رفتن به محتوای اصلی
قتل عام در مزار شریف

قتل عام در مزار شریف

گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اشاره: پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. کابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یادآوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر می کند.


7.2 قتل عام در مزار شريف

در 8 آگست 1998، نيروهاي طالبان وارد شهر مزار شريف شدند. در هفته بعدي، نظاميان طالب دست كم 2000 نفر را كشتند كه بيشتر آنها غير نظامي بودند. گزارش ذيل از راپور ديده بان حقوق بشر اخذ شده است. گزارش بنام قتل عام در مزارشريف بر پايه تحقيقات ديده بان حقوق بشر در اكتبر 1998 مي باشد.

قبل از حمله به مزار، طبق گزارش پشتون هاي بلخ وابسته به حزب اسلامي تغيير موضع داده و به طالبان اجازه ورود به شهر را دادند. با داشتن تجربه سال گذشته همراه ملك (به فصل گذشته مراجعه كنيد)، طالبان وارد مزار نشدند تا اينكه نيروهاي حزب اسلامي خطوط اول جبهه قرار گاه وحدت را احاطه كردند كه اصولاً تشكيل شده بود از جنگجويان باميان در قلعه زيني تخت پل كه يك منطقه وسيع محصور شده در شمال شرق مزار در جاده شهر بلخ بود. نيروهاي حزب اسلامي به تعداد 1500 تا 3000 جنگجوي وحدت را به دام انداخته كه بعداً با پيشروي طالبان به محاصره افتاده و نتوانستند بگريزند. بيشتر مبارزان وحدت در قلعه زيني درهمان محل كشته شدند. حدود 700 تن توانستند از كمين فرار كرده و به سمت حيرتان حركت كنند اما چون پياده بودند، بيشترشان توسط نيروهاي طالب كه در بيابان با موترهاي پيكاب عبور مي كردند، كشته شدند. غير ممكن است كه تعداد كشته شده ها در جنگ و تعداد دستگير شده هايي كه بعداً توسط نيروهاي طالب به قتل رسيده، گفته شود.

طبق گفته يك شاهد، نيروهاي طالبان به دامنه هاي غربي مزار شريف در ساعت 9:30 صبح به تاريخ 8 آگست وارد شدند. باشندگان گزارش داده اند كه از اوايل صبح از سمت غرب صداي فير را مي شنيده اند. تعدادي بيان داشتند كه آنها تصور مي كردند كه جنگ بين احزاب مختلف جبهه متحد در گرفته و نمي دانستند كه طالبان به شهر رسيده اند تا اينكه آنها مشخصاتش كه عبارت بود از لنگي هاي سياه و بيرق هاي سفيد را ديدند. همچنين شاهدان گزارش داده اند كه در تاريخ 5 يا 6 آگست دفاتر جمعيت توسط لشكريان خودشان غارت شد كه مشتاق بودند هر چيز باارزش را قبل از اينكه ديگران بگيرند، خود بردارند. تعدادي از خانواده هاي هزاره چندين روز قبل از حمله طالبان شروع به ترك شهر نمودند و طبق گزارش مبارزان وحدت 76 مرد پشتون از چهارك را توقيف كردند كه اين افراد با پيشروي نيروهاي طالبان آزاد شدند.

چون طالبان با پشتون هاي بلخ كه نسبت به منطقه آگاهي داشتند همراه بودند، طالبان توانستند كه تاسيسات مهم را در محدوده شهر بسيار سريع شناسايي و تسخير كنند. يك قطعه كه طبق گزارش شامل اعضاي پاكستاني از يك سازمان سني راديكال بنام سپاه صحابه بودند، وارد كنسولگري ايران در مزار شده و هشت ديپلمات و افسر اطلاعاتي و يك ژورناليست را به قتل رساندند. نظاميان وحدت داخل مزار از يك مسير شهر را ترك كردند در حاليكه به طور وحشيانه به نيروهاي طالبان در حال پيشروي و هر چيز ديگر "براي اينكه از احزاب ديگر مي ترسيدند" در مزار فير كردند. نيروهاي طالبان آنان را تعقيب كرده و طبق گفته يك شاهد به هر چيزي كه حركت مي كرد، فير مي كردند. قوماندان وحدت، محمد محقق و ديگر رهبران بلند پايه با هليكوپتر منطقه را تخليه كرده بودند.

طبق گزارش ديده بان حقوق بشر، در اولين ساعات به دست گرفتن كنترل شهر، نيروهاي طالبان شمار نامعلومي از غير نظاميان را در حملات نا مشخص به قتل رساندند. آنها به غير نظاميان و افراد مشكوك نظامي در مناطق مسكوني، خيابان هاي شهر و بازارها فير نمودند. شاهدان از آن به عنوان كشتار ديوانگي ياد كرده اند. گزارشات ذيل از گزارش ديده بان حقوق بشر اخذ گرديده است. يك شاهد زن كه از منطقه بازار در راه خانه اش بوده، ديده است كه در ميان كشته شدگان يك بچه كه در كراچي نان مي فروخته، يك زن كه در راه رفتن به يك اجتماع بوده و يك مرد كه گندم را آسياب مي كرد، بوده است. تعداد زيادي تاجران در بازار طبق گزارش كشته شده اند زمانيكه طالبان به سرك ها حركت كرده و بدون مقصد فير مي كردند. در برخي موارد، طالبان از ماشين داري كه بر روي جيپ ها بود، به طور مكرر در سرك ها فير مي كردند. يك شاهد كه از بام يك دوكان مشاهده كرده، صحنه هراس انگيز را در شهر چنين توصيف كرده است:

"من از بام مي توانستم ببينم كه دود از سمت غرب مي آيد. از دوكانم خارج شدم و به ساحه مشتري ها رفتم كه از آنجا توانستم فرار مردم را از سمت غرب ببينم. هرج و مرج و آشفتگي در منطقه بود. مردم مي دويدند و توسط موترهايي كه سعي در ترك منطقه داشتند، برخورد مي كردند. دكان هاي بازار واژگون شده بود. من يك مرد را شنيدم كه مي گفت: که مرمي ها مثل ژاله میباریدند. من به خانه رفتم و از پنجره ها مي توانستم كه فريادها را بشنوم و بيرق هاي سفيد را بالاي موترها ببينم."

يك زن از كشته شدن پسر سيزده ساله اش چنين شرح داده است:

"پسرم در يك كارگاه قالين كار مي كرد و در روز اول نزديك روضه مبارك (حرم در مركز مزار) تيرباران شد. تعدادي از مردم آمدند و به من گفتند كه وي به شفاخانه برده شده است. آنها گفتند كه وي قبل از مرگش مي گفت: "ما از كابل به مزار آمديم تا زنده بمانيم و اكنون من مي ميرم. چه كسي سرپرستي خانواده را خواهد كرد؟" من حتي پسرم را نديدم. من نمي خواستم كه به خاطر وي منطقه را ترك كنم، اما ما مجبور به ترك منطقه بوديم."

در روزهاي بعدي، نيروهاي طالبان يك تلاشي منظم و سيستماتيك براي يافتن مردها از قوم هزاره، تاجيك و ازبك در شهر انجام دادند. به ويژه هزاره ها مورد هدف بودند، بخشي به خاطر داشتن مذهب شيعه و بخشي به خاطر انتقام: چون مقاومت در برابر طالبان در مي 1997 در قسمتهاي هزاره نشين شهر شروع شده بود. در جريان تلاشي خانه به خانه، گزارش ها نشان مي دهد كه صدها مرد و كودك هزاره به قتل رسيده اند ظاهراً به خاطر مطمئن شدن از اينكه قادر نباشند تا در مقابل طالبان مقاومتي بكنند. يك شاهد به ديده بان حقوق بشر گفت: "در برخي قضيه ها، افراد مذكر دستگير شده از خانواده ها لت و كوب شده و يا در محل تيرباران مي شدند. گلوي بعضي ها بريده شد." در حاليكه بيشتر كشته شده ها هزاره بودند، شاهدان كشتار مردان تاجيك و ازبك را ديده اند يا مي دانند. يك مرد تاجيك كه در 10 آگست توقيف شده بود، اين گزارش را تهيه نموده است:

"من در كارته بخدي زندگي مي كردم. در روز سوم طالبان سرك ها را محاصره كرده و همه خانه ها را به جستجوي هزاره تلاشي مي كردند. آنها مي پرسيدند: خانه هاي هزاره كجاست؟ فقط يك خانه هزاره نزديك ما بود. چهار مرد جوان هزاره در خانه بودند به شمول يك رفيق كه براي ديد و بازديد آمده بود و يك مرد جوان كه در خانه كار مي كرد. تاجيك ها، ازبك ها، هزاره ها (مردان بزرگسال) در مناطق همجوار نيز دستگير شده بودند. ما همگي به موترهاي باربري انداخته شديم، اما دستان چهار مرد هزاره خيلي محكم بسته شده و به جاي ديگري برده شدند. دو بچه هزاره ديگر در موتر ما بودند. وقتي كه نزديك ساحه بازار رسيديم، موتر متوقف شده و دو بچه هزاره پايين آورده شده و به آنها گفته شد كه به چهار راهي پشت ساحه بازار بروند. يك عسكر طالب آنها را تيله كرده و بعد هردو را به سرهايشان فير كرد. بعداً به من گفته شد كه چهار هزاره ديگر به تكيه خانه مهديه برده شده و در آنجا به قتل رسيدند. همه آنها كارگر بودند و نظامي و جنگجو نبودند. آنها همگي بين 19 تا 20 سال داشتند.
يك دانشجوي طب گواهي داد كه طالبان شفاخانه را نيز براي پيدا كردن هزاره ها تلاشي كردند.

"من دو بچه هزاره را ديدم، يكي در حدود سيزده سال و يكي حدود بيست ساله كه يكي از آنها دستش شكسته بود. طالبان خواستند كه آنها را بيرون ببرند، اما رئيس (شفاخانه) دخالت كرد. اما آنها روز بعد برگشته و بچه ها را بردند."

تقريباً بلافاصله بعد از اينكه طالبان كنترل شهر را گرفتند، والي جديد طالبان بنام ملا منان نيازي خطبه هايي را در تمام مساجد شهر ايراد كرده و تهديد به خشونت عليه هزاره ها به انتقام كشتار زندانيان طالب در سال 1997 نموده و به آنها اخطار داده كه بايد به مذهب سني حنفي روي آورده و يا شهر را ترك كرده و يا با پيامدهاي آن مواجه شوند و هر كسي كه از هزاره ها حمايت كند را تهديد به مجازات كرد. طبق گزارش در يك سخنراني ديگر وي بيان داشت: "هزاره ها مسلمان نيستند. آنها كافر هستند. هزاره ها نيروهاي ما را اينجا كشتند و اكنون ما بايد هزاره ها را بكشيم." طوريكه ديده بان حقوق بشر ذكر كرده، "اين خطابه ها توسط بيشتر مقامات بلندرتبه طالبان در مزار در آن زمان بيان شده و به طور واضح اشاره دارد به اينكه كشتار و ديگر حملات بالاي هزاره ها اعمال نيروهاي طالب برگشته نبوده بلكه تصويب و تاييد مسوولين طالبان را داشته است.

هزاران مرد از اقوام مختلف اولاً در زندان پرازدحام شهر توقيف شده و بعداً به ديگر شهرها به شمول شيبرغان، هرات و قندهار انتقال يافته است. طبق گزارش بيشتر زندانيان در كانتينرهاي موترهاي باربري بزرگ انتقال يافته اند كه گنجايش 100 تا 150 نفر در شرايط بد انساني را داشته كه زندگيشان به مخاطره جدي قرار داشت. در دو نمونه مشهور، وقتي كه موتر به شيبرغان رسيد كه حدود 130 كيلومتر در غرب مزار قرار دارد،تقريباً تمام مردان داخل كانتينر فلزي از شدت گرماي زياد و خفگي مرده بودند. به مانند قضيه زندانيان طالب دستگير شده در سال 1997 – و طبق گفته ملا نيازي به انتقام آن كشتار- ازدحام كردن عمدي اين افراد در موتر اشاره به غفلت محض ندارد بلكه تمايل آنها به شكنجه و كشتن توقيف شدگان را نشان مي دهد.

جنایات گروه طالبان

هسته رهبری طالبان بیست و دو عضو شورایی داشت که عمر رهبرشان بود. طالبان ساختارهای نظامی و مدنی خود را به خوبی گسترش داده بودند و ساختار آشکار کنترل و فرماندهی داشتند./ در حالیکه جنگ برای به دست گیری دیگر مناطق کشور ادامه داشت، طالبان در کابل اداره بسیار ظالمانه برپایه دستگاه استخباراتیش ایجاد کردند. سازمان اصلی توسط قاری احمدالله اداره می شد که خارج دفتر سابق خاد در صدارت عمل می کرد. در اکتبر 1997 رهبر طالبان، ملا عمر، نام دولت اسلامی افغانستان را به امارت اسلامی افغانستان مبدل کرد.

چهار شنبه 24 فوريه 2010


جنایات دیگر شورای نظار، گروه اسلامی حکمتیار، گروه وحدت، اتحاد اسلامی و جنبش اسلامی

کابل سالهای 1992 الی 1996

جمعه 19 فوريه 2010


جنایات گروه وحدت و جنبش اسلامی

دور جدید انتقام گیریها در کابل در سالهای 1992 الی 1995 انجام شد. در مزار شریف، خشونت های فرقه ای بعداً آغاز شده اما زیاد طول کشید تا دوره قتل عام های مهم در سال 1997-1998 و بعد از آن. غیر نظامیان هزاره در میان قربانیان این دوره از خشونت ها بودند. اما قوماندان های جنایتکار حزب وحدت آشکارا در ارتکاب جنایاتها و خشونت ها شرکت داشته و به این اعمال ادامه می دادند.

جمعه 19 فوريه 2010


قتل عام و تجاوز جنسی دسته جمعی در افشار، 10-11 فبروری 1993

وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد.

پنج شنبه 11 فوريه 2010


بمباران کابل و ادامه جنایات جنگی

گرچه راکت باران کابل توسط حزب اسلامی به طور عموم کورکورانه بود، سه دسته هدف که قوماندان های حزب اسلامی علیه آن بمباردمانهای خودشان را رهبری میکردند، وجود داشت. بیشتر این اهداف در داخل و یا اطراف مناطق غیر نظامی موقعیت داشت.

دو شنبه 8 فوريه 2010


جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.

شنبه 6 فوريه 2010


جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله

عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.

جمعه 5 فوريه 2010


جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله

از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.

چهار شنبه 3 فوريه 2010


جنایات حکومت های وابسته به شوروی

نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان

دو شنبه 1 فوريه 2010

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

14 دیدگاه
انجینیر جمعه

قتل عام در مزار شریف

سلام به همه.
انتقاد کردن خوب است اما انتقادپزیری خو ب اتر ازان ادم باید گفتگو نماید بینویسد بیشنود و بخواند خالی از مفاد نیست زیرا هر کس مرتکیب اعمالی میشود که شخص وی از اعمال خود خوب است یا بد راضی میباشد در حالیکه قضاوت کننده ازاد او را بر سی نموده نظر خویش را تحریر میدارد .
یگانه راه حل مشکلات کفتگو بوده گیری ها را میکشاید انچه که بسیاد بد است که ادم در خانه خود نشسته باشد بالای مردم دشنام بد هد خیلی بد است طرف مقابل و خواننده گان گرامی در هر جای دنیا باشد در مورد ان و چگونگی تر بیت ان در چطور یک فامیل بزرگ شده است تحصیل ان و غیر و غیره ابراز عقیده مینمایند.
از همه بهتر انست که در این صفحه که هر کس از هر نوع ازادی بیان برخوردار است به و جه احسن استفاده کرده تا بتواند قناعت دوستان خواننده را فراهم نماید.
ما افغان ها هر چقدر بد هم باشیم دارای کلتور فرهنک دین وطن قبرستان مشترک داریم اگر کسی در اروپا و امریکا و دورترین نقاط دنیا باشد اگر گفته شود افغانها بد است بین خود اتفاق ندارند احترام به همدیگر خود ندارند از همین بی اتفاقی انها بیگانگان استفاده نموده هر چه خواست میکنند به هم ما بر میخورد یک کلمه بسیار مقدس مشترک داریم که او عبارت از وطن است.
خواهش این کوچک همه شما بزرگواران یا ارجمندان اینست که از دشنام دادن خود داری نموده احترام متقابل را را رعایت کنید زیرا در این صفحه شما میتوانید هر چه خواسته باشید بکنید بهتر انست تا شکسته نفس باشید.
به امید یک افغانستان ازاد اباد و مرفه بدون تعصب و کینه .

نادر

قتل عام در مزار شریف

خ . نبیل مزاری
چی گپی شده که اوغان جرمنی ها وارخطا شده اند ؟

دوستان سلام ! قوتهای ضد طالبی دیروز مورخ هشتم جنوری جلسۀ را به گفتۀ اوغان جرمنی ها در برلین دایر نمودند که هدف شان به واهیمه اوغان جرمنی ها فدرالی ساختن اوغانستان ، یعنی تجزیه کردن اوغانستان است . در پیشانی خبر فوری خویش به خط سرخ از وارخطایی زیاد نوشته اند :

(روشنفکران ، میهن پرستان ، وعناصر ملی آگاه افغان ، هوشیار وبیدار باشید که توطئه بزرگی برای تجزیه کشور عزیز ما اوغانستان براه است .)

آقای نویسنده این خبر فوری ، آنقدر شتاب زده و وارخطا این پیام را به دیگر (عناصر ملی آگاه اوغان) رسانیده که هم کامه را در جمله قید نموده و هم واژۀ (و) پیوند دهنده را . فکر می کنم این عنصر ملی آگاه اوغان جرمن موقع نوشتن این خبر عاجل و فوری ، یک دستش به ایزاربندش مصروف بوده و دست دیگرش بالای کیبورد رایانه اش می لرزیده است . این عنصر گویا آگاه ملی اوغان ، پیش ازاینکه کمی بخواند ، بداند و خودرا ملا کند که فدرالی چیست ، دولت پارلمانی چی نوع سیستمی را گویند ، هی داد از تجزیه اوغانستان در صورت فدرالی شدن زده و دیگر عناصر ملی آگاه اوغان را هم زیر پایشان ارزن ریخته و اوپف* نموده که کمی بشورند .

آقایان ملی آگاه اوغان جرمنی ! وقتی نماینده گان بی فرهنگ ترین ، متحجر ترین ، بی ناموس ترین ، آدمکش ترین و وطنفروش ترین گروه تان با انگریزان و امریکائیان در لندن ، جرمنی و قطر سر میز مذاکره بخاطر گرفتن قدرت و پادشاهی بی قید و شرط در اوغانستان می نشینند شما دولک میزنید و طالبان را یگانه قدرتی میدانید که ظهور شان را بخاطر جلوگیری اوغانستان از تجزیه به دید دیگر عناصر ملی آگاه اوغان میدهید ! اما وقتی دیگران بخاطر انسانی شدن ، قانونی شدن و فراقومی شدن رژیم تپ و تلاش میکنند و خواهش جلوگیری کردن یکه تاری طالبان ریشوی پاکستانی را میکنند ، دست از پا نمی شناسید و در خبرعاجل تان هم کامه مینویسید و هم (و) .

آقایان ملی آگاه اوغان جرمنی ، نخست کمی در مورد سیستم های رهبری سیاسی مروج در دنیا را بخوانید ، تحلیل کنید و بررسی نمائید و بعد سیستم فدرالی را به خیال تجزیه به خور دیگران دهید تا قدرت قبیلوی ریاستی شما پا بر جا ماند . دولک زدن و هله نمان گفتن در میدان خالی شرمنده گی ببار می آورد .

*- اوپف ( آب + پف = اوپف ) در حالتسیت که بودنه در حال گریز ازجنگ است و صاحبش بخاطریکه دوباره بودنه جنگی شود اورا اوپف نموده سرحال می آورد .

ناشناس
چی گپی شده که اوغان جرمنی ها وارخطا شده اند ؟

mesle jenabe Haq -been neweshta kardi aqaye Mazari.Jor bashen. Labkhand awardi kate neweshtanet.

نادر

قتل عام در مزار شریف

آقای مزاری،
من خیلی تعجب میکنم که شما آزموده شده ها را بار دیگر میآزمائید. آیا هیچ الترناتیف (بدیل) دیگری جزء این سه (آزموده شده گان، برادران هیولائی کوچک شان و دولت مزدور و فاسد کرزی) در ذهن تان خطور نمیکند، که بازهم بین بد، بدتر و بدترین یکی را برای مردم افغانستان روا میدارید؟
شما خوب میدانید که مخالفت این آقایان( به گفته شما، قوتهای ضد طالبی) با دارودسته کرزی یا با برادران کوچک شان فقط برای کسب قدرت بیشتر و زراندوزی بیشتر است و نه خدمت برای مردم ستمدیده این کشور.
ما ها چرا از اشتباهات گذشته ای خود نمی آموزیم؟
آزرده نشوید.

صبار نظری

قتل عام در مزار شریف

دوستا عزیر من کسیکه هستم که درست در زمان که طالبان در سال 1998 وارد مزار شریف شد در منطقه ام البلاد متصل کارته علی چوپان و آریانا مربوط ناحیه دهم شهر مزار شریف میزستم. یکتعداد از فامیل و خویش و قوم ما که توانایی فرار از مزار را قبل از داخل شدن طالبان داشتند شهر مزار شریف را ترک نموده بودند. ما هایکه در آن منطقه باقی مانده بودیم بنابر فیصله بزرگان و مردان فامیل همه فامیل ها در سه حویلی که از درون باهم باز بودند جمع شده بودیم تا بدین طریق باهم دیگر نزدیک باشیم و برای همدیگر یک پشتوانه و نیرو باشیم. روز دوم بعد از تسخیر شهر مزار، طالبان با عده از مردمان محلی(باشنده گان ولسوالی بلخ) داخل حویلی شدند و شروع به تلاشی اتاق ها نمودند هرآن چیز باارزش تر که یافتند باخود گرفتند و تمام مردان خانواده ها را بجز از محاسن سفیدان و اطفال را با خود بردند که در آن جمله پدرم و سه تن از کاکاهایم نیز شامل بودند.در مجموع به تعداد بیشتر از 15 مرد را باخود بردند. در ابتدا آنان را در مسجد ابوذر غفاری واقع کارته آریانا بعداً به محبس ولایت بلخ وفردای همان روز توسط کانتینر ها به محبس جوزجان شبرغان انتقال داده شد. من که در آن زمان کوچک بودم برای ردیابی پدرم و کاکاهایم با یکتن از محاسن سفیدان از منزل خارج شدیم و از مردم پرس و پال را آغاز کردیم تا بلاخره دریافتیم که همه اسیران به شبرغان انتقال داده شده است. دوستان دعاکنید آن صحنه دلخراش را که در حومه شهر دیدم برای هیچ یک انسان نشان ندهد. شهریکه زمان در آن من بخاطر آسوده به مکتب میرفتم... کورس میرفتم و با فامیلم در خوشی زندگی میکردم دیگر آن شهر نبود بل یک شهر پر از جسد انسان های پوسیده، آماس کرده ، متعفن، بعضی ها بدون دست و پاه( سگان خورده بودند) در اطراف سفر بخیر، گمرک/پارک فردوسی الی محبس را دیدم . در طول راه چندین بار توسط طالبان متوقف میشدم و به علت هزاه بودنم ازم سوال های میپرسیدند از قبیل دعا قنوت وغیره حالانکه حتی بعضی خودشان از اسلامیت و مذهب و شریعت کلمه هم نمیدانستند. بلاخره قصه کوتاه.... بعد از چندروزی والده مرحومه ام همراه با بعضی دیگر زن ها و برادر کوچکترم راهی شبرغان شدند تا در آنجا گمشده گان شانرا دریابند . بلی دقیقاً هم همانطور شد در محبس شبرغان پدرم را با دوتن از کاکاهایم دریافتند ولی یک از کاکاهایم که نسبت به سایر برادرانش از قد بلند و هیکل نیرومند تر برخوردار بود در جمله آنها نیافتند. پدرم گفتند که برای مدت 12 روز آن برادرش نیز با آنها در شبرغان یکجا بوده ولی روزی طالبان آمدند و داخل محبس عده را باخود بردند که از آن روز الی اکنون ما نه از حیات و ممات آن کاکایم احوال داریم. پدرم بعد از مدت دوماه از زندان شبرغان به دلیل که خود را اهل سنت معرفی نموده بود آذاد شد ولی دو تن از کاکاهایم بعد از ماه ها از زندان کندهار آذاد شدند. خیلی واقعات دیگر نیز اتفاق افتاده است که همه مردم شمال کشور از آن اگاه اند. من منحیث یکی از زجردیده گان این حادثه زمانیکه شنیدم دولت با قاتیلین نه تنها قوم خاص بلکه تمام ملت دست به معامله میزند دیگر از این دولت نا امید شدم و میدانم که فریاد ما مظلومان هرگز به گوش این دولتمردان فاسد نخواهد رسید صرف به دربار اقدس پاک دست دعا بلند میکنم که هر کسیکه برای هر انسان درهر منطقه افغانستان ظلم کرده است مورد نفرین و تنفر خود قرارداده و برای مظلومین عدل را از دربار غیب خویش فراهم سازد. آمین.
نوت: لازم به تذکر است که نه فامیل من و یا کسانیکه گرد هم آمده بودیم مربوط کدام گروه، تنظیم و یا جناح نبودیم ولی این همه مصیبت و زجر را بخاطر شیعه بودن دیدیم.
خدایا همه شهدا بی گناه و بی کفن همه حادثات افغانستان علل خصوص این حادثه خونین را غریق دریای رحمت خود بکردانی و عاملین همچون حادثات و همدستان این عاملین را زود تر از این دنیا جمع نمایی و ما مردم بیچاره را از شر این مفسدان و خون آشامان برهایی.... آمین

آنلاین : قتل عام در مزار شریف

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 14 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس