رفتن به محتوای اصلی
عروج و سقوط داکتر نجیب الله

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

زنده گی سیاسی داکتر نجیب الله درس عبرتی برای بازماندگانش

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

دکتور نجیب الله آخرین رهبردست نشانده شوروی سابق درافغانستان ازبسیاری جهات، شباهت با صدام حسین آخرین دیکتاتورناسیونالیست عرب درعراق داشت که هردو قربانی بلند پروازیها وتک رویها وتعصبات کور قبیلوی خویش گردیدند. صدام دریک خانوادهء عشیره ای درمنطقه العوجه درنواحی تکریت بدنیا آمد که خشونت قبیله ای درآن حرف آخررا میزد . صدام در دنیای خشونت تولد یافت ودر دنیای خشونت زیست وبالاخره در دنیای خشونت ازبین رفت. اوقسمت زیادعمرش را درجنگها ونزاع های قبیلوی گذراند وسرانجام همین عادات واخلاق خشن قبیلوی اورا بمیدان سیاست کشاند و تامرحلهء محافظ امنیتی عبدالکریم قاسم ارتقا داد.

دکتورنجیب الله نیزدرخانواده وکیل اخترمحمد وکیل التجار افغانستان درپشاور زاده شد. ازنظر قبیلوی به قبیلهء احمدزی تعلق داشت که مانند صدام حسین ازتربیه سالم خانواده گی برخوردارنبود. طبق شهادت برادرش صدیق الله او درستین جوانی بالای برادران کوچکترازخودش نیزرحم نمیکرد . مادرش نیز چندان روز خوشی ازدست پسر نداشت وهرباربرادران کوچکش وبعدها خانم برادرش که بعدا از اونیز یادخواهدشد شاهد خشونت های فامیلی ولت خوردن مادر وی توسط پسرش و موی کندن ها بوده است. داکترنجیب الله درایام جوانی از اعضای فعال باند های بدمعاش وچاقو زن شهر کابل بحساب می آمد. کسانیکه وی را درآن زمان مورد حمایت های فزیکی ومعنوی قرار میدادند یکی هم پهلوان احمدجان پنجشیری بود که کلب ورزش پهلوانی اش درمنطقه جادهء آسمائی کابل موقعیت داشت. پهلوان احمدجان درزمان تره کی وامین درپنجشیر دراختفا بسر میبرد . او درابتدای خیزشهای مردمی علیه تره کی وامین، یک بخش کوچک قیام مردمی پنجشیررا علیه نظام تره کی برای مدت محدودی رهبری کرد اما بعداز بقدرت رسیدن گروه پرچم واشغال افغانستان توسظ شوروی سابق درصدد تجدید روابط دیرینه اش با دکتور نجیب الله برآمده وپلان ترور احمدشاه مسعود را روی دست گرفت. پلان مذکور توسط عمال استخباراتی مسعود کشف وسرانجام پهلوان احمدجان دستگیر واعدام گردید. اما مسعود تا زمانیکه حیات داشت ، مسؤولیت اعدام وی را به عهده نگرفت . مسعود ادعا داشت که پهلوان احمدجان فقط محبوس بود دریکی ازجنگها هنگام انتقال وی توسط تعدادی ازمجاهدین ازیک منطقه به منطقه دیگر طیارات شوروی بالای آنها بم ریخت که سبب ازبین رفتن افراد تحت فرمانش ونیز پهلوان احمدجان گردید. مسعود در ادعایش صادق بود زیرا اگر او خواهان اعدام پهلوان احمدجان میبود باید بقیه همکاران وهمدستان وی را که به دستورداکترنجیب الله وکی گی بی ازکابل تشریف آورده بودند، یکجا با او اعدام میکرد درحالیکه آنانیکه به اتهام همدستی با پهلوان احمدجان دستگیر گردیده بودند همه از زندان مسعود فرار نموده وبه همکاری گروه حکمتیار در ولایت بغلان خودرا به مقامات دولتی رساندند. درمیان همکاران پهلوان احمدجان یکی هم مانوکی( منگل) پسر کاکای داکتر نجیب بود که توانست اززندان مسعود فرارکند.

ازاینکه سخن دربارهء دکتورنجیب الله است بدنیست که ازیک شاهد عینی که زمانی عضو خانوادهء داکتر نجیب بود نیز ذکر خیری بعمل آریم. خانم ثریا بها یکی اززنان قلمبدست وفیمنیست افغانستان درایالات متحده امریکا که سابق خانم برادر داکتر نجیب الله بود خاطرات تلخ از خشونت های خانواده گی درفامیل داکتر نجیب الله دارد.

او که بارها مورد لت وکوب شوهرش وبرادرشوهرش یعنی داکترنجیب قرار گرفته وحتی یکبار طقلی نیز در رحم وی ازفرط ضربات مشت ولگد، شوهر، نقصان گردیده حکایات خیلی وحشتناک را از زنده گی خویش درخانواده داکتر نجیب بروزداده است که قسی القلب ترین انسان را به گریه میاورد.شوهرسابقش صدیق الله نیزدرابتدای اقامتش درامریکا رساله ای را بنام ( نجیب را بشناسید) نوشت که مو را براندام انسان راست میسازد.

با درنظرداشت همهء نوشته های مخالف وموافق میتوان گفت که دکتورنجیب الله آخرین رئیس جمهور دست نشانده شوروی سابق ازجملهء رهبران حزب خلق مربوط جناح پرچم بود که بعدازبقدرت رسیدن گرباچف راه خودرا از سایر همقطاران وهمفکران خویش جداساخت.البته درین جدائی ها وانشعابات دکتورنجیب تنها نبود بلکه درسطح بین المللی اکثر دیکتاتوران کمونیست و وابستگان خط ماسکو بعدازفروپاشی شوروی سابق راه شانرا ازاسلاف خویش جداساخته وبه داعیان پرشورناسیونالیسم تبدیل گردیدند.دراربکستان اسلام کریموف خودرا میراث دار گنجیه های تاریخی تیمورلنگ جا زد... امام علی رحمانوف وقبل ازآن رحمان نبی اوف درتاجکستان به فکر اعاده سلطنت سامانیان افتادندوبه همین ترتیب تعداد زیادی ازکمونستان سابق با افکارواندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع گفته ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خویش رو آوردند دکتورنجیب الله نیز ازکاروان عقب نماند. او زمانیکه احساس کرد ، بشایر وعلایم فروپاشی امپراطوری شوروی درافق آسمان پدیدارگشته، راه جدیدخویش را برگزید. راه نوین که داکترنجیب الله برگزید بازگشت به تاریخ وهویت فرهنگی خودی بود. داکترنجیب الله بعدازتکیه زدن به اریکهء قدرت درتمام چهارراهی های شهرکابل تصاویربزرگی از شخصیتهای تاریخی افغانستان خصوصا مجاهدان راه استقلال وطن دربرابراستعمارانگلیس، چون میرمسجدی خان غازی ومیربچه خان کوهدامنی وملامشک عالم خان اندر، وغازی محمدجانخان وردک را نصب کرد که قبل ازآن تصاویر کارمل وبریژنف ولینین درانجاها نصب بود. داکترنجیب الله دراکثرجلسات حزبی کدرهای جوان حزب را تشویق مینمود تا به عوض مطالعهء آثار ماکسیم گورکی ولینین ومارکس تلاش نمایند تا ازتاریخ وفرهنگ جامعه خود اطلاع حاصل نمودده وهنگامیکه بامردم مخاطب میشوند ازادبیات مردمی استفاده کنند.

دستگیرپنجشیری یکی ازرهبران افراطی جناح خلق که مدتی را درزندان داکترنجیب الله به اتهام براندازی حکومت وی ازطریق کودتا به همدستی تنی وحکمتیار گذرانده این چرخش سیاسی دکترنجیب الله را محکوم کرده وآنرا خلاف اصول میداند که براساس آن انقلاب شکوهمندثوربخاطررهائی خلقهای زحمتکش ازیوغ استبداد واستثمار نظام فرتوت سلطنتی وجمهوری قلابی داوود براه انداخته شده بود. . پنجشیری عملکرد های نجیب الله را عقبگرد بسوی تحکیم پایه های نظام قبیله سالاری خوانده وآنرا خیانت به آرمانهای توده های زجرکشیده این ملت میداند. دستگیرپنجشیری معتقد است که امتیازدهی به خانان قبایل ودعوت ازسرکرده های مجاهدین مبنی براشتراک درقدرت باحزب حاکم ، خود ذلت وزبونی نظام حاکم را به نمایش گذاشته وبرجری ساختن بیشترمجاهدین انجامید. دستگیرپنجشیری درمقالات خویش بعدازجابجائی اش درایالات متحده امریکا، تعویض نمودن کلاه پیک لینینی را که داکترنجیب الله در دوران تحصیلات دانشگاهی اش به سرمیکرد به کلاه پکول که در دوران ریاست جمهوری بمناسبت روزهای خاص مذهبی وملی به سرمیگذاشت نمونه های سمبولیکی ازانحراف داکتر نجیب الله ازاصول ومبادی احزاب کارگری دانسته وآنرا سمبول ازقبیله گرائی وغرق شدن درمنجلاب عنعنات ورسوم قبیله ای میداند. اما آقای پنجشیری ازخودش نمی پرسد که ائتلاف رفیق همفکرش شهنواز تنی با گلبدین حکمتیار روی کدام اصول ومبادی حزبی صورت گرفته بود؟

بهرحال هرقدرروی اختلاف سلیقوی ویا ماهیوی گروه ها ودسته های خلق وپرچم بپیچیم بازهم کم است اما قدرمسلم این است که داکترنجیب الله علی الرغم همرنگی وهمفکری های ایدیالوژیک واعتقادی با رفقای حزبی اش، واشتراک وی درجنایات ضدبشری ، بازهم ویژه گیهای داشت که نباید ازآن چشم پوشی صورت گیرد. داکترنجیب الله شخص صریح اللهجه وسخنران بلیغ بود. او دربین حلقات ناسیونالیست پشتونهای پاکستان ازمحبوبیت خاص برخورداربود. نصب قوتوها وتصاویر وی بعداز مرگش در دفاتر وموترهای اعضای وقادار به جنبش ملی گرایان پشتون درشهرهای پشاور وکویته خود نشاندهنده این محبوبیت است . طبق نوشته های شاهدان عینی چه مخالف وچه موافق، که به اونزدیک بوده اند وی مرد پرکار وبا انرژی بوده که ازتن پروری، تنبلی نیزنفرت داشت. پیشگوئی های وی مبنی برعدم توانائی مجاهدین بخاطراستقرار یک حکومت قانون مدارکه برخاسته از اطلاعات ومعلومات استخباراتی وی از درون تنظیمهای مجاهدین بود کاملا موثق ازآب درآمد. اوبعداز اعلان سیاست آشتی ملی درخطابه ها وسخنرانی های رسمی خویش ازتمام جناح های درگیر خصوصا قوماندانهای داخلی مجاهدین چون احمدشاه مسعود، عبدالصبور فرید مولوی جلال الدین حقانی وسید جگرن وهمچنان شاه سابق خواست که به ندای وی پاسخ مثبت گویند درغیر آن وضعیتی درکشور حاکم خواهدشد که تر وخسک در آن خواهدسوخت . شوربختانه که پیش بینی های وی محقق گشت . داکتر نجیب الله به خوبی میدانست که مجاهدین هیچ طرح وپلان برای ساختن حکومت ندارند.عدم توانائی مجاهدین در برقراری یک نظام از آنجا منشاء میگیرد که مجاهدین در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی به این باور وایقان نرسیده بودند که شوروی قوای خودرا ازافغانستان کشیده وحزب حاکم را تنها میگذارد. عامل دیگریکه میتواند در ناتوانی مجاهدین مبنی برایجادیک حکومت ملی موثرباشد تسلط وکنترول بیش ازحد سازمان استخبارات پاکستان بالای تنظیمهای مجاهدین بود که بدون رضایت مقامات پاکستانی هیچ رهبرمجاهدی قدرت نوشیدن یک گیلاس آب را نداشت چه برسد به اینکه آنها مستقلانه وبدون مداخلهء بیگانگان دربین خویش به توافقات عملی میرسیدند. تنهاکسیکه خروج قوای شوروی را ازافغانستان دربین مجاهدین پیش بین بود احمدشاه مسعود بود که مورد غضب مقامات آی اس آی پاکستان قرار داشت که چرا وی خودسرانه با شورویها آتش بس موقت را امضا نموده بود.که بعدا به آن اشاره خواهدشد. امادرکابل وضعیت طوردیگری شکل میگرفت دکتورنجیب الله به ابتکارات تازه ای دست میزد اوهم ازنظرنظامی وهم ازنظرسیاسی بعداز خروج قوای شوروی ازافغانستان برخلاف تصورات حامیان مجاهدین توانست پنج سال بدون قوای شوروی دربرابر شدیدترین حملات مجاهدین مقاومت کند. علاوه برآن .دکتورنجیب الله باتدویرکنگرهء حزبی تغیرات را دراساسنامه ومرامنامه حزبی وارد ساخته ونام حزب دموکراتیک خلق را که نام بی مسما بود به حزب وطن تبدیل نمود. وی همچنان باتدویرکنگره حزبی توانست که حزب حاکم را ازیک حزب دارای اندیشه های کمونیستی به یک حزب چپ ملی گرا تبدیل نماید. اماتمام این اقدامات اصلاحی، حس حسادت وانتقامجوئی مخالفان درون حزبی داکترنجیب الله را برانگیخته وآنهارا وا داشت تا با ایجاد فراکسیون ها ومحافل خصوصی وتوسل جستن به سیاست های توظئه وحکومت برانداز رو آورند که سرانجام باعث سقوط حکومت وی وبالاخره سبب حلق آویزشدنش گردید.

ازآنجا که پیروان مکتب کمونیزم چه ازنوع استالینی ومائووستی اش وچه از نوع اصلاح شدهء گرباچفی آن به هیچ نوع ارزش اخلاقی ومعنوی پای بند نیستند سرنخ همهء توطئه ها زیرپای استاد ورهبرگرانقدر وی ببرک کارمل بود که داکترنجیب الله بخاطر دفاع از جان وی در سالهای قبل از کودتای ثور قسمت زیاد عمرخود را بحیث گارد محافظتی وی گذرانده بود. داکترنجیب الله بخاطر دفاع های فزیکی سرسختانه اش از رهبرمحبوبش دربرابرمخالفان ملقب به نجیب "گاو" گردید.زیرا او چنان شیفته ومفتون رهبرش گردیده بود که هیچ منطق وبرهانی وی را قناعت داده نمیتوانست که گویا کارمل انسان جایزالخطا وازنسل بشر باشد او کارمل را موجود مقدس آسمانی تصور میکرد ومخالفانش را بامشت ولگد وچاقو جواب میداد.لذا مشهورشدن وی بنام نجیب گاو بیجانبود باری دریکی ازکنفرانسهای مطبوعاتی، یک خبرنگار امریکائی از وی پرسید که چرا شما را نجیب گاو میگویند؟ داکترنجیب الله بدون اینکه برافروخته شود با تبسم به وی گفت: قسمیکه میدانید کشورما یک کشور زراعتی است وبیشتر مردمان این سرزمین درکارهای زراعت از حیوانات استفاده میکنند عموما گاو ها در چنان کارهای ثقیل بکار گرفته میشوند که دیگر حیوانات چون بز وگوسفند وغیره از انجام آن کار عاجز اند بناء گاو سمبول قوت وسخت کوشی است ومن نیز عهده دار چنان کارهای ثقیل بوده وهستم که دیگران ازانجام آن عاجزمانده اند. ازین خاطر مرا نجیب گاو میگویند. واقعاچنان پاسخ منطقی وآرام ارائه کردن به سوالیکه حریف میخواست تا وی را درملاء عام احساساتی سازد واو را مجبور سازد تا پرت وپلا بگوید کار ساده نیست
.

اما چنانچه که گفته شد رهبرگرانقدر وی سررشته دار همهء توطئه ها ودسایس علیه وی بود. کارمل هیچگاه شاگردش را بخاطر گستاخی که دربرابر وی انجام داده بود نبخشید. زیرا این داکترنجیب الله بود که برای مقامات شوروی تعهدسپرده بود که وی بهترازکارمل میتواند مجری سیاستهای جدید ماسکوباشد. او بعداز اعلان سیاست باز(گلاسنوس)ا درماسکو، سیاست مصالحهء ملی را اعلان کرد واستعمال کلمهء اشرار بی فرهنگ را درمطبوعات دولتی ممنوع وبه عوض آن مخالفین مسلح را رایج ساخت. اما طرفداران کارمل ادعا دارند که طراح اصلی سیاست مصالحه ملی شخص ببرک کارمل بوده واین کارمل بود که برای بار اول در تیزس های ده گانهء خود ازمشی مصالحهء ملی حرف زده بود اما نه به شیوهء عجولانهء که داکتر نجیب الله آنرا بصورت یکجانبه بدون گرفتن کوچکترین امتیازبین المللی ازحامیان مجاهدین به منصه اجرا درآورد.

اما واقعیت آنست که طراح اصلی به اصطلاح مشی مصالحه ملی نه کارمل بود ونه هم نجیب. بلکه طوریکه قبلاعرض شد وقوع تغیرات درمواضع استراتیژیک مقامات کمونیست درماسکو حزب حاکم درافغانستانرا نیزمجبورساخت تا با مخالفین خویش از در مصالحه پیش آید.مصالحه ایکه داکترنجیب الله آنرا بمردم بصورت ریاکارانه پیشکش کرد معنای تسلیم شدن مجاهدین را میداد. درحالیکه تمام قدرت نظامی وسیاسی دراختیار حزب حاکم بودداکترنجیب الله ازشاه سابق وقوماندانان داخلی میخواست که به اوپپیوندند که درواقعیت امر معنایش آن بود که تسلیم شوند.علاوه برآن حزب حاکم وقت باوجود شعارهای پر زرق وبرق چپی وگویا مترقی تا آ[خرین حد درگنداب قومیت وقبیله گرائی غرق بود بهترین شاهد این ادعا نوشته های طرفداران نجیب الله علیه مخالفین درون حزبی خودشان است که آنانرا به خاطرتعلقات قومی شان مورد سرزنش قرار میدهند. محمداسحاق توخی دستیارنجیب الله که بصورت مرموزی ازدائرهء خشم امیرالمومنین ملاعمررهیده است درنوشته های اخیرش بلندپایه گان غیرپشتون حزب خویش را به دلایل قومی مورد سرزنش قرارداده وآنهارا متهم به قوم گرائی میکند. او مانند گلبدین حکمتیارتصمیم دارد که واقعیتهای تاریخ را مطابق خواست خودش با درنظرداشت ایجابات امروزی مورد سبک وسنگین قراردهد.

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

46 دیدگاه
کبیر

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

دلایل محبوبیت داکتر نجیب واستفاده تجارتی ازآن
امروز حواریون داکتر نجیب وگروهک (وطن ) بخاطر دوکانداری خویش دست به سوئ استفاده زده ومیخواهند تا خدمات ورنج های بیکران بهترین فرزندان حزب راکه دردشوار ترین مراحل تاریخ مبارزه خویش ,سنگر مبارزه را ترک ننموده وبخاطر دفاع ازوطن ونوامیس ملی کشور,تا پای جان متعهد باقی مانده واز منافع ملی حمایت کردند,به پای شخص داکترنجیب سجیل نمایند.اینها سبکسرانه خدمات یک نسل سربلند وخادمین صدیق میهن را ,چپاول نموده ودر نظر دارند تا آن ارزش های بزرگ را به پای انسان های فراری وعوامفریبان تاریخ ثبت نمایند.بنآ باید گرا یشات اجتماعی را درقالب منطق تحلیل وارزیابی نموده واز میان آن تصویر واقعی داکتر نجیب را بیرون کشید .اینکه داکتر نجیب با مقایسه با حا کمان فعلی از جایگاه خوبی برخوردار است ,به دلایل روشن به عناصر ذیل مرتبط است:
1-طریق کشته شدن مظلومانه نجیب بوسیله پاکستان, به مثابه دشمن آشتی ناپذیرمردم افغانستان
– 2نامرادشدن نجیب که به آرزوی رسیدن به مقام صدارت طالبان , به دام طالبان وپاکستان افتید.ومنظره وشیوه کشتار بیرحمانه او که بوسیله ریسمان درعقب موتر دادسن, کشیده شد.
– 3وابستگی های قومی قبیلوی وزبانی نجیب وگرایش ضدملی حکومت او درین خط, که متئسفانه این روش درقانون زندگی قبیله نهایت تعین کننده است ودر اوج تضاد های فعلی جامعه از کاربرد موثر برخوردارمیباشد.شما دیدیند که برای قصاب معروف کابل رسول سیاف, ویا همین ملا راکتی, در انتخابات, مردم چقدررائی دادند.
– 4 فداکاری وخدمات حزب دمو کرا تیک خلق افغانستان, که از طالع نجیب بنا برروش معمول جامعه ومحاسبات سطحی مردم, این خدمات, درپایی فرد اول نظام خلاصه میشود.
– 5اشتباهات بزرگ رهبران جهادی که درین مقایسه, حاکمیت دموکراتیک که بوسیله فرزندان واقعی مردم اداره میشد, بیشترمورد حمایت مردم قرارداشته وتصادفآ که دررائس این نظام, نجیب قرارداشت ودریک محاسبه سطحی, این همه خدمات بنام وی رقم میخورد.
– 6فرارناکام نجیب وودوران حبس طولانی در دفترملل متحد, که خود برای مردمجامعه, احساس برانگیز است.
– 7عدم آگاهی کافی مردم از بازی های مرگبار واپراتیفی نجیب که تحت دستور غرب, پاکستان وگر باچف مامور شد ونظام دموکراتیک را دریک معامله نابود ساخت.
– 8عدم آگاهی عامه از راه اندازی دسیه علیه حزب ودولت وتبانی با حزب گلبدین وبعدا تداوم منا سبات مخفی با تحریک طالبان, که منتظر برگشت مجدد, در قدرت بود, ودرین دام اسیر ونابود شد.
9-عدم آگاهی کافی عامه جهت راه اندازی کودتای بنام پلینوم هژده تحت رهبری گرباچف وحمایت ارتش سرخ درافغا نستان واساس گذاری سقوط پایه های رژیم به نفع غرب وپا کستان,که این پروژه در اصل خود بو سیله غرب ونوکرش گرباچف وجنرال ضیالحق بخاطر سقوط نظام طراحی شده بود ونجیب مامور سقوط این نظام بود.پیشبینی های نجیب این برنامه را تائید کرد که بلاخره در پی تحقق این سناریو ,امریکایی ها به این کشور تهاجم نمودند .که البته نجیب ازین پلان ها وسقوط نظام ومعاملات شوروی ها وبازی پاکستان ,بخوبی آگاه بود,اما با عاقبت نیندیشی, خود این ماموریت را تحقق بخشید ولاجرم سند مرگ خودرا خود امضانمود .
10-عدم آگاهی عامه از برخورد های قومی گرایانه وملی گرایانه حکومت نجیب, در زمان اقتدارش .عدم آگاهی مردم از راه اندازی دسیسه خوست, تو طئه شمال وحتی راه اندازی وسرکوب کودتای شهنوازتنی.
11-عدم آگاهی مردم نسبت به صداقت نجیب پیرامون سیاست مصالحه ملی وبازی های اپراتیفی وغیر صادقانه وتضعیف پایه های رژیم تحت بهانه این سیاست.نابودی حزب دولت و اردو ملی وهموار ساختن جاده برای پاکستان وحزب اسلامی.
12-عدم آگاهی عامه از عدم تناسب میان اعمال وگفتار های عوام فریبانه نجیب. وبرخورد های عاطفی قشرغیرآگاه جامعه ومردمان بیسواد این دیار که وی را با قوماندانان ورهبران مجاهد مقایسه مینمایند.
13 - ثبت مجموع خدمات حزب دموکراتیک به پای نجیب به عنوان آخرین میراث خوار آن دوران, که عا دتا مردم این آخرین را با اولین طرزنظام های جهادیون ونظام کرزی مقایسه مینمایند.
14- افسانه وحکایات جامعه از صداقت ودستان پاک ونیات نیک حزب دمو کراتیک خلق افغانستان, وفرزندان اصیل حزب که طی یک دوران زندگی در یک مکتب حزبی تربیت وپروش یافته ودرس خدمت ووطنپرستی,در تاروپود شان جوش خورده بود.که تصادفا بر پایه محاسبات اجتماعی این هم بنام آخرین میراث خوارنظام دموکراتیک وشخص نجیب خلاصه میشودکه دراصل این افتخارات به سرافرازترین ووطنپرست ترین حزبی وخادم نظام دموکراتیک متعلق است.
15-سکوت وخموشی فزاینده حزب دموکراتیک خلق افغانستان ,رهبران وکدرهای حزب ورو شنفکران جامعه ,بخاطر تعلقیت معنوی وقتل نهایت مظلومانه وغم انگیز نجیب الله ,ومسکوت گذاشتن لغزشها ,اشتباهات وخیانت های ویرانگرانه نجیب وضدو بند های مخفی وتبهکا رانه او با سیاه ترین محافل ارتجاعی .
16-گشایش باب چورچپاول وقاچاق با سقوط نظام داکتر نجیب, که وی شخصآ تحت دکته و سیاست های ودساتیر گرباچف, پایگاه سیاسی, اجتماعی واقتصادی ونظامی رژیم را نابود کرد وخود درین گیرودار ازکشور عزم فرارنمود.که درین راستا تمامی عناصر بدوران رسیده وثروتمندان غارتگر وفساد گران که اکنون به قشرسرمایه دار جامعه مبدل شده اند, آگاهانه خود را مدیون اشتباهات وخیانت های نجیب در پی سقوط نظام دمو کراتیک دانسته واز آن بخوبی یاد مینماید.
17- پخش فیلم ها وسخنرانی های نجیب وبرازندگی آن با مقایسه بارهبران مجاهد وحا کمیت کرزی.همچنان عدم تحلیل وپژوهش این صحبت ها وتحقق عملی آن درجامعه درعهد حاکمیت نجیب الله.
18- بیداد گری, اسلام ستیزی وبازی بامذهب, از سوی غربی ها در زمان نظام جناب کرزی وتحقیر وتوهین مقدسات جامعه ویاد آوری تاریخ حاکمیت دموکراتیک به حیث مدافع سرسخت ارزش های ملی, اجتماعی ومذهبی.
19- نبود سازمان های داگروعدالت جودر افغانستان به مثابه سازمانهای داخواه وایجاد حسرت نظام دموکراتیک وخدمات اش بر دل مردم.
20- رشد فساد های بیرحمانه, اختلاس دارای های ملی, قاچاق, بی امنیتی, بیعدالتی, فقروبیکاری درعهد نظام کرزی ویاد خاطرات دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان بو سیله مردم.
این بود شمعه یی از دلایلی که تصویر داکترنجیب را به مقایسه دولتمردان کنونی وسران مجاهدین روشنتر جلوه داده ,اما دریغا هنوز داکتر نجیب وبازی های ظریفانه او که برای سقوط حا کمیت در یک معامله وتبانی انجام داد,در میان قشر بیسواد جامعه ,نا شناخته مانده است .باید بیاد داشت که محا سبات عاطفی عامه جامعه با محاسبات تاریخ, تفاوت کلی داشته ودر یک پژوهش گسترده چهره داکترنجیب و ومعاملات وی با سران جنایتکار کرملین مثل گرباچف وبر اندازی نظام تحت نقشه مشترک غرب ,شوروی وپاکستان , لغزش های ملیگرایانه ,وعدول وتخطی از آرمانهای زحمتکشان جامعه ,سقوط نظام ,معامله با بخش مرتجع جامعه مثل حزب اسلامی حکمتیار,تبانی باجنایت کارترین عناصر تاریخ مثل باند خونخوار امین وسرکوب بهترین مدافعین وطن وبیرون ساختن ستونهای اساسی نظام ومهره های توانا ی نظام ازسیستم رهبری کننده حزب ودولت شامل وطنپرستان خلقی وپرچمی ومدا فعین نظام دموکراتیک ,ده ها اشتباه وحتی خیانت نجیب آشکار شده وآنگاه درین قضاوت علمی وتاریخی, تاریخ وجامعه ,چهره اصلی نجیب بیرون شده وبعد ازهمه فلترشدن به نمایش گذاشته خواهد شد.طور مثال امروز یک تکسی ران تصویر نجیب را درروی شیشه موتر خویش در فراق حاکمیت حزب دموکراتیک خلق آویزان نموده وآن دریوربیچاره چه میداند که ازدست همین نجیب وگزینش اش ازسوی غرب وپاکستان وگرباچف بخاطریک پروژه بزرگ غربی وپا کستانی ,لاجرم همین نجیب مامورشد که بهترین نظام را سقوط داده وبرای مردم فاجعه آفرید ن.ومثال های بیشمار دیگر...

ناشناس

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

باعرض سلام :
برادر عزيز حقيقت رابايد پزیرفت اول اينكه داكتر نجيب در ناحيه اول كابل زاده شده نه در پشاور ثانيا مانوكي منكل بجه كاكي نجيب نه بود مانكي از قوم منكل ونجيب از قوم احمدذي بجه هاي كاكا بايد از يك قوم باشد و همين قسم درمورد بدماش بودن نجيب بايد كفت كه ادم بدماش ولجك نهمي توانست به فاكولته طب وفت راه يافت شود در حكومت هاي فعلي 100%امكان داره كه به طب شامل شودوهمين قسم مبلغه زياد صورت كرفته وسلام

ارمان

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

کل تان خاین وخربوده وهستید به خاطریکه هر گروه تان اقلا یک دوره حاکمیت راسبری کرده اید اما جزغلامی دیگر کاری نکردید باز هم شرم ندارید من وتووآن میگویید افسوس که مردم تحت سیطره تان در خوابند ور نه یک باغ وحش ازکل تان میساخت تاحیوانات به دیدار تان مییامد فعلا نوشجان تان بگین بخورین وار بزنین

نوید

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

ای کاش شما واقعیت ها را بیان می کردید از نوشته های تان معلوم است که فقط از شهید ملی داکتر صاحب نجیب الله بد تان می آید و از هرطریقی میخواهید نام بزرگ مرد تاریخ افغانستان را بد کنید برای انسانهای مثل شما متاسفم ...
البته اگر شود نام اشخاصی دورغ گو و حیله گری مثل شما را انسان گذاشت

hamid

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

واقعیت برای تعدادی ازمردم افغانستان آن است که منافع اودرآن نهفته باشد ویا چیزی که میگوید باید برایش بلی گفته شود درغیرآن ازواقعیت دوراست. ورنه داکترنجیب الله که هیچگونه اهدافی جزخدمت به مردم ووطن را نداشت . روسهارا ازخاک افغانستان بیرون کرد . وبرای مدت تقریباً چهارسال دفاع مستقلانه ازافغانستان صورت گرفت . وبرای جنگجویان مزدورشده پاکستان می گفت که بیائید به آرا مردم برویم تاآنها کی را می پذیرند . شاید شمارا بپذیرند ووقتیکه برنده شدید معلوم میشود که شما واقعاً بخاطروطن ومردم جنگیده اید. ولی چنان معلوم شد باداران شان آنهارا نگذاشتند تا توسطآنها رژیم دلخواه خودرا به قدرت بنشانند . که آنهم تحقق نیافت وحکومت ملوک الطوایفی درهر ناحیه شهرکابل وولایات بوجود آمد . جنگجویان تشنه قدرت به جان هم افتیدند . آنچه بود غارت کردند وبه چپاول بردند . مردم غریب وبی دفاع قبل ازپیروزی شان ازراکت اندازی شان به مناطق مسکونی شهردرامان نبودند. وبعد ازپیروزی شان ازوجود غیرانسانی واعمال زشت شان رنج می بردند ودرخون آتش زندگی میکردند واین همه را توجیه اسلامی داده وحتی استاد سیاف (آقای شمشیرزن) برایش حدیث ساخته بود. که باید همچنین باشد. پس بایدگفت که آنانیکه غلام شده اند بهرصورت ولی برای جوانان شرم آوراست که بصورت درست نه اندیشند وراه درست ومعقول انتخاب نکنند.

توریالی

عروج و سقوط داکتر نجیب الله

آقای نوید کدام کار نجیب مانند قهرمانان بوده است او توسط روسها رئیس جمهور شد و به همان شکل توسط مزدورانی مانند خودش کشته شد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 46 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس