دو:
در یک شفاخانه هستم. بانوی جوان پرستار آمده تا آزمایش خون بگیرد و در حالی که رگ دستم را پیدا می کند، به زبان مردم همین کشوری که در آن هستم از من می پرسد، از کجا هستی؟ جواب می دهم از هزارستان. یکباره در حالی که در چشم هایش شوق موج می زند، لبخندزنان به زبان خودمان می گوید من هم از هزارستان هستم.
سه:
دوستانم در خانه بین المللی ادبیات مرا برای شعرخوانی به بروکسل دعوت می کنند. به بروکسل می روم. در آنجا حدود پانزده شاعر دیگر از کشورهای مختلف حضور دارند. چند روزی در هتل متروپل هستیم و در سالن بزرگ اپرای بروکسل شعر می خوانیم. در این چند روز همه با هزاره و هزارستان آشنا می شوند و روز آخر، یکی از دوستان اسپانیایی وقت خداحافظی صدایم می کند و می گوید #VivaHazaristán.
چهار:
روز سازمان ملل متحد است. به کودکستان می روم تا کودکم را از کودکستان بگیرم. روی دیوار کودکستان می بینم پرچم هزارستان کنار پرچم های دیگر نقاشی شده است. مربی کودکستان می داند که کودک من هزاره است و از هزارستان.
پنج:
دوستانم مرا برای یک فستیوال شعر در چند کشور شرق اروپا از جمله مقدونیه، آلبانی و کوزوو دعوت می کنند. گردانندگان فستیوال همان ابتدا می دانند که شاعری از هزارستان را دعوت کرده اند. چند روزی که با هم هستیم و شعر می خوانیم و با یک اتوبوس از شهری به شهر دیگر و از کشوری به کشوری دیگر می رویم، همه با هزاره و هزارستان آشنا می شوند. همانجا شاعران اروپای شرقی، مرا با آثار میلوراد پاویچ و کتاب ارزشمند قاموس خزرها آشنا می کنند.
شش
: یک جوان هزاره را در یک فروشگاه می بینم؛ سلام کرده، با او دقایقی صحبت می کنم و اما هنوز تردید دارد که خود را هزاره، از هزارستان معرفی کند. او هنوز تردید دارد که با شنیدن هزاره و هزارستان، مخاطبان او در کشوری که در آن زندگی می کند چه برخوردی خواهند داشت. با او بیشتر صحبت می کنم و می گویم دلیرتر باشد. می خندد. می دانم هنوز تردید دارد اما حداقل در مورد آن فکر می کند.
هفت:
در جایی با یک فعال کُرد/کورد برخورد می کنم. با هم دقایقی صحبت می کنیم. او می گوید خوشحال است که افغان های فعال اینجا هستند. می گویم من هم خوشحالم که عرب های فعال مانند شما اینجا هستند. جا می خورد و می گوید من عرب نیستم، من کرد هستم و از کردستان. می گویم من هم هزاره هستم و از هزارستان. حالا گمان نمی کنم او دیگر جای هزاره و هزارستان را با نام های جعلی و توهین آمیز که معروف شده اند عوض کند.
#StopHazaraGenocide
#پارادایم_شیفت، #مهندسی_معکوس #استبداد_افغانی #هزاره #هزارستان
#ReverseEngineering Afghan oppression against the #Hazara of #Hazaristan





