شرکت کنندگان یکی - یکی و گاهن در گروه های کوچک دو و سه و پنج نفری از شهر های تورنتو، هملتون ، کچنر ... و از راه های دور و نزدیک میامدند و داخل سالن میشدند، همینکه روی چوکی قرار میگرفتند نگاهایشان به شعار ها، عکس ها و به شاخه های گلهای لاله ی سرخ می افتاد، بیست و یک گل لاله سرخ بر دیوار و رو به شرکت کننده ها در کنار هم چیده شده بود، دقیقن شبیه بیست و یک تابوت که لاله ی سرخ (شهیدان اردوی ملی) ولایت کنر را در درون خود داشت و بصورت منظم در کنار یگدیگر برای تشیع رسمی گذاشته شده بودند.
این مراسم با حضور گسترده ی فرهنگیان، شاعران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، روسای نهاد های اجتماعی، و مذهبی و صاحبان رسانه ها و مردم با احساس افغانستان ساکن شهر های یاد شده ی کشور کانادا برگزار شد.
پدر امیرحسین و همسر بیوه ی او نیز کنار لاله های سرخ، نه در بامیان و نه در کابل، بل در کانادا و در شهر تورنتو حضور داشت. پدر امیرحسین هنوز خمیدگی کمرش راست نشده است و همان افسر ارتش اورا کمک میکند تا نیمه ایستاده بماند، و بیوه امیرحسین هیچ روشنی را پس از به شهادت رسیدن شوهرش در نگاه غم انگیزش تصور کرده نمیتواند. (تصویرهای کنار دیوار)
آقای کبیر بختیاری برنامه را با سخنان کوتاه و دعوت از حاجی علیزاده برای قرائت قرآن آغاز کرد. بیست و یک عدد شمع از راه میرسد و به سرعت کنار هم چیده شده و به یاد آن بیست ویک لاله ی سرخ به سوختن می آغازند، بانو نیلوفر ظهوری شاعر جوان و خوش سیما، برای اجرای برنامه در جایگاهش قرار میگیرد و پس از مقدمه، اولین سخنران را به پشت تریبون دعوت میکند.
آقای بغلانی آرام و شمرده سخن گفت اما این سخنان آرام دعوت کننده ی طغیان و شورش مدنی علیه دولت آقای کرزی بود وی در آخر شعری را نیز دکلمه نمود؛ آقای کلیوال نیز طبق همیشه با زبان پشتو پیرامون حادثه کنر صحبت کرد. آ قای محسن نباتی سروده ی را با صدای گیرایش پیشکش حضار نمود. آقای هارون راعون تک ستاره ی آسمان شعر تورنتو، سروده اش را دکلمه کرد، هنگام که آقای راعون واژه هایش را با احساس تلفیق داد بغض گلویش را فشرد و گلوی من نگارنده را نیز، درست سمت راست دیدگاهم شمع ها عاشقانه می سوختند تو گویی شعله ها شمع افروخته شده میرقصیدند، با نظم عجیبی گاهی به چب و گاهی به راست خم میشدند. بانو ظهوری نزدیک ترین شاهد رقص شمع های افروخته شده بود.
استاد ظهورالله ظهوری استادانه اشتباهات دولت کرزی را بر شمرد و اورا مسوول اصلی شهید شدن 21 سرباز ارتش افغانستان دانست. رییس اتحادیه افغانها آقای باهر فرملی ضمن انتقاد شدید از حکومت و رییس جمهور کرزی خود را در غم این حادثه شریک دانست. شفیق احمد ستاک شعر بلندی را یک دم و بی وقفه دکلمه کرد. آقای میرحسین مهدوی نیز سخنانش را پیرامون افغانستان واحد و مستقل عاری از هرگونه برتری طلبی قومی و مذهبی گره زد و خانم باران سجادی "سپیده ی" به سبک خودش را خواند.
آقای مختار دریا تصویر دیگری از شهدای کنر در قالب شعر ارائه کرد، او کمر شکسته ی پدر شهید امیرحسین را بلند آخ گفت. استاد تمیم صدیقی نیز با سخنان زیبا و ساده حرف دل مردم را فریاد زد و رحیل بلال نیز سروده ی را به خوانش گرفت.
آقای نصیر خالد روزنامه نگار مقیم تورنتو آنچه که در کنر گذشت و میگذرد را گسترده و غیر قابل تصور خواند در قسمت از تحقیقات که او در کنر انجام داده است نشان میدهد که هزاران مرد جنگی از کنر به کشور سوریه برای جنگ فرستاده شده است.
آقای زیوری ضمن تشکر از برگزارکنندگان این محفل خواستار گفتمان سازنده توسط نخبگان جامعه ی افغانستانی شد و آقای کبیر بختیاری آخرین سخنران این محفل با سخنان شیوا و جذاب اش توجه شرکت کنندگان را به خود جلب کرد و در پایان سخنانش سروده از خود را با شیوه ی منحصر به فردش دکلمه کرد، او از خسته گی سجاده ی تزویرگران فریاد زد و از خسته گی خدای درون خانه یشان یاد نمود، و خطاب به افراط گرایان مذهبی گفت: ای بی خبر که فصل خدای تو مرده است/ ماییم و فصل عشق که جاوید زنده است.
نگارنده (حسین زاهدی) به نمایندگی از افغانستانی های مقیم شهر تورنتو پیام (بیانیه) این مردم را خطاب به دولت افغانستان نهادهای سیاسی ، مدنی، رسانه ها و مردم افغانستان خواندم. و قاری صاحب رشیدی با دعایه یی محفل را خاتمه داد.
محفل خاتمه یافته بود و مهیمانان جهت صرف غذا به سالن دیگر رفتند، آن بیست و یک شمع برای بیست و یک لاله ی بخون خفته اما همچنان عاشقانه میرقصیدند، میسوختند و اشک میریختند، اشک های داغ و آتشین - پدر امیرحسین و بیوه او تنها ماندند، تنهای تنها ! با یک عالم غم و اندوه و بیست پدر، بیست مادر و بیست بیوه دیگر با سرنوشت خانواده ی شهید امیرحسین همسرنوشت شدند.
نوت : این محفل در سالن فرهنگی مرکز امام حسین در شهر تورنتو به تاریخ دوم مارچ سال 2014 به حمایت از نیروهای مسلح و گرامیداشت از شهدای ارتش افغانستان در ولایت کنر به ابتکار نهاد های اجتماعی، فرهنگ و مذهبی مقیم این شهر برگزار گردید.
برای دیدن عکس های بیشتر روی لینک زیر کلیک کنید.
https://plus.google.com/u/0/photos/107832978473244162379/albums/5986566799299731409
نظرات
15 دیدگاهبیست و یک شمع و بیست یک لاله ی سرخ
این افغانستانی های تورنتو چه رقم آدم ها اند! وقتی هزاران راکت از پاکستان بر کنر فرود آمد، چرا محفل و جرگه بر پا نکردند! چرا وقتی رستورانی در وزیر اکبر خان با عمله و فعله منهدم شد، صدای خود رانکشیدند؟ چرا به « معلول» ها میپردازند؟
این افغانستانی های مقیم تورنتو، وقتی دیدند، یک سری جنایتکار جنگی و جاسوس شناخته شده ، برای احراز صندلی ریاست جمهوری، روی ستیژهای کابل بالا میشوند و گویا « مناظره!» میکنند ، در حالیک تفنگ و« آر پی جی» شانرا در گوشه میز مخفی کرده اند، چرا صدای شانرا نکشیدند و یک محفل نگرفتند؟؟
این آقایان و خانم ها چرا محافل غیر مذهبی و سیاسی و ملی را در مدرسه یا مسجد امام حسین می گیرند، نکند پول و هزینه این احتفال را نیز حضرت امام خامنه ای مد ضل العالی میپردازد؟؟
چرا اینهمه بر اسم و تصویر امیر حسین ، تاکید می شود، گویا بخاطر هزاره بودن ایشان ، آیا بقیه کشته شده گان نیز از قوم زحمتکش هزاره بوده اند؟ اگر پاسخ منفی است پس چرا ؟؟
ازین افغانستانی های مقیم تورنتو، ازین نام کته و سوته، توقع آن بود در باره مسایل کلان، ابرازنظر کنند، مثل آینده صلح وجنگ، تداوم اشغال یا آزادی کشور،و ......
درگوشه از گزارش ، درباره اعزام نیرو از منطقه کنر به جنگ سوریه، تلویحا ابراز نگرانی شده، اما در مورد این فاجعه که از دارالخلافه ایران بطور منظم و متداوم، افغان های مهاجر برای جنگ با مخالفان بشار اسد، اعزام میشوند، خاموشی اختیار شده، یعنی ولی فقیه اگر، قوم شریف هزاره را گوشت دم توپ کند، بی خیال اش!
سرزنش حامد کرزی در ایام آخر سلطنت خفت بارش از هر « پهلوان پنبه» ای بر می آید!
تذکر: مشابه این نوشته ، چند بار از سوی شخص حسین زاهدی، دبیر تحریریه کابل پرس? سانسور و حذف شده است، گویا نوشته من « عقده مندانه!» تلقی گردیده است
بیست و یک شمع و بیست یک لاله ی سرخ
جناب حسین زاهدی، هم در مقالات سیاسی بسیار« احساساتی » می نویسند و هم در لفاظی ها و آرایه ها، اندکی کم دقتی میکنند!
مثلا تعبیر « لاله سرخ» یعنی چه؟ مگر لاله سیاه یا سبز هم داریم؟
«لاله » از نظر لغوی با لفظ لال = لعل ( سرخ ، سنسکرت) وابسته است و همواره رنگ سرخ دارد با دانه های سیاه در وسط!
عنوان یک مطلب جناب زاهدی در ایام پار چنین است « نطفه جهاد در وان حمام بسته شده بود!»
که البته منظور« وان حمام یک امریکایی بنام چارلی ولسون» است!
من نظر آقای زاهدی را تایید میکنم که سران جهادی، دست نشانده گان امریکا بوده اند وجهاد با « استینگر» امریکایی به پیروزی رسید!
اما گزینش آن عنوان، نه زیباست نه لاژیک!
بیست و یک شمع و بیست یک لاله ی سرخ
بامیانی گران ارج این تصویر نشان میدهد که گل لاله در چند رنگ میتواند باشد.
بیست و یک شمع و بیست یک لاله ی سرخ
عکسی که می نگرید همراه یک کامنت بنده به تاریخ چارم مارس، حذف شد، گویا « عقده مندانه» و« بی ربط» تلقی شده بود!
زیرنویس این عکس، چنین است:
به پیش ! به سوی انتخابات آزاد، مسالمت آمیز و مردمی !
بیست و یک شمع و بیست یک لاله ی سرخ
بیاد شهیدان غازی آباد کنرکه در سال 1392 توسط مزدوران پاکستان کشته شدند.
دیدن این صحنه، به یک فرد مسلمان سخت است
اشک می ریزم و این ظلم به انسان سخت است
پدری آید و گوید که تا بوت ز کیست ؟
به پدر نام گرفتن ، ز شهیدان سخت است
مادری آید و خون گرید، بر نعش پسر
دیدنی ناله و گریان، یتیمان سخت است
ما ازین خاکیم ، وهریک تکه ی پیکر ماست
تو ته دل، به کرایی، کده بریان سخت است
بهر آسایش ما، از سر و جان تیر شدند
شرح این قصه، به کرزی و رفیقان سخت است
ای خدا رحم بکن! تا به کَی این رنج کشیم ؟
یوغ این کُور و کر، بر دوش غریبان سخت است
م ک( محمد الله کوشانی)