رفتن به محتوای اصلی
كوه ، موش زاييد

كوه ، موش زاييد

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ظرف چند ماه اخير، طول و عرض تبليغات براي برگزاري جرگه امن منطقه يي از جانب افغانستان ، بس پر پهنا بود. اما درمحافل رسمي و رسانه هاي پاكستان ازهمان ابتدا يك بحث خارج از درجه بود. بدين ترتيب از همان مرحله نخست ، فهميدن اين كه اين نوع تلاش ها، هيچ چيزي را نمي تواند از جايش بي جا كند، چندان دشوار نبود. هدف حكومت مثل حكومات گذشته اين بود كه اين مسأله را رنگ ولعاب جهاني بدهد، اما آن چه از سوي خود نماينده گان حكومتي شامل درجرگه با وضاحت عنوان شد اين بود كه معضل سياسي دو كشور، فقط معضل پشتون هاست كه بايد در خانه خود شان حل شود!

همين جا بود كه به قول ويليام شكسپير، " كوه موش زائيد."

همان طوري كه پيش بيني مي شد، جرگه منطقه اي دركابل، بعد از آن كه از مرحلهء تعارف و تشريفات روز اول عبور كرد، پيچيده گي هاي ماهيتي آن آشكار گشت و تمايلات خفته يي كه همانند نهنگي در سينهء بسياري از نماينده گان دو طرف مي تپيد، در گفتار آنان بازتاب يافت. نتيجهء جرگه كابل در بهترين حالت، با كلمات كلي و مبهم منعكس شد و گره هاي اصلي و استراتيژيك مشكلات ، بي آن كه كشاده شوند، به جرگه بعدي درپاكستان محول خواهند شد. مشكل ميان افغانستان و پاكستان يك معضل استراتيژيك است و حل معضل استراتيژيك از دائرهء صلاحيت هفت صد نفري كه از هر دو كشور بر بناي مصلحت و التزام سياسي برگزيده شده اند، خارج است.

جانب پاكستان مترصد است كه طرف افغانستان آيا هنوز هم بر ادعاي ارضي گذشته بر قلمرو "صوبه سرحد" آن كشور پافشاري دارد وياخير؟ از طرز گفتار شماري از اعضاي افغاني جرگه معلوم گشت كه افغانستان در ديد قديمي خويش نسبت به پاكستان هيچ تغييري نياورده و پاكستان نيز بر حسب رعايت ظواهر و تشريفات،خاموشي رندانه يي را در پيش گرفته است و حداقل در روز هاي برگزاري جرگه به اين نتيجه رسيده اند كه ، نشانه هاي خوشي در خصوص اراده افغانستان براي انصراف از دعاوي قديمي بر سر خط سرحدي ديورند مشاهده نخواهد شد. نماينده گان دو طرف قصدًا بر روي زخم اصلي بحران سياسي ميان دو كشور انگشت نمي گذارند اما از فحواي سخنان شان به طور تلويحي فهميده مي شود كه بر حقانيت مواضع شان همچنان محكم ايستاده اند.
جنرال پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان در روز هاي اول برگزاري جرگه، از سفر به كابل خود داري كرد تا نشان دهد كه رويكرد براي حل مساله از طريق راه اندازي جرگهء قبايل ، آن طوري كه براي افغان ها مهم است، در نگرش سياسي پاكستان جايگاه مهمي ندارد. تفسير اين اقدام آن است كه بحران بزرگ سياسي و ريشه دار ميان دو طرف، اگر تا كنون در سطح دولت ها حل نشده است، با تشكيل جرگه هاي نوع قديم چه گونه حل خواهد شد؟

اين نخستين ضربه بر اعتبار جرگه كابل بود كه بعداً ظاهراً با حضور مشرف در جرگه از درد آن كاسته شد. اما دومين ضربه در روز دوم جلسه از سوي نماينده گان افغان بر موقعيت لرزان جرگه وارد آمد. برخي از نماينده گان طوري با مساله برخورد كردند كه گويا اين يك دعواي خصوصي ميان"پشتون" هاي منطقه است.تقويت برخوردهاي محلي و چهارچوب پردازي تك قومي درين مجلس، در نفس خود سبب شد كه حس يك پارچه گي ميان اشتراك كننده گان ازاقوام مختلف افغانستان مخدوش شود. اين طرز برخورد حداقل در سخنان حضرت صبغت الله مجددي و بانو شكريه باركزي با برجسته گي خاصي مطرح شد كه اين بحران، نه يك بحران سياسي دراز مدت ميان افغانستان و پاكستان بل، " دپشتنو كور مشكل دي چه بايد د پشتنو له خوا حل شي." حالا كه اين طور است، نام "حل منطقه يي " را چرا بر سر لوحهء تبليغات اين جرگه قرار داده اند؟ اگر اين بحران، مشكل ميان پشتون هاست، ديگر واقعاً لازم نيست كه رهبران پنجابي هاي پاكستان نيزدرين همايش دعوت مي شدند واز آنان در حل قضيه طلب استمداد مي گشت . البته پاكستان به خوبي آگاه است كه معضل كنوني كه هماره سكهء آن به نام كل افغانستان ضرب زده شده است، مشكل تمام ساكنان كشور نيست. هرچند در اظهارات علني خويش تا كنون از گفتن صريح اين نكته احتراز جسته اند اما نسبت به هر كشور ديگرخارجي ، از آب وهواي سياسي در داخل افغانستان به خوبي وقوف دارند. اظهارات حضرت مجددي و بانو باركزي تحت تأثير يك حالت احساسي نا خود آگاه انجام گرفت كه با پاليسي رسمي حكومت افغانستان هم آهنگي ندارد. حضرت صبغت الله مجددي و بانو باركزي ابتدا بايد به اين سوال نزد خويش پاسخ دهند كه دقيقاً از چه كساني نماينده گي مي كنند. بانو باركزي بايد به ياد بياورد كه توسط رأي چه كساني به پارلمان راه يافته است؟ آيا اين لغزش ها اثبات كننده اين نكته نيست كه بانو باركزي ها درنتيجه فرمايش و لست هاي قبلا غربال شده، بركرسي پارلمان نشسته اند؟

اگر اين بحران پيچيده ، چيزي از جنس شكر رنجي ها و غلط فهمي هاي خودي ميان يك قوم است، حضور ديگران درين جرگه براي چيست؟ برخي ازنماينده گان با اين گونه بازي هاي شخصي، قومي تحت تأثير جو خاص و كاذبانه جرگه، به اين گونه بازي ها چنگ مي اندازند و بيهوده خيال مي كنند كه ديگران نيز مثل آن ها به قضيه نگاه مي كنند. اين حركات، حكومت را در وضع نا مناسب قرارمي دهد. گذشته ازين حكومت درسياست هاي چند سال اخيرخود، به جاي ايستادن درمقام اجماع سراسري و كسب اعتبار ملي، عملا درنتيجهء اعمال روش هاي يك گروه تندرو ، خود را در مسير نگرش هاي يك طرفه رها كرده و بي اعتمادي ازگوشه وكناركشور سر بر آورده است، پس چه گونه انتظار دارد كه در منازعه داخلي يك قوم خاص، ديگران حس مشترك داشته باشند و نسبت به نتايج و مسايل جرگه، احساس مالكيت كنند؟

خانم ها و آقايان!

مشكل افغانستان وپاكستان ريشه درسياست هاي غلط و پر از اشتباه حكومات گذشته افغانستان دارد و ستون فقرات اين بحران، خط مرزي ديورند است. شهامت اين راه داشته باشيد كه روي قضيه محوري پا محكم كنيد و اراده سياسي خود را بيازمائيد. جامعه جهاني از شصت سال به اين سو، از ادعا ها و كله شخي هاي بد فرجام حكومت هاي افغانستان در قبال بحران ديورند حمايت نكرده است. فقط اتحاد شوروي سابق بود كه برآتش ادعاي هاي شماري از سرداران حكومتي، نفت مي ريخت تا ديوار مانع براي رسيدن به آب هاي گرم به مرور زمان فروبريزد. اما تجارب بعدي نشان داد كه كشيدن طناب سياست هاي يك طرفه و ناكام در موضوع ادعا هاي ارضي ، پاكستان را در امر تخريب قطعي زيرساخت هاي حيات اجتماعي، اقتصادي ونظامي ،افغانستان مصمم تر و جري تر ساخته است. صاف وساده، طرح هاي جالب توجه را مطرح كنيد؛ امتياز بدهيد و امتياز بگيريد. با تعارفات ساخته گي و پند واندرز هاي بي فايده به نام برادري ، هم ديني و .... وقت را هدر ندهيد. بدون شك طرح اين گونه نظرات، كام بسياري از افغان ها را تلخ مي كند؛ اما واقعيت ها، سخت بي رحم و در عين حال بي تعصب اند؛ هركسي كه سر خود را با واقعيت ها مي جنگاند، فقط مغز خود را پاشان مي كند.

تا كنون بخش عمده يي ازجولان گري هاي تروريزم به مشكل ديورند وابسته است. علاوه برآن، پاكستان با انصراف دادن رهبران مذهبي صوبه سرحد و بزرگان وزيرستان از اشتراك درجرگه كابل، ضربهء اساسي را به سيستم خيال پردازي هاي قشر كهنه گراي حكومت وارد آورد و امتناع جنرال مشرف از سفر به كابل در روز هاي نخست جرگه نيز، اين ضربه را كامل كرد. آيا خواست راهبردي پاكستان در محور افغانستان كه علي رغم چالش ها و فشار ها از سوي غرب به خصوص امريكا تغيير نكرده است، در يك جرگه محلي متحول خواهد شد؟ آيا آقاي وركزي والي بلوچستان كه خود درين جرگه حضور داشت، همان كسي نيست كه ازجنگ طالبان تحت نام قيام ملي پشتون ها بر ضد امريكايي ها و حكومت آقاي كرزي سخن مي گويد؟ وي همان كسي نيست كه به سازمان ناتو توصيه مي كرد كه لازم نيست بيش ازين خون سربازان خود را در ميدان افغانستان بريزد وبهتراست تسليم واقعيت طالبان شود و با آنان معامله كند؟

براي حكومت افغانستان لازم است تا درگام نخست، وضع داخليش را سروسامان بدهد و سپس به مسايل خارج از افغانستان توجه كند. براي حصول اجماع در مسايل منطقه اي، لازم است در سياست هاي داخلي ، شيوه هاي سركوب واختناق، توطئه وكنار زدن ديگران و تسليم شدن به عقده هاي گذشته را كنار بگذارد.

خانه از پاي بست ويران است

اما خواجه درخيال ساخت ايوان است.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

24 دیدگاه
فرزاد

ما از لوی افغانستان نمی گذریم

جناب اقای کامران میر هزار امیدوارم که این بار نظر این حقیر توسط نگارنده شما سانسور نگردد.شما همیشه اظهار نمودید که کابل پرس? سانسور نمیکند امیدوارم که اینبار سانسور نشود.تشکر

اکبربیگ

كوه ، موش زاييد

آقای فرزاد !
چکنیم که باباهایت ننگ وناموسش را یک قرن پش برای ابد فروخته است و فغانستان کچکترازآنست که ناموس فروخته اشرابازور پس بگیرد ویاآنرا جبران نماید واین لکه ای ننگی ناموس فروشی پشتونها برای ابد سبت تاریخ جهان باقی خواهد ماند .
درضمن وطن فروشی خصلت دایمی پشتونهاست . قتل عام ملتهای غیرافغان برده فروشی پنج پیسه ای تخریب مدنیت هنر وفرهنگ وصدها جرم وجنایت دگرو........

علی بامیانی

كوه ، موش زاييد

فریبا جان!

تو را به کلمه قسم در مورد مامون جان بی انصافی نکرده اید؟ آخر در کتاب ها آمده است که میزان سواد در افغانستان 10% است !!! حال با یان میزان سواد اگر آدمی مثل مامون نداف شود، به نظر شما 29 ملیون افغان دیگر چه کار کند؟ در گزارش گاردین در زمان انتخابات عکس افغانی را چاپ کرده بودند که موقع رای دادن نمی دانست قلم را چگونه در دستش بگیرد چون در عمرش این کار را نکرده بود. آیا حکم شما نوعی بی احترامی به دانش و قلم نیست؟ ممکن ما با نظر کسی مخالف باشیم اما من در هیچ کجا این چنین دستور جنگلی را که شما صادر کرده اید در مورد یک نویسنده ندیده ام. قلم را بگیر و شجاعانه درست نبودن نظرات مامون را با استدلال و منطق محکم اثبات کن. از زمین و آسمان بنویس و ما را در روشنایی دانش بی کرانت از گمراهی به در آر. اما نه به پیشه ای ندافی طعنه بزن و به ندافان فخر بی ارزش بفروش و نه به یک نویسنده زخم زبان ز خ م زبان بزن. قربانت

فرزاد

كوه ، موش زاييد

برادر جناب اقای احمدی!انچه عرض کردی این حقیر قبول وبه ان عقیده دارم وخدای نخواسته قصدم قوم پرستی وتفرقه اندازی نیست واز نفاق وتفرقه بیزارم وبه اهالی شریف مملکتم بی حرمتی وبی ادبی نمیکنم فقط چون مقاله اقای مامون زننده وتو هین به جرگه که یک رسم عنعنوی افغانهاست مرا وادار به جواب ایشان کرد وگرنه من یک افغان هستم وعزت تمام افغانها برایم عزیز ومحترم است.واز جنابعالی هم به خاطر این راهنمایی دلسوزانه ووطن پرست متشکرم وامیدوارم همیشه تمام افغانها بینش وسیعی مانند شما داشته باشند.ممنون وتشکر

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 24 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس