طليعه
آنچه در پي ميآيد نوشتهاي است كه با نگاه انتقادي به عملكرد كهنه گرايان و ائتلاف سيستماتيك آنان دربرابرداكتر سپنتا پرداخته است. ارايه تحليل جامعه شناختي از ساختار فكري و نظام اجتماعي كهنه گرايان و شيوه تربيت سياسي عناصر كهنهگرا چارچوب اصلي مقاله را تشكيل ميدهد. نويسنده بر اين باور است كه نقد يك روند يا يك مجموعه سياسي هرگز به مفهوم دشمني با آن نيست بلكه چنانچه به صورت علمي، ضعفها و آسيبهاي آن تذكر داده شود، فرجام آن، رشد و اعتلا خواهد بود. بنابراين، نقد، يكنوع آسيب شناسي و ترميم نقايص به شمار ميرود.
تاملاتي جامعه شناختي پيرامون عقلانيت ونو سازي ونقش منفي واپسگرايان
ماكس وبر جامعه شناس آلماني با تبيين ريشههاي ظهور سرمايهداري و عوامل مؤثر و تشكيل دهندة نظام سرمايهداري در مغرب زمين، توسعه يافتگي و صنعتي شدن جوامع غربي را تبيين نموده و بر زندهگي عقلاني انسان در جامعه تأكيد مينمايد. عقلاني شدن به اين معني است كه قدرت به ميزان زيادي از دست رهبران سياسي سنتي خارج شده و در اختيار نظام ديوان سالاري و سازمانهاي رسمي كه تبلور عقلانيتاند، قرار گيرد.
به نظر ماكس وبر، اقتدار سنتي و فرهمند، اشكالي از اقتدار هستند كه پيش از تحقق اقتدار عقلاني در جوامع عقبمانده و غير صنعتي متداول بوده و حاكميت دارند. وبر، در اثر معروف خود "اخلاق پروتستان و روح سرمايهداري" اين نكته را گوشزد ميكند كه محقق شدن نظام سرمايه داري در مغرب زمين نيازمند روحيهاي خاص و به عبارتي، زمينهاي اخلاقي، رواني، اجتماعي و فرهنگي ويژهاي بوده كه جوامع غربي با همراه شدن با چنين زمينه و روحية خاص توانستهاند به نظام سرمايهداري و در فرجام جامعهاي صنعتي دست يابند.
بنابراين، اگر با ديد جامعه شناختي وبري به نوسازي توجه كنيم، نوسازي با فرايند عقلانيت و عقلاني شدن جوامع ارتباط تنگاتنگي پيدا ميكند؛ زيرا در اين رهيافت، نوسازي و تجدد، حاصل عقلاني شدن جوامع انگاشته ميشود. نوگرايي يك خصلت اجتماعي ساختار يافته از رهگذر پويشهاي دنيوي شدن، عقلاني شدن و روشنگرايي است.
جامعه افغانستان كه تازه در مسير توسعه و نوسازي قدم ميگذارد و ميرود تا عقلانيت را به مرور در ساختار سياسي و اجتماعي خود نهادينه سازد، و به تعبيري، نوعي اقتدار عقلاني را دست كم براي فرداي خود به ارمغان آورد، اكنون كهنه گراياني را در پيش چشم خود نظاره ميكند كه رهاورد آن، جز يأس و نااميدي چيز ديگري نيست. كهنه گرايان در حال حاضر به مثابه يك جبهه سياسي جديد با سطح دانش بسيار پايين و اغراض خاص كه در موارد متعدد، ناقض منافع ملي است ظهور نموده است. ولسي جرگه به جاي اين كه پيشگام عرصههاي نوسازي و اقتدار عقلاني جامعه باشد، مغاير با فلسفه وجودي خود، به پايگاه سياسي مخالفان رئيس جمهور و تيم وي تبديل شده است. در واقع افراد مشخصي در مجلس نمايندهگان با بهرهبرداري از احساسات پاك و شريف وكلاي مردم، پارلمان را به عنوان سنگر سياسي خود اختيار نموده است.
در راستاي همين اهداف بود كه حدود چند هفته قبل، پارلمان در يك اقدام شتابزده و فرايند پيچيده، پرابهام و مشكوك، وزيران عودت مهاجرين و امور خارجه را به دليل كوتاهي در امر اخراج مهاجرين از ايران مورد استيضاح و سلب صلاحيت قرار دادند. كارشناسان و حقوق دانان از همان آغاز، اقدام پارلمان را دربارة وزير خارجه مورد نقد قرار دادند و اين تصميم سياسي را از لحاظ قانوني، غير قابل قبول خواندندودلايل ذيل را ارايه كردند:1. مطابق بند سوم ماده 92 قانون اساسي، استيضاح وزراء بايد با دليل موجه و منطقي همراه بوده و از صراحت و شفافيت لازم برخوردار باشد. در حالي كه دلايل استيضاح كنندهگان براي حقوقدانان و ناظران بي طرف غير قابل قبول دانسته شده است؛ زيرا مسأله اخراج مهاجرين با كار وزير خارجه ربط اساسي و قانوني ندارد. افزون بر اين، وزير خارجه تا جايي كه به وي مربوط ميشد، تلاش مضاعف را به خرج داده است. چرا كه داكتر سپنتا در سفر اخير به تهران از اخراج جمعي افغانها توسط پوليس ايران و سختگيري اين كشور نسبت به مهاجران افغان، شديداً انتقاد نمود.
در همين راستا به خاطر جلوگيري از اخراج بيروية مهاجرين افغان فاقد مدرك از ايران، سفير ايران به وزارت امور خارجه فراخوانده شد و سخنگوي وزارت خارجه رفتار ايران را مغاير حسن همجواري و بهرهبرداري سياسي مقامات ايراني از مهاجرين اعلام كرد.
2. بسياري از كارشناسان مسايل سياسي و حقوقي اين پرسش را مطرح كردتدكه مسأله اخراج افغانها از ايران موضوع تازهاي نيست بلكه يك روند سابقهدار است كه از گذشته دور تا به حال با شدت و ضعف جريان داشته است. بنابراين سؤال اين است كه اگر انگيزه سياسي در كار نيست، چرا پارلمان طي دو سال گذشته اين مسأله را طرح و بررسي نكرده است؟به علاوه، بر اين نكته نيز بايد دقت كرد كه اصولا تعهدنامه بازگشت مهاجران افغان از ايران را داكتر عبدالله وزير خارجه پيشين با مقامات ايراني امضا كرده است نه وزير خارجه فعلي.
. از آن جايي كه بر اساس فقره اول ماده 64 قانون اساسي، پاسداري و صيانت از قانون اساسي و اجراي درست آن از صلاحيتها و وظايف رييس جمهور است، آقاي كرزي از همان آغاز مانند بسياري از حقوقدانان و ناظران مستقل، روند مشكوك استيضاح وزير خارجه را به ستره محكمه واگذار كرد تا پس از بررسي دقيق، رأي نهايي را صادر نمايد. در فرجام پس از سه هفته تدقيق و بررسي همه جانبه، ستره محكمه رأي به ابقاي وزير و تداوم كار وي داد. تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي دادگاه عالي افغانستان، مغاير بودن رأي پارلمان با قانون اساسي و آييننامه داخلي مجلس نمايندهگان را به همگان گوشزد كرد. هر چند پيش از آن حقوق دانان و كارشناسان نيز استيضاح وزير خارجه را ناشي از انگيزه سياسي و فاقد وجهه قانوني دانسته بودند.
پس از تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي ستره محكمه به عنوان عاليترين نهاد قضايي كشور، زمزمههايي آشكار شد كه آقاي قانوني مصمم است تا به نمايندهگيهاي سياسي و شوراي امنيت سازمان ملل و برخي سازمانهاي بينالمللي طي مكتوبي، غيرقانوني بودن ادامة كار وزير خارجه را تبليغ كند. اين تصميم كه بسيار مضحك به نظر جلوه مينمود تعجب همگان را برانگيخت. زيرا نامهنگاري به نمايندهگيهاي سياسي، ملل متحد و نهادهاي بين المللي از وظايف و صلاحيتهاي وزارت امور خارجه است. به نظر ميرسد ناآشنايي آقاي قانوني با قانون و وظايف پارلمان و نيز بياطلاعي يا كم اطلاعي ايشان از حقوق بينالملل و روابط بين الملل موجب چنين تصميماتي شده باشد.
به هر تقدير، آنچه آقاي قانوني وهمفكران وي بايد متوجه باشند چند نكته به شرح ذيل است:
الف) ستره محكمه به مثابه عاليترين نهاد قضايي كشور از اعتبار خاصي برخوردار است. رأي صادره از جانب اين نهاد، رأي نهايي بوده و مخالفت با آن نوعي نافرماني در برابر قانون را نشان ميدهد.
ب) اصولاً رئيس جمهور كرزي از همان آغاز ميتوانست طبق اختيارات و صلاحيتهايي كه در قانون اساسي براي وي پيشبيني شده است، مسأله استيضاح و رأي عدم اعتماد را به دلايل مختلف همچون: مقتضيات زمان و ايجابات مصالح ملي و بينالمللي، بيارتباط بودن قضيه مهاجرين از نظر اجرايي به وزارت خارجه، غير منطقي بودن دلايل استيضاح كنندگان و ملوث بودن با انگيزههاي سياسي، مردود اعلان كند.
ج) وقتي رئيس جمهور مسأله استيضاح را به ستره محكمه واگذار كرد و رأي نهايي اعلان شد ديگر كسي از نظر قانوني حق ندارد با آن مخالفت نمايد. زيرا رئيس جمهور كرزي، رئيس هر سه قوه است و توسط مردم با كسب آراي در حدود شصت درصد و تأييد جامعه جهاني و سازمان ملل متحد برگزيده شده است. اشتباه عدهاي اين است كه فكر ميكنند آقاي كرزي تنها رياست قوه مجريه را به عهده دارد، در حالي كه رئيس جمهور به عنوان شخص اول مملكت رياست هر سه قوه را در حقيقت از اين نظر كه رئيس دولت ميباشد متولي ميباشد. رئيس جمهور از همان آغاز يعني پس از ختم جلسه روز شنبه پارلمان، داكتر سپنتا را به تداوم كار در وزارت خارجه دعوت كرد. اين در حالي است كه در همان زمان نيز آقاي قانوني مخالفت خود را با حكم رئيس جمهور اعلان كرد.
اين نوع مخالفتهاوتهاجم هاي سيستماتيك بعدي در قالب مقاله، مصاحبه و...عليه وزارت خارجه ناشي از مدنيت ناپذيري يا نافرماني ضد مدني برخي بازيگران سياسي ماست كه هرگز به محدودة كاري، صلاحيتها و وظايف و اختيارات خود دقت نظر ندارند و نميتوانند درك دقيقي از موقعيت خويشتن و رقبا و زعماي مملكت داشته باشند. اين گونه نافرمانيها در شرايط كنوني به هيچ وجه پاسخگو نيست و طليعة بسيار شومي است براي آينده و فرداي سياسي اين بازيگران.
اگر تيم كهنه گراي مجلس نمايندهگان به ويژه آقاي قانوني به عنوان رئيس اين جرگه، از توانايي حقوقي لازم و سطح دانش مورد نياز براي اعضاي قوه مقننه بهرهمند ميبودند از اول مرتكب چنين خطاي حقوقي نميشدند و انگيزههاي سياسي را در مباحث حقوقي دخالت نميدادند. اين نكته يك مسأله را به ما گوشزد ميكند كه بهتر است براي ارتقاي سطح دانش نمايندهگان، تدابيري اتخاذ شود تا آنان با فراگيري مباحث لازم به ويژه در موضوعات سياسي و حقوقي از همسويي با طيف كهنه گرا اجتناب ورزند و از اين پس بتوانند تصميمهاي معقولتري اتخاذ كنند ودر نتيجه به حيثيت پارلمان افغانستان هر روز لطمه وارد نكنند.
تصميمات شتاب زده و فاقد وجهه حقوقي پارلمان در مورد استيضاح وزير خارجه سبب شد تا روشنفكران، تودهها، سازمان ملل و جامعه جهاني از همان آغاز در برابر اين مسأله واكنش نشان دهند و عملكرد مجلس را فاقد وجهة قانوني و عقلاني تفسير نمايند. در همين راستا، ادارين اداواردز سخنگوي يوناما در كابل اعلام كرد: "نظر يوناما اين است كه قانون اساسي افغانستان به پارلمان صلاحيت سرزنش كردن و يا دادن رأي عدم اعتماد را داده است. اما قانون اساسي مشخصاً به پارلمان اين حق را نميدهد كه وزيران را بركنار كند. فقط رئيس جمهور حق بر كنار كردن وزراي كابينه را دارد." ( بي بي سي، دوشنبه 21 مه 2007 )
نتيجه گيري
خطاي سياسي و حقوقي شوراي ملي به ويژه مجلس نمايندهگان تحت تاثير عوامل كهنه گرا در استيضاح داكتر سپنتا كه از خوشنامترين، صادقترين و شايستهترين وزراي كابينه دولت منتخب رئيس جمهور كرزي ميباشد، نشان داد كه هنوز جناح كهنه گرا با قاعده بازي در دنياي سياست و منطق حقوقي و قوانين پارلماني ناآشنا است. بيشتر اعضاي اين تيم حتي از فهم منافع خود و منافع ديگر بازيگران، تجزيه و تحليل درستي ندارند. زيرا در صورتي ميتوان به فهم منافع خود و ديگران توسل جست كه احساسات و هيجانات در حداقل و محاسبه و عقلانيت در اوج خود قرار داشته باشد. غلبه احساس در فرايند فهم پديدهها، فقدان توجه به رقابت سالم و يادگيري،سطح نازل فرهنگي نسبت به فرهنگ و تمدن زمانه و مشكل پردازش مبتني بر منافع ملي از جمله ويژهگيهاي كهنه گرايان افغانستان در حال حاضربه شمار ميرود.
برخي عناصرواپسگرا بويژه شماري ازكهنه گرايان حاضر در مجلس نمايندهگان كه در تمام طول زمام داري سنتي و عشيرهاي، توسط تحسين كنندهگان و تأييد كنندهگان قومي و گروهي احاطه شده بودند، در حال حاضر نيز نميتوانند به لحاظ رواني، سلامتي لازم را داشته باشند تا به صورت نرمال و بر اساس تعادل ميان واقعيتها و مقدورات، شوراي ملي را مديريت نمايند. افزون بر اين، تضاد در منافع، اختلافات قابل توجه فكري، جهل سياسي و وابستگيهاي بيروني برخي افراد مدعي قدرت در داخل شورا و بيرون از آن حاكي از آن است كه برخي كشورهاي همسايه نهايت بهرهبرداري در تعميق حضور خود در كشور را به كار خواهد بست. اين مسأله وقتي به صورت عيني برجسته ميشود كه بدانيم زبان ديپلوماسي افغانستان در دورة داكتر سپنتا نسبت به مداخلات پيدا و پنهان كشورهاي همسايه بسيار صريح، شفاف و پر قدرت بوده است.
بنابراين، بعيد است در آينده نزديك، فرهنگ سياسي دموكراتيك ميان افراد و گروههاي كهنه گراي مدعي قدرت در پارلمان كشور ظهور كند و مجلس به يك سيستم سياسي ـ حقوقي با ثبات، مشروع، قاعدهمند و قابل پيشبيني تبديل گردد. زيرا تربيت سياسي برخي حلقات حاضر در شوراي ملي با روند تغييرات دموكراتيك كاملا ناسازگاري دارد. هنوز چهرههاي شاخص اين تيم در مجلس نمايندهگان و بيرون ازآن به يك تعريف دراز مدت از منافع ملي دست نيافته و ثبات فلسفي در افكار و رفتار خود را به نمايش نگذاشتهاند.
فقدان اجماع سياسي در مورد منافع ملي، اعتقاد به سنتهاي سركوبگرايانه و فقدان سنت مدني سهم دهي در تصميم گيري از جمله متغيرهايي هستند كه روند تحول كيفي كشور را آهسته و زمينه دخالت خارجي را فراهم ميكنند. در مجموع بايد گفت كه از نظر جامعه شناختي در حال حاضر برخي افراد بهرهمند از نوعي اقتدار سنتي در جبهه كهنه گرا به شقاق سياسي بيش از پيش اهتمام دارندو اين در حالي است كه چالش اساسي در شرايط حاضر، نهادينه كردن صلح در كشور است كه پيامدهاي مهم نظري و سياسي براي ماتريس فلسفي و ژئوپلتيك كشور در برخواهد داشت.
در يك جمع بندي كوتاه، جبهه كهنه گرايان را ميتوان با خصيصههايي چون نا آشنايي بيشتر اعضا با جوهر قوانين مدني، سطح نازل فرهنگي،جمود فكري، باورمندي به سيستم متغلب سياسي وفقدان انديشه ورزيهاي نظام يافته سياسي- حقوقي توصيف كرد. ويژه گيهاي مزبور كه در رهيافت جامعه شناسي سياسي از مولفههاي انحطاط به شمار ميروند، موجب سلب اعتماد مردم نسبت به اين دسته شده است.در حال حاضر هر چند نمي توان منكر افراد روشنفكر وآگاه نسبت به فرهنگ وتمدن زمانه در خانه ي ملت شد اما بايد تذكر داد كه شمار اين افراد بسيار اندك است ونمي توانند روي بدنه ي اصلي وساختار شورا اثر گذار باشند ودر نهايت، مانع كشاكشهاي سياسي وفرقه اي در درون پارلمان شوند .
حركت سياسي اين مجموعه وتهاجم سيستماتيك عليه وزير خارجه نوگرا، ناشي از جوانههاي زوال وانحطاط تيم كهنه گرا همراه باآشفتگي و نابساماني فكري اين طيف است. از جمله مي توان به پروژه از قبل طراحي شده استيضاح وزير خارجه توسط همين دسته اشاره داشت كه واكنشهايي وسيع را درسطح كشور از مقام رياست جمهوري گرفته تا اقشار مختلف اجتماعي وجامعه بين الملل پديد آورد، ودر فرجام، با راي دادگاه عالي، موجب كاهش اعتبار پارلمان كشور در نزد مردم افغانستان وجامعه جهاني گرديد.
عملكرد كهنه گرايان از آن نظر مورد نقد قشر تحصيل كرده ، نهادهاي مدني، تودههاي عدالت خواه و نو گرايان مسلمان قرار گرفته است كه اين تهاجم سياسي عليه سياستمداري صورت ميپذيرد كه نماد نسل روشن فكر و طلايه دار انديشه ترقي خواهي در افغانستان پساطالبانيزم محسوب ميگردد. اين در حالي است كه مهاجمان سياسي نوعًا از كهنه گراياني است كه به دليل مشاركت و مديريت جنگهاي داخلي و توليد بحرانهاي قومي از طرف سازمان ديدهبان حقوق بشر متهم به نقض گسترده حقوق بشر گرديده وعاملان شكنجههاي خاموش و مرگهاي در سكوت معرفي شدهاند.
افزون بر اين، شماري از رهبران سنتي كهنه گرا به راه و روشها و قالبهاي تحليلي سنتي خود عادت كردهاند و حاضر به پذيرش ترتيبات نو و اتخاذ روشها و به كارگيري الفاظ جديد نيستند.
آنان بدون توجه به تحولات بيروني و صرفاً با نگاههاي دروني و ذهني به مسايل مينگرند. اتخاذ اين شيوههاي كهنه كه به دهه 1950 ميلادي (دوره استقلال خواهي و استعمارزدايي) تعلق دارند امروز نه تنها كارآمد نبوده، بلكه به ضرر منافع ملي افغانستان ميباشد. فقدان آمادهگي براي تغيير در دورهاي كه سرعت تحولات تنها به طور نمادين با سرعت نور قابل محاسبه است، به نفع جامعة افغاني كه به شدت نيازمند تحول است، نميباشد.
فارابي فيلسوف نامور در بحث مدينه فاضله و غيرفاضله اين گونه افراد را "نوابت" يعني عناصر فناپذير كه شامل ترتيب و نظم نميشوند مينامد. از نظر فارابي اين اشخاص از مدنيت بيبهرهاند و نميتوانند پايبند مدينه و اصول مدني باشند و از اين رو، طرز تفكر و اجتماعات آنان نيز مدني تلقي نميشود. (حاتم قادري، انديشههاي سياسي در اسلام و ايران، ص 149 ـ 150)
به هر تقدير نكته حايز اهميت آن است كه فراموش نكنيم كه مديريت كارآمد جمعيت 25 ـ 30 ميليون نفري كشور، نوعي تعامل معقول با جهان را ميطلبد. براساس واقعيتهاي سياست بينالملل، چه ما علاقهمند باشيم و يا نباشيم توان توليدي و اقتصادي، جايگاه كشورها را در سطوح قدرت بينالمللي مشخص ميكند. به اين ترتيب، كشور ما به يك استراتيژي چندجانبه با جهان به ويژه دنياي غرب نياز دارد. طراحي اين استراتيژي نسبت به غرب محتاج انسانهاي تنومند تئوريك است كه هم به حساسيتهاي داخلي آشنا و هم به واقعيتهاي بينالمللي واقف باشند و در عين حال، افزايش سطح كيفيت زندهگي مردم افغانستان مهمترين دغدغه وي باشد. داكتر سپنتا با شناخت كافي از شرايط منطقه و جهان، دقيقاً در همين راستا گام برداشته و برميدارد.
همچنين وزارت خارجه مصمم است تا شبكه تصميمگيري كشور علميتر شود. زيرا به كار گرفتن و سهيم كردن نيروهاي علمي، تخصصي و فكري خود بهترين منبع دفع تهديدات خارجي و سامانيابي اوضاع داخلي است. به علاوه داكتر سپنتا و همكاران مدير و مدبر وي با آگاهي كامل از ويژهگيهاي عصر جهانيشدن و كمّي و تكنولوژيك شدن مديريت سياسي در ميان حتي كشورهاي در حال توسعه، استراتيژي ملي مكتوب را در حوزه سياست خارجي تدوين نموده به گونهاي كه مباني نظري و عملكرد وزارت خارجه كشور در طول يك سال گذشته ميتواند راهنماييها، نمونه رفتارها و قطبنماهاي متعددي را پيشروي سياست مداران حال و آيندة ما قرار دهد.
آينده ميان مدت افغانستان با وجود داكتر سپنتا در رأس تصميمسازي سياسي بسيار اميدوار كننده است مشروط به اينكه ثبات سياسي ميان گروههاي قدرت برقرار شده و شبكه تصميمگيري در ساير وزارتخانهها نيز علميتر شود. در اين راستا سطوح فعاليت وزارت خارجه ميتواند مبنا و الگويي براي ساير شبكهها و وزارتخانهها باشد. درك عيني و صحيح از وقايع و تحولات در سياستگذاريها و مديريت كشور از دلايل عمده توفيقات وزارت خارجه طي يك سال گذشته است.
توجه به اين نكته نيز حايز اهميت است كه بدانيم تفكر و عمل سياسي در افغانستان هميشه يك پديده كوتاه مدت بوده است. بهترين روش براي ايجاد ثبات و جلوگيري از تهديد، نگاه دراز مدت به تفكر و عمل سياسي در كشور است. توفيقات داكتر سپنتا دقيقاً در همين موضوع نهفته است. زيرا تمامي رفتارها و سياستگذاريهاي كشور طي يك سال گذشته با نگاه بلندمدت صورت پذيرفته و وقت قابل توجهي از رجال سياسي كشور در حوزه سياست خارجي، صرف ايجاد قاعده جهت تأمين منافع بلندمدت كشور گرديده است.
با توجه به شرايط منحصر به فرد افغانستان و موقعيت ويژه سياسي آن، نگاههاي كوتاه مدت با قاعده بازي و ماتريس 100 به صفر كه رهبران سنتي از آن بهره ميگيرند، به نفع كشور و منافع عامه مردم افغانستان نيست. حتي در روابط انسانها، نگاه دراز مدت به سخن، رفتار و واكنش، نوعي خويشتنداري و فهم متقابل ايجاد ميكند. علاوه بر آنچه ذكر شد، ملاك تمامي سياستگذاريهاي خارجي كشور در دورة داكتر سپنتا، افزايش سطح استاندارد و كيفيت زندهگي مردم افغانستان بوده است. به اين ترتيب افغانستان در حوزه سياست خارجي به سمت طراحي افقي عقلايي در حركت است كه اميد ميرود طي سالهاي آتيه شاهد پيشرفتهاي چشمگيري در اين حوزه باشيم.
اين كه چرا هنوز كهنهگرايان با وزير خارجه اصلاحطلب به مثابه يك روشنفكر آزاده، ملي و ترقيخواه مخالفت ميكنند بدان علت است كه تمكين به حقيقت، توانايي، رواداري و بزرگي ميطلبد.
نظرات
53 دیدگاهکامران میرهزار بازداشت گردید
کامران میرهزار بازداشت گردید
http://www.kabul.tchatcheblog.com/ در وبلاگ بخوانید:
آنلاین : کامران میرهزار بازداشت گردید
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه زن تو هزاره کوس کنم چی خوب کاری لوکس کنم..
هزاره بچیم باز طالب میاید و آته توره کوس مونه
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
خدا تورا لعنت کند. بی وجدان تو نجس هستی ومایه ننگ یک کشور اسلامی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه زن مسعود کوس کنم چی یک کاری لوکس کنم
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه زن مسعود کوس کنم چی یک کاری لوکس کنم
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کل هزاره زن کل پنجشیری کوس کنه چه یک کار لوکس کنه
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کل هزاره زن فاروق وردک کوس کنه چه یک کار لوکس کنه
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
جالب است یک نفر دو نظر میته یکی که نظری را آفرینی میته و دومی اش را خودش به نامه خود جواب میدهد.داکتر اسپنتای خلاص است بیادر کشته کشته چوکی.شما هر چه که تعریف کنین باز هم هیچ است.اگر اسپنتا مرد میبود خو حالا وقت رفته بود به ملک پدری خود.در افغانستان و وزارت خارجه هیچ کس او را خوش نمی بیند یک آدم اضافی است.شما صد ها مقاله بنویسین و هزار ها نظر ارسال کنید نظر مردم را تغیر داده نمیتوانید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اقای محترم چرا وار خطا معلوم میشوی.داکتر سپنتا محبوب القلوب است.مردم افغانستان ورییس جمهور وجامعه جهانی همه اورا تایید و تصدیق می کنند. در وزارت همه به عنوان یک دانشمد اورا احترام دارند دروغ نگو که خدا وند گفته الا لعنته الله علی القوم الکا ذبین.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه خو کدام وار خطایی ندیدیم در نضرش.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
قابل توجه هموطنان . کسی به نام پشتون ودفاع از پشتون ها علیه وزیر محترم خارجه داکتر صاحب سپنتا و اقای میر هزار سخن عاری از ادب گفته وگستاخی کرده است.ما عده ای از محصلین پشتون این گستاخی و بی ادبی این فرد را محکوم میکنیم واز این فرد که خود را معرفی نکرده است.اعلام برائت و انزجار میکنیم . این گونه افراد به هیچ قومی تعلق ندارد ومایه ننگ افغانستان است .در پایان از همه هموطنان می خواهیم که پیام های خودرا مودبانه بنویسند و اخلاق اسلامی و انسانی را رعایت کنند.
جوانان محصل پشتون.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
واعتصمو بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا.محصلین هزاره نیز تنفر خود را از فتنه انگیزان اعلام میکند.ما باور داریم که هزاره وپشتون برادر اند .بعد از خبر باز داشت میر هزار یک نادان به حمایت از پشتون وحمله علیه هزاره خواسته در این سایت نفاق افگنی کند ما نیز این عمل وقیح وهم چنین بی ادبی این فرد را به مقام وزارت محترم خارجه وکامران میرهزار محکوم میکنیم وبر همبستگی کلیه اقوام کشور تاکید می کنیم. والسلام. محصلین هزاره.13_4_86
بیایید یکجا شویم
مه قربان شما محصلین شوم این چیست که محصلین هزاره و محصلین پشتون این خودش یک نوع تفرقه است چرا نمیگین محصلین افغان تا که همه ما و شما یکجا نشویم و دشمن خود را نشناسیم همینطور آواره و در بدر خواهیم بود.همه ما و شما افغان هستیم افغان.پس این پشتون و تاچک و هزاره را از بین ببریم.بیایین دست به تست هم دهیم و وطن خود را آباد کنیم.یگانه امید مه به جوانان و محصلین افغان بود که شما هم نشان دادین که شما هم تعصب دارین بیایین همه گذشته را فراموش کنیم و از یک فردای نوع شروع کنیم فکر خود را تغیر دهیم.پس من شخصا آرزو دارم که تمام محصلین افغان باهم یکجا شویم و هر کس که به وحدت ملی ما خدشه وارد میکند باهم مشتی به دهن اش بزنیم که دیگر جرت چنین کار را نداشته باشد.اگر ما و شما چوانان افغان یکجا شویم پس میتوانیم که وطن عزیز خود را آباد کنیم.میخواهم که شما وعده کنید که بر علیه هر نظر و یا مقاله که بر ضد وطن ما باشد یکجا عکس العمل نشان دهیم تحت نام چوان افغان نه جوانان مربوط به کدام قوم.
کامران میرهزار بازداشت گردید
کامران میرهزار بازداشت گردید
http://www.kabul.tchatcheblog.com/ در وبلاگ بخوانید:
آنلاین : کامران میرهزار بازداشت گردید
کامران میرهزار بازداشت گردید
به نام خدا
ازادی بیان حق هر انسان است .
جمعی از روشنفکران افغانستان از امنیت می خواهیم که در روند باز پرسی وتحویل اقای میرهزار روزنامه نگار شهیر کشور جانب بی طرفی وعد
الت را رعایت نمایند واز هر گونه تو هین بپرهیزند.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
پشتون و هزاره بيراره
دشمن مو شورای نظاره
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
پشتونها از قدیم گفته اند : هزاره را بزن که دوست تو شود . بگمانم ضربات عبدالر حمان خان و طالبان تا هنوز مغزت را تکان میدهد که به فاشیستها تملق میگویی وبه تاجیکها فحش میدهی . اما بدان که فاشیستها همان درسی را که به مزاری دادند به تو وامثال تو نیز خواهند داد . تو ساده لوح باید بدانی که تاجیکها متحد طبیعی هزاره ها اند . شورای نظار نمیتواند کل تاجیکها را تمثیل کند همچنانکه حزب وحدت نمیتواند نما ینده تمام هزاره ها باشد . کاری نکن که مثل بالا شود.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
بلی اقای دشمن فاشیست حرف شما قبول است هزاره ها و تاجیک ها هردو همیشه قربانی استبداد بوده اند مشترکات زیاد است زبان ومدنیت پارسی و...اما قبول کن که شورای نظار هنوز اب به اسیاب دشمن میریزد.حتی مسعود اشتباه کرد که هزاره ها را از خود راند.ولی باید گذشته را فراموش کنیم.من موافقم که تاجیک ها متحد طبیعی هزاره است.باید با استبداد قبیلوی مبارزه کنیم.اما بدان که هزاره هیچوقت از پشتون نترسیده وتر س نخواهد داشت .همیشه مبارزه کرده بیش از دیگران حتی در حال شکست .اگر طالبان هزاره را قتل عام کرد.ضربه هزاره در مزار را هیچ وقت از یاد نخواهد برد.این اسمان بدون ستاره نمیشود.
این خاک بی وجود هزاره نمیشود.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه از همه کسانی که یکی بر فرق دیگه میزنن یک سوال دارم
برادر های عزیز ایا بد گفتن یک قوم توسط قوم دیگر کدام درد ما را دوا میکند.؟دلم درد میکنه چون شیفته یک وحدت ملی هستم کی باشه که همه ما شما یکی شویم و یک مفکوره در سر ما باشه و آن افغانستان باشه مردم وطن ما باشه به کودکان افغان فکر کنیم به آینده شان فکر کنیم.شب گذشته در روسیه تمام مردم یکجا شده بودند و دعا میکردند که شهر سوچی بتواند میزبان بازی های زمستانی المپیک شود مه شخصا رنج میبوردیم وقت که میدیدم که مردم روسیه تا چه اندازه وطن خود را دوست دارند و ما چه میکنیم یکی در فرق دیگر.مه شخصا توبه کردم که بعد از این حتی کلمه تاچک و پشتون را در زبان نمی آورم و اگر تا به حال بعضی چیز های نوشته ام و کسی از من ناراض است معذرت میخواهم و میگم که بد کردم و بزرگترین اشتباه زندگی ام بوده که در مسایل نزادی و قومی صحبت کردیم.ارزو دارم بنده را ببخشین از همه برادران افغان خود آرزو دارم که همه گپ ها را فراموش کنند.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
برادر عزیز وباوجدان هزاره!
نظرت را کاملا می پذیرم . من از اشتبا هات مسعود یا عملکرددیروز وامروز شورای نظار دفاع نکرده ام ونخواهم کرد . منظور من زدودن کینه بین انعده از برادران است که خطر بز رگ وواقعی را نمی بینند و دشمن اصلی را فراموش میکنند . من اساسا خیلی ناراحت میشوم که بجای گفتمان انسانی و هم میهنی از پشتون وتاجیک وهزاره وازبیک حرف میزنیم اما متاسفانه عناصر بی مسوولیت و قومگرا چیز های میگویند ومینویسند که دفاع از حقیقت را برای ما الزامی میسازد. من به هیچ صورت یک قوم معین را به گرایشهای فاشیستی متهم نمیسازم و لی در برابر آنعده افراد وگروههای نژاد پرست و تفوق طلب قومی (از هر قومی که باشد )نمیتوانم بی تفاوت باقی بمانم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کامران میر هزار دستگیر شد!
کامران میر هزار به احتمال قوی بوسیله ی عمال فاروق وردک دستگیر شده است.
چرا که اخیراً با دستگیر شدن آصف ننگ فاروق وردک خود را به شدت تحت خطر می بیند. تلاشهای گسترده ای را برای نجات خود از مهلکه آغاز نموده است. از جمله سخنان رحیم الله سمندر ریس نام نهاد فلان انجی او در حمایت از آصف ننگ در نتیجه تلاش بسیار جدی آقای فاروق وردک برای تغییر اوضاع است.
نجات کامران میر هزار حداقل در لخطه کنونی به معنای دشوار ساختن اوضاع برای فاروق وردک خواهد بود.
مخالفین کامران میر هزار باید در مخالفت ورزیدن با او در این مقطع بسیار خوددار باشند.
همه باید برای نجات یک خبرنگار تلاش کنیم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
نظری جان باسلام خدمت شما وتشکر از تحلیل زیبای شما.واقعا داکتر سپنتا به عنوان یک اصلاح طلب در تاریخ مانده نی است . چه مخالفین بخواهند وچه نخواهند.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
بیشک نظری صاحب متملق، خودت خو رسم ... را خوب اداء کردی، حالا نوبت وزیر دانشمندت هست که ادای دین بکند. کجا را خوش داری؟ سکرتر سوم در خاروغ تاجیکستان چطور است؟
نوش جانت
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اقای نیلی، خیرخواه و...هرباربه یکنام میایی واین بار به نام رضا.بدان که فقط خود را خوار وذلیل وبی ابرو میکنی .بگذار من بگویم که نظری را از نز دیک میشناسم .او انقدر همت بلند دارد که مثل تو به سکرتر و مکرتر فکر نمی کند او حتی افغانستان را برای خود کوچک میداند او می خواهد یکی از شخصیت های مطرح در حوزه های کلان بین المللی باشدویک تئوریسین بزک درسطح منطقه ،جهان اسلام ،خاورمیانه ودرسطح جهانی.جانم برو دنبال کارت .افتاب از دو انگشت پنهان نمی شود .خود را عذاب نده گفته اند :الحسود لا یسود.یا این حدیث را گوش کن واز حسادت بپرهیز :الحسد یاکل الایمان کما یاکل النار الحطب.یعنی حسادت ایمان ادم را میخورد همانطور که هیزوم اتش را میخورد ومیسوزاند.امیدوارم به راه راست هدایت شوی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
نخیر نه جان بیادر !
ای کارا خو از شگردهای سپنتای آلمانی و مرادیان اسکاتلندی است که پشت کمپیوتر بشینن و از خود و عملکرد ضعیف خود با نامهای مستعار دفاع کرده به تمجید و تعریف خود بپردازند. ( اگر وقت اجازه نداد، خدا چوکرای ریاست دفتر ره کم نکند)
عارف، زلمی، جمشید، مولوی زاده، بهرام، کابلی، حامد، محصلین هزاره و محصلین پشتون همه شان یک نفر است.
با سپاس - رضا
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
رضاجان چرا خود را اذیت میکنی .برو پشت غریبی خود .دنبال یک لقمه نان باش جان بیادر.مه خو ده آلمان هستم سپنتا انقدر محترم است وشهرت دارد که نیاز به پشت کمپیوتر نشستن نداره.تو بیچاره باید این کارهارا بکنی .اگر کدام تکلیف داری به شفاخانه امراض روانی مراجعه کن.چون شک زیاد نشانه روان بیمار است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
رضا بچیم بد شکاک شدی سیل کن سر فامیل شک نکنی یگان وقت ها.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
آنچه را آقای سپنتا یا داوود مرادیان درفوق نوشته اند چیز نو نیست برای سکرتران ووابستگان او که متاسفانه دید ضعیف دارند مقاله بسیار زیبا معلوم میشو د سوال دراینجاست که آقای سپنتا چرا توسط سکرترانش همیشه شورای نظار رادشمن خویش تلقی میکنند ؟ برعکس آقای سپنتا اولین وزیر درکابینه آقای کرزی است که مورد ضربات قلم روشنفرانی قرار گرفته اند که اصلأ باشرای نظار نه تنها ارتباطی ندارند بلکه انتقاد هم میکنند این خود آقای سپنتا بود که بالاف وپتاق زیاد وارد میدان شد اعمال وگفتاری را انجام داد که شایسته یک روشنفکری که حداقل شناخت رااز افغانستان دارد نیست اگر او طوریکه قبل از سلب اعتماد شان گقته بود برایشان بسیار آبرومندانه میبود که خود شان بوظیفه استادی میرفتند شاید درپوهنتون موثر ترباشند هر استاد سیاست نمتواند وزیر خوب باشد خصوصأ آنانیکه مدت بسیار زیاد ازوطن دور بوده اند ومتاسفانه دراداره دولت قبلأ کار نکرده وتجربه لازم را ندارد به عوض محترم آقا گفتن وبه عوض محترمه خانم گفتن دردی رادر این وطن دوا نمیکند بیسوادان را به نمایندگی های سیاسی مقرر کردن بخاطر عقده مندی با شورای نظار جفا به حال مردم بیچاره کشور است .آقای سپنتا راهی را که تو روان هستی به ترکستان میر سد که هدف مردم افغانستان نیست. والسلام
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
محترم کارمند وزارت خارجه اولا خیلی نامردی که نان ونمک وزارت را میخوری و نمکدان میشکنی.ثانیا دکتر سپنتابه شورای نظار کار ندارد. یک مشت ادم نادان تاریخ مصرف شان گذشته است. هیچ کس شورای نظار را قبول ندارد .نه پشتون ها ونه هزاره ها.ثالثا از خدا بترس دروغ نگو بهترین افراد را در سفارت ها روان کرده است. داکتر سپنتا شایسته سالار است .برو مقاله همین برادر را در مورد شایسته سالاری جناب سپنتا بخوان تا کمی از خواب بیدار شوی.نامردی نکن عزیزم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
من نمیدانم اینهمه دشمنی ومخا لفت با اسپنتا از چیست؟ این شخص مرتکب چی جنایتی شده است ؟ ایا اگر بجای او یکی از اعضای تنظیم های اخوانی قرار میداشت اینهمه غوغا اتفاق می افتاد؟
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
سلام اقای دشمن فاشیست بسیار سوال بجا کرده ای ازنوشته های تو معلوم است که ادم باسواد واهل مطالعه هستی به تو افرین میگویم.اما جواب سوال شما را نویسنده مقاله جناب نظری که از جوانان تحصیل کرده وپر استعداد کشور است گفته است که شیوه تر بیت سیاسی کهنه گراها وساخت نظام فکری شان بر عدم رواداری نسبت به روشنفکران ونو کراها استوار است.یعنی مخالفت انها با سپنتا دشمنی با مدرنیته است وضدیت با عقلانیت. همین مسایل را جناب نظری دقیقابانظریه ماکس وبر توضیح داده است .دوست عزیز این مقاله واقعا نوشته پر قدرت است وقابل استفاده امیدوارم بار دیگر بخوانید وپاسخ های خود را دریابید.در مطالعات خود موفق باشی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اگر دکتر سپنتا را بگذارند وزارت خارجه را جور میکنه. مه خو برش دعا میکنم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
آ بخیر دشمنان داکتر صاحب سپنتا هیچ کار کده نمیتانه مردم پشت سر وزیر صاحب است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
تئوریسین امور بین المللی، منطقه و جهان اسلام!
در تئوری همه چیز زیبا و خوب است. در این نوشته با وجودی که سعی شده است از هابز و کانت و ... تئوری نوسازی و نبرد بین کهنه و نو استفاده شود، ولی بین زمینه و موضوع ارتباطی وجود ندارد. ثانیاً نبرد بین سنتگراها و نو گراها با این ساده سازی، آن هم در کشوری بیش از حد سنتی مثل افغانستان، رقم بالایی از بلوف و خیال پردازی را می طلبد. سنت گرایی امر مذمومی نیست و آنچنان که نویسنده خواسته است نشان بدهد، اصلاً در افغانستان و آن هم در موضوع وزارت خارجه، اصلاً نبرد بین سنت و نو گرایی نیست. موضوع سیاست قدرت است، و سیاست قدرت، سنت و کهنه و نو نمی شناسد. در این نوشته چنان نشان داده می شود که گویا آقای سپنتا و طرفدارانش همه نو گرا و مخالفینش همه سنتی و پس مانده هستند!
اصلاً چنین چیزی نیست. در موضوع سپننا نبرد بین احساسات و واقعیت، و مقابله در برابر ضد اصلاحات است. آقای نویسنده با مظلوم نمایی استدلالشان این است استیضاح یک امر سیاسی است! آقای کارشناس امور بین الملل! سیاست در پارلمان است و یا جایی دیگر؟ طبیعی است که آنجا جای سیاست است. اما وزارت خارجه جای نبرد سیاسی داخلی نیست. چنانچه شما وزارتتان را به نبرد سیاست داخلی تبدیل نموده و در همه مسایلی که به وزارت شما مربوط نمی شود دخالت نموده اید و طبیعتاً بشتر از آنکه انرژی وزارت در عرصهء بین المللی خرج شده باشد در سیاست بازی داخل وزارت و داخل کشور خرج شده است. با تئوری های دهان پر کن نمی شود شکست یک سیاست غلط را در چشم مردم وارونه جلوه داد و این همه اشتباه را به گردن سنت و نوگرایی انداخت. کدام سنت و کدام نو گرایی؟این نوشته را مقالهء سرکاری و فاقد بار علمی یافتم
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوست عزیز بی نام ونشان سلام .هرچند خود جناب نظری باید جواب شما را بگوید اما با اجازه نظری صاحب چند نکته را یاد اور میشوم .اولا معلوم است که مقاله را درست نخوانده ی ویا اگر خوانده ی نفهمیده ی.چون در مقاله از تئوری ونظر هابز وکانت استفاده نشده .لا اقل بگو ماکس وبر که در همان قسمت های اول مقاله است.برو دوباره بخوان وکوشش کن بفهمی.ثانیا تو غریب اصلا نمی دانی که تئوری نوسازی مال که است .او غافل نوسازی مال هابز وکانت نیست قرارداد اجتماعی مال این دو است. ثالثاراست بگو بچه که با شورای نظار چه نسبتی داری؟ چون بوی عقده گشایی از پیامت میاید.گفتی ارتباط بین زمینه و موضوع وجود ندارد .کو دلیل وتو ضیح تو.در اخر هم مثل استاد ربانی حکم قطعی کردی ورفتی .ای نامرد.انصاف داشته باش.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اقای فیلسوف عجول!
قرارداد اجتماعی اثر ژان ژاک روسو از فرانسه است نه "مال" یا بز وگوسفند هابز وکانت ! امید است ببخشی ها!!!
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
جناب دشمن فاشیسم منظور من کتاب قراداد اجتماعی نیست نظریه قرارداد اجتماعی وی است که از وضعیت طبیعی به قرارداد اجتماعی می رسند.هابز از قرارداد اجتماعی به پادشاهی توتالیتر میرسد ولاک به لیبرا لیسم.حالا معلوم شد که چه کسی عجول است؟
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
– آقای شاکری محترم. تشکر از جوابتان. من مقاله را خوب خوانده ام ولی متاسفانه شما جواب کوتاه مرا خوب نخوانده اید. من نوشته ام:" در این نوشته با وجودی که سعی شده است از هابز و کانت و ... تئوری نوسازی و نبرد بین کهنه و نو ..."
– در کجای یاد داشت من ادعا شده است که تئوری نو سازی از کانت یا هابز و یا کسی دیگر است؟ لحن نوشتهء من کنایی است و برای همین از آنها نام برده شده است.به عبارتی نظرم را در قالبی کنایی بیان داشته ام. اما رویکرد وبری به جامعه شناسی سیاسی، در نظر بسیاری از علمای جامعه شناسی سیاسی گمراه کننده است. با آن هم، نویسنده تئوری وبر را خواسته است در جامعهء افغانستان تئوریزه نماید، کاری بس مهم. اما تحلیل گروه های سنت گرا و نقش آنها در فرایند مانع تراشی به سر مدرنیزاسیون و نو سازی تبدیل به شعارهای کلیشه ای و اتهامهای سیاسی می گردد. مهمتر این که الگوی وبری تنها الگو برای تحلیل جامعه شناسی سیاسی جامعهء افغانستان نیست. رویکرد وبری ممکن است در بسیاری بخش ها راهگشا باشد، اما راهگشای توسعهء سیاسی در کشور نیست.
– تشکر که شما فیلسوف محترم به من یاد دادید که قرارداد اجتماعی مال این دو است.
– شورای نظار فعلاً وجود ندارد. اگر هم وجود می داشت من افتخار می کردم که به آن تعلق می داشتم. شورای نظار در تاریخ کشور ما نقش بنیادی در شالوده شکنی قدرت و ایجاد نظام جدید مناسبات قدرت در کشور را داشته است. اگر در کشور ما گفتمان قدرت تغییر کرده است، عامل عمده اش شورای نظار می باشد. برای ما هنوز زود است که این مسایل را مورد مداقه قرار دهیم.به همین نکته بسنده می کنم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اقای سید قیوم سجادی نماینده مردم غزنی در ولسی جرگه چرا نام خود را نمی نویسی .نمک نشناس رای خود را از هزاره غزنی گرفتی حالا از عضویت در شورای نظار گپ می زنی .ای منافق .مردم غزنی از تو پرسان میکند یادت باشد.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
حالا شد چیزی !اما اگر شما از اول مساله را تفکیک میکردید نیازی به تدکر من پیش نمی امد . اکنون خود شما نیز توضیح داده اید که اندیشه ی اصلی از روسو بوده است . این یک حلقه ی گمشده در نوشته شما بود که پیدا شد . با تشکر از شما .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
برادر گرامی! توجه داشته باشید که افتخار شالوده شکنی در قدرت سیاسی به شورای نظار نمیرسد بلکه این امر پیش از ان از سوی حزب دموکراتیک خلق که برای نخستین بار بساط یک نظام میراثی چند قرنه را بر چید / انجام یافته بود . اینکه این حزب خودچی راهی را بر گزید و عامل چی بد بختی های برای کشور گردید / از اهمیت نقش تاریخی ان در زمینه ی شالوده شکنی ودیگر گونی بنیادی قدرت نمیکاهد . اما شورای نظار انچه را که به میراث گرفت نتوانست نگهدارد بلکه خود در صدد بنا نهادن نظام انحصار گری بود که مورد اعتراض شرکا قرار گرفت و زمینه ی مداخلات بیشتر بیرونی را فراهم گردانید ورفت انچی که نباید بر سر کشور ومردم میرفت .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
من با نظر دشمن فاشیسم موافقم.شورای نظار به شالوده شکنان قدرت خیانت کرد. ملیت های محروم را از هم دور ساخت.وشیوه انحصار گری را در پیش گرفت.اگر شورای نظار انحصار گری نمیکرد امروز مافیای قدرت و استبداد وشوئونیسم پشتون بار دیگر قدرت نمی گرفت.شکاف بین هزاره و تاجیک میراث شوم شورای نظار است در حالی که این دو قوم مشترکات بسیار دارد که باید برادر وار موضع یگانه داشته باشد.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
شورای نظار نقش بر هم زدن مناسبات قدرت را در کشور برای همیشه بازی نمود. نقش شورای نظار در ایجاد نظم جدید و تعریف جدید از هژمونی قدرت بسیار مهم است. اما شورای نظار بعد از به قدرت رسیدن مجاهدین در جنگ های دههء هفتاد رو به زوال رفت. گروه هایی که آن زمان نظم جدید برایشان ناگوار بود، با تلاش زیاد توانستند متحدین آن را به صف خود بکشانند. اشتباه شورای نظار و گروه هایی که با آنها در یک خط فکری قرار داشتند یکسان است. هنوز هم اگر به گفتمان تمامیت خواهی در کشور دقت شود، دشمن آنها شورای نظار است. این بی دلیل نیست ، چه آنها در سیاست های بعدیشان به خطا رفته باشند، چه نه.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوست عزیز شورای نظار با انحصار گرایی جنون اور خود در تثبیت دوباره هژمونی استبداد ی نقش اصلی داشته است. فروپاشی جبهه ضد استبدادناشی از حماقت مسعود است .یکی از نیرو های ضد استبداد کهدر طول تاریخ علیه استبداد قبیلوی مبارزه و جانفشانی کرده است هزاره ها می باشد . تو دیدی که مسعود وشورای نظر با هزاره ها چه کرد.از این فرصت استبداد استفاده کرد وپایه ها خودرا دو باره محکم ساخت.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
برادر محترم ! کاش توضیح میدادید که کدام تعریف وکدام هژمونی؟ پس از سقوط حکومت داکتر نجیب اصلا این فرصت به هیچ گروهی پیش نیامد که گویا به تعریف نوینی از قدرت دست زده یا هژمونی جدیدی را متحقق ساخته باشد زیرا از همان روز اول تسلیم گیری دستگاه دولت / جنگ بر سر قدرت اغاز گردید . البته همه میدانند که جنگ را گلبدین حکمتیار اغاز کرد وسپس در نتیجه بروز تمایلات تمامیت خوا ها نه و اضافه خواهی ها از هر جانب / بحران سیاسی چنان عمیق شد که میتوان گفت دولت نوی به معنای واقعی ان به ظهور نرسید . فقط انار شیسم جهادی بر کشور حاکم گردید که محصول ان گسترش مداخله پاکستان وسایر کشورها بود و به نازل شدن مصیبت طالبی انجامید .