6.4 قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار
شرح عملیات
عملیات افشار در فبروری سال 1993 بزرگترین و کاملترین استفاده قدرت نظامی توسط دولت اسلامی افغانستان تا آن زمان را نشان داده است. دو هدف تاکتیکی در این عملیات بود. اول اینکه مسعود هدف داشت که توسط عملیات قرارگاه های نظامی و سیاسی حزب وحدت را فتح کند ( که در انستیتوت علوم اجتماعی، متصل به افشار، پایین کوه افشار در غرب کابل) و گرفتار کردن عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت. و دوم اینکه دولت اسلامی افغانستان مایل بود تا مناطق پایتخت راکه مستقیماً توسط قوای دولت اسلامی کنترل می شد با متصل کردن بخشهای غرب کابل تحت کنترل اتحاد اسلامی و بخشهایی از کابل مرکزی تحت کنترل جمعیت اسلامی، مستحکم و یکپارچه کند. شرح سیاسی و نظامی کابل در آن زمان، این دو هدف ( که در جریان عملیات به آن دست یافتند) یک توضیح قانع کننده از اینکه چرا دولت اسلامی به افشار حمله کرد، ارائه می کند.
مسوولیت تجاوزات مرتکب شده در جریان عملیات
نیروهایی که تعرضات را در غرب کابل در 10-11 فبروری 1993 انجام دادند، همه رسماً متعلق به وزارت دفاع دولت اسلامی افغانستان بودند.
وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد. مسعود اشتراک قطعات اتحاد اسلامی در طی یک توافقی همراه عبدالرسول سیاف، رهبر حزب به دست آورد. با وجود اینکه قطعات اتحاد رتبه های تشکیلاتی اردوی افغان برایشان داده شده بود، قوماندان ها در ساحه دستوراتشان را از قوماندانهای ارشد اتحاد و شخص سیاف اخذ می کردند. سیاف عملاً به عنوان قوماندان عمومی نیروهای اتحاد در جریان عملیات عمل می کرد و مستقیماً با قوماندانهای ارشد توسط مخابره ارتباط داشتند. در این صورت، سیاف به طور مساویانه همراه رهبری جمعیت اسلامی مسوولیت کنترل و فرماندهی را دارد.
نمونه هایی ازخشونت ها و تنش های نژادی که قبل از عملیات واقع شده بود، قوماندان های عمومی شاید می توانستند پیشبینی کنند تجاوزاتی را در پی خواهد داشت وقتی که به مناطق اکثراً هزاره نشین حمله می کردند. به علاوه، چون جنگ در منطقه دو کیلومتری از پوسته قوماندان عمومی واقع شده و قوماندانهای ساحوی مجهز به ارتباطات مخابروی بودند، قوماندان عمومی باید از تجاوزات واقع شده در افشار بلافاصله بعد از شروع آن اطلاع می داشت. هم مسعود و قوماندان های ارشدش و هم سیاف از اقدامات موثر برای جلوگیری از تجاوزات قبل از آنکه شروع شود ویا برای جلوگیری آنها زمانیکه عملیات در حال انجام بود، ناکام ماندند.
در حالیکه مشخص کردن تک تک قوماندانهای مسوول برای مثالهای مشخص قتل و تجاوز جنسی امکانپذیر نبوده است، پروژه عدالت افغانستان توانسته است یک تعداد از قوماندان هایی که نیروهای مسلح را در عملیات رهبری می کردند، مشخص نماید. شواهد نشان می دهد که لشکریان جمعیت و اتحاد هردو تجاوزات را مرتکب شده اند. گرچه برخی از قوماندان ها فقط در کارهای نظامی قانونی، فتح و به دست آوری هدف تعیین شده شرکت داشتند، قوماندان هایی که عملاً در عملیات شرکت داشتند وضعیتی داشتند تا جواب داده و تعیین کنند که آیا نیروهایشان را از سوءاستفاده و تجاوزات بازدارند یا اینکه خود و افرادشان فعالانه در قتل عام های دسته جمعی، تجاوز جنسی، توقیفهای اختیاری و بقیه تجاوزات که در جریان عملیات واقع شد، شرکت ورزند.
دولت اسلامی از طریق وزیر دفاع احمد شاه مسعود و رهبر متحدین حزبی، عبدالرسول سیاف نیروهای نظامی ذیل را به شرکت در عملیات افشار فرستادند.
قوماندان های جمعیت اسلامی و قطعات
محمد قسیم فهیم، رئیس استخبارات، مسوول عملیاتهای نظامی ویژه در حمایت از تعرضها و حملات و شریک در برنامه ریزی عملیات می باشد.
انور دنگر، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از شکر دره شمالی که توسط شاهدان متعددی به عنوان رهبر نیروهای نظامی که در دو روز اول عملیات تجاوزات را مرتکب شده اند، نام برده شده است.
ملا عزت، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از پغمان که توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبر نظامیان که در دو روز اول تجاوزات را مرتکب شده اند،نام برده شده است.
محمد اسحاق پنجشیری، قوماندان لوایی از مجاهدین که طبق شاهدان در حملات شرکت داشت.
حاجی بهلول پنجشیری، قوماندان لوا که مطابق گفته شاهدان در حملات شرکت داشت.
بابه جلندر پنجشیری، قوماندان لوا که در عملیات شرکت داشت.
خانجر آخوند پنجشیری قوماندان کندک (غند) که در حمله شرکت داشت.
مشتاق لالی، قوماندان کندک در حمله شرکت داشت.
باز محمد احمدی بدخشانی، قوماندان فرقه که در حمله شرکت داشته و از قرغه حمله کرد.
قوماندان های اتحاد اسلامی و قطعات شرکت کننده در عملیات
حاجی شیرعلم، قوماندان فرقه وابسته به سیاف از پغمان توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبری نظامیان در افشار در طی دو روز اول زمانی که تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است.
زلمی طوفان، قوماندان لوای 597 توسط شاهدان عینی متعدد به عنوان رهبری نظامیان در افشار طی دو روز اول، زمانیکه تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است. ( لوای 597 قبل از سقوط دولت نجیب الله وجود داشت و لوای تانک مرادات نامیده می شد.) این لوا در منطقه کمپنی در غرب کابل موقعیت داشت.
داکتر عبدالله، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 توسط چندین تن از شهود به عنوان رهبری نظامیان در افشار در روز اول و دوم که تجاوزات انجام یافته، معرفی شده است.
جکرن نعیم، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 نیروهایش را در روز دوم عملیات مستقر کرد.
ملا تاج محمد شریک در پلانگذاری عملیات معرفی شده است.
عبدالله شاه توسط چندین شاهد به عنوان رهبری نظامیان در افشار و مسئول در دستگیریهای خود سرانه ، آدم ربایی و دیگر تجاوزات نام برده شده است.
خنجر که نیروهای نظامی را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده است.
عبدالمنان دیوانه، قوماندان در سطح کندک (غند) توسط شاهدان به عنوان کسی که نظامیان را در روز دوم عملیات مستقر کرده، نام برده شده است.
امان الله کوچی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
شیرین، قوماندان در سطح کندک (غند) در روز دوم عملیات، نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.
مشتاق لالی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.
ملا کج کول در روز دوم عملیات نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.
داستان عملیات
تمامی نیروهایی که نهایتاً در جنگ به تاریخ 10-11 فبروری 1993 شرکت داشتند، قبل ار شروع حمله در داخل و اطراف کابل مستقر شده بودند. تدارکات اصلی توسط دولت اسلامی افغانستان (ISA)، رهبری عملیات های ویژه برای تضعیف دفاع حزب وحدت و استقرار توپ های اضافی برای بمباردمان بود. زیرا که رئیس استخبارات، محمد فهیم تمامی مسوولیت را برای عملیات های ویژه داشت. پرسونل وی با یک تعداد از قوماندان های شیعه اطراف افشار تماس گرفته و تعهد آنها را برای همکاری با حمله دولت اسلامی کسب نمودند.
مهمترین مقر جدید سلاح ثقیله قبل از عملیات، نقطه تپه علی آباد بود. مسعود 23 اسلحه زیو را در آنجا به همراه گروه اعزامی 30 نفره مستقر کرده بود تا مناطق اطراف سیلوی مرکزی، افشار، کارته سه، کارته چهار، و کارته سخی را هدف گیری کنند. اهمیتی که قدرت آتش گروهی و تعداد زیادی از مکانهاییکه از آنجا سلاح های ثقیله استفاده می شد داشت این بود که آنها بزرگی و اهمیت عملیات را نشان دهند. این فقط یک حمله ضربتی و جنگ جزیی نبوده بلکه یک جنگ تمام عیار بوده که دولت اسلامی ذخائر نظامی ترکیبی از دوره ارتش شوروی سابق و مجاهدین را در مقابل اهداف در محدوده پایتخت مستقر کرده بود. تمامی این اهداف در مناطقی قرار داشتند که اول مسکونی بوده و جمعیتی از غیر نظامیان را در برداشته است.
شاهدانی که با نظامیان در زمان عملیات شرکت داشتند، گزارشاتی را در مورد پلان گذاری و هماهنگی نظامی که مسعود قبل از عملیات نظامی انجام داده بود، تهیه نموده اند. گرچه، این نمایی جزیی از برنامه ریزی را ارائه می کند زیرا یک عملیاتی بدین مقیاس می بایست آمادگی های متمرکز را مستلزم داشته است. طبق گفته یکی از شاهدان، قوماندان های ارشد جمعیت به همراه قوماندان های ارشد اتحاد ( شیرعلم و زلمی طوفان ) و مهمترین متحد شیعه بنام سید حسین انوری به علاوه مشاورین نظامی دولت اسلامی افغانستان به ریاست مسعود در قرارگاه-های ارتش در بادام باغ دو روز قبل از عملیات جلسه داشتند. جلسه دیگر در یک خانه مصون استخبارات در کارته پروان، نزدیک هوتل انترکانتیننتال در شب قبل از حمله برگزار شد. مسعود از همین منزل به عنوان اتاق عملیاتی در بیشتر روز استفاده کرد. همچنین یک جلسه ای از قوماندان های اتحاد به ریاست سیاف در پغمان یک روز قبل از عملیات برگزار شد. هدف این جلسه ها آموزش قوماندان های اصلی به نقش آنها در حمله زمینی بود.
قوای دولت اسلامی بمباردمان عمومی را درغرب کابل در شب 10-11 فبروری 1993 به اهداف اطراف انستیتوت علوم اجتماعی و افشار و در بقیه مناطق شیعه نشین شهر شروع کردند. پیشروی نظامیان حدود ساعت 5 صبح 11 فبروری آغاز شد و این زمان به عنوان زمان آغاز همه جانبه جنگ یاد می شود. اولین پیشروی قطعی نظامیان از جانب بادام باغ به بالای تپه رادار، بخشی از پشته افشار بود. نظامیان دولت اسلامی افغانستان بلافاصله نقاط بالای کوه را بدون مقاومت توانستند که تصاحب کنند و پوسته های دفاعی مهم حزب وحدت در آنجا آتش گرفته و تانک های مستقر در آنجا از حرکت بازماندند.
گروه اعزامی بزرگی هم از اتحاد و هم از جمعیت به سمت افشار از سمت غرب پیشروی کردند. نزدیکترین نقطه خط جبهه به هدف اصلی عملیات پلی تکنیک کابل بود. قوای جمعیت در امتداد سرک افشار از کارته پروان و هوتل انتر کانتیننتال به سمت انستیتوت علوم اجتماعی پیشروی کرده و از سمت شرق وارد افشار شدند. قوای دولت اسلامی به امتداد دیگر نقاط خطوط اول جبهه به ویژه قلمرو محصور غرب کابل پیشروی نکردند. گرچه به بمباردمان شدید ادامه داده و قوای فراوانی را برای حفظ تهدید پیشروی مستقر کردند.
به هرحال، ساعت ا بعدازظهر، خطوط دفاعی اصلی حزب وحدت به امتداد ستیغ افشار تحلیل رفته و مواضع آنها در انستیتوت علوم اجتماعی غیر قابل دفاع بود. مزاری و قوماندانهای ارشدش از انستیتوت پیاده فرار کردند. ساعت 2 بعدازظهر قوای دولت اسلامی توانستند که انستیتوت علوم اجتماعی را تصرف کنند و قوایی که از شرق و غرب پیشروی کرده بودند، در افشار یکجا شده و کنترل موثر منطقه را دردست گرفتند. آنها در خوشحال مینه و افشار مستقر شده، ولی پیشروی بیشتری نکردند. نظامیان شروع به امن سازی منطقه کرده، پوسته ها را ایجاد کرده و یک عملیات تلاشی را انجام دادند. این عملیات جستجو یا تلاشی بود که سریعاً یک سری از اعمال جنایت و چور و چپاول را به وجود آورد طوریکه شواهد عینی غیر نظامی ذیل شرح داده اند.
مزاری توانست تا خطوط دفاعی در امتداد کناره خوشحال مینه، پهلوی سیلوی مرکزی و کارته سخی را باز ایجاد کند. بناءً بیشتر غرب کابل را دراختیار داشت. برخی از اهالی افشار، به ویژه آنهایی که بیشترین آسیب را دیده اند، همراه نظامیان وحدت جابجا شده فرار کردند (این عامل به نظر می رساند تا نسبتاً شمار کمتری از جوانان در تلفات در گواهی ها ذکر شده باشد.) گرچه، اکثر جمعیت غیر نظامی افشار در این مکان بودند زمانیکه قوای دولت اسلامی ساحه را تصرف کردند. به خاطر بمباردمان، جنگ شدید و حضور نظامیان وحشی به نظر می رسد که تعداد زیادی از غیر نظامیان قادر به ترک ساحه در روز اول عملیات نبودند. به هرحال، یک هجرت گسترده در شب 11-12 فبروری به وقوع پیوست. زنان و کودکان اکثراً به سمت تایمنی در شمال کابل فرار کردند و در مکاتب و مساجد در چهار راهی اسماعیله پناه گرفتند. برخی از پیرمردان ترجیح دادند تا بمانند و از خانه و دارایی ها محافظت کنند، اما شواهد نشان می دهد که نظامیان اکثراً مردان را هدف توقیف های خود سرانه و قتل عام قرار دادند به عبارت دیگر غیر نظامیان مذکر آزاد نبودند تا منطقه را ترک کنند. اکثر نجات یافتگانی که از افشار فرار کرده اند، از دیدن آوارها و جنازه ها در طول راه شرح داده و بیان داشته اند که آنها بعد از جنگ اصلی گریخته اند. در ختم روز دوم، جمعیت وسیعی از غیر نظامیان افشار را تخلیه کردند و به نظر می رسد که این هجرت رویدادی بود که به طور قاطعانه جنایات علیه غیر نظامیان در منطقه را پایان داد.
در روز دوم عملیات، 12 فبروری مسعود جلسه ای را در هوتل انتر کانتیننتال با تعویق تشکیل داده و در مورد ترتیبات برای امنیت مناطق تصرف شده جدید گفتگو کردند. در این جلسه قوماندان های ارشد دولت اسلامی و اشخاص سیاسی به شمول ربانی، سیاف، آیت الله محسنی، آیت الله فاضل، و جنرال فهیم حضور یافته بودند. دولت اسلامی طلب کرد هیئت وکلای مردم شیعه را و حسین انوری به عنوان قوماندان برجسته دولت اسلامی از جانب غیر نظامیان شیعه تحت فشار بود تا ترتیباتی برای امنیت آنها بگیرد. در این جلسه دستور به توقف کشتار و چور و چپاول داده شد و به روی معاوضه سفرا بین احزاب مختلف برای شناسایی اسیران توافق صورت گرفت. همچنان عقب نشینی نیروهای تعرض کننده ومستقر کردن یک نیروی کوچکتر در مناطق جدید فراخوانده شد. بزرگی و عظمت جنایات واقع شده در دو روز اول عملیات ، قبل از این جلسه، به طور واضح بسیار دیر بود تا از جنایات اصلی جلوگیری شود. همچنین این جلسه به نظر می رسد که در توقف چور و چپاول منطقه بی اثر و بیفایده بود طوریکه ویرانی خانه ها در افشار به طور فزاینده بعد از جلسه رخ داد.
جنایات جنگی: حملات نامشخص، تجاوزات جنسی، آدم ربایی ها و قتل عام ها
گلوله باران و بمباردمان کورکورانه مناطق غیر نظامی
منطقه افشار در روز اول عملیات مورد هدف سلاح های ثقله قرار گرفت. اهداف نظامی عمده، انستیتوت علوم اجتماعی و دیگر قرارگاه های اصلی وحدت بوده است. گرچه، انستیتوت علوم اجتماعی هرگز صدمه ندید. اکثر راکت ها، گلوله های تانک، و آوان ها در مناطق رهایشی غیر نظامی فرود می آمد. چون مراکز فرماندهی نیروهای اتحاد و جمعیت هردو در محدوده افشار بود، آشکار می شود که این حمله هدف داشت تا جمعیت غیر نظامی را از افشار بیرون براند که در انجام آن موفق شد. شمار کشته شدگان در این حمله (به جز آنهایی که قتل عام شدند) نامعلوم است. تقریباً هر شاهدی که پروژه عدالت افغانستان همراهش مصاحبه کرده از دیدن اجساد در منطقه بیان داشته اند. در حقیقت، گلوله باران و فیر آوان بسیار شدید بود که تعداد زیادی از ساکنان در روز اول پنهان شده و سعی به ترک منطقه نکردند. گرچه این امر ممکن تلفات غیر نظامی رااز بمباردمان کاهش داده باشد، اما این غیرنظامیان را در مقابل جنایات بعدی صدمه پذیر نمود.
قتل عام ها و مفقودی ها
طوری که در فوق ذکر شد، احزاب درگیر جنگ طبق ماده عمومی 3 معاهده جنوا که قتل عامها، شکنجه و گروگان گیری را ممنوع کرده بود، محدود شده بود. شهودی که پروژه عدالت افغانستان همراه آنها مصاحبه کرده است، بیان داشته اند که گروهی از عسکران حزب وحدت از قرارگاه های وحدت در انستیتوت علوم اجتماعی توسط قوای اتحاد اسلامی در 11 فبروری اسیر گرفتند. علاوه بر این، تعداد زیادی مردان غیر نظامی و مظنون به ملیشه های وحدت از ساحه افشار دستگیر شدند بعد از اینکه اتحاد آن جا را تصرف کرد. شمار گرفتار شدگان نامعلوم است. یک گروهی از اسیران هزاره که توسط اتحاد اسلامی نگهداری می شد، متعاقباً توسط قوماندان های اتحاد برای دفن اجساد عملیات افشار بعد از یک هفته استفاده شدند. این گروه از شاهدان گزارش داده اند که اقاربشان در بین زندانیان غیر نظامی و نظامی گرفتار شده توسط اتحاد بودند که متعاقباً مفقود شده و باور بر این است که توسط قوای اتحاد آناًبه قتل رسیده باشند. پروژه عدالت افغانستان فقط قادر به بیان تعداد کمی از قربانیان بوده است. برخی دیگر از مردان از خانه هایشان گرفتار شده اند.
یکی از شهود به نام ع. به پروژه عدالت افغانستان اظهار داشت که وی و فامیلش سعی کرده بودند که فرار کنند، اما گلوله باران و راکت باران بسیار شدید بود. " ما به خانه خسور مادرم دویده و آنجا پنهان شدیم. دیگر مردمان به ما گفتند که مردم به روی جاده ها کشته شده بودند. سرانجام یک تعداد کمی از دیگر فامیل ها به ما پیوستند. ما می توانستیم مخابره های بعضی از افراد سیاف را بشنویم و به آنها اخطار داده می شد که جنگ را بالای اموال چورشده شروع نکنید. مردان مسلح که از سیاف و از جمعیت بودند، همه خانه ها را چور کردند. افراد سیاف پشتو صحبت می کردند و جمعیتی ها دری صحبت می کردند. من فامیلم را به دیگر مکان فرستادم و خود در خانه ماندم. حدود ساعت 11 قبل از ظهر، یک قوماندان بنام عزت الله (از اتحاد) به همراه حدود ده نفر مسلح به خانه آمدند. من به امید اینکه نظامیان فکر کنند که در خانه کسی نیست در را باز مانده بودم. آنها به داخل آمده و مرا لت و کوب نمودند و مرا به بند قرغه برده و به همراه حدود 60-65 مرد به داخل یک کانتینر انداختند. آنجا بسیار شلوغ بود. بعضی اوقات برخی از مردان بیرون کشیده شده و از آنها کار می کشیدند مانند شکستاندن چوب." بعد از یک هفته به همه زندانیان گفته شد که چقدرباید پرداخت کنند تا آزاد شوند. به این شاهد گفته شد که باید$ 5000 (دالر) پرداخت کند. وی به آنها گفت که اینقدر پول ندارد اما دوستانش از پغمان آمدند و برای رهای وی پرداخت کردند.
یکی از شاهدان زن بنام ب. به پروژه عدالت افغانستان گفت که نیروهای نظامی اتحاد اسلامی وی را لت و کوب کرده و شوهر غیر مسلحش را از منطقه مسکونی شان در افشار دستگیر کرده که وی هنوز لا درک می باشد.
یکی از شهود بنام C به پروژه عدالت افغانستان اظهار داشت که عسکران خانه ها را برای پیدا کردن مردها تلاشی می کردند. من به پغمان برده شدم. در شب در یک کانتینر نگهداری شدم. در جریان روز من و حدود 10 الی 20 نفر دیگر مجبور به کندن سنگر بودیم. کانتینرهای زیادی در آنجا بود. در شب برخی از مردان بیرون کشیده شده و باز نمی گشتند. ما می توانستیم صدای فیر را بشنویم و حدس می زدیم که آنها کشته شدند. فکر می کنم بعضی از آنها در سنگرها دفن شدند. بالاخره من با پنهان کردن خود در رودخانه در زیر پل فرار کردم. من ساحه را ترک کرده و به کویته رفتم.
شاهد زنی بنام م. به پروژه عدالت افغانستان گفت که ساعت 7 صبح، زمانیکه اتحاد اسلامی افشار را تصرف کرد، یک گروهی از مردان مسلح به محوطه خانه اش آمده و شوهرش س. را دستگیر کردند. آنها وی را بعد از 45 روز رها کردند. وی بسیار وحشیانه لت و کوب شده بود که شنوایی اش برای همیشه آسیب دیده و کر شده بود. طبق گفته همسرش، وی همچنین در شناختن افراد مشکل داشته است. بعد از اینکه وی توقیف شد، گروه دومی حدود 10 الی 15 نظامی اتحاد بین ساعت سه تا سه ونیم بعد از ظهر وارد خانه شدند. آنها ادعا کردند که پشت نیروهای وحدت می گردند. آنها از بازوی پسر این زن (م) گرفتند. "پسرم یازده ساله بود. آنها وی را نگهداشته و پرسیدند پدرت کجاست؟ آنها تفنگهایشان را طرف وی نشانه گرفتند و من خودم را روی وی انداختم. من به روی دست و پایم تیر خوردم. اما پسرش پنج بار تیر باران شد. وی مرد." بعداً نظامیان دارایی های فامیل را گرفته و رفتند.
شاهد 75 ساله ای بنام ک. بیان داشت که نظامیان وابسته به سیاف وی را از سر جوی افشار در روز عملیات افشار، 11 فبروری ربودند. وی یکی از گروه های هفت نفری بود که زندانی شده و شدیداً مورد لت و کوب قرار گرفته و وادار به کمک به حمل اجناس چور شده از افشار به عنوان جوالی شده بود. نیروهای نظامی اتحاد بعداً در آن روز وی را به کمپنی (منطقه کنترل شده سیاف) برده و مدت دو ماه وی را نگهداشتند. قوماندانی که وی را دستگیر کرده بود، غلام رسول وابسته به سیاف بود. وی اظهار داشت که بعد از آن به مدت دو ماه در شکردره به عنوان زندانی انور دنگر بود و بعداً سه ماه دیگر در فرزه (Farzah) به قوماندانی حنیف بود. وی شاهد بود که نظامیان یک از اقاربش بنام قمبر ظاهر را فوراً کشته اند.
شاهدی بنام غ. برای مدت کوتاهی دستگیر شده و توسط نیروهای اتحاد در روز اول عملیات تا حد بیهوشی لت و کوب شده است. زمانی که وی بعداً به منطقه برگشته، وی دو جسد را از چاه خانه اش بیرون کشید و تخمین می زند که خودش 30 الی 35 جسد را هنگام فرار از منطقه دیده است ( به شمول یک سر بریده شده در روی یک پنجره).
عبدالله خان، 67 ساله از ولایت غزنی توسط قوماندان عزیز بنجار، یکی از قوماندانان سیاف در افشار دستگیر شده است. مابقی فامیل در جریان عملیات نظامی اصلی به تایمنی فرار کرده بودند. عبدالله خان برای محافظت اموال خانه اش در افشار مانده بود. به هرحال، تمام اموال خانه در جریان عملیات دزدیده شده و خانه ویران شد. فامیل نتوانسته بودند تا عبدالله خان را ردیابی و پیدا کنند و بناءً وی گمشده باقی ماند.
شاهدی بنام ش. به پروژه عدالت افغانستان گفت: زمانی که نیروهای اتحاد وارد خانه اش شدند، آنها پدرش را داخل محوطه تا سرحد مرگ لت و کوب نمودند. سپس، آنها تمام اموال خانه را دزدیدند.
تجاوز جنسی توسط نیروهای اتحاد
در جریان عملیات افشار، قوای اتحاد اسلامی سیاف برای بیرون راندن مردم غیر نظامی از منطقه از تجاوز جنسی و دیگر حملات علیه غیر نظامیان استفاده کردند. پروژه عدالت افغانستان همراه تعدادی از شاهدانی که شرح واقعات تجاوز جنسی توسط قوای اتحاد در جریان عملیات افشار را داده اند، مصاحبه کرده است. شاهدی بنام م. (اظهارات فوق را ببینید) از دست و پایش زخمی شد زمانی که نظامیان اتحاد به پسرش فیر کردند. وی بیان داشت: "در حالیکه هنوز از من خون می رفت، آنها به من تجاوز کردند." وی اظهار داشت که سه عسکر وی را پایین نگهداشته در حالیکه چهارمی وی را در زیرزمین خانه خودش تجاوز جنسی کردند. چندین زن دیگر نیز به خانه م. پناه آورده بودند: یک همسایه بنام ز. و دو دخترش و یک زن دیگر بنام ر. نظامیان اتحاد دو دختر ز. که 14 ساله و 16 ساله بودند و زنی بنام ر. را تجاوز کردند. عسکران آنها را به نوبت به زیرزمین برای تجاوز بردند. یکی از دختران ز. توسط برچه زخمی شد وقتی که وی کوشش برای مقاومت می نمود.
یکی دیگر از شاهدان زن بنام س. بیان داشت که مردان مسلح به خانه اش در افشار سیلو در روز دوم عملیات افشارهجوم آورده بودند. آنها وی را لت و کوب کرده و خودش و خواهرش را در خانه شان تجاوز کرده و دارائی هایشان را به یغما بردند.
یک شاهد زن بنام ش. بیان داشت که بعد از تصرف افشار، نیروهای اتحاد اسلامی به زور ساعت 7 صبح وارد خانه اش شدند. آنها به چهار دختر به شمول ش. خواهرش که 14 ساله بود، و دو تن دیگردر محوطه خانه مسکونی شان تجاوز کردند.
گزارشات زیاد دیگری از تجاوز جنسی وجود دارد. شمار زنان تجاوز شده نامعلوم است. ساکنان افشار تا سال 2001 برنگشتند. در اواسط سال 2005 منطقه اکثراً هموار باقی مانده، گرچه برخی باشندگان اسبق به مخروبه های خانه های سابق خویش بازگشته اند.
بمباران کابل و ادامه جنایات جنگی
گرچه راکت باران کابل توسط حزب اسلامی به طور عموم کورکورانه بود، سه دسته هدف که قوماندان های حزب اسلامی علیه آن بمباردمانهای خودشان را رهبری میکردند، وجود داشت. بیشتر این اهداف در داخل و یا اطراف مناطق غیر نظامی موقعیت داشت.
دو شنبه 8 فوريه 2010
جنایات در رژيم برهان الدین ربانی
شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.
شنبه 6 فوريه 2010
جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله
عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.
جمعه 5 فوريه 2010
جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله
از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.
چهار شنبه 3 فوريه 2010
جنایات حکومت های وابسته به شوروی
نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان
دو شنبه 1 فوريه 2010
نظرات
40 دیدگاهقتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان
من ازتمامی افرادیکه درکشورما مرتکب جنایت شده اند نفرت دارم ولی تنها یاد آوری ازجنگ افشارشاید کمی غیرعادلانه باشد چون درزمان جنگهای داخلی کابل گروهای دیگر نیزمرتکب جنایات نابخشودنی شده اند که یکی ازاین گروهای جنایت کار حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری بود که صدها تن ازهموطنان عزیزمارا به شهادت رسانیده وحتی ازاین جنایات تصاویروفلم های نیزبافی مانده است .
مزاری ازجمله جنایت کاران بود که خود به مشوره چند تن ازمشاورین ایرانی اززندان های ایجاد شده اش دیدن می نمود وبه افراد جنایت کاراش هدایت میداد تا به فشاروجنایت شان بالای افراد بی گناه افزایش دهند .
اگر ما به جزئیات جنایات حزب وحدت بنوسیم شاید به مراتب ازمقاله شما تکاندهنده باشد ولی بنابرشرایط فعلی وزنده گی مسالمت امیزمیان اقوام تاجک .هزاره . ازبک وغیره نمی خواهم به آن اشاره نمایم .
درحال حاضر دشمن اصلی مردم ما یکباردیگر درکمین است تا با ایجاد فرصت یکباردیگر دست به کشتاردسته جعمی وحتی کوچانیدن مردم ما گردد ودراین لحظه اساس نشر چنین مقالات درحقیقت دراسیاب دشمن آب ریختن است چون همه ما میدانیم که ازیک سو موجودیت مارشال فهیم واقای خلیلی درمعاونیت ریاست جمهوری وازسوی دیگر اعلام ایتلاف جدید میان احمد ضیا مسعود . جنرال دوستم واقای محقق دشمنان ملت مارا به هراس افگنده است وبرما وشما است تا ازاین افراد حمایت نمایم درغیرآن سرنوشت گذشته درانتظارما وشما خواهد بود .
گفته های من به این معنی نیست که من ازجنایت کاران دفاع میکنم ولی اینرا میخواهم بگویم که درشرایط کنونی اظهارنظردر موارد گذشته صرف به نفع دشمن تمام می شود وبس .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
mazari jonayat kar nabod mardi adalat khowa bud jonayat kar rabbani bod ki kursi reyasat ra ba kouni khud basta bud agar rabbani haqi milat hara paimal namakard jang der afghanitan na bud pas jonayat kar mazari ast ya rabbani monhus in rabani na bud kimagoft pushtun barader ma ast akher ham az duti pushtun ba jahannam raft afghnistan mali turk va pushtun ast tajik hara baid ser burid qadum shomi tajikha bud ki der a
afganistan jang ra ba bar avurd
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
خالد - کابلی
مگر امروز مصادف است به روز واقع درد ناك وخونين افشار كه توسط جلادان شوراي نظار مسعود و اتحاد خونخوار سياف انجام شده
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
kabule iran az masode kasf hemayad mekard na az wahdat; iran aslha baraye masood rawan mekard na baraye wahdat en mazari bod ke dar roye wazere kharje iran sele zad ke chira baraye masood nakarat aslha rawan moni khabrngare irani ba masood kasf bod akse yad gare ba masood megerft
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
به سمنگانی .. چرا زورت میدهد حرف حق را تحمل نداری . انشالله ان روز امدنی است که خونخواران شورای. بد نام نظار یکی یکی بسزای اعمال شان رسیده و باز خواهد رسید فقط منتظر باشید .
من کرامت اسلامی و انسانی ام را حفظ میکنم مثل شما چرند یات نمینو یسم .
ما سر بلند بودیم و هستیم انشاالله و فا جعه هو لناک افشار براستی یک لکه ننگ تاریخی بر قهرمان تراشی های شماست .زهر چرکین این ننگ تاریخی را تا ابد بچشید و یگ توق گردن لعنتی برای شورای نظار خواهد بود .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
ehsan droud ber shoma
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
تنویر جان ، هله بزن دُهلته که وقتش رسیده ، یک چند تا اوغان انتحاری دیگه ره هم خبر کو اتن کونن که روز های مذهبی برادران هزاره ما نزدیک اس . ها راستی ده امی قسمت انتحاری شودن خو نام خدا شما هم غیرت دارین و سر تان بلند اس . منتها تا کی و چیقه انتحاری می کونین ؟ بلآخره ننه اوغان دیگه نمی زایه ، باز چی خات کدین ؟ ده جنگ روی راست خو می گریزین و توپک تانه هم ده میدان ایلا میتین !! چیطو ، ویدیویشه بریت نشان بیتم که دلک نازکت یخ کونه ؟
می مانه مسله افشار ! برادران هزاره مه خوب میدانن جنگ های کابل از کجا شروع شد و کی شروع کده ، نه تنها ده کابل بلکه ده کل اوغانستان جنگ بود ، جنگ جنگ است و آدم کشته میشه ، ده جنگ حلوا تقسیم نمی شه . تاجک ، ازبک ، هزاره ، اوغان ، عرب ، اسماعیلی همه و همه جنگ کدن و فاجعه آفریدند . جالب اس که ده ای بگی بگی گلبدین راکتیار مسبب اصلی جنگها برائت حاصل میکنه ، چی دنیایی شده !!
منتها گلبدین و اوغانا بدانن که مردم هزاره و غیره اوغان امروز هوشیار شده اند که بدانن کی دوست شان اس و کی دشمن اصلی شان . نشست یکجایی محقق و مسعود یک تف کلان به تنویر و تنویر گونه هاس اگه بدانن . بهتر اس تنویر ها انتحاری زیاد تربیه کونن که گپ ها کلان اس .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
من وقتکه این مقاله را خواندم واقعا تاسف خوردم و بعدش نظریات یک ایده ادم حا هم دل ادم را بد میسازد .
شما برادران تا جیک چرا قبول نمیکنید ببنید اسار خرابی و کشتار تان را دراین سایت .
من من حیث یک افغان این فا جیه را مردود دانیسته و میخواهم که مدعی ین شورای نظار هم به پنجه قانون سپورده شود تا در پهلوی بادران شان روان شود . احمد دانیشجو از هندوستان
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
هه هه از اشتباهی املاهی ات معلوم میشه که دانشجو نیستی. یا توسط رشوه خودرا رساندی:-)
تفکیک قتل عام و تجاوز جنسی با جنگ های گروه های نظامی
من جنایتکاران چهل سال قبل را از انفلاق کبیر ثور تا اکنون محکوم میکنم. اما باید بین جنگ میان گروه های نظامی و قتل عام ( جنوساید) افراد ملکی و تجاوز جنسی فرق بگذاریم. اطفال بیگناه را در افشار سر بریدند و به آنها تجاوز کردند. آیا اینرا هم میتوان با این سخن که " در جنگ حلوا تقسیم نمیشه" یا حرف های دیگر تبرئه کرد ؟
و یک خواهش دارم که قوم پرستی را از خود دور کنید که تکلیف روانی پیدا میکنید. یک ریسرج در انگلستان نشان داده که کسانی که قوم پرستی میکنند معمولاً اشخاص جاهل اند.
http://www.livescience.com/18132-intelligence-social-conservatism-racism.html
مونز تول یئ افغان یو
یهود ته
یک ریسرج در انگلستان نشان داده (شاید سروی منظور تان است ان هم در عجب جای انگستان انگریزستان سرزمین بابا ها سرزمین دوستان حقیقی .... پاکستان و انگستان قبله اوغان )
...قوم پرستی میکنند معمولاً اشخاص جاهل .... یک خواهش دارم که قوم پرستی را از خود دور کنید ...
پس " این اندمونز تول یئ افغان (...)"چه است ؟ ایا قومپرستی نیست که هویت شرم اورت را بر دیگران تحمیل میکنی ..
پس این لودین, بابر , احمد زی , محمد زی , غین زی , کوس زی , ادی زی .... چطور .
میدان خرفام شدنی نمی باشید .
تفکیک قتل عام و تجاوز جنسی با جنگ های گروه های نظامی
اقاى يهود بدل!
اكر يكنفر به مرض روانى مبطلا باشد او خودت هستى و از نام مريض كونه است بيداست.محترم مزارى بسيار عالى نوشته.ولى من يقين دارم كه اين همه بازى اىاس اى بوده.برادر با كستان امروز دربين هر قوم و قبيله به هزار ها جاسوس تربيه كرده است.مردم كشور ما بهترين انسانها, روزى رسيد با فاميل مريض و كرسنه به كشور مزخرف و دشمن ما با كستان رسيدند.درانجا با كستان به طرايق و زرايع مختلف انها را به دام انداخت,انها مجبورشدند يا زن و اولادش بيش جشمش بميرد و يا خدمت جاسوسى با كستان را ببزيرد.ان روز ها از جشمان همه ما مخفى بود و امروز ببينيد كه جندين بار با كستانى حمام خون بر با كرد ولى باز هم اكر كسى درك نكرده بس يا خاين است و يا بيمغز.اكر ما هر قدر خر بيدوم هم باشيم روز عاشوراى كابل ان دختر با بيراهن سبز كه اغوشته به خون بخاطر عزيزان به خون افتاده خو ناله ميكشد,ديده ايم.قريب جند مليارد نفر ان فوتو را ديده و اه از جكر كشيده اند.از امروز حرف بزن او زن بيناموس با كستانى,او كاكل باز جه از بس برده حرف ميزنى.در كابل بانك با كستانى يكه يكه كشت و بعد ضربه كرد.او دخره زويه تنوير كه نا مت را تو هميشه تغير ميدهى و به اقوام غير بشتون تو هين ميكنى و جويدكى ها راكه عمليه هضم را سبرى كرده دوباره ميجوى.امروز تو تنها دل خودرا بد كرده ميتوانى ولى هزاره به حرف كثيف تو فريب نميخورد.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
دوستان هزاره چرامارااینقدر به پریشانی مبتلامیکنید؟؟؟؟:
وقتیکه تمام این قاتلان را میشناسید که حالاهم زنده است ولو مربوط هرقوم باشد چرا پور خودرا نمیگیرید؟؟؟؟؟
چراازبرای خدا فاجعه افشار ازواقعه کربلاکده هم بد تر بوده است درافشار بدترین تجاوزهاصورت گرفته است که درکربلانشده است.
سیدعصمت الله نقوی جاغوری
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
عصمت ج از مادرت برسيدى كه كى تجاوز كرده؟شايد همان حرامى تو باشى؟
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
اول- هزراره های ما باید بنویسند که -علت پرخاشکری مزاری با حکومت ربانی چه بود؟؟؟؟؟
دوم -یک نظر را من مینویسم خداکند که مورد توجه هزاره ها و تاجیکها و ازبکها قرار بگیرد.
اتکا به اصطلاح رهبران ما سه قوم بزرگ که اکثریت نفوذ این کشور را تشکیل میدهیم -یا به خواست خودی شان ویا هم به علت مزدوربودن این به اصطلاح رهبران مان به یک کشور خارجی که اینها را مجبور به ایتلاف به پشتونها مینماید - نباید مخالفت درونی بین ما سه قوم بزرگ تلقی شود.
در فاجعه افشار ویا قتل عامهای شهریان شهر کابل توسط راکتهای گلبیدین -عبدالعلی مزاری و جنرال دوستم نیز این به اصطلاح رهبران از دوحالت خالی نیست که / یکعده مانند مزاری و دوستم به گلبیدین مریدی نمودند و ربانی به سیاف.
بنابرین این فجایع رخ دادنی بود و در آینده نیز هرگاه حکومت قبیلوی توسط یکی از این اقوام سرنگون شود و بعد دیگران با قبایل یکجا شوند چنین خواهد شد.
درجنگهای کابل که همه میدانیم بدون مداخله خارجی امکان جنگ وجود نداشت- آخر این جنگها به نفع قبیله تمام شد و بعد ازآنکه ماسه قوم بزرگ به تحریک سیاف -گلبیدین و مجددی باهمدیگر جنگیدیم و خود را تضعیف نمودیم -بعد قبیله با یک رنگ دیگر با تمام قوا همراه با ارتش پاکستان -داخل نبرد با ما شده -نه هزاره را شریک گل بیدین دانسته -بالایش رحم نمود ونه هم مردم شمالی را شریک سیاف دانسته بالایش رحم نمود و نه هم بالای ازبک رحم نکرد - همه را از تیغ کشید وبعد هم دیدیم با یک قیافه دیگر زیر چپن شمال/ کرزی را بالای ما تحمیل نمودند وهمین رهبران یکی از دیگری پیشی گرفته با او ایتلاف نمودند و نتیجه اش هم معلوم است - که هزاره را توسط کوچی طالبی قتل نمودند - ازبک را توسط جمعه خان گلبیدینی -طالبی و تاجیک را سرانش را گلچین توسط انتحار و انفجار از پا در میآورند .
در فجایع افشار نیز افراد مسلح سیاف و انور دنگر ناقل شمالی که بعدآ طالب شد و افراد طرفدار -دست بالا داشتند و اینرا هزاره ها میدانند که اگر نوامیس شان از محل فاجعه مفقود شد به کجا برده شده - میدانند که طرفداران سیاف آنها را به پغمان و از آنجاها یا کشتند ویا هم به عربها به فروش رسانیدند - چنانچه در شمالی نیز بعدآ طالبان و عربها و پاکستانیها چنین نمودند.
امید واریم که این سه قوم بزرگ -تاجیک -هزاره و ازبک هرچه زود تر هوشیار شده و از پت پرستی رهبرا ن ناشایسته کور کورانه دست بردارشده و با یک دید روشن و درک وسیع به افراد مورد نظر خویش رای بدهند.
و من الله توفیق
ضمیر
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
paraishani tan in ast ki abshara frokhtaed vijdan e tan narahat ast ba khater ki in hama khoms zakat sadaqat e hazara ra khordid akher ham khiyanat korden marg ber shom chiqader past shodaed
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
shash kw na dar jaghori pashtun na tanst beyaya shom ke az shamle aste tu az madarat sawal kon ke mesle shoma harme chan taye dege az pashtun wa pakstani wa arab zayeda
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
افغانستان خلک تول یوه خلکدی .مونگ اغانان تول یوافغانیم .
وطنداران جنایت پیشگان و بقایای شورای نظار مثل توفاله وری به دور انداخته شود و یاهم به پنجه قانون سپرده شود. و تاجیکان هم دراین بابت نباید از خود عکس العمل نشان بدهد . زیرا فاجعه افشار مثل روز روشن اثارش معلوم است .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
مومند تو خو از بلاكى كاكا يت برامدى بدرت 15 سال در دوبى بود اين هشت اولاد از كجا برامد,تو در افشار نبودى؟
اين را هم بالاى افشار تهمت كو كه سياف سيخ زد.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
سلام و عرض ادب به تمامی خوانندکان محترم « برادران محترم پشتون هزاره تاجیک ازبک وتمامی ااقوام محترم»
کدام کروه ها در افغانستان قتل عام نکردندـ؟
قوم هزاره قوم پشتون را ًقتل عام کرد و قوم پشتون قوم هزاره را قتل عام کرد و قوم تاجیک ازبک فرقه اسماعیلیه همه این کروه ها در قتل عام شریک هستند پس از سقوط رژیم دکتور نجیب مردم هزاره به کارته مامورین وخوشهال خان حمله نمودند و خانه ها را چور کردند ایا دروغ است؟
کروه حزب وحدت به شفاخانه علی اباد بیماران مذهب سنی را در بستر بیماری کشتند و اموال شفاخانه را چور چپاول کردند ایا دروغ است؟
ایا دروغ است پس از سقوط طالبان در بامیان سینه بریدن های زنان تاجیک صورت کرفت
هزاره * پشتون * تاجیک * ازبک* همه و همه قاتلین مردم بی دفاع و ستمدیده افغانستان هستند
موقعکه یکی از برا دران قوم هزاره به محله پشتون ها میرفت در همان لحظه بینی اش را می بریدند و می کفتند « دا د چنکیز زوی دی
و یا برادر پشتون از محله هزاره کزر میکرد قروت را نشان می دادند و از برادر پشتون سوال میکردند این چه است و اکر میکفت[ کروت] در همان جا کشته میشد موقعکه قدرت نظامی بالاحصار در دست برادران ملیشه ای ازبک بود با کلبدین مسابقه پرتاب راکت را به شهر کابل کرفته بودند و قبرستان دسته جمعی در محله سراجی کابل سنکتراشی و شهر کهنه از شلیک راکت های کلبدین و ملیشه ای های ازبک تشکیل شده بود ایا دروغ ایت؟
شورای نظار و حزب وحدت به خاطر به دست کرفتن محله افشارجنک های خونین بر پا کرده بودند و کروه سیاف وقت را غنیمت دانستند دست به بی ناموسی و چورچپاول پرداختند ایا دروغ است؟
ایا حمله وحشیانه سربازان شورای نظار به دختران جوان در مکرویان دروغ است
خواهر جوان پاکدامن من تو دست به خودکشی زدند خود را از ساختمان های مکرویان پرتاب کردند دروغ است؟
اکر ان این پشتیبانی از یک کروه خاص میکنند مطمینا شریک قاتلان مردم مظلوم افغانستان هستند
ای خواهر وبرادر اقوام مختلف افغانستان هیچ وقت تاریخ پنهان نمیشود
موقعکه طالبان به بامیان حمله کرده بودند تکیه خانه ها مساجد قریه ها را اتش زدند و مردم را قتل عام کردند و پس از شکست طالبان در بامیان مردم هزاره جنایات وحشیانه ای را علیه مردم تاجیک بامیان انجام دادند
همین کروه های پلید وبی دین کابل را به چندین ملو ک الطو ایفی تقسیم کرده بودند هزاره به محله پشتون رفته نمیتوانست پشتون به محل هزاره رفته نمی توانست همینطور همه اقوام
باید واقیعت پذیر باشیم نه واقیعت کریز
ایا کمک های مالی ایران به برادران هزاره دروغ است؟
و اخوان الشیاطین های ایران دستور میدهند اکر یک ادم سنی را ترور کنید هر چند کناه کبیره مرتکب سده باشید بخشیده میشوید ایا این دروغ است
منا فقین که در کشور پاکستان داد ازاسلامیت وانسانیت میزنند و مکاتب اسلامیت تاسیس کردند و مردم بیچاره افغانستان رابه ترور و قتل کردن تربیه میکنند دروغ است
و همان منافقین ها در عیش ونشاط و چیب های خود را پر دارند از دالر وکلدار
و حالا کشور های اجنبی به بهانه شیعه وسنی و اوغو وهزارکی تاجیکک اوز بوک
همه را به جان هم انداختند دورا دور افغانستان عزیز را اژدها ومار کرفتند
امروز افغانستان را به کاو شیری تبدیل کردند و از هر طرفش در دوشیدن شیر هستند
پاسخ به اين پيام
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
چرا چرندیان میبافید خانم. کدام جا هزاره پشتون یا تاجیک را قتل عام کرد؟ کدام سند از این قتل عام دارید؟ در کجا و کدام سازمان حقوق بشر یا ملل متحد این چرندیات شما را تایید می کند؟ در بین هزاره ها چند نفری ممکن به پشتونها تعدی کرده باشد ولی هیچ گروه هزاره ای دست به قتل عام مردم نزد. در عوض سراسر تاریخ ننگین اوغانستان از خون هزاره رنگین است.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
به پنج خر . اول نامته اسلاحش کن بعدش از سیاف بنویس . من از سیاف پشتبانی نمیکنم و سیاف هم به کمک شورای شوروی نظار جنایت کرد ولی شما منافقین تاریخ شمال که حتا تاریخ نوسان تان در نوشتن تاریخ با دوروی تاریخ نیگاری کرده است . شما بعد از نجیب اگر چوکی را در کونتان بسته نمیکردید افغانستان دراین روز نمیرسید . تمام بد بختی از احمدشا مسعود و شوروی نظار جنایت کارش بود .
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
tajikhai monafiq shyetan sifat yak bar hokomat korded chouki ra ba kon kose mader khod basta korded afghnistan ra ba badbakhti kashandid
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
مومند
تو خو راست میگی - اگر همین پنجشیری ها چوکی را نمیگرفتند - شما بیچاره ها کجا مجبور می شدید - که ارتش سیاه پاکستان و ارتش مسلح عربستان را زیر نام القاعده به کمک باباهای انگلیسی و امریکایی تان به اوغانستان بیارید و با تمام غیرت و ناموسداری که از آن پف مینمودید - یکدفعه بی ناموسی تان هویدا شد.
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
توسطMiladMouj1
این ویدیوی غلام بچه مرده گاو را مشاهده کنید و بعدا بگویید که شما چه برداشت های از آن کردید
قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993
بر خلاف انتظار منظور مرا درک نکردید و با توهین جواب دادید که قابل تاسف است
خیر باشد
مونز تول یو افغان یو
مننه