رفتن به محتوای اصلی
نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پدیده ئی است که هنوز تجربه میگردد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

26-01-2014
انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان پدیده ئی است که هنوز تجربه میگردد
و این پروسه با وجود تمام کاستی های آن پیام آور آنست که در آینده میتوان امیدوار بود که مردم بتوانند سرنوشت خود را خود تعیین نمایند.
برای نهادینه کردن این تجربه جوان و ایجاد یک انستیتوت استقامت دهنده که انتخابات را عاری از عیوب و نواقص و در بنای عدالت اجتماعی کامل تنظیم نماید, راه بس طولانی وجود دارد.
اعلان تکت های انتخاباتی کاندیدان و موضعگیری شخصیت های مختلف بازار تبلیغات را گرم تر و حتی هم به خصومت های قومی وزبانی گرویده است.
گاهی درین بحبوحه چهره های خودخواه, برتری طلب و فاشیست مشرب نمایان میشوند که نمیتوانند نیات اصلی خود را نسبت به قوم و زبان دیگر پنهان کنند و بی اراده با حمله جنون آمیز و دشنام های خود, اقوام با هم برادر کشور را برعلیه همدیگر تحریک مینمایند.
یکی ازین اشخاص جناب داکتر صاحب امیرزاده هستند که وقتآ فوقتآ با مقالات روشنگرانه! خود هموطنان را به جان همدیگر می اندازند.
به ادامه تحریکات و سم پاشی های ایشان علیه ازبیک ها
درین روزها نیز مضمونی را به قلم ایشان در سایت خاوران تحت عنوان نگــــاهی به صحبت هـــای افتضــــاح آمیــــز غنـــی- دوســــتم مطالعه کردم که میخواهم گوشه هائی ازین دشنامنامه را با شما شریک بسازم و بعدآ روی آن مداقه نمایم

قسمیکه سرتاسر این مقاله دشنام و توهین است اما من در پاره هایی از قسمت دوم این دشنامنامه که مستقیمآ اوزبیک ها را مورد اهانت گستاخانه قرار میدهد, مکث خواهم کرد. مسلمآ من قاضی نیستم که قضاوت کنم, سارنوال نیستم که اقامه دعوی کنم و همچنانیکه وکیل دفاع نیستم که از کسی دفاع نمایم. اما میخواهم با این نوشته خود توجه همگان را به این امر معطوف بدارم که دشنام و توهین به اقوام هیچگاه قابل گذشت نمیباشد.

اولآ لازم میبینم تا از دوستان عالیقدر تاجیک خود دعوت کنم که تفصیل و تفسیر مرا به ارتباط دشنام نامه هارون امیرزاده خدای ناخواسته به آدرس خود و همچنان به آدرس خلق با عزت و پر غرور تاجیک که سرنوشت جدا ناپذیر با مردم اوزبیک دارند, تلقی نکنند. و اگر در لابلای نوشته, تذکار بعضی حقایق تاریخی باعث رنجش خاطر ایشان گردد, مرا معذور بدارند. بزرگان گفته اند (اگر در گله یک پاده بی خاسیت باشد به دیگران نیز ضرر آن میرسد). به هر حالت طرف سخن ما نه خلق نجیب تاجیک هست بلکه آنانی هست که آگاهانه ویا غیر آگاهانه به دوستی و روابط حسنه تاریخی مردم اوزبیک و تاجیک ضربه وارد میکنند. آنانی است که منافع خلق خود را نیز در همیشه به بازی گرفته و به جای یک پای شکسته حکومات استبدادی قبیله "کفش بردار چهاریار" قبیله بوده اند. و همین ها هستند که منافع خلق های اوزبیک, هزاره و دیگر اقوام را یکجا با منفعت مردم شریف تاجیک با حکومت های قبیلوی معامله کرده اند.

تعدادی از شخصیت های اوزبیک با مطالعه این دشنامنامه متآثر شدند اما به فحوای گفته بزرگان (کاروان به پیش میرود و به غوغای عقب کاروان نباید بها داد) نخواستند که عکس العمل از خود نشان دهند و من هم همین را اختیار کرده بودم اما درخواست های مکرر آن هاییکه ازین بی خاصیتی یک آدم گویا باسواد متآثر و توهین شده بودند, مرا واداشت تا توجه آغای داکتر صاحب امیرزاده و همفکران ایشان را به چندی از مطالب مهم جلب کنم و بگویم که دشنام وعدم تحمل دیگران هیچ گاهی قابل توجیه نیست.
انتخابات ریاست جمهوری ویا هر انتخابات دیگر و موضعگیری شخصیت ها پدیده موقتی بوده میآیند و میروند اما اقوام افغانستان پا برجاست و به زیست باهمی ضرورت دارند.
حالا وارد اصل مطلب میشویم:

ابتدا آقای امیرزاده مقاله خود را مثل یک آدم درست با وعظ و نصیحت شروع میکند و سخن از منطق, سیاست, شخصیت, احساسات, دانش و امثالهم رانده و مخاطب خود را از گفتن گپ های بازاری و توهین آمیز انتقاد میکند اما آهسته آهسته احساسات لجام گسیخته آن به حدی از چوکات اهلیت خارج میگردد که جنرال دوستم و ازبیکها را بنام (خام کله) دشنام میدهد.

به اینترتیب درحالیکه غیظ و غضب هارون امیرزاده به غلیان آمده و بعداز (شستشوی استخوان های) اشرف غنی و قبیله وارد اصلی ترین بحث مقاله خود میشوند که همانا جنرال دوستم را نشانی گرفته و بالای اوزبیکها تاخت و تاز نموده و دهان به توهین و تحقیر ازبیک ها باز میکنند و مینویسند:-ا

وی جنرال دوستم معاون اول خود را بحیث پاده وان اسپ معرفی نمود

خوانندگان حالا قضاوت کنند که این آدم مریض برای عقده گشائی خود چه مینویسد!!!
این آقای دکتور از روی عقده ازبیک ستیزی فیر های چره یی مانند میکند, اگر خورد, میخورد و اگر نخورد ( سنچل مفت و گنجشک مفت!!!) "پاده وان" در زبان تورکی اوزبیکی به کسی میگویند که پاده ها یعنی گاو ها را بچراند!!! اما برای اسپ ها یا بزکش اسپ میگویند ویا نگهبان اسپ!!! مگر این آقای نویسنده از شدت تعصب به معنی گفته های خود هم توجه نکرده است, دریغا که تلاش امیرزاده صاحب برای بی قدر کردن دیگران, منجر به بیان اهلیت و ظرفیت خود آن گردیده است (تا کس سخن نگفته باشد*** عیب و هنرش نهفته باشد)

او مینویسد
جنرال دوستم ..... در اوج مستی الکهول ادعا نمود که اگر با داکتر عبدالله می بود وی صد فیصد در انتخابات برنده میشد ولی بخاطر
جلوگیری از تجزیه افغانستان از داکتر عبدالله حمایت نکرده است

خوب اولآ جناب امیرزاده از کجا فهمید که جنرال دوستم در اوج مستی الکول بود, همان بیانیه را همگی دیدند و شنیدند! احتمال دارد جناب ایشان متخصص تشیخص شراب خوران از راه دور باشد چونکه مرکز مغز شوئی شوروی سابق بنام انستیتوت علوم اجتماعی که جناب هارون به آن بستگی داشت بغیراز این مسلک چیز دیگری در چنته خود نداشت ویا هم خودش با این همه هزیان گوئی حالتی داشت که یکی را دوتا میدید!!! به هر حالت این حکم ناشیانه بیانگر ظرفیت تحمل و کیفیت اخلاقی اوست .
در مورد گفته جنرال دوستم که اگر با عبدالله میرفت افغانستان تجزیه میشد! انسانهای اهل سازندگی بی غرض و بی مرض همه می فهمیدند که هدف جنرال دوستم چه بود! اما من بار دیگر برای شما و همسنگر هایتان یاددهانی میکنم که هدف دوستم یکجا شدن اوزبیگ, تاجیک و هزاره بود که در تقابل با پشتون قرار گیرد و درینصورت احتمال تجزیه افغانستان را بالا ببرد. درین ارتباط شما را و همفکران تان را به دیدن برنامه شفیع عیار دعوت میکنم

http://www.youtube.com/watch?v=6upzhQDt4l0

دوستم با بودن در کنار غنی احمدزی در مقام معاونیت اول که در خواب هم نمی دید در تلاش است ذهنیت بدی را که نسبت به وی در سه دهه اخیر در میان پشتونها وجود دارد بویژه کشتار طالبان در دشت لیلی، تغییر بدهد.

بیائید کمی با هم حسابی صحبت بکنیم: اگر در تاریخ نه چندان دور افغانستان نظری بافگنیم میبینیم که آدم های متفاوتی به پادشاهی رسیده اند. و تاریخ نویس غلام محمد غبار حبیب الله کلکانی را یک دزد حرفوی و راه گیر مشهورمعرفی کرده است. اما انسانهای اهل منطق و اهل سازندگی هیچگاهی نوشته دیکته شده از جانب حکام وقت را معیار قرار داده و برای بی حرمتی به کسی از آن استفاده نمیکند و به رخ کسی نمیکشد. اما جنرال دوستم که بابا و اجداد آن امپراتوری ها و تمدن ها آفریده است و در دو دهه اخیر پادشاه ها را عزل و نصب میکند, حضرت مجددی لقب خالد بن ولید میدهد و شهید برهان الدین ربانی لقب مجاهد کبیر داده و امور مملکت را در غیاب خود به دوستم میسپارد اما شما به نسبت عقده مریضگونه خود دوستم را لایق کاندید معاونیت نمی پندارید, این بیانگر مسخره بودن طرز تفکر شما بوده و قابل مکث است!!!ا

ازینکه بگذریم, نشخوار کردن کشتار طالبان در دشت لیلی گویا بدست دوستم به معنی نامنویسی شما در لست غوغاگران عقب کاروان است!!!1
مسئله دشت لیلی و طالبان از سپتمبر 2001 به اینطرف به یک تجارت سیاسی تبدیل گردیده و حرفای دوستم تلاش کردند برای لکه دار نمودن صفحه پرافتخار اوزبیک ها و تورکمن در حوادث سه دهه اخیر ازین مسئله سوئ استفاده نمایند اما به خاطر واهی بودن این اتهام کاری از دست شان پوره نبود. در سه دهه اخیر حوادث ناگوار و دلخراش زیادی بوقوع پیوسته است. و بسیار اشخاص به جنایات جنگی متهم هستند, من و آقای امیرزاده نباید نقش قاضی را بازی کنیم
تا هنور عاملین جینوساید افشار و قتل عام هزاره ها از جانب محکمه با صلاحیت مواخذه نگردیده است و به مسببین احتمالی این فاجعه القاب مارشال و قهرمان داده شده است و بسیار زود خواهد بود که ما در مسئله دشت لیلی خیز بزنیم

او (دوستم) راه های مختلف خدمت گذاری به پشتونها را جستجو میکند..... نخستین حرکت وی پوزش خواهی بخاطر جنایاتش بود.

جناب امیرزاده! شما هم میدانید که در افغانستان مسائل سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و بالآخره تمام شئون حیاتی جامعه همه قومی شده است . درین بحران طوفانی همه شخصیت های اقوام برای منبفعت خودی, گروهی و قومی تعادلات را جستجو میکنند و با هر گروپ سیاسی که نقش خود ویا قوم خود را بارز تر دریابند, با آن گروه ایتلاف میکنند و این مسئله یک روند عادی و قبول شده در مناسبات سیاسی در مملکت ما و دیگر جهان است و به خاطر این مسئله یک آدم باسواد مثل جناب عالی نباید به سطح یک کلوخ پران کوچه مبدل شود.
بازهم درین رابطه اگر کمی حسابی صحبت شود, دیده میشود که در طول موجودیت مملکتی بنام افغانستان چیزفهمان شبه شما در خدمت گذاری قبیله قرار گرفته و منافع اقوام تحت استبداد به شمول منافع خلق با عزت تاجیک را به علامت خوش خدمتی به قبیله معامله کرده است و یک مثال تاریخی میتواند پرده از روی خوش خدمتی انسانهای شبه شما بردارد و موضوع را روشنتر بیان کند: به دوران ظاهرشاه زمانیکه هفت نفر دهقان به خاطر دفاع از ملکیت شان در آتش خرمن توسط اسحاق زائی های قبیلوی در سرپل سوختانده شدند, همه ازبیکها نبودند بلکه چهار نفر اوزبیک و دو نفر آنها تاجیک بودند. تظاهرات و اعتصابات مردم همه جا را فرا گرفت اما آدم های خوش خدمت به قبیله شبه شما با چاپلوسی به دربار قبیله منافع خلق های تاجیک و ازبیک را معامله, قاتلین اسحاق زائی را تبرئه و دوسیه را مضمحل نمودند و از برکت معامله و خوشخدمتی اشخاص شبه شما برای امروز کمترین کسی میداند که در آن فاجعه دو نفر برادران تاجیک نیز در راه دفاع مشروع از ملکیت خود فجیعانه جام شهادت نوشید. گذشته از آن در جلسه بن که غرق ناز و نعمت شهادت احمد شاه مسعود بودید و تمام ابتکار عمل در دست تان بود و شرایطی مهیا گردیده بود که بالآخره بعداز سه صد سال به انحصار قدرت توسط قبیله پایان داده شود, اما بزرگترین خیانت را در حق اقوام تحت استبداد به شمول خلق تاجیک شما انجام دادید و با چند چوکی بی مایه و زود گذر, با گرفتن چند ملیون دالر از پشتونها, سرنوشت مملکت را بار دیگر به تباهی و قهقرا کشانیدید. آنوقت که دوستم در جبهات گرم برای سرکوب طالبان مشغول نبرد بود و شما مصروف معامله با حکام قبیله و تقسیم پولها و چوکی ها بودید و یک دونفر را هم که بنام نماینده ازبیک ها در جلسه بن راه دادید و معرفی کردید, او هم نماینده شورای نظار بود و هیچ مناسبتی با ازبیک ها نداشت
خوب بیاد دارید که آقای ستار سیرت اوزبیک را با اخذ 11 رآی در مقابل 2 رآی حامد کرزی از ریاست حکومت موقت افغانستان ممانعت کردند و حامد کرزی به قدرت رسید. درین بحبوحه ژورنالیستان از زلمی خلیلزاد پرسیدند که چرا کرزی با 2 رآی خود به صفت رئیس جمهور تعیین شد!!! او جواب داد و گفت که من کاری نکرده ام و همه تلاشها و پافشاری های یونس قانونی بود که یک ازبیک نباید رئیس دولت شود. آغای قانونی تا هنوز جواب این سوال را نداده است
بالآخره من از شما میپرسم, در مدت 11 سال قسیم فهیم معاون اول کرزی است, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها نمیدانید!!! اما دوستم که خود را در معاونیت اول یک پشتون کاندید کرده, اینرا شما خدمتگذاری به پشتونها میدانید! کجاست منطق شما جناب اکادمیسن!!!1.
با این همه واقعیت ها متهم ساختن دوستم به خدمت گذاری پشتونها, فکر میکنم یک عقده گشائی بیش نیست.

