در 11 سال گذشته حقوق بشر به تجارتی پرسود در افغانستان تبدیل شده است. گروه های تجاری مختلف زیر نام حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان که گاه با شبکه های استخباراتی نیز بی ارتباط نمی باشند، فعالیت های خود را گسترش داده و به پول های گزاف دست یافته اند.
در این میان گروهی که خود را "شبکه جهانی عدالت" می نامد و تحت سرپرستی زنی بنام تینا فوستر (Tina Monshipour Foster) فعالیت می کند دفاع از گروه تروریست های افغان در افغانستان را بر عهده گرفته تا در کنار وکلای قبیله همچون نصرالله استانکزی، بازوی حقوقی تروریست های افغان باشند. این در حالی ست که گروه های حقوق بشر خواستار پیگرد طالبان به دلیل ارتکاب جنایات جنگی می باشند.
بازی کثیف سیاسی در افغانستان همچنان پیش می رود؛ تروریست های افغان که روزی با کمک استخباراتی و نظامی کشورهایی چون پاکستان، عربستان، انگلستان و آمریکا قدرت را در دست گرفته بودند و در دو دهه گذشته جان ده ها هزار تن را گرفته و آوارگی میلیون ها تن را منجر شدند، اکنون به قربانیانی قابل دفاع تبدیل شده اند. دلالان حقوق بشر همچون گروه تینا فوستر بدون اشاره به جنایات شدید و بی شماری که گروه تروریستی قومی طالبان علیه مردم بويژه زنان و غیر پشتون ها براه انداخته بودند و بدون خواست محاکمه ی آنان، در کنار رژيم مافیایی کرزی قرار گرفته اند تا این تروریست ها همراه با حکومت و طالبان جنگ خونین خود را علیه مردم بی دفاع، برای تحکیم حاکمیت پشتونیزم ادامه دهند.
عکس از اشپیگل
حکومت طالبانی کرزی تروریست های افغان را با تشویق و دعا و سلام از زندان آزاد کرد!
دو شنبه 10 سپتامبر 2012,
عکس از رویترز

نظرات
40 دیدگاهبازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
اوغانها طالب و تاجر راتب پوپل رییس وطن گروپ
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
اقای بی وطن،
شما در پیام تان که با عکس یک خانم همراست، مینویسید: "آری جناب هموطن و نادر جان تامل کنید!!! ایا دفاع از جنایت کار تاریخی خود شراکت در جرم انان نیست؟؟! به وجدان تان مراجعه کنید! اگر انر دارا میباشید! "
جناب محترم، لطفاّ یک نقل قول و یا سطری از من برای اثبات اتهام تان بالای من بنویس، که من در کجا و از کدام جنایتکار دفاع کرده ام. اگر این اثبات را بیاوری، من همین لحظه از شما و خوانندگان کابل پرس? معذرت خواهم خواست.
در غیر آن، شما نتنها بی وطن بلکه دروغگو و بی عقل نیز تشریف دارید، و باید از اتهامات دروغین و سرتنبگی هایت معذرت بخواهی. اما من یقین ندارم که این بزرگواری در شأن تو باشد، که از دروغ هایت معذرت بخواهی.
(آقای هموطن خودش جواب تانرا نوشتند).
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
جناب نادر سلام!
شما یی که بنده را به دروغ گویی و سرتنبگی متهم نموده اید، یک بار نظر تان را به دقت در بالا مرور بنمایید که چه اراجیف را در این صحفه تحویل مان داده اید! شما به اضافه این که تمام نظریات اقای هموطن را تاید میکنید؛ اضافه مینماید!:« از نگاه قانون همه انسانها باهم مساوی اند و قانون بالای همه باید یکسان تطبیق شود.
اگر ما دشمنان خود (طالبان) را ازین حق قانونی شان محروم سازیم، باید انتظار آنرا داشته باشیم، که کسی دیگری میاید و مارا از حق که قانون به ما داده، نیز محروم سازد. همان است که در جامعه عوض عدالت و مساوات، انارشیستی و وحشت جاگزین میشود، طوریکه فعلاّ نمونه این انارشیستی را در افغانستان شاهدیم....» دوست عزیز در نظر شما تناقضات محض موج میزند! یک کمی سطح دانش و سواد تان را بالا ببرید! ما طالبان را از کدام حق شان نباید محروم بسازیم؟! یعنی ازادشان بگذاریم که به کشتن و تداوم وحشت و انارشیسم ادامه بدهند؟! آیا این حق خواهی است، یا دفاع از قاتل و ادم کش؟! آیا حق من که ضررم به مورچه هم نرسیده است با یک جریان فاشیستی وحشت زا سه صد ساله که یک جامعه را با زور وحشت ترور ، انتحار،فریب و تریاک میخواهند به قهقرا غرق بنمایند یکی هست؟ آیا ما ها دارای حقوق و مزایای مساوی هستیم؟
دوست عزیز که بما حق داده است؟ مشخص کنید! و کیها میخواهند این حق را از ماها بگیرند! و چرا پشاتین با تمام قدرت بر ضد نیرو های خارج به نبرد بر خواسته اند و...یکی کمی به سخنان تان تامل نموده و بعد در میدان بیندازید!! من نی تنها معذرت نه میخواهم، بلکه این شماها هستید که در تبانی استبداد و خونخواری سه ساله قرار گرفته اید و از این بابت از مردم، جامعه قربانی شده و تاریخ معذرت بخواهید!! در ضمن جامعه و مردم را آن قدر کودن هم فکر نکنید!! مرگ استبداد نزدیک است ! چه شما بخواهید و یا نخواهید!
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
سلام متقابل به آقای بی وطن،
شما مینویسید: "ما طالبان را از کدام حق شان نباید محروم بسازیم؟! یعنی ازاد شان بگذاریم که به کشتن و تداوم وحشت و انارشیسم ادامه بدهند؟! آیا این حق خواهی است، یا دفاع از قاتل و ادم کش؟! "
عزیزم، این نوع استدلال را کج بحثی گویند. مردم به اینطور کج بحثی میگویند " من از ده گپ میزنم، تو از درخت ها".
من در کجا گفتم که طالبان و قاتلان و جنایتکاران را باید آزاد گذاشت که به کشتن و جنایات ...شان ادامه بدهند؟
یکبار دیگر برایتان تکرار میکنم:
در همه قوانین بین المللی و قوانین اساسی اکثر ممالک به مجرمین (ولو که طالب یا القاعده هم باشد) این حق داده شده، که برای خود یک وکیل مدافع بگیرند. ممالک غربی حتی یک قدم جلوتر میروند. در صورتیکه یک مجرم پول یا دیگر امکانات را نداشته باشد، که وکیل مدافع دلخواه خود را انتخاب کند، دولت مؤظف است، یک وکیل مجانی در اختیارش بگذارد.
بعد محکمه و قاضی مجازات مجرم را تعین میکند. شاید این مجازات در بعضی ممالک حتی منجر به اعدام مجرم باشد.
من هشدار دادم، که دیگران این حق یعنی ( داشتن یک وکیل مدافع) را نیز از ما سلب خواهند کرد....
این کار در زمان حاکمیت ظاهرشاه، خلق و پرچم، در دوران دولت جهادی و طالبان یک عرف عمومی بود و تا امروز ادامه دارد . هرمجرم با دادن رشوه آزاد و هر بیگناه بدون داشتن یک وکیل مدافع یا یک محکمه عادلانه به قهقرأ عازم میشود. (از دوران های قبل از طاهر شاه که اصلاّ یاد مکن).
میخواهی که این بی عدالتی ادامه یابد؟
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
روزخوشآقاى عزيزى,
"بازی کثیف سیاسی" و "کثیف شمایید " بسيار فرق دارد! شما انسان را کثیف خطاب نموديد نه تنها يک انسانرا بلکه همه را که "افغان" نيست!
اطلاق واژه " افغان که صفت و همچم (مترادف) مردم شريف پشتون مى باشد به کليه مردمان غيرپشتون يک بازى کثیف,
پليد و زريکانه (دومين کثافت سیاسی) بود و آنهم از سياست "روباه پير" يعنى انگلستان بود که نام کشور خورشيد را "افغان ستان"= آه و ناله و فرياد و شيون و فغان ماند! اولين بازى کثيفت سياسى جبرى! چنين بازى هاى کثیف سیاسی را حاکمان دولتى پشتون= افغان= پهتان زياد انجام داده اند.
سید جمال الدین اسد آبادى ويا افغانى ریشه و معنی کلمه "افغان" را در فصل اول کتاب خود زير عنوان "تتمة البيان في تاريخ الأفغان (" بيانات متعاقب پيرامون تاريخ افغانان") روشن ساخت. بقول اين تاريخ نگار گذشته ايران واقوام افغان (اقوام پشتون) "افغان" و" فغان" فریاد و ناله , زارى شیون و واویلا و شکايت, داد و نالشت معنى مى دهد . کتابسید جمال الدین افغانى پس ازمرگ اش درزمان عبدالرحمان خان درسال 1901 در مصر چاپ شد و ترجمه پشتو بعد توسط "فرهنگستان پشتو" در کویته، پاکستان در سال 1979 منتشر شد .
الافغانى که الکابلى هم تخلص کرده
در فصل اول کتاب خود زير عنوا ن"تتمة البيان في تاريخ الأفغان (" بيانات متعاقب پيرامون تاريخ افغانان") مى نگارد :
"فارسيان به پشتونها "افغان" و هنديان "پتان" مى ناميدند. و دلیل آن بود، زمانی که " بخت نصر" آنها را دستگیر مى کردند" فریاد و ناله مى کشيدند. فارسیوان معمولی آنها را "اوغان" مى ناميدند، ،برخی از قبایل پشتون که در قندهار زندگی می کنند وخود شان را "پشتون" و یا "پشتان" مى ناميدند، ... و افغان که در خوست کرم و باجور زندگی می کنند، خود را "پختو" و "پختان" مى ناميدند، ("تتمة البيان في تاريخ الأفغان چاپ مصر ,1901 , ص1901
کتاب "تتمة البيان في تاريخ الأفغان" به زبان عربى اکنون در انترنت به گونه ديجتال قابل دريافت است.
و تاچه وقت بازی هاى کثیف سیاسی?
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
به همه دوستان روز بخیر عرض مینمایم.امیدوار هستم همه عزیزان (بد خوی و خوشخوی ) همه صحتمند باشند. به پاسخ هزارستان گرامی لبیک گفته و آرزوی پیروزی شانرا مینمایم. از قدیم گفته اند که گندم زگندم روید و جو ز جو. یا از کینه، کینه خیزد و از مهر، مهر. یک موضوع دیگر را خصوصی به گوش هزارستان عزیز میگویم. امید هدف مرا درک کنند. دوست عزیز ! یک کسی که روشنفکر باشد، آزادیخواه باشد، شاعر و ادیب و بوده و اهل مطبوعات باشد.آثارش به این و یا آن زبان ترجمه گردد، از استبداد بیزار بوده و معتقد به آزادی بیان باشد. سینه خود را سپر هزاران تهمت و بلا بنماید.جان خود را بخاطر نشر نظریات من و دیگران به خطر بیاندازد، خود را درگیر مواضع پیش پا افتاده ای قومی و سمتی نمیسازد. من از نوشته بالا هدفم این بود تا بگویم که در این جویچه ها شنا نکن، برو فرا قومی باش، انسان هستی در بحر انسانیت شنا کن. مشاهیر بزرگ جهان ارزش خود را از مواقف خود گرفته اند و نه از قومیت و زبان خود. ترویج روحیه انساندوستی و احترام به مقام انسان نتیجه خوبی د ولو در دزار مدت هم باشد بوجود میاورد. این چیز های پیش پا افتاده را برای اشخاص گمنامی مثل من بگذار. آرزو دارم که هیچکسی از این حرف خفه نگردد. باز اگر روزی بیاید که نظم بر هم خورده باشد و بقای ما به خطر افتیده باشد، آنگاه از گرفتن اسلحه بنام ازادی نیز باک نخواهیم کرد.
در رابطه با نوشته روز قبل خودم باید یک موضوع را شرح بدهم تا از سئو تفاهمات جلوگیری شده باشد.زیرا مطالعه نوشته جناب بیوطن مرا به این نتیجه گیری میرساند که موضوعات مختلف کمی با هم مخلوط شده است.
وقتی که ما در مورد موضوع مشخص بگو مگو داریم باید مطالب نا مربوط را با آن مخلوط ننمائیم. متاسفانه که این سهو به شمول خودم از همه کم و بیش سر میزند.دوم اینکه نوشته جانب مقابل را با حوصله مندی خوانده و هدف نویسنده را باید درک کنیم.نباید به کسی اتهامی ببندیم که او مرتکب نشده باشد و یا هدفش نباشد. تاپه زدن در جریان جرو بحث هم یک خطای بزرگ است.بعضی ها قصدآ طرف مقابل را در موقف دلخواه خود قرار میدهد تا به ذعم خودش او را ملامت کرده باشد. در حالیکه سایر خواننده گان پیام نادرست بودن به اصطلاح تاپه زدن ناحق را درک میکند. آقای بیوطن چندین بار تاپه های مختلف را بی موجب بر جبین من زدند که خوشبختانه همه نادرست و بی اساس بودند.
برگردیم سر اصل موضوع :
یک متهم ولو به هر اتهامی که بازداشت شده باشد ، از لحظه اتهام و از لحظه گرفتاری تا حکم محکمه بیگناه شناخته میشود. اعترافی که با تهدید و زور و تخویف اخذ شده باشد فاقد اعتبار قانونی میباشد. با متهم از لحظه گرفتاری تا حاضر شدن در حضور قاضی محکمه ، یعنی در جریان تحقیق باید رویه انسانی شود. هیچکسی حق ندارد تا محبوس را شکنجه جسمانی یا روانی نماید.
البته این کلمات از من نیست. اینها در قوانین جزا و یا بعضآ بطور عمومی در قوانین اساسی تقریبآ تمام کشور های دنیا درج میباشد.تنها در کشور های استبدادی است که اگر نوشته شده هم باشد، مراعات نمیگردد و اگر مراعات نگردد، از آن بازخواست صورت نمیگیرد.
حال اگر محبوسین بگرام را در رابطه با همین مواد پذیرفته شده قانونی بدون در نظر داشت اینکه اینها کی هستند و مرتکب چه جرمی شده اند مد نظر قرار بدهیم، میبینیم که نظر به موادات قانونی این زندانی ها دارای مصئونیت قانونی میباشند.مصئونیتی که هم در قوانین امریکا وجود دارد و هم افغانستان .
مرحله دوم: مجازات از لحظه ای شروع میگردد که دوسیه توسط قاضی ذوالحکم بررسی گردیده و قاضی شخص متهم را گنهکار شناخته باشد.و در مورد حکمش را صادر نموده باشد.مجازاتی را که قاضی برای متهم تعین میکند نیز از محدوده قانون بیرون بوده نمیتواند.و هر نوع تعذیب غیر انسانی محبوس یا متهم در این مرحله نیز منع است. پس تعین مجازات یک مجرم از صلاحیت محکمه است و نه از مستنطق و یا پولیس و یا ریاست امنیت و یا امریکایی. یعنی اگر یک مستنطق یک متهم را لت و کوب میکند ، این معنی را دارد که این فرد بجای قاضی تصمیم گرفته است. آنهم مجازاتی که قاضی هم نمیتواند تصمیم بگیرد.
خانم نینا از عملکرد متهم دفاع نکرده است. این خانم هرگز نگفته است که ای طالب بدبخت تو خوب کردی که گردن "بیوطن" را در صد کیلومتری کابل بریدی و یا بد کردی که بریدی. اصلآ بالای این موضوع صحبت نشده است .خانم نینا از مقامات امریکایی زندان بگرام شاکی است که از موازینی که در جهان پذیرفته شده است و در قوانین امریکا هم موجود است سرپیچی کرده اند و زندانی ها را تا سرحد مرگ شکنجه کرده اند.برادران عزیز! اینکه یک هموطن ما در یک دوکان سلمانی موقع اصلاح موی یا صورت خود احساساتی شده و میگوید که مثلآ اگر صلاحیت نزد من میبود من این بندی ها را چنین و چنان میکردم و خشم خود را تخلیه کند، این یک حرف عامیانه و کوچه گی است. در ساحه قضا چوکات صلاحیت و حکم و غیره همه معلوم است. این فلم هندی نیست که امیتابچن در نقش پولیس، متهم به سرقت را با احساسات فراوان لت و شکنجه میکند. این مسخره گی چیز دیگر است و احکام قانون چیز دیگر.
فراموش نکنم که یک مشکل در این جا در جریان تحقیق وجود دارد که باید خدمت تان عرض کنم که در بعضی کشور ها برای تائید شکنجه متهم دلیل میاورند که مثلآ درست است که محبوس انسان است و حقوق انسانی دارد.اما در مواقع ضروری بخاطر جلوگیری از تلفات بعدی انسانی از اثر انفجار و یا حملات مسلحانه ما باید زندانی را شکنجه های " کم ضرر" کنیم و اعترافات او را بگیریم و از وقوع حوادث جدید جلوگیری کنیم، تا حیات گروه بزرگتر انسانها حفظ گردد. اگر یک نفر بخاطر نظم عامه شکنجه گردد فرق نمیکند. شاید این دلیل در ظاهر به نظر مقعول باشد اما در عمل با این بهانه بدون اجازه قانونی کارمندان تحقیق یا امنیتی بخود این صلاحیت را میدهند تا افراد را شکنجه کنند. و برای شکنجه کردن مرزی را نمیشناسند. پس نتیجه اینکه به این امر متفق القول میگردند که گویا : بخاطری که جاده ها در نیویورک مصئون باشد، مهم نیست یک سرباز دشمن شکنجه گردد. دوستان گرامی این بهانه ها در قوانین جواز ندارد.
متهمی که نزد قاضی برای عدالت ایستاده میشود، حق دارد وکیل قانونی بگیرد تا این وکیل از حقوق متهم دفاع نماید. مثلآ در نظر بگیرید که شخصی از روی خصومت و از اثر شیطانی یک دشمنش دستگیر و زندانی شده باشد، باید حق داشته باشد از حارنوال و پولیس و یا سایر ارگانها که محکومیت او را با اسناد به اثبات برسانند. و قاضی نیز در مورد او عدالت نماید.
حال فکر کنید که قاضی طالبی را بحیث قاتل محکوم مینماید. حالا رئیس جمهور حق نباید داشته باشد او را خود سرانه از زندان رها نماید.این یک خیانت است.
نکته دیگری که باید عرض کنم که فرق دعوی خانم نینا با اقای روستار ترکی در این است که آقای روستار در دفاعیه خود از طالبان ، اعمال جنایتکارانه آنها را توجیه میکند.از عملکرد آنها حمایت نموده و آنها را تشویق مینماید. در حالیکه این خانم صرف در مورد مراعات حقوق یک فرد تحت بازداشت یا زندانی بحث میکند و نه در مورد تائید جرم این زندانی .
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
سلام به مه بازدید کننده گان عزیز و بخصوص جناب هموطن!
هموطن بزرگوار، باز هم که شما رفتید دنبال پند و اندرز و نصیحت ها؟؟! با با من از موجودویت استبداد میگویم، و جناب شما ازحقوق شهروندی طالب؟؟! من از قتل عام و گردن بریدن های مسافرین در راه های هزارستان میگویم، و جناب شما از شگنجه ننمودن مظونین به انتحار؟! من از یک برنامه ریزی فوق العاده سنجیده شده یی جهت حذف هویت تمام عیار خود و نسل ام فریاد میزنم؛ و جناب شما از برج عاج تان با شکم سیر و بروت های چرب به ما درس اخلاق میدهد و میاموزانید که ما طالب و افغان ملت و گلبدین و...در تعامل حقوقی و شهروندی زیست نموده و عمل بنمایم! فرض بر این که ما دهن مان را بستیم و سکوت نمودیم مانند صد ها سال گذشته! آیا انان رها مان خواهد کرد؟؟ فکر میکنم که در یکی از کافه های پاریس نشسته اید و قهوه همرا با ناپلئون نوش جان نموده و دارید خواب های خوش بیعاری « میبخشید روشنفکری» میبینید؟؟! شاید هم یک کمی نشه گی نیمه شبان گذشته در شریان و عروق تان نیز در جریان باشد! اگر چنین روشنفکرانی در درون جامعه یی همانند ما ستم دیدیه گان تاریخی عمومیت یابند؛ بدا بحال مان که؛ در دنیای بیعاری مان سال ها متواتر همچنان استبداد به حاکمیت خویش تداوم خواهد بخشید!!!
در یک محیط تعصب و استبداد تلخ تاریخی که عمال استبداد با تمام توان و قدرت جهت غضب سرزمین و حذف هویت ام بسیج گردیده اند، و در این راستا از هیچ گونه ترفند و رذالتی دریغ نمیکنند؛ بدا به حال من و نسل من اگر ما تعصب نداشته باشیم و...
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
مشاهده نوشته دوست عزیز ما آقای بیوطن مرا به این نتیجه گیری میرساند که یا من و آقای نادر نتوانستیم درست شرح بدهیم و یا اینکه بیوطن جان فکر خود را دقیقتر نگرفته اند. جناب بیوطن صاحب! هیچکس نگفته است که طالب جنایتکار و تروریست بدنام، افراد مسلح و قاتل بی حکمت مجازات نگردند. ببینید بین شکنجه و مجازات یک فرق وجود دارد.در شکنجه عدالت نیست.در مجازات عدالت وجود دارد. صلاحیت مجازات یک جنایت کار ( در اینجا مثلآ طالب) را قاضی دارد.یک قاضی در یک محاکمه عادلانه در حالیکه طالب (در اینجا متهم) وکیل قانونی هم دارد محکوم به اعدام میگردد. یا بیست سال حبس میگردد. اینرا میگوئیم مجازات . اما وقتی که یک زندانی اگر طالب باشد یا یک دزد و قاچاقبر، در جریان تحقیق لت و کوب گردد. برق داده شود وغیره اینرا میگوئیم شکنجه. من و جناب نادر عرض میکنیم که هیچکس حق شکنجه یک بندی یا یک متهم را ندارد. اما یک جنایتکار اگر طالب است یا نیست باید توسط قاضی با در نظر داشت تمام شرایط یک محاکمه عادلانه مستحق مجازات گردد.
شما این هدف را تا حال درست درک نکرده اید و داد میزنید که گویا ما میگوئیم که بگذار طالب در ختم کشتار خود براه خودش برود و کسی با او کاری نداشته باشد. من ندانستم شما این نتیجه را از کجا گرفته اید.اول شما بین مجازات و شکنجه فرق قائیل شود و بعد نتیجه گیری کنید.
این که میگوئیم که شکنجه نباشد اما مجازات باشد، این یک جمله ای هوایی و از معده من خارج نشده است. این تصمیم محصول تجربه صد ها ساله قضا و عدالت و حقوق یک انسان در یک جامعه مصئون و ازاد و مردمسالار میباشد.اگر منع شکنجه نباشد، و اگر صلاحیت مجازات یک متهم تنها در یک محکمه ذوالحکم نباشد. در روز روشن در سرک راه هم رفته نمیتوانید. اینکه طالب هر کسی را در هر کوچه کیبلکاری میکرد و خود را صاحب صلاحیت مجازات شما و من میدانست.از همین مفکوره مثل شما سرچشمه میگیرد.
جمله ذیل اقای نادر نیز درست است.صرف شما انرا با دقت بیشتر مطالعه فرمائید. منظور شان اینست که اگر در یک جامعه بجای عدالت ، انرشیسم حکمفرما گردد. زندگی در ان ناممکن میگردد.ودر این جا هدف از انرشیسم هم از همین شکنجه کردن هرکسی بدست هرکسی دیگری میباشد. و هدف شان از حق طالب هم همین طی مراحل سلسله گرفتاری تا تحقیق، و مجازات متهم متناسب با جرمش میباشد. به حق یک انسان ولو اگر یک طالب ادمکش هم باشد حق دارد تا مجازاتی که برایش تعین میگردد عادلانه و در تناسب با جرمش باشد. مگر بدون شکنجه متهم. ممکن مجازات این طالب اعدام باشد و یا نظر به جرمش چند سال حبس. اما هیچکس حق اینرا ندارد که این طالب را در جریان زندانش زیر مشت ولگد بگیرد. ترویج شکنجه یک انسان به مفاد یک جامعه نیست. جامعه را بیمار میکند. جمله اقای نادر چنین است:
"ا گر ما دشمنان خود (طالبان) را ازین حق قانونی شان محروم سازیم، باید انتظار آنرا داشته باشیم، که کسی دیگری میاید و مارا از حق که قانون به ما داده، نیز محروم سازد. همان است که در جامعه عوض عدالت و مساوات، انارشیستی و وحشت جاگزین میشود، طوریکه فعلاّ نمونه این انارشیستی را در افغانستان شاهدیم"
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
من شخصا به عنوان یک هزاره ، این نوشته ای کابل را درست نمی دانم. مشکل ما این است که ما تمام مسایل را و حتی جهان و معیارهای جهانی را تلاش داریم که با معیارهای قومی و سنتی افغانستان مقایسه کنیم.
در جهان مدرن و مخصوصا در غرب، هر متهم حق دارد وکیل مدافع داشته باشد. اصلا وکیل مدافع برای متهم است. حق وکیل داشتن و حق محاکمه شدن در یک محکمه ای عادلانه از حقوق اول بشر است و هیچ جنایت و عمل جنایتکارانه ای این حق را از کسی سلب کرده نمی تواند. اینکه کسی می اید که در مقابل اتهام یک طالب دستگیر شده در محکمه ای دولتی از او دفاع کند به نظرم هم متهم و هم وکیل اش حق این کار را دارد.
ما تا این اصل اساسی زندگی و جهان مدرن را قبول نکنیم ناچار تن به توحش باید بدهیم. اما همین که داد از مدرنیته و جهان مدرن و قانون مدار زدیم باید قواعد بازی اش را هم قبول کنیم.
به نظر من، امریکایی ستیزی کابل پرس? هم نه کمکی به افغانستان می کند و نه هم کمکی به هزاره ها. چپ گرایی بیهوده و رومانتیک هم دردی را دعوا نمی کند. متهم کردن تمام پشتونها هم کار درست نیست. پشتونهای بسیاری هستند که اصلا افغانستان را ندیده اند و حتی زبان پشتون را هم بلند نیستند. پشتونهای بسیاری هستند که قربانی طالبان هستند. من فکر می کنم که قومگرایی تندروانه ای کابل پرس، ریشه در کم سوادی دارد. مسایل جامعه بسیار پیچیده تر از ان است که بتوان همه چیزش را با تکیه بر قومیت توضیح داد. قومگرایی و قومیت می تواند تنها بخشی از واقعیت های پیچیده ای یک جامعه باشد نه همه ای واقعیت های ان. البته این قوم گرایی افراطی اول از همه به ضرر هزاره ها است همچنان که قومگرایی افراطی تعدادی از پشتونها اول از همه به ضرور پشتونها است و ...
و همچنان من فکر می کنم که رسانه ای بزرگی مثل کابل وقتی به تیوری توطیه پناه می برد و تمام جهان را در ساختن طالبان یکه یک گروه تروریستی نبستا کوچک است، متهم می کند، نشانگر ان است که سواد حتی در سطح روشنفکران افغانستان، بسیار سطحی و کم عمق است. این قسم تکیه بر تیوری های توطیه، روشنفکران و تحصیل گردگان ما را چندین دهه است که از تحلیل جامعه ای خود شان محروم کرده است و همین است که ما در طول دهه ها شاهد خلق و یا زایش اندیشه در افغانستان نیستم. وقتی روشنفکران ما برای توضیح مسایل و پدیده های اجتماعی، به نظریات توطیه انگارانه ای دکانداران پشاور تکیه می کنند باید فاتحه ای روشنفکری و سواد در افغانستان را خواند.
من از اقای کامران میر هزار می خواهم که در کنار فعالیت های مطبوعاتی، باید تحصیل را ادامه بدهند و سطح سواد شان را هم بالا ببرند. از سکو به ان سکو پریدن و برای خارجی ها شعر فارسی خواندن، دردی را دعوا نمی کند. ما نیاز به سواد جدی در جامعه ای خود داریم و بخش عظیم از مشکلات افغانستان زیر پای بی سوادی عمیق و ریشه ای کسانی است که ما انها را روشنفکرمی خوانیم و یا در کار رهبری جامعه هستند.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
با پوزش در یاداشت بالا، کلمه ای دوا را دعوا تایپ کرده ام.
بازی کثیف سیاسی با حقوق بشر؛ چهره تینا فوستر وکیل تروریست های افغان
در فراخنای تحقق عدالت، و مبارزه برای نیل بر این آرمان مقدس، هر شخص معتقد بر این امر، اگر به سهم توان و قابلیت های خویش بتواند در این راستا گامی برداشته و عمل مفیدی انجام بدهد، صد البته که مسئولیت تاریخی خویش را به عنوان یک انسان مسئول و متعهد در قبال زمان و جامعه به انجام رسانده است! مهم تلاش های صادقانه، متعهدانه و اگاهانه شخص میباشد! البته انسان های عمل گرا بری از اشتباهات نموده و نه خواهمد بود و...! من معتقد هستم که در این کامنت ها ی فوق چه از جانب شخصی بنام هموطن، و یا جناب مراد و... کوشش بر این مبذول گردیده است تا بر افکار و اندیشه های مدیریت سایت « جناب میر هزار» اعمال نفوذ مخملین « نرم و نامریی» وارد بنمایند! این کار البته از لحاظ روانی خیلی ظریف و سنجدیده شده دارد صورت میگیرد! یک کمی توهین و تنبه و بعد ترغیب و تشویق! به این بخشی از اندرز جناب مراد توجه نمایید:
« من از اقای کامران میر هزار می خواهم که در کنار فعالیت های مطبوعاتی، باید تحصیل را ادامه بدهند و سطح سواد شان را هم بالا ببرند. از سکو به ان سکو پریدن و برای خارجی ها شعر فارسی خواندن، دردی را دعوا نمی کند. ما نیاز به سواد جدی در جامعه ای خود داریم و بخش عظیم از مشکلات افغانستان زیر پای بی سوادی عمیق و ریشه ای کسانی است که ما انها را روشنفکرمی خوانیم و یا در کار رهبری جامعه هستند.» حال قضاوت را به خواننده گان عزیز که شناخت از فعالیت و پرده دری های کابل پرس? از آوان موجودیت ان تا حالا انجام داده است واگذار مینمایم!
من به عنوان یکی از بازدید کننده گان همیشگی سایت خوب کابل پرس میخواهم از مدیریت ان کمال تشکر، سپاس و قدر دانی را بنمایم! این آقا مراد عزیز خودش تا حال با تمام تحصیلات و دار و ندارش چه دسته گلی را به آب داده هست؟! لطفا بگوید!! انقدر درمیان دروغ و درغ غرق است که حتی اسمش را نیز میترسد که در این جا فاش بنماید!!
کوشش ها بر این است تا به هر نحو ممکن ما را در حالت گوسفند گونه گی مان نگهدارند! گاه در بیسوادی مطلق؛ و گاهی هم در لفافه شعار های مالیخولیایی روشنفکر مابانه!!!
و اما راجع به طالب و خانم فوستر! طالب و طالبانیزم یک جریان سیاسی تاریخی جنایت کارانه ایست که کمر در پی نابودی مان بسته اند! هرگا مجرم شخصی و فعالین سیاسی در چنین وضعیت ی باشند تاسف بار میباشد! همین برادران ناراض کرزی میبخشید برادران هموطن که دسته دسته ازاد میشوند تضمینی هست تا دوباره به صورت یک چهره درنده تر از قبل در اجتماع ظاهر نه گردد؟! ایا ان هایی را عزیزان و نان اوران خانه شان را از دست داده اند و میدهند حق و حقوق ان ها را کسی در نظر گرفته است؟ آیا در بربریت اوغان ها میشود از زبان دموکراسی حرف زد و...
در پایان سخت معتقد به تداوم اندوختن علم و دانش میباشم چه برای خود و چه هم دوستان! انسان، این همان موجودی هست که ظرفیت پذیریش علم و دانش وی پایان ناپذیر بوده؛ و علم نیز بحری است بی انتها! اما روشنفکر و مقوله روشنفکری تنها مختص به تحصیل هم نیست! حس، چشم دید باز، داشتن درد و درک و تعهد و درایت و... میخواهد تا روشنفکر و به درد بخور جامعه و تاریخ گردید! کدام یکی از انقلابیون تاریخی عمل گرا فیلسوف بوده اند و..