چه کسی در موقعیت های دشوار،به یاری رژیم ایران میرسد؟
بقلم : کمباور کابلی
پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تراژدی برج های دوگانه نیویورک، جورج بوش( پسر) به افغانستان
لشکر کشید ، طالبان را سرنگون کرد و حامد کرزی را به تاج وتخت رساند! امریکا مدعی شد، القاعده ، طراح این حملهء مرگبار است و رهبر آن، بن لادن ، در افغانستان، زیر چتر حمایت طالبان به سر میبرد!
هنوز مدتی از تهاجم امریکا به افغانستان نگذشته بود، که جورج بوش، بصورت ناگهانی، بدون مجوز شورای امنیت ملل متحد، به بهانه وجود اسلحهء شیمیایی ، به بغداد ، حمله ور شد؛ صدام حسین را سا قط و ویرا در یک دادگاه نمایشی به اعدام محکوم کرد! پس از هلاک صدام ، نوری المالکی ، با تبانی پشت پردهء جمهوری اسلامی ایران و امریکا، در عراق به قدرت برداشته شد !
خلع صدام حسین از قدرت و کشتن او ، در تاریخ معاصر، بزرگترین اقدامی بود که ایالات متحده برای بقای دولت ایران انجام داد!رهبران ایران، که در طول هشت سال جنگ فرسایشی، به نابودی صدام، توفیق نیافته بودند؛ ناباورانه ، نابودی ناگهانی دشمن دیرینه را جشن گرفتند و پس از سال ها، خواب راحت به سراغ شان آمد
نوری المالکی، از شیعیان سکولار،به تدریج، بقایای حزب بعث و اهل سنت عراق را از حکومت ، کنار گذاشت و با حمایت جمهوری اسلامی ایران،تا هفته های اخیر ، بصورت یک حاکم مطلق العنان ، در آن خطه، حکمرانی کرد!
صدام حسین ، رهبر معدوم عراق، در تمامی سال های زمامداریش،اجازهء خود نمایی و رشد به گروه های افراطی اسلامی را در قلمرو عراق، نداده بود؛وی به سپاه پاسداران تحت قوماندهء آیت الله خمینی نیز اجازه مداخله وخرابکاری در سرحدات عراق نداد و وقتی خمینی ، تصمیم گرفت، بصورت علنی، به« صدور انقلاب اسلامی ا یران» در آن سوی مرز هایش بپردازد؛ صدام، ناگزیر شد ، با ایرانیان وارد جنگ دراز مدت شود!
با اشغال عراق بوسیله جورج بوش و نابودی دولت قانونی عراق، موازنه قوا، در خاور میانه به هم خورد ؛ و ایران اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای یکه تاز و باغی، قد بر افراشت و مداخلات آن نه تنها بر کشور های همجوار ، که تا شاخ افریقا، پیش رفت
تظاهرات و جنبش مردمی سال ۸۸ در ایران: در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، به دنبال پیروزی غیر مترقبه محمود احمدی نژاد( دوره دوم) در انتخابات ایران،مهندس میر حسین موسوی و چند کاندید دیگر پست ریاست جمهوری که با احمدی نژاد رقابت میکردند، نتایج شمارش آراء را زیر سوال بردند؛ دوروز پس از اعلام نتایج، در تهران ، تظاهراتی عظیم ، با اشتراک در حدود سه و نیم میلیون جمعیت ،بر پا شد؛ این جنبش و خیزش کم سابقه ،در حدود ده کیلومتر امواج خروشان انسانی را در بر می گرفت ، میدان تجریش، میدان امام حسین، میدان انقلاب و میدان آزادی، همه در اشغال تظاهر گران بود، درین نمایش عظیم مردمی ، در ۲۵ جوزای سال ۸۸،از پگاه تا بیگاه٬ در حدود پنجاه نفرزخمی و کشته شدند
هرچند ،جهانیان، در برابر این خیزش پهناور که شکل و شمائل ویرانگر و مخرب نداشت؛ یعنی مسالمت آمیز و با شعار های معتدل بود؛ سر تحسین فرود آورد؛ اما دولت اوباما، برای تقویت روحیه ء مخالفان رژیم خامنه ای ؛ هرگز اعلامیه ای صادر نکرد؛ گویا نقش یک« ناظر بیطرف» را بازی کرد
به این صورت، رژیم استبدادی خامنه ای، توانست، پس از چندی ،مخالفان را تار مار کند، و جمع بزرگی را به زندان ا فکند!
دولت امریکا که از مخالفان رژیم ایران، با یک تکه کاغذ و چند سطر نوشته، پشتیبانی معنوی نکرد؛ در زمان حرکت های تحول طلب کشور های عرب، مصر ، تونس ، لیبی و یمن، نه تنها، به سود این نهضت ها و حرکت ها، اعلامیه ها صادرکرد، بلکه عملا در کنار تظاهرکنندگان، گام زد، حتا در لیبی، مستقیما علیه دولت معمر قذافی داخل جنگ شد
خامنه ای ، دیکتاتور ایران اسلامی، بدین گونه با یاری پشت پردهء امریکا ، ازین معرکه ء مهلک ، باز جان سالم بدر برد
داعش و ایران اسلامی:
برای بقای رژیم اسلامی ایران، داعش که اینک خود را « دولت اسلامی»میخواند، پس از صدام حسین،بزرگترین خطر است؛داعشی ها، در عمل نشان داده اند، با شیعه یان ، میانه ای نیک ندارند؛ داعش ، نوری المالکی و جانشین او را دست نشاندهء حکومت ایران می داند و مداخلات بی حدوحصر ایران را در امور عراق، سبب ازهم پاشیدن نظم سنتی در عراق، تحریک کرد ها به کوبیدن طبل استقلال و دربدری جامعهء اهل سنت عراق، ارزیابی میکند.هییچ شکی وجود ندارد که نخستین تخته خیزفرامرزی داعش ، قلمرو ایران خواهد بود ! دولت اسلامی ( داعش قبلی) میداند که بدون تصرف ایران و انهدام رژیم خامنه ای؛ امکان دسترسی این جنبش به مرز ها و سرزمین های آرمانی ، دشوار است. داعش تا گام بر ایران نگذارد، رویای تصاحب، ترکیه و هند وسند و قفقاز ، مستبعد خواهد بود!
پس چرا خامنه ای دست به الا شه ، نشسته است؟
خامنه ای ، وقتی کتاب حوادث سهمگین ایران دوره اسلامی را ورق میزند، در می یابد،ایالات متحده، یک بار با اعدام صدام حسین؛ دگر بار،با اعلام بیطرفی در جنبش میلیونی مخالفان،( جنبش سبز)، برای بقای رژیم آخوندی،اشتیاقی محسوس ، نشان داده است ( هرچند به زبان نمی گوید)٬ پس از کجا معلوم است این بارنیز، امریکا، به استعانت رژیم ایران از شر« دولت اسلامی» ٬داعش، بر نخیزد!
آیت الله ۷۵ ساله درست حدس زده است. بارک اوباما ، برای شکست داعش، مجموعه ای از همپیمانان خویش را در صحنهء جهانی بسیج کرده است
این احتمال وجود دارد که با یورش نظامی امریکا به قلمرو سوریه، به بهانه ء نبرد با داعش،رژیم بشار اسد ، یگانه متحد رژیم ایران در جهان عرب، نیز ازسراشیب فروپاشی ، رهایی یابد و رجز خوانی چندین ساله غرب برای سرنگونی اسد، که متهم به استفاده از سلاح شیمیایی و جنایات جنگی علیه بشریت است ، سراپا نقش برآب گردد
رژیم خامنه ای٬ حفظ نظام بشار اسد را، برای ایران واجب تر از نماز و روزه می انگارد ، دولت ایران، باری گفته بود،اگر قرار باشد ، برای دفاع از خوزستان و سوریه ، من ، یکی را انتخاب کنم، بدون تردید٬ سوریه را بر می گزینم!
در میان مخالفان و تهدید کننده گان رژیم اسد،جنبش دولت اسلامی( داعش)،از بقیه ء گروه ها ٬ منسجم تر و قوی تر است؛ بشار اسد ،در دل خوشنود خواهد بود که مار آستین او( یعنی داعش) بوسیله دشمن دیگر او( یعنی امریکا)، درهم کوبیده شود؛ هرچند در ظاهر می گوید ، باید این عملیه ، با هماهنگی ، اطلاع و اجازهء رژیم دمشق ، باشد
داعش را چه کسی داعش ساخت
به نظر من، اشغال عراق به وسیله امریکا و سپس واگذاری این کشور به حکومتگران ایران و تحقیر جامعهء سنی در عراق، یک فاکتور متبارز برای ایجاد داعشی ها بوده است.جنگ فرسایشی در سوریه و موش و گربه بازی امریکا با رژیم علوی بشر اسد ، نیز پای داعش را به سوریه باز کرد
عبدالحلیم خدام معاون سابق بشار اسد و یکی از بازیگران مهم سیاسی در جهان عرب که اکنون در فرانسه، اقامت دارد، به این باور است که رژیم ایران ، داعش را به سوریه آورده است. خدام در مصاحبه با شرق الاوسط میگوید:
«ایران “داعش” را به سوریه آورد. کسی در این حقیقت شکی ندارد. ایران یک بخش اساسی در جنگ در سوریه است… سازمان های اسلامگرای شیعه و سپاه پاسداران و حزب الله (لبنان) در کنار بشار اسد می جنگند. سرنگونی رژیم ضربه دردناکی به رژیم ایران وارد می کند. شاید بپرسی چرا؟ پاسخ من این است: سرنگونی رژیم اسد به نقش ایران در عراق پایان داده و نقش “حزب الله” را در صورت عدم پایان به آن، کمرنگ خواهد کرد. کما اینکه شبه نظامیان ایران و شاخه های وابسته به آن ها کاهش می یابد. باور کن، در صورتی که این اتفاق رخ دهد نفوذ ایران در منطقه کاهش می یابد. به این دلیل است که ایرانی ها با حمایت تسلیحاتی و ارسال جنگجویان به پشتیبانی از رژیم اسد می پردازند. اگر بگویم “داعش” مستقیما از سوی ایران هدایت می شود سخن گزافی نیست.» ختم نقل قول
منظور خدام٬ شاید این است که رژیم ایران، وقتی دریافت، « ارتش آزاد سوریه» توسط جهانیان به عنوان یگانه « اپوزیسیون مدنی و اعتدالی » ضد بشار اسد شناخته شده است و این نهاد، سرنگونی اسد را تنها هدف استراتیژیک خویش میداند؛ بطور عاجل دست به کار شد و این گروه افراطی( داعش) راوارد معادلات جنگ سوریه کرد، تا جنگ مقدس ضد استبداد اسد را یک نبرد« ملوث و کثیف » نشان دهد و مقدمهء « جنگ داخلی» یا « جنگ بین گروه های متخاصم» را در سوریه ، پایه گذاری کند، که در نتیجه برای استمرار حکمرانی بشار اسد وقت و فرصت، باز خرید شود!
همین اکنون نیز رژیم خامنه ای از بسیج جهانی علیه « دولت اسلامی = داعش» بسیارخوشحال و هیجان زده است اما این انبساط خاطر رابروز نمی دهد٬ گویا با تبلیغات وسیع رسانه ای میکوشد، برای رژیم اسد، نیز کسب مشروعیت کند یعنی با یک تیر ، دو نشان بزند
نظرات
98 دیدگاهچه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
محمد جان ديگران همه ازجانب شما رد است، برو كتاب فرق (عقايد) شيعه بخوان تا بداني تا چي حد بر سر انحراف.خودت تاكيد داري
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
آقاي محمد! جنابعالي از مفهوم بيطرفي من تعبير غلط گرفته ايي، بيطرفي بمعناي بي تفاوتي نيست كه هر آخوند بي عقل هر چي در ذهن گنديده اش بگذرد، من آنرا بخاطر عبا وقباي شيعي ويا سنيي وي قبول نمايم، اكثر آخوند ها چه شيعه وچه سني كه صاحب بسا تأليفات هم ميباشد ولي از نظر عقلي خر از آنها عاقل تر ميباشد، يك نمونه اش مرحوم آيت الله منتظري بود كه جانشين امام خميني بود ولي زمانيكه خميني درك كرد كه از ناحيهء عقل معذور است وي را از جانشيني اش خلع نمود ودامادش را نيز اعدام كرد، قبل از آن يك بي عقل ديگر بنام شريعت مداري بود، اين يك مثال بود، همچنان در دنياي تسنن يوسف القرضاوي ومجددي ومولانا فضل رحمان وسميع الحق را بنده پائين تر از خر يافته ام. اين سخنان من هرگز از سر تكبر وتفرعن نيست بلكه مواضع ومواقف متناقض آنها وفتواهاي رنگارنگ شان مسلمانان آگاه وبا وجدان وروشن ضمير را وا ميدارد تا درقسمت نظريات آخوندها جانب احتياط را از دست ندهد. من بهمين خاطر خودم را يك مسلمان مينامم نه شيعه ونه هم سني.
حناعالي بحبث يك متعصب فرقه گراي كور مغز آيات سورهء توبه را ذكر كردي وفرمودي كه اين آيات در شان ابوبكر وعمرو طلحه وسعد نازل شده است، منبع تاييد آنرا ابن حزم أندلسي سني مذهب معرفي كردي، بعد از آنكه خواهان سند وآوردن عبارات از كتاب مذكور شدم جنابعالي آن عبارات را نوشتي كه در آن برعكس ادعاي شما از قلم ابن حزم ترديد وتكذيب اين نظريه برملا گرديد.
حال استدلال ميكني : تا نباشد چيزكي تا نگويند چيزها. حالا جنابعالي استدلال ميفرماييد اگر اين موضوع واقعي نميبود چرا ابن حزم زحمت تكذيب اين موضوع را بر خويش هموار كرد.
دوست گرامي! اين استدلال شما خيلي احمقانه است، من وتو كي استيم كه از ابن حزم بپرسيم كه در كدام موارد بايد قلمفرسايي ميكرد؟
اين انتقاد شما كه چرا ابن حزم درين باره سخن زده فقط به يك خنده مي ارزد. شما چه حق داريد كه بالاي ابن حزم اين خرده گيري را بكنيد؟
يك عالم يا يك نويسنده حق دارد در موارد كه معلومات دارد آن موارد را برشتهء تحرير بياورد.
نكتهء اينكه : اگر علي براي آن سه خليفهء قبل از خودش بيعت نكرده باشد، او باغي بشمار ميرود ، هيچ عقل سليم اين را نمي پذيرد كه علي در زمان حيات خود به آن سه نفر يار ودست پروندهء رسول الله بيعت نكرده باشد. اين نظر شما وآخوند هاي بي عقل است كه با معيارهاي عقلي جور در نمي آيد.
درقسمت خطبهء شقشقيه ونسبت دادن غلط او به علي همهء علماي مسلمين اتفاق نظر دارند كه آن مزخرفات بعد از دوران صفويه جعل وشايع شده است، براي يك دقيقه اگر با جنابعالي موافق شوم كه خطبهء شقشقيه از امام علي عليه السلام است بازهم نظر به اصول عقايد اسلامي در ميان شيعه وسني ؛ ايمان داشتن به خطبهء شقشقيه از أركان دين نيست. بناء كوشش كنيد ازين افترا آت وجعلكاري ها درحق بيامبر، ياران پيامبر وعلماي مسلمين بپرهيزيد ودر بسياري حالات عقل تانرا قاضي بسازيد بهتر است تا رستگار شويد.
در آخر خدمت شما بايد بعرض برسانم: بنده به همان اندازه كه از ملا عمر ومجددي بدم مي آيد از خامنه ايي نيز بدم مي آيد. اينها هر دو از جهالت مردم تغذيه ميشوند
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
عزیز جان تو بفکر من نباش من مثل تو نیستم که حتی از کتب خود آگاه نباشم من تمام کتابهای شیعه را خواندم واکثری کتابهای شما راه هم خواندم من مثل تو نیستم که کورکورانه چیزی بیگویم از چیزی که مطمئین نباشم نمیگویم تو از روزی که بامن هم کلام شدی فقط تو کلمه بلدی تفسیر غلط ایرانی بیا مسلمان شو... تو در جهل مرکب گمی جهل بر دو قسم است. یک تنهاجهل است 2 جهل مرکب است . فرقش این است جهل تنها خوب است یعنی ادم میداند که من جاهلم نمیدانم کوشش میکند تا بیداند آما جهل مرکب خیلی خطرناک است جهل مرکب یعنی اینکه ادم نمیداند که نمیداند از جهل خود نا آگاه است فکر میکند همه چیز را میداند در حقیت هیچ چیز را نمیداند لذا کوشش نمیکد تا بیداند شما عمری ها خصوصا جناب عالی در جهل مرکب غرقیت خدا اگر شما را از این مصیبت نجات دهد کاری بنده گان خدا نیست .خوب فکر کن در همین چند روز در کشور چند انتحار شماه انجام دادید چرا نمی بینید ؟ اون هم مذهب دیگرت هم مرا نصیحت کرده بود این است نظر شان در باره من ( که سلام به آقاي محمد!
محمد گرامي! من صدقهء نامت شوم، تو بيچاره در غم كتابهاي علم رجال وثقه بودن روايات مانده ايي ولي جهان ديگر به كره ماه رسيده است، همين اكنون همين ارتباطات تخنيكي ميان من و تو از بركت دانشمندان غير مسلمان است، اگر همهء دانشمندان دنيا مانند شما وقت گرانبهاي شان را در صحت وسقم روايات وعلم رجال صرف ميكردند امروز من وتو هم ازين نعمت بزرگ محروم ميمانديم، لطفا بيشتر ازين وقت گرانبهايت را صرف اين چرنديات نساز.) هاهاهاهاها این را میگوید جهل مرکب بینید ادم را خنده میگیرد . دو صد سال میشود شما عمری های کم سلیقه در افغانستان حکومت میکنید شما چه کردید غیر از خیانت .همین حالا مکتب هارا شما عمری اتش میزنید یا شیعه ها انتحاری شما میکنید یا شیعه ها شاگردان مکتب را شما مسموم میکنید یا ما؟؟؟ دوشمن تعلیم شما هستید یا ما؟ تمام بودیجه کشوررا برای ساختن مکتب درمناطق شما جهالها بمصرف میرساند شما بجای درس خواندن مکتب را اتش میزنید آما شیعه ها از پول شخصی خود مکتب می سازند اگرهم بودیجه اش را ندارند زیر خیمه درس میخوانند .دوشمن تمدن شما هستید یاما بتهای بامیان راکه یک آثارباستانی بود شما عمری های متعصب کور خراب کردید یا ما؟ تاهنوز یک مکتب توسط شیعه ها به اتش کشیده شده غیر از شما عمری ها؟ شیعه را شما میکشید مسیحی را شما میکشید بودایی را شما میکشید ایزدی شما می کشید .اسلام که برای نجات بشر امده و رحمتاللعالمین است آما شما عمری ها راه غلت عمررا گرفتید شدید عذاب للعالمین تمام دونیا از دست شما در عذاب است 90% نود در صد مواد مخدر را شما کشت میکنید حتی یک وجب هم در مناطق شیعه کاشت نمیشود شما عمری ها دونیا را به لجن کشیدید چرا این همه جنیایت را فقط شما عمری ها میکنید وحتی در باره اش سخن هم نمیگویید چرا این همه جنایت را نمیبینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما عمری ها از بسکه وحشی هستید مثل گژدوم بضی اوقات خود تان را هم نیش میزنید . بجای نصیحت من برو کاشت تریاک و خشاش که بلای جان بشریت است را کم کنید انتحاری را کم کنید که همه مردم را داغ دار کردید بگذارید زنها به مکتب بیروند مسمومش نکنید دست از اون خلفای بی سواد وجاهل بردارید بخدا قسم در اونها خیری نیست
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
آقاي محمد! جنابعالي كاملا چرنديات نوشته ايد، با اتهامزني، تاپه زني، تحكم و دروغگويي شما حقانيت خودتان را نميتوانيد اثبات نماييد. كتاب من قرآن وعترت پيامبر اسلام است، ( تركت فيكم أمرين ما تمسكتم بهما فلن تضلوا كتاب الله وعترتي ) در جاي ديگر به عوض لفظ عترت سنت نيز آمده است. بناء اينكه فرموده ايد من كتابهاي شمارا خوانده ام و تمام كتابهاي شيعه را خوانده ام يك دعواي باطل است. من كتابي كه به آن باور دارم وبر اساس آن استدلال ميكنم در قدم نخست قرآن است. بقيهء كتب مذاهب وفرقه هاي مذهبي كتابهاي نيستند كه من صحت آنها را برابر قرآن بدانم.
ممكن است كه صحيح مسلم، صحيح البخاري، ابن ماجه، ابو داوود، نسائي وترمذي وبهمين ترتيب ، باقر مجلسي و نهج البلاغه وغيره بعضا سخنان موثق داشته باشند وشايد هم سخنان ضعيف و موضوعي داشته باشند، اما چيزيكه نميتوان از آن انكار نمود اين است كه وثوق واعتبار اين كتب احاديث در نزد اهل علم به اندازهء قرآن نيست. احاديث كه با معيارهاي آيات كلام الله برابر نباشد مردود است. آيا با اين سخن شما موافق استيد يا مخالف؟ اميدوارم كه از قلم مبارك تان جواب منطقي دريابم.
در قسمت اينكه جنابعالي بنده را بقول خودتان با ساير عمري ها جاهل مركب توصيف كرده ايد متاسفانه جنابعالي درين ادعاي تان سند ومدرك موثق نياورده ايد. عمليات انتحاري، ترور وكشتن انسانها به مذهب خاص تعلق نميگيرد، بودايي هاي جاپان در جنگ جهاني دوم هم از حربهء عمليات انتحاري برعليه قواي متفقين استفاده كرده اند، حزب الله لبنان نيز ازين حربه استفاده نموده است ، ببرهاي تاميل در سريلانكا نيز از حربه هاي ترور وعمليات انتحاري استفاده برده اند، حالا طلبه هاي كرام والقاعده نيز ازين حربه استفاده ميكنند، اما اينكه شما با قياس طالبان والقاعده به جامعهء سني بخواهيد همهء اهل تسنن را تروريست وانتحاري معرفي كنيد چنين نظريهء سخيف را در قرن بيست ويك هيچ انسان عاقل نمي پذيرد.
تروريسم وعمليات انتحاري نه مذهب خاص دارد ونه دين خاص ونه ملت خاص. فردا امكان دارد از متن جامعهء شيعي ايران يك سازمان تروريست مانند مجاهدين خلق ظهور كند كه با القاعده يكي شده وعليه رژيم آخوندي دست به عمليات انتحاري بزند آيا آنوقت شما همهء علوي ها وشيعه را دشمنان تمدن وانسانيت وآرامش ميخوانيد؟
بناء چنين مقايسه نمودنهاي جاهلانه كه بخاطر عمل يك گروه قومي يا مذهبي بخش بزرگ انسانهارا جاهل وخشونت گرا وتروريست وضد مكتب وضد تمدن معرفي ميكنيد يك عمل فاشيستي و متحجرانه است.
صاحب اين قلم خود يكي از منتقدين گروه متحجر طالبان ميباشم كه تاكنون در كابل پرس بيش از صد مقاله نوشته ام ولي جناب شما را با تمام ادعاهاي پرطمطراق تان اولين بار است كه در سخنگاه شناخته ام. اميدوارم كه در آينده ها مطالب علمي تر و منطقي تر از قلم جنابعالي بخوانيم
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرموده که:
اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي اهل بيتي.
کتاب خدا و اهل بيت (عليهم السلام) و عترتم را در ميان شما به عنوان يک ثقل و مايه گرانبها مي گذارم.
صحيح مسلم، ج4، ص1873 (چاپ جديد) - صحيح مسلم، ج7، ص123
همچنين جناب ترمذي با سند صحيح نقل مي کند:
إني تارك فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي أحدهما أعظم من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي ولن يتفرقا حتى يردا على الحوض فانظروا كيف تخلفوني فيهما.
من ميان شما، کتاب خدا و عترتم اهل بيتم را مي گذارم و اينها از همديگر جدا نمي شوند تا اينکه در کنار حوض به من برسند.
سنن الترمذي، ج5، ص329
حدیث قرطاس (نامه ای که نوشته نشد)
یکی از درد آورترین حوادث اسلام داستان حدیث قرطاس است. حدیث قرطاس در حدود هفده جا از صحیح مسلم و صحیح بخاری ذکر شده است.
در صحیح بخاری آمده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: قلم و دواتی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید. «اکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا» (صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۱۱۱)
در صحیح مسلم چنین آمده: در روایت صحیح مسلم میگوید: «أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَا تَضِلُّونَ بَعْدَهُ» (صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)
در المعجم الکبیر هم این گونه آمده: «ائْتُونِی بِکَتِفٍ أَکْتُبُ لَکُمْ کِتَابًا لا تَخْتَلِفُوا بَعْدِی أَبَدًا» (المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۳۶)
در مسند احمد حنبل آمده: «ائتونی بِکَتِفٍ أَکْتُبْ لَکُمْ فیه کِتَاباً لاَ یَخْتَلِفُ مِنْکُمْ رَجُلاَنِ بعدی.» (من میخواهم چیزی بنویسم که حتی دو نفر بعد از من اختلاف نکنند.) (مسند أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۳)
از درخواست پیامبر اکرم مشخص می شود که ایشان قصد داشتند مطلب بسیار مهمی را مطرح کنند.
اوّلاً: یک رهبر دلسوز در هنگام رحلت خود، سعی دارد تا مهمترین و کلیدی ترین مطالب را بر زبان جاری کند.
ثانیاً: این مطلب از چنان اهمیتی برخوردار است که مانعی ابدی برای انحراف مسلمین خواهد بود. و موحب می شود که بعد از رحلت آن حضرت حتی دو نفر از مسلمانان هم با یکدیگر اختلاف نداشته باشند.
در چنین شرایطی عقل و وجدان چه حکم می کند؟! آیا انسانیت حکم نمی کند که بلافاصله دستور نبی مکرم اسلام اطاعت شود تا امت اسلامی از آخرین رهنمودهای آن حضرت محروم نگردند؟! آیا انسانیت حکم نمی کند که همه سر تا پا چشم و گوش شوند، تا سخنان بسیار مهم و هدات بخش پیامبر اکرم را با گوش بشنوند و با چشم ببینند؟!
آیا می توانید باور کنید که در آن حال به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت هذیان بدهند و بگویند نیازی به نوشته ی پیامبر نیست و قرآن برای ما کافی است؟!!!
در آنحال عمر سراسیمه جلو آمد و با گفتن کلمات معناداری مانع آوردن آوردن قلم و دوات برای پیامبر اکرم شد!
بخاری میگوید: «فقال عُمَرُ إِنَّ النبی (صلى الله علیه و سلم) قد غَلَبَ علیه الْوَجَعُ وَ عِنْدَنَا کِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا فَاخْتَلَفُوا وَ کَثُرَ اللَّغَطُ.» (عمر گفت: بیماری بر پیامبر غلبه کرده است. کتاب خدا در میان ما است و همان کافی است.) (صحیح البخاری، ج ۵، ص ۲۱۴۶ و ج۱، ص۵۴ / صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)
در منابع دیگری از اهل سنت چنین آمده: «قالوا: هجر رسول الله، (صلى الله علیه و سلم)» (گفتند که رسول خدا هذیان می گوید!) (عمدة القاری، ج ۱۴، ص ۲۹۸ / صحیح البخاری، ج ۳، ص ۱۱۱۱)
آقای پرویز عزیز هیچ شیعه تاهنوز پیدانشده که بیگویند حدیث از قران معتبر تر است ولی چیز های هست که در قران نیامد این تبطق حدبث باید از اهلبیت ییامبر گرفته شود مثلانماز صبح 2 رکعت است در کجای قران امده ؟اختلاف همین جاست که شما تابع اهلبیت نیستید و از ادم های جاهل مثل عمر پیروی میکنید .اهلبیت را خداکه در قران اش میگوید من خدا انها را از هر رجس وپلیدی پاک گردانیدم إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُم ولی متآسفانه بعضی در پی این بر آمدند که در مقابل اراده خداوند بیاستند وکوشش میکند چراع را خدا روشن کرده خاموش کنند.باخدا داده گان ستیزه مکن که خدا داده گان را خدا داده است ..مثل اینکه برادران حضرت یوسف با یوسف کردند استادگی در مقابل اراده خداوندی .. اما در باره انتحار تو به هیچ وجه مدرکی نداری که حرب الله لبنان در یک مسجد اهل سنت انحاری کرده باشد ولی بیش از صداها انتحاری اهل سنت در مساجد شیعه از ایران گرفته تاعراق پاکستان افغانستان انجام شده .روز عاشورای کابل که شاید یادت نرفته باشد اینکه 1400 صد سال پیش نبود که بیگویی از کتابهای ایرانی میگویم.. هر وقت از جامعه تشیع اون هم از قم یا نجف که از علما هم باشند الله اکبر گغته انتحاری کنند من اولین شخص خواهم بود که بگویم جامعه تشیع روبه تروریستی نهاده است دردش این جاست که انتحار کننده شما یک ادم لایک نیست علمای شما به نام دین چنین کاری را می کنند ..انهم در مقابل هم دین خود .توهم شاید قبول داشته باشی که شیعه وسنی در اصول اختلاف ندارند مگر در فروع ...حدیث پیامبر است کسی که لااله الاالله بیگوید مسلمان است . فرق بین کتب شیعه وسنی این است که علمای ما قبول دارند که در این کتابها حدبث ضعیف هم است ولی علمای شما میگوید صحیح بخاری برادر قران صحیح مسلم خواهر قران است ولی حدبث که در ضرر شان باشد از خواهروبرادر قران هم قبول نمیکنند باز .
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
آقاي محمد! من به اجازهء جنابعالي اين حديث قرطاس را به زباله داني مي اندازم ولو اينكه هر مورخ ويا محدث اين حديث را روايت كرده باشد نزد من به اندازهء يك بال پشه هم اهميت ندارد. قرآن بصراحت ميگويد: اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا" دين تكميل شده است وهيچ چيز ديگري براي روشن شدن حق از باطل نمانده كه آنرا خداوند نگفته باشد . حديث قرطاس ازين جهت هم اعتبار علمي ومنطقي ندارد كه پيامبر خودش نويسنده نبود، پيامبر هيچگاهي خودش قلم وكاغذ وديوات را استعمال نكرده است ، اين حديث قرطاس يك جعل نامه است.
رسول خدا به نص صريح قرآن أمي بود، رسول خدا هر زمانيكه ميخواست آيات منزله را بنويسد به كاتبان وحي رجوع ميكرد، بناء اين حديث از اساس غط وبي اعتبار است، شما بناحق وقت گرانبهايتان را صرف معلوم ساختن صحت وسقم اين خزعليات ميكنيد، شما وديگر همفكران تان را من بارها آزموده ام كه كمتر از آيات قرآن سند ودليل مي آوريد برعكس دنبال نوشته هاي تاريخي وأحاديث جنجالي استيد، من برايتان گفتم بعد از تغيرات وتحولات كه در جوامع اسلامي در طول چهارده صدسال رخ داده هيچ امكان ندارد كه يك سلسله جعليات بنام حديث بوجود نيامده باشد، لطفا با عقل سليم اين احاديث را با آيات قرآن محك بزنيد وبعد عقل تانرا قاضي بسازيد كه آيا حديث مذكور با منطق قرآني برابري ميكند يا خير. متاسفانه شما وهمفكران تان چنين نميكنيد، دنبال اثبات نمودن احاديث وروايات استيد، اين كار شما ضياع وقت است. دوست عزيز!
شما فرموده ايد : اهل تسنن صحاح ستة شانرا از نظر وثوق برادر ومعادل قرآن ميدانند ولي احاديث شيعه را كه منبع آن خاندان پيامبر است جعلي ميدانند. اما من باور خودم را بشما ميگويم:
نزد من قرآن اصل است، من تنها همان احاديث را در شيعه وسني باور دارم كه با روح وجوهر قرآن مطابقت داشته باشد، هر حديث وروايت كه با جوهر قرآن در تضاد قرار بگيرد خواه ازطريق خاندان پيامبر روايت شده باشد يا خارج از آن نزد اين بندهء حقيرفقير سراپا تقصير مردود است.
طهارت اهل بيت:
در قسمت طهارت خاندان پيامبر باشما هيچكسي نميتواند معارضه نمايد، زيرا آيت قرآن كه شما مرقوم داشته ايد ، پاكي وطهارت خاندان پيامبر را به اثبات رسانده است، اما اين پاكي وطهارت هرگز معناي عصمت و منزه بودن از هرگونه خطا واشتباه را نميدهد.
قرآن بصراحت چنين ميفرمايد كه اراده الله آن بود تا شما اهل بيت را از هرگونه پليدي و رجس پاك گرداند. بناء اطلاق پليدي يا رجس چه باطني يا ظاهري به خاندان پيامبر حرام است، ولي اينكه تك تك اعضاي خاندان پيامبر نسل اندر نسل از هر گونه خطا واشتباه مبرا باشند چنين برداشتي پذيرفتني نيست.
احتمال خطا ونسيان واشتباه به خاندان. پيامبر بحكم بشر بودن شان متصور است.
چيزيكه شما ميخواهيد به مخالفان تان بگوييد اين است: خاندان پيامبر وأولاد وأحفاد پيامبر از هرگونه خطا معصوم اند، هر عضو خاندان پيامبر معصوم است و أقوال وگفتار شان وحي غير مستقيم است.
حالا اگر چنين باشد چرا شما به خاندان ملك عبدالله دوم پادشاه اردن كه از نظر نسلي هاشمي نژاد و ازنحلهء خاندان پيامبر است اخلاص وارادت نداريد تا إمامان كه از طرف مادر ايراني يا فارس تبار بودند؟
جواب داريد؟
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
جناب پرویز خان تو اصلا تکلیفت با خودت هم معلوم نیست گاهی به یک حدیث استناد میکنی گاهی میگویی حدیث پیش من ارزش ندارد معلوم میشود تو هم مثل وهابی ها حدیث که باب میلت باشد هم مورد قبولت هست هم باجوهر قران در تضاد نیست پرویز جان بیبخشید که این کلمه را میگویم متاسفانه شما یا نوشتهایم را نمیخوانید یا اینکه هفته فهم هستید نوشتید که اهل سنت احادبث شیعه را که منبع ان خاندان پیامبر هست جعلی میدانند عزیزم من تا بحال حتی یک حدیث از منابع شیعه نقل نکردم همین حدیث قرطاس هم از ابن عباس که خودتت قبلا در باره اش نوشته بودی مورد تایید بود از منابع خود شما نقل کردم ادرس اش هم دادم تو چرا نماز صبح را 2 رکعت میخوانی؟ در قران که نیست آحادیث را تو قبول نداری پس دو رکعت بودن نماز اصلا در قران نیامده تو چه قسمی میتوانیی حدیث که نماز صبح دو رکعت است با ایه از قران مطابفت بدهید که اصلا ایه در این مورد نیست تو باور کن خیلی خیلی خیلی زیاد متعصبی میگویی پیامبر امی بود هیچ وقت کاعذ وقلم استفاده نمیکرد همیشه رجوع میکرد به کاتبان وحی پس خیلی ساده نتیجه میکیری که حدبث جعلی است اگر تعصب را کنار بگذاری میدانی که کاتبان وحی همه شان نمورده بودند وقت که پیامبر قلم وکاعذ میخواهد لزومآ به این معنی نیست که خودش مینویسد میشود کاتب وحی را بگوید بنویس اره عقل سلیم حکم میکند که پیامبر بعدش جانشین تعیین کند وقتکه یک معلم مکتب. برای یک ساعت میخواهد بیرود بیرون جایش یکی را مینیشاند تا در کلاس بی نظمی روخ ندهد چطور میشود پیامبر وقتکه برای آبد میرود برایش جا نشین تعیین نکند امت را به راه خودش رهاکند؟ قبلا وقتکه زنده بود برای یک ماه مسافرت میکرد برایش جانیشین تعیین میکرد تنها پیامبر ما نبود همه پیامبرا جانیشین داشتند مثلا حضرت موسی جانیشینش حضرت هارون بوده وجانیشنی تعیین کردن چه تضاد با قران دارد ؟ منظور از پیامبر هم همین بوده که یک شخص لایق عالم بعد از خودش باشد تا احکام اللهی را ان قسم که هست بیان کند وقتکه تومیگویی فقط قران پس معلوم میشود جناب عالی از قران هیچ چیزی نمی فهمی پیامبر هر سخن اش مطابق قران است در حالى كه قرآن در شأن او مى گويد: «(وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى); او هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد» و نيز قرآن مى گويد: «(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا); آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد» و نيز مى فرمايد: «(فَلْيَحْذَرْ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ); آنان كه فرمان او را مخالفت مى كنند، بايد بترسند از اينكه فتنه اى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناك به آنها برسد! عزیزم حدیث قرطاس از ابن عباس و عمر بن حطاب در صحیح ترین کتاب شما امد ودر کتابهای شیعه هم امده تو قبول نمیکنی این رالجاجت نمیگویند پس چه میگوید ؟؟تو اصلا حدیث را برسی سندی نکردی همین که در باره اهلیت است جشمانت را بستی و گفتی دروغه .. ولی گفتی اینکه تک تک اعضای خاندان پیامبر نسل اندر نسل از هرگونه خطا و اشتبا مبرا باشند چنین بر داشتی پذیرفتنی نیست . اره شیعه هم همین را میگوید خود آمام که ازهر رجس و پلیدی خدا انها را دور کرده برایش جا نشین تعیین کرده چنین شخص که مورد تآیید خداوند باشد هزگیز خطا نمیکند آمام از بین فرزندانش متقی ترینش را جانیشین تعیین میکرده واعتقاد شیعه بر این است بعد از امام دوازدهم دیگر هیچ یک از هاشمی ها صرف هاشمی بودنش مورد قبول نیست چون امام دوازدم برایش جانیشنی تعیین نکرده حدبث بین شیعه وسنی هست که پیامبر گفته بعد از من دوازده آمام از خاندانم می اید حتی در باره امام دوازدهم هم گفته ولی سنی ها میگویند امام دوازدهم تا هنوز بدونیا نیامده شیعه ها میگویند امده این جای بحث است که ممکین نیست اینجا در این باره بجث کرد ... یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیء فَرُدُّوهُ إِلی اللّهِ وَالرَّسُول إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخر ذلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید، پس، اگر در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این، برای شما بهتر و پایانش نیکوتر است.روایات زیادی دلالت دارند بر این که مراد از "اولی الامر" در این آیه، ائمه معصومین هستند، که برخی عبارتند از:
پیامبر در جواب جابر بن عبد الله انصاری که از "اولی الامر" سوال کرده بود، فرمود: "آنان جانشینان من و امامان مسلمانان بعد از من هستند، که اول ایشان علی بن ابی طالب است و بعد از او به ترتیب حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی..
امام باقر در تفسیر این آیه نیز میگوید: "اولی الامر امامان از فرزندان علی و فاطمه هستند، تا آنکه روز قیامت بر پا شود."
امام صادق نیز میگوید: "آنان (اولی الامر) علی بن ابی طالب، حسن، علی بن الحسین، محمد بن علی و جعفر یعنی من هستیم، سپاس خدا را به جای آورید که به شما امامان و رهبرانتان را در زمانی شناساند که مردم آنان را آنکار میکنند."
عصمت اولی الامر[ویرایش]
از نظر مفسران شیعه در دلالت آیه بر عصمت اولی الامر تردیدی وجود ندارد، زیرا:
۱ ـ هرگاه خداوند به اطاعت بی قید و شرط از کسی فرمان دهد آن فرد معصوم خواهد بود، چون در صورت غیر معصوم بودن، اگر به گناه امر کند اجتماع نقیضین لازم میآید؛ یعنی هم باید از او اطاعت شود و هم اطاعت نشود.
۲ ـ در این آیه "اولی الأمر" بدون تکرار فعل "أطیعوا" بر رسول عطف شده است، و از آنجا که اطاعت از رسول به خاطر معصوم بودنش بهطور مطلق واجب است اطاعت از "اولی الأمر" نیز همانند آن مطلق خواهد بود و این امر کاشف از معصوم بودن "اولی الأمر" میباشد.[
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
بهمن گرامی، راجع به کامل بودن دین اسلام حرف زدی سوال من نیز اینجاست که چرا این کامل بودن ناقص از آب در آمد؟ دین که هم از یاران آنحضرت و هم از مردم عادی ایمان چندانی به این دین نداشتند. زیرا بعد از وفات حضرت محمد همه یاران وی به شمول سه خلیفه اول حتی جنازه آنحضرت را در روی میدان رها نموده و برای بدست آوردن خلافت همه به مسجد جمع شده بودند. کمی بدون تعصب و احساسات فکر کن تو خود را جای اون اصحاب قرار بده کسی را که منحیث رسول قبول نموده باشی کسی که برای تو بهشت جاویدان را با اون همه جلال و اعظمتش وعده داده باشد ایچنین رها کرده میروی دنبال قدرت؟ و از جانبی چرا مردم عام به مجرد شنیدن وفات حضرت محمد دین اسلام را رها کردند؟ که بعدآ توسط خلیفه اول مسلمین و به سرکرده گی خالد بن ولید قتل عام شدند؟
امروز شیعه و سنی همدیگر را مثل گرک پاره پاره میکنند که یکی از اساسی ترین اختلاف خلافت بعد از حضرت محمد میباشد. چرا خداوند یک چند آیه نفرستاد تا تکلیف خلافت را بعد از حضرت محمد روشن میساخت در حالیکه آیه های زیادی را برای کوچکترین مشکلات حضرت محمد از قبیل مهمان داردی و خانه داری فرستاد. خداوند درین دین کاملش مشکلات شخصی حضرت رسولش را در نظر گرفت ولی مشکلات میلیون ها انسان از طفل و زن کودک تا جوان و پیر که هر روز به نام شیعه و سنی قصابی میشود در نظر نگرفت؟ آیا فکر میکنی خداوند نمیتوانست از پارچه شدن مسلمان جلوگیری کند؟
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
آقاي محمد! خدمت جنابعالي عرض كردم كه حديث قرطاس، يك جعل نامه است، خودت عادت داري كه قبل ازبيان يك موضوع ؛ چنين روايات جعلي را به يكي از منابع تسنن چسب بزني ولي وقتيكه متن مكمل آنرا نقل ميكني باز همان قصهء ابن حزم أندلسي وترور پيامبر توسط ياران بيامبر تكرار ميشود كه درهمين ستون ودر همين بحث معكوس آن ثابت گرديد ،
اين نوع افترا بستن به ياران وأصحاب پيامبر. منصفانه نيست، جنابعالي فرموده ايد كه : تو ( پرويز بهمن) هر حديثي كه به ضرر تان ثابت شود آنرا متروك ومردود ميدانيد ولي احاديث كه به نفع تان باشد آنرا قبول داريد، استدلال جناب عالي بر صحت احاديث بر تعداد ركعات نماز ونوع نماز استوار است.. درين باره نيز اگر جنابعالي عينك هاي تاريك تعصب را كنار بگذاريد مي بنيد كه نوع اقامهء نمازها وتعداد ركعات در تمام مذاهب يكسان نيستند، تنها درميان مذاهب چهارگانهء اهل تسنن شما ده ها نوع شيوه وطريقهء نمازخواني داريد ، تعداد دست باز نماز ميخوانتد، تعدادي دست بسته ، تعداد دست ها را بالاي سينه وتعداد ديگر بالاي ناف ، تعدادي نماز ( وتر) بعد از نماز عشاء ميخوانند، تعداد ديگر در نماز فجر به عوض وتر ؛ دعاي قنوت را به شكل دسته جمعي ميخوانند بهمين ترتيب شما انواع و اشكال و أعداد نمازها را در ميان مسلمانان مي يابيد كه كمتر با يكديگر شباهت دارند . در احاديث راجع به تعداد ركعات نماز ونوع برپا داشتن نماز اتفاق نطر وجود ندارد، ولي همه بر يك موضوع تاكيد دارند كه : نماز عبارت از يك سلسله يا مجموعه حركات وأفعال بدني مشتمل بر قيام و ركوع وسجده وقومه وجلسه وقعده ميباشد ، همهء بيك طرف بايد رو بياورند، درقسمت اوقات نيز بعضي احاديث از جمع دو نماز در يك وقت خبر داده است كه پيامبر اسلام چنين عملي را انجام داده است. حالا براي من كه كدام يك ازين مذاهب روايت ثقه را از نماز واقعي پيامبر روايت كرده اند مهم نيست، براي من مهم نفس اداي صلوة است وانجام صلوة مطابق هريك از روايات كه مورد قبول مسلمانان واقع ميباشد.
اما احاديث كه از آن بوي تفرقه وبرتري طلبي و قدسيت بخشي به يك گروه خاص نسبت به ساير مسلمانان باشد چنان احاديث با روح وجوهر اسلام در تضاد است و براي مستند سازي آن هركسيكه وقت گرانبهايش را ضائع ميكند احمق بيش نيست.
زيرا آنطوريكه خدمت شما قبلا عرض نمودم احاديث و روايات تاريخي از حيث وثوق به حد قرآن نميرسند وإيمان داشتن به آنها جزو أركان دين نيست.
درقسمت مسالهء اولي الامر كه جناب عالي بخاطر عطف اولوالامر به الله ورسول او از نظر نحوي استنباط عصمت را نموده ايد باشما موافق نيستم. شما باور تان اين است كه : اولوالامر بايد معصوم باشد بخاطريكه بعد از اطاعت از الله واطاعت از رسول او ؛ اطاعت از اولوالامر واجب شده اگر اولوالامر معصوم نباشد إجماع نقيضين پيش مي آيد. به اين سبب شما معتقد استيد كه اين اولوالامر جز اولاد فاطمه وعلي كس ديگر بوده نميتواند.
درحاليكه اين يك برداشت خاص از. آيهء قرآن است كه صرف ميتوان به آن احترام گذاشت ، اما كل حقيقت نيست.
شما حق داريد كه چنين برداشت را از آيهء مذكور داشته باشيد ولي من هرگز با چنين برداشت موافق نيستم. اطاعت از اولوالامر بخاطر معصوميت او نه بلكه بخاطر مومن بودن او بالاي مسلمين واجب است. زيرا اينجا ضمير ( منكم) خودش مي فهماند كه اولي الامر بايد ازميان مسلمانان ومؤمنين باشد شرط نيست كه وي معصوم باشد يا نباشد ، شرط اساسي مومن بودن اولي الامر است نه معصوم بودن او.
چه کسی در موقعیت های دشوار به یاری رژیم ایران می رسد
جناب پرویز اگر این حدبث با سنت صحیح در کتب شما نیامده بود هر چیز که شما میگویید دروست است ولی من مطمئینم که تو از روی تعصب اصلا نخواندی حدیث ترور پیامبر هم کاملا صحیح بود من ثابت کردم این را کسی میداند که علم رجال بداند و راوی ها را بشانسند نه تو که سروپاعقده هستی کدام ادم عاقیل این را می پذیزد که از یک شخص در چندین جای حدیث نقل کند بعد در جای ان را رد کند؟؟؟
حدیث قرطاس با سند صحیح امده قبلا تو میگوقتی دین کامل شده نیاز نبود که پیامبر جانشین تعیین کند حالا تازه به راه امدی میگویی اولوالامر باید از بین مسلمانان باشد حالا که قبول کردی اولوالامر را. این بهتر نبود که والوالامررا خود پیامبر تعیین کند ؟ اینکه مردم والوالامر را تعیین کند تضاد با روح وجوهر قران ندارد ولی اگر پیامبر اولوالامر را تعیین کند تضاد با روح وجوهر قرآن دارد؟ هاهاهاههاهاهاها این چه فکر مزخرف است که تو داری آیا تومصلحت اسلام را بهتر از پامبر میدانی ؟؟؟؟؟ تو اصحاب را بشتر از پیامبر می شناسی؟؟؟؟؟؟؟؟ خودت گفتی که نماز با انواع مختلف خوانده میشود بنا بر منطق خودت کجای این نماز که ما میخوانیم با ایه قران مطابقت دارد؟ بنا بر نظر شما باید نماز را مردود دانست یک بام و دو هوا نمیشود ..: 1- «إِنَّني أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»(1)؛ من اللَّه هستم معبودى جز من نيست! مرا بپرست، و نماز را براى ياد من بپادار. 2- «اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ»(2)؛ آنچه را از كتاب (آسمانى) به تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمىدارد، و ياد خدا بزرگتر است و خداوند مىداند شما چه كارهايى انجام مىدهيد. این نماز های که مذاهب مختلف میخوانند تو با آن عقل بیمار و یر کینه ات چطور میتوانی مطابقت دهی با این آیات؟ ؟؟؟؟؟؟ قبلا تو شرط حدیث صحیح را اجماع نمیدانستی تو میگفتی که حدیث که با قران مطابقت نداشته باشد در نزد من ارزش ندارد حالا تو این نماز را با این آیات مطابقت بده حدیث های صحیحین هم که در نزد تو چرندیات است قبلا تو نوشتی که دین تکمیل شده است دیگر هیچ چیری نمانده . فرق بین مذهب حق وبا طل در همین جاست که شما یک ایه را میخوانید بقیه اش را رها میکنید اگر اول با پیامبر مخالفت نمیشد این همه رسوایی در دین اسلام پیش نمی امد . فقط چند روز بعد از شهادت پیامبر قبیله بنی تمیم بخاطر که زکاتش را به آبوبکر ندادند چون میگفت در غدیر پیامبر جا نشین تعیین کرده ما هم بیعت کردیم زکات به علی که چانشین پیامبر است میدهیم نه به آبوبکر همه شان را از دم تیغ کذراندند... اول نوشتی که من غیر از تفسیر ابن عباس از کسی دیگر را قبول ندارم وقتکه از ایشان حدیث در باره علی نقل شد ان هم از اعتبار افتاد بابا بس کن از این بیشتر خودت را مسخره دیگران نکن تو نظر ثابت نداری اول گفتی ابن عباس را قبول دارید بعد گفتی حدبث اش به زباله دانی می اندازم چون به ضرر شما بود در ترور هم همین قسم است از ولید در چندین کتب ضحیح تان حدیث نقل کردید ولی همینکه حدیث به ضرر شما نقل کرد قابل قبول نیست این عاصیت ادم های متغصب است حصوصا عمری ها .. منکم .عطف بر رسول است بی سواد معطوف شرایط معطوف علیه را پیدا میکد وقتک اوالوالامرعطف بر رسول شده معنی خاص میشود وکر نه چرا آن را عطف کند میگفت از خدا ورسول ومؤمنین آطاعت کنید پیش خدا که آسان بود وقتکه عطف میشود بیانگر علتیست . اما اعتراض مالک بر آبوبکر ایشان یک زور جمعه وارید مسجد شده
سپس به طرف ابوبکر رو کرده و گفت: «چه کسی تو را بالای این منبر برده در حالی که وصیش نشسته»؟ ابوبکر او را دشنام داد و گفت: او را از مسجد بیرون کنید. قنفذ و خالد گردن او را گرفتند و او را از مسجد بیرون انداختند. خالد پس از این جریان گفت که از فتنه مالک در امان نیستیم(14).
جنايت خالد در حق مالك و قبيله او
ابوبکر، خالد را برای کشتن مالک فرستاد. مالک آماده جنگ شد و خالد از روی مکر به ایشان امان داد. مالک و قبیله اش شمشیرها را بر زمین گذاشتند و خالد همه را قتل عام کرد یا به اسارت گرفت و در همان شب که سر مالک را از بدنش جدا کرد به زن او تجاوز نمود (15).
در این فاجعه عظیم، لشکریان خالد نیز به باقی زنان قبیله مالک تجاوز کردند. این درحالی است که همه اهل حدیث از گروهی که همراه خالد بودند این گونه روایت کردند: «در میان ما موذن اذان گفت و در میان قبیله مالک نیز موذن اذان گفت و ما نماز خواندیم و ایشان هم نماز خواندند و ما شهادت دادیم و ایشان نیز شهادت دادند». آتش زدن خانه زهرا..ودستور دادن خالد توسط ابوبکربنابراین ایشان را به در خانه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرستاد تا از علی (علیه السلام) بیعت بگیرند؛ ایشان از بیعت سر باز زد و آن اتفاقات غم انگیز رخ داد. همان حادثهای که برای اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیان ایشان تلختر از کربلا بود .. بخاطر تجاوز خالد به زن شوهردرا عمر هم اعتراض کرد ولی آبو بکر سرسختانه از ایشان دفاع کرد تا بعد ار وفات آبوبکر عمر اورا اذل کرد این فاجعه بزرک فقط چندی بعد از وفات پیامبر انجام گرفت چرا؟؟؟؟؟؟ چون نگذاشتند پیامبر را تا چیزی بنوسد که حتی دو نفر هم با هم اختلاف نداشته باشند .. من از تویک سوال دارم لطفا جواب بده تو از کجامیگویی علی به ابوبکر بیعت کرده؟؟؟؟؟؟