6.4 قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار
شرح عملیات
عملیات افشار در فبروری سال 1993 بزرگترین و کاملترین استفاده قدرت نظامی توسط دولت اسلامی افغانستان تا آن زمان را نشان داده است. دو هدف تاکتیکی در این عملیات بود. اول اینکه مسعود هدف داشت که توسط عملیات قرارگاه های نظامی و سیاسی حزب وحدت را فتح کند ( که در انستیتوت علوم اجتماعی، متصل به افشار، پایین کوه افشار در غرب کابل) و گرفتار کردن عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت. و دوم اینکه دولت اسلامی افغانستان مایل بود تا مناطق پایتخت راکه مستقیماً توسط قوای دولت اسلامی کنترل می شد با متصل کردن بخشهای غرب کابل تحت کنترل اتحاد اسلامی و بخشهایی از کابل مرکزی تحت کنترل جمعیت اسلامی، مستحکم و یکپارچه کند. شرح سیاسی و نظامی کابل در آن زمان، این دو هدف ( که در جریان عملیات به آن دست یافتند) یک توضیح قانع کننده از اینکه چرا دولت اسلامی به افشار حمله کرد، ارائه می کند.
مسوولیت تجاوزات مرتکب شده در جریان عملیات
نیروهایی که تعرضات را در غرب کابل در 10-11 فبروری 1993 انجام دادند، همه رسماً متعلق به وزارت دفاع دولت اسلامی افغانستان بودند.
وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد. مسعود اشتراک قطعات اتحاد اسلامی در طی یک توافقی همراه عبدالرسول سیاف، رهبر حزب به دست آورد. با وجود اینکه قطعات اتحاد رتبه های تشکیلاتی اردوی افغان برایشان داده شده بود، قوماندان ها در ساحه دستوراتشان را از قوماندانهای ارشد اتحاد و شخص سیاف اخذ می کردند. سیاف عملاً به عنوان قوماندان عمومی نیروهای اتحاد در جریان عملیات عمل می کرد و مستقیماً با قوماندانهای ارشد توسط مخابره ارتباط داشتند. در این صورت، سیاف به طور مساویانه همراه رهبری جمعیت اسلامی مسوولیت کنترل و فرماندهی را دارد.
نمونه هایی ازخشونت ها و تنش های نژادی که قبل از عملیات واقع شده بود، قوماندان های عمومی شاید می توانستند پیشبینی کنند تجاوزاتی را در پی خواهد داشت وقتی که به مناطق اکثراً هزاره نشین حمله می کردند. به علاوه، چون جنگ در منطقه دو کیلومتری از پوسته قوماندان عمومی واقع شده و قوماندانهای ساحوی مجهز به ارتباطات مخابروی بودند، قوماندان عمومی باید از تجاوزات واقع شده در افشار بلافاصله بعد از شروع آن اطلاع می داشت. هم مسعود و قوماندان های ارشدش و هم سیاف از اقدامات موثر برای جلوگیری از تجاوزات قبل از آنکه شروع شود ویا برای جلوگیری آنها زمانیکه عملیات در حال انجام بود، ناکام ماندند.
در حالیکه مشخص کردن تک تک قوماندانهای مسوول برای مثالهای مشخص قتل و تجاوز جنسی امکانپذیر نبوده است، پروژه عدالت افغانستان توانسته است یک تعداد از قوماندان هایی که نیروهای مسلح را در عملیات رهبری می کردند، مشخص نماید. شواهد نشان می دهد که لشکریان جمعیت و اتحاد هردو تجاوزات را مرتکب شده اند. گرچه برخی از قوماندان ها فقط در کارهای نظامی قانونی، فتح و به دست آوری هدف تعیین شده شرکت داشتند، قوماندان هایی که عملاً در عملیات شرکت داشتند وضعیتی داشتند تا جواب داده و تعیین کنند که آیا نیروهایشان را از سوءاستفاده و تجاوزات بازدارند یا اینکه خود و افرادشان فعالانه در قتل عام های دسته جمعی، تجاوز جنسی، توقیفهای اختیاری و بقیه تجاوزات که در جریان عملیات واقع شد، شرکت ورزند.
دولت اسلامی از طریق وزیر دفاع احمد شاه مسعود و رهبر متحدین حزبی، عبدالرسول سیاف نیروهای نظامی ذیل را به شرکت در عملیات افشار فرستادند.
قوماندان های جمعیت اسلامی و قطعات
محمد قسیم فهیم، رئیس استخبارات، مسوول عملیاتهای نظامی ویژه در حمایت از تعرضها و حملات و شریک در برنامه ریزی عملیات می باشد.
انور دنگر، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از شکر دره شمالی که توسط شاهدان متعددی به عنوان رهبر نیروهای نظامی که در دو روز اول عملیات تجاوزات را مرتکب شده اند، نام برده شده است.
ملا عزت، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از پغمان که توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبر نظامیان که در دو روز اول تجاوزات را مرتکب شده اند،نام برده شده است.
محمد اسحاق پنجشیری، قوماندان لوایی از مجاهدین که طبق شاهدان در حملات شرکت داشت.
حاجی بهلول پنجشیری، قوماندان لوا که مطابق گفته شاهدان در حملات شرکت داشت.
بابه جلندر پنجشیری، قوماندان لوا که در عملیات شرکت داشت.
خانجر آخوند پنجشیری قوماندان کندک (غند) که در حمله شرکت داشت.
مشتاق لالی، قوماندان کندک در حمله شرکت داشت.
باز محمد احمدی بدخشانی، قوماندان فرقه که در حمله شرکت داشته و از قرغه حمله کرد.
قوماندان های اتحاد اسلامی و قطعات شرکت کننده در عملیات
حاجی شیرعلم، قوماندان فرقه وابسته به سیاف از پغمان توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبری نظامیان در افشار در طی دو روز اول زمانی که تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است.
زلمی طوفان، قوماندان لوای 597 توسط شاهدان عینی متعدد به عنوان رهبری نظامیان در افشار طی دو روز اول، زمانیکه تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است. ( لوای 597 قبل از سقوط دولت نجیب الله وجود داشت و لوای تانک مرادات نامیده می شد.) این لوا در منطقه کمپنی در غرب کابل موقعیت داشت.
داکتر عبدالله، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 توسط چندین تن از شهود به عنوان رهبری نظامیان در افشار در روز اول و دوم که تجاوزات انجام یافته، معرفی شده است.
جکرن نعیم، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 نیروهایش را در روز دوم عملیات مستقر کرد.
ملا تاج محمد شریک در پلانگذاری عملیات معرفی شده است.
عبدالله شاه توسط چندین شاهد به عنوان رهبری نظامیان در افشار و مسئول در دستگیریهای خود سرانه ، آدم ربایی و دیگر تجاوزات نام برده شده است.
خنجر که نیروهای نظامی را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده است.
عبدالمنان دیوانه، قوماندان در سطح کندک (غند) توسط شاهدان به عنوان کسی که نظامیان را در روز دوم عملیات مستقر کرده، نام برده شده است.
امان الله کوچی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
شیرین، قوماندان در سطح کندک (غند) در روز دوم عملیات، نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.
مشتاق لالی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
ملا کج کول در روز دوم عملیات نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.
داستان عملیات
تمامی نیروهایی که نهایتاً در جنگ به تاریخ 10-11 فبروری 1993 شرکت داشتند، قبل ار شروع حمله در داخل و اطراف کابل مستقر شده بودند. تدارکات اصلی توسط دولت اسلامی افغانستان (ISA)، رهبری عملیات های ویژه برای تضعیف دفاع حزب وحدت و استقرار توپ های اضافی برای بمباردمان بود. زیرا که رئیس استخبارات، محمد فهیم تمامی مسوولیت را برای عملیات های ویژه داشت. پرسونل وی با یک تعداد از قوماندان های شیعه اطراف افشار تماس گرفته و تعهد آنها را برای همکاری با حمله دولت اسلامی کسب نمودند.
مهمترین مقر جدید سلاح ثقیله قبل از عملیات، نقطه تپه علی آباد بود. مسعود 23 اسلحه زیو را در آنجا به همراه گروه اعزامی 30 نفره مستقر کرده بود تا مناطق اطراف سیلوی مرکزی، افشار، کارته سه، کارته چهار، و کارته سخی را هدف گیری کنند. اهمیتی که قدرت آتش گروهی و تعداد زیادی از مکانهاییکه از آنجا سلاح های ثقیله استفاده می شد داشت این بود که آنها بزرگی و اهمیت عملیات را نشان دهند. این فقط یک حمله ضربتی و جنگ جزیی نبوده بلکه یک جنگ تمام عیار بوده که دولت اسلامی ذخائر نظامی ترکیبی از دوره ارتش شوروی سابق و مجاهدین را در مقابل اهداف در محدوده پایتخت مستقر کرده بود. تمامی این اهداف در مناطقی قرار داشتند که اول مسکونی بوده و جمعیتی از غیر نظامیان را در برداشته است.
شاهدانی که با نظامیان در زمان عملیات شرکت داشتند، گزارشاتی را در مورد پلان گذاری و هماهنگی نظامی که مسعود قبل از عملیات نظامی انجام داده بود، تهیه نموده اند. گرچه، این نمایی جزیی از برنامه ریزی را ارائه می کند زیرا یک عملیاتی بدین مقیاس می بایست آمادگی های متمرکز را مستلزم داشته است. طبق گفته یکی از شاهدان، قوماندان های ارشد جمعیت به همراه قوماندان های ارشد اتحاد ( شیرعلم و زلمی طوفان ) و مهمترین متحد شیعه بنام سید حسین انوری به علاوه مشاورین نظامی دولت اسلامی افغانستان به ریاست مسعود در قرارگاه-های ارتش در بادام باغ دو روز قبل از عملیات جلسه داشتند. جلسه دیگر در یک خانه مصون استخبارات در کارته پروان، نزدیک هوتل انترکانتیننتال در شب قبل از حمله برگزار شد. مسعود از همین منزل به عنوان اتاق عملیاتی در بیشتر روز استفاده کرد. همچنین یک جلسه ای از قوماندان های اتحاد به ریاست سیاف در پغمان یک روز قبل از عملیات برگزار شد. هدف این جلسه ها آموزش قوماندان های اصلی به نقش آنها در حمله زمینی بود.
قوای دولت اسلامی بمباردمان عمومی را درغرب کابل در شب 10-11 فبروری 1993 به اهداف اطراف انستیتوت علوم اجتماعی و افشار و در بقیه مناطق شیعه نشین شهر شروع کردند. پیشروی نظامیان حدود ساعت 5 صبح 11 فبروری آغاز شد و این زمان به عنوان زمان آغاز همه جانبه جنگ یاد می شود. اولین پیشروی قطعی نظامیان از جانب بادام باغ به بالای تپه رادار، بخشی از پشته افشار بود. نظامیان دولت اسلامی افغانستان بلافاصله نقاط بالای کوه را بدون مقاومت توانستند که تصاحب کنند و پوسته های دفاعی مهم حزب وحدت در آنجا آتش گرفته و تانک های مستقر در آنجا از حرکت بازماندند.
گروه اعزامی بزرگی هم از اتحاد و هم از جمعیت به سمت افشار از سمت غرب پیشروی کردند. نزدیکترین نقطه خط جبهه به هدف اصلی عملیات پلی تکنیک کابل بود. قوای جمعیت در امتداد سرک افشار از کارته پروان و هوتل انتر کانتیننتال به سمت انستیتوت علوم اجتماعی پیشروی کرده و از سمت شرق وارد افشار شدند. قوای دولت اسلامی به امتداد دیگر نقاط خطوط اول جبهه به ویژه قلمرو محصور غرب کابل پیشروی نکردند. گرچه به بمباردمان شدید ادامه داده و قوای فراوانی را برای حفظ تهدید پیشروی مستقر کردند.
به هرحال، ساعت ا بعدازظهر، خطوط دفاعی اصلی حزب وحدت به امتداد ستیغ افشار تحلیل رفته و مواضع آنها در انستیتوت علوم اجتماعی غیر قابل دفاع بود. مزاری و قوماندانهای ارشدش از انستیتوت پیاده فرار کردند. ساعت 2 بعدازظهر قوای دولت اسلامی توانستند که انستیتوت علوم اجتماعی را تصرف کنند و قوایی که از شرق و غرب پیشروی کرده بودند، در افشار یکجا شده و کنترل موثر منطقه را دردست گرفتند. آنها در خوشحال مینه و افشار مستقر شده، ولی پیشروی بیشتری نکردند. نظامیان شروع به امن سازی منطقه کرده، پوسته ها را ایجاد کرده و یک عملیات تلاشی را انجام دادند. این عملیات جستجو یا تلاشی بود که سریعاً یک سری از اعمال جنایت و چور و چپاول را به وجود آورد طوریکه شواهد عینی غیر نظامی ذیل شرح داده اند.
مزاری توانست تا خطوط دفاعی در امتداد کناره خوشحال مینه، پهلوی سیلوی مرکزی و کارته سخی را باز ایجاد کند. بناءً بیشتر غرب کابل را دراختیار داشت. برخی از اهالی افشار، به ویژه آنهایی که بیشترین آسیب را دیده اند، همراه نظامیان وحدت جابجا شده فرار کردند (این عامل به نظر می رساند تا نسبتاً شمار کمتری از جوانان در تلفات در گواهی ها ذکر شده باشد.) گرچه، اکثر جمعیت غیر نظامی افشار در این مکان بودند زمانیکه قوای دولت اسلامی ساحه را تصرف کردند. به خاطر بمباردمان، جنگ شدید و حضور نظامیان وحشی به نظر می رسد که تعداد زیادی از غیر نظامیان قادر به ترک ساحه در روز اول عملیات نبودند. به هرحال، یک هجرت گسترده در شب 11-12 فبروری به وقوع پیوست. زنان و کودکان اکثراً به سمت تایمنی در شمال کابل فرار کردند و در مکاتب و مساجد در چهار راهی اسماعیله پناه گرفتند. برخی از پیرمردان ترجیح دادند تا بمانند و از خانه و دارایی ها محافظت کنند، اما شواهد نشان می دهد که نظامیان اکثراً مردان را هدف توقیف های خود سرانه و قتل عام قرار دادند به عبارت دیگر غیر نظامیان مذکر آزاد نبودند تا منطقه را ترک کنند. اکثر نجات یافتگانی که از افشار فرار کرده اند، از دیدن آوارها و جنازه ها در طول راه شرح داده و بیان داشته اند که آنها بعد از جنگ اصلی گریخته اند. در ختم روز دوم، جمعیت وسیعی از غیر نظامیان افشار را تخلیه کردند و به نظر می رسد که این هجرت رویدادی بود که به طور قاطعانه جنایات علیه غیر نظامیان در منطقه را پایان داد.
در روز دوم عملیات، 12 فبروری مسعود جلسه ای را در هوتل انتر کانتیننتال با تعویق تشکیل داده و در مورد ترتیبات برای امنیت مناطق تصرف شده جدید گفتگو کردند. در این جلسه قوماندان های ارشد دولت اسلامی و اشخاص سیاسی به شمول ربانی، سیاف، آیت الله محسنی، آیت الله فاضل، و جنرال فهیم حضور یافته بودند. دولت اسلامی طلب کرد هیئت وکلای مردم شیعه را و حسین انوری به عنوان قوماندان برجسته دولت اسلامی از جانب غیر نظامیان شیعه تحت فشار بود تا ترتیباتی برای امنیت آنها بگیرد. در این جلسه دستور به توقف کشتار و چور و چپاول داده شد و به روی معاوضه سفرا بین احزاب مختلف برای شناسایی اسیران توافق صورت گرفت. همچنان عقب نشینی نیروهای تعرض کننده ومستقر کردن یک نیروی کوچکتر در مناطق جدید فراخوانده شد. بزرگی و عظمت جنایات واقع شده در دو روز اول عملیات ، قبل از این جلسه، به طور واضح بسیار دیر بود تا از جنایات اصلی جلوگیری شود. همچنین این جلسه به نظر می رسد که در توقف چور و چپاول منطقه بی اثر و بیفایده بود طوریکه ویرانی خانه ها در افشار به طور فزاینده بعد از جلسه رخ داد.
جنایات جنگی: حملات نامشخص، تجاوزات جنسی، آدم ربایی ها و قتل عام ها
گلوله باران و بمباردمان کورکورانه مناطق غیر نظامی
منطقه افشار در روز اول عملیات مورد هدف سلاح های ثقله قرار گرفت. اهداف نظامی عمده، انستیتوت علوم اجتماعی و دیگر قرارگاه های اصلی وحدت بوده است. گرچه، انستیتوت علوم اجتماعی هرگز صدمه ندید. اکثر راکت ها، گلوله های تانک، و آوان ها در مناطق رهایشی غیر نظامی فرود می آمد. چون مراکز فرماندهی نیروهای اتحاد و جمعیت هردو در محدوده افشار بود، آشکار می شود که این حمله هدف داشت تا جمعیت غیر نظامی را از افشار بیرون براند که در انجام آن موفق شد. شمار کشته شدگان در این حمله (به جز آنهایی که قتل عام شدند) نامعلوم است. تقریباً هر شاهدی که پروژه عدالت افغانستان همراهش مصاحبه کرده از دیدن اجساد در منطقه بیان داشته اند. در حقیقت، گلوله باران و فیر آوان بسیار شدید بود که تعداد زیادی از ساکنان در روز اول پنهان شده و سعی به ترک منطقه نکردند. گرچه این امر ممکن تلفات غیر نظامی رااز بمباردمان کاهش داده باشد، اما این غیرنظامیان را در مقابل جنایات بعدی صدمه پذیر نمود.
قتل عام ها و مفقودی ها
طوری که در فوق ذکر شد، احزاب درگیر جنگ طبق ماده عمومی 3 معاهده جنوا که قتل عامها، شکنجه و گروگان گیری را ممنوع کرده بود، محدود شده بود. شهودی که پروژه عدالت افغانستان همراه آنها مصاحبه کرده است، بیان داشته اند که گروهی از عسکران حزب وحدت از قرارگاه های وحدت در انستیتوت علوم اجتماعی توسط قوای اتحاد اسلامی در 11 فبروری اسیر گرفتند. علاوه بر این، تعداد زیادی مردان غیر نظامی و مظنون به ملیشه های وحدت از ساحه افشار دستگیر شدند بعد از اینکه اتحاد آن جا را تصرف کرد. شمار گرفتار شدگان نامعلوم است. یک گروهی از اسیران هزاره که توسط اتحاد اسلامی نگهداری می شد، متعاقباً توسط قوماندان های اتحاد برای دفن اجساد عملیات افشار بعد از یک هفته استفاده شدند. این گروه از شاهدان گزارش داده اند که اقاربشان در بین زندانیان غیر نظامی و نظامی گرفتار شده توسط اتحاد بودند که متعاقباً مفقود شده و باور بر این است که توسط قوای اتحاد آناًبه قتل رسیده باشند. پروژه عدالت افغانستان فقط قادر به بیان تعداد کمی از قربانیان بوده است. برخی دیگر از مردان از خانه هایشان گرفتار شده اند.
یکی از شهود به نام ع. به پروژه عدالت افغانستان اظهار داشت که وی و فامیلش سعی کرده بودند که فرار کنند، اما گلوله باران و راکت باران بسیار شدید بود. " ما به خانه خسور مادرم دویده و آنجا پنهان شدیم. دیگر مردمان به ما گفتند که مردم به روی جاده ها کشته شده بودند. سرانجام یک تعداد کمی از دیگر فامیل ها به ما پیوستند. ما می توانستیم مخابره های بعضی از افراد سیاف را بشنویم و به آنها اخطار داده می شد که جنگ را بالای اموال چورشده شروع نکنید. مردان مسلح که از سیاف و از جمعیت بودند، همه خانه ها را چور کردند. افراد سیاف پشتو صحبت می کردند و جمعیتی ها دری صحبت می کردند. من فامیلم را به دیگر مکان فرستادم و خود در خانه ماندم. حدود ساعت 11 قبل از ظهر، یک قوماندان بنام عزت الله (از اتحاد) به همراه حدود ده نفر مسلح به خانه آمدند. من به امید اینکه نظامیان فکر کنند که در خانه کسی نیست در را باز مانده بودم. آنها به داخل آمده و مرا لت و کوب نمودند و مرا به بند قرغه برده و به همراه حدود 60-65 مرد به داخل یک کانتینر انداختند. آنجا بسیار شلوغ بود. بعضی اوقات برخی از مردان بیرون کشیده شده و از آنها کار می کشیدند مانند شکستاندن چوب." بعد از یک هفته به همه زندانیان گفته شد که چقدرباید پرداخت کنند تا آزاد شوند. به این شاهد گفته شد که باید$ 5000 (دالر) پرداخت کند. وی به آنها گفت که اینقدر پول ندارد اما دوستانش از پغمان آمدند و برای رهای وی پرداخت کردند.
یکی از شاهدان زن بنام ب. به پروژه عدالت افغانستان گفت که نیروهای نظامی اتحاد اسلامی وی را لت و کوب کرده و شوهر غیر مسلحش را از منطقه مسکونی شان در افشار دستگیر کرده که وی هنوز لا درک می باشد.
یکی از شهود بنام C به پروژه عدالت افغانستان اظهار داشت که عسکران خانه ها را برای پیدا کردن مردها تلاشی می کردند. من به پغمان برده شدم. در شب در یک کانتینر نگهداری شدم. در جریان روز من و حدود 10 الی 20 نفر دیگر مجبور به کندن سنگر بودیم. کانتینرهای زیادی در آنجا بود. در شب برخی از مردان بیرون کشیده شده و باز نمی گشتند. ما می توانستیم صدای فیر را بشنویم و حدس می زدیم که آنها کشته شدند. فکر می کنم بعضی از آنها در سنگرها دفن شدند. بالاخره من با پنهان کردن خود در رودخانه در زیر پل فرار کردم. من ساحه را ترک کرده و به کویته رفتم.
شاهد زنی بنام م. به پروژه عدالت افغانستان گفت که ساعت 7 صبح، زمانیکه اتحاد اسلامی افشار را تصرف کرد، یک گروهی از مردان مسلح به محوطه خانه اش آمده و شوهرش س. را دستگیر کردند. آنها وی را بعد از 45 روز رها کردند. وی بسیار وحشیانه لت و کوب شده بود که شنوایی اش برای همیشه آسیب دیده و کر شده بود. طبق گفته همسرش، وی همچنین در شناختن افراد مشکل داشته است. بعد از اینکه وی توقیف شد، گروه دومی حدود 10 الی 15 نظامی اتحاد بین ساعت سه تا سه ونیم بعد از ظهر وارد خانه شدند. آنها ادعا کردند که پشت نیروهای وحدت می گردند. آنها از بازوی پسر این زن (م) گرفتند. "پسرم یازده ساله بود. آنها وی را نگهداشته و پرسیدند پدرت کجاست؟ آنها تفنگهایشان را طرف وی نشانه گرفتند و من خودم را روی وی انداختم. من به روی دست و پایم تیر خوردم. اما پسرش پنج بار تیر باران شد. وی مرد." بعداً نظامیان دارایی های فامیل را گرفته و رفتند.
شاهد 75 ساله ای بنام ک. بیان داشت که نظامیان وابسته به سیاف وی را از سر جوی افشار در روز عملیات افشار، 11 فبروری ربودند. وی یکی از گروه های هفت نفری بود که زندانی شده و شدیداً مورد لت و کوب قرار گرفته و وادار به کمک به حمل اجناس چور شده از افشار به عنوان جوالی شده بود. نیروهای نظامی اتحاد بعداً در آن روز وی را به کمپنی (منطقه کنترل شده سیاف) برده و مدت دو ماه وی را نگهداشتند. قوماندانی که وی را دستگیر کرده بود، غلام رسول وابسته به سیاف بود. وی اظهار داشت که بعد از آن به مدت دو ماه در شکردره به عنوان زندانی انور دنگر بود و بعداً سه ماه دیگر در فرزه (Farzah) به قوماندانی حنیف بود. وی شاهد بود که نظامیان یک از اقاربش بنام قمبر ظاهر را فوراً کشته اند.
شاهدی بنام غ. برای مدت کوتاهی دستگیر شده و توسط نیروهای اتحاد در روز اول عملیات تا حد بیهوشی لت و کوب شده است. زمانی که وی بعداً به منطقه برگشته، وی دو جسد را از چاه خانه اش بیرون کشید و تخمین می زند که خودش 30 الی 35 جسد را هنگام فرار از منطقه دیده است ( به شمول یک سر بریده شده در روی یک پنجره).
عبدالله خان، 67 ساله از ولایت غزنی توسط قوماندان عزیز بنجار، یکی از قوماندانان سیاف در افشار دستگیر شده است. مابقی فامیل در جریان عملیات نظامی اصلی به تایمنی فرار کرده بودند. عبدالله خان برای محافظت اموال خانه اش در افشار مانده بود. به هرحال، تمام اموال خانه در جریان عملیات دزدیده شده و خانه ویران شد. فامیل نتوانسته بودند تا عبدالله خان را ردیابی و پیدا کنند و بناءً وی گمشده باقی ماند.
شاهدی بنام ش. به پروژه عدالت افغانستان گفت: زمانی که نیروهای اتحاد وارد خانه اش شدند، آنها پدرش را داخل محوطه تا سرحد مرگ لت و کوب نمودند. سپس، آنها تمام اموال خانه را دزدیدند.
تجاوز جنسی توسط نیروهای اتحاد
در جریان عملیات افشار، قوای اتحاد اسلامی سیاف برای بیرون راندن مردم غیر نظامی از منطقه از تجاوز جنسی و دیگر حملات علیه غیر نظامیان استفاده کردند. پروژه عدالت افغانستان همراه تعدادی از شاهدانی که شرح واقعات تجاوز جنسی توسط قوای اتحاد در جریان عملیات افشار را داده اند، مصاحبه کرده است. شاهدی بنام م. (اظهارات فوق را ببینید) از دست و پایش زخمی شد زمانی که نظامیان اتحاد به پسرش فیر کردند. وی بیان داشت: "در حالیکه هنوز از من خون می رفت، آنها به من تجاوز کردند." وی اظهار داشت که سه عسکر وی را پایین نگهداشته در حالیکه چهارمی وی را در زیرزمین خانه خودش تجاوز جنسی کردند. چندین زن دیگر نیز به خانه م. پناه آورده بودند: یک همسایه بنام ز. و دو دخترش و یک زن دیگر بنام ر. نظامیان اتحاد دو دختر ز. که 14 ساله و 16 ساله بودند و زنی بنام ر. را تجاوز کردند. عسکران آنها را به نوبت به زیرزمین برای تجاوز بردند. یکی از دختران ز. توسط برچه زخمی شد وقتی که وی کوشش برای مقاومت می نمود.
یکی دیگر از شاهدان زن بنام س. بیان داشت که مردان مسلح به خانه اش در افشار سیلو در روز دوم عملیات افشارهجوم آورده بودند. آنها وی را لت و کوب کرده و خودش و خواهرش را در خانه شان تجاوز کرده و دارائی هایشان را به یغما بردند.
یک شاهد زن بنام ش. بیان داشت که بعد از تصرف افشار، نیروهای اتحاد اسلامی به زور ساعت 7 صبح وارد خانه اش شدند. آنها به چهار دختر به شمول ش. خواهرش که 14 ساله بود، و دو تن دیگردر محوطه خانه مسکونی شان تجاوز کردند.
گزارشات زیاد دیگری از تجاوز جنسی وجود دارد. شمار زنان تجاوز شده نامعلوم است. ساکنان افشار تا سال 2001 برنگشتند. در اواسط سال 2005 منطقه اکثراً هموار باقی مانده، گرچه برخی باشندگان اسبق به مخروبه های خانه های سابق خویش بازگشته اند.
بمباران کابل و ادامه جنایات جنگی
گرچه راکت باران کابل توسط حزب اسلامی به طور عموم کورکورانه بود، سه دسته هدف که قوماندان های حزب اسلامی علیه آن بمباردمانهای خودشان را رهبری میکردند، وجود داشت. بیشتر این اهداف در داخل و یا اطراف مناطق غیر نظامی موقعیت داشت.
دو شنبه 8 فوريه 2010
جنایات در رژيم برهان الدین ربانی
شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.
شنبه 6 فوريه 2010
جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله
عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.
جمعه 5 فوريه 2010
جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله
از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.
چهار شنبه 3 فوريه 2010
جنایات حکومت های وابسته به شوروی
نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان
دو شنبه 1 فوريه 2010
نظرات
40 دیدگاهقتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
یکی از تآثیرات بسیار مخرب و زشت که شیعه گری بر جامعه ای هزاره گذاشته است شهید پروری و مظلوم پروری است، تا آنجایی که اینگونه سال مرگیها و یا کارنوال برای حسین تشنه لب، تبدیل شده است به یک نوع جشن! تنها هزارهها نیست که در خراب آباد قربانی داده است، دیگران از هزارهها اگر بیشتر قربانی نداده باشد کمتر هم نداده است.
اولویت بایست این باشد که چیطورمیشود با راهکار و خرد گروهی میتوان از پیشامدهای مانند فاجعه ای افشار در آینده جلوگیری کرد، نه اینکه هر سال غوغا برای مردهها سر بدهیم.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
bekhda; az namat malom ast ke tu haram zada aste ke khoda ra qabul na dare madarat ham hatmen neka na shoda zena dada pas shoma haram zada asten masod ham haram zada bod manande shom ke afshar ra qatle am kard
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
تا جایکه من معلومات دارم پست ترین وخاین ترین رهبر تنظیمی عبدالعلی مزاری بود.
مسول همه این وحشت دهشت خود مزاری احمق کله خام بود.
یک چا پلوس در ضمن خیلی خود خواه اگر حماقت مزاری نمیبود همچو حوادثی رخ نمیداد.
ما همه شاهد احمق دیگرش محقق استیم که چطور با کرزی و سیاف جور امده هزرا چاپلوسی میکنند.
وقتی چوب در کونشان زدن بازاز مسعود مینالند.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
ahmad shaa massud made a mistake and mr rabbani ....both of them get killed as poor people of afshaar....dont forget the rest of the afshaar killer like fahem qanoni .abdullah .anwari. mohseni dajjal and sayeed jawed will die at the same way god will panish all killer of afshaar. .....but tajiks hazara .uzbek and aimaq mus be united. must be together against fashest e qabela....like shaheed mazari said we must live together like brothers............................zenda baad wahdat tajik.hazara.uzbek.aimaq and turkman.......................marg bar qatelan afshaar
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
maa ham chobe ba kone massud zadem va mekh raa ba kone rabbani zadem....
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
در جواب تو بینا م !
هرکسی که به دیگران ناسزا میگویند و دشنام میدهند مرض روانی دارد ،هم وطنم ،تو باید به داکتر مراجعه کنی حالت خوب نیست .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
برادران فارسی زبانها بهوش باشید که قبیله باز اتن میکند و کاکل شور میدهد .بخدا قسم سران تا جیک از کرده خود پیشیمان است وانسان جایزالخطا است .اما قبیله همان است که بود بد تر هم شده نمونه اش طالب و انتحارش که تنها در عاشورا گروه جنگوی پاکستانی را در کابل اورد ودها هموطن ما را شهید ساخت .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
کمتر کسی پیدا میشه که مثل برادر] نظری] جرات را به خود راه دهد و واقعیت را که امروز مردم محروم افغانستان نیازمند آن هستند بگوید،امروز ما از همه چیز نیازمند وحدت و یک پارچگی هستیم ،از اشتباهات گذشته خود باید عبرت بگیریم وگرنه صد ها سال دیگر بازهم در فقر ،حقارت ،محرومیت و بیچارگی باید به سر ببریم .
مردم افغانستان در واقع همه مظلوم و محروم اند حتی پشتون ها .ایکاش حکومت های افغانستان به پشتون ها خدمت میکردند مردم را کور و بیسواد نگه نمیداشتند که امروز به آرزوی بهشت واسکت های انتحاری پوشیده برادران بدبخت شان را در گوشه و کنار افغانستان قتل عام نمیکردند ،مکاتب ،شفا خانه ،مسا جد و سرک هاراتخریب نمیکردند و آتش نمیزدند .اگه برادران پشتون ما امروز مردم متمدن،با سواد ،با احساس وبه انسان ها ارزش قایل میبودند بقیه اقوام کشور نیز یقینا در امان و افغانستان یک کشور آباد و سر بلند میبود .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
maan megam ke na kaal bomanad wa na kadoo.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
باقی سمندر
دلو سال ۱۳۹۰ خورشیدی
فروری سال ۲۰۱۲ میلادی
سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس?
نخست - یاد شهدای فاجعه ای افشاروهمه شهدای فغان ستان را ګرامی میدارم و برای همه بازماندګان شهدا یکبار دیګر تسلیت میګویم وخود را درغم ستمدیدګان بازهم شریک میدانم .
دو- ارزو دارم روزی فرا برسد که عاملین همه جنګ ها به ویژه جنګ ها درافشار و چند اول هم مورد شناسایی دقیق تر قرارګرفته و برای مردم فغان ستان خوبتر معرفی ګردندوعلل وپیامد جنګها روشن تر ګردند .
سوم- میدانیم که جنرال های پاکستانی نوشته بودند که« کابل باید بسوزد » دیدیم که کابل را سوختاندند و دود اش به هوا برآمد ومردم کابل بیشتر از هفتاد هزار شهید دادند البته در ظرف چند روز وچند ماه و اینکه پیش از سقوط دولت دکتر نحیب الله و بعد از ان وتاامروز چند ملیون نفر به خاک وخون کشیده اند – همه نیاز به تحقق دقیق ,همه جانبه داشته و برای تحقق بخشیدن به عدالت وبویژه عدالت اجتماعی بایست برای عدالت انتقالی اندیشید و راه کار های دقیق تر را سنجید .
چرچیل میګفت :
« تفرقه بیانداز وحکومت کن » در فغان ستان تفرقه انداختند وحکومت کردند ومینمایند و در فغان ستان خون ریختاندند و بازهم می ریزانند .
یک بار تصور نمایید که اګر بجای یک لپ تاپ یا یک کمپيوتر همین حالا به اختیار نویسندګان همین بخش وستون تفنګ قرار میداشت - به حال یک دیګر چه می اوردیم و فردا درباره ما چه قضاوت مینمودند ؟
ایا زخم های خونین مردم مرهم برای علاج میخواهند یا نمک برای سوزاندن ؟
اګر از واقعه افشار بیاموزیم – دقیقن به این نظر خواهیم رسید که جنګ های بنام جنګهای تنظیمی و قومی وقبیلوی وجنګهای ایدولوژیک بنام های انترناسیونالیسم شوروی و یا انترناسیونالیسم اسلامی از قبیل اخوانیسم – سلفیسم – طالبانیسم یا خمینیسم و یا خوییسم چه پیامد هایی در فغان ستان داشته اند ؟
جنګ هایی که به نیابت قم- جده – اسلام اباد ومراکز متعدد قدرت منطقوی وجهانی درفغان ستان بیداد نمودند و هریک از میان اقشار ولایه های ګوناکون اجتماعی ګوشت دم توپ را فراهم ساختند – بکجا رسیدند ؟
انها یی که اتش جنګ ها را همیشه با باروت و روغن وتیل زبانه دار تر ساخته ومردم فغان ستان را از همه اقشاروګروه ها و اقوام به مثابه هیزم مورد استفاده قرار دادند و از همه تنظیم ها و احزاب و ایدو لوژی ها وافکار استفاده ابزاری نمودند – بازهم در تلاش اند تا با ترفند های دیګری اتش جنګ ها را زبانه دار تر بسازند ومردم فغان ستان در میان آتش معاندین به نامهای ګوناګون بسوزند .
به نظر من بایست به دام تفرقه افکنان نیافتیم و برای دشمنان درکمین نشسته فغان ستان که نه برای پشتون دلسوز اند ونه برای ازبک یا هزاره یا تاجیک یا نورستانی یا ایماق یا پشه ای و یا بلوچ و اقوام دیګر زمینه را مساعد تر نسازیم .
همین اکنون معامله های درپشت پرده های ارګ و تا قطررا خبر داریم وفردا در اسلام آباد میان سردمداران دولت های کابل – تهران و اسلام آباد معامله هایی جریان می یابد و هر انسان شرافتمند خواستار اموختن از خونین ترین تجارب بوده ومیباشد و تجارب که باخون مردم فغانستان نوشته شده - بایست بما خاطر نشان سازد که در دام تفرقه افکنان نیافتیم و برای جنګ های نیابتی ارتجاع خودی و یا بیرونی ګوشت دم توپ فراهم نسازیم .
یاد شهدای ګلګون کفن افشار را ګرامی میدارم و برای خانواده شهدا اظهار همدردی وغم شریکی مینمایم .
یا د اوری از خونین ترین حوادًث برای درس آموزی از تجارب میتواند برای اینده ګان وما موثر باشد .
یار زنده و صحبت باقی
آنلاین : قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
دوستان کف بر لب هزاره وتاجیک و ازبیک باید به خرد و تعقل تکیه نموده و به جنایات رهبران و تنظیم های خودی اعترا ف نمایند و همه ی این مردمفروشان را بدون استثنا محکوم کنند ..تا زمانی که ما جنایات خودی را محکوم نکرده وخودرا بی تقصیر ودیگران را مقصر جلوه دهیم وتا زمانی که از عصبیت قومی بیرون نشویم وانسانی فکر نکنیم این به اصطلاح رهبرانی که زنده مانده اند بازهم با فاشیست های پشتون معامله خواهند کرد و اهداف قدرت های خارجی را پیش خواهند برد وسر مردم کلاه خواهند گذاشت. آیا توانایی غلبه بر کینه های کوررا ندارید؟ اگر چنین است شما یکدیگر را بکوبیداما دشمن همچنان بر شانه های تان سوار خواهد بود وبه ریش همه ی تان خواهد خندید.
مسعود نامرد مسئول واقعی قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشارو ویرانی کابل - ویدیو
حامیان مسعود نامرد واقعا مانند خود او یک مشت جاهل و بیسواد اند چون ندانسته یک سند دیگر محکومیت این شیاد کثیف را به نمایش گذاشته اند.
در این ویدیو مسعود نامرد اعتراف میکند که او در جمع تمام نیرو های درگیر یگانه فردی بود که بر ضد پلان صلح ملل متحد برای افغانستان قرار گرفت و آنرا ناکام کرد زیرا به قول او آن پلان یک پلان امریکایی بود. او میگوید که حتی گلب الدین با حکومت بیطرف و پلان صلح ملل متحد موافقت کرده بود ولی او نگذاشت آن پلان عملی شود.
توسطMiladMouj1
شما همچنان به طرز سخنرانی این جاهل کثیف و شیاد توجه کنید که گویی یک قمار باز بیسواد در جمع یکعده بیگناه که به زور برچه جمع آوری شده اند از قمار بازی ها و از برد خود بدون هیچ شرمی سخن میزند.
مسعود نامرد مسئول واقعی قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشارو ویرانی کابل - ویدیو
گل بیدین -مجددی و سیاف با مشورت ایران - پاکستان - ترکیه و عربستان سعودی و انگلیس و امریکا خوب برنامه ریزی نمودند- و مزاری و ربانی و دوستم با اخلاص این برنامه ها را عملی نمودند.
مسعود نامرد مسئول واقعی قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشارو ویرانی کابل - ویدیو
آقا یا خانمیکه در دوجای ویدیوی شهید مسعود را در یوتوب آدرس دادید و از اخلاق خانواده گی و مدنی هم دور هستید و به ذهنیت و اخلاق قبیلوی گرفتارید .
از ادرس ویدویی تان تشکر و من ویدیو را تا اخیر شنیدم.
هدف آقای مسعود با حکومت ملل متحدی / مخالفت با استعمار و یکه تازی قبیله میباشد / که استعمار انگلیس و پاکستان میخواستند با یک دسیسه تراحی شده - تمامی اقوام مدنی و بومی این سرزمین را از صحنه دور نموده و یک حکومت قبیلوی متشکل از خلقیهای فراری کودتاه تنی همراه با نجیب / گلبیدین و ظاهر کل را سازماندهی و بعد با کشتار سران اقوام غیر و قتل عامها حکومت عبدالرحمانی و نادر غدار را تحت سر پرستی پاکستان پرپا نمایند- که با هوشیاری و مردانگی یگانه مرد میدان مسعود بزرگ آن دسیسه خنثی گردید و متاسفانه بعد از شهادت آنمرد بزرگ توسط اجانب به کمک مزدوران اجانب -امروز بازهم چنین حکومتی از طرف پاکستان و انگلیس و امریکا در حال شکل گیریست (در قطر/عربستان و ترکیه )که انشالله به امید خداوند منان این دسیسه نیز از طرف رادمردان و راهیان مسعود بزرگ نه با توپ وتانگ بلکه با سیاست و مبارزه مدنی وسیاسی در حال خنثی شدن است.
مسعود نامرد مسئول واقعی قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشارو ویرانی کابل - ویدیو
درسایت ببنید
musharaf- masoud
مسعود نامرد مسئول واقعی قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشارو ویرانی کابل - ویدیو
نامرد معلوم است او نوکر ای اس ای و ایران شما خاینین که غذا مردم را زهر اگین کردید و سینه زنان را بریدید میخواستید که کسی شما را چیز نگوید ننه مزاری خو گایده شد از شما هم میشود
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
قابل توجه آنعده ازکسانیکه حرف های بی مورد را می نویسند:
یک دوست ماپرسیده بود که دلیل اختلاف بین آقای استادمحترم شهیدعبدالعلی (مزاری) وجناب ربانی چی بود؟
1- دلیلش این بود که آقای ربانی مذهب جعفری را به رسمیات نشناخته بود به مشاوریت جناب سیاف وغیره ........
2- آقای ربانی حکومت دیکتاتوری را به راه انداخته بود.
3- آقای ربانی وزارت خانه های کلیدی واکثریت را برای قوم خود دو وزارت خانه نابکار را برای شهید بزرگ آقای مزاری پیشنهاد کرده بود .
اگرجای شهید بزرگ شمامیبودید چی میکردید؟
یک تعداد مزدوران ملیت هزاره (شیعه) را نیز آقای ربانی گرد خود جمع کرده بود که درنتیجه اختلافات زیاد را دربین مردم شریف هزاره وسادات به بار آورد.
به گفته شهید بزرگ مامیخواهیم که هزاره بودن یاملیت های اقلیت درافغانستان جرم نباشد چه یک گفتار خوب کرده است عین گفتار پیامبربزرگ اسلام که شعارش عدالت بود.
روح او شاد ویادش گرامی باد ودوشمنانش شرمسارباد.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
اغا صاحب .
پس مزاری همردیف پیامبر بزرگ اسلام بوده ؟
تاریخ به عمل انسان ها قضاوت "مونه" نه به نیت شان .
اعمال و کردار پیامبر تان مزاری و گروه اش را تول و ترازو کن مصیبت و بدبختی های را گریبان گیر مردمش ساخت , بدبختی های که به تمام ملیت های شویه ارمغان اورد , را زیر ذره بین قرار داده از چار تا از خود بیگانه هم پرس و پال بعد فتوا صادر کن .
انسان نباید مثل اوغانها قضاوت داشته باشد فردا قیامت در پیشگاه قاضی بزرگ قرار خواهی گرفت انجا از قوم پرستی ناحق پرستی بت پرستی خر زوری خبری نیست .................
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
آقای نقوی
مزاری پیش ازینکه ربانی به حکومت برسد -یعنی در زمان مجددی -جنگ را با سیاف علیه وزارت دفاع شروع نموده بود. که این جنگ در نهایت به نفع گلبیدین و سیاف و ایران و پاکستان و انگلیس و امریکا تمام شد.
دو م اینکه مزاری خودش عضو شورای رهبری در حکومت ربانی بود - که این شورا متشکل از رهبران جهادی بود - که حیثیت معاونیت رییس جمهور را بهتر از معاونین فعلی کرزی داشتند.
سوم اینکه - بزرگترین وزارت یعنی وزارت مالیه بدوش کریم خلیلی در آنزمان بود- که امروز قبیله به هیچ وجه این وزارت را از دست نمیدهد.
همچنان وزارتهای معادن - زراعت - تجارت - ترانسپورت و برخی دیگر وزارتخانه ها که به یادم نیست بدست هزاره ها بود.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
اگرو اقعیت های جنگ را بنویسیم باید همه حقایق را بنویسیم :
سینه های بریده شده توسط عبدالعلی مزاری خاین سگ صفت که فلم های آ ن موجود است
روغن داغ کردن بالای سر مردم که فلم های آن موجود است
میخ کوبیدن ها
رقص مرده
ولادت خانم های حامله دار
و هزار ها جنایات این خون خوار و کثیف را چند احمق میتواند پنهان کند ولی هر گز تاریخ فراموش نمی کند و قت جواب دادن همه آن افراد که امروز به افتخار می گردند خواهد رسید
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
اوغان قریشی .
به حق که گروه مزاری در پهلوی سیاف گلبدین دوستم مسعود جنایات بیشماری در حق مردم روا داشته اند .
اما این فلم های سینه بریدن زنان اوغانی رقص مرده بریان کردن و تیل داغ کردن .. ها را لطف کنید اینجا اورده و به همه نشان دهید تا بیشتر و بیشتر چهره سیاه ادمکش و جباران رسوا شود .
زیرا فلم های حلال کردن بیگناه و با گناه که در دوره مجاهدین طالب و اینک کرزی از جانب نوکران پاکستان و سعودی و انگریز عملی شده است را ما همه دیده ایم سنگسار کردن زنان سربردن ملا اوغانی از جانب طفل حقانی گردن بریدن اجمل نقش بندی و راننده اش ........... در قضیه افشار سر های بریده شده زنان وکودکان و تجاوز .................... را نیز .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
که فیلمهایش موجود است که فیلمهایش موجود است نکو. فیلم نشان بده. ماشین تبلیغاتی شورای نظار تل تمام کرده از شاشه هایی مثل تو استفاده میکند تا چالانده شود.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
ma bedoni madrag qazwat na me konem aga madrag daren rawan konen ta hama bebenan aga nadre en kasfad khoreha ra bas kon ya en ke seni madarat ya zanat ra borda ke ma khabar nadrim
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
پروژه عدالت افغانستان شواهدی از قوماندان های مسوول وابسته به حزب وحدت با یک سلسله نقض قوانین جنگی که در نمونه های ذیل آمده است، بررسی کرده است:
1. جنایات جنگی واقع شده به تعقیب جنگ حزبی، اساساً اعدام های زندانیان و مخالفان سیاسی، شکنجه، حملات کورکورانه و هدف گیری های شهریان و غیر نظامیان.
2. جنایات فاحش علیه غیر نظامیان که لازمه جنگ و محتمل الوقوع بود. این جنایات بیشتر علیه غیر نظامیانی که غیر هزاره شناخته می شدند و افراد وابسته به احزاب رقیب صورت می گرفته است. گرچه برخی از جنایات نیز علیه غیر نظامیان قوم هزاره از مناطق کنترلی حزب وحدت صورت گرفته است. این نمونه از جنایات هم در کابل درسال 1992 الی 1995 و هم در مزار در سال 1992 الی 1998 مستند شده است. جنایات شامل آدم ربایی، توقیف های خودسرانه، ظلم کردن، مجازات ترذیلی (مجازاتی که لطمه به افتخار و شوون اجتماعی مجرم بزند مانند: محرومیت از حقوق اجتماعی)، تجاوز جنسی، قتل عام های بدون محکمه، ویرانی های لجام گسیخته و چور و چپاول.
3. سوءاستفاده همیشگی از قدرت، به ویژه در مناطق اطرافی اکثریت هزاره نشین، جایی که قوماندانهای محلی و اداره چی ها از معافیت اعمالشان استفاده کرده برای آزادی در جنایاتی مانند تجاوز جنسی و ازدواج اجباری.
4. ناکامی رهبری برای تاثیرگذاری موثر علیه قوماندان هایی که از قدرت نظامی و مسوولیتی خویش سوءاستفاده کرده اند و آنها به اتکاء موقعیت و پستشان در حزب وحدت این اعمال را مرتکب می شدند.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
بخوانید جنایات عبدالعلی مزاری کثیف که با نام ملیت وحدت میان قوم های افعانستان را خراب کرد
سیمای مشخص حزب وحدت در این دوره این بود که خودش را به عنوان حزب مظلوم قلمداد می کرد. حزب به ظاهر از حقوق شیعه ها و به ویژه از حقوق اقلیت قوم هزاره در مواجهه با یک پیشینه تاریخی وضع پایین اجتماعی و رانده شدن از قدرت و اعتبار وکالت دفاع می کرد. به هرحال، زمانی که جنگ داخلی گسترش یافت، شعار وکالت و مظلومی باعث دور جدید جنایات شد. قوماندان های حزب وحدت که به تازگی در پست های مسوولیتی شان بالای مردم شهر رسیده بودند، در معرض هیچ مسوولیت محاسباتی قرار نگرفتند و همچنین نه انتظار میرفت و نه تقاضا می رفت تا از نظامیانشان مواخذه ای صورت گیرد. آنها متهم به سلطه خشونت آمیز علیه مردم غیر نظامی شدند و رقبایشان نیز مشابه آنها.