خوشحالم که امروز در جمع شما حضور دارم و می توانم با کمال افتخار بگویم که تاکنون چنین جمعیت مشتاقی را یکجا برای شنیدن شعر در هیچ کجای دنیا ندیده ام. مدجین از این لحاظ برای من فراموش نشدنی ست و باید آن را پایتخت شعر یا یکی از پایتخت های مهم شعر جهان نامید.
دوستان، همکاران و علاقمندان شعر؛
من از کشوری آمده ام که نامش افغانستان است. سرزمینی که مردمش مانند شما از انواع جنایات رنج برده و متاسفانه این جنایات به شکل سیستماتیک آن همچنان ادامه دارد.
زمانی اگر اینجا کشتارهای سیستماتیک، راسیسم و تبعیض نژادی وجود داشت، در سرزمین من پادشاهان افغان هزاران تن از مردم مرا مانند برده فروختند، دست به قتل عام و ژنوساید زدند، مردم مرا مجبور کردند که از خانه و کاشانه خود بگریزند، خانه و کاشانه آنان غارت و ویران شد و زمین هایشان به دستور شاهان افغان غصب و به سربازان متجاوز و اشغالگر آنان داده شد. اگر در چند دهه اخیر ایالات متحده آمریکا نقش حامی متجاوزین به حقوق شما را بر عهده داشت، در سرزمین من، بریتانیا از جنایتکاران افغان دفاع می کرد و جنایتکاران افغان با سلاح و حمایت مادی و معنوی بریتانیا جنایات سیستماتیک را علیه مردم من مرتکب می شدند.
دوستان عزیز،
سیاست مداران و رسانه های غرب علاقمند هستند تا تاریخ شروع جنگ در افغانستان را از زمان به قدرت رسیدن گروه های طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان معرفی کنند. برای همین همیشه در رسانه های غرب می خوانیم که دوران جنگ را سی سال معرفی می کنند. این نوع تبلیغات در حقیقت برخواسته از رویارویی قدرت ها در جریان جنگ سرد است. در این سرزمین که نامش افغانستان گذاشته شده، قرن هاست که جنگ در جریان است و بواقع دوزخ روی زمین می باشد. قرن هاست که در این سرزمین مردمش سرکوب شده و فرهنگ و تمدن آن تخریب و تاریخ آن جعل می شود. جریان راسیسم افغان که زمانی در حدود سال های 1933 تلاش های وسیعی را برای پیوند با نازیسم در آلمان داشت، جنایاتی به مراتب شدید تر از نازیست ها در سرزمین من انجام داده اند.
بگذارید برای شما نمونه ای بیاورم.
خبرنگار تایمز در کلکته در اکتبر 1893 گزارش می دهد که پادشاه افغان، ده هزار تن از اسیران مردم هزاره را به عنوان برده فروخت.
درست یکسال پیش از آن گزارش می شود که پادشاه افغانستان وعده ی گرفتن زمین های مردم هزاره و دادن آن را به سربازان افغان می دهد.
در همان دهه آخر دو قرن پیش، پادشاه وقت افغان بیش از 60 درصد مردم مرا قتل عام کرد و زمین های غصب شده قربانیان را به سربازان خود داد.
درست پس از یک قرن عده ای جنایتکار، کاملا مسلحانه به خانه و کاشانه من حمله کرده، غارت کرده و غصب کرده و ده ها هزار تن از مردم مرا بی خانمان می کنند و ادعا می کنند که زمین های مردم مرا پادشاهان افغان به آنان بخشیده اند. در جایی که باید این جنایات و حملات و ادعاها سند جرم شمرده شده و مورد بازخواست قانون و عدالت باشد، دولت افغانستان از آن حمایت کامل کرده و جامعه ی جهانی نیز در مقابل این جنایات سیستماتیک کاملا بی تفاوت است.
پادشاه وقت افغانستان بر اساس راسیسم و با استفاده از احساسات قبیله ای و دین دست به چنین جنایاتی زده بود و حدود یک قرن پس از آن همین حادثه در وسعت دیگری توسط طالبان و باز هم بر اساس راسیسم در نقطه نقطه افغانستان تکرار شد. به گزارش های نهادهای بین المللی حقوق بشر نگاهی بیاندازید. جنایتکاران افغان در رژيم امارت اسلامی طالبان در گوشه گوشه ی افغانستان دست به کشتار سیستماتیک مردم من زد. در شمال افغانستان در شهر مزار شریف، در چند روز بیش از هشت هزار تن از مردم من کشته شدند. جنایتکاران افغان، با کافر خواندن مردم من، دین و راسیسم را با هم ترکیب کرده و این جنایات را در بامیان، یکاولنگ و نقاط دیگر ادامه دادند.
