رفتن به محتوای اصلی
گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

اشـــرف غـــنی احـــمد زی برخـــلاف کـــرزی بجـــای مـــلی و شـــلغم از گـــاو و گـــوســـفند منحـــیث معـــاونین اش اســـتفاده میکـــند.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

گر چه استفاده از ملی و شلغم منحیث معاونین رئیس جمهور یک ابتکار خیلی عالی و ماهرانه جلالتماب کرزی بود که به قول معروف ایشان با این اقدام شان هم لعل بدست آورده و هم دل یار نرجانیدند ، هم تمام امور مملکتی را به تنهایی به پیش برده وهم به اقوام غیر پشتون چنین وانمود کردند که معاونین کرزی از ایشان اند.

اما محترم اشرف غنی احمد زی که سعادت افتخار دومین متفکر جهان را دارند درین شیوه یک قدمی دیگر هم فراتر مانده و بجای استفاده از ملی و شلغم که تنها جنبه تزئینی و تشریفاتی داشته و بعد از استفاده قسمت زیاد وقت شان را در پسخانه و زیر خانه ارگ ریاست جمهوری سپری میکردند ایشان نیروی گاو و گوسفند را بکار گرفته و تصمیم دارند که شیر و پشم آنها را رایگان در معرض استفاده اردو و پولیس ملی قرار دهند.

همه میدانیم که تهیه لباس اردوی ملی هزینه هنگفت برای دولت بشمار می رود که اکنون دولت انگلیس عهده دار آن است ولی بعد از سال دوهزار و چارده میلادی اگر دولت افغانستان بتواند پشم مورد نیاز آن را در کشور تهیه نماید این خود صرفه جویی بزرگی در بودیجه دولت بشمار خواهد رفت.

به دستور محترم داکتر اشرف غنی احمد زی یک موسسه نساجی انگلیسی چند نمونه از لباسهای نظامی را که از پشم گاو ، گوسفند و طالب ترکیب شده تهیه کرده که نتیجه آن خیلی عالی بوده و مورد پسند همگان قرار گرفته است.
لهذا به جرات گفته می توانیم که این اقدام جناب احمدزی بر علاوه جوانب مثبت دیگر تنها از لحاظ اقتصادی هم عمل بس مثمر و مفید به حال کشور است.

ناگفته نباید گذاشت که یک گاو برعلاوه شیر و پشم شاخ هم دارد که در بعض مواقع می شود به نحوی احس از آنها استفاده کرد که این خود به تنهایی می تواند دلیل کافی برای درست بودن این انتخاب باشد چون کرزی در سمت شمال همیش با موانع بزرگی برخورده و نتوانسته که خود آنها را از سر راهش بردارد.

گرچه درین رابطه خاطرات ناگواری هم وجود دارد که طلاب کرام در هنگام یورش شان بسوی شمال مورد اصابت این شاخ ها قرار گرفته و متضرر گردیده بودند ولی حالا که پای استفاده ازین شاخ ها و شاخسالاران برای منافع علیای کشور و توفیق در انتخابات پیشرو در میان است مصلحت اجتماعی ایجاب تذکر آن رویداد های ناگوار را نمیکند و اگر هم اظهارات درین مورد صورت گرفته بهتر است که بالای آن خاک فراموشی انداخته شود.

با تقديم حــــــــــــــــــــــــــرمت
حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

http://haqani.funpic.de

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

29 دیدگاه
ِِساویز

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

اخیراً 27 کاندید ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری 2014 نمودند که در میان آنها ائتلاف یک تعداد شخصیت های های متضاد و جنجال برانگیز نیز دیده میشود. یکی ازین گونه ائتلاف ها، ائتلاف داکتر اشرف غنی احمدزی و جنرال عبدالرشید دوستم است که همه را شگفت زده ساخته است. برخی ها ائتلاف مذکور را ائتلاف دموکرات- جنگسالار نامیدند و برخی دیگری آنرا ائتلاف "خشونت " خواندند که فکر میشود هر دو شخصیت از خشونت عصبی و تکلیف روانی شدیداً رنج می برند. چنانچه آقای احمدزی از همان لحظات ثبت نام خود را برنده اعلام نموده و حرف از تشکیل حکومت آینده می زند بدون اینکه رقابت انتخاباتی میان کاندیدان مطرح رسماً شروع شده باشد. این در حالی بود که در انتخابات قبلی در حدود 3 فیصد رای بدست آورده بود و حالا با اتکاء به وعده های خام جنرال دوستم خود را پیش از پیش برنده اعلام نموده است. اما جنرال دوستم معاون اول وی مغرورانه و با زبان بازاری خود را برنده انتخابات در دور اول اعلام نمود، بدون اینکه رییس خود آقای احمدزی را بحساب آورده باشد. چنانچه وی گفت:" می برم میدانه می برم میدانه".

در مورد اینکه آیا واقعاً جنرال دوستم "میدان" رقابت های انتخاباتی را صرف با اتکاء به یک تعداد هوادارانش میبرد و رای میلون ها مردم دیگر افغانستان را نا دیده میگیرد، کمی مضحک و حرف مفت به نظر میرسد. چنانچه آقای دوستم در انتخابات 2009 عین لاف را زده بود و برای کرزی وعده پیروزی در دور اول انتخابات را داده بود، اما کرزی نه تنها در دور اول انتخابات برنده نشد، بلکه در دور دوم هم بدون برگزاری انتخابات توسط حامیان خارجی اش برنده اعلام شد. بسیاری آگاهان معتقد هستند که اگر حرف ها و وعده های جنرال دوستم میان تهی و لاف نمی بود، کرزی هیچ نیازی به تقلب کاری در رای مردم در انتخابات نمی داشت.

به هر ترتیب آینده نشان خواهد داد که کی در یک رقابت شفاف ، آزاد و دموکراتیک برنده میشود و کی از راه تقلب و مهندسی توسط کرزی و احمدزی به گفته دوستم " می بره میدانه".

اما در مورد شکل گیری ائتلاف دوستم و احمدزی در تحت مدیریت حامدکرزی در ارگ ریاست جمهوری افغانستان روایاتی مختلفی وجود دار که یکی ازین روایت ها در مرکز بحث مقاله کنونی قرار دارد.
چگونه ائتلاف احمدزی- دوستم در ارگ کابل ساخته شد؟

حامد کرزی از مدت ها قبل بعد از ختم مدت ریاست جمهوری اش برای ماندن در قدرت به شیوه دیگر در جستجوی راه های مختلف از لغو انتخابات گرفته تا برگزاری آن از طریق معرفی کاندید مورد اعتمادش بوده است . وی چندین کاندید مورد نظرش را از استاد رسول سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمد زی وارد میدان ائتلاف سازی های پیش از ثبت نام کاندیدان نمود. گفته میشود در آغاز دست بسوی استاد عطا محمد نور والی بلخ دراز کرد و تلاش کرد که با دادن امتیازات و معاملات پنهانی وی را بحیث ابزار سیاسی برای تقویت موقعیت کاندید مورد نظرش استفاده کند. اما نظر به اظهارات استاد عطا وی به هیچ قیمتی حاضر به فروش ارمان های مردمش برای تداوم نظام فاسد و قبیله سالار نشد. در نتیجه سناریوی اولی کرزی ناکام ماند. اما بازی کرزی به اینجا به پایان نرسید وی از طریق افراد همدست خویش به شکار افراد متزلزل ادامه داد. در انتخابات 2009 آقای کرزی توانسته بود استاد محمد محقق و جنرال عبدالرشید دوستم را با تعهدات خام بفریبد. ولی در انتخابات 2014 برایش خیلی دشوار بود که با استفاده از نیرنگ های کهنه آنها را شکار کند. اما این بار کرزی از کارت" داکتران غلجایی امریکایی بدون سرحد" استفاده نمود.

این داکتران کی ها هستند، چه مهارت دارند و دارای کدام بر نامه هستند؟

این گروه عبارت اند از داکتر زلمی خلیلزاد مامور متقاعد امریکا و مهندس بازیهای درون قومی ، داکتر علی احمد جلالی تیوریسن نظامی و داکتر اشرف غنی احمد زی مشهور به "نابغه شرق و غرب!!" همچنان داکتر انورالحق احدی رهبر افغان ملت نظریه پرداز برتری طلبی قومی از جمله داکتران نامبرده می باشد.

به نظر بسیاری آگان همه این داکتران از لحاظ تباری به قبایل غلجایی تعلق دارند و دارای افکار پشتونیستم خیلی خطرناک برای افغانستان هستند . هم چنان آنها در گذشته از جمله تیوریسن ها و حامیان طالبان بودند و روابط نزدیک با امریکایی ها دارند. بعد از یازدهم سپتمبر در تحت حمایت غرب تحت نام های دپلومات، نماینده خاص بوش، دموکرات، تکنوکرات، سیاست مدار و "متفکر بزرگ جهان" وارد سیاست افغانستان شده نقش کلیدی در ساختن نظام کرزی بر اساس تفکر تمامیت خواهی بازی نموده اند. آنها را مردم افغانستان داکتران بدون سرحد بخاطر عدم تعهد و دلبستگی شان به افغانستان می نامند. آنها در یک جیب پاسپورت امریکایی دارند و در جیب دیگرشان افغانی. در وقت قدرت طلبی به افغانستان می آیند از کارت قوم و نیروی امریکایی استفاده می کنند و در روز مصیبت افغانستان را رها کرده نزد امریکایی ها بر می گردند و از مصیبت افغانستان در سطح بین المللی تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند.

گروه مذکور نقش خیلی کلیدی ، تجارب و مهارت بزرگ در فریب دادن، خلع سلاح نمودن، بد نام ساختن، به حاشیه راندن و تحمیل نظام ریاستی متمرکز بر رهبران منسوب به شمال دارند. ازینرو ماموریت این گروه در آستانه شکل گیری ائتلاف های سیاسی ایجاد تفرقه اندازی و جلب افرادی ضعیف النفس و" کله خام سیاسی" از میان گروه های موسوم به جبهه شمال بود. چنانچه برخی اعضای داکتران بدون سرحد مثل خلیلزاد و جلالی بازی را از میزبانی جنرال دوستم شروع کرده و تلاش کردند ظاهراً بدون دخالت کرزی از میان شخصیت های کلیدی شمال سرباز گیری کنند. اما تصور میشود که دو مسئله اساسی باعث اختلافات شدید میان آنها شد؛ یکی مسئله نوع نظام سیاسی و دیگری مسئله رهبری سیاسی. گروه داکتران بر تداوم نظام ریاستی کنونی و رهبری سیاسی پشتون تبار تاکید می کردند. اما بسیاری گروه های منسوب به شمال خواهان تغییر نظام ریاستی کنونی به نظام صدارتی و پشتون بودن را شرط اساسی رهبری کشور نمی دانستند.

اما آقایان داکتر درین مرحله بازی موفق نشدند به اهدافشان برسند و در نتیجه گروه های شمال ائتلاف جدیدی سیاسی موسوم به " اتحاد انتخاباتی افغانستان" را که در آن به تعداد بانزده حزب و جریانات سیاسی افغانستان باهم پیرامون اهداف و برنامه معین سیاسی توافق کرده بودند، تشکیل دادند. نظر به محتوای نامه استاد محقق به دوستش آقای یاسا ، جریان اتحاد انتخاباتی در نتیجه اختلافات بر سر رهبری و زیاده خواهیجنرال دوستم برای مقام معاونیت اول دچار بحران و فروپاشی شد. این در حالی بود که کرزی و آقایان داکتر تا آخرین روز ها خیلی نا امیدانه در جستجوی معاون اول برای داکتر زلمی رسول و یا داکتر غنی احمدزی از میان رهبران مطرح تاجک بودند.

برخی ها فکر می کنند در نتیجه اختلافات میان رهبران جریان انتخاباتی به اصطلاح جایزه ممتاز تکت لاتری گروه کرزی بر آمده از بن بست و سرگردانی نجات یافتند. در نتیجه ضیا مسعود بحیث معاون اول زلمی رسول در آمد و جنرال دوستم بحیث معاون اول در کنار غنی احمدزی قرار گرفت. بدین تر تیب کرزی و داکتران بدون سرحد روح تازه یافتند وتوانستند در انتخابات چندین کاندید مورد نظر از استاد سیاف گرفته تا زلمی رسول، قیوم کرزی و غنی احمدزی را وارد میدان بازی در مقابل داکتر عبدالله یگانه کاندید مطرح و نیرومند نمایند.

به نظر می رسد که کرزی بیشتر بر سر غنی سرمایگذاری می کند و کاندیدان دیگر نقش فرعی و تاکتیکی را بازی خواهند نمود. این در حالیست تقریباً نیمی از کابینه و افراد نزدیک به وی خود را کاندید نموده و چشم به قدرت دوخته اند. به نظر بسیاری آگاهان انتخابات 2014 بیشتر از هر وقت دیگر پیچیده تر و دراماتیک تر خواهد بود.

چه چیز را احمدزی و دوستم با ائتلاف شان بدست آوردند و یا از دست دادند؟

ِِساویز

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

بخش دوم:
جنرال دوستم:

– بدون شک بدست آوردن مقام معاونیت اول برای جنرال دوستم و بسیاری طرفداران شان یک دست آورد مهم است. ولی در عمل مقام معاونیت شکل تشریفاتی دارد و قدرت در دست رییس جمهور متمرکز است. این در حالی بود که جنرال دوستم تا چند روز قبل سر قوماندانی قوای مسلح افغانستان که یک پست تشریفاتی بود، کار می کرد ، ولی هیچ کسی به اوامر وی ارزش قایل نمیشد. در نتیجه وی ماهیت مقام های تشریفاتی را نسبت به هر کسی دیگر خوب می داند.

– جنرال دوستم و طرفدارانشان همواره حرف از نظام فدرالی و تمرکز زدایی می زنند، ولی در عمل در برابر چند تا مقام بی ارزش کمر حاکمیت تمامیت خواهان را بسته می نمایند. این نشان دهنده این است که آنها بیشتر از نام ازبک ها بحیث دلال قومی استفاده می نمایند، بدون آنکه کدام باور و بینش راهبردی برای تقسیم قدرت بگونه عادلانه میان همه مردم افغانستان را داشته باشند.

– به نظر برخی آگاهان جنرال دوستم فکر می کند که با معذرت خواهی از پشتونها و دادن رای ازبک ها برای ریاست احمدزی، آنها کینه انتقام خون طالبان در دشت لیلی را خواهند بخشید. شاید احمدزی بخاطر منافعش رفتار دوستم با مردمش را موقتاً فراموش کند، ولی فراموش نباید کرد که در فرهنگ قبیلوی نه معذرت خواستن جای دارد و نه بخشیدن، فقط انتقام و بدل می تواند مشکل را حل کند.

- جنرال دوستم در بد قولی و عهد شکنی در سه دهه اخیر شهرت آفاق است. تعهد شکنی اخیر و حتا سوگند خوردن وی در تاشکند بقول استاد محقق نشان دهنده اینست که او یک انسان فرصت طلب و غیر قابل اعتماد است. این در حالی بود که دوستم به ظاهر حرف از برادری با هزاره ها و دوستی با محقق می زند ولی عهد شکنی اخیر وی نشان داد که وی بخاطر مقام از فروش نزدیک ترین دوستان خود هم دریغ نمی کند.

برخی ها ائتلاف احمدزی-دوستم را مشابه به ائتلاف شورای هماهنگی 1994 که به ابتکار پاکستان، ازبکستان و ترکیه شکل گرفته بود، تصور میکنند که منجر به تخریب کامل شهر کابل و قتل عام مردم عام شد و در نهایت به ظهور طالبان، فرار گلبدین به ایران و فرار دوستم به ترکیه انجامید. اما اگر این ائتلاف این بار نیز بر اساس چنین سنارویی ایجاد شده باشد، پیامد های آن خیلی خطرناک برای افغانستان خواهد بود. ازینرو بسیاری ها فکر میکنند که ائتلاف اخیر دوستم با غنی احمدزی بزرگترین اشتباه سیاسی وی در سه دهه اخیر خواهد بود که قبل از همه بهای آنرا مردم شریف و آزاده ازبک خواهند پرداخت. مردم خوش باور ازبک بار دیگر قربانی" خام فکری سیاسی" خواهند شد و دوستم در روز های دشوار مثل گذ شته به ترکیه فرار خواهد کرد.

ساویز

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

بخش سوم واخیر:

داکتر احمدزی:

– با جلب جنرال دوستم در واقع تیم ارگ نه تنها از بن بست و سر گردانی برای پیدا کردن معاون اول از میان تاجکان مطرح نجات یافت، بلکه موفق شد گروه رقیب سیاسی اتحاد انتخاباتی را تضعیف نموده و از اختلافات آنان سود ببرد. اما در عوض با جلب دوستم که قبل از همه آقای احمدزی وی را جنگ سالار و قاتل می نامید،القاب تکنوکرات و متفکر جهانی اش را زیر سوال برده و به نظر می رسد که وی بخاطر رسیدن بقدرت حتا از معامله با شیطان هم رو گردان نیست.

– درین شکی نیست که با جلب حمایت دوستم، احمدزی خواهد توانست، رای یک تعداد ازبکهای وفادار به جنرال دوستم را بدست بیاورد و در موقعیت بهتر نسبت به انتخابات 2009 در شمال قرار گیرد، ولی در عوض از رای تاجکان محروم شده و بدون آنها از مشروعیت لازم برخوردار نخواهد بود. به نظر برخی ها از دست دادن رای تاجکان در واقع موقعیت داکتر عبدالله بیشتر تقویت خواهد یافت. این در حالیست که فکر میشود تنها نفوس تاجکها در کابل، هرات، پروان و بدخشان بیشتر از نفوس کل ازبک های افغانستان است.

– بسیاری ها فکر می کنند که احمدزی با بدست آوردن دوستم بسیاری پشتونها را که جنرال دوستم را قاتل دست جمعی طالبان پشتون در دشت لیلی می دانند، از خود ناراضی کرده است. هر چند جنرال دوستم از جنایات گذشته معذرت خواسته است، اما به نظر بسیاری آگاهان نه تنها جنرال دوستم تبرئه نخواهد شد ، بلکه به پیروزی احمدزی نیز کمک نخواهد کرد. افزون بر آن اعترافات دوستم می تواند فشار های جامعه جهانی و حقوق بشر را ازدیاد ببخشد.

– برخی باور دارند که یکی از اهداف پشتونیسم را ایجاد تفرقه قومی و زبانی در شمال میان اقوام غیر پشتون تشکیل می دهد. فکر میشود که با قبولی جنرال دوستم به مقام معاونیت اول بجای تاجکان ، عملاً پشتو نست ها به اهداف شان رسیده و در انتخابات و پس از آن تنش های زیادی میان ازبک ها و تاجکان که قرن ها در برادری در کنار هم زندگی کرده اند، آغاز خواهد شد. این برای پشتونیسم طلایی ترین فرصت تاریخی خواهد بود.

- یکی دیگر از تبعات ائتلاف احمدزی و دو ستم ساختار شکنی است. زیرا حکومت کرزی بویژه داکتر احمدزی، مهندس نظام متمرکز ریاستی افغانستان بر اساس سلسله مراتب قومی، کدام جای شایسته حتا تشریفاتی هم برای ازبک های افغانستان در هنگام تحمیل نظام تمامیت خواه شان در لویه جرگه قانون اساسی در نظر نگرفته بود. اما با قبولی دوستم بحیث معاون اول خود ساختار شکنی کرده وبدین تر تیب سیستم خود را بی اعتبار ساخته است.

– آقای احمدزی فکر می کند که بودن دوستم در مقام معاونیت اول، می تواند حمایت ازبکستان و ترکیه حامی سنتی دوستم را نیز بخود جلب کند. اما برخی آگاهان معتقد هستند که پان ترکیسم بعد از فروپاشی شوروی سابق در آسیای میانه و بویژه در شمال افغانستان ازطریق جنرال دوستم جای پای گسترده پیدا نموده است. چنانچه پان ترکیست ها در تحت رهبری ترکیه با همراهی پاکستان در اکثر بازی های دوستم از ساختن شورای هماهنگی گرفته تا ائتلاف سازی ها، بد قولی ها و جنگ های داخلی نقش کلیدی داشته است.

در 12 سال اخیر ترکیه از طریق حضور نظامی ناتو در تامین امنیت و در تحت نام میانجی صلح میان دولت کرزی و طالبان عملاً در سیاست های کلان افغانستان جای پای باز کرده است. در انتخابات 2009 بر اساس نامه آقای محقق با آقای یاسا ترک ها نقش اساسی در حمایت دوستم از کرزی بازی نمودند. و لی ترکیه صرف از دوستم بحیث ابزار در سیاست های کلان پان ترکیستی استفاده نموده، کوچکترین کمکی به گرفتن حقوق ازبک ها از حکومت کرزی نه نموده است. ازینرو بسیاری ها فکر می کنند که این بار نیز شاید ترکیه نقش اساسی در سقوط اتحاد جبهه ملی توسط جنرال دوستم و پیوستن وی به گروه کرزی- احمدزی بازی نموده باشد.

سنگ شکن

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

چمبر علی (غووول علی) زویه تو خو گفته بودی که در کابل پرس? کاپرا جمع است و دیگر هیچ پیام در کابل پرس نمینویسی! چیطور شد که زیر قولیت زدی!؟

محمد

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

آقای ساویز، شما اینقد ر تنگ نظر وبخیل بوده ا ید ، بانامزاد شد ن جنرال د وستم به حیث معا ون ا ول یکی ا ز کا ندید های ا حتما لی ریا ست جمهوری افغانستان
شما را لرزه گرفته ا ست چه کرد ن خود را نمیدانید به پارسسیزم شما شکست افتیده ا ست . اینرا هم بدانید نفوس قابل ملاحظه ولایت بدخشان هم قوم ( اوزبیک ) تورک تبارهستند د رولایت باستانی هرات هم تورک تبارها سلتجوقی ها الحمد الله زیاد هستند د ر کابل هم ( ا وزبیک ) ها زیاد هستند والسلام

چمبر علی

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

اقای محمد ! من راستی هم بری چن وخت به طور احتجاج از کابل خدا حافظی کردم ، ولی حالا که میبینم ، متعصبین باز پا را از گیلم خود دراز کشیده است، باید در برابرش ایستاد شوم ...
دوهم : من گپهای اقای محمد را تائید میکنم، چرا بعضی ها به معاونیت اول ریاست جمهوری افغانستان که از برادران ازبک ماست، حسادت میکنه . پیش ازین مردم فکر میکردن که این دشمنی تنها در برابر پشتونها وجود داره ، ولی حالی باید یقین کرد، که تعصب یک بخش مهم فطرت همین جاسوسها است، و در برابر هر قوم میتانه دهن بی بریک خود را باز بکنه، و این هم یک ضرورت تاریخی است برای پشتونها و ازبیک ، ترکمن ، و بلوچ ها که با هم یکی شوه ... تا زبان های خود را دوباره به پا ایستاده کنه، و گرنی بلاک ایرانیزم ، این زبانها را محو خواد کرد ...

جمال

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

محمد جان تو لوده هـم مثل دوستم لوده صد بار از يك غار گزيده ميشويد اما عبرت نمى گيريد، عقل نباشد جان در عذاب است

davlat bek darvozi

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

berodaroni uzbek mo mardomi tajik hazora az maovin aval bodani g.dostom khafa wayaki noroz nestem ai kashki dostom khod ro kandidi riyasat jamhori mekard mo ba qoran qasam mekhoremki tamomi tajik hai 9 vlayati shamal ba dostom rai medadem vale afsos ki ba kasi pai vast ki o trorist ho ra baojod avarda ast o padari nektoi poshi tolib ha ast shmo beradarani uzbek khodto medoned tolib dshmani tajik uzbek hazara mebashad wa in ashraf gani hamrahi mlaumar yak hadaf darand faqad nabode mo wa sgomo mebashad dar toli chandin sal hama didem tajik ha wa uzbek ha dar 9 vlayati shamal qarnha manandi baradar zindagi kardand hata khon sharik shdaand yagan moshkil dar toli tarikh bani anha naboda ast dar afghanista an qadar qarabati ki baini tajik wa uzbek ujod darad dar baini digar miliyatha ujod nadarad yagan tajiki ki dar barai qaomi uzbek nadrst menavesad o az tajik hai vlayathai shmal nest wa yaki tarikh ra namedanad magar afsos sad afsos ki ganral dosto khod ra intikhab nakard baz ham megoemki tamami tajiki shmal dostom ra rais jamhori khod intikhab mekard wa maovini doshmani qasam khrdai tajik uzbek hazara shd haman gror wa himati tajik uzbek ra ba badi fana dad shma beradarani uzbek wa mo tajik ha khob medanem ki tajikha wa uzbekha chi dar shimali afghnistan wa chi dar uzbekistan chi dar tajikistan hazaran hazar sal yak ja zindagi kardand wa meknand tarikh gvah ast az abdulla karda bamo dostom behtar bod magar mo felan nametavanem ba dshmani sari khod kipadari troristha ashrafgani ast rai bdehem vijdanima na mepazirad beradarani uzbek shma jan wa qalbi ma asted magar dshman dar baini ma wa shma tafriqa meandazad nimi khesh wa qaomi ma uzbek ast ma az on ha jida shdanametavanem bayad tamami ravshan fikrani uzbeki ma jam meshdand dostom ra mefahmanidand ki to chi kambod dari 30 sal mbariza kardi dar wanat dar baini qaomat bodi tamami mardomi ba savadi shmal ham tajik wa ham uzbek tarafdarat ast khod ra in tikhab kned bsyar kari khob meshid wasalam gif,jpg,png

چمبر علی

گــاو و گــوســفند بجــای ملی و شــلغم

اقای دولت بیک درزابی صاحب ! اگر تکلیف نمیشه این بخش نامه محقق را بخوان ، تا یک کمی به معلوماتت اضافه شوه ... " اگر تیم را با داکتر عبدالله تشکیل میدادیم باید معاون اول را پشتون انتخاب میکرد یم زیرا داکتر عبدالله اگر چه پدرش پشتون قندهارى ومادرش تاجک پنجشیرى است ولى قوم پشتون اورا تاجک حساب میکنند فلهذا باید معاون اول پشتون میشد وباز هم معاون دوم باید هزاره میبود . اگر منظور شما این باشد که پشتون ازتکت حذف شود افغانستان بطرف تجزیه میرفت اگر منظور این باشد که حق هزاره را به جنرال بدهم پس جواب مردم هزاره را چه بگویم .
دوست شما أقاى زکى استدلال میکرد که ما از این جهت معاونت میخواهیم که اگر معاونت به اوزبک داده نشود مانمیتوانیم رأی اوزبک را بدست بیاریم ، این دلیل شان قانع کننده نبود زیرا عین معذوریت در جانب هزاره وپشتون هم هست در تکتى هزاره نباشد هم هزاره راى نمیدهد واگر پشتون نباشد کار مشکل تر "

تو بیچاره به خدا قسم میخوری که اگر دوستم به ریاست جمهوری خوده کاندید میکرد، همه تاجکها بریش رای میداد ... ولی اینجا ببین، که تاجکها و هزاره ها حتی به معاونیت دوهم هم به جنرال دوستم تن نمیداد با اینکه 10 در صد امکان برد آن تیم هم وجود نداشت ... ولی پشتونها بریش معاونیت اول داد، با اینکه برد تیم آنها 90 در صد وجود داره ... اگر تو جناب عالی به جای جنرال دوستم میبودی کدام را انتخاب میکردی ؟؟؟

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 29 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس