طليعه
آنچه در پي ميآيد نوشتهاي است كه با نگاه انتقادي به عملكرد كهنه گرايان و ائتلاف سيستماتيك آنان دربرابرداكتر سپنتا پرداخته است. ارايه تحليل جامعه شناختي از ساختار فكري و نظام اجتماعي كهنه گرايان و شيوه تربيت سياسي عناصر كهنهگرا چارچوب اصلي مقاله را تشكيل ميدهد. نويسنده بر اين باور است كه نقد يك روند يا يك مجموعه سياسي هرگز به مفهوم دشمني با آن نيست بلكه چنانچه به صورت علمي، ضعفها و آسيبهاي آن تذكر داده شود، فرجام آن، رشد و اعتلا خواهد بود. بنابراين، نقد، يكنوع آسيب شناسي و ترميم نقايص به شمار ميرود.
تاملاتي جامعه شناختي پيرامون عقلانيت ونو سازي ونقش منفي واپسگرايان
ماكس وبر جامعه شناس آلماني با تبيين ريشههاي ظهور سرمايهداري و عوامل مؤثر و تشكيل دهندة نظام سرمايهداري در مغرب زمين، توسعه يافتگي و صنعتي شدن جوامع غربي را تبيين نموده و بر زندهگي عقلاني انسان در جامعه تأكيد مينمايد. عقلاني شدن به اين معني است كه قدرت به ميزان زيادي از دست رهبران سياسي سنتي خارج شده و در اختيار نظام ديوان سالاري و سازمانهاي رسمي كه تبلور عقلانيتاند، قرار گيرد.
به نظر ماكس وبر، اقتدار سنتي و فرهمند، اشكالي از اقتدار هستند كه پيش از تحقق اقتدار عقلاني در جوامع عقبمانده و غير صنعتي متداول بوده و حاكميت دارند. وبر، در اثر معروف خود "اخلاق پروتستان و روح سرمايهداري" اين نكته را گوشزد ميكند كه محقق شدن نظام سرمايه داري در مغرب زمين نيازمند روحيهاي خاص و به عبارتي، زمينهاي اخلاقي، رواني، اجتماعي و فرهنگي ويژهاي بوده كه جوامع غربي با همراه شدن با چنين زمينه و روحية خاص توانستهاند به نظام سرمايهداري و در فرجام جامعهاي صنعتي دست يابند.
بنابراين، اگر با ديد جامعه شناختي وبري به نوسازي توجه كنيم، نوسازي با فرايند عقلانيت و عقلاني شدن جوامع ارتباط تنگاتنگي پيدا ميكند؛ زيرا در اين رهيافت، نوسازي و تجدد، حاصل عقلاني شدن جوامع انگاشته ميشود. نوگرايي يك خصلت اجتماعي ساختار يافته از رهگذر پويشهاي دنيوي شدن، عقلاني شدن و روشنگرايي است.
جامعه افغانستان كه تازه در مسير توسعه و نوسازي قدم ميگذارد و ميرود تا عقلانيت را به مرور در ساختار سياسي و اجتماعي خود نهادينه سازد، و به تعبيري، نوعي اقتدار عقلاني را دست كم براي فرداي خود به ارمغان آورد، اكنون كهنه گراياني را در پيش چشم خود نظاره ميكند كه رهاورد آن، جز يأس و نااميدي چيز ديگري نيست. كهنه گرايان در حال حاضر به مثابه يك جبهه سياسي جديد با سطح دانش بسيار پايين و اغراض خاص كه در موارد متعدد، ناقض منافع ملي است ظهور نموده است. ولسي جرگه به جاي اين كه پيشگام عرصههاي نوسازي و اقتدار عقلاني جامعه باشد، مغاير با فلسفه وجودي خود، به پايگاه سياسي مخالفان رئيس جمهور و تيم وي تبديل شده است. در واقع افراد مشخصي در مجلس نمايندهگان با بهرهبرداري از احساسات پاك و شريف وكلاي مردم، پارلمان را به عنوان سنگر سياسي خود اختيار نموده است.
در راستاي همين اهداف بود كه حدود چند هفته قبل، پارلمان در يك اقدام شتابزده و فرايند پيچيده، پرابهام و مشكوك، وزيران عودت مهاجرين و امور خارجه را به دليل كوتاهي در امر اخراج مهاجرين از ايران مورد استيضاح و سلب صلاحيت قرار دادند. كارشناسان و حقوق دانان از همان آغاز، اقدام پارلمان را دربارة وزير خارجه مورد نقد قرار دادند و اين تصميم سياسي را از لحاظ قانوني، غير قابل قبول خواندندودلايل ذيل را ارايه كردند:1. مطابق بند سوم ماده 92 قانون اساسي، استيضاح وزراء بايد با دليل موجه و منطقي همراه بوده و از صراحت و شفافيت لازم برخوردار باشد. در حالي كه دلايل استيضاح كنندهگان براي حقوقدانان و ناظران بي طرف غير قابل قبول دانسته شده است؛ زيرا مسأله اخراج مهاجرين با كار وزير خارجه ربط اساسي و قانوني ندارد. افزون بر اين، وزير خارجه تا جايي كه به وي مربوط ميشد، تلاش مضاعف را به خرج داده است. چرا كه داكتر سپنتا در سفر اخير به تهران از اخراج جمعي افغانها توسط پوليس ايران و سختگيري اين كشور نسبت به مهاجران افغان، شديداً انتقاد نمود.
در همين راستا به خاطر جلوگيري از اخراج بيروية مهاجرين افغان فاقد مدرك از ايران، سفير ايران به وزارت امور خارجه فراخوانده شد و سخنگوي وزارت خارجه رفتار ايران را مغاير حسن همجواري و بهرهبرداري سياسي مقامات ايراني از مهاجرين اعلام كرد.
2. بسياري از كارشناسان مسايل سياسي و حقوقي اين پرسش را مطرح كردتدكه مسأله اخراج افغانها از ايران موضوع تازهاي نيست بلكه يك روند سابقهدار است كه از گذشته دور تا به حال با شدت و ضعف جريان داشته است. بنابراين سؤال اين است كه اگر انگيزه سياسي در كار نيست، چرا پارلمان طي دو سال گذشته اين مسأله را طرح و بررسي نكرده است؟به علاوه، بر اين نكته نيز بايد دقت كرد كه اصولا تعهدنامه بازگشت مهاجران افغان از ايران را داكتر عبدالله وزير خارجه پيشين با مقامات ايراني امضا كرده است نه وزير خارجه فعلي.
. از آن جايي كه بر اساس فقره اول ماده 64 قانون اساسي، پاسداري و صيانت از قانون اساسي و اجراي درست آن از صلاحيتها و وظايف رييس جمهور است، آقاي كرزي از همان آغاز مانند بسياري از حقوقدانان و ناظران مستقل، روند مشكوك استيضاح وزير خارجه را به ستره محكمه واگذار كرد تا پس از بررسي دقيق، رأي نهايي را صادر نمايد. در فرجام پس از سه هفته تدقيق و بررسي همه جانبه، ستره محكمه رأي به ابقاي وزير و تداوم كار وي داد. تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي دادگاه عالي افغانستان، مغاير بودن رأي پارلمان با قانون اساسي و آييننامه داخلي مجلس نمايندهگان را به همگان گوشزد كرد. هر چند پيش از آن حقوق دانان و كارشناسان نيز استيضاح وزير خارجه را ناشي از انگيزه سياسي و فاقد وجهه قانوني دانسته بودند.
پس از تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي ستره محكمه به عنوان عاليترين نهاد قضايي كشور، زمزمههايي آشكار شد كه آقاي قانوني مصمم است تا به نمايندهگيهاي سياسي و شوراي امنيت سازمان ملل و برخي سازمانهاي بينالمللي طي مكتوبي، غيرقانوني بودن ادامة كار وزير خارجه را تبليغ كند. اين تصميم كه بسيار مضحك به نظر جلوه مينمود تعجب همگان را برانگيخت. زيرا نامهنگاري به نمايندهگيهاي سياسي، ملل متحد و نهادهاي بين المللي از وظايف و صلاحيتهاي وزارت امور خارجه است. به نظر ميرسد ناآشنايي آقاي قانوني با قانون و وظايف پارلمان و نيز بياطلاعي يا كم اطلاعي ايشان از حقوق بينالملل و روابط بين الملل موجب چنين تصميماتي شده باشد.
به هر تقدير، آنچه آقاي قانوني وهمفكران وي بايد متوجه باشند چند نكته به شرح ذيل است:
الف) ستره محكمه به مثابه عاليترين نهاد قضايي كشور از اعتبار خاصي برخوردار است. رأي صادره از جانب اين نهاد، رأي نهايي بوده و مخالفت با آن نوعي نافرماني در برابر قانون را نشان ميدهد.
ب) اصولاً رئيس جمهور كرزي از همان آغاز ميتوانست طبق اختيارات و صلاحيتهايي كه در قانون اساسي براي وي پيشبيني شده است، مسأله استيضاح و رأي عدم اعتماد را به دلايل مختلف همچون: مقتضيات زمان و ايجابات مصالح ملي و بينالمللي، بيارتباط بودن قضيه مهاجرين از نظر اجرايي به وزارت خارجه، غير منطقي بودن دلايل استيضاح كنندگان و ملوث بودن با انگيزههاي سياسي، مردود اعلان كند.
ج) وقتي رئيس جمهور مسأله استيضاح را به ستره محكمه واگذار كرد و رأي نهايي اعلان شد ديگر كسي از نظر قانوني حق ندارد با آن مخالفت نمايد. زيرا رئيس جمهور كرزي، رئيس هر سه قوه است و توسط مردم با كسب آراي در حدود شصت درصد و تأييد جامعه جهاني و سازمان ملل متحد برگزيده شده است. اشتباه عدهاي اين است كه فكر ميكنند آقاي كرزي تنها رياست قوه مجريه را به عهده دارد، در حالي كه رئيس جمهور به عنوان شخص اول مملكت رياست هر سه قوه را در حقيقت از اين نظر كه رئيس دولت ميباشد متولي ميباشد. رئيس جمهور از همان آغاز يعني پس از ختم جلسه روز شنبه پارلمان، داكتر سپنتا را به تداوم كار در وزارت خارجه دعوت كرد. اين در حالي است كه در همان زمان نيز آقاي قانوني مخالفت خود را با حكم رئيس جمهور اعلان كرد.
اين نوع مخالفتهاوتهاجم هاي سيستماتيك بعدي در قالب مقاله، مصاحبه و...عليه وزارت خارجه ناشي از مدنيت ناپذيري يا نافرماني ضد مدني برخي بازيگران سياسي ماست كه هرگز به محدودة كاري، صلاحيتها و وظايف و اختيارات خود دقت نظر ندارند و نميتوانند درك دقيقي از موقعيت خويشتن و رقبا و زعماي مملكت داشته باشند. اين گونه نافرمانيها در شرايط كنوني به هيچ وجه پاسخگو نيست و طليعة بسيار شومي است براي آينده و فرداي سياسي اين بازيگران.
اگر تيم كهنه گراي مجلس نمايندهگان به ويژه آقاي قانوني به عنوان رئيس اين جرگه، از توانايي حقوقي لازم و سطح دانش مورد نياز براي اعضاي قوه مقننه بهرهمند ميبودند از اول مرتكب چنين خطاي حقوقي نميشدند و انگيزههاي سياسي را در مباحث حقوقي دخالت نميدادند. اين نكته يك مسأله را به ما گوشزد ميكند كه بهتر است براي ارتقاي سطح دانش نمايندهگان، تدابيري اتخاذ شود تا آنان با فراگيري مباحث لازم به ويژه در موضوعات سياسي و حقوقي از همسويي با طيف كهنه گرا اجتناب ورزند و از اين پس بتوانند تصميمهاي معقولتري اتخاذ كنند ودر نتيجه به حيثيت پارلمان افغانستان هر روز لطمه وارد نكنند.
تصميمات شتاب زده و فاقد وجهه حقوقي پارلمان در مورد استيضاح وزير خارجه سبب شد تا روشنفكران، تودهها، سازمان ملل و جامعه جهاني از همان آغاز در برابر اين مسأله واكنش نشان دهند و عملكرد مجلس را فاقد وجهة قانوني و عقلاني تفسير نمايند. در همين راستا، ادارين اداواردز سخنگوي يوناما در كابل اعلام كرد: "نظر يوناما اين است كه قانون اساسي افغانستان به پارلمان صلاحيت سرزنش كردن و يا دادن رأي عدم اعتماد را داده است. اما قانون اساسي مشخصاً به پارلمان اين حق را نميدهد كه وزيران را بركنار كند. فقط رئيس جمهور حق بر كنار كردن وزراي كابينه را دارد." ( بي بي سي، دوشنبه 21 مه 2007 )
نتيجه گيري
خطاي سياسي و حقوقي شوراي ملي به ويژه مجلس نمايندهگان تحت تاثير عوامل كهنه گرا در استيضاح داكتر سپنتا كه از خوشنامترين، صادقترين و شايستهترين وزراي كابينه دولت منتخب رئيس جمهور كرزي ميباشد، نشان داد كه هنوز جناح كهنه گرا با قاعده بازي در دنياي سياست و منطق حقوقي و قوانين پارلماني ناآشنا است. بيشتر اعضاي اين تيم حتي از فهم منافع خود و منافع ديگر بازيگران، تجزيه و تحليل درستي ندارند. زيرا در صورتي ميتوان به فهم منافع خود و ديگران توسل جست كه احساسات و هيجانات در حداقل و محاسبه و عقلانيت در اوج خود قرار داشته باشد. غلبه احساس در فرايند فهم پديدهها، فقدان توجه به رقابت سالم و يادگيري،سطح نازل فرهنگي نسبت به فرهنگ و تمدن زمانه و مشكل پردازش مبتني بر منافع ملي از جمله ويژهگيهاي كهنه گرايان افغانستان در حال حاضربه شمار ميرود.
برخي عناصرواپسگرا بويژه شماري ازكهنه گرايان حاضر در مجلس نمايندهگان كه در تمام طول زمام داري سنتي و عشيرهاي، توسط تحسين كنندهگان و تأييد كنندهگان قومي و گروهي احاطه شده بودند، در حال حاضر نيز نميتوانند به لحاظ رواني، سلامتي لازم را داشته باشند تا به صورت نرمال و بر اساس تعادل ميان واقعيتها و مقدورات، شوراي ملي را مديريت نمايند. افزون بر اين، تضاد در منافع، اختلافات قابل توجه فكري، جهل سياسي و وابستگيهاي بيروني برخي افراد مدعي قدرت در داخل شورا و بيرون از آن حاكي از آن است كه برخي كشورهاي همسايه نهايت بهرهبرداري در تعميق حضور خود در كشور را به كار خواهد بست. اين مسأله وقتي به صورت عيني برجسته ميشود كه بدانيم زبان ديپلوماسي افغانستان در دورة داكتر سپنتا نسبت به مداخلات پيدا و پنهان كشورهاي همسايه بسيار صريح، شفاف و پر قدرت بوده است.
بنابراين، بعيد است در آينده نزديك، فرهنگ سياسي دموكراتيك ميان افراد و گروههاي كهنه گراي مدعي قدرت در پارلمان كشور ظهور كند و مجلس به يك سيستم سياسي ـ حقوقي با ثبات، مشروع، قاعدهمند و قابل پيشبيني تبديل گردد. زيرا تربيت سياسي برخي حلقات حاضر در شوراي ملي با روند تغييرات دموكراتيك كاملا ناسازگاري دارد. هنوز چهرههاي شاخص اين تيم در مجلس نمايندهگان و بيرون ازآن به يك تعريف دراز مدت از منافع ملي دست نيافته و ثبات فلسفي در افكار و رفتار خود را به نمايش نگذاشتهاند.
فقدان اجماع سياسي در مورد منافع ملي، اعتقاد به سنتهاي سركوبگرايانه و فقدان سنت مدني سهم دهي در تصميم گيري از جمله متغيرهايي هستند كه روند تحول كيفي كشور را آهسته و زمينه دخالت خارجي را فراهم ميكنند. در مجموع بايد گفت كه از نظر جامعه شناختي در حال حاضر برخي افراد بهرهمند از نوعي اقتدار سنتي در جبهه كهنه گرا به شقاق سياسي بيش از پيش اهتمام دارندو اين در حالي است كه چالش اساسي در شرايط حاضر، نهادينه كردن صلح در كشور است كه پيامدهاي مهم نظري و سياسي براي ماتريس فلسفي و ژئوپلتيك كشور در برخواهد داشت.
در يك جمع بندي كوتاه، جبهه كهنه گرايان را ميتوان با خصيصههايي چون نا آشنايي بيشتر اعضا با جوهر قوانين مدني، سطح نازل فرهنگي،جمود فكري، باورمندي به سيستم متغلب سياسي وفقدان انديشه ورزيهاي نظام يافته سياسي- حقوقي توصيف كرد. ويژه گيهاي مزبور كه در رهيافت جامعه شناسي سياسي از مولفههاي انحطاط به شمار ميروند، موجب سلب اعتماد مردم نسبت به اين دسته شده است.در حال حاضر هر چند نمي توان منكر افراد روشنفكر وآگاه نسبت به فرهنگ وتمدن زمانه در خانه ي ملت شد اما بايد تذكر داد كه شمار اين افراد بسيار اندك است ونمي توانند روي بدنه ي اصلي وساختار شورا اثر گذار باشند ودر نهايت، مانع كشاكشهاي سياسي وفرقه اي در درون پارلمان شوند .
حركت سياسي اين مجموعه وتهاجم سيستماتيك عليه وزير خارجه نوگرا، ناشي از جوانههاي زوال وانحطاط تيم كهنه گرا همراه باآشفتگي و نابساماني فكري اين طيف است. از جمله مي توان به پروژه از قبل طراحي شده استيضاح وزير خارجه توسط همين دسته اشاره داشت كه واكنشهايي وسيع را درسطح كشور از مقام رياست جمهوري گرفته تا اقشار مختلف اجتماعي وجامعه بين الملل پديد آورد، ودر فرجام، با راي دادگاه عالي، موجب كاهش اعتبار پارلمان كشور در نزد مردم افغانستان وجامعه جهاني گرديد.
عملكرد كهنه گرايان از آن نظر مورد نقد قشر تحصيل كرده ، نهادهاي مدني، تودههاي عدالت خواه و نو گرايان مسلمان قرار گرفته است كه اين تهاجم سياسي عليه سياستمداري صورت ميپذيرد كه نماد نسل روشن فكر و طلايه دار انديشه ترقي خواهي در افغانستان پساطالبانيزم محسوب ميگردد. اين در حالي است كه مهاجمان سياسي نوعًا از كهنه گراياني است كه به دليل مشاركت و مديريت جنگهاي داخلي و توليد بحرانهاي قومي از طرف سازمان ديدهبان حقوق بشر متهم به نقض گسترده حقوق بشر گرديده وعاملان شكنجههاي خاموش و مرگهاي در سكوت معرفي شدهاند.
افزون بر اين، شماري از رهبران سنتي كهنه گرا به راه و روشها و قالبهاي تحليلي سنتي خود عادت كردهاند و حاضر به پذيرش ترتيبات نو و اتخاذ روشها و به كارگيري الفاظ جديد نيستند.
آنان بدون توجه به تحولات بيروني و صرفاً با نگاههاي دروني و ذهني به مسايل مينگرند. اتخاذ اين شيوههاي كهنه كه به دهه 1950 ميلادي (دوره استقلال خواهي و استعمارزدايي) تعلق دارند امروز نه تنها كارآمد نبوده، بلكه به ضرر منافع ملي افغانستان ميباشد. فقدان آمادهگي براي تغيير در دورهاي كه سرعت تحولات تنها به طور نمادين با سرعت نور قابل محاسبه است، به نفع جامعة افغاني كه به شدت نيازمند تحول است، نميباشد.
فارابي فيلسوف نامور در بحث مدينه فاضله و غيرفاضله اين گونه افراد را "نوابت" يعني عناصر فناپذير كه شامل ترتيب و نظم نميشوند مينامد. از نظر فارابي اين اشخاص از مدنيت بيبهرهاند و نميتوانند پايبند مدينه و اصول مدني باشند و از اين رو، طرز تفكر و اجتماعات آنان نيز مدني تلقي نميشود. (حاتم قادري، انديشههاي سياسي در اسلام و ايران، ص 149 ـ 150)
به هر تقدير نكته حايز اهميت آن است كه فراموش نكنيم كه مديريت كارآمد جمعيت 25 ـ 30 ميليون نفري كشور، نوعي تعامل معقول با جهان را ميطلبد. براساس واقعيتهاي سياست بينالملل، چه ما علاقهمند باشيم و يا نباشيم توان توليدي و اقتصادي، جايگاه كشورها را در سطوح قدرت بينالمللي مشخص ميكند. به اين ترتيب، كشور ما به يك استراتيژي چندجانبه با جهان به ويژه دنياي غرب نياز دارد. طراحي اين استراتيژي نسبت به غرب محتاج انسانهاي تنومند تئوريك است كه هم به حساسيتهاي داخلي آشنا و هم به واقعيتهاي بينالمللي واقف باشند و در عين حال، افزايش سطح كيفيت زندهگي مردم افغانستان مهمترين دغدغه وي باشد. داكتر سپنتا با شناخت كافي از شرايط منطقه و جهان، دقيقاً در همين راستا گام برداشته و برميدارد.
همچنين وزارت خارجه مصمم است تا شبكه تصميمگيري كشور علميتر شود. زيرا به كار گرفتن و سهيم كردن نيروهاي علمي، تخصصي و فكري خود بهترين منبع دفع تهديدات خارجي و سامانيابي اوضاع داخلي است. به علاوه داكتر سپنتا و همكاران مدير و مدبر وي با آگاهي كامل از ويژهگيهاي عصر جهانيشدن و كمّي و تكنولوژيك شدن مديريت سياسي در ميان حتي كشورهاي در حال توسعه، استراتيژي ملي مكتوب را در حوزه سياست خارجي تدوين نموده به گونهاي كه مباني نظري و عملكرد وزارت خارجه كشور در طول يك سال گذشته ميتواند راهنماييها، نمونه رفتارها و قطبنماهاي متعددي را پيشروي سياست مداران حال و آيندة ما قرار دهد.
آينده ميان مدت افغانستان با وجود داكتر سپنتا در رأس تصميمسازي سياسي بسيار اميدوار كننده است مشروط به اينكه ثبات سياسي ميان گروههاي قدرت برقرار شده و شبكه تصميمگيري در ساير وزارتخانهها نيز علميتر شود. در اين راستا سطوح فعاليت وزارت خارجه ميتواند مبنا و الگويي براي ساير شبكهها و وزارتخانهها باشد. درك عيني و صحيح از وقايع و تحولات در سياستگذاريها و مديريت كشور از دلايل عمده توفيقات وزارت خارجه طي يك سال گذشته است.
توجه به اين نكته نيز حايز اهميت است كه بدانيم تفكر و عمل سياسي در افغانستان هميشه يك پديده كوتاه مدت بوده است. بهترين روش براي ايجاد ثبات و جلوگيري از تهديد، نگاه دراز مدت به تفكر و عمل سياسي در كشور است. توفيقات داكتر سپنتا دقيقاً در همين موضوع نهفته است. زيرا تمامي رفتارها و سياستگذاريهاي كشور طي يك سال گذشته با نگاه بلندمدت صورت پذيرفته و وقت قابل توجهي از رجال سياسي كشور در حوزه سياست خارجي، صرف ايجاد قاعده جهت تأمين منافع بلندمدت كشور گرديده است.
با توجه به شرايط منحصر به فرد افغانستان و موقعيت ويژه سياسي آن، نگاههاي كوتاه مدت با قاعده بازي و ماتريس 100 به صفر كه رهبران سنتي از آن بهره ميگيرند، به نفع كشور و منافع عامه مردم افغانستان نيست. حتي در روابط انسانها، نگاه دراز مدت به سخن، رفتار و واكنش، نوعي خويشتنداري و فهم متقابل ايجاد ميكند. علاوه بر آنچه ذكر شد، ملاك تمامي سياستگذاريهاي خارجي كشور در دورة داكتر سپنتا، افزايش سطح استاندارد و كيفيت زندهگي مردم افغانستان بوده است. به اين ترتيب افغانستان در حوزه سياست خارجي به سمت طراحي افقي عقلايي در حركت است كه اميد ميرود طي سالهاي آتيه شاهد پيشرفتهاي چشمگيري در اين حوزه باشيم.
اين كه چرا هنوز كهنهگرايان با وزير خارجه اصلاحطلب به مثابه يك روشنفكر آزاده، ملي و ترقيخواه مخالفت ميكنند بدان علت است كه تمكين به حقيقت، توانايي، رواداري و بزرگي ميطلبد.
نظرات
53 دیدگاهنقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کامران میر هزار را برای مدت طولانی نمی توانند در بند نگهدارند زیرا او هرچه داشت ،ظاهر و باطن ، در مرئی و منظر عموم قرار داده بود ، آدمهای رک گو و صریح اللهجه ای چون او چیزی برای مخفی کردن ندارند . تصور میکنم دستگیری او بی ارتباط با قضایای فاروق وردک و آصف ننگ نباشد ، شاید میخواهند راهی برای انحراف افکار عمومی و استخلاص و نجات آندو جستجو نمایند . منتها در وضعیت موجود مهمترین قدم برای حمایت از کامران ، تقویت مورال و روحیه اوست ، لازم است به هر نحو ممکن این پیام به او رسانده شود که : او بدون حامی و پشتیبان نیست ، باید قوی باشد .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کامران شجاع بدان که مردم و روشنفکران از تو حمایت میکنند در باره کارکرد های خود مردانه دفاع کن ودر برابر مافیای قدرت کوتاه نیا. مردان ماندگار در تاریخ همه با زندا ن اشنا است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه زن قانونی کوس کنم چه خوب کار لولس کنم
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه زن قانونی کوس کنم چه خوب کار لوکس کنم
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
این بی ادب همان کسی است که به داکتر سپنتا اهانت کرده بود چون رسوا شد این بار امده به جان اقای قانونی چسپیده تا مردم را فریب بدهد.مردم فریب تو گستاخ را نمی خورد . بدان که یاران وهوادارن داکتر سپنتا همه اهل منطق و استدلال هستند . هیچ گاه با فحش ودشنام استیراتیژی خودرا پیش نمی برد ااین کارها مال دزدان سر گردنه است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان بروید پشت کاروبارتان. ناقی گپ نزنید. سپنتا یاران قوی ودانشمند و پشتوانه بین المللی دارد. جنگسالارها منفور همه است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اخبار و مطالب تاره در مورد توقبف سردبیر کابل پرس? را اینجا بخوانید:
آنلاین : پیوند سایت
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
تشکر اریا نت چیز تازه ی نبود در سایت شما کوشش کنید اخبار نورا بیا ورید .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کسانی که برضد شورای نظار وتاجیک ها مینویسند همه پشتون های شوئونیست وقبیله گرای بی فرهنگ هستند . تا پیروان مسعود عزیز زنده باشند ارزوی حکومت تک قومی و استبداد قبیلوی را به گور میبرید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مسعود جنایتکار و خائین ملی از همه بیشتر وحدت و اتحاد غیر پشتونها را خدشه دار کرد. ا
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
افسوس این مقاله که هر دیوانه واراذل امده در ذیل ان نظر داده وبه همدیگر بی احترامی کرده اند. برادران بیاییم در باره مقاله وتحلیل نویسنده بحث علمی کنیم.نه فحاشی وتعریف از کسی یا بدگویی از کسی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه از همه کسانی که یکی بر فرق دیگه میزنن یک سوال دارم
برادر های عزیز ایا بد گفتن یک قوم توسط قوم دیگر کدام درد ما را دوا میکند.؟دلم درد میکنه چون شیفته یک وحدت ملی هستم کی باشه که همه ما شما یکی شویم و یک مفکوره در سر ما باشه و آن افغانستان باشه مردم وطن ما باشه به کودکان افغان فکر کنیم به آینده شان فکر کنیم.شب گذشته در روسیه تمام مردم یکجا شده بودند و دعا میکردند که شهر سوچی بتواند میزبان بازی های زمستانی المپیک شود مه شخصا رنج میبوردیم وقت که میدیدم که مردم روسیه تا چه اندازه وطن خود را دوست دارند و ما چه میکنیم یکی در فرق دیگر.مه شخصا توبه کردم که بعد از این حتی کلمه تاچک و پشتون را در زبان نمی آورم و اگر تا به حال بعضی چیز های نوشته ام و کسی از من ناراض است معذرت میخواهم و میگم که بد کردم و بزرگترین اشتباه زندگی ام بوده که در مسایل نزادی و قومی صحبت کردیم.ارزو دارم بنده را ببخشین از همه برادران افغان خود آرزو دارم که همه گپ ها را فراموش کنند.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
فاروق وردک و قانونی: ائتلاف ناکام برای سرنگونی کرزی
ناصر پويا
04.07.07
فاروق وردک که چهار پست کلیدی دولت را در اختیار خود دارد روز سه شنبه نوشته شدن مطلبی را که احتمالاً ضد آقای کرزی بوده است در نشریه جرگه امن منطقوی تأیید نمود و گفت:
"مقاله که درمجله ی جرگه امن منطقه چاپ شده است از کتابى به نام "جنگ وجهانى شدن" توسط يک ايرانى بنام پويا جعفرى ترجمه شده و در محتواى آن صحبت هایی درمورد رئيس جمهور کشور هم صورت گرفته است، هيچ نوع ربطى با مجله جرگه امن ندارد و نبايد نشر ميشد." اما آقای وردک نگفت این صحبت ها درمورد رئیس جمهور چه بوده است.
"جنگ و جهانی شدن" کتابی است از یک نویسنده مشهور امریکایی به نام مایکل چوسودوسکی (Michael Chossudovsky) که در سال 2002 در ایالات متحده امریکا از طرف مرکز تحقیقاتی جهانی شدن به چاپ رسیده است. علاوه بر آن آقای چوسودوسکی صدها مقاله نیز دارد که مطلب نوشته شده آقای ننگ باید از یکی از این مقالات یا از کتاب جنگ و جهانی شدن اقتباس شده باشد.
یک قسمت از نوشته های آقای چوسودوسکی که توسط آصف ننگ و وحید عمر ظاهراً اشتباهاً به چاپ رسیده است چنین است:
"رسانه ها در حالیکه تلاشهای وطن پرستانه کرزی را برجسته می نمایند از ابراز این مسئله که کرزی با طالبان همکاری کرده است باز می مانند. او[کرزی] همچنین جزء لست معاش بگیران کمپنی بزرگ نفتی امریکایی بوده است. در حقیقت، از اواسط دهه 1990 کرزی به عنوان مشاور و دلال کمپنی امریکایی یونوکال برای مذاکره با طالبان کار کرده بود. روزنامه سعودی الوطن می نویسد: کرزی از اواسط دهه ی 1980 یک مامور مخفی سازمان استخباراتی امریکا CIA بوده است. او در انتقال کمکهای این سازمان به طالبان که در سال 1994 قدرت را گرفتند کمک می کرد. امریکایی ها به طور مخفیانه و بوسیله پاکستانی ها ]عمدتاً سازمان آی اس آی [ طالبان را در بدست آوردن قدرت کمک کرده بودند."
سوال این است که آیا چنین مطالبی می تواند اشتباها از یک کتاب انتخاب، اخذ و به چاپ برسد یا بخشی از یک توطئه ی کلان علیه رئیس جمهور است؟ آیا رئیس جمهور صرفاً به خاطر چاپ یک چیز جزئی و یا حتی چاپ کاریکاتور خود سخنگوی آقای وردک را به زندان می انداخت یا اینکه مسئله واقعاً بسیار عمده تر از این حرفهاست؟ آیا حتی جاسوسی می تواند دلیل به زندان افکندن آصف ننگ شده باشد؟ آقای کرزی به خوبی می داند که چه کسانی در درون دولتش به کار شریف جاسوسی مصروف هستند. اما این اولین باری است که رئیس جمهور فرمان باز داشت کسی را به اتهام جاسوسی صادر می نماید.
دو احتمال در این مورد وجود دارد:
نشریه آقای آصف ننگ اخیراً به صورت منظم علیه برخی از چهره های نزدیک به کرزی می نوشت. و مطمئن بود که این نوشته ها به آقای کرزی نمی رسد. چاپ این مقاله که قطعاً براندازانه است ممکن است عامدانه و در ادامه تلاشهای سیستماتیک قبلی و با این اطمینان که کرزی از آن بی خبر خواهد ماند صورت گرفته باشد. که از بخت بد آقای ننگ کرزی متوجه می شود و او را روانه زندان می نماید.
این مقاله ممکن است برای چاپ مخفیانه در یک نشریه دیگر ضد کرزی آماده شده باشد. اما اشتباهاً از مسیر خود به سمت نشریه مورد نظر منحرف و در نشریه جرگه امن به چاپ رسیده باشد.
اما کسانی که با کار نشراتی آشنا هستند خوب می دانند که یک مقاله قبل از چاپ چه مراحلی را طی می نماید و چندین بار از زیر نظر چندین نفر می گذرد. امکان اشتباه در چاپ مقاله غیر ممکن نیست اما بسیار اندک است.
واقعیت این است که آقای فاروق وردک بر اساس یک ائتلاف پنهان با یونس قانونی طرح بر اندازی آقای کرزی را از مدت ها به این سو برنامه ریزی نموده بود. بر اساس این طرح فاروق وردک و یونس قانونی نمایندگان حزب اسلامی و جمعیت اسلامی قدرت را بین خود تقسیم می نمودند. این طرح در هماهنگی کامل با پاکستان، ایران و روسیه به اجرا در می آمد. و سهم طرفین و همکاران خارجی شان از قدرت از قبل مشخص و معلوم بود. چاپ این مقاله یک قسمت از تلاشهای این تیم برای تضعیف کرزی و مجبور نمودن او برای پذیرش شرایطی بود که سرانجام به تضعیف خود کرزی و در نهایت افزایش قدرت فاروق وردک و یونس قانونی منتهی می شد. انجام این پروژه به همکاری بسیار قوی کشورهای همسایه به اضافه روسیه نیاز داشت. به همین دلیل یونس قانونی از فرصت استفاده نمود و در سفر خود به روسیه در خلال صحبت های خصوصی خود با رئیس شورای امنیت روسیه در یک قایق تفریحی داخل دریای مسکو این مسئله را نیز مطرح نمود و روسها را متقاعد ساخت تا او را در این پروژه کمک نمایند. در این طرح یونس قانونی مسوولیت قانع ساختن روسیه و ایران و فاروق وردک مسوولیت قانع ساختن پاکستان را به عهده گرفته بود. آقای قانونی ماموریت خود را بدون مشکل جدی انجام داد اما مامورین آقای وردک یعنی آصف ننگ و وحید عمر که وظیفه تنظیم مسئله را با جانب پاکستان داشتند نتوانستند وظیفه خود را بدرستی انجام دهند. آنها سندی را که در ازای تحویل دهی گزارشات محرمانه شورای وزیران به جاسوسان پاکستانی از جانب پاکستان بدست آورده بودند در جای نامناسب چاپ نمودند و بدین ترتیب کار خود را برای آینده بسیار دشوار ساختند. رئیس جمهور متوجه یک قسمت از خیانت آنها شد و خود شخصاً امر دستگیری آنها را صادرنمود. نه به خاطر یک مقاله معمولی بلکه به اتهام رابطه با پاکستان و احتمالاً براندازی حکومت آقای کرزی.
بر اساس طرح مشترک یونس قانونی و فاروق وردک همکاری های جانبین باید در تمام ابعاد شروع می شد. آقای فاروق وردک از طرح استیضاح سپنتا وزیر خارجه و فرد نزدیک و معتمد کرزی حمایت نمود تا بدین وسیله هم متحد جدید خود را راضی نماید و هم اطراف کرزی را کاملاً محاصره نماید و او را در اختیار کامل خود در آورد تا در زمان مناسب بتواند کرزی را به سادگی حذف نماید. در مقابل آقای قانونی از طرح استیضاح وزیر اطلاعات و فرهنگ، کریم خرم، که نامش تا آخرین لحظه جزء لست استیضاح شوندگان بود گذشت و او را از خشم نمایندگان نجات داد. از آن لحظه همکاری های بین طرفین شکل همه جانبه را به خود گرفت. تلویزیون ملی به تبلیغات به نفع یونس قانونی و جبهه ی ملی پرداخت. تمام کنفرانس های مطبوعاتی آقای قانونی کامل و بدون کم و کاست از تلویزیون ملی پخش شد. در حالی که سایر تلویزیون ها فقط قسمت های عمده این کنفرانس های مطبوعاتی را پخش می نمودند. پخش برنامه یک ساعته تلویزیون ملی تحت عنوان "کاظمی در یک روز" یکی از عمده ترین تبلیغات تلویزیونی برای جبهه ی ملی بود. در این برنامه آقای کاظمی از صبح که از خواب بیدار می شود توسط کمره تلویزیون ملی تعقیب می شود و در آخر هم مثل یک رهبر بزرگ ملی به سوالات مردم که از قبل توسط کارمندان آقای خرم ضبط شده بود پاسخ می گوید. چنین برنامه ای هرگز برای کرزی در این سطح تبلیغاتی ساخته نشده است.
اما اشتباه آقای ننگ ظاهراً کار ائتلاف یونس قانونی و فاروق وردک را بسیار دشوار ساخته است. چرا که رئیس جمهور متوجه خطر شده است و به احتمال قوی در مورد فاروق وردک تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد نمود. قراین نشان می دهد که در طی چند ماه اخیر آقای فاروق وردک شدیداً موقعیت خود را در نزد رئیس جمهور از دست داده است. این اقدام شتاب زده و ناکام آقای وردک نشان دهنده بی صبری وی به اجرای سریع برنامه هایش است. تا بتواند موقعیت از دست رفته را احیاء و چیزهای بیشتری را به آن علاوه نماید.
اما سوال اساسی این است که این دو سیاستمدار کار کشته که عملاً در دو طرف دولت و اپوزیسیون دارای قدرت قابل توجهی هستند چگونه دست به این اقدام خطرناک زده اند؟ چه عناصری این دو مرد را به هم نزدیک ساخته است؟ و چرا؟
وجه مشترک عمده فاروق وردک و یونس قانونی این است که هر دو رویای بزرگ رهبری را در سر دارند. هر دو می خواهند به قدرت بلا منازع در کشور تبدیل شوند. ائتلاف این دو نه یک ائتلاف استراتژیک بلکه یک ائتلاف تاکتیکی است. هر کدام از طرفین معتقد است که می تواند دیگری را مورد استفاده قرار دهد و در زمان مناسب وی را از بازی خارج نماید. اما اینکه کدام یک از این دو می تواند برنده ی نهایی این بازی باشد فقط در آینده روشن خواهد شد.
وجه مشترک دیگر فاروق وردک و یونس قانونی اشتراکات ایدیولوژیک این دو است. هر دو به احزاب اخوانی متعالق هستند و هر دو فکر می کنند که منهای اختلافات جزئی! که در گذشته آنها را از یکدیگر جدا ساخته است مشکل عمده ای با هم ندارند و می توانند حریفان داخلی خود را با کمک یکدیگر از صحنه ی ساست بدر نمایند.
اما تجربه ثابت ساخته است که در تمام موارد هر شکلی از همکاری و ائتلاف سرانجام به موفقیت آقای وردک منتهی می شود. آقای قانونی در کنفرانس بن یک با ربا آقای کرزی و تیم وی ائتلاف نمود اما نتیجه واقعی ائتلاف صرفاً به نفع آقای کرزی و تیمش تمام شد که فعلاً عملاً قدرت را در دست دارند. بار دیگر آقای قانونی با وردک و اشرف غنی احمد زی ائتلاف نمود و از سیاست های آنها در مورد قانون اساسی حمایت کرد تا بتواند خود را در وزارت معارف که ظاهراً برای وی پولخیز بوده است حفظ نماید. اما علاوه بر اینکه قانون اساسی کشور را دربست دراختیار آنها گذاشت خودش را هم نتوانست در وزارت معارف حفظ نماید. این بار نیز آقای قانونی یک معامله نسیه را نموده است. بر سر استیضاح سپنتا با وردک ائتلاف نمود و آقای خرم را از خطر استیضاح که واقعاً مستحق آن بود نجات داد تا در آینده ورک به او کمک نماید. البته تلویزیون ملی در اختیار قانونی و جبهه ی ملی قرار گرفت که اصولاً امتیاز قابل توجهی به نظر نمی رسد. چرا که آنچه که آقای قانونی به جانب مقابل داده است از نظر استراتژیک صدها بار از دست آوردهای آقای قانونی مهم تر است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
قانونی را خدا زد که دوست ودشمن خود ره تشخیص داده نمیتانه داکتر سپنتا چه ضررش به قانونی رسیده بود که این ضعیف النفس بر ضد وی اقدام کرد .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
یاران سپنتا از نظر سواد و تحلیل سر همه زور استند. مه می فامو م.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مه می فاموم؟هه هه هه
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
امنیت ملی با کامران میر هزار باید محترمانه وبدون تبعیض و تحقیر بر خورد کند .اگر نه حساسیت قومی ایجاد خواهد شد ودو لت اسیب بذیر می شود.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
امنیت ملی کار خود سرانه کرده وقانون را نقض کرده باید مورد باز خواست قرار گیرد.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
فاشیستها بداند که صدای میر هزار خاموش نمی شود . مرگ بر فاشیست قبیلوی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
میر هزار یک روز نامه نگار با احساس است.واز شهرت زیاد بر خوردار است تو صیه ما به دو لت این است که فورا اورا ازاد کند وگرنه روشنفکران وخبر نگاران دولت را رسوا میکند.مهمتر اینکه ممکن است هزاره ها این مساله را یک تو طئه بداند وبحث قومی شود که چالش مهم خواهد بود.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
مقاله بسیار جالب با ادبیات علمی ومسلکی است . به نویسنده خسته نباشید میگوم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
بلی ناجیه جان طرفداران سپنتا کلگی از غرب امده و این مرده گاوها همه باسواد ومسلکی استند.به نظرم همی ادم که ای مقاله ره نوشته کده از اروپا ویا امریکا امده .پدر نالت خوب نوشته کده .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
خاک به سر شما اسلام نماها فقط بی ادبی را یاد گرفته اید .نام خود را اسلام الدین مانده ی اما ادب تو به اندازه یک طفل نیست.برو ادم شو.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
وطنداران محترم سلام خواهش می کنم اخلاق وادب را رعایت کنید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان سپنتا بلا میکنید .رقبای خودرامنزوی ساخته اید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
آری راست میگی مه هم متوجه هستم اینها مخالفین خودرا کاملا منفعل ساخته است.همین آقای نظری از زمان استیضاح سپنتا به بعد هر هفته یک مقاله در باره کارکردها وپیشرفتهای سپنتاودفاع از او مینویسد.راستی که بلا هستند این ها.مخالفین ،این هارا درست نشناخته بودند.قانونی غریب کجایی نه اب ماند ونه ابرو.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان سلام .بحث سنت وتجدد یک بحث جالب است که اقای نظری در این مقاله با نگاه جامعه شناختی به آن پرداخته است وبه نظرم با تطبیق بر سنتگراهای عمدتا جهادی وسپنتای نوگرا توانسته خوب پرورش داده وتحلیل جامع ارائه دهد . موفق باشید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
محترم حامد مه با نظر شما موافقت دارم.افغانستان بعد از سقوط طالب هابا دنیای جدید بیشتر آشنا شد واینجا بود که با ورود مفاهیم و ارزشهای جدید رهبران جهادی که خوی وخصلت سنتی دارند و البته بعضی از ان هاچنان که نویسنده اشاره کرده به نقض حقوق بشر نیز متهم شده اینها با ارزش های دموکراتیک و اشخاص دموکرات مخالفت و ضدیت دارند.این تحلیل که صاحب مقاله کرده بسیار تحلیل قابل قبول می باشد .از نظر مه مخالفت این ها با داکتر سپنتا به همین جهت است و مساله به تقابل دو نحو تفکر و اندیشه بر میگردد.با آرزوی توفیق برای شما ونویسنده گرامی.