26-01-2014
انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پدیده ئی است که هنوز تجربه میگردد
و این پروسه با وجود تمام کاستی های آن پیام آور آنست که در آینده میتوان امیدوار بود که مردم بتوانند سرنوشت خود را خود تعیین نمایند.
برای نهادینه کردن این تجربه جوان و ایجاد یک انستیتوت استقامت دهنده که انتخابات را عاری از عیوب و نواقص و در بنای عدالت اجتماعی کامل تنظیم نماید, راه بس طولانی وجود دارد.
اعلان تکت های انتخاباتی کاندیدان و موضعگیری شخصیت های مختلف بازار تبلیغات را گرم تر و حتی هم به خصومت های قومی وزبانی گرویده است.
گاهی درین بحبوحه چهره های خودخواه, برتری طلب و فاشیست مشرب نمایان میشوند که نمیتوانند نیات اصلی خود را نسبت به قوم و زبان دیگر پنهان کنند و بی اراده با حمله جنون آمیز و دشنام های خود, اقوام با هم برادر کشور را برعلیه همدیگر تحریک مینمایند.
یکی ازین اشخاص جناب داکتر صاحب امیرزاده هستند که وقتآ فوقتآ با مقالات روشنگرانه! خود هموطنان را به جان همدیگر می اندازند.
به ادامه تحریکات و سم پاشی های ایشان علیه ازبیک ها
درین روزها نیز مضمونی را به قلم ایشان در سایت خاوران تحت عنوان نگــــاهی به صحبت هـــای افتضــــاح آمیــــز غنـــی- دوســــتم مطالعه کردم که میخواهم گوشه هائی ازین دشنامنامه را با شما شریک بسازم و بعدآ روی آن مداقه نمایم
قسمیکه سرتاسر این مقاله دشنام و توهین است اما من در پاره هایی از قسمت دوم این دشنامنامه که مستقیمآ اوزبیک ها را مورد اهانت گستاخانه قرار میدهد, مکث خواهم کرد. مسلمآ من قاضی نیستم که قضاوت کنم, سارنوال نیستم که اقامه دعوی کنم و همچنانیکه وکیل دفاع نیستم که از کسی دفاع نمایم. اما میخواهم با این نوشته خود توجه همگان را به این امر معطوف بدارم که دشنام و توهین به اقوام هیچگاه قابل گذشت نمیباشد.
اولآ لازم میبینم تا از دوستان عالیقدر تاجیک خود دعوت کنم که تفصیل و تفسیر مرا به ارتباط دشنام نامه هارون امیرزاده خدای ناخواسته به آدرس خود و همچنان به آدرس خلق با عزت و پر غرور تاجیک که سرنوشت جدا ناپذیر با مردم اوزبیک دارند, تلقی نکنند. و اگر در لابلای نوشته, تذکار بعضی حقایق تاریخی باعث رنجش خاطر ایشان گردد, مرا معذور بدارند. بزرگان گفته اند (اگر در گله یک پاده بی خاسیت باشد به دیگران نیز ضرر آن میرسد). به هر حالت طرف سخن ما نه خلق نجیب تاجیک هست بلکه آنانی هست که آگاهانه ویا غیر آگاهانه به دوستی و روابط حسنه تاریخی مردم اوزبیک و تاجیک ضربه وارد میکنند. آنانی است که منافع خلق خود را نیز در همیشه به بازی گرفته و به جای یک پای شکسته حکومات استبدادی قبیله "کفش بردار چهاریار" قبیله بوده اند. و همین ها هستند که منافع خلق های اوزبیک, هزاره و دیگر اقوام را یکجا با منفعت مردم شریف تاجیک با حکومت های قبیلوی معامله کرده اند.
تعدادی از شخصیت های اوزبیک با مطالعه این دشنامنامه متآثر شدند اما به فحوای گفته بزرگان (کاروان به پیش میرود و به غوغای عقب کاروان نباید بها داد) نخواستند که عکس العمل از خود نشان دهند و من هم همین را اختیار کرده بودم اما درخواست های مکرر آن هاییکه ازین بی خاصیتی یک آدم گویا باسواد متآثر و توهین شده بودند, مرا واداشت تا توجه آغای داکتر صاحب امیرزاده و همفکران ایشان را به چندی از مطالب مهم جلب کنم و بگویم که دشنام وعدم تحمل دیگران هیچ گاهی قابل توجیه نیست.
