اشرف غنی احمدزی در سال 1328 خورشیدی(1949 ميلادي) در ولايت لوگردر یک خانواده کوچی بدنيا آمده است. درزمان حکومت طالبان وی یکی از حامیان معنوی آنها بوده و همواره در صحبت هایش این رژیم را یک حکومت مردمی معرفی می کرد. حالا درافغانستان در انظار عمومی لباس محلی افغانی بسیار نامرتب می پوشد و خود را به خاک و خاشاک هم که شده می مالد و از امنیت می گوید: " اگر افغانستان به سطحی از فقر برسد که مجبور شویم علف بخوریم، باز هم نیروهای امنیتی خود را تقویه می کنیم." اما در جاهای دیگر مخصوصا بیرون از کشور با ظاهر بسیار آراسته ظاهر می شود و از دولت فعلی شدیدا انتقاد می کند، دولتی که خود یکی از پایه گذارانش به حساب می آید.
اشرف غنی احمدزی به يکی از متعصب ترين چهره های سیاسی افغانستان معروف است. وی در دوره حکومت انتقالی
و دولت اسلامی افغانستان به رياست حامد کرزی به عنوان مشاور ارشد و وزير مالیه فعالیت نموده، از وی همواره به عنوان یکی از پایه گذاران دولت جدید مخصوصا سیستم مالی و پولی، پس از طالبان که عنوان یکی از فاسد ترین دولتها را ازآن خود کرده یاد می شود . برخی مقامات افغانستان مدعی اند که او زمانی که وزير ماليه بود، پول های هنگفت دولت را در حساب شخصی خود نگهداری می کرد.
همچنین اشرف غنی احمدزی که به گفته بعضی از رسانه ها به جاسوس انگلستان معروف است، تلاش های زیادی را برای جلب توجه مقامات آمریکایی روی دست گرفته است و از طرفی هم شدیدا به نفع طالبان کار می کند، و در این قسمت با پست ریاست کمیسیون تنظیم روند انتقال سنگ تمام گذاشت.
اما شناخت من از اشرف غنی احمدزی بر می گردد به زمانی که وی طبق برنامه ی از قبل تعیین شده به صورت غیر قانونی توسط حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان به ریاست دانشگاه کابل گماشته شد. قبل از آن تصویر روشنی از ایشان نداشتم، البته بعد از آن هم هیچ وقت قادر نشدم شخصی به اسم اشرف غنی حمدزی را درذهنم تعریف کنم. اینکه واقعن اشرف غنی احمدزی چه کسی است؟! آن زمان من دانشجوی سال اول دانشکده ی ژورنالیزم دردانشگاه کابل بودم وی دیکتاتوری به نظر می رسید که در شیوه ی به ظاهر دموکراتیک، روش بسیار آمرانه و شبیه استبداد را به کار می بست. در جلسه عمومی دانشجویان به مشکلات آنها گوش می کرد و در عین حال شیوه ی اداره بسیار دیکتاتوری داشت. با استادان به صورت خشمگینانه برخورد می کرد و با زبان بسیار خشن صحبت می کرد، طوریکه برخورد آقای اشرف غنی احمدزی شده بود موضوع خنده دانشجویان و با یک بار گذشتن از کنار پنجره اتاق شان و شنیدن طرز صحبت شان با زیر دستان می شد به روشنی متوجه شد.
کارهایی که آقای اشرف غنی احمدزی در دانشگاه کابل انجام داد همه برنامه های از قبل مهندسی شده و به ظاهر بسیار آراسته شده بودند.
1- در زمان ریاست وی دانشجویان برای ورود به دانشگاه نیاز به پوشیدن لباس رسمی نداشتند، مساله ای که به عنوان بخشی از نظم نانوشته ی دانشگاه بود و من هرگز نمی توانم این مساله را به هویت ملی ربط بدهم، بلکه آن را واکنش قبیله در برابر آن چه غیر از خود است می دانم.
2- مساله زبان تدریس در زمان ریاست آقای اشرف غنی احمدزی در دانشگاه کابل مطرح شد و قرار بر این بود که موضوعات درسی به هر دو زبان پشتو و دری چاپ و تدریس شوند، اما این فقط یک آغاز راه برای از بین بردن زبان دری و جایگزینی زبان پشتو بود که در نتیجه هنوز هم بر سر واژه دانشگاه و پوهنتون اختلاف نظر وجود دارد. در این زمینه استاد "عین الدین نصر"، استاد زبان شناسی دانشکده ی زبان و ادبیات دانشگاه کابل در یک مصاحبه که در سایت فراتر از مرز منتشر شد گفته:"پشتون ها یک نوع احساس تقدس دارند. متاسفانه از سال ها به این سو ما شاهد حرکت های تبعیض آمیز و اعمال استبدادی و فاشیستی از سوی برخی از افراد و نهادهای مریض علیه سایر هویت ها و به ویژه هویت پارسی زبانان در کشور بوده ایم.
چون رشته ی اصلی من زبان شناسی است، مجبورم به پرسش های شاگردانم پاسخ دهم. برای مثال یک روز بحثی در باره ی <اتن> مطرح شد که آن را <بازی ملی> می گویند. من در پاسخ گفتم که ما چیزی به نام بازی ملی نداریم، بازی ملی به بازی ای گفته می شود که در کل سطح کشور رایج باشد. حتی من با آن که از سمت شمال هستم، بزکشی را بازی ملی نمی توانم بگویم، به این دلیل که خاص سمت شمال است و اتن هم خاص پکتیا است. بعد بین دو نفر از شاگردان فارسی زبان و پشتو زبان دعوا شده بود.
شاگرد پشتون من که یک دختر بود، در پیش یک سلسله حلقات فاشیستی شکایت کرد که در ساعات درسی استاد نصر بحث های ضد ملی مطرح می شود. آقای اشرف غنی احمدزی رئیس وقت دانشگاه از این مساله آگاه شد. وی یک روز مرا خواست، مفصل صحبت کردیم. من در همان جا برایش گفتم، من فارسی زبان و زبان شناس هستم، مجبور هستم با زبان خود صحبت کنم و صادقانه آنچه که می دانم را در اختیار دانشجویانم قرار دهم. به همین خاطر کاری کرده نتوانست و بلاخره مساله حل شد. در همین زمان با طرح یک توطئه علیه استاد ضیاء رفعت ایشان را از دیپارتمنت بیرون کرده بودند. همراه با او دوسیه یی برای من ساختند و مرا متعصب و ضد فرهنگ دیگران خواندند".
3- امروزه در دانشگاه به جای این که روی مسایل بزرگ علمی و فرهنگی صحبت شود روی موضوعات کاملن بیهوده مثلن اینکه لوحه دانشگاه به کدام زبان باید باشد وقت تلف می شود. در حالی که این مساله ی بسیار ساده است و به آسانی می تواند حل شود، اما نه تنها دانشجویان و اساتید که حتی پارلمان کشور درگیرآن شده است. همچنین سهمیه بندی ورود به دانشگاه دست آورد دیگر از طرح های مهندسی شده توسط آقای احمدزی می باشد. باز هم سخنی از استاد عین الدین نصر: "اکثر کسانی که در راس دانشگاه قرار میگیرند پشتونها هستند. در حالی که خودشان شعار تعادل قومی را میدهند. اصلاً در ساختار نه تواناییها مدنظر قرار میگیرد و نه مسالهی تعادل زبانی؛ و کسی که از اقوام دیگر باشد برایش دسیسه میسازند. حتا دیپارتمنت فارسی دری و پشتو در دانشکدهی زبان و ادبیات از هم جدا است و با هم روابطی ندارند. با وجودی که سالها در کنار هم روبهرو قرار دارند قربانی سیاست فاشیسم شدند. برای مثال اگر یک حرکتی در دانشگاه به وجود بیاید برادران پشتون هیچ وقت در کنار ما ایستاد نمیشوند؛ ولو حق خواهانه باشند."
4- در زمان ریاست آقای اشرف غنی احمدزی شعله های تبعیض و تعصب قومی به اوج خود رسید، طوریکه با دانشجویان غیر پشتون به صورت علنی برخورد توهین آمیز می شد. مخصوصا با دانشجویان هزاره، صحبت از این قرار بود که به دانشجویان هزاره نباید اجازه داده شود تا نمرات بلند بگیرند. قبل از آمدن آقای احمدزی دانشجویان هزاره در اکثر دانشکده ها موقعیت های خوب در کلاسهای درسی داشتند و اکثرا اول، دوم و سوم نمره بودند، اما با آمدن ایشان طرح به صورت پنهانی برنامه ریزی شد که نباید به دانشجویان هزاره اجازه داده شود نمرات بلند بگیرند. اگر این روند ادامه پیدا کند، اکثر دانشجویان هزاره در کدر قرار خواهند گرفت و این چیزی نیست که بشود قبول کرد. خودم یکی از قربانیان این ماجرا بودم. در سال دوم ژورنالیزم من از موقعیت شاگرد ممتازی به پنجم رسیدم و این دقیقن مربوط به مضمون "پشتو" می شد.
نظرات
11 دیدگاهاشرف غنی احمدزی، طالبی که می خواهد رییس جمهور شود
اشتباعات دوستم و خطاهای دوستم نابخشودنیست- دوستم که در تار وپود انگلیس و ترکیه گرفتار مانده -هرگز به مدنیت برگردان نیست. این دوستم نمک حرام با دشمن هزاره ها یعنی کوچی طالب بخاطری یکحا شده که به هزاره ها دشمنی خود را نشان دهد که اگر از اوامر ترکیه سرکشی کنید ومانند دو انتخابات گذشته با تیم کرزی بدون امتیاز قرار نگیرید - وی یعنی دوستم به کوچی های طالب میپیوندد-
ای دوستم نمک ناشناس