رفتن به محتوای اصلی
مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

اعلامیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با توطئه های نفاق افگنانۀ مقامات دولتی در ولایت جوزجان

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

درین شرایط حساس و یأس آوری که باز هم دشمنان داخلی و خارجی این سرزمین با هزاران دسیسه و توطئه، مصروف نا بودی آخرین ریشه های امید مردم، در جهت رهیابی به یک زندگی انسانی به دور از جنگ و بیعدالتی ها قرار داشته، و از بکار گیری هیچ نیرنگی در جهت برهم زدن زندگی متعادل و قانونمند مردم ما خودداری نمی نمایند، بلند شدن صدا های نا هنجار توطئه و دسیسۀ ارگ نشینان و استخبارات کشورهای مداخله گر در امور افغانستان، از طریق والی ولایت جوزجان، مردم افغانستان، خصوصاً باشندگان شهر شبرغان و دیگر نواحی تورک نشین کشور را بشدت تکان داد.

مردم افغانستان که درین روزهای حساس و سرنوشت ساز زندگی خود، بیشتر از هر زمان دیگری به وحدت و یک پارچگی نیازمند است، با کمال تأسف با سیاست های تفرقه آفرین گردانندگان دولت از یک طرف و دست درازی های بی شرمانۀ کشور های خارجی از جانب دیگر دست به گریبان بوده و راهی را که بعد دهه های متمادی جنگ و خونریزی ضرورتاً بایست به یک زندگی صلح آمیز منتهی شود، معکوساً بطرف یک دور جدید آغاز بدترین کشمکش ها ملاحظه می نماید.

توطئه های اخیر دولت کرزی ودیگر حلقات تمامیت طلب که با بی مسئولیتی تمام گردانندگان دولت را در مقام اجرایی وگردانندگی پروژه های نفاق قرار داده، واز این طریق فکر ابقای خود واطرافیانش را در رأس قدرت وحاکمیت دولتی افغانستان به سرمی پرورانند، کشنده ترین وخطر ناکترین سلاح های متلاشی سازی وحدت و همبستگی مردم در جهت رهیابی به یک زندگی سعادت مند باهمی در یک فضای عاری از تمامی انواع بیعدالتی هاست.

مردم افغانستان بخوبی میدانند که ریشۀ این چنین دعوا هایی که جناب عالم ساعی در مخالفت با جناب جنرال دوستم راه اندازی نموده از کجا آب می خورد و چه اهدافی را دنبال می نماید.

ما همه نیک می دانیم که در هر دوری از انتخابات ویا دیگر مراحل حساس حیات سیاسی و اجتماعی کشور، پای افرادی همچون اکبر بای ها ،عالم ساعی ها و غیره چرا و با چه نیاتی با بلند شدن بیرق مخالفت برعلیه جنرال دوستم به میدان کشیده می شود.

امروز اگر این بیرق ها برعلیه جنرال دوستم بلند گردیده، در گذشته ها برعلیه تمامی قهرمانان مبارزی که در راه آزادی و عدالت قدم گذاشته اند بلند شده و در فردا هم هر آنکسی که درین مقام قیام نماید، با چنین توطئه ها مواجه خواهد شد، و این کاملاً طبیعی و امریست موافق با حال و هوای ستمگری و بیعدالتی در تاریخ.

رسالت این عده افراد در تاریخ همین است که در خدمت دشمنان مردم خود قرار گیرند و از نام مردم برعلیه مردم استفادۀ سوء نمایند.

این مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله چرا به عوض رجوع به وحدت و همبستگی عاقلانه که مردم ما اشد نیازمندی را بدان دارند، همیشه و آنهم درست در حساس ترین لحظات وارد معرکۀ نفاق گردیده و نقش عملی کنندۀ برنامه های شوم دشمنان را در بهم زدن یک پارچگی مردم ما بدوش می گیرند.

اگر از جناب والی جوزجان و معاون حزب جنبش ملی و اسلامی افغانستان پرسیده شود که به عنوان یکی از اعضای رهبری این حزب چرا تا این موقع مسألۀ بود و نبود خودرا با حزب بر اساس پرنسیپ های پذیرفته شده در اساسنامۀ حزب حل و فصل ننمود و منتظر باقی ماند، تا این شرایطی که از یک طرف قدرت های فاشیستی توطئۀ تذکره های الکترونیکی را روی صحنه آورده اند و از جانب دیگر انتخابات دور بعدی ریاست جمهوری درحال تقرب است و نیروهای بین االمللی هم با تحویل دهی عام و تام امور امنیتی کشور به نیرو های دولتی افغانستان، آمادگی های ظاهری خروج خودرا در دستور کار قرار داده و بنای ایجاد دولت موازی طالبان را در قطر در حال عملی ساختن اند، ایشان با چنین یک قهرمان بازی هالیودی و بالیودی در صحنه قد افراشته و دستور قتل عام مردم را، با بهانۀ دفاع برعلیه جنرال دوستم، به مسئولیت خود صادر می نمایند.؟؟؟؟؟؟؟ چه جوابی خواهند داد؟ البته که جواب ایشان بجز از جواب های دیکته شده از جانب آقای کرزی و تیم تمامیت خواه او چیز دیگری نخواهد بود و نیست.

ولی باید است بیاد دارند که در تاریخ خلق تورک و دیگر خلق های ساکن این سرزمین اینگونه چهره های تبارز یافته نظر به نیاز قدرت مندان و ستمگران زمان کم نیست و شاید هم عده ای از ایشان در زمان حیات خود صاحب مال و منال، مقام و منصبی هم شده باشند، ولی قضاوت تاریخ و نامی را که در نزد نسل های بعدی از آن خود کردند، مسلماً نصیب تمامی چهره های خدمتگار ستمگران و فاشیست ها هم خواهد ساخت.

این دریافت ما از حادثه آفرینی های سازمان یافته ی اخیر به هیچ وجه، حکم جانبداری از کسی و مرجعی را دارا نبوده، بلکه صرفاً بیانگر روح فاجعه بار قضایا با در نظر داشت برنامه های شوم دشمنان و نیاز مردم ما به وحدت و همبستگی است، که با حیف و افسوس در معرض عملیات آگاهانۀ دشمنان مردم قرار گرفته و هر لحظه انکشاف می نماید.

وقیح ترین تلاش اینگونه اشخاص، فعالیت های نفاق افگنانۀ ایشان، تحت نام مناطق و ولایات کشور همچون تخار، جوزجان، فاریاب، سمنگان وغیره است، که شاید هم پای یک عده آدم های بی تجربه و احساساتی را به پیش خواهد کشید و این خود اوج فاجعه و بزرگترین خطای آن کسانی است که مردم مارا با استفاده از نام مناطق متعلق بخود تقسیم بندی نموده و بنای یک سازش خاینانۀ تفریق و تجزیه را در بین مردم اساسگزاری می نمایند.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه از وقوع این حوادث به شدت متأثر است و دوام آنرا هیچگاهی به نفع مردم ما نمی بیند، از دست اندر کاران این بازی های ویرانگر با کمال اعتذار تمنا دارد، که دست از همکاری با دشمنان آزادی و عدالت در کشور برداشته و برزگر تخم نفاق و کینه در بین مردم شریف و رنج دیدۀ افغانستان، خصوصاً مردم تورک کشور نشوند.

این مرحلۀ تاریخ مرحلۀ وحدت و همبستگی آگاهانۀ مظلومین در مقابله با تمامی انواع برخورد های بیدادگرانه و تبعیض آلود در افغانستان است و کسانی که این ضرورت حیاتی وحدت و همبستگی را فدای دستیابی به خواست و امیال جاه طلبانۀ خود می سازند، هیچ راه برائتی در تاریخ نخواهند داشت، و عناوین دولتی ایشان، آنانرا در تاریخ تبرئه نخواهد کرد.

وحدت و یک پارچگی مردم ما بزرگترین نیاز زمان است و هرآن کسی که این نیاز را برهم میزند، بزرگترین جفاگر تاریخ بر حق مردم ماست.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

۲۱ جون ۲۰۱۳ میلادی

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

52 دیدگاه
زر یا لَی

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

پس به اسمعیل یون خداوند دستور نوشتن این چرندیات را داده. شاید خداوند هم پشتون تبار است؟

پرویز "بهمن"

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

چمبرخان اوغان!
خداوند هرگز طرفدار ظلم وبی عدالتی وجعلکاری نیست وهرگز چنین گواهی ظالمانه را به نفع هیچ یک ازبنده گان خود نمیدهد. ازین بابت مطمئن باش.
ازقدیمها ضرب المثل این بوده که دروغگو دروغ میگوید ولی عاقلان همیشه قضاوت خودرا میکنند، هرچند این همه چرندیات اوغانی ات را مرجع نداده ایی که کدام بزرگوار این حرف ها را گفته ودرکجا واز سوی کدام منابع علمی واکادمیک تائید شده است ولی روهمرفته چشمان بنده با چنین ادعاهای توخالی وجعلی همیشه آشنا بوده است. من چنین جعلیات را نه تنها که خوانده ام بلکه با بسیاری ازجعلکاران نیز آشنایی حضوری دارم.
اولا خودت از وجود پشتونها درپیام قبلی ات قبل ازتاریخ صحبت کرده ایی، یعنی اینکه پشتونها از آن زمانی درشمال ساکن بوده اند که تاریخ بشر بوجود نیامده بود، بعد چند جمله بعدتر مدعی شدی که چنگیز وتیمور لنگ پشتونها ازشمال به جنوب کوچانیده است، معنای سخن این است که چنگیز ومغول وتیمور لنگ صرف دشمن پشتون بوده ودیگر هیچ قومی درزمان حملهء چنگیز درشمال وجود نداشته است، حالا باشنده گان فعلی شمال بقایای چنگیز وتیمورلنگ می باشند، زیرا اگر اینها مطابق تیوری چمبر خان، دربرابر چنگیز وتیمور مقاومت میکردند امروز باید به سرزمین های جنوب کوچانده میشدند که نشدند، پس همهء این باشنده گان باقی مانده های چنگیز وتیمورلنگ می باشند. اگر غیر ازین کدام ادعای دیگر چمبرخان دارد بفرماید ادعایش را تفسیر کند که مراد او ازکوچانیدن پشتونها ازشمال به جنوب توسط چنگیز بعدا تیمورلنگ چه معنا دارد و این موضوع را درکدام مرجع علمی بیطرف ایشان خوانده اند؟
چمبرخان! شما درپیام بعدی تان چند عبارت اوغانی را ازکدام مرجع مجهول آورده اید وصحبت ازنژاد ساک ها وحاکمیت ساکها کرده اید ومدعی شده اید که که ساکها ازشمال بطرف هلمند وزرنج قبل ازمیلاد مسیح کوچیده اند. درعین زمان کوشانی ها را نیز شاخهء از ساکها دانستی وهمچنان مادها وپارس ها را همه ازشاخه های آریایی معرفی کردی. حالا من ندانستم که هدف جنابعالی این بود که پشتونها را بخشی از باشنده گان بومی منطقه چون پامیریها وقیرعیزها و تاجیکها وازبیکها وهزاره ها معرفی کنی ویا هدف جنابعالی این است که پدر همهء این اقوام بومی پشتونها را معرفی کنی که ازنظر جناب عالی دیگران اولادهای شرعی وناشرعی پشتونها استند؟ پس درینجا حملهء چنگیز کجا ماند؟
اگر پشتونها ازنژاد ساکهاست وساکها قرنها قبل از میلاد میسح بطرف ارغنداب وهلمند کوچیده اند پس چنگیز کیها را ازشمال رانده است؟
باهمه حال، من میدانم که جنابعالی درین موارد پاسخ درست ومنطقی ندارید، فقط یک مشت الفاظ وکلمات جعلی را ازمنابع مجهول بنام تاریخ بخورد مردم میدهی تا احساسات مردم غیر اوغان را بیشتر درمقابل پشتونها تحریک نمایی واین خدمت بزرگی است که خودت به غیر پشتونها میکنی.
این بندهء حقیر فقیر از سیاق کلام جنابعالی طوری درک کردم که خودت تاریخ سرزمین را با تاریخ قوم پشتون یکجا به گفتهء ایرانیها قاتی کرده ایی.
تاریخ سرزمین کنونی افغانستان را باستان شناسان جهان به پنجهزار سال تخمین زده اند، چنانچه که تاریخ مصر را به دونیم هزار سال، اما این تخمین ها هرگز به معنای پنجهزار ساله بودن قدامت همهء ساکنان این دوسرزمینها نیست. هرچند که درمصر قبطی ها وارثان اصلی تمدن مصر باستان معرفی شده اند ولی باورود اسلام واعراب دربافت اجتماعی ومردمی مصر تغیرات بزرگی رخ داد. حال چه کسی درمصر حق دارد بگوید که من وپدرکلانهایم از دونیم هزار سال به اینطرف درمصرساکن بوده ایم.

درافغانستان باوجودیکه سروده های اوستا وریگویدا پٌر است از واژه های فارسی مانند: مرد، زن، نماز وغیره، موسیقی وآهنگهای که دردهکده های بدخشان وپامیر بجا مانده است دلیل بر قدامت زبان فارسی وپیوند آن بازبان اوستایی دارد ولی متاسفانه این بیچاره های بی زبان ازتاریخ پنجهزار سالهء خود خبر ندارند واگر داشته هم باشند خودشان افغان میدانند. درحالیکه تاریخ پنجهزار ساله با افغان وافغانیت هیچ ربط علمی ندارد. هم در سرود های ویدی واوستایی وهم درتاریخ باستان هیچ نشانه وعلامه ایی از پشتو وپشتانه نمی توان یافت.
بزرگترین ومشهور ترین کتب تاریخ ، تاریخ فرشته است که به هیچ صورتی درآن ذکری از ملیت بزرگ پشتون درآن دیده نمیشود، درحدود العالم نیز چیزی از ایل جلیل اوغان کسی ندیده است، تاریخ بیهقی نیز هیچ آدرسی از ایل جلیل افغان نمیدهد. درخاطرات تیمور به اسم (منم تیمور جهان گشا) هنگام عزیمتش بطرف هند، خیلی کم نام های پتان دیده میشود که هیچ نوع مقاومتی دربرابر لشکریان تیمور نکرده اند ولشکریان تیمور خیلی آرام و براحتی از مناطق درهء خیبر عبور کرده است، تیمور نوشته است که درهمین دره ( خیبر) سپاهیان او با باران وسیل شدید مواجه شده که خوف آن میرفته که لشکریان وی را در درون دره ازبین ببرد . یک حرف از مقاومت جانانهء ایل جلیل افغان دربرابر سپاهیان تیمور دیده نمی شود، در سیستان تیمور با خان کلزایی ها جنگیده است که او هم بلوچ بوده است. پس جناب عالی با این همه ادعاهای پرطمطراق که گاهی سپاهیان چنگیز را مسؤول قتل عام پشتونها وکوچانیدن آنها معرفی میکنید وگاهی هم تیمور لنگ را وحالا خودتان کوچیدن پشتونها را از شمال به طرف ارغنداب از تاریخ های جعلی اوغانی بدون مرجع ذکر کرده اید، چگونه این ادعاهای ضد ونقیض را میتوانید باهم برابر سازید؟
درشهنامهء فردوسی نام افغان آمده است که نماد وسمبول بربریت وبد ذاتی معرفی گردیده است.
تنها نام ایل جلیل افغان یا پشتون ویا پتان بعداز سقوط نادرشاه افشار به سرزبانها افتیده است . کتاب الفنستون نمایندهء انگلیس در گزارش سلطنت کابل درزمان تیمورشاه پسر احمدشاه ابدالی از افغانان یا پشتونها یاد کرده وقبایل آنها را مع ذکر مناطق مسکونی شان ذکر کرده است . درست درهمین کتاب است که به مرور زمان با ورود انگلیسها به هند وانتقال پایتخت ازقندهار به کابل وپشاور این نام بیشتر برسرزبانها افتید وتا امروز ادامه دارد.
بناء اگر ازمن می شنوید لطفا تواریخ جعلی را اینجا روایت نکنید که بیشتر سبب خجالتی خودت وایل جلیل اوغان میشود.
تاریخ اوغانها درشمال فقط با تصویب نظامنانهء ناقلین درعهد شاه امان الله شروع میشود، این نقل وانتقالات جبری در دوره های مختلف پادشاهان پشتونی نیز کما کان ادامه می یابد که امروز تقریبا حالت اشغال را بخود گرفته است، زیرا این انتقالات بخاطر همزیستی مسالمت آمیز نبود بلکه بخاطر اشغال زمینهای زراعتی ومصادره نمودن ملکیتهای باشنده گان بومی آن مناطق، وبه برده گی کشانیدن ساکنان آن مناطق زیر نام حاکم ومحکوم صورت گرفته وباشنده گان بومی را بحیث مزدوران وخدمتگاران ودهفانان وغیره محاسبه کرده اند نه یک هموطن متساوی الحقوق واین اشغالگری درچند مرحله صورت گرفته است مرحلهء اول درزمان امان الله، مرحلهء دوم درزمان نادر ومحمد گل مهمند، ومرحلهء سوم درزمان صدارتهای هاشم وداوود وبازهم محمد گل مهمند که به ازبین بردن نامها وآثار تاریخی مناطق متذکره وتبدیل نمودن آنها اززبان فارسی وترکی به پشتو انجامیده که جز فاشیسم قومی چیز دیگر تعبیر شده نمیتواند. حالا جناب چمبر اکادمیسن مجهول مدعی است که پشتونها قبل ازشروع تاریخ بشر درشمال جاگزین بودند . مه میگویم نوش جانت. به گفتهء ضرب المثل هزاره گی." قوم تو زوره هرچه که موگی بوگی"
با احترام
پرویز بهمن

چمبر علی

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

ببینین که جناب بهمن داکتر علوم سکسی چقه عالمانه ، متبحرانه و نابغانه گپهای مرا رد کرده است ، و انرا ضد و نقیض میخوانه " اولا خودت از وجود پشتونها درپیام قبلی ات قبل ازتاریخ صحبت کرده ایی، یعنی اینکه پشتونها از آن زمانی درشمال ساکن بوده اند که تاریخ بشر بوجود نیامده بود، بعد چند جمله بعدتر مدعی شدی که چنگیز وتیمور لنگ پشتونها ازشمال به جنوب کوچانیده است، معنای سخن این است که چنگیز ومغول وتیمور لنگ صرف دشمن پشتون بوده ودیگر هیچ قومی درزمان حملهء چنگیز درشمال وجود نداشته است، حالا باشنده گان فعلی شمال بقایای چنگیز وتیمورلنگ می باشند، زیرا اگر اینها مطابق تیوری چمبر خان، دربرابر چنگیز وتیمور مقاومت میکردند امروز باید به سرزمین های جنوب کوچانده میشدند که نشدند، پس همهء این باشنده گان باقی مانده های چنگیز وتیمورلنگ می باشند. اگر غیر ازین کدام ادعای دیگر چمبرخان دارد بفرماید ادعایش را تفسیر کند که مراد او ازکوچانیدن پشتونها ازشمال به جنوب توسط چنگیز بعدا تیمورلنگ چه معنا دارد و این موضوع را درکدام مرجع علمی بیطرف ایشان خوانده اند "
جواب این حقیر اینست : بلی پشتونها قبل المیلاد در شمال افغانستان خصوصا بلخ بود و باش داشتند، بلکه در بنیاد گذاری تمدنها نیز سهم فعال داشتن، بعد از چند صد سال ، بعضی از اقوام پشتون بطرف جنوب افغانستان هم کوچ کردن ، یک بخشیکه مانده بود از طرف چنگیز مغولی و تیمور لنگ از شمال افغانستتان به کوچ اجباری مجبور شدن... حالی در این گپ ضد و نقیض در کجاست ؟؟؟
گپ دوم : من نه میگم که در شمال افغانستان تنها پشتونها وجود داشت، تاجیک ها ، ازبیک ها حتی شاید هزاره ها هم اونجا وجود داشت ، ولی شاید به این دلیل ، که در طول تاریخ پشتونها در برابر هر قشون ، و قوت مستبد ایستادگی کرده است، و با اینشان جنگیده است، شاید چنگیز پشتونها را به خود یک تهدید جدی میدانیست که انها را از شمال افغانستان به کوچ مجبور کرده باشه ...
در همه تواریخ ، پشتونها بنام ساکها نامیده شده است ، من نگفتیم که کوشانی ها یک بخش ساکان است ، و من نگفتیم که همه ساکها قبل از میلاد به هلمند کوچیده است، شاید یک بخش انها از شمال به هلمند کوچیده باشه ...

چمبر علی

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

درباره ی اینکه پشتونها با تیمور لنگ مقاومت نکرده است ، بازهم مطالعه ات بسیار ضعیف است، تیمور لنگ از تیرشدن راه های دره خیبر و دیگر مناطق پشتون نشین ، به پشتونها باج میداد و هیچ وخت بدون باجگیری لشکر تیمور لنگ از دره خیبر عبور نکرده است .... به نظر من این قوت شعور سیاسی و قوت بازوی پشتونهای انوخت را نشان میدهد ....

ن.ب

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

من حقير كه دوستم را ميشناسم او يك شخص شجاع است متعصب نيست.دوستم را كسى رهبر نساخته.دوستم را مردمش كه اكثريت ترك تبار هستند كفتند كه ما در عقبت ايستاده هستيم. بيش ازين دوستم در هزار جنك اشتراك كرده بود در شهامت و مردانكى وا ستقامت و رفيق دوستى مشهور بود. دوستم هميشه عقب ميرفت و خود را هيج وقت تعريف و تو صيف نميكرد و در بلانمينشست, اين ديكرا بودند كه از خوبى هاى او ياد ميكردند و با او بيمان ميبستند كه ما هستيم تو بيش برو. امروز جند تا مزخرف و خاين و عمال اى اس اى و مزدوران او غان ذلتى ها به دسايس و تو طعه ميبردازند. ما شاهد هستيم كه هر جند ما ه از جانب حلقات اوغان ملتى دور و بر كرزى دسايس و حتى سوى قصد بجان اين رهبر محبوب تر كان كشور براه انداخته ميشود و با هوشيارى و درايت و ذكاوت دوستم و اطرافيان او خنثى ميشود. اين بار اين مزدور قبيله كه جاسوس فرستاده شده افغانملتى و اى اس اى برامد بلان شوم و خطر ناكى را در معرض تطبيق كزاشت كه به فضل خداوند در وقتش كشف شد و به دوستم اسيب نرسيد.امروز تيم افغان ملتى كه هدفشان همه تركتباران كشور است ولى دوستم مانند سبر اهنين ايستاده است و از قوم و عزت و شرف قوم خود و تبار خ و مملكت دفاع ميكند.من كه تركتبار نيستم و روحا با تر كتباران برادر خود يكجا در عقب دوستم اين رهبر محبوب و شجاع ايستاده هستيم و دفاع ميكنيم. دوستم خار جشم او غانملتى هاى مزدور و اى اس اى و تروريزم بين المللى است.من طر فدار وحدت اين سه قوم بزرك و برادر هستم تحت رهبرى احمد ضيا محقق و دوستم ايجاد شده است.

پرویز "بهمن"

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

سبحان الله وبمحمده ماشاء الله به این تناقض گویی!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چمبرخان! ببین که دربرابر حق وحقیقت ایستادن چقدر انسان را زبون وخجالت می سازد، اگر بنده ازهمهء چرندیات نویسی هایت بگذرم که هیچ مرجع وماخذ علمی راهم درآنها نشان نداده ایی صرف مانند لاف وگزاف های بود که چرسی ها درساقی خانه ها باهم رد وبدل میکنند این مطلب را باید خدمت خودت بعرض برسانم که خودت واقعا ازشدت تناقض گویی کاملا دیورانه شده ایی، مجبور استی که برای یکسال سایت کابل پرس? را ترک بگویی ونزد دکتران روانی مراجعه کنی. ونظر به توصیهء دکتران ازین خیالات بلند پروزانه خودت را بکش که دیگر این حرفها خریدار ندارد. هرچیز را میتوان پشتونیزه کرد ولی حق وحقیقت علمی وتاریخی را نمیتوان پشتونیزه ساخت
حال به تناقض گویی ات خوب متوجه باش.
جناب عالی درآخرین پیام تان فرموده اید که تیمورلنگ هنگام عبورش به سوی هندوستان به پشتونها باج پرداخته است، درحالیکه همین تیمور لنگ را درهذیان نویسی ها اولی ات عامل تباهی ونسل کشی وکوچانیدن پشتونها گفته ایی، فکر میکنم اگر پشتونها مانند تو قدرت ساختن تاریخ را میداشتند همین اکنون دو تیمور لنگ باید می ساختند یک تیمور لنگ که پشتونها را قتل عام وتباه کرده، ودوم تیمور لنگی که به پشتونها هنگام عبورش به دهلی به پشتونها باج داده است، آیا خودت را ریشخند نساختی؟ پس معلوم شد که هردو دعوا دروغ است نه پشتونها باج گیر بوده اند ونه هم ازشمال کوچانیده شده اند. زیرا هردو درمقابل هم قرار گرفتند ومنطقا هردو جعلی وساختگی وزادهء خیالات مالیخولیایی یک اوغان لافوک است که حالا دیگر قدرت قومی اش درسراسر منطقه روبه زوال است
مرجع وماخذ:
ساقی خانه های پشتون آباد.
صفحهء دوصد وپنجاویک
اکادمی علوم چمبرخان
مدافع غیرت شمله های پشتون

واقعا به خنده می ارزد

محمد

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

چمبرکهنه افغان بداند. د روغ گوی د شمن خد ا ا ست ،( لعنت خد ا وند بر د روغ گویا ن ، ا ز آ یت قرآن مجید ا ست ) (ا لکذ ا ب لا ا متی ا ز حد یث پیغامبر ص ، ا ست ، ) د روغ گوی حافظه ندا رد ، چمبرخان ا ز عقل بیگانه گشته سبسته گویی میکند . هند وستا ن مملکت بزرگی ا ست صد ها قوم و قبایل د ر آ ن
زند گی میکرده و زند گی میکند قوم پشتون هم یکی ا ز آ ن ا قوا م بوده د ر منطقه کوه سلیما ن مسکون بوده ا ست ، تا زمان یورش نا د ر شاه افشارایران ، به
هند وستان د ر
خراسان ا زپشتون افغان وجود نداشته نامی هم ازآنها د ر تاریخ تذ کرنگردیده ا ست ، ناد ر شاه افشار، د ر راه سفر هند وستان ا ز ا حمد شاه ا بد ا لی خوشش می
آ ید ا و را د ر رکا ب خود نگه مید ا رد وقت با زگشت با خود به خراسان میآورد برای پیدا شد ن پشتون ها د ر خراسان ، نا د ر شاه افشار سبب شده و سبب خرابی و ناآرامی ا زار و ا ذ یت خراسان هم گشته ا ست ، ا رواح ا میرتیمور هم ا زپشتون ها خبرندارد پشتون ها را نمیداند .
چمبرافغان . د هن بیکار هرچیزی به د هنش آ مد مینویسد همه ا ش د روغ ا ست .

پرویز "بهمن"

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

جناب محترم محمد سلام برشما!
خوب شد که چرندیات زورگویانهء این اوغان فاحشه صفت را خواندید وبرای اثبات دروغهای شاخدارش آخرین میخ را به تابوت گندهء این مرده زدید. جالب این است که این موجود هرگز چیزی را بنام شرم وحیا نمی شناسد. خودش درهمین کابل پرس? یک حرف را می نویسد وبعد ازمن می پرسد که من درکجا چنین نوشته ام؟ این خاصیت زنان فاحشه است. هم زیر پای نفری میخوابند وهم لاف تقوا وزهد اززبان بیرون می آورند. قبایل اوغان نیز درطول این دوصد سال همینطور با این سرزمین کرده است هم فروخته است وهم لاف شجاعت ومردانگی زده است. هم از خاک مقدس ودفاع از ناموس وطن لافیده وهم خیلی جبونانه آنرا اول به انگلیس حالا به پاکستان واگذار کرده است.
شکر خدا که حقیقت پشتونیزه نمیشود ورنه همهء دنیا امروز پشتونستان شده بود. زیرا اسناد درست کردن نزد این افراد بی وجدان مانند شهادتنامه های جعلی قصه خوانی پشاور است. شما موفق وکامگار باشید.
با احترام
پرویز بهمن

حقیقت

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

مبانی حکومت فدرال تركمنهاﻯ ايران :
۸. منطقه جمهورﻯ فدرال، تمامی سرزمين ملت تركمن درايران را شامل ميگردد. مرزهاﻯ جغرافيائی آن با در نظر گرفتن عوامل تاريخی، جغرافيائی، اقتصادﻯ وفرهنگی وخواست اكثريت ساكنان مناطق تركمن نشين و با درنظر گرفتن امكانات رشد آتی اين ملت، تعيين خواهد شد. حدود وثغورمرزهاﻯ جمهورﻯ فدرال تركمنستان ايران، بدون موافقت اين جمهورﻯ غير قابل تغيير خواهد بود.مضمون پرچم ملی تركمنستان ایران:ر

سرزمین تركمنها در ایران كه از غرب افغانستان آغاز و به دریاﻯ خزرمنتهی میگردد، طولانی ترین مرز شمالی ایران با جمهورﻯ تركمنستان را تشكیل میدهد. این سرزمین به تنهائی مساحتی برابربا مساحت هفتاد كشور مستقل جهان را دارا بوده و برابر با نیمی از خاك كشورهایی چون، دانمارك، سوئیس و هلند در اروپاﻯ مركزﻯ میباشد.ر

این منطقه، حاصل تقسیم غیر قانونی سرزمین واحد ملت تركمن، بدو قسمت شمالی و جنوبی در بیستم سپتامبر سال ١٨٨١ میلادﻯ، از طرف روسیه تزارﻯ و دولت مركزﻯ ایران با وساطت و رضایت امپراطوریهاﻯ استعمارگر آندوره ودر راستاﻯ تعقیب منافع آنها درآسیاﻯ مركزﻯ و هند شرقی میباشد.ر

منطقه تركمنستان جنوبی و یا ایران، دو ناحیه آب و هوایی و سطح رشد اقتصادﻯ و تمایزات معیشتی را در برمیگیرد. ناحیه شمالی آن كه ازمنطقه سرخس و با در برگرفتن كوهپایه هاﻯ كؤپت داغ، آغاز میگردد، ظاهراً منطقه اﻯ ا ست نیمه خشك كوهپایه اﻯ و استپی و صحرائی، با شوره زارهاﻯ وسیع. اما، در اصل وسیع ترین مراتع و بزرگترین مزارع كشت د یمی، بویژه گندم و معادن زیر زمینی در آن واقع شده و این ناحیه، همچون سرزمین طلائی تا دریاﻯ خزرامتداد یافته و با در گرفتن بخش بزرگی از خلیج اِ سن قلی، از طریق دریاﻯ خزر به مرزهاﻯ آبی كشور تركمنستان و جمهورﻯ آذربایجان محدود میشود.ر

ناحیه جنوبی این سرزمین نیز كه از مرز استان سابق مازندران ("گلستان") فعلی، با دربرگرفتن استان خراسان شمالی آغاز و همانند نوارﻯ وسیع و مخملی سبز، با غنی ترین خاك در ایران كه بیش از ٤٠ نوع محصولات كشاورزﻯ درآن بعمل میآید، با در برگرفتن خلیج گرگان در دریاﻯ خزر و شبه جزیره مال آشار، تا شمال شهر قدیمی اشرف و یا بهشهر فعلی از طریق این شبه جزیره امتداد یافته و به آبهاﻯ فرح آباد سارﻯ، مركز استان مازندران در دریاﻯ خزر محدود میگردد.ر

ایندو ناحیه از یك سرزمین واحد، بهمراه بخش مهمی ازنگین آسیاﻯ مركزﻯ، دریاﻯ خزر، سرزمین اصلی و باستانی تركمنهاﻯ جنوبی بشمار میرود كه آخرین داده هاﻯ باستانشناسی بر مالكیت تركمنها، در حداقل شش هزار سال قبل از میلاد برآن، مهر تأئید گذاشته است. مالكیت حقوقی ارضی كه بارها و بارها در طول تاریخ از طرف مهاجمین بیگانه مورد حملات خونین، براﻯ غضب و تجزیه آن قرار گرفته و یا از طرف حكومتهاﻯ مركزﻯ شوونیست وقت در ایران، براﻯ تغییر تركیب جمعیت و هویت تركمنی آن سعی وافرﻯ از طریق كوچانیدن اجبارﻯ تركمنها از آن به دیگرمناطق ایران، همراه با مهاجرت دادن ملتهایی دیگر به این سرزمین شده و میشود

حقیقت

مستخدمین دستگاه فاشیسم قبیله

مخالفت ترکمانها با تصویب قانون شوراهای استانی اقلیم کردستان در مجلس عراق *****جبهه ترکمانی کرکوک ضمن مخالفت با تصویب قانون شوراهای استانی اقلیم کردستان در مجلس عراق، آنرا مغایر با قانون اساسی کشور دانست و خواستار لغو یا اصلاح آن شد.به گزارش اؤیرنجی سسی جبهه ترکمانی با انتقاد از کمیسیون انتخابات پارلمانی اقلیم کردستان در مجلس نمایندگان عراق گفت: درکوتاهترین زمان ممکن این موضوع را به دادگاه فدرال عراق به منظور لغو یا بازنگری و انجام اصلاحاتی در آن ارجاع خواهد کرد.

ارشد صالحی، نماینده جبهه ترکمانی در مجلس عراق نیز در مصاحبه با مداپرس گفت: اقدام مجلس نمایندگان عراق در تصویب قانون وِیژه اعطای صلاحیت به استانهای غیر متمرکز در اقلیم کردستان عراق با اصول قانون اساسی این کشور مغایر است و نقض ماده ۱۲۵ این قانون به شمار می رود و از بی توجهی به نقش تشکل های قومی در شهرهای عراق حکایت دارد.
صالحی افزود: ما اکنون قصد داریم این مسئله را به دادگاه فدرال عراق برای لغو این مصوبه یا بازنگری و اصلاح آن درکوتاهترین زمان ممکن ارجاع دهیم.
ارشد صالحی همچنین کمسیون اقلیم ها در مجلس عراق را به سوء استفاده از شرایط موجود برای تصویب این قانون بدون مشورت با تشکل های نژادی و دیگر اقلیت ها در عراق متهم کرد.
ماده ۱۲۵ قانون اساسی عراق بر تضمین حقوق اداری،سیاسی، فرهنگی و آموزشی قومیت های مختلف ترکمان و کلدانی ها و آشوری ها و سایر تشکل های قومی صراحت دارد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 52 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس