راوا و تضادهايش! - کابل پرس

صفحه نخست > به قلم سردبير > راوا و تضادهايش!

راوا و تضادهايش!

پاسخی از راوا به کنجکاوی های يک روزنامه نگار داده نشد!

کامران میرهزار
همرسانی

من از آن روزنامه نگاران و نويسندگانی نيستم که بگذارد راوا هر چه دلش خواست بگويد و پشت سرش را هم ننگرد. برای من مهم است وقتی راوا به افراد مختلف می تازد، بدانم که واقعا پشت همه ی اين ماجرا ها، دستيابی به عدالت است و دستيابی به حقوق بشر و يا اينکه در پشت همه ی اين های و هوی ها، به دنبال منافع سياسی خود و گروه خاصی ست و راه را برای ارتجاع ديگری صاف می کند. البته اين به اين معنا نيست که من با خيل عظيم جنايت کاران افغانستان همراه می شوم و اين نوشته و نوشته هايی از اين دست به معنای بی گناه اعلام کردن جنايت کارانی که راوا مورد نقد قرار داده نيست. بنابراين نمی خواهم از يک سوی که راوا را مورد پرسش قرار می دهم، آب در آسيای ارتجاع ديگری ريخته باشم. در کابل پرس? تا جايی که توانم هست اين جنايت کاران و دزدان را افشا کرده و می کنم. پرسش های من بسيار واضح، ساده و روشن می باشد و من اين پرسش ها را در نوشته ی ديگری پرسيده بودم اما دريغ از پاسخی منطقی که بتواند تضادهای راوا را علتی روشن و قابل دفاع باشد. من بيش از 100 پيام برای نوشته ی قبلی خود دريافت کردم اما چون هيچ پاسخ روشنی از راوا و هواداران راوا برای پرسش هايم دريافت نکرد، باز پرسش ها را تکرار می کنم و اين ادامه خواهد داشت تا بالاخره معلوم شود که واقعا چه چيزی پشت پرده قرار دارد که راوا به نفع آن بازی می کند. يک نکته را هم روشن کنم و آن اينکه برخی از طرفداران و اعضای راوا در پيام های خود گفته اند که چون کامران ميرهزار چوب راوا را خورده است، چنين انتقاداتی می کند. در پاسخ به اين افراد بايد بگويم که بله اين دليل هم هست و هم نيست. هست به اين دليل که من نمی خواهم هر گروه و دار و دسته بيايد و اتهام هايی وارد کند و راهش را بکشد و برود؛ برای من مهم است و يقين دارم اگر اتهام های راوا را عليه خودم و مقاله ای که انگيزه ی اتهام های توخالی راوا بود را ترجمه ی رسمی کرده و به يکی از دادگاه های اروپايی و آمريکايی که سران راوا در آنجا هستند، ارايه کنم، راوا هيچ پاسخ معقولی نخواهد داشت و محکوم خواهد شد. در هيچ قانونی نيامده است که بکار بردن کلمه ی ژانويه بجای جنوری و يا پيشاور بجای پشاور، و يا کرزای بجای کرزی جرم است و کسی که اين کلمات را بکار می برد، جاسوس اين کشور و آن کشور است. من کاملا ادعاهای راوا را توخالی می دانم و تا آخرين لحظه از حيثيت خود دفاع می کنم. نه از آن نويسندگانی هستم که با اين رژيم و آن رژيم ساخته است و نه از آن هايی که بانم راوا هر چه خواست به من بگويد و نوش جانش. از سوی ديگر و مهم تر از مساله ی شخصی اين است که واقعا اينجا برای عدالت تلاش می شود و يا اينکه نه و در پشت همه ی شعارها برای عدالت، چهره ی تاراج گر ديگری قرار دارد که می خواهد علاوه بر تجارت از نام حقوق زن، رقبای سياسی خود را از صحنه بدر کرده و بازیگران وابسته ی ديگری را بر مردم افغانستان سوار کنند. اين مهم تر از مساله ی شخصی ست و من بيشتر بر اين قسمت تاکيد دارم.

پرسش هايی که من از راوا در نوشته ی قبلی پرسيده بودم را با شرح بيشتر تکرار می کنم و تاکيد می کنم که اين همه ی پرسش ها نيست و تنها مقدمه ای برای پرسش های آينده است.

پرسش اول: راوا تاکنون هيچ گزارش مالی به اعضای خود و افکار عمومی ارايه نکرده است. برخی از توجيه گران راوا می گويند که ارايه ی گزارش مالی برای گروه مخالفی مانند راوا به مثابه ی يک خودکشی سياسی ست. حتا می گويند که هيچ گروهی تاکنون اينکار را انجام نداده است. من اين دليل را تا جايی قبول دارم و تا جايی نه. به چه دليل؟

به اين دليل که طبق معلوماتی که برخی از اعضای راوا در اختيار من قرار داده اند و اين افراد حداقل ده تا پانزده سال عضو راوا بوده اند، هيچ گزارش مالی از راوا دريافت نکرده اند. اگر ارايه ی گزارش مالی به افکار عمومی باعث حذف و يا خودکشی اين سازمان می شود، گزارش مالی به اعضای آن به هيچ عنوان به معنای نه خودکشی سياسی و نه حذف است. ارايه ی گزارش مالی به اعضا اولين شرط يک کار سازمانی ست که راوا متاسفانه به اعضای خود هم تاکنون گزارش مالی ارايه نکرده است و تنها سران آن می دانند که وضعيت مالی اين سازمان به شکلی می باشد.

ارايه ی گزارش مالی به افکار عمومی را از آن جهت من برای راوا ضروری می دانم که ادعاهای راوا مبنی بر اينکه يک سازمان ممتاز است، را ثابت کند. اگر به بخش انگليسی سايت راوا مراجعه کنيد، يک ان جی او را بيشتر می بينيد تا يک سازمان سياسی را. اين ان جی او در حال جذب کمک های مالی ست و در کشورهای مختلف، افراد، گروه ها و نهادهای مختلفی هستند که به اين درخواست ها پاسخ مثبت می دهند، بويژه وقتی که پای حقوق زنان در ميان باشد. در افغانستان از نام زنان و حقوق بشر استفاده های زيادی می کنند و تجارت کلانی بويژه در اين شش سال اخير راه افتاده و پول است که می آيد و بدون حساب و کتاب به جيب سران ان جی او ها می رود و کسی نيست که آنان را مورد بازخواست قرار دهد. راوا يک سازمان "خود ممتاز خوانده " است. اين سازمان خود ممتاز خوانده وقتی می بيند که همه بگونه ای به تجارت حقوق بشر و بويژه حقوق زنان دست زده اند، بايد با ارايه ی يک گزارش شفاف اين فضا را بشکند. من می دانم که راوا در وزارت عدليه ی افغانستان ثبت نشده است، می دانم که دشمنان زيادی دارد؛ اما اين به اصل ارايه ی يک گزارش شفاف آسيبی نمی رساند و بلکه می تواند علاوه بر شکستن فضا، باندهايی که از نام حقوق زنان سوء استفاده می کنند را، توسط افکار عمومی مورد پرسش قرار دهد. اما متاسفانه تمام داد و ستد های مالی راوا پوشيده و مخفی تر از گروه هايی ست که تجارت حقوق بشر می کنند. راوا در گزارش احتمالی آينده ی خود از وضعيت مالی خود می تواند از ذکر برخی نام ها خوداری کند. نام هايی که باعث می شود، تا امنيت نا ملی افغانستان يا گروه های جنايتکار ، با استفاده از آن، باعث حذف فيزيکی راوا شود. من می دانم و درک می کنم که مخالفان نمی توانند آسوده کار خود را انجام دهند. اين مساله را نيز درک می کنم که راوا با شعارهايی که می دهد، نبايد با قوانين افغانستان کار کند. در اين کابل پرس ما هم با قوانين افغانستان کار نمی کنيم ، وقتی با سند افشا می کنيم که دولت خود قانون را می شکند. اما ارايه نکردن گزارش مالی به اعضای راوا نيز، اين پرسش را درشت تر می کند که سران اين سازمان چه داد و ستد مالی داشته و پولی که به نام دفاع از زن افغان گرفته می شود، چه می شود.

پرسش دوم: در جست و جو هايی که من در نشرات راوا و سايت اين سازمان " خود ممتاز خوانده" داشتم به نکات جالبی رسيدم که تضاد و شکاف بين آنچه راوا مدعی آن است را عميق تر می کند. مگر نه اين است که جنايت جنايت است و جنايتکار از هر گروه و قومی که می خواهد باشد بايد افشا شود؟ مگر می بينيم که در نشرات راوا فقط عده ای خاص کوبيده می شوند و از ساير عناصر کليدی دزدی و جنايت در افغانستان خبری نيست. جالب است که اين عناصری که نامشان در افشاگری های راوا نيست، از يک گروه خاصی می باشند و يک رشته ی مرموز آنان را به هم پيوند می دهد. جالب تر اينکه راوا در نشرات خود، مقاله های 5-6 متر را به کوبيدن يک شاعر دست چندم اختصاص می دهد اما به کليدی ها و کسانی که شاهرگ های اقتصادی کشور را در دست دارند و در کار تاراجند، هيچ اشاره ای نمی کند. دريغ از حتا يک جمله عليه آنان. اين کليدی ها آنقدر کليدی هستند که هر فرد ساده ای بتواند آنا را تشخيص دهد و از چشم راوا افتادن آنان، اين پرسش را درشت تر می کند و شکاف بين ادعاهای راوا را عميق تر. برای نمونه می توانم به افراد زير اشاره کنم:

يک: انورالحق احدی: راوا برای انور الحق احدی تنها چند جمله ی کوتاه و آن هم برای کوبيدن جنايتکاران غير خودی راوا دارد و ديگر هيچ. به نظر نمی رسد که انورالحق احدی کسی باشد که راوا با آن ادعاهای کلان خود، وی را آب شسته رفته تر از ديگران تشخيص دهد. آقای احدی کسی که علاوه بر اختلاس و سوء استفاده از دارايی ها همگانی، شاهرگ اقتصادی افغانستان را نيز در دست دارد. درباره ی سوء استفاده و اختلاس اين فرد "کابل پرس" سندی را منتشر کرد که نشان از استفاده های شخصی ايشان از دارايی های همگانی ست. آقای انورالحق احدی وزير ماليه ی افغانستان، علاوه بر سوء استفاده های شخصی، يک نوکر تمام عيار بانک جهانی نيز محسوب می شوند. بانک جهانی و استعمار از کشورهايی مانند افغانستان زبانزد خاص و عام است و بر کسی پوشيده نيست. آقای احدی در تلاش هستند که افغانستان را به يکی از قرض دار های کلان بانک جهانی تبديل کنند تا اين بانک بتواند با استفاده از ناتوانی افغانستان در پرداخت قروض خود، هر سوء استفاده ای که خواست انجام دهد. سال گذشته آقای احدی طرح قرض را از بانک جهانی به پارلمان برد که نتوانست تصويب کند اما به وضوح ديده می شود که ايشان چگونه برای کامل کردن وابستگی خود به بانک جهانی در تلاش است. وابستگی به بانک جهانی مساله ای نيست که بايد از چشم راوا دور بماند. بويژه وقتی مخالفت با سياست های اين بانک، در سراسر جهان يکی از برنامه های گروه های چپ محسوب می شود. در کنار اين آقای احدی يک شاهکار ديگر هم دارد و اين شاهکار ايشان باعث تاراج ميليون ها دالر در افغانستان شده است. همه می دانيم که ان جی او ها در افغانستان تبديل به کانون دزدان شده است ( به استثنای برخی افراد در ان جی او ها). ان جی او ها طرح های کلان چند ميليونی را از کشورهای مختلف می گيرند، مثلا اعمار يک شفاخانه، يک شاهراه، يک مکتب، بازسازی يک اداره، ساختن پل در يک ولايت، ساختن کلينيک در يک ولايت و...اما عملا ديده می شود که يک سوم پول به مصرف می رسد باقی آن به تاراج می رود. با پولی که به مصرف می رسد نيز، طرح هايی را تحويل می دهند که به سال نرسيده تخريب شده است. برای نمونه می توان از حفر چاه های عميق توسط کميته ی سويدن برای افغانستان نام برد. شفاخانه ی خير خانه ی شهر کابل و يا پمپ های آبی که داکار در سرک های کابل کاشته بود. اين ان جی او ها برای تحويل پروژه بايد امضای وزارت ماليه را داشته باشند. تقريبا همه ی اين ان جی او ها پروژه های نيم بند خود را با موفقيت به وزارت ماليه تحويل داده اند آقای احدی در راس اين وزارتخانه چه غلطی می کند؟ اين جای سوال است. ايشان به چه حقی پروژه های نيم بند را تحويل می گيرند و جامعه ی جهانی با هزار منت بر مردم افغانستان مفتخر است که پول به افغانستان می فرستد. در عوض به اعتراف خود آقای احدی در برنامه ای در تلويزيون طلوع می بينيم که ايشان خانه های ميليونی در آمريکا دارد. به نظر شما آقای احدی در اين زد و بند هيچ نفعی نمی برد؟ جای تعجب که راوا حتا يک جمله ی درست که در خور اين دزد اموال ملت باشد، ندارد. در عوض ببينيد راوا عليه احدی به اين بهانه می تازد که با جنايتکار ديگر، مارشال فهيم يکجا شده است:

انورالحق‌ احدی‌، بیچاره‌ایست‌ كه‌ دیدیم‌ به‌ دهل‌ "مارشال‌" صاحب‌ و همراهان‌ رقصیده‌ و برضد پاكستان‌ مظاهره‌ كرد ... (به نقل از سايت راوا)

اين جمله ی راوا چه معنا دارد. خوب است که يکجا شدن او را با جنايتکار نقد کند اما تنها همين؟ پس تکليف خود احدی چه می شود و مسووليت مستقيم احدی؟ در ضمن اينکه عليه پاکستان مظاهره کردن هيچ جرمی نيست و جای تعجب که راوا نسبت به مظاهره عليه پاکستان نيز حساس است.

دو: اشرف غنی احمدزی: اشرف غنی احمدزی هم به مانند انورالحق احدی، شاهرگ اقتصادی افغانستان را در دست داشت و از مسير او ان جی او ها به ميليون ها دالر پول مفت و باد آورده رسيدند. ايشان که به مدت يکسال رييس غير قانونی دانشگاه کابل بودند، سرتاپا انزجار از فارسی و فارسی زبانان می باشند. سخنگوی و توجيه کننده ی غير رسمی آدم کشان طالب بودند. جالب اين است که موضع گيری راوا عليه کسانی که واژه هايی مانند دانشگاه را بکار می برند، شبيه اشرف غنی احمد زی است. راوا فقط يک خبر 4 جمله ای خنثی و عاری از موضع درباره ی اشرف غنی احمدزی دارد و ديگر هيچ. پس کجاست تيغ برنده ی راوا؟ يا اينکه اشرف غنی احمدزی هم جزو رفقا هستند و نبايد ايشان را نقد کرد؟

سه: فاروق وردک: وی چهار پست مهم دولتی را بصورت کاملا غير قانونی اشغال کرده است و از همين رهگذر رسما چهار بار معاش و امتياز دريافت می کند. فاروق وردک کسی ست که منابع آگاه از ارتباط مستقيم وی با سازمان جاسوسی پاکستان سخن می گويند. وی يکی از اعضای گروه جنايتکار گلبدين حکمتيار می باشد و در کنار شاخه ی نظامی اين گروه که در حال نبرد با نيروهای دولتی و نيروهای بين المللی ست، يک نفوذی محسوب می شود که ناشی از سياست گروه نظامی اسلامی محسوب می شود. کابل پرس يکبار سند اقدام غير قانونی فاروق وردک و حامد کرزی را منتشر کرده بود. فاروق وردک زمانی در يو ان دی پی کار می کرد و اگر حساب و کتاب مالی شفاف باشد، احتمال رسيدن به ميليون ها دالر اختلاس از آن رهگذر هست. راوا، سازمان "خود ممتاز خوانده" حتا يک مقاله ی ناقابل درباره ی فاروق وردک ندارد.

چهار: کريم خرم: کريم خرم يک طالب غير رسمی ست. در صفحات جنوب مانند آدم کشان طالب دست به اسلحه نيست اما انديشه ای کاملا طالبانی دارد. علاوه بر آن ايشان سابقه ی عضويت در گروه تروريست حکمتيار را دارند و از زمانی که به عنوان وزير فرهنگ انتخاب شدند، اقدامات مشخصی را عليه فرهنگ، آزادی بيان و خبرنگاران روی دست گرفته است. جالب اينجاست که راوا درباره ی کريم خرم هيچ مقاله ای ندارد و اتفاقا ديدگاه های شبيه به هم دارند. چه ديدگاه هايی؟ هم کريم خرم مخالف استفاده از کلمات زيبا، رسا و روان فارسی ست و هم راوا.

پنج: ضيا بوميا: ضيا بوميا، نظامی سابق جنايتکار معروف عبدالرب رسول سياف می باشد و فعلا يک ان جی او سالار به تمام معناست. او که در نهادی مربوط به خبرنگاران نفوذ کرده، از نام خبرنگاران و آزادی بيان سوء استفاده های مشخص می کند. در کابل پرس اين افراد معروف به کچالو فروشان می باشند و بزودی کابل پرس در يک گزارش مفصل، پرده از سوء استفاده ی او و افراد شبيه به او بر خواهد داشت. راوا حتا يک جمله نيز درباره ی اين ان جی او سالار ندارد.

شش: حبيب الله رفيع: گويی اتفاقا نزديکی های خاصی نيز بين اين فرد و راوا وجود دارد. حبيب الله رفيع، مشاور غير رسمی وزير طالب کريم خرم می باشد. وی در انتخابات رياست جمهوری يکی از تبليغات چی های حامد کرزی بود. يک فرهنگی کاملا وابسته که بيش از ده شغل را در رسانه های مختلف از جوانان با استعداد کشور غصب کرده است. وی معتقد است مردم افغانستان هنوز شعور انتخاب کردن را ندارد. انجمن سفما در افغانستان يکی از نهادهايی ست که ايشان عضو آن می باشد و بدون برگزاری انتخابات، خود، خود را به عنوان عضو هيات رييسه انتخاب کرده بودند. راوا درباره ی حبيب الله رفيع هيچ جمله ای ندارد و در عوض تا جايی که توانسته به شاعران و ناشاعران غير پشتون تاخته است.

هفت: زلمی خليل زاد: زلمی خليل زاد نياز به معرفی ندارد. همه او را می شناسند. يکی از مهره های اصلی آمريکا در منطقه و يکی از حاميان اصلی ارتجاع و آدم کشان در افغانستان. راوا هيچ مقاله ای مشخص درباره ی زلمی خليل زاد ندارد و در عوض آن، بر اساس آنچه در سايت معروف و معتبر آمازون آمده، خانم زلمی خليل زاد، يکی از مشاوران راوا محسوب می شود. راوا در نشرات خود داعيه ی مبارزه با استعمار آمريکا را دارد. مشخص است که آمريکا با سياست های کلانی که دارد حتا از مخالفان خود نيز به بهترين شکل ممکن استفاده می کند. راوا در هيچ کجا عليه زلمی خليل زاد نمی نويسد و اتفاقا گاهی با لحن دوستانه و گويی با يک دوست و يا مهتر صحبت می کند، از خليل زاد می خواهد که عليه ايتلاف شمال موضع شديد تری به خرج دهد. اين تضاد آشکاری بين راوا و آنچه لاف می زند است.

همانطور که گفتم اين سطور به معنای دفاع از جنايتکاران ايتلاف شمال نيست، اين سطور به معنای نشان دادن تضادهای آشکار راواست. راوا وقتی وقت و انرژی خود را برای نوشتن مقالات تند و گزنده ی چند متری، سرشار از دشنام، عليه ناشاعران تلف می کند، ننوشتن درباره ی دزدان و واپسگرايان و طرفداران ارتجاع و آدم کشان جای پرسش بسيار دارد. برخی از اعضا و طرفداران راوا می گويند که برخی را راوا افشا می کند و برخی را هم کابل پرس افشا کند. در جواب بايد گفت که عمر راوا نسبت به کابل پرس تقاضای چنين درخواستی نمی کند. کابل پرس تا جايی که بتواند در افشای دزدان دارايی های مردم و ناقضان حقوق بشر خواهد کوشيد اما انتظاری را که از راوا می بايد داشت، بايد به مراتب بيشتر از انتظار از کابل پرس باشد. کابل پرس يک رسانه است که چهار سال از عمر آن می گذرد. راوا يک سازمان است که حدود سی سال از عمر آن می گذرد. کابل پرس از هيچ نهاد و يا کشوری کمک مالی دريافت نمی کند و هيچ داد و ستد مالی ندارد. در عوض راوا از نهادهای مختلف در کشورهای مختلف کمک دريافت می کند.

باز هم تاکيد می کنم که اين سطور به معنای ناديده گرفتن جنايات جنايتکارانی نيست که راوا به آنان تاخته است. اين سطور می تواند، مواردی باشد برای اصلاح راوا در صورتی که واقعا به حقوق بشر می انديشد و يا اينکه اگر کدام چيزی پنهان باشد و در پشت پرده زد و بندی سياسی به نفع ارتجاعی ديگر است، اين سطور حتا می تواند مقدمه ی متلاشی شدن راوا باشد.

راوا برای اينکه تضادهايش را جبران کند بايد از مردم افغانستان صميمانه به دليل برخورد يکجانبه با جنايتکاران و دزدان بارها پوزش بخواهد و در عمل با تاختن به همه ی دزدان و جانيان و طرفداران آدم کشان، ثابت کند که فقط يک اشتباه بوده و عمدی در ميان نبوده است. بايد تاختن خود را به اين دزادن و جانيان و طرفداران آدم کشان به دليل تاخيری که داشته است دو چندان کند. ورنه بايد راوا در انتظار متلاشی شدن خود ابتدا توسط اعضايش باشد.

پرسش از راوا و هواداران راوا

کنجکاوی های يک روزنامه نگار

نويسنده: کامران ميرهزار


اين مطلب به دليل اينکه هنوز پاسخ معقولی از طرف راوا و اعضای آن دريافت نشد، دوباره در صدر مطالب قرار گرفت.

تاريخ انتشار قبلی: چهار شنبه 6 فوريه 2008

واژه های کلیدی

حقوق کودکان و زنان

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس?
هزاره از هزارستان

آنلاین :

Work and Poetry

آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره

مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره

این کتاب را بخرید
اشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html
Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

تازه ترین ها

اعتراض

جستجو در کابل پرس