مانند سایر پدیدہ ھای طبیعی زبان نیز یک پدیدہ است که در طول تاریخ، بشر در مورد آن به تفکر پرداخته است. در زمان ھای قدیم انسان ھا زبان ھا را به خدایان شان نسبت می دادند و زبان ھا را از نظر مذھبی توجیه می کردند. اما با پیشرفت علوم تجربه ی افکار بشر در مورد زبان ھا تغییر یافت تا اینکه در قرن نوزدہ میلادی علم زبان شناسی در صف سایرعلوم به حیث یک علم پا به عرصه وجود نھاد. به گفته ی زبان شناسان :
. زبان شناسی عبارت است از بررسی علمی زبان. زبان شناسی حق ندارد «تجویز» كند چرا كه تجویز كردن، كار علم نیست و علم تنها می تواند توصیف، كشف و نظریه داشته باشد.
اما از جانب بعضی دوستان نظراتی که در مورد زبان ھزارگی ارائه گردیدہ، کاملن تجویزی است. آنھا بدون اینکه در مورد زبان ھزارہ ھا تحقیق عالمانه کردہ باشند تجویز می کنند که مردم ھزارہ باید زبان فارسی داشته باشند ورنه در صورت دیگر به زندگی اجتماعی شان ادامه دادہ نخواھند توانست.
اگر زبان را بصورت دقیق تر پیگیری کنیم در می یابیم که زبان مھم ترین وسیله برای شناخت انسانھا و یا یک قوم است. درین مورد زبان شناس غربی دکتور جانسن چنین ابراز نظر کردہ است :
زبان نسب نامه و قدیمی ترین یادگار ملت ھاست. نوشته ھا و ابراز نظر ھا به سبب علت ھای مختلف از حقیقت دور شدہ می تواند اما گنجینه ھای کلمات زبان ھا دوروغ نمی گویند و مارا فریب نمی دھند . بشرط اینکه برای معلومات کسب کردن از کلمات زبان ھا، باید از ھنر درست آن آراسته باشیم.
زبان شناس ھندی سید سلیمان ندوی می گوید :
ملت ھا در قبال تاریخ شان ھر گونه خیانت کنند و برای رد و بدل واقعیت ھای تاریخی طبق دلخواہ شان، ولو از دروغ کار بگیرند ولی زبان و گنجینه ی کلمات زبان مانند امانت دار واقعی روداد ھای گذشته را ترتیب وار برای ما نگهداری می کند، که یگ محقق به وقت ضرورت از آن استفادہ می تواند.
عدہ ی از زبان شناسان نظر شان بر این است، زبان ھای که از بین رفته و یا فراموش شدہ اند حاصل کردن معرفت در مورد آنھا کار محال است. اما بزرگ ترین زبان شناس امریکایی و استاد دانشگاہ ستینفرد کیلیفورنیا میریت رولن و ھم نظر او جوزف گرین این نظریه را نمی پزیرند و آنھا عقیدہ دارند که بسیاری از کلمات زبان ھا آن قدر مقاوم ھستند که تا مدت مدید باقی مانند. مانند نام ھای اعضای بدن ،نام ھای افراد خانوادہ و خویشاوندان ، و پدیدہ ھای طبیعی در محیط.
در روشنی نظریه این دانشمندان و زبان شناسان اگر زبان ھزارگی را در نظر بگیریم بخوبی پی میبریم که این زبان از نظر ریشه ی فارسی نیست بلکه تراکیب و کلمات این زبان در زبان ھزارگی وارد گردیدہ اند. یعنی نام ھای اعضای بدن ، افراد خانوادہ و پدیدہ ھای طبیعی محیط در ھزارگی در مجموع ترکی و مغولی می باشد که دال بر ترک و مغول بودن ھزارہ ھا است .این نام ھا قرار ذیل اند :
نام ھای اعضای بدن
تراخ ،تولغه ، گیدگه ، چوقو ، چوله ، قچار ، کومه ، قاش ، قباغ ، کیرپگ ، اوقرہ ، قیغد کٹوگ ، کرکوٹگ ، الغزگ ، جور ، چیجی ، کورہ ، قیتد ، غب ، لینگ ، تولیگ ، الغه ، ایرکه ، شنگول ، اپسقور ، توقئی ، قاری ، چیمکه ، سوجی ، قوندغسو ، بیر ، اولقله ، بوربی ، کیموگ ، قبرغه ، دالو، قیچغ ، چم چینه ، اونگه ، جیبار ، توقی و..........
نام ھای افراد خانوادہ و خویشاوندان
آته ، آبه ، ابغه ، بیکه ، اینگه بکله ، آجه ، باکول ، آچول ، نغچی ، تغائی ، ابسو ، قودغو ، لالئی ، آغئی ،بوله ، نیلغه ،
نام ھای لوازمات خانه
قورخ ، کنڈو ، گوگئی ، قوتو ، گوڈنگئي ، گولخو ، قویرہ ، موری ، پوشتول ، نوغول ، چیرمہ ، چمبر ، دیرہ ، پخسه ، بوچقاغ ، چت ،
تبخئی مانی ، باٹال ، دیشکه ، خورمه ، کومرکئ بوخچه ، امبوچه ، ڈولچه ، لاغو بدنی ، چوشله و..........
نام ھای ابزار کار
ٹونٹی ، چبچور ، گینٹی ، کرنڈی ، پارو ، جارو ، سوولغه ، دوتو ، اتنگ و..........
نام ھای نباتات
گنگو ، قووغ ، تولغنه ، توقید ، میچلیغ ، لوگور ، توسله ، زیربرگ ، سیمسول ، سوخشلبید ، چغرگ ، قرغنه ، بور بوٹه ، دولنه ، اجریغ ، اولغادیگگ ، جیرکنه ، برغنه، خیرلئی ، چاکه ، چوکری ، قلغو ، بوترنغو ، گنڈہ بغل ، بلدرغو ، اوله ، لوخ ، تاخوم ، خینجگ ، اغجی ، بیغجی ، شیریلجی ، اوئیل ، شورکی ، دوری ، قوریغ ، کمئی، راف ، ایستوغ ، شیریشک ، اولیاد ، قاش ، مونڈلی و ..........
نام ھای مناطق
شیخچغو ، بلاغ ائینگر ، دولنه ، لوٹو ، گیرپید ، اودکل ، بوکرجای ، سنڈیکله ، قرقول ، شیلبینگ ، ترنوا ، ایسپی لاغ ، سیوگ ، قادی ، اشترلئی ، خیدیر ، جیرغئی ، بورجگئی ، ورس ، قلوج ، جیغه تو ، اودقول ، پیدگه ، قوناق ، اولوم ، سورچوگ ، تولئي ، بولوگ ، تمکی ، قاش ، کمرگ ، قبرغه ، بوم ، ناگو ،اولیاد تو ، المیتو ، داله ، سرتلہ .لوخگ ، قرہ ، الغزار ، شیبقال ، جالہ ، جاشه ، تبقوس ، اشکه ،چمبر ، تیلوم ، اورینچی ، اربستو ، سیواگ ، اورزگو ، کجران ، گیزو ، ناوور ، بامیان ، یکولنگ ، چاکه
سرتله ، توکری گولنگ ، بیلو ، المیتو، ممدگ ، سیرقول ، امبلاغ، لوڈہ ، چشکه ، کلدئ ، مڈ گ ، نوورگ ، میسه ، قرغه ، توغلوغ ، میٹه ، پنڈہ ، قارلوخ ، تولئی خو ، قادہ ، ایچه ، تورگن ، پای لوغ ، گزگ ، اوتیلاق ، جاغ ، دای برکه ، زینگر ، دادی ، چیگ تمور، آله گو ، بگرام ، قرہ باغ ، دای کیپگ ، قرغه ، قوریخ ، پغمو ، شیغلان ، دان غوری ، قندوز ، زاول ، کاول ، کٹه آواز ، غزنی ، غور ، ایماغ ، چیغچران ، ربات ، رباتگ ، قاب جوی ، اولوم بولغسو ، غیغو تو ، کوڈال ، اوتله ، اینگی ، جلدگ ، غوغه ، قرہ قونڈی ، قرقونڈہ ، سنگی ماشه ، اولای تو ، غولجای تو، قارقول ، آجیگگ ، کجیو ، قرقلجو ، دای ختای ، دای ساکه، آته ، بابه ، باغوچوری ، یزدری ، قوشنگ ، قارچه ، چاونی ، توچی ، قولوج ، چیمتال آقچه ، دوشی ، کیلگئی ، بوغرا و و و...........
پرندہ ھا
سبرال ، بورگود ، شغجئی ، چیگگ ، چولدی ، قرقولاد ، سنگ کویگ ، چوغوگ ، با شه ، قجیر و ..........
حشرات
قونغوس ، بوی ، جولگگ ، قوللئي ، شولوگ ، کوڈی ، چیلگ ، خمندوگ ، ووخلي ، قورہ ، سونه ، گنگ ، کانه ، شلجه ، ریشک ، منٹه پلخ ، جیژدوغ ، مٹگ ، قبرگ ، خمندوگ و........
حیوانات درون آب
چنچکلو ، مانی پوشت ، قوقری ، باغا و۔۔۔۔۔۔۔۔
حیوانات وحشی و اھلی
جیرہ ، تولئی ، تبرغو ، تولکا (روبا) ، بیلی ، قالو (سگ دریایی) ، کیرپی جیرہ ، قبلو ، گینڈوگ ، قینجیغ ، داغو ، اولاغ ، قوئین (گوسفند) ، اوچو ، بورو، غونجی ، سوبای ، سغلیغ و..........
خوردنی ھا
خوراک : قورتی ، نان بوٹه ، اوگرہ ، ملیدہ ، قتیغ ، جوبلغه ، پیرکی ، بوسراغ ، چوب جوش ، تافه ، پتری ، ٹیکی ، لولدوش ، پاد ، قدید ، آچونی ، لیٹی و۔۔۔۔۔۔۔۔۔
نام ماہ ھا :
اید ، برید ، کوکئی ، سرتائیستو ، نورس ، جورس، کمو ، کوجگل ، بامو ، سیابار ، نجیر ، ورال.
نظرات
47 دیدگاهزبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
امید وارم تا همه شرافت انسانی خویش را فدای تعصب نا بخردانه ننموده، و ملت به خون نشسته هزاره را بیش از این قربانی دم توب نگردانیم! به وجدان و به خدای خویش مراجعه بنماییم!
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
ترکهای اذری
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
ترک های اذری
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
تاریخ با ترکان شروع تاند شده باشد، ترک از نوع ترک ترکستان چین تاند باشد، ترک از نوع آسیای مرکزی تاند باشد، ترک از نوع اروپائی و بالکان تاند باشد، ترک از نوع ترک ایران تاند باشد، یا ترکمن ایرانی، یا ترکمن سوریهای یا ترکمن عراقی،یا ترک هزاره از افغانستان، یا اوزبک و دیگر ملل ترک افغانستان، ترک از نوع افریقائی آن تاند باشد، نژاد کودن احمدی نژاد در یک چیز مشترک تانند بود و آن کودنی تاند باشد، هوش احمدی نژاد ۸۴ تاند باشد، یک کشور پیشرفته فارس زبان نتاند وجود داشته باشد.
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
جناب راست شما که راستی را به لجن کشیده اید! اگر اتراک حق دارد چهره های گوناگون داشته باشد، پس چر فارس ها این حق را نداشته باشند! شما انقدر در پان ترکیزم غرق گردیده اید که سنگ و چوب جهان را ترک و مغول میبینید! ترک و مغول که بغیر از کشتن و خون ریختن دیگر هیچ هنری نداشته اند!
در ضمن چرا به لنگ احمدی نژاد چسپیده یی؟ این آقای خامنه تان را چرا هرگز چیزی نمیگویید! شاید همین که جناب ایشان یک کمی ریشه ترکی دارد برائت حاصل مینماید! " خدا و وجدان اگر فراموش شود؛ انسان، انسانیت خویش را بر باد داده است!"
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
شور ونوای ازره
ده گوش کس نموره شورونوای ازره
کر گشته گوش تاریخ ، گوش خدای ازره
نیم مو مغول و تورکی نیم دیگه شده فارس
قد خود خو جور نمایه سر تا ده پای ازره
از دیست دیونه گون شی خانهِ ازره خرابه
«چار پاره»* های دیونه گشته بلای ازره
ده ار دوور که توغ نی تنا جوغول جوغوله
گویی که گاوِ گولن ای رهبرای ازره
بلدهِ مقام و چوکی ده گشت کیدو تیارند
کجایه ننگ و غیرت ، شرم وحیای ازره ؟؟
از بس که دیس مو تنگه ، پای وحدت مو لنگه
ارکس که سنگ پورتو نه موخره ده پای ازره..
قد خون دایم قاتی یه تاریخِ قوم ازمو
تاکی ازره بودو یه ، جرم وگنای ازره؟؟
تا بادِ تیز نباشه ، چارشاخ و داس و دیغو
اید غید جودا نموشه ، دانه از کای ازره..
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
محترم احمدسلام، نوشته آقای راست را اگر دلیل مستند داری میتوانی رد نمایی ، درحالیکه به گفتن چیزی نداری ، چرا حرف های بیهوده بی ربط مینویسی ؟؟؟ کودنی و احمقی احمدی نژاد به جهانیان معلوم است ، پارسی هایت د ر
دنیا بنیاد ندارد خشکه بانکه هستند اصل مردم ایران تورک های ایران هستند ، انسان کشها قاتل ها پارسی های ایران
هستند ، نه تورک ها ، د ر میدان جنگ حلوا بخش نمیشود موضوع جدا است ، خدا و وجدان را آخوند های پارسی
فراموش کرده اند و منکر هستند ، برای اهل سنت و الجماعه هیچ حقی قایل نیستند حتی برای ساختن یک مسجد د ر
تهران اجازه نمیدهند ، شما اگروجدان بی آلایش دارید حقیقت را گفته میتوانید ؟؟ آیا ازاهل سنت د ر کابینه احمدی
نژاد وزیر بود ؟؟ د ر افغانستان ازبرادرهای اهل تشیع چندین وزیر د ر کابینه موجود است . تورک های ایران مدت
بیش ازهزارسال د ر ایران حکومت کرده اند آثارتاریخی ایران همه اززمان تورک های ایران و تیموری های هرات
هست ، شما نمک حرام ها و بی وجدان ها حتی به اطفال تورک ها د رس و تعلیم به لسان مادری شان نمیدهید د ر تمام
دنیا حق تعلیم به لسان مادری حق اولین و مسلم شان است حتی د ر افغانستان امروزی .
آقای احمد حالا حقیقت را میگویید ؟؟ انسانیت را کی ها برباد داده اند ؟؟؟
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
جناب حقبین از یک شاخه به شاخه دیگر پریدن کار نا مردان دهر میباشد! این جا بحث نژاد و تبار جریان دارد! بحث آزادی اندیشه و مذهب بحث جدا گانه یی است! من هیچ گاه از جاکمیت های سیاسی مشخص دفاع نکرده بلکه از هویت و زبان خویش به دفاع بر خاسته ام! از ریشه دار بودن آقای سید علی خامنه به اتراک بنده حقیر دقیق خبر دارم! در ضمن متعصب ترین شیعه های ایران همین اتراک اذری میباشند! شما در تبریز و قزوین اگر بگوید سنی تشریف دارید، چوب به استین تان مینماید!
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
آقای احمد! ا اگر خامنۀ ترک هم باشد از جمله مانقورت های می باشد که مطلقاً از ترکان بریده است. اگر چنین نمی بود به عنوان رهبر مذهبی کشور که دارای قدرت و صلاحیت عام و تام می باشد زمینۀ رشد و انکشاف لسان مادری خودرا در پهلوی لسان فارسی فراهم می نمود و به اطفال تورکان اجازۀ تحصیل به لسان مادری خودرا می داد. وی فقط به نام ترک است ولی هویت ترکی خودرا پشت کرده و این قبیل شخاص را نمی توان ترک قلمداد کرد. شما به جواب آقای حقبین نوشتید که از هویت و زبان خود دفاع می کنید سوالی از شما دارم که آیا به ترکان ایران هم که اکثریت باشندگان ایران را تشکیل می دهند این " حق " را قایل اید که از زبان و هویت شان دفاع کنند؟ آیا تحمل این را دارید که اطفال تورکان، کردان و دیگر اقلیت های قومی به زبان مادری خویش تحصیل کنند؟ آیا تا اکنون شما فارس های ایران در برابر این ظلم و بی عدالتی حاکمان تان که لسان اکثریت مطلق مردم ایران را در دهان شان قفل کرده اند ،صدای اعتراض خودرا بلند کرده اید؟ سوال دیگری نیز موجود است. بفرمائید فعلاً همین سوالات را جواب دهید.
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
خانواده
پدر سید علی خامنهای، سید جواد و پدربزرگ پدریش سید حسین از روحانیان آذری مقیم نجف بودند و نیایش اهل تفرش که به آذربایجان هجرت کردهبود.[۹][۱۰] مادرش خدیجه میردامادی[۱۱] که متولد سال ۱۲۹۱ بود در سال ۱۳۶۸، تنها دو ماه بعد از شروع رهبری او درگذشت. وی دربارهٔ مادرش چنین گفتهاست: «مادرم خانمی بود بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظشناس –البته نه به معنای علمی، بلکه به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ–، با قرآن کاملاً آشنا بود».[۱۲] او دختر آیتالله هاشم میردامادی بود که اصالتاً اصفهانی و مقیم مشهد بود.
پدر بزرگ مادری رهبر ایران، زاده و بزرگشدهٔ نجف و دانشآموختهٔ حوزهٔ علمیهٔ نجف البته از سادات میردامادی اصفهانی و مشخصاً نجفآبادی بود. او حدوداً در ۴۰ سالگی به ایران مهاجرت کرد و در مشهد به تبلیغات مذهبی و تحصیل و تدریس و نوشتن کتابهای اسلامی مشغول بود. او در زمان کشف حجاب در حکومت رضاشاه در مسجد گوهرشاد مشهد مبارزاتی کرد و پس از مخالفت با این طرح به سمنان تبعید شد و در مسجد جامع گوهرشاد سالیان بسیار امام جماعت بود و تفسیر قرآن میکرد و کتاب تفسیر قرآن خلاصةالبیان را نوشت.[۱۳] شوهرعمهاش شیخ محمد خیابانی بود.[۱۴]
سید علی خامنهای متأهل و دارای ۶ فرزند است. همسر وی منصوره خجسته باقرزاده نام دارد. نام دخترانش بشری و هدی، و پسرانش مصطفی ،مجتبی ، مسعود (محسن) و میثم است.[۱۵][۱۶] بشری همسر محمدجواد گلپایگانی فرزند محمدی گلپایگانی رئیسدفتر رهبری است.[۱۷] هدی، همسر مصباحالهدی باقری کنی فرزند محمدباقر باقری کنی است.[۱۸] مجتبی با دختر غلامعلی حداد عادل ازدواج کردهاست.[۱۹] مصطفی با دختر عزیزالله خوشوقت ازدواج کردهاست و مسعود نیز با فرزند محسن خرازی و خواهر صادق خرازی.[۱۷] میثم داماد محمود لولاچیان از بازاریان مذهبی تهران است.[۲۰]
سید محمد برادر بزرگتر او، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بوده و در حال حاضر ریاست بنیاد حکمت اسلامی صدرا را بر عهده دارد. برادر کوچکترش سیدهادی نیز روحانی و فعال سیاسی عضو مجمع روحانیون مبارز است، که در سال ۱۳۷۹ روزنامهٔ حیات نو را منتشر کرد که بعداً به دستور دادگاه ویژهٔ روحانیت توقیف شد.[۲۱][۲۲] یکی از خواهران وی به نام بدری همسر شیخ علی تهرانی بود. علی تهرانی روحانی فعّال در دوران انقلاب بود که به مجاهدین خلق گرایید و به عراق پناهنده گشت. او در سال ۱۳۷۴ به همراه خانوادهاش به ایران بازگشت. بدری در ایران درگذشت.[۲۳][۲۴] برادر کوچکتر او، سید حسن، مسئول هیئتهای رسیدگی به تخلفات اداری وزارت نفت و نمایندهٔ وزیر نفت در این هیئت[۲۵]، و عضو شورای پروانه نمایش است. (منبع ویکی پدیا)