انتخابات ریاست جمهوری ویا هر انتخابات دیگر و موضعگیری شخصیت ها پدیده موقتی بوده میآیند و میروند اما اقوام افغانستان پا برجاست و به زیست باهمی ضرورت دارند.
حالا وارد اصل مطلب میشویم:
ابتدا آقای امیرزاده مقاله خود را مثل یک آدم درست با وعظ و نصیحت شروع میکند و سخن از منطق, سیاست, شخصیت, احساسات, دانش و امثالهم رانده و مخاطب خود را از گفتن گپ های بازاری و توهین آمیز انتقاد میکند اما آهسته آهسته احساسات لجام گسیخته آن به حدی از چوکات اهلیت خارج میگردد که جنرال دوستم و ازبیکها را بنام (خام کله) دشنام میدهد.
به اینترتیب درحالیکه غیظ و غضب هارون امیرزاده به غلیان آمده و بعداز (شستشوی استخوان های) اشرف غنی و قبیله وارد اصلی ترین بحث مقاله خود میشوند که همانا جنرال دوستم را نشانی گرفته و بالای اوزبیکها تاخت و تاز نموده و دهان به توهین و تحقیر ازبیک ها باز میکنند و مینویسند:-ا
وی جنرال دوستم معاون اول خود را بحیث پاده وان اسپ معرفی نمود
خوانندگان حالا قضاوت کنند که این آدم مریض برای عقده گشائی خود چه مینویسد!!!
این آقای دکتور از روی عقده ازبیک ستیزی فیر های چره یی مانند میکند, اگر خورد, میخورد و اگر نخورد ( سنچل مفت و گنجشک مفت!!!) "پاده وان" در زبان تورکی اوزبیکی به کسی میگویند که پاده ها یعنی گاو ها را بچراند!!! اما برای اسپ ها یا بزکش اسپ میگویند ویا نگهبان اسپ!!! مگر این آقای نویسنده از شدت تعصب به معنی گفته های خود هم توجه نکرده است, دریغا که تلاش امیرزاده صاحب برای بی قدر کردن دیگران, منجر به بیان اهلیت و ظرفیت خود آن گردیده است (تا کس سخن نگفته باشد*** عیب و هنرش نهفته باشد)
او مینویسد
جنرال دوستم ..... در اوج مستی الکهول ادعا نمود که اگر با داکتر عبدالله می بود وی صد فیصد در انتخابات برنده میشد ولی بخاطر
جلوگیری از تجزیه افغانستان از داکتر عبدالله حمایت نکرده است
خوب اولآ جناب امیرزاده از کجا فهمید که جنرال دوستم در اوج مستی الکول بود, همان بیانیه را همگی دیدند و شنیدند! احتمال دارد جناب ایشان متخصص تشیخص شراب خوران از راه دور باشد چونکه مرکز مغز شوئی شوروی سابق بنام انستیتوت علوم اجتماعی که جناب هارون به آن بستگی داشت بغیراز این مسلک چیز دیگری در چنته خود نداشت ویا هم خودش با این همه هزیان گوئی حالتی داشت که یکی را دوتا میدید!!! به هر حالت این حکم ناشیانه بیانگر ظرفیت تحمل و کیفیت اخلاقی اوست .
در مورد گفته جنرال دوستم که اگر با عبدالله میرفت افغانستان تجزیه میشد! انسانهای اهل سازندگی بی غرض و بی مرض همه می فهمیدند که هدف جنرال دوستم چه بود! اما من بار دیگر برای شما و همسنگر هایتان یاددهانی میکنم که هدف دوستم یکجا شدن اوزبیگ, تاجیک و هزاره بود که در تقابل با پشتون قرار گیرد و درینصورت احتمال تجزیه افغانستان را بالا ببرد. درین ارتباط شما را و همفکران تان را به دیدن برنامه شفیع عیار دعوت میکنم
http://www.youtube.com/watch?v=6upzhQDt4l0
دوستم با بودن در کنار غنی احمدزی در مقام معاونیت اول که در خواب هم نمی دید در تلاش است ذهنیت بدی را که نسبت به وی در سه دهه اخیر در میان پشتونها وجود دارد بویژه کشتار طالبان در دشت لیلی، تغییر بدهد.
بیائید کمی با هم حسابی صحبت بکنیم: اگر در تاریخ نه چندان دور افغانستان نظری بافگنیم میبینیم که آدم های متفاوتی به پادشاهی رسیده اند. و تاریخ نویس غلام محمد غبار حبیب الله کلکانی را یک دزد حرفوی و راه گیر مشهورمعرفی کرده است. اما انسانهای اهل منطق و اهل سازندگی هیچگاهی نوشته دیکته شده از جانب حکام وقت را معیار قرار داده و برای بی حرمتی به کسی از آن استفاده نمیکند و به رخ کسی نمیکشد. اما جنرال دوستم که بابا و اجداد آن امپراتوری ها و تمدن ها آفریده است و در دو دهه اخیر پادشاه ها را عزل و نصب میکند, حضرت مجددی لقب خالد بن ولید میدهد و شهید برهان الدین ربانی لقب مجاهد کبیر داده و امور مملکت را در غیاب خود به دوستم میسپارد اما شما به نسبت عقده مریضگونه خود دوستم را لایق کاندید معاونیت نمی پندارید, این بیانگر مسخره بودن طرز تفکر شما بوده و قابل مکث است!!!ا
ازینکه بگذریم, نشخوار کردن کشتار طالبان در دشت لیلی گویا بدست دوستم به معنی نامنویسی شما در لست غوغاگران عقب کاروان است!!!1
مسئله دشت لیلی و طالبان از سپتمبر 2001 به اینطرف به یک تجارت سیاسی تبدیل گردیده و حرفای دوستم تلاش کردند برای لکه دار نمودن صفحه پرافتخار اوزبیک ها و تورکمن در حوادث سه دهه اخیر ازین مسئله سوئ استفاده نمایند اما به خاطر واهی بودن این اتهام کاری از دست شان پوره نبود. در سه دهه اخیر حوادث ناگوار و دلخراش زیادی بوقوع پیوسته است. و بسیار اشخاص به جنایات جنگی متهم هستند, من و آقای امیرزاده نباید نقش قاضی را بازی کنیم
تا هنور عاملین جینوساید افشار و قتل عام هزاره ها از جانب محکمه با صلاحیت مواخذه نگردیده است و به مسببین احتمالی این فاجعه القاب مارشال و قهرمان داده شده است و بسیار زود خواهد بود که ما در مسئله دشت لیلی خیز بزنیم
او (دوستم) راه های مختلف خدمت گذاری به پشتونها را جستجو میکند..... نخستین حرکت وی پوزش خواهی بخاطر جنایاتش بود.
جناب امیرزاده! شما هم میدانید که در افغانستان مسائل سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و بالآخره تمام شئون حیاتی جامعه همه قومی شده است . درین بحران طوفانی همه شخصیت های اقوام برای منبفعت خودی, گروهی و قومی تعادلات را جستجو میکنند و با هر گروپ سیاسی که نقش خود ویا قوم خود را بارز تر دریابند, با آن گروه ایتلاف میکنند و این مسئله یک روند عادی و قبول شده در مناسبات سیاسی در مملکت ما و دیگر جهان است و به خاطر این مسئله یک آدم باسواد مثل جناب عالی نباید به سطح یک کلوخ پران کوچه مبدل شود.
بازهم درین رابطه اگر کمی حسابی صحبت شود, دیده میشود که در طول موجودیت مملکتی بنام افغانستان چیزفهمان شبه شما در خدمت گذاری قبیله قرار گرفته و منافع اقوام تحت استبداد به شمول منافع خلق با عزت تاجیک را به علامت خوش خدمتی به قبیله معامله کرده است و یک مثال تاریخی میتواند پرده از روی خوش خدمتی انسانهای شبه شما بردارد و موضوع را روشنتر بیان کند: به دوران ظاهرشاه زمانیکه هفت نفر دهقان به خاطر دفاع از ملکیت شان در آتش خرمن توسط اسحاق زائی های قبیلوی در سرپل سوختانده شدند, همه ازبیکها نبودند بلکه چهار نفر اوزبیک و دو نفر آنها تاجیک بودند. تظاهرات و اعتصابات مردم همه جا را فرا گرفت اما آدم های خوش خدمت به قبیله شبه شما با چاپلوسی به دربار قبیله منافع خلق های تاجیک و ازبیک را معامله, قاتلین اسحاق زائی را تبرئه و دوسیه را مضمحل نمودند و از برکت معامله و خوشخدمتی اشخاص شبه شما برای امروز کمترین کسی میداند که در آن فاجعه دو نفر برادران تاجیک نیز در راه دفاع مشروع از ملکیت خود فجیعانه جام شهادت نوشید. گذشته از آن در جلسه بن که غرق ناز و نعمت شهادت احمد شاه مسعود بودید و تمام ابتکار عمل در دست تان بود و شرایطی مهیا گردیده بود که بالآخره بعداز سه صد سال به انحصار قدرت توسط قبیله پایان داده شود, اما بزرگترین خیانت را در حق اقوام تحت استبداد به شمول خلق تاجیک شما انجام دادید و با چند چوکی بی مایه و زود گذر, با گرفتن چند ملیون دالر از پشتونها, سرنوشت مملکت را بار دیگر به تباهی و قهقرا کشانیدید. آنوقت که دوستم در جبهات گرم برای سرکوب طالبان مشغول نبرد بود و شما مصروف معامله با حکام قبیله و تقسیم پولها و چوکی ها بودید و یک دونفر را هم که بنام نماینده ازبیک ها در جلسه بن راه دادید و معرفی کردید, او هم نماینده شورای نظار بود و هیچ مناسبتی با ازبیک ها نداشت
خوب بیاد دارید که آقای ستار سیرت اوزبیک را با اخذ 11 رآی در مقابل 2 رآی حامد کرزی از ریاست حکومت موقت افغانستان ممانعت کردند و حامد کرزی به قدرت رسید. درین بحبوحه ژورنالیستان از زلمی خلیلزاد پرسیدند که چرا کرزی با 2 رآی خود به صفت رئیس جمهور تعیین شد!!! او جواب داد و گفت که من کاری نکرده ام و همه تلاشها و پافشاری های یونس قانونی بود که یک ازبیک نباید رئیس دولت شود. آغای قانونی تا هنوز جواب این سوال را نداده است
بالآخره من از شما میپرسم, در مدت 11 سال قسیم فهیم معاون اول کرزی است, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها نمیدانید!!! اما دوستم که خود را در معاونیت اول یک پشتون کاندید کرده, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها میدانید! کجاست منطق شما جناب اکادمیسن!!!1.
با این همه واقعیت ها متهم ساختن دوستم به خدمت گذاری پشتونها, فکر میکنم یک عقده گشائی بیش نیست.
در باره پوزش خواهی دوستم باید گفت که درین اوضاع توفانی سه دهه جنگ مظالم بیشماری در حق مردم افغانستان آگاهانه ویا غیرآگاهانه صورت گرفته گرفته است که شنیع ترین آنها مسئله قتل عام هزاره ها در افشار و فتوای مباح الدم آنها از جانب طالبان است. مگر از جمله تمام کسانیکه دخیل در قضایای سه دهه جنگ و برادر کشی بودند, بعضی ها با نام قهرمان ازین دنیای فانی رحلت کردند, بعضی ها با نام و نشان مصنوعی بازهم به شانه های مردم سوار هستند, برای بعضی های دیگر مسئله جهاد هنوز به مانند یگ گاو شیری است. مگر انتخابات ریاست جمهوری برای جنرال دوستم یک مقطع زمانی زمینه ساز بود که از اشتباهات گذشته از مردم افغانستان جوانمردانه معذرت خواست و از دیگران نیز دعوت کرد که این شهامت عذر خواهی را در پیشگاه مردم به نمایش بگذارند, اما متآسفانه کسی حاضر نشد. خلق تورک افغانستان این شهامت را در زمره افتخارات تاریخی خود ثبت خواهد کرد.
با استفاده ازین موقع پیام من برای خلق تورک افغانستان اینست که موضعگیری مدبرانه جنرال دوستم صرفنظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سه برد ویا سه پیامد نیکو را برای تورک تباران افغانستان به ارمغان آورد:
یک - دوستم با احراز پست کاندیدای معاونیت اول کاندید مطرح ریاست جمهوری یک سنت جا افتاده غیرعادلانه را درهم شکست یعنی رئیس جمهور از قوم پشتون, معاون اول از قوم تاجیک و معاون دوم از قوم هزاره باشد. افغانستان سرزمین مشترک همه ساکنین آن است و بدون درنظرداشت قوم و قبیله و زبان و مذهب باید همه مطابق اهلیت و ظرفیت خود احراز مقام نماید
دو - قدرت مردمی دوستم کاندیدهائی را وادار به مدارا کرد که تا دیروز با متهم ساختن دوستم به نقض حقوق بشر میخواستند صفحه پرافتخار مردم تورک تبار افغانستان را در حوادث سه دهه اخیر خدشه دار سازند
سه - در تاریخ افغانستان معذرت خواستن یک رهبر سیاسی در سطح جنرال دوستم سابقه ندارد, این معذرت خواهی با هر انگیزه ایکه باشد اما افتخار آنرا دوستم برای مردم خود به ارمغان آورد
پایان قسمت اول
ادامه دارد
نظرات
88 دیدگاهنگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
همت جان فاريابى!
وشما گلم جم هاكورهستيدنميبيندكه همه فاشيست هاى قبيله ازلالى وگلالى گرفته تايون تاقت .....همه وهمه شامل تيم مبارزاتى احدزي كوچى هستند أيا اين قابل تشويش مردم شمال افغانستان نيست؟
اگر اقاى اميرزاده تشويش مردم شمال افغانستان رابرملاساخته كين سياست خام مردم مارابه تباهى ميكشاندكجاى اين ديدگاه ازبك ستيزيست
مگراينكه بمذاق مزدوران تركيه وازبكستان برابرنيست.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
مصاحبه دیروز اشرفغنی کوچی با صدای آشنا-
از نظر اشرفغنی کوچی این اشخاص شخصیتهای ملی و اجتماعی اوغانستان اند.
ملاعمر- گل بی دین نکبتبار و درین اواخر تا انتخابات ریاست جمهوری جنرال دوستم.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
در بخش دوم تبصرۀ خود جملاتی سخیف از دشنامنامۀ مستهجن شخصی به نام هارون امیرزاده نقل کرده اید که حوالۀ تورکتباران به خصوص خلق نجیب اوزبیک نموده و رهبر سربلند شانرا مورد اهانت قرار داده و خلق بزرگی را که طی بیش از دو هزارسال تاریخ، پرچمدار سیاست و دولتمداری در آسیا بوده و سهم بزرگ و غیر قابل انکار در ایجاد و شگوفانی مدنیت جهانی داشته است، با عبارت بازاری خام کله تحقیر کرده است و پرسیده اید، جواب شما و امثال شما در برابر مزخرفات این مرد نابکار چیست؟
پرسندۀ محترم، من این نوشتۀ مملو از ناسزا و فحش و دشنام را که تراویدۀ یک مغز رنجور و انعکاس دهندۀ یک فکر علیل انسان ستیزانه میباشد، خواندم. اما نتوانستم جز قدح و دشنام و اتهامات ناروا حتی یک مسئله ای که قابل پاسخ گفتن با معیارهای عقلی و فکر سالم باشد در آن بیابم. پاسخ دادن دشنام با دشنام کار خردمندان نیست. میتوان صدها جملۀ موهن و تحقیرآمیز ساخت و حوالۀ این و آن شخص و یا این قوم و آن قوم نمود. اما این کار اولا مغایر با اخلاق و فرهنگ انسانی است و ثانیا هیچ دردی را دوا نمیکند.
اساسا هنگامی که عقل و تفکر مغلوب احساسات میشود و زمانیکه پای منطق و استدلال می لنگد، شخصی که فاقد شخصیت است و ظرفیت ارزیابی منطقی مسائل را ندارد، به سراغ دشنام و ناسزا میرود و با پاشیدن آن بر سر وروی کسی یا قومی که اورا خصم خود می پندارد، عقده های حقارت ملی خود را باز میکند و آتش خشم خودرا فرو می نشاند.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
از نویسندگان این گونه اراجیف باید باید پرسیده شود که چرا اینگونه کین توزانه و خصمانه می نویسند و میخواهند در بین دو خلق بزرگ و نجیب اوزبیک و تاجک که طی صدها سال برادروار در کنا هم زیسته و با احترام گذاری به تاریخ و فرهنگ یکدیگر برای سایر ملل منطقه نمونۀ مثال بوده اند، آتش نفاق و دشمنی بر افروزند.
من به این برادر تورک ستیز میگویم، بیائید قرن پانزدهم را که دورۀ رنسانس شرق است به یاد بیاوریم. درین دورۀ طلایی مولانا عبد الرحمان جامی و امیر عیشیر نوایی به صفت دونمایندۀ بزرگ و برحق خلقهای اوزبیک و تاجک عالیترین ممثل دوستی و برادری این دو ملت کبیر بودند و همه را به دوستی و برادری فرا میخواندند. هرچند وجود داشتند عناصرانگشت شمارمتعصب و تنگ نظری که مانند شما سرود گوشخراش دشمنی و خصومت را زمزمه میکردند و مدعی بودند که زبان تورکی قدرت افادۀ تخیلات لطیف و ظرفیت حمل اندیشه های فلسفی عمیق را ندارد، بنابرآن باید این زبان درکنار گذاشته شود.
چون این ادعا کاملا بی مایه و جاهلانه بود، امیر کبیر علیشیر نوایی با آثار علمی و ادبی ماندگار خود عملا و نظرا بر روی آن خط بطلان کشید و با نوشتن کتاب علمی “محاکمةاللغتین” خود زبان و شعر فارسی و تورکی را در مقام مقایسه باهم قرارداد و وسعت ساحۀ افادۀ صور خیال و تصویر افکار بلند و اندیشه های لطیف انسانی را در زبان تورکی به اثبات رسانید و علاوه بر دیوان فانی و قصیده های معروف خود در زبان فارسی، همطراز با آثار شاعران نام آور فارسی سرا چون نظامی گنجوی و امیر خسرو دهلوی، شاهکارهای بزرگ و جاودانی چون “خمسه” تورکی را برشتۀ نظم کشید که مولانا عبدالرحمن جامی این شاعر و دانشمند واقعبین در “اسکندرنامۀ” خود آنرا چنین ارزیابی می نماید:
به ترکی زبان نقشی آمد عجب
که جادو دمان را بود مهر لب
ببخشید برفارسی گوهران
به نظم دری در نظم آوران
که گر بودی آن هم به نظم دری
نماندی مجال سخن گستری
به میزان آن نظم معجز نظام
نظامی که بودی و خسرو کدام
این جواب قاطع و دندان شکن جامی به منکران زبان ملت برادران شان تورکی تباران همان وقت بود. علاوه بر آن حضرت جامی دو غزل زیبا در زبان تورکی اوزبیکی دارد که بازگو کنندۀ مناسبات دوستانه و برادرانه میان تاجکها و اوزبیکها میباشد که ما طور نمونه مطلع و مقطع یکی از آن دوغزل جامی را که به شکل شیر و شکر سروده شده می آوریم:
ای لبت پرخنده و چشم سیاهت مست خواب
ایککی زلفینگ آره سیده آی یوزینگ دور آفتاب
بندۀ “جامی” غلامت گرچه افلاطون بود،
اسره گیل، یا سقله گیل، یا سات و یا بیرگیل جواب
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
تحقیر و توهین اقوام و ملیت های دیگر یکی از مظاهر خشن و کثیف راسیزم و شوینیزم است و جز تشدید نفاق و خصومت دربین خلقهای برادر هیچ دردی را دوا نمی کند. ما به نویسندگان این گونه لا طائلات توصیه میکنیم برای درک مقام و منزلت تورکتباران لطفا تاریخ وکارنامه های سیاسی آنانرا بخوانند و با آثار و افکار نوابغی که این خلق کبیر به جهان تقدیم داشته است، آشنا شوند و آنگاه بر طبق اسناد و دلائل علمی قضاوت کنند.
به تمام دانشمندان و محققان جهان معلوم است که نیاکان اقوام تورکی تبار بر طبق گواهی منابع تاریخی چینی، یونانی، هندی و عربی از بامدادان تاریخ بدینسو پیشگامان عرصۀ سیاست و دولتمداری بوده، دست آوردهای بزرکی به تجارب تاریخی جهان افزوده اند.
از الپ ایرتونگۀ قهرمان ــ افراسیاب (قبل از میلاد) تا کوشانیان بزرگ، یفتلیها، تگین شاهیان و غزنویان همه اساسگذاران امپراطوری های بزرگ بوده اند که آثار مانگار بزرگ شان تا کنون هم چشم حسودان را خیره میسازد و انفجاردادن هیکل عظیم بامیان توسط دژخیمان قبیله نمی تواند از مقام و منزلت بلند آنان بکاهد.
بعد از نشر اسلام در تورکستان، خراسان وایران نیز تورکان سمت دهندۀ سیاست در منطقه بودند. به خصوص هنگامی که قراخانیان در اوائل قرن دهم میلادی به رهبری سلطان با کفایت شان ساتیق بغراخان دین اسلام را داوطلبانه و به ارادۀ آزاد خود شان قبول کردند، از لحاظ سیاسی به موفقیت بزرگی دست یافتند که در تاریخ شرق نظیر ندارد. تورکان قراخانی با این اقدام جسورانه به بازی سیاسی شگفتی دست یازیدند که مورد پشتیبانی دولت مقتدر عباسی قرار گرفت و نفوذ سیاسی تورکان را در دستگاه خلافت به جای ایرانیان افزایش داد و زمینه را برای امپراطوری بعدی تورکان چون خوارزمشاهان، سلجوقیان، تیموریان، بابریان، شیبانیان، اشترخانیان وحاکمیت 250 سالۀ ممالیک در مصر و امارت های تورکستان مساعد ساخت.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
رسوا شدن دوستم واشرف غني در دنياي مجازي
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
shimol mr or mrs
شمال نام تو اگر دروغ گوی و دشمن خدا نیستی ، پس نشان بده کاپی کامنت مرا که ترا با نام پدر دشنام داده باشم ؟؟
تو جاهل بی سواد اگرچنین کامنت ازمن باشد کاپی بساز به نوشته کامنت خود علاوه بساز ،
شمال نام قلابی ممکن خود امیرزاده منافق شیطان دشمن انسانیت خواهی بود بناأ شرم بر تو شمال یا امیرزاده منافق.
شرم برتو باد شمال نام ، ازبس که بی حیا و مادر خطا بوده ای که شرم و حیا نداری ، گپ به تأثیر نمیکند شلیته بوده ای بی دین و بی نذهب خواهد بودی ، حیف با تو سخن گفتن ، ارزش سخن خور هم نداری ارزش سخن بدرا هم نداری نالایق کله خر، دیگرباتو کامنت نمینویسم . اگرکس است همین بس است
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
نظر جان ما مردم شمال به بعضع افراد اب چشم شان ريخته باشد ميگويند ايولايت (پشت دست) بااين همه ديده درايى.
من هم ميگويم ، نظر جان (پشت دست) .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
آقای بهمن سلام .
دولت و حکومت سیکولار اتاتورک تورکیه درزمان شاه امان الله خان ، و ظاهرشاه به افغانستان کمک و رهنمایی هایی کرده چنانچه نظام عسکری و اردوی افغانستان را ترتیب و تنظیم نموده طلاب پشتونی را ازافغانستان به تورکیه جهت درس و تعلیم عسکری آماده ساخته است فاکلته طب و ادبیات را به کابل تأسیس کرده است همچنان محصلین جهت
تحصیل طب و اینحینری وغیره به تورکیه علم و کمال حاصل کرده اند به جزئ تورک تبارهای تورکستان جنوبی د ر
افغانستان ، اینهمه کمک ها و رهنمایی های حکومت تورکیه به افغانستان صورت گرفته ، اما به قوم اوزبیک و تورکمن هیچ نفعی در مدت شصت سال
کم یا بیشتر نه دروقت امان الله خان نه دروقت ظاهرشاه ، نه از جهت تعلیم وتربیه و نه ازجهت اخلاقی ازهیچ جهت
کمکی یا رهنمایی ازجانب حکومت تورکیه به تورک تبارهای افغانستان صورت نگرفته است هرکمکی شده برای قوم
پشتون افغانستان شده است این نمک حرام ها نمیدانند ، همین اکنون هم حکومت تورکیه ، مولدین تریاک و قاچاقبران
هیرویین پشتون افغانستان را که آنها پول ازقاچاق هیرویین زیاد دارند ، آنها را کمپنی تورکی به متوطن شدن در تورکیه دعوت میکند ، قاچاقبران هیرویین را به تورکیه جمع میکنند .
به تورک تباران افغانستان نه از تورکیه فاییده است نه از اوزبیکیستان و نه از پشتون ها .
بعضی هموطنان جاهل نادان ، نا حق تورکیه و اوزبیکیستان را به تورکتباران افغانستان ، ازروی عناد ، پیوند میدهند . اوزبیکیستان به ملت خود جفا میکند ، دراین زمستان سخت مردم اوزبیکیستان به اساس خبر گذاری بی بی سی ، برق برای مصرف خانه های خود ندارند ، به طرز حیات صد سال پیش زندگی میکنند ، حکومت اوزبیکیستان
برق را به افغانستان میفروشد گز را به چینا میفروشد ، خود قضاوت بفرمایید .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
جنا ب همت فا ر یا بی سلا م عر ص می کنم.
من با شما چند با ر تلفو نی ص
آنلاین : http://--------