ظرف چند ماه اخير، طول و عرض تبليغات براي برگزاري جرگه امن منطقه يي از جانب افغانستان ، بس پر پهنا بود. اما درمحافل رسمي و رسانه هاي پاكستان ازهمان ابتدا يك بحث خارج از درجه بود. بدين ترتيب از همان مرحله نخست ، فهميدن اين كه اين نوع تلاش ها، هيچ چيزي را نمي تواند از جايش بي جا كند، چندان دشوار نبود. هدف حكومت مثل حكومات گذشته اين بود كه اين مسأله را رنگ ولعاب جهاني بدهد، اما آن چه از سوي خود نماينده گان حكومتي شامل درجرگه با وضاحت عنوان شد اين بود كه معضل سياسي دو كشور، فقط معضل پشتون هاست كه بايد در خانه خود شان حل شود!
همين جا بود كه به قول ويليام شكسپير، " كوه موش زائيد."
همان طوري كه پيش بيني مي شد، جرگه منطقه اي دركابل، بعد از آن كه از مرحلهء تعارف و تشريفات روز اول عبور كرد، پيچيده گي هاي ماهيتي آن آشكار گشت و تمايلات خفته يي كه همانند نهنگي در سينهء بسياري از نماينده گان دو طرف مي تپيد، در گفتار آنان بازتاب يافت. نتيجهء جرگه كابل در بهترين حالت، با كلمات كلي و مبهم منعكس شد و گره هاي اصلي و استراتيژيك مشكلات ، بي آن كه كشاده شوند، به جرگه بعدي درپاكستان محول خواهند شد. مشكل ميان افغانستان و پاكستان يك معضل استراتيژيك است و حل معضل استراتيژيك از دائرهء صلاحيت هفت صد نفري كه از هر دو كشور بر بناي مصلحت و التزام سياسي برگزيده شده اند، خارج است.
جانب پاكستان مترصد است كه طرف افغانستان آيا هنوز هم بر ادعاي ارضي گذشته بر قلمرو "صوبه سرحد" آن كشور پافشاري دارد وياخير؟ از طرز گفتار شماري از اعضاي افغاني جرگه معلوم گشت كه افغانستان در ديد قديمي خويش نسبت به پاكستان هيچ تغييري نياورده و پاكستان نيز بر حسب رعايت ظواهر و تشريفات،خاموشي رندانه يي را در پيش گرفته است و حداقل در روز هاي برگزاري جرگه به اين نتيجه رسيده اند كه ، نشانه هاي خوشي در خصوص اراده افغانستان براي انصراف از دعاوي قديمي بر سر خط سرحدي ديورند مشاهده نخواهد شد. نماينده گان دو طرف قصدًا بر روي زخم اصلي بحران سياسي ميان دو كشور انگشت نمي گذارند اما از فحواي سخنان شان به طور تلويحي فهميده مي شود كه بر حقانيت مواضع شان همچنان محكم ايستاده اند.
جنرال پرويز مشرف رئيس جمهور پاكستان در روز هاي اول برگزاري جرگه، از سفر به كابل خود داري كرد تا نشان دهد كه رويكرد براي حل مساله از طريق راه اندازي جرگهء قبايل ، آن طوري كه براي افغان ها مهم است، در نگرش سياسي پاكستان جايگاه مهمي ندارد. تفسير اين اقدام آن است كه بحران بزرگ سياسي و ريشه دار ميان دو طرف، اگر تا كنون در سطح دولت ها حل نشده است، با تشكيل جرگه هاي نوع قديم چه گونه حل خواهد شد؟
اين نخستين ضربه بر اعتبار جرگه كابل بود كه بعداً ظاهراً با حضور مشرف در جرگه از درد آن كاسته شد. اما دومين ضربه در روز دوم جلسه از سوي نماينده گان افغان بر موقعيت لرزان جرگه وارد آمد. برخي از نماينده گان طوري با مساله برخورد كردند كه گويا اين يك دعواي خصوصي ميان"پشتون" هاي منطقه است.تقويت برخوردهاي محلي و چهارچوب پردازي تك قومي درين مجلس، در نفس خود سبب شد كه حس يك پارچه گي ميان اشتراك كننده گان ازاقوام مختلف افغانستان مخدوش شود. اين طرز برخورد حداقل در سخنان حضرت صبغت الله مجددي و بانو شكريه باركزي با برجسته گي خاصي مطرح شد كه اين بحران، نه يك بحران سياسي دراز مدت ميان افغانستان و پاكستان بل، " دپشتنو كور مشكل دي چه بايد د پشتنو له خوا حل شي." حالا كه اين طور است، نام "حل منطقه يي " را چرا بر سر لوحهء تبليغات اين جرگه قرار داده اند؟ اگر اين بحران، مشكل ميان پشتون هاست، ديگر واقعاً لازم نيست كه رهبران پنجابي هاي پاكستان نيزدرين همايش دعوت مي شدند واز آنان در حل قضيه طلب استمداد مي گشت . البته پاكستان به خوبي آگاه است كه معضل كنوني كه هماره سكهء آن به نام كل افغانستان ضرب زده شده است، مشكل تمام ساكنان كشور نيست. هرچند در اظهارات علني خويش تا كنون از گفتن صريح اين نكته احتراز جسته اند اما نسبت به هر كشور ديگرخارجي ، از آب وهواي سياسي در داخل افغانستان به خوبي وقوف دارند. اظهارات حضرت مجددي و بانو باركزي تحت تأثير يك حالت احساسي نا خود آگاه انجام گرفت كه با پاليسي رسمي حكومت افغانستان هم آهنگي ندارد. حضرت صبغت الله مجددي و بانو باركزي ابتدا بايد به اين سوال نزد خويش پاسخ دهند كه دقيقاً از چه كساني نماينده گي مي كنند. بانو باركزي بايد به ياد بياورد كه توسط رأي چه كساني به پارلمان راه يافته است؟ آيا اين لغزش ها اثبات كننده اين نكته نيست كه بانو باركزي ها درنتيجه فرمايش و لست هاي قبلا غربال شده، بركرسي پارلمان نشسته اند؟
اگر اين بحران پيچيده ، چيزي از جنس شكر رنجي ها و غلط فهمي هاي خودي ميان يك قوم است، حضور ديگران درين جرگه براي چيست؟ برخي ازنماينده گان با اين گونه بازي هاي شخصي، قومي تحت تأثير جو خاص و كاذبانه جرگه، به اين گونه بازي ها چنگ مي اندازند و بيهوده خيال مي كنند كه ديگران نيز مثل آن ها به قضيه نگاه مي كنند. اين حركات، حكومت را در وضع نا مناسب قرارمي دهد. گذشته ازين حكومت درسياست هاي چند سال اخيرخود، به جاي ايستادن درمقام اجماع سراسري و كسب اعتبار ملي، عملا درنتيجهء اعمال روش هاي يك گروه تندرو ، خود را در مسير نگرش هاي يك طرفه رها كرده و بي اعتمادي ازگوشه وكناركشور سر بر آورده است، پس چه گونه انتظار دارد كه در منازعه داخلي يك قوم خاص، ديگران حس مشترك داشته باشند و نسبت به نتايج و مسايل جرگه، احساس مالكيت كنند؟
خانم ها و آقايان!
مشكل افغانستان وپاكستان ريشه درسياست هاي غلط و پر از اشتباه حكومات گذشته افغانستان دارد و ستون فقرات اين بحران، خط مرزي ديورند است. شهامت اين راه داشته باشيد كه روي قضيه محوري پا محكم كنيد و اراده سياسي خود را بيازمائيد. جامعه جهاني از شصت سال به اين سو، از ادعا ها و كله شخي هاي بد فرجام حكومت هاي افغانستان در قبال بحران ديورند حمايت نكرده است. فقط اتحاد شوروي سابق بود كه برآتش ادعاي هاي شماري از سرداران حكومتي، نفت مي ريخت تا ديوار مانع براي رسيدن به آب هاي گرم به مرور زمان فروبريزد. اما تجارب بعدي نشان داد كه كشيدن طناب سياست هاي يك طرفه و ناكام در موضوع ادعا هاي ارضي ، پاكستان را در امر تخريب قطعي زيرساخت هاي حيات اجتماعي، اقتصادي ونظامي ،افغانستان مصمم تر و جري تر ساخته است. صاف وساده، طرح هاي جالب توجه را مطرح كنيد؛ امتياز بدهيد و امتياز بگيريد. با تعارفات ساخته گي و پند واندرز هاي بي فايده به نام برادري ، هم ديني و .... وقت را هدر ندهيد. بدون شك طرح اين گونه نظرات، كام بسياري از افغان ها را تلخ مي كند؛ اما واقعيت ها، سخت بي رحم و در عين حال بي تعصب اند؛ هركسي كه سر خود را با واقعيت ها مي جنگاند، فقط مغز خود را پاشان مي كند.
تا كنون بخش عمده يي ازجولان گري هاي تروريزم به مشكل ديورند وابسته است. علاوه برآن، پاكستان با انصراف دادن رهبران مذهبي صوبه سرحد و بزرگان وزيرستان از اشتراك درجرگه كابل، ضربهء اساسي را به سيستم خيال پردازي هاي قشر كهنه گراي حكومت وارد آورد و امتناع جنرال مشرف از سفر به كابل در روز هاي نخست جرگه نيز، اين ضربه را كامل كرد. آيا خواست راهبردي پاكستان در محور افغانستان كه علي رغم چالش ها و فشار ها از سوي غرب به خصوص امريكا تغيير نكرده است، در يك جرگه محلي متحول خواهد شد؟ آيا آقاي وركزي والي بلوچستان كه خود درين جرگه حضور داشت، همان كسي نيست كه ازجنگ طالبان تحت نام قيام ملي پشتون ها بر ضد امريكايي ها و حكومت آقاي كرزي سخن مي گويد؟ وي همان كسي نيست كه به سازمان ناتو توصيه مي كرد كه لازم نيست بيش ازين خون سربازان خود را در ميدان افغانستان بريزد وبهتراست تسليم واقعيت طالبان شود و با آنان معامله كند؟
براي حكومت افغانستان لازم است تا درگام نخست، وضع داخليش را سروسامان بدهد و سپس به مسايل خارج از افغانستان توجه كند. براي حصول اجماع در مسايل منطقه اي، لازم است در سياست هاي داخلي ، شيوه هاي سركوب واختناق، توطئه وكنار زدن ديگران و تسليم شدن به عقده هاي گذشته را كنار بگذارد.
خانه از پاي بست ويران است
اما خواجه درخيال ساخت ايوان است.
نظرات
24 دیدگاهكوه ، مامون زاييد
مامون جان! یک نصحیت دلسوزانه مرا بشنو و نویسندگی را ول کن بخاطریکه برایت نمی آید. با گرفتن نام شکسپیر و ولتر و... نه خود را کلان نشان بده و نه مضمونت را سنگین نشان بده. چیزهاییکه نوشته میکنی فقط خوش خودت میآید. از نظر من تو نداف باشی بهتر است تا نویسندگی
آزادی بیان به شرط چاقو!
در چنین شرایط و با شعار واحد و آرمانی آزادی بیان و آزادی رسانه ها و برخورد دوگانه و فضای حاکم ( یک بام و دو هوا ) چگونه میشود که یک رسانه مستقلانه کار کند و رسالت اش را در مقابل مردم و کشور به صورت مطلوب ایفا کند؟ پیام دولت در زمینه خیلی روشن است که پذیرای رسانه ی انتقادگرا نیست حالا این پیام چه از سوی وزارت فرهنگ که در صدر آن آقای خرم است و چه از ناحیه ی امنیت ملی باشد٬در نهایت رسانه های را تأیید میکنند که دولت و دولتچیان را تأیید کنند.
(متن کامل این مطلب را در ویبلاگ کنکاش بخوانید)
كوه ، مامون زاييد
فریبا جان!
راست گفتی. مامون چیزی نمیداند. لطف نموده یک مضمون درست تر و تحلیل جامع تر خودت نوشته کو، یا کدام مضمون جامع تر و بهتر ار نوشتهء مامون ارائه کن و ما را از شر او رهایی ده!!!
كوه ، مامون زاييد
جناب اقاي مير هزار سلام !
شما در اغاز هر پيام و يا نظر رسيده به شما، ساعت ورود انرا هم درج ميکنيد تا نظرات به ترتيب نوبت نشر شوند.فکر ميکنم اوقات درج شده اوقات محلي افغانستان است.بنا تقاضاي من اينست که يا به سيستم غرب از اوقات رسيدن پيام تذکر بعمل اريد و يا به سيستم مروج افغانستان.در صورتيکه به سيستم مروج داخل افغانستان از سا عت ورود پيام به شما، تذکر بعمل مي اريد لطفا در کنار ان از قبل و يا بعد از ظهر و يا AM وPM هم ذکر کنيد.طور مثال من همين امروز حدود ساعت يک و سي به شما پيام فرستادم و شما در مقابل ان چهار و يک دقيقه نوشته ايد که به ګمانم وقت داخل افغاننستان است.يعني چهار و يک بعد از ظهر.اما در بالا در اغاز پيام يک دوست ديګر ساع بيست و سه و٠٠٠ دقيقه ذکر کرده ايد که به معني يازده و ٠٠٠ دقيقه شب را نشان ميدهد.لطفا خواهش ميکنم هماهنګي را در زمينه رعايت کنيد.تشکر
كوه ، مامون زاييد
خانم فریبا سلام.
نوشته آقای مامون را بسیاری از نویسندگان تایید کرده اند و ایشان یکی از موفق ترین و کار فهم ترین خبرنگاران افغان به حساب میایید.من نمی دانم که شما چطور به خود اجازه میدهید که به شخص توهین کنید و یک زورنالیست با تجربه را مانند آقای مامون نداف خطاب کنید.
كوه ، مامون زاييد
بانو فریبا!
همیش کوشش کن که به کسی توهین نکنی دوستم اگر لیاقت حرف زدن و استدلال ، تحلیل و تجزیه مسائل را نداری پس خاموش باش و توهین به کسی نکن توهین کردن ضعف و بی دانشی ات را نشان میدهد تا جای که من میدانم از نوشتن متنت "خود دلیل نداف بودن خویشتنی".اگر مخالف نظر آقای مامون عزیز هستی پس بنویس و با کلمات خوب و زیبا مخالفت نظر خود را اظهار کن تا اینکه برای یک شخص نویسینده بزرگ مثل آقا مامون را توهین کنی این انسانیت شمرده نمیشود.
كوه ، موش زاييد
ها هاها
شکسيير
کشتيم از خنده
مامون و شکسپير
حالا دنيا سرچپه شده — موش کوه ميزايد
كوه ، موش زاييد
آقای خنده روی اول که توره چی به این سایت جای تو و امثال تو خنده بازار است. دوم اینکه دنیا را تو واری احمق ها سرچپه می بیند و این را موش کوه میزاید و تو آنرا قبول داری هیچ گلهً نیست چون از نوشته هایت هویداست که تو چطور یک انسان استی. ما هوشیار ها خو اینرا قبول نداریم، شما ره دلتان.....
كوه ، موش زاييد
به نظر من بايد از اين منفی بافی ها جلوگيری نموده و بجای دامن زدن به نفاق ملی همه متحدانه به وفاق ملی انديشيد. حال ديگر زمان تخريب های يکديگر گذشته . بايد با مشت محکم و آهنين انحاد افغانی برروی همه دشمنان وطن کوبيد.
جرگه امن همينقدر به جهانيان فهماند که ديگر افغانها دوست و دشمن خود را شناخته و برای پاکستانی ها اجازه مداخله بيشتر را نخواهد داد و برماست تا ازين چانس طلايی استفاده نموده و چشم دشمنان را کور سازيم اما به شرط اينکه متحد باشيم.
سعيد
كوه ، موش زاييد
مامون جان افرين به شرف و تربيه خانواده گی ات!
درجرگه امن تعداد زيادی از زعمای ملی کشور و شخصيت های برجسته شرکت کرده بودند که شايدت خودترا نوکر خود هم نگيرند اما تو به جرگه و نشست بزرگان توهين ميکنی! معلوم است که نصف عمرت را درکوچه گذرانده ای و اخلاق لازم نداری!
بلی به نظر شما اتحاد شمال ميکردند ديورند را برسميت ميشناختند که دل شما يخ ميکرد!
خود را کوشش مکن منفور جامعه بسازی برادر.
كوه ، موش زاييد
آقای بی نام
اینهایی که برای شما زعیم ملی استند برای خیلی پشیزی ارزش ندارند. کسی که سواد نداشته باشد و لباس پوشیدن منظم و سر و صورت اصلاح کردن را نداند چه ارزشی دارد. به تعدادی نخبه در این جرگه توهین نشود اما اکثریت شان دهاتی های از خدا و دنیا بی خبر بودند که اصلا فهم دنیای امروز برای شان به مریخ رفتن است. بیچاره ما که اینها آمده اند تا کشور را از بحران بیرون بکشند.
كوه ، موش زاييد
بارک الله!
حق مطلب را آقای مامون به خوبی ادا کرده است. سخن راست
كوه ، موش زاييد
دوست گرامي افغان جناب آقاي رزاق مامون با سلام
از خواندن مطلب شما متاثر شدم. دعواهاي درون قومي هميشه خطرناكند مخصوصا وقتي پاي تماميت ارضي مملكت در ميان باشد. اميدوارم و مطمئنم كه تمامي برادران افغان من به خوبي اين مساله را درك ميكنند و همه با هم سعي در حل اين مشكلات ميكنند تا مبادا كشورشان به دام تجزيه بيفتد. به هر حال چه پشتونها، چه هزارهها و چه ساير مردم افغانستان همگي بايد به ياد داشته باشند كه پيش از هر چيز افغاني هستند و بايد به مليت خود افتخار كنند. كلامي از گاندي رهبر بزرگ هند را شنيدهام كه ميگويند در اكثر نقاط هند به صورت يك شعار نصب كردهاند كه به نظر من ميتواند سرلوحهاي براي تمامي مردم مشرق باشد و آن كلام اين است: اگر مسلمان هستي، اگر هندو هستي، اگر بودايي هستي به ياد داشته باش قبل از هر چيز يك هندي هستي.
كوه ، موش زاييد
والله این ملک خو اینمیتو است جرگه هایش یا موش میزاید یا بابا
كوه ، موش زاييد
سلام به شما آقا مامون!
آریایی عزیزم واقعآ به تو افتخار میکنم و به مضمون نویسی ات افتخار میکنم ادامه بدهید و گوش به حرفهای این اشخاص مضحک ندهید این ها زیادتر کسانی هستند که در آن طرف اوفیانوس ها سال ها را با مغز های منجمد گذاشتانده اند اصلآ این اشخاص حق حرف زدن در باره خراسان زمین را از دست داده اند.با اضافه من به یک دوست ما که در باره تجزیه افغانستان سخن گفته است میگویم که برادر از آن دندان که درد داشته باشد و باعث اذیت شود کشیدن اش بهتر است. با احترام
كوه ، موش زاييد
مشکل افغانستان و پاکستان تنها مشکل یک قوم (پشتون ها ) نیست بلکه مشکل منطقه است و کسانی که درین جرگه از ادرس یک قوم صحبت میکردند اصلا مفهوم جرگه را درک نکرده اند قدامت تاریخی جرگه ها در افغانستان مربوط به یک قوم نیست بلکه تمام ساکنین این کشور همیشه در جرگه ها اشتراک نموده و مشکلات خودر حل کرده اند. پس این جرگه نیز بخاطر حل مشکلات دو کشور دایر گردیده نه از یک قوم (لر او بر پشتون) ولی باید حالا انتظار کشید که دولت های دو کشور بعد از جرگه چی خواهند کرد
و یک مساله را باید یاد اور شوم که مشکلات پاکستان با افغانستان بالا تر از ان است که مردم فکر میکنند یعنی تنها مساله دیورند برای پاکستان یک هدف مهم نیست
در باره سیاست پاکستان در مقابل افغانستان بحث بزرگ میخواهد که نمیتوان در ینجا در مورد ان بحث نمود
كوه ، موش زاييد
توهین به آرای مردم افغانستان عادت شماست آقای مامون ما چه گفته میتوانیم .
جاویدان باد راه آزادی خواهان افغانستان
ما از لوی افغانستان نمی گذریم
بنده چند روز قبل درسایت خبری BBC مصاحبه اقای مولوی وکیل احمد متوکل وزیرامور خارجه(زمان امارت اسلامی افغانستان )راشنیدم که در باره جرگه امن منطقوی صحبت میکردند در جواب یکی سوالهای خبرنگار گفت لازم است که ما ابتدا در داخل افغانستان یک جرگه داشته باشیم ومشکلات داخلی افغانستان را حل کنیم بعد با طرف مقابل خط دیورند مباحثه وجرگه نماییم.ایشان گفتند تا زمانیکه مخالفت داخلی حل نشود وبا مجاهدین امارت اسلامی وحزب اسلامی ومخالفین دیگر صحبت وصلح صورت نگیرد این جرگه هیچ نتیجه ی نخواهد داشت.وقتی خوب فکر کردم به این نتیجه رسیدم که حق با اقای متوکل است تا زمانیکه با طالبان وحزب اسلامی اقای حکمتیار به مصالحه نرسند ونیروهای اشغالگر از افغانستان بیرون نروند اینگونه جرگه ها هیچ سودی برای برقراری امنیت در منطقه ندارد وواقعیت مخالفت طالبان وحزب اسلامی ومخالفین دیگر ضد اشغالگری ارام نخواهند شد.((وامامساله دیورند اقای رزاق مامون > ما خط دیورند را اصلآ به رسمیت نمیشناسیم وانرا باهیچ چیزی عوض نمیکنیم وهیچ امتیازی برای ما بالاتر از الحاق سرزمینهای پشتونستان(لوی افغانستان) شرین تر نیست واگر این کار به قیمت خون تمام افغانها هم صورت بگیرد باز هم ما دست بردار نیستیم.(خاک وسرزمین ما(لوی افغانستان)مانند ننگ وناموس ماست انرا فقط باخون خود معامله میکنیم وبس )اقای رزاق مامون مورد دیگری برای امتیاز گیری از پاکستان پیداکنید این یکی امکان پذیر نیست )).
ما از لوی افغانستان نمی گذریم
آقای فرزاد !
چکنیم که باباهایت ننگ وناموسش را یک قرن پش برای ابد فروخته است و فغانستان کچکترازآنست که ناموس فروخته اشرابازور پس بگیرد ویاآنرا جبران نماید واین لکه ای ننگی ناموس فروشی پشتونها برای ابد سبت تاریخ جهان باقی خواهد ماند .
درضمن وطن فروشی خصلت دایمی پشتونهاست . قتل عام ملتهای غیرافغان برده فروشی پنج پیسه ای تخریب مدنیت هنر وفرهنگ وصدها جرم وجنایت دگرو........
ما از لوی افغانستان نمی گذریم
جناب آقای فرزاد!
شما همه چیز را از نظر خود که یک پشتون هستید لطفآ نبینید شما باید روی مسائل ملی فکر کنید که چه چیزی میتواند این کشور آریایی را آرام کند برادر از آن طرف مرز که خودت دفاع میکنی آنها هیچ علاقه مندی به این خاک و دیار ندارند حتی شما که یک پشتون هستید که آنها را دوست فکر میکنید اینطور نیست اولین دشمن خود شما که پشتون هستید همان پشتونهای آن طرف مرز است شما لطفآ یک بار توجه کنید که در افغانستان همه تروریست های که دستگیر میشوند همه پشتون هستند و این را خود شان هر هفته و هر روز در تلویوزیون ها به زبان خود شان اقرار میکنند که شما هم اینرا تکذیب کرده نمیتوانید پس چرا دشمن خود را نمی شناسید و به چشم سفیدی از روی مسائل قومی نه منافع ملی فکر میکنید و میگویید که ما با خون خود معامله میکنیم دوست عزیز همان طور که قبلآ گفتم از آن دندان که درد داشته باشد و باعث اذیت شود کشیدن اش بهتر خواهد بود بیا دوست عزیز که کمی با حقیقت خود را رو برو بسازیم و از دایره قوم و قوم پرستی خودرا بیرون کشیم برادر عزیز من اینجا سوال امتیاز و امتیاز طلبی مطرح بحث نیست که شما برای آقا مامون ذکر کرده اید برادر این مسئله ملی من و تو است لطفآ مسائل قومی را دامن نزن من تو باهم برادریم، نه من و نه تو هیچ وقت حاظر به کشتن همدیگر نبودیم نیستیم و نخواهیم بود اما پشتونها آن طرف مرز هیج علاقه مندی به من و تو و وطن من و تو ندارند آخر برادر خودت چشم داری گوش داری خودت به چشم های خود می بینی که هر روز تروریست ها از آن طرف میایند و خواهر، برادر ، مادر و پدر من و تو را قتل میکنند خانه من و ترا تخریب میکنند آخر این انصاف است که تو داری برادر که دفاع میکنی؟؟ امیدوار هستم که مسائل را درک کرده باشی!!