دکتورنجیب الله نیزدرخانواده وکیل اخترمحمد وکیل التجار افغانستان درپشاور زاده شد. ازنظر قبیلوی به قبیلهء احمدزی تعلق داشت که مانند صدام حسین ازتربیه سالم خانواده گی برخوردارنبود. طبق شهادت برادرش صدیق الله او درستین جوانی بالای برادران کوچکترازخودش نیزرحم نمیکرد . مادرش نیز چندان روز خوشی ازدست پسر نداشت وهرباربرادران کوچکش وبعدها خانم برادرش که بعدا از اونیز یادخواهدشد شاهد خشونت های فامیلی ولت خوردن مادر وی توسط پسرش و موی کندن ها بوده است. داکترنجیب الله درایام جوانی از اعضای فعال باند های بدمعاش وچاقو زن شهر کابل بحساب می آمد. کسانیکه وی را درآن زمان مورد حمایت های فزیکی ومعنوی قرار میدادند یکی هم پهلوان احمدجان پنجشیری بود که کلب ورزش پهلوانی اش درمنطقه جادهء آسمائی کابل موقعیت داشت. پهلوان احمدجان درزمان تره کی وامین درپنجشیر دراختفا بسر میبرد . او درابتدای خیزشهای مردمی علیه تره کی وامین، یک بخش کوچک قیام مردمی پنجشیررا علیه نظام تره کی برای مدت محدودی رهبری کرد اما بعداز بقدرت رسیدن گروه پرچم واشغال افغانستان توسظ شوروی سابق درصدد تجدید روابط دیرینه اش با دکتور نجیب الله برآمده وپلان ترور احمدشاه مسعود را روی دست گرفت. پلان مذکور توسط عمال استخباراتی مسعود کشف وسرانجام پهلوان احمدجان دستگیر واعدام گردید. اما مسعود تا زمانیکه حیات داشت ، مسؤولیت اعدام وی را به عهده نگرفت . مسعود ادعا داشت که پهلوان احمدجان فقط محبوس بود دریکی ازجنگها هنگام انتقال وی توسط تعدادی ازمجاهدین ازیک منطقه به منطقه دیگر طیارات شوروی بالای آنها بم ریخت که سبب ازبین رفتن افراد تحت فرمانش ونیز پهلوان احمدجان گردید. مسعود در ادعایش صادق بود زیرا اگر او خواهان اعدام پهلوان احمدجان میبود باید بقیه همکاران وهمدستان وی را که به دستورداکترنجیب الله وکی گی بی ازکابل تشریف آورده بودند، یکجا با او اعدام میکرد درحالیکه آنانیکه به اتهام همدستی با پهلوان احمدجان دستگیر گردیده بودند همه از زندان مسعود فرار نموده وبه همکاری گروه حکمتیار در ولایت بغلان خودرا به مقامات دولتی رساندند. درمیان همکاران پهلوان احمدجان یکی هم مانوکی( منگل) پسر کاکای داکتر نجیب بود که توانست اززندان مسعود فرارکند.
ازاینکه سخن دربارهء دکتورنجیب الله است بدنیست که ازیک شاهد عینی که زمانی عضو خانوادهء داکتر نجیب بود نیز ذکر خیری بعمل آریم. خانم ثریا بها یکی اززنان قلمبدست وفیمنیست افغانستان درایالات متحده امریکا که سابق خانم برادر داکتر نجیب الله بود خاطرات تلخ از خشونت های خانواده گی درفامیل داکتر نجیب الله دارد.
او که بارها مورد لت وکوب شوهرش وبرادرشوهرش یعنی داکترنجیب قرار گرفته وحتی یکبار طقلی نیز در رحم وی ازفرط ضربات مشت ولگد، شوهر، نقصان گردیده حکایات خیلی وحشتناک را از زنده گی خویش درخانواده داکتر نجیب بروزداده است که قسی القلب ترین انسان را به گریه میاورد.شوهرسابقش صدیق الله نیزدرابتدای اقامتش درامریکا رساله ای را بنام ( نجیب را بشناسید) نوشت که مو را براندام انسان راست میسازد.
با درنظرداشت همهء نوشته های مخالف وموافق میتوان گفت که دکتورنجیب الله آخرین رئیس جمهور دست نشانده شوروی سابق ازجملهء رهبران حزب خلق مربوط جناح پرچم بود که بعدازبقدرت رسیدن گرباچف راه خودرا از سایر همقطاران وهمفکران خویش جداساخت.البته درین جدائی ها وانشعابات دکتورنجیب تنها نبود بلکه درسطح بین المللی اکثر دیکتاتوران کمونیست و وابستگان خط ماسکو بعدازفروپاشی شوروی سابق راه شانرا ازاسلاف خویش جداساخته وبه داعیان پرشورناسیونالیسم تبدیل گردیدند.دراربکستان اسلام کریموف خودرا میراث دار گنجیه های تاریخی تیمورلنگ جا زد... امام علی رحمانوف وقبل ازآن رحمان نبی اوف درتاجکستان به فکر اعاده سلطنت سامانیان افتادندوبه همین ترتیب تعداد زیادی ازکمونستان سابق با افکارواندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع گفته ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خویش رو آوردند دکتورنجیب الله نیز ازکاروان عقب نماند. او زمانیکه احساس کرد ، بشایر وعلایم فروپاشی امپراطوری شوروی درافق آسمان پدیدارگشته، راه جدیدخویش را برگزید. راه نوین که داکترنجیب الله برگزید بازگشت به تاریخ وهویت فرهنگی خودی بود. داکترنجیب الله بعدازتکیه زدن به اریکهء قدرت درتمام چهارراهی های شهرکابل تصاویربزرگی از شخصیتهای تاریخی افغانستان خصوصا مجاهدان راه استقلال وطن دربرابراستعمارانگلیس، چون میرمسجدی خان غازی ومیربچه خان کوهدامنی وملامشک عالم خان اندر، وغازی محمدجانخان وردک را نصب کرد که قبل ازآن تصاویر کارمل وبریژنف ولینین درانجاها نصب بود. داکترنجیب الله دراکثرجلسات حزبی کدرهای جوان حزب را تشویق مینمود تا به عوض مطالعهء آثار ماکسیم گورکی ولینین ومارکس تلاش نمایند تا ازتاریخ وفرهنگ جامعه خود اطلاع حاصل نمودده وهنگامیکه بامردم مخاطب میشوند ازادبیات مردمی استفاده کنند.
دستگیرپنجشیری یکی ازرهبران افراطی جناح خلق که مدتی را درزندان داکترنجیب الله به اتهام براندازی حکومت وی ازطریق کودتا به همدستی تنی وحکمتیار گذرانده این چرخش سیاسی دکترنجیب الله را محکوم کرده وآنرا خلاف اصول میداند که براساس آن انقلاب شکوهمندثوربخاطررهائی خلقهای زحمتکش ازیوغ استبداد واستثمار نظام فرتوت سلطنتی وجمهوری قلابی داوود براه انداخته شده بود. . پنجشیری عملکرد های نجیب الله را عقبگرد بسوی تحکیم پایه های نظام قبیله سالاری خوانده وآنرا خیانت به آرمانهای توده های زجرکشیده این ملت میداند. دستگیرپنجشیری معتقد است که امتیازدهی به خانان قبایل ودعوت ازسرکرده های مجاهدین مبنی براشتراک درقدرت باحزب حاکم ، خود ذلت وزبونی نظام حاکم را به نمایش گذاشته وبرجری ساختن بیشترمجاهدین انجامید. دستگیرپنجشیری درمقالات خویش بعدازجابجائی اش درایالات متحده امریکا، تعویض نمودن کلاه پیک لینینی را که داکترنجیب الله در دوران تحصیلات دانشگاهی اش به سرمیکرد به کلاه پکول که در دوران ریاست جمهوری بمناسبت روزهای خاص مذهبی وملی به سرمیگذاشت نمونه های سمبولیکی ازانحراف داکتر نجیب الله ازاصول ومبادی احزاب کارگری دانسته وآنرا سمبول ازقبیله گرائی وغرق شدن درمنجلاب عنعنات ورسوم قبیله ای میداند. اما آقای پنجشیری ازخودش نمی پرسد که ائتلاف رفیق همفکرش شهنواز تنی با گلبدین حکمتیار روی کدام اصول ومبادی حزبی صورت گرفته بود؟
بهرحال هرقدرروی اختلاف سلیقوی ویا ماهیوی گروه ها ودسته های خلق وپرچم بپیچیم بازهم کم است اما قدرمسلم این است که داکترنجیب الله علی الرغم همرنگی وهمفکری های ایدیالوژیک واعتقادی با رفقای حزبی اش، واشتراک وی درجنایات ضدبشری ، بازهم ویژه گیهای داشت که نباید ازآن چشم پوشی صورت گیرد. داکترنجیب الله شخص صریح اللهجه وسخنران بلیغ بود. او دربین حلقات ناسیونالیست پشتونهای پاکستان ازمحبوبیت خاص برخورداربود. نصب قوتوها وتصاویر وی بعداز مرگش در دفاتر وموترهای اعضای وقادار به جنبش ملی گرایان پشتون درشهرهای پشاور وکویته خود نشاندهنده این محبوبیت است . طبق نوشته های شاهدان عینی چه مخالف وچه موافق، که به اونزدیک بوده اند وی مرد پرکار وبا انرژی بوده که ازتن پروری، تنبلی نیزنفرت داشت. پیشگوئی های وی مبنی برعدم توانائی مجاهدین بخاطراستقرار یک حکومت قانون مدارکه برخاسته از اطلاعات ومعلومات استخباراتی وی از درون تنظیمهای مجاهدین بود کاملا موثق ازآب درآمد. اوبعداز اعلان سیاست آشتی ملی درخطابه ها وسخنرانی های رسمی خویش ازتمام جناح های درگیر خصوصا قوماندانهای داخلی مجاهدین چون احمدشاه مسعود، عبدالصبور فرید مولوی جلال الدین حقانی وسید جگرن وهمچنان شاه سابق خواست که به ندای وی پاسخ مثبت گویند درغیر آن وضعیتی درکشور حاکم خواهدشد که تر وخسک در آن خواهدسوخت . شوربختانه که پیش بینی های وی محقق گشت . داکتر نجیب الله به خوبی میدانست که مجاهدین هیچ طرح وپلان برای ساختن حکومت ندارند.