مردم من و مردم آمریکای لاتین شباهت های بسیار زیادی با یکدیگر دارند. ولی با این وجود هیچ اطلاع درستی از هم ندارند و خوشحالم که من اینجا هستم تا نخستین ارتباط را چه با ادبیات و چه حقوق بشر در این پایتخت شعر آمریکا برقرار کنم.
در چند روزی که در شهر مدجین بسر می برم، با شاعران، علاقمندان شعر و خبرنگاران مختلف آمریکای لاتین برخورد داشتم. بیشتر آنان افغانستان پس از رژيم جنایتکاران طالب را افغانستانی آزاد می پندارند و رژيم فاسد و مافیایی حامد کرزی را طرفدار آزادی. متاسفانه تبلیغات رسانه های غربی و دروغ پردازی های سیاستمداران غربی باعث شده تا افکار عمومی جهان معلومات نادرستی از افغانستان داشته باشند.
رژيم کنونی افغانستان که در راس آن یک رييس جمهور غیر قانونی قرار دارد رژيمی ست که بر بنیاد راسیسم فعالیت می کند و ارتباط مستقیم و هماهنگی با جنایتکاران طالب و سایر گروه های تروریستی دارد.
همین امروز شنیدم که جنایتکاران در جنایتی تازه به کودکان سرزمینم در غزنی حمله ور شده اند. چند روز قبل از آن در دایکندی به کودکان وطنم حمله کردند و پیش از حدود یکماه پیش در بامیان. جنایتکاران طالب و حامیان دولتی آنان بصورت برنامه ریزی شده، پایه های دگرگونی و تحول در افغانستان را هدف قرار داده اند، روزی در کابل جنایت مرتکب می شوند، روزی دیگر در ولایت هرات، روزی در قندوز، روزی دیگر در میدان. ارگ ریاست جمهوری افغانستان در کابل به مرکز عمده ی ترويج تروریزم و رهبری خشونت در نقاط مختلف افغانستان تبدیل شده است.
اگر در کلمبیای یک دهه پیش شما شاهد بمب گذاری های مختلف در شهر مدجین بوده اید و هر روز خبر کشته شدن جوان یا نوجوانی را در گوشه ای از این شهر می شنیدید، امروز در افغانستان همان جنایات در وسعت و اندازه بزرگتر توسط جنایتکاران افغان دنبال می شود. هر روز ما شاهد کشته شدن ده ها تن در افغانستان هستیم.
چهره ای که از افغانستان در آمریکای لاتین و بخش های دیگر جهان تبلیغ می شود، چهره ای کاملا دروغین است. رژيم حامد کرزی بصورت مستقیم در جنایاتی مانند کوچ اجباری و تبعیض دست دارد. بنیادگراترین عناصر در راس ادارات دولتی قرار داده شده اند. کلیدی ترین پست های دولتی در اختیار عده ای نژادپرست است که ارتباط مستقیم با گروه های تروریستی مانند طالبان دارند و خشونت را علیه مردم من رهبری می کنند. مردم من هر روز شاهد جنایات جنایتکاران افغان به شکل های مختلف مانند کوچ اجباری، تبعیض، حملات انتحاری، انفجار و مسدود کردن راه ها هستند و از آن رنج می برند. اما حامیان دولتی این جنایتکاران به شمول حامد کرزی تمام تلاش های خود را بکار بسته اند تا دوباره آنان به قدرت بازگردند. اگر ده سال پیش سیاستمداران افغان برای بدست آوردن امتیازات و امکانات بیشتر برای خود و جریان قبیله ای که متعلق به آن هستند، خود را مخالف سرسخت تروریزم جا زده اند، امروز آن ها هر کدام بر ارتباط بیشتر و مستقیم تر با تروریستان افغان تبلیغات کرده و وحشت طالبانی را به جریانی مردمی تشبیه می کنند. برای خارج کردن آنان از فهرست سیاه سازمان ملل کوشش می کنند و خلاف خواست نهادهای حقوق بشر برای محاکمه آنان، هر روز ترتیبات تازه ای را برای مشروع جلوه دادن آنان روی دست می گیرند.
اشغالگران افغان در چند قرن اخیر تا توانسته اند اختلاف بین گروه های قومی را با جنایاتی سیستماتیک در افغانستان گسترش داده اند تا قدرت بیشتری بدست آورند و زمین بیشتری غصب کنند و زندگی قبیله ای را که در آن همواره حقوق زنان و کودکان نقض می شود گسترش دهند.
چپاول دارایی مردم و تجارت مواد مخدر از نمونه های بارز دیگری ست که رژيم حامد کرزی مانند سایر حکومت های قبیله گرای پیش از وی، در آن نقش اساسی دارد. به جرات می توانم بگویم که سرزمین من زخمی ترین سرزمین در این کره ی خاکی می باشد. تروریست های افغان و حامیان دولتی آن چنان وضعیتی بوجود آورده اند که این سرزمین به مرز تجزیه کشیده شده است. مردمی که تمدن و فرهنگ، زندگی آرام و آزاد می خواهند امروز از خود می پرسند که آيا واقعا می توان با کسانی که دانش آموزان را هدف قرار می دهند، روی آنان اسید می پاشند، مکاتب را آتش می زنند، کتاب نابود می کنند و زن را موجودی جز انسان می دانند و با حیوان بارکش عوض می کنند و راسیسم را مانند یک سیاست پایدار دنبال می کنند، زندگی آرامی داشت.
در افغانستانی که چهره ای دروغین از آن در غرب ساخته شده، سانسور و سرکوب به شدت بیداد می کند. بیش از 20 روزنامه نگار در ده سال اخیر در این کشور کشته شده اند، ده ها خبرنگار ربوده شده، زندانی شده و مورد لت و کوب، توهین و تحقیر قرار گرفته اند. دستگاه های دولتی و متحدان طالب آنان و جنگ سالاران محلی به شدت در این نوع سرکوب ها دست دارند. نیروهای بین المللی که ادعای محافظت از جان شهروندان این سرزمین را دارند، علاوه بر اینکه بارها خبرنگاران را بازداشت کرده و در محدود کردن معلومات دست دارند، جنایات جنگی را مرتکب می شوند.
نبود دولت ملی و اختلافات شدید و عمیق باعث شده که نتوان از فرصت های بدست آمده در چند سال اخیر استفاده ای به نفع مردم کرد. حامد کرزی و تیم قبیله گرای او تا توانسته برای اختلاف بیشتر در افغانستان تلاش کرده و با گماردن چند فرصت طلب از گروه های قومی مختلف در کنار خود، چهره ای دروغین از ملی بودن معرفی می کند.
دوستان، علاقمندان شعر و همکاران عزیز،
با وجود همه ی این جنایات ادامه دار، نسل جدید مردم من بر روشنگری تاکید می کند. آگاه شدن و آگاه کردن. اگر حکومت کرزی تبعیض سیستماتیک علیه مردم من بکار می برد و هیچ نوع خدمات عمومی برای آنان در نظر گرفته نمی شود و در بودجه ملی کمتر از دو درصد نصیب آنان می شود، اما مردم من در فضای باز یا در خانه های تاریک و نمور، ترجیح می دهد که مکتبی بسازند و کودکان درس بخوانند. همین ریشه دواندن آگاهی امیدوار کننده است، هر چند که جنایتکاران افغان و حامیان دولتی آن، در صدد نابودی همین تلاش های مردمی هستند.
امروز دیگر یک قرن و دو قرن پیش نیست که همراه جنایت، تاریخ، گذشته و فرهنگ ما را جعل کنند.
ما امروز می دانیم که چه بر سر ما گذشته و برای گسترش آگاهی می کوشیم. جلوگیری از بازسازی درست و واقعی تاریخ، همراه با فراز و فرودهای آن و درک شرایط کنونی اجتناب ناپذیر است. این شناخت و آگاهی برای مبارزه ای هماهنگ تر و اصولی تر بسیار کمک خواهد کرد.
امیدوارم اگر دوباره روزی به مدجین بازگشتم، خبرهای خوبی از مردمم برای شما داشته باشم.
نظرات
33 دیدگاهسخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
كرجه انجه كه كزشته است و انجراكه اقاى مير هزار بر شمرده از كاو غدود است.ولى باز هم خيلى تكاندهنده است.كامران مير هزار با شجاعت و متانت تام برده از روى جنايات حكام جابر بشتون بر داشت.او براى اولين بار از يك تريبيون بين المللى اعلان كرد كه به اين شكل درين كشور كه به دوزخ شباهت دارد,زندكى ممكن نيست.به اين شكل اقوام كشور نميتوانند باهم زنكى كنند.اين جه زندكيست كه بنام كوجى قوم بشتون مسلح تا دندان بيايد و حمام خون بر با كند بر انان نيكه سلاح ندارند و يك زندكى بخور نمير دارند و درين كشور هيج جايي براى شان نيست.در ادارات دولتى براى شان كسى راه نميدهد,در كار دولتى و نظامى انها را كسى اجازه نميدهد در حاليكه انها قوانين بر تبغيض فاشيستى را هم مرا عات ميكنند.اين نه تنها برادران هزاره ما در عزاب هستند بلكه همه اقوام كشور در رزيم قبيلوى تك قومى فاشيستى ,ميسوزند.از طالع بد ما اين به استيلا جامعه جهانى امد تمام زمام امورات كشور را,تمام ادارات تصميم كيرى راو تمام وزارت هاى كليدى را به يك قوم تسليم كرد,با تقلب رييس جمهور در كرسى نشست كه امروز در كشور بحران ميافريند.اين رييس جمهور از جانب بست ترين و متعصب ترين فاشيستان قبيله محاصره شده و يا او خودش به كرد خود جمع كرده و كشور را به قهقرا ميبرد.وضع روز به روز خراب و خرابتر ميشود,رابطه و زد وبند كرزى با خونخوار ترين افراد مانند طالب و حكمتيار ,افشا ميكردد.
اين رييس اوغان ملتى بشتون تمام سروت و ميليارد ها دلر را به تبار مزخرف خود داد و نيست و نا بود كرد.از باز سازى در منا طق غير بشتون خبرى نيست كه نيست.ما از بيا نيه مير هزار عزيز بشتيبانى ميكنيم او از دل ما حرف زده و حرف ما را به جهانيان رسانيده است.
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
Dear Karwan Mir Hazar
All justice seeking, freedom loving and truth loving people love you, respect you and are behind you and supporting you
You are a great as well as a BRAVE young scholar and activist
As an indigenous Herati Tajik - I have a great respect for you
You said nothing but a sheer facts or a bitter truth and hurt the tribal criminals and fascists those running dogs outsiders.
God Bless You
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
شما در تمام قوم اوغان اگر یک ادمی را پیدا کردید که زره ای احساس انسانی داشت ما ملامت.اخر قومی که هنوز کوچی است دیگران را بی وطن میداند!ورودقبایل افغان در خراسان داستان غم انگیز غروب بی برگشت افتاب است.چیره شدن سیاهی بر روشنایست.اینست که دیگر همه چیز مرده است.نه شعری نه شعوری نه تمدنی نه شگوفایی.انسان که دردامن فرهنگ ضد انسانی قبیله بار می اید مانن همین پوپل است که هرچند در امریکا زندگی میکند اما یک ملا عمر نا بکار است که فرصت ویرانگری نیافته است!احمد شاه ابدالی که پدر قبیله خوانده میشود دراصل نوکر دشمانا قبیله بود مگر اوغانها از نادانی اورا باب میگویند.منظور از از نوکری دربار نادر افشا ر است که اوغانها را سرکوب کرد واز اصفهان بیرون.اما احمدشاه نوکر اوبود.
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
اين سر بريدن هاى اين قوم جنايت كار و انهم با قوله هاى مانند بد ترين حيوان روى زمين و از دهن كثيف اين طور وحشى هاى كافر و انسان نما كلمه الله اكبر در كوش انسان مانند هنك خر ميايد.براى بنده اين كله انقدر خشن شده كه قريب است كه شنيدن ان نفرت دارم.
زيرا بارها ديدم كه سر انسان را با كارد ميبرند و الله اكبر ميكويند.من نفرت به اين الله اكبر ميفرستم,كه عربستان سعودى حامى طالب خاموش است و يا هم موافق است.
زن را سنكسار كردند با قوله هاى الله اكبر خاك بر سر شما و بر اين الله اكبر كه شما را تحمل ميكند.جطور زمين جاك نميشود و شما كثيفان ملعون را در بطن خود فرو نميبرد.مرك براين قبيله و حشى و اين الله اكبر.
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
امروز اين قوم جنايت بيشه شش نفر ماين باك بيجا ره را سر بريدند.
لعنت خدا براين وحشى ها و خوك هاى وحشى.اينها از دين اسلام برى زرواتيف جوركرده اند.
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
ای غولان وحشی بیاییدانسان شوید جامهءجهالت بدریدزخویش مثل مایان شوید
تاریخ جعل،پته خزانه جعل ورهبر تان جعل سر به گریبان کرده شرمنده وجدان شوید
اینقدر اکثریت واقلیت گفتن ز چیست؟ اقلیت میشوید گر جدا ز شتران شوید
منطق قبیله انتحار تنها زورگویی است وبس
از این فاشیستان افغان ذلتی شما انتظار انرا نداشته باشید که احمدابدالی و فرزندات خلف جنایتکار وی را مورد نقد قرار بدهند. اینها ان قوم یاجوج ماجوج هستند که دشمنی با روشنایی, علم و معرفت دارند. دین اینها پشتونوالی است و محوطفه فکری انها از قبیله شان بیرون نمیرود.
اینها کسانانی هستند که در جناح طالبان وحشی ترین وبدوی ترین گروه را درجهان تشکیل داده اند و دیگران شان که نکتایی بسته میکنند و در زیر لوای افغان ذلت (= افغان ملت) گرد هم امده اند علمبردار فاسدترین کشور درجهان هستند که فساد اداری ان رتبه اول در جهان را دارد و کشور ایشان اضافه از 95 فیصد تریاک جهان را تولید میکند.
به اینها میتوان قوم انتحار, قبیله تریاک, و قوم مکتب سوز وزن فروش خطاب کرد. تا که ما حساب خودرا از اینها جدا نکنیم ما با این بدبختی ها خواهیم بود. یگانه راه حل تجزیه این کشور است تا بعضی ها بتوانند در طبیله بنام افغانستان که باشنده های ان افغانها باشند زندگی کنند
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
فریبا مرده دل
هر عقده ای که داری بر فرق مخالفین قبیلوی ات بشکن، اما در مورد مقدسات دینی دهانت را ببند و گند میفشان که الله و اسلام مربوط قبیله و کیش خاص نیست.
لطف نموده دامن خرچمی ات را بالا نکن!
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
الله اکبر بدون طالب، بدون ملا، بدون حملات استشهادی (انتحار)، بدون ضدیت با مکتب و انسان فروشی چی مفهومی دارد؟
این وضعیت ناشی از طبعیت پشتون ها نه بلکه محصول سم پاشی اعراب است که مظاهر کنونی اش القاعده، وهابی، طالب و احزاب جهادی افغانستان (با سیاهکاری های دهه هفتاد شان) در افغانستان و ولایت مطلقه ی آدمخوار در تهران می باشند.
همه ی افغانها می توانند انسان های دلخواهی باشند که در پی یافتن شان هستیم مشروط به آنکه در محیط انسانی و مدرسه ی انسانی تربیت شوند و با معلمی از نوع انتحارگر، رییس قبیله ی از نوع دختر فروش، مبلغانی از نوع طالب و مجاهد مواجه نباشند.
بجان هم نزنید. به فرهنگ، دین و برداشت های تحمیلی بپردازید که بیش از هزار سال شما را به زنجیر کشیده است.
پشتون، هزاره، ازبک، تاجیک و پشه ای ندارد. این فرهنگ از میانه همه ی این اقوام هیولاهای وهشتناکی تربیت کرده است.
اگر جرئت دارید خود را ازین زنجیر رها کنید.
خدمت آقای ندا شامخ !
آقای ندا شامخ ! اگر در تابلوی دانشگاه ها ، بیمارستانها ، موسسات عام المنفعه ، فابریکات تولیدی مانند برق ، نساجی ، سیلو ، تعمیرات وخانه سازی ( الله و اکبر ) بنویسیم الحق که ما میتوانیم به ادا و مفهوم این واژه افتخار نمائیم و به دهن مخالفان عقیده وی خویش بکوبیم . اما اگر در موقع جنایات ضد انسانی خویش از آن استفاده ابزاری ببریم باور داشته باشید که مردم به دهن ما می کوبند و چنان هم میکوبند که حتی موقع گفتن ( ببخشید ، غلط کردیم !!) را هم پیدا نخواهیم کرد . جالب و قابل تأمل اینست که در امارات متحده و سعودی و دیگر کشور های دین فروش هیچگاهی با نعرۀ این کلمه سر نمی برند ، مکتب نمی سوزانند و انتحار نمی کنند . برعکس در تابلو های کاباره و آسمان خراشهای خویش مینویسند الله و اکبر ! آیا شما متوجه شده اید ؟ استفاده این یک واژه در دو مقام . امید به اصل پیامم رسیده باشید . مزاری
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
جناب مزاری
همچنان که استفاده ابزاری از الله اکبر را از طرف تاجران و تیکه داران دین مردود میشمارم، توهین به آن را نیز از طرف عقده مندان معلوم الحال رد مینمایم.
سخنان کامران میرهزار در گردهمایی بزرگ شاعران جهان در شهر مدجین کلمبیا
thanks mer hazar i wish you be succsesss alll time thats the truth any thig you said i strongly suporting youuu
all the best
سخنرانی کامران میرهزار در گردهمایی بزرگ شاعران جهان در شهر مدجین کلمبیا
درود بر مرد آزادی حماسه و شعر کامران میرهزار