کابل پرس? در اواخر سال 1385، طی خبری اعلام کرده بود که محمد ظاهر مرده است. چند منبع معتبر که نخواستند نامشان فاش شود ضمن تاييد اين مطلب افزوده بودند که جسد محمد ظاهر در کنار پدرش در تپه ی نادر دفن خواهد شد. در طی اين مدت جسد محمد ظاهر، در يک سردخانه نگهداری می شد. از هنگامی که خبر کابل پرس نشر شده بود، تاکنون هيچ رسانه ای از وی تصوير زنده و يا صدای او را، در اختيار ندارد. گفته می شود که مرگ وی به دلايل خاصی از سوی حکومت اعلام نشده بود. از سوی ديگر کار بازسازی تپه ی نادر نيز با مصرف 3 ميليون افغانی، به پايان رسيده و به زودی جسد وی دفن خواهد شد.
اکنون شايد فرصت خوبی باشد که به مساله ی اموال و دارايی های محمد ظاهر نيز رسيدگی شود. هزاران جريب زمين در نقاط مختلف به نام املاک محمد ظاهر و خانواده ی وی می باشد. بايد مشخص شود که آيا خانواده ی شاهی به واقع از پول و سرمايه ی شخصی خود صاحب هزاران جريب زمين شده اند يا اينکه شاکيان خصوصی هم هستند که مدعی می شوند که شاه با قدرتی که در اختيار داشت، زمين و ملک و املاک آنان را غصب کرده است. البته موضوع مهم تر هم اين است که آيا اين افراد، امنيت جانی و روانی احساس خواهند کرد که ادعای خود را به صورت رسمی در محاکم طرح کنند و يا نه.
نکته ی مهم ديگر اين است که بر اساس قانون اساسی افغانستان، محمد ظاهر ديگر "بابای ملت" محسوب نمی شود. ماده ی يکصد و پنجاه و هشتم قانون اساسی افغانستان چنين آمده است:
" لقب باباى ملت و امتيازاتي که توسط لويه جرگه اضطرارى سال يکهزارو سيصدو هشتادو يک هجرى شمسي به اعليحضرت محمد ظاهرشاه ، پادشاه سابق افغانستان ،اعطا شده است ، با رعايت احکام اين قانون اساسي مادام الحيات براى ايشان محفوظ مي باشد."
در کتاب افغانستان در مسير تاريخ از آزاديخواه معروف غبار، به نقل از جريده ی دولتی اصلاح آمده است که در زمان پدر محمد ظاهر يک دوره ی طالبانی را افغانستان تجربه کرده است:
حوت سال 1310- شماره 55 جریده دولتی اصلاح ممنوع شدن ورود دختران به مکاتب و نقض حق برخورداری از آموزش فراخوانده شدن دختران دانشجو از ترکیه و بازداشت 9 تن از آنان. در سال 1309 و 1310، حدود 78409 دانش آموز دختر و پسر از رفتن به مکاتب منع شدند و تنها 4591 دانش آموز با 165 آموزگار باقی ماند ( جریده اصلاح ماه دلو 1309 شمسی، صفحه ی سوم.)
نظرات
44 دیدگاهماده ی 158 قانون اساسی افغانستان حذف شد!
سلام به خوانندگان کابل پرس? وهموطنان عزيز.مرگ هرانسان قابل تاسف است اما مرگ انسانی که زيادتر از چهل سال فقط غيرازعياشي به هيچ چيزديگری فکرنميکرد.خوشبختی خود را در بدبختی مردم سراغ کردن يکی از خصايل عالی مرحومي بود.زمانيکه سال 1348 را بخاطر مياورم اگر چه طفل کوچکی بيش نبودم اما بخاطر دارم که هزاران مادر وپدر جوان اطفال کوچک يا بهتر بگويم جگر گوشه خود را بخاطر زنده ماندن در جاده های شلوغ و پرازدهام رها ميکردند .اين واقيعت تلخ جامعه سنتی ماست.هزاران قربانی گرسنگی خود فروشی دختران جوان بخاطر زنده ماندن يکی ازهزاران واقيعت تلخ جامعه زمان سلطنت ظاهر شاه بشمار ميا يد.چه تفاوتی بين دو طفلی که همزمان تولد ميشوند يکی درفاميل مملو از تمام نعمات زنده گی وديگری درفقر نيستي وجود دارد.کسانکه امروز ظاهر شا ه را بنام بابای ملت بمردم افغانستان تحميل ميکنند ايا ملت مظلوم افغانستان خواهان قبول ان است يا نه.دوستان عزيز چهارنفر چهار کلاه نميتواند شخص منفوری را بنام بابای ملت برملت تحميل نمايد .ملت امروز همه چيزرا ميداند ملت خود تعينگر سرنوشت خود هست.تفاوتهای ميلتی قومی و منطقوی يکی از عوامل تفرقه اندازی سيستم دولتی زمان ظاهر در همه ابعاد تا امروز در جامعه افغانستان بنظر ميرسد.
ماده ی 158 قانون اساسی افغانستان حذف شد!
محمد ظاهر خدمت يا خيانت
محمد ظاهر، در گذشت؛ تنها تا سفي كه وجود دارد اين است كه در روز هاي زندگي اش دوره ي چهل سالۀ فرمانروايي اوبه درستي نقد نشد. كميسيون هاي حقيقت و داد گاه هاي عدالت بر او نگذشتند؛
به داد گاه فراخواند ه نشد تا در برابر مردمي كه به دليل رنج ها و مرارت ها د ر دوران «ستم شاهي» به عقبمانده ترين و فقير ترين مردم جهان مبدل شده بودند، پاسخ گويد. – به مردمي كه در سالهاي مقاومت و جهاد بر ضد اشغالگران شوروي، تنها شان گذاشت و به صداي شان لبيك نگفت.
دهه هاي نخستين پادشاهي محمد ظاهر، با نخست وزيري عمو هاي او چه هاشم خان وچه شاه محمود خان ، به ويژه هاشم خان، با وابسته گي بي چون و چرا به بريتانيا و سر كوب و ستم و استثما ر داخلي، - كشتن، بستن، به زنجير كشيدن، ايجاد زندان هاي مخوف و تبعيد گاه ها مشخص مي گردد. دوره بعدي سلطنت او كه مداحان، كاسه ليسه سان و بي خبران از آن به نام «دهه دموكراسي» ياد مي كنند چيزي جز ادامه ي همان سياست هاي قبلي در پوشش اين «دروغ بزرگ» و «آش دهن سوز» (دموكراسي) نبود؛ دهه اي كه قانون احزاب و جود نداشت، دهه اي كه مردم به سواد و آموزش دسترسي نداشتند، دهه اي كه صداي ملت شنيده نمي شد، دهه اي كه از بهداشت وخدمات اجتماعي خبري نبود، دهه اي كه سران قبايل،اربابان و نماينده گان او در سلسه مراتب « نظام سلطاني قدرت» تا آخرين روستاهاي افغانستان شيره و جان مردم را مي مكيدند؛ از غصب يك تكه زمين، و يك راس مال و مواشي فقرا هم دريغ نمي كردند. اين ها اند اند كي از حقايق و واقعيت ها ي دوران محمد ظاهر.
چرا حافظه ي تاريخي نداريم، چرا همه چيز را به زودي فراموش مي كنيم، چرا تبليغات و جو تبليغاتي حاكم مجال فكر كردن ر ااز ما مي گيرد. مگر يادمان رفته است كه تا پايان حاكميت او و خانوادۀ او برادر ان هزاره ي مان ونيزاقوام ازبك وتركمن وغيره در آموزشگاه هاي نظامي پذيرفته نمي شدند. به لست نظاميان آن دوران در نظام ارتش و قواي مسلح و سازمان هاي استخباراتي نگاه كنيد چند ژنرال، درجه دار و افسر عالي رتبه از اقوام ديگر داريد؟ به وزارت خانه هاي كليدي نگاه كنيد، به حكام تان (والي ها،ولسوال ها، علاقه دار ها، قومندان ها، مامورين ماليه، مستوفي ها،كميسرها...) و فرمانروايان تان نگاه كنيد. تا چه حد عدالت ملي و قومي در نظر گرفته شده بود، چند جنبش سواد آموزي وسپاه دانش داشته ايد، چه در صدي از هم وطنان در اين دوره چهل ساله از نعمت سواد به معنا ي ابتدايي آن بهرمند شده بودند؟ چند جاده، سدوبند آباد شده، چه تعداد ازشهر ها و روستا ها بر ق داشتند، براي هزاران انسان چند داكتر و جود داشت، شمار دانشگاه هاي ما چند بود، وضعيت جوانان چه بود چند پارك ورزشي و تفريحي براي جوانان داشتيم، وضع چاپ ونشر و كتاب خانه هاي عمومي به چي منوال بود؟ فكر كنيد. تنها هنر اش اين بود كه شخصا كسي ر ا نكشته است؟ نه، قتل عام مان هم مي كرد؟! صداي دانشجويان چگونه در سه عقرب سال 1343 خفه شد، گلوها به سختي فرياد نمي كردند، و رنه آن ها هم بريده مي شدند. كم نبودند آنهايي كه عدالت را فرياد كردند و در زندان هاي اين خانواده شكنجه شدند، پوسيدند ويا اعدام شدند. افغانستا ن را با كشور هاي همسايه در همين دوران مقايسه كنيد.
نماينده گان لويه جرگۀ قانون اساسي! به بهانه مرگ او سردر گريبان خود فروببريد، خدا را حاضر بدانيد، انصاف به خرچ بدهيد، به چه حقي لقب « باباي ملت» به او داده ايد، به چه حقي مي بايست از پول مردم چندين هزار دلار مستمري و خرچ سفره مي گرفت؟ اين «بابا»!! كه اين همه ملك و مال ملت را در پنج شش سال اخير فروخت حتا به خاطر خدا و بخاطر توشه را ه آخرتش ده بسوه زمين به مهاجرين و خانواده هاي فقير نداد؟ يكبار كسي را نفرستاد تا از آن مليون ها دلار (پول خود مردم) چند هزار دلاري به كودكان فقير زير چادر نشسته (فقير وبدبختي كي حاصل چهل سال پادشاهي اوست) كمك كند. با مرگ يك چنين آدمي مي خواهيد سه روز زندگي راهم تعطيل كنيد،عزا داري نمائيد؟
شاه تركان سخن مدعيان مي شنود
شرمي از مظلمۀ خون سياووشش باد
چرا به بزرگان خود اهانت میکنید ؟ای مزدورهای از همه جا بیخبر؟
وای بر ملتی که به بزرگان خود اهانت کند وبه کرامت انسانی انها احترام نگذارد . ای وطن فروشها ایا شما میدانید که یک پادشاه مرتبه ی چندین ولی خداوند متعال را دارد یا خیر؟ ایا شما که به بزرگ یک مملکتی (جواب چای)نسبت میدهید اصلاآ خودتان مسلمان هستید؟ خیانتکاران وطن فروشان مزدوران جنایتکاران لعنت بر شما خاک بر سر شما. شما که به بزرگان خود توهین میکنید ذلیل ترین وبد بخت ترین انسانها هستید . خداوند نسل شما وطن فروشان خاین رااز صحنه ی روز گار محو کند تا بشر از وجود شما کثافتها را حت شوند . خاک بر سر تان نمک میخورید ونمکدان میشکنید. زشت ترین القاب ارزانی شما اشغالها.
ظاهر جواب چای ملت
من امروز به اولادها و بچه هایم یک درس تاریخ دادم و گفتم بیاد داشته باشید در تاریخ کشور ما یک آدمک 40 سال سلطنت کرد و هیچ خدمتی برای مردم و ملت نکردو کشور را به عقب و پسمانی سوق داد و تمام عمر را به عیاشی و خوشگذارنی و بی ناموسی سپری کرد درحالیکه ملت با فقر تنگدستی وبیچارگی زندگی میکردند. بعضی مردمان چاپلوس او را بابای ملت و اکثریت مردم ستمدیده و جبرکشیده لقب جواب چای ملت را به او گذاشتند.
چرا به بزرگان خود اهانت میکنید ؟ای مزدورهای از همه جا بیخبر؟
فرزاد آقا من برایت می گویم که به چه دلیل این ها به جز فحش و اهانت چیزی دیگری برای گفتن ندارند. اینها فقط یک عده ای کوچک و اما بیسواد و سخت نادان هستند که از دانش به جز چند کلمه نوشتن اندوخته ای دیگری ندارند. وگرنه در باره هر چیز میشود، عاقلانه و مانند یک انسان که برتر همه مخلوقات است، با نگهداری حرمت انسانی بحث نمود. اما این ها از این نوع موضوعات آگاهی ندارند، لذا بحث با آن ها ضیاع وقت است. اینان بایست بروند در قدم اول بیاموزند و بعدآ بحث نمایند.
از نظر من آقای میرهزار گرداننده این سایت اگر واقعآ یک ژورنالیست دانسته و دیمکرات و هم چنان دارای کرکتر انسانی است، نباید اجازه دهد که از سایت اش این طور استفاده سوء شود و در آن به اشخاص خوب یا بد این گونه کوچه بازاری فحش داده شود. این دیموکراسی نیست، به این میگویند سوء استفاده از دیمکراسی که طفیلی های یک اجتماع است.
آقای میرهزار! این نوع بحث ها به کثافت کشیدن یک موضوع است. این نوع انسان های که خود را هم مسلمان می دانند و اما از اسلام واقعی آگاهی شان هم صفر است، به فکر خودشان عقده های دل شان را بالای این و آن خالی مینمایند، قسمیکه یکی دوتا شما را هم به خاطر این شانس که برای شان مهیا نموده اید، مخاطب ساخته اند و تشکرات تقدیم نموده اند. مسلمان واقعی در باره هیچ کس چه مسلمان و چه غیرمسلمان مثل اینان نمی نویسد. این ها چیزی بهتر از از طالبان نیستند و لااقل در کودنی برادر آن ها هستند.
ماده ی 158 قانون اساسی افغانستان حذف شد!
محترم بابا ملت محمدظاهرشاه یکی ازشخصیت های وطن دوست وملت پروربود.کسیکه بابا ملت راخائین خطاب میکند گویا خود همان شخص خائین است.بخاطریکه ازحقیقت چشم پوشی میکند.