کامران میرهزار، مدیر و گرداننده سایت کابل پرس? بعد ازپنج روز بازجویی و توقیف توسط نیروهای امنیتی ملی امروزیکشنبه ساعت پنج بعد از ظهر آزاد شد. کامران میرهزار بصورت غیرقانونی از یکی از خیابان های کابل توسط نیروهای ریاست 74 امنیت ملی در روز چهار شنبه ساعت 10:30 صبح به دلایل نامعلومی بازداشت شد. در گفتگویی خصوصی ای که چند لحظه پیش با کامران میرهزار داشتم از وی در مورد بازجویی و وضعیتش در توقیفگاه پرسیدم. کامران میرهزار از وضعیتش در توقیف خانه شکایت کرده گفت که در طی بازداشت 96 ساعته وی دست به اعتصاب غذا زده و گفت که وضعیت روحی و جسمی اش هم رو به وخامت بوده است.
وی گفت یکی از بازجویان از من پرسید که شما چه کسی هستید که هم پشت رئیس جمهور را گرفتید و هم فاروق وردک را. کامران گفت، آنها حتی مرا تهدید به شکنجه کردند و از من میپرسیدند که اسناد ارتشا و فسادی که به دست آورده و آن را نشر می کنید چگونه دریافت می کنید و بیشتر با کدام منابع در ارتباط است. کامران میزهرار گفت که یکی از اتهامات که بیشتر آنها اصرار می کردند تهمت به جاسوسی بود. وقتی از آقای کامران ميرهزار پرسیدم مشخصا منظور امنیت ملی از جاسوسی چه بوده. وی گفت که آنها از من می پرسیدند که من به کدام یکی از کشورها جاسوسی می کنم. بعد از بازجویی زیاد آنها نتوانستند که سند و مدرکی در مورد اتهامات که وارد کرده بودند بیابند و سرانجام تسلیم به آزادی ام شدند.
کامران میرهزار در اخیر از توقیف گاه امنیت ملی به عنوان گوانتاناموی امنیت ملی یاد کرده و آزادی بیان را در آینده رسانه های افغانستان خطرناک دانسته که گفت که با اینگونه تهدید و ارعابی که امنیت ملی و حکومت افغانستان در پیش گرفته است آینده رسانه های آزاد افغانستان در خطر جدی قرار دارد.
گفته می شود پرونده کامران میرهزار به کمیسیون رسیدگی به تخطی از قانون رسانه ها محول شده و گفته می شود کمیسیون رسانه ها این قضیه را بصورت قانونی دنبال خواهد کرد.
در اخیر، آزادی کامران میرهزار را برای جامعه مطبوعات افغانستان تبریک می گویم و امیدوارم که کامران میرهزار همچنان یک ژورنالیست متعهد و موفق در خانواده مطبوعات افغانستان باقی بماند و چراغی باشد برای روشنایی جامعه ما.
نظرات
33 دیدگاهکامران میرهزار آزاد شد
واقعا جای خوشحالی است من لحظات پس از رهای آقای میرهزار به دوستانم آقای میرحسین مهدوی و دیگر دوستان که در تلاش برای آزادی سردبیر کابل پرس? در خارج از کشور وقت گذاشتند و سهم گرفتند زنگ زدم و این مژده را دادم که کامران آزاد شد و شخص میر حسین مهدوی و دیگر دوستان که به نحوی در این قضیه احساس همدردی کرده بودند اظهار سپاس میکنم
آنلاین : http://hussainzahedi.blogfa.com/
کامران میرهزار آزاد شد
جا دارد از آنانی که بدفاع از کامران برخاستند، تشکر و سپاس کنیم. اتحاد تمامی آزادیخواهان و مدافعان واقعین دموکراسی میتواند جنبش دموکراسی در افغانستان را بارور سازد
کامران میرهزار آزاد شد
راه برای عاشقان آزادی و آنانی که کمر همت بخاطر مردم و وطن شان بسته باشند هیچگاهی نمیتواند ساده و سهل و خالی از مشقت ها و زجردیدن ها باشد. اگر به تاریخ کشور خود نظر بیفگنیم بزرگ مردانی که نام شان جاویدانه در قلب مردم مانده، همه عمدتا بخاطر این بوده که در راه آرمانها مردمی و آزادیخواهانه شان از هیچگونه قربانی دادن و قبول سختی ها و شکنجه و زندان ابایی نداشته اند.
به بزرگ مردان تاریخ وطن ما مثل غبار، محمودی، عبدالهادی داوی، ناهید، کاتب هزاره، عبدالخالق، عبدالله رستاخیز، عبدالرحمن لودين، مینا و دیگران خیره شوید که اکثر شان تا سرحد نثار قطره های خون خود بخاطر این خاک رزمیدند و هیچگاه از شکست و فاشیزمی که رژیم های وقت مقابل شان اعمال نموده خسته و دلمرده و ایمان باخته نشدند.
انسانها نیز مثل فلزات قیمتی هستند: کسانی مثل طلا هستند که حتی قوی ترین تیزابها نمیتواند آنان را دگرگون و از درخشش باز دارد، اما کسانی مثل آهن و مس هستند که قطرهای از تیزاب وضعیت شانرا به هم میزند و دگرگون شان میسازد.
قلبا آرزو میکنم آقای میرهزار از انسانهای نوع اول باشد نه اینکه مثل آقایونی چون مهدوی و محقق نسب که سرخ گفتند اما با یک ضربه کوچک میدان را رها کرده به غرب فرار کردند.
کامران میرهزار آزاد شد
والله برادران عزیز من شخصاً نمیتوانم بالای هیچ کسی اعتماد کنم زیرا کی میفهمد هر آن شخصی که حال داد از آزادی، آبادی، وطن و دلسوزی میزند بعدا سگ ریسمان به گردن دیگری باشد...
من حتی بالای اعلی ترین مقامات دولتی و دیگر سکتور ها باور ندارم...
ببینیم که خداوند متعال چه میکند!!
به امید یک افغانستان پاک از جاسوسان و سگهای بیگانه!
کامران میرهزار آزاد شد
آقای کامران میرهزار باید خوب دانسته باشد که هر کس را می توان بسیار آسان مهر جاسوس زد. بسیار زیباست که آنانی را که آقای میرهزار، به گفته امنیت، جاسوس آی اس آی خواند، واقعا جاسوس بودند و وقتی امنیت آقای میرهزار را جاسوس ایران خواند، بر او تهمت شد.
ای کاش آنانی که اینجا از آزادی دفاع میکنند میدانستند که آنچه آقای میرهزار میکند آزادی نیست، تنها تهمت کردن و فحش گفتن و یاوه سرایی است.
خواهش من از میرهزار این است که هر گاهی که میخواستند کسی را جاسوس ثبوت کنند بدانند که آن به خودش پیش آمد درست چیزی بود که به دیگران نیز پیش آمده بود.
تشکر
کامران میرهزار آزاد شد
این امنیت ملی چرا از رییس جمهوری نمی پرسد که برای چند کشور جاسوسی می کند؟ امنیت ملی در افغانستان یک شوخی است. معاون والی ارزگان یکی از رهبران سابق طالبان است. آیا او خطر ملی است یا میر هزار که جز یک کامپیوتر و یک ذهن تیز چیزی دیگری ندارد؟ کرزی یک فاشیست است اما می تواند مطمین باشد که دیگر دوران دروغ و فریب گذشته است. سلام به میر هزار و هر کسی که به آزادی و انسانیت ارج می گذارد.
کامران میرهزار آزاد شد
اگر با خیلی از مطالب این سایت موافق نیستم اما از میر هزار به خاطر شجاعت اش حمایت می کنم. خاینین اصلی در این کشور وزیر و ... می شوند ما یک نویسنده را زندانی می کنند. بیایید برای آزادی مان استادگی کنیم.
کامران میرهزار آزاد شد
من با خیلی از مطالب این سایت موافق نیستم اما از میر هزار به خاطر شجاعت اش حمایت می کنم. خاینین اصلی در این کشور وزیر و ... می شوند ما یک نویسنده را زندانی می کنند. بیایید برای آزادی مان استادگی کنیم.
آزمون اصلی میرهزار حالا آغاز میگردد
خوشحالیم که میرهزار عزیز بالاخره رهایی یافت و از چنگ کثافت پیشه های امنیت ملی («خاد» ستمکاره رژیم های پوشالی) جان به سلامت برده.
به نظرم میدان اصلی آزمون برای آقای میرهزار حالا آغاز شد که ببینیم با وجود این تهدید و مورد پیگرد قرار گرفتن ها بوسیله مشتی از اوباشان فهیم و قانونی و سیاف و نظایرش همچنان استوار و نترس و ملالی جویا وار مقابل هرگونه دشمنان وطن و مردم ما ایستادگی میکند یا اینکه راه سازش و مدارا و همچون مهدوی ها راه فراه و پناه بردن به بهشت غرب را در پیش میگیرد.
چندی قبل ملالی جویا طی مصاحبهای با تلویزیون آریانا افغانستان گفت:
ما شیشهایم ترس نداریم از شکست / شیشه اگر بشکند تیزتر میشود
حال باید آقای میزهزار هم از این تهدید و شکنجه و بازداشت، تیزتر از قبل قلب تمامی دشمنان گوناگون مربوط هر قوم و ملیت و زبان و منطقه و حزب و قبیله را هدف قرار داده نشان دهد که از جنس آنانی نیست که با اینگونه بچه ترسانک ها قفلی بر زبان و پردهای بر چشمانش بیندازد و قلمش را بر زمین گذارد.
برای آقای میرهزار سلامتی، استقامت و نیروی صدچندان در افشای جنایت پیشگانی چون محقق، خلیلی، دوستم، سیاف، ربانی، قانونی، فهیم، صالح، گلابزوی، علومی، اسماعیل خان، سرور دانش، عطا، عبداله و دیگر همکاسه هایشان آرزو میکنم.
آزمون اصلی میرهزار حالا آغاز میگردد
آدم باید واقعا شرف و وجدان و انسانیت خود را به طاق بلند مانده باشد که با دیدن تمامی ستمکاری ها، خیانت ها، جاسوسی ها، بیشرافتیها، ویرانی ها، قتل و غارت و جاسوسی ها و .... هنوز هم برخیزد و از به اصطلاح "مجاهدین" دفاع کند.
دیگر در افغانستان مجاهد و مجاهدینی وجود ندارد. به تاریخ 28 اپریل 1992 بود که مجاهدین به دو صف تقسیم شدند، آنانی که تفنگ بر زمین مانده زندگی آبرومند را در پیش گرفتند و آنانی که هنوز هم سوار بر میله های تفنگ ملت را به ماتم نشانده آنچنان تبهکاری ها و فجایع به ارمغان آورند که دیگر نام جهاد و مجاهد و مسلمان و اسلام همه را به خاک برابر کردند و باعث لجن پاشی به همهی این مقوله ها شدند.
از آن تاریخ به بعد در کشور ما مجاهد و مجاهدین معادل قساوت، شیطنت، بیشرافتی، زورگویی، خیانت پیشگی، حرامزادگی و .... معنی میشود و آنانی هم که بدفاع از این قماش مجاهدان برمیخیزند باید شریک دسترخوان اینان باشند ورنه هیچ افغان درد دیده اینقدر احمق و بیقلب و کور و کر نمیشود که برخیزد و تجاوزگران به مادران و دختران معصوم این خاک و ویران کنندگان و سوداگران این خاک و کشور، به آنانی که خاک وطن را به امر باداران پاکستانی و ایرانی و عربی خود به فلان خود زدند و .... را "وارثین افغانستان" بنامد.
برتولت برشت گفته: "آنکس که نمیداند نادان است، اما آنکس که میداند ولی انکار میکند تبهکار
است"
این نوع افرادی که هنوز مجاهد جلاد پیشه و ستمگر را "وارثین کشور" بخواند واقعا تبهکار نه که خاین و فاشیست است.
کامران میرهزار آزاد شد
میرهزار آزاد شد. وزیر موافقه با مواد مخدر بر کنار شد. این خبر را مافیای مواد مخدر مخصوصا طالبان یک ضربه و ضایعه ای بزرگ برای گسترش اعتیاد و جنایت در افغانستان و منطقه خواندند. گفته می شود که آقای قادری و همسرش در وزارت موفقه با مواد مخدر به یک نوع اعتیاد مرگ اور به تریاک کشیدن مبتلا شده اند.
میر هزار صاحب در این مورد کدام سند اگر تهیه کنید دست تان را می بوسم.
کامران میرهزار آزاد شد
ما هزاره ها ، تاجیک ها ، پشتونها ، ازبک ها، ترکمن ها، بلوچ ها که ساکنین مظلوم افغانستان مظلوم و جنایت زده هستیم از شنیدن ازادی میرهزار فرزند شجاع خود ابراز شادی و غرور می کنیم. ما هیچ گاه امنیت ملی را به خطر نیانداخته ایم. امنیت ملی همیشه از قصر گلخانه و مراکز دیگر قدرت و توسط چوکی نشینان نمک به حرام به خطر افتاده است. ما از همه ای جنایت کاران بیزاریم و از خداوند می خوهیم که روزی به همه ای اینها جزای شدید بدهد.
کامران میرهزار آزاد شد
مردم هزاره ، تاجک ، پشتون ، ازبک ، ترکمن و بلوچ خجالت میکشد که در نام و لباس ملیت دلیر و شجاع هزاره همچو اشخاص جاوسوس و مزدور مانند کامران هزار با مردم دلیر افغانستان خیانت میکند . کامران نه هزاره و نه از افغانستان است او دست نشانده و تربیه بیگانها و بخوصوص متعصبین ایران است . در زمانی تحقیقات موصوف هیچگونه اسناد موثق که به هزاره بودن ان دلالت کند ارایه نداشته و شک میرود که با همدستان و همقطارانش دوباره وارد میز محاکمه شود . مرده باد غلامان بیگانگان !
کامران میرهزار آزاد شد
سرفراز باد میرهزار و هر افغان وطنپرست و حقیقت جوی دیگر.
کامران میرهزار آزاد شد
سرفراز باد میرهزار و هر افغان وطنپرست و حقیقت جوی دیگر.
کامران میرهزار آزاد شد
beser khob
کامران میرهزار آزاد شد
قدرت پرستان قوم پرست پنجشیری با تهدید آزاداندیشان میخواهند بگویند که یا با ما یا علیه ما
کامران میرهزار آزاد شد
فکر میکنم که بسیار به شدت علیه اقوام ساکن این سرزمین چنین اصطلاحات را بکاربردن کاریست که به خیر این ملت ومردم داغدیده این سرزمین منجر نمی شود اگر هزار بار به پنجشیری ها توهین روا دارید نه تنها که این سود عاید شما نمی شود بلکه مارا بیش تر از پبیش مصمم تر میسازد آیا مردم پنجشیر باآن قربانی های عظیم که در راه دین و وطن خود داده اند حق مشارکت در قدرت سیاسی سرزمین خود را ندارند؟ این کدام پنجشیری بوده که فقط قدرت را برای پنجشیری تقاضا کرده باشد وبقیه مردم این سرزمین را محروم بداند؟ ما مردم پنچشیر آنچه را میخواهیم که بخیر وسعادت همه این مردم وملت از همه گروه های قومی و اتنیکی باشد.
سایت کابل پرس? باهمه خوبی هایش نقص بزرگ که دارد همانا کنترول نکردن یک سلسله دشنام هاست که هرکسی از آدرس های نامعلوم به آدرس رهبران سیاسی ویا در کل همه یک قوم را دشنام میدهند این دشنام ها یک قسمت آن سانسور نمیشود که علیه مسعود یا قانونی یا همه پنحشیر باشد من نمیدانم یا ازطرف خود آقای کامران ویا کسانی دیگر ولی یک سلسله جواب های منطقی در رابطه با این دشنام ها برخلاف توقع ما سانسور می شود که این موضوع بیطرفی این سایت را همیشه زیر سوال میبرد. بطور مثال این سایت به احمد شاه مسعود شهید هر ار گاه دیده میشود که فقط دشنام به بدترین شکل آن داده میشود اما بنده چندین بار ضمن اینکه از دشنام دهنده باکمال ادب تقاضا کرده ام که عزیزم میتوانی همین منطق ات را بدون دشنام تقدیم خواننده گان کنی ودرعین حال از همه هواداران آن شهید تقاضا کرده ام که به آدرس قوم این نویسنده تعرض بالمثل نکنید برای اینکه این معلوم نیست که آیا این دشنام دهنده واقعا پشتون طالبی است ویانه اما باتاسف دیده ام که متاسفانه همین پیشنهاد انسانی بنده حذف شده است چرا؟ من که علیه کسی دشنام نزده بودم این چه معنی دارد که دشنام آن دشنام دهنده را حذف ننموده ولی پیشنهاد انسانی مرا که خواهان ایجاد فضای سالم مطبوعاتی هستم آنرا حذف میکنید. پس معلوم میشود که این دشنام دهنده گان خود یا از اعضای کابل پرس هستند که گاه خودرا پشتون ساخته پنجشیری و مسعود را دشنام میدهند وزمانی هم از خود پنجشیری دفاع کرده به قوم پشتون دشنام میدهند تنها گروپ که درین جنگ های قلمی مورد بحث قرار نمیگرد همانا حزب وحدت اسلامی است آخر این چه نوع آّزادی بیان است ؟ آیا اجازه شک کردن را به ما میدهید؟ باهمه حال من آزادی این جوان را برایش تبریک میگویم حال آرزودارم که در آینده صبر وتحمل نظریات مخالف خویش را همه ما درچوکات ادب واخلاق و احترام به مذهب قوم وملت یکدیگر پیدا کنیم
کامران میرهزار آزاد شد
هموطن
توهین به برادران و خواهران پنجشیری و توهین به هر قوم ، ملیت و مردم یک محل و ولایت کاری دشمنان افغانستان است.
مردم پنجشیر مانند هر منطقه دیگر افغانستان قهرمانانی پرورده اند که در راه دفاع از میهن شان جان هایشانرا از دست داده اند.
اما
اگر ما جنایتکار ملی مسعود را میخواهیم که بنام خائین ملی یاد شود ، به هیچوجه نباید از جانب شما دشمنی با مردم قهرمان و عزیز پنجشیر قلمداد شود.
ما جنایتکار ملی مسعود را به خاطر خیانت به جهاد و وطن افغانها و قتل هزاران بیگناه و ویرانی کشور ما مجرم میشماریم نه بخاطر پنجشیری بودن او ، لطفا ً در ذیل به چند مثال از دستاورد های این خائین ملی توجه کنید :
جنایتکار ملی مسعود و شیطان الدین ربانی خود را برای پاکستانی های کثیف فروختند تا باری آسوده در زیر پای میجر های پاکستانی شب را سحر کنند و مردم افغانستان را از عزت و شرف که در زمان داود خان شهید داشتند محروم کنند.
در ذیل بخوانید که در این کشور یک مزدور و غلام حلقه به گوش پنجابی ها به حیث قهرمان ملی بر مردمی تحمیل میشود که این خفاش خون آشام دلبندان شانرا را دسته جمعی رهسپار مرگ کرد:
۱. به نقل از کتاب احمد شاه مسعود شهيد راه صلح و آزادي، صفحات ۳۹-۱۰۰، به کوشش: مجيب الرحمن رحيمي، از انتشارات بنياد شهيد مسعود، چاپ ۱۳۸۲.
هر وقتي از كرنيل هاي پاكستاني سخني به ميان مي آمد، احمدشاه مسعود سرگذشت خود را ياد آوري مي نمود. او مي گفت: "در سالهاي هجرت به مشكلات اقتصادي شديدي رو برو شديم، روزي چهار، پنچ نفر تصميم گرفتيم، تا مشكل خود را به يكي از مقامات دولت پاكستان برسانيم. به دفتر نصيرالله بابر كه در آن زمان در پشاوربود، رفتيم. يكي پي ديگري سخن از مشكلات خود بميان آورديم، بابر در طول يكساعت صحبت ما، تنها به روي ميز خود چشم دوخته بود، و به ما و حرف هاي ما اصلاً اعتنايي نداد"
و شما بخوانید که این جنایتکار ملی در قتل عام دو میلیون فرزند افغان، تخریب 98 فیصد خاک کشور، میلیون های معیوب و بیوه و یتیم روسهای جنایتکار را تا آخرین لحظه که روسها از افغانستان بیرون میشدند یاری رساند. چرا شما جرهت پیدانمیکند از دستاور های کبیر این جنایتکار ملی پرده بردارید.
گروموف آخرین قومندان اردوی اتحادشوری در افغانستان در کتات " ارتش سرخ در افغانستان"(2) مینویسد: "تلاشهای مرکز اطلاعاتی سپاه چهلم دستاورد های معینی به همراه داشت. در سال 1982 ما توانستیم به مهمترین هدف خود نایل گردیم. ما توانستیم با احمد شاه مسعود تما س های بس پایدار بر پا کنیم که تا پایان خروج نیرو های اتحاد شوری از افغانستان تداوم یافتند. طی زمان حضور نظامی ما در افغانستان ، کار ها با مو فقیتهای متناوبی ادامه یافت. بویژه در سال 1982 نمایندگان سپاه چهلم و شخص احمد شاه مسعود موافقتنامه ای را به امضا رسانیدند که در آن مسعود تعهد سپرده بود بروی کاروانهای نظامی ارتش شوری در سالنگ جنوبی ، جائی که او فرمانروای بی چون و چرای آن بود ، آتش نگشاید. مسعود به اعضای گروهش دستور داد تا از فعالیت شدید بر ضد نیرو های دولتی دست کشیده و مبارزه مسلحانه را در گام نخست بر ضد سازمانهای مخالف جمعیت اسلامی افغانستان پیش ببرند. ...........همه گفت و گو ها با مسعود مستقیما توسط فرماندهی نظامی شوروی انجام میگرفت....."
جنایتکار ملی که امروز حامیان بیخرد و رهزن او با بلند کردن عکس های او در هر کنج و کنار کابل بر زخم های میلیون ها هموطن رنجدیده ما نمک میپاشند ، چگونه اعتراف میکند که او با طالبان هیچ فرقی ندارد ، اگر آنها به این خفاش خون آشام اجازه میدادند که کرسی خود را در بالای ویرانه های کابل و بر فراز قبر های هزاران کابلی به خون و خاک خفته حفظ کند ، او مرید و پیرو امیر المومنین میگردید :
از مصاحبه احمد شاه مسعود با نشریه الحیات 1377: سوال: خواسته شما از طالبان چیست: " اولین خواسته ما از آنها حل مشکل افغانستان از طریق انجام گفت و گوست.... خواسته آنها با اهداف ما یک است . بطور نمونه، آنها خواهان اجرای شریعت هستند ، که ما نیز چنین میخواهیم. آنها میخواهند مردم را خلع سلاح کنند و این مساله ازنظر ما ایرادی ندارد. آنها ..... این ها درخواست های بدیهی هستند که ما به خاطر تحقق آن سالها مبارزه کردیم ... تما م خواسته های آنان مورد پذیرش ماست. آنچه ما انتظار داریم ، برگزاری نشستی رو در رو برای حل مشکل افغانستان است"
و حامیان جنایتکار ملی بخوانند و بعدا ً به ما بگویند که معیار قهرمان بودن به نظر شما مداحان این جنایتکار ملی و شیطان الدین ربانی ، وطن فروشی است، قتل عام است، تجاوز به عزت و عفت هزاران دختر معصوم در افشار ، کارته سه ، چهلستون، مکرویان است یا مانند خفاش بیشرم سنگ فروشی و غارت مال و منال مردم؟
کامران میرهزار آزاد شد
دوست عزیزده درکجاودرختان درکجا
کمی به خودبیاویادداشت رادوباره مرورکن که چی تایب کرده ای.
کامران میرهزار آزاد شد
دوستی که نام خود را ننوشته اید
اگر واقعا نظر شما را میرهزار برداشته است کار خوبی نکرده است. ولی من هنوز با حذف نظرم روبرو نشده ام گرچند همیشه نظراتم موافق با نظرات میرهزار نبوده است. از فحش دادن برخی آدمها ناراحت نشوید چون فحش کاری از پیش نمی برد ولی هیچ دهقان عاقل به دلیل یک سیب گنده درخت را از بیخ نمی کند. میر نباید به خاطر یکی دو بی ادب شروع کند به سانسور. بگذار مردم بگویند و من و تو خوبش را می گیریم و بدش را رها می کنیم.
من نمی دانم که چرا ما افغانها خیلی قهرمان پرست استیم. من یک اعلان تجارتی را در تلویزیون انگلیس می بینم که در آن کسی با کنایه خطاب به یک سگ می گوید:
" آهای چرچیل ! .... "
این در صورتی که همه می دانیم که چرچیل را در دنیا به عنوان یک سیاستمدار برجسته و یک ادیب پر آوازه می شناسند. وی برای انگلیس ها قهرمان است که فاشیسم هیتلر را به زانو در آورد و بریتانیا را ار شکست حتمی نجات داد. مهم این است ک در این کشور مردم به چنین آدمی سگ می گوید ولی اخم به ابروی کسی نمی آید اما آقای مسعود سواد زیادی نداشت و اتفاقا در دنیا به عنوان یک جنگجوی خوب و یک سیاستمدار کودن و احمق مشهور است. همه می دانند که او در زندگی اش فقط به جنگ دل بسته بود. در سیاست و تدبیر سیاسی او یک لوده ای بیش نبود. او با چه کسی نجنگید؟ چه کسی را از خودش دور نکرد؟ او حتی بدخشی ها را قبول نداشت. اسماعیل خان را مجبور کرد که هرات به طالبان تسلیم کند چون می خواست یک پنجشیری را به جایش بنشاند. آیا در جنگهای داخلی شریک نبود؟ ایا این را قبول دارید؟ اگر اری پس به کسانی حق بده که از او بدش بیاید. به تمام اینها من به طرفدارانش حق می دهم که او را هر چه می خواهند بگویند اما او را قهرمان ملی درست کردن از عدالت و انسانیت به دور است. عکسهای او به روی دروازه های مردم به زور بالا کردن مردم را ناراحت می کند .
مرگ به پاکستان
مه یک سوال دارم همی کل گپایتان چه فایده دارد مه منحیث یک جوان میگم که یک کار کنین که همی نفاق و برادر کشی دور ازی گپ های شما خو بیخی بوی تعصب میاید در گرفبین از دست قوم پرستی.بیاین که ما و شما یک جا شویم و دشمن خود را بشناسیم از مه و تو مثل مهره استفاده میکنه به نام پشتون و تاجیک.تو ده فرق مه دی وه ده فرق تو.مسعود را همگی میدانند جهان به وجودش افتخار میکنه پس شما هر چه که بگویین باز هم هیچ است.مه منحیث یک افغان مسعود شهید را دوست دارم احمد شاه بابا را هم دوست دارم و همه قهرمانان کشور عزیزم را.لیکن شما تعصب چشم گوش های تان را بند کرده یک چیز در فکر تان است و او هم همی که مه بهترین هستم چرا نمیگین که ما بهترین هستم چرا نیمگین که افغانستان زنده باد لیکن هر کس میگه که قوم خودم زندباد افغانستان را چی کنم.
کامران میرهزار آزاد شد
موسی جان عزیز سلام
ازنوشته ات معلوم میشود که جناب عالی چیزی رادر زنده گی بنام ارزش های معنوی قبول ندارید وحتی اینکه برای خواننده گان سایت میخواهی چنین وا نمود کنی که همچو انگلیس ها باید قهرمانان خویش راسگ خطاب کرد به همان شکل که بنا به ادعای شما که من اصلا باورم هم نمی شود که کسی چرچیل را در اعلانات تجارتی سگ خطاب کند ممکن که جناب عالی میخواهید به صورت بسیار مزخرف فرهنگ استفراغ شده غرب را نه فرهنگ انسانی وجوانب مثبت غرب را بمردم در بدر این کشور تبلیغ کنید که این خود بیانگر ازخود بیگانگی جناب عالی شماست ببخشید. این که جناب عالی به تبعیت از فرهنگ بیگانه بمسعود لوده و احمق خطاب میکنید بازهم دلالت به جبن وترس جناب عالی میکند شاید شمابپرسید که خودت را هم من نمی شناسم اما من برایت این را میخواهم عرض کنم اگر مسعود با همه اشتباهاتش که به هیچ صورت من از آن ها منکر هم شده نمی توانم واین خصیصه فطری رهبران به اصطلاح جهان سومی است که اشتباه کرده اند واین تنها به مسعود خلاصه نمی شود بازهم لوده گفتن واحمق گفتن دلالت به قدرناشناسی ونداشتن یک وجدان سالم میکند زیرا ازقدیم گفته اند که وجدان محکمه است که احتیاج به قاضی ندارد.درصورت که مسعود مانند تمام رهبران سترگ دنیا از طرف مردمش وپیروانش در زادگاهش باعزت و پرافتخار خوابیده وتو عالی جناب که خدا خبر درکدام گوشه دنیا ازترس وخوف خود راپنهان کرده ای و پیشنهاد هم میکنی که اگر چرچیل را سگ میگویند ماهم باید به تبعیت از آنها به بزرگان خود سگ بگوییم زهی به این فکر وزهی بدین جامعه شناسی. از اتهامات که علیه آن شهید بزرگوار وارد کرده اید مانند تسلیم ساختن اسماعیل خان به طالبان وغیره موارد است که طفل این وطن نیز بااین برداشتهای جنابعالی موافق نیست. اینکه چرا مسعود نتوانست با موتلفین سابق خود چون حزب وحدت وجنبش آقای دوستم تا آخر ادامه دهد میخواهم بپرسم که ازنظر شما آیا عامل آن تنها خود خواهی مسعود بود؟ اگر چنین باور بما دست میدهد فکر میکنم که ما جامعه شناسانه قضاوت نکرده ایم. بنده بدون داخل شدن به تفصیلات موضوع میخواهم ازجناب شما بپرسم که فرض کردیم که همان ایئتلاف به حال خود باقی میماند وباهمان تشکل دولت مرکب از نیروهای موءتلفه تشکیل میشد آیا مشکل افغانستان حل میشد؟ این صرف سوالیست که پاسخ دادن به آن احتیاج به تعمق بیشتر و در نظر گرفتن واقعیت های موجود کشور در عصر حاضر دارد نه با دیدگاه تنگ حزبی و سازمانی ویا قومی. من خودم که اصلا باور ندارم که اگر همان نیروهای به اصطلاح ایئتلاف شمال جمع نیروهای خلقی هم اگر قدرت را در دست میگرفتند مشکل جنگ وتعاملات قدرت بین گروهای مختلف این سرزمین قابل حل نه تنها که نبود بلکه زمینه ساز بحران های دیگر هم میشد.
در اخیر خدمت جنابعالی عرض کنم که من نه قهرمان پرست هستم ونه خواهم بود من خدا پرست هستم فقط آن ذات بی همتا قابل پرستش است که شریک ومانند ندارد باقی همه فانی اند اما وابستگی فکری من به مسعود شهید امر طبیعی است به همان شکل که برای جناب عالی مائو و یا لینین ویاهم مارکس الگو ونمونه های تقلید استند.
برای بنده مسعود پدیده نا تکرار این سرزمین است که دیگر مادر دهر همچو او نزاید. او سرش را در راه عقیده ایمانش سرزمینش ومردمش هدیه داد وامید واریم باذکر قهرمانی های آن راد مرد مبارز هم خود وهم نسل های آینده این سرزمین الگو اسوه ونمویه برای آزاد زیستن وآزاد مردن وبا افتخار مردن داشته باشند
کامران میرهزار آزاد شد
بهادر عزیز سلام هرجا که جناب عالی ات تشریف فرما شوی بهادرشکن نیز به سراغت با منطق رساوقلم شیوا می رسد.
اینکه این قدر انصاف دروجود جنابعالی پیداشد که مردم پنجشیر را دیگر ناسزا نگویی خدا راشکر.
این را باید خدمت شما بعرض برسانم که نام مسعود با نام پنجشیر چنان گره خورده است که جدایی این دو امکان پذیر نیست. اینکه چرا مردم پنچشیر به عوض مسعود نخواستند عبدالحمید محناط ویادستگیر پنجشیری را به رهبری خویش برگزینند این خود دلالت به این دارد که مردم پنچشیر صداقت ایمان داری استقامت ثبات وپایداری آن راد مرد قهرمانرا عملا مشاهده میکردند ومی دیدند که وی همچو آنها باآنها در غم ودر شادی شریک بود هیچگاه او مردم خویش را تنها نگذاشت که یا به پاکستان سفر کند یا به مسکو برود. عزیزم بهادرجان!
موارد که شما از قول گروموف وغیره به آن استناد میکنید چیز هایست که ازنظر همه صاحب نظران داخل وخارج گذشته است هرنوع تحریف درعبارات کتاب دلالت به وجدانی روایت گر میکند به همین بسنده میکنم زیرا شما واقعا وجدان خویش را زیر پا میکنید وقتی که نقل قول نویسنده را مکمل نمی خواهید بنویسید.
در مورد مذاکره رو در رو باطالبان باید عرض کنم که مذاکرات با طالبان نه یکبار بلکه چندین بار صورت گرفت موضوع مذاکرات به هیچ وجه اشتراک درقدرت باطالبان نبود اگر میبود که بسیاری ها رفتند مانند جناب آقای اکبری هم به طالبان پیوستند ویا تسلیم شدند اگر موضوع به این ساده گی که جناب عالی فرض کرده اید که مسعود صرف هدفش قدرت بود باید اینقدر زحمت وبالاخره شهید شدنش به چی معنی میتواند تعبیر شود آیا خجالت آور نیست که باو جود که طالبان و آی واس آی مکرر از مسعود میخواستند که باید یکچا باطالبان باید حکومت بسازد آن بزرگوار همه آن پیشنهادات را رد کرد بازهم شما همه آنهارا انکار میکنید؟. اینکه وی گفته که او تطبیق شریعت رامیخواسته واضح بود اوهم مسلمان اصولی بود واقعا تطبیق شریعت یکی از آرمانهای یک مسلمان است اینکه چطور چگونه ودر کچا مواردی است که باید به روی آن بحث کرد آیا هرکس که خواهان تطبیق شریعت بود او خاین بوطن است؟
اینکه بعد از استقرار نظام نابغه شرق در کشور که همطراز جناب عالی بود وی از مقامات نظامی پاکستان خواهان کمک شده هم قابل انکار نیست ولی شما چگونه وجدان خودرا زیرپا میکنید وتمام همان جمله را در رابطه به نصیرالله بابر نمی نویسید این دیگر تقصیر مسعود نیست. مسعود شهید در همان جا میگوید که من هرقدر اصرار ورزیدم که این نصیرالله بابررا قانع سازم که به مجاهدین ما کمک کند اما دیدم که وی سرش را بالای میز پایین انداخته و چیزی را نظاره میکند من فکر کردم شاید وی نقشه افغانستان را بالای میزش گذاشته است اما هنگام خداحافظی خواستم که بیبینم که آن تصویر چیست دیدم که عکس یک زن برهنه را بالای میزش گذاشته بود.
خوب حالا بهادر جان عزیز خودت صادقانه اعتراف کن که آیا وجدان داری؟
من هیچ قضاوت بیشتر نمی کنم فقط یک چیز را برایت میگویم که اگرمخالف مسعود هم هستی باش اما باوجدان.