در باره پوزش خواهی دوستم باید گفت که درین اوضاع توفانی سه دهه جنگ مظالم بیشماری در حق مردم افغانستان آگاهانه ویا غیرآگاهانه صورت گرفته گرفته است که شنیع ترین آنها مسئله قتل عام هزاره ها در افشار و فتوای مباح الدم آنها از جانب طالبان است. مگر از جمله تمام کسانیکه دخیل در قضایای سه دهه جنگ و برادر کشی بودند, بعضی ها با نام قهرمان ازین دنیای فانی رحلت کردند, بعضی ها با نام و نشان مصنوعی بازهم به شانه های مردم سوار هستند, برای بعضی های دیگر مسئله جهاد هنوز به مانند یگ گاو شیری است. مگر انتخابات ریاست جمهوری برای جنرال دوستم یک مقطع زمانی زمینه ساز بود که از اشتباهات گذشته از مردم افغانستان جوانمردانه معذرت خواست و از دیگران نیز دعوت کرد که این شهامت عذر خواهی را در پیشگاه مردم به نمایش بگذارند, اما متآسفانه کسی حاضر نشد. خلق تورک افغانستان این شهامت را در زمره افتخارات تاریخی خود ثبت خواهد کرد.

با استفاده ازین موقع پیام من برای خلق تورک افغانستان اینست که موضعگیری مدبرانه جنرال دوستم صرفنظر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سه برد ویا سه پیامد نیکو را برای تورک تباران افغانستان به ارمغان آورد:

یک - دوستم با احراز پست کاندیدای معاونیت اول کاندید مطرح ریاست جمهوری یک سنت جا افتاده غیرعادلانه را درهم شکست یعنی رئیس جمهور از قوم پشتون, معاون اول از قوم تاجیک و معاون دوم از قوم هزاره باشد. افغانستان سرزمین مشترک همه ساکنین آن است و بدون درنظرداشت قوم و قبیله و زبان و مذهب باید همه مطابق اهلیت و ظرفیت خود احراز مقام نماید
دو - قدرت مردمی دوستم کاندیدهائی را وادار به مدارا کرد که تا دیروز با متهم ساختن دوستم به نقض حقوق بشر میخواستند صفحه پرافتخار مردم تورک تبار افغانستان را در حوادث سه دهه اخیر خدشه دار سازند
سه - در تاریخ افغانستان معذرت خواستن یک رهبر سیاسی در سطح جنرال دوستم سابقه ندارد, این معذرت خواهی با هر انگیزه ایکه باشد اما افتخار آنرا دوستم برای مردم خود به ارمغان آورد

پایان قسمت اول

ادامه دارد

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

88 دیدگاه
پرویز "بهمن"

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

حقبين صاحب بزرگوار !
شما به سلامت باشيد!
، ميگويند : استاد آقاي همت فاريابي در مدرسهء ديني ابومسلم خراساني در فارياب يك ملاي اوغان ناقل بود كه به همت فاريابي وديگر شاگردانش درس ديني ميداد ولي اين ملا صاحب از بخت بد يك عادت داشت زمانيكه به لكچر دادن شروع ميكرد چشمانش را مي بست، به عبارت ديگر با چشمان پت ودهن باز هرچه در حافظه داشت آنرا به شاگردانش بيان ميكرد
شاگرد ها يا طلبه هاي شوخ مانند همت فاريابي محترم در آنوقت از موقع استفاده كرده آهسته آهسته يكي يكي از صنف خارج ميشدند، زمانيكه ساعت درسي به آخر ميرسيد وملا صاحب چشمان را باز ميكرد مي ديد كه هيچ طالب بچه اي در صنف وجود ندارد، آنگاه ملا صاحب عصباني شده وبر خواهر ومادر همهء طلبه ها فحش ناموسي ميداد، روزي طلبه ها نزد مدير مدرسه شكايت بردند كه ملا صاحب مارا دشنام ناموسي ميدهد،
مدير مدرسه ملا صاحب را إحضار كرد وگفت : ملا صاحب شاگرد ها از خودت شكايت ميكنند كه خودت آنها را فحش ناموسي ميدهي
ملا صاحب در جواب گفت:
" گوه ميخورند اين پدر لعنت هاي مادر زنا من هرگز به اين كوني ها دشنام نداده ام"
بالاخره مدير مدرسه پرسيد كه استاد تو همين حالا پيش روي خودم آنها را دشنام ميزني
ملا گفت نخير هرگز من به كسي دشنام نمي دهم آن مرده گاوها بمن تهمت بسته اند.
حالا من ديگر با خودت جدال ندارم كه آيا شما واقعا به مخالفان تان ازجمله من بيچاره دشنام داده ايد يا خير
لطفا كومنت هاي تانرا يكبار ديگر از سر بخوانيد واگر دشنام را در آنها نيافتيد من به شما كمك ميكنم

Farhad

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

آقای حقبین، یکبار دیگر کامنت های خود را بخوان که چه چتیات نوشته ای بعد در مورد یگران بگو. من چند بار از جناب عالی پرسیدم که ازخدمات دوستم نام بگیرید، اما به جز از جملات بی سروپا جوابی دریافت نکردم.

ناشناس

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

هر زمانیکه دوستم بعد از تعظیم و سجده و عذر خواهی با قبیله دوباره رای ازبکها را به قبایل اوغان جمع مینماید- و دوباره رانده میشود- خود را به پناه رهبران یا سردسته های تاجیک میاندازد. ولی وقتی باز انتخاباتها از ریاست جمهوری تا انتخاب رییس مچلس نماینده کان شروع میشود- دوباره با امر و اوامر ترکیه بیچاره مجبور میشود -در بغل قبایل بیافتد. باید مردم ما صبر داشته باشند- تنازمانیکه پاکستان با ترکیه یکجا باشند- این حالت ادامه مییابد.

مقیم

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

زمانیکه دوستم و گلبیدین در ایتلاف نا متجانس شورای هماهنگی جنگ را درکابل آغاز نمود- خوب بیاد دارم- وقتی نیروهای دوستم از طرف بالاحصار بطرف پل محمود خان در حالت جنگ و پیشروی قرار داشتند- دیده میشد- که یک تعداد از افراد جنبش - از پشت تیر خورده وبه زمین میافتادند- منکه آنزمان جز هواخواهان جنبش بودم- و خودم نیز تاجیک و نمیدانستم که این جنگها بطرف جنگ قومی واستخباراتی درحرکت است - ناگهان متوجه شدم- که افراد گلبدین حزب اسلامی به عوض همکاری با افراد جنبش آنها را از سر راه میبردارند- به یکی از سربازان جنبشی اشاره نمودم و او هم متوجه شد-که چگونه افراد مااز پشت تیر میخورند- از همان جا دانستیم که این جنگ نه به منافع ازبیکها ونه به منافع دیگر اقوام است- این جنگ و ایتنلافها- ایتلاف استخباراتهاست و همان بود- که جنبش را ترک نمودم و از کشور بیرون شدم-
حالا تیز باید ترکها و ازبیکهای ما با این ایتلاف غنی و دوستم -خود را از بند دوستم رها سازند- هرگز دوستم به منافع ازبیک و دیگر اقوام زیرستم فکر نمینماید- فقد یک آله دست استخباراتهای دنیاست- که از خود هیچ تفکری خاصی ندارد.

پرويز بهمن

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

جناب جنرال دوستم نه بخاطر منافع ازبك هاي افغانستان بلكه بخاطر منافع اين آقا با اشرف غني احمدزي دست دوستي داده است.
رجب طيب اردوغان نخست وزير اسلامگراي تركيه كه تركيه را به مركز فرهنگي طالبان والقاعده در آورده است، بهمين خاطر است كه طرفداران دوستم بخاطر ردپا گم كردن به هركسي برچسپ جاسوسي به رژيم اخندي ايران را ميزنند وديگران را در آئينهء خود مي بينند

پرویز "بهمن"

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

عاقبت ائتلاف جنرال دوستم با اشرف غني فرو رفتن افغانستان به كام اين أشخاص است، خوب دقت كنيد به اين عكس، اين آقا هواي تسخير شمال افغانستان را در سر دارد، جنوبش را گرفته است تنها شمال باقي مانده است كه آنرا نيز با نفاق افگني ميان جنگ سالاران ازبك وتاجك ميخواهز بدست آورد

پرویز "بهمن"

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

اين عكس نيز خيلي مهم است كه با دقت بايد به آن نگريسته شود

پرویز "بهمن"

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

همت فاريابي در غم مقالهء هارون اميرزاده افتيده كه چرا جنرال دوستم را كله خام گفته است، همت فاريابي براي جنرال صاحب دوستم نقش همين مرشد ديني اوغانها را قائل است

سخا

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

آقای بهمن سلام! نوشتید که:
« جناب جنرال دوستم نه بخاطر منافع ازبك هاي افغانستان بلكه بخاطر منافع اين آقا با اشرف غني احمدزي دست دوستي داده است.»
اینکه جنرال دوستم به خاطر منافع ازبیک ها کار می کند یا خیر؟ بگذارید به ما ( ازبیک ها ) نظر بدهیم و تصمییم بگیریم. اگر نتوانستیم تشخیص دهیم موصوف به که کار می کند آنگاه از شما مشوره می خواهیم.
ثانیاً اینکه، داکتر همت فاریابی به جواب داکتر امیر زاده نوشته است می گذاشتید که اخیر الذکر از خود مانند داکتر همت دفاع کرده می تواند یا خیر؟ شما و دیگران اصرار دارید که امیرزاده تنها جنرال دوستم را " کله خام " گفته است. واقعاٌ مسخره و مضحک است. این هدیۀ دشمن های خودخواه و متکبر و از خود راضی محدود به جنرال دوستم نیست و این را بهتر از ما می دانید و لجاجت سر این حرف که مخاطب امیر زاده، جنرال دوستم بوده است محتاج به تفسیر و تعبیر اضافی نیست. اگر کسی تنها شما را " سقو " خطاب کند آیا منظور او تنها یک نفر است ؟
هم چنین بدون ارتباط پای تورکیه را به میان آوردید و تورکیه با ایران به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. دخالت ایران و پاکستان آفتابی شده است کسی با قصد پنهان کردن دو انگشت خودرا بالا بگیرد میدانید که مردم در مورد وی چه فکر می کند؟ نوشتید که:
« ...رجب طيب اردوغان نخست وزير اسلامگراي ترکیه كه تركيه را به مركز فرهنگي طالبان والقاعده در آورده است...»
اگر گفتۀ شما به راستی واقعیت داشته باشد باید آن را به فال نیک گرفت. زیرا طالبان را مثل ملا های خود بار می آورد اگر شاهدی موثق دارید که تورکیه هم مثل ایران آن ها را بعداز تعلیمات نظامی مسلح کرده و به مقصد کشتار انسان ها به افغانستان می فرستد، لطف نموده برای معلومات ما ارائه کنید تا ما هم ازاین موضوع آگاه شویم. تورکیه در ( 140 ) کشور به شمول افغانستان و تاجکستان مکاتب دارد. به این مکاتب سر بزنید و ببنید که معلمین تورکیه دراین مکاتب چه می کنند، نشود که مصروف آماده ساختن طالبان باشند و تا ازاین طریق بتوانند به " تسخیر شمال " لم یزرع بپردازند.
« «... خوب دقت كنيد به اين عكس، اين آقا هواي تسخير شمال افغانستان را در سر دارد...»
مطابق فرمایش شما عکس را با دقت بسیار ملاحظه کردیم و صدراعظم تورکیه سر دسترخوان با یک ریش سفید نشسته است. حالا نوبت شما ست توضیح دهید این عکس را از کجا برداشتید و مقصد شما از نصب این فوتو چیست و بودن اردوغان با فرد مسنی به مقالۀ داکتر همت فاریابی چه ربطی دارد؟ و چرا از ما خواستید که آن را با دقت تماشا کنیم؟

کابلی

نگاهی به دشنامنامه هارون امیرزاده به آدرس خلق اوزبیگ

مونژ ملا سید طیب آغا یو-
مونژ دسترجنرال دوستم او د متفکر شخصیت دانگریز گوداکی -(پنهانی مولا عمر) - داکتر اشرفغنی کوچی- د اردوغان او آی اس آی په رای یو زای یو-
له استانبول او د تروریسم لپاره زالونه د اوغانستان او سوریه د ملت خدمتکاران .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 88 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس