رفتن به محتوای اصلی
سراندیب

سراندیب

یک شعر

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اینجا نه ناقوس های بلندی ست
که فریاد های دل برساند
نه ساحل مرجان ها
که مروارید آرزو صید شود
نه دریچه ای که در آن ماه لبخند زند
انگورهای قرمز مَویز

و سیب های سرخ  پژمرده می شوند
مگر کمندی بر گردن رنگین کمان بیاویزم
و با هفت رنگ جادو درآمیزم
بر شبدیز بهار  بر آبی کهکشان ها بتازم
و بر دامنه ی سراندیب فرود آیم
آنجا که شب ها
گل هایش آسمان را روشن می کند
و از آسمان ستاره می ریزد
دخترانش با یک رشته مروارید  لبخند می زنند
با ترانه هائی بر لب از باغ اساطیر.
جوانانش با شلال گیسوی گندم
سوی آبادی پرواز می کنند
بره هائی سرمست در تازگی علف
اسبانی با غرور آذرخش با نعل هایی از آتش
و آدمیان را دورن ابرها می برند
شب ها تنوری با شعله های زنگاری
بر پشت بام ها رنگ می ریزد
و دایره های نازک نان
به هوا می پراکند.
از پشت کوه قاف پریانی
با رقص و پایکوبی می آیند،
گلدوزی زنان را می خرند،
بر روی اطلس قرمز با چهره ی عشق
یکباره ناپدید می شوند

بعد سیمرغ عشق می آید
بر سینه ی عریان مهتاب
پرهای جادوئی
فرو می ریزد

محمد تقی خاوری

محمد تقی خاوری

محمد تقی خاوری، شاعر و نویسنده ی هزاره، و از جمله شاعران پیشرو خراسان می باشد. از او تاکنون مجموعه شعرهای مختلفی از جمله واژگان بازنده، فرزند كارگاه، در دايره صبح و شكل‌های صدا نشر شده است.
او همچنین نویسنده ی کتاب مردم هزاره و خراسان بزرگ می باشد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس