26-01-2014
انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پدیده ئی است که هنوز تجربه میگردد
و این پروسه با وجود تمام کاستی های آن پیام آور آنست که در آینده میتوان امیدوار بود که مردم بتوانند سرنوشت خود را خود تعیین نمایند.
برای نهادینه کردن این تجربه جوان و ایجاد یک انستیتوت استقامت دهنده که انتخابات را عاری از عیوب و نواقص و در بنای عدالت اجتماعی کامل تنظیم نماید, راه بس طولانی وجود دارد.
اعلان تکت های انتخاباتی کاندیدان و موضعگیری شخصیت های مختلف بازار تبلیغات را گرم تر و حتی هم به خصومت های قومی وزبانی گرویده است.
گاهی درین بحبوحه چهره های خودخواه, برتری طلب و فاشیست مشرب نمایان میشوند که نمیتوانند نیات اصلی خود را نسبت به قوم و زبان دیگر پنهان کنند و بی اراده با حمله جنون آمیز و دشنام های خود, اقوام با هم برادر کشور را برعلیه همدیگر تحریک مینمایند.
یکی ازین اشخاص جناب داکتر صاحب امیرزاده هستند که وقتآ فوقتآ با مقالات روشنگرانه! خود هموطنان را به جان همدیگر می اندازند.
به ادامه تحریکات و سم پاشی های ایشان علیه ازبیک ها
درین روزها نیز مضمونی را به قلم ایشان در سایت خاوران تحت عنوان نگــــاهی به صحبت هـــای افتضــــاح آمیــــز غنـــی- دوســــتم مطالعه کردم که میخواهم گوشه هائی ازین دشنامنامه را با شما شریک بسازم و بعدآ روی آن مداقه نمایم
قسمیکه سرتاسر این مقاله دشنام و توهین است اما من در پاره هایی از قسمت دوم این دشنامنامه که مستقیمآ اوزبیک ها را مورد اهانت گستاخانه قرار میدهد, مکث خواهم کرد. مسلمآ من قاضی نیستم که قضاوت کنم, سارنوال نیستم که اقامه دعوی کنم و همچنانیکه وکیل دفاع نیستم که از کسی دفاع نمایم. اما میخواهم با این نوشته خود توجه همگان را به این امر معطوف بدارم که دشنام و توهین به اقوام هیچگاه قابل گذشت نمیباشد.
اولآ لازم میبینم تا از دوستان عالیقدر تاجیک خود دعوت کنم که تفصیل و تفسیر مرا به ارتباط دشنام نامه هارون امیرزاده خدای ناخواسته به آدرس خود و همچنان به آدرس خلق با عزت و پر غرور تاجیک که سرنوشت جدا ناپذیر با مردم اوزبیک دارند, تلقی نکنند. و اگر در لابلای نوشته, تذکار بعضی حقایق تاریخی باعث رنجش خاطر ایشان گردد, مرا معذور بدارند. بزرگان گفته اند (اگر در گله یک پاده بی خاسیت باشد به دیگران نیز ضرر آن میرسد). به هر حالت طرف سخن ما نه خلق نجیب تاجیک هست بلکه آنانی هست که آگاهانه ویا غیر آگاهانه به دوستی و روابط حسنه تاریخی مردم اوزبیک و تاجیک ضربه وارد میکنند. آنانی است که منافع خلق خود را نیز در همیشه به بازی گرفته و به جای یک پای شکسته حکومات استبدادی قبیله "کفش بردار چهاریار" قبیله بوده اند. و همین ها هستند که منافع خلق های اوزبیک, هزاره و دیگر اقوام را یکجا با منفعت مردم شریف تاجیک با حکومت های قبیلوی معامله کرده اند.
تعدادی از شخصیت های اوزبیک با مطالعه این دشنامنامه متآثر شدند اما به فحوای گفته بزرگان (کاروان به پیش میرود و به غوغای عقب کاروان نباید بها داد) نخواستند که عکس العمل از خود نشان دهند و من هم همین را اختیار کرده بودم اما درخواست های مکرر آن هاییکه ازین بی خاصیتی یک آدم گویا باسواد متآثر و توهین شده بودند, مرا واداشت تا توجه آغای داکتر صاحب امیرزاده و همفکران ایشان را به چندی از مطالب مهم جلب کنم و بگویم که دشنام وعدم تحمل دیگران هیچ گاهی قابل توجیه نیست.
انتخابات ریاست جمهوری ویا هر انتخابات دیگر و موضعگیری شخصیت ها پدیده موقتی بوده میآیند و میروند اما اقوام افغانستان پا برجاست و به زیست باهمی ضرورت دارند.
حالا وارد اصل مطلب میشویم:
ابتدا آقای امیرزاده مقاله خود را مثل یک آدم درست با وعظ و نصیحت شروع میکند و سخن از منطق, سیاست, شخصیت, احساسات, دانش و امثالهم رانده و مخاطب خود را از گفتن گپ های بازاری و توهین آمیز انتقاد میکند اما آهسته آهسته احساسات لجام گسیخته آن به حدی از چوکات اهلیت خارج میگردد که جنرال دوستم و ازبیکها را بنام (خام کله) دشنام میدهد.
به اینترتیب درحالیکه غیظ و غضب هارون امیرزاده به غلیان آمده و بعداز (شستشوی استخوان های) اشرف غنی و قبیله وارد اصلی ترین بحث مقاله خود میشوند که همانا جنرال دوستم را نشانی گرفته و بالای اوزبیکها تاخت و تاز نموده و دهان به توهین و تحقیر ازبیک ها باز میکنند و مینویسند:-ا
وی جنرال دوستم معاون اول خود را بحیث پاده وان اسپ معرفی نمود
خوانندگان حالا قضاوت کنند که این آدم مریض برای عقده گشائی خود چه مینویسد!!!
این آقای دکتور از روی عقده ازبیک ستیزی فیر های چره یی مانند میکند, اگر خورد, میخورد و اگر نخورد ( سنچل مفت و گنجشک مفت!!!) "پاده وان" در زبان تورکی اوزبیکی به کسی میگویند که پاده ها یعنی گاو ها را بچراند!!! اما برای اسپ ها یا بزکش اسپ میگویند ویا نگهبان اسپ!!! مگر این آقای نویسنده از شدت تعصب به معنی گفته های خود هم توجه نکرده است, دریغا که تلاش امیرزاده صاحب برای بی قدر کردن دیگران, منجر به بیان اهلیت و ظرفیت خود آن گردیده است (تا کس سخن نگفته باشد*** عیب و هنرش نهفته باشد)
او مینویسد
جنرال دوستم ..... در اوج مستی الکهول ادعا نمود که اگر با داکتر عبدالله می بود وی صد فیصد در انتخابات برنده میشد ولی بخاطر
جلوگیری از تجزیه افغانستان از داکتر عبدالله حمایت نکرده است
خوب اولآ جناب امیرزاده از کجا فهمید که جنرال دوستم در اوج مستی الکول بود, همان بیانیه را همگی دیدند و شنیدند! احتمال دارد جناب ایشان متخصص تشیخص شراب خوران از راه دور باشد چونکه مرکز مغز شوئی شوروی سابق بنام انستیتوت علوم اجتماعی که جناب هارون به آن بستگی داشت بغیراز این مسلک چیز دیگری در چنته خود نداشت ویا هم خودش با این همه هزیان گوئی حالتی داشت که یکی را دوتا میدید!!! به هر حالت این حکم ناشیانه بیانگر ظرفیت تحمل و کیفیت اخلاقی اوست .
در مورد گفته جنرال دوستم که اگر با عبدالله میرفت افغانستان تجزیه میشد! انسانهای اهل سازندگی بی غرض و بی مرض همه می فهمیدند که هدف جنرال دوستم چه بود! اما من بار دیگر برای شما و همسنگر هایتان یاددهانی میکنم که هدف دوستم یکجا شدن اوزبیگ, تاجیک و هزاره بود که در تقابل با پشتون قرار گیرد و درینصورت احتمال تجزیه افغانستان را بالا ببرد. درین ارتباط شما را و همفکران تان را به دیدن برنامه شفیع عیار دعوت میکنم
http://www.youtube.com/watch?v=6upzhQDt4l0
دوستم با بودن در کنار غنی احمدزی در مقام معاونیت اول که در خواب هم نمی دید در تلاش است ذهنیت بدی را که نسبت به وی در سه دهه اخیر در میان پشتونها وجود دارد بویژه کشتار طالبان در دشت لیلی، تغییر بدهد.
بیائید کمی با هم حسابی صحبت بکنیم: اگر در تاریخ نه چندان دور افغانستان نظری بافگنیم میبینیم که آدم های متفاوتی به پادشاهی رسیده اند. و تاریخ نویس غلام محمد غبار حبیب الله کلکانی را یک دزد حرفوی و راه گیر مشهورمعرفی کرده است. اما انسانهای اهل منطق و اهل سازندگی هیچگاهی نوشته دیکته شده از جانب حکام وقت را معیار قرار داده و برای بی حرمتی به کسی از آن استفاده نمیکند و به رخ کسی نمیکشد. اما جنرال دوستم که بابا و اجداد آن امپراتوری ها و تمدن ها آفریده است و در دو دهه اخیر پادشاه ها را عزل و نصب میکند, حضرت مجددی لقب خالد بن ولید میدهد و شهید برهان الدین ربانی لقب مجاهد کبیر داده و امور مملکت را در غیاب خود به دوستم میسپارد اما شما به نسبت عقده مریضگونه خود دوستم را لایق کاندید معاونیت نمی پندارید, این بیانگر مسخره بودن طرز تفکر شما بوده و قابل مکث است!!!ا
ازینکه بگذریم, نشخوار کردن کشتار طالبان در دشت لیلی گویا بدست دوستم به معنی نامنویسی شما در لست غوغاگران عقب کاروان است!!!1
مسئله دشت لیلی و طالبان از سپتمبر 2001 به اینطرف به یک تجارت سیاسی تبدیل گردیده و حرفای دوستم تلاش کردند برای لکه دار نمودن صفحه پرافتخار اوزبیک ها و تورکمن در حوادث سه دهه اخیر ازین مسئله سوئ استفاده نمایند اما به خاطر واهی بودن این اتهام کاری از دست شان پوره نبود. در سه دهه اخیر حوادث ناگوار و دلخراش زیادی بوقوع پیوسته است. و بسیار اشخاص به جنایات جنگی متهم هستند, من و آقای امیرزاده نباید نقش قاضی را بازی کنیم
تا هنور عاملین جینوساید افشار و قتل عام هزاره ها از جانب محکمه با صلاحیت مواخذه نگردیده است و به مسببین احتمالی این فاجعه القاب مارشال و قهرمان داده شده است و بسیار زود خواهد بود که ما در مسئله دشت لیلی خیز بزنیم
او (دوستم) راه های مختلف خدمت گذاری به پشتونها را جستجو میکند..... نخستین حرکت وی پوزش خواهی بخاطر جنایاتش بود.
جناب امیرزاده! شما هم میدانید که در افغانستان مسائل سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و بالآخره تمام شئون حیاتی جامعه همه قومی شده است . درین بحران طوفانی همه شخصیت های اقوام برای منبفعت خودی, گروهی و قومی تعادلات را جستجو میکنند و با هر گروپ سیاسی که نقش خود ویا قوم خود را بارز تر دریابند, با آن گروه ایتلاف میکنند و این مسئله یک روند عادی و قبول شده در مناسبات سیاسی در مملکت ما و دیگر جهان است و به خاطر این مسئله یک آدم باسواد مثل جناب عالی نباید به سطح یک کلوخ پران کوچه مبدل شود.
بازهم درین رابطه اگر کمی حسابی صحبت شود, دیده میشود که در طول موجودیت مملکتی بنام افغانستان چیزفهمان شبه شما در خدمت گذاری قبیله قرار گرفته و منافع اقوام تحت استبداد به شمول منافع خلق با عزت تاجیک را به علامت خوش خدمتی به قبیله معامله کرده است و یک مثال تاریخی میتواند پرده از روی خوش خدمتی انسانهای شبه شما بردارد و موضوع را روشنتر بیان کند: به دوران ظاهرشاه زمانیکه هفت نفر دهقان به خاطر دفاع از ملکیت شان در آتش خرمن توسط اسحاق زائی های قبیلوی در سرپل سوختانده شدند, همه ازبیکها نبودند بلکه چهار نفر اوزبیک و دو نفر آنها تاجیک بودند. تظاهرات و اعتصابات مردم همه جا را فرا گرفت اما آدم های خوش خدمت به قبیله شبه شما با چاپلوسی به دربار قبیله منافع خلق های تاجیک و ازبیک را معامله, قاتلین اسحاق زائی را تبرئه و دوسیه را مضمحل نمودند و از برکت معامله و خوشخدمتی اشخاص شبه شما برای امروز کمترین کسی میداند که در آن فاجعه دو نفر برادران تاجیک نیز در راه دفاع مشروع از ملکیت خود فجیعانه جام شهادت نوشید. گذشته از آن در جلسه بن که غرق ناز و نعمت شهادت احمد شاه مسعود بودید و تمام ابتکار عمل در دست تان بود و شرایطی مهیا گردیده بود که بالآخره بعداز سه صد سال به انحصار قدرت توسط قبیله پایان داده شود, اما بزرگترین خیانت را در حق اقوام تحت استبداد به شمول خلق تاجیک شما انجام دادید و با چند چوکی بی مایه و زود گذر, با گرفتن چند ملیون دالر از پشتونها, سرنوشت مملکت را بار دیگر به تباهی و قهقرا کشانیدید. آنوقت که دوستم در جبهات گرم برای سرکوب طالبان مشغول نبرد بود و شما مصروف معامله با حکام قبیله و تقسیم پولها و چوکی ها بودید و یک دونفر را هم که بنام نماینده ازبیک ها در جلسه بن راه دادید و معرفی کردید, او هم نماینده شورای نظار بود و هیچ مناسبتی با ازبیک ها نداشت
خوب بیاد دارید که آقای ستار سیرت اوزبیک را با اخذ 11 رآی در مقابل 2 رآی حامد کرزی از ریاست حکومت موقت افغانستان ممانعت کردند و حامد کرزی به قدرت رسید. درین بحبوحه ژورنالیستان از زلمی خلیلزاد پرسیدند که چرا کرزی با 2 رآی خود به صفت رئیس جمهور تعیین شد!!! او جواب داد و گفت که من کاری نکرده ام و همه تلاشها و پافشاری های یونس قانونی بود که یک ازبیک نباید رئیس دولت شود. آغای قانونی تا هنوز جواب این سوال را نداده است
بالآخره من از شما میپرسم, در مدت 11 سال قسیم فهیم معاون اول کرزی است, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها نمیدانید!!! اما دوستم که خود را در معاونیت اول یک پشتون کاندید کرده, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها میدانید! کجاست منطق شما جناب اکادمیسن!!!1.
با این همه واقعیت ها متهم ساختن دوستم به خدمت گذاری پشتونها, فکر میکنم یک عقده گشائی بیش نیست.
در باره پوزش خواهی دوستم باید گفت که درین اوضاع توفانی سه دهه جنگ مظالم بیشماری در حق مردم افغانستان آگاهانه ویا غیرآگاهانه صورت گرفته گرفته است که شنیع ترین آنها مسئله قتل عام هزاره ها در افشار و فتوای مباح الدم آنها از جانب طالبان است. مگر از جمله تمام کسانیکه دخیل در قضایای سه دهه جنگ و برادر کشی بودند, بعضی ها با نام قهرمان ازین دنیای فانی رحلت کردند, بعضی ها با نام و نشان مصنوعی بازهم به شانه های مردم سوار هستند, برای بعضی های دیگر مسئله جهاد هنوز به مانند یگ گاو شیری است. مگر انتخابات ریاست جمهوری برای جنرال دوستم یک مقطع زمانی زمینه ساز بود که از اشتباهات گذشته از مردم افغانستان جوانمردانه معذرت خواست و از دیگران نیز دعوت کرد که این شهامت عذر خواهی را در پیشگاه مردم به نمایش بگذارند, اما متآسفانه کسی حاضر نشد. خلق تورک افغانستان این شهامت را در زمره افتخارات تاریخی خود ثبت خواهد کرد.
با استفاده ازین موقع پیام من برای خلق تورک افغانستان اینست که موضعگیری مدبرانه جنرال دوستم صرفنظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سه برد ویا سه پیامد نیکو را برای تورک تباران افغانستان به ارمغان آورد:
یک - دوستم با احراز پست کاندیدای معاونیت اول کاندید مطرح ریاست جمهوری یک سنت جا افتاده غیرعادلانه را درهم شکست یعنی رئیس جمهور از قوم پشتون, معاون اول از قوم تاجیک و معاون دوم از قوم هزاره باشد. افغانستان سرزمین مشترک همه ساکنین آن است و بدون درنظرداشت قوم و قبیله و زبان و مذهب باید همه مطابق اهلیت و ظرفیت خود احراز مقام نماید
دو - قدرت مردمی دوستم کاندیدهائی را وادار به مدارا کرد که تا دیروز با متهم ساختن دوستم به نقض حقوق بشر میخواستند صفحه پرافتخار مردم تورک تبار افغانستان را در حوادث سه دهه اخیر خدشه دار سازند
سه - در تاریخ افغانستان معذرت خواستن یک رهبر سیاسی در سطح جنرال دوستم سابقه ندارد, این معذرت خواهی با هر انگیزه ایکه باشد اما افتخار آنرا دوستم برای مردم خود به ارمغان آورد
پایان قسمت اول
ادامه دارد
نظرات
88 دیدگاهنگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
آقای پرویز بهمن
آقای فرهاد ، اول شما نوشته های چتیات خود را مرور بنما ، بعدأ به من توصیه کنید ، ما به شما چتیات یا دو و دشنام روادارنیستیم ما الحمدالله تربیه و تربیه خوب از اسلام داریم ، شما مارا دو و دشنام دادید چون آن دشنام های شما در حق ما صدق نمیکرد ، ما دو و دشنام شما را قبول نکردیم پس به خود شما که سزاوارآن دشنام ها بودید مسترد
کردیم .
راجع به خدمات جنرال دوستم پرسیده اید ، منظورشما ازاین سوال تان ، خدمات جنرال دوستم به قوم اوزبیک باشد ،
این به شما ربطی ندارد .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
سلام به آقای سخا!
دوست عزیز! فرموده اید:
اینکه جنرال دوستم به خاطر منافع ازبیک ها کار می کند یا خیر؟ بگذارید به ما ( ازبیک ها ) نظر بدهیم و تصمییم بگیریم. اگر نتوانستیم تشخیص دهیم موصوف به که کار می کند آنگاه از شما مشوره می خواهیم.
دوست عزیز!
مرا خیلی ببخشید که با شما میخواهم بدون دیپلوماسی صحبت نمایم وروک وپوست کنده دلایلم را ارائه نمایم:
اگر افغانستان را بحیث یک کشتی درحال غرق شدن در بحر متلاطم وطوفانی فرض بفرمائید که هرلحظه احتمال غرق شدن کشتی با همهء سرنشینان کشتی برود این دلیل شما خیلی احمقانه معلوم میشود. سرنوشت ازبکها را از سرنوشت تاجکها وترکمن ها وعرب ها و هزاره ها خصوصا درشمال افغانستان جدا دانستن دلالت بر سفاهت وحماقت وبلاهت نظر دهنده میکند. من در پیامهای بالایی ام تاکید برآن داشته ام که نه شما حق دارید که قیمومیت همهء خلق ازبک را بعهده گیرید ونه من وامیرزاده میتوانیم از خلق تاجیک نماینده گی کنیم. ما وشما صرف مسوول نظریات شخصی خود می باشیم. هیچ ازبکی شما ویا آقای تور دیقل ویاجنرال دوستم ویا همت فاریابی را نمایندهء خود انتخاب نکرده وهمچنان هیچ تاجیکی هارون امیرزاده را نمایندهء خویش برنگزیده است. سخن برسر این نیست که جنرال دوستم بحیث یک فرد چه تصمیم میگیرد سخن برسر این است که نتایج این تصمیمگیریها وبازیهای طفلانه برسرنوشت خلقهای شمال چه تاثیر دارد. حالا مردم همه غلام ونوکر شما وآقای دوستم نیستند. همه کس حق دارند که دربارهء سرنوشت شان ابراز نظر نمایند. اگر شما ازنظریات مخالف ترس دارید مسالهء جدا است ورنه هر ازبک وتاجک که با قلم وکاغذ وفیس بوک سر وکار دارد میخواهد تجارب تلخ گذشته بالای شان تکرار نشود
روی همین منظور است که گاه گاهی میان شما ومخالفان تان سخن به دشنام وناسزا گویی میکشد.
درقسمت این سخن تان که فرموده اید:
که اگر شما را من سقو خطاب کنم خوش میشوید جواب من این بندهء حقیر فقیر صد درصد «آری» است. بلی اگر شما مرا سقو ویا پسر سقو خطاب میکنید من به آن می بالم.
دربارهء این موضوع که جناب عالی فرموده اید که میگذاشتید که همت فاریابی بخش دوم مقاله اش را دربارهء اظهارات امیرزاده تکمیل میکرد آنگاه من سوالهای خودرا مطرح می ساختم میخواهم عرض نمایم
سخاصاحب بزرگوار!
یک ضرب المثل است که میگویند اگر دٌم خر را ازهرطرف اندازه گیری یا بلیست کنید بازهم همان یک بلیست می شود. من قبلا مقالهء جناب امان معاشر را درهمین باره خوانده ام؛ ولی زمانیکه مقالهء آقای همت فاریابی را مطالعه کردم چیزی اضافه تر از مقالهء جناب امان معاشر نداشت برعلاوهء اینکه جناب همت فاریابی حافظهء شان را نیز از دست داده اند وبرخلاف افکار وعقاید قبلی شان حالا خودشانرا زیر چپن عبدالستار سیرت پیچانده اند همان سیرتی را که تمام حلقات فاشیست پشتونی در اروپا وامریکا برایش کمپاین میکنند. واقعا این استدلالهای آقای همت فاریابی خند آور ومضحک بود .
بناء اینکه بخش دوم این چرند نامه چی وقت از خامهء زیبای آقای فاریابی بیرون می آمد برای من معلوم نبود لذا مجبور شدم دَم نقد سوالهای خودم را از متن مقالهء شان بیرون آورده و از ایشان طالب جواب شوم که متاسفانه ایشان تا امروز که چهار روز از گذاشتن آن پیام درستون سخنگاه میگذرد جوابهای مرا نداده اند.
دربارهء اختلافات ایران وترکیه ومزدور بودن عناصر مثل شما وآقای همت فاریابی وتوردیقل خان وایجاد اتحادیه های قومی زیر نام ترک تباران براساس اشراکات قومی تورکی و درکشورهای اروپایی به حمایت وپشتیبانی دولت ترکیه وغیره و استفادهء ابزاری ازین موضوع در شمال افغانستان وتبدیل شدن شمال افغانستان به میدان کشمکش رقابت بین ایران وترکیه بحث را با شما زاید میدانم ؛ زیرا این موضوعات ضرورت به مناقشه ندارد و ترکیه همیشه هم در دوران اشغال شوروی میزبان رهبرانی چون گلبدین بوده وهم در دورهء طلبه های کرام بهترین رابطه را با طالبان حفظ کرده بود ودرکابل مکاتب ترکی را باز گشایی کرده بود . حالا اگر شما گذاشتن آن عکس نخست وزیر ترکیه را با آن ریش سفید از جانب من مضحک میدانید برعکس در آرشیف کامپیوتر من عکس دوران جوانی همین نخست وزیر با مهندس تخریب و ویرانگری آقای گلبدین حکمتیار هم وجود دارد که اگر خواسته باشید آنرا هم برای تا بگذارم.
عرض ام حضورتان که : کشور ترکیه قبل ازین رجب طیب حتی از بدو تاسیس اش بحیث اولین کشور لاییک وبی دین درمیان کشور های مسلمان همیشه به نفع حلقات حاکم پشتونهای فاشیست مشرب درکابل از محمود بیگ طرزی گرفته تا دامادش امان الله واز امان الله گرفته تا نادر غدار و از نادر غدار تا محمد گلخان مهمند وسردار داوود همیشه درکنار حاکمان اوغان قرار گرفته است.اما همین سیاست های ترکیه ازبک های شمال را مانند گوسفند قربانی فاشیسم اوغانی کرده است؛ تمام تیوریسن ها ونظریه پردازان فاشیسم پشتونی در کشور ترکیه آموزش دیده اند؛ به عبارت دیگر فاشیستان پشتون فاشیسم قومی وملت سازی را از ترکیهء لاییک کاپی کردند ولی در افغانستان به آن رنگ افغانی بخشیدند. این همه بدبختی که اقوام غیر پشتون افغانستان به آن مبتلا است تحفه وهدیهء ترکیه می باشد که شما هم از آن منکر بوده نمیتوانید. ایجاد کشور واحد افغان وملت واحد افغان کاپی افکار مصطفی کمال است . امیدوارم تا اینجا از نقش منفی ترکیه در تحکیم پایه های فاشیسم پشتونی باهم موافق باشیم. ولی شما هرگز رژیم آخوندی ایران را با ترکیه مقایسه کرده نمیتوانید. زیرا این رژیم قبل از آنکه در غم فارس وایران باشد درغم کربلا واهل بیت پیامبر اسلام است که چگونه بتواند انتقام خون امام حسین را از سنی ها بگیرد وسنی ها را یا قتل عام نماید ویا قانع سازد که شیعه ها مسلمانان حقیقی وسنی ها مسلمانان دروغین اند.
حال شما بفرمائید آن اتحادیه های تاجکی که ازبودجهء رژیم آخوندی تغذیه واکمال گردد بما نشان دهید.
به نظر بنده وهر صاحب نظر بیطرف تاجیکها هرگز نمیتوانند طرف اعتماد ایرانیها باشند تا وقتیکه یک تاجک در پیش روی یک آخوند چهار بار بر خلفای سه گانه لعن نفرستد رژیم آخوندی بر او اعتماد نمیکند.
آنطرف هم تباران شما در ازبکستان تاجیکان را بخاطر اینکه تاجیک استند وسمرقند وبخارا مهد تاریخ تاجیکان را در اشغال خود درآورده است بخاطر که صدای حق طلبی تاجکها بلند نشود دراندیجان وفرغانه مرغیلان تاجکها را قتل عام میکنند. بناء درچنین وضعیت شکننده ازنظر بنده عقلانی آنست که شما ویا آقای همت فاریابی به سوالهای قبلی ام پاسخ بدهید ومسیر بحث را به بیراهه نبرید.
ازنظر بنده یکجایی دوستم با اشرف غنی همان سناریوی شورای عالی هماهنگی با گلبدین است که قبلا مزهء آنرا هم تاجکها وهم ازبکها چشیده اند. ولی شما هرکی که مخالفت نماید او را ازبک ستیز لقب میدهید. درحالیکه طوریکه دربالا عرض نمودم هدف از خام کله خواندن جنرال دوستم تنها خام کله بودن خودش نیست بلکه یک ملت ومردم را ب هلاکت انداختن است واین مسوولیت شما روشنفکران دگر اندیش است که از لاک توهمات تباری وقومی بیرون آمده وبحیث انسانهای آزاده مردم را از خطرات احتمالی تصمییگیریهای نا عاقبت اندیشانهء دیگران برحذر دارید . یاد تان باشد که هدف مخالفان تان از استعمال الفاظ خشن بیدار نمودن شماست که از سر های بریدهء دیگران درس عبرت بگیرید.
آقای همت فاریابی اعتراض اش این است که اگر تاجکی با یک فاشیست پشتون دست دوستی بدهد چرا غالمغال نویسنده های تاجک بالا نمیشود ولی حالا که جنرال دوستم با اشرف غنی دست دوستی داده غالمغال مردم تا آسمانها رسیده است.
این استدلال شما مرا به یاد همان قصهء مشاجره دو نفر گدا انداخت که روزی دو گدا باهم بالای یک پوست گندهء خربوزه بجان هم افتیدند
گدای اولی وقتی دیدکه رقیبش یک پوست خربوزهء گنده را بدهن برده ونوش جان میکند فورا بالایش قهر شد وگفت بشرم تو هیچ نظافت نداری این پوست گنده از خوردن است فورا آنرا دور بینداز؟
گدای دومی برایش گفت: ای چالاکک دور بیندازم که تو آنرا بگیری ؟
گدای اولی گفت : حالا که فهمیدی یک قاش برای من هم بده
حالا این استدلال شما به استدلال همین دونفر گدا می ماند که هریکی بالای دیگری اعتراض دارد که من با اشرف غنی ائتلاف نکنم حتما مارشال فهیم میکند.
اما من میگویم هرکی با اشرف غنی ائتلاف کند حتما با برنامه های شیطانی او همراه شده است. زیرا این فاشیستان همیشه بنیانگذاران اختلاف میان تورک وتاجیک بوده ولی هر بار ازحماقت وکله خامی تعدادی از هموطنان ازبک ما استفاده سوء کرده وبار بار آنها را مانند یک ابزار و وسیله علیه هموطنان تاجیک شان در شمال استعمال کرده اند .
بناء حالا شما جناب محترم سخا اگر برعکس این را میدانید لطف کنید ما را رهنمایی نمایید اما قبل از رهنمایی بازهم تاکید که به پرسش های پیام اولی ام پاسخ بدهید.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
من قبل از آنكه آقاي سخا بمن پاسخ بدهد ويا ندهد ميخواهم اين جمله پيام خودرا دو باره إصلاح كرده وحرف خودرا پس بگيرم
جمله از اينجا شروع وختم ميشود
" دربارهء اختلافات ایران وترکیه ومزدور بودن عناصر مثل شما وآقای همت فاریابی وتوردیقل خان وایجاد اتحادیه های قومی زیر نام ترک تباران براساس اشراکات قومی تورکی و درکشورهای اروپایی به حمایت وپشتیبانی دولت ترکیه وغیره و استفادهء ابزاری ازین موضوع در شمال افغانستان وتبدیل شدن شمال افغانستان به میدان کشمکش رقابت بین ایران وترکیه بحث را با شما زاید میدانم"
از آنجاييكه آقاي سخا را در قطار آقايان تورديقل خان وهمت فاريابي آورده ام به اشتباه خود اعتراف نموده و از آقاي سخا ازين بابت معذرت ميخواهم.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
Mr Shimol
آقایان پرویزبهمن و شمال باید ملت تاجیک به فهم، درک و دانش شما افتخار کند. با در نظر داشت ظرفیت فکری و علمی تان، ما تورک تبارها توقع بیشتر از شماها نداریم. برایمان کافیست که دشمن و دوست های دایمی خود را از طرز فکر و برداشت شان در قبال ملت خود بشناسیم.
•
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
محترم بهمن صاحب سلام بر شما و سپاس از شما که مرا از لیست خود حذف کردید. امیدوارم در مورد آقایان توردیقل خان و همت فاریابی نیز تجدید نظر کنید. طوریکه من با ایشان معرفت دارم قضاوت تان را در مورد آن ها بسیار شدید می دانم. موفق باشید.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
خدمت سليم جان وناظرجان!
دشنام هاى كه به پدروناموس من نثارنموده ايد تالايتناهى به ادرس ناموس وپدرتان من نثار ميكنم اميدوارم كه تازه شده باشيد.
اينكه ازبك نوشته ميكنم نه ازبيك ،اوزبيك، تورك ...مربوط به الف باى زبان پارسى ميشود نه سرليك ازبكستان وازسوى من بخواست پدرپانتركيست
هاى افغانستان (اقاى شهرانى ) حاظر به تغيرزبان خويش نيستم ازين سبب انچه زبانم حكم ميكند مينويسم همچنان تاانجا ازبك مينويسم تاشماهاازازبك گفتن نشرميدوخودرادرهويت كاذب جانزنيد.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
Mr Shimol
شمال خان دروغ گوی دشمن خدا هستی ، فعلأ تمامأ کامنت های همه در روی صفحه کابل پرس? موجود است ، نشان
بده ، من در کدام کامنت ترا دشنام به پدر و به نام ناموس تو نثارنموده ام ؟؟؟ تو بی ایمان دروغ گوی از خدا نمیترسی ؟؟؟ اولأ قبلأ هم نوشتم من مثل تو بی تربیه نیستم به نام پدرت دشنام داده باشم پدرت بی گناه است او به من دشنام نداده است ، تو به من دشنام داده بودی دشنام ترا من قبول نکردم به خودت مسترد کردم نه به پدرت .
تو مرا به نام پدر دشنام دادی ، توجاهل میدانی ؟؟؟ پدرهمه مخلوق خداوند حضرت آدم صفی الله است ، هرکس به نام پدر دشنام به کسی میکند به حکم آن است که به حضرت آدم صفی الله دشنام داده باشد ، تو بی ایمان جاهل بی سواد ، به حضرت آدم صفی الله دشنام دادی ؟؟؟
من به الف بای سیریلیک بلد نیستم ، من با توجاهل بی سواد متعصب بی ایمان خدا ناترس منافق ، کاری ندارم . تو
بی ناموس بی حیا چرا نام ناموس را در میان میآوری تو تا این اندازه لوچک گلخانه ای بوده ای .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
آقای پرویز بهمن ، تو خود را یک نویسنده نامی هرکاره میدانی اگرادعای تو درست باشد برای اینکه اعتماد مردم را جلب کنی باید راست گو باشی ، نویسنده حقیقی و مردمی آن است که حقیقت را بنویسد ، تو به من تهمت میکنی اینک
درقوس نمومه نوشته ات (هر ادعاي ميان تهي را كور كورانه وجاهلانه قبول نميكنند، اگر شما طرفدار ائتلاف جنرال دوستم با اشرف غني هستید)
من د ر کدام نوشته ام ازاشرف غنی و اأتلاف جنرال دوستم طرفداری کرده ام ؟؟؟ من به ادعای بی مورد شما واضح نوشتم که قوم تورک تبار اوزبیک به اشرف غنی مراجعه نکرده که جنرال دوستم را به معاونی انتخاب نماید ،،اعتراض من به توهین و کنایه دشنام شما به قوم اوزبیک بوده ، همچنان تهمت های رنگارنگ ناجوانمردانه شما بوده است مارا دشنام دادید دشنام شما را به خودشما مسترد کردم چون خود شما دبل اجنت پارسیهای ایران و آی اس آی پاکستان هستید ، مارا هم مثل خود
فکرمیکنید به ما تهمت ناحق روا میدارید ، این رویه ناجوانمردانه شما ، نمایندگی از نویسنده خوب و با ایمان نمیکند .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
شرم برتوناظر!
سه ياچهاركامنت بالاتوبيناموس پدرسك دشنامهاى دوستمى دادى وباز دوباره عين دشنامهاراتكرارنموده ادعاى باتربيه بودن هم نمودى
نشودكه مانندجنرال تان درعالم بى حالى مينوسيد.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
بار ديگر به آقاي سخا سلام واحترام تقديم است!
سخاي محترم! اين قلم با اين ذوات محترم هريك همت فاريابي وجناب تورديقل خان نيز به سان شما معرفت حضوري ندارم، حقيقت آنست كه آنچه در بارهء آنها نيز بحيث اجيران ومزد بگيران دولت تركيه نوشته ام مستند نيست ومحض يك يك اتهام بي أساس و واهي است، همان اتهامي كه آنها نيز به مخالفان شان چون آقاي اميرزاده وبشير بغلاني وغيره نويسنده هاي تاجيك بنام جواسيس رژيم آخندي وپان فارسيست ها وآريايي هاي اصيل وارد ميكنند، من از شما به خاطري معذرت خواستم كه تا كنون چنين اتهامات بي أساس وتوخالي را از قلم شما عليه كسي نخوانده ام، ثانيا تا كنون شما با بندهء حقير فقير با وجود اختلافات سليقوي كه داريم هميشه مودبانه برخورد كرده ايد واز جدال ومناقشهء بيجا پرهيز نموده ايد، بناء مخاطب ساختن شما ازطرف من در پيام بالا خيلي غير مودبانه بود كه بنده اخلاقا خودرا مكلف دانستم تا از شما معذرت بخواهم.
درقسمت آقايون همت فاريابي و تورديقلخان نيز طوريكه خدمت شما عرض كردم يك اتهام بي أساس و واهي وبي سند را به تقليد از خودشان وارد كرده ام كه خودم نيز به صحت آن باور ندارم ولي اين عمل بنده صرف يك واكنش بالمثل در برابر اتهامات آنهاست نه كدام چيز ديگر
راه حل از نظر اين بندهء حقير فقير اين است كه: بياييد ازين اتهامزني ها وأعصاب خرابي ها بگذريم، هيچيك اين نويسنده هاي عزيز نه مزدور ايران استند ونه تركيه، ما وشما را به اختلافات تركيه وايران چي؟
بياييد كه منافع مردم وملت خودرا طوري جستجو كنيم كه در قدم نخست منافع خلق تورك وتاجيك در افغانستان تأمين گردد، اگر هر رهبر وشخصيت سياسي ونظامي تورك يا تاجيك يا هزاره بر خلاف منافع جمعي كدام تصميم معامله گرايانه ميگيرد بايد آنرا محكوم كنيم، اگر امرالله صالح در مداحي اشرف غني چرند ميگويد بايد محكوم شود اگر مارشال فهيم در برائت طالبان چرند ميگويد بايد محكوم شود اگرلطيف إبراهيمي چرند ميگويد بايد محكوم شود ، اگر عطامحمد نور كدام چرند وپرندي در برائت طلبه هاي خون و وحشت ميگويد بايد محكوم شود خلاصه اينكه هركسي از تاجيكان وازبيكان وهزاره ها دست دوستي با كدام شيطان ازجنس اشرف غني برخلاف منافع جمعي دراز ميكند بايد محكوم شود، به عبارت ديگر ميخواهم عرض كنم كه بيائيد رهبران وشخصيت هاي سياسي ونظامي تاجك وازبيك وهزاره را دنباله رو خود بسازيم نه اينكه خود دنباله رو آنها شويم.
اگر جنرال دوستم تا كنون كدام كار خوبي براي خلق ازبيك انجام داده است ولي آن كار خوب هرگز بدين معنا نيست كه او در تصميمگيريهايش فعال ما يشاء شود وهيچكسي از او راجع به تصميمگيريهايش حق انتقاد را نداشته باشد. هدف من ويكتعداد ازمنقدان ومخالفان آقايون همت فاريابي وتورديقل ميمنگي همين است كه بيائيد بعد ازين خلقهاي تورك وتاجيك را ازهم جدا نسازيم، توركان و تاجيكان در طول تاريخ از بلخ وبخارا تا سمرقند وقوقند باهم زيسته اند، هر وقتي كه ميان اين دو اختلاف بروز كرده است هردو طرف ضعيف شده و نفع آنرا روسها وقبائل افاغنه وچيني ها برده اند ، اگر توركان وتاجيكان با وجود اينقدر حوادث تاريخي از گذشت تاريخ نياموزند معنايش اين است كه هر دو طرف كله خام تشريف دارند واين كله خامي تنها مختص يك قوم نميشود.
والسلام