از آنانی که با کمال وقاحت و عوامفریبی در صدد اثبات إعجاز علمی در قرآن اند هرگز نمیتوان توقع داشت تا به ساده گی دست از این مردم فریبی و کلاه بازی برداشته به راه راست هدایت شوند مگراز آنانی که فریب این شارلتانها را خورده و فکر میکنند که به راستی قرآن یک همچو کتابی بوده و در بردارنده علم و دانش است، میتوان توقع داشت تا پس از مطالعۀ این نوشتار به خود آمده و بالای إدعاهای پوچ و میانه تهی این دایه های مهربانترازمادر واین فریبکاران بی آزرم خط بطلان بکشند و بدانند که قرآن نه تنها در بر گیرندۀ هیچ دانشی نیست بلکه برعکس جهالت و جزم اندیشی را در أذهان و باورهای پیروان خویش نهادینه ساخته و میسازد.
قرآن همانگونه که خودش گواهی میدهد کتاب رهنما وإدارۀ امورسیاسی ، إقتصادی وإجتماعی جمعیت بدوی وکوچک و نوبنیاد مسلمانان و مجموعه ییست ازموعظه های أخلاقی وافسانه های فولکلوریک یهودی و عربی وزردشتی ودعاها وپناه جستنها واستغفارها وتهدیدها وهوشدارهای مشرکین وملحدین و مرتدین و نشاندهندۀ آداب و طرز کشتار وگردن بریدن کفار وأسالیب أذیت و آزار و إهانت به دگراندیشان... ، وآنهم در قرن هفتم میلادی و برای جوامع بدوی و ساده یی چون باشنده گان سرزمینهای نجد و حجاز و بین النهرین وتحمیل و قبولاندن آن با به کارگیری نیروی شمشیرو با استفاده از وحشیانه ترین شیوه ها بالای مردمان متمدنتری که در سرزمینهای فارس و خراسان و ماوراء النهرو اسپانیا ( اندَلُس ) به سر میبرده اند و درست همان حثیتی را دارد که کتابها ی افسانوی دو دین إبراهیمی دیگر یعنی یهودیت و مسیحیت دارای آنند و در بسیاری از موارد میتوان آنرا نسخۀ ناقص و نا قابلی از آن دو کتاب دانست.
هیچیک از شخصیتهای برجستۀ گذشته ویا به عبارت دیگر هیچیک از" سَلَف صالح " نگفته اند که قرآن کتابیست علمی و منبع و مصدرإستنباط و إستخراج نظریه ها فرضیه های علمی وتجربي. و آن عده از شخصیتهای دین باورنیز که به خود و عقیدۀ دینی خویش حرمت و حیثیتی قائل اند ، نه تنها با آن در برابر بهای ناچیزی مانند همچو ادعاهای پوچ ومیان تهی ، معامله نمی نمایند بلکه یک چنین معامله یی را به شدت رد و تقبیح هم نموده إذعان میدارند که قرآن را هرگز نمیتوان یک کتاب علمی به شمارآورد ، که از آ ن جمله میتوان أمين إبراهيم عبدالباقي عامر إسماعيل يوسف الخولي،معروف به إسم شيخ أمين الخَوَلي( 1895 – 1966 ) را نام برد که یکی از چهره های شناخته شدۀ اموردینی در کشور مصر بوده و آثار فراوانی در این زمینه از خود به جاگذاشته است.
آنانی که تاریخ منطقۀ حجاز را در ربع اول قرن هفتم میلادی مرور کرده باشند خوب میدانند که با شنده گان این سرزمین درآن زمانه ها درنهایت ساده گی واز نگاه علم و دانش تجربی در بی مایه گی تام به سرمیبردند و جایگاه این منطقه در سلسلۀ مراتب تمدنی در پایین ترین سطح قرار داشت و دست آوردهای أهالی آن از دانشهایی چون پزشکی و ستاره شناسی و غیره تنها شناختهایی بود که از راه عرف و عادت و تجارب روزمرۀ زنده گی عادی حاصلشان شده بود و به درجه یی نرسیده بود که أهالی مناطق مجاور مانند فارس و بیزانطه و هند و چین ... از آن برخوردار بودند. پس ایجاد و إبداع کتب و آثاری که در برگیرندۀ نظریات علمی تازه و إبتکاری بوده باشد ، در چنان محیطی ، عقلا مستحیل و نا ممکن است، زیرا هرگز نمیتوان چیزی را از ندارندۀ آن به دست آورد.
این إدعای پرطنطنه که گویا قرآن حاوی نظریه های علمی است و اینکه برخی ها از آنهم پا فراتر نهاده مدعی موجودیت معجزه های علمی نیز در آن شده اند ، از جانب هیچیک از پیشکسوتان بخش علوم تجربی در گسترۀ آنچه که به نام " تمدن اسلامی " شناخته میشود مطرح و تأیید نشده است . منظور مان از پیشکسوتان ، دانشمندانی اند چون : أبی بکر رازی، جابربن حیان، الکِندی،إبن رُشد، إبن سینا،أبونصرفارابی، نصیرالدین طوسی، إبن هیثم، شاکربن موسی و فرزندانش، إبن أبی أُصَیبِعة، أبی الحسن علي بن رضوان المصری مشهور به إبن رضوان الطیب و إبن النَّفیس، و دیگران که هیچکدامشان نگفته اند که نظریه های کشف شده از جانب آنان در قرآن مضمر بوده و ایشان آنرا از آیات قرآن استنباط نموده اند.زیرا آنان میدانسته اند که مدلول و مفهوم واژۀ " علم " درقرآن وبه صورت عام در مفهوم قرآنی و یا إسلامی اش همانا دانستن عبادتها و مناسک و معاملات وتنظیم اموراقتصادی ، سیاسی واخلاقی جامعه یعنی فقه و شریعت و دانستنی های أدبی و زبانی مانند بلاغت وفن شعروصرف و نحو وامثال آن است نه آنگونه که امروزه برخی از دانشمندنماها آنرا گسترش داده شامل علوم تجربی مانند: کیمیا ، بیولوژی ، جیولوژی ، فزیک و غیره و آنهم به مفهوم دقیق و متداول امروزی اش در دانشگاهها و کانونهای پژوهشی ، نیز مینمایند.
صرف نظر از آن دلقک های بی دانش ومتملق ، نظیرصدیق افغان این نابغۀ جهالت ، که گاه و بیگاه در تلویزیونهای ماهواره یی چرند پرداز و سفسطه آرای آریانای آقای بیات و آریانای آقای مسکین یار و پیام آقای عمرخطاب وتلویزیون ملی آقای کرزی ظاهرشده وبا پررویی وبی شرمی تمام و با آوردن إستدلالهای بسیارسطحی وغیرعلمی و حتی کودکانه وبا تذکر آیاتی چند از قرآن ، مثلاً إدعا مینمایند که گویا قلب انسان مرکز تفکراوست !.. ما آنعده از به اصطلاح استادان و پروفیسورها و دانشمندانی را که در تلاش به خاطر علمی جلوه دادن قرآن لکچر میدهند و کنفرانس دائر مینمایند و مقاله و کتاب مینویسند ومثلاً إدعا مینمایندکه گویا آیۀ 88 سورۀ النمل از گردش زمین و آیۀ 44 سورۀ الإسراء از وجود اتم و انرژی هسته یی و آیۀ 41 سورۀ رعد از جذرومد وآیۀ 125 سورۀ أنعام ازپایین آمدن فشار هوا در ارتفاعات گزارش میدهد، وغیره وغیره !.. مخاطب قرارداده از ایشان میخواهیم که به گفتۀ همان قرآن « قُل هاتُوا بُرهَانَکُم » یعنی : بگو: دلیل خویش را بیاورید. به این معنی که هرگاه شما دانشمندان « تجربی ماورائی » و یا به عبارت دیگر« طبیعی ماورائی » در این إدعاهای خویش صادق هستید، به مثابۀ محک و دلیل ثبوت آن أقلا یک نظریۀ جدید علمی را که از قرآن ویا أحادیث وگفته های مؤلف آن محمد بن عبدالله ویا چهاریار کبار و اوصیای معصوم وی إستخراج شده واز جانب یکی ازمراجع واورگانهای علمی وتکنولوجیکی جهانی ویا منطقوی مورد تأیید قرارگرفته باشد ، برایمان نشان دهند تا ما نیز از آن مطلع شده سمعاً وطاعةً بگوییم و" إیمان " بیاوریم. حقیقت اینست که این آقایان به مجرد اینکه از إبداع یک نظریۀ علمی از جانب یکی از دانشمندان علوم طبیعی آگاهی می یابند ، فوراً چشمان خویش را بسته به مراقبه میروند و آیات قرآن و گفته های مؤلف آنرا به خاطرآورده تلاش به خرج میدهند تا به شکلی از أشکال و با استفاده از تأویلها و تفسیر های من درآوردی خویش ، که در بسیاری از موارد میتوان آنرا واقعاً کودکانه نامید ، آن نظریه را بایکی از آیات قرآن ویا أحادیث مؤلف آن پیوند داده إدعاء نمایند که گویا خداوند هزارو چهارصد سال قبل حبیبش را به کشف آن نظریه بشارت داده است، چنانکه چندی قبل استادان دانشگاه قَنا درکشور مصر ضمن گردهمایی گسترده یی خاطر نشان ساختند که آیات مربوط به أعمال قوم لوط گواه آنست که قرآن مرض ایدز را صد ها سال پیش از امروز کشف نموده است ... حال از این آقایان" دانشمند " که بهتر است آنان را « ملا داکترها» ویا « آخوند پزشکها » بنامیم بایستی پرسید که اگر چنین بوده است پس چرا خداوند حبیبش را هدایت نفرمود تا برای جلوگیری از آن و معالجۀ ملیونها انسانی که در سراسر جهان از آن رنج میبرند نسخه ودرمانی تجویز نماید ؟ و یا اینکه چرا خود شما " دانشمندان نخبه" هنوز که هنوز است توانایی آنرا ندارید تا برای بیماری یی که کتاب مقدستان هزار وچهار صد سال پیش آنرا کشف وتثبیت کرده است ، دوا و درمانی بیافرینید؟!
پرسش دیگری که در این زمینه مطرح میگردد اینست که : چراهمیشه درست بعد از طرح و إثبات نظریه یی از جانب یکی ویا گروهی از دانشمندان ، إدعای موجودیت آن نظریه در قرآن مطرح میشود؟ به عبارتی روشنتر، باید پرسید که : چرا تا کنون هیچیک از " دانشمندان " مسلمان و مدعیان علمی بودن قرآن نتوانسته اند حتی یک نظریۀ علمی جدید ویک کشف ویک إختراع تازه را از قرآن بیرون نمایند؟ و چرا معمولاً و در أغلب موارد نظریه های علمی جدید را کسانی إبداع کرده اند که حتی یک حرف از قرآن را هم نخوانده اند؟!
حقیقت آنست که ، آنچه که امروزه به نام علوم مثبته و دانشهای تجربی و تکنولوجیک تعریف میشود از ریشه و اساس لائیک و مثبت بوده و عنصرفعال و ایجاد گرآنرا انسان تشکیل میدهد ، نه اینکه نیرویی آسمانی و ماورائی، چنانکه ادیان مدعی آنند. با بررسی واقعیت گرایانۀ تاریخ پیدایش و رشدعلوم مثبته و تجربی ، در می یابیم که بنیاد آن بر « ردِّ » وعدم پذیرش با ورهای غیر مثبته و غیر قابل مشاهده ومخالف تجربۀ عملی که شامل باورهای خرافاتی وساده لوحانۀ دینی هم میشود ، نهاده شده است . ونا گفته پیداست که این عمل در إصطلاح دینی اسلام « کفر » و « إلحاد » نامیده میشود و به شدت ممنوع و موجب شکنجه و مجازات است.
این " دانشمندان " بی دانش و نا آگاه مذبوحانه تلاش میورزند تا با علمی جلوه دادن قرآن و پیوند دادن آیات آن به دست آوردهای سترگ علم وتکنالوژی، برای آن ، که با هر کشف و إختراع جدید علمی بایستی یک گام به عقب بگذارد ، مشروعیت و إعتباری دست و پا نمایند ، مگر غافل از آنند که با این کار عاقبت نیندیشانۀ خویش تمام هست و بود " اسلام عزیز " خویش را در معرض سؤال قرار داده و داروندارش را به باد فنا میدهند.
خلاصه اینکه ، برخلاف تصور" دانشمندان " تجربی ماورائی و ملا داکترها و آخوند پزشکها و ملا انجنیرها و آخوند مهندسها مبنی بر سرشاربودن قرآن ازنظریه های صد در صد ثابت علمی وتخنیکی ، این " کتاب مقدس" و این " پیام آسمانی " مملو از خطاها و تناقضاتیست که بر شمردن آن دریکی دو مقال نگنجیده وقت طویل و حوصلۀ فراوان می خواهد و ما این باب را تحت عنوان « خطاها و تناقضات قرآن » گشوده ایم ودر آینده آنرا إدامه خواهیم داد. وخواننده گان گرامی میتوانند آن بحثها را در سایتهای « عصر جدید » و « کابل پرس? » دنبال نموده از نظرات و پیشنهادهای إصلاحی خویش مارا بهره مند گردانند.
پایان
خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقاله را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و إمعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78@yahoo.com
www.asrejadid.org
نظرات
42 دیدگاهآسمان از نگاه قرآن
نگارنده :حجت الله نيکويی
آسمان از نگاه قرآن
آيه 6 سوره قاف (ق) ميگويد:
مگر به آسمان بالاي سرشان ننگريستهاند كه چگونه آن را ساخته و زينتش دادهايم، و هيچ پارگي (شكافي) در آن نيست.
طبق اين آيه هيچ پارگي يا شكافي در آسمان وجود ندارد. اما پارگي، شكاف يا ترك (فرج) در مورد آسمان چه معنايي دارد؟ مگر آسمان مانند يك صفحه گسترده و وسيع (يا به عبارتي ديگر: سقف) است كه چنين مفهومي در مورد آن صدق كند؟ حقيقت اين است كه اگر به آياتي از قرآن كه در آنها از آسمان و چگونگي خلقت آن سخن رفته است، تأملي اندك كنيم، خواهيم ديد كه از نظر قرآن آسمان مانند سقفي است كه بر فراز زمين بنا شده ا ست. آيه 32 سوره انبياء ميگويد:
و آسمان را سقفي محفوظ قرار داديم…
و البته وقتي سخن از سقف ميرود، براي عرب جاهلي طبعاً اين سؤال پيش ميآيد كه سقفي به اين بلندي و بزرگي چگونه بدون ستون ايستاده است. اينجاست كه محمد مجبور است ادعا كند كه ستونهايي اين سقف بلند و بزرگ را نگه داشتهاند، ولي شما آن ستونها را نميبينيد. محمد اين مدعا را در قالب آياتي از قرآن ارائه ميدهد:
خدا همان كسي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه آنها را ببينيد برافراشت...
(سوره رعد، آيه 2)
البته در اصل، قدرت خداست كه نميگذارد اين سقف روي سرما بريزد:
…و آسمان را نگاه ميدارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد...
(سوره ، آيه )
در چنين فضاي فكري، طبيعي است كه يكي از علائم قيامت اين باشد كه:
آسمان گشوده و درهايي در آن پديد آيد
(سوره نبأ، آيه 19(
اما آيا از محمد ـ كه دانش و آگاهياش از جهان هستي در چارچوب دانستههاي 1400 سال پيش است ـ ميتوان انتظار داشت كه از فضاي بيكران بالاي سَرِ ما، دركي امروزين داشته باشد؟ اين، البته انتظاري نابجاست!
پهناي بهشت
پهناي بهشت چقدر است؟ اين، سؤالي بود كه عرب جاهلي علاقه فراواني به دانستن پاسخ آن داشت. پس پيامبر هم ميبايستي از طرف خدا پاسخي براي آن دريافت ميكرد. از ظاهر آيات قرآن پيداست كه خداي محمد دوبار و به دو گونه به اين سؤال پاسخ داده است:
«و براي نيل به آمرزش از پروردگار خود، و بهشتي كه پهناي آن [به اندازه] آسمانها و زمين است و براي پرهيزكاران آماده شده است، بشتابيد.» سوره آل عمران ـ آيه 3
«[براي نيل] به آمرزش از پروردگارتان و بهشتي كه پهناي آن به اندازه پهناي آسمان و زمين است و براي كساني آماده شده كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند، بر يكديگر سبقت جوييد …» سوره حديد ـ آيه 21
معلوم نيست كه پهناي بهشت به اندازه «آسمان و زمين» است يا «آسمانها و زمين»؟! ممكن است بگوييد در اينجا از دو بهشت سخن رفته است. اولي براي «پرهيزكاران» و دومي براي كساني كه «به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند». اما آيا صرف ايمان آوردن به خدا و پيامبر، آدمي را بهشتي ميكند؟ هرگز! طبق آيات قرآني و روايات پيامبر و به حكم عقل و وجدان بشري اگر ايمان به خدا و پيامبر، با عمل صالح و پرهيز از گناهان (در حد امكان) همراه نباشد، نتيجهاي نميدهد. اما انجام اعمال صالح و دوري از گناه و فساد و بديها، همان «پرهيزكاري» است. پس هيچ دليل نداريم كه اين دو آيه از دو بهشت سخن ميگويند. اما مشكل اصلي در جاي ديگري است. سؤال اين است كه معناي جمله: «پهناي بهشت به اندازه پهناي آسمانها و زمين است» چيست؟ به عبارت ديگر پهناي بهشت به اندازه آسمانهاست يا زمين؟ اگر به اندازه آسمانهاست، ديگر نميتواند به اندازه عرض زمين باشد، و اگر به اندازه عرض زمين است، نميتواند به اندازه عرض آسمانها باشد. ممكن است بگوييد كه طبق آيات فوق، پهناي بهشت به اندازه مجموع پهناي آسمانها و زمين است. اما اولاً ظاهر آيات چنين نميگويد، ثانياً زمين جزء بسيار كوچكي از آسمانها (كهكشانها) است و نسبت بين پهناي زمين و پهناي آسمانها مانند نسبت يك به هزاران ميليارد است و در اين صورت معناي توجيه فوق اين است كه خداوند در اين آيات ميخواهد بگويد كه پهناي بهشت به اندازه ميلياردها سال نوري بعلاوه عرض زمين است و اين مثل آن ميماند كه بگوييم طول جاده نيويورك به اندازه مجموع طول يك طناب 300 كيلومتري بعلاوه طول يك كرم ابريشم است و يا اينكه وزن فلان كاميون به اندازه وزن يك فيل بعلاوه وزن يك مورچه است!؟ از اينها گذشته اصلاً «عرض زمين» يعني چه؟ مگر زمين مسطح است كه طول و عرض داشته باشد؟!
کداميک سختتر است؟
آيه 57 سوره مؤمن ميگويد:
«لخلق السموات و الارض اكبر من خلق الناس و لكن اكثر الناس لايعلمون؛ يعني: آفرينش آسمان و زمين از آفرينش مردم (انسانها) بزرگتر است، ولي بيشتر مردم نميدانند.»
آيه 27 سوره نازعات نيز خطاب به آدميان ميپرسد:
«ءانتم اشد خلق امالسماء بينها؛ يعني: آيا آفرينش شما [آدميان] سختتر است يا آسماني كه [او] آن را برپا كرده؟»
در آيه اول، اگر «اكبر» را به همان معناي لغوي، يعني: «بزرگتر» بگيريم، آيه دچار ابهام ميشود. زيرا گزاره «آسمانها و زمين (از نظر حجم و اندازه) از انسان بزرگترند» معناي درستي دارد، اما گزاره: «آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش انسان «بزرگتر» است ـ كه البته معناي ظاهر آيه نيز همين است ـ معناي معقولي پيدا نميكند. مگر اينكه اكبر را به معني «شگفتانگيزتر» و يا «سختتر» بگيريم. در اين صورت، هر چند ابهام ظاهري از بين ميرود، اما سؤالاتي پديد ميآيد كه پاسخ به آنها ضروري است:
1. شگفتانگيز بودن يا نبودن و اينكه فلان پديده شگفتانگيزتر از فلان پديده ديگر هست يا نيست، به حالات نفساني و شرايط روحي و رواني و سليقههاي آدميان برميگردد و ديكتهشدني نيست. ممكن است از نظر من، مار حيواني شگفتانگيزتر از مورچه باشد و از نظر فردی ديگر، مورچه از مار شگفتانگيزتر باشد و در نظر شخص سومي، هيچيك از اين دو به اندازه زنبور عسل شگفتانگيز نباشند. همينطور ممكن است از نظر بعضي افراد، آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش آدميان شگفتانگيزتر باشد و از نظر بعضي ديگر برعكس، و حتي ممكن است عدهاي از آدميان از هيچيك از اين دو، به شگفت نيايند! در اينجا گويي محمد، حالات نفساني و روحي و رواني خود را بيان كرده و به خدا نسبت داده است.
2. اگر اكبر را به معني «سختتر» بگيريم، اين سؤال پيش ميآيد كه چطور ممكن است آفرينش آسمانها و زمين، براي خداوند قادر مطلق، سختتر از آفرينش انسان باشد؟ اصولاً بكار بردن واژههاي «آسان»، «آسانتر»، «سخت» و «سختتر» در مورد خداي قادر مطلقي كه هر چه اراده كند، بلافاصله بوجود ميآيد، معناي درست و معقولي ندارد. براي چنين خدايي آفرينش يك مورچه با آفرينش يك دایناسور فرقي نميكند، آفريدن يك ذره خاك در نظر خداوند با آفريدن ميليونها كهكشان يكي است و نبايد گفت دومي براي او سختتر از اولي است.
با توضيحاتي كه آمد، سئوال مطرح شده در آيه 27 سوره نازعات ـ كه در ابتدا آمد ـ بيمعني و نامعقول جلوه ميكند. در اين آيه، خداي محمد از مردم ميپرسد: آيا آفرينش شما آدميان سختتر است يا آفرينش آسمانها؟ گويي توقع دارد كه مخاطبان در پاسخ بگويند: «آفرينش آسمانها»!؟
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
تو به پرده بکارت فکر میکنی وادیسن به کشف برق،انشتاین به کشف اتم،برادران رایت به کشف طیاره،گوتنبرگ به کشف ماشین چاپ،بیل گیتس به کشف کمپیوتر.کاش اوپرده بکارت نمی ترقید که تو بیرون نمی امدی.
قرآن و پیدایش جهان، قضیه پدید آمدن کائنات از دود
قرآن و پیدایش جهان، قضیه پدید آمدن کائنات از دود
نگارنده:ناشناخته
این نوشتار از مجموعه ردیه هایی است که بر ادعاهای وجود معجزات علمی در قرآن نوشته شده است، توصیه میشود پیش از خواندن این نوشتار مقدمه را در نوشتاری با فرنام "معجزات علمی قرآن" بخوانید.
http://www.zandiq.com/articles/0000000093.shtml
***
فناتيک ها و مسلمانان آشنا به دانش امروزی در تلاش کسب وجهه برای اسلام مدعی کشف تيوری پيدايش جهان در قرآن هستند. شاهد مدعای آنان آيه ای از سوره فصلت است که در بعضی ترجمه ها می گويد جهان را از گاز و دود آفريديم. اين نمونه ايست از ارايه مدارک علمی آنان.
و اما آيه مورد نظر(11) از سوره فصلت:
ثم استوى الى السماء و هي دخان فقال لها و للارض ائتيا طوعا او كرها قالتا اتينا طائعين
به پنج ترجمه ذيل توجه فرماييد:
بهبودی
بعد از آفرینش زمین پرکشید
بسوی آسمان و آسمان ظرف آن دو روز انباشته بود از گاز و دود و پروردگارش به گرد عرش اعظم خود چرخید و به دودها و زمین گفت: با من بیایید
خواه و ناخواه که باید شیوه راه رفتن و چرخیدن بیاموزید زمین نیم
پرورده و گازهای ناپرورده گفتند: آمدیم با رضایت خاطر از دل و جان
معاذیخواه
سپس زمین، به آسمان پرداخت در حالی که آن همه دود بود. پس آسمان و زمین را گفت: بیایید فرمان پذیر یا ناگزیر، گفتند: آییم فرمان پذیران
فولادوند
سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان پذیر آمدیم
مکارم
سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که بصورت دود بود، به آن و به زمین دستور داد:
وجود آیید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند: ما از روی طاعت می آییم و شکل میگیریم!
آیتی
سپس به آسمان پرداخت و آن دودی بود پس به آسمان و زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید گفتند: فرمانبردار آمدیم
همانطور که می بينيد در يک مورد گاز و دود در مورد ديگر بخار و بقيه دود ترجمه کرده اند. در واقع لغت عربی آن "دخان" است که فقط معنی دود می دهد. نمونه ای از تحريف، مغلطه و بازی با کلمات، بويژه توسط کسانی که به دانش امروزی آشنا، اما جزم گرايی و تحجر فکری، پذيرش واقعيت را برايشان دشوار می سازد.
اما ادعای آنان در جزيياتش:
دود، بعنوان ذرات معلق، قياسی بی عيب برای گازهای هيدروژن و هيليوم توجيه ميکنند در حاليکه دود ذرات خاکستر و بيشتر آن کربن است. بر خلاف گاز از سوختن يعنی اکسيداسيون بوجود آمده و هيچ شباهتی با عناصر تشکيل دهنده هيدروژن و هيليوم ندارد.
ايده آغاز پيدايش جهان از مواد گازی شکل از قديم در ميان ايرانيان و يونانيان وجود داشته و قرآن آنرا به غلط بعنوان دود تکرار کرده و گرنه زبان عربی لغات کافی برای توضيح و تشريح گاز داشته است.علاوه بر اين حدس و گمان در موضوعات علمی در ميان فيلسوفان يونانی رواج فراوان داشته و حتی بسياری از فرضيات آنان مانند پيش بينی اتم، قوانين علم ترموديناميک، وجود منظومه های ديگر، چگونگی بوجود آمدن باران و پروسه تکامل به واقعيت پيوسته است. آيا درستی اين گمان زنی ها منتج به نتيجه گيری ما از دسترسی آنان به ماورالطبيه و غـيب گويی بايد بشود؟
و اما نکته اصلی اينجاست که آغاز جهان از گاز نبوده است. اگر تيوری انفجار بزرگ صحيح باشد، پيدايش جهان، قبل از اينکه هر نوع ماده ای وجود داشته باشد، از انرژی محض است. چندين لحظه بعد از انفجار است که ماده شکل می گيرد و آنهم نه بصورت گاز بلکه پلاسما. بعد از سرد شدن پلاسماست که گازها بوجود می آيند. حتی در اين نقطه نيز هنوز گازها تنها مواد و يا بيشترين مواد تشکيل دهنده جهان نيستند. اشعه های الکترومغناطيسی، نور، جرم-انرژی و ... از کميت بيشتری برخوردارند.
اما مشکل مسلمانان دو آتشه آشتی دهنده علم و دين به همين جا خاتمه نمی يابد. ذيلاُ به پس و پيش ترجمه آيه فوق توجه فرماييد:
معاذیخواه
بگو: آیا به کسی که زمین را در دو روز آفریده است کافر میشوید
و برای او همتایان قرار میدهید اوست پروردگار جهانیان (آیه 9)
بر روی زمین کوه ها پدید آورد و آن را پر برکت ساخت
و به مدت چهار روز رزق همه را معین کرد، یکسان برای همه سائلان (آیه 10)
سپس به آسمان و زمین گفت: خواه یا
ناخواه بیایید گفتند: فرمانبردار آمدیم (آیه 11)
آنگاه هفت آسمان را در دو روز پدید آورد
و در هر آسمانی کارش را به آن وحی کرد
و آسمان فروردین را به چراغهایی بیاراستیم و محفوظش داشتیم
این است تدبیر آن پیروزمند دانا (آیه 12)
مکارم
بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار میدهید؟ او پروردگار جهانیان است! (آیه 9)
او در زمین کوه های استواری قرار داد و برکاتی در آن آفرید و مواد غذایی آن را مقدر فرمود،
اینها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان! (آیه 10)
سپس به آفرینش آسمان پرداخت، در حالی که بصورت دود بود، به آن و به زمین دستور داد:
وجود آیید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند ما از روی اطاعت می آییم و شکل میگیریم (آیه 11)
در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانی کار آن آسمان را وحی و مقرر فرمود
و آسمان پایین را با چراغهایی (ستارگان) زینت بخشیدیم، و با (شهابها از رخته شیاطین) حفظ کردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا (آیه 12)
درآيه 9 واضح و روشن اظهار می شود که در ابتدا زمين در دو2 روز آفريده می شود. آيه 10 کوهها و برکات روی زمين را در چهار روز بعد می آفريند. در اينجا بروشنی تنظيم زمانی را در آيه ها می بينيم. يعنی اول زمين بوجود می آيد(آيه 9) و سپس بر روی آن کوهها و درختان و برکات ديگر قرار می گيرند(آيه10). و سپس در آيه های 11 و 12 بقيه جهان آفريده می شوند. آيه 11: سپس به آسمان پرداخت... يعنی در حاليکه زمين و کوهها و برکات روی آن (درختان و گياهان و حيوانات) وجود داشته اند، در همان زمان بقيه جهان دود و يا بنا بر تحريف بعضی مسلمانان گاز بوده است. در اينجا می بينيم نه تنها ادعای پيش بينی قرآن در رابطه با کشفيات علوم جديد با سر به زمين می خورد، بلکه اشتباه غير قابل تکذيب قرآن در وجود داشتن زمين قبل از بقيه دنيا بخوبی مبرهن است.
می دانيم که از لحاظ علمی وجود داشتن زمين همزمان با گازی شکل بودن جهان غير ممکن است بويژه زمين پر از برکات"کوهها، درختان، ميوه ها، حيوانات". برای بوجود آمدن زمين و ديگر"برکات" ابتدا بايستی جهان گازی شکل منقبض شده، ستارگان را تشکيل دهد و سپس ستاره ها منفجر و دو باره منقبض شوند. فقط در سلسله سيکلهای انقباض و انفجار ستاره گان است که مواد سنگين (جامد) ، که زمين و محتوياتش از آن تشکيل شده، شکل می گيرند. در نتيجه زمين ميلياردها سال بعد از گازی شکل بودن جهان است که بوجود می آيد و بايستی صدها ميليون سال ديگر بگذرد تا ابتدايی ترين شکل زندگی يعنی گياهان بوجود آيند.
چنين اشتباه فاحشی فقط می تواند از انسان زمينی با اطلا عات محدود علمی سر زند. قرآن همانند بسياری از کتب و متون مذهبی نوشته شده در دوران گذشته، مملو از اينگونه ابهامات و اشتباهات است. البته بايد اذعان داشت که اين خطای علمی را قرآن از کتاب پيدايش((Genesis تورات بعاريت گرفته و آنرا تکرار ميکند با اين تفاوت که در تورات ستاره گان در روز چهارم آفريده می شوند و در قرآن روز پنجم و ششم. آفرينش زمين قبل از آسمان و ستاره گان در هر دو مشترک است.
آيه 12 وضع از اين هم بدتر کرده و خرافات رايج بين ايرانيان و يونانيان آنزمان را تکرار می کند. اعتقاد به هفت طبقه بودن آسمان بين مذاهب چند خدايی و تک خدايی آنزمان مانند مسحيت و يهوديت نيز وجود داشته است. تکرار اين اشتباه بدون هيچگونه توضيح علمی در قرآن کاملا عادی و نشان دهنده تراوشات طبيعی مغز انسان آن دوران است.
تنها توضيحی که برای ايده هفت آسمان می توان داد اين است که در آن زمان به غلط معتقد بودند منظومه شمسی دارای هفت "سياره" است که در محور خود بدور زمين در گردشند: خورشيد، ماه، مريخ، ژوپيتر، عطارد، زحل و زهره. هنوز هيچ کس از وجود اورانيوس، نپتون و پلوتون خبر نداشت و به اين واقعيت دست نيافته بودند که فقط ماه است که بدور زمين در حرکت است و زمين و ديگر سيارات بدور خورشيد در گردشند.
باورهای مانده از قرون و اعصار هر چند صدها سال دوام آورده اند دليل صحت و سقم آنها نمی باشد. برای دستيابی به حقيقت بايد جزم انديشی را رها کرده و اعتقادات خود را با کمک علم و منطق مورد ارزيابی قرار دهيم.
شنبه 16 فوريه 2002
پاورقی:
در تهيه و تنظيم مقاله فوق بيشتر از متونهای انگيسی ذيل استفاده شده است
Reference:
N?deke, Theodor. "The Qur’an," Sketches from Eastern History. Trans. J.S. Black. London: Adam and Charles Black, 1892.
P.M. Holt, et al., The Cambridge History of Islam, vol. 1, 1970.
R. Bell, The Origin of Islam in its Christian Environment, 1926.
A. Hourani, A History of the Arab Peoples, 1991.
Hugh Kennedy, "Islam," Late Antiquity, 1999, pp. 219-37.
I. Lapidus, A History of Islamic Society, 1988.
Warwick Ball, Rome in the East, 2000.
James Evans, The History and Practice of Ancient Astronomy, 1998.
Peregrine Horden & Nicholas Purcell, The Corrupting Sea: A Study of Mediterranean History, 2000.
Richard Horsley, Paul and Empire: Religion and Power in Roman Imperial Society, 1997.
Richard Carrier A Response to Muslim Fundamentalists (2001)
Ramsay MacMullen, Christianity & Paganism in the Fourth to Eighth Centuries, 1997.
Alan Cromer, Uncommon Sense: The Heretical Nature of Science, 1993
Internet Encyclopaedia
ترجمه های قرآن: دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم
منبع:
http://www.zandiq.com/articles/0000000106.shtml
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
سوره النساء
الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض م بما انفقوو.....
ترجمه
مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است بواسطه ان برتری(نیرو وعقل) که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته.
ایا زن حق تحصیل،کار در ادارات دولتی،معاش وامتیازات،حقوق مساوی در امور خانواده را ندارد؟
درکدام یک از دهات افغانستان تنظیم خانواده،زمینه تحصیل وکار در ادارات دولتی مساعد است.ایاعلم تنها به علوم دینی خلاصه میشود.در تمام افغانستان یک ملا را دریافت نماءید که خانمش در یک اداره دولتی کارمیکند.به شمول رءیس جمهور برای خود ننگ میدانند که خانمشان در اداره دولتی کار کند.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
جهان با انفجاری بزرگ به نام مهبانگ متولد شد و از آن انفجار به بعد در حال انبساط است. پایان و زندگی جهان: جهان اکنون در حال انبساط است و بنابر یافتههای جدید علمی تا ابد در حال انبساط خواهد بود تا ماده ه موجود در آن تمام شود که پس از آن احتمالا پس از ۱۰ به توان ۲۹۸ سال جهان عاری از هرگونه مادهای حتی یک پروتون به صورت سرد و تاریک البته با یک تابش زمینهٔ خفیف به انبساط خود ادامه خواهد داد.
البته معتقدان به فرضیهٔ جهانهای موازی بر این باورند که انفجار بیگ بنگ امری عادی است که هنگامی که دو جهان موازی به هم برخورد میکنند شکل میگیرد. برای اینکه جهانهای موازی را تصور کنید دو صفحهٔ موازی با هم را در نظر بگیرید که با فنری به هم متصلند که از هم دور و نزدیک میشوند. این فنر همان گرانش است که وقتی صفحهها را به هم نزیک کرد با هم برخورد میکند و انفجار بزرگ رخ میدهد.
گیتی [ویرایش]
WMAP 2010.png
جهان شامل همه چیز، ما را به درک وجود فیزیکی، کل فضا و زمان، و تمامی اشکال ماده و انرژی وا می دارد. جهان ممکن است در مدت کمی از معانی مختلف متنی استفاده شود، مثل مفاهیمی مانند کیهان، جهان، یا طبیعت. کلمه عالم معمولاً به عنوان فراگیر همه چیز تعریف شده است. با این حال، با استفاده از تعریفهای جایگزین، برخی از کیهان شناسان بر این باورند که "جهان" متشکل از گسترش فضا به عنوان - ما - دانش آن را میدانیم، اگر تنها یکی از بسیاری از کیهانها قطع شود که مولتیورز نامیده می شوند برای مثال، در بسیاری از فرضیه های- دنیای جدید "کیهان هایی" هستند که با هر اندازه گیری کوانتومی استناد می شوند. [کلکسیونهای مورد نیاز]. این کیهانها که معمولاً تصور میشود به طور کامل از خود ما قطع و در نتیجه با تشخیص آزمایشگاهی غیرممکن می باشند.
مشاهدات قطعات بزرگتر از جهان ( دور) نشان می دهد که جهان از حداکثر همان قوانین فیزیکی و ثابت خود در طول تاریخ اداره می شود. با این حال، در تئوری حباب جهان، ممکن است تنوع نامحدود از "کیهان های" ایجاد شده در شیوههای مختلف، و شاید هر کدام با ثابتهای فیزیکی مختلف وجود داشته باشد. در طول تاریخ جهان ثبت شده، چند پیشنهاد کیهانی و کیهانشناسی برای حساب مشاهدات شده اند .اولین مدلهای کمی زمین محوری که توسط یونانیان باستان، پیشنهاد کردند که جهانی دارای فضای بی نهایت و ازلی وجود داشته است، اما شامل مجموعه ای از تک حوزههای متحدالمرکز از اندازه محدود — مربوط به ستاره ثابت توسعه داده شدند، خورشید و سیارههای مختلف — دواراما در مورد زمین کروی حرکت نمی کند.
در طول قرنها، با مشاهدات و تئوریهای دقیق منجر به بهبود گرانش مدل کوپرنیک دارای مرکز در خورشید و مدل نیوتنی از منظومه شمسی بود. پیشرفتهای بیشتر در نجوم به تحقق منظومه شمسی در یک کهکشان متشکل از میلیونها ستارههای جاسازی شده منجر شد، کهکشان راه شیری و کهکشانهای دیگر که خارج از آن وجود دارد، تا آنجا که با ابزار نجومی میتوان به آن رسید. مطالعات دقیق توزیع از این کهکشانها و خطوط طیفی آنها به رهبری بسیاری از کیهانشناسی مدرن می انجامد. کشف مادون قرمز و تابش زمینه کیهانی نشان داد که جهان در حال گسترش است و ظاهرا تا به حال آغاز شده است.
این تصویر با کیفیت بالا از میدان فوق العاده ژرف هابل طیف متنوعی از کهکشانها را نشان می دهد، که هر کدام شامل میلیاردها ستاره است. منطقه معادل از آسمان، که تصویر را در گوشه پایین سمت چپ اشغال میکند نشان داده شده است. کوچکترین کهکشان ردست، در حدود، برخی از کهکشانهای بسیار دور توسط تلسکوپ نوری تصویر100 شده، در زمان اندکی پس از بیگ بنگ به وجود آمده اند. با توجه به مدلهای علمی رایج جهان، به نام بیگ بنگ، جهان از شدت داغ، فاز چگال به نام دورهٔ پلانک، گسترش پیدا کرده است که در آن همه ماده و انرژی متمرکز جهان قابل مشاهده بوده است.
از آنجا که عصر پلانک، جهان به شکل کنونی خود در حال گسترش بوده است، احتمالا با دوره کوتاه (کمتر از 10-32 ثانیه) تورم کیهانی پیدا کرده است. چندین اندازه گیری تجربی و نظری مستقل، از این گسترش و، به طور کلی، نظریهٔ بیگ بنگ حمایت می کند. مشاهدات اخیر نشان می دهد که این گسترش به دلیل شتاب انرژی تاریک، و بیشتر از ماده در جهان ممکن است در صورتی که می تواند توسط ابزار حاضر قابل شناسایی نشده باشد، و بنابراین در مدلهای کنونی جهان به حساب نیاورده شده است، به نام ماده تاریک نامگذاری شده است. عدم دقت درمشاهدات فعلی مانع از پیش بینیهای سرنوشت نهایی جهان شده است.
تفسیرهای فعلی مشاهدات نجومی نشان می دهد که سن جهان 13.73 (± 0.12) میلیارد سال است، و قطر قابل مشاهده از جهان حداقل 93 میلیارد سال نوری است یا 1026 × 8.80 متر می باشد. بر اساس نسبیت عام، فضا می تواند سریعتر از سرعت نور گسترش بیابد، اگرچه ما می توانیم تنها بخش کوچکی از جهان را به دلیل محدودیتهای اعمال شده توسط سرعت نور مشاهده کنیم.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
دوستان گرامی
همه کتب به اصطلا ح اسمانی هیچ مبدا و اساس علمی ندارد و جز قصه و امر و نهی و ان هم ناسازگار به شرایط فعلی - جیز دیگری نیست.
تعجب در این است که اکثر افراد چیزفهم ما معتقد به ان اند.
کتاب قران جز کابی از کتب گذشته چیز دیگری نست. البته بنا بر ضرورت زمان بعضی گبها در ان علاوه شده.
لطفا به قوانین مدنی رو بیاورید و جستجوی زنده گی در قم و دیوبند ضیاع و قت است.
والسلام
کابلی والا
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
پیدایش حیات
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها، آبیوژنز (ابهامزدایی) را ببینید.
این نوشتار به نگرش علوم طبیعی درباره پیدایش حیات میپردازد. برای آگاهی از سایر نگرشها در این باره، به نوشتار اسطورههای آفرینش رجوع کنید.
حیاتشناسی (به انگلیسی: abiogenesis) عبارت است از:
علمی که به مطالعهی چگونگی و چرایی به وجود آمدن موجودات زنده از مواد غیر زنده می پردازد.[۱]
علم مطالعهی فرایند پدید آمدن زندگی [۱]
در علوم طبیعی، تئوری تشریح کننده چگونگی ایجاد حیات در زمین از مواد بی جان را پیدایش حیات یا حیات زایی (آبیوژنز یا بیوپویز) گویند. نباید این تئوری را با تکامل یا فرگشت که به مطالعه روند تغییرات ایجاد شده در موجودات زنده با گذشت زمان میپردازد ویا کیهانزایی که به دنبال توضیح چگونگی آغاز دنیاست، اشتباه گرفت.
بیشتر اسیدهای آمینه که گاه آنها را آجرهای سازنده حیات مینامند، میتوانند در اثر فرایندهای شیمیایی طبیعی نامربوط با حیات نیز ایجاد گردند. این مطلب را میلر و یوری و دیگر دانشمندان در طی آزمایشهایی در آزمایشگاه، با ایجاد شرایط مشابه با زمان بوجود آمدن حیات در زمین نشان دادند. در تمامی موجودات زنده این اسیدهای آمینه به شکل پروتئین سازماندهی شدهاند و ساخت چنین پروتئینهایی بواسطه اسیدهای نوکلئیک ممکن میگردد. تئوری پیدایش حیات به این نکته که کدامیک از این مولکولهای زیستی ابتدا پیدا گشتهاند و چگونه نخستین اشکال حیات را تشکیل دادهاند میپردازد.
دو ویژگی با اهمیت حیات باید در تمامی تئوریهای آبیوژنز مورد توجه قرار گیرند. این ویژگیها همانندسازی و سوخت و ساز هستند. این پرسش که کدامیک از این دو در ابتدا بوجود آمدهاست، سبب ایجاد دو نظریه متفاوت در این زمینه گردید. ابتدا فرضیه پیشنهاد کننده اولویت پیدایش سوخت و ساز(متابولیسم) مطرح گردید. مدتی بعد از آن فرضیه ایجاد اولیه همانندسازها نیز مورد توجه قرار گرفت.
در درک مدرن در مورد ایجاد نخستین اشکال موجودات زنده، احتمال آن مطرح میگردد که این موجودات پروکاریوتهای تک سلولی (فاقد هسته سلولی) بوده باشند. این تک سلولیها خود میتوانند از پروتوبیونتها (مولکولهای آلی که توسط پوششی شبه غشایی پوشیده شدهاند) بوجود آمده باشند. قدیمیترین سنگواره شبه میکرب بدست آمده حدود سه ونیم میلیارد سال قدمت دارد که خود تقریبا یک میلیارد سال پس از تشکیل کره زمین است. در حدود ۲٫۴ میلیارد سال قبل نسبت ایزوتوپهای پایدارکربن، آهن و گوگرد نشانگر اثرگذاری موجودات زنده بروی مواد معدنی و رسوبات هستند. دیگر نشانگرهای مولکولی نیز بیانگر وجود فتوسنتز در آن دوران هستند که این خود نمایانگر پراکندگی وسیع حیات در آن دوره در زمین است. سلسله وقایع شیمیایی که منجر به ایجاد نخستین اسید نوکلئیک گردید هنوز به طور کامل شناخته نشدهاند. چندین فرضیه در رابطه با حیات اولیه پیشنهاد گردیدهاست که از مهمترین آنها میتوان به نظریه جهان آهن- گوگرد (سوخت و ساز بدون وجود توارث) و نظریه جهان آران آ ( اشکال حیاتی برپایه آران آ) اشاره کرد.
محتویات
[نهفتن]
۱ نظریه پیدایش خود انگیخته
۲ پاستور و داروین
۳ تئوری سوپ اولیه
۴ مدلهای امروزی
۵ منشا مولکولهای آلی
۶ منابع
۷ جستارهای وابسته
نظریه پیدایش خود انگیخته [ویرایش]
تا اوایل قرن ۱۹، مردم به پیدایش خودانگیخته اشکال حیات از مواد بی جان معتقد بودند.این عقیده همراه با اعتقاد به گوناگونی بود که به ایجاد نوعی از حیات از نوعی دیگر میپرداخت(مثلا زنبور عسل از گل).تصور کلاسیک آبیوجنسیس که امروزه با نام پیدایش خودانگیخته نامیده میشود به این موضوع اشاره میکرد که مواد پیچیده ارگانیک از تجزیه مواد غیر ارگانیک ایجاد میشوند.ارسطو معتقد بود که شپش از قطرات شبنم که بر روی برگ ریخته میشوند ایجاد میشوند.او همچنین معتقد بود مگس از مواد متعفن، موش از علفهای کثیف و کروکودیل از کندههای درخت در حال فساد در اعماق آب ایجاد میشود. در قرن ۱۷، در فرضیات پیداش خودانگیخته تردیدهایی به وجود آمد.در سال ۱۶۴۶، سر توماس براون، کتابی تحت عنوان شیوع باورهای غلط تالیف نمود که حملهای به عقاید غلط و اشتباهات عامیانه رایج بین مردم داشت.استدلالات براون نتوانست به طور گستردهای پذیرفته شود.الکساندر راس که معاصر توماس براون بود در نوشتهای در خصوص توماس براون نوشت: تردید کردن در اصل پیدایش خودانگیخته، تردید کردن در برهان، تجربه و منطق است.اگر توماس در این مورد شک دارد، بگذارید تا به مصر سفر کند و در آنجا با میدانهایی که مملو از موش است مواجه خواهد شد که از لجن رود نیل به وجود آمدهاند که مصیبتی بزرگ برای ساکنان آن دیار میباشند. در سال ۱۶۶۵، رابرت هوک، اولین نقاشی ازمیکروارگانیسمها را ارائه کرد.در سال ۱۶۷۶ آنتوان فن لونهوک توصیف دقیق تری از میکروارگانیسمهایی که امروزه با نام باکتری وتک یاخته شناخته میشوند ارائه داد.بسیاری در آن زمان گمان میکردند که وجود میکروارگانیسمها دلیلی بر نظریه پیدایش خودانگیختهاست چون میکروارگانیسمها برای تولیدمثل جنسی بسیار ساده بودند و در آن زمان هنوز خاصیت تولید مثل غیرجنسی از طریق تقسیم سلولی ناشناخته بود. اولین دلیل محکم بر خلاف نظریه پیدایش خودانگیخته در سال ۱۶۶۸ توسط فرانسیسکو ردی بیان شد.او نشان داد که چنانچه از تخم گذاری مگس روی گوشت جلوگیری شود هیچ تخم مگسی روی گوشت مشاهده نخواهد شد.تدریچا در مورد سایر مواد زنده بزرگتر نیز نشان داده شد که نظریه پیدایش خودانگیخته نمیتواند درست باشد.بدین نحو نظریه جایگزین با نامبیوژنز به وجود آمد که پیدایش هر موجود زندهای را از موجود زنده قبلی اش میپندارد.
پاستور و داروین [ویرایش]
تئوری بیوژنز در میانه قرن نوزدهم بدنبال شواهد فراوانی که از سوی پاستور و دیگران ارائه گردید چنان جای خود را گشود که نظریه پیدایش خودبهخود در عمل کنار گذاشته شد. پاستور پس از یافتههایش در سال ۱۸۶۴ گفت:" نظریه پیدایش خودبخود هرگز ازضربه کشندهای که این آزمایش ساده بر پیکره اش وارد کردهاست بهبود نخواهد یافت." از سوی دیگر فروپاشی نظریه پیدایش خودبخودی خود سبب ایجاد خلآ در پاسخ به دلیل علمی چگونگی پیدایش حیات در ابتدا گردید. داروین در نامهای درسال ۱۸۷۱ ذکر میکند که حیات ممکن است در حوضچه گرم کوچکی که حاوی آمونیاک، نمکها ی فسفره، نور، حرارت، الکتریسیته وسایر عوامل بودهاست آغاز شده باشد. این شرایط ایجاد ترکیبات پروتئینی که خود آماده تغییرات پیچیده تری بودهاند را ممکن میساختهاست. چنین ترکیباتی امروزه به سرعت تجزیه شده یا خورده میشوند ولی این تجزیه و نابودی هنگامی که هنوز موجودات زنده وجود نداشتهاند رخ نمیداد.
تئوری سوپ اولیه [ویرایش]
الکساندر اپارین در آزمایشگاه
در سال ۱۹۲۴ الکساندر اپارین پیشنهاد کرد که اکسیژن موجود در جو زمین مانع تشکیل برخی ترکیبات آلی ضروری برای ایجاد حیات است. اپارین در کتابش بنام اصل حیات این نکته را مطرح میسازد که پیدایش خودبخودی حیات که مورد حمله لویی پاستور قرار گرفت، در حقیقت یکبار اتفاق افتادهاست. البته وقوع دوباره آن در شرایط حاضر زمین که بسیار متفاوت با شرایط آن در زمان پیدایش نخستین حیات است، ناممکن مینماید. به نظر اپارین بوجود آمدن سوپ اولیه حاوی مولکولهای آلی در شرایط فاقد اکسیژن و تحت تاثیر نور خورشید ممکن بودهاست. این شرایط میتوانستهاست به ترکیب مولکولهای ساده تر و تشکیل مولکولهای پیچیده تر بیانجامد.نظرات اپارین کماکان برای بسیاری از تئوریهای مدرن مربوط به پیدایش حیات نقطه شروع محسوب میشود. تقریبا همزمان با اپارین دانشمند دیگری بنام جی بی اس هالدین بیان گر این نکته شد که اقیانوسهای پیش از پیدایش حیات تفاوت چشمگیری با اقیانوسهای امروزی داشتهاند. در آن زمان اقیانوسها سوپی داغ و رقیق بودهاند که در آن ترکیبات آلی توان شکل گرفتن داشتهاند.
مدلهای امروزی [ویرایش]
در واقع هیچ مدل استانداردی در مورد پیدایش حیات وجود ندارد.در مدلهای جدیدتر در بیشتر موارد خطوطی از فرضیه اپارین-هالدین به چشم میخورد. آن چه در زیر میآید بر پایه یافتهها و نظرات متنوعی است که در این مورد وجود دارد.
۱-برخی تئوریها ذکر میکنند که اتمسفر زمین در ابتدا بازی بودهاست و در آن ترکیباتی چون متان، آمونیاک، سولفید هیدروژن، دی اکسید کربن، منوکسید کربن و فسفات وجود داشتهاست. در چنین اتمسفری اکسیژن و اوزون نایاب بودهاست و یا وجود نداشتهاست.
۲-در چنین اتمسفری فعالیتهای الکتریکی توان تسهیل و تسریع ایجاد مولکولهای حیاتی ساده را داشتهاند. در سال ۱۹۵۳ این واقعیت در آزمایش میلر- یوری نشان داده شدهاست.
نمایی از آزمایش میلر-یوری
۳-فسفولیپیدها (در صورتی که به اندازه کافی بلند باشند) توان تشکیل خود بخودی لیپید دو لایه که یکی از اجزای بنیادین غشای سلولی است را دارند.
۴-یکی از پرسشهای اساسی در این باره، ماهیت نخستین همانندساز است. در سلولهای امروزی همانند سازی در اثر تعامل و همکاری پروتئین و اسیدهای نوکلئیک رخ میدهد. بر اساس دیدگاه اندیشمندان در مورد اولویت تشکیل پروتئین یا اسید نوکلئیک نظرات به دو دسته تقسیم میگردند. یک دسته معتقد به پیدایش نخستین پروتئین هستند و گروه دیگر به اولویت ایجاد اسید نوکلئیک اعتقاد دارند. نظریه مربوط به اولویت ایجاد اسید نوکلئیک به موارد زیر اشاره دارد
۱-بر اساس نظریه جهان ار ان آ، پلی مریزه شدن نوکلئوتیدها ممکن است منجر به ایجاد ریبوزیمها ی (مولکولهای آران آ با خصوصیات آنزیمی) همانندساز شده باشند.
۲-از آن رو که الیگوپپتیدها توان اتصال به آران آ و ایجاد کاتالیزورهای بهتری را دارند، ممکن است بر اساس فشارهای انتخابی برای گزینش عملکرد آنزیمی، پپتیدیل ترانسفرازها از این راه بوجود آمده باشند. پروتئینها ی کوچک خود می توانند در نتیجه این گزینش ایجاد شده باشند.
۳-پروتئینهای ایجاد شده خود توان رقابت با ریبوزیمها به عنوان کاتالیزور را دارند و از این راه میتوانند به عنوان بیوپلیمر غالب در تنظیم فعالیتهای نوین اسیدهای نوکلئیک که بیشتر انتقال اطلاعات ژنتیکی است، انتخاب شوند.
منشا مولکولهای آلی [ویرایش]
دو احتمال برای منشا مولکولهای آلی اولیه بروی کره زمین مطرح است.
منشا زمینی- مولکولهای آلی با کمک انرژی ناشی از تصادف اجرام آسمانی و سایر منابع انرژی (مانند انرژی الکتریکی) در زمین بوجود آمده اند
منشا برون زمینی-مولکولهای آلی توسط اجرام آسمانی چون کندریتهای کربنه (سنگهای آسمانی بدون نشانهای از ذوب شدن یا تغییر)و یا به طور مستقیم و به شکل مولکولها ی آلی یا اشکال اولیه حیات ازفضا بوسیله جاذبه زمین، به کره زمین راه یافته اند.
مشاهدات انجام شده در سایر اجرام سماوی جای هیچ شكی باقی نگذاشته است كه آمینواسیدها در جاهای دیگری از منظومه شمسی غیر از زمین نیز بوفور یافت میشوند. اولین نشانهها از شهاب سنگهایی به دست آمد كه گرفتار میدان گرانشی زمین شده و بر سطح این سیاره سقوط كردهاند. ابتدا گمان بر این بود كه شاید یافتههای فوق ناشی از رسوخ آمینواسیدهای زمینی به دل این سنگهای آسمانی بوده است. اما خیلی زود و با كشف ساختار متفاوت این آمینواسیدهای كشف شده، مشخص شد که آمینواسیدهای کشف شده قطعا منشا فرازمینی دارند. [۲]
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
باقی سمندر
دوم حمل/فروردین سال ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۱ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی
سلام به خوانندګان ونویسندګان در این ستون کابل پرس?
نخست نوروز یا فرارسیدن روز نو را برایتان خجسته خوانده وارزو دارم که این نوروز سر اغاز روز نو برای بحث نو و برپایی دنیای نو وزندګی نو باشد . نو به مفهوم اصلی کلمه .
من نبشته عزیز یاسین و تبصره های وی و از همه انسانهایی راکه برله وعلیه تفکر وی دراین ستون نوشته اند و تاحال بیشتر از چهل تبصره را احتوا مینماید ، به خوانش ګرفتم .
اګر عزیز یاسین سخن از خرد وعقل میزند که سخن درست ایست وبایست عاقلانه وخردمندانه اندیشید ، من میکوشم دراین بحث سهم بګیرم وابراز نظر نمایم منتها بین من و سایر هموطنان دراین جا یک تفاوت در میان است وان اینکه من به نام اصلی ام مینویسم ومسوولیت بیان هرکلمه را دارم و اګر هموطنی بانام مستعار مینویسد ، این دلیلی است که در افغانستان و یا ایران یا پاکستان یا بسا کشورهای دنیا تفتیش عقیده وهمچنان سانسور عقیده کماکان وجود دارد وبسا انسانها به جان شرین خودشان و یا خانواده وکودکان شان نمیتوانند ظلم نمایند و بنام خود بنویسند و من به اینګونه انسانها تفاهم دارم وارزو دارم فضای بحث چنان باشد که بتوان بدون اهانت به دیګران به دګر اندیشان ارج قایل شد .
سخنم متوجه عزیز یاسین است .
شما خواننده های خویش را به تارنمای عصر جدید رهنمایی مینمایید یعنی به تارنمای سوسیالیست های که بخش زیادتر شان در فغانستان بدنیا امده اند .
من برای شما چند نمونه را ذکر مینمایم و لطف نمایید خط فاصل خویش را ترسیم نمایید تا سو تفاهم به وجود نیاید .
شما شاهدید ودرسانه های نوشتاری و دیداری و شنیداری خوانده و دیده وشنیده اید که یک عسکر یا خرد ضابط امریکایی دریک شب چند انسان و یا بیشتر از شانزده انسان را در قریه ای زنګ اباد کشته است و همان عسکر به امریکا انتقال داده شده است تا محاکمه ګردد و به کیفر اعمالش برسد .
سوال من دراینمورد اینجاست .
انسانهایی که کشته شدند دریک شب به خاک وخون کشیده شدند - همه یا بخش زیاد شان که پا از سن کودکی بیرون مانده بودند ، ایا پیرو دین اسلام بودند یاخیر ؟ اګر اری ؟
انها که کشته شدند به کدام بهانه کشته شدند ؟ قاتل ان انسانها که مسلمان نبود و در دنیای مدرن پیدا شده و رشد کرده بود ، چرا همچو انسان مدرنی دست به جنایت زد ؟
ایا شما میدانید که دربګرام نسخه های قران کریم کتاب دینی مسلمانان را به آتش کشیدند ؟
واکنش پیروان دین دربرابر کسانیکه قران کریم را سوختاندند چه بود و یا چه می باید می بود ؟
واکنش شما در هر دو مورد چیست ؟
نظر شما در هر دو مورد چیست ؟
شما میدانید که عساکر امریکایی بالای اجساد کشته شده ګان ادرار نمودند ؟
واکنش شما مردم در این مورد چه بود و نظر شما در این موارد چیست ؟
تاجاییکه من از این بحث های شما متوجه شدم وملتفت شدم که سوسیالیستها در اساس و ریشه برضد نظام سرمایه داری و بهره کشی و استعمار نو وکهن اند اما باتاسف که بحث شما در مورد کتاب دینی مسلمانها زمانی نوشته میګردد که افراد مدر ن و پوست مدرن با ابزار بسیار پیشرفته دنیای مدرن انسانهای متدین را در دهات پیش مدرن فغان ستان می کشند و به قتل میرسانند و یا کتاب دینی مسلمان ها را میسوزانند و در این حالت متاسفانه
بحثی براه انداخته میشود که چګونه توجیه خواهد شد ؟
ممکن درک وشناخت من از دین اسلام و یا سایر ادیان به شکل بسیار ابتدایی باشد و یا شاید به ګفته عده ای درسطح ارثی و یا سنتی باشد و شناخت من از جهان ضرب در صفر باشد و به سطح یک انسان بسیار عادی در میان هفت ملیارد انسان باشم ونه کمتر ونه زیاد تر از این . باینهم میدانم که در قران کریم بارها از عقل ومشتقات عقل یاد شده است و اګر وقت به شمارش فعل عقل در قران کریم داشته باشیم پنجاه بار به واژه عقل برمیخوریم وسخن از « افلا تعقلون » را تا سیزده بار در قران کریم خوانده ام . افلا تعقلون یعنی :
آیا شما عقل ندارید ؟ شما میتوانید در سوره های بقره ، یونس ، مایده و سوره حج بارها به ایه های چشم بدوزید که شما را به عقل و خرد ورزی اشاره مینماید .
درقران کریم شما به « اولاالباب » یا خردورزان بارها برمیخورید .
به نظر من هریکی از انسانهایی که مومن اند یا مسلمان برداشت های خود را از هر آیه قران کریم میتوانند به نزد خود داشته باشند و درمورد شش هزار وشش صد و شصت وشش ایه ممکن بیشتر از هفت هزار تفسیر هم وجود داشته باشد .
اګر عزیز یاسین خوانندګان متن خودش را به عقل ګرایی تشویق مینماید ، این تشویق در قران ګریم نیز وجود دارد ؟. اګر عزیز یاسین خوانندګان خودش را به علم اندوزی فرا میخواند ، این علم اندوزی دراسلام نیز وجود دارد ؟و ممکن بارها خوانده باشید یا شنیده باشید که از پیامبر اسلام نقل قول میګردد که ګفته است :
اطلب العلم ولو کانو بالصین - علم را بیاموز حتی اګر در چین باشد
میدانیم که باری راه ابریشم وجود داشت و از مکه تا ختن نیز کاروانها در رفت و امد بودند و کالا های چینایی نیز همانطوریکه در مکه بازار داشت در روم نیز بفروش میرسید .
پس پیامبر اسلام از فراګرفتن کدام علم در چین سخن میګفت ؟
شما شنیده اید که روایت مینمایند که :
اطلب العلم فریضته علی کل مسلمته ومسلمه - فراګرفتن علم برای همه مسلمانها اعم از مرد وزن فرض است
یا شما شنیده اید ویا خوانده اید که :
اطلب العلم من المهد الاا لحد - ز ګهواره تاګور پی دانش بجوی
اګر من دراین مورد فقط به چند اشاره اکتفا مینمایم دلیلی برای اینست تا بحث عزیز یاسین بحث زمینی ګردد و به مشکلات انی وآتی فغانستان بپردازد به ویژه اینکه نشانی سوسیالیستها را به خوانندګان میدهد .
ایا سخن ګفتن در مورد سکولاریسم یاجدایی دین از دولت در فغانستان ستان تاهنوز به شکل درست وعلمی اش شګافته شده است ؟
ایا تا هنوز در مورد لایسیسم در فغان ستان سخن دقیق علمی درمحافل علمی راه یافته است ؟
ایا نیروهای مورد خطاب سوسیالیستها که همانا کارګران و زحمتکشان و استثمار شوندګان وقربانیان و یا کشته شده ګان سرمایه مالی و صنعتی اند درفغان ستان برای جدایی دین از دولت بیاندیشند و کار وپیکار نمایند یا اینکه به شکل از اشکال دچارماجراجویی و یا اناشیسم ګردند ؟
اګر عزیز یاسین بخواهد همین نظریه اش را در کارخانه ای با کارګری در میان بګذارد یا با زحمتکشی در یک ګوشه از زحمتکشان چه واګنشی خواهد دید ؟
نتیجه این نظر به مفاد کی خواهد بود ؟
یار زنده و صحبت باقی
آنلاین : اعجاز علمی در قران بی يایه ؟
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
باقی سمندر عزیز درود بر شما
از اینکه کامند شما در واپسین ساعات شب به دست نشر رسید و از طول وعرض آن پیداست که از سرشام تا این نیمه های شب مصروف تفکر و تفحص روانکاوانه پیرامون عقائد و آراء من بیچاره و جستجوی آبرویی برای دیانت به قول خودشما موروثی تان که دارد قطره قطره با انفجار های انتحاری و اعلامیه ها و بیانیه های شورای به اصطلاح علمای اسلام عزیز شما که قرار معلوم مورد تأیید شمانیز هست وبازدو بندهای خائنانه میان علمبرداران اسلام ناب محمدی با پیام آوران" دموکراس مدرن آمریکایی" به روی جاده های همان شهر ویران شدهء کابل و نقاط دیگری از سرزمین بلا کشیده یی به نام افغانستان میریزد بوده اید و اکنون بعداز گذاشتن این تعلیق دور ودرازو به زعم خودشما تحلیل گرانه وسیاست مئابانه در ستون کامندها ، فاتحانه به بستر خواب خویش غنوده اید ومن هم به علت کبر سن و خسته گی های کار روزانه نیازمن استراحتم لذا موضوع را به آینده موکول نموده من هم میگویم : یارزنده صحبت باقی با سمندر ... اما این نکته را قابل یاد آوری میدانم که آنانی که شما را نمی شناسند با خواندن این دفاعیهء جانانهء تان از اسلام عزیزتان فکر خواهند کرد که شمایک مولوی و یک مؤمن مخلص بالله هستید و لی آنانی که شما را میشناسند میدانند که شما یک ( چپُ المسلم ) ویا به عبارت دیگر یک ( مسلمُ الچپ ) هستید که گاهی فیل و گاهی مرغ میشوید و پیوسته در استحاله هستید و اینکه چه میگویید و چه میکنید خودتان هم تا هنوز از آن سر در نیاورده اید.
من حاضرم با شما مناظره های کتبی فراوانی دا شته با شم اما نه به نماینده گی ازسایت عصر جدید و یا سایت کابل پرس? که مقالاتم درآنها به نشر رسیده است بلکه به نماینده گی از شخص خودم و از شما هم خواهشمندم تا پای دیگران رابه میان نکشید و بحثها را به همان موضوعات مشخص مطرح شده در مقالات منحصر نگهدارید
امید وارم ماتریالیسم دیالکتیک به دادت رسیده استقرار فکری را نصیبت گراند
إرادت مند شما عزیز یاسین
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
بح بح! آقای عزیز یاسین!
این را میګویند پاسخ مؤدبانه ومدارا جویانه!!!!!؟ به کسی که خود سابقهء جپی ومایووستی دارد توکه اینقدر مودبانه پاسخ داده ایی خدا ازپاسخ دادن تو به اسلامیست ها نجات دهد.
واقعا که توقع حیا وادب و تحمل دګراندیشی مدارا جویی ازیک کمونیست ملعون بیخدا بعید است.
زبان همجو کمونیستان وملحدان را قرآن می فهمد
فاقتلوهم حیث ما وجدتموهم
بکشید ایشانرا هرجایکه بیابید ایشان
وهمچنان
فاقتلوهم أین ما ثقفتموهم
بکشید این ویروس ها را هرجاکه می یابید ایشان را
این زبان قرآن فراخور همین کفار ومنافقیین اند که نه از راه جدال حسن بلکه ازراه توهین وتحقیر به عقاید مسلمانان ازمخفیګاه های شان بخاطر خوشخدمتی به باداران جدید شان امریکا وناتو وغرب بخاطر انحراف اذهان مردم از اصل معضلات جوامع اسلامی براه می اندازند
ولی خودشان توسط خودشان رسوا میشوند.
پرسشی که باقی سمندر ازعزیزیاسین نموده که درهمچو شرایط که در وطن ما هرروز انسانهای بیګناه هم ذریعهء بمباردمانها وحشیانه وهم بوسیلهء عملیات انتحاری چوچه های نامشروع انګلیس یعنی پاکستان ازبین میروند ضرورت به این ماجراجویی ها چیست؟
این خودش جواب است
یعنی اینکه این نطفه های حرام بنام کمونیزم وسوسیالیزم نمایشی درحقیقت ایمان وعقاید ملیونها تودهء مسلمان را نشانه رفته اند تا غیر مستقیم خدمتی به باداران صهیونیست خویش کرده باشند وزمینهء تسلط استعماررا به کشورهای مسلمان خصوصا افغانستان مساعد سازند.
ورنه چه چیزی را این آقا کشف کرده است که قبلا مسلمانان از آن کشف بیخبر بودند
باقی سمندریکه بارها درکامنتهایش حتی ازوحشی ترین انسان یعنی استالین هم بدلیل کمونیست بودنش دفاع کرده امروز نزد عزیز یاسین مسلم الجپ معرفی شده است.
این مسلم الچپ یک نکتهء دیګررا نیز آشکار ساخت یعنی اینکه عزیز یاسین به زبان عربی هم آشنایی ندارد. مسلمان چپ ګرا را درعربی (المسلم الیساری) می نامند:
امیدوارم بعداز ارائهء پاسخ به این مسلمان چپ بامن به زبان عربی کامنت بنویسند تا میزان عربی دانی شان بیشترازین بخواننده ګان معلوم شود.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
خلاصه انچه که عیان است چه جاجت به بیان است ان دست اورد های را که دین عزیز اسلام به مسلمین عزیز خود داده است انرا بچشم خوددیدیم ودارد تجربه میمنمایم .
هر انچه را که جهادیها جه در دوران جهاد وجه بعد ازان در وطن ما انجام داده اند بتاسی از احکام دین وشریعت عرای محمدی بوده واست بخاطر اینکه رهبران ان هریک تا انتهای درجه علمی اسلامی پروفیسورها وایت الله ها درس خوانده ومدارک تحصیلی هایشان را بدست اورده اند واز اعمال انجام داده شان پیشیمان هم تیستند وبه ان افتخار هم میکنند.
گروه دیگری بنام طالبان که متشکل از مولوی ها وشخ الخدیث های بوجود امد ادامه دهنده وتکمیل کننده احکام قرانی وشریعت عرای محمدی بعد از مجاهدین بوده وملی متری هم از ان عدول نه میکردند وحالا هم در تحت حاکمیت شان نمیکنند انسانها را با نعره های تکبیر سر میبرند وجوانان را با انفجارات انتحاری روانه جنت میسازند .
یک یا دو تن که درس اسلام شناسی بما میدهند ونوشته عزیز یاسین را که بر مبنای واقیعت های عینی تحریر گردیده است نقد مینایند فهم ودرک شان بالاترازان پروفیسورها شیخ الحدیث ها وایت الله ها نیسند. خوشبختانه امروز به برکت انترنت ورسانه های ازادونویسنده گانی توانا نظیر عزیزیاسین سلیمان راوش بابک اسحاقی وسایر قلمبدستان محترم مردم اهسته اهسته به محتوای قران این کتاب سواد اموزی محمد پی مبرند وان اهمیت خیالی خود را هر روز از دست میدهد.
عزیزیاسن نازنین !
همان طوریکه در نوشته های قبلی خویش وعده داده بودید . این راه را ادامه دهید . ازنوشته های نظر دهندهگان معلوم میشود که مقاله شما طرفدران وعلاقه مندان خودرا دارد و مورد تایید قابل ملاحظه از هموطنان قرار گرفته ومیگیرد
موفقیت وصیحتمندی برایت ارزومندم.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
باقی سمندر
سوم حمل / فروردین سال ۱۳۹۱ خورشیدی
۲۲ مارچ سال ۲۰۱۲ میلادی
سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس?
سلام به عزیز یاسین
عزیز یاسین – هموطن من !
آنچه راشما بعد از خستګی وکا ر روزمره وپیش از استراحت نمودن در ساعت سه بعد از نیمه شب نوشته بود ید ، به خوانش ګرفتم .
اینکه همین نظام سرمایه داری لیبرالی نوین یا متعارف در عصر ګلوبالیسم در سن کهولت نیز در همین نظام حاکم سرمایه داری جهانی از پیکر میلونها انسان شیره کشی مینمایند و تاهنوز بهره کشی اکٍثریت توسط اقلیت بیشتر از پیشتر شده و هر روزه ملیونها انسانها از کران تا کران کره زمین مورد استثمار قرار میګیرند و شما نیز درجامعه ایکه اقلیت اشتثمار ګر برګرده اکثریت استثمار شونده حکمروایی مینماید ، از این ظلم و استبداد وبهره کشی مستثنی نمی باشید ، من درهرګام روزمره وانی وآتی از مبارزات سیاسی و اقتصادی شما و همه زحمتکشان برای فردای بهترحمایت نموده ام وخواهم نمود . اګر زحمتکش ای پیروکدام دین باشد یا نباشد بازهم مورد استثمار و استعمار قرار ګرفته است ومیګیرد واز اینرو من برضد ظلم وستم واستبداد وبهره کشی قرار داشته ام ودارم .
خودت این عصر را چه میدانی ؟
من در دینی که از پدر ومادرم وجامعه پیش مدرن یاد ګرفته ام ، بمن چنین ګفته بودند :
قران میګوید :
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
سوگند به عصر (۱) وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
كه واقعا انسان دستخوش زيان است (۲) إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كردهاند (۳) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
من از دین پدری ومادری ام چنین آموخته ام و تفسیر این سه ایه را به شما وهمه خوانندګان می ګذارم وهریک مطابق میل وخواسته های خود این سه آیه سوره والعصر را تفسیر مینمایند .
عزیز یاسین چه خواهد اندیشید ؟
ان یکی که در اثر انفجار بم چند صد کیلویی در افغانستان یاعراق یا لیبیا کشته میشود و یا جاهای دیګرکشته میشوند ، مګر چند تن شان مسلمان اند وچند تن شان پیروان ادیان دیګر اند و چند تان شان دین باور نمی باشند ؟
ان هاییکه مواد انفجاری را به دوش و بغل کودکان یا بزرګسالان بسته بندی مینمایند و انها را بسوی خود کشی میفرستند و با ریموت کنترول یا ارتباط تیلفونی وابزار مدرن انسانها را پارچه پارچه مینمایند ، پیرو کدام دین وآیین اند ؟
انسانی که خود را در کابل یا در قندهار ، در تخار یا مزار می کشد و انتحار مینماید ، بدون شک وی در دستګاه ای آموزش دیده است تا به این شکل به زندګی خود و دیګران پایان دهد و لی کارګزاران اصلی در پشت درهای بسته با یخن های سفید ارزو ها و خواسته های سیاسی و اقتصادی و فرهنګی و نظامی در منطقه جیو استراتیژیک دارند و ندانستن این حرف برای انسانی که چنان می پندارد که ګویا از ماتریالیسم دیالګتیک مدد می ګیرد ، تا جایی غیر دیالکتیکی جلوه مینماید .
انسانهایی که در اثر انفجار ها و انتحار ها کشته میشوند البته درافغانستان مګر انها مسلمان نیستند ؟
اګر کسی که قتل مینماید و کسی که مقتول است وهر دو مسلمان اند ، متریالیسم دیالکتیک که شما ازان مدد ګرفته اید ، بین قاتل ومقتول فرق می ګذارد یا خیر ؟
اګر انسان پیش مدرنی درافغانستان با اعتقاد اسلامی اش شبانه روزمورد تلاشی و جستجو وتوهین واذیت عساکر مدرن اروپایی و امریکایی یا افغانستانی و مسلح با سلاح های مدرن قرار میګیرند و انسانی مورد تهاجم قرار میګیرد وخانه وکاشانه اش بخاک وخون کشیده میشود همچو انسانی پیش مدرن با لباس ژولیده و خانه ویرانه و شکم ګرسنه بخدا وقران ومحمد ایمان دارد ووی به خاطر ایمان داشتن به قران وخدا ومحمد بایست کشته شود ؟
همین را شما از ماتریالیسم دیالکتیک مورد نظر تان فرا ګرفته اید ؟
ممکن از نوشته های احسان طبری اموزش دیده باشید ؟
من ارزو دارم تا امشب بعد از رفع حستګی اندکی بیا ندیشید .
به نظر من نه طالب و حزب اسلامی و ګروه حقانی ونه تیکه داران ګوناګون اسلام هیچ کدام شان نمایندګان دین مردم فغان ستان نیستند و انها برای به قدرت رسیدن شان از مردم ودین و اعتقاد دینی مردم سو استفاده ها نموده اند ومینمایند و ازبام تاشام در فکر نارکودلارو اقتدار میباشند .
از اینرو من میان دین ایکه از مادر وپدرم اموخته ام با دینی سیاسی ساخته شده ایکه بنام سلفییسم – اسلامیسم و طالبیسم ووهابیسم یاد میګردد ، خط فاصل کشیده ام واین خط فاصل بسیار درشت است و درتمام مدت زندګی سیاسی ام دین مردم را از دین دشمنان ګوناکون مردم جدا دانسته ام ومیدانم .
درمورد شورای علما و فتوا هایشان من درهمین کابل پرس زیاد نوشته ام . یکبار بخود زحمت بده تا چند ستون دیګر را بخوانی .
اګر من در نزدیکی خانه ات قرار میداشتم برایت یک چاینک چای سبز دم می کردم و میکفتم که پیامبر اسلام ګفته است :
الکاسب حبیب الله
یعنی کسبه کار دوست خدا است .
اینکه مرا :
از چپ به راست و از راست به چپ چه میدانی و می اندیشی ، در این مورد مورد من نمی نویسم .
من میدانم که کیستم وچه میخواهم .
یار زنده و صحبت باقی
آنلاین : إعجاز علمی در قرآن
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
سمندر عزیز سلام
نظریات شما زنت بخش سایت کابل پرس? بوده و من همیشه مرور مینمایم.
اول .. اگر تو میگوئی که محمد یک ادم صادق و راست کار وراستگو بود فقط تو تثبیت بکو که محمد چطور به معراج رفت وچند مدت در معراج سپری کرد.
دوم .. خدا به عقیده شما در هر جای حضور دارد پس چرا محمد در پشت خانه خود خدا را ملاقات نکرد که به کیلومتر فاصله ها را بطرف اسمان پرواز نموده طی کرد.
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
جناب باقی سمندر عزیز!
پس از تقدیم احترامات، ازهمدردی واحساسات انسان دوستانه ی که همواره در مورد مردم بد اقبال وجفا دیده ی ما از خود نشا ن میدهی ولو زبانی قابل تکریم است.اینکه فرموده اید احزاب گوناگون اسلامی و تیکه داران دین از دین وعقاید دینی مردم افغان ستان سوء استفاده میکنند، به نکته ی اصلی تماس گرفته اید.درینجا این سوال پیش می آید که آیا این چگونه دین و عقایدی است که به این سهولت مورد سوء استفاده دیگران واقع میشود؟ آیا کدام نقطه ی ازدین به این اندازه آسیب پذیر است که دیگران به آسانی ازان نقطه بهره برداری سیاسی میکنند ؟ برخی از فرایض دینی اسلام باادیان دیگر شباهت دارد،چون توحید، نماز یا طاعت وذکر خدا، روزه که در آیین مانی بود ونیز دین یهود باکمی اختلاف در مدت آن ، زکات ونیز تنها زیارت خانه ی کعبه( که بقول محققین بیشتر مسایل در آمد مالی قریش مورد نظربوده است) از مختصات دین اسلام میباشد، گمان نکنم که ازین اصل ها کسی بتواند به آسانی بهره برداری سیاسی کند. نکته ی اصلی جهاد وشهادت است. پیامبر اسلام با فراست ذاتی وموهبت بیمانند مردم شناسی که داشت با روحیه ی اعراب بدوی ونیمه وحشی خوب آشنابود. یعنی مردم فقیری که با هجوم بر قبیله ی ضعیف تر از خود و غنیمت بردن چند شتر حرص خودرا فرومی نشاند،وازدست یافتن بزنی باکمال فخر از گفتن خصوصیات بدن اوکوتاه نمی آمد ، مردمی که برای غنیمت های کوچک خودرا به مخاطره می انداخت وازمرگ برای سیراب کردن تشنگی های مادی وروحی خود هراسی نداشت. حضرتش از همین روحیه استفاده کرد وبه آن نام "جهاد " داد وآنرابه یکی از اصول وارکان اسلامی تبدیل کرد. دست آورد این جهادرا اعم از مال ودارائی ونیز زنان تحت نام غنیمت اسلامی (یعنی پنج یک آن حق خدا ورسول وبقیه ازمجاهدین) وبا مجوزآیه ی قرآنی از شیر مادر پاک تراعلام داشت. ضمناَاگر درین راه چه کشته شوند وبکشند به عنوان" شهید" مستقیم به بهشت میروند. ونعمات بهشت را نیز مانند زنان سفید وزیبا و همیشه باکره ونعمات پایان ناپذیر برشمرد. امروز بر مبنای همین دو اصل اسلامی است که اسلام مورد قضاوت وداوری قرارمیگیرد. براستی اگر چنین تضمین قرآنی وجود نداشته باشد چگونه انسانِ با افق فکر باز کنونی مانند انسان 1400 سال قبل دیده ودانسته کمربند انتحاری را بکمرخود بسته وبدون هراس وتزلزل خودرا مفتخرانه به کشتن میدهد. همین یکی دو روز است که در بی بی سی خبر یک نفر مجاهد 23 ـ24 ساله ی الجزایری الاصل مقیم شهر تولوس فرانسه که سه نفر عسکر فرانسوی و 4 شاگرد مکتب ویک خاخام را در مکتب یهودی بقتل رساند و مدیر مکتب را زخمی کرد، به تفصیل نشرکرده است. وی پس از ساعت ها گفتگو ودر گیری مسلحانه با پلیس به عمل خود افتخار نمود و زنده تسلیم نشد واعلام داشت که میخواهد با افتخار تفنگ بدست شهید شود. در دنیای اسلامی صد ها جوان نظیر وی شایدوجود داشته باشد که با برداشت از اصل متون قرآنی برای امر مقدس "جهاد وشهادت" وشوق وصول به بهشت خودرا آماده بسازند.
آقای سمندر! از شما وامثال شما روشنفکران که درد واحساس مردم دوستی دارید توقع برده میشود که موضوع جهاد وشهادت رااز روی علم وعقل به تحقیق بگیرید وپیرامون آن نوشته کنید تاجوانان وطن خود تان آگاه شوند وبه قول شما در دام شیادان وتیکه دارن دین نیفتند،آیا براستی وواقعانه حاصل جهاد وشهادت همان بهشت و نعماتی است که در قرآن ذکر شده یا دران کدام رمز، تاویل وتمثیلی نهفته است؟ فکر میکنم بجای انتقاد به یکدیگر اگر پیرامون این گونه موارد که امروز درکل دین اسلام را زیر سوال برده است، واز اسلام چهره ی منفور وکریه در میدیای جهانی ترسیم میگردد، روشنی علمی انداخته شود مفید خواهد بود. با درود فراوان نظام
إعجاز علمی در قرآن یک إدعای بی پایه
برای من خیلی جالب است که بحث برسر اعجاز علمی قرآن است ولی بیخدایان برموضوعاتی بحث میکنند که نمایانګر شکم سیری وبیکاری شان است. موضوع قضا وقدر جهاد وشهادت وجوان الجزائری به عنوان مضمون بی معنای عزیز یاسین جه ربط دارد؟
به این میګویند ګمراهی ومشت زدن در تاریکی