عدم توانائی مجاهدین در برقراری یک نظام از آنجا منشاء میگیرد که مجاهدین در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی به این باور وایقان نرسیده بودند که شوروی قوای خودرا ازافغانستان کشیده وحزب حاکم را تنها میگذارد. عامل دیگریکه میتواند در ناتوانی مجاهدین مبنی برایجادیک حکومت ملی موثرباشد تسلط وکنترول بیش ازحد سازمان استخبارات پاکستان بالای تنظیمهای مجاهدین بود که بدون رضایت مقامات پاکستانی هیچ رهبرمجاهدی قدرت نوشیدن یک گیلاس آب را نداشت چه برسد به اینکه آنها مستقلانه وبدون مداخلهء بیگانگان دربین خویش به توافقات عملی میرسیدند. تنهاکسیکه خروج قوای شوروی را ازافغانستان دربین مجاهدین پیش بین بود احمدشاه مسعود بود که مورد غضب مقامات آی اس آی پاکستان قرار داشت که چرا وی خودسرانه با شورویها آتش بس موقت را امضا نموده بود.که بعدا به آن اشاره خواهدشد. امادرکابل وضعیت طوردیگری شکل میگرفت دکتورنجیب الله به ابتکارات تازه ای دست میزد اوهم ازنظرنظامی وهم ازنظرسیاسی بعداز خروج قوای شوروی ازافغانستان برخلاف تصورات حامیان مجاهدین توانست پنج سال بدون قوای شوروی دربرابر شدیدترین حملات مجاهدین مقاومت کند. علاوه برآن .دکتورنجیب الله باتدویرکنگرهء حزبی تغیرات را دراساسنامه ومرامنامه حزبی وارد ساخته ونام حزب دموکراتیک خلق را که نام بی مسما بود به حزب وطن تبدیل نمود. وی همچنان باتدویرکنگره حزبی توانست که حزب حاکم را ازیک حزب دارای اندیشه های کمونیستی به یک حزب چپ ملی گرا تبدیل نماید. اماتمام این اقدامات اصلاحی، حس حسادت وانتقامجوئی مخالفان درون حزبی داکترنجیب الله را برانگیخته وآنهارا وا داشت تا با ایجاد فراکسیون ها ومحافل خصوصی وتوسل جستن به سیاست های توظئه وحکومت برانداز رو آورند که سرانجام باعث سقوط حکومت وی وبالاخره سبب حلق آویزشدنش گردید.
ازآنجا که پیروان مکتب کمونیزم چه ازنوع استالینی ومائووستی اش وچه از نوع اصلاح شدهء گرباچفی آن به هیچ نوع ارزش اخلاقی ومعنوی پای بند نیستند سرنخ همهء توطئه ها زیرپای استاد ورهبرگرانقدر وی ببرک کارمل بود که داکترنجیب الله بخاطر دفاع از جان وی در سالهای قبل از کودتای ثور قسمت زیاد عمرخود را بحیث گارد محافظتی وی گذرانده بود. داکترنجیب الله بخاطر دفاع های فزیکی سرسختانه اش از رهبرمحبوبش دربرابرمخالفان ملقب به نجیب "گاو" گردید.زیرا او چنان شیفته ومفتون رهبرش گردیده بود که هیچ منطق وبرهانی وی را قناعت داده نمیتوانست که گویا کارمل انسان جایزالخطا وازنسل بشر باشد او کارمل را موجود مقدس آسمانی تصور میکرد ومخالفانش را بامشت ولگد وچاقو جواب میداد.لذا مشهورشدن وی بنام نجیب گاو بیجانبود باری دریکی ازکنفرانسهای مطبوعاتی، یک خبرنگار امریکائی از وی پرسید که چرا شما را نجیب گاو میگویند؟ داکترنجیب الله بدون اینکه برافروخته شود با تبسم به وی گفت: قسمیکه میدانید کشورما یک کشور زراعتی است وبیشتر مردمان این سرزمین درکارهای زراعت از حیوانات استفاده میکنند عموما گاو ها در چنان کارهای ثقیل بکار گرفته میشوند که دیگر حیوانات چون بز وگوسفند وغیره از انجام آن کار عاجز اند بناء گاو سمبول قوت وسخت کوشی است ومن نیز عهده دار چنان کارهای ثقیل بوده وهستم که دیگران ازانجام آن عاجزمانده اند. ازین خاطر مرا نجیب گاو میگویند. واقعاچنان پاسخ منطقی وآرام ارائه کردن به سوالیکه حریف میخواست تا وی را درملاء عام احساساتی سازد واو را مجبور سازد تا پرت وپلا بگوید کار ساده نیست
.
اما چنانچه که گفته شد رهبرگرانقدر وی سررشته دار همهء توطئه ها ودسایس علیه وی بود. کارمل هیچگاه شاگردش را بخاطر گستاخی که دربرابر وی انجام داده بود نبخشید. زیرا این داکترنجیب الله بود که برای مقامات شوروی تعهدسپرده بود که وی بهترازکارمل میتواند مجری سیاستهای جدید ماسکوباشد. او بعداز اعلان سیاست باز(گلاسنوس)ا درماسکو، سیاست مصالحهء ملی را اعلان کرد واستعمال کلمهء اشرار بی فرهنگ را درمطبوعات دولتی ممنوع وبه عوض آن مخالفین مسلح را رایج ساخت. اما طرفداران کارمل ادعا دارند که طراح اصلی سیاست مصالحه ملی شخص ببرک کارمل بوده واین کارمل بود که برای بار اول در تیزس های ده گانهء خود ازمشی مصالحهء ملی حرف زده بود اما نه به شیوهء عجولانهء که داکتر نجیب الله آنرا بصورت یکجانبه بدون گرفتن کوچکترین امتیازبین المللی ازحامیان مجاهدین به منصه اجرا درآورد.
اما واقعیت آنست که طراح اصلی به اصطلاح مشی مصالحه ملی نه کارمل بود ونه هم نجیب. بلکه طوریکه قبلاعرض شد وقوع تغیرات درمواضع استراتیژیک مقامات کمونیست درماسکو حزب حاکم درافغانستانرا نیزمجبورساخت تا با مخالفین خویش از در مصالحه پیش آید.مصالحه ایکه داکترنجیب الله آنرا بمردم بصورت ریاکارانه پیشکش کرد معنای تسلیم شدن مجاهدین را میداد. درحالیکه تمام قدرت نظامی وسیاسی دراختیار حزب حاکم بودداکترنجیب الله ازشاه سابق وقوماندانان داخلی میخواست که به اوپپیوندند که درواقعیت امر معنایش آن بود که تسلیم شوند.علاوه برآن حزب حاکم وقت باوجود شعارهای پر زرق وبرق چپی وگویا مترقی تا آ[خرین حد درگنداب قومیت وقبیله گرائی غرق بود بهترین شاهد این ادعا نوشته های طرفداران نجیب الله علیه مخالفین درون حزبی خودشان است که آنانرا به خاطرتعلقات قومی شان مورد سرزنش قرار میدهند. محمداسحاق توخی دستیارنجیب الله که بصورت مرموزی ازدائرهء خشم امیرالمومنین ملاعمررهیده است درنوشته های اخیرش بلندپایه گان غیرپشتون حزب خویش را به دلایل قومی مورد سرزنش قرارداده وآنهارا متهم به قوم گرائی میکند. او مانند گلبدین حکمتیارتصمیم دارد که واقعیتهای تاریخ را مطابق خواست خودش با درنظرداشت ایجابات امروزی مورد سبک وسنگین قراردهد.
نظرات
46 دیدگاهعروج و سقوط داکتر نجیب الله
دکترنجیب الله زمانیکه رئیس خادبودبه نجیب جلادشهرت یافته بود جدیت وقاطعیت اودربرابرآزادیخوهان باعث شداومورداعتبارشوروی قرارگیردودریک مانورعجیب ببرک کارمل راازقدرت برکناروداکترنجیب رابه اریکه قدرت نشاندنداماداکترنجیب متوجه شدکه ازراه زوربه تنهائی نمیتوان پیروزشدبرنامه صلح راکه قبلاًتوسط کارمل(رهبرش)گاه ناگاه مطرح میشدپیش کشیددرواقع اگرواقعبینانه ببینیم صلح همان وقت نجیب الله به نفع مردم تمام میشدچراکه هیچکس(مجاهدین)نمیدانستندکه موفق به تشکیل یک دولت قوی نمیشوندومزدورانی مانندحکمتیارسدراه این آرمان میگردندوپیش بینی های جناب نجیب الله هم بطورمعجزه آسااتفاق افتادواورابه بحث برانگیزترین رئیس جمهورافغانستان تبدیل نمود.
چندین موضوع باعث محبوبیت نسبی نجیب الله دربین مردم شده است
پیشگوئی های اوکه بعدازسرنگونی اش همه به وقوع پیوست.
اعدام اوتوسط سیاه ترین گروه(طالبان)
بلاخره نجیب الله باتمام شعارهایش (یاوطن یاکفن)تن به فرارناکام ازوطن داد.
خداوندمغفرتش کند
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
سلام برهمه ایا این همه بعث هاکدام سودی دارد برای وطن عزیزما واه مردم وطن عزیزمرده پرست استن یعنی
یک شخصی که خدمت میکنداوتا وقت که ازدنیا نرود هیچ کس اواز او را نمیشنود وقتی از دنیا رفت باز او تقدیر میشود وراه اوشان را تعقیب میکند ومتعصفانه راه اوشان توسط چند وطن فروش به بی راهه کشانده میشوداین واضع است که هیچ مادری چون داکترصاحب اولادی به دنیانخواهد اورد حال بیاید کسی را بجوید که خدمت به وطن ما کند ایا دوران حکومت داکترنجیب الله خوب نبود؟قضاوت به دست خود شماست به او زمان یک کشور روسیه به حکومت مادخالت داشت.اما حال تقریبا 47 کشور کم یا زیاد دخالت دارد مجاهدین کجاست بجنگد پس همه به خاطر نفع خود می جنگید نه به نفع وطن خوب گذشته ازاین گپها بیاید به نفع وطن فکر کنیم وراه کسی را تعقیب کنیم که واقعا خدمت به وطن کند
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
سلام واحترامات خویش را خدمت تک تک هموطنان عزیز و راست نگر م تقدیم میدارم و فقط همین قدر مینویسم که شهید داکتر نجیب الله ثابت شد به همه هموطنان وجهانیان که چقدر وطن پرست بوده طلاهای باختری یعنی سرمایه اعظیم افغانستان که امروز افغانستان و دولت افغانستان به آن فخر میکننداز دست دزدان که به همه معلوم اند پنهان نمود. اما چرا؟ از جنایت مسعود نمینویسیدکه چه زلم ها کرده است مثال زندان که در فرخار و ورسج ولایت تخار در وقت زمامداری وی بود و فعلاً هم اوجود دارد صدا مردم را سر به نیست کرددر عنقریب شاید گور دسته جمعی ان پیدا شود و صدها ظلم دیگر که اگر از مردم نظر خواسته شود بگویند
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
وطن عزیزما افغانستان با جاپان یکجا استقلال خود را گرفت از دست چند وطن فروش به کجا مانده وجاپان به کجا رسیده
این خود نمایانگر نااتفاقی مردم کشور ماست بین مردم ما تفرقه بوجود امده ازبک"تاجک"پشتون"ازاره این وانکه فقد باعث بربادی وطن ما میشود بس پس بیاید این گپها را کنار بگذاریدهمه برادر ومسلمان استیم خدا یکی دین یکی وطن یکی پس این همه تفریقه هاچراسمت پرستی و ملیت پرستی چرا این همه سمت و ملیت فقد وفقد یک نام دارد افغانپس دست به دست هم بدهید وطن را اباد کنید
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
ایا در وطن ما کسی داریوش نام دارد ؟
اوغان و داریوش!!
بد بختی و نفرت و قوم گرایی از همینجا شروع میشود که فاشیستانی بار بار همه را اوغان خطاب میدهند .
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
سلامونه!
شهید داکتر نجیب یو پاک شهید وو
الله تعالی د جنتون په نصیب کري.......آمیــــــــــــــن ثما آمین
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
نجیب یک ادم خود خوا وجا طلب بود او در فروپاشی یک نظام دموکراتیک در کشورما بدستور گر باپف خایین رول عمده را ایفا کرد. او بخاطر کسب مقام علیه بهترین رفقای خود به کمک و بدستور مستقیم گرباچف و تعداد از فریکسیون بازان در بیروی سیاسی وکمیته مرکزی نا جوانمردانه کوداتا کرد مصالحه ملی نجیب در خقیقت یک فریب مطلق مردم بخاطر کسپ قدرت بود نجیب این فریب ونیرنگ را از استاداش سلیمان لایق اموخته بود که بخاطر رسیدن بقدرت از هیج معامله ای دریغ نمیکرد .او در طی دوران حاکمیت حزب شان یکی از فریکسیون بازان ماهر ودرجه یک در جناح پرجم بود دشمنی وی با خلقی های هم اندیش و هم فکرش بی پایان بود او زمانیکه ریس خاد واداره امنیت ملی بود هیچ خلقی اجازه شامل شدن در ان ارگان را نداشت تعداد زیادی از خلقی هارا به بهانه های انتی سویتیست (ضدشوروی) وارتباطات با اشرار(مجاهدین) از وظایف شان سبکدوش وروانه زندانها نموده بود.در صورتکیه نجیب تحمل رفقای هم اندیش خلقی خود راکه اضافه تر که اضافه تر از پرچمی ها در عملیات های محاربوی سهم میگرفتند نداشت وبا انها نمیخواست اشتی نماید وبعدها که با کمک رفقای بیروی سیاسی خود علیه ببرک کارمل کوداتا کرد با خاطر خوشنودی رهبران چهادی چه نوع معامله با انها نیز کرد ؟ تعدادی شان را روانه های زندان وتعدادی شان را از وظایف شان سبکدوش نمود . چطور میتوان قبول کر د که مصالحه او با مجاهدین صادقانه بوده است وهم معلوم گردید که بعد از اعلان مصالحه با مخالفین جنگ علیه انان نه تنها فرو کش نکرد بلکه شدت گرفت . اتش باری های توپچی از تانک وتوپ هایDC بلای مواضع دشمنان شان که میخواست با انها اشتی کند و همچنان محلات مسکونی به انداخت راکت های لونا واسکاد تبدیل گردید وما هر روز وشب در داخل شهر کابل شاهد پرتاب صد ها راکت اسکاد ولونا بودیم ازینکه نجیب در عمل خود صادق نبود وهیچ کسی به وی باور نداشت به ان خاطر بود که مجاهدین مصالحه اورا نپذیرفتند ورفقایش نیز اورا تنها رها کردند. البته نجیب با کسپ قدرت با طرفدران حفیظلا امین که در نتیجه جنایات شان در زندانها بسر میبردند خوب مصالحه کرد انان را عفو نمود ودر وظایف های حساس حزبی ودولتی توظیف نمود . ان پیش بینی های که نجیب بعد ها در طی سخنرانی های خود در مورد مجاهدین داشت کدام چیزی نو وتازه نبود با در ک خصوصیات مجاهدین در سالهای 1359 وتا سالهای کسپ قدرت نجیب معاونین سیاسی تولی های قطعات وجزوتامای اردو نیز در جریان دروسهای سیاسی به ما سربازان ازان نوع حرفها تدریس میکردند که جنگ بد است بجز از تباهی وویرانی پیامد دیگری ندارد انها میگفتند که اگر مجاهدین قدرت را بیگیرند مصیبتی در وطن ما حاکم خواهند . خلاصه نجیب نتنها نتوانست که با مخالفین نظامش اشتی نمایید بلکه همرزمان ورفقای دوران دشوار مبارزه اش را نیز از خود دور وازرده ساخت.
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
برادر اوغان به جنت راه ندارد جهنم جایگا ابدی انان خواهد بود .
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
با توجه به نگا رشات فوق وسطح وقایع عر یان سه دهه اخیر وآنچه از آزمون زمان بیرون شد ,میتوان در باره داکتر نجیب الله چنین استنتاج کرد که وی واقعا یک انسان با انرژی ,پرکاروسخنران چیره دست کشوربود.وی یک تحلیلگر خوب حوادث جهانی ومنطقوی بودواز مدریت لازم کاری برخوردار بود.اما اینکه بروی نسبت میدهند که با توجه به بر گشت مجا هدین در حریم قدرت سیا سی وبارتاب قدرت ایشان ونا توانی های ایشان درین عر صه ,از قدرت پیشگوی های ناب برخوردار بود ,قبل از همه برایم اینسوال مطرح است ,که چگونه با حصول چنین تصویر خونین این قهر مان ملی(!) ,صرف برای نجات جان خویش,ملت ومردم وسر زمین خویش را در چنگال گرگان گذاشت ودست به فرار زد؟ تعجب انگیز تر اینکه برخی ها بطرزشگفت انگیز نام مقدس شهید را با لای چنین انسان فراری که از خدمت ونجات خلق الله فرار کرده است می گذارد که این رویکرد غیر مسئو لانه , تو هین به شهدای استقلال ومدا فعین سر بکف وطن است! برخی پا را ازین پیشتر نیز می گذارند وبر یک فراری نا کام ,نام قهر مان را گذاشته وبد ینسان تمامی افسران داخل معر که نبرد را تشویق مینمایند که پا به فرار نهند واز نام قهر مان سود ببرند! هواریون نجیب الله ادعا مینمایند که وی بر اساس کودتا یکه با لایش صورت گرفت دست به فرار زد (!) که در چنین ادعای تمسخر آمیز ,نجیب الله ,باید به حیث زعیم کشور تا پای جان می رزمید ومانند محمد داوود خان شهید ,ازنام واقعی شهید وقهر مان بر خوردار میشد.فکتو ریکه از سوی حوا ریون نجیب الله برای رفع مسئولیت فرار ناکام وی وبمباردمان رقبای سیا سی نجیب بر گزیده شده است فقد کار برد اصطلاح (کودتا است ).که هر گاه نجیب الله در نقشه فرار خویش موفق می گردید دیگر این واژه مورد استفاده قرار نمیگرفت. در حا لیکه عملکرد افسران قطعات دو لت درست بعد از پنا هندگی نجیب الله ,عملیه یی بود بر ضد کودتا که بو سیله نجیب وگلبد ین حکمتیار از قبل طراحی شده بود,این مطلب را لطفا در کتاب آقای حکمتیار تحت عنوان"دسا یس پنهان وچهره های عر یان " مطا لعه نموده وبعدا قضاوت نمایید.درینجا گلبد ین اعتراف مینماید که نجیب الله برای ایجاد حکومت مشترک با وی مراجعه نموده بود,اما وی از آن اجتناب نمود.در حا لیکه حوادث روز کودتا نشانداد که تمامی حوا داران نجیب الله,با جمعی از امینی ها تا پای جان در یک سنگر با برادران حزب اسلامی خویش رزمیدند وشهر کابل را اشغال کردند.فرار نجیب الله یکفرار مصلحتی واز قبل بر نامه ریزی شده بود .از یکسووی نخواست تا مسئو لیت راه اندازی کودتا با حکمتیار را بدوش گیرد ,از سوی دیگر در صورت شکست کو دتا نخواست تا در اسارت قرار گیرد ومنتظر بود تا دبدبه کنان ا زکشور هند برگشته وبر تخت جلوس نماید .البته انتظار وی برای بر گشت طا لبان وتقرر وی به حیث صدر اعظم کشور بر چنین پندار میثاق می گزارد!
نجیب الهی مسئول شماره یک سقوط نظام در افغا نستان است ,چرا که هر گاه به ویدیوکلیپ های جدید واسناد معتبر وانکار ناپذیر بین المللی نگاه شود ,وی برای سقوط نظام بو سیله (آی اس آی ),(سی آی ای و(گر باچف )مامور سقوط نظام دمو کرا تیک در افغا نستان شد .هر انسان هو شمند وبا شرف به سادگی درک مینماید که وی بخاطر دفاع از حا کمیت بو سیله گر با چف گما شته نشد ,بلکه برای سقوط آن گما شته شده بود, در غیر آن چه ضرورت به تغیر نظام وکو دتای 14 ثور 1365بو سیله نجیب –گر باچف در افغا نستان بود.لطفا به اعترا فات گر با چف در بسا سایت های اینتر نیتی در قبال تعهد اش برای سقوط مجموع نظامهای سو سیا لیستی ودمو کرا تیک در جهان ,توجه نمایید!
اینکه چرا امروز مردم از نجیب به نیکوی یاد مینمایند ,دلایل متعدد در آن مو جود است .اول اینکه مردم عوام از بازی های شیطانی نجیب در پی سقوط حا کمیت هنور چیزی نمیدانند.دوم اینکه نجیب آخرین نما ینده نظام دمو کرا تیک در افغا نستان بود ومردم به سهو لت این آخرین را با اولین نظام جها دی در افغا نستان مقا یسه مینمایند.سوم اینکه نجیب نه امیتا بچهن بود ونه درمندر ,اوبه یک حزب تعلق داشت که آرما نش خدمت به مردم بود ودر صفوف آن ده ها هزار انسان فداکار ووطنپرست برای مردم خویش خدمت نمود.چهارم اینکه نجیب نهایت انسان عوامفریب بود وظاهرش با باطنش قطعا منطبق نبود واین نگرش در خواب نا مه اش که بر بالای اسپ سفید(در رو ضه مزار شریف ) سوار بود....نهایت وضاحت می بخشد .از سوی گفتار میان تهی وغیر صا دقانه اش در امر مصا لحه ملی ,مردمان خو شباور را پیو سته فریب می داد.مثلا روزیکه نما ینده محمد ظاهر ,شاه پیشین خواست تا در پارک زرنکار در سال 1370 برای مردم سخنرانی نماید,به جئز ازکبو تران پارک ,دیگر هیچ جنبنده یی حق دخول در آن پارک را بو سیله نیرو های امنیتی نیافت واین سخنرانی تحقق نیافت.
,امروز بو سیله حوا ریون نجیب چهره نهایت زشت از وی تر سیم می گردد ,در طی دودهه یی اخیر تمامی حملات اینگروه ,بمبارد مان نیرو های دموکرا تیک ملی ووطنپرست کشور است.اینها با حزب حکمتیار وامینی های خون آشام وطا لبان روابط نهایت دو ستانه دارند ,درین اواخر تعدادی زیادی از هوا داران نجیب ,بو سیله امنیت دو لتی که حزب اسلامی متصدی آن وزارت است ,در پست های عالی آن جا یا فتند.اینگروه در لجنرارگرا یشات قومی و زبانی به شکل کشنده آن سقوط نموده ودر حقیقت بدینگونه ممکن ما مو ریت نا تمام ارباب خویش را درینخط تحقق ببخشند
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
نجیب تحت نام مصا لحه ملی وگر باچف تحت نام باز سازی وعلنیت ,پا یه های نظام را تا سر حد واژگونی آن متلاشی نمودند.نجیب روحیه رزمی را در میان اردو وحزب نا بود سا خت ,بسان گر باچف پا یه های اسا سی حزب را محو کرد وآنرا مورد معا مله قرار داد.دو انسان تا سطح خیا نت ملی بساط نظام وجا معه را ضربه زدند وپتا نسیل دفا عی نظامرا نا بود وشیرازه های وحدت حزب را از میان بر داشتند که اولی امین ودومی نجیب بود ,که لاجرم در یکی از مقا طع معین زمانی این دو زنجیره مرگبار باهم پیوند یا فته واز یک گریبان سر بیرون آوردند.نجیب بهترین واصیل ترین فر زندان جناح خلق را به زندان انداخت ومحیط را برای فرو پا شی نظام آماده سا خت.اکنون مدارج رو شنگری به نقطه یی رسیده است که دیگر نه ویدویوکلیپ ونه عکس وفو تو,مسو لیت های تاریخی نجیب را برای سقوط نظام ,پو شانیده نمیتواند! مشورت من برای یتیمان نجیب این است تا به عوض زیارت سازی جعلی ,بر نامه کاری برای نجات وطن بسازید.زیارت ها ناجی ملت نخواهد شد ! هر گاه شما شها مت داشتید تا چند سا لی که نجیب در نتیجه فرارناکام ونا جوا نمردانه وروباه صفتانه خویش که در پناه ملل متحد بسر میبرد ,در یک حمله گو ریلای ,جانش را نجات میدادید!!!! کی نمیداند که شما همین اکنون در یک ارتباط کثیف با طالب ,گلبدین وباند امین هستید وسران شما بدینوسیله با آی اس آی پا کستان دو ست دیرین تان ارتباط دارند !
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
من بیاد دارم که روز گاری یکی از ژور نا لیست های غربی از نجیب پر سید که نام اصلی شما چیست ؟زیرا برخی رفیق نجیب الله ,برخی محمد نجیب الله ,برخی داکتر نجیب الله ,برخی نجیب خطاب مینمایند !نجیب در پا سخ گفت که اسم من محمد نجیب الله است ,اما رفقای بیروی سیا سی فیصله نمودند که اسم من نجیب باشد !من تا آن هنگام تصور مینمودم که صلاحیت نامگذاری را وا لدین انسان ها بدوش دارند ,نه بیروی سیا سی ,اما چنین شگرد من را امید وار برای رهبری دسته جمعی وکلکتیفی نمود ,اما بعدا دیده شد که حزب طور مکمل ار رهبران وکادر های خویش تخلیه شد وسرنوشت آن بدست پسر بچه ها افتید .بهر صورت این یادی از یک خاطره بود اما شما برادران برای شناخت نجیب چرا موضو عات را پیچیده مینمایید.فقط کتاب برادرش محمد صدیق راهی را تحت عنوان "آیا نجیب را می شنا سید "مطا للعه نمایید.محتوای این کتاب حتی در زمان حا کمیت نجیب تکذیب نشد! وبرخی از هوا ریون نجیب تلاش نمودند تا مسئو لیت نگارش این کتاب را برای سو ریا جان خانم برادر نجیب حوا له نمایند .اما تا جای که من اطلاع دارم این کتاب به قلم شخص صدیق برادر نجیب نو شته شده است وکا پی آن خو شبختانه مو جود است ,از همینرو دهن صدیق نیز مهرولاک گردیده وهر لهظه این امکان وجود دارد تا این کتاب با نگارش اصلی خویش بو سیله صدیق راهی ,بنشر برسد.اما وقایع اخیر وناجوانمردی وخیانت های نجیب ونمکدان شکنی هایش بر خصو صیات روانی نجیب صحه گذاشت .وی تا زمان ریا ست جمهوری خویش در دفتر کارش با لای اراکین حزبی ودولتی حمله نموده وایشان را لت وکوپ مینمود .درین جا باید گفت که یکی از علل کودتای شهنواز تنی با لای نجیب این بود که نجیب روز گاری در دفتر کارش تنی وزیر دفاع خویش را مورد لت وکوپ قرار داده ودر خون آغشته ساخته بود ,که در همینجا" تنی" برای سقوط وی سو گند نموده بود.در یک رویکرد دیگر نجیب بهترین دوست قدیمی خویش را بنام "تور"در دفتر کارش در ریا ست امنیت ملی ,هلاک نمود که از این قصه جمعی کثیری از مردم آگاهند .متئسفانه سر نوشت یکنظام بو سیله کو دتا به مشا رکت فعال گر باچف در دست چنین انسان افتید که محصول اش چنان بود.
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
شمادر یک مقا یسه نا عا دلانه میان مسعود ونجیب ,از مسعود به حیث نوکر روس یاد کردید ,به نظرم این یگ گپ غیر عا دلانه است.چرا که مسعود به زور شمشیر مسعود شد ,اما نجیب به زور شوروی ها .این مذدور زما نیکه از شهید مسعود خواست تا پست وزارت دفاع را قبول کند ,مسعود برایش احوال کرد ,زما نیکه حلقه غلامی روس را از گردن خودت بیرون کردم ,من این وزارت را خواهم پزیرفت که چنان هم شد. باید گفت که نجیب یگانه شخصیست که دوبار بو سیله روس ها به قدرت رسید .اول در شش جدی که وزیر امنیت دو لتی شد .دوم بو سیله رهبران روس ,در حا لیکه تما می کشور در اشغال بسر میبرد وگارد ریا ست جمهوری نیز تحت اداره روس های پلید بودند ,نجیب در یک سر سپردگی خاص برای روس ها به حیث رئیس جمهور مقرر شدوشما میتوانید تا این واقعیت آفتابی را به دوانگشت پنهان سا زید .نجیب بعدا چنان فا شیست وشونیست شده بود که برای حا کمیت طا لب وتقرر مجد دخویش "کنجاره خواب میدید" .
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
شمادر یک مقا یسه نا عا دلانه میان مسعود ونجیب ,از مسعود به حیث نوکر روس یاد کردید ,به نظرم این یگ گپ غیر عا دلانه است.چرا که مسعود به زور شمشیر مسعود شد ,اما نجیب به زور شوروی ها .این مذدور زما نیکه از شهید مسعود خواست تا پست وزارت دفاع را قبول کند ,مسعود برایش احوال کرد ,زما نیکه حلقه غلامی روس را از گردن خودت بیرون کردم ,من این وزارت را خواهم پزیرفت که چنان هم شد. باید گفت که نجیب یگانه شخصیست که دوبار بو سیله روس ها به قدرت رسید .اول در شش جدی که وزیر امنیت دو لتی شد .دوم بو سیله رهبران روس ,در حا لیکه تما می کشور در اشغال بسر میبرد وگارد ریا ست جمهوری نیز تحت اداره روس های پلید بودند ,نجیب در یک سر سپردگی خاص برای روس ها به حیث رئیس جمهور مقرر شدوشما میتوانید تا این واقعیت آفتابی را به دوانگشت پنهان سا زید .نجیب بعدا چنان فا شیست وشونیست شده بود که برای حا کمیت طا لب وتقرر مجد دخویش "کنجاره خواب میدید
عروج و سقوط داکتر نجیب الله
در قا نون عسکری سا بق زما نیکه یکنفر از خدمت فرار میکرد باید محکمه صحرائی میشد واعدام می گردید .اما نمی دانم که بر اساس کدام قوا نین رئیس جمهور یک کشور که ترک خدمت نموده ودر نیمه شب در تاریکی, ملت ومردم خویش را ترک نموده وفرار میکند ,بعد از افتیدن در دام وجا لی که خود برای دیگران گسترده بود ,هم شهید شد وهم قهر مان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .بنظرم شهیدان اصلی که بو سیله جنا یت کا ران طالب کشته شد ,شهدای با میان ,یکا ولنگ ,مزارشریف ,شبر غان وبغلان هرات ,وکا بل .....بودند .نه داکتر نجیب الله .