و اما جناب ایشان بتازگی خواسته اند که زبان انگلیسی جای زبان های رسمی و زنده ی کشور را در برخی رشته های دانشگاهی گرفته و از پاکستان و هندوستان مثال زده اند که چگونه در مسایل پزشکی از افغانستان پیش می باشد. کرزی افزوده است که عامل عدم رشد اقتصادی ما این است که تحصیلات در رشتههای مهم به زبانی نیست که آموزش علوم به آن یا به دست آوردن کتاب آسان باشد.
حامد کرزی خود تقریبا در همه نشست های بین المللی و در گفتگو با رسانه های بین المللی به زبان انگلیسی صحبت می کند. این در حالی ست که نمایندگان سیاسی کشورها بويژه مقامات رده بالا، به زبان رسمی خود صحبت کرده و از زبان انگلیسی یا زبانی دیگر استفاده نمی کنند. در این نشست ها مترجم های ورزیده ای هستند که همزمان صحبت ها را ترجمه کرده و از طریق شبکه ای داخلی، با استفاده از گوشی، به مخاطبان حاضر در نشست می رسانند. این به این معنا نیست که این مقامات قادر به صحبت به زبان مادری و یا زبان رسمی کشور خود نیستند؛ بلکه این به معنای این است که آنان به نمایندگی از یک کشور با مشخصات زبانی، فرهنگی، و اجتماعی خاص در نشست حضور دارند. و اما حامد کرزی رییس جمهور غیر قانونی افغانستان، در تمام نشست های بین المللی حتا نشستی که چند وقت پیش در کابل برگزار شد، به زبان انگلیسی حرف می زند.
و اما پاسخ به اظهارات کرزی
یک: حامد کرزی یک مدیر خوب نیست. او مدیریت را نمی داند، نه تنها رییس جمهور خوب نبوده، بلکه جزو بدترین ها در جهان بوده و بدترین ها را به عنوان وزیر، معاون، مشاور و والی گرد خود جمع کرده است.
دو: تخصص حامد کرزی در درباره ی علم زبان، با وجود اینکه چند زبان می داند صفر است. او بیشتر یک مصرف کننده زبان است و نه کسی که توانایی کند و کاو زبان را داشته باشد.
سه: حامد کرزی فضای علمی و آکادمیک را با فضای قبیله ای جابجا کرده است. گماردن افرادی خشک مغز، متعصب و فاقد ظرفیت های علمی در آمادمی علون نمونه ی واضع این مورد می باشد. در بهترین انتخاب کرزی، مدتی اشرف غنی احمدزی رییس دانشگاه کابل بود که برای وی روابط قومی قبیله ای اش بر علم و دانش می چربید. یا در نمونه ای دیگر انتخاب فاروق وردک و یا حنیف اتمر در پست کلیدی و مهمی چون وزارت معارف نشان از این است که بلند بردن سطح آموزش در کشور ارزشی برای او ندارد بلکه تصاحب هر چه بیشتر کرسی ها توسط مافیایی قومی قبیله ای اش برای او مهم است. کسانی همچون فاروق وردک یا دشمن مستقیم معارف می باشند و یا در همکاری با دشمنان معارف قرار دارند.
چهار: تبدیل کردن صدها مکتب به مدرسه ی دینی از نوع طالبانی برای همراهی با طالبان و خوشی آنان در مناطق جنوب و شرق کشور، با گفته های او برای بلند بردن سطح علمی کشور تناقض کامل دارد. توجه نکردن به مواد درسی مانند ریاضی، جامعه شناسی، علوم طبیعی، سلامتی، جغرافیا، تاریخ و جایگزین کردن آن با تنها قرآن بدون هیچ ترجمه و شناخت از محتوای آن، فقط برای هماهنگی و همراهی حکومت او با طالبان است و بس.
پنج: در یازده سال گذشته تیم فرهنگی کرزی تمام تلاش خود را بکار بسته اند تا راه محمد گل مومند را برای محدودکردن زبان های غیر پشتو از جمله دری یا فارسی و اوزبیکی ادامه دهند. حرکت ضد ملی کرزی و تیم وی برای محدود کردن این زبان ها، با آنچه اکنون درباره ی انگلیسی بجای زبان های بومی در دانشگاه ها می گوید یکسان می باشد.
شش: حامد کرزی از هند و پاکستان به عنوان نمونه های بهتر در زمینه ی پزشکی مثال می زند و دلیل آن را استفاده از زبان انگلیسی می داند. در حالی که می توان ده ها کشور را نمونه آورد که از نظر علمی به شمول پزشکی نه تنها از افغانستان، بلکه از هند و پاکستان نیز پیشرفته ترند و اما به زبان های بومی خود در دانشگاه ها تدریس می کنند. برای نمونه می توان از کشورهای اسکاندیناوی نام برد که سطح انگلیسی در این کشورها از تمام کشورهای غیر انگلیسی زبان بالا تر است. ولی در این کشورها از زبان های بومی برای تدریس در مکاتب و دانشگاه ها استفاده می شود.
هفت: انگلیسی که در هند و پاکستان استفاده می شود جزو بدترین نوع استفاده از زبان انگلیسی است. گرچه با توجه به اینکه هندوستان دومین کشور پر جمعیت جهان است، انگلیسی با گویش هندی اکنون معروف شده؛ اما این به معنای کیفیت آن نیست و بلکه بالا بودن جمعیت و پراکندگی آن در نقاط مختلف جهان علت معروف بودن آن است.
هشت: گسترش بی رویه ی انگلیسی در هندوستان و پاکستان یکی از عوامل اصلی عقب ماندن زبان های بومی این کشورها است. ترکیب اصلی این زبان ها را زبان انگلیسی، تا حدودی فارسی، عربی و در هندوستان برخی زبان های کشورهای همسایه آن می سازد. زبان های بومی این دو کشور، در حال تهی شدن از استقلال زبانی می باشد.
نه: در یازده سال گذشته، میلیاردها دالر پول جامعه جهانی در افغانستان و سرازیر شدن سازمان های بین المللی به اندازه ی کافی محیط اداری را از زبان های بومی جدا کرده است. برای نمونه تقریبا تمام نامه های اداری و قراردادها بین نهادهای داخلی با غیر داخلی به زبان انگلیسی می باشد. تاثیر این فضا چنان بوده که حتا بر روابط داخلی اداری تاثیر گذاشته و کم کم زبان های بومی کنار گذاشته شده است. نمونه ای دیگر می توان از سایت های رسمی اداره های دولتی نام برد که بخش اصلی آن انگلیسی بوده و بخش های دری و پشتو آن یا فعال نبوده و یا ضعیف می باشد.
ده: رشد اقتصادی یک کشور ارتباطی به استفاده کردن و یا استفاده نکردن از زبان انگلیسی ندارد. رشد اقتصادی یک کشور در ابتدا به داشتن مدیران خوب، دلسوز و با کفایت ارتباط دارد و نه مشتی چپاولگر مانند شخص کرزی و کسانی در حلقه ی وی که همه ی تلاش آن ها چپاول سیاسی، اقتصادی و نظامی است. مثال های کرزی از پاکستان و هند جزو بدترین مثال های ممکن است. هندوستان یک کشور دو چهره و فریبنده است. چهره ی بالیودی این کشور و چهره ای که از آن در رسانه ها تبلیغ می شود با چهره ی واقعی آن فرق دارد. از این کشوری که بیش از یک میلیارد جمعیت دارد، بیش از نیم آن زیر خط فقر زندگی می کنند. در پاکستان نیز، با وجودی که انگلیسی در دانشگاه ها زبان اصلی ست ولی فقر و چپاول بیداد می کند. در بلوچستان برای نمونه مردم روی گنج خوابیده اند و دولت این کشور همانند دولت افغانستان به تروریزم پروری روی آورده و مردم در فقر کامل بسر می برند.
یازده: زبان انگلیسی نه به عنوان زبان اصلی، بلکه باید به عنوان یکی از زبان های دوم در سیستم آموزشی قرار داشته باشد. این زبان باید از صنف پنجم، ششم، یا هفتم در نظام آموزشی قرار گیرد.
دوازده: جبران کمبود منابع درسی با کنار گذاشتن زبان های بومی یکی از غیر معقول ترین حرکت ها محسوب می شود. کمبود منابع درسی را با بکار گرفتن دانشمندان، اهالی فن، مترجمان زبده و در استراتژی طولانی تر با ریشه کن کردن بی سوادی و قرار دادن انگلیسی به عنوان زبان دوم در نظام آموزشی می توان جبران کرد. جناب کرزی به این مورد توجهی نمی کند و در عوض چند خشک مغز قبیله ای را برای مدیریت نهادهای علمی می گمارد تا آنچه تاکنون بوده را نیز با تعفن قبیله ای خود از بین ببرند.
سیزده: هیچیک از کشورهای هند و پاکستان زبان انگلیسی را انتخاب نکردند. بلکه استعمار بریتانیایی بود که زبان انگلیسی را بر این کشور ها تحمیل کرد. آنچه حامد کرزی درباره جایگزین کردن زبان انگلیسی بجای زبان های بومی در دانشگاه ها می گوید، بیش از اینکه جنبه ی علمی و فنی داشته باشد، با توجه به نحوه ی بر سر قدرت آمدن کرزی و کارنامه ی ضد ملی او در یازده سال پیش، به یک حرکت ضد ملی می ماند.
نظرات
30 دیدگاهحذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
Kabul Press? sadqe name Kabul shwaed ba en tasbe ke dared ....Behman to wa amsale to ke dar ben aqwam tafaroqa me andazed wa arzoe tan tajzea Afghanistan aziz ast en arzo ra ba gor khwahed bord mesle ke nyakane tan borda bod
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
آموزش علوم به زبان های بین المللی ضرورت مبرم محصلین دانشگاه های افغانستان است:
اخیراً نشریه Kabul Press? در پیوند به سخنان حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان که در شورای ملی افغانستان راجع به تعدیل متون آموزشی پوهنځی های طب و انجنیری سخن میگفت چنین نوشته است:
" حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی است. "
من با این عقیده Kabul Press اصلاً موافق نیستم - آموزش علوم به یکی از زبان های بین المللی موثر ترین برنامه تحصیلی در کشور است زیرا فراگیری علوم به زبان های بین المللی (انگلیسی یا .....) ما را قادر خواهد ساخت تا در هر زمان و در هر مکان از فواید متون علمی فرا مرزی استفاده اعظمی نماییم.
هرچند تحصیلاتی عالی (ماستری و دوکتورا) هم داشته باشیم اما به یکی از بان های بین المللی آشنایی نداشته باشیم با علوم معاصر و راه کار های مدرن روز بیگانه خواهیم ماند !!!
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
بنام ایزد دانا
سلام علیکم
برای حفظ و پاسداری از فرهنگ و زبان هزارگی پیشنهادی داشتم لطفا اگر مقدوراست با مسئولین نیز در جریان بگذارید . کمیسیونی متشکل از ادیبان و زبان شناسان زبان هزاگی تشکیل گردد که از ورود اصطلاحات خارجی و غیره در حد امکان جلوگیری گردد. مثلا الفاظ و اصطلاحات زبانهای خارجی در رسانه های جمعی مثل رادیو و تلویزیون، روزنامه ها ، سایت ها، مدارس ، دانشگاه ها و غیره وبجای آن اصطلاحات با تحقیق معادل هزارگی آن به رسانه توصیه شود و مورد استفاده گردد وبا متخلفین در حد امکان متذکر گردد نمایش فیلم های خارجی با زبان اصلی لطمه ای به فرهنگ و زبان مادری است حتی باید فیلم های کشور های هم زبان خودمان را نیز برگردان (دوپلاژ) کرد به لهجه محلی چون اینگونه از زبان و لهجه هزارگی محافظت مینمایم ، اگر این گونه سیلی از فرهنگ و زبان و لهجه دیگران وارد زبان هزارگی یا دیگر لهجه های بومی مثل ازبکی ، تاجیکی ، پشتون ، پشی وغیره شود دیگر از فرهنگ و زبان های بومی نخواهد ماند، با تغییرنظام زبان آموزشی کشور ، فرهنگ و اصالت زبان دری نیز تضعیف می شود ، اینکه مواد درسی به زبان اصلی بهتر است بهانه ای بیش نیست . و هند ، پاکستان را مثال پیشرفت آورده اند در حالی که زبان انگلیسی بر هند و پاکستان در زمان استعمارشان تحمیل شده بود. مگر ژاپن ، چین ، کره ، تایوان،... زبان آموزشی خود را عوض کردند؟ نظام زبان آموزشی نباید تغییر کند باید جهد و تلاش زیاد شود و همچنین علوم ترجمه را تغویت کنیم. با عوض شدن زبان رفته رفته فرهنگ ، زبان و اصالت ملی نیز عوض میشود . ودیگر اثری از ادبیات زبان دری ،هزارگی و دیگر زبان های بومی نخواهد بود. وخداوند در قرآن کریم میفرمایند:
«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم»
(حجرات/13)
ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و در گروهها و تیرههای بزرگ و کوچک جای دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛همانا گرامی ترین شما نزد خدا، با تقوی ترین شماست.
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
هنوز کجاست، صبر کنید که یکبار قرارداد پایگاه های نظامی امریکا امضا شود، بعد خواهید دید که از فرهنگ و زبان مردم افغانستان چه باقی میماند. اگر افغانستان را در ظرف ده سال آینده به فلیپین وتایلند مبدل نکردند، بعد همین سایت کابل پرس? نشانی باشد. آنهای که گاهی به تایلند یا فلیپین سفر کرده اند، میدانند که مقصدم چیست.
باید در ضمن بگویم که من درتدریس لسان انگلیس در دانشگاه ها خطری برای ازبین بردن زبان بومی ما نمی بینم. اما فرهنگ ما تنها زبان های مروج این کشور نیست، که در آینده تغیر خواهد کرد، بلکه در تمام ابعاد دیگر و بخصوص در بعد های اخلاقی و اقتصادی تغیرات خطرناکِ وارد این کشور خواهد شد.
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
دوست عزیز بی نام که مردم افغانستان را از فیلیبین و تایلند شدن می ترسانید.
خدمت تان عرض کنم که افغانستان برای اینکه مثل فیلیبین و و یا تایلند شود، به حد اقل صد سال وقت نیاز دارد. تایلند در تمام اسیا، کشوری است که در طول تاریخش، اشغال نشده است. ورزش بوکس تایلندی و یا تای باکسینک ، در تمام جهان امروز به یکی از ورزشهای محبوب تبدیل شده است و در هر کلب این ورزش در هر کشور ، بیرق تایلند باید بر افراشته باشد.
تایلند از نظرصنعتی و سواد ، یکی از بیشرفته ترین کشورها در اسیا است. من تا هنوز در هیچ کشور مهاجر تایلندی ندیده ام. همچنان خدمت عرض کنم که تایلند یکی از چند کشور محدود جهان است که ناب هواپیمابر خود را دارد که حتی چین هنوز ناب هوایپیمابر خود را ندارد. ارتش تایلندی یکی از بهترین ارتش های منطقه است.
فیلیپین، چهل و پنجمین اقتصاد بزرگ جهان است که در امد سالانه ای ان بیش از 220 بیلیون دالر است. میزان سواد در ان 94% است و این کشور یکی از بزرگترین ارتش های منطقه را دارد.
حالا چطور است که شما ما را از فیلیبین و تایلند شدن می ترسانید؟
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
به جواب آقای افغانی،
بیاید که چند آمار رسمی و غیر رسمی مملکت تایلند را باهم مطالعه کنیم:
عایدات ناخالص تایلند توسط شغل روسپیگری به سالانه 27 ملیارد دالر میرسد، که 14% عایدات اقتصاد تایلند را تشکیل میدهد.
در تایلند آمار روسپی ها بین 1،5 الی 2،8 میلیون روسپی زن و مرد وجود دارد.
تعداد تخمینی اطفال که در بازار های سکس عرضه میشوند، 200 هزار طفل میباشد.
به تعداد600 هزار روسپی خانه ها در تایلند وجود دارد. بار ها، هوتل ها و کاباره ها یا سالون های "ماساژ" ضمن این احسایه نمیباشد.
بخصوص روستایان و دهاقین فقیر شمال تایلند دختران و پسران شانرا به دلالان سکس میفروشند. ازین لحاظ 28% عایدات این مردم فقیر از فروش اولاد هایشان تأمین میشود.
قیمت یک روسپی که برای یک روز به کرایه داده میشود، بین 9 و 20 یورو میباشد.
بین 30% الی 90 % روسپی ها به مریضی ایدز مبتلا اند.
سالانه 4،6 میلیون مردان تایلندی، 1 میلیون مردان ملایازیائی، 400 هزار مردان آلمانی( که بعد از انگلیسی ها و امریکائی ها در درجه سوم قرار دارند) از روسپی های تایلند مستفید میشوند.
منابع:
UNO
ECPAT (End Child Prostitution in Asian Tourism)
Organisation "Médecins sans frontières
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
من کدام پيغور عليه زبانهاى خارجى ندارم . دکترا و پزشکها در کليه جهان بايد يکى از زبانهاى باستانى چه مرده و چه زنده مانند لاتين يونانى باستان و عربى را بايد فراه گيرند. و اما در وقت لاف زدن پورسينا ( پزشک) و الخوارزمى (پدرAlgorithmتبدیل نام الخوارزمی به الگوریسم و سپس الگوریتم ) و بيرونى (بزرگترين دانشمند تمام دوران) و ديگر دانشمندان فارسى زبان از افغانستان مى شود و دانشجويان اش بايد با يک زبان ديگر آموزش ببيند?
واژگان فنى درلاتين ازهمين حوزه فرهنگى ما به مراکز عربي مانند عراق رفت و از آنجا به اروپا رفت چون بزرگان و دانشمندان مابشترين آثارخود را به عربى نگاريدند . ودانشها به زبان لاتين يونانى سانسکريت وچنايى بودند.
اکنون هنگام آن است که واژه هاى فنى دانشهاى گوناگون به پشتوهم ساخته شود. زبان مهمترين, اساسى ترين پديده فرهنکى که نه تنها فرهنگساز و نگهدار فرهنگ است بلکه خودفرهنگ است. کشور مستقل بايد فرهنگ مستقل داشته باشد زبان پشتو بايد تقويه شود تا کتابهاى فنى مانند فارسى زود چاپ شود واژههاى فنى ياساخته شود و يا از زبان اصلى اش قرض گرفته شود مانند واژههاى علمى که انڱليسى و يا لاتين ازعربى و زبانهاى هند وايرانى قرض گرفته بودند.
درغيرآن
اين يک جفا به تمام زبانهاى غيرانگليسى و به زبانهاى رسمى در سرزمين من است. آيا بيمار با خود به پيش پزشک يک برگردان زبان انگلسيى ببرد?
دريگان ليسه هاى عالى افغانستان (لیسه Lycee واژهای فرانسوی - واژه فارسى دبيرستان) که اين کانونها ازکشورهاى آلمان٬ فرانسه انگلستان و امريکا هزينه مى شدند و برنامه آموزشى آنها به آن گونه بود که درسالهاى آخر کليه مضامين بدون تاريخ و زبانها و دينات به زبانهاى کشورهاى پشتيبان آموزش داده مى شد.
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
karzai dorost gofta english zabany doonya ast oh bekhabar .....
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
اقای ارمان
چرا ابوعلی سینا و خوارزمی و البیرونی اثار علمی شان را به زبان عربی می نوشتند؟
ایا این نشان نمی دهد که عربی در ان وقت زبان علمی بود نه فارسی؟ اگر ان روز ابوعلی سینا ( نه بور سینا ) به عربی می نوشت، چرا ما انقدر تدبیر نداشته باشیم که مثل او، زبان علمی دوران خود را بشناسیم و به تحصیلات عالی خود را انجام بدهیم؟
کدام واژه ای علمی از منطقه ای ما به کشورهای عربی و بعدا غرب رفت؟ می توانید به جز الگوریتم که نام الخوارزمی بود ( و عربی هم است ) چند مثال بدهید؟
در ضمن، یاد تان باشد که این بزرگان چندین قرن قبل زندگی می کردند. ان وقت نه خبری ازا انقلاب صنعتی بود، نه انقلاب علمی، نه ملت-دولت، و نه خیلی چیزهای دیگری که دنیای مدرن را می سازد.
اگر شما به امید ریاضیات ابوعلی سینا و یا خوارزمی باشید، بدانید که با ان اسیاب ابی هم جور نمی توانید چه برسد به تحلیل عمر کهکشان ها و یا محاسبه ای موقعیت الکترونها !!
با انکه البیرونی یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ است،اما بزرگترین دانشمند تمام دوران خواندن البیرونی هم مبالغه است. لطف کنید برای ما بگویید که چرا البیرونی نسبت به تمام دانشمندان تاریخ ، بزرگتر است؟ ما افغانها یا اصلا از کسی یاد نمی کنیم یا اگر یاد کردیم انچنان اغراق می کنیم که نپرس.
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
بزرگوار مردان,
ما مردم خو قدر وعزت بزرگان خود را نمى کنيم . آرامگاه هاى دانشمندان توران و ايران تبار ما درحوزه فرهنگى مشترک ما قرار دارند که بسيارى از آنها درکشور نامنهاد امروزى افغان ستان به ويرانه ها تبديل شدند. دولت افغانها به آرامگاهاى بزرگان غير پشتون توجه نکرده نه مى کند و نه خواهد کرد. حالت آرامگاههاى آنها در بلخ و بدخشان و هرات و غزنى بسياردردناک ورنج آوراست ولى روى گورهاى خاندان درانى و طلايي و پادشاهان پشتوتبار ويا کسيکه در نام خود پسوند افغان يعنى پشتون داشته باشد ساختمانهاى بزرگ ر وز به روز آباد شدند و مى شوند. چرا به خاطر آنکه البیرونی يک ازبک تبار يا تورانى بود. آرامگاه البیرونی درغزنى قرار دارد.
جرج سارتن(George Sarton) يک دانشمند بلجيمى تبار امريکا دربرگ 707 جلد اول کتاب خود بنام "مقدمه ای برپيشينه دانش " بيرونى را بزرگترين دانشمند مسلمان و يكی از بزرگترين دانشمندان همه اعصار" میدانند.
بويژه دانشمندان امريکايى و اروپايى بدين نظراند که بدون جمعبندى علمى اين "استاد جاودان" (عنوان ايست که غرب براي اش داده) انقلابهاى صنعتی فضايى الکترونيکىامکان پذيرنمى بود.
وى را زمينه ساز تيورى رلاتيفتيت اينشتين نظریه یا نگره نسبیت یا همان نسبیت دو نظریه اصلی و معروف نسبیت خاص و نسبیت عام از آلبرت اینشتین مى دانند.
درزبانهاى اروپايى وا نگليسى وفارسى آثار زياد در دست است . که دانش دانشمندان بزرگ ما چاپ شده اند . واژگاننامه بزرگ فارسى وجود دارد که در جلد بيرون داده شده. لغتنامه دهخدا در 15 جلد داراى بيشتراز 4,5 مليون لغت است.
زبان عربى و فارسى را ازهمجدا کرده نمى توانيم.
امروززبان فارسى و پشتو واژههاىمشترک دارند. هرزبان زبان علمى است به شرط اينکه مردم اش با سواد (نوشتن خواندن و حساب کردن) باشد.
بنيانگزار الجبر و مثلثات وانليز الخوارزمی بود بنيانگزار سيتم پاسکال وکوبيک خيام بود. تقويم خيام دقيقترين تقويم است
بنيانگزار رياضيات انقنيتسال پورسينا (پسرسينا) بود. آيا ميدانيد که ابو ويا ابن (بن بخوان) سينا چه معنى مى دهد?
مرغ سينا همانا نام سيمرغ است که جاي اش در درخت سينا بود. اين درخت دردل دريا (رودخانه منظورنيست
جا داشت که درآنجا سيمرغ آشيانه داشت سيمرغ مى خواست پادشاه مرغها را پيدا نمايد و به سوى کوه قاف پروازکرد کوپکا درفارسى قديم به کوه گفته مى شد. توجه تانرا به "هفت شهرعشق" و "منطق پرندگان" اعطار مى کنم. پرنده سينا ويا سيمرغ پدر رستم را يعنى زال را نجات داد و اين مرغ رستم را هم نجات داد. سيمرغ در فراز "کوه هند" يا هندوکس( " ठोस درسانسکريت Solide or Massif= بزرگ( سلسه کوه) معنى مى دهدد. हिन्दू ठोस
به هندوکش "کوه اباراسين" هم گفته شده يعنى کوه که بلند تراست ازپرواز سيمرغ!!! Parapsychology= فراروانشناسى
رستم دردل مردمان ايران و توران است. او با دخت شاه سمنگان پسرى داشت که به آن سهراب نام گذاشته بودند رستم نجات دهنده ايران بود که دولت افغانستان ازنام لاتينى اش "آريانا" استفاده مى کنند و نه از "ايران"!!
تختهاى رستم و يا نقشهاى رستم درهر گوشه وکنار پشته ايران وتوران مانند کابل بلخ سمنگان و و ودرکشورايران امروزى
توجه تانرا خواهانم به حوزه فرهنگى ايران و به ساحه مرزى دولت ايران " کشورايران" گفته مى شود.
قدر رستم تا اکنون درکشوربه نا م افغانستان است. کمان رستم پس ازهر "افتاب بارانک" درهندوکش پيدا مى شود
حذف زبان های بومی از دانشگاه ها و استفاده از زبان خارجی خیانت ملی ست!
سلام. تمام تلاش قبیله ،حذف زبان مشترک ما که همان فارسی است میباشد. کوبا در جهان بهترین سستم درمانی را داراست اما تدریس با زبان بومی صورت میگیرد و یا همین کشور ترکیه که مسلمان هم است ، و از نگاه فرهنگی هم باما نزدیک است، تدریس با زبان تورکی است. ژاپن و چین را خو در جایش بگذار. قبیله میخواهد همه داشته حائ بومی این کشور را نابود کند و بلاخره همه چیز را با نام یک قوم اقلیت که همان اوغان ها اند پیوند دهد . زنده باد نام اصلی این سرزمین یعنی خراسان که همه اقوام این کشور را با شمو ل ا قلیت اوغانرا در بر میگیرد. زنده باد زبان مشترک ما خراسانی ها فارسی , زنده باد زبان های محلی ما از جمله ازبکی، ترکمنی و بلاخره پشتو.