رفتن به محتوای اصلی
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

از آنانی که با کمال وقاحت و عوامفریبی در صدد اثبات إعجاز علمی در قرآن اند هرگز نمیتوان توقع داشت تا به ساده گی دست از این مردم فریبی و کلاه بازی برداشته به راه راست هدایت شوند مگراز آنانی که فریب این شارلتانها را خورده و فکر میکنند که به راستی قرآن یک همچو کتابی بوده و در بردارنده علم و دانش است، میتوان توقع داشت تا پس از مطالعۀ این نوشتار به خود آمده و بالای إدعاهای پوچ و میانه تهی این دایه های مهربانترازمادر واین فریبکاران بی آزرم خط بطلان بکشند و بدانند که قرآن نه تنها در بر گیرندۀ هیچ دانشی نیست بلکه برعکس جهالت و جزم اندیشی را در أذهان و باورهای پیروان خویش نهادینه ساخته و میسازد.

از آنانی که با کمال وقاحت و عوامفریبی در صدد اثبات إعجاز علمی در قرآن اند هرگز نمیتوان توقع داشت تا به ساده گی دست از این مردم فریبی و کلاه بازی برداشته به راه راست هدایت شوند مگراز آنانی که فریب این شارلتانها را خورده و فکر میکنند که به راستی قرآن یک همچو کتابی بوده و در بردارنده علم و دانش است، میتوان توقع داشت تا پس از مطالعۀ این نوشتار به خود آمده و بالای إدعاهای پوچ و میانه تهی این دایه های مهربانترازمادر واین فریبکاران بی آزرم خط بطلان بکشند و بدانند که قرآن نه تنها در بر گیرندۀ هیچ دانشی نیست بلکه برعکس جهالت و جزم اندیشی را در أذهان و باورهای پیروان خویش نهادینه ساخته و میسازد.

قرآن همانگونه که خودش گواهی میدهد کتاب رهنما وإدارۀ امورسیاسی ، إقتصادی وإجتماعی جمعیت بدوی وکوچک و نوبنیاد مسلمانان و مجموعه ییست ازموعظه های أخلاقی وافسانه های فولکلوریک یهودی و عربی وزردشتی ودعاها وپناه جستنها واستغفارها وتهدیدها وهوشدارهای مشرکین وملحدین و مرتدین و نشاندهندۀ آداب و طرز کشتار وگردن بریدن کفار وأسالیب أذیت و آزار و إهانت به دگراندیشان... ، وآنهم در قرن هفتم میلادی و برای جوامع بدوی و ساده یی چون باشنده گان سرزمینهای نجد و حجاز و بین النهرین وتحمیل و قبولاندن آن با به کارگیری نیروی شمشیرو با استفاده از وحشیانه ترین شیوه ها بالای مردمان متمدنتری که در سرزمینهای فارس و خراسان و ماوراء النهرو اسپانیا ( اندَلُس ) به سر میبرده اند و درست همان حثیتی را دارد که کتابها ی افسانوی دو دین إبراهیمی دیگر یعنی یهودیت و مسیحیت دارای آنند و در بسیاری از موارد میتوان آنرا نسخۀ ناقص و نا قابلی از آن دو کتاب دانست.

هیچیک از شخصیتهای برجستۀ گذشته ویا به عبارت دیگر هیچیک از" سَلَف صالح " نگفته اند که قرآن کتابیست علمی و منبع و مصدرإستنباط و إستخراج نظریه ها فرضیه های علمی وتجربي. و آن عده از شخصیتهای دین باورنیز که به خود و عقیدۀ دینی خویش حرمت و حیثیتی قائل اند ، نه تنها با آن در برابر بهای ناچیزی مانند همچو ادعاهای پوچ ومیان تهی ، معامله نمی نمایند بلکه یک چنین معامله یی را به شدت رد و تقبیح هم نموده إذعان میدارند که قرآن را هرگز نمیتوان یک کتاب علمی به شمارآورد ، که از آ ن جمله میتوان أمين إبراهيم عبدالباقي عامر إسماعيل يوسف الخولي،معروف به إسم شيخ أمين الخَوَلي( 1895 – 1966 ) را نام برد که یکی از چهره های شناخته شدۀ اموردینی در کشور مصر بوده و آثار فراوانی در این زمینه از خود به جاگذاشته است.
آنانی که تاریخ منطقۀ حجاز را در ربع اول قرن هفتم میلادی مرور کرده باشند خوب میدانند که با شنده گان این سرزمین درآن زمانه ها درنهایت ساده گی واز نگاه علم و دانش تجربی در بی مایه گی تام به سرمیبردند و جایگاه این منطقه در سلسلۀ مراتب تمدنی در پایین ترین سطح قرار داشت و دست آوردهای أهالی آن از دانشهایی چون پزشکی و ستاره شناسی و غیره تنها شناختهایی بود که از راه عرف و عادت و تجارب روزمرۀ زنده گی عادی حاصلشان شده بود و به درجه یی نرسیده بود که أهالی مناطق مجاور مانند فارس و بیزانطه و هند و چین ... از آن برخوردار بودند. پس ایجاد و إبداع کتب و آثاری که در برگیرندۀ نظریات علمی تازه و إبتکاری بوده باشد ، در چنان محیطی ، عقلا مستحیل و نا ممکن است، زیرا هرگز نمیتوان چیزی را از ندارندۀ آن به دست آورد.
این إدعای پرطنطنه که گویا قرآن حاوی نظریه های علمی است و اینکه برخی ها از آنهم پا فراتر نهاده مدعی موجودیت معجزه های علمی نیز در آن شده اند ، از جانب هیچیک از پیشکسوتان بخش علوم تجربی در گسترۀ آنچه که به نام " تمدن اسلامی " شناخته میشود مطرح و تأیید نشده است . منظور مان از پیشکسوتان ، دانشمندانی اند چون : أبی بکر رازی، جابربن حیان، الکِندی،إبن رُشد، إبن سینا،أبونصرفارابی، نصیرالدین طوسی، إبن هیثم، شاکربن موسی و فرزندانش، إبن أبی أُصَیبِعة، أبی الحسن علي بن رضوان المصری مشهور به إبن رضوان الطیب و إبن النَّفیس، و دیگران که هیچکدامشان نگفته اند که نظریه های کشف شده از جانب آنان در قرآن مضمر بوده و ایشان آنرا از آیات قرآن استنباط نموده اند.زیرا آنان میدانسته اند که مدلول و مفهوم واژۀ " علم " درقرآن وبه صورت عام در مفهوم قرآنی و یا إسلامی اش همانا دانستن عبادتها و مناسک و معاملات وتنظیم اموراقتصادی ، سیاسی واخلاقی جامعه یعنی فقه و شریعت و دانستنی های أدبی و زبانی مانند بلاغت وفن شعروصرف و نحو وامثال آن است نه آنگونه که امروزه برخی از دانشمندنماها آنرا گسترش داده شامل علوم تجربی مانند: کیمیا ، بیولوژی ، جیولوژی ، فزیک و غیره و آنهم به مفهوم دقیق و متداول امروزی اش در دانشگاهها و کانونهای پژوهشی ، نیز مینمایند.

صرف نظر از آن دلقک های بی دانش ومتملق ، نظیرصدیق افغان این نابغۀ جهالت ، که گاه و بیگاه در تلویزیونهای ماهواره یی چرند پرداز و سفسطه آرای آریانای آقای بیات و آریانای آقای مسکین یار و پیام آقای عمرخطاب وتلویزیون ملی آقای کرزی ظاهرشده وبا پررویی وبی شرمی تمام و با آوردن إستدلالهای بسیارسطحی وغیرعلمی و حتی کودکانه وبا تذکر آیاتی چند از قرآن ، مثلاً إدعا مینمایند که گویا قلب انسان مرکز تفکراوست !.. ما آنعده از به اصطلاح استادان و پروفیسورها و دانشمندانی را که در تلاش به خاطر علمی جلوه دادن قرآن لکچر میدهند و کنفرانس دائر مینمایند و مقاله و کتاب مینویسند ومثلاً إدعا مینمایندکه گویا آیۀ 88 سورۀ النمل از گردش زمین و آیۀ 44 سورۀ الإسراء از وجود اتم و انرژی هسته یی و آیۀ 41 سورۀ رعد از جذرومد وآیۀ 125 سورۀ أنعام ازپایین آمدن فشار هوا در ارتفاعات گزارش میدهد، وغیره وغیره !.. مخاطب قرارداده از ایشان میخواهیم که به گفتۀ همان قرآن « قُل هاتُوا بُرهَانَکُم » یعنی : بگو: دلیل خویش را بیاورید. به این معنی که هرگاه شما دانشمندان « تجربی ماورائی » و یا به عبارت دیگر« طبیعی ماورائی » در این إدعاهای خویش صادق هستید، به مثابۀ محک و دلیل ثبوت آن أقلا یک نظریۀ جدید علمی را که از قرآن ویا أحادیث وگفته های مؤلف آن محمد بن عبدالله ویا چهاریار کبار و اوصیای معصوم وی إستخراج شده واز جانب یکی ازمراجع واورگانهای علمی وتکنولوجیکی جهانی ویا منطقوی مورد تأیید قرارگرفته باشد ، برایمان نشان دهند تا ما نیز از آن مطلع شده سمعاً وطاعةً بگوییم و" إیمان " بیاوریم. حقیقت اینست که این آقایان به مجرد اینکه از إبداع یک نظریۀ علمی از جانب یکی از دانشمندان علوم طبیعی آگاهی می یابند ، فوراً چشمان خویش را بسته به مراقبه میروند و آیات قرآن و گفته های مؤلف آنرا به خاطرآورده تلاش به خرج میدهند تا به شکلی از أشکال و با استفاده از تأویلها و تفسیر های من درآوردی خویش ، که در بسیاری از موارد میتوان آنرا واقعاً کودکانه نامید ، آن نظریه را بایکی از آیات قرآن ویا أحادیث مؤلف آن پیوند داده إدعاء نمایند که گویا خداوند هزارو چهارصد سال قبل حبیبش را به کشف آن نظریه بشارت داده است، چنانکه چندی قبل استادان دانشگاه قَنا درکشور مصر ضمن گردهمایی گسترده یی خاطر نشان ساختند که آیات مربوط به أعمال قوم لوط گواه آنست که قرآن مرض ایدز را صد ها سال پیش از امروز کشف نموده است ... حال از این آقایان" دانشمند " که بهتر است آنان را « ملا داکترها» ویا « آخوند پزشکها » بنامیم بایستی پرسید که اگر چنین بوده است پس چرا خداوند حبیبش را هدایت نفرمود تا برای جلوگیری از آن و معالجۀ ملیونها انسانی که در سراسر جهان از آن رنج میبرند نسخه ودرمانی تجویز نماید ؟ و یا اینکه چرا خود شما " دانشمندان نخبه" هنوز که هنوز است توانایی آنرا ندارید تا برای بیماری یی که کتاب مقدستان هزار وچهار صد سال پیش آنرا کشف وتثبیت کرده است ، دوا و درمانی بیافرینید؟!

پرسش دیگری که در این زمینه مطرح میگردد اینست که : چراهمیشه درست بعد از طرح و إثبات نظریه یی از جانب یکی ویا گروهی از دانشمندان ، إدعای موجودیت آن نظریه در قرآن مطرح میشود؟ به عبارتی روشنتر، باید پرسید که : چرا تا کنون هیچیک از " دانشمندان " مسلمان و مدعیان علمی بودن قرآن نتوانسته اند حتی یک نظریۀ علمی جدید ویک کشف ویک إختراع تازه را از قرآن بیرون نمایند؟ و چرا معمولاً و در أغلب موارد نظریه های علمی جدید را کسانی إبداع کرده اند که حتی یک حرف از قرآن را هم نخوانده اند؟!

حقیقت آنست که ، آنچه که امروزه به نام علوم مثبته و دانشهای تجربی و تکنولوجیک تعریف میشود از ریشه و اساس لائیک و مثبت بوده و عنصرفعال و ایجاد گرآنرا انسان تشکیل میدهد ، نه اینکه نیرویی آسمانی و ماورائی، چنانکه ادیان مدعی آنند. با بررسی واقعیت گرایانۀ تاریخ پیدایش و رشدعلوم مثبته و تجربی ، در می یابیم که بنیاد آن بر « ردِّ » وعدم پذیرش با ورهای غیر مثبته و غیر قابل مشاهده ومخالف تجربۀ عملی که شامل باورهای خرافاتی وساده لوحانۀ دینی هم میشود ، نهاده شده است . ونا گفته پیداست که این عمل در إصطلاح دینی اسلام « کفر » و « إلحاد » نامیده میشود و به شدت ممنوع و موجب شکنجه و مجازات است.

این " دانشمندان " بی دانش و نا آگاه مذبوحانه تلاش میورزند تا با علمی جلوه دادن قرآن و پیوند دادن آیات آن به دست آوردهای سترگ علم وتکنالوژی، برای آن ، که با هر کشف و إختراع جدید علمی بایستی یک گام به عقب بگذارد ، مشروعیت و إعتباری دست و پا نمایند ، مگر غافل از آنند که با این کار عاقبت نیندیشانۀ خویش تمام هست و بود " اسلام عزیز " خویش را در معرض سؤال قرار داده و داروندارش را به باد فنا میدهند.

خلاصه اینکه ، برخلاف تصور" دانشمندان " تجربی ماورائی و ملا داکترها و آخوند پزشکها و ملا انجنیرها و آخوند مهندسها مبنی بر سرشاربودن قرآن ازنظریه های صد در صد ثابت علمی وتخنیکی ، این " کتاب مقدس" و این " پیام آسمانی " مملو از خطاها و تناقضاتیست که بر شمردن آن دریکی دو مقال نگنجیده وقت طویل و حوصلۀ فراوان می خواهد و ما این باب را تحت عنوان « خطاها و تناقضات قرآن » گشوده ایم ودر آینده آنرا إدامه خواهیم داد. وخواننده گان گرامی میتوانند آن بحثها را در سایتهای « عصر جدید » و « کابل پرس? » دنبال نموده از نظرات و پیشنهادهای إصلاحی خویش مارا بهره مند گردانند.

پایان

خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقاله را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و إمعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78@yahoo.com
www.asrejadid.org

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

42 دیدگاه
ناشناس

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ. 38
و براى ماه منزلگاه‏هايى قرار داديم، (و هنگامى كه اين منازل را طى كرد) سرانجام بصورت س‏خ‏للّهشاخه كهنه قوسى شكل و زرد رنگ خرما» در مى‏آيد.

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ. 39
و خورشيد (نيز براى آنها آيتى است) كه پيوسته بسوى قرارگاهش در حركت است; اين تقدير خداوند قادر و داناست.

لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ, 40

نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مى‏گيرد; و هر كدام در مسير خود شناورند.

آقای عزیز یاسین!

این آیات سوره یاسین را نیز در کتاب تورات دیده ای و آنرا یک سرقت علمی از دانش ارسطو و سقراط میدانی که محمد ۱۴۰۰ سال پیش برای یکی از یارانش زمزمه کرده و در کتابی به نام قرآن درج شده است یا چطور؟

بنده خدا،

عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

آقای بنده خدا درود بر شما
آنچه شما آورده اید در حقیقت گفته های مرا رد نکرده بلکه بر عکس آنرا تأیید مینماید وإیجاب مینماید که در این زمینه به بحثهای دقیقتر وتخصصی تری پرداخته شود و من از خواننده گان عزیزی که در دانش فزیک نجومی ویا ستاره شناسی و معلومات تخصصی داشته باشند صمیمانه خواهشمندم تا لطفا در ستون کامندها به گونه یی فشرده به آن پرداخته ممنون سازند . مگر عجالتآ از شما که این مثالها را آورده اید میپرسم که آیا واقعاً آفتاب به گرد زمین در گردش است یا اینکه زمین به گرد آفتاب ویابه عبارت دیگر آیا آفتاب مرکز نظام شمسی است یاآنطور که کتابهای مقدس تورات و انجیل و چوچهء آنها که همان کتاب قرآن باشد ادعا مینمایند که گویا زمین مرکز این نظام است ؟؟؟ سؤال دیگر اینکه ، در اینکه آفتاب و مهتاب به همدیگر رسیده نمیتوانند و شب نمیتواند از روز پیشی گیرد به جز بیان یک چشم دید ساده وابتدایی چه چیز تازه نهفته است ؟
لطفا عاقلانه تر از آنچه تا اکنون می اندیشید بیندیشید و هر آنچه را که میخوانید و یا می شنوید یک با در ترازوی عقل خودتان هم بسنجید و ببینید که آیا با عقل ومنطق و واقعیتها عینی جهان سازگار هست یا نه
عقل ومنطق یار و یاورتان باد

عزیز یاسین

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

آقای بنده خدا ! برمن حقیر مرنجید اگر جشن نوروز را به شما تبریک و تهنیت بگویم . چند پرسش دوستانه داشتم اگر امکان داشته باشد پاسخ آنرا بنویسید .
1- همین جملات و مفاهیمی تکمیلی ترجمه آیات که در بین قوس حین ترجمه اضافه شده است ، چقدر مدار اعتبار است ؟

2- آیا سقه و صحت بودن این جملات تفصیلی وتکمیلی را ، کدام کمسیونی از صاحب نظران و فقه دانان اسلامی تصویب نموده اند یا هر مترجم به ذوق خود آنرا افزوده است ؟

3- قرآن که به زبان عربی گویا نازل شده ، چرا آنرا به زبان تازی هم تفسیر نموده اند ؟ آیا به زبان تازی هم مانند زبان پارتی دری بی مفهوم است که مجبور شده اند بخاطر گشایش رمز و رازش تفسیر نمایند تا عام فهم شود ؟

امیر
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

درقوانین فزیک ومخصوصا مکانیک نظری همه چیزدرحرکت دیده می شود ومی توان ماه را ثابت انگاشت وخورشیدرا متحرک دید ویا بالعکس. این که نویسینده ی بی کمونیست که خودرا در زیر نقاب یک اسم مستعار پنهان نموده واز کم سوادی فکر می کند می تواند به حل معمای هستی به پردازد وچاره را در توهین به ادیان الهی جسته است، امردیگری ست. برخی ها فکر می کنند وقتی بتوانند نظراتی خلاف عقل ومنطق ویک سویه بدون در نظرداشت اصول تحقیق علمی که همانا رعایت اصول اخلاق وبیطرفی است بپردازند بزرگ می شوند.امروزه در دنیای متمدن جریحه دارساختن عقاید دیگران بدون رعایت اصول اخلاقی کدام ارزش نداشته ونویسنده چنین اراجیفی را به اندازه ی سرسوزنی هم ارزش قایل نیستند.پس به حال عزیز یاسین نام مستعار باید گریست.

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

دوست ارجمند امیر ، نخست سال نو و جشن جمشیدی به شما مبارک باشد . دوم سخن بالای ثابت و متحرک بودن ماه و مهر نیست بلکه سخن بالای آموزه های دینی و خداوندیست که چگونه پروردگار بی چون و خالق جهان هستی دچارچنین اشتباه بزرگی شده اشت که گاهی میفرماید بکش و گاهی هم صلح کن : کدام یک قابل اجرا است ؟ سوره کافرون یا آیه 123 سوره توبه ؟

دوستانی که آیات قرآن را نقد میکنند و پیرامون تناقضاتش سخن به میان می آرند نباید باعث رنجش شما شود و این رسالت شما عزیزان است که دلایل و استدلال های خود را بنویسد تا خواننده گان در مقایسه بنشینند که کی بجا و درست میفرماید . مستعار نوشتن عیب نیست ، بدون دلیل ناسزا نوشتن و توهین کردن عیب است . همینکه جمله و سطری نوشته میشود ، کسی است که آنرا مینویسد حتی اگر بینام هم باشد . شما دفع اتهامات ایشانرا هم زیر نام مستعار بنگارید چی عیبی دارد . اگر ایشان توهین کردند ، دفاع از خود حق است و شما هم دشنام بنویسید .

مثلا من حقیر از منتقدان قرآن می پرسم که در قرآن آیاتی است مانند :(إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ) و یا ﴿وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ﴾ را چگونه تعبیر میکنند ؟ امروز دانشمندان ستاره شناسی میدانند که روزی مهر بزرگ میشود و بزرگ میشود و در پایان تمام اقمار خود را می بلعد و بعد انفجار بزرگ خاموش و یا ( كُوِّرَتْ )شده به ستاره کوچکی تبدیل میشود . پیغمبر اسلام از کجا چنین دانشی را کاپی نموده بود ؟ حال منتظرم تا پاسخی قناعت بخشی از دوستان بخوانم !

امیر
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

عزیزگرانمایه نبیل مزاری .متشکرم از پیام محبت آمیزتان .من هم جشن نوروز را به شما شادباش می گویم. غرض ازنوشتن چندسطر توهین به شخصیت کسی نبود وهم غرض اثبات یا نفی عقیده ی نبود که نمی شود برفردی عقیده ی را قبولاند.مشکل است که ما در بحث معتقدات بیاییم وفورمول نویسی کنیم.مشکل من با شیوه ی نگارش آقای یاسین است که از تحقیق علمی متاسفانه خیلی فاصله دارد.اینکه با یک پیشداوری از قبل وستیزانه جویانه بیاییم به رد یک مذهب ویا تعدادی از آن بپردازیم وبه شکل گزینشی چند بخش را برای اثبات عقاید مان انتخاب نماییم ، بنظرم ره بجایی نمی بریم. شما خود میدانید که تحقیق علمی مستلزم قراردادن تفاسیر وبرداشت های مختلف از یک مفهوم ودربرابرقراردادن آنها به شکل امانتدارانه ، اخلاقی وبیطرفانه است تا سپس از یک امرعام به یک امر خاص برسیم و به کشف پیدیده ی جدید که در پیشداوری ما موجود نباشد، برسیم.متاسفانه آقای یاسین با احساساتی شدن به صدیق افغان وتعدادی افراد دیگرتاخته اند ومن از سایت آدرس شان حدس میزنم مربوط به جریانهای حزب دموکراتیک خلق سابق باشند. درمورد گاهی بکش وگاهی صلح کن اگرمنظور تان آیات مربوط به آن باشد بلی در اموراجتماعی چنانچه می دانید آنجه که غیر قابل تغییر است خود تغییر است وشرایط جنگ خطاب به سربازان است که برای رفع فتنه بکشند نه برای عام ودر شرایط صلح ، صلح خیراست. مهم این است که هدف از تحقیق ونگارش ما چه باشد.نویسینده ی این سطورسخت به تحمل پذیری ورعایت اصل احترام متقابل معتقداست واول باید دید چرا مینویسیم ویا چرا فلانی می نویسدوهدف از نوشتن فرد با مطالعه ی تعدادی از سطورش هویدا خواهد شد.شاد باشید.

قرآنیار
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

من بالای جشن جمشیدی نبیل مزاری وتمام همفکران وهم مسلکان وی ازهرقماش که باشند اززردشتی ګرفته تا کمونیست تا منافق تا الچه مذهب های بی دم می شاشم واین رسم خرافی ولعننتی را که عمریست ګرانبانګیر ملت مسلمان ومحکوم افغانستان است واز پدران ګمراه وملعون ما بنا به بیخبری شان از اسلام عزیز به میراث مانده است لازم میدانم که مانند بتهای بامیان به توپ پرانده شود.
قرآنیار

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

جناب قرآنیار ! شما غیر از (ببخشید) شاشیدن و ایزار خود کشیدن کدام ویژه گی دیگری هم دارید وآموخته اید ؟

ناشناس
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

مزاری ملعون بی پدر!
هر انسان وهرموجودی را که خداوند خلق کرده است دارای یک سلسله ویژه ګیها میباشد. یکی ازین ویژګیها دفاع ازهویت واعتقادات وباورهای دینی است که حق مسلم تمام بشریت است.
توبرای یکبار این پیامهای سراپا توهین آمیز خود ویاران بی پدر وبی مادرت را یکبار از سر مطالعه کن وبعد یکبار با خود و وجدان خود دریک فضای خلوت مشوره کن که شما جه می نویسید اګر این کابل پرس? تشناب ببوی شما است پس هرکس حق دارند که درین جا ایزارهارا کشیده وبشاشند
واګر این کابل پرس محل تبادلهء آراء وافکار وعقاید مختلف است بکدام حق قانونی وشرعی بخود اجازه داده اید که به عقاید ملیونها انسان توهین روا دارید مګر تو ازنسل انسان استی یا ازنسل خر
مګر تو لعنتی از کدام نطفه پیدا شدی که زبان قرآن را زبان تازی نامیده ایی. زبان قرآن به اعتراف خود قرآن زبان عربی آشکار است.
اګر جنین باشد که یک شخص یا یک دین ویا یک کتاب مذهبی یک نام داشته باشد تو نام دیګری را بالای وی بګذاری پس دیګران را هم حق بده که ترا هم به عوض نبیل مزاری خنزیز مزاری صدا بزنند آیا این حق را شما بدیګران میدهید.
تازی در زبان فارسی همانا سګ را میګویند واین نام تحقیر آمیز را فاشیست های آتش پرست فارس ملعون بالای زبان عربی ګذاشته اند که هرکی از روی آګاهی جنین صفتی را بر زبان قرآن معظم استفاده کند باید بدهن وی وتمام دور و دسترخوان وی شاشید
من از اول نوشته ام که جزای قروت همان آب ګرم است.
برای ازبین بردن ویروس کفر والحاد جز شمشیر دیګر هیج وسیله ای نمی تواند مثمر ثمر واقع ګردد.

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

جناب قرآنیار ! گناه شما نیست . در واقعیت شما عقده مندید و آن غم درونی هم فرآیند حجره مسجد است که بالای خط فکری شما کارگر افقتاده است . اگر شما چند روزی را به مکتب سرکاری میرفتید ، اینک آدم میبودید و چنین هرگاه و بیگاه ایزار خود نمی کشیدید . باز هم می بخشید که کمی حقیقت نوشته ام !!

ناشناس
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

بی پدر بی مادر!
تو حقیقت را ننوشته ایی بلکه برحقیقت شاشیده ایی حق وحقیقت ازکلمات مستهجن تو بیزار است کفر والحاد کجا وحقیقت کجا بی دینی وګمراهی کجا وروشنی ونور کجا
واقعا دستان شهید ملا بورجان قابل بوسیدن بود که سرکرده شما ملاعنه بنام علی مزاری به درک واصل ګشتاند همانی که حالا جعفررضایی از اوبنام شهید یاد میکند
مراد تو ازمکتب سرکاری چی است بی پدر!
اګر مراد تو ازمکتب سرکاری دانشګاه لوند درسویدن باشد همین اکنون بنده به سطح ماستری فارغ بوده دررشتهء سوسیولوژی درس خوانده ام وبرای ګرفتن دکتورا آماده ګی میګیرم.

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

جناب قرآنیار صیب !! میگویند :

خر عیسی گرش مکه برند ++ چوباز آید همان خر باشد

ویا سعدی بزرگ میفرماید :

علم چندانکه بیشتر خوانی ++ چون عمل در تونیست نادانی

نه محقق بود نه دانشمند ++ چار پایی براو کتابی چند!

آن تهی مغزراچه علم وخبر++ که بر او هیزم است یا دفتر

ویا :

نشاید بنی آدم خاک زاد ++ که درسرکند کبروتندی وباد

تو را با چنین گرمی وسرکشی ++ نپندارم از خاکی ، از آتشی

ناشناس
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند نه مانند مرتدهای بی دینی جون خنزیر مزاری

او بی پدر بی مادر!
من این اشعار بزرګان را پیش ازتو هم خوانده ام وهم میدانم وهم ان شاء الله به آن عمل می کنم. من دعوای کبر وغرور ندارم وازطرف دیګر مثل یک فراری سوسیال خور ومواد غایطه خوری که از ترس پسر نورمحمد قمار باز وطن وخاک خودرا ترک ګفته باشد ودرګوشه های هامبور ګ مصروف سګ شویی باشد نیستم

این بندهء الله به اساس بورس های تحصیلی دولت افغانستان لله الحمد رسما ازکابل آمده ام وبعداز ختم تحصیل دوباره به وطن مالوف ام برمیګردم. ولی تو مریض مالیخولیایی ازترس عطامحمد نور درآلمان سوراخ می پالی وخفاشانه وبی ناموسانه بخاطر یک جنګ سالار مجرم بسته عقاید ملیونها مسلمان را توهین وتحقیر میکنی وآنهم زیر عبارات وزین مدرنیزم وتبادل آراء وغیره الفاظ پر زرق وبرق
اما درعین حال توقع دارید که کسی شما را نګوید که بالای جشمان تان ابرو است درحالیکه فراموش کرده ایی که بزرګان ګفته اند:
که کلوخ انداز را جزا سنګ است.
من ابتدا پیامهای خیلی نرم وانسانی به آدرس شما فرستادم ولی دیدم که شما ازنسل انسان نبودید قبل از آنکه برمحتویات پیامها بپردازید به توهین وتحقیر دین برحق الهی دستان تان را کثیف ساختید
بناء بعدازین پیام شما ملاعنه را ببینم با همین سبک به آن جواب میدهم خواه کسی خفه میشود یا خوش خواه کسی سانسور میکند ویانه

خ . نبیل مزاری
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند نه مانند مرتدهای بی دینی جون خنزیر مزاری

جناب قرآنیار صیب ، بعد ازین همه ایزارکشی های تان ، سخت آرزو دارم یکی از همان پیام های خیلی نرم وانسانی ؟؟ شما را بخوانم ، لطفأ آدرسش را برایم بفرستید ، اگر توانایی این عمل انسانی را دارید و دروغ نفرموده باشید !! یا اینکه مانند همیشه چادری می پوشید و گاهی از خجالتی و شرم پیشروی کاروان اتن میکنید . هه هه هه

سهراب سپهر
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

قرانیار غولزاده!

در این مدت میبینم که شما خیمه زاده گان تمدن گریز غول مآب خیلی نشخوار میکنید. شما پادگان آخور قبیله چه باشید که بر نوروز ایراد بگیرید! هر رسمی که به رسم غول ها و غولزاده ها نباشد خرافی است!

ناشناس
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند نه مانند مرتدهای بی دینی جون خنزیر مزاری

بی پدر جان !
من نوشتم که از اول با خودت اززبان نرم کار ګرفتم ولی توانسان نبودی لطفا به این پیام خودم دوباره مرور کن!

(28 فوريه 16:31
آقای مزاری!
من گاهگاهی اگر وقت داشته باشم سری به کابل پرس? می زنم. اینکه چرا نامم را نمی نویسم هدفم این است تا دوستان بدانند که پنهان شدن زیر نام مستعار ویا انتخاب ننمون نام درفضای ازاد کابل پرس یکی است
تا وقتیکه چنین فضای ادامه داشته باشد نباید دوستان معترص به اسلام از مخالفان شان توقع مناظره را داشته باشند. من گفتم که گاه گاهی به ‍کابل پرس سر میزنم روی همین منظور من شما را متهم به ترس وجبن کرده ام زیرا دریکی ازپیامهای تان درهمین کابل پرس راجع به والی مزار آقای عطامحمد نور پسر کاکا نورمحمد ضمن اینکه بر ایشان خیلی زیاد تاخته بودید خودتان نوشته بودید زمانیکه من مزار رفتم واقعا ترسیدم زیرا درزیر سایهء این اقا دیگر مخالفی نمیتواند زنده گی کند. اگر شما همان مزاری استید پس من ترس وجبن را به اساس ادعای خودتان بشما نسبت داده ام. درغیر آن اگر شما مزاری دیگری باشید وازمخالفان عطامحمد نور نباشید ازشما معذرت میخواهم.
اما درمورد نقد قرآن خدمت شما عرض شود که نقد را کس میکند که قبل ازهرچیز دیگر به زبان کتبی ولهجوی ولغوی یک کتاب احاطه واشراف کامل داشته باشد. قرآن مانند دیگر کتب دینی زبان رسمی خاص خودرا دارد برخلاف بابیل های متفاوت وتلموتهای که بزبانهای مختلف اروپایی ترجمه شده ویکی بادیگری سر نمیخورد.
بناء به نظرمن نقد قرآن کلمهء عادی وپیش افتاده نیست که هر دشنامزنی واتهام را بنام نقد برآن روا داریم. روشهای نقد امروز در دانشگاه های غرب حتی مورد پذیرش مسلمان ودانشمندان مسلمان قرار گرفته است. دانشگاه الازهر مصر که سابقهء تقریبا نه صد ساله دارد با ورود استعمار فرانسه شکل ومیتود درسی آن تغیر یافت.یعنی اینکه علوم اسلام به شعبه های مختلف تقسیم گردید
مثلا کسی که علم فقه را میخواند باید درهمان رشته تخصص بگیرد
کسی دیگری اگر زبان وادبیات عربی قرآنرا میخواند باید درهمان رشته بحد تخصص برسد رساله بنویسد واز دکتورایش دفاع کند بهمین ترتیب که قانون ودیبلوماسی را میخواند باید خودش را آمادهء نوشتن رساله وماستری ودکتورا وغیره بنماید پس بسیاری چیزهار ا ما مسلمانان از غرب آموختیم وبسیاری چیزهارا آنها ازما آموختند. حتی همین ابن خلدون را به کشورهای مسلمان غربی ها شناسانده است بناء طبق اصول نقد نویسی ونقد نگاری درهررشتهء که باشد باید گفت که درنقد قبل ازهرچیز دیگر بیطرفی ناقد را مدنظر داشته باشید. دیگر اینکه زمانیکه نقد تمام شد بدیل آنچه نقد گردیده است باید پیشکش مردم شود که اگر این کتاب دارای تناقضات وکمبودات است پس کتاب درست تر آن کدام است؟ این نوع نقدهارا میتوان نقد علمی واکادمیک دانست ولی من بعید میدانم کسی که به نیت آموختن وتحقیق مسایل قرآنی به قرآن رو می آورد او به حقانیت این کتاب برحق مومن نگردد
این معجزهء این کلام پاک است هرکه بخواهد بیطرفانه وبدون عقده های نفسانی آنرا بیاموزد خواهی نخواهی روزی به آن تسلیم میشود. ازذکر رجال وشخصیتهای که به همین منظور قرآن را خواستند بیاموزند فعلا میگذرم
ولی خلاصه عرض میکنم بسیاری ازکشیشهای مسیحی پرشوری که مانند یوسف استید درامریکا قلبش مالامال ازدشمنی بامسلمانان وقرآن بود امروز بنگرید که بحیث بزرگترین داعی اسلام ظهور کرده است. مگر او نسبت عزیز یاسین نام مستعار نویس کمتر تورات وبابیل را خوانده بود؟
بهرترتیب من چنانچه عرض کردم با عقاید خرافی که براساس عقده وکینه علیه اسلام وقرآن درجامعهء عقب ماندهء ما ابراز میشود موافق نیستم واینچنین نوشته هارا صرف ضیاع وقت برای خود نویسنده خواننده ودیگران میدانم بهتر است که به موضوعات اساسی جامعه؛ درد ورنج مردم عوامیلکه باعث این عقب مانده گی شده است پرداخته شود نقد قرآن ویاکشف تناقضات وغیره مثل این است که کسی سر خودرا بدیوار سنگی بکوبد دیگر چیزی احاصلش نخواهد شد.

یک موضوع دیگررا هم که برایتان درین پیام بنویسم تحریک آلهء تناسلی بود که من درپیام قبلی ام نوشتم نمیدانم که شما از آن شوخی چه برداشتی کردید
اما حالا برایتان می نویسم که منظورم این بود که خداوند کسب لذایذ را هیچگاه منع نکرده است . احساس جذب جنس مخالف در وجود بسا زنده جانها وجود دارد که بعداز یکجا شدن احساس آرامش وسکون به آنها دست میدهدعلاوه باعث توالد وتناسل نیز میگردند ولی دربهشت بخاطریکه غایه وهدف توالد وتناسل نیست مطابق نوشتهء آقای بیژن بهشتیان ازهمان لذایذ برخوردار میباشند واین جزو ایمان یک مسلمان باشد که من به آن باور کامل دارم
به سلامت باشید)

واین هم پاسخ خود تو بی پدر مادرجنده که زیر ماسک انسانیت خودت را پنهان کرده ایی

( 28 فوريه 17:47, بوسيله ى خ . نبیل مزاری
آقای × درود و احترام متقابل تقدیم است . من حقیر همان نبیل مزاری ام و ترس داشتنم از معلم عطا ناشی از حقیقتی بود که صادقانه آنرا نوشته بودم و این دشمنی نه بر اساس عقاید فکری ام بوده بلکه مسایل سیاسی را در قبال داشته و دارد . معلم عطا آن مسلمان سابق نیست که به خاطر نداشتن ریش سر می برید و کارمند دولتی را بخاطر ارتباطش با دولت بنام کمونست تیر باران میکرد . بفرمودۀ شما این ترس و زبونی ام باعث آن نشده که از خط فکری ام عدول و سرپیچی نمایم . به شهر پدری ام رفته ام ، میروم و خواهم رفت .

اما در قسمت معانی آیات قرآنی این را باید خدمت بزرگوار بنویسم که این معضله هرگز حل نخواهد شد . آیات قرآنی به فرموده شما و بسیاری از علمای فقی اسلامی چنان گویا بغرنج ، پیچیده و درهم برهم است که بخاطر فهمیدنش حتی به خود تازی های تازی زبان مشکل خلق نموده است ، عجم را بگذارید بر سر جایش . چی باید کرد تا کلام خدا دانست ؟ به تفسیر رو بیآوریم و یا خود باید زبان قرآن بیآموزیم ؟ چی خدایی که بنده گان عمری زبان تازی بیآموزند تا بدانند که خدا چی حکم نموده ؟ چقدر این استدلال بجا است ؟ تفسیرها را که همه علمای فقی اسلامی به نفع خود نظر به مذاهب گونه گونه آنرا تفسیر نموده اند و به تفسیر هم که نمی شود اعتبار کرد ! پس چی باید بکنیم ؟ یک مفسر عمل آیات سوره (قل یا) را منسوخ میداند و دیگری نزول آیات قتال و قتلو را نظر به شرایط همان زمان تفسیر نموده است ، کدام یک درست است ؟ یکجا حکم است که ترا دینت و مرا دینم و دیگر جا حکم شده که اگر همسایه به دینت نبود با او پیکار نما . کدام آیت قابل اجرا است ؟ هیچکسی به این راز پی نبرده . بیائید ازین گفتمان بگذریم ، شما را دین تان و ما را دین ما ! ( لكم دينكم و لي دين ) .

به این راهی که شما میروید مشکل است تا بتوانیم خط مشترکی پیدا نمائیم زیرا شما از مفاهیم آیات قرآن برداشت دیگری دارید و ما دیگری . ما همان برداشتی را داریم که در زیر هر آیت ترجمه شده فقط همین ولی شما آنرا از منظر دیگری با تفسیر احمد و محمود قرائت میکنید . وقتی ملا و آخند کمزور است در منبر از صلح سخن دارد ولی همینکه بقدرت رسید ، عمل طالب مسلمان و شیوخ عربستان ناجی مسلمانان را همه دیدیم و می بینیم . لطفأ ننویسید که هر عیب که است در مسلمانی ماست ! ما آن خدایی که در بین دیوار و خانه سنگی مقام گزیده و همه ساله باید به بانک های پسران آل سعود به خاطر دفع گناهان و اجرای رکن دین پول بپردازیم را قبول نداریم . این خدای رشوه خور قابل پرستش نیست !! این سرودۀ زیبا را به تمام دوستانم تقدیم میکنم .)

این هم دلخوشی عزیز یاسین حرامی که ازیک سخصیتیی چون تو تقدیر بعمل آورده است:

13 مارس 00:29, بوسيله ى عزیزیاسین
نبیل عزیز و گرامی درودبر شما
این طرز بیان شمابسیار مور د پسندم قرار گرفت آنرا دوبار به همان لهجه یی که نوشته بودید خواندم ودرچند مورد از ته دل خندیم و حظ بردم ... دستتان درد نکند بسیار زیبا و شیرین نوشته اید ... بلی حرف همینجاست این اسلامستهای بیچاره همه شان به فیل مرغ میمانند که هنگام باربردن مرغ میشوند و هنگام پرواز فیل .. و قتی در برابر دلیل و برهان مخالفین مجاب میشوند دست به هر خس وخاشاک انداخته تلاش مینمایند تا به گونه یی از میدان فرار نمایند و لی مطمئن باشید که من و امثال من رد این فیل مرغها را رها نکرده به یورشهای بی امان خویش علیه آنان و کتاب سراپا مملو از خطا ها و تناقضات وزورگوییهاونفرت انگیزیها ی آنان إدامه داده و صحنه را رها نخواهیم کرد.و با شمشیر علم و دانش و برهان و منطق با این هیولای وحشی خواهیم رزمید
پیروزی نهایی ازآن علم ودانش است
مؤفق باشید
یاسین)
واین پیامی که عزیز یاسین به ستایشګران وجاهلان عقده مندتر ازخودش فرستاده است:

3 مارس 00:49, بوسيله ى عزیزیاسین
جلال عزیز و ارجمند درود بر شما
از مهربانی وذره نوازی شما یک جهان سپاس
آنچه شما فرموده اید کاملا به جاست حال دیگر وقت آن فرارسیده است تا با استفاده از همه وسائل و امکانات دست داشته علیه خرافات و عقبگراییها و جزم اندیشی ها و در مجموع علیه هرچه دین و دین باوریست با جرأت و متانت وبدون هیچگونه ملاحظه کاری وکرنش به رزم و پیکار بی امان پرداخته شود .. من به شما و همه آزاد اندیشان و آزادیخواهان وعده میسپارم که این پیکار برحق را تا آنجا که برایم مقدور باشد ادامه داده و از هیچگونه قربانی و فدا کاری در این راه شرافتمندانه دریغ نخواهم کرد. و یگانه پاداشی که توقع دریافت آنرا دارم تآیید و پشتیبانی روشنفکرانی چون شماست.
به آرزوی پیروزی دانش بر جهل وخرافات دستتان را صمیمانه میفشارم
بدرود
یاسین)
بح! بح!
هرقدر این جاهل کینه تور حرامی مورد تقدیر قرار بګیرد دست دوستان خودرا به رسم دوستی می فشارد ولی هروقتیکه مورد نقد قرار بګیرد ولو ازطرف همفکران سابق خودش اورا شترمرغ میخواند
و وعده می سپارد که خیلی زود به ارائهء پاسخ ها مبادرت می ورزد.
سبحان الله این قدرت ذات الله بزرګ است که انسان نماهای که علیه روشنی ونور می جنګند آنها را هم بوسیلهء خودشان وهم بوسیلهء دوستان حق پسند رسوا مفتضح میسازند وهمه میدانند که پزوهشګری دلسوزانه وبیطرفانه با کینه توزی وتوهین عقاید ملیونها انسان اززمین تا آسمان فرق دارد.
به امید رهیابی کمونیستهای حرامی وکینه توز افغانستان

خ.نبیل (مزاری)
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند نه مانند مرتدهای بی دینی جون خنزیر مزاری

آقای قرآنیار و یا شبیر ! اگر شما مسلمانید و مدافع اسلام عزیز با هزاران روی و لباس که گاهی دولکی می شوید و گاهی هم جهادگر ، به یک سخن ما بینوایان را از همان اسلام عزیز تیر ! این جمله را هم شما نوشته اید : ( ازتصویرزیبای که از حوریان جنت خصوصا از قصرهای بهشت ترسیم کردی باور کن که آلهء تناسلی ام را تحریک کردی دلم میشود که همین اکنون خودم را دریکی از سنگرهای جهاد شهید بسازم اما نه به شیوهء طالبانی جبونانه بل با شجاعت درسنگر جهاد وبا فکر وعقیده وایمان درست.) وقتی ایمان درست شما شهادت در سنگر جهاد باشد و شما را آلۀ تناسلی در کنترول نباشد و هر جای بشاشید و با شنیدنی داستانی منی بریزید و انتحار نمائید ، بهتر همانست که راه ما از شما جدا باشد . من حقیر افتخار دارم مانند شما جهادگر و تروریست را دشمنم .

قرآنیار
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند نه مانند مرتدهای بی دینی جون خنزیر مزاری

مزاری بی پدر هم وهم بی مادر!
ازتو می پرسم که آیا تنها من زیر نام مستعار پنهان هستم ویا اینکه رفقای همکیش وهم پیک تو نیز زیرنامهای مختلف ګاه موافق وګاه مخالف خودشان را درین سایت پنهان کرده اند.
یک نمونهء آن حبیب نام است که دریکجا بصورت ساختګی ګویا از اسلام دفاع کرده ولی زمانی می بیند مدافع حقیقی اسلام پیدا شد راه خودرا عوض میکند. قبل ازآنکه نمونه را برایت بنویسم و دوپیام متناقض حبیب الله نام را برایت نشان بدهم یک مطلب را برایت درقسمت نعوظ آلهء تناسلی برایت بنویسم که من آنرا به شکل طنز ګونه نوشته ام زیرا ماتریالستان بی دین وآتش پرستان فاشیست فارس درحول وحوش مسایل سکسی میخواهند بر اسلام وآیات قرآن تمسخر نمایند. من فقط بازبان خودتان آن عبارت را بکار بردم که خداوند بزرګ اګر این آلهء تناسلی برای بشریت داده است هدف این است که تا ازین آله به نحو شایسته ای ودرچارجوب قوانین وضوابط انسانی از آن کار ګرفته شود. خدا کند که ترا خرفهم نموده باشم. اګرتو پدرلعنت حرامی اینقدر طرفدار اخلاق وانسانیت می بودی بالای این کافر ملحد هم اعتراض میکردی که چه نوشته است لطفا بخوان:

(29 فوريه 20:06, بوسيله ى شیر جان
من تا خواندن نظرات صاحب نظران به این فکر بودم که حاجی کامران راست می گفت و حالا از ایات و ترجمعه آیات ، تفاصرو حکایت های شما معلوم می شود که حاجی کامران دروغ گفته . القصه بعداز پیروزی مخالفین حکومت نجیب الله حاجی کامران فرار و از راه بندر قزل قله (شیرخان) خ.د را به تاشکند رسانیده و در یکی از هوتل های ازبکستان جای گیرفته بود افغانستانی های تاشکند با شنیدن انکه حاجی کامران امده یکی پی دیگری برای دیدنش میرفتند از قضا روزی من هم با دوستان به دیدن حاجی کامران رفتیم و چند ساعتی را انجا بودیم دراین فاصله هم وطنان به نوبت می امدند و همه یک رنگ پرسان داشتند حاجی صاحب چطور آمدید؟ چندین بار یک رنگ و تکراری به هر کدام جواب داد که از هیچ گذر گاه اجازه نیافتم مجبور شدم از راه قندز و شیرخان برایم . سوال که هر کسی میدارمد و می پرسید نفر 4 یا 5 ام زمانکه داخل اتاق شد همین سوال را پرسید .حاجی چون از این پرسش خسته شده بود گفت او برادر چند بار تکرار کنم هم وطن اصرار کرد تا حاجی پاسخ بگوید یک ویکباره حاجی عصبانی شد و پاسخ داد " کون ما می خارید که برامدیم" حالا آمدیم سر اصل مطلب روزی یکی از افغانستانی های باشنده تاشکند از حاجی کامران پرسید .حاجی صاحب شما خو نسبت به ماها از اسلام و دین خوبتر اگاهید لطفا بگوید که حوران بهشتی را خدا برای ما مرد های با ایمان و نماز خوان وروزه گیر وعده داده است پس این غلمانهای برای که هستند ؟ حاجی کامران چنین پاسخ داد او لوده!!!! اگر غلمانها نباشند خواهر مادر من وتو در آن دنیا با کی سکس کنند. من فکر می کردم غلمانهای را الله برای زنان مسلمان وعدع داده است ولی از نوشته های شما معلوم می شود که برای زنها الله نه شراب وعده داده و نه جوان زدونوک و این غلمانها هم برای بچه بازان به قول هارون یوسفی قندهاری ها آفریده شده اند. حالا از دوستان که واقعا در مورد چیزی میدانند ما را روشن کنند . الله تنها برای مرد ها این وعده های سکس با دختران باکره و شراب های انتهور و بچه هاب بی موی را داده و یا برای خانم ها هم جونان نیرو مند وسکسی و عده داده است . اگر به زنها وعده داده است پس افغانها چطور قبول دارند که در اآن دنیا زنشان برود با مرد های بیگانه شراب بخورند و بسکسند ؟ غیریت اوغانی و مسلمانی چه می شود؟ یا در جنت غیریت میرت نیست ؟ امید وارم من را از جمله کافران نپیندارید من از پدر ومادر مسلمانم الحمد الله و به ده صفت الله تعالی و ده صفت پیغمبرم ایمان دارم به دو کلمه ی آمنت با االه هم باورمندم )
اما من میګویم بر پدر همان پدری لعنت که انسان خبیث همچو تو چوچهء حرامی بدنیا آورده است. کجاست مزاری ملعون که درین باره برای دفاع از اخلاق اعتراض کرده باشد؟

حالا توجه کن به نوشته های یکی از همزادان حرامی خودت که زیر نامهای مختلف حتی دارای هزار چهره نیز است ګاه چهرهء های بظاهر موافق ومخالف چګونه خودشان را پنهان کرده اند. واقعا باید اذعان داشت که شما حرامی های مادر زنا وخواهر زنا تشریف دارید خودتان زیر هزار نام خودتان را پنهان میکنید ولی از دیګران توقع دارید که زیر یک نام باشما طرف قرار بګیرند.
کامنت ګزاری بنام حبیب برمن تاخته است که ګویا من جفنګیات نوشته ام:

(24 مارس 06:37, بوسيله ى حبیب

آقای نویسنده ی بی نام وبی هویت!
وقتی نوشته ی بی مفهوم و پرت وپلا گوئی تورا خواندم، به نظرم چنین معلوم شد که گویا کدام آدم مالیخولیائی این مزخرفات را نوشته که نه خودش می فهمد که چی نوشته ونه به سایرین کدام مفهومی را میرساند. وقتی کامنت دیگری را که صورت اصلاح شده ی نوشته ی شما آقای بینام وبی هویت بود خواندم آنگاه ملتفت شدم که آنچه نوشته ی صورت مثله شده ی نوشته ی کسی دیگری است که سرقت نموده ی ودرک نمودم که با یک مسلمانی اصیل مواجه هستم که دارد خصلت ذاتی اسلامی خودرا به نمایش می گذارد وبجز از کلمه ی" شرم باد" برتو نویسنده ی مسلمان بی هویت چیز دیگری ندارم که نثارت کنم.این نکته را نیز باید علاوه بدارم که فقط بی ادبان وقتی چیزیرا مینویسند ازذکر نام خودابا می ورزند. حبیب)

اما همین حبیب درجای دیګر مدافع اسلام شده وګویا خواسته است خودش را طرف مقابل عزیز یاسین نشان دهد و جنین می نویسد:

( 6 ژوئيه 2010 04:47, بوسيله ى hbibulla
َ
سلام برای همه
عزيزياسين !

بلاخره تمام منطق شما اين بود از شما جز اين چيزی ديگر انتظار نداشتم
كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى; ايمان نخواهند آورد. (6)

خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده; و بر چشمهايشان پرده‏اى افكنده شده; و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (7)

در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است; خداوند بر بيمارى آنان افزوده; و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (10)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح‏كننده‏ايم س‏ذللّه! (11)

آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند; ولى نمى‏فهمند. (12)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (13)

خداوند آنان را استهزا مى‏كند; و آنها را در طغيانشان نگه مى‏دارد، تا سرگردان شوند. (15)

آنان كسانى هستند كه «هدايت‏» را به «گمراهى‏» فروخته‏اند; و (اين) تجارت آنها سودى نداده; و هدايت نيافته‏اند. (16)

آنها كران، گنگها و كورانند; لذا (از راه خطا) بازنمى‏گردند! (18)
ختم پیام حبیب نام

برداشت من ازین نام حبیب این است که ایشان مدافع تصنعی ونمایشی اند ورنه یک اسم ویک انسان حقیقی وحقوقی واحد اګر واقعا مطالعات قرآنی داشته باشد چرا باید از اسلام ،دین برحق الهی این چنین بی پایه دفاع کند وتبر دشمن خویش را دسته کند.

چنانچه عزیز یاسین حرامی به این مدافع ساختګی وتصنعنی چنین عالمانه ارشاد میفرمایند:

( 6 ژوئيه 2010 16:53, بوسيله ى عزیز یاسین
حبیب جان عزیز سلام
من در بخشهای بعدی حتما بالای تمام آن خزعبلات و نابخردی هایی که تذکر داده یی نقد و نظر خود را خواهم نوشت و امید وارم بتوانم شما و امثال شما را ازنابخردی وازخود بیگانه گی واین چاه تاریک دین باوری و خداپرستی برون نموده چشمانتان را باز نمایم تا شما هم مانند من وملیونها آدم دیگر جهان را باچشمان خودتان ببینید نه با چشمان دیگران . فقط منتظر انتشار بخشهای بعدی باشید
عربز یاسین)
لطفا به تاریخ های این تبادل افکار توجه کنید ودقیق شوید که حبیب نام درسال دوهزار دوازده برضد اسلام شده است ولی درسال ۲۰۰۱۰ بدون اینکه چیزی ازین مناظرات قلمی اش با آقای عزیز یاسین تاثیر کرده باشد برضد اسلام شده است حالا معلوم نیست که این حبیب نام آیا همان یک حبیب است ویا دو
ولی اصل پرسش این است که مزاری مادر زنا ازمن حقیر توقع دارد که باید زیر یک نام با ایشان به بحث بپردازم واه واه چه بحثی وچه پژوهشنګرانی وچه وجدانهای سالم وانسانی!!!!!!!؟
اما سخن آخر:
مزاری فرموده است که مارا ازین اسلام تیر!
خوب! خیل بجا فرموده اید هیچکس شمارا وادار نساخته است که اسلام را قبول کنید! اګر همین حرف درکامنت های قبلی ات می نوشتی وزبان قرآن را زبان سګ خطاب نمیکردی وبرمقدسات مسلمین نمی تاختی من با تو حرامی چه کار داشتم. آیا شرط است که تو درتمام موارد باید پیام بګذاری؟
زمانیکه پیام میګذاری باید همین حرف مقبولت را که : شمارا راهی ومارا راهی بادرنظرداشت همین مقوله پیامهایت را میګذاشتی تا خودت ویا دیګران از آن استفاده میکردند.
دریک موضوع که معلومات نداشتی می توانستی حاضعانه ازدیګران با ادب واخلاق طالب معلومات میشدی
ولی تو در آخر به این نتیجه رسیدی که تو راه مستقل پیشه باید بکنی که مارا درین زمینه اعتراضی نیست ولی هر وقتیکه پیام های بی سرو ته ومعترضانه ومتعرضانه وهتاکانه را از توبخوانم با همین سبک با تو برخورد میکنم.

خ.نبیل (مزاری)
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...

آقای قرآیار یا خان شبیر خان ! این استدلال شما که فلانی و فلانی هم با چند نام و بی نام می نویسند بدین معناست که او که چنین گ.. خورده من چرا نخورم .

خان شبیر خان ! مسلمانی شما را از همه بهتر من حقیر میدانم . در رسم و عنعنه اوغانوالی شما بوی و سراغ بفرموده شما اسلام عزیز تان نیست . میخواهید مستند برایتان ویدیو بیاورم؟ این همان اسلام عزیز شما نیست که به حبیب الله بچه زنباره عبدالرحمن ، صد زن فتوا داده بود ؟ این همان اسلام عزیز تان نیست که جهاد را بر علیه شاه به اصطلاح مترقی تان اعلان نمود و شما منگلی ها تا بیرون مرز ها شاه مترقی خود را پیش نمودید ؟ این همان اسلام عزیز تان نیست که اگر پول و دالر قربانی را حاجی بینوا و ساده دل به بانک های پسران آل سعود نپرداخت ، قربانی اش قبول الله تعالی نمی شود ؟ این همان اسلام مبارک و عزیز تان نیست که جزیه گرفتن از مسلمان ،کنیز و غلام نمودن انسانها را امر نموده است ؟ بروید خان شبیر خان شینوار و باجور این سنگ اسلام عزیز تانرا به سینه کوبید مانند جهانی صیب که سایر منگلی ها انتحاری شوند ، کابل پرس? جایش نیست .

(تازی) چو شود خسته ز اسیب سواری++ صد دختر گل چهره بمالند بدنش را

(مسلمان) که نعمت ده (تازیست) چو میرد++ده روز کسی نیست که بدوزد کفنش را

نی کس که دهد لقمه نانی به یتیمش++نی کس که به کاری بگمارد زنش را

با این همه هرکس بگوید (اسلام عزیز) است ++ باید که با مشت بکوبند دهنش را......لاهوتی

قرآنیار
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...

مزاری جان مادر زنا!
خودت ثابت کردی که مانند دیګر همقطاران نالایق ، بی سویه، عقده ایی، کینه توز و میکروب مانندت ازیک شاخچه به شاخچهء دیګر می پری.
ازنظر منطق کلامی اګر مستعار نویسی بمعنای ګوه خوردن باشد پس این ګوه را قبل ازهرکس دیګر رفقای جاناجانی ات نوش جان کرده اند همان رفقای فیلسوف نمای که دست تان را برسم دوستی میفشارد، وازتهء دل از استعمال کلمات مستهجن تو ګوشت میګیرد.
اما تا جای که فضای آزاد کابل پرس? را مطالعه نموده ام نوشتن نام یا بی نام ویا مستعار نویسی را بدرجهء ګوه خوردن قبیح نشمرده است واین اجازه را به تمام کاربران داده است تا با حفظ آداب واخلاق ورعایت عفت کلام با یکدیګر شان به تبادل افکار بپردازند.
ولی بازهم من به همان پیام اولی خویش برمیګردم، من شبیرکاکر نیستم، اګر می بودم پیامهای که درآن خودت وهمفکرانت را با زبان انسانی وبدون ذکر نامم ، مخاطب نموده بودم ، آنوقت نیز می توانستم شبیر کاکر شوم، ولی زمانیکه دیدم که توهین ها وتحقیرهای خودت ازحد ګذشت بناء نظر به ضرب المثل معروف جزای قروت آب ګرم ،دانستم که تو دربرابر همان نام حساسیت داری خواستم از آدرس همان شخص که شاید از بعضی جهات با من همسویی عقیدتی داشته باشد، استفاده کنم وبرایت نشان دهم که اګر روشنګری معنایش دشنام وتوهین باشد دیګران نیز ازعهدهء چنین کاری بخوبی برامده می توانند و اما من شخصا این کار را خلاف پرنسیب های علمی واخلاقی خودم میدانم. من سر وکارم با مسایل تحقیق در زمینهء جامعه شناسی است، دانشجوهستم بعدازختم تحصیلات بوطنم برمیګردم.

خوش دارم که چیزهای جدیدی ولو باعقاید دینی ام سازګار نباشد بخوانم تا بدانم که دیګران خارج ازحوزهء دین درارتباط با دین من چه فکر میکنند. ولی تا جاییکه برایت ثابت کردم این هموطنان ترسو وجبون من مانند عزیزیاسین که ازیکطرف لاف فدا کاری وایثار وقربانی درراه عقیده وایمان شان را بمردم وعده داده اند ولی ازطرف دیګر بخاطر دفاع ازنظریه های بی پایهء خویش حاضر نیستند که از پردهء نام مستعار بیرون آیند، این اشخاص صداقت ایمانی حتی برهمان افکار وعقاید باطل خویش نیز ندارند.
لقمه های که این هموطن ما میخواهد بدهان ببرد از دهنش خیلی بزرګ است. این بر پیامبری می تازد، که آن پیامبر سر ازکاخ وقصر های پادشاهان که هرکدام، خودشانرا خدایان روی زمین میدانستند سربدر نیاورده است. آن پیامبر بدستور بیګانګان وبا توطئه ومستعار نویسی دین خودش را پخش نکرده است. او ګاه زیر نام حبیب وګاهی هم زیر نام عزیز یاسین عقاید خودرا برمردم نه قبولانده است. درحقیقت زنده ګی آن پیامبر خودش سرمشق برای انسانهای مبارز میتواند باشد. کسی که حاضر نیست بخاطر به اثبات رساندن نظریه های خود حد اقل مانند سیدقطب به پایهءدار برود آیا میشود وی را انسان شجاع ، صادق وهدفمند دانست؟
بګذریم ازاینکه هیچ خطری این موجودات ویروسی در اروپا تهدید نمیکند. یګانه خطری که این ها را تهدید میکند، مردود شدن شان ازطرف خویشاوندان ونزدیکان است.
آری! ترس عزیز یاسین وامثال وی ازظاهر شدن، همین ترس است که وی میداند این عقاید باطله دیګر به زباله دان تاریخ سپرده شده است. دیګر مارکسیزم لیننزم را به قول آیت الله خمینی باید درموزیمهای تاریخ جستجو کرد. ولی اسلام یک دین بالنده وپوینده است. ګذشت زمان حقانیت قرآن واین دین حنیف را ثابت میکند. یک سیر ګذرایی به جامعهء امروز هندوستان که اکثریت بودایی وهندو استند این حقیقت را بما نشان میدهد که لله الحمد اسلام درین جامعهء کثیر المذاهب سیر صعودی خودش را روزانه می پیماید. وحتی این حرکت ازنظر تاریخی قبل ازتقسیم شبه قاره به دوکشور هند وباکستان نیز محسوس بود، اما توطئه های انګلیس کار خودش را کرد.

نام شبیر کاکر را بسیاری های دیګر نیز به نفع خودشان استفاده برده اند ، تا جاییکه درکابل پرس افشاشده شبیر کاکر شخصی بنام قاضی موسی هستی است که ازطرف پدر پشتون وازطرف مادر تاجیک ویا بالعکس، علاوه برایشان ، شخص دیګری که زیر این نام مردم را دشنام زده است قاضی صادق میباشد که درلندن تشریف دارد ودرتلویزیونهای آریانا وپیام افغان هم مردم را توهین وتحقیر میکند، چنانچه در یکی از برنامه های آقای عمرخطاب سخنان عریان، یکی از تیلفون کننده ها که ازلندن صحبت میکرد این حقیقت را افشا کرد که قاضی صادق وقاضی هستی از دیر زمانی بدینسو برای توهین وتحقیر نمودن مخالفان شان باهمدیګر زیر نام شبیر کاکر سازش نموده اند، قرار ګفتهء این شخص، هردوی این اشخاص پشت پرده باهم در ارتباط تیلفونی بوده ویکی دیګرش را زیر همین نام درسایتهای مختلف، پشتییبانی میکنند، هردوی این قاضی ها باهمدیګر سابقهء آشنایی دارند، هردوی شان مانند دیګر هموطنانی چون اسحاق نګار ګر، باقی سمندر، ودیګر سوسیالیستهای برګشته بسوی اسلام ، سابقهء چپی داشته اند ولی جناب قاضی هستی ګاه با اسلام سرسازګاری دارند وګاهی هم نه. آن بزرګوار نیز بخاطر ایجاد بی اعتمادی میان کاربران کابل پرس تاکنون بیست بار تغیر نام وهویت داده اند، اپریل، تریدر، سوتیا ، خراسانی ، مرادبیک ، تاش مراد، ازنامهای دیر دوام تر شان بوده است.
اما زیرنامهای بابک، بابک روشنضمیر، نجیب کامل، عطاخیل، ګوربز، جلال ، بایانی وغیره نیز کامنت ګذاشته اند.
اما من درین سایت زیاد پیام نمیګذارم، خوش دارم زیاد بخوانم، کم بنویسم، باکسانیکه مرا ازنزدیک دیده اند میدانند که من زیاد می شنوم ولی کم میګویم.
دیګر موضوعات تو درقسمت پادشاهان افغانستان واقوام پشتون وعملیات انتحاری، رفتن به حج وحاکمیت آل سعود برحرمین وغیره چیزهای تکراری جنابعالی است که بارها ازنام وآدرس خودت خوانده ام چیز جدیدی برای نوشتن نداشتید. هرګاه چیز جدید را درآن میدیدم درآن می توانستم روشنی بیندازم.

خ.نبیل (مزاری)
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...

آقای قرآنیار یا شبیر کاکر ! درونمایه پیام کشال شما هم تکراری و تکراری بود که بار ها آنرا از زبان شما و دیگران خوانده ام . تا زمانیکه نپذیرید دین اسلام در خوش خدمتی پادشاهان افغانستان بوده ، قبایل اوغان بیشتر به اوغانوالی ارزش قایل اند تا احکام اسلام عزیز تان ، عملیات های انتحاری چی پشتون و غیر پشتون نه بخاطر دین و جهاد فی سبیل الله ، بلکه جنایتی است که اهداف سیاسی درآن نهفته است ، رفتن به حج وادای چهل نماز در مدینه و حاکمیت آل سعود برحرمین وغیره امر و نهی مسلمانهای زن باره سعودی است تا از پول بی خردان فربه و فربه تر شوند ، باز هم تکرار و تکرار می نویسم تا دل تان بکفد واز نداشتن پاسخی ازحال رفته جفنگ بسرائید .

قرآنیار
سراینده ګان این اشعار همه مسلمان بودند ...

من همان پیشنهاد مرشد تو عزیز یاسین را برایت توصیه میکنم که با عقل وخرد خود کوشش کن که حقایق را دریابی تو چیزی برای ګفتن ونوشتن نداشتی جز اینکه ایک شاخچه به شاخچه ای پرواز کنی.
این بحث شاهان وقبایل اصل موضوع کدام اشتراک عقلانی ندارد.

ناشناس
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

محترم قرآنیار
من به شاشیدن تان کاری ندارم که بالای کی می شاشید اما مرا غم کون تان گرفته که اگر طالبان خدا نا شناس کون برهنه را دیدن آخر قصه را شما بهتر می دانید کون نگاه کردن فرض است

ناشناس
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

یاسین گرامی،

بحثِ شما جالب است و روشنگر. اگر روشنفکرانِ افغانی به این درک برسند که ادیان-از آنجمله اسلام- با عقیده و ایمان سروکار دارد و نه با علم و دانش به جایگاه بس بلند دست یافته اند. به مجرداینکه بیان های مرکزی و محوری دین را با معیار های خرد و علم امروز بسنجیم، بنیان های دین درهم می ریزد. کتابی که اعراب را به زبانِ عربی هزار و جهار صد سال قبل مورد خطاب قرار داده و متنِ آن بیابان است و نه شهر، نمی تواند ازعلم سربرآورد. فراموش نکنیم که محمد کوهها را میخ های زمین می پنداشت. به همین دلیل هر گونه بحث با کسانیکه در اسلام خرد و علم را کشف می کنند زاید و بهیوده می دانم. آنجا که در قرآن از عقل و خرد نام برده می شود، منظور خرد و عقل اسلامی است. حتا اشتهاد نیز در دایره ی اسلام مجاز است و بس، در حالیکه خرد در مفهوم مدرن آن نه تنها در دین با دیدِ انتقادی می نگرد، بلکه آزادی از دین را نیز مطرح می کند. و اما انتظارِ من از شما و عصر جدید بیشتر از این است. این درست است که ما باید عناصرِ سرکوبگر را در" دین مبین" به نقد کشانیم. ولی آیا نقدِ واقعی دین نقدِ روابط اجتماعی نیست؟ دین این"روحِ روابطِ بی روح" همواره از زمین به آسمان رفته است و پنداشته که می تواند "چیزی" را تصور کند، بی آنکه قادر به "تصور چیزی" بوده باشد. در یک کلام، منظورم نقد ماتریالیستی دین است. بگمانم، برگشت به نقد شولاستیک(مدرسه ای) دین-ویا حتا برگشت به فویرباخ- هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. حیف وقت شما که در پاسخ به چرندیات ضایع شود. خوش باشید.

شریف

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

ادمهای دهری نظرش این است . عزیزم برو تحقیق کن در کانال شبکه ولایت ایت الله قزوینی حتما جواب تان را خواهد داد .

عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

آقای شریف درود بر شما
من در پاسخ به دوست مان که با نیک نام بنده خدا تشریف آورده اند نوشتم که لطفا از عقل خودتان کار بگیرید و حال به شما نیزعین همان توصیه را مینمایم . ببینید همان آقای قزوینی را که برای من نشان داده ای از جملهء آیت الله هاییست که برای مقلدین خویش توصیه نموده اند که هرگاه مواد غائطه و ادرار امام را نوش جان نمایند به بهشت خواهند رفت و مثل این دهها و صدها توصیه ها و راهنماییهای عجیب و غریب و خرافاتی دیگر . واینکه شما به مقام والای او ارج گذارده و توصیه اش را جامهء عمل بپوشانید مربوط خود شماست وشما کاملا آزاد هستید مگر من هرگز حاضر نخواهم شد تا به چرندیات او و امثال او گوش فرا داده و قت گرانبهای خود را تلف نمایم .
عقل و منطق یار و یاورتان باد
عزیزیاسین

ناشناس
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

من فقط توسط یک جمله خلاصه مینمایم.
اهل دین په چیزی عقیده میکنند بدون اینکه انرا ثابت کنند ودانشمندان علوم طبیعی بدون اینکه به چیزی عقیده داشته باشند یک چیزی را کشف و ثابت مینمایند.

ناشناس

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

خدمت همه دوستان کابل پرسی سلام!
خدارا شکر که آقای عزیز یاسین هرنوشته اش نسبت به نوشتهء ګذشته اش ضعیفتر وبی پایه تر عرض اندام میکند ودشنامها وفحش دادنهایش به مقدسات مسلمین بیشتر شده و پرده از روی جهالت مکتوم شان می بردارد.
این خود ضعف وناتوانی ایشان را آشکار میسازد ورنه یک محقق وپژوهشګر قبل ارائه نتیجهء دلخواهش نباید به دشنام وتوهین متوسل شود شما ازابتدای این مضمون تا آخر بغیر ازحمله ودشنام جه جیزی را میخوانید؟
بهرترتیب! یک اعتراض خندآورآقای عزیز یاسین که خودش نیز غیر مستقیم به حقانیت آن باور نموده ولی خواسته است احساسات مسلمانها را جریحه دار سازد موضوع مرض ایدز است
آقای عزیز یاسین ګویا به شکل ظاهری جنین نشان میدهند که هلاکت قوم لوط که باعث ساری شدن مرض مهلک ایدس میګردید وبه تدریج سبب قطع نسل بشر میشد آنرا علامهء ونشانهء علمی قرآن نمی پذیرند که ما هم درین باره با ایشان کاری نداریم
اما اینکه میفرمایند که اګر قرآن یا نازل کنندهء قرآن یعنی الله چرا نسخهء علاج ازین مرض مهلک را صادر نکرده است خیلی خندآور است؟ مګر بپذیریم که ایشان خداوند را با یک دکتور معالج وقرآن با دانشنامهء علوم طبی به اشتباه ګرفته اند.
آقای عزیزیاسین!
این موضوع یکی ازموارد خیلی کوچکی است که قرآن وپیامبر ګرامی اسلام قرنها قبل برای جلوګیری از خطرات احتمالی آن به بشریت اخطار داده اند که یګانه راه بخاطرجلوګیری از مصاب شدن به این مرض مهلک همانا دوری جستن ازفعل شنیع لواط است که متاسفانه شما وهمفکران تان درجوامع غربی آنرا نمی پذیرید وخواهان آن استید که همجنس بازان باید کلوپهای همجس بازی داشته باشند آزادانه مانند بقیهء انسانها ازهم دیګر لذت ببرند.
آن هم لذت بردن به شکل افراطی آن که حتی از داخل نمودن آلات تناسلی در داخل دهن ها هم شرم وحیایی وجود ندارد
اما در اسلام وقرآن بصورت روشن وآشکار عواقب آن بصورت نمادین به نام هلاکت یاد شده است.
آنجا که قرآن میفرماید:
ولاتقربوا الفواحش ماظهر منها ومابطن
به فواحش نزدیک نشوید چه بصورت ظاهری یا بصورت پوشیدهء آن
ولاتقربوالزنی انه کان فاحشه وساء سبیلا
به زنا نزدیک نشوید که آن کار فحش است وبدترین راه است
کذبت قوم لوط بالنذر
قوم لوط بیم ها وتهدیداتهارا دروغ پنداشت
بناء قرآن یا کلام الهی مکلفیت ندارد تا مانند یک دکتر طب برای شما لکچر بدهد وصغرا وکبرای مسأله را واضح سازد. قرآن صرف برای فهم همهء انسانهای روی زمین از عالم تاجاهل زبان بخصوص دارد. اما تحقیقات وپزوهشهای علمی کار انسان است که هرګز قرآن راه را به روی پیروانش نبسته است.
اګر می بست جهان اسلام افتخار داشتن اولین دانشګاه را درجهان نمیداشت
منظورم دانشګاه بغداد درعلوم تجربی است که تاریخ بیش ازهزار سال دارد
دانشګاه الازهر درمصر وزیتونه درتونس به نهصد سال سابقهء علمی دارند ولی اینکه چرا جهان اسلام باوجود این سوابق علمی هنوز هم درګرداب بدبختی شنا میزنند بحث جداګانه است.
شما اعجاز علمی را با یک کتاب علمی ومسلکی به اشتباه ګرفته اید
کتاب علمی به تفسیر امروزی آن یعنی ساینس باکتاب الهی که دارای اعجاز علمی است فرق دارد هیجکسی ادعا ندارد که قرآن کتاب ساینسی است که درآن بحث های ساینسی یا نجومی ذکر شده است برعکس ما ادعا داریم که قرآن کتاب نشانه ها وعلایم است که میتوان ازآن موارد علمی را استخراج کرد
خصوصا درمورد علقه وخلقت جنین دررحم مادرکه امروز علمای ساحهء امبریالوژی حقانیت قرآن را پذیرفته اند.
پس جنابعالی خودتان درکدام رشتهء ازعلوم تحصیلات دارید تا کشف کرده باشید که آیات قرآن دررشتهء فلکیات غلط است ودرفلان رشته غلط است
خلص تمام ادعای خیلی احمقانه وکودکانهء شما این است که بعضی ازقصص قرآن قبلا درتورات آمده وقرآن آنرا به نحو وارونهء آن عرضه کرده است
جانم!
قرآن درکلیت خود مدعی است که من تکمیل کنندهء کتب آسمانی دیګر چون زبور وتورات وانجیل هستم آن کتب بنابر خواهشات نفسانی راهبان واحبار مسیحی ویهودی دست خوش تحریف ها ګردید جیزهای به آن اضافه شد جیزهای را کم کردند بناء دین اسلام بحیث یک دین جدید نیامده است بلکه بحیث تکمیل کنندهء ادیان دیګر است
مسئله دیګر همان تناقضاتی است که میان پیروان یهودیت ومسیحیت راجع به صحیح بودن انجیل وتورات موجود است که متاسفانه یا عقل شما به آن جاها نرسیده یا عمدا کوشش می کنید که ازګفتن این حقیقت روشن انکار ورزید
شما اینکه اینقدر ازکتب قدیم نوشته اید میتوانید لطف کنید بنویسید که انجیل وتورات واقعی که پیروان امروزی هردو دین راجع به آن نظر واحد دارند کجا اند؟
نقل قول های شما ازکدام تورات وانجیل است که متفق علیه مورد پذیریش پیروان کلیساها وسیناګوک ها قرار دارد؟
بناء بار دیګر باز همان توصیهء قبلی ام را بشما تکرار میکنم
که جنګ شما با قرآن جنګ با طبیعت بشر است
اسلام آئین فطرت است
فطرت سالم بشری با دین اسلام واحکام آن سازګاری مطلق دارد ولی خوب است که نوشته های شمارا هم بحیث یک ملحد بخوانیم تا بدانیم که درد دل شما ناشی ازچی است

شعیب
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

طلبه بی نام ، اگر نوشته های عزیز یاسین روز بروز ضعیفتر وبی پایه تر میشود ، چرا اینقدر روده درازی وخاک باد براه انداخته ی . ازوارخطایی وعصبانیت که دارید مشخص است که تیر یاسین به هدف خورده .

خ . نبیل مزاری
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

آقای بی نام ! ندانستم گپ شما را قبول نمایم که مینویسید دین اسلام ، دین فطرت و معنویت است یا از دیگران را که دعوا دارند دین اسلام علمی و سیاسی است و معجزات علمی دارد ؟ کدام یک درست است ؟

ذاکر حسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

بهبه چه این ودین با فطرتی که پیروان با فطرتی درطی بیش از 1400سال به جوامع هدیه داشته ونمونه های از حکومت با فطرت نیز در جهان تشکیل داده اند .
دین واین با فطرت شما یعنی حاکمیت طالبان وجهادیها در افغانستان
حاکمیت اقای خامنه ای در جمهوری اسلامی ایران
حکومت اسلامی عربستان سعودی وغیره کشورهای اسلامی
خلاصه اقای که عزیز یاسین را جاهل وومحتوای نوشته هایش را خنده اور توصیف نموده اید محتوای نوشته شما یاوه سرایی های بیش نیست که سال ها است انرا از زبان امثال شما میشنویم
اگر اسلام دین با فطرت است چرا احساسات پیروان با فرت اش باین زودی جریحه دار میشود.وبا ان فطرتی که از مکتب که دران تربیه شده اند با فطرت احساساتی عمل میکنند ؟

ناشناس

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

دنیا از قرن هفتم تا قرن بیست و یکم خیلی تحول نموده است. بناء ضرورتی به طورات انجیل و یا قران وجود ندارد. فقط توسط قوانین جامع مدنی و جزایی عصر نوین یعنی قرن بیست و یک میتوان بسوی پیشرفت وتکامل بیشتر پای نهاد.

نظام
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

آقای اسلامیست بینام که به عزیز یاسین تاخته ای وبه بنا به روش مطلق گرائی اسلام باوران اورا ملحد خطاب کرده ای اگر جرأت نوشتن نام اصلی ات را نداری یک نام استعاری برایت انتخاب کن تا کامنت گذاران دیگرفهمیده بتوانند که باکی روبرو هستند. اینکه در بارۀ تورات وانجیل دست نخورده وتحریف ناشده گفته ای اگر آن دو کتاب تحریف شده است مستندات و مأخذ قرآن نیز آن دو کتاب تحریف شده است، وقرار تحقیق 40% قرآن بر گرفته از تورات است. پس روایات وداستانهای قرآن نیز مانند کتاب مادری اش باطل وبی پایه است. قرآن مانند تورات خلق انسان را از یک نفس واحد تذکر داده است بدینقرار که انسانهای اولیه برادران با خواهران خود مقاربت جنسی نموده اند و مقاربت جنسی آنان منجر به ازدیاد آدمی شده است، درحالیکه همین قرآن مقاربت جنسی با خواهر را حرام میشمارد، امید است آقای اسلام باور بینام این پدیدۀ خلقت آدمی از یک نفس واحد را از نگاه اعجاز قرآن روشن سازد.
اگر انجیل نوشتۀ عیسا نه بلکه از حواریون و پیروانش است کاشکی نویسندۀ قرآن یا اصحاب و عمال و کاتبانش نیز مانند حواریون عیسا بجای قتل وغارت وجهاد فتح کشور های معموروتجاوز به زنان آنها ازعشق و محبت و عاطفه وبشر دوستی هم کمی صحبت میکرد. آیا قبولاندن عقیده وافکار توسط شمشیر خلاف انسانیت وعدل خدائی نیست؟ در تاریخ میخوانیم که حتا عرب های وحشی وشهوتران از هم بستر شدن بازنان شوهردار به غنیمت رسیده ابا داشتنند و حضرت محمد با خواندن آیه ای آنانرا حلال اعلام کرد، وخود درین کار از همه پیش قدم تر شد. آیا شعار رحمت للعالمین وی زیر سوال نمی رود؟ در واقع پایه گذاری اسلام از طریق شمشیروموجه شمردن آن بوسیلۀ قرآن یا کلام الهی خونبار ترین و غمناک ترین تراژیدی دینی است در تاریخ ادیان.
باخرد باشید.نظام

جلال

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

دوست محترم عزیز یاسین!
بازهم بااین مقاله علمی وخرد مندانه خود که با شواهد اسناد ودلایل منطقی تحریر شده در سایت وزین کابل پرس? خوش امدید این نوع نوشته های شما تاثیرات فراوان ومثبتی را در کسپ معلومات وروشنگری اذهان جوانان عزیزکشور ما داشته است. محمد وکتاب سفسته پرداز اش (قران)دیگر اهمیت خود را تحت نام بزرگی ومعجزه در نزد تعداد کثیری از جوانان از دست داده است وبه ان هیچ اهمیت قایل نیستند ارزش کتابهای ریاضی فزیک هندسه بیلوجی کیمیا وسایر کتب های مسلکی بمراتب بالاتر از قران است که نظیر وات انشتاین فیثیاغورث مندلیف وسایر مخترعین ونوابع را درراه خدمت بمنظور اسایش انسانها وحتی حیوانات تحویل جامعه میدهد .
مکتب قران افراد های جانی مانند سیاف خقانی ربانی گلبدین مزاری خلیلی مخقق ملاعمر خمینی خامنه ای بن لادن
بیت لاه مسعود شیخ محسنی وشورای علما را جهت ترور اختناق سنگسارها وسر بریدنها بازبان قران ونعره تکبیر برای جوامع بشر تحفه میدهد.قران امروز سوختانده میشود وسربازان امریکایی گاگاهی از ورق های او بجای کاعذ تشناب استفاده مینمایند ما تا هنوز کدام معجزه وقدسیتی ازاو ندیده ایم وبرعکس پیروانش با راه پیمایی خشونت امیزی تعدادی از پیروان قران خودشرا هلاک واملاک شخصی انسانهای که هیچ جرمی در قضیه ندارند تعمه های حریق وهم تحت نام غنیمت محمدی مورد تاراج قرار میدهند من به جوانان با سواد وطن اطمینان میدهم که بیهراس وبدون کدام تشویش از تاثیر معجرات قران ومحمد ازاین منجلاب بدبختی خودرا نجات دهید
عزیز یاسین نازنین !
قلمت رسا باد منتظر نوشته های بعدی شما

ناشناس

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

ما مسلمانها با این پراګنده ګویی ها وپراګنده های نویسی های پریشان شما عادت کرده ایم ولی خواندن چنین نظریات بی پایه وپراګنده بهتر ازنا خواندن آنها برای ما میباشد

فراری غرب

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

درود به خوانندگان کرامی
باتشکر از عزیز یاسین زحمت شما قابل قدر است.
این دلیل شده نمیتواند اگر کسی بگوید که قران با علم فزیک ریاضی و کیمیا تاتریخ وجغرافیه ارتباط تدارد
ارتباط دارد مگر محمد ثبوت نمتوانست و نمی فهمید که فزیک و کیمیا چه است.
مثلا طی کردن فاصله که چند متر ویا چند کیلومتر یعنی از مکه تا مدینه که حرکت میکرد نمیدانست که کدام فور مول استفاده میشود s=v.t یعنی فاصله مساوی است به سرعت ضرب در وقت .
مثال دیگر در سوره الرحمن ایه 59 این به قانون نیوتن مطابقت میکند اما محمد نمیدانست که عکس العمل یعنی چه
ثبوت کرده و قوانین انرا تشریح نماید.
مثال دیگر مردم عام میگویند که جو بکاری جو میدروی گندم بکاری کندم میدروی اما مردم نمیتوانستند فور مول انرا تحریر کنند که باز هم قوانین نیوتن در ان صدق میکند.
حضرت محمد از جغرافیه اصلا خبر نبود او نمدانست که در شمال کشوری بنام ناروی مدت سه ما روز غروب نمیکند و یک مسلمان چطورباید روزه بیگیر و نماز بخواند جبرئیل توان پرواز رای دور را نداشت قدرت پرواز جبرئیل فقط در محوطه عرب نشین بود وبس از دیگر جای دنیا خبر نداشت که به محمد میگفت و یا اینکه این دین فقط بخاطر عرب ها است وبس .

چوپان

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

صبور جان خواهر یاسین در حقیقت مادر تو است حیف چوکی که به تو ریزرف شده است کمی با منطیق باش و کتاب را که تو نا فهمیده نثارش میشوی کوشش بکو معنایش را بدانی و یک مراتبه تر جمه انرا بخوان

شریف

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

اقای عزیز یاسن عزیز . ان ادرار که تو با ور مند شی هستی در کتب صحاح سته برادران اهل سنت هست . تشیع این دید گاه را ندارد لا اقل شما با اقای قزوینی ارتباط بگیرید و سوال کنید در دین باید تحقیق شود و دین تحقیقی پذیرفتنش لازم است .
وای بران دینی که خواب ارد ترا .. در خواب گران دارد ترا ..

عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

دوست گرامی شریف جان درود برشما
از آنجاییکه دوست دانشمند و فرهیختهء مان جناب ( نظام ) درپاسخ شما به تقصیل وبه گونه یی قناعت بخش نوشته اند و جادارد تا ازاین لطف مهربانی ایشان ابراز سپاس و امتنان نمایم و از سوی دیگر ستون کامندها دارد هرچه بیشتر طویل و طویلتر میشود، من میخواهم به گونه یی بسیار فشرده از شما دوست عزیز رفع ابهام نموده موضوع را به درازا نکشانم لذا از شما میخواهم تا لطفا به دو مرجع زیرین که ازمعتبرترین مراجع شیعیان إمامی به حساب می آیند نگاهی بیندازید تا ازعطر مشکین و طعم لذیذ مواد غائطه و ادرار و باد دل إمان و اینکه خوردن و نوشیدن وبوییدن آن موجبات رسیدن به بهشت برین را فراهم می آورد آگاهی یابید واما نوشیدن ادرار آن " حضرت " که بالفعل واقع شده و در صحاح سته آمده است موضوع دیگریست که در آینده به آن خواهیم پرداخت، مرا جع یاد شده عبارتند از:
1 - أنوارالولایة نوشتهء آیت الله آخون ملازین العابدین گلپایگانی - طبع سال 1409 هجری - صفحهء 440
2 - الکافی آز آیت الله کلینی جلد اول- کتاب الحجة - باب موالید الأئمة - صفحهء 319
لطفا به این کتابها مراجعه نموده بخوانید تا بدانید که در چه گندابی به سر میبرید
آرزومندم که عقل و منطق به دادتان برسد
عزیز یاسین

عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

با درود به خواننده گان گرامی به عرض میرسانم که لطفاً واژهء ( إمان ) را که در عبارت ( باددل إمان ) سهواً اینگونه نوشته شده است ، به گونهء ( إمامان ) خواهنده مرا معذور دارند
عزیز یاسین

ناشناس

إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه

تمام قوانین در قران وجود دارد حتی قانون ترافیک. طور مثال در ایه مپارکه الحمد گفته میشود.اهدانااصراطاامستقیم یعنی خدایا مرا په راه راست هدایت فرما. درینجا مقصد از راه راست یعنی جاده مستقیم.پدین معنی که خدایا جاده های شهر را پا سایل وچراغ ای ترافیکی مزین بساز تا ما بدون خطر از ان عپور نمایم. بناء اگر ترافیک شهری اگر در قسمت تنویر و تنظیم جاده ها کوشش ننمایند کافر هستند و باید در مقابل انها جهاد اعلام کردد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 42 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس