رفتن به محتوای اصلی
سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

16 دیدگاه
hazarbuz

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

تخم هر اندیشهء که در مغز ما وجود دارد از راه فرهنگ اجتماعی و در هنگام گفتگو بین افرادی که تابع ان فرهنگ هستند زاییده میشود , مثلاء فرهنگ بشر را میتوان زایندهء باور های مذهبی به شمار اورد , اعتقادات مذهبی از کنار هوش ما میگزرد و بدون اینکه در تصفیه خانه هوش و درایت ما پلایش شوند از مغز یک انسان به مغز انسان دیگر به وسیله عاملی که تقلید نامیده میشود راه میابند و در ان جا مانده گار میشوند , ( ولی عربهای محمدی در افغانستان سر میبریدن تا مردم اسلام شوند ) درست است که اندیشه ها و باور های انسان دارای وجود فزیکی نیست ولی مانند عوامل فزیکی در وجود انسانها کار برد پیدا میکنند , هنگامی که اندیشه به مغز ما را میابند مانند ویروسی که وارد بدن انسان میشود و در ان اثر میگزارد ذهنیت ما را زیر تاثیر قرار میدهد , به طور مثال عقیده به وجود خداوند اول در مغز یک انسان خانه گرفته , ان گاه از مغز ان انسان به مغز سایر افراد بشر راه یافت . دلیل اینکه عقیده به خداوند و سایر عوامل وابسته به ان انقدر اسان در فرهنگ بشر اثر کرده و تاکنون زنده و پویا و پایدار مانده است , این است که پاسخ چیستان های وابسته به عوامل غایت شناسی مانند تیوری افرینش , هدف زنده گی و زنده گی بعد از مرگ , و امثالهم که مغز انسان را اشغال کرده بوده و تنها در دین و ایمان به وجود خدا و سایر عوامل متافزیکی میتوان یافت , است . این هنر وران که روحانی , شیخ , اخوند , و ملاه وزاهد نام گرفته اند , کوشیده اند نارضایی ها و در د های افراد بشر را درین زنده گی به وسیله ایمان به خدا و سایر عوامل متافزیکی ان را ارم کرده به انها مژده دهند که هر گاه به خدا ایمان بیاورید و به اموزش های انها که میانجی بین خدا و بشر هستند عمل کنند , درین دنیا زنده گی پیروزمندانهء خواهند داشت و در ان دنیا رستگار خواهند بود . بهر حال محمد و علی و عمر و در مجموع رهبران اسلامی هنوز هم میکشند و دست شان به خون انسان های بیگناه اغشته است و رحمت به چنگیز که فقط برای چند سال ادم میکشت .

hazarbuz

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

سرپلی :

از یک مولاه پریسیدند :

چرا باید پیامبران همه مرد باشند , چرا زنان پیامبر نشدند ؟

ملاه جواب داد :

چرا پیامبر زن هم داریم , , مثلاء , , پیغمبر اکرم .

hazarbuz

پیغمبر با زن که چهار شوهر قانونی و با چندین شوهر نامعلوم خوابیده بود ازدواج نموده بود .

سرپلی:

اگر با مادر خود در یک اطاق تنها شود . حتماء به مادر خود میپرد و تا خود را ارضا نکند مادر خود را ایلا نخواهد داد. یکی از اخلاق های اسلامی درین دور ( حرامزاده گی ) و دو شحصیت بودن است . مانند ملا های که از مساجد شهر کابل بعد ار لواطت با بچه های صغیر ار مساجد کشیده شده اند . ویا تجاوزات رهبران اسلامی در دور محمد ولد الذنا که زنش یک فاحشه چند شوهره بود . ویا مانند ملاه های ایرانی که با زندانیان ازادی خواه مردم ایران در زندان های اوین در تهران مینمودند و یا ملا های قمی ایران که برای طهارت معقد خود انگشت خود را تا بند دوم به سوراخ ما تحت خود داخل مینمودند و مواد غایطه را کشیده خود را نجس نمیدانستند . ولد الذنا ترین اشخاص یک جامعه امروز ملا ها و مسلمانان مانند سرپلی است که برای خوشنودی موهومات مانند خدا حتی حاضز است از خواهر و مادر خود نیز بگزرد . امروز همه وظیفه دارند تا مسلمان بکشند و یا از مسلمان دوری نمایند , حتی اگر مسلمان بهترین عیزیزان شما باشد . اگر میخواهید انسانیت به دنیا باقی بماند باید مسلمان کشت . پای لچان قندهار یا مفعولین قندهار همه مسلمان هستند . کرزی و تیم وطن فروش او همه مسلمان هستند و طلبان و ملا عمر و دامادش عثامه مسلمان هستند . پس باید از شر این حرامزداه گان مادر زنا ها و پدر زنا ها و وطن فروشان و خود فروشان که سنگ تحداب فهعم ایشان توسط حرامزاده ترین شخصیت های دنیا محمد و علی و عمر و دیگر دزدان اعتماد مردم گذاشته شده است , خود را خلاص نمود . مسلمان را قبل از سوختاندن به گوه سگ با شاش خوک بشورید , که مستقیم به جنت برود .

مزاری
خدمت دوست عزیز هزار بز !

دوست عزیز هزار بز ! بعد از تقدیم احترام و درود خدمت شما ، صمیمانه آرزو و تمنا دارم کمی غلیان نفرت خود را فرو نشانده ، آرامتر و متین تر با معتقدات مردم خود بر خورد نمائید . اینکه پیغمبر باکی و چگونه ازدواج نموده حرفیست گذشته و صبوحیست ، شکسته است . با این تحقیر نامه و توهین نویسی کدورت ، نفرت و انزجار مردم مسلمان خود را که حتی بخاطر خانم های پیغمبر حاضرند از مادر و پدر خود بگذرند مانند آقای سرپلی ، برمی انگیزید . شما میتوانید با پیشکش نمودن نظریات خود با قلب گرم و مفز سرد ، خواست ها و مرامهای خود را به دید و نقد دوستان کابل پرس? قرار دهید . تحقیر نمودن پروردگار ، کار عاقلان و انسانهای خردمند نیست . اگر شما خدا را نفی میکنید این حق شماست ، میتوانید مانند دوست عزیز ما آقای بابک عقاید و نظریات خود را منطقی ، با استدلال و بدون زیرپا نمودن عفت قلم طرح نمائید . در غیر آن اگر دشمنی خصوصی با آقای سرپلی دارید شما باز هم میتوانید به آدرس خود ایشان پیامهای داخل چوکات اخلاق را بفرستید . اینکه اقای سرپلی هم از چوکات ادب گاهی خارج میشوند ، به بسیار آرامی میتوانید ایشانرا به گناه شان آگاه سازید . توهین و تحقیر راه ادب گزینان نیست . در اوایل بسیار دوستانه نظریات خود را پیام میدادید ، چگونه شد که یکباره راه و رسم عیاران و کاکه ها را فراموش کردید ؟

این ازدین حقیرمذهب فقیر هم مانند شما دوست عزیز حتی زیادتر ، از ملا ، داملا ، آخند ، طالب ، اعراب دین فروش شترچران و غیره نوکران و مزدوران انگلیس نفرت دارم ، ولی نمیشود که با ناسزا گویی و دشنام نویسی جبران قصور نمایم و نفرت و انزجار ابرازنمایم . رسالت همۀ عزیزان چیز فهم اینست که راه رستگاری و آزاده گی مردم هردم شهید خود را بسیار موءدبانه و دوستانه و منطقی به اذهان مردم بیسواد خود برسانند . وقتی مردم دانستند که راه چیست و چاه کجاست خود تصمیم خواهند گرفت که خداپرست شوند ویا ماده پرست . در آنصورت شما حق ندارید به جبر و زور و توهین و تحقیر جانب مقابل ، افکار مردمرا به طرف خود بکشید . همه انالحق میگویند و این حق است که پنهان در پنهان و پشت پرده های ضخیم راز و ابهام قرار دارد . بهترین مشورۀ من بدوستان اینست که بیاموزند ، بیاموزند ، بیاموزند ، ... دوست شما مزاری

سرپلی
ای است اخلاق یک بیخدا !

فقط نویشتی اقای هزاااااااااااااار بوزه بخانین و قضاوت بکونین . اگه حمتی خاندنیشه دارین .

ناخدا غزنوی
جناب سرپلی !

جناب سرپلی این شما هستید که دیگران را بارها به بدترین شکل توهین کردین . چند نمونه ازنوشته های خجالت آورتان :

سرپلی>طارق جان سلام ! نویشتای ای راویشک پشکه برابری چونگسی موش ها ام اهمیت نتی . بلکه نویشتی ای رقم کافرکای عیان ره از برای خیری اسلام بدان . اینها با دلایل شان گردن های خوده میبورن و ایمان مسلمانان ره قوی تر میسازن

ای مردوم امو مرداری ها و کثافت دانی های استن که با بوی بدیشان دماغ های ما ره میسوزانن . چه فکر میکونین که امه مردوم جهان یک رقم باید باشه
حالی ای ام میخایه جای جنابی سلمان روشدی مرتد ره بگیره . سخت ترین آتشی دوزخ نسیبیت باشه راویش ...

ای سرپلی بیسواد از پروفیسر های بیخدا یک سوال داره . هر لودی که میتانه جواب بگویه دیستیشه بالا کونه . ما مردوم که شوما ره ده دین خدا دعوت میکونیم از خود دلیل داره و مقصد ما صواب و اجر از خدا جان است

او آشنا جان . او بوزغاله چران . او کودن نادان ! د جانیم بزنی تو کتی ای رقم عقل و منطق و افکار اوگاریت . بگوفتی یمدری بیادرکیت صدقی پشقلی بوز و گوسفندا شوی عزیزی دلکی ای سرپلی بیسوادک نادان . ای راهی که تو میری راسن بطرفی طویله خانست خدا بکونه که د ای نظری تو بسته یک پاده بوز و گاو و خرم روان باشه

م م اگه دیگه دفه مالوم نکدی که تو زن استی یا مرد . باز اندیوالی ما و تو نمیشه . بچیم .نی نی دختر جان نی نی . دختر بچه جان اینالی صیی شود نی ؟ م م دختر بچه جان ! بازم مزه نکد

مزاری جان بچیم ایقه زود فیصله نکو و از بچیم گوفتن ام قارکیت نیایه . سوال مه کوجا و جواب بابک ده کوجا پیش پزکی شوما و ای جفتک و خیزک ده کوجا

خدمت محترمه ! اونا ده امو ماحول عادت کده بودن و شما ام ده او ماحولی که از نگاه دینی و اجتماعی و انسانی کمتر از امو تشنابای مه دیدگی نیست استین و ده ای گپی مه خفه نشوین چه رقم گپای مه ره بفامین . شوما فقط امی دونیا ره دیده شیشتین و مه ده قیصیشم نیستوم و شوما ام نه از دینتان گپ زدین و نه از مذهبتان مه چه بفاموم که ده کدام راه روان استین که نوختیتانه از امونجه باید یگیروم . نوخته ره بخاطری یاد کدوم که ام حوصلیتانه مالوم بکونوم وام ولایتی تانه ایکه شوما شویکتانه ده خانه خانه وان کده ده جهان بگوفتی شوما مردوم عرض اندام میکونین و باز میگین چه مشکلی را ما ده شوما ایجاد میکونیم .

خداوند ده سر امی 36 مملکت کافر رزیل خونی مسلمان خور که از خوک و خنزیر بدتر استن امیتو روزگاره بیاره . باز ای بی خدا های رزیل میگن ما ره چیرا خدایتان نجیس میگه ؟ حال خودتان خودتانه نجیس و مردار بگوین . اگه ارزشی نجاسته ام دارین . و الا گوی بیخدا های کلانتانه که امو سیاست مدارای امریکا و انگیس است ده سر و روی کثیفتان چل کشیده کثیف تر کده به زندگی بیغیرتیتان ادامه بتین .

. اگه ده قدرت صاحیبی اسپ و خر جور کدنی ایزار نباشه کم از کم بریشان نیکر بسازن . جور کدن سینه بند ضروری نمی باشه . هر کسی که از ای ماده ای قانون ما سرکشی میکونه ده دومبی اسپی نر بسته میشن و کسی که ده فسات کدن گیر آمد ده دان توپ بسته خات شود . و آقای مزاری مین پال ره قاضی جزا مقرر میکونوم . و خودیم افتخاری سکرتری خانم فروزان ره میکونوم بشرطی که راکتیشه اسو پرته و یگان تی تی گکه بخاطر روزی مبادا ده کمرکیش بسته کونه .

انتحار میکدگی ها ای رقم قواری لوده لوده خو ندارن . اونا آدم های هوشببببببببببببببببار هوشیاااااااااااااااااااار میباشن .

با عرض سلام و احترام خدمت تان باید بگویوم از ای که جواب هر بی دین ره میتین خوشال استوم لاکن احتیاط بکونین که ای آدم های بی نام و نشان مانندی سگ های دشتی استن و یا مثلی پاپی گکای خپ گیر بی غیرت میباشن ای رقم مردوم بی نام و نشان اکثرن بی پدر و بی مادر و بی نصب میباشن و اینا امو دلال های دله استن که از کوچه های طوایف نویشتی شانه روان میکونن . و باضی وقتا ایتو ام میشه که باضی مردوم های که خوده رسیده و چیز فام میگیرن و رویتن با ادب استن اونا ام یگان راز دلشانه بی نام و نشان نویشته کده خدمتی کابل پریس بخاطر چاپ شودن روان میکونن که ای رقم گپا ره مجرا نتین و از کابل پریس جان قندولک خایش میکونوم که سگ های ویلگرد ره ده ای میدان راه نتن . باز که خداوند ای رقم مردوم پست ره حیوان بگویه باز قارشان مییایه و فکر میکونن که از حیوان بالا تر استن و داوای حیثیت آدم گری میکونن . بانین که سگ واری لق بزنن . به عف عف سگ دریا حرام نمیشه و ناگوفته نمانه که به نصیحت ما و شوما اینا آدم نمیشن .

بزغاله جان بچیم جنگ با خدا ره اوسو پرتو . ایقه مغرور نشو از تکبر کار نگی . اگه نی ده قطار انسان ام تو ره حساب نخات کدوم و نخات کدن و نخات شوی .

جناب سرپلی شما بخیال باطل تان فکر کردین دیگران بلد نیست یا احساس نداره ، اگر به کسی توهین کردی بلاخره یکی پیدامیشه که جواب شما را بدهد. من مخالف هر نوع توهین و تحقیر هستم چون توهین نشانه ضعف اخلاقی است . 

شاد باشید

سرپلی
جناب غزنوی !

آقای غزنوی سلام ! تشکر از ایکه مره متوجی ساختین و زحمت کشیده نویشتای ای لوده ره خاندین لاکن اندیوال جان میگن هر سخن دخودیش یک جای داره و هر نوقطه د امو مکانیش مانده میشه که اگه نوقطه ره د سری الیف پرتین بیمانا خات بود . د نویشتای مه ایچ جای شک نیست و ایچ کس نمیتانه ازی گپ انکار بکونه که توهین آمیز نمی باشه لاکن خانندا چشم دارن و عقل دارن و درک کده میتانن که ای بی ادب کی ره و د کودام گپ سخت میگه . د امو کسای که نوقطه ره د سری الیف میمانن .
بفرماین و امیتو که نویشتای مره د رخی مردوم کشیدین و میفاموم که از خروار یک موشت بود ای رقم گپا بسیار زیاد است که خودیم ام او ره حساب کده نمیتانوم . لاکن یک گپه میتانوم حسابی و به چلینج بگویوم که نمیتانین یک جمله ره از نویشتایم بکشین که بکسی توهین کده باشوم که او بخدا و رسولیش دیست درازی نکده باشه . حتا با کسای که از دروازی دلایل پیش آمدن و توهین هایشانه د چوکات ادبی پوت کده خاستن با دلایل صابت بکونن . مه ام مودبانه با دلیل و منطق کتیش شیشتیم و از جادی توهین و بی حرمتی نبرامدیم . مشکل نیست که ای بوزغاله مره چه گوفت و یا دیگه چه میگه (اگه نی مره قریب بیاب کده بود) خی مه روزی اول پیشانی ای کابل پریسه خانده داخل شودگی استوم و ازی طومطراق ها ره بسیار شونیدیم و بسیار میشنوم . بلی آقای غزنوی . آیا نمیشه ای دوستتان با امو فضل و دانشیش که حاجتی تاریف نیست و اخلاقیشان باید که سرمشقی جوانای ما باشه با ای بیسوادی خیر خانه یی موباحسه و موناقشه ای عقلی بکونه نه اخلاق نمایی و یا د موردی که اونا چون مخالیفی خدا و دین و مذهب استن بحسی داشته باشیم که یک دونیای بی دین و لامذهب و بیخدا ره چه رقم تصور کده خات تانیستیم . و یا کم از کم خودیشان فکر بکونن که اگه تمامی مردومی دونیا مثلی مه بی ادب و خدا شناس و یا اگه مثلی اونا با اخلاق و بیدین و بیخدا باشه چه میشه ؟ از شوما تشکر

hazarbuz

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

مزاری صاحب !

این مادر ذنا و پدر حرام را من میشناسم . یکی از دلالان و دله های است که برای ثواب به بغل عربها میخوابه , چندین بار وحشیانه به فامیلی و خانواده های اعضای این وب سایت تاخته است . این کسی است که خواهر و مادر خود را برای ثواب مانند ملا عمر که دختر نا بالغ خود را به عثامه داده تا بتواند مالکیت گوه عربها را دعوا دار باشد , است . اشخاص مانند این بی ناموس ها و دله ها برای خوشنودی مرده های قبرستان و مفعولان اسلامی از مقدسات چون وطن و کلتور و ناموس مردم خود میگزرند . این مفعولان برای دخولی به بهشت حاظرن گوه خر عیسی را بخورند . به خاطر این وطن فروشان و بی ناموسان امروز همه ما اوره و در بدر شده ایم . اگر این مادر قحبه ها نمیبوند مردم نازنین افغانسنتان و ایران به این روز نمیرسیدند . مزاری صاحب طرز نوشتن این مادر زنا را من میشناسم , باید یکی از اراجیف وب سایت پر خانه جافر خان باشد و یا کسی است از سرک اول خیر خانه مینه , بهر حال ظرور نیست که من از تذکره این مادر قحبه چیزی بفهمم . کسی است مانند اسلاف خود در سوختاندن افغانستان قسم خورده است .

سرپلی
سنت پیامبر مهربان یکیش اهانت شونیدن است از دوشمنان اسلام بخاطری خدای رحمان !

مزاری جان عزیز سلام ! مه از پیش میدانیستوم که ای کودام طرفی سکی کودام شانزا پولیست . طرفی اولیش رسوا شود حالی میخایه از روی دیگیش کار بگیره . خیر باشه . ای طرفیشه حاجتی مه نیست که رسوا بکونوم . خودیش خوده رسوا کده شیشته . که مه از همکاریشان د قسمتی ایتراف اخلاقیشان که مه نمیتانیستوم د ده ها قسمت مردومه قناعت بتوم با چند جمله های دو و دشنام بری مه ثابت ساخت و کار مره بکلی آسان کد و مه نباید ای احسانیشانه فراموش بکونوم . اموتو که مفت بکسی دشنام نمیتوم امیتو ای دشنام ها ره مفت نخات خوردوم . قیمتیشه دانه دانه بریشان میپردازوم و آن هم بقیمتی سیری سنچارک . لاکن تمامی امو دشنام هایشان که مربوطی خودیم بود کاملن گوزشتوم و انتظاری انتقام و جواب نباشن اما او توهین های که بخدای همگان دادن و پیامبر را حتکی حرمت کدن منتظری اموتو احانت بایت باشن . انتظار داروم شاید غیرت مندی دیگی پیدا شوه و خوده بندی امو خدای بزرگ و توانا دانیسته از و بخاطریش چند دو دشنام ازی بی ادبا ره د گردن گریفته چیزی بگویه ما و ای بوزی ریخی خو استیم که استیم . (مزاری جان ای بیادریته قریب بیاب کده بودن) ازی درک پوریشان نباشین شوما خو میفامین که ای رقم دشنام ها بخودیشان میچسپه و لعنتی خدا بطرفی خدا داران نمیره . بیخدا میپاله بیخدا

تاشقرغانی
سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

سلام وطنداران عزیزم.
من هم یکی از خوانندگان کابل پرس? هستم دوست داشتم که از موضوعات خوب وارزشمند این سایت استفاده
نمایم وقتی متوجه نامه جناب هزاربز به مزاری شدم تعجب کردم که چگونه بعضی ها مانند هزار بز
به خارج رفتند شاید که انجنر شده بیایند ویا داکتر ویا صاحب کار های مفید برای این ویران شده ما وملت مظلوم وپای ترقیده ما شده باشند نخیر اینطور نبوده .از نامه هزاربز معلوم شد که بجای داکتر شدن که بانام یک انسان به کشوری امریکاویا اروپا داخل شده اما بعد از مرور ایام به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده از تو یک بز چه انتظار داشته باشد این ملت ما تو خودت معرف خویش شدی با یک عالم فحش ودشنام وناسزاز گوی از اصل واهلت برای ما وملتی خویش باز گو نمودی . شاید در ان ممالک درس خوانده باشی درس فحش گفتن را آموختی .عیب است به یک فرد افغان با این گونه شخصیت . تاشقرغانی ها برای همه معلوم است به دشنام دادن وناسزاگفتن واینرا افتخارانه برایت ننوشتم دشنام دادن حرف بد وزشت است . اگر کسی به مثل تو دشنام بدهد باز جوابش را خوب یاد دارند اگر خواسته باشی یکی دو دو بزنم . تااینکه باد دلت بشینه . من فعلا هین نامه ترا خواندم از موقفت باخبر شدم دیگر نامه هایت را نیز میخوانم ببینم که دگر چه رسوائی کردی اگر از دشنام دادن بس نکردی باز از من بشنو. تاشقرغانی

hazarbuz
سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده

تاشقرغانی ضاحب !

خدا را شکر کنید که با سرپلی مواجه نشده اید و گرنه شما را ( اهو دزد دشت گور مار ) صدا میکرد . من در طول این جنگ ها و بدبختی ها با مردم افغانستان غم شریک بوده ام و هرگز امریکا و اروپا روی من اثر چنانی نداشته است . نه مانند خیلی ها مو های خود را طلایی نموده ام و نه شروع به دهلک و دنبک زدن نموده ام و نه از بیکاری شروع به شعر گفتن و یذله گویی نموده ام . درین روز ها مانند همیشه از درامد ماهانه که دارم سه حصه ان به افغانهای پاکستان - ایران و افغانستان میرود و با یک حصه ان من به مشکل زنده گی میگذرانم . ولی خودت فقط جواب من را به مزاری خوانده ( بی خلطه ) فیر نموده ایی و اصل حرف سر ( سرپلی ) است که شاید خودت را اختراع نموده به میدان روان کرده باشد و یا تو میخواهی از خودت یک ( چپنکی ) درست نموده به میدان داخل شوی , بهر حال از شروعات شما معلوم است در حال جنگ هستی و قبل از این که از غیرت شروع نمایی و بی بیهوده گی بیانجامی , میخواستم بدانم که در انتخابات اخیر مردم تاشقرغان چه احتیاجی داشتند که از عبدالله عبدالله به مزار رفته طرفداری نمایند . عبدالله عبدالله در دور حکومت داری خود به دولت افغانستان قبلاء کدام چکر به تاشقرغان امده بود ؟ کدام پل یا پل چک برای شما درست نموده بود ویا کدام شفاخانه و یا کتابخانه افتتاح نموده بود . خیر بهر حال من از شما میخواهم که درست سر جای خود بنشینید و متوجه باشید که شخصی مانند عیدالله عبدالله و قسیم فهیم و یا اشرف غنی و یا یکی از دارو دسته کرزی , خودشان ویا کوچی ها را روان کرده نام سرک ها و کوچه های شما را به نام ملا عمر و عثما بن لادین تغیر ندهند . باقی ضرور نبود کلتور و عنعنات مردم تاشقرغان را به دمب کشیده وارد جنگی شوید که اصلاء به شما مربوط نیست . بهر صورت , برای شما عکس تنگه تاشقرغان را دارم و گذارش است , در همان سالی که سر تنگه غلطیده بود , یک دو روز به میله گل سرخ مانده بود که من با پدرم و برادرم و با اعضای خانواده ما از زیر تنگه گذشته بودیم و به سر تخت یکی از سماوار های بازار نشسته چای و ( قیماق ) معروف تاشقرغان را میخوریم , که یک بارگی صدای مانند ترقیدن بمب به گوش ما خورد . بعدا معلوم شد که سر تنگه غلطیده است .

http://i27.tinypic.com/x1hztl.jpg

تاشقرغانی
سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

جناب هزار بز چرا این اسم مستعار بز را بخود گذاشتید.اولا که تاشقرغان مربوط ولایت مزار است . دوم ازاینکه به سر تخت سماوار شیشته وقیماق نوشجان کردیدنوشجانتان باد عبدالله انسان خراب کرزی فروخته شده اشرف غنی نامناسب ووووو همه خرابهاکاندید حکومت .ازنامه های شماکه درخارجه ها هستید معلوم میشود که شماهاهم مناسب حکومت داری نیستید .دران زمان که قیماق رانوشجان کردی درحدود هشت یا نه سال داشتی آیاایمان بخداج داشتی ووالدو والده ات مسلمان بودن .ضرورهمه مسلمان بودید.چگونه رویگردان شدید.من نامه سرپلی را نیز میخوانم اگرمناسب حالش بود مینویسم دریچه گفتگو به دشنام دادن باز نمیشود بدتر شده میرود دست بردارید از دشنام دادن به میدان امدن من دشنامهای تو به مادران همه مسلمین بود .اگرسرپلی مادران مسلمین راکه ازواج مطهر رسوالله ص است دشنام داده بود بعدامن میدانم وسرپلی والی باتو درمقابل خواهم بود دست ادب راروی همه انسانها گذاشته باهزاران بز به دو ودشنام میپردازم .ازعکس تنگی که روان کردید جهان امتنان .

hazarbuz
سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

تاشقرغانی !

میگن از اش کرده کاسه داغ تر , سرپلی خاموش شده به اشتباه خود فهمیده حالی خودت محکم گرفتی . باید عرض کنم که ابروی تو تا وقتی که مثل سرپلی گپ نزدی بدست خودت است . اسم خانواده گی من ( هزار بز ) است , شاید بعضی ها خانوده مارا بشناسند , من در مکتب اسقلال درس خوانده ام و باقی درس را کنده . . کنده . . به بیرون افغانستان خوانده ام . بهر صورت من و اعضای این وب سایت همه میدانند که چگونه و کی ها را احترام نمایند . امروز احترام نمودن میراثی نیست و هر که به اندازه دانش و تجارب و خاصتاء کمک نمدن به مردم خود احترام میشود . ضرور نیست هر سر سفیدی مورد احترام قرار گیرد و یا هر طفلی به خاطر کم تجربگی توحین گردد . مردم افغانستان از بدو تولد توسط مادران و پدران خود با خلوص نیت خاص افغانی تربیه و ترتیب میشوند و مانند که راه رفتن را یاد میگیرند برای همیشه , همچنان در تهداب شعور شان تفکیک خوبی و بدی و دانستن توانایی و استفاده از توانایی را در مقابل بدی و خوبی نیز باد میگرند . به همین خاطر افغان همیشه شخصیت تک و پیشتاز میباشد . مثلاء در ایران اولاد ها و بچه های پناهنده گان افغانی که واقعاء فابل فخر و افتخار تمام کشور ما هستند همیشه با وجو بد ترین شرایط اقتصادی روحی و خانواده گی در اولمپیا های سیانسی و ادبی ایران مقام های اول را اورده اند و جوایزی نقدی و جنسی را از دستهای ان عده ایرانیان اخوندی گرفته اند که هم از نظر مذهبی و هم از نظر سیاسی مخالف سرسخت موجودیت افغانهای همزبان و هم دینشان در کشور خود میباشند . و یا نام بچه های افغان در امریکای شمالی همیشه در بیرون مدرسه بر لوحه های تزینی مدارسی نوشته شده است به عنوان تشکر و سپاس که مکتب موصوف را در میان دیگر مدارس اول و یا قابل فخر ساخته اند . این یک شمهء از دماغ و دانش مردم ما است , امیدوار هستم به کابل پرس? خوش بگذرد و از تجارب سیاسی و اقتصادی و هر چه در کجکول دارید ما را مستفید سازید .

Yamdari

سنت پیامبری که بالابروی پائین بدوی تعویذش جز افغانستان ایران و پاکستان برای دیگران ارزشی ندارد.

با سپاس از هم میهنان گرامی مثل جناب مزاری ، هزاربوز ، و جعفر رضایی و همة افغانانی که میخواهند خودشان باشند و با سربلندی در جهان زندگی کنند.و بااین متن مهم شان ، هر قدر ما بحث کنیم به جائی نمی رسیم و امروز شرایط مساعد شده برای پیشروی های مدبرانه در قسمت مطالعه دقیق دین اسلام چرا که زندگی ما تاریخ و میهن ما همه در گرو ثبوت اصلیت و یا بی مفهموم بدن همین واژه اسلام است.
البه غربیان زمانیکه همه باهم اعراب تازی را از اسپانیا و پرتگال بیرون راندند تکلیف خود را با این دین پراز وحشت روشن کردند. وتمام دیزاین این دین برای قبیله عرب بدو و سوسمارخور بود تا این را به انواع مختلف تحت قیمومیت خود بیاورد. و ما نند بقه همیشه رنگ عوض کرده و دلیل هزاران نوع اسلام هم همین هزاران نوع نوشتار در تازینامه است .نخست که این دین ساخته شده برای تازیان ، اما وقتی بخاطر غارت و چپاول اعراب بی سروپا راه افتادند تا مرد ها را بکشند و مال و دارایی های ما را ببرند و زنان را اسیر بگیرند .فقط و فقط جهل و بیابانی بودن تازیان را نشان میدهد. که تا امروز حتا یک سکه پول هم ساخته نمیتواند. اما مفت خوری برایشان بهترین شغل است . مثلا خاک را در چشم مسلمان زاده ها بزنند و پولشان را بگیرند.

من درین قسما از کتاب 23 سال زندگی محمد قسمت های را برگزیده ام که با شما فرهیختگان قسمت می نمایم . چرا اگر 1400 سال دگر دست زیر الاشه بگیریم و تما شاکنیم عرب تازی میخورد و سالانه جاهلانی بنام حاجی گک ها پول ها چور و چپاول کرده را میبرد و در خریطه تازی می اندازند. زهی جهالت ، لعنت بر تو حاجی زن پرست و شکمبو که از حالا فقرای خودت خبرنداری.
دوستان بخوانید و دنبال آنرا در لینک زیر ادامه دهید با امید بیداری بیشتر ما برای آگاهی یافتن از تاریخ ، خرافات و جهل عرب بدو بیابانی و زنباره .

هجرت

تاريخ پيوسته ورق مي‌خورد گاهی به روزهايی مي‌رسيم كه مبدأ حوادث و دگرگوني‌هايی مي‌شوند و مسير تاريخ را تغيير داده در ذهن انسان جاويد مي‌مانند.

دوازدهم ربيع‌الاول اكتبر سال ۶۶۲ ميلادی كه محمد به يثرب آمد يكی از اين روزها‌ست.

مسلمانان ساده‌لوح اين زمان از راه حميت، هجرت را مبدأ تاريخ قرار دادند. اعراب مبدأ صحيحی جز عام‌الفيل نداشتند، تاريخ ميلادی نيز جز در ميان ترسايان متداول نبود.

پس از راه باليدن به خويش كه شجاعت كرده و به محمد ملحق شده‌اند و دو قبيله بزرگ چون اوس و خزرج محمد را در تحت حمايت و پناه خود گرفته‌اند، هجرت را مبدأ تاريخ قرار داده‌اند. نهايت آغاز سال را به جی دوازدهم ربيع‌الاول، اول محرم همان سال قرار دادند.

در آن روزگار ابداً به مخيله اعراب خطور نمي‌كرد كه روز ۱۲ ربيع‌الاول مبدأ تحول بي‌سابقه‌ايست در زندگانی آن‌ها و مشتی مردم بيابان گرد، كه در تاريخ مدنيت قدر و اعتباری نداشتند و طوايف پيشرفته آن‌ها خود را به دولت ايران و روم نزديك ساخته بودند و تقرب به دربار كسری و امپراطور روم را مايه مباهات خويش مي‌دانستند، بر قسمت بزرگی از معموره جهان فرمانروايی خواهند يافت.

كوچ كردن محمد و يارانش از مكه به يثرب حادثه‌ی بود كوچك و بي‌اهميت و شامل عده‌ی بسيار كم. گريزی بود از بدرفتاری مشركان قريش، ولی همين مهاجرت ظاهراً بي‌اهميت مصدر تحول بزرگی به شمار مي‌رود. تحولی كه در ظرف ده سال انجام گرفت.

جماعت قليلی كه گاهی مخفيانه، گاهی آشكار، گاهی به عنوان فرار و گاهی به عنوان سير و سياحت مكه را ترك كرده به محمد ملحق شدند پس از ده سال مكه را فتح كردند، تمام مخالفان خود را به زانو درآوردند، خدايان آن‌ها را درهم شكستند و اساس توليت كعبه را كه با قريش بود و مصدر عزت و تشخص و تنعم سران آن‌‌ها بود از بيخ و بن كندند تا جايی كه ابوسفيان مغرور و سركش و جانشين ابولهب و ابوجهل از بيم جان تسليم شد و تمام معاندان نيز ايمان آوردند.
برای ادامه لینک را تعقیب کنید :

http://ali-dashti-23-years.tripod.com/23-y-p.htm#سوداي غنيمت

hazarbuz

سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!

اخلاق سرپلی مشابهت زیادی به سیاست هندو ها در مقابل مسلمانان هند را دارد . در طول تاریخ هند بعد از 1947 هر وقت عرصه سیاست به هندو تنگ شده , از طرف مخالفان داخلی و یا خارجی , هندو ها فورا ( دوتی و لنگی و لاچه و چپلک های ) باپو گاندی را پوشیده با لبخند مکارانه به سرک ها را افتاده شروع به عجز نموده خود را چنان بیچاره نشان داده اند که حتی عیسایی های که از سالها بدست ایشان ( هندو ها ) کشته شده اند برای شان ابراز تاسف نموده اشکی ریخته اند , سرپلی از بچه گی شاید دلال نبوده ولی از جای که همه ارازل و پیش پای بین های کوچه بازاری نان را به نرخ بازار مبخورند , این دمب سگ نیز دلالی را پبیشه خود ساخته است , این ارجیف مطلب دمب سگ لهجه عامیانه مردم افغانستان فارسی را توهین نموده است , معمولاء برای شخصی که درس خوانده باشد و یا در محیط تشریفاتی خانوادهء کارو باریء کابل بزرگ شده باشد , صحبت نمودن و یا نوشتن به این لهجه بسیار مشکل است , اگر باز هم از این لب و لهجه استفاده نماید , در گفتار خود و یا نوشتن خود از کلمات چند معنی و یا پر معنی استفاده مینماید , انهم برای افهام و تفهیم مسایل اتفاق افتاده بین مردم و برای مردم , ولی از جای که این دمب سگ از یچه گی خود را در قالب کتاب خوان ها و شاعران و نویسنده گان حس نموده ( حدس میزنم ) و در این اخر عمر که باید در حدود 50 تا 55 سال عمر داشته باشد , تقریباء همه واژه ها و قافیه ها را شاعران و نویسنده گان جعلی و کسانی که برای امرار معاش قلم بدست گرفته اند , استفاده نموده چانسی برای قالب سازی برای خودش نمیابد , و دزدی کردن اثار بزرگانی چو عشقری و اصفی را در خور زور و توانایی خود نمیبید . شروع در لجن فرو رفتن نموده چنان در منجلاب دانش تقلبی و مبتذلی گیر افتاده است که حرف زدن و یا نوشتن به لب و لهجه کوچه بازاری را نوعی اختراع در ادب افغانستان خیال نموده خود را بعد از حی میدان و طی میدان های فراوان به کابل پرس? رسانیده , با افرازات کثافات خود همه را منزجر مینماید . اگر تمام داخل دماغ این دمب سگ را کنکاش کنید شاید یک کلمه از فق و یا منیه و یا مشکات و یا قوانین فروع و اصول دین پیدا نخواهید کرد , اصلاء این دلال به خدا شناسی نه کوشیده است , به خاطریکه این دمب سگ در اخر عمر خود که اصلا حوصله خواندن و نوشتن را در خود نمیبیند, متوجه بحر دانش شده است , قبلاء در هر ملک و مملکتی که داخل میشد محل تجمع "تحصیل کرده ها" را سراغ میگرفت , که اگر شود به مفت سری بجنباند با چندی از اصحاب سایسی افغانستان . که انهم شعور میخواهد و شما عزیزان همه میدانید که سیاسی بودن با اویختن چند تا تعویز به شانه چپ امکان پذیر نیست , از این به بعد سر پلی که خوب میداند هیچ وقت پل را به اخر نخواهد رسانید , شروع به دفاع از خود مینماید , باید یاد اور شد که دفاع نمودن و یا توضیح نمودن دین اسلام توسط این چنین شخصی که من کاملاء میشناسمش توهینی به همه مسلمانان است . امیدوارم دین را از خود شروع نماید و به خدا ختم نماید , حد اقل حرفی برای زدن خواهید یافت ,مانند ( سید ارتا گادی ما ) که بعد از شش سال خاموشی و سیر در خودش به خدا رسید و پیغمبر شد . شما خود بزرگترین اله تماس با خدا هستید , اگر کوشش کنید و هیچ احتیاجی به ملا و یا اخوند و یا دلالان اسلامی ندارید . ورنه مانند سرپلی به اخر هیچ راهی در این عمر کوتاه نخواهید رسید .

بابک روشن ضمیر
سنت پیامبر مهربانی...خدمت اقایون هزار بز و انصاری!

آقای محترم هزار بز!احترامات بابک را بپذیرید.

دوست عزیز !این آقای خلیل الله انصاری میباشند که در چند ماه قبل بنام خودشان پیام میدادند و کاملآ عفت قلم و زبان را مراعات نموده و باحوصله مندی به پاسخ به پرسش های دوستان میشتافتند،اما به یکبارگی تغییر عقیده دادند و به ایجاد یک شخصیت جدیدی بنام سرپلی پرداختند.هدف شان به نظر من اینبود که تا با استفاده از این اسم مستعار بتوانند به زبان خشن تر و دشنام و اهانت و بی بند وباری وغیره به تهدید و ایجاد وحشت و کسر شخصیت نویسندگان مخالف بپردازند.اما حالا خودشان هم شاهد هستند که اینکار شان چقدر نتیجه معکوس داده است و آقای انصاری با اینکار شان آنقدر هرزه گویی را ترویج دادند که حالا خودشان و متباقی بزرگان دینی شان قربانی این سیاست نادرست شان گردیده است.من چند ماه همراه ایشان نامه نگاری کردم و تا آخرین توان سعی نمودم که با همچو یک شخصیتی که صرف به منظور دهشت افگنی ساخته شده بود بدون درگیری کلامی بسر ببرم.باور کنید حوصله آدم سر میرود. با مطالعه هر نامه شان تعجب مینمودم که چگونه آقای محترمی مثل آقای انصاری میتوانند چنین کلامی را بنویسند؟ چرا گاهی از زبان رسا و گاهی هم از زبان سرپلی برای همدیگر نامه میدهند؟از این بخش شخصیت شان من هرگز آگاه نبودم.اینرا منافقت میگویند.متاسفانه که بعدآ با جزئیات بیشتری از اکناف شخصیت ایشان آگاه شدم.

اما، زمانی که به پاسخ یک سوال شان در حدود سه هفته قبل ،مطالبی را تحریر نمودم و این پاسخ من مورد تائید آقای مزاری قرار گرفت،که متاسفانه آقای انصاری با سیلاب دشنام نامه ای آقای مزاری را پذیرایی کردند. من تصمیم گرفتم که برایشان تفهیم نمایم که جناب انصاری من( و ممکن دیگران) شما را میشناسم و لطفآ حد و حدود نامه نگاری تانرا بشناسید.در ضمن آن برایشان ایات و احادیثی تحریر نمودم که تقاضای برگشت بر فضای سالم تر گفتمان در این دنیای مجازی انترنت شدم.(تمام نامه ها در صفحه (مشروعیت نظام ...) موجود است.اما متاسفانه برگشت شان به نوشتن مناسبتر از چند روزی بیشتر دوام نیاورد.البته من تنها ایشان را هم مقصر نمیدانم،دوستان دیگر هم برای آقای انصاری نامه های دوستانه نمی نویسند.اما در هر حال اینرا آقای انصاری بپذیرند که در ترویج فحش هیچکس به پایه ایشان نمی رسد.در هر حال طرف صحبت من شما هستید.اگر خواستید به ایشان دشنام بدهید ، خودش را مستقیمآ بگوئید.از شما تقاضا دارم که اگر ناراحت نمیشوید،دشنام به مادرش ندهید.چون مادر ایشان مقصر اعمال آقای انصاری نیستند.هر چه میگوئید مستقیمآ خودش را بگوئید.به همسر،فرزند و والدینش کاری نداشته باشید.البته این یک خواهش است.متباقی را خود شما میدانید.همچنان از آقای انصاری خواهش متقابل را مینمایم.در ضمن همان سه تقاضای که کرده بودم باز هم تکرار میکنم که آقای انصاری،فحش نده،دروغ نگو،با املای درست (املای خودتان) بنویس.و بیا و در گفتگوی معقول و انسانی به وجه مطلوبش سهم بگیر.شما که بیشتر از نیم قرن عمر دارید،پدر فرزندان قد و نیم قد هستید، تا به کی اینچنین بی بندو باری میکنید؟

در خاتمه شما را دعوت به مطالعه و شنیدن صدای آقای انصاری (مشهور به "سرپلی" )مینمایم:

پیام اقای انصاری را مطالعه کنید.
http://www.bidary.com/comment.aspx?id=77

در این سایت پیام آقای انصاری را که دیگران را دعوت به سهم گرفتن در گفتگو های ضد اسلامی مینماید مطالعه نمودید.در سایت آزمون ملی ،مقاله ایمان بدون تردد هم از همین آقای "سرپلی" میباشد.این قسمت دوم مقاله است.من منتظر مطالعه بخش سوم آن هستم.

http://www.azmoone-melli.com/index.php?rubrik=6

حال که این مقاله را هم خواندید شما را دعوت به شنیدن صوت آقای انصاری مینمایم.لطفآ به دکلمه های اشعارو غیره از زبان آقای "سرپلی"؟؟!! گوش فرا دهید.متاسفانه این اصوت در کنار عکس های یک جنایت کار ملی و بین المللی" حکمت دشمن" این قاتل ملت مظلوم ما میباشد.اما به فکر من که اقای انصاری به ایشان بی علاقه نمیباشند.

http://www.tanweer.blogfa.com/cat-27.aspx
در این صفحه نیز به اشعار از زبان آقای خلیل الله انصاری گوش فرا دهید.مثلآ راجع به مقام والای والدین!!!؟؟؟،خداوندا از افعال شنیع خود پشیمانم ووو....
http://www.islamtape.com/sounds.php?shareet=270

حال دوستان عزیز ! توجه بفرمائید که همین آقای محترم انصاری به پاسخ نامه های مخالفین خود چه مینویسند؟چرا تعجب نکنم؟ چرا متاثر نباشم؟آیا انسان در مقام موعظه در ظاهر یک قسم و در محل دیگر در باطن قسم دیگری باشند؟

آقای انصاری من باز هم از شما خواهشمندم که مثل گذشته به راه درست آمده و دیگر دروغ و کذب وغیره را بس کنید.

نوت: فراموشم نگردد که باید خدمت همه دوستان عرض میکنم که به حرفهای من در قسمت هویت آقای آنصاری ،سرپلی ،رسا و غیره باور داشته باشند.من در این باره اسناد کافی دارم .سر بخود به کسی اتهام نمیبندم.این موضوع را خود آقای انصاری نیز میدانند.البته آقای انصاری باشنده و یا متولد سرپل هم نمیباشند.

مزاری
سنت پیامبر مهربانی...خدمت اقای بابک !

دوست عزیز بابک درود و احترام ! یک مطلب را بعد از شنیدن دکلمه اشعار آقای انصاری برایتان گوشزد مینمایم که هر دو چهره هم اقای انصاری و هم اقای سرپلی با کلمات مروجه مردم بومی مزارشریف و اطراف آن بلدیت کامل دارند ، دوستانی که در دیگر نقاط وطن ما زنده گی مینمایند استعمال چنین کلمات را در گفت و گوی روزمره هرگز استعمال نمی کنند . مانند : پامدور ، پندی ، فلشتوروک ، چومچوق ، اومپلوق ، حولکی ، ولولکی ، قتله ، اتله ، غیره .

رسا
سنت پیامبر مهربانی...خدمت اقایون هزار بز و انصاری!

خدمت آقای بابک سلام .
ازاینکه مدتی از کابل پرس? بعید بودم پوزش میطلبم .در ثانی معلوم شما بوده با شد .که همه مانندشما در مصروفیت های غیر از کمپیوتر مصروف میباشیم .تا امرار معاش خویش وخاواده را کرده باشیم .ونیز مهمتر از همه سیستم جدید کا بل پریس مرا سخت پریشان ساخته بود آنقدر مهارت چون شما به کمپیوتر پیدا نکردم اما به گوشش هستم تا چیز های از کمپیوتر بیاموزم. اینرا تصدیق کنید که 400 کیلومتر از محل بودوباشم رفته تا اینکه ای سیستم جدید را بیاموزم . وغلط فهمی شما را نسبت به رسا دور بسازم . من رسا هستم ورسا نام فامیلی ویا به اصطلاح افغانی ما تخلصم میباشد با اسم فامیلی واقعی ام با شما بحث نمودم بمن بزرگتر هایم دروغ را نیاموختن وشاید کسانی باشند که رسا را بشناسند از خوانندگان محترم آرزومندم اگر رسا را میشناسند برای دور نمودن غلط فهمی جناب بابک چیزی بنویسند . نام مستعارم نیست نام فامیلی ام میباشد . محترم بابک صاحب . اگر سیاهی است در مقابل سفیدی هم دارد اگر تاریکی است در مقابل روشنی دارد اگر بیخدای است درمقابل خداپرست دارد اگرپیام درشت باشد جواب درشت دارد اگر دشنام بدهد در مقابل دشنام میشنود اگر توهین به مقدصات شود در مقابل توهین به تفکراتش میشود .آیا به این طرزپیام دادن و به امهات مسلمین تعرض کردن وبه نبی ص که رهبر ورهنما ی مسلمین هست حتک حرمت نمودن وبالخصوص به خالق مخلوقات ناسزا گفتن سزاوار وشایسته میدانید .ایا در مقابل انتظار ندارید که مسلمانی در مقابل شما بیاید ومدافع مقدصاتش با شد . وسرپلی در مقابل شما آمد نباید دیگر مسلمانی وارد صحنه شود . ببیند با پیام های شما چه کسانی آمدن مانند آرش بیخدا کاوه غرجی واجمل بیخدا وشادولا وهزاربز که همه نوشته ها موزون هم میباشد آیا این همه شما میباشید (بابک) واینکه من رسا آمدم چرا سرپلی ویا خلیل الله انصاری شدم درین بحث ما مسلمانان با از اشخاص همچو محترم آقای توفیق ومحترم آقای مزاری ومحترم آقای سرپلی جهان سپاسگداری باید نمود که در مقابل ناباوران به الله ج کمر همت بستند . محتر م بابک بگذرید از این حسن شکاکیت اینرا بادنید که هر اعتقاد با خود معتقیدینی دارد یکه یکه وارداین جر وبحث میشوند نباید همه را یکی شمرد والی همه آن بیخدا ها که با شما هم نظر هستند به نام شما ختم خواهد شد (بابک)

رسا
سنت پیامبر مهربانی...خدمت اقای بابک !

خدمت آقای بابک سلام .باعرض معذرت بنسبت غلطی انشائی درمرحله اول فرستادم مجبورآ دوباره ارسال نمودم.
ازاینکه مدتی از کابل پرس? بعید بودم پوزش میطلبم .در ثانی معلوم شما بوده با شد .که همه مانندشما در مصروفیت های غیر از کمپیوتر مصروف میباشیم .تا امرار معاش خویش وخانواده را کرده باشیم .ونیز مهمتر از همه سیستم جدید کا بل پریس مرا سخت پریشان ساخته بود آنقدر مهارت چون شما به کمپیوتر پیدا نکردم اما به کوشش هستم تا چیز های از کمپیوتر بیاموزم. اینرا تصدیق کنید که 400 کیلومتر از محل بودوباشم رفته تا اینکه این سیستم جدید را بیاموزم . وغلط فهمی شما را نسبت به رسا دور بسازم . من رسا هستم ورسا نام فامیلی ویا به اصطلاح افغانی ما تخلصم میباشد با اسم فامیلی واقعی ام با شما بحث نمودم بمن بزرگتر هایم دروغ را نیاموختن وشاید کسانی باشند که رسا را بشناسند از خوانندگان محترم آرزومندم اگر رسا را میشناسند برای دور نمودن غلط فهمی جناب بابک چیزی بنویسند . نام مستعارم نیست نام فامیلی ام میباشد . محترم بابک صاحب . اگر سیاهی است در مقابل سفیدی هم دارد اگر تاریکی است در مقابل روشنی دارد اگر بیخدای است درمقابل خداپرست دارد اگرپیام درشت باشد جواب درشت دارد اگر دشنام بدهد در مقابل دشنام میشنود اگر توهین به مقدصات شود در مقابل توهین به تفکراتش میشود .آیا به این طرزپیام دادن و به امهات مسلمین تعرض کردن وبه نبی ص که رهبر ورهنما ی مسلمین هست حتک حرمت نمودن وبالخصوص به خالق مخلوقات ناسزا گفتن سزاوار وشایسته میدانید .ایا در مقابل انتظار ندارید که مسلمانی در مقابل شما بیاید ومدافع مقدصاتش با شد . وسرپلی در مقابل شما آمد نباید دیگر مسلمانی وارد صحنه شود . ببیند با پیام های شما چه کسانی آمدن مانند آرش بیخدا کاوه غرجی واجمل بیخدا وشادولا وهزاربز که همه نوشته ها موزون هم میباشد آیا این همه شما میباشید (بابک) واینکه من رسا آمدم چرا سرپلی ویا خلیل الله انصاری شدم درین بحث ما مسلمانان با از اشخاص همچو محترم آقای توفیق ومحترم آقای مزاری ومحترم آقای سرپلی جهان سپاسگداری باید نمود که در مقابل ناباوران به الله ج کمر همت بستند . محتر م بابک بگذرید از این حسن شکاکیت اینرا بدانید که هر اعتقاد با خود معتقیدینی دارد یکه یکه وارداین جر وبحث میشوند نباید همه را یکی شمرد والی همه آن بیخدا ها که با شما هم نظر هستند به نام شما ختم خواهد شد (بابک)
موفق با >>رسا<<

شادولا
سنت پیامبر مهربانی...خدمت اقایون هزار بز و انصاری!

محترم جناب رسا:
من دوست محترمی در سالهای 1970 بنام آقای رسا که در مطبوعات آن زمان وظیفه داشتند و در قلعهء شاده، آنطرف پل سوخته زندگی میکردند، داشتم. آیا شما یکی از اولادهای اوشان هستید؟ اگر جواب تان مثبت باشد من حاضرم در بارهء اوشان که افتخار شناسایی شان را از نزدیک داشتم بشما معلومات بدهم. احترام

سرپلی
ای بوزی ریخی ره میدانین کیست ؟ خی گوش بکونین دیگه

دوستانی کابل پرس? سلام ! مه راست میگوم و دروغ نمیگوم که آصف سرپلی استوم و آقای انصاری که نویشتایشه خاندین و صدایشه شونیدین دیگه کس است . او از مزار است و مه از سرپل . ایقه ام لوده نخات باشوم که د ای کابل پریس ام دروغ گوفته چل بازی بکونوم . او گپیم ام راست بود و ای گپیم ام راست است . لاکن بابک با چل و نیرنگ د ای کابل پریس با چندین نام آمده که دو تایشه مه بریتان میکشوم و د ای گپی مه سری سوزن ام شک نکونین . میدانوم دلیلیمه قبول کده و صد فیصد تصدیقیش میکونین . هزار بوز ریخی که حیسیت و شرافتی ای بابک ره د زمین ها زد و پوزیشه د خاک مالید کیست ؟ دردی دلی هزار بوزی ریخی از چیست ؟ بابک هزار بوز شودن بخاطری چیست و بری کیست ؟ هزار بوز چه وقت بدونیا آمده و او ره که زایده ؟ هزار بوزه مادریش نزایده . هزار بوزه بابک زایده . دوستان ! یکی پورو پاگند است بخاطری مخالیفت های شخصی و دیگریش حقیقتی تلخ . و ای گپی مه حقیقتی تلخ است که شوما ره با دلایل و برهان های آساندکی خود قانی ساخته ثبوت پیش کشیتان میکونوم . پیش از ثبوت ای دو روی از یک سکه ره تماشا بکونین که چقه رسوا و ریشخند و بی حیا و رو سیا استن . با یک روی سکه بنام هزار بوز به ای کابل پریس آمده نه به ما مادر میمانه و نه ام خاهر و دیگه محرمات که اخلاقیشان حاجتی تاریف نمیباشه و خدا و رسولیشه ام گویا فقط امی ایزک مرد است که دشنام های نا سزا میته که جوابیش آماده و تیار است باشه د یگان وقتی دیگه . چراکه د کم قناعت نمیکونوم . روی دیگی ای سکی کثیف خودی بابک است که با تمام تاریک بودنیش خوده روشن ضمیر مینامه . و بری نفاق اندازی و شیطنت د مابین مسلمان ها پایه لوچ کده و نه کیتابی خدا میمانه و نه ام حدیثی پیغمبر و نه ام نام و نشانی معجزه امگی ره با دلایل مردوم فریبی و چال های شیطانی میخایه رد بکونه که ازی درک تا سرپلی زنده است خاطرتان جم باشه که یکایک با منطق عامیانه رد میکونه و میتانه رد بکونه و نر واری رد میکونه و دلیلیشه مثلی ایزک ها خنثا میسازه . ای بود دو رخی بابکی هزار بوزی ریخی که با ریخیش مولکه د بوی داد . پیش از دلیلی هزار بوز بابک بودن سرپلی و انصاری چه گل ها ره د آب دادن ؟ با ما باشین

سرپلی
ای بوزی ریخی ره میدانین کیست ؟ خی گوش بکونین دیگه (2)

برین بگوفتی ای بابکی هزار بوزی ریخی که هر دو رخیشه تماشا کدین که یکیش فحش گوی زن و مادری مردوم و دیگیش فحش گوی خدا و رسول . ای سرپلی و انصاری ام گویا بگوفتی بابکی هزار بوزی ریخی یک نفر است مثلی که هزار بوز و بابک یک نفر استن . گیروم یک نفر . سرپلی اگه انصاری شوه باید کلایشه د آسمان پرته . و اگه انصاری سرپلی شوه باز ام از حیسیتیش چیزی کم نمیشه چرا که سرپلی ام تابالی ایتو کاری نکده که باعیسی شرم و خجالتی مسلمانان و یا انصاری شوه . اگه دو و دشنام زده بفرماین یک دو و دشنامیشه نشان بتین که ایلا به ایلا کسی ره فحش گوفته باشه . بیغم باشین که پیدا کده نمیتانین . " ها " او کسی که به خدا و رسولیش بد و رد گوفته باشه هر چه گوفتیم کم است و بگوفتی بیادر چمکنی بری او مردوم فقط یک گلوله ای داغ د مابینی پیشانیش بکار است و بس . از گپای نویشته ای و صدایی انصاری چه فامیدین ؟ آیا او ره یک شخصیتی نادرست میدانین ؟ پس مه چرا از انصاری شودن انکار میکونوم ؟ بخاطریکه مه انصاری نیستوم و انصاری شوده نمیتانوم . لاکن بار بار بری بابکی هزار بوزی ریخی گوفتیم که مه از نویشتایش و کست هایش استفاده میکونوم و کدیم و خات کدوم . آیا ای استفادی مه جرم است ؟ خیر باشه که ای بزی ریخی ام که شک نکونه مره مزه نمیته . هزار بوز بچیم بسیار ریخی بد بوی زدی . هزار بوزه گوفتوم بابکه نی . لاکن بابک باید تصدیق بکونه که باز سرپلی تبریش خوب د درز خورد . و بابک با ساختنی ای هزار بوز تیشه به ریشی خود زد . و حالی مه بریتان مشک و شانیشه بسته کده د دیستیتان میتوم ببینوم با بابکی هزار بوز دار چه میکونین ؟ د حالیکه درختی صبر و راستی برده باری سرپلی ره امی پاروی هزار بوز قوی تر ساخت . آقای بابک نمیشود بجای ای هزار دانه بوز یگان دانه ماچه خر میزایدین که کم از کم تاقتی ایقه نوشادر زدن د مقعدیشه خو میداشت و یا د ایقه قرتک می ارزید و مه ام آساندک سریش سوار میشودوم و با خله هایم دیگام او ره د قرتک می آوردوم . میدانوم که امدفه امی بوزغالای ریخیتان اکتی ماچه خرا ره کده د میدان می آین و بسیار خیزک و جفتک میزنن . بان که بزنن . آخر بوزگریشانه ام باید صابت بسازن . مه مونتظری خیلی سک های بابک ام استوم که اونا چه عف خات زدن . (بابک به بابک میگه) میبخشین بابک به هزار بوزیش وصیت میکونه که به مادریش دو نزن که او گونا نداره . ای ام یک پاینتی مثبتی است که از سرپلی شکر آدم گریت ره یاد گریفتی و خوده به مردوم نشان دادی که بابک آدم ام است . آقای بابک بکلی صابت ساختی که چقدر مکاره و مردوم فریب استی که شیطان به تو رسیده نمیتانه . اینی ره میگن (سفاهت) اینی ره میگن مکر و هیله گری که بیک نام دو و دشتام بتی و بنام دیگه او ره نصیحت بکو . وای بحالی کسی که تا انوز تو مکاره نشناخته . خیر باشه مه انوز به ای مکارگی تو دلیل نگوفتیم . هرکس نه بابک است و نه ام سرپلی . اگه میخاین خوده د گپ برسانین (نو چه ) با ما باشین .

سرپلی
ای بوزی ریخی بابکی روشن ضمیر است (3)

آقای مزاری شاید و گوای ما هر دو نفر استن و آقای توفیق ام از موضو باخبر میباشن . آقای رسا که بگوفتی ای فریب کار ام مه استوم شاید استن . به ایمیلی انصاری روزانه دو دفه ارتباط میگیروم لاکن کمپیوتریش بند است . بابکی مکار خات گوفت که ایمیلی انصاری ره از کوجا کدی . هر وقت پورسان کد باز بریش خات گوفتوم . که مه ایمیلی انصاری و بابک روشن ضمیره از کوجا کدیم . قسمتی سومی ایمان بی تردید ام د امی سایت ها است مه ببینوم میتانی پیدا بکونی ؟ لاکن ای سرپلی پیدایش کده . و تو ره ام به کوجا کوجای ای دونیا که ریخ زدی اگه دلیش خاست نشان میته .
مه د اول ها د کابل پریس که درامدوم فقط بری مردوم سیاسی تنز نویشته میکدوم و بخاطری شوخی خودیمه کاندید ماریفی ساختوم که بیک گپی بیادر مهربانیم مزاری جان ازی پاچا شودن تیر شودوم . با مزاری جان شوخی های ادبی و غیری ادبی ره شروع کده با آقای توفیق جان بیجا و بی مورد در گیر شودوم لاکن از پیشیشان درسی اخلاق یاد گریفته (که امروز بالای ای بزغاله استیمال کده دیدوم) معزرت خاستوم . نویشتای مردومه خاندوم و کفر گویی هایشانه به بسیار درشت جواب گوفتوم و میدانی کابل پریسه فقط امی چند نفر کفر گویی پور کده بودن مثلی یمدری . بحرالعلوم ملا عمر که او ام بابک بود . و پسان ها یک دلی دیگه پیدا شودن که کفر گویی ره از حد تیر کدن مثلی راویش و نظرای اجمل بیخدا و مه ام رخی نویشتایمه بطرفیشان کدوم . بی ادب ره به بی ادبی و صاحیبی دلیل و منطقه با برهان جواب میگوفتوم . لاکن جواب نمی شونیدوم . نویشتای انصاری مزاری و توفیق و مهدوی ره خوش داشتوم و میخاندوم . با نجیب که تخلص کامل خوده ورداشته بار دیگه د میدان آمده بود یک برخوردی خورترک کدوم لاکن جوابیش د نظریم کمزور مالوم شود . مداخلی بابک و نویشتایش مره متوجی ازی ساخت که د مابین کفر گوی ها امی آدم (بابک) سرتاجیشان است . خاستوم با او چند گوفت و گوی داشته باشوم اما او رخ نمیگریفت و دیست نمیداد . مه زیری نویشتای راویش سخت نویشته میکدوم تا شاید او چیزی بریم نویشته بکونه خو او نویشته نکد و مه میدانستوم که ای راویش بنام دیگی د داخل ای مردوم نظر میدادگی ها حتمن وجود داره و بسیار فکر میکدوم شاید امی بابک باشه لاکن نمیدانوم . بل آخر بابک ره دعوت به جرو بحس کدوم و او خوده تیر می آورد . مجبور شودوم د هر جای که نویشتی بابک میبود د زیریش چند گپی سخت و سوستی مه نویشته میکدوم تا مجبور شوه و بگپ بیایه . مزاری جان شاید است که او ره بزور و جبر بطرفی مناقشه آوردوم که او ام ناچار دعوتی مه قبول کده بجای که آدرس داده بودوم تشریف آورد . و مه ام اونا ره خوش آمدید گوفتوم . یانی که بابک د مقابلی مه نامده مه بابک ره د مقابل خود بزور و جبر آوردیم و بخاطریکه او به مقدسات و خدا و رسولیش حتکی حرمت نکونه و از طرفی مه ام دلجم شوه چند شرایط ماندوم که نه او به مقدسات ما تعارض میکونه و نه مه به او گپی خراب میگوم فقط دلیل میگه و دلیل میشنوه بحس های فلسفی و کیتابی بسیار شود باز از قرآن و سنت چیزی گوفته شود و مه دیدوم که او نمیتانه بی توهین گپیشه بزنه او ره مجبور ساختوم تا به دلایلی عقلی بحس بکونه که د مابین هر دویما مشترک است . از او 18 سوال کدوم و خودیم جوابی خوده گوفتوم و از او راجی به ای 18 سوال نظر خاستوم . سوالایم چون به قلمی مه بیسواد نویشته شوده بود او ام خاست تا با شانی سوال جواب بگویه و امی بود که چتیات گویی ره شرو کد و یک سوال ره د چار قسمت غولنگ خایی کده و شف شف گوفته و بل آخره با توهین های داخل چوکات ادبی د میدان انداخت . و از امینجه او عاقبتی ای بی نزاکتی خوده فامیده از برای آینده یک هزار بوزه د مقابل مه آماده ساخت که شوما مردوم میتانین ملاحظه بکونین که پیش از ای تاریخ هزار بوزی وجود نداشت . با ما باشن

سيد سكندر
ای بوزی ریخی بابکی روشن ضمیر است (3)

دوستان عزيز و مليت هاي متدين افغان السلام و عليکم و رحمت الله و برکات! بعضآ حرکاتي انسان را وادار بگفتن و نويشتن ميسازد هرچند خاموش پسند باشد. موجبي شکست اين خاموشي من دوستاني چون هزار بز و سرپلي شدند. من با اينکه در لجن زاري از گناهان غرقم خودم را مسلمان ميپندارم هرچند خودم را پابند هيچگونه مزخرفات ملايي و داملايي و آخندي نميبينم ، دمکراسي را يکي از آرزو هايم ميپنداشتم و نشناختن خدا را بخود عيب ميدانستم و ميدانم ، حکومتي را خواهان بودم که پهلوي نامش کلمه ء اسلامي نباشد ولي اسلام را حق فردي دانسته در يک روحيه ء آزاد و بدون تعصبات و اغتشاش هرکه بکارش شده بسوي يک افغانستاني مترقي گامزن شوند. اما از حرکاتي آقايان هزاربز و از سخناني اقاي سرپلي که ايشانرا شخصيتي معملولي خواه هر کسي باشند ندانسته نتيجه ء غير آن برداشتم که تا هنوز چنين خطوراتي افکارم را بخود جلب نکرده بود . بيمورد نخواهد بود اگر بآن توجه فرمايد. اسم جمهوري اسلامي پهلوي اسم افغانستان يک امر ضروري بوده بايست باشد. دمکراسي يک اسمي نامناسب در قبال اسم اسلام ميباشد که قبلآ چنين نظري نداشتم. قانوني بايست طرح شود که هتک حرمت به اديان سماوي و اديان مروج در افغانستان قابل مجازات سخت شناخته شوند. زيرا اين ملتي که 99% مردم آنرا مسلمين تشکيل ميدهند گنجايش براي بيدين و ملحد و حتي زردشتي ها را ندارد. پس چه بايد کرد؟ بخاطر يک فيصد که نميشود همه ملت را تباه نمود. بهتر آنست براي رفاهي ملت و ميهن ويران با اسلام بسازند،اگر واقعآ وطن پرست اند. اگر از حق نگذريم و به صفحات انترنتي نظر اندازيم اکثر آناني که داخل کار و فعاليتند همين بي ديناني چون راوش و بابک و جناب هزار بز يمدري و امثالشان اند که زير اسامي مستعار تيشه بر ريشه ء مقاصد حتي خودشان ميزنند و مورد تنفر و انزجار شديد مردم خود ميگردند. فقط همين کابل پرس? را مثال ميدهم و از شما نويسندگان صاحب خبره ميپرسم آيا غير از سرپلي که خودش خود را بيسواد معرفي مي نمايد و چند نفر انگشت شمار، چه تعدادي را ميشناسيد که از براي دفاع اسلام برخاسته باشند و يا به مثلي سرپلي با شما در گير باشد؟ متآسفانه که نداريم. هرکه سرپلي نميشود تا بخاطري اسلام توهين و دشنام هاي رکيک غير ادبي و غير انساني بيدينان را با کمالي متانت بشنود و دست از کار خود برندارد. فکر نميکنم کسي را به اين صفت دريابيد. با ملحدان از الف تا يا درگير اند چرا؟ بهتر است از او يک سوال داشته باشيم که در قسمت طالب ها چه نظري دارند. آيا طالب ها را مي پسندند و يا رد ميکنند که در هر دو صورت بايست خط و مش شانرا واضيح نمايند. هر چند نظر به دعوي خودشان من تصديق مي نمايم که ايشان هيچگاهي کسي را بدون موجب و کفر گويي سرزنش ننموده اند ولي من نميخواهم حتي از زبان ايشان و يا ديگران فحش بشنوم و اين يک کاريست ناپسند. اما در مقابل سخترين دشنام هاي آقاي سروش، اين بزرگوار را نرم و حليم يافتم و گمان نميکنم چيزي بگفتن نداشته باشند. نظر به اين عمل انسانانه ء ايشان نتنها که سخنش را بايد باور کرد، بايست سنجيد که چرا اين عمل را با هزار بز به اجرا نگذاشتند. با اينکه در قسمتي اوشان نيز ايشانرا صبور تر ميبينم. آقاي سروش بخودش اهانت نمود و آقاي هزاربز بديانتش. آيا هردو را ميتوان در يک ترازو وزن کرد؟ من با اين مثالم آقاي سرپلي را تمجيد نمينمايم توهين هرجنبنده ء برايم ناگوار است چه رسد به انسان که اشرف مخلوقات اند. ولي ايشانرا با ادب تر و بردبارتر از هزاربز يافتم، اميد تا آخر چنين باشند. رويهمرفته اين يک مثالي بود از براي ملحدان، که اخلاق بيسواد ترين يک مسلمان بهتر از بادانشترين آنان است. آقاي يمدري که زير هر نظريشان يکي دو يتيوپ کفر گويي را ميگذارند شکي نيست که از معني دمکراسي و آزادي بيان استفاده جويي غلط و ناجائز را برداشت دارند. مردم از روشنفکري و روشن ضميري، با موجوديت اين نام هاي زيبا سخت متنفر هستند چرا؟ با خواندن مقالات چون بابک و راوش و نظريات هزاربز و يمدري کاملآ ايشانرا حق بجانب ميدانم. گويا روشنفکر همان کسانيکه از خدا بيزار اند و روشن ضميرهمان مرتد شدگان و فحش گويان. جاي بسا تآسف است بآنانيکه از طريق سايت ها بجاي اخلاق و ادب به مردم درس دشنام ميآموزند. چه هزاربز باشد و يا سرپلي و يا کسي ديگر. آرزو مندم کافر و مرتد بخاطر آبادي وسرسبزي اين خاک خون آلود بگرد هم جمع شده در زير همان بيرق اسلام متحد گردند که جز اين چاره نيست. خواهش مندم دست ازين کشت و خوني انترنتي برداريد و بر ضد همديگر بر نخيزيد که خيري در آن نخواهيم يافت. از مهر و محبت و بر آنچه همنظريم رخي سخن را آوردن مردانگيست نه با فحش گفتن خود را فضيح و رسوا کردن. در اخير خدمت بابک روشن ضمير بايد گفت هردو شخصيت هاي سرپلي و انصاري بر حق تر از شخصيت هاي بابک و هزاربز بوده و راهشان مستقيم است. نه بمانندي افکار مشوش بابک در طوفان نوح .

بابک روشن ضمیر
خدمت آقای خلیل الله انصاری مبلغ اداب و اخلاق و دین !

آقای محترم خلیل الله انصاری احترامات مرا بپذیرید.

متاسفانه در هر سه نامه تان چیزی به استثنای دروغ ،خشم،عصبانیت مفرط،دستپاچگی و سفاهت چیزی بیشتر ندیدم.چرا اینقدر وارخطا و پریشان میشوید؟چرا بر گفتار و کردار تان کنترول ندارید؟شما که خود را یک واعظ اسلامی کشور ما میدانید.چرا اینقدر ظاهر و باطن تان از هم فرق دارد؟شما ممکن است افراد دیگری را بتوانید بفریبید،اما در قسمت فریب دادن بابک کوشش نکنید.چون بابک مثل شما هوایی به کسی اتهام نمیبندد.شما در هر سه نامه تان بدون آنکه آبراببینید ،موزه را از پا کشیده اید.بین نظریات من و آقای هزار بز فرق های بسیار زیادی وجود دارد که شما نتوانسته اید آنها را ببینید.و بدون تعمق و تفکر با خواندن یک یا دو نامه عجله کرده و قضاوت نموده اید.یا بفکر کدام فریبکاری دیگری میباشید.شما باید قبل از آنکه مرا متهم به نوشتن با اسم هزار بز میکردید،با حوصله مندی نظریات ،روحیات و عادات مرا با نظریات،روان و عادات نوشتاری و فکری آقای هزار بز مقایسه کرده و دلایل تانرا با منطق و حوصله مندی مثل یک انسان عاقل بیان نموده و بعدآ تمام نکاتی که به نظر تان مشترک خورده بود، با نوشته های جدید ترامتحان کرده و بعد از ادعا و اثبات،در صورتی که صد در صد مطمئن میشدید،به همان شیوه خودتان مجازات میکردید.که طرف مقابل هم به گناه خود واقف میگردید.مثلی که شما به هویت انصاری بود خویش واقف هستید.اما شما به یکبار چنان سیل سفاهت و دشنام از زبان جاری کرده اید که حد ندارد.حالا قبل از بررسی و مطالعه مرا محاکمه و بدون سمع دفاعیه ، به باد دشنام گرفته اید برای شما چه بگویم؟

من و شما باید یکی از این دو حالت رابپذیریم.حالت اول اینکه شما درست حدس زده اید.پس در اینصورت من تمام دشنام های تان را ضرب هزار کرده وباید قبول کنم.و یا حالت دوم اینکه ،شما در قضاوت تان عجله کرده و بخطا رفته اید.پس با این نوشته شما حماقت و جهالت تانرا به رسمیت شناخته ودر این حالت دوم ، من تمام دشنام های تانرا ضرب صد هزار کرده و دوباره به آدرس خودتان میفرستم.چون اینکار حق من است.چون من بیگناه میباشم و در گام بعدی باز هم تمام این دشنام ها را ضرب میلیون کرده و به ادرس .......باید بفرستم.بلی یا نه ؟؟خوب در حال حاضراینرا میگویم که نه نه این مرحله باشد برای بعد.هنوز برای اینکار وقت داریم.

اما اگر من برعکس ،وقتی به شما میگویم که شما آقای انصاری هستید و سرپلی یکی از اسمای مستعار شماست،به این معنی است که دلایل کافی برای اثبات ادعای خود دارم.یک دلیل نه بلکه صد دلیل.شما یکی از آنها را رد نمیتوانید.چونکه این عین واقعیت میباشد.این موضوع را هردوی ما میدانیم.ببینید،من نوشته های شما را از حیث نکات خیلی متفاوت و اسناد زیادی که خودتان هم نمیدانید و نمیتوانید حدس بزنید،مورد بررسی قرار داده و قرار میدهم.چیز هایی را من مورد بررسی قرار میدهم که شما حدس هم زده نمیتوانید.از همین سبب است که در مورد هویت تان صد در صد مطمئن میباشم.با این بهانه که گویا سرپلی نظریات انصاری را استفاده کرده است خود را خلاص نمیتوانید.دلایلی هم وجود دارد که خود آقای بزرگوار و بافضیلت از نوشته های سرپلی بیچاره!!؟؟ استفاده کرده است.باز چه دلیل دارید؟یا آقای رسا اشعار و نوشته ها و نظریات انصاری را بنام خود میدهد.باز چه دلیل دارید؟این نوع استفاده ها یک طرفه نه بلکه سه جانبه میباشد.شما هم اینرا دقیقآ متوجه هستید.اینرا بدانید که زمانی شما بحیث یکنفر با چندین اسم پیام میگذارید،بدون آنکه خود تان متوجه باشید،آثار "انگشتان تانرا" در آنجا گذاشته و فراموش میکنید که آنها را پاک کنید.و این امر سبب دستگیری شما میگردد.شما نه یک اثر انگشت،بلکه به صد ها به یادگار گذاشته اید.هر قدر دیده درایی کنید به همان اندازه بی حیثیت تر شده و میشوید.ببینید من از شما چیز زیادی نخواسته ام .فقط گفته ام که با املای اصلی خودتان بنویسید،به طرف مقابل صحبت تان ولو هرکس باشد اهانت نکنید و راست بنویسید.مگر اینها حرف های نادرست اند؟ چه فکر میکنید؟خلاصه همه تقاضا هایم همین بود که احساس مسولیت کنید و بی بند و باری را کنار بگذارید و بس.
وقتی که الله تان برای شما میگوید که دروغ نگو و شما هم تظاهر فوق العاده به پابندی به گفتار الله تان دارید.چه فکر میکنید؟ آیا الله تان دروغ تانرا میداند یا نه؟حتمآ با خود میگوئید که برو باز توبه میکنم.خوب خیر است حال اگر صد بهانه هم بیاورید ،بابک در آینده کم کم اسناد ارائه میکند و شما به انکار تان تا اخیر ادامه بدهید.باز میبینم که چه خواهد شد.

حالا ادعا هم دارید که به آقای انصاری ایمیل داده اید !!!!!؟؟؟؟؟و فهمیده اید که کمپیوترش بند است .آفرین به اینقدر درک شما.شما از کجا دانستید که کمپیوترش بند است.از بند بودن کمپیوتر های دیگران هم خبر دارید یا تنها ازبندش کمپیوتر آقای انصاری مطلع هستید؟باز هم ایمیل تانرا ادامه بدهید.من از شما نمیپرسم که ایمیل انصاری را از کجا پیداکرده اید.چون شما نه تنها یک آدرس ایمیل انصاری صاحب را بلکه تمامی ایمیل هایش را که شاید در حدود صد ادرس ایمیل برسد برایش ساخته اید و همه را میدانید.این مهم نیست.اما فکر تان باشد که به همین زودی ها از قلم خود انصاری ؟؟!!هم یک نامه دریافت خواهیم نمود.این مقدمه چینی هایتان بی نتیجه نخواهد بود. پس در همین زودی ها ،من نامه انصاری صاحب را با دقت خواهم خواند.باز این بار از شخص خود شان سوال خواهم کرد که چرا از نوشته های آقای سرپلی استفاده کرده است؟البته نامه شان را با نامه های قبلی اش هم مقایسه خواهم نمود.خاطر تان جمع باشد.خیلی مزه دار خواهد بود که آقای سرپلی !!؟؟ با آقای انصاری تبادل نامه نمایند.

حالا باز هم در مورد آقای هزار بز: آقای انصاری باز هم جای خیلی تعجب و افسوس است که شما فرق بابک و هزار بز را کرده نمیتوانید.البته در گذشته ادعای چند نام دیگر را هم داشتید که خوشبختانه تعداد آنها به دو اسم کاهش یافته است.برای آرامش خاطر تان باید عرض کنم که اینجانب هرگز به نام ملا بحرالعلوم پیام نداده ام و نظریات این نویسنده هم بخاطرم نمانده که چه گفته بود.دوم من هرگز بنام هزار بز پیام نداده ام.من این موضوع را به صداقت کامل مینویسم.تقاضای من از شما اینست که قبل از این چنین ادعا های بی اساس ،از هر حیث ،دقت عمیق مبذول دارید.تا بعدا ندامت دامنگیر تان نگردد.بیائید و حد اقل پنج دلیل تانرا با منطق قطار نموده و از من در این ارتباط جویای پاسخ گردید.تا ببینید که چقدر حدس تان درست بوده است.همچنان از میر هزار هم تقاضا دارم که اگر من به نام هزار بز پیام داده باشم آنرا در همین صفحه بنویسد و یا ادعای شما را تائید کند ، تا سبب عبرت من گردد.تا در آینده چنین اشتباهی از من سر نزند.و یا با رد آن شما را خجالت بدهد.(مطمئنآ که شما هرگز خجالت نمیکشید.) که شما قضاوت خیلی عجولانه کرده اید.دوم آنکه من ازخود آقای هزار بز هم تقاضا دارم که یک پیام هم به همین ارتباط بنگارند که هزار بزکیست ؟ آیا بابک و هزار بز یک نفر هستند؟ و یا دو نفر مختلف؟

آقای انصاری! من از این اتهام بی اساس شما نمیترسم.میدانید که چرا؟طبعآ چون هزار بز نیستم فلهذا نمیتوان شباهت کامل بین نظریات ،روحیه ،اعتقادات ،وو...من و هزار بز وجود داشته باشد.نه من از هزار بز و نه هزار بز از من پیروی میکند.آنقدر فرق بین این دو نفر وجود دارد که حتی یک خواننده معمولی هم قادر به درک آنست.دلیل آنکه شما متوجه نیستید باید خود تان اظهار نمائید.من صرف بنام بابک پیام میدهم.پیام دادن با دو نام یا بیشتر بصورتی که شما رواج داده اید ،به نظر من یک رذالت میباشد.من این رذالت را نمیکنم. اگر به یک اسم دیگری پیام دادم از میر هزار تقاضا دارم که آنرا به اطلاع عموم برسانند.مثلیکه یک مرتبه از یک مفسدی دیگری بنام طالب کاکو و شریعت یار لعین پرده برداری نموده بودند.من از این کار میر هزار از صمیم قلب تشکر مینمایم.اینرابدانید که اگر در آینده تصمیم به تغیر نام مستعارم بگیرم آنرا بصورت حتمی اعلان میدارم.شما از این بابت تردیدی بخود راه ندهید.پس نتیجه نهایی آنکه تمام دشنام های تان بنام بز،و ریخ وو... به آدرس من نمیباشد بلکه هدف تان آقای هزار بز میباشد و به من مربوط نیست.اگر حرفی در مورد نوشته های بابک دارید بفرمائید تا پاسخ عرض نمایم.

آقای انصاری ! اینرا خوب بخاطر داشته باشید که من تا بحال به شما اهانت نکرده ام.نه به اسم انصاری نه به اسم سرپلی م نه به اسم رسا وغیره.اما متاسفانه شما چندین بار است که مرتکب این کار شده اید.مگر من هرگز از جاده عفت کلام نبرامده ام.آرامش خودم را حفظ کرده و دست به پاسخ خلاف کرامت انسانی نزده ام.چونکه از یک طرف این کار خوب نیست .به آرزو اهانت به هیچکس نیستم و از جانب دیگر من شما را میشناسم و دلم نشده به خلیل الله انصاری توهین نمایم.اما این کار تا مدت زیادی نمیتواند ادامه بیابد.چونکه هرکس یک معیار معین برای حفظ خونسردی خود داراست.اگر این شیوه را ادامه دادید ،آنگاه شما از من گله نداشته باشید.همین نامه را بخاطر تان بگیرید.چون در آنصورت پاسخ باید مطابق تعرض باشد.اماخیلی آرزو دارم که مجبور به اینکار نشوم.ضمنآ به این آرزو نیزهستم که یک روزی شما متوجه فرق بابک و هزار بز شوید.آنگاه حتمآ حد اقل نزد خود تان خجالت خواهید کشید.بلی اگر وجدان پاک داشته باشید.البته اگر روزی شما درک کردید که فرق بابک و هزار بز زیاد است و شما بیجا به بابک از این بابت دشنام داده اید از اظهار ندامت تان خجالت نکشید.چونکه هر موقع انسان متوجه اشتباه خود میگردد موقع خوبی است.

یک تقاضا از میر هزار!
اقای میر هزار من از خودت صمیمانه تقاضا دارم که کسانی را که با چندین اسم مختلف مطلب مینویسند افشا کن.مخصوصآ در یک بحث مشخص و در همچو مواقع.تا سبب پند به دیگران گردد.با اینکارت از شعبده بازی های مداری های دینی کم خواهی کرد.

بابک روشن ضمیر
خدمت دوست گرامی آقای هزاربز!

آقای محترم هزار بز! احترامات خدمت تان تقدیم میدارم.

در نامه قبلی ام از شما تقاضا کرده بودم که به آقای خلیل الله انصاری که تحت نام مستعار سرپلی مصروف فحاشی است دشنام مادر ندهید.البته امیدوارم که نامه ام را مطالعه نموده باشید. نامه هذا را برای آن برایتان نوشتم که مرا از بابت آن تقاضای قبلی ام ببخشید.من دیگر در اینگونه موارد در مورد این شخص دخالت نمیکنم.او کاملآ مستحق هر نوع دشنام است که دوستان لازم میبینند.شما هر قدر او را با دشنام هایتان بنوازید سبب خوشحالی اش میگردد.من فکر کرده بودم که بهتر است با همدیگر در یک فضای انسانی تر افهام و تفهیم نمائیم.و مادران همه ما که با بسیار محرومیت و با قبول هزاران رنج در آن جامعه مرد سالار استبدادی، از هیچ رنجی بخاطر آسایش ما دریغ نکرده اند ،مادران ما که محروم ترین و بیچاره ترین انسانهای کره زمین است ،از گزند خشم و عصبانیت های ما در امان باشند.در این جا هدف من تنها مادر آقای انصاری نه بلکه تمامی مادران بود.(البته به شمول تمامی اعضای خوانواده های هر یک ما) مگرمتاسفانه از این تقاضای من آقای انصاری نا راحت گردیده و آرزو داشت که هر چه بیشتر دشنام بشنود .سپس به جعل ،این تعبیر را نمود که گویا من با یک اسم او را دشنام و با یک اسم دیگر خواهش عدم دشنام مینمایم.البته این عملیست که خود آقای انصاری آنرا در چندین جا کرده اند.با خواندن این تقاضای من به فکر قیاس با اعمال خودش افتاده و گمان کرده که دیگران نیز از این نوع رذالت ها میکنند.اما غافل از این اند که این قسم اعمال ناشایست صرف از انسان های مریض مثل خودش ساخته است و بس. متاسفانه باید عرض کنم که تا زمانی که آقای انصاری از لجاجت دست نکشیده اند،این شرایط ادامه خواهد یافت.اما من شخصآ ،در هیچ شرایطی و هرگز به مادر ایشان تعرض نخواهم نمود.ولو اینکه انصاری یک کتاب را از دشنام برای من پر نماید.

موضوع دوم آنکه شاید خود شما هم متوجه نامه های آقای انصاری شده باشید که مرا و شما را به حیث یک نفر با دو نام مستعار معرفی کرده است.ممکن است اینکار را آگاهانه و بصورت قصدی به این هدف که ادعای درست و واقعی مرا با ادعاهای کاذبانه اش تحت تاثیر قرار بدهد ،نموده باشد.و یخن اش را به ذعم خودش از محاکمه که عنقریب برایش دایر میکنم رها نموده باشد و یا ممکن است بنابر عدم دقت و حرکات عجولانه که عادت همیشگی اش میباشد به قضاوت نادرستی رسیده است.در هر دو صورت من از شما تقاضا دارم که اگر وقت داشتید یک نامه به این ارتباط بخاطر رفع سوء تفاهمات همگانی بنگارید.با این طریق در حال حاضر سه نفر ، من ، شما و میر هزار (ممکن بعضی از همکاران دیگر کابل پرس? هم اینرا بدانند).صد در صد به غلط بودن ادعای آقای انصاری واقف اند.اما با نامه شما کمک فراوان به رفع سوء تفاهمات دیگران نیز خواهد انجامید به این ترتیب این نفر را که هرگز خجالت نمیکشد،یکبار دیگر خجالت بدهید.از همکاری تان قبل از قبل سپاسگذاری مینمایم.باز هم از دست اندرکاران کابل پرس تقاضا میدارم که افرادی را که با چندین اسم مستعار پیام میگذارند افشا و رو سیاه گرداند.

کسی که حسابش پاک است از محاسبه باکی ندارد.

رسا
خدمت آقای خلیل الله انصاری مبلغ اداب و اخلاق و دین !خدمت آقای سرپلی

خدمت محترم آقای سرپلی اسلام وعلیکم :نظر شمارا خواندم خداوند ج درهر حالت طرفدار حق بوده وهست هیچ منکری که تعداد انگشت شماری بیش نیستند .جای را نمیگیرد ودیگر اینکه بیخدایان درحق الله ج ورسول الله ص وامهات مسلمین زدن و میزنند ودرمقابل حرف های زشت شان زشت میشنوند ودر مقابل دلایل شا ن دلیل میشنوند این یک امر واضح است من بحث شما را با آ قای بابک از اول میخواندم در اوایل مودبانه بود بعد از آمدن هزار بز به دو دشنام انجامید وبالاخره کسانیکه با شما همنظر بودند مانند من باشما یکی شمردند . اگربحث دوستانه نباشد آخرش به همین جا میانجامد .بنده یکی از همنظران شما ودر مقابل بیخدایان با شما هستم تمام پیام های شما معقول بوده وهمه حرفهای شما مورد تائید است .دوستم انشاالله دیگر برادران مسلیمت یکه یکه وارد این جرو بحث میشوند مطمئن باشید. خدمت آقای شادولا سلام :محترم من آنکه شما گفتید نیستم شاید ایشان را بزرگانما بشناسند من از کابل نیستم . اینقدر بگوئید که من خلیل الله انصاری ویا سرپلی نیستم .تا غلط فهمی آقای بابک دور شود .ونيز بگوئید که رسا نام

فامیلی یک خانوادهی هم میباشد با احترام >>رسا<<

Yamdari
آیا من اجازه دارم که رسما " با روش اجدای ام یعنی زرتشت بزرگوار خداوند گار بلخ باستان زندگی کنم ؟ وراحت باشم از نام ترور. اگرمیگوئید که اسلام دین صلح است؟

من ( یمدری ) هستم و میگویم :
همیشه کسانیکه لباس تزویرو ریای اسلامی را برتن می کند بگفته حافظ :

واعظان آن روضه بر محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.

چرا شما از شنیدن واقعیت ها میترسید . مگر شما این طالبن را نمی بینید ؟ مگر فراموش کردید که 30 سال در افغانستان جنگ دوام پیدا کرد و تمام این مجاهدین که سنگ اسلام ناب محمدی را برسینه می کوبند و از جیب آمریکای کفر آنقدر خوردند که تا گلو و هنوز هم دست از سر مردم ما بر نمیدارند و هنوز هم با و قاتلوهم لاتکونو فته هم یمهنان ما را می کشند. شاید تو هم یکی از آن قاتلین هستی که حالا با جملات مظلومانه میخواهی آدم کشی ها غارت ها تجاوز به زنان تجاوز به اطفال بی گناه و همه و همه را ماست مالی کنی .

خوب وقتی دولت خلق و پرچم سرنگون شد به کمک تازیان سوسمار خور عرب انگلیس و آمریکا و اروپا این گروه گک ها چرا کابل را میدان سگ جنگی جور کردند و 60000 انسان بیگناه کابل را به قتل رسانیدند و خانه ها و شهر شان را ویران و تمام هستی و دارایی شان را در ولایات بردندو این کرده جهل در کدام دین و آئین سراغ کرده میتوانی. حیوانات جنگل اینکار را نمی کنند.

شما ها با توطئه تازی های سوسمارخور کشور مارا به قهقرا و فلاکت برده اید حتا شما ها حاضر هستید بنام تازی ها از ناموس تان هم بگزرید مانند همین ملا عمر که بخاطر به قدرت رسیدن دختر کوچکش را زیر پای اسامه بن لادن سومار خور تازی انداخت تا سید بچه به دنیا بیآورد.

شما ها لیلقت زندگی را ندارید چرا که زندگی را برای تمام افغانها تار ساخته اید . اعراب خود سر غندی خیر نشسته و شما ها را استعمال می کند اگر آمریکا و روس خارجی است عرب ها برای افغانها از بدترین یشریت جهل روی زمین است که مانند سرطان مردم ما را در جهل و نادانی تاریخ مواجه ساخته که تما این کشتار ها عامل آن همین محمد تازی و علی سگ کش است . این را مردم افغانستان شوخی نمیدانند یکروز شما ها هم دراین کشور حقی ندارید و بروید به سرزمین پدری تان همان بیابان های عربستان و شتر بچرانید و زنهای تان را هم در خدمت شیخ ها قرار دهید تا سید بچه لنگی سیاه زیاد شود و طالبان را شاد بسازند.

شما آنقدر در جهل غرق هستید که آفتاب را انکار می کند تو حقی نداری که به زرتشت تو حین کنی .اگر تو افغان آریائی هستی نژادت به زرتشت می رسدو اگر مخاوط عرب و ترک و غیره تو به همان سوسمارخوران می رسی . خلاصه امروز اگر من میخواهم فریاد بزنم برای اینست که دین آمده مانند نره خر به مملکتم اطرق کرده که اجازه نفس کشیده را برای کسی نمی دهد . مگر همین سرنوشت کامبخش را نمی بینی .
غوث زلمی را نمی بینی و یک مسلمان درست من در تمام عمرم ندیده ام . من با یهودان زندگی کرده ام با مسیحیان زندگی کرده ام با اهل هنود زندگی کرده ام اما این را دریافتم که باید با شما حرف واقیت را زد .

چون شما معتقد به شعار خود هستید : یعنی هم نری هم غری هم جنگ خیبری.

تا جائی که من تاریخ اسلام را خواندم تما گفته هایش بر عکس است . مثلا همین ابولهب از جمله سرمایداران عرب و کاکای محمد است چون برای مقاصد شیطانی محمد کمک نکرد فورا " سلمان فارسی برایش آیه تبت یدا ابی لهب را صادر کرد. و لی خدیجه که دوبار هم تلاق شده بود تما پول هایش را به محمد داد تا آخر عمر مثل نوکر زیر دستش کار کرد و چرق هم نمی کرد.

این هم شده سنت عرب ، جوانان عرب تازی به یونان می روند و با زن های 60 ساله ازدواج می کنند صرف برای اینکه صاحب پولهایشان شوند. و این را سنت محمد تمام کارهایش جز منافع خود ش تا وقتی نوکر خدیجه بود به یک زن طرف دیگر چپ نگاه نمی توانست و وقتی خدیجه مرد و 22 زن دیگر گرفت از 7 ساله شروع تا 60 ساله که فردای عروسی مرد.
جناب خواب هستی بیدار شو بروخودت بخوان .

ناخوانده سرمنبر بالا میشی تو که تاریخ میگویی تاریخ را اگر میدانسید 40 کشور برای شکم سیر کردن شما نمی آمدند.
خلاصه اگر وجدان داشته باشی و خون تازی در رگ هایت نباشد فکر می کنی و تلاش برای جیب عرب سوسمار خور نمی کنی . چرا تو بی هیچ هم بنده الله چوچه هستی و محمد و بقیه شیخ ها هم . پس تو چه پستی نبست به عرب داری که همیشه در فلاکت باشی و تازی بخورد و بچرد.
پس اگر تو بگویی که اسلام گوسفندی است که خوب میچرد و خوب میخورد و خوب بهبه می کند. من به این رفتار هایش نمی بینم من دنبه اش را می بینم که چقدر دنبه دارد.
تکنالوژی از کفار ورزش از کفار ممالک پیشرفته از کفار حقوق بشر از کفار تاریخ از کفار جنگ سگ های جهادی و طالب را کفار بیآید فیصله کنند. مریضی و فقر و فلاکت شما را کفار بیآید درمان کنند. پس این عرب تازی چه سر ما را درمان می کنند در حالیکه کشور های عربی شب روز به لیسیدن فلان انگلس و آمریکا مشعول است .

تو برای من بگویی که در پشت دیوار فلا است و بساط است و حور است نمیدام کیسه های طلا است .من حرف تو را وقتی باور می کنم که بروم و پشت دیوار را نگاه می کنم .
تو نمیدانی وقتی یک نفر 25 سال میرود در غار کوه پنهان میشود برای هیچ میرود برای اینکه در پشت پرده هر چیز را میتوان انجام داد. ولی غربیان باور نکردند. اما زور شمشیر برتو قبولاند که باورکنی . 60 ملیون سال دیگر دنیا همین طور وجود دارد هیچ بلایی هم نمی زند. بعد آنرا هم میدانند که سرنوشت دنیا چه میشود هر چه شود مگر زندگی همنقدر است تو از آن استفاده نمی کنی و عرب سوسمار خور میخورد و عیاشی می کند و سر ترا هم کلاه می گزارند.

این هم تمدن مکرونی خوردن تازی به جای سوسمار در رستوران :

http://www.youtube.com/watch?v=2kDA9amOfrk

ازین ملاهای اسلامی چه فلوته بازی که بر نمی خیزد:

نمیدانم خدا این جانوران را برای چه به دنیا آورده است ؟

Hanjarod
یمدری من برایت امر روز یک گیلن تیل خاک را میدهم تا همرایش اتش بیفروزی وعبادت کنی. از طرف هنجرود

او بچه یمدری بخیالم که شو شوله خوردی وشکم سوخته که ایقه جرت وفرت میکنی. برو بچیم از طرف مه بریت اجازه است که اتش ره مانده حتی شوله داغ ره هم عبادت کو. هرچیز که داغ است وسوزنده است عبادت کو (حتی مرچ سرخ). کی گفتیت که نی! برو مه برایت امر میدهم که روز یک گیلن تیل خاک ره بریت احواله بتن بخاطر که تا که چوب وتیل نباشه خدای تو ظهور نمیکنه! برو جان کاکایش عبادت کو اما فکرت باشه که خوده نسوزانی ویکبار به وجد امده نزدیک اتش نشی که تنبانت نسوزه جان برادر! بخاطر که اتش سرکش است وسوزنده وویرانگر. موووووووووه (بوسه انترنتی) افرین. باز ده زمستان مره هم خبر کو که همرایت به دور اتش نشسته یگان سگرتی بزنیم

Yamdari
خودت هنجرود و گپ هایت هم هنجرود بادی .

آتش هرچه باشد بتو همان کمک را کرده که اگر نباشد تو مجبور هستی حتا گوشت را هم خام بخوری. درزمستان بلرزی و یخ بزنی ، خلاصه همین آفتاب هم اگر نباشد دنیا از بین میرود . چون آتش اولین بار توسط اجداد ما کشف شده است و به جهان معرفی شده بنا ما زرتشتیان به آن افتخار می کنیم . سلمان فارسی مادرش از زرتشتیان اصفهان است و این حرامزاده تعریفات آتش را برای محمد کرد و محمد هم گفت از ین پس آیه ها را کمی آتشین بساز و بگو هر کسی که مانند هنجرود قدر و منزلت هستی های سرزمینش را نداند و مانند مجاهدان و طالبان که جنایات زیادی را مرتکب شوند باید در روز آخرت ( که وجود خارجی ندارد صرف یک نظر جهل است ) در همین آتش زرتشتیان سوزانده شود.
ما هیچ وقت به محمد این اجازه را نداده ایم که آتش ما را در راه سوزاندان انسانها بکار برد. زرتشت باور بر این بود که آتش یارو مددگار انسان است و سمبول پاکی می باشد .و باید به او احترام گذاشته شودو این یک واقعیت است وعده سرخرمن نیست . امروز اگر آتش نباشد جهانی وجود ندارد .
تمام هستی بنایش بر آتش است ولی این را که تو نمیدانی مشکل شخصی خودت است .
برو یک چند روز در سرزمین عربستان زندگی کو تا مزه اسلام و عرب سوسمارخور را بدانی ؟ نمیدانم اینهمه مسلمان کشور های اسلامی عرب را گذاشته چطور عاشق یورو و دالر کافرین هستند میخورند و شب و روز دعای تازیان را می گویند و در روز آخرت هم در همین آتش زرتشتیان سوزانده می شوند.

و اگر زرتشت این اجازه را به اسلام ندهد . باید همه را از ماشین گوشت تیر کند تا قیمه شوندو یا مانند حیوانات که در حج زیر خاک می شوند برای نفت دنیای دیگر استفاده کنندو باز هم همین نفت سوزنده است که تازیان سوسمار خور به او علاقه دارند و گرنه هنجرود را هم می خوردند.

http://video.google.com/videoplay?docid=3150742395661185913#docid=1953213290065886857

رسا
خدمت هم میهنان متدین ومسلمانم : نویسنده رسا

دوستان گرامی : قضایای افغانستانرا باید از 3 جهت دید که در افغانستان چه میگذرد 1 شیوع بیخدایان وتیلیغات سوآنها تاخت و تاز به سر اسلام وخصوصآ توهین وناسزا گوئی به حضرت اقدس الهی وتمسخرو اسهزاو حتک حرمت به ناجی بشریت وبه افکار شوم شان که نعوذ بالله بامنکر شدن از خدا ج وکفر گوئی و تمسخر به اهل بیت نبی اکرم ص وزیر نام دیموکراسی وآزادی بالجاجت تمام به فعالیت های مشغول هستند چه در سایت های انترنیتی چه در داخل وخارج کشور اذهان این ملت مظلوم را به نفع مخالیفین اسلام سیر میدهند وازیک مرکز آبیاری میشوند .تحقیر نمودند مسلیمین را با پیشکش نمودن چون ابولهب ها وابوجهل ها به این ملت دلسوزی دارند . این ها هیچ دلسوزی ندارند بس میخواهند مرام شوم دولهای غربی واروپای را بر بالای ای ملت مظلوم ما بقبولانند .اسلام وقرآن هچگاهی تعلیم زنانرا منع نکرده هیچگاهی حقوق زنرا پامال نساخته بلکه ظهور اسلام باعث نجات قشر مظلوم جامعه شده .اینکه یکعده اراجیف مضر دربین مسلمانها ازطرف دول غیر اسلامی گماشته شده ودست به هنگامه های مضرانه میزنند باز هم میگویم دنبال اهداف باداران خویش هستند انعده از دین برگشته گان در ابتدا تعهد میکنند که ما از دین برگسته ایم وتعهد همکاری را با ملهدین میگذارند .امروز درین ویب سایت شاهد همکاری آنعده تعهد سپردگان هستیم.
2 وجود طالبان که آنها طالب راه حق نیستند چون ظالب راه خدا ج وپیرو مکتب محمدی هچگاهی عملی مثل آنها انجام نمیدهد .اینها نیز از کشتار وانفجار وممانعت از تحصیل خصوصآ زنان . بایک هیاهوی وحشت زا تحت شعار اسلام خیانت به اسلام میکنند ودسته قاشق بی خدایان تعهد سپرده هستند طالبان تحت شعار اسلام وحشت میافگنند تا راه برای مبلیغین بی خداها وکفرگویان باز شود .وحشت ودهشت و قتل وغارت چه فرقی با بی خدا ها وکفر گویان دارد . در ریشه هردو (بی خدا ها و طالبان ) از یک صبوح آب میخورند هردو ترسی از خداج ندارند هردو سرسپردگان مکتب الحادی وکفری میباشند . مثال زنده وتازه اش که هلیکوبتر های خارجی طالبان را از جنوب کشور به شمال کشور منتقل میسازد این نمایانگر پیوند بین بی خدایان وطالبان میباشد.
3 حضور نیرو های مسلح دولهای ضداسلامی که با بمباردمان کورکورانه دست به قتل این ملت بیچاره ما .زده اند ازهمین ویب سایت تصاویری پخش شد که محافضین سفارت امریکا برهنه مصروف عیاشی بودن ودر آنطرف زخمی های مسلیمن .
پس باید از این 3 جهت مثلث اینطور استنباط کرد که بیخداها ومنکرین حق + طالبان = فوج های ناتو وامریکا .که این مثلت یک زمان برای نابودی مسلیمین بر آمدن ومیخواهند اهداف شوم شانرا بالای ملت مظلوم من وتو برادر مسلمان پیاده بکنند.
اما اینرا بدانید دوستان گرامی: ما همه یک ملت مسلمان وبا اعتقادات محکم اسلامی که داریم این مثلث ملحدین را مانند قشون سرخ شوروی سابق به گورستان ابدی تاریخ انشاالله میفریستیم وخداوند ج همراه ماست .
باعرض احترام به همه ملت رنجورم .>>رسا<<

Hanjarod
خودت اتش پرست واتشت هم زاده سرگین حیوانات

یمدری: نگفتی که از انواع اتش کدامش زیادتر مقدس است که ما به ان رجوع کنیم؟ اتش که از چوب تولید میشود ویا اتش تیلی. راستی اتشی که از سرگین حیوانات تولید میشود درجه تقدسیت ان چقدر است؟ ان اتشی که چندی قبل یونان وهسپانیا وکالفرنیا را سوختاند هم مقدس بود؟ شاید اتش مقدس امده بود که مردم را برکت ببخشد ولی این اطفایه چیان نا جوان انرا خاموش کردند. راستی در مذهب شما به کارمندان اطفاییه که کارش شان اتش کشی است چی جزای پیش بینی شده ویا اینکه در زمان زردشت مقدس انوقت ریاست اطفاییه ایجاد نشده بود. من خودم خالق اتش هستم بنا ضرورت ندارد که به وی سجده کنم. همیالی یک لایتر در جیبم است واتش را ایجاد کردم ولی با یک پف اتش خاموش شد. وی خدایا. ایا من ان چیزی را که حالا ایجاد کردم وبعدا با یک پف ضعیفم مرد را پرستش کنم؟ مسله اینکه جهنم از اتش ساخته شده تنها در اسلام نه بلکه در تمام ادیان اسمانی (نه من دراوردی مانند شما) ذکر شده. حضرت عیسی روح الله وحضرت موسی همیشه پیروان خود را از اتش جهنم اخطار میدادند. در انجیل امده است که هرکس برادر خودرا احمق خطاب کند مستحق اتش جهنم است! اتش یک وسیله است نه یک الهه قابل عبادت.

تو احمق که خودرا زردشتی خطاب میکنی و نوشته هایت سراپا توهین به اسلام ومسلمانها است از سه اصل اساسی خود زردشت که عبارت از گفتار نیک، پندار نیک وکردار نیک است واضحا سرکشی کرده یی! گفتارت سراپا توهین امیز است واگر زردشت زنده میبود درهمان اتش مقدست از یک لنگ اویزانت میکرد تا بعداز کباب شدن خوراک سگ های عار کردی. پندارت هم مانند ذاتت کثیف است زیرا تو افکار توهین امیز ودروغین در برابر پیامبران الهی داری وکردار شنیع ات هم از گفتار وپندارت معلوم است. بنا تو یک مرتدی هستی که به هیچ دین وایین وفادار نیستی واصول اساسی این دین به تاریخ سپرده شده را هم به ریشخند گرفته یی. واقعا که مستحق اتش دوزخ هستی والهی که با اتش دوزخ یکجا باشی

سرپلی
خدمت دوستان سلام !

یخشیش میخایوم که مشغول توی بیادریم بودوم و میمان ها بسیار استن فرصتی نویشته کدنه نداروم هفتی آینده اگه زندگی بود خدمتیتان مییایوم .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 16 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس