با قاطعیت میتوان اظهار کرد که هیچ آیه ی در قرآن مبنی بر ای اینکه٬ قرآن باید عربی خوانده شود و عربی بماند نیامده است.٬ اما برگزیده شدن رسولان و پیامبران به سوی اقوام و ملت های مختلف٬ جز به زبان آنها صورت نگرفته و همزبانی پیامبران با ملت خویش یک اصل فراگیر بوده است "ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقایق را برای آنان بیان کند. " (سوره ابراهیم ایه ۴) این قاعده در نزول قرآن نیز جاری شده است٬ " و بدین گونه قرآن عربی به سوی تو نازل کردیم تا به مردم مکه و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی" (سوره شورا آیه ۷) بنابراین عربی بودن قرآن یک امر طبیعی است چرا که پیامبر از میان قومی برگزیده شد که زبان شان عربی بوده است.
حکم دادگاه بر بیست سال زندانی شدن غوث زلمی که متهم به چاپ قرآن دری بدون متن عربی و تحریف قرآن شده است در حالی صادر میشود که در ماه رمضان «شهر رمضان»( عربی اش را آوردم تا متهم نگردم) قرار داریم. ماهی که قرآن بیشتر تلاوت میشود و بیشتر مورد توجه مسلمانان قرار دارد. جلسات قرآنی و آموزش قرآن برگزار میشود و تلویزیون ها و رادیو ها هر شام گاه و صبح گاه برنامه های ویژه تلاوت قرآن دارند٫ ماهی که قرآن در آن نازل گردید و ماهی که از رحمت و رفعت خداوند بیشتر سخن گفته میشود. در این ماه است که بار دیگر این مسئله کوچک خبر ساز میشود و توجه سازمان های مدافع را به جلب میکند.
اما بدرستی چه تعداد از این تلاوت کننده گان و شنوندگان با پیام و مفهوم آیه ها که قرائت و تلاوت میگردد آشنایی دارند؟ و یا اگر این تلاوت ها با زبان که بر آن مسلط هستیم صورت بگیرد چه مشکل در ارتباط بین عابد و معبود و خداوند «الله» و بنده گان اش اتفاق خواهد افتاد؟ و خواندن قرآن به زبان قابل فهم چرا پاداش و ثواب در پیش گاه خداوند ندارد؟ و یا اگر محمد (ص) آخرین پیامبر در «اورشلیم»( پایتخت اسرائیل) بدنیا آمده بود و زبانش «عبری» میبود و قرآن نیز به زبان «عبری» نازل میگردید چه نگرشی در این مورد میداشتیم؟ هدف از طرح این سوالات برای به تفکر واداشتن آنانیست که از ایمان وتعقل که لازم و ملزوم یکدیگرند تنها به ایمان بسنده و اکتفا کرده اند.
همان طور که در ابتدا اشاره داشتم هیچ آیه ی که حکم بر عربی خواندن و عربی ماندن قرآن آمده باشد وجود ندارد و در مورد نماز هم چنین ادعای صدق میکند و این حکم که٫ الأ عربی و لا غیر٬ از کجا آمده است و چقدر معتبر و قاطع باشد معلوم نیست٫ قرآن را به زبانهای انگلیسی٬ فرانسه ... بدون متن عربی آنرا میتوان در خیلی از کشور ها در کتاب خانه ها پیدا کرد چرا هیچ کشور مسلمان تا حالا به این عمل اعتراض نکرده است٬ اما ظاهرن قضیه قداست زدایی از قرآن و احکام دینی نیست بلکه این بار نیز فرصت دیگر بدست این عده جماعت که «صرف و نحو» عربی را مادر علم میدانند افتاده است تا از قدرت استعمار زبان عربی٬ خود را به نمایش بگذارند.
در کشور ترکیه که لائیک ترین کشور با جمعیت بالای مسلمانان است برای مبارزه با استعمار زبان عربی بجای استفاده از حروف زبان عثمانی که منشاء عربی داشتند به حروف های لاتین و انگلیسی پناه برده و با اندک تعییرات زبان مستقل برای مردم خویش ساختند.
اما٬ما که از کهن ترین و زیباترین زبان (دری) برخوردار هستیم ملایان استعمار شده عرب برای استمرار استعمار زبان عربی با هر فرصت به بهانه ی دین و ارزش های دینی دستور زبان عربی را که عرب ها به آن به عنوان مادر علم ها معتقد نیستند بر مردم این خطه بقبولانند.
به یقین زبان قرآن زبان خداوند نیست و تنها، زبان پیامبر خدا بوده و قبل از اسلام نیز پیامبران به زبان های مختلف سخن میگفتند و چهار کتاب آسمانی بنابر ضرورت های زمانی و مکانی به زبان های مختلف نازل گردیده است اگر برای زبان عربی قداست قایلیم پس به زبان «عبری» که زبان یهودیان است نیز قداست قایل گردیم و چرا هنگام که از نام اسرائیل و قوم یهود و زبان اش سخن به میان میاید با تنفر عمیق به این مسئله میپردازیم.
اگر بجای اسم «الله» از ترجمه آن «خدا»، ايزد، پروردگار٬ آفریدگار .... یاد میکنیم مگر حق مطلب را ادا نکرده ایم و با این ترجمه از شأن و منزلت خداوند کاسته میشود؟ هر گز نه! پس مشکل کار در کجاست؟ مگر میشود بغیر از استعمار زبانی و تحمیل این زبان به نام زبان مقدس بر سایر ملل برداشت دیگر داشت؟
برای آن عده از خواننده گان که به بیراهه رفته اند و تصور میکنند که غوث زلمی قرآن را ترجمه کرده است خاطر نشان باید ساخت که ترجمه قرآن توسط یک ایرانی مقیم امریکا به نام قدرت الله بختیاری نژاد اصفهانی انجام شده و غوث زلمی به تجدید چاپ آن مبادرت ورزیده است. و نباید هم به چنین کاری دست میزد چرا که از صلاحیت و علم آن برخوردار نبوده است و با این عمل خویش٬ بهانه ی بدست عرب پرستان داده نمیشد.
نظرات
22 دیدگاهاستعمار زبانی به بهانه ی دین!
آقای زاهدی!
بسیار خوب می نویسید. ولی یک تفاوت را باید بدانید که "الله" اسم ذات است. یعنی اگر کس می آید و سوگند می خورد باید "واللهِ" بگوید. حتی بین "الله" و اسمای دیگر خداوند، از نظر مسائل شرعی یک فرق موجود است. شما وقتی کلمه می خوانید: لا اله الا الله و محمد رسول الله، می خوانید. این اسم "الله" تمام صفات را شامل می گردد. در حالی که الرحیم، المجید، المعروف، الرازق و اسمای دیگر، هر کدام صفتی از صفات را بیان می دارد.
بنظر من بگذارید مسائل شرعی و دینی را که علما نظر بدهند و نظر شان باید با استدلال و براهنة قوی باشد. ادبیات چیز دیگر است و مسائل شرعی و فقهی چیز دیگر. هر چیز را نمیتوانید با جابجایی کلمات، نقد کنید.
آن نظر شما است و این نظر من. البته بی احترامی تقلی نشود.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
سلام به تمام دوستان و خواننده گان محترم.
ای کاش کسانی که در کشور ما این قدراز دین اسلام و کتاب خداوند دفاع میکنند یک فیصد از دین اسلام و کتاب خداوند پیروی میکردند و پیروی کنند.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
zahedi ra salam taqdeem ast, man yaqeen daram ke khodt jane matlab ra medani magar baz ham qadam dar kochaye hasane chap megozari, man faqat yak esharaye kotah barayat mekonam wa aan eenke qoraan mehware mellate islami ast wa een mehwar yak zabane sabet wa jahani darad wa aan arabi ast, agar kase neyaz ba fahmedane qoraan darad ba milion ha noskha tarjoma wa tafseere qoraan ba da ha zabane jahani wojod darad wa metawanad az aan estefada konad, kor ham medanad ke dalda shoor ast wa az nazare man to jawane ham watanam ke estedade khobe dar nawesendagi wa tahqiq dari ke anjamash ham sawab bashad wa ham khorma , hatman khosh hal hasti ke ba horofe farsi barayat na naweshtam , mahe ramazant ba khayr bad ya hoooooooo
tareq
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
ترجمه قرآن به فارسی و یا هر زبان دیگر نه یک کناه است و نه یک عمل تازه و نوپیدا. حتی در زمان حیات محمد(ص) آموزش زبان های عبری و سریانی بخاطر ترجمه پیام اسلام یک عبادت شمرده میشد. اما در ترجمهء فارسی که توسط قدرت الله بختیاری صورت گرفته قدری باید مکث نمود. کسانیکه میخواهند به چشم مردم خاک بپاشند علت مخالفت مسلمانان و علمای اسلام را جویا نمیشوند که چرا؟ اگر نفس ترجمه اشکال داشت پس قبل از بختیاری ترجمه فارسی صورت نگرفته؟ کلا! ترجمه هایی زیادی توسط علمای ایرانی و افغانی بزبان دری و فارسی صورت گرفته مثل ترجمه قمشه ای و یا مکارم شیرازی استاد فولاوند و یا تفسیر کابلی و... اما این ترجمه چه تفاوتی با ترجمه دیگر دارد؟ هموطنانی که از روی تعصب زبانی و فکری راجع بموضوع میپردازند علت را کتمان میکنند و یک استنتاج غیرحقیقی از مسله میکنند. ترجمه بختیاری نژاد یک ترجمه نادرست از قرآن است. کار او ادامه کار محمد اسد مصری یهودی و یا رشاد خلیفه است. که دعوای اسلام کردند و کوشیدند بدون هیچگونه دانش اسلامی قرآن را تحریف کنند چنانچه بعضی آیات را حذف کردندو... و کسی دیگری که در بین افغانها به همچو فعالیتها میپردازد محمود وثیق است و در بین ایرانیها آقای کلهورو...
محمود وثیق رشته تحصیلی زراعت دارد فقط در یک کشور عربی تحصیل کرده. آیا زبان عربی آنطوریکه محمود وثیق میداند برای ترجمه قرآن کافی است؟ البته نه!
اصرار و تاکید علمای اسلام از این مخالفت چند چیز است: 1/ ترجمه نادرست و تحریف و تصرف در ترجمه 2/ حذف بعضی آیات 3/ حذف متن عربی در پهلوی ترجمه فارسی
ودر نهایت اتخاذ تدبیر بخاطر جلوگیری از تحریف و تصرف. چنانچه کتب آسمانی انجیل و توارت بهمین قسم تحریف شد. اولاً متن اصلی آنها که بزبانها عبرانی و سریانی بود را از استفاده انداختند بعدا متن اصلی نایاب و ناپدید گشت و هردخل و تصرفی و تحریفی که کردند توانستند. و تا امروز آنچه اگر تورات و انجیلی بزبان سریانی و عبری داریم همه ترجمه از زبان لاتین است و هیچ توارتی و انجیلی به اصطللاح اورجینال و اصلی نداریم.
سوال عمده اینست که آینها چه اشکالی در متن عربی در پهلوی ترجمه فارسی داشتند و دارند؟ واضح است بخاطر فریب و خدعه و تحریف.
اما مطمئنا که این تلاش ها ناکام برعکس باعث مطرح شدن و روشن شدن اسلام میگردد.
امید است دو پسر قاری مشتاق که حافظ قرآن هستند و فامیل و وابستگان شان متوجه عمل بزدلانه و فریبکارانه ای غوث زلمی شده باشند که در آخر کار بار همه مسئولیت را بالای پدرشان قاری مشتاق انداخت.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
سلام به زاهدی
راستش بعضی قسمت های این نوشته دل نشین است. کمتر کسی به موضوعات با چنین ظرافت نگاه میکند.
کجاست گوش شنوا و کجاست چشم بینا
مطمئن باش این کنکاش ها و ظرافت نگری جوانان چون شما بی اثر و پاداش نخواهد بود.
ممکن امروز کسی این حرف را متوجه نشود اما فردا بنام پیش قراول دیگر اندیشی با این سن و سال کم ثبت تاریخ خواهی شد.
همیشه نویسا باشی.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
سلام آقای زاهدی
اګر در خواندن قرآن ثواب است
ثواب عمده فهم آن کتاب است
چهار سال در حوزه علمیه قرآن مشغول آموزش بودم و این شعر از استاد ګرانمایه ام را به خاطر دارم
این ها که نمی خواهند عوام به متن فارسی دسترسی داشته باشند
آخر این دوکان شان است که باید آیت و حدیث برزخ مردم بکشندو تکفیر ارتداد فتوا دهند
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
بلی زاهدی عزیز با حرفهای شما موافقم؛ به نظرمن هرگاه اگر عبادت وتلاوت یک پیام به زبان مادری شخص اجرا شود تاثیرآن به مراتب بالای همان شخص بیشتر خواهدبود.
اما در فغان ستان ما! باید هرکار به زبان های استعماری( عربی،انگلیسی و فردا ممکن چینی) صورت بگیرد زیرا پول ازین طریق بدست میاید.هرگاه اگربه عوض زبان عربی عبادت مان به زبانهای مردم خودما( فارسی،پشتو،ازبکی وسایر زبانها) انجام شود درآن وقت این ملاها وروحانیون در نزد مردم بی ارزش میشوند؛ پس این مزدوران استعماری عرب باید برای بقاشان با آزادی مبارزه نمایند.
من همیشه معبودم( خدا)را به زبان فارسی عبادت میکنم و باورم این است این خدا به همه زبانها آشنای دارد درغیرآن به سایر زبانها راحت نیستم.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
من نمیدانم این مردم عقب ماندهء اوغانستان چرا بیدار نمی شوند!
شما اینقدر بی خبرید که اصلا نمیدانید چه رازی در این مسئله نهفته است، که چرا فقهاء نمی خواهند که عبارت قران از عربی به فارسی تبدیل شود! اگر این کار صورت بیگیرد دیگر موقف ملا در معرض خطر قرار میگیرد.دیگر به هیچ ملایی نیاز نخواهد بود که فلان آیه را برای مردم ترجمه و تفسیر کند، و از این طریق امرار معاش کند، زیرا مردم مستقیما با خواندن عبارت فارسیش به مفهوم آن پی خواهد برد.پیامبر خودش گفته است که: سیأتی زمان علی امّتی، یفرّون من علماء کما یفرّ الغمنم عن الذئب، لا یعرفون العلماء الّا بثوب حسن،ولا یعرفون القران الّا بصوت حسن و لا یعبدون الله الّا فی شهر رمضان و.... تفسیر: زمانی بر امت من فرا رسد که مردم از علماء(دانشمندان) چنان فرار میکنند که گوسفند از ترس گرگ فرار میکنند، علماء را نمیشناسند مگر به جامه های خوب شان. قران را نمیشناسند مگر با یک آواز دلکش و نیکو. عبادت خدا را نمیکنند مگر در ماه رمضان. قران یک پدیده ای سرپوشیده و مبهم است برای مسلمانان به خصوص غیر اعراب. استفاده از قران در فرهنگ ما فقط در حد خواندن عبارت عربیش برای مغفرقت گذشته گان مان است، نه بیشتر ازآن. این ملاها ووارثان خود خواندهء دین بودند که در طول تاریخ اسلام با استفاده از احادیث دروغین، تفاسیر دروغین از قران توانستند اذهان عمومی را عقب مانده نگه دارند و بر تفکر انان تسلّط داشته باشند.اگر آن عده از افراد بدبختی که دست به حملات انتحاری میزنند خود و چندین انسان بی گناه دیگر را به کام مرگ میفرستند،می توانستند قران را به زبان مادریی خود بخوانند و خود میتوانستند مفهوم آن را تحلیل کنند که هیچ انتحارگری در بین مسلمانان وجود نداشت. اگر مردم می توانستند قران را به زبان مادریی خود بخوانند امروز اینهمه بدبینی و کدورت در کشور ما وجود نداشت، این همه فقر و بدبختی وجود نداشت.
آگاه باشید که این رفتارهای غیر انسانی ملاها بسیار صدمهء بزرگی را در ساختار یک جامعهء متحد و مدرن وارد میکند. به باور من تا این انسانهای انحصارگر و استفاده جو را از مسند قدرت نیست و نابود نکنیم هیچ زمانی امید آزادی، اتحاد ملتها، پیشرفت، را نداشته باشید.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
با عرض سلام حضور همه ای شما خوانندگان محترم این بخش و درود بر روان پاک علامه اقبال لاهوری، افتخار ظلمت ستیزان جهان!
آقای زاهدی و سایر خوانندگان محترم، لطفاً به ابیات ذیل که از زبان دلنشین علامه اقبال لاهوری در سرزمین معرفت چکیده توجه فرمائید: ز من بر صوفی و ملا سلامی/ که پیغام خدا ج گفتند ما را/ ولی تأویل شان در حیرت انداخت/ خدا ج و جبرئیل و مصطفی ص را
هر مسلمان خردمند به این نکته متوجه گردیده که هر سؤ استفاده ای که یعکده به هر عنوانی از اسلام نموده و می نماید، ناشی از تفسیرِ نادرستی است که از قرآن، این کلام الهی می نمایند. یعنی یکعده به میل خود آیات قرآن کریم را سؤ تفسیر نموده و جهت رسیدن به امیال شخصی خود از این کتاب مقدس الهی سؤ استفاده می نمایند. این تفسیر نادرست از قرآنکریم منجر به وارد نمودن صدمه ای بزرگی به پیکر اسلام و بشریت گردیده است. طوریکه امروز یکعده انسان های پلید با سؤ استفاده از نام زیبائی اسلام اقدام به قتل انسان های بیگناه می نمایند و آن را توجیه قرآنی و اسلامی میکنند. در حالیکه قرآن قتل یک انسان را برابر با قتل تمام بشریت میداند. بدین معنی که، به یقین میتوان گفت که هیچ مکتبی به اندازه ای اسلام به حیات انسان ها احترام قائل نیست.
با توجه به مطلب فوق، چون از یک طرف، ترجمه هیچ وقت نمیتواند پیام متن اصلی را بطور کامل افاده کند و از طرف دیگر، ترجمه ممکن است به مرور زمان منجر به ایجاد یک سلسله تغییرات در قرآنکریم مانند سائر کتب آسمانی گردد، که این موضوع به یقین بیشترین زمینه ای سؤ استفاده به یکعده انسان های پلید و استفاده جو را فراهم خواهد نمود. پس به نظر بنده، باید به خاطر حفظ اصالت قرآنکریم و جلوگیری از سؤ استفاده ای عده ای که استفاده جو اند، به عربی بودن و عربی ماندن قرآنکریم تأکید ورزیم.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
محترم سنگلاخی ! بزرگان گفته اند که کاراصلی ادیان پرورش نادانی وگسترش حماقت است ! بنظرم دیگروقت آن گذشته که افکار اجتماعی ونسل جوان امروز را در چار دیوار مسجد وظلمتکده های تزویر مذهب نگهداشت . باتوجه به دگرگونی عظیمی که درساحه روابط اجتماعی بین انسانها رونماگردیده ، دیگر محال است که بادروغ وترسانیدن ازنیش عقرب ومار ومالک جهنم مردم را ازبه مصاف طلبیدن مذهب بازداشت . نقدمذهب وآهنگ کوبیدن دستگاه انقیاد آور مذهب باسلاح دانش ودرک علمی ازتاریخ زندگی بشروجهان پیرامونی اش هم اکنون بمثابه یک روند پویا وروبه رشد آغازگردیده وگامهای استوارش را درجهت رهایی بشرازاسارت فکری وقیود جهل بصورت تعطیل ناپذیر برمیدارد . اوضاع دیگربکام متولیان وبیضه داران فرهنگ اعراب بدوی نیست تا باخط ونشان کشیدن وچنگ ودندان نشان دادن به مردم بگویند که حق دارند چنین بیاندیشند ویاچنان نیاندیشند ! ویا تفسیر ومعنی قرآن آنست که دکان داران دین میگویند نه آنکه شما بچشم سرمی بینید ومی یابید. سخن علمی خدا درقرآن آنست که درسوره واقعه آیه 73میگوید " مادرچوب آن آتش را خلق کردیم ومایه پند وعبرت مسافران گردانیدیم " ویا درسوره الطلاق آیه 12 میفرماید " خدا آنکسی است که هفت آسمان را آفرید ومانند آن آسمانها ازهفت طبقه زمین خلق فرمود " . کسیکه آتش را میشناسد ومنبع پیدایش آن را ویا انسان حد اقل باسواد که ازنظام شمسی ما وملیونهاستاره وکهکشان درفضای لایتناهی آگاهی اندک دارد ، بدون شک حدود وصلاحیت علمی محمدوخدایش را خود به پیمایش میگیرد ، نه اینکه چرندیات گویی های غیرعلمی وغیرمنطقی آخوند وآخوند زده ای را مبنای قضاوت وبرخوردش قرار دهد . آدم خردمندی که سوره التوبه آیه 123 ( ای گروه مومنان بکشید کافران را یکی پس ازدیگری هرکه بیشتر ونزدیکتر در دسترس است آنان باید سخت گیری وعدم گذشت وملایمت را درشما احساس کنند ) را میخواند ومعنی میگیرد ، بدون شک به این گفته ای مدافعین قرآن میخندد که ازروی کذب وفریب ویانفهمیده میگویند اسلام وقرآن کشتن کسی را روا وجایز نمیدارد . انسان آزاد وخرد گرا درنتیجه ای این کاوشگریها حکم میکند که بدبختانه قرآن برخلاف ادعای مبلغین دینی ؛ دستورنامه قتل - غارت - بی عدالتی - تبعیض ونابرابری جنسی وطبقاتی و احکام نامه به انقیاد کشیدن آگاهی وتعالی اخلاقیست . سخن اخیر با مهدی سنگلاخی اینکه : شما حق بجانب هستید که چشم بسته وباتعصب ازقرآن واسلام بدفاع برخیزید . به گواهی تاریخ شما درپروسه تطبیق خونین وویرانگر این دین ذینفع بوده وهستید ، اگرچنین نمیبود ادب حکم مینماید که شما خود را سید ( آقا ) خطاب نه نمایید واین عنوان را که درجامعه مذهب زده ما بار اشرافیت وخودخواهانه دارد تا نشانه ای جنسیت ، باید دیگران بشما بچسپانند . مختص گردیدن یک پنجم اموال ودارایی مردم به شما عطیه اسلامی دیگری است که ازبرکت شمشیر آلوده بخون اعراب درسرزمینهای اسلامی نصیب شماگردیده است .
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
آقای جویا !!
شما هم مانند متعصبین و جاهلین کور غرب آیت سوره توبه را مثال می آوردید. بکشید مشرکین را در هر کجا........ درست مانند همان متعصبین آیت قبل از آن را نمی آوردید که می گوید زمانیکه بالای شما ظلم کردند و قصد کشتن شما را داشتند چس بکشید آنها را... درست امریکا و بگفته شما دنیای متمدن جواب کشتن را با کشتن می دهند مانند افغانستان و مردمد بی گناه عراق.. اما مسلمان حق ندارد که از خود دفاع کند
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
آقای جویا سلام، انسانهای متعصب هرگز استدلال کرده نمیتوانند چون این دسته ای از افراد بدون اینکه فکر کنند، حرف میزنند زیرا از یکطرف، قوه ای تفکر شان را تعصب غیر فعال ساخته و از طرف دیگر، از نظر روحی مریض اند. توصیه ای من برای شما اینست: در مصاف نکته دانان خود فروشی شرط نیست _ یا سخن دانسته گو ای مرد نادان یا خموش
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
محترم شریفی ! بشما چنین جواب عرض میگردد: 1- من اگرمتعصب وجاهل میبودم هنوز درحمایت ازفرهنگ جاهلانه - قاتلانه وویرانگر اعراب بدوی باقی میماندم ومثل شما برقاتلان نیاکان خود درود وصلوات میفرستادم ویاچون جناب شما اسم خود را خالد میگذاشتم ، درحالیکه خالد ابن ولید شقی ترین -خونریزترین وصفاکترین فرماندار لشکر اسلام بود که بعد ازمرگ محمدپیامبراسلام بدستور ابابکرخلیفه اول جنایتهای بیشماری را درحق مردم عرب انجام داد وذکرآنها ازحوصله این بحث خارج است اگرمایل باشید به منابع تاریخی ومعتبراسلامی چون تاریخ یعقوبی جلد دوم صفحه 4-5 - 10 -تاریخ طبری جلدچهارم صفحه 1387-1408-1409-1435- مراجعه نمایید تا ازکارنامه سیاه وضد انسانی خالد آگاهی حاصل نمایید. بطور نمونه درتاریخ یعقوبی مینویسدکه: " ابابکر به خالد بن ولید نوشت که برسرمالک بن نویره یربوعی رود که ازدادن ذکات به خلیفه امتناع نموده وخالد بسوی ایشان رهسپار شد . مالک بن نویره برای مناظره پیش خالد آمد وزنش نیز درپی اورسید وخالد که اورا دید شیفته وی گردید ، پس به مالک گفت : بخدا قسم به آنچه دردست داری نمیرسم تا ترانکشم . پس نگاهی به مالک کرد وگردن اورا زد وزنش را به همسری گرفت ." 2- بدستور شما آیه های قبل ازآیه 123 توبه را مرور کردم ودرهیچ جاه نیافتم که گفته باشد ، اگربالای شما ظلم شد وقصد کشتن شما را داشتن آنها را بکشید . اینکه شما نسبت به قرآن کتاب مقدس خود دروغ می بندید، جزبرخورد ناصادقانه وفرار ازحقیقت چیزی دیگری نمیتواند باشد. شرافتمندانه من قصدتوهین ویاجعل وبستن دروغ نسبت به آیین کسی را ندارم ، ولی ازگفتن حقایق نیز دوری نمی نمایم واین را نیزمیدانم که گفتن حقیقت تلخ است . 3- توجه شما را به آیه مبارکه دیگری جلب میدارم تاخوبترمعلوم گردد که قضیه ازچه قرار است . سوره محمد آیه 4" کفار را هرکجایافتید گردن بزنید تازمین ازخون شان رنگین شود . اسیران را محکم ببندید که قادر بفرار نباشد ." اگرپای لجاجت وفرار ازحقیقت نباشد ، به این آیه ها میگویند دستورقتل وکشتار ! یعنی آنکه طالبان بیرون قدرت وداخل قدرت انجام میدهند. 4- در رابطه به جنایت وعمل کردهای غرب به رهبری آمریکا ، هیچ انسانی که ازسلامت فکری برخوردار باشد آنرا تائید نمی نماید وآنرا محکوم میدارد . ازنظرمن جهان امروز را سیستم های غارتگروجنایت پیشه اداره میکنند . آنها نه تنها درافغانستان بلکه درکل جهان مصروف اعمال جنایتکارانه هستند. اگرچند درکشورهای اسلامی جنایت را بانظام های اسلامی یکجا انجام میدهند.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
آقای سنگلاخی احترام بشما! من نظرم را بربنیاد اگرنگویم مطالعه وتحقیق ، لااقل برمبنای یک روایت ازتاریخ بیان داشتم . اینکه شما مرا متعصب - دیوانه ویامریض میخوانید باکی نیست ومن آنرا متاثرازحاکم بودن خفقان واستبداد فکری برافکار اجتماعی میدانم . آرزومندم دربرخوردهای متعدد امکان دست یابی به فرهنگ مدارا وتحمل برای همه میسرگردد . بهرترتیب من ادعای بالاوبلندی درموضوع نویسنده گی وارائه نظر ندارم . اگردر بحث گذشته حق مطلب ادا نگردیده باشد ، معذورم دارید! حرف اساسی اما اینست ، مادامکه دریک جامعه انسانی متعارف بامشترکات انسانی قابل قبول برای همه ( اومانیسم انسانی واحترام متقابل ) زنده گی مینماییم ، چگونه میتوان تفوق طلبی های مبتنی برسنت وباورهای جاهلانه را گردن نهاد ؟ وپذیرفت که جماعتی بابستن پسوندهای کاذب وغیرعقلایی بردیگران فخرفروشی نمایند وخود را بنام سید - روحانی - صوفی - حاجی - خواجه - وغیره یک سروگردن بالاتر ازدیگران پندارند ؟ انسان بزرگ وعظیم است بخاطرداشتن طرزتفکرانسانی ونگرش مثبت بحقوق انسانی دیگران ، نه بخاطر جاه ومکنت ومال ومنال ویاتیره وتبار ومقام وموقف اجتماعی ! لذاست که دربرابر ادعای شمامبنی برسیدبودن - یابرتربودن نسبت به دیگران قبلآ عرض داشتم که این را شما مرهون تسلط فرهنگ حاهلانه وبرتری طلبانه اعراب بدوی درسرزمین های اسلامی هستید وزمان آن فرارسیده که دیگر آنرا باخود یدک نکشید! این دیگر استدلال وفلسفه نمیخواهد که من ازبیان آن عاجزمانده باشم . تاریخچه وفلسفه ای آنرا مختصرآ اشاره نمودم وشما هم بحکم دانش باید آنرا گرفته باشید، العاقل فی الاشاره ! در رابطه به ادعای قبلی شما مبنی براینکه تاهنوز کسی درک واستنباط درستی ازقرآن نداشته وازآن سؤ استفاده مینمایند!! بهتربود شما بزرگواری نموده آنرا مستدل مینمودید که درکدام موارد سؤ استفاده صورت گرفته واستفاده درستش چی بوده تامسلمین ازاین مصیبت وپریشانی رهایی می یافت وبحااست تا ازشما سوال شود که درطول زمان بیشتر ازیکهزاروچهارصدسال مشکل چیست که مسلمانان نتوانسته اند ازپس تفسیر وتعریف درست قرآن برآیند ؟ ونظرجنابعالی در رابطه به تفسیرهای گوناگونی که تاکنون ازطرف علمای معتبراسلامی ( اهل سنت وشیعه ) صورت گرفته چیست ؟ مگردانش آقای سنگلاخی دربرداشت وفهم ازقرآن بالاتراز ایمن الظواهری - اسامه - گلبدین - سیاف - ملاعمر- محسنی - محقق - خلیلی - خمینی - خامنه ای - قاضی حسین احمد- مولانافضل الرحمن - ابوسیاف - ابوبکربشیر- وغیره میباشد ؟ کتاب آسمانی که درهزاروچهارصدسال قابل تعریف وتفسیرنبوده وبخاطر برداشت های نادرست ازآن این همه جنایت وسیاهکاری درحق بشریت انجام میگردد ، سود وحسنش برای آینده چیست ؟ آیا بهترنیست همه ای دانشمندان اسلامی بنشینند ودرنتیجه بکارانداختن دانش وعقل زمینی وبشری خود طرح ورسمی را ایجاد نمایند که یک وحدت وهمدلی اگرنه بین کل بشریت ، حد اقل میان امت اسلامی بوجود آید وازاین همه پریشانی ومصیبتی که درآن گرفتارهستیم نجات وخلاصی یابیم ؟ ازاینکه آقای سنگلاخی شاعرانه خود را نکته دان بحساب آورده من تمنی مینمایم که ایشان نکته دان باشد . اما تاجائیکه ایشان فرموده بود که درقرآن ودستوراتش عیب ومشکلی نیست ومردمان پست وجاهل ازآن سؤ استفاده مینمایند !! من دوستانه خواهش میدارم که باوصف این همه نکته دانی مرور ولوکوتاوگذرا درمعانی قرآن ومطالعه تاریخ توسعه اسلام برای شما ضروری مینماید . شاید بمثابه یک مسلمان شیعه اگر بتاریخ مراجعه نموده ودریابید که درمقاطع معین مسئولیت صدور وبخش دین اسلام را معاویه - زیاد ابن ابی ( دراصل فرزندحرامزاده سوفیان ) یزید - خالدابن ولید- زبیربن عوام- سعدبن وقاص- طلحه ابن عبدالله تمیمی- عبدالرحمن بن ثمره-عبدالله بن عامرخسریزیدبن معاویه -حجاج بن یوسف ثقفی و....بعهده داشته ومامسلمانان ضرب شمشیرآنها هستیم ودین ما متاسفانه دین سنت است نه دین آگاهی واختیاری ، آنگاه دیگربخود حق نمیدهید که دربرابرنظرکسی بی خریطه فیرنمایید.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
برادر محترم زاهدی نظری بجا ارایه نموده اند .
جای شک نیست که مطالعه قرآن به عربی بدون ثواب و مفاد نیست مگر مطالعه آن به لسان هر شخص ضروری است در غیر آن مطالعه بدون معنی کمتر موثر در تطبیق اوامر ذات الهی خواهد بود واگر آقای غوث عنوان آنرا" ترجمه قرآن کریم به دری " نام مینهاد بهتر بود و چنین مجازات یعنی 20 سال حبس خود نشان دهنده استعمار زبانی به بهانه دین است .
و سلام
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
با یقین کامل میتوان گفت که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده ، اعجاز آن در زبان عربی است و قرآن بدون متن عربی آن قرآن نیست و اگر ترجمه میشود باید متن عربی آن نیز گنجانیده شود .قرآن بدون متن عربی راه را برای تحریف قرآن باز میکند، چنانچه در کتاب که از طرف غوث زلمی منتشر شده در چند جای به صورت واضح عبارات نادرست آمده که اذهان عامه را به بیراهه می کشاند.
به گونه ی مثال در آیه مبارکه 25 سوره نسا در صفحه 609 این کتاب آمده است که در قران حکم سنگسار وجود ندارد در حالیکه در اسلام این حکم موجود است.
در صفحه 611 در توضیح آیه 6 سوره مائده میگوید : مسلمانان 22 سال بدون وضو نماز خواندند که این ادعا کاملاً نادرست می باشد.
باید یاد آور شد که خداوند در چند جای قرآن فرموده است که ما قرآن را به زبان عربی نازل کرده ایم.
افرادی همچو شما(زاهدی) که هیچ آگاهی از قرآن پاک ندارند چطور به تفسیر این آیه ها می پردازند. آیا با چنین نوشته ها میخواهید تا خود را درصف مهدوی ها محقق نسب ها و عبدالشیطان ها قرار دهید.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
آقای زاهدی! سرنوشت زلمی غوث و پرویز کامبخش را برایت تبریک میگویم و این سند در نزد ما ثبت شد و امید وارم دیگر در زندگی پایت را در افغانستان نگذاری!
شاید فکر کرده ای که به خواندن شاید ترجمه دو آیت تو اسلام و قرآن را فهمیده ای! در ابتدایی ترین محکمهء اسلامی عادلانه تو از حرف های خود دفاع کرده نمی توانی. از اینکه اسلام شناسی مسلک تو نیست از غوث زلمی هم تو اشتباه بزرگتر کرده ای و این کمتر از یک جنون و سادیزم روشنفکر نمایی نیست!
بهر صورت همین نبشته برای محکومیت شما کافی است! تو از رای و دل نادان خود اسلام را تفسیر کرده ای و در ضمن از با استناد به آیتی که تو معنا و مصدر نزول آن را نمیدانی در جملهء محرفین قرآن قرار گرفته ای!!!
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
نوید جان
شما عادت کرده اید که انسان ها را تهدید کنید و این گناه شما نیست.یقینا چنین چیزی را از تازینامه آموخته اید چون در اسلام و تازینامه اش خبری از انسانیت و آدمیت نیست. من نیز تا تازینامه را نخوانده بودم، هیچگاهی نمازم ترک نبود اما حالا میدانم که اسلام تنها و تنها برای غارت دیگران به میان آمده است و بس.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
به نظر من خواندندر هر زبانی گناه است، چه در عربی یا غیر عربی!
چون خواندن کتابی که به ضررجامعه و انسانها باشد به هرزبانی ممنوع است و باید این دسته کتاب ها از بین برده شود.
قرانی که بجز قتل،آدمکشی، زن ستیزی، بازمانده گی هیچ حرفی از تمدن،پیشرفت،عشق ورزی در آن زده نشده است آیا خواندن این کتاب برای ما الزامیست ؟؟
آهای مردم اوغانستان!!! بدانید که علت تمام نابسمانی ها درکشور، پیروی کردن از همین دین و اندیشهء عربیست. پیروی کردن از همین اندیشه است که کدورتهای قومی، مذهبی و منطقوی در بین مردم کشور ما به عمقش رسیده است. چرا اوغانیها بیگانه هارا بیشتر از یک هم میهنش دوست دارد ؟؟ و قتی ملا عمر و ملا عمری ها کشوررا به اشغال اعراب و پاکستانی ها در می آورد و حتی دختر بچه اش را که به سن قانونیی ازدواج نرسیده است شخصا به عقد بن لادن که 55 سال عمر دارد در می آورد، اینها همه ریشه درهمان تفکر عقب ماندهء شترسواران سوسمارخور ریگستان عربی دارد. به آنچه که شما باور دارید سوگند اگر دست از پیرویی این اندیشهء ضد انسانی برنداریم و درست و اندیشمندانه نیاندیشیم قرنهای متمادیی آینده را نیز با همین محنت، تهی دستی و بیسوادی بسر خواهیم برد.
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
Mr Zahedi I admired what you doing . there are always people out there which will not to develop themselves .this up to them be stupid or like average people. They cannot or unable to understands
The trout. Which you cannot dumb the people to say you can have Quran just in Arabic. So this is beginning of end. The eyes will open .
God bless you read and understand otherwise you make yourself guilty front of mullahs
people out there which will not to develop themselves .this is up to them to be stupid or at least like average people. They cannot or unable to understands The Trout. i was watched the TV interview with DR Bakhtiari nezhad . And what a pity interview . once more, why Muslims are in this misery . because they cannot follow the real Islam and they looking for simple thing like how many times you have to pry and how , as long you do that , god is happy and then do what you want to do . but not to be a human which is time and time reminded in holly Quran. If there are some people will read Quran in Arabic and they do not wish to understand it ,let them live in darkness.
They cannot dumb the people anymore to say you can read and understand Quran just in Arabic. otherwise you make yourself guilty front of mullahs or mewlanas or fake theology professors’ .
because they are unholy messengers. Whom mostly are responsible for this misery for Muslims So this is beginning of end. The eyes will open .
God bless you
استعمار زبانی به بهانه ی دین!
اقای نوید.
شما راست میگوید کسی که واقعت ها را بیان کند سرنوشت او مثل زلمی غوث و پرویز میشود. من هم برای اقای زاهدی توصیه میکنم که وقت خود را صرف چنین موضوعات اسلامی نکند تا وقتی که انسانهای احمق مثل شما (نوید)وجود دارد.