رفتن به محتوای اصلی
سخنرانی کامران میرهزار در گردهمایی بزرگ شاعران جهان در شهر مدجین کلمبیا

سخنرانی کامران میرهزار در گردهمایی بزرگ شاعران جهان در شهر مدجین کلمبیا

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

خوشحالم که امروز در جمع شما حضور دارم و می توانم با کمال افتخار بگویم که تاکنون چنین جمعیت مشتاقی را یکجا برای شنیدن شعر در هیچ کجای دنیا ندیده ام. مدجین از این لحاظ برای من فراموش نشدنی ست و باید آن را پایتخت شعر یا یکی از پایتخت های مهم شعر جهان نامید.

دوستان، همکاران و علاقمندان شعر؛

من از کشوری آمده ام که نامش افغانستان است. سرزمینی که مردمش مانند شما از انواع جنایات رنج برده و متاسفانه این جنایات به شکل سیستماتیک آن همچنان ادامه دارد.

زمانی اگر اینجا کشتارهای سیستماتیک، راسیسم و تبعیض نژادی وجود داشت، در سرزمین من پادشاهان افغان هزاران تن از مردم مرا مانند برده فروختند، دست به قتل عام و ژنوساید زدند، مردم مرا مجبور کردند که از خانه و کاشانه خود بگریزند، خانه و کاشانه آنان غارت و ویران شد و زمین هایشان به دستور شاهان افغان غصب و به سربازان متجاوز و اشغالگر آنان داده شد. اگر در چند دهه اخیر ایالات متحده آمریکا نقش حامی متجاوزین به حقوق شما را بر عهده داشت، در سرزمین من، بریتانیا از جنایتکاران افغان دفاع می کرد و جنایتکاران افغان با سلاح و حمایت مادی و معنوی بریتانیا جنایات سیستماتیک را علیه مردم من مرتکب می شدند.

دوستان عزیز،

سیاست مداران و رسانه های غرب علاقمند هستند تا تاریخ شروع جنگ در افغانستان را از زمان به قدرت رسیدن گروه های طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان معرفی کنند. برای همین همیشه در رسانه های غرب می خوانیم که دوران جنگ را سی سال معرفی می کنند. این نوع تبلیغات در حقیقت برخواسته از رویارویی قدرت ها در جریان جنگ سرد است. در این سرزمین که نامش افغانستان گذاشته شده، قرن هاست که جنگ در جریان است و بواقع دوزخ روی زمین می باشد. قرن هاست که در این سرزمین مردمش سرکوب شده و فرهنگ و تمدن آن تخریب و تاریخ آن جعل می شود. جریان راسیسم افغان که زمانی در حدود سال های 1933 تلاش های وسیعی را برای پیوند با نازیسم در آلمان داشت، جنایاتی به مراتب شدید تر از نازیست ها در سرزمین من انجام داده اند.

بگذارید برای شما نمونه ای بیاورم.

خبرنگار تایمز در کلکته در اکتبر 1893 گزارش می دهد که پادشاه افغان، ده هزار تن از اسیران مردم هزاره را به عنوان برده فروخت.

درست یکسال پیش از آن گزارش می شود که پادشاه افغانستان وعده ی گرفتن زمین های مردم هزاره و دادن آن را به سربازان افغان می دهد.

در همان دهه آخر دو قرن پیش، پادشاه وقت افغان بیش از 60 درصد مردم مرا قتل عام کرد و زمین های غصب شده قربانیان را به سربازان خود داد.

درست پس از یک قرن عده ای جنایتکار، کاملا مسلحانه به خانه و کاشانه من حمله کرده، غارت کرده و غصب کرده و ده ها هزار تن از مردم مرا بی خانمان می کنند و ادعا می کنند که زمین های مردم مرا پادشاهان افغان به آنان بخشیده اند. در جایی که باید این جنایات و حملات و ادعاها سند جرم شمرده شده و مورد بازخواست قانون و عدالت باشد، دولت افغانستان از آن حمایت کامل کرده و جامعه ی جهانی نیز در مقابل این جنایات سیستماتیک کاملا بی تفاوت است.

پادشاه وقت افغانستان بر اساس راسیسم و با استفاده از احساسات قبیله ای و دین دست به چنین جنایاتی زده بود و حدود یک قرن پس از آن همین حادثه در وسعت دیگری توسط طالبان و باز هم بر اساس راسیسم در نقطه نقطه افغانستان تکرار شد. به گزارش های نهادهای بین المللی حقوق بشر نگاهی بیاندازید. جنایتکاران افغان در رژيم امارت اسلامی طالبان در گوشه گوشه ی افغانستان دست به کشتار سیستماتیک مردم من زد. در شمال افغانستان در شهر مزار شریف، در چند روز بیش از هشت هزار تن از مردم من کشته شدند. جنایتکاران افغان، با کافر خواندن مردم من، دین و راسیسم را با هم ترکیب کرده و این جنایات را در بامیان، یکاولنگ و نقاط دیگر ادامه دادند.

مردم من و مردم آمریکای لاتین شباهت های بسیار زیادی با یکدیگر دارند. ولی با این وجود هیچ اطلاع درستی از هم ندارند و خوشحالم که من اینجا هستم تا نخستین ارتباط را چه با ادبیات و چه حقوق بشر در این پایتخت شعر آمریکا برقرار کنم.

در چند روزی که در شهر مدجین بسر می برم، با شاعران، علاقمندان شعر و خبرنگاران مختلف آمریکای لاتین برخورد داشتم. بیشتر آنان افغانستان پس از رژيم جنایتکاران طالب را افغانستانی آزاد می پندارند و رژيم فاسد و مافیایی حامد کرزی را طرفدار آزادی. متاسفانه تبلیغات رسانه های غربی و دروغ پردازی های سیاستمداران غربی باعث شده تا افکار عمومی جهان معلومات نادرستی از افغانستان داشته باشند.

رژيم کنونی افغانستان که در راس آن یک رييس جمهور غیر قانونی قرار دارد رژيمی ست که بر بنیاد راسیسم فعالیت می کند و ارتباط مستقیم و هماهنگی با جنایتکاران طالب و سایر گروه های تروریستی دارد.

همین امروز شنیدم که جنایتکاران در جنایتی تازه به کودکان سرزمینم در غزنی حمله ور شده اند. چند روز قبل از آن در دایکندی به کودکان وطنم حمله کردند و پیش از حدود یکماه پیش در بامیان. جنایتکاران طالب و حامیان دولتی آنان بصورت برنامه ریزی شده، پایه های دگرگونی و تحول در افغانستان را هدف قرار داده اند، روزی در کابل جنایت مرتکب می شوند، روزی دیگر در ولایت هرات، روزی در قندوز، روزی دیگر در میدان. ارگ ریاست جمهوری افغانستان در کابل به مرکز عمده ی ترويج تروریزم و رهبری خشونت در نقاط مختلف افغانستان تبدیل شده است.

اگر در کلمبیای یک دهه پیش شما شاهد بمب گذاری های مختلف در شهر مدجین بوده اید و هر روز خبر کشته شدن جوان یا نوجوانی را در گوشه ای از این شهر می شنیدید، امروز در افغانستان همان جنایات در وسعت و اندازه بزرگتر توسط جنایتکاران افغان دنبال می شود. هر روز ما شاهد کشته شدن ده ها تن در افغانستان هستیم.

چهره ای که از افغانستان در آمریکای لاتین و بخش های دیگر جهان تبلیغ می شود، چهره ای کاملا دروغین است. رژيم حامد کرزی بصورت مستقیم در جنایاتی مانند کوچ اجباری و تبعیض دست دارد. بنیادگراترین عناصر در راس ادارات دولتی قرار داده شده اند. کلیدی ترین پست های دولتی در اختیار عده ای نژادپرست است که ارتباط مستقیم با گروه های تروریستی مانند طالبان دارند و خشونت را علیه مردم من رهبری می کنند. مردم من هر روز شاهد جنایات جنایتکاران افغان به شکل های مختلف مانند کوچ اجباری، تبعیض، حملات انتحاری، انفجار و مسدود کردن راه ها هستند و از آن رنج می برند. اما حامیان دولتی این جنایتکاران به شمول حامد کرزی تمام تلاش های خود را بکار بسته اند تا دوباره آنان به قدرت بازگردند. اگر ده سال پیش سیاستمداران افغان برای بدست آوردن امتیازات و امکانات بیشتر برای خود و جریان قبیله ای که متعلق به آن هستند، خود را مخالف سرسخت تروریزم جا زده اند، امروز آن ها هر کدام بر ارتباط بیشتر و مستقیم تر با تروریستان افغان تبلیغات کرده و وحشت طالبانی را به جریانی مردمی تشبیه می کنند. برای خارج کردن آنان از فهرست سیاه سازمان ملل کوشش می کنند و خلاف خواست نهادهای حقوق بشر برای محاکمه آنان، هر روز ترتیبات تازه ای را برای مشروع جلوه دادن آنان روی دست می گیرند.

اشغالگران افغان در چند قرن اخیر تا توانسته اند اختلاف بین گروه های قومی را با جنایاتی سیستماتیک در افغانستان گسترش داده اند تا قدرت بیشتری بدست آورند و زمین بیشتری غصب کنند و زندگی قبیله ای را که در آن همواره حقوق زنان و کودکان نقض می شود گسترش دهند.

چپاول دارایی مردم و تجارت مواد مخدر از نمونه های بارز دیگری ست که رژيم حامد کرزی مانند سایر حکومت های قبیله گرای پیش از وی، در آن نقش اساسی دارد. به جرات می توانم بگویم که سرزمین من زخمی ترین سرزمین در این کره ی خاکی می باشد. تروریست های افغان و حامیان دولتی آن چنان وضعیتی بوجود آورده اند که این سرزمین به مرز تجزیه کشیده شده است. مردمی که تمدن و فرهنگ، زندگی آرام و آزاد می خواهند امروز از خود می پرسند که آيا واقعا می توان با کسانی که دانش آموزان را هدف قرار می دهند، روی آنان اسید می پاشند، مکاتب را آتش می زنند، کتاب نابود می کنند و زن را موجودی جز انسان می دانند و با حیوان بارکش عوض می کنند و راسیسم را مانند یک سیاست پایدار دنبال می کنند، زندگی آرامی داشت.

در افغانستانی که چهره ای دروغین از آن در غرب ساخته شده، سانسور و سرکوب به شدت بیداد می کند. بیش از 20 روزنامه نگار در ده سال اخیر در این کشور کشته شده اند، ده ها خبرنگار ربوده شده، زندانی شده و مورد لت و کوب، توهین و تحقیر قرار گرفته اند. دستگاه های دولتی و متحدان طالب آنان و جنگ سالاران محلی به شدت در این نوع سرکوب ها دست دارند. نیروهای بین المللی که ادعای محافظت از جان شهروندان این سرزمین را دارند، علاوه بر اینکه بارها خبرنگاران را بازداشت کرده و در محدود کردن معلومات دست دارند، جنایات جنگی را مرتکب می شوند.

نبود دولت ملی و اختلافات شدید و عمیق باعث شده که نتوان از فرصت های بدست آمده در چند سال اخیر استفاده ای به نفع مردم کرد. حامد کرزی و تیم قبیله گرای او تا توانسته برای اختلاف بیشتر در افغانستان تلاش کرده و با گماردن چند فرصت طلب از گروه های قومی مختلف در کنار خود، چهره ای دروغین از ملی بودن معرفی می کند.

دوستان، علاقمندان شعر و همکاران عزیز،

با وجود همه ی این جنایات ادامه دار، نسل جدید مردم من بر روشنگری تاکید می کند. آگاه شدن و آگاه کردن. اگر حکومت کرزی تبعیض سیستماتیک علیه مردم من بکار می برد و هیچ نوع خدمات عمومی برای آنان در نظر گرفته نمی شود و در بودجه ملی کمتر از دو درصد نصیب آنان می شود، اما مردم من در فضای باز یا در خانه های تاریک و نمور، ترجیح می دهد که مکتبی بسازند و کودکان درس بخوانند. همین ریشه دواندن آگاهی امیدوار کننده است، هر چند که جنایتکاران افغان و حامیان دولتی آن، در صدد نابودی همین تلاش های مردمی هستند.

امروز دیگر یک قرن و دو قرن پیش نیست که همراه جنایت، تاریخ، گذشته و فرهنگ ما را جعل کنند.

ما امروز می دانیم که چه بر سر ما گذشته و برای گسترش آگاهی می کوشیم. جلوگیری از بازسازی درست و واقعی تاریخ، همراه با فراز و فرودهای آن و درک شرایط کنونی اجتناب ناپذیر است. این شناخت و آگاهی برای مبارزه ای هماهنگ تر و اصولی تر بسیار کمک خواهد کرد.

امیدوارم اگر دوباره روزی به مدجین بازگشتم، خبرهای خوبی از مردمم برای شما داشته باشم.

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

33 دیدگاه
ناشناس

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

درود بر میرهزار عزیز که خار چشم پشت فطرتان و بی ناموسان قبیله شده است. افتخار به تو فرزند برومند خراسان.

خروټی

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

زه بخپله په ډیر ویاړسره ویلی سم چه کامران جان داسی ښکلی وینا کړیده چه ما بخبل عمرکی هم نه وو لوستلی
پوپل صیب!
دڅه دپاره به کهر یي وروره ژړنده که دبلار وي بیاهم په وار باید وي دوسوه کاله تا حکومت دی وکړه اوس نوروته وخت ورکوه قربانو

باقی سمندر

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

سلام به خوانندگان این جملات
سلام به کامران میرهزار وموافقین ومخالفین اش
از خواندن سخنرانی کامران میرهزار در گوشه ای دیگر دنیا بدم نیامد اما خوشم هم نیامد.
من فکر مینمایم که بایست حساب مستبدین و ظالمین را در افغانستان و همه دنیا از حساب مردم جدا نمود. اززمان های گذشته تا حالا در افغانستان و پیش اژ آن در خراسان هم ظالم وجود داشته و هم مظلوم. هم حاکم وهم محکوم.
باید با جرئت میان ظالم ومظلوم وحاکم ومحکوم تفاوت قابل شد.هرگز نمیتوان حساب ظلم یک شهنشاه ، یک پادشاه یا یک حاکم ویک والی را بنام یک قوم و یا یک قبیله نوشت. باید درک کرد که استعمار در سرزمین ما همیشه نفاق قومی و قبیلوی و مذهبی را دامن زده و از آن سو استفاده هاکرده وتفرقه انداخته و حکومت کرده است.
من طرفدار آزادی گفتار وبیان میباشم اما میان توهین به کرامت انسانی و ازادی گفتار و آزادی بیان وآزادی وجدان ودین باید فرق قایل گردید.
برای هر نویسنده ای آژاده فکر مینمایم که انسان بودن مهمتر خواهد بود تا اینکه خود را به یک قوم یا قبیله یا گروه مذهبی محدود سازد.
باقی سمندر سرطان سال 1390

دوست

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

بر شاعر مبارز وطنم و بازگو کننده رنجهای تاریخی مردمم درود.

یار

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

به یک چیزی که همیشه مایه رنج من بود و آزارام میداد، این بود که چرا یک عده یی توانسته اند لجام رسانه های جهانی را بدست گرفته و با این انحصار شان بزرگترین جنایات ضدبشری را انجام میدهند و وحشتناکتر از آن اینکه جنایات شان را خیر و صلاح تبلیغ می کنند. رنج من این بود که چطور این ساختار کثیف کار می کند و آیا زوالپذیر است یا "ابدی" خواهد بود.
افشاگیری آقای میرهزار با چنین گستردگی، ثابت ساخت که اشعه خرشیدمی تواند از روزنه های قلعه های تسخیر ناپذیر مستبدین جهانی عبور کند و داراکولاهای خون آشام را به خاکستر تبدیل کند.
میدانم که این پیام ها بعد از این حادثه مهم ترجمه می شود، با آنهم هراس ندارم. زیرا چیزی های را که باید از دست میدادم، از دست داده ام. اگر بخواهم آنر دوباره بدست باورم با ترس بدست آورده نمی توانم.

تیمور

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

سلام و درود امیر کرور به "جناب پوپل"!

جناب پوپل درست می گوید چرا کامران که قیافه اش مثل "جکی چان" است سخنرانی می کند، با یک کسی را که قیافه اش مثل ملاعمر است می فرستاد تا بمب به چوله کونش ببندد و "انتحار" کند. معلوم است که میرهزار از دشت گوبی آمده است، چونکه تمامی معماری های افغانستان تاریخ او را ثابت می کند، بهتر بود یک "حیوانی وحشی" کوه سیلمان را می اورد که در طول تاریخ در خیمه زندگی کرده و با یک زبان نجس و مردار به نام زبان "پشتو" که خود شان هم ان را می فهمد، با مردم دنیا سخن می گفت.

بدون شک میرهزار شاعر بزرگ نیست ولی وای به زبان پشتو که تنها لندی آن صدای انتحار است و بدا به جهل پرستی چون اجمل که خون کسانی در آن جریان دارد که در قرن بیست و یک مکتب خراب می کند.

آیا از خود پرسیده اید که یک کتاب فلسفی و حتی دینی به زبان پشتو وجود ندارد؟ آیا از خود پرسیده اید که حتی یک معماری قدیمی در دنیا وجود ندارد که یادآور هویت پشتون ها باشد؟ دلیلش این است که خداوند یک "حیوانی ساخته به نام پشتون" و متاسفانه در افغانستان این حیوان کثیف لباس انسان به تن کرده است.

دغه شاد او خرم اجمل جان قند

جهانگیر

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

سلام و درود بی پایان به میر هزار، فرزند خراسان!

من متن سخنرانی تو را خواندم، خیلی برحق ولی قطره ای از اقیانوس از درد ها و رنج های ناشی از جنایات قبیله را بیان کردی ولی باز هم سپاس که صدای مردم دردمند خراسان زمین را به گوش جهانیان می رسانی، من ازت خواهش می کنم که در چنین گردهمائی ها در سایر نقاط دنیا بخصوص در کشور های که در سیاست افغانستان دخیل هستند، شرکت کن و حقایق پنهان افغانستان را برای جهانیان افشا کنی، متاسفانه کشور های غربی هم به نفع قبیله سالاران کار می کنند، شاید این بخاطر سستی و ضعف شخصیت های غیر از قبیله باشد.

پوپل جوجه ای شادگل در آمریکا زندگی می کنی ولی هنوز همان خر که بودی هستی، شما اولاد طالب و قبیله کی آدم می شوید؟!!

میرهزار کی از خاکش شکایت کرد؟!! وی اگر خاک فروش می بود باید حالا مثل دولت قبیله خیانت و جنایت می کرد.

آیا اگر کسی جنایات قبیله و طالبان کثیف را افشاء کند، وی به خاکش خیانت کرده است؟

سر و صدا های شما اولاد قبیله دیگر کار ساز نیست.

کاش تاجیک های ما هم مثل این برادر هزاره بیدار می شدند!

جهانگیر..

ناشناس

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

شما پست فطرتان و بی ناموسان قبیله را به شعر و ادب چه غرض است. شما کاری غیر از تهاجم به دیگران و وحشیگری کار ئیگری بلدید. آفرین بر میرهزار که صدای ملیونها انسان مصیبت زده را بلند میکند.

صفوی

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

زنده باشی فرزند اصیل این سرزمین رنج ها. با موجودیت تو افتخار می نمایم.

yak pashtoon

سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

chi seboot maujood ast ke ien ahmaq ba naam popal az amrika yak pashtoon ast. shayad pashtoon nabashad wa behkahad reshkhandi ra bar pa karda bashad

Yak Hazara
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا

Yak Pashtoon,
you are right! Tashakur

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 33 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس