من بیرق هزارستان را با توجه به شناخت خود و با توجه به روایت های تاریخی و معاصر و نیز نگاه دانشمندان هزاره به هزارستان چنین رسم کرده ام:
با پیکر هایکو:
زرد، ریشه و تبار مردم هزاره است. با کوهستان های هزارستان هم از یک خانواده رنگ می باشد.
سپید، پاکی و راستی ست. با زمستان خاص هزارستان همخوان است و یکی از رنگ های بیشتر استفاده شده در لباس ماست.
آبی، کار است، توسعه و پیشرفت و آبادی ست. استعداد، توانایی، خواست و عملکرد ملی ماست.
* شما می توانید نقاط همگانی بیشتری در این ترکیب رنگ بیابید. این ترکیب رنگ در بین پرچم های موجود نمونه ندارد.
بیرق کشورهای مختلف جهان















نظرات
24 دیدگاهبیرقی برای هزارستان
من با اینکه آشنایی زیادی با رنگها ونشانه ها ندارم ولی با محض دیدن این پرچم نو ورنگهای خوش نمایش ابتدا یک مقایسه کردم با بیرق فعلی افغانستان بعد یک نگاه به تمام بیرق دیگر جهان که در پایین اش بود انداختم دیدم که نه بحق این بیرق زیباتر از همه بیرقها واین سه رنگ خوشگلترین رنگهای جهان است واز همین هزارستان به همین پرچم ورنگ زیبا در رویاهایم جستجو میکنم سپاس از میر هزار عزیز با ططرحوسلیقه ی ناب اش.
بیرقی برای هزارستان
اين فقط رويا و زيبا دلپذير است - در طريقت مارا حيله ناپذير است
سپيد ار باشد نشان از قلب ما - اصل زرد باشد و سبزش ناگزير است
بیرقی برای هزارستان
اين فقط رويا و زيبا دلپذير است- در طريقت مارا حيله ناپذير است
سپيد، ار باشد نشان از قلب ما- زرد باشد اصل و سبزش ناگزير است
اينطوري بهتر شد فكر كنم . نه شاعرم و نه هم تجربه خاصي در زمينه دارم٠ ببخشيد
بیرقی برای هزارستان
حروف لاتین هم همخانی داره.
بسیار بیرق زیبا با حروف hazaristan.
az khaow shuma kodam chize dega bor nashawa.
بیرقی برای هزارستان
پیامد احتراز ناپذیر استبداد دراز مدت قبیله وتلاش های هویت ستیزانه ی گروه های قبیله اندیش و تمامیت خواه همین است . منتظر ظهور بیرق های " تورکستان" ، تاجیسکتان جنوبی" و ده ها ستان دیگر بمانیم.
بیرقی برای هزارستان
کامنت بالا از من است . با پوزش که نوشتن نام را فراموش کرده بودم .
بیرقی برای هزارستان
افغانستان از خود نه بیرق دارد نه ملت. افغانستان مصنوعی است و به زودی تجزیه خواهد شد. من هم از بیرقهای شاهان این کوچیان متنفرم
بیرقی برای هزارستان
افغانستان مصنوعی است مثل پاکستان. به زودی شاهد فروپاشی هر دو خواهیم بود. به این خاطر پشتونها یا همان افغانها از اکنون برای به وجود پشتونستان به هر کس کون میدهند. این سبک مغزان پای لوچ اشتر همه مردم غیر پشتون را با خود بدبخت میکند. پشتون ها بازیی را ادامه میدهند که شاهان دزد و امیران وحشیشان شروع کردند. اما نتیجه اش نابودی خود پشتونها خواهد بود.
بیرقی برای هزارستان
کلمه "افغان" از ديدگاه واژه و ريشه شناسى فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت معنى مى دهد همانگونه ايکه بزرگان زبان فارسى ويا به گفته حاکمان دولت ستان افغان بزرگان زبان درى بکاربرده اند
غزليات حافظ شيرازى و واژه " افغان" و "افغان" :
به هر سو بلبل عاشق در افغان
تنعم از میان باد صبا کرد
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بی چیزی نیست
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ دیده بین که سر از خواب برنکرد
نام "افغان" به هيچ گونه نام يک کشورنمى توان شد اين سومين باراست که حاکمان به قول معروف "افغان" ويا پشتون مى کوشند با فريب, نيرنگ, تقلب و چالبازى اهداف شوم خود را پياده کنند.
بهتراست براى کشور افغان ستان يک نام نو جستجو کرد . که هرشهروند خود را مثل شهروند درجه يک و درجه دو ووو حس نکند. چون نام "افغان" شايسته نه براى ملت پشتون و يا ملتهاى غيرپشتون مى باشد. باوجود ايکه حاکمان "افغان" و فغان و فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت مردمان اين سرزمين را کشيدند.
واژه“افغان“ حيثيت ملي بخود نگرفت نمى گيرد و نه خواهد گرفت .
به آرزو تغير نام "افغانستان "
توجه شما را به جملات سيد جمال الدين افغانى جلب مى کنم. راستى ديکرشيوه هاى تحريک آميز مدرن نيست اکنون هنگام منطق و دانش است. زمان دشنام و توهين گذشت.
"فارسها اين مردم را "افغان" ناميده اند ؛ به اين علت كه هنگامي كه آنان در زمانهاي قديم توسط بخت النصر اسير شده بودند بسيار آه و ناله و فرياد و شيون مي كردند . از اينرو نام "افغان" كه در زبان فارسي معناي ناله وفرياد مي دهد آز آن زمانها بر آنان اطلاق مي شده است . "
"عوام فارسي به زبان عاميانه اين مردم را " اوغان" مي نامند كه مشابه نام " پتان" است كه از طرف هندوان بر آنان اطلاق مي شده . اما بعضي از طوايف افغاني مثل ساكنين قندهار و غزني خود را پشتون و يا پشتانه مي خوانند . و بعضي هم مثل ساكنين نواحي خوست ؛ كورم و باجور خود را پختون و پختانه نا ميده اند . "
اين دوبند متن ترجمه از کتاب سيد جمال الدين افغانى زير عنوان "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" مى باشد که به زبان عربی در سال 1901 در مصر منتشر شد.
سيد جمال الدين افغانى ويا اسد آبادى که با "ال کابلى" هم دستخط دارد اين کتاب را در قرن نوزده نوشت ولى چاپ اش دراولين سال قرن بيست به فرمان آدمکش قرن عبدالرحمان خان چاپ شد.
الافغانى در فصل اول کتاب خود معنى و ريشه واژه افغان را و پيوند سياسى اش را روشن نموده فصل دوهم کتاب خود چندين اقوام افغان را به معرفى گرفته است: بگونه نمونه: کاکر, توخى, يوسفزى, عبدل, مهمند, هتک, افريدى سليمان خيل, بارکزى, اليکوزى وغيره
"تتمة البيان في تاريخ الأفغان" که به زبان عربی مى باشد درانترنت به گونه ديجيتال قابل دريافت است. لطفاً برگ اين کتاب را بخوانيد
سيد جمال الدين افغانى, "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" , مصر, 1901,ص 13
http://www.archive.org/stream/tatimmatalbayanf00afghuoft#page/181/
حاکمان پشتون = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , غصب چمندزارهاى غير پشتون بويژه درهزارستان , ونسل کشى
وحدت ملى در ستان افغان سراب است
حاکمان اوغان در پشت آن دوان دوان است
تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است
بیرقی برای هزارستان
چمبر علی,
اگر شما مى خواهيد افغان با معنى فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت باشيد از پندار من پروا ندارد به عربى "اشکالى" ندارد. ولى من اين واژه منحوس مى دانم. واژه پشتون را حتى قبول دارم. ولى افغان با تمام معنى ومفهوم آن نيستم
تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است