در ايران امروزي سيدعلي خامنه ايي خودش را سيد واز اولاد پيامبر ميداند ولي آخوندهاي ديگر نظير منتظري وقمي شيرازي وغيره او را يك فاسق ميدانستند و ميدانند كه به زور وتزوير وخدعه قدرت را غصب كرده است، امكان دارد كه يك اولوالامر بي عقل مانند مقتدي صدر و خامنه ايي وهاشمي رفسنجاني با وجود ادعاهاي نسبت داشتن به خاندان پيامبر جامعه را بطرف تباهي بكشاند ولي يك اولوالامر غير سادات اما مومن جامعه را بطرف رفاه وترقي بيشرفت سوق دهد. شرط اطاعت از اولوالامر معصوم بودن از هرگونه اشتباه وخطا نيست، زيرا خطا وگناه از مقتضيات طبع بشري است،
جنابعالي در قسمت تاكيد بر وجوب از خدا ورسول او حالا ميخواهيد طفره برويد ودر ضمن أقوال مرا نيز تحريف نماييد، درحاليكه تمام عبارات من واضح و روشن است و شما توانايي تحريف آنرا نداريد.
دوست عزيز!
من نگفته ام كه اطاعت از اولوالامر واجب نيست، من گفته ام : حد واندازهء اطاعت از اولوالامر به حد واندازهء اطاعت از الله و رسول او نميرسد وبرابري نميكند، بهمين نسبت مطابق قول شما كه در اطاعت از الله واطاعت از رسول دوبار فعل امر أطيعوا آمده است ولي در بارهء اطاعت از اولوالامر تنها به يك ( و) عاطفه اكتفا شده است. اولوالامر عطف بسوي الله ورسول است ولي ضمير ( منكم) ميرساند كه اين اولوالامر از ميان خود مسلمانان برگزيده ميشود. تخصيص دادن ( منكم) به اوصياي پيامبر يك جعل است ، فريبكاري است، دغل بازي است، بازي با كلام الله است.
نزد الله بزرگ مطابق نص صريح قرآن تنها ملاك برتري تقوا است ونه نسبت داشتن به خاندان پيامبر. يا ايهالناس انا خلقناكم من ذكر واثني وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان أكرمكم عندالله اتقاكم .
اين حديث پيامبر اسلام در خطبهء حجة الوداع نيز در شرح اين آيت كاملا مطابقت دارد:
لا فضل لعربي علي عجمي ولا لعجمي علي عربي ولا لابيض علي اسود ولا لأسود علي ابيض الا بتقوي الله ، الا كلكم لآدم وآدم من تراب
اين حديث حجة الوداع روح تساند وباهمي را تبليغ و هرنوع برتري هاي جاهلانهء قبيلوي را از بيخ وريشه رد ميكند.
اين حديث ديگر پيامبر خدا كه روزي به حضرت فاطمه ميفرمايد : اي فاطمه ؛ آگاه باش كه در روز آخرت من از تو وازعمال ات دفاع نميكنم و تنها عملكرد هاي دنيوي ات ترا از آتش دوزخ نجات ميدهد ، نيز ميرساند كه پيامبر اسلام براي اعضاي خانواده اش جايگاه خاص را در نظر نداشته بود و و إلا به پيامبر چه اشكال داشت كه همهء مؤمنين وياران زير قومانده علي عليه السلام در آورد؟
اين جعليات تاريخي وحديث قرطاس وخطبهء غدير خم وغيره همهء آنها جعليات وافسانه هاي آخوندهاي صفوي است كه بعضي از پيروان بي خبر از آنها قصهء سر منگسك جور كرده اند.
اينجا باز جنابعالي شايد ازين حرفهايم برداشت غلط نموده و مرا متهم به انكار از آيهء سورهء احزاب در شان اهل بيت پيامبر نماييد، درحاليكه هدف من دفاع از آيهء سورهء احزاب است كه الله هر نوع پليدي ورجس را از خاندان پيامبر پاك گردانيده است. اما تكرارا خدمت جنابعالي عرض مينمايم كه: طهارت معناي عصمت را نميدهد. پاك بودن از رجس وپليدي هاي ظاهري وباطني به معناي منزه بودن از هرگونه خطا واشتباه را نميدهد.

ناشناس

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

بهمن برادر این رافضیان به ان قرانیکه تو ازش بحث داری اصلا باور ندارند مگر ندیدی که محقق و سرور دانش به روی قران دست نگذاشته و قسم به ان نخوردند زیرا به ان به صفت قران باور ندارند. پس گفتن از قران به این رافضیان شیعه صفوی بیهوده هست بر اینکه باور به قران وجود ندارد صرفا میخواهند تظاهر نمایند و بس و فکر مسلمان ها را مصروف بگردانند.
بهمن برادر در بخش دیگر فرمودی از پیامبر والانشان اسلام که گفت: اگاه باش ای فاطمه که من در روز آخرت از تو و از اعمالت دفاع نمیکنم. این رافضیان روایت (جعلی از نظر ما) دارند که محمد در دروازه جنت گیر کرده احوال میدهد به فاطمه در داخل جنت که من اینجا گیر کردم تو فاطمه انجا داخل جنت برای خودت مکان انتخاب مینمایی بیا و من را داخل جنت کن. و یا باز روایت دارند که محمد از برای علی و هر دو از برای فاطمه خلق شده اند.
بنا ان بیچاره رافضی شیعه صفوی طرف مقابل شما، چگونه میتواند دو روایت خود را با روایت شما وفق دهد؟
بدون شک به همه مسلمانان جهان حال و احوال این رافضیان نا مسلمان دیگر معلوم گشته هست. خدا یا هزار ها بار شکر.
با احترام.

سادات

چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد

آقای محمد ویا همان حجت الاسلام گوزی!
حرفهای پرویز بهمن با وجودیکه خودش شیعه است منصفانه ومنطقی است ولی تو بسیار بی عقل و کودن می باشی ؛ جز دشنام وتوهین چیز دیگری را یاد نداری.
من حالا میخواهم که ازنظر تاریخی مذهب شیعه را برایت بشناسانم که شیعه کی است وشیعه حقیقی با شیعهء صفوی چه فرق دارد اگر حوصله داری باید با تامل وتدبر این مقاله را بخوانی.
در احادیث جعلی شما ازقول امام جعفرصادق روایت است که شیعه حقیقی آنست که با علی وآل او صلوات بفرستد وبرغاصبان حق علی لعن بفرستند این یک رکن اساسی اعتقاد شیعه را دربرابر اهل سنت تشکیل میدهد.
بناء تا قیام قیامت خلق الله باید بخاطر کربلا وامام حسین عزا دار باشند تا در روز آخرت مشمول شفاعت پیامبر وآل پیامبر قرار بګیرند کجای این چیزها با متن قرآن واسلام همخوانی دارد؟
شما از احادیث جعلی ابوهریره یاد کرده اید که درمورد پیاز بوده است اما چه تضمین وجود دارد که تمام احادیث مذهب رافضی صفوی همه از خاندان واهل بیت پیامبر به تواتر به شما رسیده باشد؟
آیا درزمان صفویه احادیث جعلی کم ساخته شده است؟
آیا فکر میکنید که این خطبه های جعلی بنام شقشقیه وغیره همه درست است؟ چه تضمینی وجود دارد که آنها را صفویهای رافضی که بنیانګذار آن شیخ صفی الدین که ازطرف مادر یهودی بود آنرا جعل نکرده باشد؟
نکتهء دیګر اینکه، اګر این خلفای سه ګانه آنقدر خاین ودشمنی علی بودند چګونه قرآن را به سلامت وبدون تحریف به مسلمانان ګذاشتند که امروز هم رافضی ها آنرا بحیث قرآن درعبادات خود میخوانند وآنرا حجت قرار دهند بګذریم ازاینکه احادیث اهل سنت را شما همه جعلی میدانید ومن باشما درین باره مناظره ندارم.
کسی که قرآن جمع کرده ونامش هم رسم الخط عثمانی است امروز در دسترس همین آخوندی ګوزی ودشنام زن قرار دارد چګونه میشود که برآنها هم لعن فرستاد وهم قرآن شانرا بحیث حجت قابل قبول دانست؟
صفویان از نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی هستند. یکی از فرزندان شیخ صفی الدین بنام اوزون حسن با کاترینا دختر امپراتور روم ازدواج میکند و به این ترتیب پیوند خانوادگی صفوی ها با خانواده امپراتور روم شرقی اساس گذاشته میشود. بعد ها اوزون حسن و کاترینا که از مسیحییان ترابزون میباشد[3] صاحب دختری بنام مارتا میشوند که مادر شاه اسماعیل صفوی است. قابل تذکر است که پدر کلان مارتا در جنگ های عثمانی ها بقتل رسیده بود و کاترینا این عقده را به دختر خود یعنی مارتا که همسر شیخ حیدر و مادر اسماعیل صفوی بود منتقل نمود.
تاریخ صفویها:
شیخ حیدر پدر اسماعیل صفوی که از شیعیان زیدی بود به مریدان تاتار خود که همان قزلباشان بودند فتوای را صادر نمود که در آن گفته شده بود: "جهاد با اهل سنت یک واجب شرعی است و غارت اموال و اسیر کردن و فروختن زنان و فرزندان آنها ثواب عظیم دارد[4]". او با این فتوای خود مرتکب جنایات نا بخشودنی و طغیان خشم مردم گردید تا اینکه سلطان یعقوب ، شیخ حیدر را بخاطر فرو نشاندن خشم مردم بقتل رسانیده و همسر و فرزندان او را به شیراز تبعید مینماید. حملات ترک ها و دشمنی های که با خانواده مارتا از جانب دولت های عثمانی و ایران صورت گرفته بود ، اسماعیل صفوی را نسبت به سنیان سخت عقده مند ساخت. قزلباشان تاتار که از مریدان شیخ حیدر پدر اسماعیل صفوی بشمار می آمدند بعد از تبعید مارتا و فرزندان او، اسماعیل را در هفت سالگی به لاهیجان بردند و در منزل کارکیا میرزا علی که از بقایای شیعیان زیدی طبرستان بود پنهان کردند. اسماعیل صفوی با عقده های که از جانب مادر و تلقیناتی که از جانب قزلباشان در ذهنش پرورش داده شد، آهسته اهسته به یک عنصر ضد اهل سنت مبدل گردید تا اینکه بعد از بقدرت رسیدن، مردم ایران را که اکثریت مطلق شان در طی هزار سال قبل از دوره صفویان، از اهل سنت و جماعت بشمار می آمدند جبراً وادار به تغیر مذهب شان کرد و آنانی را که از پذیرفتن خواسته هایش سر باز میزدند همه را از دم تیغ میگذرانید. او جملاتی را در اذان اضافه نموده و سب خلفای راشدین و اصحاب پیغمبر(ص) را ترویج نمود و از همین جهت است که عده از تاریخ نگاران حرکت صفوی ها را یک حرکت فاشیستی می نامند. ملا صدرا و دکتر ذبیح الله صفا از فرهنگ ستیزی صفویان مذمت نموده اند چون صفوی ها زبان ترکی را جانشین زبان شیرین فارسی نمودند و اکثریت علما ، شعرا و دانشمندان ایرانی را که از اهل سنت بودند یا کشتند و یا اینکه عرصه را چنان بر ایشان تنگ نمودند که مجبور به ترک کشور گردیده و در کشور ها ی دور و نزدیک از جمله هند متوطن گردیدند. در آن زمان زبان فارسی در امپراتوری عثمانی زبان سیاست و ادب شمرده میشد.
بهتراست به مطالعه صفویان از دیگاه شریعتی به پردازیم

شریعتی بر این باور است که نهضت صفوی بر دو اصل مذهب شیعی و ملیت ایرانی بنا شده که این مسئله باعث تجرید ایران از امت بزرگ اسلامی و امپراطوری عثمانی گردیده است. صفوی ها مسئله مذهب شیعی و ملیت ایرانی را چنان در هم جوش داده اند که بقول شریعتی تشیع ملی بوجود آمده و همه چیز را عوض کرده است. شریعتی در این زمینه میگوید: " و آن گاه خیلی چیز ها عوض شد و حتی تاریخ ! و این است که می بینیم شهر بانو دختر یزد گرد ، پادشاه ساسانی ، میشود همسر امام حسین؛ برای اینکه فرزندان امام حسین که نه امام شیعی هستند، با ذریه ی ساسانیان پیوند خورند ، آن گاه امامتی تازه تشکیل میشود؛ امامتی که در آن (نور محمدی) با (فره ایزدی) ترکیب میشوند و ذریه ی رسول با تبار ساسانی در صلب امامت شیعی پیوند میخورد و خاندان ساسانی که به دست عمر نابود شدند ، از طریق شهر بانو وارد " اهل بیت " پیغمبر اسلام میشوند و در نسل ائمه ادامه می یابند و موعود آخرالزمان اسلام نیز که از نوادگان ساسانی می شود با ملیت ایرانی خویشاوند می گردد و بدین گونه است که ملیت و مذهب این چنین هشیارانه جوش میخورند و تشیع بر پایه های قومی و نژادی سوار میشود و قدرت صفویه بر این دو بنیاد استوار مر گردد [6] " .

شریعتی در مورد رسم و رواج های که بنام مذهب شیعه از دوران صفوی ها آغاز گردیده چنین مینویسد: " یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد و شخصیتی به اسم وزیر امور روضه خوانی ، ماموریت یافت تا در این زمینه دست بکار شود. این وزیر امور روضه خوانی ، اولین تحفه های غرب را در قرن 16 و 17 به ایران سوغات آورد و این اولین تماس فرهنگی ایران است با غرب[7]" .

حرف های شریعتی در مورد تحفه های غرب به سفر وزیر روضه خوانی صفوی ها به اروپا اشاره دارد که وزیر مذکور با تقلید از مراسم عزا داری مسیحیان، رسم ورواج های ایشان را که عبارت از زنجیر زنی، قمه زنی ، نوحه خوانی، روضه خوانی، استفاده از تکه های سیاه برای عزا داری، و مسایل دیگری میباشد شامل مذهبی بنام تشیع صفوی نموده است که با تشیع علوی در تضاد قرار دارد. شریعتی در این باره چنین مینویسد: "وزیر امور روضه خوانی و تعزیه داری رفت به اروپای شرقی(که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبت های مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکور ها ی ویژه محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرم ها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند بطوریکه ناگهان در ایران سمبل ها و مراسم و مظاهر کاملا ً تازه ای که هرگز نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام و نه در مذهب شیعی، بوجود آمد. مراسمی از نوع تعزیه گردانی،شبیه سازی، نعش و علم و کتل سازی و پرده داری و شمایل کشی و معرکه گیری و قفل بندی و زنجیر زنی و تیغ زنی و موزیک و سنج زنی و تعزیه خوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبت خوانی" و "نوحه سرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هر کس با آن آشنا است، به سادگی تشخیص می دهد که تقلید است..............................قفل زنی و سینه زنی و زنجیرزنی و تیغ زنی حتی هم اکنون، به همین شکل در لورد”Lourdes” سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی نه تنها آن را تایید نکرده اند که جداً مخا لفند و این نمایش ها را بر خلاف موازین علمی شرع می دانند ولی همواره و همه ساله در این دو سه قرن انجام می شده و این در عین حال که شگفت انگیز است روشن کننده این است که این مراسم ابتکار سیاست بوده است نه روحانیت واقعی و نشان می دهد که این تظاهرات پرشور و سازمان یافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام می شود مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن ناچار" تقیه " می کرده اند و از مخالفت علنی و جدی خودداری می نموده اند و این روشن می کند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بوده است که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کرده است و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی آن ها را تایید نمی کند ولی بنام اینکه: این، کار عشق است، کار شرع نیست، خود را از قید فتوای عالم رها میکرده اند ؛ چنان که در پاسخ عالمی که به یکی از همین سر حلقه ها گفته بود این اعمال با موازین شرع نمی خواند گفته بود: " آقا یازده ماه از سال را ما به حرف های شما گوش میدهیم و این یک ماه را شما به حرف ما گوش کنید. این کار مستحب و مکروه و حلال و حرام نیست. جنون محبت علی و عشق حسین است. عاشورا ما را دیوانه میکند ، خونمان را به جوش می آورد دلمان مان میخواهد خود مان را آتش بزنیم دستگاه امام حسین از دستگاه خدا سوا است، اگر خدا ما را به گناه عشق حسین به جهنم ببرد، با شوق و شکر خود ما رادر آتش می اندازیم ، بگذار ما را بسوزد..." این گونه استدلال و احساسات ، پیدا است که با منطق عقلی و عقلائی اسلام و تشیع علمی ارتباطی ندارد ................... این مراسم غالباً به روشنی با سنت ها و حتی احکام شرعی منافات دارد . حرمتی که مسلمان و شیعه برای ائمه و خاندان پیغمبر و امام قائل است ، پیدا است و در عین حال در شبیه ها ؛ یک نره مرد نتراشیده ، سکینه می شود یا زینب ، و در صحنه ظاهر میشود، یا موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی می کنند، در شبیه و تعزیه حفظ شده است و پیدا است که از مسیحیت آمده است. شبیه و تعزیه و نعش تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه Sept Mysteres" و" میراکل Miracles" و نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود و دیگر قضایا است................... نوحه های دسته جمعی درست یادآور" کور "های کلیسا است و پرده های سیاه که به شکل خاصی بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالبا ً اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده و شمایل گردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده می شود،پرتره سازی های مسیحی است حتی اسلوب نقاشی ها همان است، در حالیکه صورت سازی در مذهب ما مکروه است، حتی نوری که به صورت یک هاله گرد سر ائمه و اهل بیت دیده می شود درست تقلیدی است و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شده است ..................این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرم های تقلیدی از عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحی ها جلو دسته ها می برند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلو دسته ها راه می برند و همه می بینند که شاخصه نمایان هر دسته سینه زنی همین صلیب یعنی جریده(عَلم) است. و در عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا می سازند و حمل می کنند نمی دانند برای چه چنین می کنند؟ اما، با اینکه این جریده در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند، همه شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریده اش وابسته است، دعواها سر جریده است، ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازه ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی دارد، جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است، بلکه از نظر لفظ هم همان صلیب است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده چون کلمه"جریده" نه در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد، دکور ها و پوشش ها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیسا های کاتولیک وجود دارد و همه می بینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشده بود، ساختمان های خاص این امور بنا شد بنام تکیه

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 98 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس