طليعه
آنچه در پي ميآيد نوشتهاي است كه با نگاه انتقادي به عملكرد كهنه گرايان و ائتلاف سيستماتيك آنان دربرابرداكتر سپنتا پرداخته است. ارايه تحليل جامعه شناختي از ساختار فكري و نظام اجتماعي كهنه گرايان و شيوه تربيت سياسي عناصر كهنهگرا چارچوب اصلي مقاله را تشكيل ميدهد. نويسنده بر اين باور است كه نقد يك روند يا يك مجموعه سياسي هرگز به مفهوم دشمني با آن نيست بلكه چنانچه به صورت علمي، ضعفها و آسيبهاي آن تذكر داده شود، فرجام آن، رشد و اعتلا خواهد بود. بنابراين، نقد، يكنوع آسيب شناسي و ترميم نقايص به شمار ميرود.
تاملاتي جامعه شناختي پيرامون عقلانيت ونو سازي ونقش منفي واپسگرايان
ماكس وبر جامعه شناس آلماني با تبيين ريشههاي ظهور سرمايهداري و عوامل مؤثر و تشكيل دهندة نظام سرمايهداري در مغرب زمين، توسعه يافتگي و صنعتي شدن جوامع غربي را تبيين نموده و بر زندهگي عقلاني انسان در جامعه تأكيد مينمايد. عقلاني شدن به اين معني است كه قدرت به ميزان زيادي از دست رهبران سياسي سنتي خارج شده و در اختيار نظام ديوان سالاري و سازمانهاي رسمي كه تبلور عقلانيتاند، قرار گيرد.
به نظر ماكس وبر، اقتدار سنتي و فرهمند، اشكالي از اقتدار هستند كه پيش از تحقق اقتدار عقلاني در جوامع عقبمانده و غير صنعتي متداول بوده و حاكميت دارند. وبر، در اثر معروف خود "اخلاق پروتستان و روح سرمايهداري" اين نكته را گوشزد ميكند كه محقق شدن نظام سرمايه داري در مغرب زمين نيازمند روحيهاي خاص و به عبارتي، زمينهاي اخلاقي، رواني، اجتماعي و فرهنگي ويژهاي بوده كه جوامع غربي با همراه شدن با چنين زمينه و روحية خاص توانستهاند به نظام سرمايهداري و در فرجام جامعهاي صنعتي دست يابند.
بنابراين، اگر با ديد جامعه شناختي وبري به نوسازي توجه كنيم، نوسازي با فرايند عقلانيت و عقلاني شدن جوامع ارتباط تنگاتنگي پيدا ميكند؛ زيرا در اين رهيافت، نوسازي و تجدد، حاصل عقلاني شدن جوامع انگاشته ميشود. نوگرايي يك خصلت اجتماعي ساختار يافته از رهگذر پويشهاي دنيوي شدن، عقلاني شدن و روشنگرايي است.
جامعه افغانستان كه تازه در مسير توسعه و نوسازي قدم ميگذارد و ميرود تا عقلانيت را به مرور در ساختار سياسي و اجتماعي خود نهادينه سازد، و به تعبيري، نوعي اقتدار عقلاني را دست كم براي فرداي خود به ارمغان آورد، اكنون كهنه گراياني را در پيش چشم خود نظاره ميكند كه رهاورد آن، جز يأس و نااميدي چيز ديگري نيست. كهنه گرايان در حال حاضر به مثابه يك جبهه سياسي جديد با سطح دانش بسيار پايين و اغراض خاص كه در موارد متعدد، ناقض منافع ملي است ظهور نموده است. ولسي جرگه به جاي اين كه پيشگام عرصههاي نوسازي و اقتدار عقلاني جامعه باشد، مغاير با فلسفه وجودي خود، به پايگاه سياسي مخالفان رئيس جمهور و تيم وي تبديل شده است. در واقع افراد مشخصي در مجلس نمايندهگان با بهرهبرداري از احساسات پاك و شريف وكلاي مردم، پارلمان را به عنوان سنگر سياسي خود اختيار نموده است.
در راستاي همين اهداف بود كه حدود چند هفته قبل، پارلمان در يك اقدام شتابزده و فرايند پيچيده، پرابهام و مشكوك، وزيران عودت مهاجرين و امور خارجه را به دليل كوتاهي در امر اخراج مهاجرين از ايران مورد استيضاح و سلب صلاحيت قرار دادند. كارشناسان و حقوق دانان از همان آغاز، اقدام پارلمان را دربارة وزير خارجه مورد نقد قرار دادند و اين تصميم سياسي را از لحاظ قانوني، غير قابل قبول خواندندودلايل ذيل را ارايه كردند:1. مطابق بند سوم ماده 92 قانون اساسي، استيضاح وزراء بايد با دليل موجه و منطقي همراه بوده و از صراحت و شفافيت لازم برخوردار باشد. در حالي كه دلايل استيضاح كنندهگان براي حقوقدانان و ناظران بي طرف غير قابل قبول دانسته شده است؛ زيرا مسأله اخراج مهاجرين با كار وزير خارجه ربط اساسي و قانوني ندارد. افزون بر اين، وزير خارجه تا جايي كه به وي مربوط ميشد، تلاش مضاعف را به خرج داده است. چرا كه داكتر سپنتا در سفر اخير به تهران از اخراج جمعي افغانها توسط پوليس ايران و سختگيري اين كشور نسبت به مهاجران افغان، شديداً انتقاد نمود.
در همين راستا به خاطر جلوگيري از اخراج بيروية مهاجرين افغان فاقد مدرك از ايران، سفير ايران به وزارت امور خارجه فراخوانده شد و سخنگوي وزارت خارجه رفتار ايران را مغاير حسن همجواري و بهرهبرداري سياسي مقامات ايراني از مهاجرين اعلام كرد.
2. بسياري از كارشناسان مسايل سياسي و حقوقي اين پرسش را مطرح كردتدكه مسأله اخراج افغانها از ايران موضوع تازهاي نيست بلكه يك روند سابقهدار است كه از گذشته دور تا به حال با شدت و ضعف جريان داشته است. بنابراين سؤال اين است كه اگر انگيزه سياسي در كار نيست، چرا پارلمان طي دو سال گذشته اين مسأله را طرح و بررسي نكرده است؟به علاوه، بر اين نكته نيز بايد دقت كرد كه اصولا تعهدنامه بازگشت مهاجران افغان از ايران را داكتر عبدالله وزير خارجه پيشين با مقامات ايراني امضا كرده است نه وزير خارجه فعلي.
. از آن جايي كه بر اساس فقره اول ماده 64 قانون اساسي، پاسداري و صيانت از قانون اساسي و اجراي درست آن از صلاحيتها و وظايف رييس جمهور است، آقاي كرزي از همان آغاز مانند بسياري از حقوقدانان و ناظران مستقل، روند مشكوك استيضاح وزير خارجه را به ستره محكمه واگذار كرد تا پس از بررسي دقيق، رأي نهايي را صادر نمايد. در فرجام پس از سه هفته تدقيق و بررسي همه جانبه، ستره محكمه رأي به ابقاي وزير و تداوم كار وي داد. تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي دادگاه عالي افغانستان، مغاير بودن رأي پارلمان با قانون اساسي و آييننامه داخلي مجلس نمايندهگان را به همگان گوشزد كرد. هر چند پيش از آن حقوق دانان و كارشناسان نيز استيضاح وزير خارجه را ناشي از انگيزه سياسي و فاقد وجهه قانوني دانسته بودند.
پس از تأييد صلاحيت وزير خارجه از سوي ستره محكمه به عنوان عاليترين نهاد قضايي كشور، زمزمههايي آشكار شد كه آقاي قانوني مصمم است تا به نمايندهگيهاي سياسي و شوراي امنيت سازمان ملل و برخي سازمانهاي بينالمللي طي مكتوبي، غيرقانوني بودن ادامة كار وزير خارجه را تبليغ كند. اين تصميم كه بسيار مضحك به نظر جلوه مينمود تعجب همگان را برانگيخت. زيرا نامهنگاري به نمايندهگيهاي سياسي، ملل متحد و نهادهاي بين المللي از وظايف و صلاحيتهاي وزارت امور خارجه است. به نظر ميرسد ناآشنايي آقاي قانوني با قانون و وظايف پارلمان و نيز بياطلاعي يا كم اطلاعي ايشان از حقوق بينالملل و روابط بين الملل موجب چنين تصميماتي شده باشد.
به هر تقدير، آنچه آقاي قانوني وهمفكران وي بايد متوجه باشند چند نكته به شرح ذيل است:
الف) ستره محكمه به مثابه عاليترين نهاد قضايي كشور از اعتبار خاصي برخوردار است. رأي صادره از جانب اين نهاد، رأي نهايي بوده و مخالفت با آن نوعي نافرماني در برابر قانون را نشان ميدهد.
ب) اصولاً رئيس جمهور كرزي از همان آغاز ميتوانست طبق اختيارات و صلاحيتهايي كه در قانون اساسي براي وي پيشبيني شده است، مسأله استيضاح و رأي عدم اعتماد را به دلايل مختلف همچون: مقتضيات زمان و ايجابات مصالح ملي و بينالمللي، بيارتباط بودن قضيه مهاجرين از نظر اجرايي به وزارت خارجه، غير منطقي بودن دلايل استيضاح كنندگان و ملوث بودن با انگيزههاي سياسي، مردود اعلان كند.
ج) وقتي رئيس جمهور مسأله استيضاح را به ستره محكمه واگذار كرد و رأي نهايي اعلان شد ديگر كسي از نظر قانوني حق ندارد با آن مخالفت نمايد. زيرا رئيس جمهور كرزي، رئيس هر سه قوه است و توسط مردم با كسب آراي در حدود شصت درصد و تأييد جامعه جهاني و سازمان ملل متحد برگزيده شده است. اشتباه عدهاي اين است كه فكر ميكنند آقاي كرزي تنها رياست قوه مجريه را به عهده دارد، در حالي كه رئيس جمهور به عنوان شخص اول مملكت رياست هر سه قوه را در حقيقت از اين نظر كه رئيس دولت ميباشد متولي ميباشد. رئيس جمهور از همان آغاز يعني پس از ختم جلسه روز شنبه پارلمان، داكتر سپنتا را به تداوم كار در وزارت خارجه دعوت كرد. اين در حالي است كه در همان زمان نيز آقاي قانوني مخالفت خود را با حكم رئيس جمهور اعلان كرد.
اين نوع مخالفتهاوتهاجم هاي سيستماتيك بعدي در قالب مقاله، مصاحبه و...عليه وزارت خارجه ناشي از مدنيت ناپذيري يا نافرماني ضد مدني برخي بازيگران سياسي ماست كه هرگز به محدودة كاري، صلاحيتها و وظايف و اختيارات خود دقت نظر ندارند و نميتوانند درك دقيقي از موقعيت خويشتن و رقبا و زعماي مملكت داشته باشند. اين گونه نافرمانيها در شرايط كنوني به هيچ وجه پاسخگو نيست و طليعة بسيار شومي است براي آينده و فرداي سياسي اين بازيگران.
اگر تيم كهنه گراي مجلس نمايندهگان به ويژه آقاي قانوني به عنوان رئيس اين جرگه، از توانايي حقوقي لازم و سطح دانش مورد نياز براي اعضاي قوه مقننه بهرهمند ميبودند از اول مرتكب چنين خطاي حقوقي نميشدند و انگيزههاي سياسي را در مباحث حقوقي دخالت نميدادند. اين نكته يك مسأله را به ما گوشزد ميكند كه بهتر است براي ارتقاي سطح دانش نمايندهگان، تدابيري اتخاذ شود تا آنان با فراگيري مباحث لازم به ويژه در موضوعات سياسي و حقوقي از همسويي با طيف كهنه گرا اجتناب ورزند و از اين پس بتوانند تصميمهاي معقولتري اتخاذ كنند ودر نتيجه به حيثيت پارلمان افغانستان هر روز لطمه وارد نكنند.
تصميمات شتاب زده و فاقد وجهه حقوقي پارلمان در مورد استيضاح وزير خارجه سبب شد تا روشنفكران، تودهها، سازمان ملل و جامعه جهاني از همان آغاز در برابر اين مسأله واكنش نشان دهند و عملكرد مجلس را فاقد وجهة قانوني و عقلاني تفسير نمايند. در همين راستا، ادارين اداواردز سخنگوي يوناما در كابل اعلام كرد: "نظر يوناما اين است كه قانون اساسي افغانستان به پارلمان صلاحيت سرزنش كردن و يا دادن رأي عدم اعتماد را داده است. اما قانون اساسي مشخصاً به پارلمان اين حق را نميدهد كه وزيران را بركنار كند. فقط رئيس جمهور حق بر كنار كردن وزراي كابينه را دارد." ( بي بي سي، دوشنبه 21 مه 2007 )
نتيجه گيري
خطاي سياسي و حقوقي شوراي ملي به ويژه مجلس نمايندهگان تحت تاثير عوامل كهنه گرا در استيضاح داكتر سپنتا كه از خوشنامترين، صادقترين و شايستهترين وزراي كابينه دولت منتخب رئيس جمهور كرزي ميباشد، نشان داد كه هنوز جناح كهنه گرا با قاعده بازي در دنياي سياست و منطق حقوقي و قوانين پارلماني ناآشنا است. بيشتر اعضاي اين تيم حتي از فهم منافع خود و منافع ديگر بازيگران، تجزيه و تحليل درستي ندارند. زيرا در صورتي ميتوان به فهم منافع خود و ديگران توسل جست كه احساسات و هيجانات در حداقل و محاسبه و عقلانيت در اوج خود قرار داشته باشد. غلبه احساس در فرايند فهم پديدهها، فقدان توجه به رقابت سالم و يادگيري،سطح نازل فرهنگي نسبت به فرهنگ و تمدن زمانه و مشكل پردازش مبتني بر منافع ملي از جمله ويژهگيهاي كهنه گرايان افغانستان در حال حاضربه شمار ميرود.
برخي عناصرواپسگرا بويژه شماري ازكهنه گرايان حاضر در مجلس نمايندهگان كه در تمام طول زمام داري سنتي و عشيرهاي، توسط تحسين كنندهگان و تأييد كنندهگان قومي و گروهي احاطه شده بودند، در حال حاضر نيز نميتوانند به لحاظ رواني، سلامتي لازم را داشته باشند تا به صورت نرمال و بر اساس تعادل ميان واقعيتها و مقدورات، شوراي ملي را مديريت نمايند. افزون بر اين، تضاد در منافع، اختلافات قابل توجه فكري، جهل سياسي و وابستگيهاي بيروني برخي افراد مدعي قدرت در داخل شورا و بيرون از آن حاكي از آن است كه برخي كشورهاي همسايه نهايت بهرهبرداري در تعميق حضور خود در كشور را به كار خواهد بست. اين مسأله وقتي به صورت عيني برجسته ميشود كه بدانيم زبان ديپلوماسي افغانستان در دورة داكتر سپنتا نسبت به مداخلات پيدا و پنهان كشورهاي همسايه بسيار صريح، شفاف و پر قدرت بوده است.
بنابراين، بعيد است در آينده نزديك، فرهنگ سياسي دموكراتيك ميان افراد و گروههاي كهنه گراي مدعي قدرت در پارلمان كشور ظهور كند و مجلس به يك سيستم سياسي ـ حقوقي با ثبات، مشروع، قاعدهمند و قابل پيشبيني تبديل گردد. زيرا تربيت سياسي برخي حلقات حاضر در شوراي ملي با روند تغييرات دموكراتيك كاملا ناسازگاري دارد. هنوز چهرههاي شاخص اين تيم در مجلس نمايندهگان و بيرون ازآن به يك تعريف دراز مدت از منافع ملي دست نيافته و ثبات فلسفي در افكار و رفتار خود را به نمايش نگذاشتهاند.
فقدان اجماع سياسي در مورد منافع ملي، اعتقاد به سنتهاي سركوبگرايانه و فقدان سنت مدني سهم دهي در تصميم گيري از جمله متغيرهايي هستند كه روند تحول كيفي كشور را آهسته و زمينه دخالت خارجي را فراهم ميكنند. در مجموع بايد گفت كه از نظر جامعه شناختي در حال حاضر برخي افراد بهرهمند از نوعي اقتدار سنتي در جبهه كهنه گرا به شقاق سياسي بيش از پيش اهتمام دارندو اين در حالي است كه چالش اساسي در شرايط حاضر، نهادينه كردن صلح در كشور است كه پيامدهاي مهم نظري و سياسي براي ماتريس فلسفي و ژئوپلتيك كشور در برخواهد داشت.
در يك جمع بندي كوتاه، جبهه كهنه گرايان را ميتوان با خصيصههايي چون نا آشنايي بيشتر اعضا با جوهر قوانين مدني، سطح نازل فرهنگي،جمود فكري، باورمندي به سيستم متغلب سياسي وفقدان انديشه ورزيهاي نظام يافته سياسي- حقوقي توصيف كرد. ويژه گيهاي مزبور كه در رهيافت جامعه شناسي سياسي از مولفههاي انحطاط به شمار ميروند، موجب سلب اعتماد مردم نسبت به اين دسته شده است.در حال حاضر هر چند نمي توان منكر افراد روشنفكر وآگاه نسبت به فرهنگ وتمدن زمانه در خانه ي ملت شد اما بايد تذكر داد كه شمار اين افراد بسيار اندك است ونمي توانند روي بدنه ي اصلي وساختار شورا اثر گذار باشند ودر نهايت، مانع كشاكشهاي سياسي وفرقه اي در درون پارلمان شوند .
حركت سياسي اين مجموعه وتهاجم سيستماتيك عليه وزير خارجه نوگرا، ناشي از جوانههاي زوال وانحطاط تيم كهنه گرا همراه باآشفتگي و نابساماني فكري اين طيف است. از جمله مي توان به پروژه از قبل طراحي شده استيضاح وزير خارجه توسط همين دسته اشاره داشت كه واكنشهايي وسيع را درسطح كشور از مقام رياست جمهوري گرفته تا اقشار مختلف اجتماعي وجامعه بين الملل پديد آورد، ودر فرجام، با راي دادگاه عالي، موجب كاهش اعتبار پارلمان كشور در نزد مردم افغانستان وجامعه جهاني گرديد.
عملكرد كهنه گرايان از آن نظر مورد نقد قشر تحصيل كرده ، نهادهاي مدني، تودههاي عدالت خواه و نو گرايان مسلمان قرار گرفته است كه اين تهاجم سياسي عليه سياستمداري صورت ميپذيرد كه نماد نسل روشن فكر و طلايه دار انديشه ترقي خواهي در افغانستان پساطالبانيزم محسوب ميگردد. اين در حالي است كه مهاجمان سياسي نوعًا از كهنه گراياني است كه به دليل مشاركت و مديريت جنگهاي داخلي و توليد بحرانهاي قومي از طرف سازمان ديدهبان حقوق بشر متهم به نقض گسترده حقوق بشر گرديده وعاملان شكنجههاي خاموش و مرگهاي در سكوت معرفي شدهاند.
افزون بر اين، شماري از رهبران سنتي كهنه گرا به راه و روشها و قالبهاي تحليلي سنتي خود عادت كردهاند و حاضر به پذيرش ترتيبات نو و اتخاذ روشها و به كارگيري الفاظ جديد نيستند.
آنان بدون توجه به تحولات بيروني و صرفاً با نگاههاي دروني و ذهني به مسايل مينگرند. اتخاذ اين شيوههاي كهنه كه به دهه 1950 ميلادي (دوره استقلال خواهي و استعمارزدايي) تعلق دارند امروز نه تنها كارآمد نبوده، بلكه به ضرر منافع ملي افغانستان ميباشد. فقدان آمادهگي براي تغيير در دورهاي كه سرعت تحولات تنها به طور نمادين با سرعت نور قابل محاسبه است، به نفع جامعة افغاني كه به شدت نيازمند تحول است، نميباشد.
فارابي فيلسوف نامور در بحث مدينه فاضله و غيرفاضله اين گونه افراد را "نوابت" يعني عناصر فناپذير كه شامل ترتيب و نظم نميشوند مينامد. از نظر فارابي اين اشخاص از مدنيت بيبهرهاند و نميتوانند پايبند مدينه و اصول مدني باشند و از اين رو، طرز تفكر و اجتماعات آنان نيز مدني تلقي نميشود. (حاتم قادري، انديشههاي سياسي در اسلام و ايران، ص 149 ـ 150)
به هر تقدير نكته حايز اهميت آن است كه فراموش نكنيم كه مديريت كارآمد جمعيت 25 ـ 30 ميليون نفري كشور، نوعي تعامل معقول با جهان را ميطلبد. براساس واقعيتهاي سياست بينالملل، چه ما علاقهمند باشيم و يا نباشيم توان توليدي و اقتصادي، جايگاه كشورها را در سطوح قدرت بينالمللي مشخص ميكند. به اين ترتيب، كشور ما به يك استراتيژي چندجانبه با جهان به ويژه دنياي غرب نياز دارد. طراحي اين استراتيژي نسبت به غرب محتاج انسانهاي تنومند تئوريك است كه هم به حساسيتهاي داخلي آشنا و هم به واقعيتهاي بينالمللي واقف باشند و در عين حال، افزايش سطح كيفيت زندهگي مردم افغانستان مهمترين دغدغه وي باشد. داكتر سپنتا با شناخت كافي از شرايط منطقه و جهان، دقيقاً در همين راستا گام برداشته و برميدارد.
همچنين وزارت خارجه مصمم است تا شبكه تصميمگيري كشور علميتر شود. زيرا به كار گرفتن و سهيم كردن نيروهاي علمي، تخصصي و فكري خود بهترين منبع دفع تهديدات خارجي و سامانيابي اوضاع داخلي است. به علاوه داكتر سپنتا و همكاران مدير و مدبر وي با آگاهي كامل از ويژهگيهاي عصر جهانيشدن و كمّي و تكنولوژيك شدن مديريت سياسي در ميان حتي كشورهاي در حال توسعه، استراتيژي ملي مكتوب را در حوزه سياست خارجي تدوين نموده به گونهاي كه مباني نظري و عملكرد وزارت خارجه كشور در طول يك سال گذشته ميتواند راهنماييها، نمونه رفتارها و قطبنماهاي متعددي را پيشروي سياست مداران حال و آيندة ما قرار دهد.
آينده ميان مدت افغانستان با وجود داكتر سپنتا در رأس تصميمسازي سياسي بسيار اميدوار كننده است مشروط به اينكه ثبات سياسي ميان گروههاي قدرت برقرار شده و شبكه تصميمگيري در ساير وزارتخانهها نيز علميتر شود. در اين راستا سطوح فعاليت وزارت خارجه ميتواند مبنا و الگويي براي ساير شبكهها و وزارتخانهها باشد. درك عيني و صحيح از وقايع و تحولات در سياستگذاريها و مديريت كشور از دلايل عمده توفيقات وزارت خارجه طي يك سال گذشته است.
توجه به اين نكته نيز حايز اهميت است كه بدانيم تفكر و عمل سياسي در افغانستان هميشه يك پديده كوتاه مدت بوده است. بهترين روش براي ايجاد ثبات و جلوگيري از تهديد، نگاه دراز مدت به تفكر و عمل سياسي در كشور است. توفيقات داكتر سپنتا دقيقاً در همين موضوع نهفته است. زيرا تمامي رفتارها و سياستگذاريهاي كشور طي يك سال گذشته با نگاه بلندمدت صورت پذيرفته و وقت قابل توجهي از رجال سياسي كشور در حوزه سياست خارجي، صرف ايجاد قاعده جهت تأمين منافع بلندمدت كشور گرديده است.
با توجه به شرايط منحصر به فرد افغانستان و موقعيت ويژه سياسي آن، نگاههاي كوتاه مدت با قاعده بازي و ماتريس 100 به صفر كه رهبران سنتي از آن بهره ميگيرند، به نفع كشور و منافع عامه مردم افغانستان نيست. حتي در روابط انسانها، نگاه دراز مدت به سخن، رفتار و واكنش، نوعي خويشتنداري و فهم متقابل ايجاد ميكند. علاوه بر آنچه ذكر شد، ملاك تمامي سياستگذاريهاي خارجي كشور در دورة داكتر سپنتا، افزايش سطح استاندارد و كيفيت زندهگي مردم افغانستان بوده است. به اين ترتيب افغانستان در حوزه سياست خارجي به سمت طراحي افقي عقلايي در حركت است كه اميد ميرود طي سالهاي آتيه شاهد پيشرفتهاي چشمگيري در اين حوزه باشيم.
اين كه چرا هنوز كهنهگرايان با وزير خارجه اصلاحطلب به مثابه يك روشنفكر آزاده، ملي و ترقيخواه مخالفت ميكنند بدان علت است كه تمكين به حقيقت، توانايي، رواداري و بزرگي ميطلبد.
نظرات
53 دیدگاهنقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان سلام انچه از پیام ها معلوم شد این است که مخالفین سپنتا همه نادان اند. بروید پیام ها را بخوانید.خدا حافظ
پنجشیری
در صورت دستگیری آقای کامران میر هزار!
گرچه با سیاست نشراتی شما موافق نیستم، اما هرگونه ایجاد محدودیت، ارعاب، تهدید و ...دستگیری شما را از جانب دولت و یا هر مرجع دیگری محکوم است. کسی حق ندارد آزادی های قانونی شهروندان افغانستان را زیر پای بگذارد. کار شما در محدودهء آزادی بیان و اطلاع رسانی هیچگونه مشکل امنیتی و قانونی نداشته و ندارد. گرچه خط نشراتی غیر حرفه ای سایت شما، یک فضای مجازی، و غیر واقعی را که منجر به سو تفاهمات و حق کشی های زیاد می شود به وجود می آورد. با آن هم در آزادی نو پای کشور، حق آزادی سخن گفتن نعمتی است که باید آن را تقویت کرد و این خامی های ابتدایی آن را نا دیده گرفت. بر خوانندگان است که در خواندن متن ها چند باره فکر کنند، و قبل از نوشتن نظراتشان، آن را سبک و سنگین نمایند و از زبان بهتری در گفتگو یا دیگر هموطنان و مخالفین خویش استفاده نمایند. فرهنگ گفتگو در میان ما باید بر قرار باشد و از بی ادبی و توهین به دیگران بپرهیزیم.
کسانی که به نام دفاع از تاجیک و یا دفاع از شورای نظار ، افراد و یا مجاهدین به دیگران مخصوصاً به آقای سپنتا توهین می کنند، اشتباه می کنند.
توهین، نقد نیست،به ایجاد گفتمان جدید هم کمک نمی کند. درست است که عده ای از هموطنان ما با بی انصافی در مقابل دیگر هموطنانشان قضاوت می کنند، ولی همهء این مسایل مشمول گذشت زمان می شود. سالها بعد، زمانی که خامی جوانی جایش را به رشد عقلی بیشتر می دهد، دیده خواهد شد که چنین روشی برای شما جوانان، راه خوبی برای بر خورد با دیگر هموطنان شما، حتی مخالفین شما نبوده است. یاد بگیریم که با زبان انسانی با هم سخن بگوییم. آقای سپنتا ممکن 10 سال دیگر وزیر باشد، ، 10 سال بعد وی می رود و تبدیل به فردی عادی مثل ما می شود و یادش فقط در کتابهای خاطره می ماند. از سیاست مدار چیزی جز خاطرات مگر به جای نمی ماند؟ ماندنی مردم هستند، با همدیگر با مدارا سخن بگوییم.
پنجشیری
من با نظر اقای پنجشیری موافقم.
پنجشیری
پنجشیری صاحب تشکر از فرمایش عالمانه تان.ایا شما همان استاد داود پتجشیری هستید؟
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
بلی من هم به این نکته پی بردم که دشمنان اقای سپنتا انسان های گستاخ وبی ادب و فحاش هستند.چون در برابر منطق یاران سپنتا کم می اورند به دشنام و نا سزا گویی رو می اورند. مردم همه فهمیده اند این مساله را و سپنتا پیروز است .چرا که هیچ کس طر فدار انسان های فحاش و بی ادب نیست.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اینهایی که به اقای سپنتا و یارانش فحاشی می کنند اعضای شورای نظار هستند. خوب است که مردم این باند را دقیق بشناسد.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
شیوه مخالفان اقای سپنتاهمان شیوه کفار در مکه است که به پیامبر خدا ناسزا میگفتند و دشنام میدادند ودر مقابل استدلال ومنطق ان حضرت عاجز بودند.خداوند سر انجام انان را نابود وبدنام نمود.شما به همین مقاله سیل کنید متوجه این نکته میشوید.اگر مخالفان سپنتا دلیل دارند دلیل خود را بگویند.چرا مثل مشرکان صدر اسلام حتی به ناموس مردم دشنام می دهند.این است منطق پوچ شورای نظار و مخالفین سپنتا.شما خود قضاوت کنید هموطنان محترم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
شورای نظار روبه زوال است.همین تهمت زدنهاو دو زدنها نشانگر زوال این باند انحصار گر است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان عزيز
من کامران ميرهزار را شخصا نميشناسم ولی دوستش دارم
باری برايش گفته بودم که به خاطر خدا از دوستی با رزاق مامون دورشو — ولی موصوف تعبير نادرست کرد.به هر حال من با انکه با او موافق نيستم ولی دوستش دارم.
و اين است با دوستی با مامون — پايان کار مير هزار.
Habib
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کامران میر هزار باید فورا ازاد شود.کرزی باید خود را قربانی فاروق وردک نکند ومانع ازادی بیان نشود.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
حقش بود ، هرکه پاه از گلیم خودش درازتر کند آخرش همین است . او که زمین و آسمان را بهم می بافت و بی مدرک و دلیل اتهامات سنگین چون جاسوسی را به این و آن وارد میکرد ، بالاخره به جایی رسید که باید جوابگو باشد . البته غصه نخورید او به قسمت اول هدفش که بزرگ شدن و بر سر زبانها افتادن بود رسیده است، قسمت آخر هدفش که گرفتن پناهندگی سیاسی از ممالک غربی باشد بعد از آزادی اش مشخص میشود ،مگر اینکه به جرم فساد فی الارض ویا چیزی مثل جاسوسی اعدامش کنند.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دیگران مرده است که چند نفر امنیتی که معلوم نیست فریب چه کسی را خورده است میر هزار را اعدامش کنند.او همه چیز را با سند افشا می کرد. روحیه فاشیستی را از خود دور کن خواب استبداد را نبین.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
خبر تکمیلی در مورد توقیف آقایی میرهزار را اینجا بخوانبد!
آنلاین : http://www.ariananet.com
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
تشکر از اطلاع رسانی سایت اریانا نت کامران میر هزار فورا ازاد شود .وظیفه همه حمایت از میر هزار است او یک جوان مسئول است از ازادی بیان در برابر استبداد حمایت کنیم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
ازادی بیان محدودشده نی نیست.کامران میر هزار فعال فرهنگی و مبلغ حقوق بشر وروز نامه نگار ورزیده است. ما دانشجویان افغانی مقیم ایران ازادی فوری اورا خواستاریم وازاو حمایت می کنیم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
FROM THE BEGNING I FOUNG MR.ESPTANT A VERY GOOD MAN AND FULL OF SKILL BUT WHO IS ACCUSING HIM OR BLAMING HIM NO WOUNDER THEY ARE ALL THE LOSERS AND CRIMINALS SO WE DO NOT CARE WHAT THEY SAY WHAT THEY WRITE BUT WE FULLY TRUST DR.RANGEN ESPTANTA WITH HIS ALL SKILLS AND HIS WISENESS
ALLAH BLESS HIM
IKHLAS WARDAK
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
سپنتا را نمی شود با فحاشی از صحنه بیرون کنید.های مخالفین ازادی اندیشه خوب بدانید .بامان خدا.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
تقابل کهنه گراها ونوگراها یک واقعیت است نمیشود انکار کرده وسپنتا به گفته نویسنده یک نوگرا است.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
درگیری بین سپنتا و مخالفینش اصلا درگیری بین نوگرایی و کهنه گرایی نیست. یک درگیری کاملاً سیاسی است. آقای سپنتا از همان آغاز یک درگیری سیاسی را بدون دلیل شروع نمود که منجر به موضع گیری در مقابل وی شد. وی کسانی را آشکارا توهین نمود. در همان روزهایی که وی در کاخ ریاست جمهوری تازه تشریف برده بود، شمه ای از مناسبات قدرت در کاخ ریاست جمهوری برایش آشکار شد و از فرصت استفاده نمود و با موضعگیری در مقابل رقبای آقای کرزی، به پست وزارت نامزد گردید. وی که دریافته بود برای تاثیر گذاری بر روند سیاسی، حضور در بدنهء قدرت موثر تر است، سعی زیاد نمود که رای اعتماد بگیرد. کسی که برای وی کمپین نمود و از وی تا آخرین لحظات دفاع نمود، احمدضیا مسعود، استاد ربانی و آقای قانونی بودند.
هدف آنها برای دفاع از اسپنتا خنثی کردن طرح کرزی برای ایجاد شکاف تاجیکی در میان تاجکان و مخصوصاً موضوع هرات و پنجشیر بود.
در این بازی هیچ وزنهء اصلاحگری و یا سنت پرستی وجود ندارد. بیهوده نه مردم را فریب بدهید و نه خودتان را. اگر اصلاحاتی در کار بود و این اصلاحات واقعاً اصلاحات اداری و مسلکی بود، تا حالا باید شاهد بسیار پیشرفتها می بودیم. یک و نیم سال است که وزیر با زیر دستان خودش جنگ دارد!
شما به این اصلاحات می گویید؟ کسانی که هیچ اطلاعی از وضع داخلی وزارت خارجه ندارند و فقط تبلیغات را می بینند فکر می کنند که چقدر آدمهای دانشمند و با برنامه در وزارت هستند و چه پیشرفتها که برای کشور ارمغان نیاورده اند! غافل از اینکه وزارت خارجه به حدی نزول کرده است که اگر همین گونه پیش برود تا چند وقت دیگر همه در آن وزارت خیله خند خواهند شد. چرا؟
برای اینکه کسانی که می گویند ما اصلاحگر هستیم، دروغ می گویند. به همین سادگی. حالا بیایید فلسفه ببافید و بخوانید. ما ملت افغانستان همیشه خود را فریب می داده ایم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
سید قیوم سجادی خاین باز امدی وبرای شورای نظار نوشتی.ماتورا میشناسیم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوست عزیز که گفته ی هیچ اصلاحات نیامد ه در وزارت خارجه برو مقاله همین نویسنده را در همین سایت بدون تعصب بخوان شاید بگویی اصلاحات امده . زیر نام نوسنده کلیک کن .تا فهرست مقالات وی را ببینی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوست عزیز که گفته ی هیچ اصلاحات نیامد ه در وزارت خارجه برو مقاله همین نویسنده را در همین سایت بدون تعصب بخوان شاید بگویی اصلاحات امده . زیر نام نویسنده کلیک کن .تا فهرست مقالات وی را ببینی.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
من نمیدانم دوستان آقای سپنتا چرا خود را بیهوده رنج میدهند این دفاعیه برای چه؟ همه کار ها بیفایده است چرا که اقای سپنتا از طرف پارلمان کشور از مدتی است که خلع شده است. وای برین بیچاره ها!
شیرینی وزارت
فکر کنید که 50 سال بعد، حوادث این روزها را که تحلیل کنند، چه خواهند گفت؟
یک وزیری بود که فکر می کرد همه نفهمند غیر از خودش. برای همین به خودش حق می داد که حتی رای پارلمان را به زور بی 52 امریکا، لابی گری و تهدید ضمنی آلمان در قطع حضورش در افغانستان، نا دیده بگیرد.
اگر بدانید که وی چه آدم سبک و بی مقداری است باور کنید این حرفها را در موردش نمی زدید. نه فر ضدش و نه به نفعش.
می گفتند ربانی چوکی قدرت را دوست دارد. حالا بیایید سپنتا را ببینید. روی ربانی را کم کرده است.
از ما گفتن بود.
شیرینی وزارت
ربانی در دوران جنگ این کارها را می کرد، سپنتا که در دوران صلح چوکی را یله نمی کنه!!
وزیر غیر قانونی.
در تاریخ افغانستان ثبت می شود.
مبارک باشد. نام کشی که کردی وزیر صایب!
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
اری تو وزیر خارجه هستی .اول غیرت داشته باش خود را معرفی کن.بعد بیا عقده های خود را خالی کن.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
ملک جان چرا عقده برداشته ای تو اصلا از قانون چیزی می فهمی از نهاد های مشروع بین المللی چطور؟ رای دادگاه عالی را از یاد برده ای .نامه نگاری قانونی به سفارت ها را چطور؟ حمایت ملل متحد از داکتر سپنتا راچه؟ حمایت های مردمی وواکنش جامعه جهانی ؟راستی بگو با این همه چرا ناراحت هستی؟حتماپیشنهاد دادس وقبول نشد. ای نامرد.اصل مطلب را بگو.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کسانی که از دوکتور سپنتا ناراحت اند عمدتا افراد فاقد لیاقت هستند که در وزارت خارجه یا در امتحان ناکام شده اند ویا پیشنهاد شان قبول نشده .
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوکتور سپنتا خار چشم کهنه گراها ودشمنا ن ترقی افغانستان است همه این رامیداند.برو خودت را زحمت نده جانم .ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست. عرض خود میبری و زحمت ما میداری.اگر اقای قانونی به این شعر توجه میکرد اصلا علیه دوکتور سپنتا اقدام نمی کرد.و خود را رسوا نمی ساخت.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان گپ داکتر سپنتا تمام است او وزیر خارجه مشروع است.داد گاه عالی فیصله کرده .به قانون پایبند باشید حالی بیاییم که سر میر هزار گپ بزنیم واورا ازاد کنیم وبر ضد استبدا د فریاد بکشیم.مرگ بر استبداد.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
کامران میرهزار یک خبرنگار جسور وشجاع ومنتقد مافیای قدرت وغارت بود واز ازادی بیان که یک پدیده مدرن وحق مشروع انسانی است دفاع میکرد. دفاع از میر هزار پاسداری از عدالت وصیانت از ازادی بیان است همه به حمایت از او به پا خیزیم.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
دوستان که با سپنتا مخالفت میکنید کمی ادب افغانی را مرا عات کنید پیام های شمارا خواندم وخجالت کشیدم.خاک به سر ربانی و قانونی وعبدالله با این یک مشت اراذل و اوباش .این ها مایه بد نا می است .در ضمن من هم از مخالفین سپنتا هستم اما نه مثل شما . ادب را رعایت کنید.
نقدي بر عملكرد كهنه گرايان در برابر وزير خارجه اصلاح طلب از منظر جامعه شناسي سياسي12/4/86
فر هاد جان تو از دزدان سر گردنه بیش از این توقع نداشته باش.