26-01-2014
انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پدیده ئی است که هنوز تجربه میگردد
و این پروسه با وجود تمام کاستی های آن پیام آور آنست که در آینده میتوان امیدوار بود که مردم بتوانند سرنوشت خود را خود تعیین نمایند.
برای نهادینه کردن این تجربه جوان و ایجاد یک انستیتوت استقامت دهنده که انتخابات را عاری از عیوب و نواقص و در بنای عدالت اجتماعی کامل تنظیم نماید, راه بس طولانی وجود دارد.
اعلان تکت های انتخاباتی کاندیدان و موضعگیری شخصیت های مختلف بازار تبلیغات را گرم تر و حتی هم به خصومت های قومی وزبانی گرویده است.
گاهی درین بحبوحه چهره های خودخواه, برتری طلب و فاشیست مشرب نمایان میشوند که نمیتوانند نیات اصلی خود را نسبت به قوم و زبان دیگر پنهان کنند و بی اراده با حمله جنون آمیز و دشنام های خود, اقوام با هم برادر کشور را برعلیه همدیگر تحریک مینمایند.
یکی ازین اشخاص جناب داکتر صاحب امیرزاده هستند که وقتآ فوقتآ با مقالات روشنگرانه! خود هموطنان را به جان همدیگر می اندازند.
به ادامه تحریکات و سم پاشی های ایشان علیه ازبیک ها
درین روزها نیز مضمونی را به قلم ایشان در سایت خاوران تحت عنوان نگــــاهی به صحبت هـــای افتضــــاح آمیــــز غنـــی- دوســــتم مطالعه کردم که میخواهم گوشه هائی ازین دشنامنامه را با شما شریک بسازم و بعدآ روی آن مداقه نمایم
قسمیکه سرتاسر این مقاله دشنام و توهین است اما من در پاره هایی از قسمت دوم این دشنامنامه که مستقیمآ اوزبیک ها را مورد اهانت گستاخانه قرار میدهد, مکث خواهم کرد. مسلمآ من قاضی نیستم که قضاوت کنم, سارنوال نیستم که اقامه دعوی کنم و همچنانیکه وکیل دفاع نیستم که از کسی دفاع نمایم. اما میخواهم با این نوشته خود توجه همگان را به این امر معطوف بدارم که دشنام و توهین به اقوام هیچگاه قابل گذشت نمیباشد.
اولآ لازم میبینم تا از دوستان عالیقدر تاجیک خود دعوت کنم که تفصیل و تفسیر مرا به ارتباط دشنام نامه هارون امیرزاده خدای ناخواسته به آدرس خود و همچنان به آدرس خلق با عزت و پر غرور تاجیک که سرنوشت جدا ناپذیر با مردم اوزبیک دارند, تلقی نکنند. و اگر در لابلای نوشته, تذکار بعضی حقایق تاریخی باعث رنجش خاطر ایشان گردد, مرا معذور بدارند. بزرگان گفته اند (اگر در گله یک پاده بی خاسیت باشد به دیگران نیز ضرر آن میرسد). به هر حالت طرف سخن ما نه خلق نجیب تاجیک هست بلکه آنانی هست که آگاهانه ویا غیر آگاهانه به دوستی و روابط حسنه تاریخی مردم اوزبیک و تاجیک ضربه وارد میکنند. آنانی است که منافع خلق خود را نیز در همیشه به بازی گرفته و به جای یک پای شکسته حکومات استبدادی قبیله "کفش بردار چهاریار" قبیله بوده اند. و همین ها هستند که منافع خلق های اوزبیک, هزاره و دیگر اقوام را یکجا با منفعت مردم شریف تاجیک با حکومت های قبیلوی معامله کرده اند.
تعدادی از شخصیت های اوزبیک با مطالعه این دشنامنامه متآثر شدند اما به فحوای گفته بزرگان (کاروان به پیش میرود و به غوغای عقب کاروان نباید بها داد) نخواستند که عکس العمل از خود نشان دهند و من هم همین را اختیار کرده بودم اما درخواست های مکرر آن هاییکه ازین بی خاصیتی یک آدم گویا باسواد متآثر و توهین شده بودند, مرا واداشت تا توجه آغای داکتر صاحب امیرزاده و همفکران ایشان را به چندی از مطالب مهم جلب کنم و بگویم که دشنام وعدم تحمل دیگران هیچ گاهی قابل توجیه نیست.
انتخابات ریاست جمهوری ویا هر انتخابات دیگر و موضعگیری شخصیت ها پدیده موقتی بوده میآیند و میروند اما اقوام افغانستان پا برجاست و به زیست باهمی ضرورت دارند.
حالا وارد اصل مطلب میشویم:
ابتدا آقای امیرزاده مقاله خود را مثل یک آدم درست با وعظ و نصیحت شروع میکند و سخن از منطق, سیاست, شخصیت, احساسات, دانش و امثالهم رانده و مخاطب خود را از گفتن گپ های بازاری و توهین آمیز انتقاد میکند اما آهسته آهسته احساسات لجام گسیخته آن به حدی از چوکات اهلیت خارج میگردد که جنرال دوستم و ازبیکها را بنام (خام کله) دشنام میدهد.
به اینترتیب درحالیکه غیظ و غضب هارون امیرزاده به غلیان آمده و بعداز (شستشوی استخوان های) اشرف غنی و قبیله وارد اصلی ترین بحث مقاله خود میشوند که همانا جنرال دوستم را نشانی گرفته و بالای اوزبیکها تاخت و تاز نموده و دهان به توهین و تحقیر ازبیک ها باز میکنند و مینویسند:-ا
وی جنرال دوستم معاون اول خود را بحیث پاده وان اسپ معرفی نمود
خوانندگان حالا قضاوت کنند که این آدم مریض برای عقده گشائی خود چه مینویسد!!!
این آقای دکتور از روی عقده ازبیک ستیزی فیر های چره یی مانند میکند, اگر خورد, میخورد و اگر نخورد ( سنچل مفت و گنجشک مفت!!!) "پاده وان" در زبان تورکی اوزبیکی به کسی میگویند که پاده ها یعنی گاو ها را بچراند!!! اما برای اسپ ها یا بزکش اسپ میگویند ویا نگهبان اسپ!!! مگر این آقای نویسنده از شدت تعصب به معنی گفته های خود هم توجه نکرده است, دریغا که تلاش امیرزاده صاحب برای بی قدر کردن دیگران, منجر به بیان اهلیت و ظرفیت خود آن گردیده است (تا کس سخن نگفته باشد*** عیب و هنرش نهفته باشد)
او مینویسد
جنرال دوستم ..... در اوج مستی الکهول ادعا نمود که اگر با داکتر عبدالله می بود وی صد فیصد در انتخابات برنده میشد ولی بخاطر
جلوگیری از تجزیه افغانستان از داکتر عبدالله حمایت نکرده است
خوب اولآ جناب امیرزاده از کجا فهمید که جنرال دوستم در اوج مستی الکول بود, همان بیانیه را همگی دیدند و شنیدند! احتمال دارد جناب ایشان متخصص تشیخص شراب خوران از راه دور باشد چونکه مرکز مغز شوئی شوروی سابق بنام انستیتوت علوم اجتماعی که جناب هارون به آن بستگی داشت بغیراز این مسلک چیز دیگری در چنته خود نداشت ویا هم خودش با این همه هزیان گوئی حالتی داشت که یکی را دوتا میدید!!! به هر حالت این حکم ناشیانه بیانگر ظرفیت تحمل و کیفیت اخلاقی اوست .
در مورد گفته جنرال دوستم که اگر با عبدالله میرفت افغانستان تجزیه میشد! انسانهای اهل سازندگی بی غرض و بی مرض همه می فهمیدند که هدف جنرال دوستم چه بود! اما من بار دیگر برای شما و همسنگر هایتان یاددهانی میکنم که هدف دوستم یکجا شدن اوزبیگ, تاجیک و هزاره بود که در تقابل با پشتون قرار گیرد و درینصورت احتمال تجزیه افغانستان را بالا ببرد. درین ارتباط شما را و همفکران تان را به دیدن برنامه شفیع عیار دعوت میکنم
http://www.youtube.com/watch?v=6upzhQDt4l0
دوستم با بودن در کنار غنی احمدزی در مقام معاونیت اول که در خواب هم نمی دید در تلاش است ذهنیت بدی را که نسبت به وی در سه دهه اخیر در میان پشتونها وجود دارد بویژه کشتار طالبان در دشت لیلی، تغییر بدهد.
بیائید کمی با هم حسابی صحبت بکنیم: اگر در تاریخ نه چندان دور افغانستان نظری بافگنیم میبینیم که آدم های متفاوتی به پادشاهی رسیده اند. و تاریخ نویس غلام محمد غبار حبیب الله کلکانی را یک دزد حرفوی و راه گیر مشهورمعرفی کرده است. اما انسانهای اهل منطق و اهل سازندگی هیچگاهی نوشته دیکته شده از جانب حکام وقت را معیار قرار داده و برای بی حرمتی به کسی از آن استفاده نمیکند و به رخ کسی نمیکشد. اما جنرال دوستم که بابا و اجداد آن امپراتوری ها و تمدن ها آفریده است و در دو دهه اخیر پادشاه ها را عزل و نصب میکند, حضرت مجددی لقب خالد بن ولید میدهد و شهید برهان الدین ربانی لقب مجاهد کبیر داده و امور مملکت را در غیاب خود به دوستم میسپارد اما شما به نسبت عقده مریضگونه خود دوستم را لایق کاندید معاونیت نمی پندارید, این بیانگر مسخره بودن طرز تفکر شما بوده و قابل مکث است!!!ا
ازینکه بگذریم, نشخوار کردن کشتار طالبان در دشت لیلی گویا بدست دوستم به معنی نامنویسی شما در لست غوغاگران عقب کاروان است!!!1
مسئله دشت لیلی و طالبان از سپتمبر 2001 به اینطرف به یک تجارت سیاسی تبدیل گردیده و حرفای دوستم تلاش کردند برای لکه دار نمودن صفحه پرافتخار اوزبیک ها و تورکمن در حوادث سه دهه اخیر ازین مسئله سوئ استفاده نمایند اما به خاطر واهی بودن این اتهام کاری از دست شان پوره نبود. در سه دهه اخیر حوادث ناگوار و دلخراش زیادی بوقوع پیوسته است. و بسیار اشخاص به جنایات جنگی متهم هستند, من و آقای امیرزاده نباید نقش قاضی را بازی کنیم
تا هنور عاملین جینوساید افشار و قتل عام هزاره ها از جانب محکمه با صلاحیت مواخذه نگردیده است و به مسببین احتمالی این فاجعه القاب مارشال و قهرمان داده شده است و بسیار زود خواهد بود که ما در مسئله دشت لیلی خیز بزنیم
او (دوستم) راه های مختلف خدمت گذاری به پشتونها را جستجو میکند..... نخستین حرکت وی پوزش خواهی بخاطر جنایاتش بود.
جناب امیرزاده! شما هم میدانید که در افغانستان مسائل سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و بالآخره تمام شئون حیاتی جامعه همه قومی شده است . درین بحران طوفانی همه شخصیت های اقوام برای منبفعت خودی, گروهی و قومی تعادلات را جستجو میکنند و با هر گروپ سیاسی که نقش خود ویا قوم خود را بارز تر دریابند, با آن گروه ایتلاف میکنند و این مسئله یک روند عادی و قبول شده در مناسبات سیاسی در مملکت ما و دیگر جهان است و به خاطر این مسئله یک آدم باسواد مثل جناب عالی نباید به سطح یک کلوخ پران کوچه مبدل شود.
بازهم درین رابطه اگر کمی حسابی صحبت شود, دیده میشود که در طول موجودیت مملکتی بنام افغانستان چیزفهمان شبه شما در خدمت گذاری قبیله قرار گرفته و منافع اقوام تحت استبداد به شمول منافع خلق با عزت تاجیک را به علامت خوش خدمتی به قبیله معامله کرده است و یک مثال تاریخی میتواند پرده از روی خوش خدمتی انسانهای شبه شما بردارد و موضوع را روشنتر بیان کند: به دوران ظاهرشاه زمانیکه هفت نفر دهقان به خاطر دفاع از ملکیت شان در آتش خرمن توسط اسحاق زائی های قبیلوی در سرپل سوختانده شدند, همه ازبیکها نبودند بلکه چهار نفر اوزبیک و دو نفر آنها تاجیک بودند. تظاهرات و اعتصابات مردم همه جا را فرا گرفت اما آدم های خوش خدمت به قبیله شبه شما با چاپلوسی به دربار قبیله منافع خلق های تاجیک و ازبیک را معامله, قاتلین اسحاق زائی را تبرئه و دوسیه را مضمحل نمودند و از برکت معامله و خوشخدمتی اشخاص شبه شما برای امروز کمترین کسی میداند که در آن فاجعه دو نفر برادران تاجیک نیز در راه دفاع مشروع از ملکیت خود فجیعانه جام شهادت نوشید. گذشته از آن در جلسه بن که غرق ناز و نعمت شهادت احمد شاه مسعود بودید و تمام ابتکار عمل در دست تان بود و شرایطی مهیا گردیده بود که بالآخره بعداز سه صد سال به انحصار قدرت توسط قبیله پایان داده شود, اما بزرگترین خیانت را در حق اقوام تحت استبداد به شمول خلق تاجیک شما انجام دادید و با چند چوکی بی مایه و زود گذر, با گرفتن چند ملیون دالر از پشتونها, سرنوشت مملکت را بار دیگر به تباهی و قهقرا کشانیدید. آنوقت که دوستم در جبهات گرم برای سرکوب طالبان مشغول نبرد بود و شما مصروف معامله با حکام قبیله و تقسیم پولها و چوکی ها بودید و یک دونفر را هم که بنام نماینده ازبیک ها در جلسه بن راه دادید و معرفی کردید, او هم نماینده شورای نظار بود و هیچ مناسبتی با ازبیک ها نداشت
خوب بیاد دارید که آقای ستار سیرت اوزبیک را با اخذ 11 رآی در مقابل 2 رآی حامد کرزی از ریاست حکومت موقت افغانستان ممانعت کردند و حامد کرزی به قدرت رسید. درین بحبوحه ژورنالیستان از زلمی خلیلزاد پرسیدند که چرا کرزی با 2 رآی خود به صفت رئیس جمهور تعیین شد!!! او جواب داد و گفت که من کاری نکرده ام و همه تلاشها و پافشاری های یونس قانونی بود که یک ازبیک نباید رئیس دولت شود. آغای قانونی تا هنوز جواب این سوال را نداده است
بالآخره من از شما میپرسم, در مدت 11 سال قسیم فهیم معاون اول کرزی است, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها نمیدانید!!! اما دوستم که خود را در معاونیت اول یک پشتون کاندید کرده, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها میدانید! کجاست منطق شما جناب اکادمیسن!!!1.
با این همه واقعیت ها متهم ساختن دوستم به خدمت گذاری پشتونها, فکر میکنم یک عقده گشائی بیش نیست.
در باره پوزش خواهی دوستم باید گفت که درین اوضاع توفانی سه دهه جنگ مظالم بیشماری در حق مردم افغانستان آگاهانه ویا غیرآگاهانه صورت گرفته گرفته است که شنیع ترین آنها مسئله قتل عام هزاره ها در افشار و فتوای مباح الدم آنها از جانب طالبان است. مگر از جمله تمام کسانیکه دخیل در قضایای سه دهه جنگ و برادر کشی بودند, بعضی ها با نام قهرمان ازین دنیای فانی رحلت کردند, بعضی ها با نام و نشان مصنوعی بازهم به شانه های مردم سوار هستند, برای بعضی های دیگر مسئله جهاد هنوز به مانند یگ گاو شیری است. مگر انتخابات ریاست جمهوری برای جنرال دوستم یک مقطع زمانی زمینه ساز بود که از اشتباهات گذشته از مردم افغانستان جوانمردانه معذرت خواست و از دیگران نیز دعوت کرد که این شهامت عذر خواهی را در پیشگاه مردم به نمایش بگذارند, اما متآسفانه کسی حاضر نشد. خلق تورک افغانستان این شهامت را در زمره افتخارات تاریخی خود ثبت خواهد کرد.
با استفاده ازین موقع پیام من برای خلق تورک افغانستان اینست که موضعگیری مدبرانه جنرال دوستم صرفنظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سه برد ویا سه پیامد نیکو را برای تورک تباران افغانستان به ارمغان آورد:
یک - دوستم با احراز پست کاندیدای معاونیت اول کاندید مطرح ریاست جمهوری یک سنت جا افتاده غیرعادلانه را درهم شکست یعنی رئیس جمهور از قوم پشتون, معاون اول از قوم تاجیک و معاون دوم از قوم هزاره باشد. افغانستان سرزمین مشترک همه ساکنین آن است و بدون درنظرداشت قوم و قبیله و زبان و مذهب باید همه مطابق اهلیت و ظرفیت خود احراز مقام نماید
دو - قدرت مردمی دوستم کاندیدهائی را وادار به مدارا کرد که تا دیروز با متهم ساختن دوستم به نقض حقوق بشر میخواستند صفحه پرافتخار مردم تورک تبار افغانستان را در حوادث سه دهه اخیر خدشه دار سازند
سه - در تاریخ افغانستان معذرت خواستن یک رهبر سیاسی در سطح جنرال دوستم سابقه ندارد, این معذرت خواهی با هر انگیزه ایکه باشد اما افتخار آنرا دوستم برای مردم خود به ارمغان آورد
پایان قسمت اول
ادامه دارد
نظرات
88 دیدگاهنگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
محترم خلیل رُمان؛ کارمند دارالانشای کابینه ی اداره ی انتقالی وقت؛ مشاهدات وخاطرات خود را ازکار با دو شخصیت( حامد کرزی واشرف غنی احمد زی)؛ طی مقاله ای درجریده ه ی انیس؛ انعکاس داده ودرمقا م مقایسه ی خصایای ایندو بر آمده اند. این مقاله با تخلیص درصفحه ی انترنیتی مورخ۲۳ سنبله ی ۱۳۸۶ پیام مجاهد دوباره به نشر رسیده است. اکنون که زمان کار حامد کرزی درمقام ریاست دولت روبه اختتام است؛ ضرورت به ارائۀ این مقایسه احساس نمی گردد. اما ازآنجا که اشرف غنی احمد زی کاندیدای احراز مقام ریاست جمهوری می باشند؛ لازم می بینم صرف به رونویس خصایای ایشان از ورای همان نوشته بپردازم. آقای رُمان چنین می نویسند: « آقای داکتر احمد زی خصلت خشن وبا آلایش دارد. به مسایل تخنیکی ارزش زیاد می دهد، قدرت تحلیل دارد اما به نظرات دیگران وقعی نمی گذارد. عصبانیت، تندی مزاج وتوهین طرف مقابل را خوب عملی می کند. عقیده ه ی خود را باهرنوع زوری می قبولاند. قدرت کار با دیگران را ندارد، به خصوص اگر همکارانش را ازجمع دوستان ورفقایش انتخاب نکرده باشد. به برخورد های مکانیکی بدون درنظرداشت شرایط به خصوص علاقه مند می باشد. سعی می کند دستاورد های خود را بزرگ جلوه دهد وبردیگران فخر بفروشد. بار بار وعده می کند اما کمتر به اجرای آن می پردازد. زمانی که درمجالس کابینه به سوالات مشخص عملی مواجه می شد، وعده می داد که درمجالس آینده با طرحی جامع حاضر می گردد لیکن کمتر چنین اتفاق می افتاد که طرحی حاضرنماید. بر موفقیت های خود مغرور می بود. خنده ی قهقه را حتی درجلسات کابینه دریغ نمی کرد، بدون آنکه دیگران او را همراهی می کردند. پرخاشگری ویک دندگی تا سرحد جنگ وجدال خصلت او بود. درهنگام سبک وسنگین کردن وتوزیع تخصیص های کمک یک میلیارد دالری امریکا؛ درحالی که خلیل زاد وبعضی امریکایی های دیگرنیز حضور داشتند؛ برمعین وزارت آب وبرق ومخصوصاً معین وزارت معارف چنان تاخت که از استعمال سخنان رکیک با صدای بلند تا سرحد چیغ زدن نیز اجتناب نکرد. بعد ها معین معارف درجلسه ی کابینه تقاضای معذرت خواهی ازاو کرد وتهدید به استعفا نمود. باری گل آقا شیرزوی در پی برخورد های لفظی بر سرعدم اجرای تخصیص او را تهدید کرد وکار با پادرمیانی کرزی خاتمه یافت. دور انداختن اجرای تخصیص منسوبان تنقیص شده ی وزارت دفاع وتظاهرات پی درپی آن ها ازکار های ناکام اوبود. او در شناسایی اداره ی افغانستان موفقیت چندانی ندارد. یکی ازاقدامات احمد زی توزیع نادرست وظالمانه ی کار وامتیازات دالری به اشخاص گمنامی بود که ازخارج آورده می شد. دومعین وزارت مالیه وچند تن کارمند بلند پایه که با معاشات وامتیازات بلند استخدام شده بودند؛ بعد از سبکدوشی او با اعتراض استعفا داده ودوباره به خارج بر گشتند. انگیزه ی قدرت طلبی دراحمد زی به وضاحت دیده می شود. او درانتخاب کادر ها بر گروهِ رفقا ودوستان واعضای افغان ملت بسنده کرد. عنصر عمده ی تخصص، ارتقاء وانتخاب کادر های وطندوست خارج ازدایره ی روابط دراو وجود ندارد.احمد زی تند مزاج، متعرض، معترض وخشن است. بیماری آزار دهنده مانع او دراجرای کارهای دشوار است. او بدون مشوره تصمیم می گیرد وبعضاً این تصامیم مضر ازآب در می آیند. اوازمهارت کسب اعتماد مردم وکارمندان به سبب تندی وخشونت برخوردار نیست. اوهمواره درصدد کسب اعتماد خارجی ها به خصوص دستگاه های اثر گذار ایالات متحده است. احمد زی به نوآوری های تقلیدی وکاپی شده، خودنمایی وتبارزو غرور بیجا اهمیت می دهد. او فاقد کریزمای رهبری های بزرگ است وصفت حرف شنوی ندارد.» به نقل ازمقاله ی خلیل رُمان.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
تیم انتخاباتی اشرف غنی احمد زی با مشاوران وحواریون ایشان؛ روز تا روز چهره ای خطرناکتر ازخود به نمایش می گذارد. ترکیب آشکار شده در دور و بر او تاکنون شامل این طیف هاست: پشتون های متعصب با تفکرات برتری جویی وتمامیت خواهی، باورمندان فاشیسم قومی، طعنه دهنده ها وتهمت گر ها، توهین کننده ها ودشنامگو ها، زورگو ها وزور گیر ها، طرفداران حذف وطرد تاجیک ها، نامؤدب ها ومتعرض ها، ناروادارها، دزدان وقاچاقچیان شناخته شده ی متهم وپرونده دار و چندتن وکیل بدنام وبدماش وآلوده به فساد، به سکانداریِ شخصیت مرموز، علیل اما مغرور که با تفکر غریب سهمیه بندیِ زندان ها وبمب ها؛ مغز متفکراش می خوانند که غیراز تعصب آشکار قومی اش؛ دیگرنه کفرش معلوم است ونه هم دینش. ظاهر شدن خلقی های دوآتشه ووفادار به حفیظ الله امین؛ که در تکیه به عالی ترین مقام های دولتی آن زمان؛ دست شان به خون هزاران هموطن بیگناه ما آلوده است وتاکنون نیز از کرده های شان ابراز ندامت نکرده اند؛ درکنار جنرال دوستم؛ خطر آشکار دیگری ست. این چهره ها عمیق تر ازانحطاط ایدئولوژیک دیروز شان؛ امروز به لجن دروغ معروف و بی پشتوانه ی« ترکتباری» غلتیده اند. وابستگی امروز این ها به تفکرات« پان ترکیسم» تا آن حدی ست که اسمای عربی وپارسی ایرا که پدران شان بر ایشان گذاشته است و سال ها با آن اسم ها شناخته شده اند را دیگر بر نمی تابند. این ها کشتار وتصفیه ی قومی تاجیک ها توسط کریموف دکتاتور ازبک را می ستایند وحاکم مستبد ازبک را قهرمان اندیجان وفرغانه می خوانند. موجودیت شخصیت هایی با این گذشته ی منحوس وتفکرات سنگک شده ی امروز درکنار غنی و دوستم؛ زنگ خطری ست برای تاجیک ها.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
هرکس هرچیز می گوید، اختیارش. نبوغ، سیاست ، عقل ، تفکر، شوخی وخوش طبعی، صحبت خودمانی؛ هرچه می گویند؛ بگویند. اما به نظر من کوچی بچه؛ صاف وساده جنرال را توهین کرد. اگر بحث ومناظره می خواهید اینه خودم. اگر اسپ می خواهید اینه جنرال. به نظر می رسد محفل آشتی کنان احمد زی- دوستم ؛چندان آشتی دِهان نبوده است. جنرال بارها خود گفته است که« زبان ندارد، اما عقلش خوب است.» اما مغز متفکر زبانش زیاد هم درلگامش نیست. یکبار درزمانی که وزیر مالیه بود؛ طی یک مشاجرۀ لفظی در جلسۀ کابینه برای مارشال که درآن زمان سمت وزیر دفاع را داشت؛ گفته بود:« شما خود تان پَس نمی شوید، ما شما را پَس می کنیم»، مارشال مختصر گفته بود؛« دیده میشه». سال ها بعد دیده شد که مغز متفکر به خطا رفته بود.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
محترم گل آغا شیرزوی و دیگر دوست هاییکه کامنت خود را در باره اشرف غنی مینویسند , آیا نویسنده این مقاله بحث اشرف غنی ره کرده ویا اینکه در باره توهین یک آدم گستاخ و بی تربیه در مورد ازبک ها را بحث کرده ؟ کامنت بعضی برادر ها (ده کجا و درخت ها کجا)
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
اکنون که معلوم شد که تیم ارگ هم طرفدار اشرف غنی نیست،سرنوشت این تیم معلوم است. کرزی در هر حالت از هم قبیله یی خود طرفداری میکند، با وجودیکه در اول به تیم احمدزی چراغ سبز نشان داده بود
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
هارون امیرزاده منافق دارای دوکتورای دروغی او و ساخته کاری شده در مملکت پسمانده ، پرویز بهمن مگس هردوغ
هردو دشمن تورک ازبیک ها هستند ، هردو شان جاهل و احمق متعصب تشریف دارند ، شما چه کاره هستید به کاندیت
شدن کسی به ریاست جمهوری یا معاون آن مداخله میکنید آیا قانون اساسی و قانون انتخابات به کسی اجازه داده کی
ازروی عناد و تعصب قوم ستیزی به کاندیت شدن کاندید آن قوم اوزبیک توهین میکنید ؟؟؟ چون دولت و حکومت
فعلی افغانستان بی دروازه است اگربه دیگر مملکت دارای حقیقی دموکراسی باشید شما را به محکمه عدالت سو میکردند . شما چرا با قوم تورک اوزبیک د ر مانده اید همیشه با آنها دشمنی دارید وظیفه داده شده بادارهای پارسی ایرانی تان تفرقه اندازی بین اقوام در افغانستان را انجام میدهید ؟؟؟
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
حساب دوستم از حساب قوم ازبک جدا است. تا این تیکداران قومی در افغانستان باشند این کشود روی ابادیرا نمیبیند. اینان به خاطر منافع شخصی حاضرند با هر کس معامله کنند. جای تاسف اس که با سوادان و روشنفکران اقوام هم کورکورانه پشت این تیکه داران روان اند. افغانستان حالا به یک تغییر کلی در سیستم نظام داری ضرورت دارد، دوستم و امثالهم اصلن سواد لازم را ندارند، شاید در دوران جنگ دوستم شخص موثر بود، ولی حالا وقت تغییر کرده. وقت ان بود که افراد با سواد قوم ازبک چون ذکی، میمنگی ویا شما اقای داکتر پا پیش میکردید تا اینکه همه دربست پست دوستم ایستاده اید.
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
فرهاد نام ، اولأ خودت بی سواد هستی که دوستم را بی سواد میگویی ، بی سوادی و جاهلی و تعصب تو به قوم شریف
تورک اوزبیک است که ( ازبک ) مینویسی توهین میکنی ، دوستم نسبت به شما باسوادتر است میفهمد مسایل را بهتراز
شما تحلیل میکند دوستم مثل شما فاسد نیست مثل شما قاچبر هیرویین نیست مثل شماخاین مملکت نیست مثل شما ظالم نیست . مثل شما بوت پاک نیست مثل شما نوکر ایران و پاکستان نیست ، دوستم مرد میدان است ، شما که با دوستم دشمنی دارید برعلیه او تبلیغات سو و تورک ستیزی میکنید به وجدان شما اگردارید حواله است ، و اینهم به شما ارتباط ندارد
که خلق تورک اوزبیک کی را نامزد به معاونیت ریاست جمهوری معرفی کرده اند شما آقسقالی نکنید به شما چه ؟؟؟
قوم اوزبیک با دوستم است دوستم باقوم اوزبیک و با همه است دوستم آدم اجتماعی عدالت خواه وبا همه برابراست .
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
آغای هارون جان امیرزاده , در صفحه فیسبوک کسی بنام افراسیاب که من کامنت مانده نتوانستم , در کامنت خود گفتی که خام کله ها برضد تو اعلامیه صادر کردند... امیرزاده جان تو هنوز بسیار کوچک هستی که کسی به خاطر لچکی تو اعلامیه صادر کند < یک کرم در قطار مارها راه میرفت که یکدم سر خود را بالا کرد وگفت - ما مار ها کجا میرویم > تو هنوز همان کرم هستی , کسی وقت ندارد که به خاطر الدنگی , لچکی و بی حیایی تو اعلامیه صادر کند . اگر من در جای داکتر صاحب فاریابی میبودم همین مقاله را هم نوشته نمیردم , چونکه کاروان در راه خود روان است و تو واری سگ ها زیاد است که پشت کاروان پارس میزنند . کامنت تو که ماندی هم دور از منطق است . از تو میپرسند که چرا بودن مثلآ فهیم در معاونیت یک طالب مانند کرزی خوشآمد گویی به پشتون نیست اما کاندید شدن دوستم به پشتونها خوش آمد کردن است ؟ آغا تو ره عقلت در سرت است یا در کونت ؟
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ
در همین سایت وقتی چندی قبل توگری گل میمنگی درسالگرد شهادت مردم شبرغان بدست جمعه خان همدرد- اشرفغنی زوی و کرزی زوی مضمونی نوشته بود- درحالیکه دوستم توسط کرزی رانده شده بود و عضویت جبهه ملی را داشت - و بنده میدانستم که این جبهه ملی بالاخره به اثر معامله دوستم با قبایل پشتون بر اثر خواست ترکیه دوباره به دوکان معونفروشی تبدیل میشود- ضمن تسلیت به خانواده های شهدا - از آقای توردیگل سوال نمودم که - بعد چند روز دوباره به خواست و معامله دوستم خانواده های شهدا به جمعه همدرد وکرزی رای داند-
برخی از هموطنان ازبیک -از من خفه شده گفته بودند که - ای برادر تاجیک -چرا برما کنایه مینویسی
حال هم میپرسم -که بعد از چقدر مدت از قطاع الطریق خواندن دوستم از طرف اداره کرزی و اشرفغنی کوچی -بخاطر ادعای ممانعت دوستم در قسمت منابع نفت وگاز شمال -توسط دوستم- دوستم خان توانست که دل - دلبرخود -یعنی اشرفغنی کوچی را بدست بگیرد و آرای ازبیکها را به وی هدیه نماید.
امید داکتر با حوصله مندی جواب من را بنویسی و طفره نروی.